اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی گنجوی و آیین اسکندری عبدی ب- قسمت ۸
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

(اسکندر نامه، ۱۳۴۳: ۷).
این سخنان زیبا و انسانی که با تصویر اسکندر در اسکندرنامه های منظوم هماهنگ است،در همین اثر در عمل به چپاولگری و غارت مال و جان و ناموس بسیاری از مردم کشورهایی مانند کشمیر، هند، چین، شهر ترکان، یمن و ولایت دوال پایان بدل می شود.
افشار در این خصوص می نویسد :«در ولایت دوال پایان اسکندر همه ی مردان را از دم تیغ می گذراند و به لشکریان اجازه می دهد به زنان دوال پایان که توان راه رفتن ندارند، تجاوز کنند و در کشمیر هفت روز شهر را غارت کرد و در یمن اسکندر شهر را غارت فرمود و در سرای منذر (پادشاه یمن) رفت، زن بگریخت، سپس شاه اسکندر منذر را شکنجه فرمود کردن. همچنین در شهر کشمیر اسکندر فرمود: چنانکه چندین هزار دختر را مهر دختری بر گرفتند و چندان نعمت و برده از کشمیر بیرون آوردند که اندر حدّ و عدد نگنجد»
(اسکندرنامه ،۱۳۴۳ :۴۴)
شخصیّت اسکندر در داراب نامه نیز تناقض دارد ، هر چند او ادّعای گسترش دین حقّ در جهان دارد و می گوید برای درستی و پاکی لشکرکشی کرد، امّا رفتارهایش این گونه نیست. برای نمونه نسبت به دارا رفتاری ریاکارانه دارد، او با وجود این که ادّعا می کند با دارا برادر است، وقتی خبر زخمی شدن دارا به دست دو نفر از امیران ایرانی را می شنود، واکنشی این گونه دارد: «اسکندر از شادی همچو گل بشکفت و آهسته سخنی با او (آورنده خبر) بگفت، تازمانی برگذشت اسکندر خازن را فرمود فلان گوهر را بیاور… و اسکندر آن گوهر به او داد…»
(طرسوسی،۱۳۵۶: ۴۱۶).
این شادمانی با رفتار اسکندر بر بالین دارای زخمی شده و در حال مرگ کاملاً مغایر است. طرسوسی می نویسد: «اسکندر خود را از اسب درانداخت و جامه بر خود چاک کرد و کلاه از سر بینداخت و پیش داراب بر خاک بنشست و سر داراب را بر کنار نهاد. چنان بگریست که اگر سنگ او را دیده بودی و مرغ و ماهی از آن حالت خبردار شدی بر گریه ی شاه اسکندر گریه آمدی»
(همان،۴۶۳).
مری بویس معتقد است :«احترام اسکندر به دارا در لحظات مرگ در اکثر روایت ها اشاره شده است. این برخورد اسکندر تا حدودی نمایشی و دراماتیک است و حتّی تا حدودی ریاکاری در مقابل بزرگان ایرانی است و این گریه و زاری در شرایطی است که غلبه ی اسکندر بر دارا نه در نبردی رودررو بلکه به شیوه ای منافقانه و با رشوه دادن به دو سرباز او و قتل خائنانه ی اوست »
(بویس، ۱۳۷۵: ۲۸۹)
ایرج افشارمی نویسید :
« در شهر ترکان اسکندر چهار ماه در آنجا بنشست و چندان زنان و دختران را برده کردند که اسکندر و لشکر از آن سیر گشتند. در ولایت دیوس، اسکندر لشکر گاهی عظیم بزد و دیگر بار طمع در مال و زنان آن ولایت کرد .
رفتار اسکندر گاه وحشیانه و غیرانسانی است. در یکی از ماجراها، او سر یکی از زنانش را به دلیل خطای ناکرده با وجود حاملگی می برد و برای تمسخر پدر آن زن، سر و اندام او را در صندوقی می گذارد و نزد پدرش می فرستد. پدر بیچاره، با دیدن وضعیّت دخترش در صندوق، حالتی جنون آمیز پیدا می کند».
(اسکندر نامه، ۱۳۴۳: ۲۳)
مال دوستی اسکندر به حدّی است که چشم طمع به مال و ثروت وزیر و استاد خود، ارسطاطالیس می دوزد و ارسطاطالیس حاضر می شود، بخش بزرگی از ثروت خود را به او بدهد .اسکندر، پس از کشف خزاین پادشاهان، گنج را همراه با دو نفر به جایی می برد و پنهان می کند و پس از آن افراد همراه خود را می کشد تا کسی جز خودش از جای گنج آگاه نشود.
به طور کلّی بارزترین ویژگی های اسکندر در این داستان شهوت بارگی، حرص به جهان گشایی، چپاول گری، زراندوزی و کوشش برای جاودانگی است، البتّه گاهی اوقات رفتارهای پارساگونه و زاهد منشانه ای نیز دارد.
افصح زاده بر این باور است که شخصیّت اسکندر در داراب نامه مانند شخصیّت او در اسکندر نامه به روایت کالیستنس متناقض است. «او با وجود ادّعا برای گسترش دین حقّ از پاسخ مستدل و قانع کننده در برابر پرسشگرانی که از او دلیل وحدانیّت خدا را می پرسند، ناتوان است، امّا فرشتگان چون او را فرستاده ی خدا می دانند، در بسیاری از تنگناها یاریش می دهند و بارها خداوند به گریه هایش پاسخ مثبت می دهد و دعایش را اجابت می کند. گاهی مردمان بی گناه را وحشیانه از میان می برد و گاه بی هیچ دلیل قانع کننده ای برخی از مکان ها را آباد می سازد. در نوجوانی سرآمد دانش های گوناگون است، امّا به یکباره به دلیل بی احترامی و قدرناشناسی نسبت به استادش همه چیز را فراموش می کند. »
(افصح زاده، ۱۳۷۸: ۱۹۵)
در اسکندر نامه ی منوچهر حکیم نیز تناقض های موجود در دو داستان منثور پیشین دیده می شود، او در این داستان پیامبر خداست و از این فراتر مانند یک شیعه به امام علی «ع» باور دارد. «نسیم گفت: ای دلاور اسکندر پیغمبر خداست و خدمت او بر هر کس واجب است»
(منوچهر حکیم ، ۱۳۷۲: ۲۶).
« او در این داستان بیش از دیگر داستان ها، با خدا ارتباط دارد و همه ی کوششش، گسترش دین اسلام«عیسی» است. با مردم کشورهای شکست خورده رفتاری مناسب دارد. برای حکیمان و دانشمندان مانند ارسطو، ارزش قایل است. برای باطل کردن سحر جادوگران، لااله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله می گوید. اسکندر سنگ سفیدی در غار کعب از حضرت آدم گرفته که بر آن نوشته شده « لااله الا الله، محمّد رسول الله، علی ولی الله . هنگام مسلمان کردن افراد مغلوب از آنان می خواهد لااله الا الله و عیسی روح الله بگویند و در آغاز نامه هایش نام ابراهیم، عیسی، محمّد و پس از آن نام خود را می آورد و گاه نام ابن عمّ پیامبر، علی «ع» را نیز می آورد. و در پایان نامه هایش می نویسد: یا الله یا محمد یا علی .در بیشترین مواقع هنگام قرار گرفتن در مشکل سجّاده پهن می کند و نماز می خواند و پس از نماز مشکل به کمک یکی از پیامبران مانند خضر، الیاس، به ویژه ابراهیم حل می شود و دیگر به کوشش و تلاش هیچ نیازی ندارد.»
(همان، ۳۷۳ )
او بسان بسیاری از پادشاهان صفوی به خرافه باور عمیقی دارد. در کنار چنین ویژگی هایی، اسکندر مانند شاطرهای دوران صفوی سخن می گوید و از گفتن دشنام های بسیار رکیک ابایی ندارد . او هم چنین بسیار پول دوست است و گاه به عهد و پیمان خود وفا نمی کند. و برخی مواقع آن قدر ضعیف و بی اعتقاد است که به دلیل شکست به خودکشی دست می زند، «وضو تجدید نمود و نماز کرده با خود گفت که دیگر این زندگانی از برای من حرام است. پس از جای برخاست و کمند آصف را از کمر گشود بر شاخه ی درختی انداخت و سر دیگر را بر گلوی خود خفت نمود. چنان تاب داد که پایش از زمین کنده شده، بی هوش گردید.»
(کیوانی ، ۱۳۸۴: ۳۶۱)
اسکندر در این داستان هر جا دختری زیبا می بیند، با او ازدواج می کند، به گونه ای که با بیش از پنجاه دختر پیمان زناشویی می بندد و البتّه گاه حتّی نسبت به زنان دیگر نیز رشک می برد.
مجدالدّین کیوانی در باره‌ی شخصیِّت مثبت اسکندر در اسکندرنامه‌های منظوم فارسی بر این باور است :« تصویر مثبتی که از او در آثار تاریخی و متأثّر از روایات عربی شروع شده بود، در داستان اسکندر در شاهنامه ادامه یافت و نظامی این تصویر را تا حدّ ممکن پرورانده است، چه از جنبه ی دینی و چه از جنبه ی سیاسی و اجتماعی.»
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
(همان: ۳۶۹).
این نویسنده معتقد است:«امیر خسرو چه بسا به دلیل ایرانی نبودنش، واقعیّت تاریخی کوشش اسکندر برای از میان بردن رزتشتیان را پررنگ تر از دیگر سرایندگان به نظم کشیده و بیش از آن که در اندیشه ی برجسته کردن جنبه های گوناگون شخصیّت اسکندر باشد، به تبیین اندیشه های حکمی خود پرداخته است و جامی بدون پرداختن به موضوعاتی مانند ایرانی بودن و یا نبودن اسکندر و از میان رفتن زرتشتیان به فرمان اسکندر و دیگر ماجراهای او، آموزه های حکمی مورد نظر خود را در قالب خردنامه های گوناگون خطاب به اسکندر به نظم کشیده است و از همین رو اسکندر در این داستان چهره ای دانش دوست و خردورز پیدا کرده است .»
که شاها سکندر همه بخردی است دلش روشن از پرتو ایزدی است
(همان: ۳۷۱)
«این تصویر مثبت تا حدّی در اسکندر نامه های منثور نیز دیده می شود، امّا تفاوت مهمّ آثار منظوم و منثور این است که در آثار منثور در کنار تصویر پیامبر گونه و پارسامنشانه ی اسکندر، تصویر منفی از اسکندر دراسکندر نامه به روایت کالیستنس و داستان اسکندر و داراب نامه پر رنگ تر از اسکندر نامه ی منوچهر حکیم است.»
( همان : ۳۸۷)
صفوی بر این باور است که: « در اسکندرنامه ی نظامی راز و رمز سفرها و جنگ های اسکندر و برخورد تمدّن ها و اسطوره های مربوط به زمان اسکندر از دیدگاه نظامی، بررسی شده است. بنابراین، اسکندرنامه، گزارشی خیالی از جنگ ها و سفرهای تاریخی -افسانه ای اسکندر است که می توان گفت: بیشترین بخش صحنه ها را، شاعر از خود ساخته و آرایش داده است که اگر کسی در آن تأمّل نکند، رازهای سربسته و نکته های پوشیده ی آن، آشکار نخواهد شد.»
(صفوی، ۱۳۶۴: ۷۸)
کیوانی مجموع تناقضات در اسکندر نامه های منثور را در عوامل زیر جستجو می کند و بر این باور است که:
۱- در متون دست اوّل، مؤلّفان برای تدوین و تألیف کتاب خود انسجام متن را در نظر می گیرند و با توجّه به دانش بالاتری نسبت به نقّالان و راویان عامه می کوشند، در حدّ ممکن تناقضی در اثرشان نباشد؛ امّا در داستان های عامیانه راوی یا راویان چندان به این موضوع خود را پایبند نمی دانند، از همین رو ممکن است، برخی تناقض ها در آثارشان به چشم بخورد.
۲- راویان داستان های عامیانه با دو برداشت از تصویر اسکندر در جامعه خود روبرو بوده اند، از یک سو با روایت های مطرح و موجود و بازسازی شده با فرهنگ اسلامی از سیمای اسکندر مواجه بوده اند که افرادی مانند نظامی این تصویر را در آثار خود باز نمایانده اند و از سوی دیگر ته مانده ای از تصویر ویرانگر و خونخوار اسکندر در ذهن داشته اند که به گونه ای در بخش هایی از شاهنامه دیده می شود و در ضمیر جمعی مردم ایران پاک نشده است، از همین رو، از زبان مردم کشورهای گوناگون به چنین تصویری از اسکندر، پرداخته اند و نتوانسته اند از ویرانگی، چپاول گری و بدرفتاری او چشم بپوشند و این دو تصویر متناقض به شیوهای شگفت، در این آثار ارائه شده است.
۳- درباره پیامبری اسکندر و ضد و نقیض های مطرح شده در این باره می توان این احتمال را داد که با توجّه به اصرار و تأکید اسکندر و مادر او که اسکندر، پسر زئوس است، در افسانه های پدید آمده به زبان یونانی، همین فضا و رنگ و بو حفظ شد؛ امّا مترجمان غیر مسلمانی که در سده های نخستین اسلامی آثار گوناگون، از جمله اخبار اسکندر را به عربی بازگرداندند، می دانستند توصیف های خدای گونه از اسکندر و پسر خدا دانستن او، از سوی مسلمانان پس زده می شود، از همین رو زیرکانه، مقام خدایی او را تنزّل دادند و او را مانند یک پیامبر معرّفی کردند و حتّی سفری دروغین به مکّه برایش ساختند؛ به گونه ای که او در این سفر با هدفی متعالی به خانه کعبه وارد می شود. بت ها را می شکند و تولیت کعبه را از نااهلان می گیرد و به نیاکان پیامبر گرامی اسلام«ص» می سپارد. همین فضا، زمینه مناسبی فراهم می کند که فردی مانند وهب بن منبه، با تطبیق برخی روایت ها اسکندر را ذوالقرنین مطرح شده در قرآن یکی بداند.(مجمل التّواریخ و القصص، ۱۳۱۸: ۳۱). درباره ترجمه ی اخبار اسکندر به عربی در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، تألیف حمزه بن الحسن الاصفهانی روایتی نقل شده از کتاب حبیب بن بهریز مطران الموصلی که آن را از یونانی به تازی نقل کرده است. (حمزه ی اصفهانی، ۱۳۴۰: ۱۲۴) و از آن پس در متون تاریخی اسلامی و برخی آثار ادبی فارسی از اسکندر مانند یک پیامبر یاد شده است. «مهمترین مسأله در شرح احوال اسکندر برای مسلمانان یکی شدن اسکندر با ذوالقرنینی است که در قرآن (کهف، ۸۲-۱۰۰) از او سخن رفته است»
(کیوانی، ۱۳۸۴: ۴۰۳).
فصل پنجم
بررسی و مقایسه ی اسکندر نامه ی نظامی گنجوی و
آیین اسکندری
عبدی بیگ (نویدی ) شیرازی
۵-۱٫ علل و انگیزه‌های عبدی بیگ شیرازی برای سرودن آیین اسکندری
خمسه ی نظامى پس از وی چنان محبوبیّتى یافت که تا قرن ها بعد بسیاری از شاعران فارسی زبان آن را الگوی منظومه های مشابهى قرار دادند؛ از جمله، پنجمین جزء آن یعنى اسکندرنامه، سخت با استقبال روبرو شد. البتّه،هیچ یک از منظومه سرایان با شرح و بسط نظامى به داستان نپرداختند و غالباً قسمت هایى از آن را برگزیدند و به نظم درآوردند. گروهى از شاعران منظومه هایى به تقلید اسکندرنامه ی نظامى ، ولى نه درباره ی اسکندر سروده اند و پیداست که مستقیماً نظر به سروده ی شاعر گنجوی داشته، و از وی الهام گرفته اند.
نظامی در اسکندر نامه افکار مهمّ اجتماعی، سیاسی و فلسفی خود را تشریح می کند.اثر به دو بخش تقسیم می شود در قسمت اوّلی“شرفنامه” از جنگ های اسکندر بحث می شود در قسمت دوّم “اقبال نامه”بیشتر از مسائل اجتماعی سیاسی و فلسفی گفتگو می شود. قهرمان اصلی اثر اسکندر مقدونی است. لیکن منظور شاعر به نظم آوردن زندگـی شخصـی و جنگ های تجاوزکارانه ی او نیست. اسکندر وسیله ای برای بیان اندیشه های نظامی است. منظور شاعر خلق چهره ی حاکمی است که حکومت ایده آل و سعادتمند را بوجود آورده ، اختلافات ملّی و مذهبی را کنار گذاشته و سعادت و خوشبختی را به ارمغان می آورد.
حشمت الله ریاضی در کتاب «داستان ها و پیام های نظامی گنجوی» می نویسد :
« در آن دوران نام اسکندر به عنوان سمبل نیرو و قدرت افسانه ای در میان خلق های خاور نزدیک معـروف شـده بود. مخصوصاً مشاورت اسکندر با ارسطو بر شهرت اسکندر بیش از پیش افزوده بود. اسکندر که با آرزوی عالی قطع ریشه ی ظلـم از روی زمیـن و سعادتمند نمـودن بشریّت زندگی می کند قهرمانانه در یکی کردن معنویات و علم با شمشیر،موفقیّت به دست می آورد. شاعر این چهره را در مقابل شاهان دروغگو، جاهل و بی تدبیر می گذارد. شاعر با ترسیم تدبیر، عدالت، دانایی و پیروزی در نتیجه ی سعی اسکندر، نفرت خودش را نسبت به بی عدالتی و جنگ های اشغالگرانه ، ظلـم، بی حقوقی و جهـالت که دولت های فئودالی بوجود می آورند نشان می دهد. او از میان تاریکی های قرون وسطی چشمش را به سوی آینده می دوزد و حکومتی را آرزو دارد که سعادت،خوشبختی، امن و آسایش و راحتی برای مردم بیاورد و فکر می کند که چنین حکومتی را حاکم ایده آلی چون اسکندر می تواند به وجود آورد. لیکن در شرایط فئودالیزم این خوشبختی که در اثر آرزوی عالی یک حاکم ایده آل بـه وجود می آید نمی تواند دائمی باشد. شاعـر آن را از تجارب زندگی و از درس های عبرت آمیز تاریخ یاد گرفته بود.»
(ریاضی ،۱۳۸۵: ۶۳)
«شاعر در جلد دوّم اثرش قهرمان داستانش را با حکومت جامعه گرایی روبرو می سازد. اسکندر در سفر شمالی خود به کشوری می رسد که فراخی زندگی آن جا هست. در این کشور که اوّلین نمونه ی حکومت جامعه گرایی تخیّلی در ادبیّات جهان می باشد تمامی انسان ها از حقوق مساوی برخوردارند و با دسترنج مشروع خود زندگی می کنند.»
(ریاضی ،۱۳۸۸ : ۶۴)
در این جا رمّه ها بدون شبان، خانه ها بی قفل و باغ ها بدون محافظ است. انسان ها از دروغ،حیله، طمعکاری،شهرت پرستی،فتنه ، فساد و خونریزی کوچک ترین اطّلاعی ندارند. هیچ کس از آن ها جوان مرگ نمی شود. برای مرگ انسانی که عمر طبیعی خود را گذرانده و پیر گشته مراسم سوگواری گرفته نمی شود. موضوع منظومه تنها به ترکیب حکومت محدود نمی گردد. شاعر در اثرش مخصوصاً در جلد دوّم ضمن صحبت از قهرمانش از مجالس بحث فلسفی که با حضور فیلسوفان مشهور دوران ها و کشورهای مختلف (ارسطو, افلاطون, سقـراط, همر و …) تشکیـل مـی شـده سخن گفته و در اصـل دیدگاهش را نسبت به جهان زندگی و کائنات بیان می دارد. « عبدی بیگ شیرازی این مجموعه را به طور نظیره بر اسکندرنامه ی نظامی گنجوی به نظم کشیده است .»
(عبدی بیگ ، ۱۹۷۷ م : پیشگفتار )
عبدی بیگ شیرازیکه به تقلید از نظامی پنج گنج خود را سروده است ، در « آیین اسکندری» نیز علاقه‌ی خود را برای نظیره‌ گویی از این اثر و هم چنین پیروی از امیر خسرو دهلوی در «آیینه‌ی اسکندری» نشان داده است . او در این باره می گوید :
نــظامی کـــــه کـا ر هنر بند کــرد خـرد وقف طــبع هنرمند کرد
به اعــجاز شــد کلک نظمش علـــم خــبردادطبــعش زلــوح وقلم
فــروغ ضـمیرش به گردون شــتافت رخ آفتاب از فــــروغش بتافت
ســخن در بلـندی به جـــایی رساند که اندیشه صـدگام ازو باز ماند
فشاند از قلـــم گــــــوهر شــاهوار فلک از درافشانیش زیـــــر بار
به لـــــوح هنــرمندی از کلــک راز بیانی برانگیخت جــــادو طراز
بیـانی کــــــه از حیـرت آن بیــان گزیدند انگشت کــــــــرّوبیان
سخن راچـنان پـایه شــد زو بلـــند کــه تــا شـد به لوح سخن نقش بنـد
بــــود ارسـخن تــا به چـرخ بــرین هزار آنقدر کآسمان تـــــا زمین
چوکردآن سـخن سنج عـالیـجناب به دانش تـــوجّه به پنجم کتاب
بـه لـفظی فــروزان چــــــو درّ دری بیان کـــــرد تاریخ اسکندری
زبس ابر کلـــکش جواهــــر فــشاند زتاریخ حــــــرفی نگفته نماند
دو دفتــر زکلــک گهر سنــج ساخت یکی را زتاریخ پـــرگنج ساخت

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی» -بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی» فرضیه های تحقیق به نظر می رسد واژه های بیگ
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی»
-بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی»
فرضیه های تحقیق
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان فارسی وارد شده اند قابل نقد و بررسی هستند .
به نظر می رسد وام واژه های زیادی از زبان انگلیسی و فرانسه وارد زبان فارسی شده اند ، که قابل نقد و بررسی می باشند .
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبیات فارسی هجوم آورده اند سبب ضعف در ادبیات کهن ما شده اند .
تعاریف عملیاتی متغیرها
نثر: نوشتار یا گفتاری که در قیاس با شعر از نظم و ترتیبی که لازمه ی کلام منظوم است، یعنی از وزن و قافیه خالی باشد و بر دو قسم است :۱-نثر ساده ۲- نثر فنی
واژه: واحد سازنده ی جمله است که در خط فارسی آن را با اندکی فاصله با واحد های دیگر می نویسیم و یک معنی مشخص دارد .
ادبیات داستانی: تاریخ‌ داستان‌نویسی‌ در ایران‌ به‌ قرون‌ اولیه‌ بازمی‌گردد و ادبیات‌ کهن‌ ما با انواع‌ و اقسام‌ صورت‌های‌ داستانی‌ افسانه‌، تمثیل‌، حکایت‌ و روایت‌ آمیخته‌ است‌؛ اما داستان‌نویسی‌ جدید ایران‌ ادامه‌ طبیعی‌ و منطقی‌ این‌ ادبیات‌ نیست‌ و در شیوه‌ جدید داستان‌پردازی‌ حتی‌ کم‌تر جای‌ پایی‌ از این‌ میراث‌ کهن‌ باقی‌ نمانده‌ است‌. در این‌ مقاله‌ سعی‌ شده‌ است‌ تا ضمن‌ ارائه‌ تاریخ‌ مختصری‌ از روند شکل‌گیری‌ و تکامل‌ رمان‌ در جهان‌، تحول‌ تاریخی‌ شیوه‌های‌ قصه‌گویی‌ و داستان‌پردازی‌ در ایران‌ کاویده‌ شود. همچنین‌ معرفی‌ مختصری‌ از نویسندگان‌ و آثار شاخص‌ هر دوره‌ ارائه‌ شده‌ است‌.
تردیدی‌ نیست‌ که‌ روند ادبیات‌ امروز به‌ سود داستان‌نویسی‌ به‌ پیش‌ می‌رود، و نوشتن‌ در شکل‌های‌ مختلف‌ داستانی‌ از اقبال‌ شایسته‌ در جامعه‌ برخوردار است‌ که‌ سبب‌ شده‌ رویکرد نویسندگان‌ به‌ این‌ نوع‌ ادبی‌ بیش‌ از پیش‌ باشد به‌ دلیل‌ این‌ که‌ مردم‌، انعکاس‌ زندگی‌ خود و حوادث‌ جامعه‌ خود را به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ در داستان‌ کوتاه‌ و بلند می‌یابند و بیش‌ از پیش‌ به‌ سوی‌ آن‌ روی‌ خواهند آورد، این‌ اجتماعی‌ترین‌ شکل‌ نگارش‌ ادبی‌ که‌ دیرزمانی‌ بر آن‌ نگذشته‌ است‌، در مسیر جریان‌ کمال‌یابنده‌ به‌ پیش‌ خواهد رفت‌ .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
فصل دوم
پیشینه ی تحقیق
پیشینه تحقیق
بر اساس مطالعات و پژوهشی که بر آثار جمع زیادی از نویسندگان انجام شد اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله که در ذیل به تعدادی از آنها اشاره می شود .
زبان یک نهاد اجتماعی است بدین معنی که افراد یک اجتماع به منظور آگاهی از مقاصد و نیّات یکدیگر و برای برقراری ارتباط با همدیگر عناصر آن را برقرار کرده اند . زبان نه تنها مهم ترین وسیله ی ارتباطی بشر بلکه پایه ی اغلب نهادهای دیگر اجتماعی نیز می باشد و به دلیل سرشت اجتماعی خود هماهنگ با اختلافات اجتماعات ، مختلف است . به سخن دیگر ، با اینکه این نهاد در همه ی اجتماعات بشری وجود دارد وظیفه و نقش آن در همه جا یکسان است ، شکل آن الزاماً در همه جوامع یکسان نیست . به دلیل اینکه ماهیّت و وابستگی به اجتماع به تبع و هماهنگ با دگرگونی های جامعه تغییر و تحوّل می یابد .( باقری،۱۳۸۲: ۶۷)
به گفته ی دکتر مهری باقری ، بنا بر گواهی تاریخ بشر از دیرباز به صورت اجتماعی می زیسته و یکی از مهم ترین نیازهای زندگی اجتماعی برقراری ارتباط با همنوعان و ایجاد تفهیم و تفاهم است . بشر همواره برای برقراری ارتباط در جوامع خود از وسایل و ابزارهای مختلفی سود می جسته که در این میان زبان مهّمترین ابزار و وسیله ی او به شمار می آید .
دکتر آزیتا افراشی زبان را چنین توصیف می کند : الف) زبان نظامی است متشکل از واژه های محدود ، قواعد محدود و جمله های نامحدود .ب) زبان نظامی از نشانه هاست که برای برقراری ارتباط میان انسان ها در جامعه ی زبانی به کار می رود .(افراشی،۱۳۸۶: ۷)
به گفته ی دکتر خانلری ، در کتاب « تاریخ زبان فارسی»: زبان امری ثابت نیست و در طی زمان تحوّل و تغییر می پذیرد . بنابراین موضوع «زبان شناسی تاریخی » یا «تاریخ زبان»، تحقیق و مطالعه در تحوّلی است که هر زبان در طی تاریخ خود پذیرفته و کشف قوانینی که در این تبدیل و تحول از جهات مختلف وجود داشته است . از قدیمی ترین دوره های تاریخ تا امروز خانواده ی زبان های ایرانی وسیله ی ارتباط اجتماعی و فکری و ذوقی ملّتی متمدن بوده و از هر مرحله ی این زبان ها اسناد و آثار مکتوب در دست است که به کار تطبیق و مقایسه می آید و نکته های مهّمی را درباره قوانین تحوّل این دسته از زبان ها در طی زمانی بسیار دراز روشن می کند .(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۶-۵)
محمّد علی جمالزاده زبان زنده را در حکم نهر روانی می داند که هر قدر سرچشمه اش تواناتر و پرپشت تر باشد بیم آلوده شدن آن نیز به همان درجه کمتر است و مانند هر نهری چنانچه زباله و خار و خاشاکی در آن وارد شود نیرو و جریان آن به خودی خود آن را می برد و مضمحل و نابود ساخته و یا رفته رفته به تحلیل می رود . او بیان می دارد وای به روزی که نهر شاداب زبان به حال رکود افتد یعنی مردمی که بدان تکلّم می کنند تنها آن را برای رفع حوائج معمولی روزانه ی شکم و شحم و لحم به کار ببرند و طبع شیوای خداوندان نظم و نثر و ذوق روح پرور ارباب علم و ادب خموش و خامد گردد و جمود پذیر ، و از آن ها هم بدتر وقتی است که خدای نخواسته سرچشمه ی ذوق و فهم یعنی «ژنی»ملّی قریحه ذاتی و جبلی که مولد نوابغ و نوادر و اخیار است و کلیه صفات و سجایای عالی از ذوق پاک و طبع استوار از قوه ابتکار و خلاقیت و آزادی فکر و بیان که حس گرانبهای حقیقت جویی و حقیقت پرستی از آن سرچشمه می گیرد مانند چشمه ای که دیگر آب باران و برف نرسد رفته رفته خشک و نازا گردد، آن وقت است که نه تنها فاتحه ی زبان و شعر و نثر و ادبیّات و عرفان و حکمت را خواند بلکه باید منتظر مرگ و فنای آن قوم و آن جماعت بود و باید دانست که از مرگ و فنای چنین قوم و ملّتی دنیا غمی به خود راه نخواهد داد ، چون که درخت خشک و بی حاصل تنها زیر دیگ خوب است و بس ( جمالزاده ،۱۳۸۶: ۱۵۶-۱۵۵)
از دیدگاه دکتر علی علیزاده زبان به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع ابزارهای و سکون ها و حرکت ها و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته و تکامل خاص خود را پیموده است .(علیزاده علی،۱۳۸۹،مقاله پژوهشی)
دکتر جواد برومند معتقد است زبان نهادی اجتماعی است و دگرگونی های آن هم برحسب دگرگونی های اجتماعی صورت می گیرد . او بیان می دارد سرزمین ایران به سبب موقعیت جغرافیایی و شرایط ویژه ی طبیعی که داشته از قدیم ترین روزگاران مورد تهاجم اقوام بیگانه قرار گرفته است . از جمله تهاجم بسیار سهمگین دوران باستانی حمله ی اسکندر را می توان نام برد . حمله ی اسکندر و تسلط فرهنگ یونانی آنچنان عظیم بود که موجب بر انداختن فرهنگ و زبان ایرانی باستان شد .(برومند سعید ،۱۳۷۹،۲-۱)
رزمجو معتقد است نثر فارسی همانند شعر آن ، عرصه ای است گسترده و مناسب برای بیان هرگونه اندیشه یا احساس و عاطفه ای لطیف . تقریباً کلیه ی موضوعاتی را که شاعران پارسی گوی در قالب های شعری به نحوی زیبا و مطلوب به رشته نظم در آورده اند ، نویسندگان ایرانی آنها را در قالب قصه داستان و افسان و حکایت و لطیفه و نامه به صورت نثر به رشته تحریر کشیده اند .(رزمجو،۱۳۷۲: ۲۲۷)
لطفی پور معتقد است اگر حیطه ی زبانی را از واژگان فراتر رفته و به سطح جمله برسد ،خواهیم دید که حتی ساختار جملات فارسی ما نیز از موارد تحت ،تأثیر زبان بیگانه قرار گرفته است .(لطفی پور ساعدی،۱۰۰:۱۳۷۱)
لئون تولستوی نویسنده اروپایی در کتاب «هنر چیست» بیان می دارد : هنر تجلّی خارجی اندیشه ها و احساساتی نیرومند است که انسان آنها را تجربه می کند و به کمک علائم ،خط ها ، رنگ ها ،حرکات و اشارات ، اصوات و کلمات بیان می دارد پس شاعران و نویسندگان که آفریننده ی کلام زیبا هستند ، هنرمندند و آثار ادبی هر ملّت نیز گنجینه ای از مظاهر افراد آن ملت.(تولستوی،۵۳:۱۳۵۶)
غلامرضا رشیدی در کتاب « ترجمه و مترجم» بیان می دارد که اثرات واژه های بیگانه در لایه های مختلف زبان واژگان ، ساختار و بافت متن مشاهده می شود . اولین و سطحی ترین لایه ی نفوذ در زبان دیگر را ، در سطوح واژگان می داند . همچنین معتقد است که البتّه مسأله به آن سادگی که بعضی ها تصورّ می کنند و بالافاصله توصیه می نمایند که از معادل های فارسی استفاده شود ، نیست. مثلاً زبان انگلیسی امروزه دارای موقعیّتی جهانی است که این موقعّیت را به واسطه ی ادبیات و متون گسترده ای که در زمینه های علمی و فنی به این زبان نوشته شده ، به دست آورده است . اقیانوسی از کلمات تخصصی انگلیسی که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرد ،مترجمان را آن چنان گیج و بلاتکلیف می کند که هیچگونه رویه ی مشخص و واحدی در ترجمه ها دیده نمی شود.(رشیدی،۱۹:۱۳۷۸)
دکتر آریان پور کاشانی دیرین شناسی زبانی را وسیله ی دیگری می داند برای شناخت هند و اروپایی آغازین و خاستگاه آن . او از زبان های هند و اروپایی به دو دسته صحبت می کند: زبان های ساتم satem(ارمنی، ایرانی،هندی،اسلاوی،بالتیک) و زبان های سنتمcentum(ژرمنی،لاتین ،یونانی،سلتیک). به گفته ی او خانواده های لاتین شامل ایتالیایی و فرانسه و اسپانیایی و پرتقالی و رمانی اند و زبان های ژرمنی عبارتند از: آلمانی و انگلیسی و هلندی و دانمارکی و سوئدی و نروژی و ایسلندی.
(آریان پورکاشانی ،۱۳۸۴: ۱۷-۱۰)
آندره مارتینه واژه سازی را نتیجه ی طبیعی اصل اقتصاد یا صرفه جویی می داند که بر همه ی ابعاد زبان حاکم است . او می گوید زبان نوعی نظام ارتباطی است و در هر نظام ارتباطی کمال مطلوب این است که با کمترین هزینه بیشترین اطلاعات انتقال یابد.
عکس مرتبط با اقتصاد
(مارتینه،۱۳۷۹: ۶۰-۵۸)
دکتر مشکوه الدینی در باب زبان شناسی تطبیقی می گوید : آشنایی پژوهشگران اروپایی با سنتها ، همچنین آگاهی آنان بر شباهت زبان سانسکریت با زبان های لاتین ، یونانی،ژرمانی و فارسی باستان موجب شد که به خویشاوندی زبان ها پی ببرند و در نتیجه روش های زبان شناسی تطبیقی نیز در سده ی نوزدهم گسترش یابد.(مشکوه الدینی،۱۳۸۱: ۱۲)
رزمجو آثار منثور موجود در زبان فارسی را کلاً به دو نوع تقسیم می کند : الف) نثر ساده ، که در آن نویسنده مقاصد خود را در کمال سادگی و بی پیرایگی می نگارد. ب) نثر فنی ، آن بیان مطلبی است با طرزی که نویسنده در آن اِمعان نظر و جولان اراده به کار می برد و قصدش از کاربرد آن این است که مطلب خویش را بهتر و کاملتر به طرف بفهماند ،رحم و رقّت خواننده را برانگیزد و یا خشم و غیرت وی را تحریک نماید .(رزمجو،۱۳۷۲: ۱۵۴-۱۵۳)
براوان آشنایی اروپائیان با مشرق زمین را از زمان جنگ های صلیبی در قرون ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ میلادی که میان مسیحیان و مسلمانان درگرفت می داند . به گفته ی او در این جنگ ها بود که غربیان با تمدن و صنایع و فرهنگ درخشان مسلمانان مواجه شده و درصد شناسایی بیشتر این تمدن و فرهنگ برآمدند و در حقیقت شرق شناسی از اینجا آغاز شد . بعد از آن بود که بفکر ایجاد روابط بازگانی با مشرق زمین افتادند و باین جهت مؤسساتی مانند کمپانی هند شرقی هلندی و انگلیسی و مانند آن را تشکیل دادند و رفته رفته اسپانیا و پرتغال و دیگر کشورهای اروپایی فکر نفوذ بیشتر برای استعمار در این کشورها را در سر پروراندند.(براوان ،۱:۱۳۶۹)
سیّد مصطفی میر سلیم دلایل نفوذ واژه های بیگانه در زبان فارسی را موارد زیر می داند:
۱-ترجمه های ناقص کتابها و مقالات بیگانه و اشکالات آنها.۲-بازگشت فرنگ رفته های خودباخته و فن سالارانِ ناآشنا با غنای زبان فارسی.۳- عدم آشنایی با قابلیت های زبان فارسی و غنای ادبیات ما.۴- باور نداشتن کارآرایی های زبان فارسی در رشته های غیر ادبی.۵- احساس حقارت در مقابل واژه های فرنگی و پدیده ی شیفتگی فنی.۶- عادت کردن به مفهوم واژه های بیگانه .( میر سلیم ،۱۳۸۲: ۱۷-۱۵)
خانلری معتقد است که در هر زبانی می توان فهرست های کم و بیش مبسوط و مفصلی از لغاتی که مقتبس از زبان های دیگر است تدوین کرد . این فهرست به فصل هایی قابل تقسیم است . از این جمله :
۱-محصولات طبیعی۲- محصولات صنعتی ۳- لغات مربوط به سازمان های اجتماعی و اداری۴- اصطلاحات علمی.(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۳۷-۱۳۵)
طبق گفته ی رزمجو از اوایل قرن سیزدهم بواسطه ی عواملی چند که مهمترین آنها را ارتباط و آشنایی اهل قلم و منور الفکرهای ایرانی با کشورهای مغرب زمین و ترجمه ی آثاری از ادبیّات اروپا به زبان فارسی ، تأسیس دارالفنون ، نهضت مشروطیت، ایجاد چاپخانه ها و رواج مطبوعات ، نشر کتابها و رشد سریع سواد آموزی و نیاز و علاقه طبقات مردم به خواندن و … باید دانست ، تحوّلی در شیوه های نویسندگی پیش آمد و نثر فارسی به سادگی و بی پیرایگی گرایید.(رزمجو،۱۶۱:۱۳۷۲)
سالار عزیز پور در کتاب« زبان پارسی آماج تهاجم واژه های بیگانه » اثرات ورود زبان بیگانه به زبان فارسی را به قرار زیر بیان می دارد : الف– مهجور و فراموش شدن گذشتگان که موجب قطع رابطه با سنت و فرهنگ است .ب– مختل شدن ارتباط میان مردم از نظر زبانی ، یعنی تفهیم و تفاهمی که خود پایه تفاهم اجتماعی است . او معتقد است که ، تغییر زبان اجتناب ناپذیر است و این تغییر با تداخل زبان ها انجام می شود . ورود الفاظ و لغات بیگانه به زبان ها امری رایج است ، همچنان که ورود دیگر پدیده ها امری عادی و پذیرفتنی است .(عزیزپور،۶۱:۱۳۸۵)
میر سلیم به این نکته اشاره می کند که : یورش زبان های بیگانه و به کارگیری واژه های نامأنوس و ابزار سستی و بی تفاوتی نسبت به ریز و درشت آن واژه ها و تعداد آنها ما را بدانجا خواهد کشاند که از ریشه ی خود جدا شویم و ناگزیر، چنان که متأسفانه در برخی از محافل و مجامع رایج شده است ، واژه های فارسی را به لغات اجنبی ترجمه کنیم تا مطالبمان مفهوم شود .(میر سلیم،۱۴:۱۳۸۲)
پروفسور الکساندروباوسانیprof.dr.alessandro bausani بیان می دارد ، نخستین نشانه های تاثیر اروپا در ادبیّات امروز ایران را در تحوّلات این ادبیّات در دوره بازگشت ادبی به سوی شاعران کهن و ماقبل کلاسیک می توان دید . به گفته یی او ادبیّات نوین ایران چندین سال پیش از انقلاب مشروطیّت را آغاز بیداری ایرانیان از گذر آشنایی با مدرنیته یا تجدد بدانیم ، دگرگونی نثر ، تولد شعر نو ، پدیداری رُمان و داستان کوتاه به مفهوم امروزی را هم رویدادهایی انقلابی می بینیم که پایه گذار ادبیّات مدرن ایران بود .
(باوسانی،۲۰۰۸،مجله یeast and west)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید ، منطقاً چهار راه در پیش رو داریم:
۱– بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو.۲- جعل واژه ای بسیط۳- وام گرفتن واژه های از زبان بیگانه دیگر ۴- بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی . به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را وارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویشورند . او می گوید هر فرایند واژه سازی که بتوان بر اساس آن صورت های جدیدی ساخت فرایندی زایاست . گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته به الگو ساخت آنها پی می برد و به این ترتیب می تواند معنای صورتهایی زا که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد .(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۱-۱۰)
ولفانگ در سلر در کتاب «language death» مهمترین عاملی را که در همه ی زبان ها مانع واژه سازی می شود وامگیری بسیار گسترده از زبانی دیگر می داند . او بیان می دارد این وضعیت معمولاً زمانی پیش می آید که یک جامعه ی زبانی با جامعه ی زبانی دیگر رویارو شود که از اعتبار و سیطره ی فرهنگی برخوردار باشد . در چنین وضعیتی ،اگر وامگیری با چنان
وسعتی صورت گیرد رفته رفته دستگاه واژه سازی زبان مغلوب کارایی خود را از دست بدهد ، زبان مغلوب ممکن است حتی در معرض نابودی قرار گیرد . جامعه شناسان زبان نشان داده اند که بی استفاده ماندن فرایند های واژه سازی از جمله علائم مرگ یک زبان است .(۱۹۸۸: ۱۹۱-۱۸۴)
بنا به گفته ریپکا در کتاب « تاریخ ادبیات ایران»: اندوخته ی واژگان فارسی پاسخگوی نیازهای شیوه نو زندگی نبود و از این رو برخی از اصطلاح های ویژه فارسی از رهگذر زائد بودن در زمینه های سیاسی و دینی کنار نهاده شدند . از سوی دیگر ، چنانکه بایست نرمش پذیر نشده بود ، به ویژه آنگاه که آدمی توانایی شگفت انگیز آفرینشگر زبان تازی را به یاد می آورد که اصطلاح های آماده ای را در دسترس داشت ، اصطلاح هائی که بسا بارورتر از برابرهای فارسی خود بود . بدین سان رخنه ی آهسته ولی پیوسته واژگان تازی را در زبان پارسی می نگریم – که در نتیجه زبان پارسی به ویژه در شیوه ی گفتار طبقه های بالا و همه ادبیات آن – زبانی آمیخته و ادبیات آن تنها ابزار و میانجی بیانی همین طبقه های بالا دست گشت .(رپیکا،۱۵۵:۱۳۸۲)
طبق گفته ی او آشفتگی های سخت سده هیجدهم ، انقلابی را در سده نوزدهم پدید آورد که در کنار گذاشتن رخنه ی تحمل آمیز زبان تازی و دیگر زیاده روی های نمودار گشت با این همه نه در آن زمان نه در هیچ زمانی پیش از آن خط سیر پیشرفت زبان نثر با زبان نظم همسان نبوده است . اما هیچ کس نمی تواند بی قید و شرط به ویژگی های کلّی هیچ دوره ای به گونه نمادین یا معرف آن دوره بنگرد حتی زمانی که تصنع و نفوذ زبان تازی در چکاد خود بود ، استادانی پدید آمدند ، که دلخواه خود را در سادگی نسبی می یافتند و به عکس انقلاب ایران و جریان های اروپائی بیگمان به سبک تکلّف آمیز پایان داد و کاربرد واژگان تازی را به میزان بایسته و خرد پسند محدود کرد.
(همان،۱۳۸۲: ۱۵۶-۱۵۵)
خانلری بیان می دارد بیشتر لغاتی که از زبانی به زبان دیگر می رود اصطلاحات و الفاظ مربوط به تمدن و فرهنگ ، یعنی ساخته های بشری ، است . از اینجا می توان دانست که یک ملت در ادوار مختلف تاریخ خود از کدام قوم و تمدن آموخته و چه اموری را از دیگران اقتباس
کرده و تحت تاثیر چه عوامل اجتماعی و فرهنگی خارجی واقع شده است . چون پیشرفت و تکامل تمدن بیشتر نتیجه ی برخورد و رابطه ی اقوام با یکدیگر است ، اقتباس الفاظ از زبان های دیگر رایج ترین طریق پدید آوردن کلمات جدید است . زبان هیچ قوم متمونی نیست که شامل عده ی فراوانی از لغات بیگانه نباشد . امّا استعداد همه ی زبان ها در قبول لغت های بیگانه یکسان نیست .
(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۴۵-۱۴۰)
گل احمد شیفته در کتاب «دامنه نفوذ و تاثیر زبان فارسی بر زبان های جهان » بیان می دارد : هیچ زبانی در دنیا نیست که از دیگر زبان ها واژگانی وام نگرفته باشد ، همه ی زبان ها از همدیگر تأثیر و تأثر پذیرفته اند . زبانی که از زبان های دیگر وام نگرفته باشد ، زبانی مرده است . هر اندازه زبان ها تأثیر بیشتری گرفته باشند زنده تر شده اند و این عیب و نقصی برای آنها به شمار نمی رود . مهّم ترین زبان کنونی جهان ( انگلیسی) تقریباً۷۵ درصد کلمه های خود را از دیگر زبان ها به ویژه انگلو،جرمن ولاتین گرفته است . استانیولی و پرتغالی ۹۵ درصد وادبیاتشان یکی است ، با این حال خود را دو زبان گوناگون می نامند . او هدف از بیگانه زدایی از زبان فارسی را ، نه حب و بغض نسبت به بیگانگان ، بلکه تلاش برای آسان کردن زبان فارسی و پویا و زنده نگه داشتن آن می داند .(شیفته،۷۷:۱۳۷۲)
دکتر طباطبایی معتقد است اگر به واژه سازی از منظر سازندگان واژه های جدید بنگریم می توانیم آن را به دو نوع تقسیم کنیم:
۱-واژه سازی آگاهانه : این نوع واژه سازی را نهاد یا شخص معّینی انجام می دهد و حاصل آن معمولاً واژه عالمانه است . این نوع واژه سازی در ایران سابقه طولانی دارد و علاوه بر شعرا، اهل فلسفه و علم نیز به آن پرداخته اند .
۲-واژه سازی ناآگاهانه: این نوع واژه سازی را عامه ی مردم بر اساس شمّ زبانی خود و به صرافت طبع و بی آنکه به کار خود واقف باشند انجام می دهند.(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۵-۱۴)
طبق گفته ی دکتر علی اشراف صادقی: در مقابل جریان ورود واژه های خارجی ، از اوایل سلطنت رضا شاه ،عده ای به فکر پاک کردن فارسی از واژه های بیگانه افتادند . در این جریان ،
ابتدا هدف اصلی بیرون راندن لغات ترکی و عربی بود . سپس گروه دیگری آغاز به ساختن واژه های فارسی در برابر واژه های عربی کردند و دامنه ی این کار در گسترش بود تا دانشمندانی از قبیل فروغی و همفکران او به این فکر افتادند که ساختن واژه را به نهادی رسمی که سپس فرهنگستان نامیده شد بسپارند .(صادقی،۲۴:۱۳۸۰-۲۱)
به گفته میر سلیم ، تنهان فن سالاران مفهور ابراز ها، وسایل ، تجهیزات و فناوری غرب نشده اند بلکه همانطور که راه برای ورود غربی ها و شیوع استفاده از ابزارها ، وسایل و تجهیزات هموار شد همان طور نیز سیل واژگان وابسته به آنها وارد زبان و ادبیات فارسی شد . آنها از همان ابتدا می توانستند با بهره گیری از فناوری جدید مفاهیم و اصطلاحات بیگانه را به واژه های فارسی مبدل کنند اما به علت ضعف دانش و فراموشی ادبیات فارسی چنین اقدامی را به عمل در نیاوردند ، اگر هوشیاری نشان داده بودند امروزه واژه های فنی نظیر رادیو ،تلویزیون ،سینما و تلفن در زبان فارسی مشاهده نمی شد . اما بر اساس گذشت زمان این واژه ها در زبان فارسی تثبیت شده و برگرداندن آن میسر نمی باشد . برخی معتقدند برگرداندن این واژه برای ادبیات ما ضرر و سودی ندارد.(میر سلیم،۱۵:۱۳۸۲)
طاهره صفار زاده بیان می دارد واژه های بیگانه به ضرورت وارد زبان می شوند . پذیرش پاره از آنها که نماینده و یا نام یک ابزار صنعتی مثل سینما ، رادیو، تلویزیون،تلفن و غیره است ، اجتناب ناپذیر است . او همچنین معتقد است اگر قرار باشد کلمات و اصطلاحات ترجمه شوند ، باید افراد مسئول و در رأس آنها فرهنگستان ها به شناسایی کلماتی که احتمال کاربردی وسیع در جامعه دارند ، پرداخته و معادل آنها را ، قبل از جا افتادن ،معرفی و جایگزین نمایند.(صفارزاده،۱۳۸۰: ۲۴-۲۱)
داریوش آشوری در «بازاندیشی زبان فارسی» بیان می دارد که : در کار واژه سازی و برابر یابی برای واژه ها و مفاهیمی که از غرب می رسند از صدر مشروطّیت به این سو دو و شاید چند مرحله می توان شناخت . نخستین مرحله آن بود که با همان میراث نثر دست و پا شکسته و دست و پا گیر و نیمه جان به ترجمه مفاهیم و متن های اروپایی پرداختند و در این مرحله به علت عادات گذشته و همچنین ارتباطی که هنوز کما بیش میان حوزه های گوناگون فرهنگ اسلامی وجود داشت ، یا واژه هایی عربی مآبانه می کردند و یا اسلامبول و قاهره وارد می کردند. بدون شک ، اینکه نخستین واژه هایی که در آن دوره یا دوره های بعد تر ساخته شد ،عربی آب کشیده یا آب نکشیده بود واژه هایی مانند اعتصاب ، انقلاب،تمدن ، ومانند آن دنباله ی همان عادتی بود که زبان فارسی را تابع مطلقی از عربی مآبی نویسندگان می کرد و گشتن به دنبال لغت و ترکیب در زبان فارسی را نشانه ی بی سوادی می دانست .
محمد علی حق شناس در کتاب «واژه سازی درون متن » بیان می دارد که : از واژه سازی آگاهانه به ویژه در قرن حاضر ، به دو صورت بهره گرفته شده است : یکی جدا از متن آفرینی و در گروه های تخصصی یا به دست اشخاص منفردی که خود را برای این کار ذی صلاح دانسته اند ؛ و دیگری در خلال متن آفرینی و به دست مترجمان ،مؤلفان،معلمان و غالب کسانی که برای مفهومی نو یافته یا کالایی نوساخته به واژه نو نیاز داشته اند.
(حق شناس،۲۹:۱۳۷۹)
بنا بر عقیده ی افراشی مقصود از فرایند واژه سازی، ساز و کار فعال است که به صورت تکرار شونده بر تعداد واژه های زبان می افزاید . فرایند های واژه سازی به روش های مختلفی واژه های زبان را تولید می کنند . این فرایند ها به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می شوند . بر این اساس فرایندها ی اشتقاق و ترکیب با عنوان فرایندهای واژه سازی اصلی و فرایندهای قرض گیری ،ادغام،سرواژه سازی،کوتاه سازی،تبدیل،پس سازی و تکرار به عنوان فرایندهای واژه سازی فرعی می باشند .
(افراشی،۱۳۸۶: ۹۲-۸۴)
شگفت نیست اگر کسانی می خواستند لغتی تازه برای مفهومی تازه به کار برند به هوای نثر سنتی به ضرابخانه زبان عربی بروند و گاهی چیزهایی جعل کنند که در قوطی هیچ المنجد نویسی پیدا نشود . امّا گرایش به سادگی زبان که با نثر سیاسی و روزنامه نویسی آغاز شد راه خود را به سوی فارسی گرایی باز کرد . این گرایش، البته ، با پدید آمدن ملّت باوری(ناسیونالیسم) مدرن نیز مناسبت داشته است، اما بر روی هم این اثر سودمند را داشت که زبان فارسی را بر روی پایه ی اصلی و طبیعی خود برگرداند و این زبان از توش افتاده را جانی تازه داد.(آشوری۲۹:۱۳۷۵)
نوام چامسکی، دو شرط اساسی را برای واژه سازی ضروری می داند : نیاز و نام پذیری. کلمه ای ساخته نمی شود مگر آنکه پدیده یا عمل یا کیفیتی وجود داشته باشد که نیاز باشد کلمه ای بر آن دلالت کند.(چامسکی،۲۹:۱۹۶۵)
خانلری معتقد است لفظ بیگانه غالباً پس از آن که تغییری در صورت پذیرفت پروانه ی دخول در زبان می یابد . این تغییر در موردی است که لفظ خارجی شامل اصواتی باشد که ادای آنها برای اهل زبان دشوار باشد ، حرف بیگانه را معمولاً به حرفی که در زبان جاری به آن نزدیکتر است بدل می کنند . در هر زبانی می توان دستگاه حروفی را که برای تبدیل حرف ها و اصوات کلمات خارجی وجود دارد با دّقت معین کرد.
(ناتل خانلری،۱۵۱:۱۳۴۹)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی» -بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی» فرضیه های تحقیق به نظر می رسد واژه های بیگ
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی»
-بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی»
فرضیه های تحقیق
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان فارسی وارد شده اند قابل نقد و بررسی هستند .
به نظر می رسد وام واژه های زیادی از زبان انگلیسی و فرانسه وارد زبان فارسی شده اند ، که قابل نقد و بررسی می باشند .
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبیات فارسی هجوم آورده اند سبب ضعف در ادبیات کهن ما شده اند .
تعاریف عملیاتی متغیرها
نثر: نوشتار یا گفتاری که در قیاس با شعر از نظم و ترتیبی که لازمه ی کلام منظوم است، یعنی از وزن و قافیه خالی باشد و بر دو قسم است :۱-نثر ساده ۲- نثر فنی
واژه: واحد سازنده ی جمله است که در خط فارسی آن را با اندکی فاصله با واحد های دیگر می نویسیم و یک معنی مشخص دارد .
ادبیات داستانی: تاریخ‌ داستان‌نویسی‌ در ایران‌ به‌ قرون‌ اولیه‌ بازمی‌گردد و ادبیات‌ کهن‌ ما با انواع‌ و اقسام‌ صورت‌های‌ داستانی‌ افسانه‌، تمثیل‌، حکایت‌ و روایت‌ آمیخته‌ است‌؛ اما داستان‌نویسی‌ جدید ایران‌ ادامه‌ طبیعی‌ و منطقی‌ این‌ ادبیات‌ نیست‌ و در شیوه‌ جدید داستان‌پردازی‌ حتی‌ کم‌تر جای‌ پایی‌ از این‌ میراث‌ کهن‌ باقی‌ نمانده‌ است‌. در این‌ مقاله‌ سعی‌ شده‌ است‌ تا ضمن‌ ارائه‌ تاریخ‌ مختصری‌ از روند شکل‌گیری‌ و تکامل‌ رمان‌ در جهان‌، تحول‌ تاریخی‌ شیوه‌های‌ قصه‌گویی‌ و داستان‌پردازی‌ در ایران‌ کاویده‌ شود. همچنین‌ معرفی‌ مختصری‌ از نویسندگان‌ و آثار شاخص‌ هر دوره‌ ارائه‌ شده‌ است‌.
تردیدی‌ نیست‌ که‌ روند ادبیات‌ امروز به‌ سود داستان‌نویسی‌ به‌ پیش‌ می‌رود، و نوشتن‌ در شکل‌های‌ مختلف‌ داستانی‌ از اقبال‌ شایسته‌ در جامعه‌ برخوردار است‌ که‌ سبب‌ شده‌ رویکرد نویسندگان‌ به‌ این‌ نوع‌ ادبی‌ بیش‌ از پیش‌ باشد به‌ دلیل‌ این‌ که‌ مردم‌، انعکاس‌ زندگی‌ خود و حوادث‌ جامعه‌ خود را به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ در داستان‌ کوتاه‌ و بلند می‌یابند و بیش‌ از پیش‌ به‌ سوی‌ آن‌ روی‌ خواهند آورد، این‌ اجتماعی‌ترین‌ شکل‌ نگارش‌ ادبی‌ که‌ دیرزمانی‌ بر آن‌ نگذشته‌ است‌، در مسیر جریان‌ کمال‌یابنده‌ به‌ پیش‌ خواهد رفت‌ .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
فصل دوم
پیشینه ی تحقیق
پیشینه تحقیق
بر اساس مطالعات و پژوهشی که بر آثار جمع زیادی از نویسندگان انجام شد اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله که در ذیل به تعدادی از آنها اشاره می شود .
زبان یک نهاد اجتماعی است بدین معنی که افراد یک اجتماع به منظور آگاهی از مقاصد و نیّات یکدیگر و برای برقراری ارتباط با همدیگر عناصر آن را برقرار کرده اند . زبان نه تنها مهم ترین وسیله ی ارتباطی بشر بلکه پایه ی اغلب نهادهای دیگر اجتماعی نیز می باشد و به دلیل سرشت اجتماعی خود هماهنگ با اختلافات اجتماعات ، مختلف است . به سخن دیگر ، با اینکه این نهاد در همه ی اجتماعات بشری وجود دارد وظیفه و نقش آن در همه جا یکسان است ، شکل آن الزاماً در همه جوامع یکسان نیست . به دلیل اینکه ماهیّت و وابستگی به اجتماع به تبع و هماهنگ با دگرگونی های جامعه تغییر و تحوّل می یابد .( باقری،۱۳۸۲: ۶۷)
به گفته ی دکتر مهری باقری ، بنا بر گواهی تاریخ بشر از دیرباز به صورت اجتماعی می زیسته و یکی از مهم ترین نیازهای زندگی اجتماعی برقراری ارتباط با همنوعان و ایجاد تفهیم و تفاهم است . بشر همواره برای برقراری ارتباط در جوامع خود از وسایل و ابزارهای مختلفی سود می جسته که در این میان زبان مهّمترین ابزار و وسیله ی او به شمار می آید .
دکتر آزیتا افراشی زبان را چنین توصیف می کند : الف) زبان نظامی است متشکل از واژه های محدود ، قواعد محدود و جمله های نامحدود .ب) زبان نظامی از نشانه هاست که برای برقراری ارتباط میان انسان ها در جامعه ی زبانی به کار می رود .(افراشی،۱۳۸۶: ۷)
به گفته ی دکتر خانلری ، در کتاب « تاریخ زبان فارسی»: زبان امری ثابت نیست و در طی زمان تحوّل و تغییر می پذیرد . بنابراین موضوع «زبان شناسی تاریخی » یا «تاریخ زبان»، تحقیق و مطالعه در تحوّلی است که هر زبان در طی تاریخ خود پذیرفته و کشف قوانینی که در این تبدیل و تحول از جهات مختلف وجود داشته است . از قدیمی ترین دوره های تاریخ تا امروز خانواده ی زبان های ایرانی وسیله ی ارتباط اجتماعی و فکری و ذوقی ملّتی متمدن بوده و از هر مرحله ی این زبان ها اسناد و آثار مکتوب در دست است که به کار تطبیق و مقایسه می آید و نکته های مهّمی را درباره قوانین تحوّل این دسته از زبان ها در طی زمانی بسیار دراز روشن می کند .(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۶-۵)
محمّد علی جمالزاده زبان زنده را در حکم نهر روانی می داند که هر قدر سرچشمه اش تواناتر و پرپشت تر باشد بیم آلوده شدن آن نیز به همان درجه کمتر است و مانند هر نهری چنانچه زباله و خار و خاشاکی در آن وارد شود نیرو و جریان آن به خودی خود آن را می برد و مضمحل و نابود ساخته و یا رفته رفته به تحلیل می رود . او بیان می دارد وای به روزی که نهر شاداب زبان به حال رکود افتد یعنی مردمی که بدان تکلّم می کنند تنها آن را برای رفع حوائج معمولی روزانه ی شکم و شحم و لحم به کار ببرند و طبع شیوای خداوندان نظم و نثر و ذوق روح پرور ارباب علم و ادب خموش و خامد گردد و جمود پذیر ، و از آن ها هم بدتر وقتی است که خدای نخواسته سرچشمه ی ذوق و فهم یعنی «ژنی»ملّی قریحه ذاتی و جبلی که مولد نوابغ و نوادر و اخیار است و کلیه صفات و سجایای عالی از ذوق پاک و طبع استوار از قوه ابتکار و خلاقیت و آزادی فکر و بیان که حس گرانبهای حقیقت جویی و حقیقت پرستی از آن سرچشمه می گیرد مانند چشمه ای که دیگر آب باران و برف نرسد رفته رفته خشک و نازا گردد، آن وقت است که نه تنها فاتحه ی زبان و شعر و نثر و ادبیّات و عرفان و حکمت را خواند بلکه باید منتظر مرگ و فنای آن قوم و آن جماعت بود و باید دانست که از مرگ و فنای چنین قوم و ملّتی دنیا غمی به خود راه نخواهد داد ، چون که درخت خشک و بی حاصل تنها زیر دیگ خوب است و بس ( جمالزاده ،۱۳۸۶: ۱۵۶-۱۵۵)
از دیدگاه دکتر علی علیزاده زبان به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع ابزارهای و سکون ها و حرکت ها و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته و تکامل خاص خود را پیموده است .(علیزاده علی،۱۳۸۹،مقاله پژوهشی)
دکتر جواد برومند معتقد است زبان نهادی اجتماعی است و دگرگونی های آن هم برحسب دگرگونی های اجتماعی صورت می گیرد . او بیان می دارد سرزمین ایران به سبب موقعیت جغرافیایی و شرایط ویژه ی طبیعی که داشته از قدیم ترین روزگاران مورد تهاجم اقوام بیگانه قرار گرفته است . از جمله تهاجم بسیار سهمگین دوران باستانی حمله ی اسکندر را می توان نام برد . حمله ی اسکندر و تسلط فرهنگ یونانی آنچنان عظیم بود که موجب بر انداختن فرهنگ و زبان ایرانی باستان شد .(برومند سعید ،۱۳۷۹،۲-۱)
رزمجو معتقد است نثر فارسی همانند شعر آن ، عرصه ای است گسترده و مناسب برای بیان هرگونه اندیشه یا احساس و عاطفه ای لطیف . تقریباً کلیه ی موضوعاتی را که شاعران پارسی گوی در قالب های شعری به نحوی زیبا و مطلوب به رشته نظم در آورده اند ، نویسندگان ایرانی آنها را در قالب قصه داستان و افسان و حکایت و لطیفه و نامه به صورت نثر به رشته تحریر کشیده اند .(رزمجو،۱۳۷۲: ۲۲۷)
لطفی پور معتقد است اگر حیطه ی زبانی را از واژگان فراتر رفته و به سطح جمله برسد ،خواهیم دید که حتی ساختار جملات فارسی ما نیز از موارد تحت ،تأثیر زبان بیگانه قرار گرفته است .(لطفی پور ساعدی،۱۰۰:۱۳۷۱)
لئون تولستوی نویسنده اروپایی در کتاب «هنر چیست» بیان می دارد : هنر تجلّی خارجی اندیشه ها و احساساتی نیرومند است که انسان آنها را تجربه می کند و به کمک علائم ،خط ها ، رنگ ها ،حرکات و اشارات ، اصوات و کلمات بیان می دارد پس شاعران و نویسندگان که آفریننده ی کلام زیبا هستند ، هنرمندند و آثار ادبی هر ملّت نیز گنجینه ای از مظاهر افراد آن ملت.(تولستوی،۵۳:۱۳۵۶)
غلامرضا رشیدی در کتاب « ترجمه و مترجم» بیان می دارد که اثرات واژه های بیگانه در لایه های مختلف زبان واژگان ، ساختار و بافت متن مشاهده می شود . اولین و سطحی ترین لایه ی نفوذ در زبان دیگر را ، در سطوح واژگان می داند . همچنین معتقد است که البتّه مسأله به آن سادگی که بعضی ها تصورّ می کنند و بالافاصله توصیه می نمایند که از معادل های فارسی استفاده شود ، نیست. مثلاً زبان انگلیسی امروزه دارای موقعیّتی جهانی است که این موقعّیت را به واسطه ی ادبیات و متون گسترده ای که در زمینه های علمی و فنی به این زبان نوشته شده ، به دست آورده است . اقیانوسی از کلمات تخصصی انگلیسی که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرد ،مترجمان را آن چنان گیج و بلاتکلیف می کند که هیچگونه رویه ی مشخص و واحدی در ترجمه ها دیده نمی شود.(رشیدی،۱۹:۱۳۷۸)
دکتر آریان پور کاشانی دیرین شناسی زبانی را وسیله ی دیگری می داند برای شناخت هند و اروپایی آغازین و خاستگاه آن . او از زبان های هند و اروپایی به دو دسته صحبت می کند: زبان های ساتم satem(ارمنی، ایرانی،هندی،اسلاوی،بالتیک) و زبان های سنتمcentum(ژرمنی،لاتین ،یونانی،سلتیک). به گفته ی او خانواده های لاتین شامل ایتالیایی و فرانسه و اسپانیایی و پرتقالی و رمانی اند و زبان های ژرمنی عبارتند از: آلمانی و انگلیسی و هلندی و دانمارکی و سوئدی و نروژی و ایسلندی.
(آریان پورکاشانی ،۱۳۸۴: ۱۷-۱۰)
آندره مارتینه واژه سازی را نتیجه ی طبیعی اصل اقتصاد یا صرفه جویی می داند که بر همه ی ابعاد زبان حاکم است . او می گوید زبان نوعی نظام ارتباطی است و در هر نظام ارتباطی کمال مطلوب این است که با کمترین هزینه بیشترین اطلاعات انتقال یابد.
عکس مرتبط با اقتصاد
(مارتینه،۱۳۷۹: ۶۰-۵۸)
دکتر مشکوه الدینی در باب زبان شناسی تطبیقی می گوید : آشنایی پژوهشگران اروپایی با سنتها ، همچنین آگاهی آنان بر شباهت زبان سانسکریت با زبان های لاتین ، یونانی،ژرمانی و فارسی باستان موجب شد که به خویشاوندی زبان ها پی ببرند و در نتیجه روش های زبان شناسی تطبیقی نیز در سده ی نوزدهم گسترش یابد.(مشکوه الدینی،۱۳۸۱: ۱۲)
رزمجو آثار منثور موجود در زبان فارسی را کلاً به دو نوع تقسیم می کند : الف) نثر ساده ، که در آن نویسنده مقاصد خود را در کمال سادگی و بی پیرایگی می نگارد. ب) نثر فنی ، آن بیان مطلبی است با طرزی که نویسنده در آن اِمعان نظر و جولان اراده به کار می برد و قصدش از کاربرد آن این است که مطلب خویش را بهتر و کاملتر به طرف بفهماند ،رحم و رقّت خواننده را برانگیزد و یا خشم و غیرت وی را تحریک نماید .(رزمجو،۱۳۷۲: ۱۵۴-۱۵۳)
براوان آشنایی اروپائیان با مشرق زمین را از زمان جنگ های صلیبی در قرون ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ میلادی که میان مسیحیان و مسلمانان درگرفت می داند . به گفته ی او در این جنگ ها بود که غربیان با تمدن و صنایع و فرهنگ درخشان مسلمانان مواجه شده و درصد شناسایی بیشتر این تمدن و فرهنگ برآمدند و در حقیقت شرق شناسی از اینجا آغاز شد . بعد از آن بود که بفکر ایجاد روابط بازگانی با مشرق زمین افتادند و باین جهت مؤسساتی مانند کمپانی هند شرقی هلندی و انگلیسی و مانند آن را تشکیل دادند و رفته رفته اسپانیا و پرتغال و دیگر کشورهای اروپایی فکر نفوذ بیشتر برای استعمار در این کشورها را در سر پروراندند.(براوان ،۱:۱۳۶۹)
سیّد مصطفی میر سلیم دلایل نفوذ واژه های بیگانه در زبان فارسی را موارد زیر می داند:
۱-ترجمه های ناقص کتابها و مقالات بیگانه و اشکالات آنها.۲-بازگشت فرنگ رفته های خودباخته و فن سالارانِ ناآشنا با غنای زبان فارسی.۳- عدم آشنایی با قابلیت های زبان فارسی و غنای ادبیات ما.۴- باور نداشتن کارآرایی های زبان فارسی در رشته های غیر ادبی.۵- احساس حقارت در مقابل واژه های فرنگی و پدیده ی شیفتگی فنی.۶- عادت کردن به مفهوم واژه های بیگانه .( میر سلیم ،۱۳۸۲: ۱۷-۱۵)
خانلری معتقد است که در هر زبانی می توان فهرست های کم و بیش مبسوط و مفصلی از لغاتی که مقتبس از زبان های دیگر است تدوین کرد . این فهرست به فصل هایی قابل تقسیم است . از این جمله :
۱-محصولات طبیعی۲- محصولات صنعتی ۳- لغات مربوط به سازمان های اجتماعی و اداری۴- اصطلاحات علمی.(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۳۷-۱۳۵)
طبق گفته ی رزمجو از اوایل قرن سیزدهم بواسطه ی عواملی چند که مهمترین آنها را ارتباط و آشنایی اهل قلم و منور الفکرهای ایرانی با کشورهای مغرب زمین و ترجمه ی آثاری از ادبیّات اروپا به زبان فارسی ، تأسیس دارالفنون ، نهضت مشروطیت، ایجاد چاپخانه ها و رواج مطبوعات ، نشر کتابها و رشد سریع سواد آموزی و نیاز و علاقه طبقات مردم به خواندن و … باید دانست ، تحوّلی در شیوه های نویسندگی پیش آمد و نثر فارسی به سادگی و بی پیرایگی گرایید.(رزمجو،۱۶۱:۱۳۷۲)
سالار عزیز پور در کتاب« زبان پارسی آماج تهاجم واژه های بیگانه » اثرات ورود زبان بیگانه به زبان فارسی را به قرار زیر بیان می دارد : الف– مهجور و فراموش شدن گذشتگان که موجب قطع رابطه با سنت و فرهنگ است .ب– مختل شدن ارتباط میان مردم از نظر زبانی ، یعنی تفهیم و تفاهمی که خود پایه تفاهم اجتماعی است . او معتقد است که ، تغییر زبان اجتناب ناپذیر است و این تغییر با تداخل زبان ها انجام می شود . ورود الفاظ و لغات بیگانه به زبان ها امری رایج است ، همچنان که ورود دیگر پدیده ها امری عادی و پذیرفتنی است .(عزیزپور،۶۱:۱۳۸۵)
میر سلیم به این نکته اشاره می کند که : یورش زبان های بیگانه و به کارگیری واژه های نامأنوس و ابزار سستی و بی تفاوتی نسبت به ریز و درشت آن واژه ها و تعداد آنها ما را بدانجا خواهد کشاند که از ریشه ی خود جدا شویم و ناگزیر، چنان که متأسفانه در برخی از محافل و مجامع رایج شده است ، واژه های فارسی را به لغات اجنبی ترجمه کنیم تا مطالبمان مفهوم شود .(میر سلیم،۱۴:۱۳۸۲)
پروفسور الکساندروباوسانیprof.dr.alessandro bausani بیان می دارد ، نخستین نشانه های تاثیر اروپا در ادبیّات امروز ایران را در تحوّلات این ادبیّات در دوره بازگشت ادبی به سوی شاعران کهن و ماقبل کلاسیک می توان دید . به گفته یی او ادبیّات نوین ایران چندین سال پیش از انقلاب مشروطیّت را آغاز بیداری ایرانیان از گذر آشنایی با مدرنیته یا تجدد بدانیم ، دگرگونی نثر ، تولد شعر نو ، پدیداری رُمان و داستان کوتاه به مفهوم امروزی را هم رویدادهایی انقلابی می بینیم که پایه گذار ادبیّات مدرن ایران بود .
(باوسانی،۲۰۰۸،مجله یeast and west)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید ، منطقاً چهار راه در پیش رو داریم:
۱– بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو.۲- جعل واژه ای بسیط۳- وام گرفتن واژه های از زبان بیگانه دیگر ۴- بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی . به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را وارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویشورند . او می گوید هر فرایند واژه سازی که بتوان بر اساس آن صورت های جدیدی ساخت فرایندی زایاست . گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته به الگو ساخت آنها پی می برد و به این ترتیب می تواند معنای صورتهایی زا که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد .(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۱-۱۰)
ولفانگ در سلر در کتاب «language death» مهمترین عاملی را که در همه ی زبان ها مانع واژه سازی می شود وامگیری بسیار گسترده از زبانی دیگر می داند . او بیان می دارد این وضعیت معمولاً زمانی پیش می آید که یک جامعه ی زبانی با جامعه ی زبانی دیگر رویارو شود که از اعتبار و سیطره ی فرهنگی برخوردار باشد . در چنین وضعیتی ،اگر وامگیری با چنان
وسعتی صورت گیرد رفته رفته دستگاه واژه سازی زبان مغلوب کارایی خود را از دست بدهد ، زبان مغلوب ممکن است حتی در معرض نابودی قرار گیرد . جامعه شناسان زبان نشان داده اند که بی استفاده ماندن فرایند های واژه سازی از جمله علائم مرگ یک زبان است .(۱۹۸۸: ۱۹۱-۱۸۴)
بنا به گفته ریپکا در کتاب « تاریخ ادبیات ایران»: اندوخته ی واژگان فارسی پاسخگوی نیازهای شیوه نو زندگی نبود و از این رو برخی از اصطلاح های ویژه فارسی از رهگذر زائد بودن در زمینه های سیاسی و دینی کنار نهاده شدند . از سوی دیگر ، چنانکه بایست نرمش پذیر نشده بود ، به ویژه آنگاه که آدمی توانایی شگفت انگیز آفرینشگر زبان تازی را به یاد می آورد که اصطلاح های آماده ای را در دسترس داشت ، اصطلاح هائی که بسا بارورتر از برابرهای فارسی خود بود . بدین سان رخنه ی آهسته ولی پیوسته واژگان تازی را در زبان پارسی می نگریم – که در نتیجه زبان پارسی به ویژه در شیوه ی گفتار طبقه های بالا و همه ادبیات آن – زبانی آمیخته و ادبیات آن تنها ابزار و میانجی بیانی همین طبقه های بالا دست گشت .(رپیکا،۱۵۵:۱۳۸۲)
طبق گفته ی او آشفتگی های سخت سده هیجدهم ، انقلابی را در سده نوزدهم پدید آورد که در کنار گذاشتن رخنه ی تحمل آمیز زبان تازی و دیگر زیاده روی های نمودار گشت با این همه نه در آن زمان نه در هیچ زمانی پیش از آن خط سیر پیشرفت زبان نثر با زبان نظم همسان نبوده است . اما هیچ کس نمی تواند بی قید و شرط به ویژگی های کلّی هیچ دوره ای به گونه نمادین یا معرف آن دوره بنگرد حتی زمانی که تصنع و نفوذ زبان تازی در چکاد خود بود ، استادانی پدید آمدند ، که دلخواه خود را در سادگی نسبی می یافتند و به عکس انقلاب ایران و جریان های اروپائی بیگمان به سبک تکلّف آمیز پایان داد و کاربرد واژگان تازی را به میزان بایسته و خرد پسند محدود کرد.
(همان،۱۳۸۲: ۱۵۶-۱۵۵)
خانلری بیان می دارد بیشتر لغاتی که از زبانی به زبان دیگر می رود اصطلاحات و الفاظ مربوط به تمدن و فرهنگ ، یعنی ساخته های بشری ، است . از اینجا می توان دانست که یک ملت در ادوار مختلف تاریخ خود از کدام قوم و تمدن آموخته و چه اموری را از دیگران اقتباس
کرده و تحت تاثیر چه عوامل اجتماعی و فرهنگی خارجی واقع شده است . چون پیشرفت و تکامل تمدن بیشتر نتیجه ی برخورد و رابطه ی اقوام با یکدیگر است ، اقتباس الفاظ از زبان های دیگر رایج ترین طریق پدید آوردن کلمات جدید است . زبان هیچ قوم متمونی نیست که شامل عده ی فراوانی از لغات بیگانه نباشد . امّا استعداد همه ی زبان ها در قبول لغت های بیگانه یکسان نیست .
(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۴۵-۱۴۰)
گل احمد شیفته در کتاب «دامنه نفوذ و تاثیر زبان فارسی بر زبان های جهان » بیان می دارد : هیچ زبانی در دنیا نیست که از دیگر زبان ها واژگانی وام نگرفته باشد ، همه ی زبان ها از همدیگر تأثیر و تأثر پذیرفته اند . زبانی که از زبان های دیگر وام نگرفته باشد ، زبانی مرده است . هر اندازه زبان ها تأثیر بیشتری گرفته باشند زنده تر شده اند و این عیب و نقصی برای آنها به شمار نمی رود . مهّم ترین زبان کنونی جهان ( انگلیسی) تقریباً۷۵ درصد کلمه های خود را از دیگر زبان ها به ویژه انگلو،جرمن ولاتین گرفته است . استانیولی و پرتغالی ۹۵ درصد وادبیاتشان یکی است ، با این حال خود را دو زبان گوناگون می نامند . او هدف از بیگانه زدایی از زبان فارسی را ، نه حب و بغض نسبت به بیگانگان ، بلکه تلاش برای آسان کردن زبان فارسی و پویا و زنده نگه داشتن آن می داند .(شیفته،۷۷:۱۳۷۲)
دکتر طباطبایی معتقد است اگر به واژه سازی از منظر سازندگان واژه های جدید بنگریم می توانیم آن را به دو نوع تقسیم کنیم:
۱-واژه سازی آگاهانه : این نوع واژه سازی را نهاد یا شخص معّینی انجام می دهد و حاصل آن معمولاً واژه عالمانه است . این نوع واژه سازی در ایران سابقه طولانی دارد و علاوه بر شعرا، اهل فلسفه و علم نیز به آن پرداخته اند .
۲-واژه سازی ناآگاهانه: این نوع واژه سازی را عامه ی مردم بر اساس شمّ زبانی خود و به صرافت طبع و بی آنکه به کار خود واقف باشند انجام می دهند.(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۵-۱۴)
طبق گفته ی دکتر علی اشراف صادقی: در مقابل جریان ورود واژه های خارجی ، از اوایل سلطنت رضا شاه ،عده ای به فکر پاک کردن فارسی از واژه های بیگانه افتادند . در این جریان ،
ابتدا هدف اصلی بیرون راندن لغات ترکی و عربی بود . سپس گروه دیگری آغاز به ساختن واژه های فارسی در برابر واژه های عربی کردند و دامنه ی این کار در گسترش بود تا دانشمندانی از قبیل فروغی و همفکران او به این فکر افتادند که ساختن واژه را به نهادی رسمی که سپس فرهنگستان نامیده شد بسپارند .(صادقی،۲۴:۱۳۸۰-۲۱)
به گفته میر سلیم ، تنهان فن سالاران مفهور ابراز ها، وسایل ، تجهیزات و فناوری غرب نشده اند بلکه همانطور که راه برای ورود غربی ها و شیوع استفاده از ابزارها ، وسایل و تجهیزات هموار شد همان طور نیز سیل واژگان وابسته به آنها وارد زبان و ادبیات فارسی شد . آنها از همان ابتدا می توانستند با بهره گیری از فناوری جدید مفاهیم و اصطلاحات بیگانه را به واژه های فارسی مبدل کنند اما به علت ضعف دانش و فراموشی ادبیات فارسی چنین اقدامی را به عمل در نیاوردند ، اگر هوشیاری نشان داده بودند امروزه واژه های فنی نظیر رادیو ،تلویزیون ،سینما و تلفن در زبان فارسی مشاهده نمی شد . اما بر اساس گذشت زمان این واژه ها در زبان فارسی تثبیت شده و برگرداندن آن میسر نمی باشد . برخی معتقدند برگرداندن این واژه برای ادبیات ما ضرر و سودی ندارد.(میر سلیم،۱۵:۱۳۸۲)
طاهره صفار زاده بیان می دارد واژه های بیگانه به ضرورت وارد زبان می شوند . پذیرش پاره از آنها که نماینده و یا نام یک ابزار صنعتی مثل سینما ، رادیو، تلویزیون،تلفن و غیره است ، اجتناب ناپذیر است . او همچنین معتقد است اگر قرار باشد کلمات و اصطلاحات ترجمه شوند ، باید افراد مسئول و در رأس آنها فرهنگستان ها به شناسایی کلماتی که احتمال کاربردی وسیع در جامعه دارند ، پرداخته و معادل آنها را ، قبل از جا افتادن ،معرفی و جایگزین نمایند.(صفارزاده،۱۳۸۰: ۲۴-۲۱)
داریوش آشوری در «بازاندیشی زبان فارسی» بیان می دارد که : در کار واژه سازی و برابر یابی برای واژه ها و مفاهیمی که از غرب می رسند از صدر مشروطّیت به این سو دو و شاید چند مرحله می توان شناخت . نخستین مرحله آن بود که با همان میراث نثر دست و پا شکسته و دست و پا گیر و نیمه جان به ترجمه مفاهیم و متن های اروپایی پرداختند و در این مرحله به علت عادات گذشته و همچنین ارتباطی که هنوز کما بیش میان حوزه های گوناگون فرهنگ اسلامی وجود داشت ، یا واژه هایی عربی مآبانه می کردند و یا اسلامبول و قاهره وارد می کردند. بدون شک ، اینکه نخستین واژه هایی که در آن دوره یا دوره های بعد تر ساخته شد ،عربی آب کشیده یا آب نکشیده بود واژه هایی مانند اعتصاب ، انقلاب،تمدن ، ومانند آن دنباله ی همان عادتی بود که زبان فارسی را تابع مطلقی از عربی مآبی نویسندگان می کرد و گشتن به دنبال لغت و ترکیب در زبان فارسی را نشانه ی بی سوادی می دانست .
محمد علی حق شناس در کتاب «واژه سازی درون متن » بیان می دارد که : از واژه سازی آگاهانه به ویژه در قرن حاضر ، به دو صورت بهره گرفته شده است : یکی جدا از متن آفرینی و در گروه های تخصصی یا به دست اشخاص منفردی که خود را برای این کار ذی صلاح دانسته اند ؛ و دیگری در خلال متن آفرینی و به دست مترجمان ،مؤلفان،معلمان و غالب کسانی که برای مفهومی نو یافته یا کالایی نوساخته به واژه نو نیاز داشته اند.
(حق شناس،۲۹:۱۳۷۹)
بنا بر عقیده ی افراشی مقصود از فرایند واژه سازی، ساز و کار فعال است که به صورت تکرار شونده بر تعداد واژه های زبان می افزاید . فرایند های واژه سازی به روش های مختلفی واژه های زبان را تولید می کنند . این فرایند ها به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می شوند . بر این اساس فرایندها ی اشتقاق و ترکیب با عنوان فرایندهای واژه سازی اصلی و فرایندهای قرض گیری ،ادغام،سرواژه سازی،کوتاه سازی،تبدیل،پس سازی و تکرار به عنوان فرایندهای واژه سازی فرعی می باشند .
(افراشی،۱۳۸۶: ۹۲-۸۴)
شگفت نیست اگر کسانی می خواستند لغتی تازه برای مفهومی تازه به کار برند به هوای نثر سنتی به ضرابخانه زبان عربی بروند و گاهی چیزهایی جعل کنند که در قوطی هیچ المنجد نویسی پیدا نشود . امّا گرایش به سادگی زبان که با نثر سیاسی و روزنامه نویسی آغاز شد راه خود را به سوی فارسی گرایی باز کرد . این گرایش، البته ، با پدید آمدن ملّت باوری(ناسیونالیسم) مدرن نیز مناسبت داشته است، اما بر روی هم این اثر سودمند را داشت که زبان فارسی را بر روی پایه ی اصلی و طبیعی خود برگرداند و این زبان از توش افتاده را جانی تازه داد.(آشوری۲۹:۱۳۷۵)
نوام چامسکی، دو شرط اساسی را برای واژه سازی ضروری می داند : نیاز و نام پذیری. کلمه ای ساخته نمی شود مگر آنکه پدیده یا عمل یا کیفیتی وجود داشته باشد که نیاز باشد کلمه ای بر آن دلالت کند.(چامسکی،۲۹:۱۹۶۵)
خانلری معتقد است لفظ بیگانه غالباً پس از آن که تغییری در صورت پذیرفت پروانه ی دخول در زبان می یابد . این تغییر در موردی است که لفظ خارجی شامل اصواتی باشد که ادای آنها برای اهل زبان دشوار باشد ، حرف بیگانه را معمولاً به حرفی که در زبان جاری به آن نزدیکتر است بدل می کنند . در هر زبانی می توان دستگاه حروفی را که برای تبدیل حرف ها و اصوات کلمات خارجی وجود دارد با دّقت معین کرد.
(ناتل خانلری،۱۵۱:۱۳۴۹)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی» -بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی» فرضیه های تحقیق به نظر می رسد واژه های بیگ
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی»
-بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی»
فرضیه های تحقیق
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان فارسی وارد شده اند قابل نقد و بررسی هستند .
به نظر می رسد وام واژه های زیادی از زبان انگلیسی و فرانسه وارد زبان فارسی شده اند ، که قابل نقد و بررسی می باشند .
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبیات فارسی هجوم آورده اند سبب ضعف در ادبیات کهن ما شده اند .
تعاریف عملیاتی متغیرها
نثر: نوشتار یا گفتاری که در قیاس با شعر از نظم و ترتیبی که لازمه ی کلام منظوم است، یعنی از وزن و قافیه خالی باشد و بر دو قسم است :۱-نثر ساده ۲- نثر فنی
واژه: واحد سازنده ی جمله است که در خط فارسی آن را با اندکی فاصله با واحد های دیگر می نویسیم و یک معنی مشخص دارد .
ادبیات داستانی: تاریخ‌ داستان‌نویسی‌ در ایران‌ به‌ قرون‌ اولیه‌ بازمی‌گردد و ادبیات‌ کهن‌ ما با انواع‌ و اقسام‌ صورت‌های‌ داستانی‌ افسانه‌، تمثیل‌، حکایت‌ و روایت‌ آمیخته‌ است‌؛ اما داستان‌نویسی‌ جدید ایران‌ ادامه‌ طبیعی‌ و منطقی‌ این‌ ادبیات‌ نیست‌ و در شیوه‌ جدید داستان‌پردازی‌ حتی‌ کم‌تر جای‌ پایی‌ از این‌ میراث‌ کهن‌ باقی‌ نمانده‌ است‌. در این‌ مقاله‌ سعی‌ شده‌ است‌ تا ضمن‌ ارائه‌ تاریخ‌ مختصری‌ از روند شکل‌گیری‌ و تکامل‌ رمان‌ در جهان‌، تحول‌ تاریخی‌ شیوه‌های‌ قصه‌گویی‌ و داستان‌پردازی‌ در ایران‌ کاویده‌ شود. همچنین‌ معرفی‌ مختصری‌ از نویسندگان‌ و آثار شاخص‌ هر دوره‌ ارائه‌ شده‌ است‌.
تردیدی‌ نیست‌ که‌ روند ادبیات‌ امروز به‌ سود داستان‌نویسی‌ به‌ پیش‌ می‌رود، و نوشتن‌ در شکل‌های‌ مختلف‌ داستانی‌ از اقبال‌ شایسته‌ در جامعه‌ برخوردار است‌ که‌ سبب‌ شده‌ رویکرد نویسندگان‌ به‌ این‌ نوع‌ ادبی‌ بیش‌ از پیش‌ باشد به‌ دلیل‌ این‌ که‌ مردم‌، انعکاس‌ زندگی‌ خود و حوادث‌ جامعه‌ خود را به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ در داستان‌ کوتاه‌ و بلند می‌یابند و بیش‌ از پیش‌ به‌ سوی‌ آن‌ روی‌ خواهند آورد، این‌ اجتماعی‌ترین‌ شکل‌ نگارش‌ ادبی‌ که‌ دیرزمانی‌ بر آن‌ نگذشته‌ است‌، در مسیر جریان‌ کمال‌یابنده‌ به‌ پیش‌ خواهد رفت‌ .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
فصل دوم
پیشینه ی تحقیق
پیشینه تحقیق
بر اساس مطالعات و پژوهشی که بر آثار جمع زیادی از نویسندگان انجام شد اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله که در ذیل به تعدادی از آنها اشاره می شود .
زبان یک نهاد اجتماعی است بدین معنی که افراد یک اجتماع به منظور آگاهی از مقاصد و نیّات یکدیگر و برای برقراری ارتباط با همدیگر عناصر آن را برقرار کرده اند . زبان نه تنها مهم ترین وسیله ی ارتباطی بشر بلکه پایه ی اغلب نهادهای دیگر اجتماعی نیز می باشد و به دلیل سرشت اجتماعی خود هماهنگ با اختلافات اجتماعات ، مختلف است . به سخن دیگر ، با اینکه این نهاد در همه ی اجتماعات بشری وجود دارد وظیفه و نقش آن در همه جا یکسان است ، شکل آن الزاماً در همه جوامع یکسان نیست . به دلیل اینکه ماهیّت و وابستگی به اجتماع به تبع و هماهنگ با دگرگونی های جامعه تغییر و تحوّل می یابد .( باقری،۱۳۸۲: ۶۷)
به گفته ی دکتر مهری باقری ، بنا بر گواهی تاریخ بشر از دیرباز به صورت اجتماعی می زیسته و یکی از مهم ترین نیازهای زندگی اجتماعی برقراری ارتباط با همنوعان و ایجاد تفهیم و تفاهم است . بشر همواره برای برقراری ارتباط در جوامع خود از وسایل و ابزارهای مختلفی سود می جسته که در این میان زبان مهّمترین ابزار و وسیله ی او به شمار می آید .
دکتر آزیتا افراشی زبان را چنین توصیف می کند : الف) زبان نظامی است متشکل از واژه های محدود ، قواعد محدود و جمله های نامحدود .ب) زبان نظامی از نشانه هاست که برای برقراری ارتباط میان انسان ها در جامعه ی زبانی به کار می رود .(افراشی،۱۳۸۶: ۷)
به گفته ی دکتر خانلری ، در کتاب « تاریخ زبان فارسی»: زبان امری ثابت نیست و در طی زمان تحوّل و تغییر می پذیرد . بنابراین موضوع «زبان شناسی تاریخی » یا «تاریخ زبان»، تحقیق و مطالعه در تحوّلی است که هر زبان در طی تاریخ خود پذیرفته و کشف قوانینی که در این تبدیل و تحول از جهات مختلف وجود داشته است . از قدیمی ترین دوره های تاریخ تا امروز خانواده ی زبان های ایرانی وسیله ی ارتباط اجتماعی و فکری و ذوقی ملّتی متمدن بوده و از هر مرحله ی این زبان ها اسناد و آثار مکتوب در دست است که به کار تطبیق و مقایسه می آید و نکته های مهّمی را درباره قوانین تحوّل این دسته از زبان ها در طی زمانی بسیار دراز روشن می کند .(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۶-۵)
محمّد علی جمالزاده زبان زنده را در حکم نهر روانی می داند که هر قدر سرچشمه اش تواناتر و پرپشت تر باشد بیم آلوده شدن آن نیز به همان درجه کمتر است و مانند هر نهری چنانچه زباله و خار و خاشاکی در آن وارد شود نیرو و جریان آن به خودی خود آن را می برد و مضمحل و نابود ساخته و یا رفته رفته به تحلیل می رود . او بیان می دارد وای به روزی که نهر شاداب زبان به حال رکود افتد یعنی مردمی که بدان تکلّم می کنند تنها آن را برای رفع حوائج معمولی روزانه ی شکم و شحم و لحم به کار ببرند و طبع شیوای خداوندان نظم و نثر و ذوق روح پرور ارباب علم و ادب خموش و خامد گردد و جمود پذیر ، و از آن ها هم بدتر وقتی است که خدای نخواسته سرچشمه ی ذوق و فهم یعنی «ژنی»ملّی قریحه ذاتی و جبلی که مولد نوابغ و نوادر و اخیار است و کلیه صفات و سجایای عالی از ذوق پاک و طبع استوار از قوه ابتکار و خلاقیت و آزادی فکر و بیان که حس گرانبهای حقیقت جویی و حقیقت پرستی از آن سرچشمه می گیرد مانند چشمه ای که دیگر آب باران و برف نرسد رفته رفته خشک و نازا گردد، آن وقت است که نه تنها فاتحه ی زبان و شعر و نثر و ادبیّات و عرفان و حکمت را خواند بلکه باید منتظر مرگ و فنای آن قوم و آن جماعت بود و باید دانست که از مرگ و فنای چنین قوم و ملّتی دنیا غمی به خود راه نخواهد داد ، چون که درخت خشک و بی حاصل تنها زیر دیگ خوب است و بس ( جمالزاده ،۱۳۸۶: ۱۵۶-۱۵۵)
از دیدگاه دکتر علی علیزاده زبان به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع ابزارهای و سکون ها و حرکت ها و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته و تکامل خاص خود را پیموده است .(علیزاده علی،۱۳۸۹،مقاله پژوهشی)
دکتر جواد برومند معتقد است زبان نهادی اجتماعی است و دگرگونی های آن هم برحسب دگرگونی های اجتماعی صورت می گیرد . او بیان می دارد سرزمین ایران به سبب موقعیت جغرافیایی و شرایط ویژه ی طبیعی که داشته از قدیم ترین روزگاران مورد تهاجم اقوام بیگانه قرار گرفته است . از جمله تهاجم بسیار سهمگین دوران باستانی حمله ی اسکندر را می توان نام برد . حمله ی اسکندر و تسلط فرهنگ یونانی آنچنان عظیم بود که موجب بر انداختن فرهنگ و زبان ایرانی باستان شد .(برومند سعید ،۱۳۷۹،۲-۱)
رزمجو معتقد است نثر فارسی همانند شعر آن ، عرصه ای است گسترده و مناسب برای بیان هرگونه اندیشه یا احساس و عاطفه ای لطیف . تقریباً کلیه ی موضوعاتی را که شاعران پارسی گوی در قالب های شعری به نحوی زیبا و مطلوب به رشته نظم در آورده اند ، نویسندگان ایرانی آنها را در قالب قصه داستان و افسان و حکایت و لطیفه و نامه به صورت نثر به رشته تحریر کشیده اند .(رزمجو،۱۳۷۲: ۲۲۷)
لطفی پور معتقد است اگر حیطه ی زبانی را از واژگان فراتر رفته و به سطح جمله برسد ،خواهیم دید که حتی ساختار جملات فارسی ما نیز از موارد تحت ،تأثیر زبان بیگانه قرار گرفته است .(لطفی پور ساعدی،۱۰۰:۱۳۷۱)
لئون تولستوی نویسنده اروپایی در کتاب «هنر چیست» بیان می دارد : هنر تجلّی خارجی اندیشه ها و احساساتی نیرومند است که انسان آنها را تجربه می کند و به کمک علائم ،خط ها ، رنگ ها ،حرکات و اشارات ، اصوات و کلمات بیان می دارد پس شاعران و نویسندگان که آفریننده ی کلام زیبا هستند ، هنرمندند و آثار ادبی هر ملّت نیز گنجینه ای از مظاهر افراد آن ملت.(تولستوی،۵۳:۱۳۵۶)
غلامرضا رشیدی در کتاب « ترجمه و مترجم» بیان می دارد که اثرات واژه های بیگانه در لایه های مختلف زبان واژگان ، ساختار و بافت متن مشاهده می شود . اولین و سطحی ترین لایه ی نفوذ در زبان دیگر را ، در سطوح واژگان می داند . همچنین معتقد است که البتّه مسأله به آن سادگی که بعضی ها تصورّ می کنند و بالافاصله توصیه می نمایند که از معادل های فارسی استفاده شود ، نیست. مثلاً زبان انگلیسی امروزه دارای موقعیّتی جهانی است که این موقعّیت را به واسطه ی ادبیات و متون گسترده ای که در زمینه های علمی و فنی به این زبان نوشته شده ، به دست آورده است . اقیانوسی از کلمات تخصصی انگلیسی که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرد ،مترجمان را آن چنان گیج و بلاتکلیف می کند که هیچگونه رویه ی مشخص و واحدی در ترجمه ها دیده نمی شود.(رشیدی،۱۹:۱۳۷۸)
دکتر آریان پور کاشانی دیرین شناسی زبانی را وسیله ی دیگری می داند برای شناخت هند و اروپایی آغازین و خاستگاه آن . او از زبان های هند و اروپایی به دو دسته صحبت می کند: زبان های ساتم satem(ارمنی، ایرانی،هندی،اسلاوی،بالتیک) و زبان های سنتمcentum(ژرمنی،لاتین ،یونانی،سلتیک). به گفته ی او خانواده های لاتین شامل ایتالیایی و فرانسه و اسپانیایی و پرتقالی و رمانی اند و زبان های ژرمنی عبارتند از: آلمانی و انگلیسی و هلندی و دانمارکی و سوئدی و نروژی و ایسلندی.
(آریان پورکاشانی ،۱۳۸۴: ۱۷-۱۰)
آندره مارتینه واژه سازی را نتیجه ی طبیعی اصل اقتصاد یا صرفه جویی می داند که بر همه ی ابعاد زبان حاکم است . او می گوید زبان نوعی نظام ارتباطی است و در هر نظام ارتباطی کمال مطلوب این است که با کمترین هزینه بیشترین اطلاعات انتقال یابد.
عکس مرتبط با اقتصاد
(مارتینه،۱۳۷۹: ۶۰-۵۸)
دکتر مشکوه الدینی در باب زبان شناسی تطبیقی می گوید : آشنایی پژوهشگران اروپایی با سنتها ، همچنین آگاهی آنان بر شباهت زبان سانسکریت با زبان های لاتین ، یونانی،ژرمانی و فارسی باستان موجب شد که به خویشاوندی زبان ها پی ببرند و در نتیجه روش های زبان شناسی تطبیقی نیز در سده ی نوزدهم گسترش یابد.(مشکوه الدینی،۱۳۸۱: ۱۲)
رزمجو آثار منثور موجود در زبان فارسی را کلاً به دو نوع تقسیم می کند : الف) نثر ساده ، که در آن نویسنده مقاصد خود را در کمال سادگی و بی پیرایگی می نگارد. ب) نثر فنی ، آن بیان مطلبی است با طرزی که نویسنده در آن اِمعان نظر و جولان اراده به کار می برد و قصدش از کاربرد آن این است که مطلب خویش را بهتر و کاملتر به طرف بفهماند ،رحم و رقّت خواننده را برانگیزد و یا خشم و غیرت وی را تحریک نماید .(رزمجو،۱۳۷۲: ۱۵۴-۱۵۳)
براوان آشنایی اروپائیان با مشرق زمین را از زمان جنگ های صلیبی در قرون ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ میلادی که میان مسیحیان و مسلمانان درگرفت می داند . به گفته ی او در این جنگ ها بود که غربیان با تمدن و صنایع و فرهنگ درخشان مسلمانان مواجه شده و درصد شناسایی بیشتر این تمدن و فرهنگ برآمدند و در حقیقت شرق شناسی از اینجا آغاز شد . بعد از آن بود که بفکر ایجاد روابط بازگانی با مشرق زمین افتادند و باین جهت مؤسساتی مانند کمپانی هند شرقی هلندی و انگلیسی و مانند آن را تشکیل دادند و رفته رفته اسپانیا و پرتغال و دیگر کشورهای اروپایی فکر نفوذ بیشتر برای استعمار در این کشورها را در سر پروراندند.(براوان ،۱:۱۳۶۹)
سیّد مصطفی میر سلیم دلایل نفوذ واژه های بیگانه در زبان فارسی را موارد زیر می داند:
۱-ترجمه های ناقص کتابها و مقالات بیگانه و اشکالات آنها.۲-بازگشت فرنگ رفته های خودباخته و فن سالارانِ ناآشنا با غنای زبان فارسی.۳- عدم آشنایی با قابلیت های زبان فارسی و غنای ادبیات ما.۴- باور نداشتن کارآرایی های زبان فارسی در رشته های غیر ادبی.۵- احساس حقارت در مقابل واژه های فرنگی و پدیده ی شیفتگی فنی.۶- عادت کردن به مفهوم واژه های بیگانه .( میر سلیم ،۱۳۸۲: ۱۷-۱۵)
خانلری معتقد است که در هر زبانی می توان فهرست های کم و بیش مبسوط و مفصلی از لغاتی که مقتبس از زبان های دیگر است تدوین کرد . این فهرست به فصل هایی قابل تقسیم است . از این جمله :
۱-محصولات طبیعی۲- محصولات صنعتی ۳- لغات مربوط به سازمان های اجتماعی و اداری۴- اصطلاحات علمی.(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۳۷-۱۳۵)
طبق گفته ی رزمجو از اوایل قرن سیزدهم بواسطه ی عواملی چند که مهمترین آنها را ارتباط و آشنایی اهل قلم و منور الفکرهای ایرانی با کشورهای مغرب زمین و ترجمه ی آثاری از ادبیّات اروپا به زبان فارسی ، تأسیس دارالفنون ، نهضت مشروطیت، ایجاد چاپخانه ها و رواج مطبوعات ، نشر کتابها و رشد سریع سواد آموزی و نیاز و علاقه طبقات مردم به خواندن و … باید دانست ، تحوّلی در شیوه های نویسندگی پیش آمد و نثر فارسی به سادگی و بی پیرایگی گرایید.(رزمجو،۱۶۱:۱۳۷۲)
سالار عزیز پور در کتاب« زبان پارسی آماج تهاجم واژه های بیگانه » اثرات ورود زبان بیگانه به زبان فارسی را به قرار زیر بیان می دارد : الف– مهجور و فراموش شدن گذشتگان که موجب قطع رابطه با سنت و فرهنگ است .ب– مختل شدن ارتباط میان مردم از نظر زبانی ، یعنی تفهیم و تفاهمی که خود پایه تفاهم اجتماعی است . او معتقد است که ، تغییر زبان اجتناب ناپذیر است و این تغییر با تداخل زبان ها انجام می شود . ورود الفاظ و لغات بیگانه به زبان ها امری رایج است ، همچنان که ورود دیگر پدیده ها امری عادی و پذیرفتنی است .(عزیزپور،۶۱:۱۳۸۵)
میر سلیم به این نکته اشاره می کند که : یورش زبان های بیگانه و به کارگیری واژه های نامأنوس و ابزار سستی و بی تفاوتی نسبت به ریز و درشت آن واژه ها و تعداد آنها ما را بدانجا خواهد کشاند که از ریشه ی خود جدا شویم و ناگزیر، چنان که متأسفانه در برخی از محافل و مجامع رایج شده است ، واژه های فارسی را به لغات اجنبی ترجمه کنیم تا مطالبمان مفهوم شود .(میر سلیم،۱۴:۱۳۸۲)
پروفسور الکساندروباوسانیprof.dr.alessandro bausani بیان می دارد ، نخستین نشانه های تاثیر اروپا در ادبیّات امروز ایران را در تحوّلات این ادبیّات در دوره بازگشت ادبی به سوی شاعران کهن و ماقبل کلاسیک می توان دید . به گفته یی او ادبیّات نوین ایران چندین سال پیش از انقلاب مشروطیّت را آغاز بیداری ایرانیان از گذر آشنایی با مدرنیته یا تجدد بدانیم ، دگرگونی نثر ، تولد شعر نو ، پدیداری رُمان و داستان کوتاه به مفهوم امروزی را هم رویدادهایی انقلابی می بینیم که پایه گذار ادبیّات مدرن ایران بود .
(باوسانی،۲۰۰۸،مجله یeast and west)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید ، منطقاً چهار راه در پیش رو داریم:
۱– بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو.۲- جعل واژه ای بسیط۳- وام گرفتن واژه های از زبان بیگانه دیگر ۴- بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی . به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را وارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویشورند . او می گوید هر فرایند واژه سازی که بتوان بر اساس آن صورت های جدیدی ساخت فرایندی زایاست . گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته به الگو ساخت آنها پی می برد و به این ترتیب می تواند معنای صورتهایی زا که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد .(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۱-۱۰)
ولفانگ در سلر در کتاب «language death» مهمترین عاملی را که در همه ی زبان ها مانع واژه سازی می شود وامگیری بسیار گسترده از زبانی دیگر می داند . او بیان می دارد این وضعیت معمولاً زمانی پیش می آید که یک جامعه ی زبانی با جامعه ی زبانی دیگر رویارو شود که از اعتبار و سیطره ی فرهنگی برخوردار باشد . در چنین وضعیتی ،اگر وامگیری با چنان
وسعتی صورت گیرد رفته رفته دستگاه واژه سازی زبان مغلوب کارایی خود را از دست بدهد ، زبان مغلوب ممکن است حتی در معرض نابودی قرار گیرد . جامعه شناسان زبان نشان داده اند که بی استفاده ماندن فرایند های واژه سازی از جمله علائم مرگ یک زبان است .(۱۹۸۸: ۱۹۱-۱۸۴)
بنا به گفته ریپکا در کتاب « تاریخ ادبیات ایران»: اندوخته ی واژگان فارسی پاسخگوی نیازهای شیوه نو زندگی نبود و از این رو برخی از اصطلاح های ویژه فارسی از رهگذر زائد بودن در زمینه های سیاسی و دینی کنار نهاده شدند . از سوی دیگر ، چنانکه بایست نرمش پذیر نشده بود ، به ویژه آنگاه که آدمی توانایی شگفت انگیز آفرینشگر زبان تازی را به یاد می آورد که اصطلاح های آماده ای را در دسترس داشت ، اصطلاح هائی که بسا بارورتر از برابرهای فارسی خود بود . بدین سان رخنه ی آهسته ولی پیوسته واژگان تازی را در زبان پارسی می نگریم – که در نتیجه زبان پارسی به ویژه در شیوه ی گفتار طبقه های بالا و همه ادبیات آن – زبانی آمیخته و ادبیات آن تنها ابزار و میانجی بیانی همین طبقه های بالا دست گشت .(رپیکا،۱۵۵:۱۳۸۲)
طبق گفته ی او آشفتگی های سخت سده هیجدهم ، انقلابی را در سده نوزدهم پدید آورد که در کنار گذاشتن رخنه ی تحمل آمیز زبان تازی و دیگر زیاده روی های نمودار گشت با این همه نه در آن زمان نه در هیچ زمانی پیش از آن خط سیر پیشرفت زبان نثر با زبان نظم همسان نبوده است . اما هیچ کس نمی تواند بی قید و شرط به ویژگی های کلّی هیچ دوره ای به گونه نمادین یا معرف آن دوره بنگرد حتی زمانی که تصنع و نفوذ زبان تازی در چکاد خود بود ، استادانی پدید آمدند ، که دلخواه خود را در سادگی نسبی می یافتند و به عکس انقلاب ایران و جریان های اروپائی بیگمان به سبک تکلّف آمیز پایان داد و کاربرد واژگان تازی را به میزان بایسته و خرد پسند محدود کرد.
(همان،۱۳۸۲: ۱۵۶-۱۵۵)
خانلری بیان می دارد بیشتر لغاتی که از زبانی به زبان دیگر می رود اصطلاحات و الفاظ مربوط به تمدن و فرهنگ ، یعنی ساخته های بشری ، است . از اینجا می توان دانست که یک ملت در ادوار مختلف تاریخ خود از کدام قوم و تمدن آموخته و چه اموری را از دیگران اقتباس
کرده و تحت تاثیر چه عوامل اجتماعی و فرهنگی خارجی واقع شده است . چون پیشرفت و تکامل تمدن بیشتر نتیجه ی برخورد و رابطه ی اقوام با یکدیگر است ، اقتباس الفاظ از زبان های دیگر رایج ترین طریق پدید آوردن کلمات جدید است . زبان هیچ قوم متمونی نیست که شامل عده ی فراوانی از لغات بیگانه نباشد . امّا استعداد همه ی زبان ها در قبول لغت های بیگانه یکسان نیست .
(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۴۵-۱۴۰)
گل احمد شیفته در کتاب «دامنه نفوذ و تاثیر زبان فارسی بر زبان های جهان » بیان می دارد : هیچ زبانی در دنیا نیست که از دیگر زبان ها واژگانی وام نگرفته باشد ، همه ی زبان ها از همدیگر تأثیر و تأثر پذیرفته اند . زبانی که از زبان های دیگر وام نگرفته باشد ، زبانی مرده است . هر اندازه زبان ها تأثیر بیشتری گرفته باشند زنده تر شده اند و این عیب و نقصی برای آنها به شمار نمی رود . مهّم ترین زبان کنونی جهان ( انگلیسی) تقریباً۷۵ درصد کلمه های خود را از دیگر زبان ها به ویژه انگلو،جرمن ولاتین گرفته است . استانیولی و پرتغالی ۹۵ درصد وادبیاتشان یکی است ، با این حال خود را دو زبان گوناگون می نامند . او هدف از بیگانه زدایی از زبان فارسی را ، نه حب و بغض نسبت به بیگانگان ، بلکه تلاش برای آسان کردن زبان فارسی و پویا و زنده نگه داشتن آن می داند .(شیفته،۷۷:۱۳۷۲)
دکتر طباطبایی معتقد است اگر به واژه سازی از منظر سازندگان واژه های جدید بنگریم می توانیم آن را به دو نوع تقسیم کنیم:
۱-واژه سازی آگاهانه : این نوع واژه سازی را نهاد یا شخص معّینی انجام می دهد و حاصل آن معمولاً واژه عالمانه است . این نوع واژه سازی در ایران سابقه طولانی دارد و علاوه بر شعرا، اهل فلسفه و علم نیز به آن پرداخته اند .
۲-واژه سازی ناآگاهانه: این نوع واژه سازی را عامه ی مردم بر اساس شمّ زبانی خود و به صرافت طبع و بی آنکه به کار خود واقف باشند انجام می دهند.(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۵-۱۴)
طبق گفته ی دکتر علی اشراف صادقی: در مقابل جریان ورود واژه های خارجی ، از اوایل سلطنت رضا شاه ،عده ای به فکر پاک کردن فارسی از واژه های بیگانه افتادند . در این جریان ،
ابتدا هدف اصلی بیرون راندن لغات ترکی و عربی بود . سپس گروه دیگری آغاز به ساختن واژه های فارسی در برابر واژه های عربی کردند و دامنه ی این کار در گسترش بود تا دانشمندانی از قبیل فروغی و همفکران او به این فکر افتادند که ساختن واژه را به نهادی رسمی که سپس فرهنگستان نامیده شد بسپارند .(صادقی،۲۴:۱۳۸۰-۲۱)
به گفته میر سلیم ، تنهان فن سالاران مفهور ابراز ها، وسایل ، تجهیزات و فناوری غرب نشده اند بلکه همانطور که راه برای ورود غربی ها و شیوع استفاده از ابزارها ، وسایل و تجهیزات هموار شد همان طور نیز سیل واژگان وابسته به آنها وارد زبان و ادبیات فارسی شد . آنها از همان ابتدا می توانستند با بهره گیری از فناوری جدید مفاهیم و اصطلاحات بیگانه را به واژه های فارسی مبدل کنند اما به علت ضعف دانش و فراموشی ادبیات فارسی چنین اقدامی را به عمل در نیاوردند ، اگر هوشیاری نشان داده بودند امروزه واژه های فنی نظیر رادیو ،تلویزیون ،سینما و تلفن در زبان فارسی مشاهده نمی شد . اما بر اساس گذشت زمان این واژه ها در زبان فارسی تثبیت شده و برگرداندن آن میسر نمی باشد . برخی معتقدند برگرداندن این واژه برای ادبیات ما ضرر و سودی ندارد.(میر سلیم،۱۵:۱۳۸۲)
طاهره صفار زاده بیان می دارد واژه های بیگانه به ضرورت وارد زبان می شوند . پذیرش پاره از آنها که نماینده و یا نام یک ابزار صنعتی مثل سینما ، رادیو، تلویزیون،تلفن و غیره است ، اجتناب ناپذیر است . او همچنین معتقد است اگر قرار باشد کلمات و اصطلاحات ترجمه شوند ، باید افراد مسئول و در رأس آنها فرهنگستان ها به شناسایی کلماتی که احتمال کاربردی وسیع در جامعه دارند ، پرداخته و معادل آنها را ، قبل از جا افتادن ،معرفی و جایگزین نمایند.(صفارزاده،۱۳۸۰: ۲۴-۲۱)
داریوش آشوری در «بازاندیشی زبان فارسی» بیان می دارد که : در کار واژه سازی و برابر یابی برای واژه ها و مفاهیمی که از غرب می رسند از صدر مشروطّیت به این سو دو و شاید چند مرحله می توان شناخت . نخستین مرحله آن بود که با همان میراث نثر دست و پا شکسته و دست و پا گیر و نیمه جان به ترجمه مفاهیم و متن های اروپایی پرداختند و در این مرحله به علت عادات گذشته و همچنین ارتباطی که هنوز کما بیش میان حوزه های گوناگون فرهنگ اسلامی وجود داشت ، یا واژه هایی عربی مآبانه می کردند و یا اسلامبول و قاهره وارد می کردند. بدون شک ، اینکه نخستین واژه هایی که در آن دوره یا دوره های بعد تر ساخته شد ،عربی آب کشیده یا آب نکشیده بود واژه هایی مانند اعتصاب ، انقلاب،تمدن ، ومانند آن دنباله ی همان عادتی بود که زبان فارسی را تابع مطلقی از عربی مآبی نویسندگان می کرد و گشتن به دنبال لغت و ترکیب در زبان فارسی را نشانه ی بی سوادی می دانست .
محمد علی حق شناس در کتاب «واژه سازی درون متن » بیان می دارد که : از واژه سازی آگاهانه به ویژه در قرن حاضر ، به دو صورت بهره گرفته شده است : یکی جدا از متن آفرینی و در گروه های تخصصی یا به دست اشخاص منفردی که خود را برای این کار ذی صلاح دانسته اند ؛ و دیگری در خلال متن آفرینی و به دست مترجمان ،مؤلفان،معلمان و غالب کسانی که برای مفهومی نو یافته یا کالایی نوساخته به واژه نو نیاز داشته اند.
(حق شناس،۲۹:۱۳۷۹)
بنا بر عقیده ی افراشی مقصود از فرایند واژه سازی، ساز و کار فعال است که به صورت تکرار شونده بر تعداد واژه های زبان می افزاید . فرایند های واژه سازی به روش های مختلفی واژه های زبان را تولید می کنند . این فرایند ها به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می شوند . بر این اساس فرایندها ی اشتقاق و ترکیب با عنوان فرایندهای واژه سازی اصلی و فرایندهای قرض گیری ،ادغام،سرواژه سازی،کوتاه سازی،تبدیل،پس سازی و تکرار به عنوان فرایندهای واژه سازی فرعی می باشند .
(افراشی،۱۳۸۶: ۹۲-۸۴)
شگفت نیست اگر کسانی می خواستند لغتی تازه برای مفهومی تازه به کار برند به هوای نثر سنتی به ضرابخانه زبان عربی بروند و گاهی چیزهایی جعل کنند که در قوطی هیچ المنجد نویسی پیدا نشود . امّا گرایش به سادگی زبان که با نثر سیاسی و روزنامه نویسی آغاز شد راه خود را به سوی فارسی گرایی باز کرد . این گرایش، البته ، با پدید آمدن ملّت باوری(ناسیونالیسم) مدرن نیز مناسبت داشته است، اما بر روی هم این اثر سودمند را داشت که زبان فارسی را بر روی پایه ی اصلی و طبیعی خود برگرداند و این زبان از توش افتاده را جانی تازه داد.(آشوری۲۹:۱۳۷۵)
نوام چامسکی، دو شرط اساسی را برای واژه سازی ضروری می داند : نیاز و نام پذیری. کلمه ای ساخته نمی شود مگر آنکه پدیده یا عمل یا کیفیتی وجود داشته باشد که نیاز باشد کلمه ای بر آن دلالت کند.(چامسکی،۲۹:۱۹۶۵)
خانلری معتقد است لفظ بیگانه غالباً پس از آن که تغییری در صورت پذیرفت پروانه ی دخول در زبان می یابد . این تغییر در موردی است که لفظ خارجی شامل اصواتی باشد که ادای آنها برای اهل زبان دشوار باشد ، حرف بیگانه را معمولاً به حرفی که در زبان جاری به آن نزدیکتر است بدل می کنند . در هر زبانی می توان دستگاه حروفی را که برای تبدیل حرف ها و اصوات کلمات خارجی وجود دارد با دّقت معین کرد.
(ناتل خانلری،۱۵۱:۱۳۴۹)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
تاثیر لغات بیگانه درادبیات داستانی دوره معاصر۹۳- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی»
-بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی»
فرضیه های تحقیق
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان فارسی وارد شده اند قابل نقد و بررسی هستند .
به نظر می رسد وام واژه های زیادی از زبان انگلیسی و فرانسه وارد زبان فارسی شده اند ، که قابل نقد و بررسی می باشند .
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبیات فارسی هجوم آورده اند سبب ضعف در ادبیات کهن ما شده اند .
تعاریف عملیاتی متغیرها
نثر: نوشتار یا گفتاری که در قیاس با شعر از نظم و ترتیبی که لازمه ی کلام منظوم است، یعنی از وزن و قافیه خالی باشد و بر دو قسم است :۱-نثر ساده ۲- نثر فنی
واژه: واحد سازنده ی جمله است که در خط فارسی آن را با اندکی فاصله با واحد های دیگر می نویسیم و یک معنی مشخص دارد .
ادبیات داستانی: تاریخ‌ داستان‌نویسی‌ در ایران‌ به‌ قرون‌ اولیه‌ بازمی‌گردد و ادبیات‌ کهن‌ ما با انواع‌ و اقسام‌ صورت‌های‌ داستانی‌ افسانه‌، تمثیل‌، حکایت‌ و روایت‌ آمیخته‌ است‌؛ اما داستان‌نویسی‌ جدید ایران‌ ادامه‌ طبیعی‌ و منطقی‌ این‌ ادبیات‌ نیست‌ و در شیوه‌ جدید داستان‌پردازی‌ حتی‌ کم‌تر جای‌ پایی‌ از این‌ میراث‌ کهن‌ باقی‌ نمانده‌ است‌. در این‌ مقاله‌ سعی‌ شده‌ است‌ تا ضمن‌ ارائه‌ تاریخ‌ مختصری‌ از روند شکل‌گیری‌ و تکامل‌ رمان‌ در جهان‌، تحول‌ تاریخی‌ شیوه‌های‌ قصه‌گویی‌ و داستان‌پردازی‌ در ایران‌ کاویده‌ شود. همچنین‌ معرفی‌ مختصری‌ از نویسندگان‌ و آثار شاخص‌ هر دوره‌ ارائه‌ شده‌ است‌.
تردیدی‌ نیست‌ که‌ روند ادبیات‌ امروز به‌ سود داستان‌نویسی‌ به‌ پیش‌ می‌رود، و نوشتن‌ در شکل‌های‌ مختلف‌ داستانی‌ از اقبال‌ شایسته‌ در جامعه‌ برخوردار است‌ که‌ سبب‌ شده‌ رویکرد نویسندگان‌ به‌ این‌ نوع‌ ادبی‌ بیش‌ از پیش‌ باشد به‌ دلیل‌ این‌ که‌ مردم‌، انعکاس‌ زندگی‌ خود و حوادث‌ جامعه‌ خود را به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ در داستان‌ کوتاه‌ و بلند می‌یابند و بیش‌ از پیش‌ به‌ سوی‌ آن‌ روی‌ خواهند آورد، این‌ اجتماعی‌ترین‌ شکل‌ نگارش‌ ادبی‌ که‌ دیرزمانی‌ بر آن‌ نگذشته‌ است‌، در مسیر جریان‌ کمال‌یابنده‌ به‌ پیش‌ خواهد رفت‌ .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
فصل دوم
پیشینه ی تحقیق
پیشینه تحقیق
بر اساس مطالعات و پژوهشی که بر آثار جمع زیادی از نویسندگان انجام شد اطلاعات زیر راجع به موضوع رساله که در ذیل به تعدادی از آنها اشاره می شود .
زبان یک نهاد اجتماعی است بدین معنی که افراد یک اجتماع به منظور آگاهی از مقاصد و نیّات یکدیگر و برای برقراری ارتباط با همدیگر عناصر آن را برقرار کرده اند . زبان نه تنها مهم ترین وسیله ی ارتباطی بشر بلکه پایه ی اغلب نهادهای دیگر اجتماعی نیز می باشد و به دلیل سرشت اجتماعی خود هماهنگ با اختلافات اجتماعات ، مختلف است . به سخن دیگر ، با اینکه این نهاد در همه ی اجتماعات بشری وجود دارد وظیفه و نقش آن در همه جا یکسان است ، شکل آن الزاماً در همه جوامع یکسان نیست . به دلیل اینکه ماهیّت و وابستگی به اجتماع به تبع و هماهنگ با دگرگونی های جامعه تغییر و تحوّل می یابد .( باقری،۱۳۸۲: ۶۷)
به گفته ی دکتر مهری باقری ، بنا بر گواهی تاریخ بشر از دیرباز به صورت اجتماعی می زیسته و یکی از مهم ترین نیازهای زندگی اجتماعی برقراری ارتباط با همنوعان و ایجاد تفهیم و تفاهم است . بشر همواره برای برقراری ارتباط در جوامع خود از وسایل و ابزارهای مختلفی سود می جسته که در این میان زبان مهّمترین ابزار و وسیله ی او به شمار می آید .
دکتر آزیتا افراشی زبان را چنین توصیف می کند : الف) زبان نظامی است متشکل از واژه های محدود ، قواعد محدود و جمله های نامحدود .ب) زبان نظامی از نشانه هاست که برای برقراری ارتباط میان انسان ها در جامعه ی زبانی به کار می رود .(افراشی،۱۳۸۶: ۷)
به گفته ی دکتر خانلری ، در کتاب « تاریخ زبان فارسی»: زبان امری ثابت نیست و در طی زمان تحوّل و تغییر می پذیرد . بنابراین موضوع «زبان شناسی تاریخی » یا «تاریخ زبان»، تحقیق و مطالعه در تحوّلی است که هر زبان در طی تاریخ خود پذیرفته و کشف قوانینی که در این تبدیل و تحول از جهات مختلف وجود داشته است . از قدیمی ترین دوره های تاریخ تا امروز خانواده ی زبان های ایرانی وسیله ی ارتباط اجتماعی و فکری و ذوقی ملّتی متمدن بوده و از هر مرحله ی این زبان ها اسناد و آثار مکتوب در دست است که به کار تطبیق و مقایسه می آید و نکته های مهّمی را درباره قوانین تحوّل این دسته از زبان ها در طی زمانی بسیار دراز روشن می کند .(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۶-۵)
محمّد علی جمالزاده زبان زنده را در حکم نهر روانی می داند که هر قدر سرچشمه اش تواناتر و پرپشت تر باشد بیم آلوده شدن آن نیز به همان درجه کمتر است و مانند هر نهری چنانچه زباله و خار و خاشاکی در آن وارد شود نیرو و جریان آن به خودی خود آن را می برد و مضمحل و نابود ساخته و یا رفته رفته به تحلیل می رود . او بیان می دارد وای به روزی که نهر شاداب زبان به حال رکود افتد یعنی مردمی که بدان تکلّم می کنند تنها آن را برای رفع حوائج معمولی روزانه ی شکم و شحم و لحم به کار ببرند و طبع شیوای خداوندان نظم و نثر و ذوق روح پرور ارباب علم و ادب خموش و خامد گردد و جمود پذیر ، و از آن ها هم بدتر وقتی است که خدای نخواسته سرچشمه ی ذوق و فهم یعنی «ژنی»ملّی قریحه ذاتی و جبلی که مولد نوابغ و نوادر و اخیار است و کلیه صفات و سجایای عالی از ذوق پاک و طبع استوار از قوه ابتکار و خلاقیت و آزادی فکر و بیان که حس گرانبهای حقیقت جویی و حقیقت پرستی از آن سرچشمه می گیرد مانند چشمه ای که دیگر آب باران و برف نرسد رفته رفته خشک و نازا گردد، آن وقت است که نه تنها فاتحه ی زبان و شعر و نثر و ادبیّات و عرفان و حکمت را خواند بلکه باید منتظر مرگ و فنای آن قوم و آن جماعت بود و باید دانست که از مرگ و فنای چنین قوم و ملّتی دنیا غمی به خود راه نخواهد داد ، چون که درخت خشک و بی حاصل تنها زیر دیگ خوب است و بس ( جمالزاده ،۱۳۸۶: ۱۵۶-۱۵۵)
از دیدگاه دکتر علی علیزاده زبان به عنوان اصلی ترین وسیله ارتباط اجتماعی انسان و در مقام یکی از عناصر اصلی فرهنگ جوامع بشری دارای تاریخی کهن است و همساز و همراه با نوع ابزارهای و سکون ها و حرکت ها و اسارت و پیروزی هر قومی سیری پرماجرا و پویا داشته و تکامل خاص خود را پیموده است .(علیزاده علی،۱۳۸۹،مقاله پژوهشی)
دکتر جواد برومند معتقد است زبان نهادی اجتماعی است و دگرگونی های آن هم برحسب دگرگونی های اجتماعی صورت می گیرد . او بیان می دارد سرزمین ایران به سبب موقعیت جغرافیایی و شرایط ویژه ی طبیعی که داشته از قدیم ترین روزگاران مورد تهاجم اقوام بیگانه قرار گرفته است . از جمله تهاجم بسیار سهمگین دوران باستانی حمله ی اسکندر را می توان نام برد . حمله ی اسکندر و تسلط فرهنگ یونانی آنچنان عظیم بود که موجب بر انداختن فرهنگ و زبان ایرانی باستان شد .(برومند سعید ،۱۳۷۹،۲-۱)
رزمجو معتقد است نثر فارسی همانند شعر آن ، عرصه ای است گسترده و مناسب برای بیان هرگونه اندیشه یا احساس و عاطفه ای لطیف . تقریباً کلیه ی موضوعاتی را که شاعران پارسی گوی در قالب های شعری به نحوی زیبا و مطلوب به رشته نظم در آورده اند ، نویسندگان ایرانی آنها را در قالب قصه داستان و افسان و حکایت و لطیفه و نامه به صورت نثر به رشته تحریر کشیده اند .(رزمجو،۱۳۷۲: ۲۲۷)
لطفی پور معتقد است اگر حیطه ی زبانی را از واژگان فراتر رفته و به سطح جمله برسد ،خواهیم دید که حتی ساختار جملات فارسی ما نیز از موارد تحت ،تأثیر زبان بیگانه قرار گرفته است .(لطفی پور ساعدی،۱۰۰:۱۳۷۱)
لئون تولستوی نویسنده اروپایی در کتاب «هنر چیست» بیان می دارد : هنر تجلّی خارجی اندیشه ها و احساساتی نیرومند است که انسان آنها را تجربه می کند و به کمک علائم ،خط ها ، رنگ ها ،حرکات و اشارات ، اصوات و کلمات بیان می دارد پس شاعران و نویسندگان که آفریننده ی کلام زیبا هستند ، هنرمندند و آثار ادبی هر ملّت نیز گنجینه ای از مظاهر افراد آن ملت.(تولستوی،۵۳:۱۳۵۶)
غلامرضا رشیدی در کتاب « ترجمه و مترجم» بیان می دارد که اثرات واژه های بیگانه در لایه های مختلف زبان واژگان ، ساختار و بافت متن مشاهده می شود . اولین و سطحی ترین لایه ی نفوذ در زبان دیگر را ، در سطوح واژگان می داند . همچنین معتقد است که البتّه مسأله به آن سادگی که بعضی ها تصورّ می کنند و بالافاصله توصیه می نمایند که از معادل های فارسی استفاده شود ، نیست. مثلاً زبان انگلیسی امروزه دارای موقعیّتی جهانی است که این موقعّیت را به واسطه ی ادبیات و متون گسترده ای که در زمینه های علمی و فنی به این زبان نوشته شده ، به دست آورده است . اقیانوسی از کلمات تخصصی انگلیسی که در زندگی روزمره مورد استفاده قرار می گیرد ،مترجمان را آن چنان گیج و بلاتکلیف می کند که هیچگونه رویه ی مشخص و واحدی در ترجمه ها دیده نمی شود.(رشیدی،۱۹:۱۳۷۸)
دکتر آریان پور کاشانی دیرین شناسی زبانی را وسیله ی دیگری می داند برای شناخت هند و اروپایی آغازین و خاستگاه آن . او از زبان های هند و اروپایی به دو دسته صحبت می کند: زبان های ساتم satem(ارمنی، ایرانی،هندی،اسلاوی،بالتیک) و زبان های سنتمcentum(ژرمنی،لاتین ،یونانی،سلتیک). به گفته ی او خانواده های لاتین شامل ایتالیایی و فرانسه و اسپانیایی و پرتقالی و رمانی اند و زبان های ژرمنی عبارتند از: آلمانی و انگلیسی و هلندی و دانمارکی و سوئدی و نروژی و ایسلندی.
(آریان پورکاشانی ،۱۳۸۴: ۱۷-۱۰)
آندره مارتینه واژه سازی را نتیجه ی طبیعی اصل اقتصاد یا صرفه جویی می داند که بر همه ی ابعاد زبان حاکم است . او می گوید زبان نوعی نظام ارتباطی است و در هر نظام ارتباطی کمال مطلوب این است که با کمترین هزینه بیشترین اطلاعات انتقال یابد.
عکس مرتبط با اقتصاد
(مارتینه،۱۳۷۹: ۶۰-۵۸)
دکتر مشکوه الدینی در باب زبان شناسی تطبیقی می گوید : آشنایی پژوهشگران اروپایی با سنتها ، همچنین آگاهی آنان بر شباهت زبان سانسکریت با زبان های لاتین ، یونانی،ژرمانی و فارسی باستان موجب شد که به خویشاوندی زبان ها پی ببرند و در نتیجه روش های زبان شناسی تطبیقی نیز در سده ی نوزدهم گسترش یابد.(مشکوه الدینی،۱۳۸۱: ۱۲)
رزمجو آثار منثور موجود در زبان فارسی را کلاً به دو نوع تقسیم می کند : الف) نثر ساده ، که در آن نویسنده مقاصد خود را در کمال سادگی و بی پیرایگی می نگارد. ب) نثر فنی ، آن بیان مطلبی است با طرزی که نویسنده در آن اِمعان نظر و جولان اراده به کار می برد و قصدش از کاربرد آن این است که مطلب خویش را بهتر و کاملتر به طرف بفهماند ،رحم و رقّت خواننده را برانگیزد و یا خشم و غیرت وی را تحریک نماید .(رزمجو،۱۳۷۲: ۱۵۴-۱۵۳)
براوان آشنایی اروپائیان با مشرق زمین را از زمان جنگ های صلیبی در قرون ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ میلادی که میان مسیحیان و مسلمانان درگرفت می داند . به گفته ی او در این جنگ ها بود که غربیان با تمدن و صنایع و فرهنگ درخشان مسلمانان مواجه شده و درصد شناسایی بیشتر این تمدن و فرهنگ برآمدند و در حقیقت شرق شناسی از اینجا آغاز شد . بعد از آن بود که بفکر ایجاد روابط بازگانی با مشرق زمین افتادند و باین جهت مؤسساتی مانند کمپانی هند شرقی هلندی و انگلیسی و مانند آن را تشکیل دادند و رفته رفته اسپانیا و پرتغال و دیگر کشورهای اروپایی فکر نفوذ بیشتر برای استعمار در این کشورها را در سر پروراندند.(براوان ،۱:۱۳۶۹)
سیّد مصطفی میر سلیم دلایل نفوذ واژه های بیگانه در زبان فارسی را موارد زیر می داند:
۱-ترجمه های ناقص کتابها و مقالات بیگانه و اشکالات آنها.۲-بازگشت فرنگ رفته های خودباخته و فن سالارانِ ناآشنا با غنای زبان فارسی.۳- عدم آشنایی با قابلیت های زبان فارسی و غنای ادبیات ما.۴- باور نداشتن کارآرایی های زبان فارسی در رشته های غیر ادبی.۵- احساس حقارت در مقابل واژه های فرنگی و پدیده ی شیفتگی فنی.۶- عادت کردن به مفهوم واژه های بیگانه .( میر سلیم ،۱۳۸۲: ۱۷-۱۵)
خانلری معتقد است که در هر زبانی می توان فهرست های کم و بیش مبسوط و مفصلی از لغاتی که مقتبس از زبان های دیگر است تدوین کرد . این فهرست به فصل هایی قابل تقسیم است . از این جمله :
۱-محصولات طبیعی۲- محصولات صنعتی ۳- لغات مربوط به سازمان های اجتماعی و اداری۴- اصطلاحات علمی.(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۳۷-۱۳۵)
طبق گفته ی رزمجو از اوایل قرن سیزدهم بواسطه ی عواملی چند که مهمترین آنها را ارتباط و آشنایی اهل قلم و منور الفکرهای ایرانی با کشورهای مغرب زمین و ترجمه ی آثاری از ادبیّات اروپا به زبان فارسی ، تأسیس دارالفنون ، نهضت مشروطیت، ایجاد چاپخانه ها و رواج مطبوعات ، نشر کتابها و رشد سریع سواد آموزی و نیاز و علاقه طبقات مردم به خواندن و … باید دانست ، تحوّلی در شیوه های نویسندگی پیش آمد و نثر فارسی به سادگی و بی پیرایگی گرایید.(رزمجو،۱۶۱:۱۳۷۲)
سالار عزیز پور در کتاب« زبان پارسی آماج تهاجم واژه های بیگانه » اثرات ورود زبان بیگانه به زبان فارسی را به قرار زیر بیان می دارد : الف– مهجور و فراموش شدن گذشتگان که موجب قطع رابطه با سنت و فرهنگ است .ب– مختل شدن ارتباط میان مردم از نظر زبانی ، یعنی تفهیم و تفاهمی که خود پایه تفاهم اجتماعی است . او معتقد است که ، تغییر زبان اجتناب ناپذیر است و این تغییر با تداخل زبان ها انجام می شود . ورود الفاظ و لغات بیگانه به زبان ها امری رایج است ، همچنان که ورود دیگر پدیده ها امری عادی و پذیرفتنی است .(عزیزپور،۶۱:۱۳۸۵)
میر سلیم به این نکته اشاره می کند که : یورش زبان های بیگانه و به کارگیری واژه های نامأنوس و ابزار سستی و بی تفاوتی نسبت به ریز و درشت آن واژه ها و تعداد آنها ما را بدانجا خواهد کشاند که از ریشه ی خود جدا شویم و ناگزیر، چنان که متأسفانه در برخی از محافل و مجامع رایج شده است ، واژه های فارسی را به لغات اجنبی ترجمه کنیم تا مطالبمان مفهوم شود .(میر سلیم،۱۴:۱۳۸۲)
پروفسور الکساندروباوسانیprof.dr.alessandro bausani بیان می دارد ، نخستین نشانه های تاثیر اروپا در ادبیّات امروز ایران را در تحوّلات این ادبیّات در دوره بازگشت ادبی به سوی شاعران کهن و ماقبل کلاسیک می توان دید . به گفته یی او ادبیّات نوین ایران چندین سال پیش از انقلاب مشروطیّت را آغاز بیداری ایرانیان از گذر آشنایی با مدرنیته یا تجدد بدانیم ، دگرگونی نثر ، تولد شعر نو ، پدیداری رُمان و داستان کوتاه به مفهوم امروزی را هم رویدادهایی انقلابی می بینیم که پایه گذار ادبیّات مدرن ایران بود .
(باوسانی،۲۰۰۸،مجله یeast and west)
به عقیده طباطبایی برای بیان یک مفهوم جدید ، منطقاً چهار راه در پیش رو داریم:
۱– بیان آن مفهوم از طریق واژه های موجود در زبان و با کمک دستگاه نحو.۲- جعل واژه ای بسیط۳- وام گرفتن واژه های از زبان بیگانه دیگر ۴- بیان آن مفهوم با بهره گیری از عناصر موجود در زبان و با کمک قواعد صرفی . به عقیده ی او جعل واژه یا وامگیری واژه ای را وارد زبان می کند که از نظر معنایی تیره اند و بار جدیدی بر حافظه گویشورند . او می گوید هر فرایند واژه سازی که بتوان بر اساس آن صورت های جدیدی ساخت فرایندی زایاست . گویشور هر زبان با شنیدن واژه های مختلف رفته رفته به الگو ساخت آنها پی می برد و به این ترتیب می تواند معنای صورتهایی زا که تاکنون نشنیده است دریابد و خود صورتهایی جدید بسازد .(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۱-۱۰)
ولفانگ در سلر در کتاب «language death» مهمترین عاملی را که در همه ی زبان ها مانع واژه سازی می شود وامگیری بسیار گسترده از زبانی دیگر می داند . او بیان می دارد این وضعیت معمولاً زمانی پیش می آید که یک جامعه ی زبانی با جامعه ی زبانی دیگر رویارو شود که از اعتبار و سیطره ی فرهنگی برخوردار باشد . در چنین وضعیتی ،اگر وامگیری با چنان
وسعتی صورت گیرد رفته رفته دستگاه واژه سازی زبان مغلوب کارایی خود را از دست بدهد ، زبان مغلوب ممکن است حتی در معرض نابودی قرار گیرد . جامعه شناسان زبان نشان داده اند که بی استفاده ماندن فرایند های واژه سازی از جمله علائم مرگ یک زبان است .(۱۹۸۸: ۱۹۱-۱۸۴)
بنا به گفته ریپکا در کتاب « تاریخ ادبیات ایران»: اندوخته ی واژگان فارسی پاسخگوی نیازهای شیوه نو زندگی نبود و از این رو برخی از اصطلاح های ویژه فارسی از رهگذر زائد بودن در زمینه های سیاسی و دینی کنار نهاده شدند . از سوی دیگر ، چنانکه بایست نرمش پذیر نشده بود ، به ویژه آنگاه که آدمی توانایی شگفت انگیز آفرینشگر زبان تازی را به یاد می آورد که اصطلاح های آماده ای را در دسترس داشت ، اصطلاح هائی که بسا بارورتر از برابرهای فارسی خود بود . بدین سان رخنه ی آهسته ولی پیوسته واژگان تازی را در زبان پارسی می نگریم – که در نتیجه زبان پارسی به ویژه در شیوه ی گفتار طبقه های بالا و همه ادبیات آن – زبانی آمیخته و ادبیات آن تنها ابزار و میانجی بیانی همین طبقه های بالا دست گشت .(رپیکا،۱۵۵:۱۳۸۲)
طبق گفته ی او آشفتگی های سخت سده هیجدهم ، انقلابی را در سده نوزدهم پدید آورد که در کنار گذاشتن رخنه ی تحمل آمیز زبان تازی و دیگر زیاده روی های نمودار گشت با این همه نه در آن زمان نه در هیچ زمانی پیش از آن خط سیر پیشرفت زبان نثر با زبان نظم همسان نبوده است . اما هیچ کس نمی تواند بی قید و شرط به ویژگی های کلّی هیچ دوره ای به گونه نمادین یا معرف آن دوره بنگرد حتی زمانی که تصنع و نفوذ زبان تازی در چکاد خود بود ، استادانی پدید آمدند ، که دلخواه خود را در سادگی نسبی می یافتند و به عکس انقلاب ایران و جریان های اروپائی بیگمان به سبک تکلّف آمیز پایان داد و کاربرد واژگان تازی را به میزان بایسته و خرد پسند محدود کرد.
(همان،۱۳۸۲: ۱۵۶-۱۵۵)
خانلری بیان می دارد بیشتر لغاتی که از زبانی به زبان دیگر می رود اصطلاحات و الفاظ مربوط به تمدن و فرهنگ ، یعنی ساخته های بشری ، است . از اینجا می توان دانست که یک ملت در ادوار مختلف تاریخ خود از کدام قوم و تمدن آموخته و چه اموری را از دیگران اقتباس
کرده و تحت تاثیر چه عوامل اجتماعی و فرهنگی خارجی واقع شده است . چون پیشرفت و تکامل تمدن بیشتر نتیجه ی برخورد و رابطه ی اقوام با یکدیگر است ، اقتباس الفاظ از زبان های دیگر رایج ترین طریق پدید آوردن کلمات جدید است . زبان هیچ قوم متمونی نیست که شامل عده ی فراوانی از لغات بیگانه نباشد . امّا استعداد همه ی زبان ها در قبول لغت های بیگانه یکسان نیست .
(ناتل خانلری،۱۳۴۹: ۱۴۵-۱۴۰)
گل احمد شیفته در کتاب «دامنه نفوذ و تاثیر زبان فارسی بر زبان های جهان » بیان می دارد : هیچ زبانی در دنیا نیست که از دیگر زبان ها واژگانی وام نگرفته باشد ، همه ی زبان ها از همدیگر تأثیر و تأثر پذیرفته اند . زبانی که از زبان های دیگر وام نگرفته باشد ، زبانی مرده است . هر اندازه زبان ها تأثیر بیشتری گرفته باشند زنده تر شده اند و این عیب و نقصی برای آنها به شمار نمی رود . مهّم ترین زبان کنونی جهان ( انگلیسی) تقریباً۷۵ درصد کلمه های خود را از دیگر زبان ها به ویژه انگلو،جرمن ولاتین گرفته است . استانیولی و پرتغالی ۹۵ درصد وادبیاتشان یکی است ، با این حال خود را دو زبان گوناگون می نامند . او هدف از بیگانه زدایی از زبان فارسی را ، نه حب و بغض نسبت به بیگانگان ، بلکه تلاش برای آسان کردن زبان فارسی و پویا و زنده نگه داشتن آن می داند .(شیفته،۷۷:۱۳۷۲)
دکتر طباطبایی معتقد است اگر به واژه سازی از منظر سازندگان واژه های جدید بنگریم می توانیم آن را به دو نوع تقسیم کنیم:
۱-واژه سازی آگاهانه : این نوع واژه سازی را نهاد یا شخص معّینی انجام می دهد و حاصل آن معمولاً واژه عالمانه است . این نوع واژه سازی در ایران سابقه طولانی دارد و علاوه بر شعرا، اهل فلسفه و علم نیز به آن پرداخته اند .
۲-واژه سازی ناآگاهانه: این نوع واژه سازی را عامه ی مردم بر اساس شمّ زبانی خود و به صرافت طبع و بی آنکه به کار خود واقف باشند انجام می دهند.(طباطبایی،۱۳۸۲: ۱۵-۱۴)
طبق گفته ی دکتر علی اشراف صادقی: در مقابل جریان ورود واژه های خارجی ، از اوایل سلطنت رضا شاه ،عده ای به فکر پاک کردن فارسی از واژه های بیگانه افتادند . در این جریان ،
ابتدا هدف اصلی بیرون راندن لغات ترکی و عربی بود . سپس گروه دیگری آغاز به ساختن واژه های فارسی در برابر واژه های عربی کردند و دامنه ی این کار در گسترش بود تا دانشمندانی از قبیل فروغی و همفکران او به این فکر افتادند که ساختن واژه را به نهادی رسمی که سپس فرهنگستان نامیده شد بسپارند .(صادقی،۲۴:۱۳۸۰-۲۱)
به گفته میر سلیم ، تنهان فن سالاران مفهور ابراز ها، وسایل ، تجهیزات و فناوری غرب نشده اند بلکه همانطور که راه برای ورود غربی ها و شیوع استفاده از ابزارها ، وسایل و تجهیزات هموار شد همان طور نیز سیل واژگان وابسته به آنها وارد زبان و ادبیات فارسی شد . آنها از همان ابتدا می توانستند با بهره گیری از فناوری جدید مفاهیم و اصطلاحات بیگانه را به واژه های فارسی مبدل کنند اما به علت ضعف دانش و فراموشی ادبیات فارسی چنین اقدامی را به عمل در نیاوردند ، اگر هوشیاری نشان داده بودند امروزه واژه های فنی نظیر رادیو ،تلویزیون ،سینما و تلفن در زبان فارسی مشاهده نمی شد . اما بر اساس گذشت زمان این واژه ها در زبان فارسی تثبیت شده و برگرداندن آن میسر نمی باشد . برخی معتقدند برگرداندن این واژه برای ادبیات ما ضرر و سودی ندارد.(میر سلیم،۱۵:۱۳۸۲)
طاهره صفار زاده بیان می دارد واژه های بیگانه به ضرورت وارد زبان می شوند . پذیرش پاره از آنها که نماینده و یا نام یک ابزار صنعتی مثل سینما ، رادیو، تلویزیون،تلفن و غیره است ، اجتناب ناپذیر است . او همچنین معتقد است اگر قرار باشد کلمات و اصطلاحات ترجمه شوند ، باید افراد مسئول و در رأس آنها فرهنگستان ها به شناسایی کلماتی که احتمال کاربردی وسیع در جامعه دارند ، پرداخته و معادل آنها را ، قبل از جا افتادن ،معرفی و جایگزین نمایند.(صفارزاده،۱۳۸۰: ۲۴-۲۱)
داریوش آشوری در «بازاندیشی زبان فارسی» بیان می دارد که : در کار واژه سازی و برابر یابی برای واژه ها و مفاهیمی که از غرب می رسند از صدر مشروطّیت به این سو دو و شاید چند مرحله می توان شناخت . نخستین مرحله آن بود که با همان میراث نثر دست و پا شکسته و دست و پا گیر و نیمه جان به ترجمه مفاهیم و متن های اروپایی پرداختند و در این مرحله به علت عادات گذشته و همچنین ارتباطی که هنوز کما بیش میان حوزه های گوناگون فرهنگ اسلامی وجود داشت ، یا واژه هایی عربی مآبانه می کردند و یا اسلامبول و قاهره وارد می کردند. بدون شک ، اینکه نخستین واژه هایی که در آن دوره یا دوره های بعد تر ساخته شد ،عربی آب کشیده یا آب نکشیده بود واژه هایی مانند اعتصاب ، انقلاب،تمدن ، ومانند آن دنباله ی همان عادتی بود که زبان فارسی را تابع مطلقی از عربی مآبی نویسندگان می کرد و گشتن به دنبال لغت و ترکیب در زبان فارسی را نشانه ی بی سوادی می دانست .
محمد علی حق شناس در کتاب «واژه سازی درون متن » بیان می دارد که : از واژه سازی آگاهانه به ویژه در قرن حاضر ، به دو صورت بهره گرفته شده است : یکی جدا از متن آفرینی و در گروه های تخصصی یا به دست اشخاص منفردی که خود را برای این کار ذی صلاح دانسته اند ؛ و دیگری در خلال متن آفرینی و به دست مترجمان ،مؤلفان،معلمان و غالب کسانی که برای مفهومی نو یافته یا کالایی نوساخته به واژه نو نیاز داشته اند.
(حق شناس،۲۹:۱۳۷۹)
بنا بر عقیده ی افراشی مقصود از فرایند واژه سازی، ساز و کار فعال است که به صورت تکرار شونده بر تعداد واژه های زبان می افزاید . فرایند های واژه سازی به روش های مختلفی واژه های زبان را تولید می کنند . این فرایند ها به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می شوند . بر این اساس فرایندها ی اشتقاق و ترکیب با عنوان فرایندهای واژه سازی اصلی و فرایندهای قرض گیری ،ادغام،سرواژه سازی،کوتاه سازی،تبدیل،پس سازی و تکرار به عنوان فرایندهای واژه سازی فرعی می باشند .
(افراشی،۱۳۸۶: ۹۲-۸۴)
شگفت نیست اگر کسانی می خواستند لغتی تازه برای مفهومی تازه به کار برند به هوای نثر سنتی به ضرابخانه زبان عربی بروند و گاهی چیزهایی جعل کنند که در قوطی هیچ المنجد نویسی پیدا نشود . امّا گرایش به سادگی زبان که با نثر سیاسی و روزنامه نویسی آغاز شد راه خود را به سوی فارسی گرایی باز کرد . این گرایش، البته ، با پدید آمدن ملّت باوری(ناسیونالیسم) مدرن نیز مناسبت داشته است، اما بر روی هم این اثر سودمند را داشت که زبان فارسی را بر روی پایه ی اصلی و طبیعی خود برگرداند و این زبان از توش افتاده را جانی تازه داد.(آشوری۲۹:۱۳۷۵)
نوام چامسکی، دو شرط اساسی را برای واژه سازی ضروری می داند : نیاز و نام پذیری. کلمه ای ساخته نمی شود مگر آنکه پدیده یا عمل یا کیفیتی وجود داشته باشد که نیاز باشد کلمه ای بر آن دلالت کند.(چامسکی،۲۹:۱۹۶۵)
خانلری معتقد است لفظ بیگانه غالباً پس از آن که تغییری در صورت پذیرفت پروانه ی دخول در زبان می یابد . این تغییر در موردی است که لفظ خارجی شامل اصواتی باشد که ادای آنها برای اهل زبان دشوار باشد ، حرف بیگانه را معمولاً به حرفی که در زبان جاری به آن نزدیکتر است بدل می کنند . در هر زبانی می توان دستگاه حروفی را که برای تبدیل حرف ها و اصوات کلمات خارجی وجود دارد با دّقت معین کرد.
(ناتل خانلری،۱۵۱:۱۳۴۹)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 194
  • 195
  • 196
  • ...
  • 197
  • ...
  • 198
  • 199
  • 200
  • ...
  • 201
  • ...
  • 202
  • 203
  • 204
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • مقایسه تطبیقی میزان اعتماد مخاطبین نسبت به ۲ شبکه خبر و (bbc) فارسی- قسمت ۳
  • ارتباط بین ربات های شبکه ای در موقعیت های جستجوی زیر آب- فایل ...
  • جایگزین های قرار بازداشت موقت مبانی و قلمرو- قسمت 18
  • بررسی کیفی تطبیقی اخبار ۲۰۳۰ سیمای جمهوری اسلامی ایران و برنامه خبری شصت¬دقیقه بی¬بی¬سی فارسی- قسمت ۱۱
  • مسئولیت-مدنی-مالک-و-متصرف-با-بررسی-تطبیقی-در-حقوق-انگلستان-۲- قسمت ۶
  • ارزیابی ارتباط میان ابعاد رهبری معنوی و رضایت شغلی کارکنان شعب بانک پارسیان در استان تهران- قسمت ۵
  • بررسی تاثیر انتصاب های مبتنی بر شایستگی مدیران بر بهره وری نیروی انسانی بانک ملت استان اردبیل- قسمت ۱۶
  • بررسی تأثیر نقش معلمین راهنما بر افزایش کارایی آموزشی معلمان مقطع ابتدایی در شهر لامرد- قسمت ۴
  • بررسی-مسائل-استراتژیک-و-ترسیم-نقشه-استراتژی-برای-دفاتر-پیشخوان-دولت-با-استفاده-از-مدل-های-SWOT-و-BSC- قسمت ۷- قسمت 2
  • تاثیر تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان طی ۵ سال- قسمت ۹
  • تحقیقات انجام شده با موضوع مقایسه تحریف های شناختی وطرحواره های هیجانی در افراد مبتلا به میگرن با ...
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی تاثیر شهرت سازمان بر کیفیت خدمات، رضایت و وفاداری مشتریان- ...
  • بررسی رابطه اندازه موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۹
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد اصل صلاحیت تکمیلی دیوان کیفری بین المللی و اعمال آن ...
  • تأمین ‌های پشتیبان دعوا و دفاع در حقوق ایران و فرانسه- قسمت 11
  • حجاب و بررسی روند حجاب در جامعه امروزی 90ص- قسمت 5
  • پایان نامه مدیریت : چالش های سرمایه گذاری در ساخت جایگاه های عرضه سوخت
  • پایان نامه مدیریت : معرفی مدلهای مختلف سرمایه فکری
  • بررسی قصه های قرآنی در متون نظم از آغاز تاپایان قرن ششم- قسمت ۲۳
  • بررسی رابطه بین روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی- قسمت ۶
  • تأثیر قوّه قاهره بر مسؤولیّت در قلمرو حمل ونقل دریایی- قسمت ۱۲
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – ۲-۷-دیدگاه های مختلف درموردعلل وعوامل موثر پرخاشگری درافراد وابسته به مواد: – 5

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان