اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پیش‌بینی رفتارهای ضدتولید بر اساس پنج عامل بزرگ شخصیت و رفتارهای شهروندی سازمانی در کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی‌شهر- قسمت ۶- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

آزادمنشی

 

 

خلاقیت و رفتار غیرمقلد (هاشمیان،۱۳۷۷).

 

 

 

۲-۲-۲-۳ دیدگاه روابط بین فردی[۱۰۹]
گروهی از نظریه‌های شخصیت از دیدگاه اجتماعی به انسان نگاه می‌کنند و اساس ساخت شخصیت افراد را عوامل محیط اجتماعی درنظر می‌گیرند. آدلر[۱۱۰] از جمله نظریه‌پردازانی است که بر جنبه اجتماعی بودن انسان تاکید داشته است. وی انگیزه اصلی بشر را میل به برتری‌جویی می‌داند. برتری‌جویی[۱۱۱] که از احساس حقارت سرچشمه می‌گیرد، عاملی برای وحدت بخشیدن به شخصیت و به فعلیت درآوردن استعدادهای بالقوه می‌باشد. آدلر سه عامل جسمانی، روانی و اجتماعی را در شکل‌گیری شخصیت مهم می‌داند و معتقد است از تقابل این سه عامل، شیوۀ زندگی فرد که منحصر به خود اوست به وجود می‌آید (کریمی،۱۳۷۵).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
وی هم چنین، چهار نوع شیوه را که افراد در مقابله با مسائل زندگی به کار می‌گیرند، مطرح می‌کند:
الف) سلطه‌گر[۱۱۲]: این افراد در ارتباط با دیگران سلطه‌گرند و با وجود فعالیت زیاد علایق اجتماعی کمی در آن‌ ها به چشم می‌خورد.
ب) ستاننده[۱۱۳]: این افراد درعین‌حال که انتظار دارند چیزهایی را از دیگران یاد بگیرند، به آن‌ ها وابسته‌اند و فعالیت کمتری از خود نشان می‌دهند و علایق اجتماعی کم‌تری نیز در آن‌ ها دیده می‌شود.
ج) اجتنابی[۱۱۴]: این‌گونه افراد از مشکلات فرار می‌کنند، فعالیت کم‌تری دارند و علایق اجتماعی کمی در آن‌ ها دیده می‌شود.
د) مفید از حیث اجتماعی[۱۱۵]: این افراد با دیگران در جهت بهتر شدن یا بهبودی افراد دیگر مشارکت و همکاری دارند و فعالیت و علاقۀ اجتماعی‌شان در حد بالایی است (ساعتچی،۱۳۷۴).
هاری استاک سالیوان[۱۱۶] نیز معتقد به تأثیر روابط بین فردی و عوامل اجتماعی در شکل‌گیری شخصیت می‌باشد و شخصیت انسان را متشکل از سه عنصر پویایی، تصویر ذهنی از خود و دیگران و فرایندهای شناختی می‌داند. پویایی که کوچک‌ترین واحد رفتاری فرد می‌باشد، نوعی الگوی رفتاری ثابت و تکراری است که تقریباً به عادت شباهت دارد و مجموعاً خصوصیات خاص یک فرد را تشکیل می‌دهد، مانند تخیل، احساس و تکلم. تصویر ذهنی، مجموعه‌ای از احساسات و نگرش‌ها و تفکراتی است که هر فرد از خود و دیگران داشته و هدف آن ارضای احتیاجات و کاستن اضطراب فرد است، مثال، تصویر ذهنی کودک از مادر خوب که احتیاجات او را برطرف کند. فرایندهای شناختی، شامل سه نوع تجربۀ حسی نامربوط و واقعی می‌شود، تجربۀ حسی، شامل ادراک‌ها و هیجان‌ها و احساس‌های دست اول می‌باشد که از خالص‌ترین و ساده‌ترین نوع تجارب‌اند و در چند ماه اول زندگی، رخ می‌دهند و شرط لازم برای پیدایش دو نوع دیگر تجربه‌اند. تجربۀ نامربوط، برقراری ارتباط علّی بین پدیده‌هایی است که واقعاً رابطه علّی حاکم بر آن‌ ها حاکم نیست، ولی این‌طور به نظر می‌رسند، مانند خرافات، توهمات و هذیان‌ها. تجربۀ واقعی، آن نوع تفکری است که واقعیات بیرونی بر آن صحه می‌گذارند و نوعی توافق عمومی بر معنای آن وجود دارد، مثل اعداد. این نوع تفکر، باعث نظم منطقی بین تجربیات و ارتباط افراد با یکدیگر می‌شود. وقتی روابط انسان مختل می‌شود که در پویایی‌ها، تصاویر ذهنی و فرایندهای شناختی اختلالی رخ دهد (سالیوان،۱۹۵۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴).
۲-۲-۲-۴ دیدگاه یادگیری اجتماعی[۱۱۷]
آلبرت بندورا[۱۱۸] و والتر از نظریه‌پردازان مطرح در دیدگاه یادگیری اجتماعی هستند که نگرشی متفاوت از دیدگاه‌های افراطی محیط‌گرایان (مثل اسکینر) و فطرت‌گرایان داشته‌اند (سیف،۱۳۸۱) و معتقد به جبرگرایی تقابلی (تأثیر متقابل بین فرد، موقعیت و رفتار) می‌باشند. آن‌ ها هم چنین دو مفهوم الگوپذیری و یادگیری مشاهده‌ای را مطرح می‌سازند (راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳) که بر اساس آن بار اطلاعاتی که برای فرد فراهم می‌ساختند در شکل‌گیری رفتار وی موثرند (بندورا و والترز،۱۹۶۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴).
جولیان راتر[۱۱۹] یکی دیگر از نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی، معتقد است برای درک رفتار انسان نه تنها باید به اثر تقویت توجه داشت بلکه باید به انتظار فرد از آن تقویت ارزشی که فرد برای آن قائل است و هم چنین موقعیت روانی فرد توجه داشت (راس،۱۹۹۲؛ ترجمه جمالفر،۱۳۷۳). در حقیقت توان رفتاری (احتمال بروز یک رفتار در یک موقعیت معین) به انتظاری که فرد از ماهیت تقویت و میزان تعمیم‌پذیری آن در شرایط مشابه و هم چنین، ارزش و اهمیتی که برای تقویت قائل است و موقعیت روان‌شناختی فرد (مجموعه ادراک‌هایی که بر رفتار فرد تأثیر می‌گذارند تا به گونه‌ای خاص واکنش نشان دهد) بستگی دارد (راترز،۱۹۶۶ به نقل از کریمی،۱۳۷۵).
به عقیدۀ راتر فردی که عملکردش را متأثر از پاداش و تنبیهی که دریافت داشته می‌داند و بین رفتار خود و پیامدهایش ارتباط قائل است، دارای منبع کنترل درونی است، اما اگر فرد اعتقاد داشته باشد عملکرد رفتاری او توسط شانس، سرنوشت و دیگران تعیین می‌گردد در این صورت به کنترل بیرونی معتقد می‌گردد (راترز،۱۹۶۶ به نقل از کریمی،۱۳۷۵).
راترز آزمونی که در سال ۱۹۶۶ جهت سنجش و اندازه‌گیری انتظارات فرد برای منبع کنترل انجام داده بود این‌گونه نتیجه گرفت که افرادی که عملکردشان تحت کنترل درونی است، معمولاً مسئولیت بی‌شماری را نسبت به زندگی خود به عهده می‌گیرند و با دقت بیشتری برای زندگی خود برنامه‌ریزی می‌کنند و کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می‌گیرند (راتر،۱۹۷۵ به نقل از هاشمیان،۱۳۷۷).
۲-۲-۲-۵ دیدگاه شناختی[۱۲۰]
نظریه‌های شناختی افراد را بر مبنای این که چطور اطلاعات را سازمان می‌دهند رمزگردانی و یا تعبیر و تفسیر می‌کنند، توصیف می‌نمایند. آن‌ ها نهایتاً فرد را به عنوان یک سیستم پردازش مدنظر قرار می‌دهند. در این دیدگاه فرد، نقش فعالی در انتخاب پاسخ به محرک و تعبیر و تفسیر آن به عهده دارد (هاشمیان، ۱۳۷۷).
جورج کلی[۱۲۱] یکی از نظریه‌پردازان پردازش اطلاعات می‌باشد که معتقد است بشر، جهان را از دریچۀ ساختار ذهنی (مجموعه تفکرات و معیارهایی که بر اساس آن، فرد دنیای تجربیات خود را تفسیر و درک می‌کند) می‌بیند و مانند یک دانشمند، هدفش شناخت، پیش‌بینی، کنترل و تغییر پدیده‌هاست و مستمراً در حال فرضیه‌سازی و آزمون فرضیه می‌باشد. او معتقد است، انسان فردی آینده‌نگر است که دائماً برای ساختن معنایی از تجارب مختلف در تلاش است و این معنابخشی به طور مداوم در حال سنجش و تغییر است. در این فرایند، ساختارها و فرضیه‌های که تأیید می‌شوند تحکیم و روشنی بیشتری می‌یابند و آن‌ ها که مردود می‌شوند، تغییر یا حذف می‌گردند. تمام ساختارها به طور فطری دوقطبی و قابل طبقه‌بندی هستند و هر ساختاری یک قطب شباهت (شباهت دو عنصر) و یک قطب تضاد (تفاوت بین دو عنصر) را دارا می‌باشد، مثل دوست داشتن و دوست نداشتن. از خصوصیات دیگر ساختارها محدودۀ امکان (یعنی سلسله وقایع در قلمروی خاص و محدود) است به طوری که یک ساختار برای بعضی وقایع مناسب و برای برخی دیگر نامناسب می‌باشد. به عنوان مثال ساختار ذهنی راست‌گو- دروغ‌گو نمی‌تواند در مورد شخص پرکار و کم‌کار، به ما چیزی بگوید، محدوده‌اش فقط در حیطۀ راست‌گویی و دروغ‌گویی است. خصوصیت دیگر نقطۀ تمرکز، امکان این است که نقطه یا قلمرویی را در محدودۀ امکان راست گویی-دروغگویی، دست‌درازی کردن به اموال دیگران است و برای شخص دیگر در سیاست است و خصوصیت آخر نفوذپذیری و نفوذناپذیری است. نفوذپذیری، عناصری را که هنوز در چهارچوب تغییرات خود قرار نگرفته‌اند می‌پذیرد، مثلاً امکان دارد کارمند صالح وجود داشته باشد. فرد نفوذناپذیر، اگر ساختاری مبنی بر متقلب بودن همۀ کارمندان دولت داشته باشد، نمی‌پذیرد که کارمند صالح می‌تواند وجود داشته باشد. ساختارها، بر اساس کیفیت کنترلی که بر روی عناصر خود دارند می‌توانند به سه گروه تقسیم شوند (کلی،۱۹۶۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴):
ساختار قالبی: افرادی که از قانون همه یا هیچ تبعیت می‌کنند و قضاوت‌های خشک و تغییرناپذیر دارند.
ساختار جمع‌بندی یا تعمیم‌گرایی: این ساختار، از ساختار قالبی انعطاف‌پذیرتر است و به عناصر تشکیل‌دهندۀ خود اجازه تعلق به قلمروهای دیگر را می‌دهد، مثلاً یک کشتی‌گیر، حتماً آدم خشن و بی‌احساسی نیز هست.
ساختار پیشنهادی: این ساختار، به عناصر خود اجازه انعطاف می‌دهد، شخص با این نوع ساختار، با پذیرش تجارب جدید قادر است ساختار موجود خود را تغییر دهد (شاملو،۱۳۷۴).
کلی بیان می‌دارد که اگر حدود و نوع ساختار فرد را بشناسیم می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که چه نوع رفتاری از او سر خواهد زد.سیستم ساختاری هر فرد بسوی تحریف و گسترش جهت داده می‌شود. کلی (۱۹۶۳) تفاوت این دو را، به مثابۀ تفاوت بین ایمنی و ماجراجویی می‌داند. او معتقد است که انسان دائماً در حال اثبات و گسترش محدودۀ سیستم ساختاری خود است. هرگاه فرد در پیش‌بینی وقایع بطور صحیح احساس ایمنی و اعتمادبه‌نفس کند و حتی خطر اشتباه کردن را بپذیرد، می‌تواند سیستم ساختاری‌اش را گسترش دهد و برعکس، اگر در پیش‌بینی وقایع و حوادث احساس ناامنی و عدم کفایت کند، به احتمال قوی تحریف را انتخاب خواهد نمود. او همچنین معتقد است، درمانگر، تنها کمکی که به بیمار می‌تواند بکند این است که وی را در اکتساب ساختارهای موجود انعطاف‌پذیرتر نماید تا تجربه‌های جدید را برای سازگاری با خود بپذیرد (کلی،۱۹۶۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴).
کلی تاکید می‌کند که برای این که کسی را خوب بشناسیم باید هر دو قطب ساختاری او را و همچنین محدودۀ استفاده از آن را خوب بشناسیم و به این منظور آزمون نقش خزانۀ رفتاری را تدوین کرد که در آن شخص خصوصیات افراد مهم زندگی خود را تفسیر می‌کند و ترکیبات سه نفری آزمودنی مشخص و همچنین دو قطب ساختاری محدودۀ استفاده از آن شناسایی می‌شود (کلی،۱۹۶۳ به نقل از راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳).
۲-۲-۲-۶ صفت[۱۲۲]‌گرایان
طرفداران نظریه صفت معتقدند، مردم دارای خصوصیات متفاوت و ترکیبات گوناگون و نیاز صفات هستند که بسیاری از این صفات می‌توانند در یک راستا قرار گیرند؛ بنابراین، می‌توان افرادی با ترکیبات مشابهی از صفات را در یک گروه طبقه‌بندی نمود و به تیپ‌های گوناگون شخصیتی دست یافت (راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳).
این گروه از نظریه‌پردازان، صفات را به عنوان واحد اساسی شخصیت درنظر می‌گیرند و فرضشان بر این است که با کشف این واحدها و روابط درونی آن‌ ها با یکدیگر، به ابزار قابل اندازه‌گیری برای توصیف و پیش‌بینی رفتار دست یابند (هاشمیان،۱۳۷۷). در رویکرد صفات، سعی بر این است که خصوصیات اساسی فرد که جهت دهنده رفتار اوست تفکیک و توصیف شود. در این رویکرد به شخصیت اجتماعی فرد توجه می‌شود و بیشتر، توصیف شخصیت و پیش‌بینی رفتار مورد توجه است تا رشد شخصیت. در نظریۀ صفات، مردم از لحاظ ابعاد یا مقیاس‌هایی متعدد که هر یک نمایشگر یک صفت است، متفاوت شمرده می‌شوند. به این ترتیب، می‌توان هرکس را با مقیاس‌های هوش، ثبات هیجانی، پرخاشگری و جز آن، ارزیابی کرد. پس برای دست یافتن به یک توصیف جامع از شخصیت، باید بدانیم که هر فرد در ابعاد مختلف چه جایگاهی دارد. هر صفت، عبارت است از ویژگی معینی که در افراد گوناگون، به طرزی نسبتاً پایدار و همسان، متفاوت است. وقتی در گفتگوهای معمولی به خود و دیگران صفاتی مانند «پرخاشگری»، «محتاط»، «هیجان پذیر»، «باهوش» و «مضطرب» را نسبت می‌دهیم در واقع اصطلاحات «توصیفی» به‌کاربرده‌ایم. ما این اصطلاحات را از رفتار شخص انتزاع می‌کنیم. وقتی از رفتار فردی، در شرایط متعدد پرخاشگری می‌بینیم، ممکن است او را به عنوان «آدم پرخاشگر» توصیف کنیم.
مادامی که به یاد داشته باشیم، اصطلاح «پرخاشگری» از مشاهدۀ رفتار بدست آمده است و کاربرد آن به عنوان یک صفت، ایرادی ندارد. خطر در این است که این اصطلاح توصیفی را برای تبیین رفتار به کار ببریم. گفتن این که زنی به خاطر صفت پرخاشگری بر سر هم‌اتاقی خود فریاد کشید، هیچ تبیینی از او به دست نمی‌دهد، چرا که این صفت را از رفتار استنتاج کرده‌ایم، لذا نمی‌توانیم از آن برای تبیین رفتار استفاده نمائیم. روان‌شناسانی که در ارتباط با نظریۀ صفات فعالیت می‌کنند به این موضوعات علاقه دارند:
الف) تبیین صفات اصلی که توصیف معناداری از شخصیت به دست می‌دهند، ب) یافتن روش‌هایی جهت سنجش این صفات (هاشمیان،۱۳۷۷).
هزاران لغت در زبان انگلیسی و دیگر زبان‌ها وجود دارد که به خصوصیات رفتار اشاره دارند. چگونه می‌توان آن‌ ها را به تعداد کم‌تری، در حدی که برای توصیف شخصیت معنی‌دار باشد، کاهش داد؟ در یکی از رویکردها، از تحلیل عوامل استفاده می‌شود. مثلاً فرض کنید که تعداد زیادی از لغاتی را که شخصیت را توصیف می‌کنند انتخاب کرده و آن‌ ها زا به صورت جفت‌هایی که دو قطب مخالف یک صفت را نشان می‌دهند تنظیم نماییم (منظم-نامنظم، خونسرد-نگران، حساس-بی تفاوت، اهل همکاری-منفی‌باف و مانند آن). سپس، از عده‌ای بخواهید که به دوستانشان از لحاظ هر جفت از این لغات نمره‌ای بدهند. بررسی این نمره‌ها به کمک تحلیل عوامل، تعداد معدودی بعد یا عامل بدست می‌دهد که بر مبنای آن‌ ها می‌توان همبستگی بین نمره‌ها را تبیین کرد. گسترده‌ترین مطالعه درباره صفات شخصیتی توسط ریموند کتل[۱۲۳]، صورت گرفته است. وی طی سه دهه به کمک پرسشنامه‌ها آزمون‌های شخصیت و مشاهدۀ رفتار در شرایط واقعی زندگی داده‌هایی بدست آورد. کتل ۱۶ عامل را به عنوان صفات بنیادی و زیربنایی شخصیت شناسایی کرده است (هاشمیان،۱۳۷۷).
۲-۲-۲-۷ ریموند کتل
ریموند کتل درجه دکتری خود را در انگلستان گرفت و به آمریکا مهاجرت کرد. او معرفی‌کننده روش‌های تحلیل چندمتغیری و تحلیل عوامل است، آن دسته از روش‌های آماری که به طور همزمان روابط بین متغیرهای متعدد و عوامل چندگانه را در مطالعه شخصیت ارزیابی می‌کنند. کتل با بررسی عینی زندگی شخصی، افراد بر اساس مصاحبه‌های شخصی و استفاده از پرسشنامه، صفات گوناگونی را شرح داد که نماینده سنگ بنای شخصیت است.
صفات، هم زمینه بیولوژیک دارند و هم تحت تأثیر محیط و یادگیری هستند. صفات بیولوژیک مشتمل‌اند بر: جنس، اجتماعی بودن، پرخاشگری و محافظت پدر و مادری. صفات آموخته‌شده محیطی، مشتمل‌اند بر: عقاید فرهنگی نظیر کار، مذهب، صمیمیت، عشق‌ورزی و هویت. یکی از مفاهیم مهم کتل، قانون اجبار برای حد متوسط زیستی اجتماعی است، یعنی اجتماع بر کسانی که زمینه ژنتیک متفاوتی دارند فشار وارد می‌آورد تا خود را با موازین اجتماعی تطبیق دهند. به این ترتیب مثلاً فردی با تمایل ژنتیک قوی برای سلطه‌جویی احتمال دارد که از طرف اجتماع برای محدودیت تشویق شده و کسی که طبعاً آدمی مطیع است، برای ابراز وجود ترغیب شود (کتل، ۱۹۶۳به نقل از شولتر و شولتز،۱۹۹۸؛ ترجمه: سیدمحمدی،۱۳۸۴).
۲-۲-۲-۸ نظریۀ میدانی[۱۲۴] لوین
لوین انسان را (که موجودی مجزا و ممتاز از سایر حیوانات تعریف می‌شود) با یک شکل هندسی مجسم می‌کند و در توجیه این عمل خود می‌گوید: در تعریف و توصیف رفتار آدمی، معمولاً واژه‌هایی به کار می‌بریم و برای توضیح معنی هر واژه ناچار به استعمال واژه یا واژه‌های دیگر می‌شویم و سرانجام این توصیف‌های لفظی احیاناً، مخالف با واقع درآیند و یا لااقل مبهم می‌باشند؛ بنابراین، بهتر است به جای علائم لفظی علامت‌هایی از نوع دیگر، مثلاً علائم یا تصاویر برخلاف علامت‌های لفظی، قابل پذیرفتن عملیات ریاضی می‌باشند (لوین،۱۹۳۵ به نقل از سیاسی،۱۳۷۹).

 

نظر دهید »
رابطه خلاقیت سازمانی و ویژگی¬های جمعیت¬شناختی با بهره¬وری وظایف سازمانی کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان فارس۹۳- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تبیین رابطه تحصیلات با بهره وری وظایف سازمانی

تبیین رابطه سابقه کاری با بهره وری وظایف سازمانی

۴-۱- سوالات پژوهش

 

 

آیا بین خلاقیت سازمانی کارکنان با بهره­وری وظایف سازمانی رابطه وجود دارد؟

آیا بین جنسیت کارکنان با بهره وری وظایف سازمانی رابطه وجود دارد ؟

آیا بین سن کارکنان با بهره وری وظایف سازمانی رابطه وجود دارد ؟

آیا بین تحصیلات کارکنان با بهره وری وظایف سازمانی رابطه وجوددارد؟

آیا بین سابقه کاری کارکنان با بهره وری وظایف سازمانی رابطه وجود دارد؟

۵-۱- متغیرهای پژوهش وتعریف مفهومی و عملیاتی آن­ها
۱-۵-۱- تعاریف مفهومی متغیرها
بهره­وری وظایف سازمانی کارکنان: بهره­وری به تعبیر کلی معیار سنجش این امر است که مصرف منابع به عنوان ورودی (نهادها) برای تولید خروجی (ستاده­ها) مورد نیاز جامعه در دراز مدت چقدر موثر و کارآمد بوده است (اکبری ،۱۳۸۸).
خلاقیت سازمانی: خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود عملکرد و ارتقای کمیت یا کیفیت فعالیت­های سازمانی. بر این اساس، خلاقیت فرایندی ذهنی/ روان­شناختی است، محصول خلاقیت می ­تواند به شکل یک اثر (اندیشه، راه­حل و نظایر آن) ظهورکند، محصول خلاقیت پدیده­ای نو و بنابراین دارای ارزش است و قابل پرورش می­باشد و با محیط اجتماعی فرد خلاق نیز رابطه مستقیم دارد (ساعتچی،۱۳۹۰).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ویژگی­های جمعیت شناختی: به ویژگی­های کلی هر فرد مانند جنسیت، تحصیلات، سن، تجربه­کاری، الگوی نقش، نظام آموزشی و جایگاه اجتماعی وی در جامعه خود گفته می­ شود (پورداریانی، ۱۳۸۲).
۲-۵-۱- تعاریف عملیاتی متغیرها
بهره­وری وظایف سازمانی کارکنان: در این پژوهش منظور از بهره­وری سازمانی نمره­ای است که آزمودنی­ها از پاسخگویی به پرسشنامه بهره­وری نیروی انسانی به دست آورده­اند.
خلاقیت سازمانی: : در این پژوهش منظور از خلاقیت سازمانی نمره­ای است که آزمودنی­ها از پاسخگویی به پرسشنامه خلاقیت سازمانی به دست آورده­اند
ویژگی­های جمعیت شناختی: در این پژوهش منظور از ویژگی­های جمعیت­شناختی ویژگی­های جنسیتی، سن، سطح تحصیلات، تأهل یا تجرد، سطح درآمد، سمت شغلی است که در این پژوهش توسط خود آزمودنی­ها ارائه می­گردد.
مقدمه
به طورکلی بهره­وری، دربرگیرنده گام­های برنامه ­ریزی عملکرد، سرپرستی و بازنگری عملکرد می­باشد که به هدف­گذاری و ارائه هدایت­های لازم در آغاز برنامه و تهیه برنامه ­هایی برای رسیدن به اهداف تعیین شده، گفته می شود.
همانگونه که جوامع بشری از سنتی بودن و از صنعتی شدن به فرا صنعتی شدن گام برمی­دارند علوم و فنون و تکنولوژی هم رو به تکامل، دگرگونی و پیشرفت است. بحث بهره­وری سازمان یک امر حیاتی و اجتناب ناپذیر است که باید به طور مستمر با مجموع فرایندهای مدیریت مورد توجه قرار گیرد تا سایر فعالیت­های سازمانی بتواند مثمر ثمر واقع گردد. در حقیقت یکی از راه­های اصولی و منطقی هدایت تلاش­ های کارکنان در سازمان است و باعث به کارگیری استعدادهای نهفته، به کاراندازی قدرت تخیل و به وجود آمـدن حس انعطاف­پذیری فکری در کارکنان خواهد شد. آمـوزش و تربیت نـیروی انسانی است که می تواند ما را در راه رسیدن به خودکفائی یاری دهد . از این رو خلاقیت که کلمه‌ای فراتر از شعارهای روز جهان کسب و کار است، به یک عامل حیاتی در موفقیت سازمانی تبدیل شده است. خلاقیت در سازمان­ها را باید به عنوان فرایندی تعریف کرد که به موجب آن ایده‌های جدیدی که نوآوری را میسر می‌سازند، توسعه می‌یابند و موجب بهره­ور تر شده سازمان می­گردند (طاهری، ۱۳۸۴).
۱-۲- مبانی نظری موضوع پژوهش
۱-۱-۲- بهره­وری سازمانی
۱-۱-۱-۲- تعاریف
کلمه بهره­وری برگردان انگلیسی واژه «Productivity» به معنای قدرت و قابلیت تولید است. در دایره المعارف بریتانیا بهره­ری در اقتصاد به صورت نسبتی از آنچه تولید می شود به آنچه که برای تولید مورد نیاز است تعریف می شود. در دیکشنری آکسفورد، بهره­وری به معنای کارآیی است، که در صنعت به وسیله مقایسه میزان تولید به زمان صرف شده یا منابع مصرف شده برای تولید آن اندازه ­گیری می­ شود (به نقل از طاهری، ۱۳۸۴).
عکس مرتبط با اقتصاد
در مطالعات انجام گرفته پیرامون بهره­وری توسط سازمان­ها و صاحب­نظران، تعاریف متعددی از بهره­وری ارائه شده است که این تعاریف با وجود داشتن ریشه مشترک هر یک وجهی از بهره­وری را مورد تأکید بیشتر قرار دادند. در ذیل به تعدادی از این تعاریف اشاره می­ شود:
از دیدگاه سازمان همکاری اقتصادی اروپا (OEEC): بهره­وری حاصل کسری است که از تقسیم مقدار یا ارزش محصول بر مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید بدست می‌آید. بدین لحاظ می توان از بهره­وری سرمایه، مواد اولیه و نیروی کار صحبت کرد.
سازمان بین ­المللی کار (ILO): بهره­وری را نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید (زمین، سرمایه، نیروی کار و مدیریت) تعریف می­ کند.
از نظر آژانس بهره‌وری اروپا (EPA): بهره­وری عبارت است از درجه و شدت استفاده موثر از هر یک از عوامل تولید. در تعریف این سازمان همچنین به این نکته اشاره شده است که بهره­وری یک نوع طرز تفکر و دیدگاه است که بر اساس آن هر فرد می ­تواند کارها و وظایفش را هر روز بهتر از روز قبل انجام دهد. از این دیدگاه بهره­وری به عنوان یک فرهنگ تلقی می­ شود (به نقل از طاهری، ۱۳۸۴).
در اطلاعیه تشکیل مرکز بهره­وری ژاپن JPC اهداف ناشی از بهبود بهره­وری چنین بیان شده است: «حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی و سایر عوامل به روش­های علمی به طوری که بهبود بهره‌وری به کاهش هزینه­ های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگی همه آحاد ملت، منجر شود». از دید این مرکز ، بهره­وری یک اولویت و انتخاب ملی است که منجر به افزایش رفاه اجتماعی و کاهش فقر می­گردد (به نقل از طاهری، ۱۳۸۴).
مرکز بهره­وری ژاپن از زمان تأسیس، نهضت ملی افزایش بهره­وری در این کشور را تحت سه اصل راهبردی به جلو هدایت نموده است که این سه اصل عبارتند از:
• افزایش اشتغال
• همکاری بین نیروی کار و مدیریت
• توزیع عادلانه و برابر ثمره­های بهبود بهره­وری میان مدیریت، نیروی کار و مصرف­ کنندگان
سازمان بهره­وری سنگاپور: بهره­وری را توسعه عادت بهسازی در رفتار و نگرش افراد می­داند. از دیدگاه این سازمان، بهره­وری در درجه اول یک دیدگاه فکری می­باشد که سعی در بهبود وضعیت موجود دارد. به عبارت دیگر بهره­وری قبل از آن که یک شاخص اقتصادی باشد، یک فرهنگ است.
از نقطه نظر سازمان ملی بهره­وری ایران: بهره­وری یک فرهنگ و یک نگرش عقلانی به کار و زندگی است که هدف آن هوشمندانه کردن فعالیت­ها برای دستیابی به زندگی بهتر و متعالی است.
در «واژه نامه بهره­وری» که از انتشارات داخلی سازمان ملی بهره­وری ایران است بهره­وری را بدینگونه تبیین نموده­ا­ند: «بهره­وری به حداکثر رساندن استفاده از منابع، نیروی انسانی، تسهیلات و غیره به طریقه عملی،‌ کاهش هزینه­ های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و کوشش برای افزایش دستمزدهای واقعی و بهبود استانداردهای زندگی است، آن­گونه که به نفع کارگران، مدیریت و جامعه باشد» (به نقل از طاهری، ۱۳۸۴).
از نظر استنیر بهره­وری: معیار عملکرد و یا قدرت و توان هر سازمان در تولید کالا و خدمات است.
استیگل بهره­وری را: نسبت میان بازده به هزینه عملیات تولیدی می­داند.
از دیدگاه ماندل بهره­وری: به مفهوم نسبت بین بازده تولید به واحد منبع مصرف شده است که با سال پایه مقایسه می­ شود.
سومانت نیز بهره­وری را: نسبت بازده ملموس به نهاده‌های ملموس تعریف می­ کند.
استیفن رابینز یک سازمان را هنگامی مولد می­داند که: از طریق تبدیل داده ­ها به ستاده­ها، در پایین­ترین سطح هزینه به اهدافش نائل آید. بنابراین وی مفهوم بهره­وری را ناظر بر اثر بخشی و کارآیی می­داند (به نقل از طاهری، ۱۳۸۴).
۲-۱-۱-۲- تاریخچه بهره وری
بهره وری برای اولین بار در سال ۱۷۶۶ میلادی توسط کوتیرنی[۱۲] مطرح شد و در سال ۱۸۸۳ لیتر[۱۳] بهره­وری را قدرت و توانایی تولید کردن بیان کرد و در سال ۱۹۰۰ ارلی بهره وری را ارتباط این بازده و وسایل به کار رفته برای تولید این بازده عنوان کرد (طاهری، ۱۳۸۴).
۳-۱-۱-۲- اهمیت بهره وری
در عصر حاضر بهره وری را یک روش، یک مفهوم و یک نگرشی درباره کار و زندگی می نامند و در واقع به آن به شکل یک فرهنگ و یک جهان بینی می نگرند، بهره وری در همه شئونات، کار و زندگی فردی، اجتماعی می تواند دخیل باشد و یک شاخص تعیین کننده درآمد سرانه هر کشور است و برای افزایش بهره وری ملی هر کشور باید درآمد سرانه آن کشور افزایش یابد (احمدی، ۱۳۸۱).
۴-۱-۱-۲- هفت «C» بهره وری
هر راه حلی که شرکت ها، سازمان ها، موسسه‌ها برای ارتقای بهره وری و کیفیت تدوین کننده لازم است که به نیازمندی های زیر پاسخ دهند:
۱٫ اعتماد و ایمان (Confidence and Trust): بهره وری و کیفیت در دراز مدت تنها در صورت بهبود می یابد که بین مدیریت و نیروی کار اعتماد وجود داشته باشد. اگر این اعتماد نباشد در برابر پیشنهادهای مدیریت برای بهبود بهره وری مقاومت به وجود می آید و مدیریت هم به تفویض مسئولیت ها به کارکنان اقدام نخواهد کرد.
۲٫ همکاری و تعهد (Cooperation and commintment): زمانی که اعتماد بین مدیریت و کارکنان به حدی معین برسد، هر دو متعهد خواهند شد و در جهت بهبود بهره وری و کیفیت همکاری خواهند کرد. در این حالت، بهبود بهره وری چون «مقصدی مشترک» به نظر خواهد رسید که بقای شغلی را تضمین می کند، نه آنکه آن را به خطر بیندازد.
۳٫ ارتباطات (Communication): مانع اصلی در راه موفقیت روند بهره وری و کیفیت در اغلب موارد عدم وجود ارتباطات مؤثر در شرکت است. قبل از هر چیز هدفها باید روشن باشد و از طریق مدیریت ارشد به کارکنان ابلاغ شود. بنابراین سازماندهی مدیریت اطلاعات، پیش شرط موفقیت جنبش بهره‌وری است.
۴٫ همبستگی (Coherence): بهبود بهره وری و کیفیت باید بر مبنای سیستم همبستگی سازمانی باشد، این نکته نه تنها در مورد ساختار و مسئولیتهای سازمانی بلکه در مورد روش های اجرایی و تصمیم گیری ها نیز مصداق دارد.
۵٫ استمرار (Continuity): شرکتهای موفق نشان داده اند که کیفیت عالی محصول و ارتقاء بهره وری آنها نتیجه سالها تلاش بی وقفه آنها بوده است.
۶٫ خلاقیت(tivityCrea): علیرغم همه تلاش ها و کوشش ها، بدون خلاقیت و نوآوری بهبودی در بهره وری حاصل نخواهد شد.
۷٫ آموزش مستمر (Continuous Training): برقراری یک فرایند مستمر آموزشی در تمامی سطوح شرکت همراه با ایجاد رابطه مطلوب بین مدیریت و نیروی کار، احتمالاً مهمترین وظیفه در سازماندهی بهره وری و کیفیت است. برنامه های آموزشی، باید در کلیه سطوح مدیریت، کارمندان و کارگران اجرا شود (احمدی، ۱۳۸۱).
۵-۱-۱-۲- عوامل مؤثر بر بهره وری
مجموعه عوامل مؤثر بر بهره وری یک سازمان از دو بعد اصلی تشکیل می شود:
الف) عوامل خارجی ( دولت و زیرساخت ها، منابع طبیعی، تغیرات ساختاری و …)
ب) عوامل داخلی ( عوامل انسانی و عوامل تکنولوژیکی)
۱-۵-۱-۱-۲- عوامل خارجی
عوامل خارجی معمولاً در کنترل مدیران نیستند و در نتیجه شرایط ایجاد شده از طرف عوامل خارجی معمولاً برای تمامی مؤسسات یکسان خواهد بود. زیرا در قالب بخشنامه ها و مقررات و دستورالعمل های تدوین و تصویب شده است.
۲-۵-۱-۱-۲- عوامل داخلی
عوامل داخلی در کنترل مدیران است و می توان با برنامه ریزی و تصمیم گیری مناسب در نحوه عملکرد نیروی انسانی اثر گذاشت و به ارتقای بهره وری کمک کرد. مدیر روی عوامل داخلی شامل نیروی انسانی، روش ها و رویه ها، سازمان و سیستم ها، مهارت ها، رفتارهای کاری، کارایی، کارآفرینی و شیوه های مدیریتی می تواند اثرگذار باشد (طاهری، ۱۳۸۴).
۶-۱-۱-۲- عوامل مؤثر بر افزایش بهره وری نیروی انسانی
در تعیین عوامل مؤثر بر بهره وری نظرات متفاوتی وجود دارد و هر یک از دانشمندان و صاحبنظران عواملی را به عنوان عامل مؤثر مشخص کرده اند و به طور اجمال عواملی چون آموزش شغلی مستمر مدیران و کارکنان، ارتقاء انگیزش میان کارکنان برای کار بهتر و بیشتر، ایجاد زمینه های مناسب بطور ابتکار و خلاقیت مدیران و کارکنان، برقراری نظام مناسب پرداخت مبتنی بر عملکرد و برقراری نظام تنبیه و تشویق، وجدان کاری و انضباط اجتماعی تحول در سیستم و روشها که نقش حساس و کلیدی دارند، تقویت حاکمیت و تسلط سیاستهای سازمان بر امور، صرفه جوئی به عنوان وظیفه ملی در بهره وری مؤثر می باشد (احمدی، ۱۳۸۱).
ولی تمام مؤلفان این رشته تقریباً در این باب اتفاق نظر دارند که برای افزایش سطح بهره وری تنها یک علت خاصی را نمی توان ارائه نمود بلکه عنوان می کنند که ارتقاء بهره وری را باید معلول ترکیبی از عوامل گوناگون دانست؛ شامل:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

رفتار مطلوب و کردار درست رهبران و مدیران

مسئولیت خطیر مدیریت و رهبری باید به افرادی سپرده شود که ضمن برخورداری از ویژگیهای شخصیتی خاص، شیوه های رهبری و مدیریت مناسب را به کار گیرند و از نظر اخلاقی نیز الگو باشند.

 

 

فراهم کردن شرایط لازم پیشرفت های شغلی برای همه افراد

دوره های آموزش ضمن خدمت و آموزش کارکنان

نظر دهید »
اثربخشی مشاوره شغلی براساس رویکرد شناختی- اجتماعی بندورا برافزایش باورهای خودکارآمدی جانبازان باشگاه ورزشی شهید مهرانی تهران- قسمت 16
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

میانگین نمره اختلاف
گروه کنترل

 

3

 

 

 

 

به منظور بررسی فرضیه ” آموزش رویکرد شناختی – اجتماعی بندورا بر باورهای خودکارآمدی جانبازان
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اثر دارد” از آزمون t مستقل استفاده گردید. بدین منظور میانگین اختلاف نمرات گروه آزمایش و گواه در
سطح 01 /0 مورد آزمون قرار گرفت که نشان دهنده معنا دار بودن تفاوت میانگین این دو گروه می باشد.
فصل پنجم:
بحث ونتیجه گیری
مقدمه:
در فصول گذشته پس ازبررسی موضوع پژوهش ، مفاهیم نظری و تجربی ومواد مربوط به شیوه اجرای پژوهش به تجزیه وتحلیل داده های پژوهش پرداخته شد و نتایجی حاصل گردید. در این فصل به بحث درباره نتایج به دست آمده با توجه به دیگر پژوهشهای انجام گرفته پرداخته می شود.
یافته ها
پس از تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گرفتن ازروش های آمارتوصیفی و استنباطی با مقایسه میانگین دوگروه مستقل توسط آزمون t، مقدار t برابر 8/4 بدست آمده که در مقایسه با t بحرانی جدول بزرگتر می باشد . لذا می توان نتیجه گرفت که درسطح معناداری آلفای (01/) بین میانگین اختلاف نمرات گروه کنترل و آزمایش تفاوت معنا داری وجود دارد . به بیان دیگر تأثیرمتغیرمستقل تفاوت آشکاری درنمرات میانگین گروه آزمایش ایجاد نموده است .
فرضیه پژوهش : آموزش رویکرد شناختی اجتماعی برافزایش باورهای خودکارآمدی جانبازان مؤثراست .
بحث و نتیجه گیری :
یافته های حاصل ازتحلیل آزمون t برای دو گروه مستقل نشان می دهد که آموزش رویکرد شناختی– اجتماعی بندورا ازطریق 8 جلسه ارائه شده توسط پژوهش گر، نمره خودکارآمدی عمومی را درآزمودنیها به طورمعناداری افزایش داده است . ازنتایج این تحقیق می توان چنین نتیجه گرفت که اجرای عمل آزمایشی و شرکت درجلسات آموزش باورهای خودکارآمدی توانسته است با رهایی ازافکار وبیانات مخرب و جایگزینی نگرش مثبت درافزایش توانمندی واعتماد به نفس مؤثرمی باشد که محصول این امربالا رفتن باورهای خودکارآمدی است .همچنان که ازتحقیق موضوعات مرتبط با این پژوهش برمی آید رویکرد شناختی– اجتماعی به عنوان یک واسطه شناختی دررشد وافزایش باورهای خودکارآمدی وتوانمندی افراد نقش و تأثیرقابل توجهی دارد.
این نتیجه با نتایج تحقیق غفاری ( 1386) همسو است . غفاری با بهره گرفتن ازنظریه شناختی- اجتماعی بندورا به آموزش این رویکرد برای افزایش باورهای خودکارآمدی شغلی معلمان پرداخت . این پژوهش در دو گروه 15 نفری ازمعلمان فریدونکنار انجام شد. نتایج تحقیق حاکی ازآن است که سبک شناختی- اجتماعی باعث افزایش باورهای خودکارآمدی معلمان شده است .
درتحقیق دیگری که توسط شماعی زاده (1384) برروی 30 نفر ازدانشجویان مراجعه کننده به مرکز کارآفرینی دانشگاه اصفهان انجام شد ، مشخص شد که مشاوره شغلی به سبک شناختی – اجتماعی خودکارآمدی عمومی و کارآفرینی دانشجویان اصفهان را افزایش داده است .
همچنین نتایج این پژوهش با نتایج پژوهش های پیشین ازجمله : می فیلد و ویور[101] (2000) که با بهره گرفتن از نظریه یادگیری اجتماعی و توجه به خودکارآمدی به آموزش کارآفرینی پرداختند، همسو می باشد. دراین پژوهش که در دوگروه پنج نفری از دانشجویان کلاسکو انجام شد، با بهره گرفتن ازتکنیکهای نظریه مذکور وچهارفرایند تقویت خودکارآمدی سعی شده است تا به آموزش کارآفرینی اقدام گردد و نتایج این پژوهش حاکی از آن است که این سبک آموزش سودمند بوده است .
همچنین سولیوان وماهالیک (2000) با بهره گرفتن از اصول وتکنیکهای مشاوره شغلی شناختی – اجتماعی به افزایش باورهای خودکارآمدی حرفه ای زنان پرداختند. در این پژوهش ، مشاوره شغلی براساس رویکرد شناختی- اجتماعی برای یک گروه 31 نفری اززنان به مدت 6هفته اجراشد. در این جلسات مداخلاتی بر اساس چهارمنبع اطلاعاتی خودکارآمدی (موفقیتهای اجرایی ، یادگیری جانشینی ، برانگیختگی هیجانی و متقاعد سازی) انجام شد که نتایج پژوهش نشان داد که پس از جلسات ، خودکارآمدی زنان شرکت کننده در تصمیم گیری حرفه ای ، اکتشاف حرفه ای و تعهد حرفه ای نسبت به گروه کنترل افزایش یافت . این یافته با نتایج پژوهش حاضرهمسومی باشد، چرا که درهر دو مورد استفاده ازرویکرد بندورا توانسته است خودکارآمدی را افزایش دهد .
در رویکرد شناختی- اجتماعی مؤلفه هایی وجود دارد که با بهره گرفتن از آنها می توان خودکارآمدی را افزایش داد، یکی ازمنابع تجربیات گذشته فرد می باشد . در واقع تعبیری که افراد از تجربه های پیشین خود دارند در اقدام و یا عدم اقدام آنان به فعالیت های بعدی تأثیر ویژه ای دارد. اگر کسی معتقد باشد که قبلاً وظایف مشابهی را با موفقیت انجام داده است ، احتمالاً با وظایف و فعالیت های بعدی بیشتر با نگاه مثبت برخورد خواهد کرد و اگر با شکست مواجه شده باشد با تکالیف بعدی با نوعی نگاه منفی رو به رو خواهد شد . بندورا معتقد است که حل یک مسئله یا موقعیت در انجام یک وظیفه خاص ، تجربه هیجانی را ایجاد می کند که موجب تمایل و گرایش به درگیر شدن برای رسیدن به حد تسلط در مسائل آینده درافراد می شود . از جمله برای کارآمد کردن افراد به آنان کمک شود تا تسلط شخصی خود را در مورد برخی مسائل یا مشکلات تجربه کنند . با انجام دادن موفقیت آمیز یک کار یا حل یک مشکل، افراد احساس تسلط را در خود پرورش می دهند. تسلط شخصی می تواند با فراهم آوردن فرصت انجام دادن موفقت آمیز کارهای دشوارتر که سرانجا

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
م به تحقق هدفهای مطلوب منتهی شود، پرورش یابد. روش کار آغازکردن با کارهای ساده و سپس پیش رفتن با گامهای کوچک به سوی کارهای دشوارتر است. تا اینکه شخص احساس تسلط پیچیدگی مسائل را تجربه کند. با آگاه کردن افراد از میزان موفقیت شان می توان به آنها کمک کرد تا به طورفزاینده ای احساس کارآمدی کنند. یک راه برای این کار شکستن کارهای بزرگ و مهارتهای پیچیده به اجزا و مهارتهای جزئی تر که به آسانی انجام شوند و سپس واگذارکردن فقط یخشی ازآنها درهرزمان به افراد است. موفقیتهای کوچک که کسب شد، تشویق شوند و موفقیتشان بزرگ جلوه داده شود . وظایف یا کارها به صورت تصاعدی می توانند گسترش یابند، به گونه ای که همزمان با تسلط آنها وظایف گسترده تر و پیچیده تر ازآنها خواسته شود و به این ترتیب فرصتی فراهم شود تا آنها قدم به قدم موفق شوند. پیروزیهای کوچک ممکن است فی النفسه بی اهمیت به نظر برسد، اما احساس حرکت ، پیشرفت و کامیابی را ایجاد می کند. شناسایی و قدردانی از پیروزیهای کوچک زمینه حرکتی را بوجود می آورد که افراد را به احساس کارآمدی و شایستگی هدایت کند.
دومین مؤلفه افزایش باورهای خودکارآمدی در رویکرد بندورا، الگو سازی است ، که به مشاهده ی رفتاردیگران به عنوان الگو درحین انجام وظایف اشاره دارد . افراد نه تنها از تجربیات خود درس می گیرند بلکه از طریق مشاهده رفتارهای دیگران هم یاد می گیرند. این یادگیری موفق به افراد این امکان را می دهد که بدون انجام فرایند آزمایش و خطا یک رفتارجدید را بیاموزند. در بسیاری از موقعیت ها این آنها را از ریسکهای هزینه بردار و اشتباهات احتمالی سرنوشت سازحفظ می کند. مشاهده به صورت نمادین رمز گذاری می شود و به عنوان یک راهنما برای عمل آینده مورد استفاده قرار می گیرد .
تقویت و تشویق در قبل یا درحین انجام عمل نیز در ایجاد و تقویت باورهای خودکارآمدی مؤثر است. مثلاً گفته شود که آنها الزامات کسب موفقیت را دارند و در مواجهه با ناملایمات و سختی ها می توانند پشتکار بیشتری به خرج دهند و باور کنند که با تحمل سختی ها ، قوی تر و تواناترمی شوند . تجربه هایی که اطمینان توانمندی فردی را فراهم می کنند ، به وی اجازه می دهند که مشکلات و شکستها را بدون از دست دادن شایستگیها تحمل کنند . متقاعد سازی نیز باورهای خودکارآمدی را افزایش می دهد . متقاعد سازی هم تقویت وتشویق درونی است و هم بیرونی ، طوریکه باورهای کارآمدی افراد تحت تأثیر گفته های افراد دیگر در خصوص توانایی و قابلیت‌های آنها قرار دارد.معلمان، مربیان، مشاوران ، والدین دوستان و… می توانند باورهای خودکارآمدی را با تشویق کلامی یا غیر کلامی افزایش دهند. دلگرمی ها برای ترغیب افراد در تمرکز کردن بر نقاط قوت خود و شایستگی هایشان و نادیده گرفتن نارسایی ها و عملکردهای ناموفق گذشته شان به کار می رود. تقویت درونی مثلاً اینگونه که همه روزه به ذهن خود بگویند که به خود اعتقاد راسخ دارند وتوانا، لایق و مصمم هستند که به موفقیت برسند ، که آن درواقع استفاده ازتصدیقهای مثبت است. اینکه در هر لحظه چگونه با خود سخن گفت 95/0 از احساسات مثبت و یا منفی را شکل می دهد. روحیه و احساسات ناشی از اتفاقاتی نیست که در اطراف رخ می دهد، بلکه تعبیر و تفسیر از این رویدادهاست که مهم است .
یکی دیگر از مؤلفه های افزایش باورهای خودکارآمدی ارزیابی افراد ازوضعیت فیزیولوژیکی و روانی از طریق کاهش بازخوردهای فشار روانی، تغییر دادن گرایشها و تفسیرهای منفی ازحالتهای جسمانی می باشد . بهترین روش برای اصلاح باورهای خودکارآمدی افراد، کاهش استرس و سپس تغییر گرایشهای عاطفی منفی آنها وتفسیرهای آنها از وضعیت جسمی شان است ، مهم ادراک وتفسیری است که افراد از وضعیت فیزیولوژیک خود دارند نه شدت بازخوردهای فیزیکی و عاطفی . بنابراین به افراد آموزش داده شد که وضعیت انگیختگی عاطفی خود را به عنوان یک تسهیل کننده انرژی زای عملکرد در نظر بگیرند. راه های دیگری برای بهبود وضعیت فیزیولوژیکی و روانی افراد وجود دارد، شوخ طبعی از چند طریق به ما کمک می کند تا با تنش مقابله کنیم . شوخ طبعی احساس خودکارآمدی ما را بالا می برد و کمک می کند تا کمتر دچارتنش شویم . برهیجانات منفی از قبیل خشم ، غمگینی ، وافسردگی غلبه کنیم . می توانیم یک واقعه تنش زا را ساده فرض کنیم و به جای اینکه با ترس یا هراس عکس العمل نشان دهیم به آن به عنوان یک رویداد نزدیک شویم. ورزش نیز فرصتی برای کنترل خشم، افسردگی، و اضطراب می باشد و باعث بهبود وضعیت فیزیولوژیکی از فشار روانی، افزایش اعتماد به نفس و …می شود . استفاده از تکنیک تن آرامی نیز می تواند مؤثر باشد ، تا فرد بتواند آرامش خود را بازیابد یا خستگی و تنش را از خود به سرعت دور کند. بندورا بیان می کند خودتنظیمی و همچنین خودکنترلی می تواند باعث کاهش هیجانات فیزیکی و روحی باشد . کنترل افکار، احساسات و اعمال ، فرد را به باورهای خودکارآمدی بالا می رساند. این سخن که اکثر اوقات همانی می شوید که به آن فکر می کنید، درست است. تکرار عبارات مثبت و قدرتمند می تواند ذهن را طوری برنامه ریزی کند تا این عبارات مثبت را باور کنیم . تصویر سازی ذهنی مثبت نیز خودکارآمدی را افزایش می دهد. خودسنجی های افراد از نتایج رفتارشان هم محیط آنها و هم باورهای آنها را شکل وتغییر می دهد که به ترتیب رفتارهای بعدی را شکل می دهد. .
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
بندورا یک مدل خودنظم بخشی موسوم به خوداثربخشی را وضع کرد . خوداثربخشی براین استوار است، که
هر نوع تغییر آگاهانه ای
که دررفتار اتفاق می افتد به وسیله دریافت فرد از توانایی خود، برای انجام رفتار
مورد نظر صورت می گیرد. یعنی شما با مشاهده اینکه افراد دیگر با موفقیت با رویدادهای زندگی روبرو می
شوند خود اثربخشی را توسعه می دهند. خوداثربخشی با عکس العمل نشان دادن نسبت به رویدادهای زندگی با عمل، انعطاف پذیری، و پافشاری افزایش می یابد .
بندورا یکی ازراه های افزایش خودکارآمدی را توانایی منحصربه فردانسان برای خودانتقادی درنظرمی گیرد، چون باعث می شود افراد تفکر و رفتار خاص خودشان را ارزیابی و تغییر دهند .
نتایج حاصل از تأیید فرضیه پژوهش حاضر ، بیانگر آن است که :
اجرای عمل آزمایشی و شرکت در جلسات آموزش باورهای خودکارآمدی توانسته است با ایجاد خودباوری و افزایش توانمندی و رهایی از افکار و بیانات مخرب مؤثرمی باشد که محصول این امرافزایش باورهای خود کارآمدی است .
محدودیت ها
بیان محدودیت ها درهر پژوهشی به محققان کمک می کند تا با شناخت موانع و کمبودها با دیدی باز و شناختی دقیق به تحقیق بپردازند . در این پژوهش نیز محدودیت هایی وجود داشت که به آنها اشاره می شود.
– چون این تحقیق در مورد جانبازان با درصد جانبازی متفاوت ، صورت گرفته در نتیجه :
قابل تعمیم به همه جانبازان نمی باشد .
– محدود بودن منابع فارسی و لاتین در زمینه جانبازان
– محدود بودن جامعه آماری یعنی جانبازان تهران
– محدود بودن نمونه یعنی جانبازان باشگاه ورزشی شهید مهرانی
– محدود بودن تحقیقات روان شناسی در زمینه جانبازان
– تفاوت های شخصیتی از جمله میزان تحصیلات ، سن و ….
– عدم انسجام اطلاعات در مراکز تحقیقاتی بنیاد که موجب سردرگمی درجهت کسب اطلاعات در زمینه
پژوهش شد.
– عدم خوشبینی و آگاهی جانبازان نسبت به تحقیقات روانشناسی و نگرش منفی دراین زمینه
– عدم همکاری بنیاد شهید و امور جانبازان در زمینه ارائه اطلاعات که در نتیجه آمار جانبازان در این
پژوهش ذکر نشده است .
پیشنهادها
– با توجه به اینکه پژوهش حاضر برروی جانبازان مرد صورت گرفته ، پیشنهاد می شود که با جانبازان زن وهمچنین هسران جانبازان نیز انجام شود .
– جامعه آماری این پژوهش از میان جانبازان با در صد جانبازی متفاوت می باشد، پیشنهاد می شود این پژوهش درباره جانبازان با درصدهای جانبازی مشابه نیز انجام گیرد.
– الگوی مشاوره بر اساس رویکرد شناختی – اجتماعی به جهت تمرکز بر باورهای خودکارآمدی می تواند به توسعه این باورها در زمینه های مختلف کمک نماید . پیشنهاد می شود از این الگو در جهت ارتقاء سطح خودکارآمدی در زمینه های دیگر استفاده شود.
– با توجه به اهمیت برنامه آموزش باورهای خودکارآمدی و تخصصی بودن آن پیشنهاد می شود سازمان ها و نهادهای مختلف به منظور اجرای این برنامه از مشاوران و افراد متخصص که به آموزش این مهارت ها مسلط می باشند ، استفاده نمایند.

 

نظر دهید »
بسط-تابعان-حقوق-بین-الملل-در-حقوق-بین-الملل-اقتصادی- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

الف : جمعیت دائمی شرط لازم برای تابع قلمداد شدن دولت ها
برای بدست وردن تعریف دقیقی از جمعیت باید تعاریف مشابه از جمله تعریف ملت را نیز بدانیم . در این قسمت به بررسی این دو مفهوم، یعنی جمعیت و ملت خواهیم پرداخت .
اول : تعریف جمعیت
از شرایط نخستین تشکیل دولت_ کشور وجود گروهی انسانی است که جمعیت جامعه سیاسی را تشکیل دهد. به هر حال گروه انسانی معین که در درون یک چهارچوب جغرافیایی زیست کند، اولین خمیر مایه دولت_کشور است. در اینجا ممکن است ایراد شود که این شرط نخستین را نه تنها در دولت، بلکه در همه صورت بندی های اجتماعی و همه جماعات انسانی دید. پس چگونه باید آن را چون شرط نخستین دولت کشور گرفت؟ در پاسخ این پرسش عده ای از نویسندگان علوم سیاسی و حقوق به مساله کمیت گروه توجه خاص مبذول می دارند و معتقدند که اگر سیر تحولی جماعات توجه شود معلوم می گردد که قالب های دولت _ کشوری، بر خلاف دولت شهرها یا طوایف یا قبایل و نظایر آنها، توانسته اند توده های عظیم انسانی را با تعداد فراوانی در درون خود گرد آورند (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۱۹۵ ـ ۱۹۳).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
جمعیت، گروهی از افراد انسانی را گویند که با رابطه و پیوندی حقوقی و سیاسی به نام «تابعیت» با یکدیگر متحد شده باشند و به کشوری مربوط گردند، بدون آنکه لازم باشد دارای نژاد، زبان، ملیت و مذهب واحدی باشند. اصولا معیار کمی یا تعداد افرادی که جمعیت یک کشور را تشکیل می دهند، چندان مهم نیست و این مفهوم عددی، کاملا نسبی است، اما در مجموع آن تعداد باید در حدی باشد که بتوان تاسیس یک نظام عالی حقوقی، مانند کشور را توجیه نمود (ضیائی بیگدلی، ۱۳۹۰ ۲۰۳ ـ۲۰۲).
شرط «جمعیت» و «اهلیت برقراری با سایر دولت ها» (توانایی اعمال حاکمیت) در مورد کشورهای کوچک یا میکروکشورها مانند موناکو و سن مارینو به طور جدی مطرح بوده است. آیا کشور کوچکی مانند«بارباد» که جمعیت بسیار ناچیزی داد، واجد شرایط فوق است و می تواند تکالیف و وظایف بین المللی مهمی را به عهده گیرد؟ رویه جامعه ملل در عدم پذیرش عضویت کشورهای کوچک بوده است. در سازمان ملل متحد نیز، فشارهای ایالات متحده آمریکا سبب شده که تا سال ۱۹۶۹ عضویت کشورهای کوچک در این سازمان بطور جدی تعقیب نشود. آمریکا دلایلی مثل ضعف مالی، سیاسی و اقتصادی میکروکشورها را برای عدم عضویت آنها در سازمان ملل متحد مطرح می کرد ولی از آنجا که این دلایل قانع کننده نبودند و اکثریت کشورها با آن مخالف بودند، رویه سازمان ملل تغییر کرد و بین سالهای ۱۹۷۳-۱۹۸۴، این سازمان ۲۶ عضو جدید پذیرفت که ۸ عضو آن فقط دارای جمعیتی بیش از یک میلیون داشتند و بقیه آنها جمعیتی کمتر از یک میلیون داشتند (موسی زاده ، ۱۳۸۹، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، ۳۷ ـ ۳۶).
عکس مرتبط با اقتصاد
بنابراین جامع ترین تعریفی که می توانیم از جمعیت داشته باشیم این است که جمعیت مجموعه ای همگن یا غیر همگن از افراد بشر که تحت لوای یک قدرت واحد و سلطه یک کشور قرار گرفته و به لحاظ وجود همین جمعیت قدرت مذکور قابلیت اعمال کردن را داشته باشد. ضمن اینکه برای برقراری ازتباط با سایر کشورها و کشور شناخته شدن تعیین کمترین یا بیشترین میزان جمعیت در هیچ عرف یا سندی در سطح بین المللی مطرح نشده است تنها آنان باید مورد حمایت قطعی حقوق زیربنائی بشر قرار گیرند و تعداد افراد مردم یک کشور هر چقدر هم کم باشد مطرح نیست، در نهایت در میان کشورهای مورد شناسایی واقع شده ، کشورهایی دیده می شوند با جمعیت های بسیار کم در مقابل سایر کشورها.
دوم : تعریف ملت
دایره المعارف لاروس، در تعریف ملت چنین می نویسد: «مجموعه افراد انسانی که در یک سرزمین زندگی می کنند و از حیث اصالت، تاریخ، آداب و عادات و در بیشتر موارد زبان، اشتراک دارند». فرهنگ لیتره، ملت را چنین تعریف می کند: «کشور یا مجموعه کشورهایی که ساکنان آن ها به واسطه همبستگی ارادی و نهادهای مشترک، گرد هم آمده اند». فرهنگ فلسفی لالاند، می گوید: «مجموعه افرادی که تشکیل یک دولت_کشور دهند و به عنوان یک کلیت اجتماعی مشخص، در برابر حکومت در نظر گرفته شوند ملت را تشکیل می دهند». این ها کم و بیش معانی لغوی دانش واژه ملت است. ولی معنای حقوقی_سیاسی ملت قاعدتا این است: گروهی انسانی که اعضای آن احساس کند به وسیله عوامل پیوند دهنده مادی و معنوی به هم وابسته اندو با دیگر گروه بندی های انسانی و افراد تشکیل دهنده آن ها تفاوت دارند. لذا آن افراد انسانی که خود را متعلق به یک جامعه کل یا یک جامعه سیاسی متمایز می دانند و سرنوشت خود را با سرنوشت سایر افراد عضو آن جامعه پیوند یافته می بینند، می توانند عامل تشکیل یک ملت باشند. ملت با احساس تعلق، تحقق می یابد (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۱۹۶ ـ ۱۹۵).
سوم : رابطه جمعیت با ملت
جمعیت هر کشور باید دارای تابعیت واحد باشند، اما برخورداری از تابعیت واحد، مانع از نوعی تقسیم بندی میان اتباع یک کشور نخواهد بود. بر این اساس، جمعیت ممکن است در ارتباط با تابعیت، به دو دسته تقسیم شوند: یکی اعضای جامعه ملی، و دیگرب آن بخش از اتباع که عضو جامعه ملی محسوب نمی شوند. مفهوم عضو جامعه ملی؛ یعنی عضو یک ملت بودن، بدون اینکه تابعیت آن کشور را کسب کرده باشد، بلکه تابعیت او جنبه اصالتی و توارثی داشته باشد. شخص غیر عضو جامعه ملی، به رغم کسب تابعیت یک کشور، حداقل تا مدتها جزو ملت محسوب نمی شوند و حقوق وظایفی که دارد، محدود است (ضیائی بیگدلی، ۱۳۹۰، ۲۰۳).
ب : سرزمین معین یا مکانی برای اسکان جمعیت
سرزمین برای تشکیل یک کشور یا دولت یا دولت کشور در حقوق بین الملل، به مثابه یک شرط لازم می باشد و به عنوان عنصری حیاتی تلقی می شود، که اگر سرزمین وجود نداشته باشد ممکن است شرایط برای تشکیل یک کشور جمع نباشد در نتیجه نمی تواند به عنوان تابع حقوق بین الملل قلمداد شود.
اول : مفهوم سرزمین
دومین عنصر تشکیل دهنده دولت، سرزمین است کلمه سرزمین مفهوم پیچیده ای است که مضمون آن از حدود لغوی آن تجاوز می کند. سرزمین، فضایی جغرافیایی است که با مرزهای معینی محدود شده و در آن قدرت و حاکمیت دولت _ کشور اعمال شود، بخشی از سطح کره زمین ست که چهارچوب عملکرد و میدان موجودیت دولت _ کشور را تشکیل می دهد. از نظر حقوقی، هنگامی که بحث سرزمین پیش کشیده می شود، تنها سطح آن متبادر به ذهن نمی شود، بلکه امتداد عمودی آن از دو سو، یعنی فضای زیر زمینی از یک طرف و فضای هوایی از طرفی دیگ، منتها معادل با سطح سرزمین مطمح نظر است. افزون بر آن، دریایی که به سرزمین پهلو می زند، فلات قاره آن و همچنین فضای مورد پذیرش حقوق بین الملل یا ناشی از معاهدات بین دولت ها نیز، جزء محدوده های دولت_ کشور به شمار می آیند (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۲۰۱ ـ ۲۰۰).
سرزمین باید دارای حدود مشخص و ثابتی باشد که در داخل آن، فرمانده و فرمانبر فعالیت کنند. اصولا مرز یک کشور محلی است که صلاحیت سرزمینی بر روی آن پایان می یابد، وبدین لحاظ تعیین حدود و ثغور یا تحدید حدود یک کشور، یک عمل بسیار مهم در حقوق بین الملل محسوب می شود (عمادزاده، ۱۳۷۰، ۹۸).
به اعتقاد حقوقدان فرانسوی دلبز، سرزمین عامل مادی و اساسی تشکیل دولت محسوب می گردد، این نه تنها به این معنی است که افراد تشکیل دهنده آن ملزم به سکونت در سرزمین انتخابی خود یا پدرانشان می باشند، بلکه مرز دولت نیز نهادی است که بدون وابستگی به مفهوم قلمرو نمی تواند وجود داشته باشد، در حقیقت دولت یا کشور یک «تعاونی ارضی» است». بااین حال عنصر سرزمین مفهوم تعریف شده ای نیست، زیرا در کلیه موارد، نیازی به وجود مرزهای مورد توافق نبوده است. مادام که یک قطعه زمین ثابت وجود دارد و کنترل انکار ناپذیری بر مردم آن سرزمین اعمال می شود، آن دولت را می توان به عنوان یک شخص حقوقی به رسمیت شناخت حتی اگر مرزهای آن کشور با همسایگانش کاملا معلوم و مشخص نباشد(موسی زاده، ۱۳۸۹، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، ۳۷).
به هر حال برای این که یک موجودیت را کشور بدانیم ، وجود یک سرزمین با تعاریفی که در بالا ذکر شد فارغ از اینکه سرزمین مورد نظر دارای چه ابعاد جغرافیایی می باشد ضروری می نماید. مشخص شدن حدود وثغور یک سرزمین باعث ثبات هر چه بیشتر یک کشور در جامعه بین الملل به عنوان یک تابع فعال می شود، البته اگر حدود و مرزهای یک کشور به طور دقیق معین نشده باشد، نمی توان یکی از شروط دولت بودن که همانا وجود سرزمین است را محرز ندانست، چرا که در این صورت موجودیت بسیاری از کشورها که در حال جنگ می باشند و در مقاطعی مرزهای آن ها جابه جا می شود، به خطر می افتد. پس حتی اگر حدود وثغور یک سرزمین مشخص نباشد ، ولی سرزمینی با ابعاد جغرافیایی موجود باشد ، شرط سرزمین که در ماده یک کنوانسوین مونته ویدئو محرز شده تلقی می گردد.
دوم : ماهیت حقوقی سرزمین
اما در خصوص ارتباطی که میان دولت و سرزمین وجود دارد، چهار نظریه مطرح شده است که آنها را به تفصیل در زیر بیان خواهیم کرد :
الف ـ نظریه سرزمین در حکم عنصر تشکیل دهنده کشور: این نظریه سرزمین را یکی از عوامل تشکیل دهنده دولت ـ کشور و جزء لایتجزای ماهیت آن می داند. ژلنیک می نویسد«دولت قطعه ای از زمین و قطعه ای از بشریت است». به گمان هوارداران این نظریه، علاوه بر ژلنیک، برزگانی نظیر کاره دومالبر و هوریو، دولت- کشور را متشکل از سرزمین، جمعیت وقدرت سیاسی می دانند. یعنی به همان سیاقی که آب از اکسیژن و ئیدروژن ترکیب یافته است. البته در اینکه سرزمین یکی از شرایط عینی تشکیل دولت باشد تردیدی نیست. لکن ادعای اینکه سرزمین از عوامل ساختی لازم دولت باشد، این معنا را در بردارد که اگر مفهوم سرزمین را حذف کنیم، موجودیت دولت را از او گرفته ایم، در حالی که تاریخ نشان می دهد، بسیاری از دولت ها در مکانی خارج از محل استقرار بعدی خود تشکیل شده وموجودیت خود را به منصه بوز و ظهور رسانده اند و سپس بعد از مبارزه های طولانی به سرزمین مورد نظر خود دست یافته اند. مثال دولت آزاد فرانسه در تبعید در زمان جنگ بین الملل دوم، موید این نظریه است. بنابراین تمایز بین «شرط» و «عامل سازنده» با وجودی که مصنوعی به نظر می آید، اساسی است. دو دیگر آنکه، متعاقب جداشدن بخشی از سرزمین، از کل سرزمین دولت-کشور با تقسیم صلاحیت در میان حکومت های محلی، یا تولد دولت-کشورهای دیگر از بطن دولت اولیه، نمیتوان به آسانی حکم به انقطاع شخصیت حقوقی دولت-کشور داد و حذف عامل سرزمین را به منزله حذف هویت دولت تلقی کرد (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۲۰۲).
بر اساس این نظریه سرزمین دلیل و علت ایجاد معلولی به نام دولت می باشد و سرزمین را به عنوان شرط لازم برای ایجاد دولت تلقی کرده اند، تجزیه وتحلیل این نظریه ، این برداشت را به دست می دهد که در صورت نبود یک سرزمین ، هیچگاه دولتی شکل نخواهد گرفت و موجودیت آن احراز نخواهد شد. انتقاداتی که به این نظریه وارد است از باب نمونه های از دولت های بدون سرزمین می باشند که موجودیت آنها توسط سایر دول مورد شناسایی قرار گرفت و عملا این نظریه را رد کرده اند ، هر چند پاسخی که به این انتقاد می شود در حمایت از این نظریه داد این است که، خود دولت هایی که بدون سرزمین شناسایی شده اند ، از باب وجود مقوله ای به نام سرزمین مورد شناسایی قرار گرفته اند و حداقل این در همه موراد مشترک بوده است که سرزمینی وجود داشته و دولتی به واسطه ادعا برای وجود آن شناسایی شده است و دولت هایی که سرزمین خود را از دست داده اند ، با امید به تسلط مجدد بر سرزمین از دست رفته تابع حقوق بین الملل محسوب می شود.
ب_ نظریه سرزمین در حکم موضوع : هواداران این بینش، در برداشت های خود دو جهت متمایز به خود گرفته اند:
برداشت اول: عده ای اعمال قدرت سیاسی در سرزمین را به مناسبت وجود حقوق واقعی مالکیت گرفته اند. یعنی رابطه دولت را با سرزمین، همانند رابطه مالک با مورد ملک تلقی نموده اند[۲]. برداشت دوم: برخی دیگر، اعمال این قدرت را ناشی از حقوق واقعی حاکمیت دانسته اند[۳]. معذلک هر دو دسته، به خلاف نظریه سازان نخستین، مفهوم دولت ـ کشور را از مفهوم سرزمین جدا ساخته اند. در انتقاد به این دو روش می توان گفت: به هر حال، دولت-کشور می تواند مالک بخشی از سرزمین خود باشد لکن اقتداری را که بر تمام اقطار سرزمین کشوری اعمال می کند از مقوله دیگری است. به عبارت بهتر، اقتدار دولت بر قسمتهایی از سرزمین نیز که در ید مالکیت او نیست اعمال می شود. پس رابطه قاعدتا ماهیت«حاکمیت» داشته یاشد نه «مالکیت». ولی از سوی دیگر، اقتدار دولت در درجه نخست اقتدار(حاکمیت) فرمان روایی است و این گونه اقتدار فقط بر افراد انسانی قابل اعمال است نه بر سرزمین. پس استنتاج اینکه رابطه دولت-کشور با سرزمین خود از مقولات ناب حاکمیت است نمی تواند کاملا خرسند کننده باشد. لذا قدر متقین آنکه، حاکمیت در چهارچوب سرزمین، بر افراد انسانی مستقر در آن فضا اعمال و رابطه حاکمیت سیاسی، دست کم از طریق و به واسطه سرزمین برقرار می شود (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۲۰۳ ـ ۲۰۲).
در این نظریه سرزمین عاملی برای ایجاد استبداد سیاسی می باشد و سرزمین را به مثابه یک مال خصوصی تلقی می کنند که در تملک دولت می باشد و حاکمیت مطلق در آن یک اصل است.
ج_ نظریه سرزمین در حکم حدود مرزی : طبق این نظریه، سرزمین حدود مادی اقدامات و چهارچوبی برای اعمال قدرت سیاسی است. به عبارت دیگر، سرزمین فضایی است که در آن محدوده، دولت صلاحیت خود را اعمال می کند و به همین جهت، استروپ این نظریه را «نظریه فضا» نامیده است. این نظریه از این جهت قابل انتقاد است که اعمال صلاحیت دولت را نمی توان محدود به قلمرو جغرافیای مرزی آن کرد. اعمال صلاحیت دولت در دریای آزاد، اعمال قوانین مربوط به احوال شخصیه در خارج از کشور، حمایت دیپلماتیک و کنسولی و غیره از جمله مواردی هستند که نظریه فوق را باطل می سازند (موسی زاده، ۱۳۸۹، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، ۳۹).
نظریه سرزمین در حکم حدود مرزی برای حاکمیت دولت با توجه به حد ومرز سرزمین محدودیت قائل می شود و فراتر از حد و مرز سرزمین برای حاکمیت ارزشی قائل نمی شود به عبارت دیگر حاکمیت تنها در قالب سرزمین موجودیت می گیرد و خارج از آن شکلی بی معنا می باشد.
د_ نظریه صلاحیت : به موجب این نظریه، سرزمین قلمرویی است که قواعد حقوقی در آنجا اعمال می شود. در واقع، سرزمین قلمرو اعمال صلاحیت و محل اعتبار نظام حقوقی دولت است. بدون تأکید بر قلمرو جغرافیایی و حدود مرزی کشور، این نظریه صلاحیت کشور را در دریای آزاد، و به طور کلی مرزها می شناسد. این نظریه از سایر نظریات کامل تر است و حقوقدانی چون کلسن، هنریش و بورکن از آن پیروی می کنند. امتیازات این نظریه در این است که اولا قدرت سیاسی دولت را محدود به صلاحیت هایی مشخص می داند و قایل به حاکمیت مطلق دولت نیست. ثانیا با تعمیم صلاحیت های دولت در خارج از مرز جغرافیایی، خود را با واقعیات حقوقی منطبق می سازد (موسی زاده، ۱۳۸۹، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، ۳۹).
همانگونه که در بالا ذکر شد نواقص نظریه های دیگر در نظریه صلاحیت رفع می شود. شاید بتوان دقیق ترین و به روز ترین نظریه راجع به ارتباط دولت و سرزمین را نظریه صلاحیت دانست چرا که با استاندارد ها و واقعیت های روز مطابقت دارد، بر اساس این نظریه تنها عاملین و دستگاه های موجود در یک دولت در محدوده سرزمین یک کشور توانایی اعمال صلاحیت های ناشی از دولت را دارا می باشند و نقش سرزمین در این نظریه محمل و بستری برای نقش آفرینی حکومت می باشد.
ج : قدرت سیاسی عاملی برای تثبیت حضور یک دولت در میان تابعان حقوق بین الملل
حاکمیت روح و چهره مجسم شده قدرت است و حکومت وسیله ای می باشد که این قدرت قابلیت اجرایی پیدا کند. پس حکومت مجموعه ای از عوامل و ابزاری می باشد که قدرت مذکور به وسیله آن اعمال می گردد در نتیجه حاکمیت و حکومت هر چند با هم دیگر مرتبط هستند ولی دو مقوله جدا هستند که از عوامل ساختی یک دولت محسوب می شوند.
قدرت سیاسی از اساسی ترین شرایط موجودیت دولت-کشور است. چنانکه می توان دولت-کشور را چنین تعریف کرد: دولت-کشور سازمانی است واجد یک قدرت هنجاری که می تواند وسایل انحصاری به کار گرفتن اجبار فیزیکی را «حقا» در اختیار داشته و بر گروه انسانی موجود در حد و مرز سرزمین خود اعمال کند. قدرت بنا به تعبیر آندره هوریو و لوسین سفز همان نیروی اراده ای است که نزد مسؤولان فرمان روایی بر یک گروه انسانی وجود دارد و زمامداران حکومت به برکت آن می توانند از رهگذر صلاحیت بر کلیه قدرت های موجود در جامعه تحمیل شوند (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۲۰۵).
دولت بودن باید از رهگذر استقرار حکومتی مؤثر به اثبات برسد، حکومتی که دارای اقتداری مستقل از دولت های دیگر است و از صلاحیت تقنینی و اداری برخوردار می باشد. کمیته بین المللی حقوقدانان در گزارش خود در سال ۱۹۲۰ درباره وضعیت فنلاند، بر عدم استقلال آن تاکید ورزید. کمیته مزبور تعیین تاریخ واقعی زمانی که دولت فنلاند از نظر حقوقی به صورت دولت واجد حاکمیت در آمده را دشوار یافت و به این نتیجه رسید که : به طور حتم یک دولت نمی تواند دارای حکومت به شمار آید، مگر اینکه یک سازمان سیاسی با ثبات به وجود آید و مقامات عمومی از اقتدار کافی برخوردار باشند تا بدون کمک نیروهای نظامی خارجی، خود را در قلمرو آن سرزمین متجلی سازند (والاس، ۱۳۹۰، ۸۴ ـ ۸۳).
قدرت سیاسی، همراه با تشکیل جامعه از خلال روابط اجتماعی چهره می نماید و همراه با تحول و پیچیدگی جوامع به صورت عالی تر و سازمان یافته تری اعمال می شود. برای اینکه قدرت سیاسی عملا موجودیت داشته باشد و بتواند اعمال شود، باید مبتنی و متکی بر سازمانبندی سیاسی باشد. این قدرت، از راه سازمان حکومتی و به وسیله فرمان روایان اعمال می شود، لکن نحوه بروز و اعمال آن، صور مختلفی دارد. حکومت برای اعمال قدرت از وسایل گوناگونی استفاده می کند که مثلا قدرت اقتصادی یکی از وجوه آن است. از لحاظ مارکسیست ها، قدرت سیاسی خود جلوه ای از اقتصاد است و این عامل در برابر عوامل روبنایی، به عنوان زیر بنا عمل می کند (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۳، ۲۰۵).
جمعیت و سرزمین دو عاملی هستند که برای ایجاد یک کشور کافی نمی باشند و حتما به یک مقوله ی تاثیرگذار دیگری با نام قدرت و قدرت رهبری نیازمندند تا بتوانند افرادی که درون یک سرزمین سکونت دارند را اداره نمایند. کشور بدون قدرت شکل کامل به خود نخواهد گرفت و حتی قدرت برای ابراز وجود جوامع ابتدایی مانند قبیله ها و طوایف ضروری می نماید بنابراین قدرت سیاسی لازمه ایجاد یک کشور می باشد.
د : حاکمیت
حاکمیت عبارت از قدرت عالیه ای است که اولا، بر کشور و مردم آن قدرت بلامنازع دارد، به ترتیبی که همگان در اخل کشور از آن اطاعت کنند و ثانیا، کشورهای دیگر آنرا به رسمیت شناخته و مورد احترام قرار دهند (هاشمی، ۱۳۸۹، ۳).
هنگامی که گفته می شود، دولت حاکم است، بدین معنا است که در حوزه اقتدارش دارای نیرویی است خودجوش که از نیروی دیگری برنمی خیزد و قدرت دیگری که بتواند با او برابری کند وجود ندارد. در مقابل اعمال اراده و اجرای اقتدارش مانعی را نمی پذیرد و از هیچ قدرت دیگری تبعیت نمی کند. هر گونه صلاحیتی ناشی از اوست ولی صلاحیت او از نفس وجودی او بر می آید. دو مفهوم دولت_کشور موجودیت ندارد، و بدون دولت_کشور موجودیت ندارد، وبدون دولت_کشور، حاکمیت مطرح نیست، نفی یکی نفی دیگری را به دنبال می آورد. حاکمیت است که همچون مرکز تولید اقتدار، به هر یک از دستگاه های فرمانروا، صلاحیت عملکرد یا اعمال اراده می بخشد و همه اعمال فرازین و فرودین قوای عمومی به نام او انجام می شود (قاضی شریعت پناهی، ص ۱۸۰).
در تاریخ نظام حقوق بین الملل، بروز ظهور جدی مفهوم حاکمیت به سه دوره گوناگون تقسیم می شود. پیدایی دوره نخست به سال ۱۶۴۸ باز می گردد. تا این زمان مفهوم حقوق طبیعی به عنوان حقوقی ما فوق سایر قوانین وضع شده از سوی حاکمان که باید از سوی آنان مورد اطاعت و پیروی قرار گیرد، به طور گسترده ای مورد پذیرش واقع شده بود. نخستین بار در سال ۱۵۷۶، نظریه حاکمیت توسط ژان بدن و بر اساس مشاهدات وی از وقایع سیاسی آن دوران فرانسه، در رساله او تحت عنوان جمهوریت با وضوح هر چه تمام تشریح گردید. دومین دوره باز پیدایی و تاکید مجدد بر مفهوم حاکمیت با تصویب منشور ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم آغاز می گردد. بند ۱ ماده ۲ منشور مقرر می دارد که سازمان بر مبنای اصل برابری مطلق کلیه اعضای آن قرار داد. دلیل شکل گیری این اصل را نیز باید جلوگیری از سلطه طلبی کشورها بر یکدیگر، آن گونه که در جنگ جهانی دوم توسط آلمان و ژاپن اتفاق افتاد دانست. علاوه بر این بند ۷ ماده ۲ منشور، مداخله ذر موضوعاتی را که جزء صلاحیت داخلی هر کشور است ممنوع می کند. حاکمیت دولت ها با ظهور نهضت استعمار زدایی در طی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، برای سومین بار در تاریخ نظام حقوقی بین الملل مورد تاکید قرار گرفت. در این سال ها کشورهای تازه استقلال یافته آفریقایی و آسیایی از هر نوع دخالت بیگانگان در امور داخلی خود زبان به انتقاد گشودند و از این طریق موجبات استحکام هر چه بیشتر نظریه حاکمیت دولتها را فراهم آوردند (کیتی شیایزری، ۱۳۹۱، ۱۸ ـ ۱۵).
ﺗﺤﺮﻳﻢ اﻗﺘﺼﺎدی را ﻣﻲﺗﻮان نمونه ای از حاکمیت و قدرت به عنوان ﺗﺪاﺑﻴﺮ ﻗﻬﺮ آﻣﻴﺰ اﻗﺘﺼﺎدی ﻋﻠﻴﻪ ﻳﻚ ﻛﺸﻮر ﻳـﺎ ﭼﻨـﺪ ﻛﺸـﻮر ﺑـﻪ ﻣﻨﻈـﻮر اﻳﺠﺎد ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎی ﻛﺸﻮر ﻣﻮرد ﻛﻨﻨﺪ هدف ﺗﺤﺮﻳﻢ و ﻳﺎ دﺳﺖ ﻛﻢ ﺑﺎزﮔﻮی کننده ی ﻧﻈﺮﻳﺎت ﻛﺸﻮر ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻛﻨﻨﺪه در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﺤـﺮﻳﻢ ﺷـﻮﻧﺪه ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻧﻤـﻮدCarter, 1988, p.1167) ).
به هرصورت ایجاد روابط بین المللی یکی از شاخص های مهم دولت بودن است، اما عینیت یافتن آن به عکس العمل سایر بازیگران در صحنه بین المللی بستگی دارد. اصولا تحقق سه معیار اول جنبه عینی و واقعی دارد، اما اجرای ملاک اخیر به عامل شناسایی بستگی دارد: موجودیت سیاسی یک دولت، مستقل از شناسایی آن توسط دولت های دیگر است. یک دولت حتی قبل از شناسایی هم حق دارد از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع نماید و موجبات بقاء و سعادت خود را فراهم سازد، و در نتیجه امور داخلی خود را به نحو دلخواه تنظیم نموده و بر اساس منافع خود قانونگذاری کرده، به تدبیر امور بپردازد، و صلاحیت دادگاه های خود را معین سازد. دولت برای اعمال این حقوق تابع هیچ محدودیتی نیست، جز در مواردی که حقوق بین الملل برای رعایت حقوق دولت های دیگر محدودیت هایی تعیین کرده است (والاس، ۱۳۹۰، ۸۵).
حاکمیت را باید بالاترین قدرت موجود در یک کشور دانست که به واسطه این قدرت، همه چیز نظم پیدا می کند و کشور تناسب سیاسی، اقتصادی، اجتماعی به خود می گیرد. و با احراز این شرط یعنی حاکمیت ، یک دولت موجودیت پیدا می کند و به صورت تابع حقوق بین الملل خود نمایی میکند و با وجود چهار شرط ذکر شده یعنی سرزمین ، جمعیت ، قدرت سیاسی و حاکمیت ، یک کشور در حقوق بین الملل موجودیت پیدا می کند و به عنوان اولین و مهمترین تابع شناخته می شود و دارای شخصیت بین المللی می گردد. زمانی که کشور موضوع ، شخص یا تابع حقوق بین الملل لقب می گیرد ، آن کشور دارای شخصیت بین الملل خواهد شد زیرا کشوری که تابع حقوق بین الملل قلمداد می شود دارای حقوق و تکالیف بین المللی می گردد ، که بدون دارا بودن شخصیت بین المللی انجام این حقوق و تکالیف سخت و غیر ممکن به نظر می رسد؛ که یک کشور کامل با دارا بودن جمعیتی متشکل و یکپارچه در سرزمین مشخصی و با برخورداری از تشکیلات سیاسی به نام حاکمیت و با تشکیل حکومت دارای شخصیت بین المللی خواهد شد و به عنوان تابع حقوق بین الملل قادر به انجام تکالیف و برخورداری از حقوق در عرصه حقوق بین الملل خواهد شد.
گفتار دوم : شناسایی دولت ها توسط تابعان اولیه حقوق بین الملل در جهت تابع قلمداد شدن
مقوله شناسایی مبحثی مهم در خصوص دولت ها می باشد که برای تبدیل شدن به تابع حقوق بین الملل در خصوص دولت ها معمولا ایراد میشود. در این گفتار به بررسی مفهوم واژه شناسایی و انواع شناسایی خواهیم پرداخت.
۱ : شناسایی شرط اساسی تابع قلمداد شدن دولت در حقوق بین الملل
وقتی دولت جدیدی پا به عرصه وجود می گذارد و یا جکومت تازه در داخل یک دولت موجود، از طرق خشونت آمیز به قدرت می رسد، دولت های دیگر با مساله روبه رو میشوند که آیا حکومت جدید را شناسایی بکنند یا خیر. شناسایی یعنی ابراز تمایل به قبول دولت جدید به عنوان عضوی از جامعه بین الملل یا قبول حکومت جدید به عنوان نماینده دولت موجود (اکهرست، ۱۳۷۳، ۷۹ ـ ۷۸).
اصطلاح شناسایی یکی از مهمترین و در عین حال پیچیده ترین مسائل در حقوق بین الملل می باشد، که با توجه به برداشت های خاص حقوقدانان بین المللی، تعاریف مختلف و گوناگونی از آن شده است. عمل شناسایی نتایج حقوقی و سیاسی مختلفی با خود به همراه دارد.
اصطلاح شناسایی، یعنی تصدیق اعلان رسمی حکومت دولتی موجود که قصد می کند برخی پیامدهای حقوقی عرفی را به مجموعه ای از وقایع موجود نسبت دهد، که به نظر او (و دیگر دولتها) انجام آن را توجیه می کند. معمولا شناسایی معنای تخصصی تری در حقوق بین الملل دارد که مربوط می شود به تصدیق وجود یک دولت جدید یا یک حکومت تازه در یک دولت خارجی موجود، همراه با اظهار تمایل دولت شناسنده برای ایجاد ارتباط با واحد یا حکومت شناخته شده. شناسایی همچنین برای اشاره به اجتماعات یا شورشیان متخاصم، در مورد اعتبار مالکیت بر سرزمین (برای نمونه شناسایی متصرفات) و سرانجام برای اشاره به ارتکاب عمل حکومتها به کار می رود (فن گلان، ۱۳۸۶، ۹۷).
موسسه حقوق بین الملل در اجلاس بروکسل مورخ ۱۹۳۶، موضوع شناسایی را مورد بررسی قرار داد و آن را چنین تعریف کرد: «شناسایی عملی است که به موجب آن، کشورها وجود یک جامعه سیاسی جدید و مستقل را که قادر به رعایت حقوق بین الملل است در سرزمین معینی تصدیق و تایید می کنند و در نتیجه، اراده خود را دایر به شناسایی آن به عنوان عضو جامعه بین المللی اعلام می دارند» (ضیائی بیگدلی، ۱۳۹۰، ۲۱۲).
امروزه شناسایی کشورها دو مفهوم دارد. اولا از نقطه نظر سیاسی حائز اهمیت است: نشان دهنده این است که کشوری که کشور جدیدی را به رسمیت می شناسد مایل است با این کشور روابط بین الملل داشته باشد. ثانیا، از نقطه نظر حقوقی مفهوم شناسایی این است که به نظر کشوری که کشور دیگر را به رسمیت می شناسد کشور تازه وارد به عرصه جهانی تمام شرایط لازم را برای اینکه به عنوان یک تابع بین المللی شناخته شود واجد است. طبیعی است که این موضع گیری الزام و تعهدی برای سایر کشورها ایجاد نمی کند، اما می تواند به عنوان چراغ راهنما در تعیین خط مشی سایر کشورها مورد توجه قرار گیرد و نتیجا، در زمینه اینکه آیا می توان کشور جدید را به عنوان یک شخصیت حقوق بین المللی به حساب آورد مفید واقع شود. در جامعه جهانی، که در آن قدرت مرکزی مسئولی وجود ندارد تا مهر مشروعیت بر واقعیات موجود بزند، رفتار تکت تک کشورها اهمیت قابل ملاحضه ای پیدا کرده و به منزله نوعی جهت گیری در تائید یا در رد تابعان جدید محسوب خواهد شد (کاسسه، ۱۳۷۳، ۱۱۲ ـ ۱۱۱).
علی رغم مباحثات مستدل بسیار درباره اینکه اثر شناسایی دولتها ( و حکومتهای تازه) مسئله حقوقی است، بیشتر نویسندگان، همچنین رویه دولتها توافق دارند که شناسایی، بیشتر عملی سیاسی با پیامدهای حقوقی است. این امر به طور متقاعد کننده ای، از وابستگی دادگاه های ملی به سیاست شناسایی قوه مجریه آشکار می گردد. از سوی دیگر همچنین تاثیرات مشخص و مهم حقوقی نیز گاهی با بار اخلاقی منتج از این اقدام سیاسی همرا می شوند (گرهارد فن گلان، ۱۳۸۶، ۹۷).
مساله آثار حقوقی شناسایی به کشمکش تئوریک تلخی دامن زده است. بر اساس تئوری تاسیسی[۴] دولت یا حکومت از دیدگاه حقوق بین الملل مادام که شناسایی نشده است وجود ندارد بنابرای%

 

نظر دهید »
شیوه‌ های تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوی در داوری‌ های تجاری بین ‌المللی با تأکید بر رویه قضایی- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 132
  • 133
  • 134
  • ...
  • 135
  • ...
  • 136
  • 137
  • 138
  • ...
  • 139
  • ...
  • 140
  • 141
  • 142
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • خرید اینترنتی فایل پایان نامه : تاریخچه صنعت قیر
  • تأثیر شناخت قرآن بر هدایت انسان- قسمت 3
  • پایان نامه در مورد مدل­های عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی
  • بررسی رهن و توثیق بیمه نامه در حقوق ایران۹۱- قسمت ۸
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – قسمت 7 – 8
  • پایان نامه مدیریت درباره : روش مبتنی بر فرآیند درونی
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها در مورد اصل صلاحیت تکمیلی دیوان کیفری بین المللی و اعمال آن ...
  • بدحجابی و مسائل مربوط به پوشش وآرایش و ظاهر اشخاص- قسمت ۱۲
  • مقاله مدیریت : روش‌های تجاری‌سازی
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با مقایسه اندیشه‌های احمد غزالی و حافظ- فایل ۲۰
  • فایل ها درباره : مبانی و ماهیت حقوقی اعتبارات اسنادی براساس ucpو ucc- فایل ۱۵
  • تحلیل محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا دوره اول متوسطه بر اساس مولفه های آموزش جهانی- قسمت ۲
  • مقایسه دانش آموزان پسر دارای سبک¬های فرزندپروری متفاوت (سهل گیر، مقتدر و استبدادی) از لحاظ سازگاری هیجانی-اجتماعی و تحصیلی، در دبیرستان¬های شهر اهواز- قسمت ۵- قسمت 2
  • بررسی ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده (REVA) و بازده سهام در شرکت های بورس اوراق بهادار- قسمت ۷
  • خرید اینترنتی فایل تحقیق : تئوری ویژگی‌های درک شده نوآوری (PCI)[1]
  • بررسی تطبیقی استخدام در قانون استخدام کشوری با قانون مدیریت خدمات کشوری- قسمت ۴
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره شناسایی و رتبه بندی موانع عمده سرمایه گذاری خارجی در صنعت خودرو ایران ...
  • بررسی تاثیر هوشمندسازی مدارس در تعامل با نگرش به فناوری اطلاعات و ارتباطات بر ارتقاء فرآیند یاددهی یادگیری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پایه سوم دخترانه شهر تبریز- قسمت ۲
  • اثر قیمتی معاملات بلوک در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۲۹
  • پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره ارائه یک چارچوب مدیریت دانش برای پیاده سازی موفقیت آمیز سیستم های برنامه ...
  • بررسی رابطه سبک های اسنادی با پیشرفت تحصیلی و عزت نفس در دانش‌آموزان دبیرستان های دخترانه شهرستان رودان۹۳- قسمت ۱۲- قسمت 3
  • اخلاق تبلیغ در سیره رسول الله (ص)- قسمت ۲

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان