اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تحلیل فقهی و حقوقی امر به معروف و نهی از منکر در سیاست کیفری اسلام- قسمت ۱۰
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اصلدوم: ناظربه نظارترهبری، حکومتقوانینالهی، نفیظلم وستم، احترام بهکرامتو ارزش انسان‏ها؛
اصل سوم: ناظر به تأمین حقوق همه‏جانبه مردم و زمینه‏سازی و ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل و از بین بردن زمینه‏های تبعیض و استبداد و…؛
اصل چهارم: ناظر به تطابق قوانین و مقرّرات بر اساس موازین اسلامی؛
اصل پنجم: ناظر به نظارت ولایت فقیه بر قوانین؛
اصل نهم: ناظربه حفظ آزادی‏های مشروع افراد وحفظ استقلال و وحدت وتمامیت ارضی کشور؛
اصل دهم: ناظر به مطابقت قوانین با حفظ حقوق و قداست خانواده (اصل دوازدهم)، حفظ حقوق مذاهب غیر شیعی؛
اصل سیزدهم: ناظر به حفظ حقوق اقلیت‏های دینی؛
همچنین در فصل سوم قانون اساسی تحت عنوان «حقوق ملت» اصول نوزدهم تا چهل و دوم؛
و در فصل چهارم تحت عنوان «اقتصاد امور مالی» اصول چهل و سوم تا پنجاه و پنجم؛
عکس مرتبط با اقتصاد
فصل پنجم تحت عنوان «حق حاکمیت ملت و قوای ناشی از آن» اصول پنجاه و ششم تا شصت و یکم؛ و اصل نود و یکم ناظر به نظارت شورای نگهبان بر قوانین، سوگند نمایندگان مجلس در اصل شصت و هشتم، سوگند رئیس‏جمهور در اصل یکصد و بیست و یکم، در فصل یازدهم تحت عنوان قوّه قضائیه، اصل یکصد و پنجاه و ششم (وظایف قوّه قضائیه).
فصل دوازدهم تحت عنوان صدا و سیما، اصل یکصد و هفتاد و پنجم.
بند سوم. نظارت مردم بر دولت
در حوزه نظارت مردم بر حکومت، حضرت علی علیه‏السلام در عهدنامه معروف خود به مالک اشتر مطالب فراوانی را بیان فرموده است.
اما شیوه اعمال نظارت مردم بر دولت، در حقوق اساسی جامعه ایران، در چند اصل مورد توجه بوده است؛ از جمله:
اصل بیست و چهارم، از طریق مطبوعات و رسانه‏های گروهی؛
اصل یکصد و هفتاد و پنجم، از طریق صدا و سیما؛
اصل بیست و ششم، از طریق تشکیل احزاب و انجمن‏های سیاسی؛
اصل بیست و هفتم، از طریق تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‏ها؛
البته این امور نافی شیوه‏های دیگریکه مشروع بوده ومخلّ نظم و امنیت اجتماعینباشد، نخواهد بود.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
تأکید براجرای اصل هشتم قانون اساسی که در واقع، اجرای دو ضروری دین بوده و از لوازم و شرایط مسلمانی است، تأکید بر رعایت ارزش‏ها و هنجارهای دینی و جلوگیری از رواج و گسترش بدی‏ها و اشائه منکر و نیز تشویق و ترغیب بر انجام خوبی‏ها و احیای معروف‏هاست.[۱۱۲]
از ویژگی‏های مؤمنان وحکومت دینی، اقدام به این مهم است و اشخاص بی‏تفاوت به رعایت ارزش‏ها و هنجارهای اسلامی، اعم از عالمان و مسئولان فرهنگی و مربیان و کارگزاران سیاسی و اجتماعی، به شدت مورد نکوهش دین قرار گرفته‏اند.
بدون‏شک، بی‏تفاوتی و سکوت در برابر این فرایض و اصل قانون اساسی، از جانب مردم و یا رجال سیاسی و رهبران فکری ـ سیاسی، علمی و اجتماعی، انگیزه‏ها و دلایلی دارد. بنابراین، می‏توان در پی یافتن این انگیزه‏ها، شرایط و عوامل بود.
بیان این نکته ضروری است که عوامل بازدارنده از اجرای امر به معروف و نهی از منکر، گاه طبیعی، زمانی فرهنگی ـ اجتماعی، گاهی سیاسی و گاهی نیز مربوط به حالات شخصی و درونی افراد است.
به هر حال، عوامل متعددی ممکن است در این مورد سهیم و مؤثر باشند. اما به نظر می‏رسد عوامل ذیل از همه مهم‏تر است:
موانع روانی
الف. ناآگاهی: با وجود اینکه جامعه ما یک جامعه دینی است و معرفت اشخاص در مورد اجزا و آموزه‏های دینی باید همپا و هم‏وزن ادعای آنان باشد، اما متأسفانه بسیاری افراد تصوّر دقیق و درستی از این دو فریضه ندارند و چندان که باید نسبت به آن آگاهی ندارند و از کمّ و کیف مراحل، مراتب، شرایط و نتایج و شیوه‏های اجرای آن باخبر نیستند.
تحقیقات، کتاب‏ها و مقالاتی که در این زمینه نوشته شده، چندان در بین مردم راه نیافته و فقط میان اهل علم باقیمانده است. درواقع، بخش زیادی از مخاطبان این مطالب، که دولت‏مردان و مسئولان حوزه‏های گوناگون مدیریتی هستند، از آنها بی‏خبر می‏باشند.
ب. ترس: افراد بسیاری از ترس سرزنش دیگران، از بین رفتن شغل و موقعیت، از دست دادن جان یا مال خود مایل به اجرای این فرایض نمی‏باشند. ترس، موجب حق‏پوشی و پنهان‏کاری می‏شود و گاه افراد را به وادی کمک به زشت‏کاران می‏کشاند.
ترسازفرارسیدن مرگ زودهنگام، از دست دادن موقعیت اجتماعییا شغلی ومانند آنوکم شدن روزی به عنوان عوامل مهم ترک فرایضمذکورآن‏قدرشدیدو فراگیر بوده، که دراحادیث نیز به آن اشاره شده است.
حضرت علیعلیه‏السلام فرمودند: اگر می‏ترسید با امر به معروف و نهی از منکر، گرفتار مرگ زودرس شوید، این چنین نیست؛ چون امر به معروف و نهی از منکر نه رزق را کم می‏کند، نه عمر انسان را.[۱۱۳]
ج. طمع: دنیامداری و تمایل به قدرت، ثروت و شهرت موجب می‏شود برخی چشم خود را بر زشتی‏ها ببندند و دم از گفتار صالح فرو گیرند و حتی خود نیز عامل به منکر و ناهی از معروف شوند.
تشویق‏ها و هدایایی که از عاملان منکر می‏رسد و یا آرزو و چشمداشت عده‏ای برای رسیدن به آن هدایا و نیز دست یافتن به مراکز قدرت، ثروت و لذت، عاملی مهم در چشم‏پوشی از انجام فرایض مذکور است. این مسئله مربوط به زمانی است که قدرت، ثروت و لذت در دست کسانی است که دغدغه معروف را نداشته و بلکه از انجام منکرات هیچ ابایی ندارند. در این موقع، شیفتگان به تثلیث فوق، ناگزیر بر منکرات چشم می‏پوشند و اگر لازم شد، خود نیز به آن اقدام می‏کنند.
د. وابستگی: روابط گسترده و مناسبات عدیده بشر در دنیای نوین موجب شده است که انسان‏ها به دلایل گوناگون و یا با اهداف مشترک، تحت عناوین گوناگون از قبیل سازمان، گروه، حزب، هیأت، اتحادیه و یا هر نام دیگری، سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی عقیدتی خود را به یکدیگر پیوند بزنند. درچنین حالتی، موفقیت و شکست در فعالیت اعضا به همگی برمی‏گردد؛ یعنی اینکه تعلق و وابستگی گروهی مبنای بسیاری از رفتارها در جامعه می‏شود. به عبارت دیگر، آنچه موجب یک عمل می‏شود، تصمیم جمعی بر مبنای منافع گروهی است در این حالت، رسیدن به موفقیت فوری‏تر و قوی‏تر از نوعوشکلعملخواهدبود.بهبیان دیگر،ارزش‏هایدینیدررتبهمؤخرازارزش‏های تعریف شده گروه قرار می‏گیرند.
ازسوی دیگر، درموارد بسیاری، منافع گروه ایجاب می‏کند که اعضا بر گناهان و رفتارهای غیر اخلاقی و غیردینی یکدیگر سرپوش گذارند؛ چراکه تضعیف یک فرد از گروه و یا افشای‏منکرات‏او موجب تضعیف سازمان و گروه شده و منافع جمع را با خطر مواجه می‏سازد.[۱۱۴]
موانع حکومتی
الف. نبودن ساز و کارهای مناسب: در باب امر و نهی واقعیت مطلب این است که این فرایض باید پس از دعوت به خیر صورت پذیرند. ابتدا باید مردم نسبت به معروف‏ها و منکرات آشنایی پیدا کنند و آنها را بشناسند، پس از آن نوبت به مرحله امر و نهی برسد.
این دعوت به خیر، هم سلامت جامعه را تضمین می‏کند و هم به رشد و تعالی آن یاری می‏رساند و هم به عنوان پیش‏گیری، مانع گسترش گناه می‏شود و نیاز به درمان را که وظیفه دوم است کم می‏کند.
در حکومت دینی ابتدا باید نهادهایی همچون وزارتخانه‏های فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، آموزش عالی، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه‏های علمیه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، صدا و سیما و نهادهای مردم‏ساز همچون کانون‏های فرهنگی و … کار تبیین معروف‏ها و منکرات را انجام دهند؛ امری که به هر دلیلی از جمله مشغولیت‏های دوران دفاع مقدس، کوتاهی برخی مسئولان و نهادهای مرتبط، کمبود امکانات اقتصادی، کمبود نیروهای فکری، انبوه و گستردگی تهاجم فرهنگی، تاکنون به طور شایسته‏وکامل انجام نشده است.
ب. نبود قوانین لازم: اجرای دقیق اصل مذکور نیازمند تصویب قوانین جزایی، کیفری و حقوقی است. متأسفانه هنوز در جامعه ما خلأ قانونی یا ضعف و کمبود قانون در این زمینه وجود دارد.[۱۱۵]

پایان نامه حقوق

منکرات همیشه به یک شکل و شیوه انجام نمی‏شوند. هرچند روح کلی حاکم بر تمامی آنها یکی است و آن هم نافرمانی از دستور خدا و گناه است. به همین دلیل، قوانین بازدارنده یا تنبیهی، مدام بایستی تدوین، تعمیر و تکمیل شوند؛ امری که تلاش گسترده و دقیقی را طلب می‏کند.
ج. عدم بودجه کافی: اجرای فرایض مذکور، به ویژه مقدّمات آن، از جمله دعوت به خیر که در خود اصل هشتم نیز به آن اشاره شده است، در برخی موارد نیازمند تخصیص بودجه مخصوص است که به طور مشخص بایستی انجام گیرد و تاکنون به نوعی مغفول مانده است. هرگونه فعالیت سازمان‏یافته، مداوم، علمی و گسترده مانند دیگر فعالیت‏ها، نیازمند بودجه و امکانات مالی و مادی و سخت‏افزاری است.
د. عدم احساس مسئولیت: احساس مسئولیت و دغدغه داشتن مسئولین و دولت‏مردان از عوامل مهم اجرا یا عدم اجرای اصل فوق‏الذکر است. به نظر می‏رسد، متأسفانه حداقل در بخشی از نیروها و مسئولان جامعه کمبودی از این ناحیه وجود دارد.
ه . کثرت کارها: دشواری و گستردگی مسائل اجتماع، به ویژه در دورانی که کشور ما از هر سو مورد هجمه بوده و تعامل با کشورهای دیگر و تدبیر امور زندگی مردم، آنچنان توان و فکر مسئولان را به خود مشغول می‏دارد که گاه این‏گونه امور مورد غفلت و فراموشی قرار می‏گیرند و یا اگر هم فراموش نشوند، فرصت و توانی برای انجام آنها باقی نمی‏ماند. البته این مانع دلیل قانع‏کننده‏ای برای عدم انجام فرایض مذکور نیست ولی به هر حال، حداقل در مورد بخشی از مسئولان صادق می‏باشد.
و. کثرت مسئولیت‏ها: متأسفانه بر اساس یک سنّت غلط، معمولاً مسئولان دولتی در کشور ما بیش از یک مسئولیت دارند. و این کثرت مسئولیت‏ها حتی در مورد صادق‏ترین، عالم‏ترین، تواناترین و بادغدغه‏ترین افراد نیز موجب پایین آمدن راندمان کار و نتیجه می‏گردد. به ویژه اینکه این افراد به دلیل کمبود وقت افراد دیگری را مأمور انجام کار می‏کنند و خود به یک نظارت‏نه‏چندان‏مؤثر اکتفا می‏ نمایند.[۱۱۶]
موانع علمی
الف. ابهام علمی در باب حق و تکلیف
عدم تبیین حق و تکلیف در زندگی افراد، مانعی برای انجام فرایض مذکور است. اینکه هر انسانی دارای تکالیفی است که از حقوق او ناشی می‏شود و لازمه برخورداری از حقوق، انجام تکالیف فردی و اجتماعی است، نیازمند تبیین و توضیح برای افراد و جوامع است.
هر انسانی دارای یک سری حقوق است که از سوی شرع اولاً، و از سوی قانون ثانیاٌ، برای او جعل گردیده و انسان‏های دیگر و نیز حکومت‏ها موظف به رعایت آنها هستند؛ از قبیل آزادی، امنیت، هدایت، ازدواج، سلامتی تحصیل علم، دوستی، احترام، تأمین معاش از راه مشروع، برخورداری از مواهب دنیایی و فرصت‏ها در جهت کمال و سعادت دنیایی و اخروی.
درمقابل هرحقی، تکلیفی نیز برای انسان وضع گردیده است؛ از قبیل احترام گذاشتن به حقوق دیگران، احترام به آزادی، امنیت، شغل، مالکیت و به طور کلی، تمامی حقوق شرعی و قانونی، احترام به پدر و مادر، احترام به رهبران دینی و اجتماعی، پاسداشت آموزه‏های دینی، رعایت حال ضعیفان، بی‏پناهان، فقرا، آسیب‏دیدگان و کوچک‏ترها، همسر، همسایه، تربیت فرزندان و امور دیگری که در آموزه‏های دینی به طور مفصّل بیان شده و در حقوق اساسی جامعه لحاظ گردیده است. در واقع، مردم هم تکلیف دارند و هم حقوق، و تکالیف آنان از حقوقشان سرچشمه می‏گیرد.
مسلّم است که برخورداری از حقوق مستلزم دو چیز است: اولاً، رعایت حقوق دیگران و ثانیاٌ، انجام درست تکالیف. اما همیشه هستند کسانی که یا از انجام تکالیف خود سر باز زده و یا حقوق دیگران را محترم نشمرده و به آن تعرّض می‏ نمایند.
علاوه بر این، حکومت‏ها نیز گاه وظایف واقعی خود را فراموش می‏کنند و یا در افعال خود مقصر هستند. در این هنگام، چگونه می‏توان حاکمان را نسبت به وظایفشان آشنا و آنان را وادار به انجام وظیفه نمود. البته، عکس آن هم ممکن است که عده‏ای تمامیّت‏خواه و دنیاطلب بدون ملاحظه زندگی دیگران بخواهند در مقابل حکومت دینی ایستاده و تمشیت امور را به نفع خود تغییر دهند یا تکمیل نمایند. در این حال، امر به معروف و نهی از منکر معنای واقعی خود را پیدا می‏کند.[۱۱۷]
ب: درسیاستهای کلی قضائی
هرچند بند۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی ،پیشگیری از جرم را در شمار وظایف اصلی قوه قضائیه قرار داده است وبلحاظ مقررات تقنینی ، نهادهای متعددی درجهت کنترل بزهکاری دردستگاه قضائی واجرایی شکل گرفته است که این نهادها عمدتاٌ با رویکرد تحقیقی ،قضائی واجرایی درصددعملیاتی کردن پیشگیری ازجرم وسامان دهی بندمزبور بوده اندکه به دلیل نبود مدیریت متمرکز واتخاذ روش های همسو وهمگرا،به نتیجهای نرسیدهاند تااینکه از سال ۱۳۸۰ به بعد با طرح اندیشه توسعه قضائی، درسطح کلان مدیریت دستگاه قضائی مطرح شد، بدینسان، دست اندرکاران عالی قوه قضائیه به صرافت افتادند تا بگونه ای این بند معطل مانده را اجرا نمایند، به همین منظور کمیسیون پیشگیری از وقوع جرم مرکز مطالعات توسعه قضائی ، از سال ۱۳۸۲ با حضور شماری ازمحققان، درزمینه چگونگی اجرای این بند وتدوین لایحه ای دراین خصوص ، تشکیل شده است، باوجود اختلاف نظر دراین که مدیریت پیشگیری از جرم،خواه به شکل کیفری وخواه بصورت غیرکیفری به قوه قضائیه واگذار شود ویا پیشگیری غیرکیفری به نهادهای دیگر واگذار گردد، قوه قضایه باتهیه لایحه پیشگیری از جرم، مبتنی بر شورای فراگیر وهمه جانبه ، باعضویت وزیران وروئسای نهادهاازجمله وزارت کشور، آموزش وپرورش، سازمان بهزیستی و وزارت تعاون ، کارورفاه اجتماعیکه نقش موثری درپیشگیری ازجرم دارند ریاست میکند تا از رهگذر این تدبیر، پیشگیری از جرم درایران به سوی ساختارمند شدن پیش رود زیرا نبود ساختار واحد واتخاذ سیاستهای ناهمگون درزمینه پیشگیری از جرم، سیاست جنایی ایران را با سرگردانی وچالش های متعددی روبرو کرده است هرچند عده ای معتقدند که وظیفه دستگاه قضایی، برخورد واکنشی دربرابرجرم ومربوط به مراحل پس از وقوع جرم بوده وموظف به اقدام های واکنشی درمقابل جرائم ارتکابی است ودادسرا یا دادگاه نمی تواند بااین توجیه که شخص یا اشخاصی درآینده مرتکب جرم خواهند شد متعرض آنها بشود، چون برخورد کنشی (قبل از وقوع جرم) با بزهکاری، در ذات دستگاه قضائی نیست، هرچند این نظریه قابل تامل است ولیکن با تصریح اقدام مناسب برای پیشگیری از جرم در بندپنجم اصل ۱۵۶ قانون اساسی، اقدام واکنشی در برابر جرم هیچ منافاتی باوظیفه کنشی دستگاه قضائی در برابر عمل مجرمانه ندارد ونافی مسئولیت قوه قضائیـه نمیباشد، درهمین راستا قوه قضائیه درسالهای اخیر تشکیلاتی ازجمله ستاد مردمی پیشگیری وحفاظت اجتماعی ومعاونت پیشگیری، در سطح استانهــا ایجادنموده است که می تواند اقدامات کنشی و غیرکیفری در برابر جرم داشته باشد. خلاصه اینکه قوه قضائیه در راستای عملیاتی نمودن اصل ۱۵۶ قانون اساسی وعدم کارایی مرجع متعدد پیشگیری،جهت تمرکزمدیریتی تشکیلات،اقدام به تدوین لایحه پیشگیری از وقوع جرم واجرایی نمودن ستاد مردمی پیشگیری وحفاظت اجتماعی برای حفظ، حراست و صیانت از جامعه نموده است.[۱۱۸]
ج: درلایحه حفاظت اجتماعی
تامدتها پیش ازاین، پیشگیری از جرم و صیانت را فقط وظیفه دولت میدانستند، دولت نماینده رسمی اجتماع بود پس موظف به اتخاذ تدابیری برای صیانت از کیان اجتماع در برابر تبهکاری و ناهنجاری بوده ، سپس این اندیشه قوت گرفت، این مهم بدون مشارکت وهمکـاری اجتمــاع تحقــق نمی یافت وبجای تکیه برقدرت دولت وحکومت، که در عمل ناکارآمدی خودرا نشان داده بود از بدنه جامعه در سیاست جنایی استفاده شد، به همین جهت، امروزه در واکنش به پدیده مجرمانه، از مشارکت جامعه سخن می رود.[۱۱۹]
البته این مشارکت بنحوی باید تحت نظر دولت انجام گیرد تا به حقوق فردی و خصوصی ونیز کرامت وشاْن انسانها کمترین خدشه ای وارد نکند ، مردمی کردن پیشگیری ازجرم، قطع نظر از صرفه جوئی در هزینه ها ، به سبب درگیر شدن نهادهای مردمی ومواجه آنها با مشکلات، از سویی موجب پایین آمدن سطح انتظارعمومی ازحکومت وازطرف دیگرموجب کاهش نگرانی آنها از جرم نیز خواهدشد زیرا بزهکاری وتبهکاری از عمده ترین دل مشغولی ها ونگرانی های مردم است.
حال با وجود اصل ۱۵۶ قانون اساسی ، پرسشی که به ذهن متبادر میشود این است که آیا پیشگیری از وقوع جرم، وظیفه مردم است یا وظیفه قوه قضائیه (دولت) در پاسخ باید گفت که اصل هشتم قانون اساسی دعوت به خیر وامر به معروف ونهی از منکر را وظیفه همگان می داند وپیشگیری از وقوع جرم نیز یکی از مصادیق نهی از منکر می باشد ودر تحلیل دو اصل مذکور باید گفت:
تفکیک میان دموکراسی مستقیم و غیر مستقیم در حاکمیت نهفته است که اولی را “حاکمیت مردمی ” و دومی را ” حاکمیت ملی” میگویند، از این رو برخی از شارحین قانون اساسی ، با توسل به اصل ۱۵۶ قانون اساسی، نظام حاکم بر ایران را تلفیقی از حاکمیت الهی، حاکمیت مردم وحاکمیت ملی می دانند.[۱۲۰]
آنچه در اصل هشتم قانون اساسی آمده وظیفه امر به معروف ونهی از منکر و پیشگیری از وقوع جرم را وظیفه همگانی دانسته که درچارچوب حاکمیت مردم و دموکراسی مستقیم قابل تفسیر است زیرا حاکمیت ، حق مردم است وهمین مردم چنانچه در ادامه اصل ۱۵۶ آمده است میتوانند حق حاکمیت وابزار این حق از جمله پیشگیری از وقوع جرم را از طرقی که اصول بعد می آید اعمال کنند که یکی از مصادیق اصول بعدی اصل ۱۵۶ قانون اساسی است، حاکمیت مردم وپیشگیری از وقوع جرم، مطابق بند۵ اصل ۱۵۶ قانون اساسی در سایه حاکمیت ملی قابل توجیه است وهیچگونه تعارضی با هم ندارند، از طرف دیگر، اصل هشتم عام واصل ۱۵۶ قانون اساسی خاص است وذکر آن پس از اصل هشتم به مثابه ذکر خاص بعداز عام می باشد وهیچ منافاتی با وظایف این دوگروه یعنی مردم بطورعام ودولت(قوه قضائیه ) بطور خاص ندارد. [۱۲۱]
بدینسان گامهای بلندی در جهت قانون مند شدن فریضه امر به معروف و نهی از منکر برداشته شد ودرماده ۲۷-۱۲۲ لایحه پیشنهادی قانون آئین دادرسی در امور کیفری نیز بدان اشاره شده وآمده است:
((دادستان میتواند با بهره گرفتن از نیروهای مردمی وبا هماهنگی ستاد امربه معروف ونهی از منکر و ائمه جمعه وجماعات ونیروهای مقاومت بسیج، ستاد پیشگیری وحفاظت اجتماعی را به منظور پیشگیری از وقوع جرم، ارشاد و آموزش نیروهای مردمی وتبادل اطلاعات و آگاهی مردم ومقامات قضائی را تشکیل دهد))این ماده از لایحه مذکور بیانگر نیاز جامعه اسلامی به احیای امر به معروف ونهی از منکر است ، اصولی که حیات اجتماع به آن بستگی دارد، جوانان متدین، از بی بندوباری و ارتکاب معاصی وجرائم در محلات خود رنج میبرند اما آنان از حمایت قانون ومسئولین برخوردار نبوده وبه سمت اجرای وظایف اجتماعی خود هدایت نمیشوند، آنها توانایی کنترل و حفاظت جامعه را دارند، لیکن بلحاظ فقد سازماندهی، از نیروهایشان بهره گرفته نمیشود، براین اساس در جهت انجام نظارت وحفاظت جامعه وبرای کاهش وقوع جرائم و اخذ اطلاعات صحیح از میان مردم واحیاء سنت حسنه امر به معروف ونهی از منکر وسازماندهی جوانان متدین در مساجد، محلات وشهرها وبرقراری ارتباط همه اقشار با تشکیلات قضائی ، ((ستاد مردمی پیشگیری وحفاظت اجتماعی دادگستری )) با اهداف ذیل تشکیل شده است:

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

احیاء سنت حسنه امر به معروف ونهی از منکر

پیشگیری از وقوع جرم

پاکسازی جامعه از عناصر مجرم

انسجام بخشیدن به امت حزب الله در جهت اصلاح جامعه

نظارت وحمایت قانونی از امر به معروف ونهی از منکر [۱۲۲]

این ستاد ، بموجب آیین نامه ای که در ۱۲ ماده و ۳ تبصره، در تاریخ ۲۳/۷/۸۳ به تصویب رئیس قوه قضائیه رسیده است، بموجب ماده ۱ آن، هدف از تشکیل ستاد را امنیت بخشیدن به اصل هشتم قانون اساسی ودر جهت حفاظت جامعه از هرگونه آلودگی، جرم و جنایت و تشکیل اجتماعات مضر به حال امنیت و سلامت جامعه واحیای سنت امر به معروف ونهی از منکر وکاهش و رفع مفاسد در جامعه دانسته و در ماده ۲ آن نیز ستاد را نهادی غیرانتفاعی وغیرسیاسی می داند و در ماده ۳ نیز به اهداف ستاد پرداخته که صدراٌ ذکر شده است .
به هرحال این ستاد در هرمسجد و محله ، هسته های اولیه مردمی را شکل می دهد و مجموعه تشکل محلات به تشکیلات منطقه متصل میگردد و مجموع مناطق ، زیر نظر ستاد مرکزی خواهد بودوهمچنین در کارخانجات، بازار، حوزه و دانشگاه، مدارس واجتماعات و غیره چنین تشکیلاتی ایجاد خواهد شد وآنان به همان ترتیب به ستاد مرکزی متصل میشوند، این هستهها به جمعآوری وارسال اطلاعات مردمی در خصوص جرائم ومرتکبین آنها می پردازند وتلاش می شود با رعایت اصول امر به معروف ونهی از منکر ، ضمن پیشگیری از وقوع جرم ، درجهت اصلاح اجتماع وحفاظت و صیانت جامعه بکوشند. [۱۲۳]
مبحث دوم: کیفیت تاثیرگذاری در پیشگیری از جرم در سیاست کیفری اسلام
پیش‌گیری از جرم همواره یکی از موضوعات اساسی و مهم در زندگی بشری بوده که در طول تاریخ به شیوه‌‌های مختلف اعمال گردیده است. در جوامع گذشته غالباً مجازات به عنوان تنها راه‌کار مبارزه علیه جرم و به تعبیر صحیح‌تر مجرم تلقی می‌شد و شدت و قاطعیت در اجرای آن را موجب کاهش بزه‌کاری می‌دانستند‌، البته در مکاتب الهی شیوه‌های تربیتی علاوه بر مجازات‌ها مورد تأکید بوده است‌. در اوایل قرن نوزدهم با تغییر نگرش به پدیده مجرمانه در اروپا، عوامل وقوع جرم مورد توجه قرار گرفت و مکاتب جرم شناختی و دفاع اجتماعی نظریات مربوط به جرم و مجرم را ابراز نمودند.
مفهوم پیش‌گیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین که در گذشته به‌طور عمده از رسالت‌های حقوق کیفری به شماره می‌آمد امروزه متحول و مفهوم آن گسترش یافته است بنحوی که توجه به مفهوم خاص پیش‌گیری جرم‌شناسانه در تدوین سیاست جنائی در کنار پیش‌گیری کیفری سابق قرار گرفته است به‌طوری که اغلب حقوق دانان کیفری معاصر معتقدند که سیاست جنائی نمی‌تواند نسبت به نتایج جرم‌شناسی بی‌بهره باشد از این دیدگاه پیش‌گیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین به دو قسم قابل تقسیم است: یکی پیش‌گیری عام و دیگری پیش‌گیری خاص است. [۱۲۴]
۱ ـ مفهوم عام پیش‌گیری از وقوع جرم
پیش‌گیری در این معنا، عبارت است از کلیه اقدامات و تدابیری است که برای مبارزه با بزهکاری صورت می‌گیرد اعم از واکنش‌های جامعه علیه جرم از قبیل مجازات یا اقدامات تأمینی و تربیتی و جبران ضرر و زیان مجنی‌علیه، فردی کردن مجازات ها و اعطای آزادی مشروط و استفاده از مجازات های جایگزین حبس، باز‌پروری و هر اقدامی که برای اصلاح مجرم و جلوگیری از تکرار جرم در آینده صورت می‌گیرد. همچنین سایر نمود‌های واکنش اجتماعی که در جهت تقلیل یا از بین بردن علل بزهکاری و قبل از وقوع جرم به منظور خنثی کردن عوامل جرم‌زای محیط خانوادگی، اجتماعی بزهکار که در تکوین جرم مؤثرند بعمل می‌آید و نیز فعالیت هایی که برای جلوگیری از فعلیت یافتن اندیشه‌های مجرمانه بزهکاران در جامعه صورت می‌گیرد. بنابراین مفهوم پیش‌گیری در معنای عام طیف وسیعی از انواع پیش‌گیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین را اعم از پیش‌گیری کیفری و پیش‌گیری غیر‌کیفری را در برمی‌گیرد.
۲ ـ مفهوم خاص پیشگیری از وقوع جرم

 

نظر دهید »
بررسی اثربخشی الگوی درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی (MBSR) در کاهش نگرانی بیمارگونه- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در چند دهه ی گذشته، پژوهش روی نگرانی رشد قابل توجهی داشته است. بخشی از آن به این
دلیل است که امروزه نگرانی به عنوان خصیصه ی اصلی اختلال اضطراب فراگیر درنظر گرفته می شود (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر معتقدند که نگرانی به آن ها کمک می کند تا ذهن خود را از موضوعاتی که در آن ها هیجان شدیدی ایجاد می کند، دور کنند (بورکووک و رومر، ۱۹۹۵؛ فریستون، ریوم[۸۰]، لیتارت[۸۱]، داگاس و لدوکر، ۱۹۹۴؛ به نقل از نیومن[۸۲]و لیرا[۸۳]، ۲۰۱۱). حمایت های پژوهشی متعددی وجود دارد که نشان می دهد افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر، از نگرانی به عنوان راهبردی برای کنترل برانگیختگی هیجانی استفاده می کنند (نیومن و لیرا، ۲۰۱۱).
اختلال اضطراب فراگیر یکی از شایع ترین اختلالات است و هم چنین همبودی بالایی با سایر اختلالات اضطرابی و خلقی دارد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶). علاوه بر اختلال اضطراب فراگیر ، که نگرانی خصیصه ی اصلی آن است، این مولفه در بسیاری از اختلالات دیگر نیز نقش دارد. در ذیل به نقش نگرانی در هر یک از این اختلالات، به اختصار اشاره می شود.
۲-۱-۷- ۲- اختلال وحشت زدگی
افراد مبتلا به اختلال پانیک، در این خصوص که چه زمانی حمله ی بعدی آن ها اتفاق خواهد افتاد و این که آیا آن ها این توانایی را خواهند داشت که با آن مقابله کنند یا خیر، پریشانی قابل توجهی را تجربه می کنند.
همانند آن چه که در نگرانی اتفاق می افتد، در اختلال پانیک نیز این آشفتگی بر پیامدهای منفی آینده که ماهیتی مبهم دارند متمرکز می شود و نتیجه ی آن به جای حل مشکل، ایجاد مشکلات بیش تر است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶)
۲-۱-۷- ۳- اختلال اضطراب اجتماعی
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اضطراب اجتماعی با ” ترس از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا عملکردی که در آن شخص با افراد ناآشنا مواجه می شود و یا احتمال مورد مداقه ی دیگران قرار گرفتن در آن است “، مشخص می شود (انجمن روان پزشکان امریکا، ۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
اضطراب انتظاری یک خصیصه ی مشخص در اضطراب اجتماعی است. این افراد به طور مداوم در خصوص موقعیات اجتماعی و عملکردی در آینده، انتظار مشکلات مختلفی که می تواند ایجاد شود، طرح ریزی شود و تکرار شود، می اندیشند. با این حال این تلاش ها بی اثر است زیرا اضطراب باقی می ماند (ولز، ۱۹۹۷؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). این تفکر مداوم و نشخوارگونه که در میان افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی دیده می شود، مشابه با آن چیزی است که در نگرانی رخ می دهد.
۲-۱-۷- ۴- اختلال اضطراب سلامتی
نگرانی، خصیصه ی اضطراب سلامتی[۸۴] نیز می باشد. وارویک[۸۵] و سالکووسکیس[۸۶] (۱۹۹۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) افراد مبتلا به اضطراب سلامتی را با “اشتغال فکری به نگرانی در خصوص سلامتی و نشخوار فکری درباره ی این که نشانه ها چه معنایی دارند” توصیف می کنند.
به نظر می رسد که باورها درباره مزایای نگرانی نیز در زیر گروهی از بیماران مبتلا به اضطراب سلامتی وجود دارد (ولز و هاکمن[۸۷]، ۱۹۹۳؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵)؛ این افراد تصور می کنند که نگرانی درباره سلامتی و تندرستی جنبه محافظت کننده دارد (کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).
۲-۱-۷- ۵- اختلال وسواس فکری- عملی
اختلال وسواس فکری- عملی و اختلال اضطراب فراگیر، آنقدر وجوه مشابه دارند که ادبیات پژوهشی قابل ملاحظه ای برای مقایسه ی این دو اختلال وجود داشته باشد. نتایج کلی نشان می دهد
که نگرانی و وسواس ها قابل تمییز از یکدیگر هستند (به عنوان مثال لانگلویس[۸۸]، فریستون و لدوکر، ۲۰۰۰؛ ترنر، بیدل[۸۹] و استانلی[۹۰]، ۱۹۹۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). با این حال به نظر می رسد که نگرانی هم به عنوان بخشی از پدیدارشناسی اختلال وسواس فکری- عملی درنظر گرفته می شود و هم به عنوان عامل بالقوه ای که منجر به پایداری آن می شود.
تالیس و دسیلوا[۹۱] (۱۹۹۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که نگرانی در اختلال وسواس فکری- عملی، ارتباط نیرومندی با خرده مقیاس های وارسی و شک و تردید دارد تا با خرده مقیاس های شست و شو و کندی؛ و به این نتیجه رسیدند که در حقیقت نگرانی، رفتار وارسی را برمی انگیزاند.
فریستون، لدوکر، ریوم، لیتارت، گاگنون[۹۲] و تیبادیو[۹۳] (۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) معتقدند که نگرانی و وارسی، بیش تر از آن که از نظر کارکرد به یکدیگر شباهت داشته باشند، از نظر فقدان کنترل ادراک شده بر افکار ناخواسته و آشفته کننده با یکدیگر مرتبط هستند. به این معنی که ممکن است هر دو، راهبردهایی را به کار برند تا با اضطراب عدم کنترل بر افکار، مقابله کنند.
۲-۱-۷- ۶- اختلال استرس پس از سانحه
فرایندهای نگران گونه، مشخصه ی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) می باشد و به عنوان عاملی در تشدید و تداوم این اختلال در نظر گرفته شده است (ولز و متیوز، ۱۹۹۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). به اعتقاد اهلرز[۹۴] و استیل[۹۵] (۱۹۹۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) تفاسیر منفی از معنی یادآوری های مداوم در خصوص اتفاق آسیب زای گذشته (شاخص بیان کننده ی آسیب های جبران ناپذیری که افراد از اتفاق آسیب زا می بینند) منجر به پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و نیز نشخوار فکری در خصوص اتفاق آسیب زای گذشته می شود.
اهلرز، مایو[۹۶] و برایانت[۹۷] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) در یک بررسی طولی بر روی کودکانی که تجربه ی اتفاق آسیب زا را داشتند، متوجه شدند که در میان عوامل گوناگون، نشخوار فکری در خصوص اتفاق، پیش بینی کننده ی شدت نشانگان بعدی بوده است. پیش بینی اتفاقات منفی در آینده و نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته، دو خصیصه ی معمول در نگرانی است ( پاپاجورجیو[۹۸] و ولز، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
در پژوهش های انجام شده بر روی نمونه های بالینی- افرادی که اتفاقی آسیب زا را تجربه کرده بودند، مشخص گردید که کاربرد نگرانی به عنوان راهبردی برای کنترل افکار، می تواند متمایز کننده ی افراد مبتلا به اختلال استرس حاد (ASD) از افرادی باشد که مبتلا به این اختلال نیستند (واردا[۹۹] و برایانت، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) و متمایز کننده ی افراد مبتلا به اختلال استرس حاد که به سمت ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه در حرکتند، از افراد مبتلا به اختلال استرس حاد است که برچسب اختلال استرس پس از سانحه نمی گیرند (هالوا[۱۰۰]، تاریر[۱۰۱]و ولز، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
هم چنین در نمونه ی بالینی از افرادی که به علت ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه تحت درمان بودند، مشخص شد که کاهش در کاربرد نگرانی به عنوان پاسخی در قبال یادآوری اتفاقات آسیب زا، با کاهش نشانگان اختلال استرس پس از سانحه مرتبط است (برایانت، مالدز[۱۰۲] و گاتری[۱۰۳]، ۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۷- ۷- اختلال خواب
بی خوابی نیز با نگرانی ارتباط دارد. هاروی[۱۰۴] (۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) به مقایسه ی شناخت های قبل از خواب در میان افرادی که در خواب مشکلی ندارند و آن هایی که در شروع خواب مشکل دارند، پرداخت. او دریافت که شناخت های قبل از خواب، در افراد مبتلا نسبت به افراد عادی، بیش تر بر نگرانی ها و مشکلات متمرکز است.
در پژوهش های بیش تری که بر روی شناخت های قبل از خواب انجام شد، هاروی و گرینال[۱۰۵] (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که افراد مبتلا به بی خوابی، نسبت به افرادی که خواب خوبی دارند، درجات بسیار شدیدتری از فاجعه سازی یا نگرانی در خصوص پیامدهای نخوابیدن را تجربه می کنند که این نگرانی با اضطراب بالاتر همراه است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
سیملر[۱۰۶] و هاروی (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶ ) متوجه شدند که مشاهده ی عوامل تهدید کننده ی مرتبط با خواب (نگاه به ساعت و محاسبه ی زمانی که برای به خواب رفتن، سپری شده است)، منجر به نگرانی در خصوص پیامدهای نخوابیدن می شود که خود این امر باعث استفاده از رفتارهای ایمنی بخش توسط فرد می شود (به عنوان مثال برنامه ریزی برای خوابی کوتاه در روز بعد)، که به نوبه ی خود چرخه ی بی خوابی را پایدارتر می کند.
پژوهشگران نتیجه گرفته اند که نگرانی، عامل کلیدی در تداوم بی خوابی است. مطابق با این یافته ها، فیچن[۱۰۷] و همکاران (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) متوجه شدند که افراد مبتلا به اختلال، در مقایسه با افرادی که خواب راحتی دارند، آشفتگی و درماندگی بیش تر در خصوص به خواب نرفتن تجربه می کنند و افکار منفی (به عنوان مثال، نگرانی در خصوص خانواده و کار) در طی زمان به خواب نرفتن، پیش بینی کننده ی مهمی برای این آشفتگی است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۷- ۸- اختلال افسردگی
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
افسردگی و اختلال اضطراب فراگیر همبودی بسیار بالایی دارند و احتمالا میان نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته (مشخصه ی افسردگی) و نگرانی، اثرات متقابلی وجود دارد. نشخوار فکری و نگرانی هر دو فعالیتی زبانی / کلامی هستند که مشخصه ی هر دو، دیدگاه منفی آن ها است و اغلب در هر دو، دشواری کنترل مشاهده می شود. در تفاوت های اولیه به نظر می رسد که نگرانی معطوف به آینده است در حالی که نشخوار فکری اغلب معطوف به گذشته است. به علاوه در هر دو، تمرکز کم تر بر فرایند مساله گشایی و اعتماد کم نسبت به توانایی مساله گشایی، مشاهده می شود (پاپاجورجیو و ولز، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
با این حال، نشخوار فکری و نگرانی فعالیت های نامرتبطی نیستند. برای مثال لاوندر[۱۰۸]و واتکینز[۱۰۹] (۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که نشخوار فکری در خصوص اتفاقات گذشته، منجر به افزایش افکار منفی در خصوص آینده (یعنی نگرانی) می شود. این موضوع در تبیین این مساله که چرا در مطالعات همبستگی، نشخوار فکری به گونه ثابت و پایداری با نگرانی مرتبط است، می تواند سودمند باشد (به عنوان مثال فرسکو[۱۱۰]، فرانکل[۱۱۱]، منین[۱۱۲]، ترک[۱۱۳] و هیمبرگ، ۲۰۰۲؛ هارینگتون[۱۱۴] و بلانکشیپ[۱۱۵]، ۲۰۰۲؛ موریس[۱۱۶]، روالوفز[۱۱۷]، میسترز[۱۱۸] و بومسما[۱۱۹]، ۲۰۰۴؛ نولن- هوکسیما، ۲۰۰۰ ؛ استارسویک[۱۲۰]، ۱۹۹۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۷- ۹- اختلالات روان پریشی
نگرانی در تداوم اختلالات روان پریشی نیز نقش دارد. موریسون (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) در مدل توهم شنیداری خویش بیان می کند که توهمات، زمانی مشکل زا خواهند شد که افراد آن ها را به صورت تهدید علیه یکپارچگی و وحدت روانی یا فیزیکی خود تفسیر کنند، این تفسیر در تضاد با درک این توهم به صورت اتفاقی بی خطر (به عنوان مثال “احساس عجیبی بود، من باید خسته باشم”)، قرار دارد. زمانی که توهمات به صورت تهدیدگونه مورد تفسیر قرار می گیرند (به عنوان مثال “شیطان با من حرف می زند”) افراد در خصوص معانی، کاربرد یا پیامد این توهمات نگران می شوند؛ این فرایند منجر به افزایش اضطراب می شود و این امر خود، توهمات بیش تری را به دنبال خواهد داشت.
بیکر[۱۲۱] و موریسون (۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که افراد اسکیزوفرنی که توهمات را تجربه می کنند نسبت به افراد اسکیزوفرنی که توهم ندارند، عقاید مثبت بیش تری در خصوص سودمندی نگرانی دارند. مشابه با این نتایج، موریسون و ولز (۲۰۰۳؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) متوجه شدند که بیماران روان پریش نسبت به گروه کنترل و بیماران پانیک، اعتقاد بیش تری به سودمند بودن نگرانی دارند.
در مجموع، نتایج پژوهش ها نشان می دهد که اختلال اضطراب فراگیر که مشخصه ی اصلی آن، نگرانی غیر قابل کنترل است، همبودی بسیار بالایی با بسیاری از اختلالات دارد. علاوه براین به طور کلی می توان گفت که نگرانی خصیصه ی معمول در آسیب شناسی روانی است، حتی اگر اختلال اضطراب فراگیر وجود نداشته باشد؛ این مساله به خصوص در اختلالات اضطرابی و خلقی صادق است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
ممکن است که نگرانی به واسطه ی ویژگی کنترل ناپذیری به جای ایجاد راه حل، منجر به مشکلات بیش تر شود و به جای این که باعث کاهش اضطراب شود، اضطراب را افزایش دهد. حمایت های پژوهشی متعددی وجود دارد که نشان می دهد احتمالا راهبردهایی که در کنترل نگرانی در بافت اختلال اضطراب فراگیر موثر هستند، می توانند در درمان سایر اختلالاتی که دارای ویژگی نگرانی هستند، نیز سودمند باشند.
به عنوان مثال، ولز و سمبی[۱۲۲] (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) پروتکلی درمانی برای اختلال استرس پس از سانحه ایجاد کردند که برنامه ی درمان اصلی آن ها، شامل بازشناسی نشخوار فکری و نگرانی به عنوان مشکل اصلی است و به طور مستقیم از طریق “ذهن آگاهی انفصالی” ، “به تعویق انداختن نگرانی” و “بررسی اعتقادات مثبت در خصوص سودمندی نگرانی”، بر کاهش نگرانی متمرکز می شود. ولز و سمبی کاهش معنادار نشانگان PTSD را در انتهای درمان و پی گیری های سه ماهه، شش ماهه و هجده ماهه، در شش نفر از آزمودنی های خود گزارش کردند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
همان گونه که در بالا اشاره شد، تحقیقات نشان می دهد که نگرانی، مانع پردازش های هیجانی می شود. بنابراین نگرانی ممکن است در درمان مشکلات روان شناختی از قبیل اختلالات اضطرابی که برای ایجاد تغییرات درمانی در آن ها، وجود چنین پردازش هایی ضروری است، مداخله کند. پس پیشرفت در درمان های موثر بر این اختلال، ممکن است موجب پیشرفت در درمان یا پیش گیری از سایر اختلال ها نیز بشود (سیموس، ۱۳۸۳).
۲-۱-۸- رویکردهای نظری مطرح شده در خصوص نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر
بسیاری از نظریه های مطرح شده در خصوص نگرانی، به بررسی این مولفه در درون اختلال اضطراب فراگیر پرداخته اند و بنابراین متاسفانه نظریه ای که به طور خاص به بررسی این مفهوم بپردازد، وجود ندارد. از این رو، ما نیز در این قسمت به بررسی نگرانی در درون بافت نظریه های مرتبط با اختلال اضطراب فراگیر خواهیم پرداخت.
۲-۱-۸-۱- مدل شناختی اختلال اضطراب فراگیر : اثر عدم تحمل بلاتکلیفی (IU)[123]
پژوهشگران در عرصه های گوناگون علاقه مند به بررسی شیوه های پاسخ دهی و یا مقابله ای افراد با بلاتکلیفی بوده اند. براین اساس چندین مدل بررسی رفتار در موقعیت های دربردارنده ی خطر و بلاتکلیفی مطرح شده اند (به عنوان مثال، هاک[۱۲۴] و کرون[۱۲۵] و، ۲۰۰۴ ؛ سورنتینو[۱۲۶] و رونی[۱۲۷]، ۲۰۰۰ ؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). با وجود این که بعضی از افراد به خوبی با احساس بلاتکلیفی در زندگی خود مقابله کرده اند و گاه، حتی آن را می پذیرند، بسیاری از افراد از این شرایط احساس نارضایتی داشته و آن را تهدیدگونه تلقی می کنند و بنابراین در تلاش هستند تا این احساس بلاتکلیفی را از زندگی خود حذف کنند. داگاس و همکاران در پی ایجاد مفهوم عدم تحمل بلاتکلیفی (IU)، این مفهوم را به عنوان خصیصه ای توصیف می کنند که ناشی از عقاید اساسی در خصوص بلاتکلیفی است. در واقع، IU بر ادراک، تفسیر و پاسخ دهی افراد به موقعیات بلاتکلیفی در سطوح مختلف شناختی، هیجانی و رفتاری تاثیر می گذارد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
افرادی که قادر به تحمل بلاتکلیفی نیستند، معتقدند که بلاتکلیفی استرس زا و ناراحت کننده است، شرایط در آینده خوب نیست، اتفاقات غیرمنتظره منفی گونه هستند و باید از آن ها اجتناب کرد و احساس بلاتکلیفی بر توانایی آن ها در عملکرد مناسب، تاثیرگذار است (باهر و داگاس، ۲۰۰۲؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در این رویکرد، IU، مولفه ی شناختی اختلال اضطراب فراگیر است؛ براین اساس واکنش های شناختی، هیجانی و رفتاری و پاسخ های افراد مبتلا به GAD از طریق این اعتقاد زیربنایی که بلاتکلیفی غیر قابل تحمل است، برانگیخته می شود (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
در بسیاری از پژوهش ها مشخص شده است که نگرانی و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه ی بالایی با یکدیگر دارند، به عنوان مثال داگاس وهمکاران (۲۰۰۱؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، در پژوهشی که بر روی جمعیت غیر بالینی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که IU نسبت به نشانگان وسواسی، اجباری و احساس وحشت زدگی، ارتباط بسیار قوی تری با نگرانی دارد. در پژوهشی دیگر داگاس و همکاران (۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) دریافتند که IU در جمعیت غیر بالینی، همبستگی بالاتری با نگرانی دارد تا با نشانگان افسردگی.
باهر و داگاس در پژوهش خود متوجه شدند که IU نسبت به سایر فرایندهایی که با اضطراب ارتباط دارد، مثل کمال گرایی، نیاز به کنترل و عدم تحمل ابهام، ارتباط قوی تری با نگرانی دارد (باهر و داگاس، در حال چاپ؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). در بررسی هایی که روی جمعیت های مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نیز صورت گرفت، یافته ها مشابه با نتایج ذکر شده در پاراگراف پیشین بود؛ به این صورت که بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر نسبت به بیماران مبتلا به اختلال پانیک (داگاس، مارشاندا و لدوکر، ۲۰۰۵؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، بیماران مبتلا به سایر اختلالات اضطرابی (لدوکر و همکاران، ۱۹۹۹؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶) و گروه کنترل غیر بالینی (داگاس، گاگنون[۱۲۸] و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶)، سطوح بالاتری از IUرا گزارش کردند.
فرض این رویکرد این است که احتمالا IU از طریق دو گذرگاه احتمالی در توسعه و تداوم نگرانی نقش دارد: اولین احتمال این است که IU به طور مستقیم از طریق گسترش سوء گیری های شناختی منجر به نگرانی مزمن می شود. احتمال دوم این است که IU، از طریق شیوه های غیرمستقیم – از طریق فرایندهای ثانویه ی افکار مثبت در خصوص نگرانی، جهت گیری منفی در خصوص مساله و اجتناب شناختی – منجر به رشد و گسترش سطوح بالای نگرانی می شود (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۸-۱-۱) ارتباط مستقیم IU با نگرانی
پژوهش ها نشان داده اند که نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر، با سوگیری های ارزیابی منفی و گوش به زنگی مفرط ارتباط دارند (مک لود[۱۲۹] و روترفورد[۱۳۰]، ۲۰۰۴؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). به عبارتی دیگر، فرض براین است که گرایش شدید به عدم تحمل بلاتکلیفی می تواند منجر به افزایش حساسیت نسبت به محرک یا موقعیت هایی شود که در حقیقت بی ضرر هستند. این حساسیت می تواند نشان دهد که چگونه افراد مبتلا به GAD تبدیل به افرادی می شوند که دائما در خصوص موضوعات گوناگون نگران هستند. پژوهش های مختلف مدعی هستند که حساسیت بالا نسبت به اطلاعات مبهم و نامشخص، می تواند در مشخص ساختن افرادی که مستعد نگرانی هستند، کمک کننده باشد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۸-۱-۲) ارتباط غیر مستقیم IU با عقاید مثبت
یافته ها نشان می دهد که نگرانی شدید حداقل با پنج نوع مختلف از عقاید مثبت در ارتباط است:
دو نوع از این عقاید بیان می دارند که نگرانی کارکردی سازگارانه و انطباقی دارد: نگرانی به افراد کمک می کند تا مساله را به شکل موثری حل کنند و انگیزه ی افراد را برای انجام آن ها افزایش می دهد. سومین نوع از این عقاید مثبت، شامل این فرض است که نگرانی، واکنش هیجانی (شگفت زدگی، یاس) نسبت به پیامدهای منفی آینده را تعدیل می کند. چهارمین نوع عقاید گزارش شده، این است که نگرانی می تواند مسیر اتفاقات را تغییر دهد (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
در نهایت، پنچمین اعتقاد این است که نگرانی، جنبه ی مثبت شخصیت فرد را نشان می دهد، یعنی نگرانی نشان می دهد که شخص، فردی مراقب و محتاط است (باکرمن[۱۳۱]، باهر، کرنر[۱۳۲] و داگاس، ۲۰۰۴؛ فرانسیس[۱۳۳] و داگاس، ۲۰۰۴؛ هالوکا[۱۳۴]، داگاس، فرانسیس و لاوگسن[۱۳۵]، ۲۰۰۰؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
بیش تر عقاید مثبت در خصوص نگرانی شامل این فرض هستند که نگرانی می تواند به افراد کمک کند تا خود را برای بدترین اتفاق و حفظ کنترل خود بر آن، آماده کنند. بنابراین، این عقیده که نگرانی می تواند به گونه ای آگاهانه و یا ناآگاهانه به کار برده شود، تا حدی پیامد موقعیات نامشخص را تغییر می دهد و یا واکنش های منفی شخص را به چنین موقعیت های منفی کاهش خواهد دارد. در این رویکرد، حفظ عقاید مثبت در خصوص نگرانی، یک مولفه ی سودمند و تداوم بخش مهم در نگرانی مفرط به حساب می آید (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۸-۱-۳) ارتباط غیر مستقیم IU با جهت گیری منفی در خصوص مساله
جهت گیری منفی در خصوص مساله به عنوان سومین مولفه در مدل GAD، به مجموعه ای از نگرش ها و ادراکات ناکارآمد در خصوص فرایند مساله گشایی اشاره دارد. در واقع جهت گیری منفی در خصوص مساله شامل: ادراک مساله به صورت تهدید، فقدان اعتماد به خویشتن در خصوص توانایی های مساله گشایی شخصی، گرایش به ناامیدشدن فوری در حین تلاش برای حل مساله، می باشد (دزوریلا[۱۳۶]، نزو[۱۳۷] و میدو- اولیوارسا[۱۳۸]، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). اگر فردی دارای جهت گیری منفی در خصوص مساله باشد، یقینا این ویژگی اثرات مضری بر جریان مساله گشایی خواهد گذاشت (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۸-۱-۴) ارتباط غیر مستقیم IU با اجتناب شناختی
اجتناب شناختی به اجرای راهبردهای نهان اولیه اشاره دارد که افکار و تصاویر ذهنی آشفته کننده را کاهش می دهد. براساس نظریه ی اجتنابی که در ادامه به آن اشاره خواهد شد (بورکووک، آلکین[۱۳۹] و بهار[۱۴۰]، ۲۰۰۴؛ بورکووک، ری و استوبر، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶). افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر در تلاشند تا از فراخواندن تصاویر ذهنی تهدید کننده و برانگیختگی جسمانی ناخوشایند همراه با این تصاویر، اجتناب کنند. در واقع اجتناب شناختی نقش مهمی در GAD ایفا می کند. پژوهش های اولیه در این خصوص به بررسی رابطه ی میان نگرانی و یکی از راهبردهای شناختی خاص – سرکوب افکار – متمرکز شده اند و نتایج آن ها نشان می دهد که میزان درگیری افراد در سرکوب کردن افکار، به طور قابل اطمینانی بیماران مبتلا به GAD را از گروه های کنترل غیر بالینی متمایز می کند (داگاس، گاگنون و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
۲-۱-۸-۲- مدل اجتناب شناختی نگرانی
تجارب بالینی و ادبیات پژوهشی موجود در حیطه نگرانی، مهم ترین شناخت در اختلال اضطراب فراگیر را به این صورت تعریف می کنند : “دنیا بالقوه خطرناک است و من نمی توانم با آن چه که در آینده اتفاق می افتد مقابله کنم. براین اساس باید تمام اتفاقات بدی را که ممکن است در آینده رخ دهد، پیش بینی کنم تا بتوانم از آن ها اجتناب کرده یا خود را برای رویارویی با آن ها آماده سازم”.
زمانی که افراد خطر یا تهدیدی را درک می کنند، طبیعتا درگیر فعالیت هایی می شوند تا آن را محدود کنند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
نظریه ی یادگیری دو مرحله ای ماورر[۱۴۱] (۱۹۴۷؛ دیوی و ولز، ۲۰۰۶) در خصوص ترس و اجتناب بیان می دارد که ما از چیزهایی که با تنبیه مرتبط هستند، هراسانیم و به گونه ای منفی، برای انجام رفتارهایی که باعث اجتناب از تجربه ی ترس و محرک های شرطی که ترس شرطی شده را فرا می خوانند، تقویت می شویم. نتیجه ی این امر، تداوم اضطراب نسبت به از محرک های شرطی است، زیرا اجتناب مانع از رویارویی های مکرر با محرک هایی می شود که باید خاموش گردند. این مدل یادگیری، به عنوان زیر بنای تحول درمان های رویارویی در بسیاری از اختلالات اضطرابی به کار گرفته شده است (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
نگرانی به احتمالاتی که وجود ندارد و به اتفاقات بدی که ممکن است در آینده رخ دهد، متمرکز است. براین اساس افراد کنترل اندکی بر مسایل متفاوتی دارند که آن ها را نگرانی می کند. به دلیل این که خطر ادراک شده در لحظه ی حال وجود ندارد و به دلیل این که پاسخ های مناسبی برای اجتناب از این تهدیدها موجود نیست، افراد منحصرا درگیر تلاش های ذهنی برای حل مساله می شوند (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
همان گونه که قبلا اشاره شده بود، نگرانی بیش تر شامل تفکرات کلامی است تا تصاویر ذهنی. در هنگام نگرانی، افراد شروع به خودگویی می کنند. تمایز میان افکار و تصاویر ذهنی (تجسم ذهنی) نقش بسیار مهمی در مدل اجتناب شناختی دارد. تصویرسازی، یک صحنه ی هیجانی است که پاسخ فیزیولوژیکی نیرومند و الگویی از پاسخ دهی فیزیولوژیکی (و عاطفی) را به وجود خواهد آورد که بسیار شبیه به رویداد واقعی است، اما سخنان کلامی تنها توصیفی از آن صحنه ی هیجانی در ذهن هستند و با این وجود، پاسخ های فیزیولوژیکی بسیار کم تری را فرا می خوانند (ورانا[۱۴۲]، کاتبرت[۱۴۳] و لانگ[۱۴۴]، ۱۹۸۶؛ به نقل از دیوی و ولز، ۲۰۰۶).
بورکووک و همکاران اظهار می دارند که نگرانی نشانه ی اجتناب از گونه های دیگر تفکر، نظیر فرایندهای تصوری (تجسمی) است که به شدت با احساس منفی پیوند دارد (بورکووک و اینز، ۱۹۹۰؛ بورکووک و دیگران، ۱۹۹۱؛ به نقل از کلارک و فربورن، ۱۳۸۵).
از طریق نگرانی افراد موفق به اجتناب از تصاویر آزارنده، اضطراب جسمانی و سایر هیجانات منفی می شوند. بنابراین نگرانی به عنوان پاسخی اجتنابی به کار برده می شود و در پردازش هیجانی دخالت کرده و براین اساس مانع خاموشی ترس می شود. در واقع افراد نگران با اجتناب از محرکات و احساسات اضطراب برانگیز در کوتاه مدت، مانع از پردازش اطلاعات مربوط به موقعیات مختلف در خود می شوند که این امر به نوبه ی خود می تواند مانع ایجاد منابع مقابله ای مناسب در آن ها شود. در طولانی مدت، افراد مبتلا به نگرانی مزمن، تمام این پیامدهای منفی را تجربه می کنند و احتمالا در حل مناسب عوامل استرس زایی که رخ می دهند، شکست می خورند (بورکووک، ۱۹۹۴؛ به نقل از فرسکو[۱۴۵] و همکاران، ۲۰۰۲).
در واقع شواهد پژوهشی متعددی از این فرضیه حمایت می کنند که نگرانی، پاسخی اجتنابی است و موجب سرکوبی تصاویر آزارنده می شود، برانگیختگی جسمانی و پردازش هیجانی را کاهش می دهد و براین اساس در تداوم اضطراب و نگرانی نقش دارد. بنابراین نگرانی از طریق رفتارهای اجتنابی به گونه ای منفی تقویت می شود (دیوی و ولز، ۲۰۰۶).

 

دانلود

نظر دهید »
بررسی ادبیات حقوقی ساختار حکومت در آثار دینی منتشره از سال ۱۳۵۶ تا تیر ۱۳۵۸- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
نظر دهید »
مبانی مشروعیت تعدیل قضایی درفقه امامیه- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

این تعریف نسبت به تعریف پیش گفه تعریف مناسب و متناسب با شرایط کلی است که از شرایط و ویژگی های تعدیل قراردادی در کتب حقوقی گفته شده است و اشکال خاصی در مورد آن به نظر نمی رسد.
۳٫۴٫۳٫۳ـ اختیارات قاضی در قراردادهای خصوصی
دخالت قاضی در امور خصوصی افراد نه در اسلام و نه در دیگر نظام های حقوقی مورد قبول نیست، یکی از این امور خصوصی قراردادهایی است که بین افراد عادی بسته می شود و کسی حق ندارد در مورد اینکه چه می خرند و می فروشند، به چه شکل معامله را انجام می دهند و یا اینکه چه شرط و شروطی می گذارند دخالت کند.
با این حال ممکن است در مواقعی که حضور قاضی ضرورت داشته باشد او بتواند طبق اختیارات خود بنا بر انگیزه هایی مانند حفظ نظم عمومی جامعه و یا ایجاد عدالت از دست رفته در معاملات ورود کرده و حکم صادر نماید، این اختیار مسئله ای چندان دور از ذهن و بی سابقه نیست، بلکه ریشه های آن را حتی در حقوق باستان نیز می توان یافت.
حقوقدانان تعهد را به دو عنصر تجزیه می کنند و می گویند: (تعهد از مسئولیت و مدیونیت تشکیل شده است…) بنابراین تعهد دارای دو تکلیف است یکی دین است یعنی تکلیفی که بر عهده بدهکار است و دیگری عبارت است از الزام به معنای اخص، یعنی مسئولیتی که اگر شخص به جا نیاورد مستلزم عواقبی است، تشخیص این دو جزء، مختص حقوق روم نیست…این تجزیه تعهد به دو عنصر در نوشته های حقوقدانان ما نیز نفوذ کرده است، و بر این عقیده اند که گاه مدیونیت هست و مسئولیت نیست، مثل دین مشمول مرور زمان و گاه مسئولیت هست و مدیونیت نیست مثل ظهرنویس های برات و سفته و چک با این که دین به دارنده این اسناد ندارند، مسئول پرداخت آن هستند.[۸۳]
در صورت بروز چنین حالاتی که موازنه ارزشی تعهد قراردادی را برهم می زند، و با وجود مسئولیت طرفین نسبت به حفظ قرارداد و اصل عدم اضرار به غیر، در درجه اول خود طرفین قرارداد نسبت به حفظ معاهده خود مسئول هستند و وظیفه اجرا و به سرانجام رساندن قرارداد به بهترین شکل آن را دارند، حال اگر یک طرف قرارداد این تعهد را رعایت ننماید در حالی که نسبت به طرف مقابل مدیون نیز نمی باشد در واقع دیگر عنصر ضروری برای تعهد را که عنصر مسئولیت است زیر پا نهاده است و به دلیل بی مبالاتی او طرف مقابل می تواند نسبت به این بی مسئولیتی و سوء استفاده از حق و مسئولیت ناپذیری طرف خود در درجه دوم به محکمه شکایت برد و خواستار تعدیل قضایی قرارداد شود.
در قبال این دادخواهی دادرس نیز وظیفه دارد با حسن نیت و بی طرفانه به این درخواست ترتیب اثر دهد و عدالت را با توجه به شرایط موجود به بهترین نحو برقرار ساخته و تراضی از دست رفته را بازسازی کند.
برای مثال در قلمرو مذاکرات مقدماتی که قدرت الزام آور ندارد، هر یک از طرفین متعهد هستند که پیشنهادات جدی و سازنده به یکدیگر بدهند، اما محقق شدن آن پیشنهادات را تعهد نمی نمایند، و در فرضی که این پیشنهادات به نتیجه نرسد، تشخیص مقصر، دشوار است. اما چنانچه خسارتی وارد شده باشد، باید جبران گردد. در چنین فرضی، قاضی در اولین قدم باید مفاد این شرط را تعیین نموده و شخص مقصر را با ملاحظه آن مشخص نماید. او اقداماتی را که از روی سوء نیت و یا نقض اصل حسن نیت صورت گرفته است، بررسی نموده و مسئول جبران خسارت را اعلام می نماید. بنابراین مداخله قاضی خواه مبنی بر یک شرط قراردادی حسن نیت و خواه مبنی بر حکم قانون مدنی باشد، در هر حال مجوز مداخله اودرقرارداداست.[۸۴]
۴ ـ مبانی تعدیل قضایی
۴٫۱ ـ مبانی تعدیل قضایی قرارداد در حقوق اسلام
علاوه بر شروطی که برای تحقق تعدیل در قراردادها نام بردیم، مبانی خاصی نیز برای اثبات تعدیل قضایی قرارداد مورد نیاز است. وجود این مبانی اثبات می کند که بر چه اساس می توان تعدیل قضایی را پذیرفت و آن را مستدل و موجه دانست، در واقع ریشه بحث از تعدیل قضایی در این گفتار نهفته است. اما مسئله قابل توجه در اینجا تفاوت و وجود مبانی مختلفی برای تعدیل قضایی است که در این رساله این مبانی بر دو دسته تقسیم شده است.
۱ـ مبانی شناخته شده در فقه اسلامی که از آنها به نیات گوناگون و در موارد متفاوتی در فقه و حقوق ما مورد بررسی قرار گرفته است.
۲ـ مبانی مورد اقبالی که در حقوق غرب بیش از حقوق اسلام به آن توجه شده است و حتی می توان گفت در فقه اسلامی چندان مورد توجه نبوده است و به همین جهت نیازمند بررسی و پژوهش های مناسب در جهت تطابق آن با قواعد شرعی هستیم.
بنابراین در قسمت پیش رو، در ابتدا دست به بررسی مبانی مشهوری که برای تعدیل قضایی مطرح شده و در فقه امامیه اصالت و درستی آن قابل استناد خواهیم زد، و در بخش دوم آنچه را که با فقه اسلامی تا حد زیادی در مورد اثبات تعدیل قضایی بیگانه است خواهیم آورد و صحت و اصالت این مبانی ظاهراً بیگانه با آرای اندیشمندان فقه و حقوق امامیه را به شکلی مبسوط مورد بررسی قرار خواهیم داد.
۴٫۱٫۲ـ مبانی دارای پیشینه در فقه
۴٫۱٫۲٫۱ـ قاعده نفی ضرر
از قواعد بسیار مشهور در حقوق اسلامی است که در همه ابواب فقه و شئون زندگی هر فرد جاری است. به جرأت می توان گفت نه تنها مفاد و مدلول آن را مسلمانان و علمای ایشان پذیرفته اند بلکه معنا و مفاد آن مورد قبول تمام عقلای غیر مسلمان نیز هست و درستی آن را هیچ کس نمی تواند

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir
با وجود عقل سلیم رد کند. برخی از محققین در مورد معنای ضرر مذکور در این قاعده که نفی شده است، گفته اند:
«با توجه به آنچه که در مورد تعریفات فقها و قانون گذاران که در مورد قاعده لا ضرر آمده است و با توجه به اینکه سیاق نظریه نفی ضرر در فقه اسلامی که احکام مربوط به آن به باب خاصی از ابواب فقه متعلق نیست بلکه شامل ابواب مختلف فقه میشود، و با رجوع به نصوص وارده در شریعت اسلام و اقوالی که از مکاتب و مذاهب مختلف اسلام آمده است، و آنچه که از قواعد بدست می آید و آن فروعی که در مسائل ضرری آمده است می توان تعریف ذیل را در مورد نفی ضرر ارائه کرد:
ضرر: آزاری است که به شخص از لحاظ جسمی، ابرو، مالی و یا منزلت فردی محترم وارد می آید، که ناشی از انجام عملی نامشروع است.[۸۵]»
از دیگر مسائل مهم در مورد بحث نفی ضرر بحث از ریشه ها و ادله این قاعده است که در مورد آن گفته شده:
صورت این قاعده در منابع فقه اسلامى به دو شکل وجود دارد:
۱ـ لا ضرر و لا ضرار.
۲ـ لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام.
آن چه که در اغلب منابع فقهى وارد شده است شکل‌ اول است (لا ضرر و لا ضرار) در بعضى از مدارک فقهى و در لسان العرب ابن منظور (مادۀ ضرار) و در کتاب نهایه تألیف ابن الاثیر در همین ماده، به ضمیمۀ (فى الاسلام) نقل شده است و در بعضى از احادیث هم به اضافۀ کلمۀ» على المؤمن« وارد شده است.در بارۀ این که قید» فى الاسلام« حقیقه در روایات وارد شده است یا نه، میان محققین اختلاف نظر وجود دارد محقق نائینى مى‌گوید: قید مزبور از طرف راویان اضافه شده و در اصل وجود نداشته است. ایشان مى‌گویند چون ذهن راویان با امثال جملات »لا رهبانیه فى الاسلام«،» لا سیاحه فى الاسلام» «لا نجش فى الاسلام« و» لا اخصاء فى الاسلام« مأنوس بوده است، لذا این کلمه» فى الاسلام« را هم با آن انس ذهنى اضافه کرده‌اند و به هر حال خواه کلمۀ» فى الاسلام« در بعضى از‌مدارک وجود داشته باشد یا نه ضررى به عموم فائدۀ مزبور وارد نمى‌سازد.[۸۶]
آنچه که مورد توجه است این مسئله می باشد که قلمرو نفوذ این قاعده تا کجاست و آیا شامل قراردادهای نیازمند تعدیل که مورد بحث ماست می شود یا خیر؟
طبق نظریه مختار مى‌توان براى تقریب استدلال به حدیث لا ضرر و لا ضرار چنین گفته که از دلیل نفى ضرر استفادۀ یک کبرى کلى مى‌شود و آن این است که هیچ‌گونه ضررى از طرف هیچ‌کس نسبت به دیگرى نباید واقع شود و انجام آن قبیح است، خواه آن ضرر از طرف مردم نسبت به یکدیگر باشد و یا از طرف شارع از راه وضع احکام ضررى و یا امضا آنها و به هر حال ضرر نباید حدوثاً موجود و بقا استمرار یابد، از طرف هر کس که بوده باشد. به لفظى دیگر: ضرر نباید موجود گردد و اگر موجود گردد، باید رفع شود و با این توضیح معلوم مى‌گردد، دلیل نفى ضرر نه اختصاص به احکام ضررى و نه اختصاص به موضوعات ضررى در خارج دارد، بلکه هر دو را شامل مى‌شود. پس به عنوان مثال (اگر کسى جنایتى بر کسى وارد کرد و ضررهاى غیر قابل تحملى بر وى وارد آورد، طبق قاعده لا ضرر باید آن ضررها جبران گردد، خواه از راه دیه در صورتى که کافى باشد و یا افزودن غیر از دیه صورتى که دیه کافى نباشد.[۸۷])
بر این اساس شمول قاعده نفی ضرر بسیار گسترده است و ضررناخواسته ای را که به یکی از طرفین قرارداد بر اثر بر هم خوردن توازن اقتصادی قرارداد بوجود می آید را نیز می توان از این دست دانست و قاعده نفی ضرر را از مبانی مسلم برای تعدیل قرارداد دانست.
عکس مرتبط با اقتصاد
۴٫۱٫۲٫۲ـ تراضی
از اولین و ابتدایی ترین موارد مورد توجه در انعقاد معامله رضایت است، رضایت در معامله شامل هر دو طرف میشود و قراردادی که در آن رضایت طرفین نباشد ارزشی نخواهد داشت. معروفترین سندی که در آن به وجوب تراضی اشاره شده است قسمتی از آیه ۲۹ سوره نساء است که در این آیه می فرماید: ﴿ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَهً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیماً﴾ (اى کسانى که ایمان آورده‏اید، اموال یکدیگر را به ناحق مخورید، مگر آنکه تجارتى باشد که هر دو طرف بدان رضایت داده باشید. و خودتان را مکشید. هر آینه خدا با شما مهربان است [۸۸]). در قستی از آیه آمده است: ﴿ … ان تکونوا تجاره عن تراض منکم … ﴾ این قسمت از آیه بر تراضی اشاره دارد و اینکه معامله بدون تراضی را انجام ندهید.
تراضی عبارت است از: رضایت طرفین، که ارتباطی با رضایت غیر آن دو ندارد، و معنای تجاره عن تراض حصول تراضی به دست آمده و برگرفته از رضایت مستقیم طرفین و یا به وسیله وکالت و امثال آن است و این آیه دلالت بر اینکه تراضی دو مالک باید مقارن عقد باشد و اگر مقارن نباشد تصرف در عوضین حرام می باشد.[۸۹]

 

نظر دهید »
پیش‌بینی تاب‌آوری بر اساس سبک‌های فرزندپروری و هوش هیجانی دانش‌آموزان دبیرستان‌های شهر سیرجان۹۳- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۵-۱ تاب آوری عمومی[۱۹]
در زبان عامه همان غلبه برموقعیت های دشواری است که هر کس با آن موقعیت ها مواجه می شود.با این تعریف ،تاب آوری همان چیزی است که تقریباًهمه از آن برخوردارند وبه نظر می رسد که برای نژاد بشر برنامه ریزی شده است.آن دسته افرادی که دوران کودکی خوبی را پشت سر گذاشته اند با بسیاری از چالش ها ومشکلاتی که پیش آمده در گیرمی شوند.حتی ازاین مشکلات بدون هیچ گونه اغراقی بزرگ وشگفت آور به نظر آیند (هارت وهمکاران ،۲۰۰۷).
۲-۵-۲ تاب آوری حقیقی[۲۰]
تاب آوری حقیقی یک مفهوم مقایسه ایست و روانشناسان را در درک اینکه چه چیزی در پس تفاوتهای افراد وحرکت در مسیر زندگی شخصی شان قرار دارد،یاری می کند واین همان چیزی است که مارا برای ایجاد آینده ای بهتر برای کودکانی که می شناسیم ،شگفت زده،مصمم و امیدوار می سازد .تاب آوری حقیقی در جایی آشکار می شود که افراد با دارایی ومنابع بسیار کم ویا کودکانی با آسیب پذیری بالا،آینده ای بهتر از آنچه مابا توجه یه شرایط شان ودر مقایسه باسایر کودکان پیش بینی می کردیم،نشان می دهند.توصیف روتر از تاب آوری بعنوان مقاومت نسبی در برابر تجارب خطرناک اجتماعی ،این مطلب زابه خوبی بیان می کند(هارت وهمکاران،۲۰۰۷).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۵-۳ تاب آوری تلقیحی[۲۱]
این قسمت کمی پیچیده است ،تاب آوری تلقیحی مارا بعنوان متخصص گیج و دستپاچه می­ کند وانتظارات مارا آشفته­تر و مغشوش­تر می­ کند.این مقوله حتی آسیب پذیری ها ومکانیزم های حفاظتی را منبع ومنشا تاب آوری می داند وبعنوان یک مفهوم ،ظرفیت تغییر مصیبت وبدبختی را به موفقیت ویا حداقل توان پیشگیری از اثرات بدتر مصیبت وبلا را فراهم می کند دراینجا تقریباًبه طور ناخود آگاه، بلا ومصیبت به نتایج وپیامدهای بهینه درتاب آوری تبدیل می شودبه هر حال چنین تلقی ای به ندرت درزندگی کودکان مورد نظرمابه چشم می خورد.اثرتلقیحی می تواند باتوجه به تجارب فرد ادامه یابد البته مادامیکه این تجربیات سخت وطاقت فرسا نباشد.وینیکات (۱۹۸۶) باتوجه به کارهای گوردون وسانگ (۱۹۹۴) تاب آوری نه یک سازه ساده بلکه یک ساختار پیچیده ای ازجریان های مرتبطی است که باید به طور جداگانه بررسی شوند وبعنوان جنبه های مجزا ازهم درسلامتی موردمطالعه قرار گیرند(ونگ و لی[۲۲] ،۲۰۰۵).
لوتار درسال۱۹۹۱مطرح کردکه تاب آوری درافراد الزاماً نمی تواند عاری از احساس پریشانی باشد، اما می­توان بدون توجه به حضور چنین احساسی،نشان داد که می شود با موفقیت از عهده اتفاقات پیش آمده برآمد در واقع جوانانی که قادر به حفظ صلاحیت خود علیرغم اثرات منفی قابل ملاحظه هستند ممکن است بالاترین شکل تاب آوری را به نمایش بگذارند (اولسون، ۲۰۰۳)
۲-۵-۴ تاب آوری خانوادگی
یکی دیگر از مفاهیمی که پس از مفهوم تاب آوری وارد عرصه شد،مفهوم تاب آوری خانوادگی است. کنار آمدن موفقیت آمیز خانواده با عوامل استرس زا و موقعیت های دشوار تاب آوری خانوادگی نامیده می شود. تاب آوری خانوادگی مفهوم جدیدی نیست ولی این مفهوم به نظریه استرس نسبتاً دیر وارد شد. بیان کرده اند که داشتن نگرش مثبت، معنویت، توافق و سازگاری در بین اعضاء خانواده، انعطاف پذیری، داشتن ارتباطات خانوادگی، مدیریت اقتصادی، داشتن زمان خانوادگی، داشتن تفریحات و سرگرمی های مشترک و داشتن شبکه حمایتی از عوامل اصلی تاب آوری خانوادگی هستند(بلک و لوبو[۲۳]، ۲۰۰۸)
عکس مرتبط با اقتصاد
۲-۶ تاب آوری و کنار آمدن[۲۴]
چه تفاوتی بین تاب آوری وکنار آمدن وجود دارد؟ در ادبیات روانشناسی تحولی واژه های “استرس” و “کنار آمدن” انتخاب شده اند تا کارهای اولیه در ارتباط با موضوع تاب آوری را نشان دهند. برخی از نویسندگان مانند هاگارتی،شرود و پرایر [۲۵](۱۹۹۶) واژه های تاب آوری و کنار آمدن را به جای هم به کار برده اند و آنها را معادل هم فرض کرده اند(داوی[۲۶]، ۲۰۰۳)
علاوه بر داشتن یک سری از ویژگی ها، افراد تاب آور به عنوان کسانی توصیف می شوند که آموخته اند چگونه با استرس ها به روش کارآمدی روبه رو گردند(کومپاس[۲۷]، ۱۹۹۸). با این وجود تاب آوری اشاره به پیامد سازگارانه در پاسخ به یک بحران یا استرس دارد، در حالی که کنار آمدن پاسخ روان شناختی یا رفتاری است که تاثیر روان شناختی، هیجانی و جسمانی رویدادهای استرس زا را کاهش می­دهد یا پیامدهای مثبت آن را افزایش می بخشد (اسنایدر و دیانوف[۲۸]، ۱۹۹۴ به نقل از داوی، ۲۰۰۳).
تاب آوری در مقایسه با کنار آمدن سازه ای چند بعدی تر است، تلاش هایی که صرف مدیریت مطالبات موقعیت های استرس زا می شوند در اینجا مدنظر نیستند، بلکه پیامدهای موفقیت آمیز یا سازگاری جزء اصلی تاب آوری است(کلر[۲۹]، ۲۰۰۳)
گور و اکن رود[۳۰](۱۹۹۶) بیان کرده اند که کنار آمدن فرایند کوتاه مدتی است که ممکن است در ایجاد تاب آوری نقش داشته باشد. برخلاف تاب آوری، کنار آمدن با پیامدهای مثبت در مواجهه با شرایط ناگوار اشاره نمی کند، بلکه نوعی کوشش رفتاری یا روانی برای مدیریت این شرایط ناگوار بدون توجه به پیامدهای آن است(داوی، ۲۰۰۳)
۲-۷ تاب­آوری به عنوان یک فرایند سازگاری پویا
تاب آوری یک خصلت مادرزادی در فرد نیست، بلکه این توانایی در طی مراحل رشد از تعامل بین فرد و محیط اطرافش به او آموخته می شود. پس تاب­آوری به یک پروسه عملکرد پویا و همگرا بین فرد و محیط اطراف او تبدیل می شود. نتیجه اینکه تجارب فردی، شرایط محیطی و آثار تجارب مثبت و پایدار در پروسه یادگیری، توانایی گذر و تقابل با مسائل و غلبه بر استرس و بحران ها (رزیلنس شدن) شدیداً تاثیرگذار می باشد.
فردی که توان و تجربه برخورد با فشار روانی را دارد با این تجربه مثبت، نسبت به توانایی هایش آگاه و دارای اعتماد به نفس بیشتر می گردد و برای خود شرایطی را ایجاد می کند که در آینده در تقابل با استرس ها و در جواب به انتظارات و توقعات محیط از او، سربلند گردد.به این ترتیب فرد می تواند متنایب با شرایط، خود را با محیط وفق دهد و نقش فعالی در آن داشته باشد و ساختار درونی او محکم تر گردد.(میرمهدی، ۱۳۹۰)
۲-۸ شباهت بین مفهوم کیفیت زندگی و تاب آوری
لافورد و ایسر [۳۱](۲۰۰۱) بر این باورند که بین کیفیت زندگی و تاب آوری رابطه وجود دارد و شباهت بین این دو مفهوم تاب آوری و کیفیت را شامل موارد زیر می دانند:
اول اینکه هر دو این مفاهیم سازه هایی چند بعدی هستند و ابعاد مختلفی را در بر می گیرند. در ضمن هر دو آنها سازه هایی پنهان در نظر گرفته می شوند که محققین برای تعریف و اندازه گیری آنها با مشکل مواجه هستند
دوم اینکه در حوزه های این دو سازه تغییرپذیری درونی زیادی مشاهده می شود. برای مثال کسانی که در یک حوزه کیفیت زندگی تاب آوری نمره بالایی دریافت می کنند لزوماً در حوزه های دیگر کیفیت زندگی نمره شان بالا نیست. همچنین کودکان در معرض خطری که در یک حیطه تاب آوری بالایی از خود نشان می دهند، لزوماً در حیطه های دیگر تاب آوری بالایی ندارند.
از طرفی تاب آوری نوعی مصون سازی در برابر مشکلات روانی اجتماعی بوده و کارکرد مثبت زندگی را افزایش می دهد(آنتونووکسی، ۱۹۷۹، به نقل از جوادی، ۱۳۸۷).
بنارد[۳۲](۱۹۹۵) تاب­آوری می تواند سطوح استرس و ناتوانی را در شرایط استرس زا تعدیل کند و افزایش رضایت از زندگی را باعث شود. تاب­آوری روانشناختی به فرایند پویای انطباق و سازگاری مثبت با تجارب تلخ و ناگوار در زندگی گفته می شود. از طرفی وانک [۳۳]و همکاران (۱۹۹۷) تاب­آوری را در محیط آموزشی به عنوان احتمال موفقیت بسیار بالا در مدرسه و سایر موقعیت­های زندگی به رغم مصائب و دشواری­های زندگی می­دانند. کابررا و پادیلا[۳۴](۲۰۰۴) در محیط آموزشی دانش آموزان دارای تاب آوری، به رغم موانع و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در سطح بالایی موفق می شوند (به نقل از ابوالقاسمی،۱۳۹۰)
تاب آوری و آسیب پذیری:
مدی و خوشابا (۲۰۰۵) اشاره کرد که تاب آوری نقطه مقابل آسیب پذیری است و بیانگر فرایند توانایی و سازگاری موفقیت آمیز افراد علی رغم وجود استرس و موقعیت های تهدید کننده می باشد.
تاب آوری و آسیب پذیری بعنوان الگوی مفهومی ، طی دهه گذشته توجه پژوهشگران و طراحان برنامه درمانی را به خود جلب کرده است . این مفهوم فرض می کند که تنیدگی تجربه فراگیر است؛ چگونه در طول زندگی فرد کمتر با محرک های تنش زا ی تجربه شده شناسایی می شود و مقابله با محرک های تنش زا بیشتر مرتبط با منابع موجود است. علاوه بر این، بر این فرض است که رویدادهای منفی زندگی نه تجربیات بعیدی هستند و نه اجتناب ناپذیر که منجر به بی بهره گی زندگی می شوند. البته پژوهش تاب آوری این سئوال را مطرح می کند که چرا برخی افراد که تحت شرایط ناسازگاری پرورش پیدا می کنند ، به نظر زندگی سالم و مولدی دارند. در حالی که برخی دیگر نمی توانند بر ناسازگاری های تجربه شده زندگی معمول خود فایق آیند(بلوم، ۲۰۰۵)، البته گارمزی تاب آوری را “توانایی بازیافت و نگهداشت رفتار سازگارانه پس از آسیب” تعریف می کند. ورنر و اسمیت (۱۹۸۲) تاب آوری را توانایی تعدیل هم آسیب پذیری درونی(جسمی؛ مثلاً تنیدگی) و هم محرک های تنش زای یرونی تعریف می کنند(مثلاَ ناسازگاری خانوادگی)(به نقل از شیخ زاده قولنجی، ۱۳۸۹).
در ابتدا تاب آوری بعنوان شکست ناپذیر بودن(گارمزی ، ۱۹۸۵) و آسیب پذیری (ورنر و اسمیت، ۱۹۸۲) تعریف شده است ، ولی راتر (۱۹۹۳) بر این باور است که افراد تاب آور علاوه بر ویژگی های فوق مشخصه های دیگری را نیز دارند. از سوی دیگر او معتقد است با وجود اینکه تاب آوری بطور ضمنی نشان دهنده تغییر است، ولی می تواند یک عامل تدریجی نیز باشد. علاوه بر این ، راتر(۱۹۹۳) نشان داد که باور غلط اینست که تصور شود تاب در هر شرایط مخاطره آمیزی به یک میزان قابل کاربرد است و اینکه ویژگی درونی فرد بوده یا اینکه تغییرناپذیر است(به نقل از شیخ زاده قولنجی، ۱۳۸۹).
در واقع مفهوم تاب آوری بعنوان یک ویژگی شخصیتی ، مولد تقابلی است و راتر (۱۹۹۳) چهار ویژگی برای تاب آوری نام می برد که به قرار زیر است:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

تاب آوری ، مواجه سازی با خطر است ، نه اجتناب از آن

خطر پذیری یا عوامل موثر حفاظتی ممکن است از تجربیات مرحله ابتدایی نشات گرفته باشد

عوامل خطرپذیری ممکن است به روش های مختلف و در سنین مختلف به کار گرفته شود(مثلاَ :کمبود وزنی در نوزادان عامل خطر ساز است، در حالی که اضافه وزنی در نوجوانان خطرساز است)

لازم است که بیشتر به مکانیسم های خطر توجه شود تا به عوامل خطر برای خطر پذیری ؛ ممکن است یک موقعت نسبت به موقعیت دیگر ، حفاظتی باشد(مثلاَ بیماری کم خونی داسی شکل ، پرخاشگری(به نقل از شیخ زاده قولنجی، ۱۳۸۹).)

۲-۹ نمونه تجارب آسیب زای روانی[۳۵]
تفاوت تجارب آسیب زای روانی در آن است که آیا ضربه روانی به صورت فردی یا خانوادگی و یا گروهی (مانند جنگ، زلزله و سایر) تجربه شده اند

 

 

۱- حوادث طبیعی (زلزله، آتشفشان)، ۲- حوادث با ریشه انسانی (تصادفات، آتش سوزی و حوادث رادیواکتیو)

جنگ، تجربه حوادث تروریستی، انواع تجاوزات به فرد یا حقوق فردی

حوادث ناخوشایند رانندگی، هواپیما، قطار و سایر وسایل نقلیه

تجارب حوادث فردی مانند آزار جنسی، آدم ربایی، شکنجه، گروگان بودن

تشخیص و اطلاع از وجود نوعی بیماری خطرناک یا غیرقابل علاج

بیماری و مرگ یکی از والد یا والدین(میرمهدی، ۱۳۹۰).

۲-۱۰ الگوی تاب آوری و آسیب پذیری
آنچه امروز در کنار آسیب شناسی های روانی ناشی از استرسورهای مختلف محیطی نظیر خشونت مورد توجه قرار گرفته است مسأله تاب آوری می باشد و تاب آوری افراد در میزان بروز پاتولوژی ها و سطح عملکرد اجتماعی آنها بسیار تعیین کننده است. طبق تعاریف تاب آوری عبارت است از موفقیت در کنار آمدن با شرایط پراسترس موجود که در دو بعد هیجانی و رفتاری معنی پیدا می کند. در واقع تاب آوری به عنوان قابلیتی مثبت برای برخورد هیجانی و رفتاری مناسب برای بروز حداقل اختلالات روانی در مقابل شرایط استرس زا تعریف می شود(آگنج و مقتدری، ۱۳۸۹).
تاب آوری توانایی فرد برای مواجهه با یک حادثه مضر است، یعنی تاب آوری در برابر مشکلی قابل ملاحظه که نه تنها فرد بر مشکل غلبه کند بلکه به واسطه آن مشکل قوی­تر هم می شود
نان هاندرسون تاب آوری را شامل عوامل زیر می داند:

 

 

فراهم سازی حمایت مهربانانه

طراحی و ارتباط سازی برای افزایش امیدواری

فرصت سازی برای مشارکت معنامند

پیشاهنگی در پیوندهای اجتماعی

مرزبندی شفاف و سازگار

پترسون(۱۹۹۵،۱۹۸۸) یک الگوی تبادلی برای ادراک تاب آوری و آسیب پذیری در بافت اجتماعی مطرح کرده است. الگوی سازگارانه و انطباقی خانواده(FAAR) [۳۶]حاکی از اینست که پاسخ فرد به تنیدگی با تعادل بین تقاضا ها(محرک های تنش زا ، کشش ها و مسائل روزمره ) و قابلیت ها(منابع و رفتارهای مقابله ای) تعیین می­ شود(شیخ زاده قولنجی،۱۳۸۹)
به طور کلی نمونه عوامل آسیب پذیری در کودکان و نوجوانان :

 

 

در رابطه با تولد: اختلالات قبل و بعد از تولد- مانند: تولدهای زودرس، کمبود وزن هنگام تولد، بیماری های نوزادی

اختلالات روانی

عوامل روانی فیزیکی مانند کم تحرکی

عوامل ژنتیکی

بیش فعالی، عقب ماندگی، بیماری های مزمن: آسم، سرطان، قلبی و عروقی

علایم و ویژگی های خویی و خصلتی دشوار، رفتارهای تنش زا، بیش فعالی، تمرکز نداشتن و بی توجهی ذهنی و ناامنی در برقراری ارتباط

عدم توانایی شناختی و تشخیصی – کم هوشی(IQ پایین)، اختلال در توجه و تمرکز

توانایی نداشتن قدرت تطبیق و برخود مستقلانه با تنش ها و رهایی از آنها

عدم توانایی یا کم توانی در غلبه با حاشیه و مسایل جزئی به طور مستقل(میرمهدی، ۱۳۹۰)

عوامل خطر (آنچه پترسون تحت عنوان مقتضیات تعریف می کند) و تاب آوری (توانایی ها در الگوی FAAR ) هر دو شامل عوامل زمینه­ای، خانواده و بیرونی هستند. این عوامل که با معانی فردی رویداد مرتبط می­شوند(که خود متاثر از خانواده و عوامل بیرونی است) میزانی که با آن رویداد بعنوان محرک تنش زا تجربه می شود را تعیین خواهند کرد، رویداد یا بحران سبب پاسخی می­ شود که همواره تا زمان وقوع محرک تنش زا ی دیگر، ایجاد تعادل می­ کند. این الگو چندین مولفه تاب آوری و آسیب پذیری را یکپارچه می­­سازد و چهارچوبی را برای مداخلات برنامه درمانی تاب آوری بنا می­نهد(شیخ زاده قولنجی، ۱۳۸۹)

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 275
  • 276
  • 277
  • ...
  • 278
  • ...
  • 279
  • 280
  • 281
  • ...
  • 282
  • ...
  • 283
  • 284
  • 285
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • بررسی جایگاه اجتماعی زن در قرآن و کتاب مقدس عبری۹۲- قسمت ۱۷
  • بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه استرس و رابطه آن با پرسشنامه سلامت عمومی- قسمت ۵
  • نظام حقوقی حاکم بر روابط شهرداری و شورای شهر- قسمت ۳
  • سنتز، شناسایی کمپلکس¬های جدید دارویی از گالیم، قلع و تیتانیم و مطالعات کلینیکی تعدادی از آن¬ها در درمان برخی رده¬های سلول¬های سرطانی- قسمت ۴
  • نقد و بررسی قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث با محوریت نقش پلیس در پیشگیری،کنترل وجبران صدمات- قسمت ۹- قسمت 2
  • مقاله مدیریت : نظریه ارتقا اجتماعی
  • معامله اعضاء بدن انسان در حقوق ایران و فقه امامیه با مطالعه تطبیقی در حقوق انگلستان- قسمت ۸
  • مفهوم-جرم-اقتصادی-از-دیدگاه-اسناد-بین-المللی- قسمت ۷
  • بررسی نشانه‌های ظهور امام زمان در منابع شیعه- قسمت ۴
  • خرید پایان نامه : نظریه آمرام در مورد هوش معنوی
  • مطالب درباره بررسی خلاقیت دانش آموزان با نگرشهای فرزند پروری والدین در مدارس مقطع راهنمائی ...
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع گزینه‌های سیاست گذاری عمومی ایران در مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها
  • استفاده از منابع پایان نامه ها درباره تاثیرآموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش سلامت روانی دانش آموزان ...
  • پایان نامه مدیریت در مورد تئوری کامروایی نیاز
  • تاثیر موسیقی درمانی بر کاهش افسردگی سالمندان ساکن در خانه سالمندان استان ایلام91- قسمت 6
  • پایان نامه در مورد مراحل تدوین مدل اچیو
  • بررسی-مسائل-استراتژیک-و-ترسیم-نقشه-استراتژی-برای-دفاتر-پیشخوان-دولت-با-استفاده-از-مدل-های-SWOT-و-BSC- قسمت ۱۱
  • بررسی تاثیر دورکاری بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی( مورد مطالعه سازمان‌های دولتی شهرستان یزد)- قسمت ۵
  • ارزیابی اثرات برخی پپتید های اتصال یابنده به رسپتور Trk Bبر روی رده های سلولی Sk-ov-3 و Ov-car-3- قسمت ۵
  • شناسایی رابطه مسئولیت اجتماعی شرکت با وفاداری مشتریان- فایل ۱۴
  • زمینه و پیامدهای فعالیت حزب التحریر در اسیای مرکزی- قسمت ۴
  • پایان نامه مدیریت : مدیریت عملکرد

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان