اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
علل و عوامل مؤثر بر تخلفات انتظامی قضات در نظام قضایی ایران- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فصل اول:
قانون و تخلفات انتظامی قضات
فصل اول: قانون و تخلفات انتظامی قضات
گسترش روزافزون و افزایش دائمی قوانین و مقررات و نیاز قضات به آگاهی اطمینان بخش به قوانین و مقررات حاکم بر عملکرد شغلی خویش ، ضرورتی اجتناب ناپذیر است . بخش مهمی ار این قوانین و مقررات که سلامت کار در دستگاه قضایی را تضمین می نماید و تاثیر بسزایی در بازدارندگی تخلفات قضات دارد ، قانون نظارت بر رفتار قضایی قضات می باشد.
مبحث اول : سابقه تاریخی و تقنینی بحث
همان گونه که میدانیم در نظام قضایی ایران قاضی مکلف است طبق مفاد قوانین موضوعه حکم صادر نمایند و دلایل قانونی را مبنای حکم خود قرار دهد، و در اثنای دادرسیهای کنونی چنانچه قانونی در استخدام تمایلات یک قاضی درآید و اساس اندیشه وی جایگزین قانون شود به سادگی میتوان بیگناهی را گناهکار و یا گناهکاری را بی گناه و مصون از کیفر جلوه داد[۲].به همین منظور است که در یک نظام قضایی کارآمد، تبعیت از نظم و انضباط از مقررات، لازم دانسته شده و فعالیت قاضی در محیط و فضای دادرسی نیز رفتار متعارف و تبعیت از قوانین را طلب مینماید، البته این نظم قراردادی و مقررات ممکن است با انجام اعمالی توسط قضات مختل و مورد نقض قرار گیرد. بدین جهت ضروری است تدابیری در نظر گرفته شود تا حتی الامکان رفتار نامتعارف و نابهنجار را کاسته و به اجرای مقررات کمک نماید، زیرا ماهیت اعمال قوانین و مقررات انضباطی و انتظامی ایجاب می نماید که قانون شکنی های مربوط به آن در مراجع خاصی رسیدگی و از تخلفات و جرائم جلوگیری تا به روند امور مرتبط شغلی و عملکرد سازمان یا اداره خللی وارد نگردد.
گفتار اول: سابقه تاریخی نظارت انتظامی قضات در ایران
اصولاً بحث نظارت بر کار قضات مختص زمان فعلی نیست بلکه حتی در زمان رم باستان نیز قاضی متخلف مجازات می شده است و مرجع تظلم، شخص شاه یا امپراطور بوده و او شخصاً رسیدگی و حکم صادر مینمود و برای تخلفی که در حال حاضر جزئی پنداشته می شود، ممکن بود قاضی حیات خود را از دست بدهد و متناسب با موضوع بحث ( علل و عوامل مؤثر بر تخلفات انتظامی قضات در نظام قضایی ایران) ، نمونه ای از تظلم خواهی نزد امپراطور از تأخر قاضی در صدور حکم اشاره می نمائیم. در زمان تئودوریک امپراطور رم، بیوه زنی شکایت کرد که مدت سه سال است بر علیه یک سناتور دادخواستی دایر به مطالبه حق خود، به دادگاه داده ولی تاکنون دادگاه مبادرت به صدور حکم نکرده است. امپراطور قاضی را احضار و به او گفت: اگر تا فردا این کار را تمام نکردی، خودم درباره تو قضاوت خواهم کرد. فردای آن روز قاضی پرونده را رسیدگی و حکم به نفع بیوه زن صادر نمود. بیوه زن با در دست داشتن شمع مومی که معمول آن زمان بود، جهت اظهار تشکر نزد امپراطور آمد و به او گفت: که کار من تمام شد. فوراً امپراطور امر نمود قاضی را نزد او آورند و گفت چرا تاکنون کاری که یک روز بیشتر وقت لازم نداشت در مدت سه سال آن را معطل گذاردی و پس از توبیخ زیاد دستور داد سر او را از بدن جدا سازند[۳].
در روزگاران پیشین، داوری در ایران در مرحله ای قرار داشت که کشورهای متمدن جهان آن زمان از آن بی بهره بودند. مادها که بنا به قول مورخین یونانی و سنگ نوشته های آشوری و کتاب تورات و یهود از نخستین کسانی بودند که در ایران زمین حکومت می کردند، در امر قضاوت سخت گیر و تخلف از قانون را روا نمی داشتند. و متخلفین را به شدت مجازات می نمودند و این روش و سنت به دولت هخامنشیان نیز که بعد از مادها حکومت می کردند سرایت کرد[۴].
در ایران باستان همیشه قضات لایق و امین و دانشمند منصوب می شدند و با تخلفات آنها به شدت برخورد می گردیده است در آن زمان دو نفر قاضی به نام (ستدوک) و (سیزامینه) برای صدور احکام غلط در نتیجه اخذ رشوه اعدام شدند[۵].
در دوران کمبوجیه شخصی به نام (سی سام) که از اشراف بود و کمبوجیه نیز او را چون چشم گرامی میداشت، قضاوت می کرد. روزی به کمبوجیه خبر رسید که میان مرد ثروتمند و شخص بینوائی اختلاف افتاده است، (سی سام) جانب آن ثروتمند را گرفته است و ناحق رأی داده است و رأی وی موجب زیان مرد تهی دست گردیده است. به محض وصول خبر، کمبوجیه یکی از نزدیکان خود را مامور تحقیق این امر نمود و نتیجه تحقیقات نیز حکایت از صحت خبر واصله و رأی ناصواب (سی سام)داشت. به دستور کمبوجیه قاضی را به حضور او آوردند. کمبوجیه با تندی او را مورد مؤاخذه قرار داده و اعلام کرد که عمل وی چاره ای جز مرگ ندارد. سپس به دستور کمبوجیه سر از تن وی جدا کردند و پوست بدنش را نیز کنده بر مسندی گستردند که (سی سام) بر روی آن قضاوت می کرد ، آنگاه به دستور کمبوجیه فرزند قاضی متخلف، که به کار قضاء مشغول بود بر روی همان مسند بنشیند و به امور قضاء بپردازد[۶].
در زمان صدر اسلام نیز نظارت بر کار قضات وجود داشته است که به عنوان نمونه می توان به عزل ابوالاسواد دوئلی در همان روز اولی که به منصب قضاء منصوب شد توسط حضرت امیر علیه السلام اشاره کرد و وقتی از علل عزل خود جویا شد آن حضرت در پاسخ فرموده بودند که شنیدم که در محکمه بانگ آواز تو از آواز طرفین دعوی بلندتر بود. نمونه فراوان دیگر از این دست اقدامات در صدر اسلام داریم که حکایت از نظارت و کنترل بر کار قضات آن زمانه دارد. و خلاصه این که امر نظارت و کنترل کار قضات یکی از امور مهمی است که در هیچ زمانی از تاریخ به حال خود رها نبوده و حتی این نظارت در زمان خلفای اموی و عباسی نیز ادامه یافته است تا وقتی که زمان متصل گردیده است به دوران مشروطه که در این دوره با تأسیس عدالت خانه و سپس تدوین اولین قانون در مورخه ۱۳۲۹ هجری قمری بنام اصول تشکیلات عدلیه و تصویب آن نهایتاً در این قانون فصل ششم باب سوم آن اختصاص به مسئولیت حکام و صاحب منصبان و مستخدمین عدلیه یافت و برای اولین بار وجهه اختصاصی و رسمی برای شکایت از قضات عدلیه و نیز مقررات خاصی برای رسیدگی به تخلف و مسامحه در انجام وظیفه قضات در قانون مذکور پیش بینی شده بود .[۷]به هر حال شکی نیست که نظارت و کنترل و ارزشیابی کار قضات و مستخدمین دستگاه قضائی یک امر معقول و منطقی واجب است اما متاسفانه در زمان حال با وصف وجود مراجع متعددی که این امر را به عهده گرفته اند به نظر می رسد این شیوه و تعدد مراجع نظارتی کارائی لازم را ندارند. اکنون علاوه بر دادسرا و دادگاه عالی انتظامی قضات، نهاد حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه، بازرسی ویژه قوه قضائیه، و دفتر نظارت و پیگیری و معاونت ارزشیابی دادسرای انتظامی قضات، سازمان بازرسی کل کشور، کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی فعالیت واحدهای قضائی را نظارت می کنند. با این حال هنوز تخلفات و بی توجهی در رسیدگی ها چه به نحو سهوی یا عمدی دیده می شود. افزایش آمار تعلیق و تعقیب انتظامی قضات نیز افزایش یافته است[۸].
گفتار دوم: سابقه تقنینی قوانین و مقررات انتظامی قضات در ایران
در کشور ما برای اولین بار قانون اصول تشکیلات عدلیه در سال ۱۳۲۹ ( ه – ق) به تصویب رسید که به طور مدون مقرراتی برای رسیدگی به تخلفات قضات پیش بینی کرد و قریب بر نه دهه قبل ( یعنی تا سال ۱۳۰۴ شمسی ) ، علیرغم اینکه سازمان و تشکیلات مشخصی مانند اداره نظارت، برای رسیدگی به تخلفات قضات در کشور موجود بوده در خصوص تخلفات انتظامی قضات و میزان مجازات آنها، مقررات خاص و ویژه ای وجود نداشته است. لیکن به طور کلی در قوانین مختلف از جمله مواد ۱۷۹ و ۱۸۰ قانون اصول تشکیلات عدلیه و ماده ۲۸۸ قانون مجازات عمومی، مقرراتی برای برخورد قانونی با قضات وجود داشته که بسیار ناقص بوده است، تا اینکه نظام نامه راجع به تشخیص انواع تقصیرات انتظامی قضات و تعیین مجازات آنها در ۱۳ اسفند ۱۳۰۴ به تصویب هیات وزیران رسید[۹].
در حالی که این قانون از آن زمان تاکنون مورد اجرا بوده، لیکن دیوان عدالت اداری، نظامنامه تشخیص انواع تقصیرات قضات و تعیین مجازات آنها مصوب ۱۳ اسفند ۱۳۰۴ را مخالف قانون اساسی تشخیص، و آن را باطل کرد. متعاقب آن دیوان در پاسخ به انتقاد مطبوعات و رسانه ها در خصوص ابطال این نظام نامه به تشریح سابقه طرح آن پرداخت و گفت: در سال ۱۳۸۲، دادخواستی علیه نظامنامه تشخیص انواع تقصیرات قضات از سوی همکاران استان آذربایجان شرقی در دیوان عدالت اداری مطرح شد و این دادخواست به دولت ابلاغ شد، در همان سال دولت، پاسخ وزارت دادگستری را به عنوان جوابیه برای دیوان عدالت اداری فرستاد و شورای نگهبان هم در اظهار نظر شرعی خود ، نظامنامه را خلاف شرع تشخیص نداد، اما قضات هیأت عمومی دیوان با توجه به اصل ۵۶ قانون اساسی در خصوص تفکیک قوا و اصول ۱۵۶ و ۱۵۷ بخش مربوط به صلاحیت های رئیس قوه قضائیه و اصل ۱۳۶ قانون اساسی که اعمال مجازات باید در دادگاه ها و به استناد قانون انجام شود، این نظامنامه را منسوخ تلقی کرد. در این ارتباط دیوان معتقد بوده هرچند که این نظامنامه در زمان تصویب یعنی سال ۱۳۰۴ جنبه قانونی داشت، و این امر به استناد ماده ۲۸۸ قانون مجازات عمومی تجویز شده بود، و این قانون، هم اکنون نسخ شده است و قانونهای بعدی هم هر چند اشاره ضمنی به این نظام نامه داشتهاند، اما در حد احیاء آن نبوده است، بدان سبب، به توجه به صراحت اصل ۳۶ قانون اساسی که عزل و نصب و تشخیص صلاحیت قضات با رئیس قوه قضائیه است نه دولت، این مصوبه مغایر با قانون اساسی تشخیص و باطل اعلام شد[۱۰].
دیوان در پاسخ به این سؤال که آیا برای خلاء این قانون چاره ای اندیشیده شده است، ادامه می دهد از اول انقلاب تاکنون برای تخلفات کارکنان دولت شاهد تصویب چندین قانون بودیم که بعضاً اصلاح هم شد، اما برای قضات که موقعیت بالاتری دارند و مرجع رسیدگی به تخلفات کلیه دعاوی و احیاء حقوق عام هستند نه تنها قانونگذار قانون تصویب نکرد، بلکه بر اساس نظام نامه سال ۱۳۰۴ که با وضعیت موجود ناکارآمد نیز است، عمل شد.
بالاخره دستگاه قضایی و به ویژه دادسرا ، دادگاه عالی انتظامی و جامعه قضات با تمام این کش و قوس ها، با یک بلاتکلیفی محض از حیث نبودو خلاء مقررات انتظامی مواجه گشتند. اما مسئولین ذیربط و صاحب نظر، توجهی به ابطال نظامنامه ننموده، و از آنجائیکه رای مذکور (دیوان عدالت اداری) در روزنامه رسمی کشور چاپ و منتشر نمود ، فرض را بر عدم ابطال تلقی و کما فی السابق به نظام نامه ۱۳۰۴ در برخورد با قضات متخلف استناد کرده، تا اینکه قوه قضائیه لایحه تشکیلات دادسرا و دادگاه عالی و نظارت انتظامی بر رفتار قضایی قضات راتهیه و توسط دولت طی شماره ۱۱۲۳۵۲/۴۳۲۸۴ مورخ ۲۳/۵/۱۳۸۹ تقدیم مجلس شورای اسلامی گردید. نهایتاً پس از بررسی های انجام گرفته، در تاریخ ۱۷/۱۷/۱۳۹۰ لایحه تقدیمی دولت تحت عنوان قانون نظارت بر رفتار قضات تصویب و در تاریخ ۲۷/۷/۱۳۹۰ به تائید شورای نگهبان رسیده و طی نامه شماره ۴۸۸۵۶/۴۶۳ مورخ ۷/۸/۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی به دولت (رئیس جمهور) جهت ابلاغ ارسال و متعاقب آن ریاست جمهوری طی شماره ۱۵۶۴۵۱ مورخ ۱۵/۸/۱۳۹۰ قانون مذکور مصوب را جهت اجرا، ابلاغ، تا تشریفات درج و انتشار آن در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران انجام و با انقضای مهلت ۱۵ روز پس از انتشار، اجرای آن رسماً عملی گردد.
گفتار سوم: اهمیت قضا و قاضی
امر قضاء برقرار کننده و حمایت کننده عدالت و آزادی در جامعه است و دستگاه قضایی نبض آن است.
تشخیص حق از باطل و ظالم از مظلوم و بیگناه از گناهکار کار ساده ای نیست و قضات در فرایند دادرسی یک پرونده با مجموعه ای از معماها و چیستان ها مواجه هستند.
حفظ و صیانت حقوق انسان ها در عرصه رسیدگی های پرمشغله قضائی اقتضا دارد که هر گاه این حقوق با اشتباه قاضی مشتبه و یا ضایع شده و یا بهر طریق به آن آسیبی رسید ولو با لطمه خوردن به موقعیت شغلی و کاهش شئونات قضائی در صورت افشا و اقرار قاضی به اشتباه خود به اعتراف و رفع آن اشتباه و اشکال با تمام قدرت و امکان بپردازد و این اقدام را بر خود فرض و واجب بداند و نگذارد حق انسانی بدین کیفیت و در مسیر دادرسی تضییع گردد، چه هدف و غرض از رسیدگی های قضائی تامین و تثبیت حقوق انسان ها و بسط عدالت قضائی و اجتماعی است نه حفظ مصالح فردی و شغلی قاضی، گر چه حفظ آن مصالح نیز در غایت و نفس الامر مؤثر در حفظ حقوق عامه است ولی بر آن مرجح نیست و قاضی نمی تواند بصرف اینکه سوءنیتی نداشته و سهواً مرتکب عدم تشخیص حق و خطا شده و اعتراف و توضیح اشتباه به حیثیت او لطمه میزند، موضوع را مکتوم داشته و خود را راضی کرده و مسئول نداند، چه همان گونه که بیان شد هدف و غرض از رسیدگیهای قضائی رسیدن ذوالحقوق به حقشان و تثبیت واقعیات است و خلاف آن نقض غرض و استنتاج باطل. بنابراین هر مصلحت و منفعتی باید فدای این قاعده و رفع اشکال گردد. زیرا توجه به حق الناس و حفظ صیانت آن از اهم وظائف هر فرد بخصوص قاضی است که دائر مدار حفظ آن حقوق و امنیت بخش آن در صحنه قضاوت و دادرسی است[۱۱].
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
طبیعت حرفه قضا مغایر و مخالف با اشتباه است. قضاوت اشتباه را نمی پذیرد و همواره از آن رو گردان است، اما ناگزیر دادرسی ها به وسیله انسان صورت میگیرد و بشر جایز الخطا است و امکان اشتباه در کار او وجود دارد، پس چگونه این دو سرشت متضاد در انسان میتواند ملحوظ و محقق باشد؛ یعنی قضاوت کند بدون ارتکاب خطا، در حالی که جایزالخطا است. خوشبختانه خطا و اشتباه دائماً گریبانگیر افراد خاص و تربیت یافته نظیر صنف و طبقه قاضی که دارای تحصیلات عالیه و آموزش و پرورش دیده است نمی گردد و اینگونه افراد به ندرت مرتکب خطا و اشتباه میشوند. به همین دلیل است که انتخاب قضات صرف نظر از نیازهای دیگر از بین افراد تحصیل کرده و فاضل و تربیت یافته بعمل میآید تا امکان بروز این نارسائیها کمتر و ضعیفتر باشد. ولی متاسفانه همین افراد نیز گاه در عمل مرتکب خطا میشوند که بنا بر اصول یاد شده باید بدان مقر بوده و در صدد رفع آن برآیند[۱۲].
ناگفته نماند که امر دادرسی باید به طرقی انجام پذیرد و قضاوت به گونهای صورت گیرد که در مسیر خطا و اشتباهات نباشد و از عوامل و عللی که موجب این گرفتاری میشود حتی المقدور پرهیز شود و قاضی خود را از فضای آن خارج سازد تا قضاوت بنحو مطلوب صورت گیرد.
از علل مهم و عمده اشتباهات قضائی در امر دادرسی کثرت کار، گرفتاری های مالی و خانوادگی، ضعف علمی، عدم امنیت و گرفتاری های شغلی، استرس، عدم مدیریت صحیح و نظم و ترتیب در امور و … است. این ناملایمات افکار قاضی را مغشوش و مشوش ساخته از میزان دقت در کار میکاهد و موجب بروز اشتباهات میشود. برای گریز از این اشکالات بدیهی است به قسمت قابل ملاحظه ای از آنها باید دولتها با اقدامات اساسی و ریشه ای خود توجه داشته باشند و در حیطه کار و مسئولیت آنها است تا امکان قضاوت در پرتو راحتی خیال و آرامش فکری و عصبی را برای قضات فراهم نمایند. رعایت و توجه بعضی مسائل مذکور فوق نیز با خود قضات است که باید کوشش نمایند خود را از محدوده عوامل موجد اشتباهات خارج نمایند. حال اگر با تمام تدارکات و مراقبت ها و دقت ها اشتباه رخ داد چه باید کرد؟ و دراین مرحله قاضی چه فرض و تکلیفی دارد؟[۱۳].
در این گونه موارد ابتدا باید از امکانات و طرق سهل قانونی بهره گرفته تا برای احقاق حق زیان دیده از اشتباه اقدام گردد، و اگر طرق سهل قانونی در دسترس نباشد به هر وسیله و طریق دیگر باید منظور فوق حاصل شود. خوشبختانه در قوانین راه های زیادی برای نجات ازاین تنگناها و جبران مافات و خطاها وجود دارد که از آن در موارد ابتلاء استفاده می شود نظیر تجدیدنظر خواهیها و استینافها و فرجام خواهیها و اعاده دادرسی و غیره ، که اگر این راه ها نیز مسدود باشد قاضی باید با اعتراف به اشتباه بار سنگین تضییع حق صاحب حق را سبک و به طرق امکان پذیر دیگر سعی در رساندن صاحب حق به حقوق از دست رفته اش نماید. در بعضی جوامع مترقی دولت به پرداخت خسارات زیان دیده و یا آسیب دیده از این اشتباهات می پردازد و خطاهای قاضی را تا حدی که مقدور است جبران می کند. این طرز عمل و تفکر اقدامی بجا و به قاعده بوده و به پیروی از آن بهترین طریق رفع این محظورات و معضلات ایجاد قوانین مربوط در تمام کشورها برای جبران این خسارات و تضییع حقوق مردم است . مواقعی پیش می آید که قاضی با امکانات محدود خود قادر بتلافی و تامین این ضایعات نیست و اگر فرضاً از تمکن مالی او برای نیل بدین منظور استفاده شود علاوه بر ایجاد عدم امنیت در زندگی مالی قاضی و کشیدن او به دام اشتباهات دیگر که نقض غرض است خود و خانواده او دچار عسرو حرج می شوند، و عواقب آن بدتر از تضییع حق افراد بر اثر اشتباه قاضی است، بنابراین بهترین راه جبران این آسیب ها دخالت دولت و تخصیص بودجه ای خاص برای این موارد و استفاده از بیت المال است. تا بتوان بهر تقدیر این خسارات را جبران و تا حد ممکن برفع ظلمی که ناشی از اقدام دستگاه های ممکلتی بر فرد است پرداخته شود.
مسأله مهم دیگری که هم قضات و هم دولتها باید بدان توجه داشته باشند کاستن از تراکم کار به وسیله اقدامات مختلف و ضروری از جمله افزایش تعداد قضات و تدابیر دیگر مدیریت برای کاهش میزان کار و مراجعات به دادگستری است، زیرا یکی از عوامل مؤثر در ایجاد اخلال و بروز اشتباهات قضائی کثرت کار و خستگی مفرط قاضی حین انجام وظیفه است که باید به انحاء طرق، با آن مقابله و آرامش فکری و عصبی قضات حین خدمت فراهم گردد[۱۴].
همانطور که اشاره شد خود قضات نیز با اعمال مدیریت صحیح در کار و بهره گیری از راه های کاستن امور قضائی باید به این مهم کمک نموده و برنامه کاری خود را به نحوی تنظیم و مرتب نمایند که کمتر با حالت خستگی بانجام وظیفه پرداخته و اقدام به چنین کار پرمسئولیت و سنگین و طاقت فرسا نمایند.
اشتباهات مکرر و مستمر یک قاضی در شرایط عادی کاری که حاکی و نمودارعدم آمادگی و یا از دست دادن آمادگی لازم برای امر خطیر قضا است، قاضی را موظف به کناره گیری داوطلبانه و مسئولین امور را نیز با حفظ حیثیات قضائی موظف به ایجاد امکان تغییر شغل برای قاضی می نماید، چه همان گونه که بیان گردید اشتباه در حدی مجاز و قابل قبول برای یک انسان آنهم در کسوت قضا ، قابل تأمل و غمض عین است که به حد رویه و عادت نرسد، ولی چنانچه بکرات و به بیش از حد معمول رسید، ناگزیر باید قاضی به حرفه دیگری بپردازد، زیرا که قضاوت از اشتباه گریزان است[۱۵].
اکنون که به اجمال اهمیت شغل قضا و مشکلات پیش روی قاضی را با ذکر و توضیح دقایق آن بر شمردیم بیش از هر چیز متوجه مسئولیت بزرگ و تکلیف سنگین آن می شویم و در می یابیم که شخص با قبول مسند قضا چه وظائف طاقت فرسا و بار کوه پیکری را بر دوش گرفته است و برای نیل به مقصد نیازمند چه قدرت و توان فوق بشری است. جا دارد که سنگینی این مسئولیت را در مباحث آتی مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم.
گفتار چهارم : تعاریف
نظر به اینکه در شروع هر بحث ، تعریف موضوع ، تعیین اصول و قواعد حاکم بر آن و تعیین قلمرو بحث ضرورت دارد، لذا ابتدا به بررسی تعاریف و مفاهیم پرداخته می شود .
الف) مسئولیت در لغت
از نظر لغوی « مسئولیت » یعنی از کار و فعل انجام شده مورد سؤال واقع شدن. ریشه آن سأل یسأل است. مسئولیت حالتی است که انسان درآن از عمل خود مؤاخذه میشود و آن عمل یک اختلال در قاعده است، حال اگر قاعده حقوقی باشد مسئولیت حقوقی است.[۱۶] در جای دیگر به معنی پرسش و سؤال شدن است و غالباً به مفهوم تفکیک وظیفه و آنچه که انسان عهده دار و مسئول آن باشد.[۱۷]
ب) مسئولیت در اصطلاح
مسئولیت در اصطلاح به معنی تعهد قانونی شخص است به دفع ضرر دیگری که وی به او وارد آورده است ؛ خواه این ضرر ناشی از تقصیر خود وی باشد یا از فعالیت او ایجاد شده باشد.[۱۸]
ج) تعریف مسئول
در فرهنگ فارسی معین مسئول به معنی امر خواهش شده، کسی که فریضه ای بر ذمه دارد که اگر به آن عمل نکند از او بازخواست می شود[۱۹]. در مفردات راغب مسئول به معنی خواهش، درخواست و پرسش است[۲۰]و همچنین در فرهنگ نفیس مسئول کسی است که از وی سئوال کنند و درخواست نمایند[۲۱].
د) تعریف قاضی
قاضی کسی است که به شغل قضا و فصل خصومت و ترافع اشتغال دارد[۲۲] و لفظ قاضی شامل تمامی قضات اعم از قضات دادگاه های بدوی، تجدیدنظر، دیوان عالی کشور، دادگاه انقلاب، نظامی، ویژه روحانیت،دادستان ها، معاونان ایشان، بازپرس ها و دادیارها می گردد[۲۳].
ه ) تعریف علت
علَت امری است که به محض وقوع آن چیز دیگری بدون اینکه تاخیری رخ دهد به دنبال آن واقع شود و آن چیز دیگر را معلول گویند[۲۴] و از نظر حقوقی عبارت است هدف مستقیمی که برای وصول به آن، شخص خود را متعهد کند[۲۵] و در فقه به عامل یا عواملی که به محض تحقق در خارج به دنبال خویش اثری را بیاورند علت تامه گفته میشود[۲۶] و خلاصه هر چه که مصداق کار است.[۲۷]
و) تعریف فساد (تخلف)
فساد پدیدهای بسیار گسترده و دارای ماهیت چند وجهی بوده و تعاریف فساد بسته به رشته و ساز و کارهایی که برای توضیح پدیده به کار میرود متفاوت است. ریشه فساد فعل لاتین رومپر به معنای شکستن است . بنابراین در فساد آنچه میشکند یا نقص می شود امکان دارد رفتار اخلاقی یا شیوه قانونی یا اغلب مقررات اداری باشد. [۲۸]
در فرهنگ لغت واژه فساد این چنین تعریف شده است: «نادرستی و کردار خلاف قانون افرادی که در مسند قدرت و مسئولیت و اختیار قرار دارند». در بعضی کتب به جای واژه فساد از تخلف استفاده شده است. واژه تخلف «فساد» در لغت به معنی خلف و خلاف وعده و عهد و پیمان کردن و تخلف کردن به معنی خلاف کردن، پس ایستادن از وعده و عهد و امری است. این واژه در فقه و قانون مدنی به معنی عدم انجام دادن تعهد یا تاخیر انجام دادن تعهد، ظهور خلاف آنچه که شرط شده یا ظهور خلاف آنچه توصیف شده را دارد.[۲۹]
آن چه مسلم است فساد به عنوان پدیده ای برخاسته از تلاقی منافع بخش های عمومی و خصوصی با یکدیگر، حاصل رفتار منفعت جویانه کسانی است که نمایندگی بخش عمومی را بر عهده دارند یا از قدرت و اختیارات دولتی برخوردارند و از آن برای مقاصد شخصی، خانوادگی، یا گروهی اعم از انگیزه های کسب فرصتهای سیاسی یا اقتصادی سوء استفاده می کنند.
عکس مرتبط با اقتصاد
ز) تعریف تخلف انتظامی
تخلف انتظامی عبارت از فعل یا ترک فعلی است که با نقض مقررات انتظامی و وظایف حرفه ای مربوط به صنف یا گروه خاصی ارتکاب مییابد و موجب تنبیه انتظامی یا مجازات انتظامی متخلف میگردد. به طور مثال ، طفره و تعلل قاضی در رسیدگی به پرونده ها از جمله تخلفات انتظامی قضات است که مستلزم مجازات انتظامی است و مرادف اصطلاح جرم انتظامی ، تقصیر انضباطی است[۳۰]
ح ) تعریف دستگاه قضایی
« دستگاه » به معنی قدرت، جمعیت و سامان و همچنین تمام آلات و ادواتی که در یک جا برای انجام دادن کاری فراهم آورده باشند آمده است.[۳۱] دستگاه قضایی به معنی تمامی ساز و کار لازم برای رسیدگی به امور قضاوت و دادرسی.
گفتار پنجم: تفاوت تخلف و جرم
با توجه به تعریفی که از تخلف به عمل آمد میتوان گفت که تخلف با جرم تفاوت اساسی دارد، زیرا تخلفات انضباطی بیانگر تخلفات مربوط به حیثیت و مقام و وظایف حرفهای هر فرد است،[۳۲] در صورتی که جرم کنش های مخالف نظم اجتماعی افراد در جامعه است که به موجب قانون برای آن مجازات و اقدامات تأمینی و تربیتی تعیین شده است.[۳۳] بعضاً وجوه تشابهی میان این دودسته از مقررات وجود دارند ، به عنوان مثال: ممکن است عمل واحد منشاء تخلف و جرم باشد، مانند اختلاس یا رشوه که از طرفی دارای وصف مجرمانهاند و از طرفی دیگر تخلف انضباطی محسوب می گردد.
علیرغم این مشابهت،تفاوتهای زیادی بین حقوق جزا و مقررات انضباطی وجود دارد[۳۴] که اهم آنها عبارتست از:
۱- اساس تخلف انضباطی قرار دادی است، یعنی توافق قبلیخود شخص به رعایت مقررات انضباطی و اینکه اگر این مقررات را رعایت ننماید در معرض مجازاتهای پیش بینی شده قرارمیگیرد.[۳۵]
۲- موضوع مقررات انضباطی مثل جرائم عمومی، جامع و همه گیر نیست. بنابر این ممکن است عملی در نظام پزشکی تخلف به حساب آید ولی در کانون وکلا تخلف محسوب نشود.[۳۶]
۳- قبح عمل از لحاظ جزائی و انضباطی به طور یکسان ارزیابی نمیشود، به عبارت دیگر ارزشهایی که به وسیله مقررات انضباطی مورد دفاع قرار می گیرند بسیار وسیع هستند و در مواردی مثل قواعد اخلاقی حتی مشمول وظایف مشخص نسبت به خود وی هم می شوند بنابراین عملی که از لحاظ حقوق جزا جرم محسوب نمی شود، ممکن است از نظر انضباطی قابل مجازات باشد.[۳۷]
۴- قواعد و اصول معمول در حقوق جزا در مورد قواعد انضباطی اجراء نمی شوند، مثلاً اصل قانونی بودن جرم [۳۸] در حقوق انضباطی وجود ندارد، چه هر عملی که ممکن است بر خلاف شئونات و حیثیت گروه محسوب شود قابل مجازات است و این اعمال از قبل قابل پیش بینی نیستند و نمی توان آنها را تعیین و توصیف نمود. مثلاً ظاهر غیر آراسته، رفتار جلف و زننده و حتی لباس پوشیدن نامناسب ممکن است بر خلاف شئونات محسوب شود و تشخیص آن با مقامات و مأموران رسیدگی به تخلف است. همچنین اصل اعتبار قضیه مختومه[۳۹] در مقررات انضباطی معمول نیست. بنابر این کسی که از لحاظ اخذ رشوه در دادگاه جزائی تبرئه شده است ممکن است به علت ارتکاب همان عمل در دادگاه انضباطی محکوم شود[۴۰] چون ارتکاب جرم مستلزم وجود عناصر و شرایطی است.
مثلاً کسی که برای انجام عملی قرار گرفتن رشوه را گذاشته از لحاظ انضباطی قابل مجازات است در صورتی که مرتکب جرم ارتشاء نشده است.[۴۱]
۵- همانطور که در بند(۴) توضیح دادیم اصل قانونی بودن جرم که از جمله قواعد اساسی حقوق جزا است در مورد تخلفات انضباطی قابل اجراء نیست زیرا همه تخلفات انضباطی کارکنان دولت قبلاً معین و به عبارت دیگر در این خصوص از اصل قانونی بودن مجازات تبعیت شده است.[۴۲]
۶- رسیدگی به تقصیر[۴۳] یا تخلف [۴۴] یا قصور[۴۵] مستخدمین و یا به طور کلی خطاء[۴۶] در انجام وظایف و تعیین مجازات آنها به عهده دادگاه های اداری و انضباطی است. در صورتی که مجازاتهای مربوط به جرائم توسط محاکم جزاتی تعیین و اعمال میگردند.[۴۷]
مبحث دوم : مبانی نظری ، حقوقی ، و فقهی تخلفات انتظامی قضات
توجه و اجرای قانون یکی از طرق و شاید مهمترین طریق اجرای عدالت باشد. حرفه قضا بدان صورت که بارها اشاره شد تنها جنبه مادی نداشته بلکه قاضی دارای تکالیف و وظایف ایثارگرانه و روحانی هم هست که باید ارزش این مزایای معنوی در عمق اعتقادات او ریشه داشته و واجد شکوه و حرمت بسزا باشد و او را به اقدام و عمل در این مسیر حق پرستانه وادار نماید.

گفتار اول : مبانی نظری تخلفات انتظامی قضات
رسیدگی به تخلفات انتظامی قضات موجب اعتماد مردم به دستگاه قضایی میگردد، و این دستگاه را در مسیر حرکت صحیح و توانمند قرار داده و فکر تخطی واحیانا سوء استفاده را مردود و گردش کار را روان و از طرفی موجبات وای وای مردم را فراهم نمی نماید . پیچیدگی روابط اجتماعی و رشد روز افزون شمار قوانین و پرونده های دعاوی ، فرضهای طلائی پیشین دربارۀ مصون بودن قاضی از خطاء یا وحدت حق و حکم را از اعتبار انداخته است [۴۸].
الف – تحولات اجتماعی
هر جامعهای نیاز مبرم به وجود قانون داشته و اجرای آن در تمام سطوح باید احساس شود. بسیاری از مشکلات، نارسابیها، کمبودها، تبعیضها ناشی از نبود قانون و بی اعتناعی به قانون است، اجرای قانون مختص مردم عادی نیست، تنها قضات مکلف به رعایت قانون نیستند، همه احاد ملت و مسئولین یک جامعه باید در چهارچوب قانون حرکت نمایند، شعار احترام به قانون کافی نیست. بدترین وضع یک جامعه در زمانی است که علاج بن بست را در توقف و شکست قانون بداند. پیشرفت تکنولوژی و صنعت در جوامع امروزی و گسترش ارتباطات موجب شده است جهان بصورت دهکدۀ جهانی درآید. بالتبع در چنین جوامعی روشها و تکنیک هائی که توسط مجرمین در جهت ارتکاب جرم و مخفی نگه داشتن آن بکار گرفته میشود بسیار پیچیدهتر از روش های بکار گرفته شده در جوامع کوچک و بسته میباشد و یقیناً دادرسی در چنین جوامعی با جوامع سنتی و بسته متفاوت است[۴۹].
در جوامع کوچک مثل قبایل در قدیم معمول چنین بود که در صورت بروز اختلاف، رئیس قبیله در چادر خود یا سایۀ درخت جلوس میکرد و به تظلمات ساده افراد ساده لوح و مطیع قبیله از قبیل چوپان و برزگر رسیدگی میکرد و بدون رعایت تشریفات، فی المجلس احقاق حق را اصلاح ذات البین می کرد و مسئله خاتمه پیدا میکرد. اما در جوامع امروزی این امر امکان پذیر نیست. در جوامع کنونی و صنعتی که بین هزاران نفر کارگر و کارفرما و صنعتگر و پیشه ور روابط حقوقی و معاملاتی پیچیده گوناگون وجود دارد، به تبع همین روابط غالباً دعاوی غامض و پیچیده بین آنان مطرح است و چنین اختلافات غامض و پیچیده را نمیتوان با توسل به شیوه های سنتی و مرسوم حل و فصل کرد . از طرف دیگر قاضی انسان است و انسان هم طبعاً جایزالخطاء است و پیچیدگی دعاوی سبب می شود قاضی به سهولت مرتکب اشتباه شود . لذا ضرورت دارد مراحلی در رسیدگی باشد تا اگر در یک مرحله اشتباه و بیدادگری صورت گرفت در مرحله بعد جبران[۵۰] و به تخلفات ارتکابی وی رسیدگی شود و از عهده خسارات وارده به اصحاب دعوی برآید .

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
بدحجابی و مسائل مربوط به پوشش وآرایش و ظاهر اشخاص- قسمت ۱۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

حجاب مانع ظاهری است که چون صدف گوهری گران سنگ در آغوش خود حفظ می‏کندو نشان از بهای والاو چشمگیر آن داردو عفاف حالتی درونی و نفسانی است که ازشعله کشیدن هوا و هوس و پیشروی شهوت جلوگیری می‏کند.[۴۸]
بطور کلی توصیه های اسلام در خصوص پوشش زنان مسلمان از ویژگیها و امتیازات خاصی برخوردار است که تأمین کننده شخصیت و منزلت وجودی زن می‌باشد. لیکن به لحاظ اهمیت و حساسیت این مسئله، اسلام قواعد کلی را برای تبیین الگوی مناسب پوشش زنان ارائه نموده است.
گفتار دوم:فلسفه حجاب وپوشش در اسلام وایرادات وارده به آن
درابتدا لازم است قبل از بررسی فلسفه حجاب و ضرورت وجودی حجاب از منظر دین اسلام , لغت و مفهوم حجاب را ازجهات گوناگون موردتحلیل قرار داده ونظرات اندیشمندان ومتفکرین علوم دینی رادراین زمینه دریابیم تا بتوانیم در ادامه تحلیلی صحیح از فلسفه حجاب بیان نماییم.
بنداول:مفهـوم لغـوی حجـاب
«حجاب» واژه عربی است و زبان شناسان عرب، برای آن، دو معنای اصلی بر شمرده اند:
۱-حجاب، به مفهوم مانع وحایل میان دو چیز است، خواه آن دو چیز از امور مادی واشیای محسوس باشد ویا از امور معنوی و غیر محسوس.
«حَجَبَ به معنای منع است و از همین رو به پوشش حجاب گفته می شود زیرا پوشش مانع از مشاهده می شود و به دربان حاجب گفته می شود چون مانع و بازدارنده از ورود دیگران است. اصل معنای حجاب، جسمی است که بین دوجسد حائل می شود و گاه بر امور معنوی نیز به کار می رود؛ از این رو گفته شده است: «عجز» حجاب میان انسان و مراد اوست و «معصیت» حجاب بین بنده و پرورد گار اوست..»[۴۹]
۲- حجاب به معنای ستر وپوشش
صحاح اللغه معنای پوشش را برای حجاب یاد آور شده وگفته است:
«الحجاب الستر وحجاب الجوف ما یحجب بین الفوأد و سایره»[۵۰]
«حجاب یعنی پوشش وحجاب درون انسان، یعنی آن چه که بین قلب وسایرآن حائل می شود.»
کاربرد قرآنی حجاب نیز دلالت بر آن دارد که اصل معنای حجاب منع است و اگر به پوشش و ساتر، حجاب گفته می شود، از آن رو است که پوشش، مانع از دیدن و از مصداق های حجاب است.
از گفتار اهل لغت می توان نتیجه گرفت که در زبان عرب، حجاب به پوششی گفته می شود که مانع از دیدن شیئی پوشانده شده می شود. شهید مطهری نتیجه تحقیقات لغوی خود را درباره این واژه، چنین بیان می کند:
«کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب، بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نیست; آن پوشش حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد».[۵۱]
این واژه درقرآن وحدیث نیز باعنایت به همین معنای لغوی بهکاررفته ومعنایخاصی پیدانکرده است.[۵۲]
البته لازم بذکر است علاوه بر معنای لغوی ،کلمه «حجاب» تعابیر مختلفی نسبت به آن ذکر شده است که به اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم[۵۳]:
الف – عفاف ذهن: نپروراندن ذهنیت گناه و معصیت در ذهن و پرهیز از فکر و خیالات باطل از توصیه های اسلام است. چرا که مقدمه و زمینه ساز سقوط انسان در ورطه گناه و ارتباط نامشروع، ذهنیت سازی آن است. همان طور که در احادیث آمده است، برخی افراد بدون آنکه مرتکب عمل زشت زنا شوند، در خود ذهنیت زنا را می پرورانند و در فضای روحی زنا بسر می برند.
ب- عفاف نگاه: از دستورات مؤکد اسلام رعایت نگاه و پرهیز از نظر کردن به نامحرم است. چرا که بیشترین تأثیر منفی را بر دل می گذارد. با توجه به اهمیت مسأله، خداوند در سوره نور می فرماید: » به مؤمنان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند، این کار برای آنها پاکیزه تر است خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.
ج – عفاف گفتار: فقهای اسلامی تأکید دارند که برای زن جایز نیست صدای خود را بگونه ای خوش آهنگ، نازک و ملایم جلوه دهد که موجب تحریک نامحرم شود. علاوه بر این در برخورد با نامجرم از بیان کلمات و الفاظ احساسی و تحریک کننده بپرهیزد و در گفتار جدیت نشان دهد تا افراد ضعیف الایمان و بیماردلان سوءاستفاده نکنند.
د – عفاف در تعاملات رفتاری (در برخورد حسی): اسلام هر گونه ارتباط و برخورد حسی میان زن و مرد اجنبی را حرام کرده است. لذا مرد نمی تواند با هیچ عضوی از اعضاء خود با عضوی از اندام بدن زن نامحرم تماس حاصل نماید. از این رو مصافحه (دست دادن)، بوسیدن و لمس کردن اعضاء بدن زن نامحرم حرام است..
هـ‌- عفاف در رفتار و معاشرت: زن مسلمان علاوه بر پوشش ظاهری باید در نوع حرکات، برخوردها و حتی راه رفتن نیز زمینه سوءاستفاده افراد اجنبی و هوسباز را از میان ببرد. برخوردهای سنگین توأم با متانت، شرم و حیا، تواضع و وقار، کم گوئی و پرهیز از گشاده روئی مفرط، برخوردهای جلف، معاشرت دوستانه و اختلاط با مرد بیگانه بر یک زن مسلمان لازم است.
و – عفاف در زینت: زن مسلمان باید علاوه بر پوشش اعضاء و اندام خود، هر نوع زیور و زینت را از معرض دید نامحرمان پنهان سازد و از هرگونه آرایش و خودنمائی در بابر افراد بیگانه و اجنبی بپرهیزد تا زمینه جلب توجه و تحریک آنان فراهم نشود.
بند دوم:فلسفه حجاب
این بند از دو قسمت تشکیل یافته است در قسمت اول به ایرادات و اشکالات وارده بر امر حجاب می پردازیم ودر قسمت دوم از فلسفه حجاب د راسلام سخن خواهیم گفت:
الف:ایرادات واشکالات وارده در خصوص امر «حجاب»
معمولا در خصوص داشتن «حجاب» برای زنان،افرادی ایراداتی وارد کرده اند که عبارتند از ۱٫منطقی نبودن«حجاب» ۲٫محدود شدن آزادی زن با حفظ حجاب۳٫ رود فعالیتهای زن در سطح اجتماع به علت حفظ حجاب ۴٫ افزایش التهابهای جنسی در سطح اجتماع با رعایت حجاب اسلامی که به طور جداگانه به آنها می پردازیم:[۵۴]
۱)منطقی نبودن حجاب
اولین ایرادی که بر پوشیدگی زن می‏گیرند اینست که دلیل معقولی ندارد و چیزی که منطقی نیست نباید از آن دفاع کرد . می‏گویند منشأ حجاب ، یا غارتگری و نا امنی بوده است که امروز وجود ندارد ، و یا فکر رهبانیت و ترک لذت بوده است که فکر باطل و نادرستی است ، و یا خودخواهی و سلطه‏جوئی مرد بوده که رذیله‏ای است ناهنجار و باید با آن مبارزه کرد ، و یا اعتقاد به پلیدی زن در ایام حیض بوده است که این هم خرافه‏ای بیش‏ نیست .
پاسخ:به لحاظ جرم شناسی ،حجاب از ابعاد گوناگون دارای منطق معقوی است[۵۵]،برای مثال:از بعد روانی حجاب،موجب آسایش روانی ،سلامت روحی،حتی جسمی وجنسی در افراد می کرددو…،از بعد خانوادگی موجب استحکام بنیاد خانواده،تقویت روابط همسران،کاهش آمار خیانت وطلاق،و…،می گردد،از بعد اجتماعی باعث سلامت وپاکی اجتماع از انواع آلودگی ها وبیماری های اخلاقی،افزایش سطح کار وتلاش سازنده در جامعهو…،می کردداز بعد تکریم زن،بین زن ونامحرم حریم ایجاد کرده وخط قرمزهایی را برای بیگانگان ترسیم می کند ودر نتیجه دسترسیس نا محرمان را به زن مشکل وحتی ناممکن می سازد وبه حکم عقل ،هرچیزی که دسترسی به آن مشکل ویا ناممکن باشد گرانبها وارزشمند می شود.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲)محدود شدن آزادی زن با حفظ حجاب
ایراد دیگری که بر حجاب گرفته‏اند اینست که موجب سلب حق آزادی که‏ یک حق طبیعی بشری است می‏گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می‏رود . احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است . هر انسانی شریف و آزاد است ، مرد باشد یا زن . مجبور ساختن زن به اینکه حجاب‏ داشته باشد بی اعتنائی به حق آزادی او و اهانت به حیثیت انسانی او است‏. عزت و کرامت انسانی و حق‏ آزادی زن ، و همچنین هیچ کس حق ندارد بدون دلیل کسی را اسیر و زندانی کند ، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ‏ بهانه نباید واقع شود ، ایجاب می‏کند که این امر از میان برود .
پاسخ:اول اینکه لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن‏ زن در خانه و بین موظف دانستن او به اینکه وقتیمی‏خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد دوم اینکه اسلام هرگز نخواسته زن را خانه نشین ودور از اجتماع قرار دهد بلکه مصلحت زن وخانواده او ونیز مصلحت اجتماع ایجاب می کند که زن بارعایت حجاب اسلامی ودور از هرگونه خودآرای وخودنمایی در جامعه حاضر شده واین چیزی نیاست که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشد و یا تجاوز به‏ حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود . اگر رعایت پاره‏ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را ” زندانی کردن‏ ” یا ” بردگی ” نمی‏توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل ” آزادی ” فرد نمی‏توان. برعکس ، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام تعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر او است ، زیرا او را از تعرض بیماردلان وفاقد اخلاق مصون می‏دارد . وعرصه را برای حضور عفیفانه زن در سطح اجتماع فراهم می کند.
سوم اینکه:آیا الزام زن به امری که ماییه ی مصونیت او از نگاه های ناپاک وتعرض می گرد، برخلاف آزادی و حقوق انسانی اوست یا برداشتن حجاب او وفراهم کردن زمینه تعرض نسبت به زن وسلب امنیت وآرامش از او؟
۳)رکود فعالیتهای زن در سطح اجتماع به عت حفظ حجاب
سومین ایرادی که بر حجاب می‏گیرند اینست که سبب رکود فعالیتهائی است که خلقت در وجود زن قرار داده است . زن نیز مانند مرد دارای ذوق ، فکر ، فهم ، هوش و استعداد کار است . این استعدادها را خدا به او داده است و بیهوده نیست و باید به ثمر برسد باز داشتن زن از کوششهائی که آفرینش به او امکان داده است نه تنها ستم به زن است ، خیانت به اجتماع نیز می‏باشد . هر چیزی که سبب شود قوای طبیعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زیان اجتماع است . عامل انسانی بزرگترین سرمایه اجتماع است . زن نیز انسان است و اجتماع‏ باید از کار و فعالیت این عامل و نیروی تولید او بهره‏مند گردد . فلج‏ کردن این عامل و تضییع نیروی نیمی از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبیعی‏ فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می‏شود که زن همیشه به صورت‏ سربار و کل بر مرد زندگی کند
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
. جواب این اشکال آنست که حجاب اسلامی ، موجب هدر رفتن نیروی زن و ضایع ساختن استعدادهای فطری او نیست. ایراد مذکور بر آن شکلی ازحجاب که در میان هندیها یا ایرانیان‏ قدیم یا یهودیان متداول بوده است وارد است نه حجاب اسلامی. فلسفه حجاب اسلامی این نیست که‏ باید زن را در خانه محبوس کرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت. مبنای حجاب در اسلام چنانکه خواهد آمد اینست که التذاذات جنسی باید به محیط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص یابد و محیط اجتماع ، خالص برای کار و فعالیت باشد. به همین جهت به زن اجازه نمی‏دهد که وقتی از خانه بیرون‏ می‏رود موجبات تحریک مردان را فراهم کند و به مرد هم اجازه نمی‏دهد که‏ چشم چرانی کند . چنین حجابی نه تنها نیروی کار وفعالیت را از زن سلب نمی‏کند ، بکه با ایجاد سلامت وامنیتت برای زنان موجب‏ تقویت نیروی آن نیز می گردد.
۴)افزایش التهابهای جنسی در سطح اجتماع با رعایت حجاب اسلامی
یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفته‏اند اینست که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها می‏افزاید و طبق اصل ” الانسان حریص علی ما منع منه ” ، حرص و ولع نسبت به اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر می‏کند . به علاوه ، سرکوب کردن غرائز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای‏ روحی ،جسمی وحتی جنسی می‏گردد .[۵۶]
پاسخ این ایراد اینست که به حاظ جرم شناختی درست است که ناکامی ، خصوصا ناکامی جنسی‏ ، عوارض گوناگون روحی،عصبی،جسمی،جنسی،خانوادگی واجتماعی داردو به طور بالقوه فرد را مستعد ارتکاب جرایم جنسی وجرایم مرتبط با امور جسی می نماید وهمچنین سرکوبی بیش از حد غرایز جنسی امری غیر معقول است، ولی برداشتن قیود اجتماعی هم مشکل را حل نمی‏کند بلکه بر آن می‏افزاید .. در این مورد هر چه عرضه بیشتر گردد هوس و میل به تنوع افزایش می‏یابد وبه تبع آن تقاضا نی افزایش می یابد ودر نتیجه عشق به مفهوم واقعی خود می میرد وجای خود را به بی بند وباری می دهد.
در مورد مساله سرکوبی غریزه ی جنسی باید بگوییم که اسلام هرگز نخواسته است که با وضع حجاب تمایلات جنسی افراد را سرکوب کند بلکه می خواهد مانع تحریکات بی حساب جنسی وبی بند وباری ها شو ودر مقاب برای ارضاء صحیح ومعقو این غریزه ،افراد را به ازدواج ترغیب می نماید وافرادی را هم که شرایط ازدواج ندارن را به عفت فرا می خواند.[۵۷]
ب:فلسفه «حجاب» در اسلام
این قسمت با طرح این سوال که علت وفسفه «حجاب» در اسلام چیست اغاز می گردد؟
اسلام دینی است که تمامی احکام وقوانین آن دارای فلسفه وحکمت است.حجاب اسلامی نیز یکی از احکام تکلیفی در اسلام است واز دین مبین اسلام بعید است که تکلیفی را وضع کند اما هیچ فلسفه ای برای آن نداشته باشد وصرفا برای محدود کردن آزادی زنان یا تضعیف شخصیت آنان چنین حکمی را وضع کرده باشد.
حجاب در اسلام از یک مسأله کلی‏تر و اساسی‏تری ریشه می‏گیرد و آن اینست‏ که اسلام می‏خواهد انواع التذاذهای جنسی ، بصری ، لمسی ،عاطفی و نظایر آن را به‏ محیط خانوادگی و در کادر قانونی ازدواج منحصر گردد .وفعالیت اجتماع از آسیب مصون بماند ومنحصرا برای کار و فعالیت باشد . برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت‏ را با لذت جوئیهای جنسی به هم می‏آمیز بنا بر این فلسفه وضع حجاب در اسلام عبارتند از:۱٫ایجاد وحفظ آرامش روانی در اجتماع ۲)استحکام پیوند خانوادگی ۳)استواری اجتماع ۴)حفظ ارزش وکرامت انسانی زن، که در ذیل به شرح آنها می پرازیم:[۵۸]
۱)ایجاد وحفظ آرامش روانی در اجتماع
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتهای بی بندوبار ،به طر طبیعی هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی می‏بخشد و وانسلان را از رفتار بهنجار دور می سازد. .لذا ا سلام تدابیری برای تعدیل این غریزه ومتعارف نمودن آن با فطرت الهی اندیشیده است و در این‏ زمینه هم وظایفی برای زنان و هم برای مردان معین کرده است . یک وظیفه مشترک که برای زن و مرد ، هر دو ، مقرر فرموده مربوط به مراقبت در نگاه کردن است[۵۹]. در خصوص وظیفه خاص زنان مقرر فرموده است :که بدن وزینت خود را از مردان بیگانه پوشیده نگاه دارید[۶۰]و در اجتماع به جلوه‏گری و دلربائی نپردازی زیرا خود را در خطر صدمه خوردن مردان بیمارقرار خواهید داد.[۶۱] به یطوری که جبران آن صدمه ها گاهی اساسا غیر ممکن است .اما علت اینکه در اسلام رعایت «حجاب» اختصاص به زنان یافته است این‏ است که میل به خودنمائی و خودآرائی به طور فطری خاص زنان است . وچشم ناپاکی از ویژگی های مردان.تمایل چنین مردانی به چشم ناپاکی ،میل به خودنمایی و دلبری را افزایش می دهد ،برای همین است که اسلام خواسته است با مکلف کردن زنان به رعایت حجاب وعفاف،ویژگی خود نمایی و دلبری را در انان کنترل نموده وبه روابط آنها با همسرشان محدودو نماید. ودر این صورت آرامش روانی منتج از تحریکات بی حساب جنسی برای همه افراد جامعه، اعم اززن ومرد، پیر وجوان،مجرد ومتاهل بهکمترین حدخود رسیده وبه روابط میان همسران اختصاص یابد.
۲)استحکام پیوند خانوادگی
اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی وعاطفی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع ، پیوند زن و شوهری را محکم می‏سازد و موجب اتصال بیشتر زوجین به یکدیگر می‏شود . فلسفه حجاب اسلامی و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع ، از نظر اجتماع‏ خانوادگی اینست که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن فرى به شمار برود ، در حالی که در سیستم آزادی کامیابی ، همسر قانونی از لحاظ روانی یک نفر رقیب و مزاحم به شمار می‏رود و در نتیجه کانون‏ خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه‏گذاری می‏شود از نتایج مهم اختصاص یافتن اتذاذهای جنسی وعاطفی به رابط همسران .ایجاد پاکترین و صمیمی‏ترین عواطف بین زوجین‏ و برقرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده است [۶۲].اما نرویج بی حجابی و خودنمایی در جامعه باعث کشیده شدن تمتعات جنسی و عاطفی از رابط همسران به اجتماع می شود که این مساله تبعات خاص خود را به همراه خواهد داشت.[۶۳]
۳)استواری اجتماع
کشانیدن تمتعات جنسی از کادر قانونی ازدواج در خانواده به اجتماع ، نیروی کار و فعالیت‏ اجتماع را ضعیف می‏کند . برعکس آنچه که مخالفین حجاب خرده‏گیری کرده‏اند و گفته‏اند : ” حجاب موجب فلج کردن نیروی نیمی از افراد اجتماع است ” بی حجابی و ترویج روابط آزاد جنسی موجب فلج کردن نیروی اجتماع است. پوشانیدن بدن مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی ، اجتماعی ،ورزشی،علمی و اقتصادی و . ,..برای بانوان نیست ،بلکه محیط جامعه را تبدیل می کند به محیطی سالم برای کار وتلاش ،ونیز با ایجاد امنیت برای بانوان امکان فعالیتهای اجتماعی آنان را بالا می برد. آنچه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده‏ کردن محیط کاربه لذت جوئیهای شهوانی, ودرنتیجه کاهش امنیت برای بانوان درسطح اجتماع است .[۶۴]
عکس مرتبط با اقتصاد
۴)حفظ ارزش و کرامت انسانی زن
کم پوششی،ارزش وکرامت انسانی زن را از بین می برد واورا تا حد شئ کوچک می کند .زنی که تن اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد وآنچه که به جنسیت او مربوط می شود به کوچه و بازار می کشد،در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگی خویش جایی برای خد در جامعه باز کند ،نه با تکیه بر انسانیت خویش،در جامعه ای که زن را نهبا معیارهای انسانی،بلکه با معیارهای زنانگی می سنجند،زن در حکم یک کالاست وبا او مانند یک کالا رفتر می شودپست کردن زن تا ان حد که گویی صحبت سیگار وکفش و… در میان است.در اینجا بزرگترین لطمه به خود زن و ارزش انسانی او ورد شده است.[۶۵]
عکس مرتبط با سیگار
با این حال،حریم نگه داشتن زن میان خود ومرد یکی از وسایل مرموزی است که زن برای حفظ مقام واحترام خود در برابر مرد ازآن استفاده کرده و می کند.در این زمینه اسلام مخصوصا تأکید کرده است که زن هر اندازه متین‏تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‏شود این نکته به تجربه نی به اثبات رسیده است.[۶۶]
ودر نهایت با توجه به حکم شرعی پوشش و رعایت حجای شرعی در مساله حجاب(که دراین زمینه در ادامه توضیح خواهیم) می توان اظهارداشت:
بر حسب اینکه پوشانیدن صورت ودستها را از مچ به پایین واجب باشد یا نباشد دو فلسفه کاملا متفاوت پیدا می کند اگر پوشانیدن صورت و دستها از مچ را لازم بدانیم در حقیقت طرفدار فلسفه پرده نشینی وخانه نشینی زن خواهیم بود. ولی اگر زن راموظف به پوشانیدن تمام بدن به استثنائ صورت و دستها از مچ و نیز عدم خودآرایی در نزد نامحرمان نماییم.ود رنقطه مقابل مردان را هم به عفت چشم و ترک نظر حرام موظف بدانیم آنگاه طرفدار فلسفه دیگری هستیم وآن این است که لزومی ندارد که زن حتما خانه نشین و پرد ه نشین باشد بلکه زن می تواند با احساس امنیت به انواع فعالیتهای اجتماعی بپردازد وهم چنین به لحاظ حقوقی نیز الزام زن به پوشاندن چهره و دو دست از مچ خلاف حقوق وآزادی های فردی است چرا که این امر باعث محرومیت زن از بسیاری از فعالیت وحقوق انسانی می شود و ازسوی دیگر پوشانیدن چهره و دودست از مچ ،برای حضور بانوان در محاکم،اقامه شهادت ،ازدواج آنها و حتی قراردادهای خصوصی آنان با غیرو… مساله ساز شده وقطعا محاکم،ضابطین دادگستری و سایر دستگاه های ذیربط را بامشکلات مهمی روبرو خواهد کرد.
مبحث دوم:حکم حجاب و خودآرایی در اسلام وحدود آنها
گفتار اول:حکم پوشش در اسلام وسیره بزرگان دین
بی شک، پوشش زن در برابر مردان نامحرم، یکی از ضروریات دین اسلام است که درباره جنبه اسلامی آن نمی توان تردیدی به خود راه داد. در قرآن کریم و روایات وارده از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)و ائمه معصومین (علیهم السلام) و نیز در کلمات فقها، به وجوب و کیفیت آن تصریح شده است.
حجاب در ادیان گذشته نیز وجود داشته است، ولی این حکم در دین اسلام بسیار مترقی تر است، زیرا در این دین، از افراط و تفریط هایی که در مورد پوشش زنان در ادیان و اقوام گذشته وجود داشته، اجتناب شده و برای حجاب، حدی متناسب با غرایز انسانی در نظر گرفته شده است. حجاب اسلامی به معنای حبس زن در خانه و دوری از شرکت در مسائل اجتماعی نیست، بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه عفت و حیا پیشه کند، موی سر و اندام خویش را بپوشاند و از جلوه گری و خودنمایی بپرهیزد.
مرحوم شهید مطهری در این باره می فرماید: «اسلام می گوید: نه حبس نه اختلاط، بلکه حریم. سنت جاری مسلمین از زمان رسول خدا همین بوده است که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمی شدند، ولی همواره اصل «حریم» رعایت شده است. در مساجد و مجامع، حتی در کوچه و معبر، زن با مرد مختلط نبوده است.»[۶۷]
بند اول:حجـاب در قـرآن
در قرآن کریم در مورد حجاب و قانونمندی روابط زن و مرد، دو دسته آیه وجود دارد. دسته اول آیاتی که در مورد وجوب حجاب و پوشش ظاهری و حد و کیفیت آن نازل شده است؛ و دسته دوم آیاتی که نوع رابطه بین مرد و زن نامحرم را بیان می کند و آنان را از کارهایی که عفت و پاکدامنی شان را تهدید می کند، برحذر می دارد، که در ذیل می آید.
مسئله حجاب در دو سوره از سوره های قرآن مطرح شده است. ابتدا این نکته به طور اجمال در سوره احزاب آیه ۵۹ مطرح شده،[۶۸] و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است:
« و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَی جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَی عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ».
« به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پیداست، و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن ]بی نیازند یا کودکانی که بر عورت های زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهای خود را [به گونه ای به زمین ]نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته می دارند معلوم گردد. ای مؤمنان!همگی [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید».
« وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِی لَا یرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَن یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَه وَ أَن یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.»
« و بر زنان از کار افتاده ای که [دیگر ]امید زناشویی ندارند گناهی نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطی که] زینتی را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن برای آن ها بهتر است و خدا شنوای داناست.»

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
رابطه نگرش مذهبی با بهزیستی روانشناختی و فرسودگی شغلی در معلمان مرد مدارس متوسطه شهر شهرکرد- قسمت ۲۱
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱۳۹/۰
۰۲۹/۰-

 

 

**۴۵۷/۰-
**۳۲۱/۰-

 

 

۷۱۹/۰-

 

 

۵۱۷/۰

 

 

** P<0001/0
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
۵-۱- نتیجه گیری:
این پژوهش که با هدف تعیین رابطه بین نگرش مذهبی با بهزیستی روانشناختی و فرسودگی شغلی بین معلمان مرد مدارس متوسطه شهر شهرکرد اجرا شد، نشان داد که بین نگرش مذهبی و بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت جدول(۴-۷)، و بین نگرش مذهبی و فرسودگی شغلی رابطه منفی (جدول ۴-۸) وجود دارد .
در جهت ارائه تبیینی ازاین پژوهش می توان به اهمیت هماهنگی ابعاد وجودی انسان در سلامت جسمانی و روانی اشاره نمود .چنانکه فرانکل با تعریف دین به عنوان «جستجو برای معنای نهایی» معتقد است که جوهر وجودی انسان متشکل از سه عامل : معنویت ،آزادی ،و مسئولیت است و دستیابی فرد به کمال و امور نیک از طریق معنویت میسر است .او نقش کلیدی در بهبودی فرد و جامعه را منحصر به هماهنگی سه جنبه جسمانی ،و روانی ومذهبی انسان می داند .به نظر می رسد مذهب می تواند به عنوان یک منبع مقابله با تنشهای زندگی در نظر گرفته شود ،چنان که در این پژوهش دیده شد افراد مذهبی با تکیه بر سیستم باورها و اعمالی که عواطف ناشی از موقعیتها ی دشوار زندگی را کاهش می دهد می توانند به میزان زیادی ازامید و بهزیستی روانشاختی برخوردار باشند. به این ترتیب می توان نتیجه گرفت رفتارها و عقاید برخاسته از مذهب ،تأثیر مثبتی در معنا دار کردن زندگی بیشتر معلمان دارد. مکانیسم ایجاد آرامش روانی از طریق مذهب به این صورت است که رفتارهایی مانند توکل بر خدا و عبادت می تواند با ایجاد امید و تشویق و ترغیب به نگرش مثبت ،موجب آرامش درونی شوند .کارکرد مذهب در برخورد با موقعیتهای دشوار زندگی از طریق داشتن احساس تعلق به منبع بیکران قدرت ،امیدواری به یاری خداوند ،بهره مندی از حمایتهای اجتماعی و معنوی وداشتن معنا و هدف در زندگی معلمان میسر است .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۵-۲- بحث در مورد یافته ها در پرتو پژوهش‌های پیشین :
در بخش اول این پژوهش مشخص گردید که بین نگرش مذهبی و بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت وجود دارد (جدول ۴-۷).این بخش از نتایج پژوهش با یافته های زوهر و مارشال (۲۰۱۰)، همخوانی دارد. آنها که زوجی دانش پژوه و استادان دانشگاه آکسفورد هستند با در هم آمیزی روان‌شناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب ایده ای بیان کردند و آنرا در کتاب هوش معنوی هوش بنیادی آوردند به این مضمون که امید و تقوی که با نومیدی در تضاد است معرف بزرگسال پخته است ، بزرگسالی که با موفقیت زندگی کرده و با خوشبختی پیر شده است، معنویت چنین فردی او را در بسیج نیروهای خود و افزایش ظرفیت‌های مقابله با تغییرات یاری می‌دهد .این پژوهش نیز نشان داد که معلمانی که بیشتر در سنین میانسالی به سر می‌برند مذهب را به عنوان نیروی مقابله با فشارهای کاری دانسته از آن برای بهزیستی بیشتر بهره می برند .
همچنین این پژوهش در راستای تحقیقات کومینگز(۲۰۱۰) می باشد که بیان کرد،مذهب عامل مهم و نیرومندی برای تاب‌آوری است. انسان‌های با ایمان در رویاروئی با شرایط ناگوار توانائی قابل ملاحظه‌ای نشان می‌دهندو بسیاری از افراد مذهبی این احساس را دارند که ایمان در هنگام بحران به عنوان یک فرصت برای دستیابی به پیامدهای ارزشمند بیشتر به آنها کمک خواهد کرد همچنین دیانت برای تنشهای مهم زندگی تاب آوری و تحمل ایجاد می‌کند و در زمان های مختلف مذهب در کمک به انسان برای حفظ روابط با مقدسات مؤثر است و دیانت اجتماعی مثل حضور در کلیسا و تعامل با افراد مذهبی احتمال ابتلا به اضطراب فراگیر را کاهش داده و نیروی قدرتمندی برای تاب آوری در افراد ی که در زندگی تجارب آسیب‌زای زیادی را تجربه کرده‌اند ایجاد می‌کند. این پژوهش نیز نشان داد(جدول ۴-۸) معلمانی که نگرش مذهبی بالائی دارند قدرت تاب‌آوری بیشتری داشته و سختی کار تدریس را بهتر تحمل می‌کنند در نتیجه فرسودگی شغلی کمتری را تجربه می کنند .
همچنین این تحقیق باپژوهش‌های دزوتر(۲۰۰۶) ،پارگامنت(۲۰۰۵)،ایمونس(۲۰۰۵ ) ،تروینو(۲۰۰۷) همخوانی دارد که نشان دادند نقش روانشناختی مذهبی در کمک به مردم برای درک و کنار آمدن با رخدادهای زندگی بسیار حائز اهمیت است و مذهب می تواند در ایجاد احساس امید، احساس نزدیک بودن به دیگران، آرامش هیجانی، فرصت خود شکوفائی، احساس راحتی، مهار تکانه، نزدیکی به خدا و کمک به حل مشکل مؤثر باشد. در این راستا باید اذعان کرد که اگرچه بهزیستی روانشناختی و رضایت از زندگی یک امر نسبی است و به شرایط زمانی ومکانی و شخصیت افراد وابسته است ،بعضی انسانها داشتن پول و درآمد زیاد و برخی داشتن مقام و موقعیت‌های اجتماعی و مواردی از این دست را عامل ایجاد بهزیستی روانشناختی می دانند .
با این حال بهزیستی روانشناختی به دلیل تأثیر زیادی که بر رفتار و احساس خود کار آمدی شخصی اعمال می کند ،خود ممکن است متغیری مرتبط با عملکرد افراد باشد این مسأله در طول دوران اشتغال و به خصوص در دوران میانسالی و زندگی مشترک و تأهل و اتکای درونی شخص به خود و همچنین تعریف جدید فرد از عوامل ایجاد کننده رضایت از زندگی، نمود بیشتری پیدا میکند و در عین حال به دلیل اینکه یکی از عوامل معنا بخش زندگی برای افراد مسئله اشتغال و ارتقای موقعیت شغلی است ، احساس بهزیستی روانشناختی بالا نقش بسزایی را در عملکرد شغلی فرد ایجاد می کند .
معنویت و باورهای شخصی فرد که وی را در مقابله و تدبیر با مشکلات کمک کرده و به زندگیش مفهوم می‌دهد به عنوان یک بخش پذیرفته شده در فرهنگ معاصر جوامع بوده وبه صورت گسترده ای وارد عرصه مراقبت شده است.همانطور که در پژوهش های قبلی مثل همتی(۱۳۸۹)،الماسی فرد(۱۳۸۸)، بابلی(۱۳۷۸)،دبیری نژاد(۱۳۸۷) ،معتمدی(۱۳۸۴)،که تأثیر نگرش مذهبی را بر روی سلامت روان معلمان یا مدیران وکارکنان مدارس یا سالمندان مطالعه کردند نشان دادند که اعتقادات مذهبی درست بسیاری از نیازهای اساسی انسان را بر آورده کرده وثابت کردند که امور مذهبی خلأهای اخلاقی، عاطفی و معنوی او را پر می‌کند. این عامل پاسخ بسیاری از پرسشها را می‌دهد و بسیاری از مسائل را روشن می‌کند و اطمینان امید و قدرت را در فرد تحکیم می‌کند و خصوصیات اخلاقی و معنوی را در اجتماعات استحکام می‌بخشد و پایگاه بسیار محکمی برای انسان در برابر مشکلات و محرومیت‌های زندگی ایجاد می‌کند. این مطالعه نیز نشان داد که اعتقادات مذهبی به شکل ویژه‌ای عادات و رفتار معلمان را تحت تأثیر قرار داده و معنویت و باورهای روحانی با سلامت روان آنها ارتباط دارد. به نظر می رسد که نماز ونیایش دارای اثرات مشابه تفکر و مراقبه بوده و اعتقاد به خدا و قدرت برتر، بر کاهش استرس تأثیر داشته و باعث ارتقای سلامت جسمی و روانی آنها می‌شود، از فرسودگی شغلی معلمان جلوگیری کرده و باعث افزایش بهزیستی روانشناختی معلمان می شود .

 

دانلود

نظر دهید »
حقوق مخاطبین عمومی رسانه93- قسمت 19
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

.ر.ک.مجلسی، محمدباقر، پیشین، ج71، ص356، ح2. ↑
.خمینی، روح‌الله،‌ شرح چهل حدیث، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)،‌1371ش، ص302. ↑
.خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1378ش، ج17،ص139. ↑
. «اخلاق رسانه‌ای در اسلام»،‌ صدای عدالت، 1386ش. ↑
. حسینی اسفیدواجانی، سیدبشیر، پیشین، ص171ـ170. ↑
.عظیمی،‌ حسین، نرگس آقاجانلو و فاطمه نجفی، «تأثیر رسانه‌های جمعی بر ایجاد امنیت»، پیشین. ↑
.لرنی، منوچهر، حسین مصلحتی، «تأملی بر نقش کارکردی رسانه‌ها در ایجاد مشارکت مردمی و امنیت عمومی»، پیشین،ص102. ↑
. بندرچی،‌ محمدرضا، «حقوق شهروندی در حقوق اساسی ایران»، پیشین. ↑
.سوره قریش، آیات 4ـ1. ↑
.ر.ک.طبرسی، فضل‌بن‌الحسن، مجمع البیان، پیشین، ج1، ص544. ↑
. سوره انفال، آیه26. ↑
.ر.ک. قمی، شیخ عباس، سفینه البحار،‌مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، 1416هـ ، ج2،ص378. ↑
.موسوی کاشمری، سیدمهدی، «جایگاه امنیت در نظام اسلامی»، نشریه حکومت اسلامی، شماره24، تابستان1381ش، ص137ـ136 . ↑
.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، پیشین، ج15، ص154. ↑
.نهج‌البلاغه، خطبه 131. ↑
.نهج‌البلاغه‌، نامه53. ↑
.ولی‌پور زرومی، سیدحسین، «جایگاه امنیت در اندیشه سیاسی اسلام و امام خمینی(ره)»، نشریه علوم سیاسی، شماره5. ↑
.ر.ک.جزایری ،سید عبدالله، التحفه السنیه، نسخه خطی کتابخانه آستان قدس رضوی،‌ ص67. آنچه در روایت پیامبر (صلی الله علیه چو آله) آمده است با این تعبیر است «نعمتان مکفورتان الامن و العافیه»، مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، پیشین، ج81،ص170. ↑
.موسوی کاشمری، سیدمهدی، پیشین، ص140ـ139. ↑
.شمس اردکانی، علی، «ملاحظه‌ای درباره امنیت ملی»، مجله سیاست خارجی، سال اول، شماره اول، دی و اسفند 1365،ص98. ↑
.حیدری، علی، «تحول حقوق کودک در اسلام و مقایسه‌ی آن با کنوانسیون حقوق کودک»، مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن،1387ش. ↑
.کارلسون، یولا، کودکان و خشونت در رسانه‌های جمعی، ترجمه مهدی شفقتی، تهران، مرکز تحقیقات، مطالعه و سنجش برنامه‌ای، 1380ش، ص362. ↑
.حیدری، علی، پیشین. ↑
.همان، ر.ک. کلینی، اصول کافی، ج6، ص48. ↑
.ر.ک. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، پیشین، ج16 ،ص229. ↑
.ر.ک. همان، ج104، ص99، ح75. ↑
.ر.ک. شیروانی، علی، نهج‌الفصاحه، انتشارات دارالفکر، 1385ش. ↑
.ر.ک. مجلسی، محمدباقر، پیشین، ج23، ص113. ↑
.حر عاملی، محمدبن‌حسن، وسائل الشیعه، قم، آل‌بیت، 1409هـ ، ج 12، ص247. ↑
.همان، ج15،ص194. ↑
.ر.ک‌. صلبیا، جمیل، علم النفس، بیروت، دارالکتاب اللبنانی، مکتبه المدرسه، 1404هـ‌‌ ، ص383. ↑
.اسماعیلی، محسن، پیشین، ص121. ↑
.نهج البلاغه، نامه31. ↑
.اسماعیلی، محسن، پیشین، ص123. ↑
.حسینی اسفیدواجانی، سیدبشیر، پیشین، ص64. ↑
.بیات، لیلا، «رسانه و حمایت از حقوق زنان»، هفته‌نامه ایران دخت، آذر1388ش، ص78. ↑
<l
i id=”footnote-219″>.سوره اسراء، آیه70. ↑</l

.سوره تین، آیه4. ↑
.سوره نساء آیه19. ↑
.بنگرید به سوره طلاق، آیه2. ↑
.ر.ک. طبرسی، فضل بن الحسن، مجمع‌البیان، ترجمه و تحقیق علی کرمی، تهران، انتشارات فراهانی، 1380ش، ج4، ص776. ↑
.ر.ک. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء،1403هـ ، ج103، ص224. ↑
.بیات، لیلا، پیشین. ↑
.پیشوایی، فریده،‌ پیشین. ↑
.علاسوند، فریبا، پیشین، ص100. ↑
.جوادی عاملی ،عبدالله ،زن در آینه جمال و جلال، قم، اسراء، 1377ش، ص426. ↑
.سوره احزاب، آیه59. ↑
.اهداف مذکور در اصل دوم عبارتند از: قسط و عدل، استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی. ↑
عکس مرتبط با اقتصاد
.نعمتی انارکی، داود، «اطلاع رسانی میدان رقابت رسانه‌ها»، نشریه سلام، مرداد1377ش، ص5. ↑
.اسماعیلی، محسن،«آزادی ارتباطات و اطلاعات در حقوق و معارف اسلامی»، مجله رسانه، شماره69، بهار1386ش. ↑
.نعمتی انارکی، داود، پیشین. ↑
.ضیایی، سیدیاسر، جواد طباخی ممقانی، «حق پاسخ‌گویی در رسانه از منظر حقوق بین‌الملل و حقوق ایران»، نشریه پژوهش‌های حقوق تطبیقی، دوره15، شماره4، زمستان1390، ص57. ↑
.محمدی، مجید، «حقوق رسانه‌ها»، مجله رسانه، سال یازدهم، شماره42، تابستان1379ش، ص51. ↑
.حسینی اسفیدواجانی، سیدبشیر، پیشین، ص96. ↑
.ر.ک . دعوتی، میر ابوالفتح، نفوذ صهیونیسم در مطبوعات، قم، ایام، 1376ش، ص142. ↑
.کدیور، محسن، «آزادی عقیده و مذهب در اسلام»، آفتاب، شماره23، اسفند1381ش. ↑
.صالحی، حامد، «اختبار مشروع: آزادی‌های فردی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران»، همشهری، 1385ش. ↑
.عبداللهی، الهه، «پرونده آزادی قانونی را دوباره ورق بزنیم؛ آزادی به بیان کتاب و قانون اساسی ایران»،‌نشریه اعتماد، 1384ش. ↑
.عسگری‌راد، حسین، «آزادی اندیشه و بیان در حقوق ایران»، نشریه همشهری، 1381ش. ↑
.رضوانی، مهدی، «آزادی عقیده و بیان و حدود آن»، رسالت، اردیبهشت1383ش، ص14. ↑
.مرجانی، سعید، «اهانت به مقدسات مذهبی در قوانین موضوعه و متون فقهی»، مجله دادگستر، شماره29، بهار1387ش، ص31. ↑
.«اخلاق رسانه‌ای در اسلام»، روزنامه صدای عدالت، مرداد1386ش. ↑
.حسینی اسفیدواجانی، سیدبشیر، پیشین، ص130. ↑
.محمدی، مجید، «حقوق رسانه‌ها»، پیشین. ↑
.ر.ک .آقایی‌نیا، حسین، حقوق کیفری اختصاصی جرایم علیه اشخاص ،تهران، نشر میزان،1387ش، ص280. ↑
پایان نامه

.همان، ص281. ↑
.قدسی، زهرا، «هتک حیثیت و نشر اکاذیب رایانه‌ای»، دادگستر، خرداد و تیر 1390ش، ص51. ↑
.همان، ص52. ↑

نظر دهید »
بررسی تاثیر دورکاری بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی( مورد مطالعه سازمان‌های دولتی شهرستان یزد)- قسمت ۵- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عوامل خارجی­ای که می­توانند حتی با وجود داشتن تمامی توانایی، وضوح، حمایت و انگیزه لازم برای شغل، باز هم بر عملکرد تأثیر بگذارند:
عناصر کلیدی عوامل محیط عبارتند از: رقابت، تغییر شرایط بازار، آیین نامه­های دولتی، تدارکات و ….. دقت به این مسئله به این دلیل مهم است که اگر مشکل محیطی از قدرت اختیار کارکنان خارج باشد دیگر نباید در مورد عملکرد به آنان پاداش داد و یا تنبیه­شان کرد (هرسی و بلانچارد، ۱۳۸۰).

 

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق

۲-۱- مدیریت عملکرد

مدیریت عملکرد فرایند طراحی و اجرای راهبردها، ملاحظه‌ها و پیش­ران­ها است که هدفش تبدیل استعداد خام منابع انسانی به عملکرد است. تمام انسان­ها دارای استعدادهایی چند برابر عرصه کاربردی هستند. به هر حال، بهره برداری و تبدیل این استعداد به عملکرد قابل تحویل اغلب به دلایلی، چندان مطلوب نمی ­باشد. مدیریت عملکرد نفش عامل تبدیل استعداد به عملکرد را بر عهده دارد که با برداشتن موانع و تشویق و شکوفایی منابع انسانی به این کار نایل می­آیند.
مدیریت عملکرد در رویارویی با تغییرات شتابان مانند جهانی شدن، آزادسازی و تغییرات در بازار و فناوری نقش محوری یافته و ستون فقرات مدیریت منابع انسانی هر سازمانی که می­خواهد عملکرد بالا داشته و از منابع انسانی به عنوان متغیری اهرمی بهره مند شود. مدیریت منابع انسانی در دو دهه گذشته توجه خود را از نوع کارکرد به نگهداشت و امور اداری به نقش‌های ارزش افزوده تغییر داده است. در این فرایند، مدیریت عملکرد، جایگاه مرکزی به خود اختصاص داده است. به عبارت دیگر، تمام تلاش‌های مدیریتی افراد در راستای افزایش عملکرد کارکنان و در نتیجه بهبود لایه‌های پایینی سازمان معطوف است (جاپلقیان، ۱۳۸۹).
عکس مرتبط با منابع انسانی

 

۲-۱-۱- مبانی نظری مدیریت عملکرد

مدیریت عملکرد مفهوم و شیوه­ جدید برای افراد و سازمان­ها نمی ­باشد. بلکه این مفهوم به این دلیل که سازمان­ها در تلاش هستند راهی برای بهبود پیدا کنند، اهمیت یافته و توانسته است هم­چنان که موضوع تکامل می­یابد، با بهره گرفتن از مدارک تجربه ای اثربخش، چارچوب یکپارچه ای را شکل دهد. فشارهای ناشی از کاربرد و فرایند تغییر به ایجاد نوع جدید راهبردها، مداخله‌ها و پیش­ران­ها ختم شده است (جاپلقیان، ۱۳۸۹).
نظریه‌های یادگیری و انگیزشی مبانی و نظریه زیربنایی مدیریت عملکرد را شکل می­دهد. شناخت نظریه‌های انگیزشی پیشرفته و پایه برای مدیران عملکرد بسیار اهمیت دارد زیرا ساختار زیربنایی راهبردها، مداخله­ها و پیش­ران­های مدیریت عملکرد را در اختیار آنان قرار می­دهد (جاپلقیان، ۱۳۸۹).
مدیریت عملکرد ترجمه عبارت انگلیسی «Performance Management» می‌باشد که تعاریف متعددی از آن شده است، موارد زیر از آن جمله‌اند:
مدیریت عملکرد را می‌توان مجموعه‌ای از اقدامات و اطلاعات تلقی کرد که به منظور افزایش سطح استفاده بهینه از امکانات و منابع در جهت دستیابی به هدفها به شیوه‌ای اقتصادی توام با کارایی و اثربخشی صورت می‌گیرد (سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، ۱۳۸۲).
عکس مرتبط با اقتصاد
مدیریت عملکرد اصطلاح عامی برای آن دسته از فعالیتهای سازمانی است که با مدیریت امور و مسئولیتهای شغلی و رفتاری کارکنان سر و کار دارد. مدیریت عملکرد راهی برای تسهیل برقراری ارتباط و ایجاد تفاهم بین کارکنان و سرپرستان است و به پیدایش محیط مطلوب‌تر کاری و تعهد بیشتر نسبت به کیفیت خدمات منجر می‌شود (ابیلی و موفقی، ۱۳۸۲).
با توجه به تعاریف فوق می‌توان مدیریت عملکرد را رویکردی دانست که با بهره گرفتن از ارتباطات دوجانبه بین سرپرستان و کارکنان، باعث تفهیم خواستها و انتظارات سازمان از کارکنان از یک سو و انتقال خواستها و تقاضاهای کارکنان به سرپرستان و مدیریت سازمان از سوی دیگر، محیطی را جهت استفاده بهینه از کلیه امکانات و منابع در جهت تحقق اهداف سازمان پدید می‌آورد. مدیریت عملکرد باعث می‌شود تا سرپرستان به آسانی عملکرد ضعیف کارکنان را تشخیص و در جهت بهبود آن اقدام نموده و از سوی دیگر با دادن پاداشهای مناسب به عملکرد مطلوب کارکنان، عملکردهای مطلوب را ترغیب و تکرارپذیری آنها را افزایش دهند.
مدیریت عملکرد فرایندی است که هم ارزشیابی عملکرد و هم نظامهای انضباطی و خط مشی‌های رسیدگی به شکایات را به عنوان ابزار مدیریتی خود در برمی‌گیرد. فنون و ابزار این مدیریت برای بالا بردن بهره‌وری کارکنان و کسب مزیت رقابتی سازمان به کار می‌رود.

 

۲-۱-۲- عوامل تاثیرگذار در اجرا و پیاده سازی نظام مدیریت عملکرد

مدیریت عملکرد در عمل، زمانی می‌تواند به موفقیت شود که کلیه بخشها و عوامل تشکیل‌دهنده سازمان، به فرایند مدیریت عملکرد کمک کنند. این عوامل موفقیت را می‌توان به شرح ذیل تقسیم‌بندی نمود:

 

 

حمایت همه جانبه مدیریت ارشد سازمان از برنامه‌های مدیریت عملکرد و همسویی و هماهنگی کامل در برقراری فرایند مذکور

آمادگی و تمایل مدیریت ارشد سازمان برای انجام تغییرات لازم در فرایند فعلی، در صورت نیاز به انجام تغییرات

هماهنگی کامل نظام مدیریت عملکرد با سایر نظامهای سازمان

برقراری آموزشهای لازم و مناسب جهت اجرای هر چه بهتر مدیریت عملکرد در سازمان

دخالت مستقیم کارکنان در اجرای مدیریت عملکرد

روش های اجرای مدیریت عملکرد باید به نحوی باشد که هم با اهداف و انتظارات سازمان و هم با خواستها و نیازهای کارکنان همسو باشد.

باید عملکرد سازمان مورد ارزیابی قرار بگیرد نه عملکرد فرد یا افراد.

در صورتی که فرایند مدیریت عملکرد با موفقیت اجرا شود، اولین نتیجه آن توانمندسازی کارکنان است یعنی به جای استقلال یا وابستگی، کارمند درصدد حصول همبستگی بین کارکنان و بستگی گروهی با آنها است. توانمندسازی کارکنان، زیربنایی است برای افزایش بهره‌وری و بهبود مستمر کیفیت محصولات و ارائه خدمات به مشتریان.

 

۲-۱-۳- اصول مدیریت عملکرد

اصول مشخص را باید به عنوان مبنا و زیربنای مدیریت عملکرد در نظرگرفت. این اصول را می‌توان به صورت ذیل عنوان نمود:

 

 

برای هر مساله پاسخی خاص می‌توان یافت.

برای

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 313
  • 314
  • 315
  • ...
  • 316
  • ...
  • 317
  • 318
  • 319
  • ...
  • 320
  • ...
  • 321
  • 322
  • 323
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • طرح های پژوهشی انجام شده در مورد شناسایی و رتبه بندی عوامل کلاهبرداری از شرکتهای بیمه ای و ...
  • تأثیر میکوریزا و اسید هیومیک بر روی برخی خصوصیات گیاه دارویی مرزه در سطوح مختلف کود اوره- قسمت ۳۱
  • " پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی | ۲-۲- تاریخچه – 8 "
  • مقاله (پایان نامه) : تعریف مدیریت ارتباط با مشتری
  • پروژه های پژوهشی درباره :بررسی رابطه هوش عاطفی مدیران با فرهنگ سازمانی یاد گیرنده دراداره ...
  • مقایسه طرحواره¬های ناسازگار اولیه و اختلال شخصیت خودشیفته در بیماران مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، اضطراب فراگیر و افراد بهنجار- قسمت ۱۷
  • پایان نامه : مهارت خوشحال نمودن مشتری از طریق اصلاح فرآیندها:
  • تحلیل جامعه شناختی تاثیرسایت ها ی اینترنتی بر اجتماعی شدن کودکان 11-2ساله در فضای مجازی ایران- قسمت 2
  • نقش دادستان در پیگیری جرایم اقتصادی در نظام اداری کشور- قسمت ۴
  • بررسی اثر نانو ذرات خاک‌رس بر خواص پلی اتیلن اتصال عرضی شده۹۲- قسمت ۶
  • پایان نامه مدیریت درباره : شاخص‌ بهداشت اجتماعی فوردهام[۱]( Fish)
  • پایان نامه مدیریت : مراحل برنامه ریزی
  • بررسی اثر نانو ذرات خاک‌رس بر خواص پلی اتیلن اتصال عرضی شده۹۲- قسمت ۷
  • طراحی صندوق سرمایه گذاری مشترک کالا متناسب با بازار سرمایه ایران- قسمت ۴
  • سیمای زن در سروده های زنانه ی معاصر با تکیه بر آثار برگزیده‌ی عالم تاج(ژاله) قائم مقامی فراهانی، پروین دولت‌آبادی، توران شهریاری، پروانه نجاتی و ژاله اصفهانی- قسمت ۱۲
  • بررسی نقش آموزش های فنی و حرفه ای وکشاورزی در توسعه خود اشتغالی از دیدگاه هنرجویان و هنرآموزان استان سمنان- قسمت ۱۶
  • تدوین-راهکارهای-بهبود-ارتباطات-بین-سازمانی-با-تمرکز-بر-فناوری-اطلاعات-و-ارتباطات-در-دستگاه های-اجرایی-شهرستان-هندیجان- فایل ۱۴
  • تحلیل جامعه شناختی تاثیرسایت ها ی اینترنتی بر اجتماعی شدن کودکان 11-2ساله (در فضای مجازی ایران)- قسمت 8
  • سنتز، شناسایی کمپلکس¬های جدید دارویی از گالیم، قلع و تیتانیم و مطالعات کلینیکی تعدادی از آن¬ها در درمان برخی رده¬های سلول¬های سرطانی- قسمت ۵- قسمت 3
  • بهبود امکان¬سنجی شیوه¬نامه¬ای بر پایه امکان¬سنجی ریاضی- منطقی- قسمت ۱۰
  • بهینه سازی پایدار مکان یابی هاب با محدودیت ظرفیت در یک محیط رقابتی- قسمت ۲
  • طراحی الگوی راهبردی ارزیابی عملکرد یگان های ناجا- قسمت ۹

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان