اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
اثر ۸ هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل امگا-۳ بر شاخص های التهابی بیماران دیابتی نوع دو- قسمت ۸
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

از سویی دیگر در سال ۲۰۰۹، نیکول و همکاران[۱۴] مطالعه ای بر روی موش ها انجام دادند تا دریا بند که مصرف مکمل امگا-۳ چه تأثیری بر روی مقاومت در برابر عفونت آنفولانزا خواهد داشت. در پژوهش حاضر موش ها به دو گروه تقسیم شدند. در گروه دارونما در هر gr100 ماده تغذیه ای gr5 روغن ذرت وجود داشت اما در گروه آزمایشی در هر gr100 ماده تغذیه ای gr1 روغن ذرت و gr4 روغن ماهی اضافه شد. پس از دو هفته تغذیه ، موش ها به ویروس آنفولانزا آلوده شدند. نتایج نشان داد که در گروه تغذیه شده به وسیله روغن ماهی بیان mRNA اینترلوکن ۶ و TNF-α به طور معناداری کاهش یافته بود. اما تفاوت معناداری در میزان mRNA2IL- ، ۱۲IL-، INFα و INFβ بین دو گروه دارونما و آزمایشی دیده نشد(۱۳۷).
در پژوهش دیگری که در سال ۲۰۰۳ توسط مِیِر و همکاران انجام شد نتایج نشان داد که ۵ روز تزریق محلول امگا-۳ باعث کاهش در تولید سایتوکاین های TNFα، β۱-IL ، ۶IL-و ۸IL-در بیماران مبتلا به دیابت می شود (۱۳۸).
۲-۲-۳۰- فعالیت بدنی و مکمل PUFAs3n-
ورزش شدید موجب پاسخ مرحله ی حاد مشابه با آنچه در عفونت و آسیب رخ می دهد می شود (۸۵). التهاب ناپایدار و حاد و آسیب دستگاه ایمنی، پاسخ طبیعی بدن به فعالیت ورزشی شدید و بلند مدت است که با پاسخ سایتوکاینی از جمله افزایش غلظت های پلاسمایی ۶IL (139)، ra1IL (133)، TNF-α، پروتئین های مرحله ی حاد، استرس اکسایشی ناشی از گونه های اکسیژن واکنشی و تغییرات در ایمنی ذاتی و اکتسابی، شناخته می شود (۱۴۰،۹۲،۴۶). عفونت و آسیب باعث افزایش سطوح پلاسمایی فاکتور رشد انتقالی ۱TGF)-β) می شود. TGF)-β) سایتوکاینی ضد ا لتهابی است که تولید سایتوکاین های التهابی ماکروفاژهای فعال شده را سرکوب می کند و موجب رهایش گیرنده های محلول TNF-α و ra1IL می شود (۱۴۱). مدارک بیان می کنند که ورزش شدید بلند مدت با سرکوب ناپایدار عملکرد دستگاه ایمنی مرتبط است. دوره ی آسیب پذیری ورزشکاران نخبه همزمان با تمرینات شدید بالافاصله قبل و در حین مسابقه است (۱۴۲).
آثار مثبت ورزش بر کاهش وقوع بیماری های قلبی- عروقی کاملاً شناخته شده است. در مطالعات منکاردی و همکاران[۱۵] نشان دادند که تمرینات ورزشی می توانند پاسخ استرسی چون یک فشار مزمن ما ندگار را مهار کنند. مطالعات قبلی نشان داده (۱۴۳) تکرار وهله های تمرین ورزشی باعث سازگاری های فیزیولوژیکی متعددی می شود که اجازه می دهد یک ارگان مقدار کار بیشتر را با کارایی بیشتری انجام دهد. این تغییرات معمولاً به سازگاری های ورزشی بر می گردد و برای سلامتی فرد مفید در نظر گرفته می شود(۱۴۴). آثار مفید تمرینات جسمانی بر عملکرد قلبی عروقی ثابت شده است. هرچند مطالعات پائولا و همکاران نیز نشان می دهند که ورزش اجباری می تواند پاسخ فشاری ایجاد کند که موجب کاهش دفاع آنتی اکسیدانتی ارگآن ها شود. این احتمال وجود دارد که تمرینات ورزشی بلند مدت، عفونت ایمنی را از طریق کاهش عبور لنفوسیت های ۱T ناشی از فشار، سرکوب کنند (۶۴). از طرفی مصرف بالای اسیدهای چرب چندگا نه ی اشباع نشده، (مانند روغن ماهی)، موجب کاهش تولید ایکوسانوئیدهای التهابی، سایتوکاین ها و گونه های اکسیژن واکنشی می شود و دارای فعالیت های تنظیم کنندگی دستگاه ایمنی است (۱۴۵،۱۰۳،۲۵). همچنین EPA و DHA غشاء سلول های ایمنی با مصرف بلند مدت PUFAs3n-تغییر می کند و در نتیجه بر فاگوسیتوز، سیگنالینگ سلول های T و ارائه ی آنتی ژن اثر می گذارد (۵۵). بنابراین شاید بتوان از PUFAs3n- به دلیل داشتن آثار ضد ا لتهابی و تنظیم کنندگی دستگاه ایمنی به عنوان مکمل تغذیه ایی در التهاب و تخریب ایمنی ناشی از فعالیت های ورزشی سنگین در ورزشکاران استفاده کرد. سیموپولوس، بیان می کند که ورزشکاران حرفه ایی برای مقابله با شکل گیری رادیکال های آزاد، التهاب و آسیب های ناشی از فعالیت ورزشی شدید و سطوح بالای PUFAs6n-در رژیم غذای یشان، نیاز به مصرف ۱-۲ گرم PUFAs3n-در روز دارند(۱۴۶). مطالعات انسانی کمی آثار مصرف PUFAs3n- و فعالیت ورزشی را مورد بررسی قرار دادند. مطالعه ایی ارنست و همکاران[۱۶] نشان داده است که ۳ هفته مصرف مکمل با ۱٫۷۵ گرم EPA و ۱٫۰۵ گرم DHA در روز سطوح پلاسمایی پروتئین های مرحله ی حاد را پیش از فعالیت ورزشی کاهش می دهد و موجب تغییر الگوی آن ها به دنبال فعالیت ورزشی می شود (۶۵). در مطالعه ی آندراد و همکارا ن[۱۷] افزایش عملکرد سلول های T و کاهش تولید
TNF-α با ۶ هفته مصرف مکمل۱٫۸ گرم PUFAs3n-در شناگران نخبه را نشان می دهد (۱۴۲). در مقا بل مطالعات راسراد و همکاران که اثر PUFAs3n-در انسآن های درحال ورزش را مورد بررسی قرار دادند، هیچ اثری بر عملکرد استقامتی آن ها، هیچ تغییر ویژه ایی در پروتئین های واکنشی مرحله ی حاد و شکل پذیری سلول های قرمز خون گزارش نکردند(۱۴۷). در مطالعه ایی تافت و همکاران[۱۸] پس از ۶ هفته مصرف مکمل( ۶گرم در روز شامل ۳٫۶ گرم PUFAs3n-) ورزشکاران استقامتی تمرین کرده، تفاوتی بین سطوح سایتوکاینی(۶IL و TNF-α)، نوتروفیلی، لنفوسیتی یا کراتین کیناز بین دو گروه دارونما و مصرف کننده ی مکمل یافت نشد(شکل ۲-۶)( ۱۴۸،۹۲). این مطالعه نشان داد که ورزش شدید همانند مطالعات پیشین موجب افزایش معنادار سایتوکاین ها ی ۶IL، TNF-α، ra1IL و ۱TGF-β می شود. افزایش رهایش سایتوکاین ها در مکانیزمی متفاوت از عفونت صورت می گیرد. به نظر می رسد ورزش از طریق مکانیزم ایندوتوکسین موجب افزایش سایتوکاین ها می شود. به نظر می رسد برای موثر بودن این مکمل دوزهای بیشتری همراه با دوره های زمانی طولانی تر باید مصرف شود (۹۲).

شکل۲-۶٫اثر مکمل PUFAs3 n-بر TNF-α(A)، ۶IL(B)، ra1IL © و عامل رشد انتقالی-۱β(D) قبل، بالافاصله بعد و ۱٫۵ و ۳ ساعت بعد از مسابقه ی ماراتن.
در مطالعه هایی نشان دادند که مکمل امگا-۳ در دوزهای ۵/۰ و ۱ گرم در روز با کاهش تراکم پلاسمایی کل کلسترول و تری گلیسیرید مرتبط است بطوریکه کاهش دیده شده در گروه هایی که همراه با مکمل سازی، شنا نیز می کردند، بیشتر بود، هرچند هنوز مطالعات بیشتری نیاز است تا دوزهای لازم برای درک صحیح رابطه ی بین جذب روغن ماهی و تراکم لیپیدهای بدن حاصل شود. داده های محدودی نیز پیشنهاد می کنند که PUFAs3n-می تواند عملکرد ورزشی را از طریق افزایش حجم ضربه ایی و برون ده قلبی، کاهش مقاومت و بهبود تعادل دستگاه سمپاتیک- پاراسمپاتیک، بهبود بخشد (۱۵۰،۱۴۹). همچنین هافمن و همکارانش افزایش زمان فعالیت ورزشی تا رسیدن به خستگی را به دنبال مصرف ۴ گرم PUFAs3n-در روز به مدت یک ماه را گزارش کرده اند. درحالیکه مصرف ۲٫۶۴ گرم در روز PUFAs3n-به مدت ۱۰ هفته در فوتبا لیست ها اثری بر توان هوازی و بی هوازی یا عملکرد دویدن آن ها نداشته است (۱۴۷). در مطالعه ایی نیمن نشان داد که مصرف ۲٫۴ گرم PUFAs3n-در بیش از ۶ هفته در دوچرخه سواران تمرین کرده اثری بر عملکرد ورزشی، مقیاس های ایمنی(کراتین کیناز و پروتئین شوک حرارتی) و التهابی(۶IL، ۸IL و ra1IL) قبل و بعد از یک دوره ی ۳ روزه ی تمرینات فزاینده نداشته است(۴۶).
۲-۲-۳۱- تمرینات فزاینده
تمرینات فزاینده تمریناتی هستند که با افزایش اضافه بار در طول دوره ی زمانی مشخص همراه است. این گونه تمرینات معمولاً در فصل های اختصاصی تمرینات و نزدیک به مسابقه استفاده می شود تا با وارد کردن اضافه بار کافی در دوره ی زمانی حدود ۲-۴ هفته (متفاوت در فعالیت های مختلف) فرد را به بالاترین سطح عملکرد خود برسا نند. بسیاری از مطالعات از این پروتکل تمرینی استفاده کردند. اکثر مطالعات انجام شده مطالعاتی بودند که اثر متغییرهای مختلف را در شرایط فراخستگی یا بیش تمرینی مورد بررسی قرار گرفتن که نشان می دهد شیوه ی تمرینی سنگینی است که غالباً با ایجاد یا نزدیک شدن به حالت های فراخستگی همرا است. در طراحی اینگونه تمرینات از اضافه بارهای مختلف(حجم، شدت، تواتر و ترکیبی از آن ها) برای افزایش بار تمرینی استفاده می شود. بنابراین در این دوره ی تمرینات فشار فزاینده ی بسیاری بر ورزشکار وارد می شود(۱۵۱).
۲-۳-پیشینهً تحقیق
تاثیر ورزش بر کاهش وزن، متابولیسم گلوکز و چربی در افراد
ورزش بعنوان ابزاری ضروری برای پیشگیری و درمان چاقی در افراد سالم شناخته می شود(۱۵۲). تعداد زیادی از پژوهشهای ورزشی نشان دادند که فعالیت بدنی منظم نقش ضروری را در کاهش وزن و حفظ (۱۵۳،۱۵۲)و کاهش خطرات بیماریهای مزمن همراه چاقی از قبیل مقاومت انسولینی، دیابت نوع دو، دیس لیپیدمی، پرفشارخونی و غیره ایفا می کند. این تاثیرات سودمند ورزشی، شامل تاثیرات کوتاه مدت و بلند متدت بر سلامتی می باشد(۱۵۲).
تاثیر کوتاه مدت ورزش
یک وهله ورزش هوازی، پیشرفتهای معنی داری را در زمینه متابولیسم گلوکز، انسولین و چربی در افراد سالم چاق و لاغر درپی دارد. به ویژه، ورزش هوازی کوتاه مدت با شدت کافی (۷۵-۵۵ درصد max2VO)، کاهش معنی داری در گلوکز خون(در حدود ۷۰-۴۰mg/dl به مدت ۲-۳ روز بعد از جلسه ورزشی) در افراد سالم که دارای مقاومت انسولین باشند ایجاد می کند(۲۲). این اثر ورزش، به افزایش حاملین گلوکز (۴GLUT-)و افزایش فعالیت آنها در بافت عضله نسبت داده می شود(۱۵۴،۲۲). علاوه بر این، یک جلسه ورزش هوازی، افزایش حساسیت انسولینی را به همراه دارد. افزایش حساسیت انسولینی در ارتباط با شدت متوسط رخ می دهد (۱۵۴،۱۹). تخلیه گلیکوژن و تری گلیسرید عضله هنگام ورزش، افزایش جذب گلوکز از خون و بازسازی گلیکوژن عضله و افزایش حساسیت انسولینی را به همراه دارد.
تاثیرات طولانی مدت ورزش
فعالیت بدنی عادتی ومنظم، با کاهش خطرات و پیشگیری چاقی و دیگر امراض متعاقب آن از قبیل دیابت نوع دو، دیس لیپیدمی و امراض قلبی- عروقی در ارتباط می باشد(۲۰). ورزش منظم منجر به کاهش معنی داری در سطوح پلاسمایی گلوکز، افزایش معنی داری درحساسیت انسولینی و بهبود مقاومت انسولینی و بهبود کلی در کنترل گلایسمیک می شود(۲۲). شواهد اپبدمیولوژیک مستندی وجود دارد که فعالیت بدنی طولانی مدت از بروز مقاومت انسولینی و دیابت نوع دو جلوگیری و آن را به تاخیر می اندازد (۱۵۵،۱۵۶). مکانیسم فیزیولوژیک مسئول برای پیشگیری از مقاومت انسولینی و دیابت نوع دو، افزایش فعالیت انتقال گلوکز وابسته به انسولین می باشد که متعاقب ورزش گزارش می شود(۱۵۷،۱۵۴) همچنین افزایش فسفریلاسیون گیرندهای انسولین سلولهای عضلات اسکلتی افراد دارای مقاومت انسولینی، متغاقب ۶ هفته تمرین ورزشی،گزارش شده است(۱۵۸). بنابراین فعالیت بدنی منظم بعنوان یک طرح موثر در پیشگیری از بروز مقاومت انسولینی و دیابت نوع دو، شناخته می شود.
ورزش و دیابت نوع دو
ورزش ابزاری ضروری برای کنترل دیابت ملیتوس می باشد(۱۵۹،۱۵۱). برای افراد مبتلا به دیابت نوع دو، تاثیر فعالیت بدنی کوتاه مدت و بلند مدت بر متابولیسم کلی بدن و بویژه بر متابولیسم عضله به خوبی عنوان شده است(۱۶۲،۱۶۳،۱۶۱،۱۶۰). نشان داده می شود که ورزش، تحمل گلوکز و تنظیم آن و حساسیت انسولینی را افزایش و از طریق کاستن کلسترول تام، تری گلیسرید و LDL و افزایش HDL خطر بیماری قلبی-کرونی را کاهش میدهد (۱۶۵،۱۶۴،۱۶۰).
تاثیرات کوتاه مدت ورزش بر دیابت نوع دو
فعالیت بدنی، حتی یک جلسه ورزش، تاثیرات سودمندی بر متابولیسم انسولین و گلوکز در افراد مبتلا به دیابت نوع دو دارد(۱۶۶،۱۶۱). بدین طریق که یک جلسه ورزشی هوازی، سطوح پلاسمای گلوکز را کاهش می دهد(۱۷۱،۱۷۰،۱۶۹،۱۶۷،۱۶۸). لیکن اندازه و مقدار این کاهش بستگی به مدت زمان جلسه ورزشی دارد و نه به شدت آن(۱۷۲).کاهش بیشتر غلظت گلوکز خون در ۱۰ نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع دو وقتی بارز شد که ۴۰ دقیقه رکاب زدن بر روی دوچرخه کارسنج با شدت ۵۵-۵۰ % max2VO در مقایسه با ۲۰ دقیقه با همان شدت، اجرا شد(۱۷۲). برآن و همکاران، ۸ زن مبتلا به دیابت نوع دو را تحت دو شدت متفاوت بر روی نوارگردان،۵۰ و۷۵ درصد max2VO با هزینه انرژی تام یکسان، مورد مطالعه قرار دادند و یافتند که تاثیر جلسه ورزشی با شدت پایین، برای افزایش حساسیت انسولین و کاهش گلوکز، با جلسه تمرینی با شدت بالا برابر می باشد(۱۷۳). لارسن و همکاران[۱۹] تاثیر دو شدت متفاوت ورزش بعد از غذا (ورزش تناوبی با شدت بالا و ورزش طولانی مدت با شدت متوسط)را بر روی متابولیسم گلوکز و انسولین ۸ مرد مبتلا به دیابت نوع دو مورد پژوهش قرار دادند و نتایج آنها شبیه به یافته های برآن و همکاران[۲۰] بود(۱۷۳). آنها نتیجه گیری کردند که در افراد دیابت نوع دوتاثیر ورزش بر متابولیسم، مربوط به هزینه انرژی می باشد نه شدت ورزش( ۱۷۴). همانطور که قبلاً ذکر شد، ورزش کوتاه مدت اثر معنی داری بر کاهش گلوکز در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارد. این امر به خاطر افزایش انتقال ۴GLUT- در غشاء عضله و در نتیجه افزایش جذب گلوکز توسط سلولهای عضلانی می باشد(۱۷۵). علاوه براین، افزایش وابسته به ورزش در جذب گلوکز توسط بافت عضلانی به دوره کوتاه پس از ورزش بر می گردد و در ادامه به مقادیر قبل از ورزش تنزل می یابد. از این رو، ورزش اثر کاهندگی کوتاه مدتی بر سطوح پلاسمایی گلوکز دارد که به مدت چندین ساعت کوتاه ادامه می یابد و منجر به بهبود کنترل قند در افراد دیابت نوع دو می شود(۱۷۶). افزایش فعالیت انتقال گلوکز متعاقب یک جلسه ورزشی، با کاهش معنی داری در سطوح پلاسمایی انسولین(۱۷۸،۱۷۷)و افزایش معنی داری در حساسیت انسولین افراد مبتلا به دیابت نوع دو همراه می شود(۱۸۰،۱۷۹). حساست انسولینی فوراً بعد از جلسه ورزش افزایش می یابد و تا ۲۰ ساعت بعد از ورزش ادامه می یابد. بعد از ۲۴ ساعت، تاثیرات ورزش بر حساسیت انسولینی ناپدید و ۲ تا ۳ روز بعد از ورزش غیر قابل تشخیص می باشد (۱۸۲،۱۸۱،۱۸۰،۱۷۷،۱۷۰). جلسات ورزشی بعدی، افزایش های را در حساسیت انسولینی به همراه دارد که مدت زمان طولانی ماندگار می شوند(۱۷۷). بنابراین، افزایش های مشاهده شده در حساسیت انسولینی موقتی هستند و لیکن با افزایش تعداد جلسات ورزشی ماندگار می شوند. پژوهش در زمینه تاثیرات یک جلسه ورزش مقاومتی بر متابولیسم گلوکز و انسولین در دیابت نوع دو خیلی محدود می باشد. فلاکی و همکاران[۲۱] ، تاثیرات یک جلسه ورزش مقاومتی را بر تحمل گلوکز ۷ نفر جوان سالم (میانگین سنی ۲۷)،۶ نفر مسن تر سالم (میانگین سنی ۵۰)و ۷ نفر از مبتلایان به دیابت نوع دو (میانگین سنی ۵۳)مورد آزمایش قرار داد(۱۴۱). آزمون تحمل گلوکز خوراکی، قبل و ۱۸ ساعت بعد از یک جلسه ورزشی که شامل ۳ دوره ۱۰ تکراری(بر اساس یک تکرار بیشینه) اجرا گردید. هیچ تغییری در سطوح پلاسمایی گلوکز و پپتید-C ، از قبل تا بعد از جلسه تمرین، در هر یک از گروه های آزمودنی ها مشاهده نشد. سطح زیر منحنی(AUC) انسولین در گروه جوان و گروه دیابت نوع دو بطور معنی داری پایین تر می باشد. بنابراین، ورزش مقاومتی مثل ورزش هوازی به نظر اثر آنی بر سطوح انسولین در افراد دیابت نوع دو، بدین تفاوت یا تغییری در سطوح گلوکز دارد(۱۸۳).
تاثیر بلند مدت ورزش بر دیابت نوع دو
پژوهش های قبلی، یافته هایی را ارائه میکنند مبنی بر این که یک جلسه ورزشی باعث افزایش معنی داری در نمایه متابولیک افراد دیابت نوع دو می شود. علاوه براین، تمرین ورزشی افزایش معنی داری در وضعیت متابولیک بویژه متابولیسم گلوکز، انسولین و لیپید این گروه ایجاد می کند. نشان داده شده که فعالیت بدنی منظم به مدت حداقل ۱۰ هفته با شدت متوسط (۷۵-۶۰% max2VO) کنترل قند افراد مبتلا به دیابت نوع دو را بهبود می بخشد(۱۸۴،۱۷۲)پژوهش بر روی افراد جوان تر (۴۰ تا ۵۵ سال) چاق مبتلا به D2T، افزایش در کنترل گلوکز خون و حساسیت انسولینی بعد از ورزش طولانی را نشان می دهد. این بهبود در کنترل قند و حساسیت انسولین به اثر تجمعی هر جلسه تمرین بر سطوح انسولین، گلوکز و هموگلوبین گلیکوزیدی (۱۶۷)و افزایش محتوای ۴ GLUT-عضله اسکلتی، ظرفیت اکسیداسیون، فسفریلاسیون رسپتور انسولین و عمل آن دو همچنین افزایش ظرفیت مویرگی و جریان خون نسبت داده می شود(۱۸۵،۱۶۷).
اثر فعالیت ورزشی شدید بر دستگاه ایمنی
فعالیت ورزشی سنگین بطور فیزیولوژیک استرس زا می تواند باعث القا سنتز سایتوکاین های التهابی مانند ۶IL، TNF-α و
β ۱-IL در بدن شود (۱۸۶،۲۹). پاسخ ۶IL به ورزش بطور مکرر در بازنگری های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.
افزایش قابل توجه ۶IL بعد از ورزش و بدون وجود آسیب نشان داه شده است (۱۸۷). مطالعات پیترسون و همکاران[۲۲] نشان
داده اند که بر اثر تمرینات منظم زیر بیشینه سطوح سایتوکاینی التهابی چون TNF-α و ۶IL، کاهش یافته اند (۱۸۸).
از سویی دیگر به نظر می رسد که ورزش می توا ند بر روی تعادل بین سایتوکاین های ترشح شده از۱Thو ۲Thتأثیر بگذارد،که با یک تنظیم افزایشی در تولید سایتوکاین های ترشح شده از سلول های ۲Thو یک تنظیم کاهشی نسبی در سایتوکاین های ترشح شده از سلول های ۱Th همراه می باشد. البته باید در نظر داشت که مقدار و چگونگی این تغییرات به نوع، شدت و مدت تمرینات ورزشی وابسته می باشد. تغییرات بر شمرده شده تبعات گوناگونی را برای ورزشکاران در پی خواهد داشت. بر هم خوردن تعادل بین سایتوکاین های ترشح شده از۱Thو ۲Thباعث تضعیف اولین خط دفاعی بدن می شود که این امر امکان ابتلا ورزشکاران به بیماری های عفونی به ویژه عفونت های مجاری فوقانی را افزایش می دهد. تولید سایتوکاین های سلول های T نقش حیاتی در افزایش پاسخ های ایمنی بر علیه پاتوژن های مهاجم بازی می کند و انواع مختلفی از پاتوژن ها باعث الگوی ویژه ایی از تولید سایتوکاین ها می شوند که حمایت های مطلوبی بر علیه پاتوژن های ویژه دارند. تولید سایتوکاین های مختلف به دلیل حضور لنفوسیت های T نوع ۱ و ۲ است. لنفوسیت های ۱T، اینترفرون گاما، ۲IL، IL –β، TNF-β، TNF-α را ترشح می کنند و مسئول دفاع علیه پاتوژن های داخل سلولی هستند و القا کننده ی ایمنی با واسطه ی سلولی هستند(۱۸۹). درحالیکه لنفوسیت های ۲T، بطور قابل توجهی ۱۳,IL5,IL4ILرا ترشح و مسئول دفاع علیه پاتوژن های خارج سلولی هستند و القا کننده ی ایمنی هومورال محسوب می شوند(۱۸۹). همانطور برهم خوردن تعادل بین این دو Tسل ها موجب رهایش بیشتر برخی سایتوکاین ها شده که در نهایت سهم ایمنی هومورال و سلولی را تعیین کرده و موجب برهم خوردن عملکرد طبیعی دستگاه ایمنی می شود. همچنین توسط استینبرگ و همکاران دیده شده است که به دنبال ورزش شدید (۱۹۱،۱۹۰) و نیز در مطالعه بلوتا و همکاران[۲۳] به دنبال جراحی درصد لنفوسیت های ۱T خون کاهش می یابد (۹۹). همچنین به نظر می رسد که افزایش لنفوسیت های ۱T با کاهش ویژه در لنفوسیت های Tحافظه، مرتبط باشد. پیشنهاد شده است که برهم خوردن تعادل بین Tسل های ۱و۲ و افزایش بیشتر ۲T ممکن است موجب افزایش حساسیت به عفونت بعد از تمرین ورزشی بلند مدت (۱۵۸،۱۳۵) و به دنبال جراحی شود(۱۰۸).
در مطالعه ایی کِرِم و همکاران[۲۴] که بر روی ۷ مرد استقامتی ورزیده صورت گرفت ۶ روز تمرینات فزاینده ی شدید موجب کاهش درصد میزان اینترفرون گامای لنفوسیت های T در حالت استراحت شد (۱۹۲).
در مطالعه پائولا و همکاران[۲۵] دیده شد که ۴ هفته فعالیت شدید می تواند موجب کاهش فعالیت نوتروفیل ها شده است (۶۴). نوتروفیل ها یکی از عوامل اصلی ایمنی ذاتی میزبان هستند که مسئول فاگوسیتوز بسیاری از میکروب ها، باکتری ها و پاتوژن های بیماری زا هستند و در رهایش تنظیم ایمنی سایتوکاین ها یی که فعالیت های لنفوسیت های B و T را تحت تاثیر قرار می دهند، درگیر می شوند. در حین ورزش، فعالیت سایتوکاین ها به دلیل فعالیت های تکمیلی، تحریک هورمونی و سایتوکاینی افزایش می یابد که ممکن است موجب فعال شدن نوتروفیل های غیر فعال برای تحریک باکتریایی بعدی شود (۶۴). کاهش دیده شده در فعالیت می توا ند نشانه ایی از سرکوب دستگاه ایمنی باشد. این کاهش فعالیت می تواند به دو دلیل باشد:۱) افزایش شدید تمرین می تواند باعث ایجاد جریانی از نوتروفیل های نابالغ به داخل جریان خون از مغز استخوان، تحت تاثیر کورتیزول به عنوان نتیجه ایی از لوکوسیتوزیس ناشی از هر جلسه ی تمرین شود و ذخیره ی نوتروفیل ها ی بالغ در مغز استخوان با لوکوسیتوزهای متوالی کاهش یافته و در نتیجه ی آن ممکن است نوتروفیل های نابالغ را به جریان خون رها شوند. این سلول های نابالغ دارای ظرفیت فاگوسیتوزی کمتر و محتوای آنزیم های گرانول های بلعی کمتری نسبت به نوتروفیل های بالغ دارند.۲) به دنبال روبه رویی با تحریک باکترایی، نوتروفیل ها ممکن است به محرک دوم با درجه ی کمتری پاسخ دهند که به تدریج در ریکاوری رخ می دهد(۱۴۷).
فعالیت ورزشی شدید همچنین موجب کاهش ایمونوگلوبین A که اصلی ترین عامل دفاعی بزاقی و حفظ موکوس را تشکیل می دهد می شود. مطالعات مختلف رابطه ی بین کاهش IgA بزاق و افزایش عفونت های مجاری تنفسی فوقانی(URTI) در شرایط فراخستگی گزارش شده است(۶۴). با توجه به تغییرات ایمنی که در اثر فعا لیت شدید ورزشی در بدن رخ می دهد، حال اگر شدت تمرینات کاهش نیابد و در طی دوره ی زمانی نسبتا طولانی فشارهای اضافی بدون ریکاوری کافی بر بدن وارد شود این تغییرات روی هم جمع شده و ممکن است تبدیل به حالت مزمن در حالت استراحت شود و ظهور این عوامل را در حالت های استراحتی فرد دیده کنیم. این وضعیت توام با کاهش عملکرد و حالات افسردگی و سستی در ورزشکاران نمود می کند. یعنی حالاتی که در فراخستگی یا بالاتر از آن در شرایطی که تحت عنوان بیش تمرینی ار آن یاد می کنیم ایجاد می شود که فرد با وجود تمرینات فراوان به جای بهبود عملکرد با کاهش عملکرد روبرو خواهد شد. عوامل درگیر در بوجود آمدن این سندرم هنوز کاملاً شناخته نشده است. کاهش عملکرد ورزشکار با وجود ۲ هفته استراحت نسبی همراه با خستگی ضعیف، با نشانه های شبه سرماخوردگی(آنفولانزا) و برگشت عفونت مرتبط بوده است (۱۹۳). اخیراً در مطالعات مختلف علل اصلی ایجاد این سندروم را تولید سایتوکاین ها نسبت داده اند، بدین جهت از واژه ی دیگری تحت عنوان پدیده ای به نام سندرم افت اجرای ناخواسته (UPS) و یا به بیانی دیگر پدیده بیش تمرینی سایتوکاینی (OTS) استفاده کردند، که به دنبال افزایش سطوح سایتوکاین های التهابی در بدن ورزشکاران پدید می آید. در نتیجه این افزایش در غلظت سایتوکاین های التهابی، ورزشکاران عوارضی مشابه بیماری های روانی، افزایش در سطوح خستگی و پیش روی به سوی واماندگی و در نتیجه کاهش در کیفیت اجراهای ورزشی را به نمایش خواهند گذاشت. سایتوکاین های التهابی از طریق تأثیر بر مراکز خستگی در مغز باعث ایجاد خستگی مرکزی می شوند (۱۹۴).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
اثر مصرف امگا-۳ بر پاسخ های دستگاه ایمنی به فعالیت ورزشی شدید ( تمرینات فزاینده)
هر چند که مطالعات بسیاری در زمینه استفاده از مکمل امگا-۳ برای کاهش سطوح سایتوکاین های التهابی و ضدالتهابی در بیماری های گوناگون صورت پذیرفته است، اما در حیطه مطالعات ورزشی استفاده از این مکمل به منظور مهار تولید سایتوکاین ها به دنبال استرس ورزشی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است(۱۹۵).
تحقیق در سال ۲۰۰۰ توسط تافت و همکارانش[۲۶] منتشر شد که در آن ۲۰مرد تمرین کرده استقامتی به دو گروه کنترل و مکمل تقسیم شدند. گروه مکمل به مدت ۶ هفته روزا نه ۶ گرم روغن ماهی که حاوی ۶/۳ گرم اسید چرب غیر اشباع۳-ω بود را قبل از مشارکت در مسابقه ماراتن مصرف کردند. نمونه های خونی پیش از مسابقه، بلافاصله، ۱:۳۰ و ۳ ساعت پس از مسابقه جمع آوری شد، ترکیب اسیدهای چرب در غشای سلول های ایمنی در دو گروه اندازه گیری شد که نشان داد در گروه مصرف کننده مکمل ۳-ω توانسته اند به طور نسبی جایگزین AA شوند. همچنین مقادیر پلاسمایی سایتوکاین های ra1IL ،۶IL و TNF-α نیز مورد بررسی قرار گرفت اما هیچ گونه تفاوت معناداری بین دو گروه دیده نشد. در نتیجه مشخص شد که مصرف مکمل امگا-۳ به مدت ۶ هفته نتوانست بر روی پاسخ مرحله حاد به دنبال فعالیت های بدنی شدید تاثیری بگذارد (۹۲) .
دوزهای بالاتر PUFAs3n- که برای ۳ هفته در بیماران مبتلا به آسم، مورد استفاده قرار گرفته است به نظر می رسد در کاهش التهاب و نشانه های آسم ناشی از فعالیت ورزشی موثر تر باشد (۱۹۷،۱۹۶) به نظر می رسد مطالعاتی که بر روی افراد تمرین نکرده صورت گرفته است آثار ضد التهابی بزرگتری را نسبت به مطالعاتی که روی افراد تمرین کرده که دارای دفاع ایمنی ایندوژنز تقویت شده هستند نشان می دهد. افزایش حجم ضربه ایی، برون ده قلبی و تحویل اکسیژن و کاهش مقاومت دستگاه قلب و عروق در افراد تمرین نکرده به دنبال ۲۰ دقیقه فعالیت بر روی دوچرخه ی کارسنج به دنبال ۶ هفته مصرف ۵ گرم PUFAs3n-در روز را گزارش کردند(۱۴۹). نینیو [۲۷] نشان داد که ۱۲ هفته مصرف مکمل PUFAs3n- (1.92 گرم در روز)، موجب کاهش ضربان قلب استراحتی و زیر بیشینه و افزایش فعالیت پاراسمپاتیک در افراد بدون فعالیت و بزرگسالان دارای اضافه وزن می شود(۱۵۰).
تحقیق سال ۲۰۰۷ توسط آندرد و همکاران[۲۸] انجام شد که در آن به تاثیر مکمل امگا-۳ بر روی پاسخ های التهابی و ایمنی در شناگران نخبه پرداختند. در این مطالعه ۲۰ مرد شناگر به دو گروه کنترل و مکمل تقسیم شدند که گروه مکمل به مدت ۶ هفته روزانه ۵/۲ گرم کپسول روغن ماهی که حاوی ۸/۱ گرم اسیدهای چرب غیر اشباع ۳-ω بود را قبل از آغاز دوره مسابقات سالانه مصرف کردند. شرکت کنندگان در طول این دوره تمرینات معمول خود را که شامل ۸ ساعت تمرین در هفته(km50 شنا در ۶ روز) بود را به انجام رساندند. نمونه های خونی قبل و بعد از اتمام دوره جمع آوری شد. با جداسازی سلول های خونی و کشت آن ها، میزان تولید سایتوکاین هایINFγ,TNF-α ,،۲IL، ۴IL توسط این سلول ها اندازه گیری شد. همچنین تغییرات غلظت ۲PGE نیز مورد بررسی قرار گرفت. مصرف مکمل روغن ماهی موجب کاهش در غلظت ۲PGE در گروه مکمل نسبت به گروه کنترل به دنبال یک دوره ورزش سنگین شد. بین غلظت سایتوکاین ها ی ,TNF-α ,۲ –IL و ۴IL در دو گروه مکمل و کنترل تفاوت معناداری وجود نداشت. تنها غلظت INFγدر گروه مصرف کننده مکمل نسبت به گروه کنترل به طور معناداری کا هش نشان داد (۱۴۲).
نیمن اخیرًا نشان داده است که ۶ هفته مصرف مکمل۲٫۴ گرم در روز PUFAs3n-اثری بر سطوح پلاسمایی سایتوکاین های ۶IL ، ra1IL و۸IL ، CRP و CK پیش و بعد از یک دوره ی ۳ روزه تمرینات فزاینده بر روی دوچرخه ی کارسنج نداشته اشت(۴۶).
بلومر[۲۹] اثر مصرف مکمل PUFAs3n-به مدت ۶ هفته در مردان تمرین کرده بر مارکرهای التهابی و استرس اکسیداتیو پس از انجام یک وهله فعالیت با شدت متوسط را مورد بررسی قرار داده است. در این مطالعه ۱۴ مرد تمرین کرده به دو گروه دارونما و مکمل PUFAs3n-تقسیم شدند و گروه مکمل، ۲۲۲۴ میلی گرم EPA و ۲۲۰۸ میلی گرم DHA را به مدت ۶ هفته مصرف کردند و پس از این دوره ی مصرف مکمل یک وهله فعالیت با شدت متوسط (۶۰ دقیقه فعالیت روی نوارگردان) انجام دادند. نمونه های خونی قبل و بعد از فعالیت ورزشی گرفته شد. نتایج این مطالعه نشان داد که سطوح پایه ی EPA و DHA خون پس از این دوره ی مصرف مکمل افزایش یافته است. از طرفی سطوح استراحتی TNF-α و CRP در گروه مکمل، نسبت به دارونما کاهش یافت. درحالیکه سطوح این سایتوکاین ها در پاسخ به یک وهله فعالیت با شدت متوسط در دو گروه تفاوت معنادار ی با یکدیگر نداشت. این عدم تفاوت احتمالا به دلیل عدم تغییر معنادار این مارکرهای ا لتهابی در پاسخ به یک وهله فعالیت با شدت متوسط در افراد تمرین کرده می باشد(۴۵).
جمع بندی:
بر اساس نتایج مطالعات انجام گرفته روشن است که تمرین هوازی و مکمل امگا-۳ به تنهایی با بهبود شاخص های التهابی و مارکر های بیولوژیک دیابت نوع ۲ همراه است، به هر حال برای دانسته های ما تا کنون تحقیقی در مورد اثر توام دریافت مکمل امگا-۳ و تمرین هوازی بر این شاخص ها ی بالینی در افراد دیابتی وجود ندارد.
فصل سوم:
روش شناسی تحقیق­
۳
۳-۱- مقدمه
روش های تحقیق درواقع ابزارهای دست­یابی به حقیقت هستند. انتخاب روش تحقیق بستگی به هدف ­ها و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی موجوددارد. در واقع مهمترین بخش تحقیق شیوه و روش صحیح و ابزار مناسب است.
در این فصل اطلاعاتی در زمینه روش تحقیق، متغیرهای تحقیق شامل: طرح تحقیق، آزمودنی های تحقیق، ابزار های اندازه گیری تحقیق، نحوه اجرای تحقیق، روش اندازه گیری نمونه ها و روش های آماری ارائه شده است.
۳-۲-روش تحقیق
روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی می باشد که بصورت میدانی و با طرح پیش، میان و پس آزمون انجام گرفته است.
۳-۳- جامعه و نمونه آماری:
جامعه آماری شامل مردان مبتلا به دیابت نوع دو در سطح شهرستان بانه می باشند و نمونه آماری ۳۰نفر از مردان مبتلا به دیابت نوع دو با میانگین سن ۶۰-۴۰سال و حداقل به مدت ۶ سال به این بیماری مبتلا بودند که بصورت در دسترس انتخاب شدند.
روش نمونه گیری:
پس از کسب مجوز رسمی از شبکه بهداشت و درمان شهرستان بانه و رجوع به مراکز درمانی دیابت در سطح شهرستان و مرکز درمانی بیمارستان صلاح الدین ایوبی این شهرستان، اسامی، اطلا عات مربوط به نوع دیابت، شماره تماس و آدرس مردان مبتلا به دیابت نوع دو، توسط محقق استخراج گردید. پس از تماس تلفنی و ارتباط حضوری با آزمودنی ها و بیان ماهیت، هدف و خطرات احتمالی تحقیق برای آنها،۳۰ نفر با دامنه سنی۶۰-۴۰ سال که فاقد بیماری قلبی عروقی بودند، پس از تکمیل پرسشنامه های مربوط به رضایت جهت شرکت در تحقیق (پیوست-فرم) ، اطلاعات پزشکی و فعالیت بدنی (پرسشنامه فعالیت بدنی بک) انتخاب شدند. در واقع روش نمونه گیری از نوع در دسترس می باشد. در نهایت آزمودنی های واجد شرایط به طور تصادفی به سه گروه مصرف مکمل (۱۰نفر) و گروه تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل(نفر۱۰) و گروه کنترل(۱۰ نفر) تقسیم شدند.
۳-۴-متغیرهای تحقیق
جدول۱-۳: متغییر های تحقیق

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق محفو

 

نظر دهید »
بررسی جایگاه زن در دوره پیش از اسلام ومقایسه آن با دوره اسلامی- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

.« فَإِنْ أَرَادَا فِصالاً عَن تَرَاض مِّنهُمَا وَ تَشاوُر فَلا جُنَاحَ عَلَیهِمَا وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسترْضِعُوا أَوْلَدَکمْ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکمْ….» [۱۶۸]
« اگر پدر و مادر به رضایت و مشورت هم خواستند طفل را از شیر بگیرند گناهى بر آنان نیست.»[۱۶۹]
همچنین در خصوص اتّخاذ تصمیم طلاق هم زن و مرد بایستی به مشورت بپردازند و بر اساس رضایت طرفین در امور مربوط به فرزندانشان عمل نمایند. اسلام از کوچکترین مسئله، که شیر دادن به کودکان و از شیر گرفتن آنان است، از زن و شوهر خواسته است که با یکدیگر به مشورت بپردازند و چیزی که مورد رضایت طرفین است را انتخاب نمایند. مسلماً در امور بزرگتر و مهمتر هم، همین دستور را می­دهد. بر عکس زندگی جاهلی که حتی در جزئی­ترین امور نظر زنان را دخیل نمی­دانستند و در همه حال طبق رأی و نظر مرد خانواده و گاهی رئیس قبیله عمل می­شد.

 

۲-۱-۵ تقلیل مدت عده وفات در قرآن

در عصر جاهلی اگر شوهر زنی فوت می­کرد، آن زن مجبور بود یکسال تمام به عزاداری بپردازد.[۱۷۰] که در دین اسلام این مدت، به چهار ماه و ده روز تقلیل یافت. خداوند در قرآن کریم فرمودند:
«وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوَجاً یَترَبَّصنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشهُر وَ عَشراً فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَیْکمْ فِیمَا فَعَلْنَ فى أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ » [۱۷۱]
«کسانى از شما که بمیرند و همسرانى به جا گذارند، زنان چهار ماه و ده روز، به انتظار بمانند و چون به مدت خویش رسیدند آنچه به شایستگى درباره خویش کنند، گناهى بر شما نیست که خدا از آن چه مى کنید آگاه است.» [۱۷۲]

 

۲-۱-۶ملغی نمودن زنده به گور نمودن دختران، در قرآن

از جمله رفتارها و عادات زشت اعراب جاهلی زنده به گور نمودن دختران بی گناد در بدو تولد و گاهی در سالهای نخست زندگیشان بود. خداوند در آیات ۸و۹ سوره تکویر مسلمین را از برتر دانستن پسران بر دختران و زنده به گور نمودنشان بر حذر دانسته است. همچنین در سوره نحل نیز به سنت زشت و غیر انسانی وأد اشاره نموده است.[۱۷۳]
« وَ إِذَا بُشرَ أَحَدُهُم بِالأُنثى ظلَّ وَجْهُهُ مُسوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ(۵۸) یَتَوَرَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سوءِ مَا بُشرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلى هُون أَمْ یَدُسهُ فى الترَابِ أَلا ساءَ مَا یحْکُمُونَ)[۱۷۴]
در حالى که هر گاه به یکى از آنها بشارت دهند دخترى نصیب تو شده صورتش (از فرط ناراحتى ) سیاه مى شود، و مملو از خشم مى گردد! از قوم و قبیله خود بخاطر بشارت بدى که به او داده شده متوارى مى گردد (و نمى داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدارد، یا در خاک پنهانش کند؟ چه بد حکمى مى کنند؟![۱۷۵]
همچنین خداوند در قرآن می­فرماید: قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلَدَهُمْ سَفَهَا بِغَیْرِ عِلْم وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللهُ افْتِرَآءً عَلَى اللهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا کَانُوا مُهْتَدِینَ»[۱۷۶]
کسانى که فرزندان خود را از روى سفاهت و جهل کشتند زیان کردند.[۱۷۷]
اینجاست که منّت اسلام بر بانوان و به خصوص زنان درمانده عربستان درک می­گردد، که
چگونه اسلام آنان را از چنین مرگ فجیعی نجات بخشید، و به تمامی زنان حق زنده بودن و زندگی کردن همانند مردان عطا نمود، و همچنین کلیه حقوق انسانی را برای آنان به رسمیت شناخت.
بنابراین زنده به گور نمودن دختران در دوره جاهلیت، فقط به دلیل فقر و تنگدستی نبود، گرچه تنگدستی یکی ازدلایل مهم این امرغیر انسانی بود. اما اصلی ترین دلیل این امر را می توان جلوگیری از ربوده شدن دختران در جنگهای قبیله­ای و ایجاد لکه ننگ برای کلّ افراد قبیله نام برد، که در این مورد اعراب اعتقادات بسیار متعصّبانه و متحجّرانه­ای داشتند.[۱۷۸] اعتقاد به این عقیده برای اعمال اعراب زمانی قوت می­گیرد که در متون و اشعار باقیمانده ازدوران جاهلیت مشاهده می­کنیم که حتی اگر دختری از قبیله ای با مردی از قبیله دیگر ازدواج می­نمود، زنان قبیله­اش برای او آرزوی زائیدن دختر را داشتند، همراه با زایمان بسیار سخت، زیرا معتقد بودند که اگر پسردار شود برای قبیله خودش دشمن زائیده است.
قابل توجه است که در عصر جاهلی گاهی برخی از مردان نیز یافت می شدند که با قانون زنده به گور نمودن دختران مخالفت می کردند، از جمله این افراد زید بن عمرو بن نُفَیل بود که هرگاه می شنید که مردی قصد زنده به گورنمودن دخترش را دارد تمامی موونه و مخارج طفل را تأمین کرده وپدر نوزاد را از کشتن نوزادش منع می نمود. طبرانی از صهصعه بن ناجیه المجاشعی (جد فرزدق) نقل می کند که، روزی صعصعه به پیامبر(ص) عرض کرد که: یا رسول الله، من در دوران جاهلیت عملی را انجام داده ام، آیا اجر و پاداشی برای آن دریافت خواهم نمود؟ پیامبر(ص) فرمودند: چه عملی؟ صعصعه گفت: من سیصد و شصت کودک را از مرگ نجات داده­ام و برای مخارج هر کدام، ۲ناقه و ۲۰شتر(اشتری حاملگی آن گذشتهت موودَهَِِ بناقتین و عشراوین: دو شتر که ده ماه ازحاملگی گذشته بود.) [۱۷۹]پرداخت کرده ام، آیا پاداشی به من تعلق خواهد گرفت؟ پیامبر(ص) فرمودند:« لَکَ أجرَه منَّ الله عَلیک بِالإسلام» برای تو پاداشی است، زمانیکه خداوند پذیرفتن اسلام را برتومنت گذاشت.[۱۸۰]

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۱-۷قوامیّت مردان بر زنان درقرآن

قّوام از ماده قیام به معنای نگهبانی و اصلاح است. سخن خداوند به همین معناست که فرموده است: « اَلرِّجالُ قَوّاموُنَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما اَنْفَقوُا مِنْ اَمْوالِهِمْ……. » [۱۸۱]
«مردان سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خداوند برخی از ایشان را بر برخی دیگر برتری داده است، و نیز به دلیل آنکه از اموالشان خرج می کنند… .»
قیّم زن، شوهر اوست او نیازمندیهای زن را بر آورده می­ کند. منظور آن است که مردان متکفّل امور زنانند، و به کارهایشان می­پردازند.[۱۸۲] همچنین گفته­اند: قیام چیزی مخالف نشستن است. قوّام، کسی است که بدون تکیه بر دیگری، بسیار به خویشتن متّکی است. در این آیه منظور کسی است که بر زن در تدبیر امورش و برطرف ساختن نیازمندیهایش اشراف دارد.[۱۸۳]

 

۲-۱-۸تعدّد زوجات در قرآن

تعدّد زوجات نزد اعراب جاهلی، امری معروف و رایج بود و بین کلیه قبایل اعراب رواج داشت، به گونه­ ای که اعراب جاهلی به کثرت زنان خویش افتخار می­کردند. به طور مثال زمانیکه «غیلان بن سلمه الثقفی» اسلام آورد، دارای ده همسر بود. پیامبر(ص) به وی دستور داد تا از میان زنان خویش تعداد چهار زن را به عنوان همسر خویش انتخاب کند.[۱۸۴] همچنین «قیس بن حارث» می­گوید: زمانیکه مسلمان شدم دارای هشت همسر بودم که پیامبر(ص) فرموند: تعداد چهار همسر را برگزین. همچنین، درهنگام طلوع خورشید اسلام، برخی از مردان قبیله ثقیف دارای ده همسر بودند، مانند: «سعود بن معقب» ، «عروه بن مسعود» ، «سفیان بن عبدالله» و «مسعود بن عامر».[۱۸۵]
اعراب جاهلی در مورد تعداد همسران خویش، دارای هیچ قید و بندی نبودند، یعنی با هر تعداد همسر، که میل داشتند، ازدواج می­نمودند. ابن هشام در سیره خود می گوید: عبدالمطلب پدربزرگ پیامبردارای شش همسرده پسر وشش دختر بود.[۱۸۶]
خداوند در قرآن کریم درباره تعدد زوجات چنین می­فرماید:
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلا تُقْسِطوا فى الْیَتَمَى فَانکِحُوا مَا طاب لَکُم مِّنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلَث وَ رُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا تَعْدِلُوا فَوَحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَت أَیْمَنُکُمْ ذَلِک أَدْنى أَلا تَعُولُوا.»[۱۸۷]
« اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل و داد نکنید پس آن کس از زنان را به نکاح خود درآورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است: دو یا سه یا چهار (نه بیشتر) و اگر بترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده و یا چنانچه کنیزى دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکارى است.» [۱۸۸]
بنابراین در عصر اسلامی، مردان موظّف به رعایت قانون تعدد زوجات با شرط رعایت عدالت در میان همسرانشان، شدند. برعکس دوران جاهلیت که نه تنها قانونی جهت حداقل یا حداکثر تعدّد زوجات وجود نداشت، بلکه در رفتار با بانوان نیز کمترین احترامی دیده نمی­شد.

 

۲-۱-۹متعه در قرآن

«متعه» از جمله ازدواجهای مرسوم در عصر جاهلی است، که خداوند با فرستادن آیه­ای آنرا مورد پذیرش قرار داد و در صدر اسلام بدان عمل می­شد، خداوند در سوره نساء به ازدواج موقت اشاره نموده است:
«… فَمَا استَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضهً وَ لا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَضیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً»[۱۸۹]
«و اگر زنى را متعه کردید _ یعنى با او قرارداد کردید در فلان مدت از او کام گرفته و فلان مقدار اجرت (به او) بدهید، _ واجب است اجرتشان را بپردازید، و بعد از معین شدن مهر، اگر به کمتر یا زیادتر توافق کنید گناهى بر شما نیست، که خدا دانایى حکیم است.» [۱۹۰]

 

۲-۱-۱۰ممنوعیت «نکاح المقت» در قرآن

در عصر جاهلی شکلهای گوناگونی از ازدواج رواج داشت، که برخی از آنها در دین اسلام مورد قبول واقع شد و اکثر آنان ملغی گشت. از جمله ازدواجهای رایج در عصر جاهلی که اسلام آنرا ملغی اعلام نمود، ازدواج با دو خواهر به طور همزمان بود. که خداند در آیه ۲۳ سوره نساء فرمودند: «..ان تَجمَعوا بَینَ الاُختَین الّا ما قد سلَفَ انّ اللّهَ کانَ غفوراً رحیماً»[۱۹۱]
مگر دو خواهرانى که در دوره جاهلیت گرفته­اید، که خدا آمرزنده رحیم است.[۱۹۲]
همچنین «نکاح مقت» یا ازدواج با بیوه پدر از جمله ازدواجهای رایج در عصر جاهلی بود که اعراب جاهلی بسیار راغب به انجام آن بودند. از آنجا که در عصر جاهلی، قانون خاصی برای حداقل سنّ ازدواج، تفاوت سنّی میان زن و شوهر و انواع ازدواجها وجود نداشت، ازهر مردی که فوت می­نمود همسران بیشماری و در سنین مختلفی به جا می­ماند، که گاه کم سن و سال تر از پسران میّت بودند، لذا پسر ارشد میّت اقدام به ازدواج با بیوه پدر خویش می­نمود.
خداوند در قرآن کریم، با فرستادن آیه­ای اعراب را از نکاح و ازدواج با بیوه پدر برحذر داشته است:[۱۹۳]
« وَلا تَنْکِحُوا مَا نَکَحَ آبَاؤُکُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ » [۱۹۴]
«و با زنى که پدر شما با او ازدواج کرده ازدواج نکنید، که باطل است، مگر آنچه که در دوره جاهلیت انجام شده، که این عمل از مصادیق فاحشه و باعث خشم خدا و طریقه اى زشت است.»[۱۹۵]
همچنین از جمله عادات زشتی که در عصر جاهلی رواج داشت، این بود که گاهی از ازدواج مجدّد زنی بیوه، جلوگیری و ممانت به عمل می­آمد و یا اینکه با در تنگنا قرار دادن وی، مقداری از مهریه داده شده به وی را پس می­گرفتند. خداوند در قرآن به این عمل زشت اعراب اشاره نموده است و انجام آنرا کاری حرام تلقّی نموده: یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا یحِلُّ لَکُمْ أَن تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ إِلا أَن یَأْتِینَ بِفَحِشه مُّبَیِّنَه »[۱۹۶]
«هان اى کسانى که ایمان آوردید این براى شما حلال نیست که به زور از شوهر رفتن زن میت جلوگیرى کنید، تا بمیرد، و شما ارث او را بخورید، و در مضیقه شان بگذارید تا چیزى از مهریه­اى که از شما گرفته اند به شما برگردانند… »[۱۹۷]

 

۲-۱-۱۱نهی از زنده به گور نمودن دختران

خداوند در قرآن کریم به عادت زشت اعراب جاهلی، اشاره می­نماید و آنان را از این عمل نهی می­فرماید:
«و لا تَقتُلوا أََولَدَکُم خَشیَهَ إملَقِ نَحنُ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ إیّاکُم إنَّ قَتلَهُم کانَ خِطاً کَبیراً.»[۱۹۸]
«فرزندان خود را از ترس فقر و تنگدستی نکشید ما به شما و آنها روزی میرسانیم، همانا کشتن آنان گناهی بس بزرگ است.»
۲-۱-۱۲ نهی از تبرِّج
خداوند طی آیاتی در قرآن کریم، همسران «پیامبر(ص)» را از انجام عادات زشت و نکوهیده دوران جاهلی برحذر می­دارد. هرچند که این آیات، در خصوص همسران پیامبر اسلام است ولی کلیه زنان مومن و مسلمان، بایستی این دستورات را سرلوحه زندگی خویش قرار دهند.
«یَنِساءَ النَّبىِّ لَستنَّ کَأَحَد مِّنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتنَّ فَلا تخْضعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطمَعَ الَّذِى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً(۳۲) وَ قَرْنَ فى بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبرَّجْنَ تَبرُّجَ الْجَهِلِیَّهِ الأُولى وَ أَقِمْنَ الصلَوهَ وَ ءَاتِینَ الزَّکوهَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ »[۱۹۹]
«اى زنان پیامبر! شما مثل احدى از سایر زنان نیستید، البته اگر تقوى پیشه سازید، پس در سخن دلربایى مکنید، که بیمار دل به طمع بیفتد، و سخن نیکو گویید. (۳۲) و در خانه هاى خود بنشینید، و چون زنان جاهلیت نخست خودنمایى نکنید، و نماز بپا دارید، و زکات دهید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید، خدا جز این منظور ندارد که پلیدى را از شما اهل بیت ببرد، و آن طور که خود مى داند پاکتان کند (۳۳) [۲۰۰]

 

۲-۱-۱۳ امر به معروف و نهی از منکر

یکی از زمینه ­های مشارکت سیاسی زنان، در مسأله امر به معروف و نهی از منکر نسبت به افراد جامعه است. خداوند در قرآن کریم صریحاً نسبت به اقدام به این موضوع اساسی در تداوم حیات بشری امر می فرمایند: [۲۰۱]
«و لتَکُن مِنکُم امَّه یَدعونَ الی الخَیرِ وَ یَأمُرونَ بِِالمَعروفِ وَ یَنهونَ عَنِ المُنکُرِ…»[۲۰۲]
«باید از میان شما گروهی به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وا­دارند و از زشتی باز دارند.»[۲۰۳]
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَت بَعْضهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْض یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصلَوهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ أُولَئک سیرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ » [۲۰۴]
«مردان و زنان مؤمن بعض از ایشان اولیاء بعض دیگرند، امر به معروف مى کنند و از منکر نهى مى­نمایند و نماز به پا مى­دارند و زکات مى­پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى کنند، آنها را خدا به زودى مشمول رحمت خود مى کند، که خدا مقتدریست شایسته کار.»[۲۰۵]
آیات قرآن کریم، حاکی از این است که امر خطیر و حیاتی برای جامعه، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، بر زنان نیز همچون مردان واجب است، مطمئناً کسیکه از طرف خداوند دارای چنین صلاحیتی است، قادر به انجام این عمل نیز هست. لازمه انجام امر به معروف و نهی ازمنکر، داشتن حضور مستمر و پررنگ در بطن جامعه و تشخیص خوب و بد امور است، زیرا کسیکه از وقایع اجتماع خویش ناآگاه است، هرگز قادر به انجام این دستور الهی نخواهد بود. پس به طور غیر مستقیم می­توان از این آیه موافقت خداوند به حضور داشتن زنان در عرصه اجتماع را متوجه شد، همچنین می توان به این نکته پی برد که خداوند که خود آفریننده این موجود است مطلع است که زنان نیز همانند مردان قادر به تعقل هستند.
همچنین آیه «و المؤمِنینَ و المُؤمِنات بَعضُهُم اولِیاءِ بَعضِِِ یَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ یَنهونَ عَن المُنکَر…» «مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وادار می دارند و از کارهای ناپسند باز می دارند» دلیل دیگری بر عمومی بودن امر به معروفات و نهی از منکرات، و مختص مردان نبودن آن است. این آیه شریفه به مشارکت زنان در امور اجتماعی و سیاسی تشویق می کند. زیرا امر به معروف و نهی از منکر، زمانی امکان پذیر است که فرد از مسائل جامعه­اش آگاه باشد و در آن مشارکت مستمر داشته باشد.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
حضرت علی(ع) درباره حضور زنان در مسائل اجتماعی چنین فرمودند:
«لا تَحبَسوا النِساء مِن الخُروجِ الی العِیدینِ فَهُوَ عَلیهُنَّ واجِب. » [۲۰۶]
زنان را از رفتن به نمازهای عید فطر و قربان باز ندارید که بر آنان واجب است. لازم به یادآوری است که آنچه را که طبق آیات امر به معروف و نهی از منکر، چه در گفتار و چه در کردار بر مردان امر شده، شامل بانوان نیز می­گردد، زیرا آیات امر به معروف و نهی از منکر عام است.
براساس دیدگاه « آمارتیاسن» از جمله شاخصه­های توسعه نیافتگی جوامع، وجود تبعیض میان زنان و مردان است. یعنی در هر جامعه­ای که حقوق زنان پاس داشته شود، آن جامعه پیشرفت خواهد نمود و برعکس اگر جامه ای زنان را در امور گوناگون اجتماعی شرکت ندهد، هرگز توسعه نخواهد یافت.[۲۰۷] دین اسلام نیز که خواستار پیشرفت جوامع مسلمین است، هرگز به اسارت نیمی از افراد جامعه که سازنده و تربیت کننده نیمی دیگرند، نیست.

 

۲-۱-۱۴امتیازات مالی زنان در قرآن

 

۲- ۱-۱۴-۱ارث

اسلام برای زنان نیز مانند مردان حق ارث، تملک دارایی، وصیت، هبه، خرید و فروش، اجاره­دادن دارایی، و صدقه را قرارداد.[۲۰۸] علمای اخبار از مردی از انصار یاد می­ کنند که قبل از اینکه آیه ارث نزول یابد، فوت کرد و از او چهار دختر به جا ماند. پسر عموهای دختران تمامی اموال عمویشان را برداشتند. مادر این دختران برای شکایت به نزد رسول اکرم(ص) رفت و قضیه را بازگو نمود و از اوضاع بد مالی خود و دخترانش به ایشان شکایت نمود. پیامبر (ص) هم از برادرزاده­گان مرد فوت شده خواست تا اموال را به صاحبان اصلی اش برگردانند. آنها نیز چنین گفتند: ما قدرت دفاعی داریم ولی این دختران نمی­توانند شمشیر به دست بگیرند و بجنگند و نمی­توانند اسب سواری کنند. پس ارثیه عمویمان به ما می­رسد. در آن هنگام این آیه نازل شد، که خداوند متعال به کسانیکه زنان را از ارثشان منع کرده ­اند و حق ارث را مخصوص مردان دانسته ­اند فرمود:
« لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ.» [۲۰۹]
«براى فرزندان ذکور سهمى از ماترک ابوین و خویشان است و براى فرزندان اناث نیز سهمى از ترکه چه مال اندک باشد و چه بسیار نصیب هر کسى از آن ترکه (در کتاب حق ) معین گردیده است». خداوند در سوره النساء ظلمی که در زمینه ارث بر زنان وارد می­گشت را ملغی نمود.[۲۱۰]
پس از این قضیه، آیه ارث نازل گردید:
« یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلَادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَإِنْ کَانَتْ وَاحِدَهً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ کَانَ لَهُ إِخْوَهٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آَبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ لَا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعًا فَرِیضَهً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا » [۲۱۱]

 

نظر دهید »
جایگاه اراضی ملی در انفال- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بر طبق گفته لغت نویسان حقوقی (اسکافی، ۱۳۷۵: .۱۸) اراضی بیابانی به آن قسمت از اراضی اطراف ده اطلاق می گردد که اهالی ده با کمک یکدیگر و به طور دسته جمعی احیا می نمایند و چون آب قریه به همه این نوع زمین ها نمی رسد هر سال به قید قرعه، بعضی از اهالی ده آن قسمتی از اراضی را که به آن جاها آب می رسد، کشت می نمایند. زمین های مذکور با اراضی مواتی که حریم ده را تشکیل می دهند، فرق دارند. اراضی بیابانی، ملک اهل ده محسوب و نوعی از اراضی مشاع اهالی ده را تشکیل می دهند.

 

بند سوم: اراضی موات حریم ده

اراضی مواتی که پیرامون ده را تشکیل می دهد و تعیین کننده ی محدوده ی یک ده از سایر دهات و قراء مجاور است و اهالی ده از زمین ها برای چرای دواب و احشام خود و نیز به منظور کندن بوته و نظایر آن استفاده می نمایند، این زمین ها از اراضی بیابانی مجزا می باشند. معمولا نسبت دوری این زمین ها به ده، بیش از زمین ها و اراضی بیابانی است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

بند چهارم: اراضی آیش (زمین کشتخوان)

به دسته زمین های زراعی اطلاق می شود که زارعان برای مدت معین (معمولا حداکثر برای سه سال) از آن اعراض می نمایند تا قدرت زمین برای باروری و کشت مجدد تقویت شود. عناصر تشکیل دهنده ی زمین های آیش به اختصار عبارت اند از داشتن مالکیت بالفعل- اختصاص زمین به زراعت- برای مدت معین به قصد تقویت بنیه زراعی زمین از کشت و زرع در آن چشم پوشی گردد. اراضی آیش جزو اراضی مفروز هر قریه محسوب می گردد و دارای مالک خاص است که در صورت توارث، دارای مالکیت اشاعه خواهد شد(غفوری فرد، ۱۳۶۸، ۱۶).

 

بند پنجم: اراضی مفروزی

به کلیه اراضی و زمین هایی که مالکیت شش دانگ آن متعلق به یک شخص باشد، اراضی مفروزی گفته می شود. تا قبل از وضع قانون اصلاحات ارضی (به سال ۱۳۴۰) گاهی از اوقات مشاهده می شد که تمامی یک قریه متعلق به یک شخص بود. در این حالت به آن قریه شش دانگی یا قریه مفروز گفته می شد و گاها تعدادی از زارعان نیز مالک قطعه یا قطعاتی از زمین بودند که به این دهات، اصطلاح قراء و قصبات خرده مالک اطلاق می گردید. بنابراین مقصود از زمین ها یا اراضی مفروزی، زمین هایی از قراء و قصبات بود که شش دانگ هر یک از قطعات، متعلق به یک زارع بود و اراضی مفروزی در قبال اراضی مشاعی کاربرد داشت(سالاری، ۱۳۹۱، ۲۷-۱۴)

 

بند ششم: اراضی مشاعی

در فرهنگ اصطلاحات ثبتی به سه دسته از زمین ها، اراضی مشاعی اطلاق می گردد: الف- اراضی بیابانی. ب- اراضی موات اطراف ده که حریم ده را تشکیل می داده و اهالی ده برای تعلیف دواب و نظایر آن، از این اراضی استفاده مشاعی می نمایند. ج- اراضی دیم کار در قبال اراضی آبی که ملک مفروز صاحبان قریه بوده است( جعفری لنگرودی، ۱۳۶۵، ۲۶).

 

بند هفتم: اراضی دیم کار

بر طبق گفته ی صاحب ترمینولوژی حقوقی( جعفری لنگرودی، ۱۳۶۵، ۲۶). به آن دسته از اراضی محدوده ی ده گفته می شود که اهالی ده با کمک یکدیگر آن را احیا نموده و هرساله با تقسیم موقت، عده ای در آن کشت دیم می نمایند و لیکن به طور مشاع، مالک عین آن اراضی هستند. نتیجه ی این تقسیم را گاهی (برزگر بخش) می نامند.

 

بند هشتم: اراضی کشت موقت

در اوایل انقلاب، به آن دسته از اراضی و زمین هایی که از طرف دولت برای مدت معین و به منظور کشت و زرع در اختیار زارعان قرار می گرفت، در اصطلاح حقوقی به اراضی کشت موقت مشهور شدند. در صورتی که زارع از زمین مزبور در جهت اهداف زارعانه استفاده نمی نمود، زمین یادشده از وی استرداد شده و جهت اهداف زارعانه در اختیار دیگری قرار می گرفت. بیشتر این زمین ها در استان های گلستان و کردستان قرار داشتند.

 

مبحث دوم: انفال و جایگاه آن در حقوق موضوعه ایران

 

گفتار اول: مفهوم انفال و مصادیق آن

 

بند اول: انفال در قرآن

هشتمین سورۀ قرآن کریم انفال نامیده شدهاست. در آیۀ اول این سوره خداوند میفرماید:
یسألونک عن الأنفال قل الأنفال لله و الرسول فاتقوا الله و اصلحوا ذات بینکم و اطیعوا الله و رسوله ان کنتم مومنین.
]ای پیامبر [از تو دربارۀ غنایم جنگى مى‌پرسند. بگو: غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستادۀ [او] دارد. پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید، و اگر ایمان دارید، از خدا و پیامبرش اطاعت کنید.
مفسرین اهل سنت انفال را با استناد به شأن نزول آیه (اختلاف مسلمانان بر سر غنائم جنگ بدر) منطبق با غنایم جنگی دانستهاند.) غفوری : ۲۶) اما از نظر شیعه گرچه آیۀ فوق در زمینۀ غنایم جنگی وارد شده، ولی مفهوم آن یک حکم کلی و عمومی است و تمام اموال اضافی یعنی آنچه مالک خصوصی ندارد را شامل میشود. این اموال متعلق به خدا و پیامبر و قائممقام اوست. به تعبیر دیگر متعلق به حکومت اسلامی است و در مسیر منافع عموم مسلمین صرف میشود.( مکارم شیرازی، ۱۳۷۶ : ۸۰) علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل این آیه می نویسند:
«کلمۀ انفال برزیادیهایی که فیء هم شمرده میشود اطلاق می گردد و مقصود از فیء اموالی است که مالکی برای آن شناخته نشده باشد، از قبیل کوهها و بستر رودخانهها و خرابههای متروک و آبادیهایی که اهلش هلاک گردیده اند.» در تفسیر مجمعالبیان نیز ضمن اشاره به اختلاف نظر مفسران، از قول آنان هفت معنا برای انفال نقلشده که از آن جمله است ثروتهایی که ویژۀ مقام رسالت است و هرگونه مصلحت بداند می تواند آن را هزینهکند.(طبرسی، ۱۳۸۰ : ۲۸۳) در ادامه روایتی از حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق (علیهما السلام) نقل میکند که در آن انفال را شامل اموالی که بدون جنگ از دشمن بدست آید، زمینی که صاحبانش آن را رهاکرده و کوچکنند، ارث بدون وارث، بیشه ها، جنگلها، درهها و سرزمینهای بایر و موات اعلام فرمودهاند.

 

بند دوم: تعریف فقهی انفال

برای نفل و انفال و مشتقات آن در کتب مختلف بیش از بیست و پنج معنی ذکر شده است. آنچه از قدر مشترک بین معانی به دست می آید، این است که نفل، هر شی زاید بر اصل و زیاده بر استحقاق و آنچه خارج از روش و انتظار معمولی است، می باشد. به طوری که مورد توجه و انتظار و توقع نمی باشد (عاملیان، ۱۳۷۰: ۱۵۲). انفال در فرهنگ دهخدا به معنی غنیمت دادن (دهخدا، ۱۳۷۲: ۳۰۶۶) و در فرهنگ معین در معنی غنیمت ها و بهره ها (معین، ۳۸۴:۱۳۴۷) و در لغت ازهری نیز انفال به معنای زاید بر اصل و در مصباح و قاموس اللغه به معنای غنیمت (خامنه ای،۵۲:۱۳۷۰) آمده است. علامه طباطبایی در این خصوص فرموده اند : (انفال جمع نفل با فتحه است و به معنی زیادی و اضافه در چیزی می باشد و به همین مناسبت بر اعمال غیرواجب و مستحب، نفل و نافله اطلاق می گردد، زیرا اعمال مستحب زاید بر فرایض و واجبات است (علامه طباطبایی، ۱۳۷۰: ۶-۵). در کتاب لغوی اقرب الموارد (الجوزی، ۱۸۸۹) راجع به معنی نفل که ریشه انفال است چنین می خوانیم:(نفل آن کاری است که انجام می دهی ولی واجب نیست و همین طور هر امری که زائد بر فرائض و واجبات تشریع شده باشد و نفل با حرکت فاء یعنی غنیمت و بخشش و زیاده. وقتی گفته می شود (لهذا نفل علی هذا)، یعنی این چیز زیادتر از آن چیز دیگر است و از همین واژه و به همین معنی در شریعت راجع به نمازهای مستحبی نافله به کار برده شده است، چون این نوع نماز اضافه بر اصل واجبات و غیرواجب است).
این استعمال در قرآن کریم نیز وجود دارد آن جا که می فرماید: (و وهبنا له اسحاق و یعقوب نافله). (سوره انبیاء، آیه ۷۲). منظور این است که زیاده بر اسحاق که مورد سؤال بود، یعقوب نیز به وی بخشیدیم. همچنین در آیه ۷۹ سوره مبارکه اسراء می فرماید : (و من الیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعثک مقاما محمودا) یعنی بعضی از شب را با قرآن و نماز بیدار باش که زیادتی بر فرائض، عطیه ای است نسبت به تو شاید خدایت تو را به مقام پسندیده ای برساند.
فرزندِ فرزند نیز نافله نامیده می شود بدین علت است که وی زائد بر فرزند است. (رکبی یمینی، ۱۴۱۶:۲۹۴).
با توجه به مطالب فوق می توان دو معنا را برای لغت انفال استنباط کرد :
زاید در اصل انفال اموالی هستند که زیاده بر اصل مالکیت خصوصی هستند و به این جهت در اختیار مقام رهبری جامعه اسلامی قرار گرفته اند.
بخشش ها و عطایا. اگر این معنا را بپذیریم، انفال اموالی خواهند بود که بخشش و هدایای الهی برای جامعه اسلامی هستند.

 

بند سوم: تعریف حقوقی انفال

 

الف: تعریف انفال در ترمینولوژی حقوق

انفال اموالی است که به موجب قانون متعلق به شخص اول اسلام (پیغمبر یا امام) می باشد. این اموال عبارتند از اراضی انفال، جنگل های طبیعی و نیزارها و نظایر آن، که وارث قانونی ندارد، اموال شخصی رؤسای ممالک خارجی که در جنگ با حکومت اسلامی مغلوب می شوند، دریاها، اقیانوس ها، رودهای طبیعی که ملک اشخاص شناخته نشده است، آنچه که از دریاها و رودخانه ها صید می شوند مانند مروارید و ماهی و غیره.

 

ب) تعریف انفال در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب ۱۳۵۸

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که با توجه به موازین شرعی و فقهی تدوین یافته در اصل ۴۵ با ذکر کلمه انفال برخی از مصادیق آن را ذکر می کند:
انفال و ثروت های عمومی از قبیل زمین های موات یا رها شده، معادن، دریاها، دریاچه ها و رودخانه ها و سایر آب های عمومی، کوه ها، دره ها، جنگلها، نیزارها، بیشه های طبیعی، مراتعی که حریم نیست، ارث بدون وارث و اموال مجهول المالک و اموال عمومی که از غاصبین مسترد می شود در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آن ها عمل نماید. تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قانون معین می کند.

 

بند چهارم: مصادیق انفال

مقدمتا باید گفت که ماده ۲۴ قانون مدنی در بیان عدم جواز تملک طرق و شوارع عامه مقرر داشته است که هیچ کس نمی تواند طرق و شوارع عامه و کوچه هایی که آخر آن ها مسدود نیست را تملک نماید. ماده ۲۵ قانون مدنی در بیان اموال عمومی مقرر نموده است که هیچ کس نمی تواند اموالی را که مورد استفاده عموم است و مالک خاص ندارد از قبیل پل ها، کاروانسراها، آب انبارهای عمومی و مدارس قدیم و میدان گاه های عمومی را تملک نماید و همچنین است قنوات و چاه هایی که مورد استفاده عموم است. ضمنا ماده ۲۷ در تعریف مباحات بر آن است که: (اموالی که ملک اشخاص نمی باشد و افراد مردم می توانند آن ها را مطابق مقررات مندرجه در این قانون و قوانین مخصوصه مربوط به هر یک از اقسام مختلف آن ها تملک کرده و یا از آن ها استفاده کنند مباحات نامیده می شود مثل اراضی موات یعنی زمین هایی که معطل افتاده و کشت و زرع در آن نباشد. ماده ۳۸ این قانون نیز نوع دیگری از اموال انفال را معرفی نموده است: (اموال مجهول المالک با اذن حاکم یا مأذون از قبل او به مصارف فقرا می رسد)
شهید ثانی موارد انفال را نه مورد به شرح زیر ذکر کرده است:
۱«- زمینی که ساکنان آن کوچ کرده و آن را ترک کرده باشند.
۲- زمینی که از روی رضایت و بدون جنگ، به مسلمانان واگذار شده باشد، مثل سرزمین بحرین
۳- زمینی که ساکنان آن خواه مسلمان و خواه کفار، از بین رفته باشندو نیز تمامی زمین‌های موات که برای آنها مالکی شناخته نشده است.
۴- نیزارها و آن زمینی سرشار از نی ومانند ن است که متعلق به کسی نیست.
۵- قله کوه‌ها و درون دره‌ها و آنچه در آن‌ ها موجود است، مانند درختان ومعادن و غیر آنها.
۶- اموال اختصاصی پادشاهان کفار حربی و زمین های ویژه آنها.
۷- میراث کسی که وارث خاصف یعنی وارثی غیر ازامام ندارد.
۸- غنیمت در جنگی که بدون اذن امام رخداده است.
۹- معادن. (شهید ثانی، ۱۳۸۰: ۱۲۱)اکنون به بررسی بیشتر آنها می‌پردازیم:

 

الف: فیء

فیء به سرزمینی می گویند که کفار بدون جنگ و خونریزی به حکومت اسلامی واگذارکنند، چه آن سرزمین را به میل خودشان تسلیم کنند و چه آن‌ را رها کرده و آنجا را ترک کنند و بروند، «فیء» نامیده می‌شود و از انفال است(صانعی، ۱۳۷۹: ۴۱). خداوند در سوره‌ی حشر در مورد اموال بنی نضیر که مجبور شدند به علت تخلف از قرارداد و توطئه بر علیه پیامبر مدینه را ترک کنند و بدون جنگ به دست مسلمانان افتاد این کلمه را به کار برده است: «و ما أفا الله علی رسوله منهم فما …»( سوره حشر،آیه ۶). این دارایی‌ها همان طور که در قبل آمد جزء انفال و در ملکیت پیامبر و امام است و خداوند آنها را از مشرکان به مسلمانان برگرداند.

 

ب: زمین‌های موات

زمین موات به زمین هایی اطلاق می‌شود که بهره‌مند شدن از آن ها در حال حاضر امکان ندارد و هرکس بخواهد از آن استفاده کند ابتدا باید آن را آباد کند. این گونه زمین‌ها از انفال‌ است. هرچند کسی سابقاً آنها را مالک شده باشد و سپس ویران و بدون صاحب گردد و چه سابقه ملکیت نداشته باشد. قول مشهور فقها این است که چون در برخی از روایات زمین‌های موات و خراب به قید هلاکت صاحبانش مقید شده، پس می توان دریافت که زمین‌های خرابه‌ای که مالک معین دارد، جزو انفال به حساب نمی‌آید. اراضی موات اعم از اینکه در سرزمین‌های مفتوح العنوه، یعنی سرزمین هایی که با جنگ بدست آمده یا مفتوح بدون جنگ باشد از انفال است(صانعی، ۱۳۷۹: ۴۵).

 

ج: آبادی‌هایی که صاحب ندارند

آبادی هایی که صاحب نداشته و یا ترک شده اند نیز جزو انفال محسوب می شوند.

 

د: وسط دره‌ها، قله‌ها و جنگل‌ها

وسط دره‌ها و قله‌ها و جنگل‌ها و آنچه در آنها است از انفال است. مرجع تشخیص این مصادیق عرف است.

 

ه: صفایا و قطایع

قطایا جمع قطیه است که در لغت معنی دوری کردن را می‌دهد، یعنی قطع رابطه‌ی بین دو شهر. آنچه از زمین‌های دولتی که از دیگر زمین‌ها مجزا و جدا شده و در اختیار برخی افراد قرار می‌گیرد و در عوض آن مقرری دریافت می شود، آمده است. اقطاع گاهی از جانب امام به عنوان تملیک صورت می‌گیرد (که نسبت به شخص اقطاع شده جنبه پاداش و قدردانی پیدا می‌کند) و گاهی به صورت (ملکی در اختیار بعضی از افراد) است، تا از منافع آن در آن مدت استفاده کنند. اما در اصطلاح فقها در باب انفال عبارت است از اموال غیرمنقول، مانند ساختمان، مزرعه و املاک اختصاصی پادشاهان کفر، که مسلمانان بر آنان غلبه کنند و آن اموال را به تصرف خود درآوردند. این اموال را قطایع پادشاهان می‌نامند و در صورتی که غصبی نباشد، جزو انفال است و اختصاص به امام دارد. صفایا جمع صفی و صفیه است. و در لغت به معنی خالص هر چیز و شئ برگزیده و اختیار شده آمده است. و منظور از آن در اصطلاح فقها اموال منقولی است که به پادشاه کفر اختصاص داشته است و بر اثر غلبه و پیروزی مسلمانان به تصرف آنان درآمده است. مثل اسلحه، لباس‌ های گرانبها و مرکب‌های ممتازی که ویژه وی بوده است و امثال اینها و نیز اشیایی را که امام از میان غنائم برای خویش بر می‌گزیند در همین حکم است(صانعی، ۱۳۷۹: ۴۹).

 

و: غنیمتی که مجاهدان بدون اذن امام به دست آوردند

آنچه را که سربازان اسلام در جنگ باکفارحربی بدون اذن امام به غنیمت ببرند از انفال است. این حکم به اندازه‌ای بین فقها شهرت دارد که علامه‌ی حلی درباره آن ادعای اجماع کرده است. (صانعی، ۱۳۷۹: ۴۹).

 

ز: ارث کسی که وارث ندارد

«اگر کسی از دنیا برود و هیچ وارثی، خواه سببی یا نسبی، یا معتق یا ضامن جریره نداشته باشد، امام وارث اوست. برخی از فقها گفته‌اند: اگر وارث میت مرد همسر او باشد، زن سهم خویش را می‌برد و باقی از آن امام است. و اگر میت زن باشد، همه مال به شوهر می‌رسد و امام وارث آن مال نیست»(صانعی، ۱۳۷۹: ۴۹).

 

ح: معادن

در این که معادن از انفال باشد، بین فقها اختلاف است. عده‌ای از فقها برآنند، که معادن چه در ملک امام، چه در ملک دیگران باشد، خواه استفاده از آن به کاوش و کار و تصفیه احتیاج داشته یا نداشته باشد از انفال است. اما عده‌ای همچون شهید ثانی و دیگران، معادنی را که ظاهر است مانند نمک و قیر و سنگ آسیا و … از آن تمام مردم دانسته و گفته‌اند: همه در آن برابرند و هر کس می‌تواند به اندازه نیازش از آن بهره‌مند شود. اما اگر معدن جزو معادن باطنه باشد یعنی استفاده از آن مانند سنگ مس و طلا به تصفیه احتیاج دشته باشد، اگر در قعر زمین باشد، حفر کننده آن را مالک می‌شود و اگر به حفر اندک احتیاج داشته باشد، حفر کننده آن را مالک نمی‌شود. فقط اندازه‌ای را که درآن حیازت نموده مالک می‌شود(صانعی، ۱۳۷۹: ۵۸).

 

ت: دریاها و بیابان‌های لم یزرع

بنا به تعریفی که درباره انفال نمودیم و گفتیم مقصود از انفال ثروت‌هایی است که زائد بر استحقاق افراد است و به تملک افراد خاصی درنمی‌آید، می‌توان چنین استدلال نمود: به همان گونه که ماه و خورشید برای بهره‌مندی بندگان خدا آفریده شده و صحیح نیست که بگوییم کسی آنها را مالک می‌شود، دریاها و رودها نیز که نیروی بشر در ایجاد آنها دخالت نداشته و همچنین زمین‌ها به جز موارد خاص که از آنها استفاده شده زائد بر استحقاق افراد است و جزو انفال به حساب می‌آید. به همین دلیل است که برخی از فقها، سواحل دریاها را با وجودآنکه نص خاصی در مورد آن وجود ندارد جزو انفال دانسته‌اند(صانعی، ۱۳۷۹: ۶۷).

 

بند پنجم: انفال از منظر اهل سنت

فقهای اهل تسنن نیز برای ملکیت اقسام گوناگونی قائل‌اند. صاحب نظران اهل سنت معتقدند ملکیت در اسلام دو گونه است: الف‌ـ ملکیت عامه ب‌ـ ملکیت خاصه. از هریک از این دو تحت عنوان مرافق خاص و مرافق عام نیز یاد می‌شود. مقصود از ملکیت عامه،ثروتهایی است که خود به خود در عالم وجود دارد و کسی آنها را ایجاد نکرده است. این گونه ثروتها به تمامی مسلمانان تعلق دارد و برای تمام آنها مشاع است و ملک اختصاصی افراد نمی شود. دلیل آن نیز روایتی است از رسول اکرم(ص) که فرموده است: مردم در سه چیز شریک‌اند: آب، گیاه و آتش. فقهای اهل سنت، همانند فقهای شیعه انفال را ملک دولت اسلامی دانند، با این تفاوت که رئیس دولت از نظر شیعه در عصر حضور، رسول الله و پس از او ائمه (ع) است ودرعصر غیبت ولی امر مسلمین است، ولی از نظر اهل سنت در عصر حضور، رسول الله و پس ازایشان خلفای اربعه و در عصر غیبت دولتها حاکم بر بلاد مسلمانان‌اند. «قلعه جی ازهاصران» صاحب نظر سنی می‌نویسد: «تمام فئ ملک دولت است که در خزینه بیت المال مسلمان جا داده می‌شود»(رحمانی،۱۳۸۴: ۱۵۲).
فقهای اهل سنت موارد هزینه انفال را بر اساس آیه سوره حشر شش مورد دانسته‌اند. «ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم.» «آنچه خدا از مردم آبادیها به پیامبرش باز گردانید از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است تا در میان توانگرانتان دست گردان نباشد.» فقهای اهل سنت در مقام توسعه موارد هزینه انفال، هر یک از این عناوین شش‌گانه را به عنوان مصادیق فراوانی دانسته‌اند. قلعه جی می‌نویسد:
«هزینه انفال در مورد خدا و پیامبر مشتمل است بر تمامی مواردی که موجب اعلاء کلمه الله است، مانند راه سازی، پل سازی، ساخت سلاح، پرداخت حقوق ارتش و کارمندان دولت و قضات، اداره مراکز علمی و بهداشتی و همانند آن. و عنوان ذی القربی شامل افرادی است که دولت را یاری می‌رسانند و بار دولت را بر دوش می‌کشند. این گروه در عصر پیامبر نزدیکان رسول خدا بوده‌اند. و عنوان یتیمان و مساکین نمادی از افراد نیازمند است که از تهیه ضروریات زندگی عاجزند و ابن سبیل نماد در راه ماندگان و مسافرانی است که برای رسیدن به محل اقامت وزندگی نیاز مند کمک‌اند.»(رحمانی،۱۳۸۴: ۱۵۲).

 

گفتار دوم: نسبت انفال با اموال عمومی

در مورد معیار تشخیص اموال عمومی بعضی معتقدند طبیعت مال ملاک است. به این معنا که طبیعت بعضی اموال این اقتضا را دارد که به ملکیت در نیامده و عموم از آن ها استفاده کنند مثل سواحل دریاها. بعضی دیگر معتقدند نحوه و نوع استفاده از مال است که عمومی بودن آن را نشان می دهد مثلا از پل ها یا جاده ها به صورت عمومی استفاده می شود. این ملاک را بعضی این گونه بیان کرده اند: (اصولا معیار تشخیص اموال عمومی، تخصیص آن به منافع جمعی یا عمومی است) (کنعانی،۱۳۸۷،ص ۲۰۰). صدر ماده ۲۶ قانون مدنی با تصریح به این که (اموال دولتی که معد است برای مصالح یا انتفاعات عمومی …) ضابطه تخصیص برای خدمات عمومی را پذیرفته است. استفاده این ماده از عبارت اموال دولتی را باید تسامح لفظی بدانیم چه این که قطعا قانون گذار در صدد بیان اموال عمومی بوده نه اموال دولتی به معنای خاص.
با تأمل در ملاک های مطرح شده مشخص می شود که هر دو این معیارها در اصل، یک چیز هستند که از آن به (مالک خاص نداشتن) تعبیر می شود. ملاک اول می گوید طبیعت مال به گونه ای باشد که به ملکیت اشخاص درنیاید. این سخن، در واقع، بیان دیگری از معیار مالک خاص نداشتن است. ملاک دوم نحوه استفاده را مهم دانسته است. نیاز به توضیح ندارد که اموالی که مالک خاص ندارند قابل استفاده خصوصی نیستند. یعنی این گونه اموال هستند که نحوه استفاده و بهره برداری از آن ها عمومی است. بنابراین معیار تمییز اموال عمومی (مالک خاص نداشتن) است. به این معیار صراحتا در ماده ۲۵ قانون مدنی اشاره شده است. در نهایت، نگارنده معتقد است که اموال عمومی با انفال مترادف اند. برای اثبات این مدعا به بیان خصوصیات ذکر شده برای اموال عمومی می پردازیم:

 

 

نظر دهید »
استقلال و حصر سند رسمی درنقل ملک ثبت شده- قسمت ۱۰
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در اینجا قصد نداریم بحث ادله اثبات قانون مدنی (ماهوی) و شرایط ابراز و ارائه آنها در قانون آئین دادرسی مدنی (شکلی) را به تفضیل بیان کنیم، بلکه در صدد آنیم که از این دو مقوله، آنچه که به بحث این پایان نامه مربوط است و در این مقال و مجال لازم است بیان کنیم.
۱- سه شرط اصلی سند رسمی
اول: لزوم تطابق مفاد و محتوا و شکل رسمی با قوانین و مقررات
همچنان که در شرح ماده۲۲ ق.ث گفتیم، اصلِ مبنای قانونی این الزام، ماده ۲۲ ق.ث نبود و استفاده از ماده۲۲ مرقوم در این زمینه مبتنی برمفهوم سلبی ماده۲۲ق.ث بود که پیشتر بیان کردیم بنابراین اصل الزام مبتنی بر قوانین و مقررات دیگری است از جمله؛ مواد قانون مدنی خصوصاً مواد۱۲۸۷و۱۲۸۸ و سایر مواد مندرج در« کتاب دوم- در اسناد» جلد سوم قانون مدنی که مصوب سال ۱۳۱۴ شمسی است و مواد قانون آئین دادرسی مدنی خصوصاً مواد۱۹۵و۱۹۶ قانون مرقوم که مصوب سال ۱۳۷۹ است. وبطور اخص و بنیادی درخصوص سند رسمی نقل وانتقال املاک ثبت شده یا درجریان ثبت و ثبت نشده مواد ۴۶ تا۱۱۷ قانون ثبت است که قانون خاص ومقدم بر دیگر قوانین است چرا که مصوب سال ۱۳۱۰ شمسی است والبته تطابق اسناد تنظیمی با کل قوانین ماهوی و شکلی مصوب، مراد است. وتحت هیچ شرایطی نمیتواند اسناد خلاف قوانین موجد حق و خلاف قوانین آمره و برخلاف نظم عمومی و اخلاق حسنه باشند.
در بعد شکلی؛ سند رسمی نقل ملک ثبت شده نوشتهای دارای شکل و فرم خاص است در اوراق مخصوص و در دفاتر مخصوص و نزد مقام مخصوص باید تنظیم گردد. ماده۱۸ قانون دفاتر اسناد رسمی: «کلیه اسناد در دفترخانه های اسنادرسمی و در اوراق مخصوصی که از طرف سازمان ثبت اسناد و املاک کشور که در اختیار دفترخانه قرار داده میشود تنظیم و فقط در یک دفتر که به نام دفتر سر دفتر نامیده می شود، ثبت میگردد و ثبت سند به امضای اصحاب معامله و سردفتر و دفتریار خواهد رسید مگرآنکه دفترخانه فاقد دفتریار باشد.» ماده۱ قانون دفاتر اسناد رسمی «دفترخانه اسناد رسمی واحد وابسته به وزارت دادگستری است و برای تنظیم و ثبت اسناد رسمی طبق قوانین و مقررات مربوط تشکیل میشود…» ماده۷۱ قانون مرقوم«…درصورتیکه بیاعتباری سند ناشی ازتخلف سردفتر یا دفتریار از قوانین و مقررات باشد …» و قوانین متعدد و پراکنده دیگر تکلیف لزوم مطابقت سند تنظیمی با قوانین ومقررات را برای سردفتر مقرر داشته است و این تکلیف هم در ماهیت و مفاد و محتوا است و هم شامل شکل و صورت و ظاهر اسناد است(ماده۴۹ و ماده۱۰۰ ق.ث نیز قابل توجه است)
دوم: نزد مقام صلاحیتدار تنظیم شده باشد (صلاحیت شخصی و محلی)
برابر قوانین و مقررات موجود، سردفتر اسناد رسمی و دفتر اسناد رسمی تنها شخص و تنها دفترصالح برای تنظیم و ثبت سند رسمی نقل و انتقال املاک ثبت شده است فلذا هیچ مقام دیگر و هیچ دفتر دیگری طبق قوانین موجود صالح برای تنظیم و ثبت سند رسمی نقل وانتقال املاک ثبت شده نمیباشد. سردفتر نیز مقام منصوب حاکمیت و در محدوده صلاحیت محلی خویش صالح به تنظیم سند است.
سوم: در محدوده صلاحیت (صلاحیت ذاتی)
تنها مامور رسمی که صلاحیت ذاتی برای تنظیم و ثبت اسناد رسمی نقل و انتقال املاک ثبت شده، برابر قوانین موجود دارد؛ سردفتر اسناد رسمی است و سایر مقامات رسمی هیچ یک صلاحیت قانونی برای تنظیم و ثبت اسناد نقل املاک ثبت شده ندارند. لذا صلاحیت ذاتی سردفتر و دفتر اسناد رسمی صلاحیتی انحصاری است بنابراین حتی اسناد رسمی اداره ثبت اسناد واملاک، با وجود تصریح قانون به صلاحیت شخصی وی و تذکر به رسمی بودن اسناد وی، صلاحیت ذاتی برای تنظیم و ثبت اسناد نقل و انتقال املاک ثبت شده خویش را ندارد البته یادآوری میگردد که تا قبل از انفکاک و استقلال دفاتر اسناد رسمی از ادارات ثبت، دفتر اسناد رسمی، دفتری شبیه دفتر املاک و مستقر در اداره ثبت و تحت تصدی کارمندی از کارمندان تابعه و مستخدم اداره ثبت بود و تا قبل از انفکاک و استقلال، ادارهی ثبت صلاحیت ذاتی برای تنظیم و ثبت اسناد انتقال را داشت ولیکن بعد از انفکاک و استقلال این مأموریت از اداره ثبت سلب و به سردفتر سپرده شد. بنابراین اسناد تنظیمی ادارات ثبت تا قبل از استقلال و انتزاع مشمول سند رسمی نقل در محدوده صلاحیت ذاتی هست و این مقطع مورد بحث نیست. و اما مراد از اسناد رسمی تنظیمی ادارات ثبت، اسناد در محدوده صلاحیت آن اداره و عموماً آنچه لازمه ثبت ملک و یا افراز و تفکیک و صورت جلسات متعدده مربوط به این وظایف ذاتی است ونه اسناد خارج از مأموریت ذاتی یا اسناد اداری. و ادارات ثبت در عمل نیز هیچگونه سندی که دال بر نقل و انتقال املاک باشد تنظیم نمیکنند و اینگونه اسناد از محدوده صلاحیت ذاتی و عملی خارج است. فلذا تصور اینکه سند نقل و انتقالی در اداره ثبتی تنظیم شده باشد و صحیح و رسمی و معتبر باشد، ( البته بعد از انتزاع دفاتر اسناد از ادارات ثبت) تصوری ناصحیح و غیرواقعی و فاقد مبنا و مجوز قانونی است.
۲- کاربرد هر دلیل برای مدلول مقتضی خود
تذکر این نکته را نیز لازم میدانم که دادگاه و مقام قضاء نیز صلاحیت ذاتی در تنظیم و ثبت اسناد رسمی نقل و انتقال املاک ثبت شده ندارند، و با وجودیکه اسناد و مدارک دادگستری در محدوده قضائی و صلاحیتدار خویش فینفسه سند رسمی است معذالک نمی تواند در اداره ثبت مستند نقل قرار گیرد و اعتبار این اسناد برای تغییر دفتر املاک و یا برای اشخاص ثالث نظیر اسناد رسمی نبوده و نیست. فلذا آنچه در مقام فصل خصومت برای قاضی احراز می شود و حکم به ثبوت و اعلام آن می شود، بایستی از مجرای دفاتر اسناد رسمی تجلی و ظهور و بروز نماید.
بنابراین صرف دادنامه محکومیت خوانده به مثلاً تخلیه ملک یا تنظیم سند رسمی یا هر آنچه لازمه مالکیت محکومله و مخالف مفاد دفتر املاک و مالک مندرج در آن باشد، هرچند فینفسه سند رسمی است و معتبر و واجد آثار خاص حقوقی و قضائی است و عموماً لازم الاجراست ولی از آنجا که مقام قضاء مقام تنظیم و تسجیل اسناد نقل نیست و شأن او اجلّ از این اقدام است آنچه او در مقام قضاء احراز کرده برای نقل ملک ثبت شده از مجرای دفاتر اسناد رسمی عملی میگردد. فلذا ملاحظه می شود که رسمیت و اعتبار و صلاحیت مقام قضائی و اعمال و اوراق و اسناد وی در چهار چوب مقرر قانونی و در محدوده مصرّح قانونی نافذ و معتبر و صالح است، درمقام مقایسه مثل اداره ثبت که هرچند مقام رسمی و صالح است ولی صلاحیت تنظیم و ثبت سند رسمی نقل و انتقال املاک را ندارد. بنابراین از آنجا که مقام قضاء ، مقام قضاء و مقام فصل خصومت است، اعمال و اسناد وی نیز در چهارچوب صلاحیت ذاتی وی معتبر است و او مقام تنظیم و ثبت اسناد نقل و انتقال نیست و اعمال و احکام و اسناد وی چنین اعتباری ندارد.
اشتباه نشود که مقام قضاء ولی ممتنع است و در تمام اسناد انتقال اجرائی و قضائی بجای محکوم علیه یا ممتنع اقدام به امضاء و انتقال مینماید بله این موضوع صحیح و نافذ و منطبق برقانون است ولکن همین اقدامات نیز از طریق دفاتر اسناد رسمی عملی و متجلی میگردد و این دو منافاتی با هم ندارند.
اسناد رسمی اختصاصی مقام قضاء، رسمی است برای حل منازعه وفصل خصومت وتمهید اجرای احکام و مقدمه تنظیم سند نقل وانتقال، فلذا سند رسمی نقل وانتقال به معنای مورد نظر مواد قانون ثبت و دفاتر اسناد رسمی نیست.
کما اینکه اسناد رسمی ازدواج چنین است، اسناد رسمی ثبت احوال چنین است و اسناد رسمی تمامی مقامات و ادارات دولتی در محدوده صلاحیت ذاتی خودشان این چنین است ولی هیچ یک سند رسمی نقل و انتقال مورد نظر قانون ثبت و دفاتراسناد رسمی، محسوب نمیشود. حتی اسناد ادارات ومقامهای دولتی مربوط به املاک، مثل ادارات منابع طبیعی یا وزارت مسکن و شهرسازی مثلاً قرارداد واگذاری زمین وزارت مسکن و شهرسازی یا منابع طبیعی یا مدیریت امور اراضی وزارت جهاد کشاورزی و… رسمیت و اعتبار این گونه اسناد در محدوده مصرحه قانونی ویژه آنهاست و برای محکمه و ادارات دولتی و افراد عادی و… سند رسمی نقل و انتقال املاک محسوب نخواهد شد و چنین دلالتی نخواهد داشت و چنین اثری بر آنها مترتب نخواهد بود و… .
علت این امر در دو نکته اولی است، لزوم مطابقت مفاد و محتوای اسناد با قوانین و مقررات و لزوم کاربرد هر دلیل برای اثبات مدلول قانونی آن است و این شامل تمامی اسناد و ادله است هر دلیلی برای اثبات مدلولی خاص تعبیه شده و استفاده از هر دلیل برای اثبات هر مدلول مبتنی بر جعل و اعتبار قانونگذار است. همچنانکه از سند رسمی دفاتر اسناد رسمی در نقل ملک ثبت شده نمیتوان در مقام قضاء و برای فصل خصومت و به عنوان دلیل فصل خصومت استفاده کرد از اسناد رسمی مخصوصه امر قضاء و فصل خصومت نیز نمیتوان برای نقل ملک ثبت شده و بجای اسناد دفاتر اسناد رسمی استفاده کرد. هر دلیل در جای خود و هر مدلول برای مقتضای خود. و برای تجمیع این دو؛ جمع دو اقتضاء در اقتضای خود، لازم و ضروری است. مثلاً برای اثبات وقوع رهن نمیتوان از معاوضه استفاده کرد و مدلول دلیل را عقد معاوضه، و همچنین برای اثبات مثلاً نقل نمیتوان از اقرار استفاده کرد پس برای اثبات هر اثر(مدلول) باید موثر خاص خود و برای هر مدلول، دلیل خاص خود را ارائه کرد.
گفتار دوم: ثبوت و اثبات سند رسمی
۱- اثبات و دلیل اثبات
در بحث ماهوی از ادله اثبات مسلم و مسجّل است که هر دلیلی برای اثبات مدلولی خاص وضع شده است، به عنوان مثال ادله اثبات واقعه حقوقی غیر از ادله اثبات اعمال حقوقی است یا ادله اثبات جرم غیر از ادله اثبات واقعه یا عمل حقوقی است.[۹] البته؛ ممکن است، مشترکاتی داشته باشند، ولکن از مشابهات نباید احکام مشترک؛ گرفت بنحوی که از هر دلیل، برای اثبات هر مدلولی؛ استفاده کرد. بنابراین باید برطبق قوانین و مقررات، ادله اثبات را بکار بست و ارائه کرد، ارائه دلیل با مدعی است ولی ادارهی دلیل مثلاً در دادرسی با قاضی است، فیالمثل، اثبات ماهیت حقوقی(و قوع و تحقق عقد) با دلیل کارشناسی یا معاینه محل ممکن نیست. شاکله اقرار در اخبار بنفع غیر و به ضرر خود است، بنابراین نمیتوان آنرا در جائی که بضرر مقرّ نیست بکار برد. یا برطبق قانون مدنی قبل از اصلاح سال ۶۱ و۷۰ ، اقرار بر خلاف مفاد و مندرجات سند رسمی ،و یا شهادت در امور مالی بالای پانصد ریال تجویز نشده بود.
تنگنای دوم؛ در ادله تمهیدی و ادله در مقام تنازع و خصومت یا به عبارت دیگر، ادله اثبات حق و ادله اثبات ادعا و دعواست. بسیاری ادله، وضع اولیه و جعل قانونی آن مختص مقام تنازع و مخاصمه و نزد دادگاه است. ادلهای که اینگونه وضع شدهاند برای اثبات حق (ادله تمهیدی)یا در مرحله ایجاد حق (قبل از منازعه ومخاصمه)کارایی ندارند. فیالمثل درنقل وانتقال املاک ثبت شده، اقرار، سوگند، شهادت، کارشناسی، تحقیق ومعاینه محل وعلم قاضی، وبسیاری امارات قانونی و قضائی کارائی و کاربردی ندارند.[۱۰]
آنچه درنقل و انتقال املاک ثبت شده مراد است ادله تمهیدی در اثبات حق (در مرحله ایجاد و ثبوت) مراد و منظور است و در این مرحله باید دید مقنن کدام دلیل را جعل کرده و آن را کافی و وافی به مقصود میداند و کدام ادله را برای این مرحله و این مقصود صالح و شایسته ندانسته و جعل اعتبار برای آن نکرده است. شاید تفکیک دقیق و فهم عمیق همین امر کلید حل بسیاری ابهامات و معضلات باشد. اندکی بعد تفصیل مطلب خواهد آمد.
آنچه در اینجا لازم به ذکر است اینکه دلالت سند رسمی بر اثبات (اثباتی بودن) قطعی و یقینی است. یعنی این دلیل برای اثبات مدلول خود در مرحله اثباتی مورد تأئید مقنن است و هیچ احدی در این قسمت تردیدی نکرده است، اختلاف نظرها در دلالت این دلیل بر مدلول ثبوتی آن است که خواهد آمد.
۲- ثبوت و دلیل ثبوت
قانون مدنی در ماده۱۹۱ اعلام مینماید: «عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند.»
ثبوت مرحله ایجاد حق وتحقق حق است مرحله انشاء عقد است میدانیم که در مرحله ثبوت ، اراده باطنی و قصد انشائی کارگزار است.
«انمّا الاعمالُ بالنیّات»[۱۱] خلق ماهیت حقوقی وابسته به اراده انشائی است اراده واقعی و جازم که نتیجه آن انشاء و ایجاد و تحقق ارکان هر ماهیت حقوقی است که اگر ماهیت حقوقی دو جانبه باشد به دو اراده انشائی نیازمند است و اگر یک طرفه یا یک جانبه باشد به یک اراده وابسته و محتاج است.
درعالم حقیقت کارکرد اراده باطنی نیازمند قیم و پایه یا مُظهر خارجی نیست، لیکن برای ورود به عالم واقع اصولاً و عموماً محتاج پایه و قیم و مُظهر خارجی است.[۱۲]
معمولاً تمامی مقننین ادله کاین یا دلیل نوع اول را جزء شروط ماهیت حقوقی تلقی می کنند و ادله خاص میطلبند، کما اینکه ماده۱۹۱ فوقالذکر این چنین است. مقنن، ادله ای را میپذیرد که مقرون و دال براراده انشائی باطنی باشد. و در ماده۱۹۲ به بعد تصریح میکند که مظهر خارجی (دلیل نوع اول) باید لفظ یا عمل یا اشاره و از این قبیل باشد. به نحوی که مبین قصد و رضا باشد و در ادامه آنچه منافی قصد و رضا و مضادّ آن باشد را توضیح می دهد.
بنابراین برای وقوع و تحقق هر ماهیت حقوقی اراده باطنی بانضمام دلیل اثباتی نوع اول قطعی و یقینی است و بدون این دو اصولاً و عموماً امکان وقوع و تحقق ماهیت حقوقی وجود ندارد(مگر در شرایط استثنائی و به اعتبار وضع قانون مثل موردی که فرد واحدی متولی انشای عقد از جانب دو طرف عقد باشد.)
شرایط قانونی برای «ثبوت» و «دلیل کائن ثبوت» در قوانین ماهوی عموماً به تفصیل و به دقت بیان میشود. در قانون مدنی ایران نیز ماده۱۹۰ق.م. عمومات لازمه را تصریح می کند و آنچه به شرایط عمومی تعهدات و قراردادها مشهور شده، و اختصاصات هر یک از عقود و قراردادهاست، معمولاً شرایط وقوع وتحقق(ثبوت) در عقود و معاملات مختلف است. که در مطالعه حقوق مدنی به تفصیل مورد بحث قرار میگیرد و ذکر آن در این مقال و مجال نه ممکن و نه لازم است فلذا بجای خود محول است.
و اما اثبات ثبوت، از نوع دوم (که همان اثبات و دلیل اثبات صدر مقال است)برای چیست؟ چرا هر ثبوتی باید اثباتی داشته باشد؟آیا میتواند ثبوتی بدون اثبات باشد؟
باز برای پیشگیری از هرگونه اشتباه و اختلاط توضیح می دهیم که ادله کینونت (ادله نوع اول در ثبوت) برای وقوع وتحقق است وعدم آن یا اخلال درآن موجب عدم وقوع و عدم تحقق یا شک درایجاد ووقوع است و قوانین ماهوی ضمانت اجرای آنرا به تفضیل بیان می کنند.
اما علت نیاز به دلیل اثباتی؛
اولاً آیا ثبوتی بدون دلیل اثباتی ممکن است؟ در عالم حقیقت بله، اراده انشائی و باطنی است و تحقق این اراده در ضمیر انسان ممکن ومحتمل و معقول است و اکنون و ثانیاً در عالم واقع چگونه خواهد بود؟ ثبوت بی اثبات چیست؟ برای پی بردن به ثبوت بدون دلیل اثباتی باید علت و فلسفه و هدف دلیل اثباتی معلوم گردد؛ دلیل معقول و مرسوم وعرفی و حقوقی و شأن نزول «ادله اثبات» در نزد عقلا و اهل عرف و عموماً در قوانین معلوم ومشخص و مذکور است. دلیل برای نمایاندن و ورود ثبوت از عالم حقیقت به عالم واقع و برای تمکن از ارائه و استناد به ثبوت و استفاده از آن درعالم واقع وبرای حفظ ونگهداری آن(مستندسازی در مرحله ایجاد) و حفظ و نگهداری آن از تضیع وانکار (در مرحله و مقام تنازع وتخاصم) لازم است و باید مستند و مدلّل به دلیل اثباتی باشد. بنابراین ثبوت بدون اثبات در عالم واقع «هیچ» است و در عالم حقیقت نیز «ادعا» است[۱۳]. چون راهی به اثبات ندارد و اگر داشته باشد؛ در عالم حقوق ممکن است کافی و کارساز نباشد و حقوق عالم واقع است نه عالم حقیقت و ای بسا حقایق بسیار که حقوق راهی بدان ندارد و ای بسا واقعیات بسیار که در مقایسه با حقایق، وارونه یا فاقد حقیقت ادعائی و بلکه واجد حقیقت ضدّ آن باشد.
۳- انطباق بحث با سند رسمی
دلیلیت سند رسمی بر مدلول شکلی خاص خود جعل قانونی (سند برای اثبات شکلی صوری خاص خود) مستند به قوانین ماهوی و شکلی است و احدی در آن تردیدی ندارد و در دلالت سند رسمی بر جنبه اثباتی مدلول ثبوتی سند نیز هیچ احدی تردید نکرده است وذکر مستندات قانونی این دو موضوع یقینی و متفق علیه، ضرورت ندارد.
آنچه محل تردید واقع شده است دلالت سند رسمی برمدلول ثبوتی آن است. مباحث آتی این فصل و فصل بعدی درپی کشف این مطلب است.
لذا از ادعاهای سهگانه مربوط به دلیلیت دلیل (که گاه، ادعا بر دلیلیت نیست بلکه بر عدم اعتبار برای این موضوع یا مدلول است و گاه بر ارکان ماهوی آن است که دلیل ابرازی اساساً دلیل نیست و گاه دلیل را دلیل قانونی میداند و در اثباتی بودن و اعتبار آن هم تردیدی ندارد لیکن دلالت آن بر ثبوت را منکر میشوند.) فقط دعوای سوم در اینجا موضوع بحث است در دلیل رسمی؛ ولیکن در سند عادی؛ اعتبار آن برای اثبات نقل نیز مورد نزاع است یعنی هر دو ادعای اول و سوم مطرح است منتها وقتی ادعای اول اثبات شود، دوم وسوم مورد بحث قرار نمیگیرد واگر دومی ثابت شود ادعای اول و سوم مطرح نخواهد شد و به هرحال در این مقال درخصوص سند رسمی ادعای سوم مورد بررسی قرار می گیرد و درسند عادی ادعای اول و سوم مورد نقد است.
گفتار سوم: اسباب تملک و اسباب نقل
در قانون مدنی ماده۱۴۰ اسباب تملک به صراحت بیان شده است. در قانون ثبت تمامی آنها به رسمیت شناخته شده و بدان ترتیب اثر داده شده است لیکن؛
برای«تصرف» و«حیازت» که دومی در املاک تعبیر به احیاء اراضی موات می شود و نهایتاً به تصرف میانجامد در بخش ثبت ملک وارد شده است و عموماً مبنای اثبات مالکیت در مرحله ثبت ملک است.
برای ارث(انتقال قهری) و برای نقل و انتقالات غیر ارادی غیر از ارث نظیر نقل و انتقالات ثبتی و قضائی و قانونی نیز پیش بینی شده است و البته در نقل و انتقالات قهری ارثی دو موضوع به حق و دقیق تفکیک شده است، انتقال قهری ملک به نام وارث هم در املاک در جریان ثبت و برای ثبت ملک به نام ورثه و هم برای نقل وانتقالات فیمابین وراث و یا وراث با ثالث هم برای مرحله در جریان ثبت و هم بعد از ثبت ملک در دفتر املاک، پیش بینی های لازمه شده است. بنابراین در مرحله قبل از ورود ملک در دفتر املاک؛ هم امکان ادامه عملیات مقدماتی ثبتی به نام ورثه و نهایتاً ثبت ملک در دفتر املاک به نام وراث و بقدرالسهم آنها و هم برای نقل و انتقالات ارادی ارثی تمهید لازم اندیشیده شده و مقررات ثبتی هر دومرحله و هر دو موضوع پذیرفته وتبیینکرده و لوازم آن را تصریح کرده است.
برای نقل و انتقالات قهری قضائی- ثبتی و قانونی نیز تمهید لازم به عمل آمده و قانون ثبت و قوانین متعدد و متفرق نیز احکام مختلفی بیان کرده اند که علی رغم ظاهر قهری بودنشان از مجرای اسباب نقل عقود و معاملات متجلی می شوند.
و معنای قهری و اجباری آن، قهر و غلبه قضائی و ثبتی و یا قانونی در مرحله انشاء است نه مانند ارث که اصل انتقال قهری است و نتیجه آن باید مستقیماً در اداره ثبت شناسائی و مورد ترتیب اثر واقع گردد. کمااینکه در انتقالات ارثی نیز تلفیق دوموضوع انتقال قهری و اعمال قراردادیوارثپذیرفته شده است.
برای وصیت نیز علی رغم اینکه جزء عقود و معاملات است لیکن بدلیل ماهیت خاص آن و اقسام مختلف ماهوی و شکلی آن تمهیدات لازمه خاص پیش بینی شده است و این تمهیدات مانند انتقال قهری ارثی شامل ثبت ملک و انتقال ملک به نام موصیله یا موصیبه هر دو می شود.
همین احکام در وقف نیزجاری است و شامل هر دو بخش است ولکن باقی اسباب تملک در حقوق مدنی که عقود و معاملات است در حقوق ثبت جلوه ای عظیم دارد و در ثبت اسناد و در عنوان نقل وانتقالات یا عقود و معاملات بخش عظیمی به خود اختصاص داده است.
عقود و معاملات ناقل عین و منفعت تماماً درحقوق ثبت موضوع احکام قانون ثبت است و امکان تجلی و ظهور و بروز دارند و قواعد شکلی آن بطور عام بیان شده است و تنها نکتهای که در این بخش حائز اهمیت است خلق و ابداع قانون ثبت در معاملات با حق استرداد است و یا عناوینی مشابه آن و تنها نکتهای که از اسباب تملک در حقوق ثبت مبهم و مجهول مانده است، اخذ به شفعه است همچنانکه ماهیت این سبب تملک در قوانین حقوقی مورد اختلاف است در حقوق ثبت نیز نام آن و چگونگی عمل بدان مغفول است هرچند از دایره عقود و معاملات بیرون نیست و قانوناً ممکن و میسر است و بطور حتم اصل مطلب، خارج از حقوق ثبت و ممنوع نیست. و تقسیم و افراز نیز از عنوان کلی معاملات خارج نیست.
و اما مراد از ذکر اسباب تملک چیست؟
آنچه از عقود و معاملات که به این سبب مربوط است درحقوق ثبت اسناد ملحوظ است. بنابراین جمیع عقود و معاملات ناقله یا معاملات عینی و هرآنچه که نسبت به عین و منافع املاک نقل وانتقال یا ایجاد حق عینی و یا سبب خروج از مالکیت شخصی است بعنوان «ظرف نقل وانتقال» و در تحت نام کلی «عقود و معاملات» آمده است و احکام آن نیز به قدر کفایت ذکر گردیده است.
گفتار چهارم: ادله اثبات نقل
پیشتر ثبوت و اثبات آمد و اندکی قبل اسباب نقل بیان شد و اینک وضع ادله اثبات درحقوق ثبت بیان میگردد.
مقدمهً یادآور میشویم در بخش ثبت ملک چه ادلهای مورد شناسایی مقنن است و چگونگی ابراز آنها و چند و چون ترتیب اثردادن به آنها در قانون کما بیش آمده تقریباً جایی برای سوگند و علم قاضی(اگر بتوانیم آن را ادله اثبات حق یا دعوا بنامیم) وجود ندارد فلذا برای بحث اثبات ودلیل اثبات نیزاین موضوع مثال خوبی است تقریباً این دو دلیل جائی درثبت ملک ندارد و الباقی؛ تصرف، سندعادی و رسمی، اقرار، شهادت، کارشناسی، تحقیق و معاینه محل شناسایی شده و بکار گرفته شده و از هریک عندالاقتضاء استفاده می شود.
۱-ادله اثبات عقود و معاملات املاک
تقریباً قطعی و یقینی است که مواد قانون ثبت برای اثبات عقود و معاملات هیچ دلیلی بجز اسناد را نپذیرفته است و در اسناد نیز قائل به تفکیک شده است، دراملاک ثبت نشده (فاقد سابقه ثبتی)سند عادی و رسمی مثل سایر ادله اثباتی(حسب اقتضاء) به رسمیت شناخته شده است و در املاک در جریان ثبت (املاک از لحظه توزیع اظهارنامه و اختصاص پلاک ثبتی تا قبل از خاتمه آخرین اقدامات مرحله مقدماتی وتا انقضای مواعد اعتراض) نیز سندعادی و رسمی و ادله دیگر اثباتی به حسب اقتضاء پذیرفته شده است. ذکر سایر ادله به حسب اقتضاء دراین دوگونه املاک بدین معناست که بعضی ازادله برای بعضی امور و در اثبات بخشی از لوازم کار و یا بعضی نه بطور مستقیم بلکه بعضاً به نحو غیرمستقیم پذیرفته است، مثلاً، اقرار، بانضمام سند عادی برای نقل ملک در جریان و به شرط رعایت تکالیف دیگر مقبول و مورد استفاده است، یا شهادت گاه به نحو مستقیم ولی با ابراز غیرمستقیم (استشهاد مکتوب) برای احراز تصرف یا بقاء مالکیت مورد استفاده است.
۲- ادله اثبات عقود و معاملات املاک ثبت شده
آنچه از قانون ثبت و مجموعه قوانین و مقررات مربوط به آن برمیآید اولاً؛ منحصر به سند رسمی است و ثانیاً سند رسمی نیزمنحصر به دفاتر اسنادرسمی است وسندعادی نه تنها پذیرفته نشده است بلکه در ماده ۴۷ ق.ث صراحتاً تصریح گردیده که مورد قبول محکمه و دولت نیست و حمایت حاکمیت از این سند را نسبت به این موضوع برداشته است و بطور حتم و قطع سایر ادله نیز اثباتاً و نفیاً ظهور و بروزی ندارند.
بنابه مطالب مرقوم آنچه در حقوقثبت موضوعه آمده است برای نقل و انتقالات املاک ثبت شده، ظرف نقل(جمیع عقود ومعاملات ناقله و شبه ناقله) فقط(اجباراً) باید ازمجرای دلیل اثباتی سندرسمی محقق و واقع گردد وآنچه قطعی است سندعادی مقبول نیست وآنچه قطعیتر است سایر ادله اثباتی مسکوت است.
اما اینکه معنای عدم پذیرش سند عادی چیست در مباحث آتی خواهد آمد و اینکه چرا نسبت به سایر ادله مسکوت است پاسخ اجمالی آن اینک بیان میگردد.
۳- سکوت مقنن ثبت نسبت به ادله اثباتی غیر سند
همچنانکه در ابتدای مقال آمد قانون ثبت در سال ۱۳۱۰شمسی تصویب شده است و جلد سوم قانون مدنی که متضمن ادله اثبات است در سال ۱۳۱۴شمسی به تصویب رسیده است بنابراین حتی اگر در سوابق علمی و نظری و فقهی، ادله اثبات، مطرح بوده باشد که قطعاً چنین بوده در قانون مدنی موجود هنگام وضع وتصویب قانون ثبت، موضوع ادله اثبات وجود نداشته است و مقنن ثبت هم از وضع قانون مدنی (نبود ادله اثبات درآن) و هم از سوابق فقهی و علمی مطلع بوده و در اقتباس حقوق ثبت از حقوق خارجی قطعاً با عدم توجه به غیراسناد، نظری وهدفی را دنبال کرده است .
واضع قانون ثبت نقل را به سندرسمی و سندرسمی را منحصر به دفتراسنادرسمی و سند عادی را مردود دانسته و در وقت مقرر هیچ قانون دیگری نبوده که ادله اثباتی دیگری را وضع کرده باشد تا استفاده از آنرا برای نقل املاک جایز دانسته باشد. و دقیقاً، ۴سال بعد از تصویب قانون ثبت، هنگام تصویب جلدسوم قانون مدنی(درادله اثبات دعوا) علیرغم به رسمیت شناختن سایر ادله اثبات (به نحو مندرج درقانون) تصریح به عدم حجیّت یا عدم کاربرد آن برضدّ یا مخالف سند رسمی نموده است لذا با وجودی که ۴ سال بعد کتاب ادله اثبات دعوا درقانون مدنی متولّد و به تصویب میرسد از وضع و تقنین اولیه به صراحت بر میآیدکه سایرادله(بجزسند رسمی) همچنان یارای مقابله با سند رسمی را ندارد و هیچ یک، کفایت و توان استفاده به جای سند رسمی را نیز در ملک ثبت شده ندارد.
آیا سکوت مقنن ثبت با وجود تصویب بعدی قانون مدنی در ۴سال بعد، نمیتواند حمل بر انحصاری بودن نقل به سند رسمی تلقیگردد؟ اگرچنین نیست چرا درقوانین بعدی و تاسال۶۱ (اصلاحات قانون مدنی در بعد از انقلاب) این رویه موجود و استمرار داشته است؟ دهها و صدهها قوانین دیگر همراه و همگام و همسو با این موضوع بوده است. خصوصاً قوانین شکلی آ.د.م.وآ.د.ک. که بارها و به کرات مورد تصویب و اصلاح و لغو و ابطال و تصویب و تغییر متعدد و ممتدّ بوده است همگی با این موضوع همسو است و هیچ یک کاربرد ادله برضد این مطلب یا وضع ادله به خلاف این ترتیب مقرر در حقوق ثبت سال ۱۳۱۰ وادله اثبات قانون مدنی سال ۱۳۱۴ را روا نداشته و مقرر نکرده است و همگی بر یک عهد و یک میثاق است.
گفتار پنجم: مستندات اجباری بودن نقل به سند رسمی
مراد، مستنداتقانونی؛ الزامی و اجباری بودن نقل و انتقال املاک ثبتشده به سند رسمی است.
۱- مفهوم سلبی ماده ۲۲ ق.ث
درشرح ماده ۲۲ گفتیم ثبت ملک و آثار آن خصوصاً مالکیت مالک در نظر دولت (حاکمیت، دولت و ملت) فرض مطلق قانونی است و اثبات مخالف آن ممکن نیست و مردود است. از این فرض کلی، اصلی حاصل شده است بر استصحاب و بقای اعتبار ثبت و مالکیت مالک که استثنای عدم آن، منوط به نصّ قانون و جعل و وضع قانون است.

 

 

نظر دهید »
تصاویر ادبی تقوا در خطبه¬های نهج البلاغه- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

چکیده:
نهج‌البلاغه از جمله غنیترین و أثرگذارترین منابع اسلامی است که حاوی دریای بیکرانی از معانی ژرف و ناب الهی است. این کتاب، پس از قرآن کریم و کلام نبوی، بهترین راهنما برای پرورش انسان و هدایت اوست. امام علی (ع) مباحث مختلف دینی، فکری، اخلاقی، اجتماعی و … را در زیباترین نوع بیان و با شیوه ای هنرمندانه برای مخاطب خویش بیان داشته و با استفاده زیبا و بجا از تصویر- پردازیهای ادبی به انتقال مفاهیم و تبیین اغراض دینی پرداخته و اثر گذاری کلام خویش را دوچندان نموده است. در این میان، تقوا از جمله واژگان مهم و کلیدی در نهج‌البلاغه است که امام به شیوه های بیانی مختلف و متنوع به تصویرگری آن پرداخته است. از دیدگاه امام، تقوا اساسی ترین شرط رستگاری و برجسته ترین معیار کمال و سعادت آدمی است. در این راستا امام با تبیین دقیق شاخصه های تقوا و بیان ویژگیهای متّقین و فرجام نیک آنان در قالب تصاویری حسی، مجسم و خیال انگیز که سرشار از حرکت، حیات و پویایی هستند، ضمن تشویق به متّصف شدن به این صفت نیکو، معانی را از راه حس، فکر، وجدان و روان به خواننده منتقل کرده است. این تصاویر برگرفته از زندگی آدمی هستند و از هماهنگی وانسجام بی نظیری برخوردارند و در آن‌ ها، واژگان و عبارتها با چنان دقّتی گزینش شده‌اند، واقعیتهایی که علاوه بر ایفای نقش تصویرگری، موسیقی دل انگیزی را نیز رقم زده‌اند. تابلوهای تصویری ترسیم شده توسط امام از وسعت و عمق بینش، دقّت و ظرافت، طرحهای ابتکاری و رنگ آمیزی متنوع برخوردارند. ضمناً تصویرگری در کلام امام به خودی خود، هدف نیست، بلکه هدف، تحقق غرض دینی و انتقال پیام دینی به کمک تصاویر ادبی است؛ این ویژگی مهم‌ترین وجه تمایز تصاویرادبی امام (ع) است.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
این پژوهش بر آن است که با بررسی تصاویر هنری تقوا در نهج البلاغه، علاوه بر شناساندن جایگاه تقوا و ارزشهای والای آن، بخشی از زیبایی های حیرت انگیز ِ آفرینش‌های هنری کلام امیر بیان را تبیین نماید.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

واژه های کلیدی: امام علی، نهج البلاغه، تقوا، تصاویر ادبی

 

 

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات پژوهش
۱-۱ مقدمه ۳
۱-۲ بیان مسأله ۴
۱-۳ سوالات پژوهش ۵
۱-۴ فرضیه های پژوهش ۶
۱-۵ اهداف پژوهش ۶
۱-۶ روش پژوهش ۶
۱-۷ پیشینه پژوهش ۶
فصل دوم: معرفی شخصیت امام علی وبیان مفاهیم وتعاریف
۲-۱ شخصیت امام علی(ع) ۱۱
۲-۲ بلاغت امیر المؤمنین(ع) ۱۴
۲-۳ معرفی نهج البلاغه ۱۷
۲-۳-۱ خطابه ۱۹
۲-۳-۲ جایگاه خطابه ۱۹
۲-۳-۳ تاریخچه خطابه ۲۱
۲-۳-۴ فواید خطابه ۲۲
۲-۳-۵ علی (ع) بزرگترین خطیب تاریخ ۲۳
۲-۴- تقوا واهمیت آن ۲۴
فصل سوم: بررسی وتحلیل تصاویر ادبی تقوا در نهج البلاغه
۳-۱ تصویر ۲۹
۳-۲ خیال ۲۹
۳-۳ تشبیه ۳۲
۳-۳-۱ تشبیه تقوا در نهج البلاغه ۳۳
۳-۴ استعاره ۴۶
۳-۴-۱ استعاره تقوا در نهج البلاغه ۴۸
۳-۵ کنایه ۶۰
فهرست مطالب
عنوان صفحه
۳-۵-۱ کنایه تقوا در نهج البلاغه ۶۲
۳-۶ مجاز ۷۶
۳-۶-۱مجاز تقوا در نهج البلاغه ۷۷
فصل چهارم: نتیجه گیری ومنابع
۴-۱نتیجه گیری ۸۵
منابع ۹۱

 

 

 

فصل اول

 

کلیات پژوهش

 

۱-۱ مقدمه

یکی از جلوههای زیبا و شگفت انگیز نهج‌البلاغه فصاحت و بلاغت آن است. ساختار جملات، استفاده دقیق و مناسب کلمات، آهنگ دلنشین و موزون و بلاغت کم نظیر و شاید بی نظیر نهج‌البلاغه موجب شده است حتی پس از گذشت ۱۴ قرن باز هم کسی کتابی هم ردیف آن نیاورد. نهج‌البلاغه اثر ادبی بی نظیری است که حضرت علی مفاهیم ناب آن را در بهترین قالب و صورت بیان کرده است. تأمل در نهج‌البلاغه و درک نکات بلاغی آن، راز زیبایی نهج‌البلاغه را برای انسان نمایان می سازد. هر خواننده تیزهوش، با تأملی اندک درمی یابد که امام چه زیبا توانسته است بسیاری از وجوه و ظرایف علم بلاغت را، چه در بحث معانی وچه در مباحث علم بیان، در نهج‌البلاغه مخصوصاً در خطبهها به بهترین و زیباترین شکل در جهت کمک به فهم مخاطب از مسایل دینی به کارگیرد.
موضوع تقوا یکی از موضوعاتی است که امام علی (ع) با دقّت وظرافت خاصی به آن پرداخته است. در نهج‌ البلاغه امام علی سعی کرده است با جملاتی گیرا و جذّاب مخاطب را جذب کند؛ به این معنا که دنیا با همه زرق و برقها ممکن است آنها را بفریبد و تنها چیزی که ممکن است انسانها را در برابر دنیای فانی مصون دارد، داشتن تقواست. با نگاهی گذرا به نهج‌ البلاغه میتوان پی برد که امام، تقوا را بهترین وسیله برای نجات انسان معرفی می کند.
تقوا برکات فراوانی به ارمغان می آورد به خصوص در نهج‌البلاغه که دومین منبع معارف اسلامی به شمار می رود، مسئله تقوا و آثار آن به نحو گسترده مطرح شده است به گونه ای که کمتر خطبهای را می‌توان یافت که در آن از تقوا و پرهیزگاری سخنی به میان نیامده باشد.
امام، تقوا را حالتی معنوی و روحانی دانسته است که حافظ و نگهبان انسان است و ترس از خدا را در وجود انسان تثبیت می کند. از اینجا میتوان پی برد که تقوا به معنی ترس نیست؛ بلکه یکی از آثار تقوا این است که خوف را ملازم دل قرار می دهد. « همانا تقواى الهى، دوستان خدا را از انجام محرّمات باز مىدارد، و قلبهایشان را پراز ترس خدا مى سازد; چنان که شب هاى آنان با بىخوابى و روزهایشان با تحمل تشنگى و روزه دارى سپرى مى گردد»( دشتی، ۱۳۸۳: ۱۵۴).
بهرهگیری هنرمندانه از صور خیال یکی از جذاب ترین و لطیف ترین أشکال بیان است و هر صاحب سخنی را در جایگاهی والا قرار داده و تأثیر سخنان او را در میان مخاطبان افزایش میدهد، به طوری که مدتها سخنانش بر سر زبانها جاری میگردد. امام علی در سخنانش در نهج‌البلاغه از انواع صور خیال بهره برده است.
سخنان علی بن ابی طالب در این کتاب در سه باب آمده است:
باب اول: خطبهها واوامر، باب دوم: نامهها و رسایل وصایا و باب سوم: کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ.
با مطالعه منابع دینی و روایی درمییابیم خطابههای علی(ع) فراوان بوده و سید رضی از این میان ۲۳۹ خطبه را نقل کرده که جنبه ادبی قویتری داشته است. با این وجود بخش عظیمی از نهج‌البلاغه را خطبهها در برمیگیرد و در این خطبهها از موضوعات گوناگونی سخن به میان آمده است. موضوع تقوا یکی از موضوعات بسیار مهم در نهج‌البلاغه است که علی(ع) تأکید بسیار زیادی بر آن دارد.
پژوهش حاضر در سه فصل نگاشته شده است که فصل اول شامل کلیات است: در کلیات تحقیق به مسائلی از قبیل تعریف مسأله، فرضیات، اهداف پژوهش، روش انجام تحقیق، سابقه و ضرورت آن پرداخته شده و در فصل دوم با معرفی شخصیت (جایگاه)امام علی، بلاغت و خطبههای ایشان و دیدگاه اسلام در مورد تقوا مورد بررسی قرار می گیرد.فصل سوم که از لحاظ ادبی حائز اهمیت بالایی است، شامل تجزیه و تحلیل و بررسی تصاویر ادبی تقوا در خطبههای نهج‌البلاغه میباشد.

 

 

 

۱-۲ تعریف مسأله

کتاب گرانسنگ نهج‌البلاغه از نظر محتوایی حاوی موضوعات متنوعی چون علوم نظامی، کلام، فلسفه، اقتصاد، تاریخ، جامعه شناسی، روان شناسی، سیاست، عدالت، دیانت، اخلاق و غیره میباشد که دلالت بر جامعیت و شمولیت این کتاب دارد. البته نهج‌البلاغه صرفاً یک کتاب دینی یا سیاسی یا اخلاقی نیست؛. بلکه یک اثر ادبی ممتاز است که تأثیر در خور توجه و بسزایی در تحول نثر ادبی بر جای گذاشته است. با توجه به فنون نثر ادبی نه تنها در دوره خود بلکه در همه دوره ها از نظر ادبی، فنی و بلاغی در مرتبه والایی قرار دارد؛ به طوری که ابن ابی الحدید دانشمند بزرگ معتزلی درباره سخن آن حضرت فرموده «کلامُه دونَ کلامِ الخالقِ وفوقَ کلامِ المخلوقِ.»
عکس مرتبط با اقتصاد
یکی از ابعاد وجودی امیر مؤمنان علی (ع) شخصیت ادبی ممتاز ایشان است که از طریق کتاب نهج‌البلاغه و دیگر سخنان برجای مانده از آن حضرت برای ما به یادگار مانده است. نهج‌البلاغه در کنار معانی و مفاهیم ژرف و ارزشمند خود از ویژگیهای فنی وادبی نیز بهرهای وافر برده و در آن مفاهیم و مضامینی بلند با تصویر پردازی های زیبای ادبی به گونهای جذاب بیان شده است ؛ به طوری که نه تنها درگذر زمان، پویایی، تأثیر گذاری و ماندگاری خویش را حفظ کرده، بلکه روز به روز لطافت،زیبایی و نفوذ آن آشکارتر گشته و تشنگان حقیقت و زیبایی را مسحور خویش ساخته است.
از آنجا که تقوا در شکل‌دهی به جهان‌بینی یک فرد نقش مهمی ایفا می‌کند، از جمله موضوعات اساسی و مهم نهج‌البلاغه می باشد که امام علی (ع) از جهات مختلف به آن پرداخته است وبا توجه به گستردگی موضوع واهمیت والای آن به طور عمیق وبا بیانی هنرمندانه، خلاقیت وابتکاری بینظیر و با بهره گرفتن از صور گوناگون بلاغی به تبیین و ترسیم تقوا و آثار آن پرداخته و ویژگیهای متّقیان، و نهی از دلبستگی به دنیا و متعلقات آن واهمیت دادن به تقوا به عنوان تنها سپر انسان در مقابل انحراف و شرک و نفاق را به تصویر کشیده است . از این رو شناخت و معرفی شیوه های تصویر پردازی امام علی (ع) در باره تقوا زوایای فراوانی از هنر نمایی ادبی ایشان را روشن میسازد و باعث میشود زیباییهای این کتاب سترگ بیشتر مورد بهره برداری استفاده کنندگان قرار گیرد. از جمله مواردی که در مقوله تقوا در نهج‌البلاغه مورد بررسی قرار میگیرد، کمیت و کیفیت استفاده از ابزارهای بیانی در تصویر سازی، خلاقیت و ابتکار در خلق تصاویر و تناسب بین موضوعات و تصاویر مربوط به آن میباشد تا هنر تصویر پردازی امام علی (ع) در معرفی و تبیین تقوا و آثار آن برای مخاطب روشن گردد.

 

۱-۳ سؤالات تحقیق:

پژوهش حاضر بر آن است تا به پرسشهای زیر پاسخ گوید:
۱) در تصویر پردازیهای هنری خطبههای نهج‌البلاغه برای معرفی و شناساندن تقوا بیشتر از کدام تصاویر ادبی استفاده شده است؟
۲) مهمترین امتیازات و ویژگیهای تصاویر ادبی در خطبههای نهج‌البلاغه چیست؟

 

۱-۴ فرضیه های پژوهش

۱)- در تصویر پردازی های هنری و ادبی برای معرفی و شناساندن تقوا و آثار آن بیشتر از تشبیه و استعاره استفاده شده است.
۲)- خلاقیت و نوآوری، پویایی و حیات، و تناسب و هماهنگی از مهمترین ویژگیها و امتیازات تصاویر ادبی تقوا در خطبههای نهج‌البلاغه است.

 

۱-۵ اهداف پژوهش

هدف کلی از این پژوهش شناخت خصوصیات، زیباییها و امتیازات صور خیال و نقش و جایگاه آن در بلاغتِ خطبههای امام علی (ع) خصوصاً در پرداختن به مقوله تقوا می باشد.

 

۱-۶ روش انجام پژوهش

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 129
  • 130
  • 131
  • ...
  • 132
  • ...
  • 133
  • 134
  • 135
  • ...
  • 136
  • ...
  • 137
  • 138
  • 139
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • تعیین رابطه بين مهارتهاي سه گانه فني، انساني و ادراكي مديران با میزان اثربخشي آنها در بین دبيرستانهاي پسرانه،دخترانه ناحیه یک شهر شيراز- قسمت 4
  • روابط علی– ساختاری راهبردهای شناختی تنظیم هیجان، روان نژندگرایی و برونگرایی با نشانه های افسردگی، اضطراب منتشر، وسواس فکری – عملی و پانیک در جمعیت غیربالینی- قسمت ۹
  • بررسی حقوقی حمایت از علامت تجاری درحقوق ایران ، آمریکا وکنوانسیون های بین المللی- قسمت ۸
  • منابع پایان نامه مدیریت با موضوع مدل بازاریابی رابطه مند میان سازمان های صنعتی:
  • بررسی نقش کانون های تفکر در فرایند سیاستگذاری ایالات متحده آمریکا- قسمت ۴
  • بیداری اسلامی و سیاست خارجی خاورمیانه ای آمریکا- قسمت ۵
  • بررسی حق صغار در استیفای قصاص و تعدد اولیای دم در استیفای قصاص- قسمت ۵
  • تعيين مؤلفه هاي ترویج بازاریابی گل و گیاه زینتی در شهرستان کرج- قسمت 2
  • وضعیت حقوقی رسانه های نوین با تکیه بر مصوبات شورای اروپا- قسمت ۷
  • تاثیر هیات مدیره بر ارزش¬گذاری سهام در عرضه¬های عمومی اولیه- قسمت ۳
  • رابطه خلاقیت سازمانی و ویژگی¬های جمعیت¬شناختی با بهره¬وری وظایف سازمانی کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان فارس۹۳- قسمت ۵
  • سازوکارهای پیش بینی شده برای حل و فصل اختلافات در معاملات دولتی- قسمت ۷
  • به دنبال حفظ حقوق و حمایت کیفری از خانواده و بیان راهکارهایی در جهت تحکیم این نهاد- قسمت ۶
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی نظام حقوقی بین المللی حاکم بر حمایت از مهاجران- فایل ۲
  • تاثیر دین زرتشتی بر دیدگاه شاهنامه درباره خداوند- قسمت ۲
  • تحلیل محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا دوره اول متوسطه بر اساس مولفه های آموزش جهانی- قسمت ۲
  • پیش فروش ساختمان از دیدگاه فقه و حقوق ایران- قسمت ۵
  • تاثیر دوره های آموزشی بر سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان- قسمت ۵
  • پایان نامه مدیریت درباره رهبری همنوا
  • دانلود مقاله و پایان نامه مدیریت : تفاوت بین فرآیند خدمات و نتیجه خدمات
  • بررسی حقوقی حمایت از علامت تجاری درحقوق ایران ، آمریکا وکنوانسیون های بین المللی- قسمت ۳
  • پایان نامه مدیریت در مورد نظریه چندبعدی شخصیت

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان