اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تأثير شوري و سديمي آب بر هدايت هيدروليكي اشباع خاك- قسمت 17
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

McIntyre, D.S. 1979. Exchangeable sodium, subplasticity and hydraulic conductivity of some Australian soils. Journal of Soil Research 17:115-120.
McNeal, B.L. 1968. Prediction of the effect of mixed-salt solutions on soil hydraulic conductivity. Soil Sci. Soc. Am. Proc. 32:190–193.
McNeal, B.L., and N.T. Coleman. 1966. Effect of solution composition on soil hydraulic conductivity. Soil Sci. Soc. Am. Proc. 30:308–312.
McNeal, B.L., and N.T. Coleman. 1966. Effect of solution composition on Soil hydraulic conductivity. Soil Sci. Soc. Am. Proc. 30:308–312.
Minhans, P. S., D.R. Sharma. 1985. Hydraulic conductivity and clay dispersion az affected by application sequence of saline and simulated rain water. Irrigation sci. 3:159-167.
Moutier, M., Shainberg, I., Levy, G.J. 2000. Hydraulic gradient and wetting rate effects on the 21 hydraulic conductivity of two calcium vertisols. Soil Sci.Soc. Am. J. 64, 1211–1219.
Mualem, Y. 1986. Hydraulic conductivity of unsaturated soils: prediction and formulas. In: Klute, A. (Ed.) Methods of Soil Analysis, Part 1: Physical and Mineralogical Methods, 2nd edition, Agronomy Monograph, vol. 9. ASA/SSSA, Madison, USA, pp. 799-823.
Oster, J.D. and Schroer, F.W. 1979. Infiltration as influenced by irrigation water quality. Soil Science Society of America Journal 43: 444–447.
Pratt, P., and D.L. Suarez. 1990. Irrigation water quality assessments. In. K.K. Tanji (ed.) Agicultural salinity assessment and management. ASCE Manuals and Reports on Engineering Practice No. 71. ASAE, Reston, VA.
Quirk, J. P. and Schofield, R. K. 1955. The effect of electrolyte The approach which has been adopted in this experiment was concentration on permeability. J. Soil Sci. 6: 163-177.
Rawls, W.J., Gish, T.J., and Brakensiek, D.L. 1991. Estimating soil water retention from soil physical properties and characteristics. Adv. Soil Sci. 16: 213–234.
Ruiz-Vera, MV., Wu L. 2006. Influence of sodicity,clay mineralogy, prewetting rate and their interaction on aggregate stability. Soil Sci Soc Am J 70:1825–1833.
Russo, D., and Bresler, E. 1980. Soil-water-pressure relationships as affected by soil-solution composition and concentration. In: Banin A., and Kafkafi, U. (Eds.) Agrochemicals in Soils. Pergamon Press, Oxford, pp: 287-296.
Shainberg, I., Levy, G.J., Goldstein, D., Mamedov, A.I. and Letey, J. 2001.Prewetting rate and sodicity effects on the hydraulic conductivity of soils. Australian Journal of Soil Research 39: 1279- 1291.
Shainberg, I., Rhoades, J.D., Suarez, D.L., Prather, R.J., 1981b. Effect of ineral weathering on clay dispersion and hydraulic conductivity of sodic soils. Soil Sci. Soc. Am. J. 45, 287–291.
Shamim, A. H. M., T. Akae. 2010. Effect of initil water contet on saturated hydraulic conductivity in desaliniziation whit slaking and drying. Paddy Water Environ. 9: 221-228
Singh, N., W. Wallender. 2011. Effect of soil water salinity on filed soil hydraulic function. J. Irri. Drain Eng. 137: 295-303.
Suarez, D.L., J.D. Wood, and S.M. Lesch. 2006. Effect of SAR on water infiltration under a sequential rain-irrigation management system. Agric. Water Manage. 86:150–164.
Suarez, D.L., Simunek, J., 1997. UNSATCHEM: unsaturated water and solute transport model with equilibrium and kinetic chemistry. Soil Sci. Soc. Am. J. 61, 1633–1646.
Tarchitzky J, Golobati Y, keren R, Chen Y. 1999. Waste water effects on montmorillonite suspension and hydraulic properties of sandy soil. Soil Sci Soc Am J 63:554–560
Thompson, K.S. 1991. Irrigation water quality effects on soil salinity and crop production in the Powder River Basin, MT. M.S. thesis, Montana State University, Bozeman. 151 pp.
Vinten AJA, Mingelgrin U, Yaron B. 1983. The effect of suspended solids in wastewater on soil hydraulic conductivity: II. Vertical distribution of suspended solids. Soil Sci Soc Am J 47:408–412
– Falling Head ↑

– Auger Hole Method ↑
– Pipe Cavity Test Method(Piezometer Method) ↑
– Shallow Well pump In Test Method ↑
– Inversed Auger Hole Method (Porchet Method) ↑
– Guelph Permeameter Method ↑
1 – Clay pan ↑
2 – Fraji pan ↑
3 – Allison ↑
1 – Iron pan2 – Caliche ↑
↑
1 – Electrical Conductivity ↑
1 – dS/m ↑
2 -Sodium Adsorption Ratio3 – Coleman ↑
↑
1 – Schified & et al ↑
2 – Hadas ↑
3 – Oster ↑
4 – Rhoades & Lovedy ↑
5 – Keren & Shainberg ↑
1 – Reeve & Tamadoni ↑
2 – Mcneel & Colman ↑
3 – Lagerwerff & et al4 – Rowell & et al ↑
5 – Reeve & Doering6 -Yaroun & Tomas ↑
1 – Chaudhari & Somawanshi ↑
2 – Dane & Klute ↑
3 – McIntyre ↑

نظر دهید »
بررسی موردی عوامل اجتماعی، فرهنگی فرزند سالاری در جوانان ۱۵ تا ۳۰ ساله شهرستان نجف ‌آباد- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۴ـ کم رنگ بودن آموزه ها و اعتقادات دینى خانواده

از آموزه‌هاى مهم دین این است که باید در هر حال ، احترام والدین را پاس داشت و از آزار و اذیت آنان پرهیز کرد و در حدود دین از دستورات و خواسته‌هاى آنان پیروى کرد. اگر فضاى حاکم بر محیط خانواده از سلامت دینى و اعتقادى برخوردار نباشد و بى بند و بارى و گناه در آن رایج باشد، نه چنین انگیزه‌اى در فرزندان وجود دارد و نه والدین توانایى کنترل اخلاقى و تربیتى آنان را خواهند داشت و بدترین نوع فرزندسالارى در چنین زندگی‌هایى حاکم است که پدر و مادر بى هیچ واهمه‌اى ، با میل و رغبت ، عنان اختیار خود را به دست فرزندان فاسد خویش سپرده که به هر سو آنان را بکشانند تسلیم آنها هستند و چون تربیت دینى ندیده‌اند ، پاس حرمت والدین را نیز نخواهند داشت ، به ویژه اگر زمانى آنها بخواهند در برابر خواسته‌اى از فرزندان خود بایستند ، با بدترین نوع برخورد و توهین و حتى ضرب و شتم ، از سوى آنان مواجه خواهند شد.

 

۲-۲-۸ آثار منفى فرزندسالارى

 

۱ـ تضییع حقوق و احترام والدین

«پدر و مادر نسبت به فرزند، داراى حقوقى هستند که خداوند بزرگ توجه به آن را در ردیف رعایت حقوق خویش دانسته است. قرآن مجید مى‌فرماید : « و قضى ربک إن لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا» (اسراء، آیه ۲۳ )
پروردگارت حکم کرد که جز او نپرستید و نسبت به پدر و مادر خود نیکى کنید.
گویا این سیاق و ترکیب بى‌تناسب با جنبه خالقیت حق نباشد ، زیرا خداوند، آفریدگار بشر و والدین واسطه آفرینش اویند.
در نظام حقوقى اسلام، گرچه اولاد نیز داراى حق بر عهده والدین‌اند، ولى نباید از یاد برد که حقوق پدر و مادر همچون اطاعت مشروع، احسان، تواضع و خاکسارى و مانند آن، از امورى‌اند که ذاتاً با فرزندسالارى دمسازى ندارند در حالى که حقوق فرزندان مانند کفالت، تربیت، تأمین مصالح و غیر آن، از امورى است که جز با فرمان بردارى از والدین و پذیرش مدیریت آنان به دست نمى‌آید و معمولاً در خانواده‌هاى فرزندسالار حقوق والدین به فراموشى سپرده مى‌شود و این نخستین نقطه انحراف و میوه تلخ این پدیده در درون خانواده است.

 

۲ـ تهدید شدن ارزش ها و سنت هاى مفید :

هر جامعه‌اى به تناسب اوضاع فرهنگى ، مذهبى ، ملى ، اجتماعى و حتى اقتصادى خود ، داراى ویژگی‌ها و خصوصیاتى است که مجموعه آن ، هویت آن جامعه را در قبال سایر جوامع، متمایز و معین مى‌سازد. این ارزش‌ها امورى‌اند که هر ملتى آن را در گذار زمان و طول تاریخ حیات خویش فرهنگ‌سازى کرده و سینه به سینه آن را از نسلى به نسل دیگر منتقل کرده است. بى تردید پاس‌داشت این ارزشها خود مهمترین عامل ثبات و امنیت همه جانبه آن ملت است و به ویژه عناصر کلیدى و اساسى آن، از عوامل عمده و توانمند حفظ وحدت و یکپارچگى جامعه در برابر انواع تهاجمات بیگانه به شمار مى‌رود.
عکس مرتبط با اقتصاد
انتقال این ارزشها به طور شفاف و به دور از هر گونه خرافه و پیرایه منطق گریز ، از مهمترین وظایف نسل پیش نسبت به نسل جدید و آینده‌سازان جامعه است و بى توجهى بدان ، زیان‌هاى بزرگى درپى خواهد داشت.
چنین وظیفه‌اى در فضاى فرزندسالارى غیر قابل تحقق است ، بلکه به وضعیتى نیازمند است که در آن، والدین داراى جایگاهى برتر نسبت به فرزندان خویش باشند تا زمینه این انتقال، بهتر فراهم گردد. البته انجام این کار ، تنها به آنچه گفتیم منوط نیست ولى نقش اساسى و عمده آن در این خصوص غیر قابل انکار است.

 

۳ـ اخلال در امر تربیت :

در وظایف اساسى پدر و مادر نسبت به فرزند ، تربیت و ادب نیکو است.
حضرت موسى بن جعفر (ع) مى فرمایند :شخصى به محضر پیامبر اکرم (ص) شرف یاب شد و از آن حضرت در باره حق فرزند پرسید ، پیامبر گرامى در پاسخ فرمودند : اینکه نام نیکو برایش برگزینى و او را تربیت شایسته کنى و نیز او را در جایگاه مناسب و خوبى قرار بدهى ؛ شاید مقصود از فراز آخر انتخاب همسرى شایسته و نیک باشد.
در حدیث دیگر حضرت صادق (ع) مى فرمایند : فرزندانتان را گرامى بدارید و آنان را نیکو ادب کنید تا مورد بخشش خداوند قرار گیرید.
و بدیهى است تربیت و تأدیب اجتماعى و اخلاقى و نیز برگزیدن همسرى پسندیده و مقبول براى فرزند از سوى پدر و مادر ، جز با پذیرش جایگاه برتر آنان و قبول شایستگى بیشتر و صلاحیت افزون تر آنها در تشخیص مصلحت جوان خود ، امکان پذیر نیست در حالى که در وضعیت فرزندسالارى چنین موقعیتى براى والدین پذیرفته نیست ، بلکه در بسیارى از موارد، آنان هستند که مدعى انتخاب راه و روش برتر در زندگى براى والدین خود مى‌شوند.
البته آنچه گفتیم منافاتى ندارد که برخى از فرزندان، با حفظ احترام و احسان به پدر و مادر ، در اثر تحصیلات و آگاهى‌هاى بیشتر ، آنان را نسبت به بعضى امور و دانستنی‌هاى لازم راهنمایى دهند و اشتباهاتشان را با زبانى نرم و فروتنانه تذکر دهند.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

۴ـ غلبه احساسات بر تعقل :

از ویژگیهاى برجسته دوران نوجوانى و جوانى غلبه احساسات بر نیروى عقلانى است. این احساسات که بیشتر ریشه در تخیل دارد تا تعقل، اگر با تدبیر و اندیشه مهار نگردد ، نتایج زیانبارى به بار خواهد آورد.
افراط در دوستی‌ها و دشمنی ، بزرگنمایى و اهتمام بیش از حد به برخى امور و یا حوادث جزیى ، غرور و خودخواهى، شاعرانه فکر کردن ، میل به انزوا و پرهیز از درگیر شدن و برخورد با واقعیت‌هاى زندگى و … بخشى از عواطف و احساسات دوران بلوغ و نوجوانى را تشکیل مى‌دهد. و به روشنى پیداست که زندگى را نمى‌توان بر اساس آن پایه ریزى کرد. و هر خانواده‌اى که بنیان خود را بر آن پى‌ریزى کند ، به شدت در معرض آسیب‌هاى جدى و دستخوش تزلزل و بى ثباتى خواهد بود. و از ویژگی‌هاى خانواده فرزندسالار ، مبنا قرار گرفتن احساسات در روابط و مناسبات درونى و بیرونى آن است.
براى نمونه ، در بسیارى از زندگى‌هاى فرزند سالار ، والدین رفت و آمد و ایجاد ارتباط با خانواده‌اى را به مصلحت نمى‌دانند و به دلایل مختلف ، آن را به زیان خود و فرزندان خویش احساس مى‌کنند ، در حالى که فرزند آنها ، چون از آن خانواده به هر دلیلى خوشش مى‌آید ، اصرار مى‌کند که این روابط برقرار گردد. و یا برعکس گاهى والدین آمد و شد با برخى را مفید ، سالم و به صلاح مادى و معنوى خود و فرزندان تشخیص مى‌دهند ولى فرزند ، احساسى غیر آن دارد و در برابر مصلحت اندیشى والدین خود مقاومت و مخالفت مى‌کند. در خانواده فرزندسالار ، حاکمیت از اوست و پدر و مادر على رغم میل و تشخیص خود که با ملاک‌ها و معیارهاى عقلى و دینى به آن رسیده است عمل مى‌کند و به خواسته نوجوان و یا جوان خود تن مى‌دهد و نمونه‌هایى دیگر از این قبیل.» ( برگرفته از ماهنامه پیام زن،شماره ۱۰۰ )

 

۲-۲-۹ (۱۰) اشتباه بزرگ والدین

« لوس کردن فرزند: همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است.

 

۱ (لوس کردن فرزند:

همه والدین فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را برای فرزند خود طالب هستند، که به هر حال هزینه بر است. پدر و مادرهای زیادی هستند که با این محبت افراطی باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه‌ها با داشتن این همه چیز خوشحال به نظر نمی‌رسند. این باعث می‌شود که بچه‌ها هرگز راضی به نظر نرسند و مرتباً تقاضای بیشتری کنند .

 

۲) تربیت نامناسب:

زمانی که شما اینقدر تنبلی به خرج می‌دهید که فرزندان خود را به طور صحیح تربیت کنید ، در نتیجه این وظیفه خطیر را به عهده اطرافیان فرزندتان قرار می‌دهید. هرگز به فرزند خود اجازه ندهید که در خانه طوری رفتار کند که انگار به سیاره شیطنت و بازیگوشی پا گذاشته است.زیرا همین رفتار را در خانه دیگر هم خواهد داشت و این اصلاً خوشایند نیست .در حالیکه باید در خانه دیگران مؤدب‌تر و بهتر از منزل باشند.اگر شما نتوانید آنها را به طور صحیح تربیت کنید دیگران اقدام می‌کنند.

 

۳ )عدم مشارکت در مدرسه فرزندان:

بعد از خانه، مدرسه محلی است که بچه‌ها در آن بیشترین ساعت را حضور دارند و بنابراین معلمان و همسن و سالان نقش مهمی در زندگی آنها دارند. بنابراین تعجب‌انگیز است که شما رغبت به این محل ندارید و سعی می‌کنید از مدرسه فرزندتان فاصله بگیرید و خود را درگیر مسائل مربوط به آنها نکنید.مهم نیست که کدامیک از – پدر یا مادر- در مدرسه حضور داشته باشند، مهم حضور یکی از شما است. شما حتی باید از طریق ایمیل با معلم فرزندتان درتماس باشید. این نشان دهنده حساسیت شما بر روی تربیت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشیاری بیشتری نسبت به تربیت فرزندتان می‌کند.

 

۴) عدم اعتدال در تشویق فرزندان:

زمانیکه فرزند خود را تشویق می‌کنیم ، باعث افزایش عزت نفس آنها می‌شویم ، اما باید مراقب بود که در این مورد حد اعتدال را رعایت کنیم. اجازه بدهید که تشویق در وقت مناسب و تنها زمانی که کار فرزندتان واقعاً لایق تشویق است این کار انجام شود. اگر به طور غلوناکی آنها را به خاطر کار معمولی که انجام داده‌اند تشویق و قدردانی کنید باعث می‌شود که آنها نسبت به ارزش واقعی دست آورد خود دچار انحراف فکری شوند .

 

۵) عدم اعطای مسئولیت به فرزندان :

فرزند شما نباید به خاطر انجام کارهای عادی و روتین چیزی دریافت کنند. چون آنها عضوی از خانه هستند ، نه مهمان حاضر در هتل. هرکس که در خانه زندگی می‌کند موظف به انجام امور مربوط به خانه است، از شستن ظرفها گرفته تا گردگیری و ……
دادن پول اضافی روش فوق العاده‌ای برای تشویق است اما در عوض انجام کارهای فوق العاده نه کارهایی که وظیفه روتین هر عضو خانواده است.بچه باید بخشی از مسئولیت زندگی مشترک با خانواده را به دوش بگیرند. آنها برده شما نیستند اما مطمئناً در تعطیلات و مرخصی دائم هم به سر نمی‌برند.

 

۶) عدم رفتار صحیح با همسر:

هر طور که با همسر خود رفتار کنید، به عنوان الگو برای آینده آنها خواهید بود. یعنی آنها نیز دقیقاً همین طور به همسر خود رفتار خواهند کرد. اگر به صورت غیر صحیح با همسر خود رفتار کنید و مرتباً در حال مشاجره باشید آنها نیز به همین سبک رفتار می‌کنند. بچه ها بیشتر از آنچه شما به عنوان نصحیت به آنها گوشزد می‌کنید ، از رفتار شما پیروی می‌کنند. اگر با همسر خود به احترام و توام با عشق رفتار کنید، ارزش خانواده را به فرزند خود نشان میدهید و بعلاوه آنها از داشتن یک پناهگاه امن در این دنیای وحشی بیشتر احساس امنیت خواهند کرد.

 

۷) داشتن توقعات غیر واقعی از فرزند:

اگر با بچه ها سرو کله می زنید از آنهان انتظارات معقول و منطقی داشته باشید، به خصوص بچه‌های کوچک. اگر برای شام جایی دعوت هستید و از کودک دو ساله خود انتظار دارید که درست مانند یک شاهزاده کوچک رفتار کند سخت در اشتباهید. اگر د رخیال و رویای خود انتظار دارید که فرزندتان یک ستاره ورزشی و یا علمی شود ، در حالیکه او تنها مایل به نوازندگی پیانو است ، لازم است راجع به توقع خود تجدید نظر کنید. انتظار شما از آنها باید شادی آنها باشد.

 

۸) عدم آموزش فرزندان برای دفاع از خود و خواسته هایشان:

خیلی از والدین تمام نیاز فرزندان را برآورده می‌کنند و به این ترتیب ارزش کار سخت وعدم وابستگی را در فرزند از بین می‌برند. به این ترتیب نسلی از آدم‌های بی بو و خاصیت و به اصطلاح پهلوان پنبه ظهور خواهد کرد. بچه‌های امروزه انتظار دارند که همه کارها برایشان انجام شود. اینکه آن ها را محکم و پر طاقت تربیت کنید و از آنها بخواهید که اموراتشان را خود انجام دهند دلیل عدم دوست داشتن آنها نیست . بلکه نشانه عشق واقعی است.

 

۹) تحمیل کردن گرایش وتفکر خود به فرزندان:

اجازه دهید که بچه‌ها بچگی کنند. والدین نباید تمایلات و گرایش و نقطه نظرهای خود را به فرزندشان تحمیل کنند . اینکه فرزند خود را از اشتیاقات خود آگاه کنید خوب است اما آنها را تحمیل نکنید. اجازه دهید همان طور که هستند رشد کنند . بدون تحمیل عقاید وخواسته‌های شما.

 

۱۰) عدم وفای به قول و عهد:

اگر فرزندتان را به خاطر نقاشی روی دیوار تهدید به تنبیه کردن می‌کنید ، حتما این کار را انجام دهید. متاسفانه پیروی از قول‌هایی که به فرزند‌تان می‌دهید زندگی را کمی سخت می‌کند اما افزایش اعتماد به گفته شما چیزی مهم‌تر است. اگر شما به گفته‌های خود عمل نکنید ، بچه‌ها به این نتیجه می‌رسند که بین قول و عمل شما تناسبی نیست و در نتیجه به شما اعتماد نخواهند کرد.» (برگرفته از اینترنت)

 

۲-۳ دیدگاه و نظر اندیشمندان در را بطه با فرزند سالاری

 

۲-۳-۱ دید گاه روانشناسان

روانشناسان معتقدند محیط خانه اولین و بادوام‌ترین عامل در رشد شخصیت افراد یک خانواده است. خانواده و نفوذ والدین در فرزندان به جنبه‌های ارثی محدود نمی‌شود، بلکه در تمام ابعاد وجودی فرد نقش مؤثری ایفا می‌کند. کودکان از طریق خانواده و محیط کوچک خانه، با دنیای خارج آشنا می‌شوند، طرز معاشرت و روابط اجتماعی با دیگران را می‌آموزند و راه و رسم زندگی، اخلاق و فلسفه اجتماعی و آداب و رسوم آن را فرا می‌گیرند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۲-۳-۱-۱ دید گاه دکتر بنیامین اسپاک

مطابق نظر دکتر “بنیامین اسپاک” به والدین توصیه شد که از حس طبیعی خود پیروی کنند و از برنامه‌های انعطاف‌پذیری استفاده نمایند که هم با نیازهای خود آنان و هم با نیازهای کودک سازگاری دارد اما در حال حاضر والدین احساس می‌کنند که سهل‌گیری، روش مناسبی برای فرزندپروری و ارتباط صحیح والد – فرزندی نیست، لذا نیازمند شیوه جدیدی هستیم که حد فاصل دو روش فوق باشد، یعنی روش “کنترل در حد اعتدال” که هم از افراط‌گرایی روش اول به دور باشد و هم دچار تفریط روش دوم نشود.

 

۲-۳-۱-۲ دیدگاه ملیحه ساجدی

ملیحه ساجدی کارشناس روانشناسی هم خودخواهی، نامحتاط بودن و داشتن خواسته‌های بی‌شمار، بی‌حوصلگی،ناشکیبایی، استفاده از راه های خشونت بار برای تحقق خواسته‌ها و نپذیرفتن ناکامی را از خصوصیات اخلاقی کودکان خانواده‌های فرزند سالار می‌داند و می‌گوید: فرزندان خانواده‌های فرزند سالار معمولاً سست عنصر و بی‌اراده یا حداقل کم اراده‌اندو این سالار بودن زمینه ساز بزهکاری در عرصه حیات اجتماعی کودکان می‌شود.
وی با بیان اینکه در خانواده‌های فرزند سالار روحیه اطاعت از قانون و احترام به مقررات اجتماعی و رعایت آداب اخلاقی به حداقل ممکن تنزل می‌کند افزود: فرزندسالاری ظلم بزرگی به فرزندان است چون باعث می‌شود کودکان به بلوغ اجتماعی نرسند و به دلیل این که خواسته‌هایشان به سرعت برآورده می‌شود، فرصت تمرین و تجربه اندوزی و کسب مهارت‌های زندگی را برای رسیدن به خواسته هایشان نمی‌یابند.

 

۲-۳-۲ دیدگاه جامعه شناسان

 

۲-۳-۲-۱ دیدگاه گینز برگ (Ginzberg)

گینز برگ می‌گوید روش‌های تربیتی فرزندمدار زمانی به وجود آمد که هم نظام ارزشی والدین و هم رفتار آنان تغییر کرد و شیوه سنتی و تربیتی نسل گذشته کنار گذاشته شد و ارزشها و روش های تازه‌ای بر روابط والدین و فرزندانشان حاکم گردید، به این معنی که فرزندان در نظام تربیتی امروز دوست والدین تلقی می‌شوند، روابط بچه ها با والدین خیلی صمیمانه‌تر شده و هم شأن خود آنان محسوب می‌شوند و از منزلت یکسانی با والدین برخوردارند و والدین هم نظرات و خواسته های فرزندان را جدی تلقی می‌کنند.

 

۲-۳-۲-۲ دید گاه ابوالقاسم صمیمی

ابوالقاسم صمیمی کارشناس جامعه‌شناس معتقد است: بیشتر والدینی که هم اکنون در خانواده آنها فرزند سالاری حاکم است در کودکی در خانواده‌های پدرسالار رشد کرده‌اند و به همین دلیل احساس می‌کنند آن شیوه رفتاری را نباید در مورد فرزندان خود داشته باشند و به نوعی سعی می‌کنند فضای لازم را برای تحقق خواسته‌های آنان فراهم کنند.
کودکان خانواده‌های فرزندسالار همان انتظاری را که از خانواده خود دارند از جامعه نیز دارند به همین دلیل پس از ورود به جامعه چون به اصطلاح لی لی به لالای آنها گذاشته نمی‌شود دچار یاس و ناامیدی می شوند ارتباط خود را با جامعه قطع می‌کنند.
وی معتقد است: والدین ناگزیزند برای تامین نیازهای خانواده و بچه‌هایی که خواسته هایشان هر روز رو به فزونی است بیشتر از معمول کارکنند و احتمالا چندین شغل داشته باشند که یکی از پیامدهای آن خستگی مفرط و نداشتن وقت کافی برای رسیدگی به امور مربوط به بچه‌ها و حتی همسران به یکدیگر است.
صمیمی افزوده است: در خانواده‌های فرزند سالار فعالیت‌های پدر و مادر برای برآوردن نیازهای فرزندان کوچک و بزرگ خود متمرکز می‌شود و تا آنجا پیش می‌روند که فراموش می‌کنند خودشان هم در مقام زن و شوهر نیازهایی دارند. این احساس دیده نشدن والدین در خانواده در دراز مدت به احساس تنفر پدر و مادر از فرزندان منجر می‌شود.
وی یکی دیگر از پیامدهای منفی فرزندسالاری را ایجاد خشم و نفرت در والدین نسبت به بچه اذعان می‌دارد. والدین، ضمن دوست داشتن بچه ها، به طور ناخودآگاه تنفری نسبت به آنان پیدا می‌کنند. پدر یا مادری که اقتدارش را از دست داده، احساس می‌کند نقشش در خانه از خدمتکار هم کمتر است چون دست کم از خدمتکار تشکر زبانی می‌شود ته دلش معترض است و به خود و به زمین و زمان و گاهی اوقات به بچه‌ها ناسزا می‌گوید. در این شرایط، آشیانه محبت به آشیانه تنفر بدل می‌شود و خشونت یا دست کم سکوتی مرگبار برخانه و خانواده سایه می‌افکند.

 

۲-۴ پیشینه تحقیق

 

۲-۴-۱ پیشینه خارجی

به دلیل جوان بودن فرزند سالاری کتابی در این رابطه منتشر نشده و فقط تعدادی مقاله یا گفتمان در این رابطه در اینترنت توانستیم پیدا کنیم که به اختصار در مورد نظرگاه هر کدام به توضیح می‌پردازیم.
سودریک نوریده بورگ موضوع: موقعیت خانوادگی فرزندان
* سودریک نوریده بورگ، در کتاب جوانان در جوامع مدرن در مقاله‌ای تحت عنوان ملاحظاتی در باب موقعیت خانوادگی فرزندان گفته است که نظام تربیتی امروز بیشتر به تربیت شخصیت فرزند و به ویژگی‌های شخصیتی او توجه می‌کند و او را به رسمیت می‌شناسد، بین والدین و فرزندان اطاعت و زورگویی دیگر جایی ندارد و بچه‌های بزرگتر در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های خانواده شریک‌اند و رابطه آنان با والدین کاملاً افقی دوستانه است.

 

فند (Fend)

* فند (Fend)، در مطالعات خود اذعان داشته قلمرو تصمیم‌گیری والدین در خانواده‌های فرزند محور روز به روز کاهش پیدا می‌کند و قلمرو تصمیم‌گیری فرزندان افزایش می‌یابد، یا بهتر است بگوئیم کنترل‌های خانوادگی و کنترل‌های والدین روی بچه‌ها کاهش پیدا می‌کند. در خانوادها انتظار والدین از بچه‌ها و همچنین خواسته عاطفی ایشان از بچه هاف در یک چیز خلاصه می‌شود و آن این است که درس بخوانند و رفتاری تربیت شده و با تشخص از خود نشان دهند. وی نتیجه گرفته که در این خانواده‌ها، والدین فشار خیلی زیادی به خود می‌آورند تا کارایی خودشان را بالا ببرند و در زندگی دائماً با نگرانی و ترس و دلهره دست به گریبان هستند.
گینز برگ موضوع: «ارزشها و ایده آلهای جوانان آمریکایی»

 

نظر دهید »
بررسی لقطه از دیدگاه مذاهب پنج گانه- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

لقطه یا اموال مجهول المالک، یکی از عناوین فقه اسلامی است که در قانون مدنی هم از آن نام برده شده است. در برخی از مذاهب اسلامی از عنوان اموال ضایعه برای مصادیق این اموال استفاده می شود. میان فقهای امامیه و سایر مذاهب در قلمرو دین اموال و شمول آن بر لقطه و حیوان ضاله، اختلاف نظر وجود دارد. اما با توجه به اینکه اموال مجهول المالک، اموالی هستند که قبلاً در مالکیت اشخاص بوده و اعراض از آن ها مسلم نیست و یا عدم اعراض از آنها محقق می باشد، ولی به جهتی از جهات، مالک آن شناخته نمی شود، لذا این اموال به لحاظ موضوعی و حکمی با لقطه و حیوان ضاله متفاوت می باشند.
لقطه مال گمشده ای است که مالکش معلوم نیست. (خراسانی، بی نا، ج۲، ص۴۸) در تعریف دیگری می توان گفت لقطه عبارت از هر مالی که ضائع شود از مالکش ودست او بر آن نباشد وآن یا حیوان است یا غیر حیوان.(لنکرانی ، ۱۴۲۹ه ، ص۲۸۷)
لقطه: «عبارت از چیز گمشده ایست که غیر صاحبش بیابد لقطه گویند به معنی عام وآن سه قسم است ۱- بچه گم شده که پدر ومادر آن معلوم نباشد ۲- حیوان گم شده ۳- مال صامت».(حلی ، ۱۴۱۱ ه ق ،ج۲،ص۳۵۲)
در تعریف دیگر مال گمشده ای که یافت می شود و مالکش معلوم نیست، (لُقَطَه) می گویند: بهترین کاری که انسان در برخورد با اشیای گمشده می تواند انجام دهد، همان است که امام صادق (ع) توصیه فرموده است: «اءَفضَلُ ما یَستَعمِلُه الاِنسانُ فِی الُّقَطَهِ اِذا وَجَدَهَا اَلاَ یَأخُذها وَ لا یَتَعَرَّضَ لَها، فَلَو اَنَّ الناسَ تَرَکُوا ما یَجِدوُنَهُ لَجاءَ صاحِبُهُ فَاءَخَذَهُ». بهترین کار انسان درباره (لقطه)، که آن را می یابد، این است که از زمین برندارد و دست بدان نزند. اگر مردم آنچه را می یابند، بر ندارند، صاحبش می آید و آن را بر می دارد. (عاملی، ۱۴۰۹ هـ.ق ، ج۱۷ ، باب۱، ص۳۴۸)
شرایط لقطه :
۱ – گم شدن: به این معنا که صاحب مال، آن را گم کرده باشد، بر اساس این شرط، عوض شدن کفش ها، لباس و مانند آن یا آنچه از دست غاصب و سارق می گیرند، (لقطه) محسوب نمی شود و از احکامی دیگر برخوردار است.
۲ – ناشناخته بودن مالک
۳ – برداشتن: به این معنا که چیزی برای انسان لقطه شمرده می شود که آن را از زمین بردارد.
وقتی کسی مالی می یابد و به کسی دیگر نشان می دهد تا او آن را بردارد، همان کسی که مال را برداشته، مسئول است. (امام خمینی،۱۴۲۵ه ق ،ج۲ ،ص۲۰۰)
لقطه در عرف و لغت به غیر حیوان اختصاص دارد، اما در بعضی از روایات، لقطه بر حیوان اطلاق می شود. مانند روایات معتبر علی بن جعفر از برادرش امام موسی بن جعفر که لقطه بر حیوان را تصدیق کرده است. اگر حکمی برای لقطه ثابت شود و عرف احتمال فرق بین لقطه و مجهول المالک غیر لقطه را بدهد، اگر جهت احتمال، امکان تعریف و عدم امکان تعریف مجهول المالک غیر لقطه در بسیاری از موارد باشد، در این‌صورت حکم را فقط به مجهول المالکی گسترش می دهند که امکان تعریف در آن باشد و حکم لقطه ای را که امکان تعریف ندارد، به هر مجهول المالکی که امکان تعریف ندارد، توسعه می دهند. پس معیار در احکام، امکان تعریف و عدم امکان تعریف است، نه عنوان لقطه و مجهول المالک غیر لقطه. (حائری ، ۱۳۹۱ش ،ص۲)
مسئله قابل توجه اینکه در ارتباط با لقطه احکام متفاوتی ذکر شده و بنابر دیدگاه مذاهب پنجگانه احکام متفاوتی بیان شده است. سعی داریم این احکام را به رشته تحریر در بیاوریم .

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۱-۲- پرسش اصلی

۱ – دیدگاه مذاهب خمسه در مورد لقطه چیست؟

 

۱-۱-۳- فرضیه ها

 

 

در باب احکام لقطه بین فقهای امامیه و فقهای اهل سنت تفاوت وجود دارد.

هر مال گمشده ای لقطه محسوب نمی شود.

بین فقهای امامیه و سایر مذاهب در قلمرو دین اموال و مشول آن بر لقطه و حیوان ضاله اختلاف نظر وجود دارد.

۱-۱-۴- پیشینه تحقیق

در خصوص این موضوع تا­کنون تحقیق جامعی صورت نگرفته، اما تحقیقاتی چند انجام شده که شامل:
۱) علی اکبر رحیمی (۱۳۹۰) پژوهشی تحت عنوان «بررسی اموال مجهول المالک یا لقطه از منظر حقوقی» انجام داده و به این مسئله اشاره کرده است که اموالی که مالک خاصی ندارد، لقطه گویند. در قانون مدنی از اموال مجهول المالک تعریفی نشده است. حیوان ضاله، ماله پیدا شده و دفینه و برخی از انواع عتیقه را می توان از مصادیق مال مجهول المالک دانست. اما مجهول المالک، مالی است که سابقه تملک دارد لکن در زمان معینی مالک آن شناخته نمی شود. یعنی هویت مالک برای ما مجهول است. علاوه بر آن به موجب ماده ۳ قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی و اساسنامه آن مصوب ۱۳۷۰ اموال مجهول المالک در اختیار ولی فقیه (حاکم) است. با اذن کلی ایشان در اختیار سازمان قرار می گیرد. اموالی که به ثبت عمومی گذاشته شده و طبق مقررات نسبت به آنها تقاضایی ثبت نشده، در آگهی نوبتی بعنوان مجهول المالک اعلام می شود. اموال مجهول المالک اموالی است که در مالکیت اشخاص هستند ولی مالک آنها معلوم نیست و اعراض وی نیز مسلم نمی باشد.
اصل ۲۸ قانون مدنی: اموال مجهول المالک با اذن حاکم یا مأذون از قبل او به مصارف فقرا می شود. مجهول المالک را باید از اموال عمومی شمرد که قانون مصرف آن را دستگیری از فقرا قرار داده است. اشیاء و حیوانات گمشده نیز در تعریف ماده ۲۸ می گنجد. منتها قانون و مقررات ویژه تعریف و تملک آن، لقطه و حیوان ضاله را از قواعد عمومی جدا می سازد. مراد از حاکم در ماده ۲۸ دادستان است. اکنون وظایف دادستان به عهده رؤسای دادگستری شهرستان و استان است.
۲) محمد بروجردی (۱۳۸۹) پژوهشی تحت عنوان «بحث در موضوعات حقوقی لقطه» انجام داده و به این موضوع اشاره کرده که بین تعریف محقق و تعریفی که از مال گمشده در قانون مدنی شده فرقی موجود است، در تعریف شرایع، چون تغییر باخذ شده برای احتراز از صورت مزبور ذکر قید نبودن در تصرف دیگری ضرورت داشته است، اما در قانون مدنی چون (یافت شود) تعبیر گردیده و این عبارت شامل صورت مفروض فوق نیست و وقتی شخص حیوانی را از کسیکه آن را التقاط نموده بگیرد، نمیگوید این شخص آن را یافته است. لذا احتیاجی بذکر (قید بدون تصرف) نبوده و زائد به نظر می آید. هرگاه برای ضاله در مواردیکه اخذ آن جائز است، منفعتی باشد، از قبیل سواری و بارکشی و استفاده از شیر حیوان می شود در مقابل انفاق از آن منتفع گردید و در کیفیت احتساب منفعت بجای نفقه دو قول است: شیخ در نهایه می گوید منافعی را که واجد از آن استفاده می نماید، بازاء انفاق او است و قول دیگر مبنی است براینکه مانند سایر حقوق به مقداریکه نسبت به یکدیگر ذیحق هستند، بعنوان تقاص احتساب می شود و آنچه زائد است، به صاحبش رد می شود و این قول مختار محقق است در شرایع و قانون مدنی ایران از آن پیروی کرده است.
۳) محمد حسینی (۱۳۸۹) پژوهشی تحت عنوان «سرنوشت اموال مجهول المالک یا لقطه» انجام داده و اشاره کرده که پیدا شدن اموالی که مالکی ندارد، موضوعی است که شاید برای بعضی از افراد اتفاق افتاده باشد. اموالی را که صاحبی ندارد یا یابنده از پیدا شدن صاحب مال عاجر شود، اموال مجهول المالک گفته می شود. یعنی اموالی که مالک خاصی ندارد. در نهایت اشاره می کند اموال مجهول المالک با اذن حاکم یا مأذون از طرف او به مصارف فقرا می رسد. بهترین مصداق اموال مجهول المالک در این است که اشیای پیدا شده و حیوانات گم شده است. اگر هر ­فردی مالی را پیدا کند که قیمت آن کمتر از یک درهم (هزار و ۵۰۰ تومان امروز) باشد، می تواند آن را تملک کند البته در صورتی که بعد از تملک، صاحب آن پیدا شود و عین مال موجود باشد، باید به مالک برگردانده شود، اما اتلاف آن ضمان آور و مسئولیت آور نیست.
۴) سعید جوان دلویی (۱۳۸۹) پژوهشی تحت عنوان «سرنوشت اموالی که مالک آن مشخص نیست» انجام داده که در این پژوهش به این مسئله اشاره شده که پیدا شدن اموالی که مالکی ندارد، موضوعی است که شاید برای بعضی از افراد اتفاق افتاده باشد. اموالی را که صاحبی ندارد، یا یابنده از پیدا شدن صاحب مال عاجر شود، اموال مجهول المالک گفته می شود. یعنی اموالی که مالک خاصی ندارد. قانون برای این گونه اموال و چگونگی استفاده از آن و حقوق یابنده اموال، شرایطی را مطرح کرده است. طبق ماده ۲۳ قانون مدنی «استفاده از اموالی که مالک خاصی ندارد، مطابق قوانین مربوطه به آنهاست». اگر بعد از یک سال، صاحب مال پیدا شود و عین آن مال موجود باشد، باید به او داده شود، زیرا ماده ۱۶۳ قانون مدنی، تملک را مجاز نشمرده است و تنها تصرف در آن را مجاز می داند. چنان چه مال تلف شده باشد، مالک نمی تواند از او خسارت بگیرد چرا که یابنده مجاز در تصرف آن مال است. وی تأکید می کند: بنابر ماده ۱۶۵ قانون مدنی: هر فدی که در بیابان یا خرابی که خالی از سکنه است و مالک خاصی ندارد، مالی پیدا کند، می تواند آن را تملک کند و محتاج به تعریف نیست، مگر این که معلوم باشد مال زمان حاضر است.
۵) کاظم حائری (۱۳۸۸) پژوهشی تحت عنوان «لقطه و مجهول المالک» انجام داده که در این پژوهش پس از مقایسه­ لغوی سه اصطلاح «لقطه»، «ضالّه» و «مجهول المالک»، در دو محور سامان یافته است:
در محور اول به بررسی حکم تکلیفی التقاط- برداشتن لقطه- پرداخته و به استناد روایات، جواز آن را اثبات می کند، سپس با اشاره به تفصیل میان لقطه­ی حیوان و غیر حیوان و لقطه­ی در حرم، مکه و غیر حرم، حکم صور مختلف را بیان می دارد. در محور دوم، بحث تعریف، شناساندن لقطه را مطرح کرده و پس از اثبات لزوم تعریف به مدت یک سال، اشیاء کم ارزش را از این حکم استثناء کرده است.
۶) محمد حسن، ملائکه پور (۱۳۸۷) پژوهشی تحت عنوان «اموال مجهول المالک در حقوق مدنی ایران با مطالعه تطبیقی در حقوق مصر و فقه مذاهب اسلام» انجام داده که در این پژوهش اشاره شده که اموال مجهول المالک یکی از عناوین فقه امامیه است که در قانون مدنی نیز از آن نام برده شده است.
در حقوق مصر و برخی مذاهب فقه اسلامی، از عنوان اموال ضایعه برای مصادیق این اموال استفاده می شود. میان فقهای امامیه و حقوقدانان در قلمرو این اموال و شمول آن بر لقطه بر حیوان ضاله، اختلاف نظر وجود دارد. اما با توجه به اینکه اموال مجهول المالک، اموالی هستند که قبلاً در مالکیت اشخاص بوده و اعراض از آنها مسلم نیست و یا عدم اعراض از آنها محقق می باشد، ولی به جهتی از جهات مالک آن شناخته نمی شود، لذا این اموال به لحاظ موضوعی و حکمی با لقطه و حیوان ضاله متفاوت می باشند. در واقع عنصر اصلی لقطه یعنی گم­ شدن در مفهوم این اموال جایگاهی ندارد. مقصود از حاکم بعنوان شخصی که مطابق ماده ۲۸ قانون مدنی اموال مجهول المالک با اذن حاکم یا مأذون از قبل او به مصارف فقرا می رسند با عنایت به اصول قانون اساسی و مواد قانون تأسیس سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی، ولی فقیه می باشد که با اذن کلی ایشان این اموال در اختیار سازمان جمع آوری و فروش اموال تملیکی قرار می گیرند.
۷) محمدتقی طباطبائی (۱۳۵۰) پژوهشی تحت عنوان « بحث مستدلی در مورد لقیط، ضاله، لقطه یا طفل، حیوان، شئ گمشده» انجام داده و اشاره کرده که لقیط پیدا شده یا گم شده است یا اعراض شده و بهر تقدیر یا انسان است که آن را در اصطلاح فقها (لقیط) گویند، یا حیوان است که آن را (ضاله) نامند و یا غیر آنها است که آن را (لقطه) خوانند و لقطه یا ذاتاً مالیت دارد یا فقط برای گم کننده یا اشخاص ثالث مالیت دارد یا اصلاً مالیتی ندارد، ولی برای گم کننده یا اشخاص دیگر متعلق اغراض و مقاصد عقلانی است و نوعاً یا مثلی است یا قیمی.
در نهایت اشاره کرده که اشیاء پیدا شده (لقطه نه لقیط) اگر از نوع اعراض شده و بعبارت دیگر، پیدا شده باشد ولی گم شده نبوده، بلکه مورد اعراض مالک واقع گردیده است که هر چه و بهر مبلغ ارزش داشته باشد و مالک آن معلوم باشد یا نباشد، بدون هیچ مقدمه و تشریفات پیدا کننده، می تواند آن را تملک نماید. چه با اعراض از ملکیت مالک خارج شده و حکما ملحق به مباحات اصلیه گردیده و به مقتضای عموم قاعده (الناس مسلطون…) مالک مسلط است که مال خود را با اعراض و صرفنظر از آن، از ملکیت خود خارج نماید. گرچه بعضی معتقد اند که اعراض مالک موجب خروج از ملکیت او نمی گردد.

 

۱-۱-۵- اهداف تحقیق

 

 

بررسی احکام لقطه در مذاهب پنجگانه.

بررسی تفاوت بین هر مال گمشده یا لقطه.

بررسی دیدگاه های فقهای امامیه با مذاهب پنجگانه در خصوص ارکان لقطه.

۱-۱-۶- جنبه نوآوری تحقیق

پژوهش حاضر از حیث پرداختن به این موضوع، به صورت تطبیقی در میان مذاهب خمسه اسلامی کاری حائز اهمیت می باشد.

 

۱-۱-۷- روش تحقیق

روش استدلالی و تحلیل منطقی و عقلانی که از ویژگی تحقیقات کتابخانه ای می باشد، که در این تحقیق با بهره گرفتن از منابع و مطالعات کتابخانه ای از جمله کتب، مقالات، پایان نامه ها، کتابخانه الکترونیک و CD های فقهی مطالب جمع آوری و مورد استفاده واقع گردیده است.

 

۱-۱-۸- محدودیت ها و مشکلات

با توجه به کمبود کتب مرجع و مهم در خصوص مباحث فقهی برای تهیه منابع سفرهایی را به شهر قم و شیراز انجام داده و برای تهیه منابع و حتی ترجمه علبی مطالب مورد نظر با سختی هایی مواجه شدیم: از جمله کتابخانه هایی که رجوع شده: کتابخانه دانشگاه ادیان و مذاهب و دانشگاه باقرالعلوم، کتابخانه آیت اله مرعشی، کتابخانه آیت اله فاضل لنکرانی و انتشارات مرکز فقه ائمه اطهار.

 

۱-۱-۹- سابقه تاریخی لقطه

لفظ لقطه مختص به زمان اسلام و بعد از اسلام نبوده، بلکه خیلی دورتر از پیدایش اسلام وجود داشته است. به تعبیر دیگر، اینکه اولین باری که لفظ لقطه به کار رفته و حتی احکام مربوط به آن مورد عنایت بشر قرار گرفته، مربوط به عصر بعد از بعثت پیامبر (ص) نبوده است، بلکه لقطه در قرون قبل از اسلام نیز کاربرد داشته است و خود قرآن نیز بدان اشاره دارد. خداوند در قرآن در مورد حضرت موسی می فرماید: «فَالتقطه آل فرعون» یعنی «اهل بیت فرعون (آسیه) موسی را از دریا برگرفت » (سوره قصص، آیه ۸). پس موسی را با دار و دسته و اطرافیان فرعون پیدا کردند، یعنی وقتی که مادر موسی به دستور خداوند موسی را به رودخانه نیل افکند، بعد از طی مسیری به محدوده­ کاخ فرعون رسید و اطرافیان فرعون موسی را پیدا کردند که قرآن کریم آن را به عنوان لقطه بیان نموده است. خداوند در قرآن می فرماید: «ویلتقطه بعض السیّاره» یعنی «تا برگیرند او را از کاروانیان» (سوره یوسف، آیه ۱۰) برادران یوسف وی را در چاه انداختند تا وی را نابود کنند، ولی این انداختن در چاه، باعث عزت و پادشاهی یوسف شده است.

 

۱-۱-۱۰- جایگاه لقطه درحقوق ایران

اموال مملوک گمشده­ای که بدون متصرف یافت شوند، و ­اعراض مالک از آنها مسلم نباشد را لقطه می نامند. در حقوق امامیه مال پیداشده لقطه گویند و آن بر دو قسم است: لقطه حیوان یا ضاله که احکام آن را قانون تحت عنوان «حیوان ضاله» بیان می کند و لقطه غیر حیوان یا لقطه به معنی خاص یا لقطه (بطور مطلق)که احکام آن را قانون مدنی تحت عنوان «اشیاء پیداشده »می گویند.بنابراین، برای اینکه مالی لقطه محسوب شود و مقررات راجع به اشیاء پیدا شده در­باره آن قابل اجرا باشد، چهار شرط به شرح زیر لازم است:
۱ – مملوک باشد. پس مال مباح را که مالک ندارد، نمی توان از اشیاء پیدا شده محسوب داشت.
۲ – مالک آن را گم کرده باشد، بنابراین مالی که به سرقت رفته یا مالک عمداً آن را در محلی گذارده است، از اشیاء پیدا شده به شمار نمی آید. (استنباط از مواد­۱۷۰­و­۱۷۲ قانون مدنی)
۳ – بدون متصرف یافت شود. مالی را که مالک گم کرده، لیکن دیگری متصرف آن است نمی توان از اشیاء پیدا شده به شمار آورد و با شرایط مقرر در قانون تملک کرده و هرگاه کسی ادعای حقی نسبت به آن مال داشته باشد و متصرف به ادعای او تمکین نکند، مدعی باید از طریق مراجع قضایی حق خود را استیفاء­ نماید.
۴ – اعراض مالک مسلم نباشد. هرگاه مسلم شود که مالک از مال گمشده­ی خود اعراض کرده است، مال مزبور از مباحات محسوب می شود و تابع احکام مربوط به آن است. ( صفایی، ۱۳۷۹، ج۱، ص۱۶۳)
اشیاء پیدا شده را می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد:
دسته اول: اشیائی که قیمت آنها کمتر از یک درهم (که وزن آن ۶/۱۲ نخود نقره است) باشد. در این صورت می توان آن را بدون آگهی و تشریفات تملک کند و می توان گفت مال پیدا شده در این صورت مباح است. (ماده­ی ۱۶۲ اصلاحی قانون مصوب ۱۳۷۰)همچنان که می تواند آن را بطور امانت نگاه دارد تا صاحبش یافت شود.
دسته دوم: اشیائی که قیمت آنها یک درهم بیشتر باشد، در این فرض پیدا کننده باید یک سال، برحسب مقتضیات زمان و مکان، تعریف کند. اگر در مدت مزبور صاحب اموال پیدا نشد، پیدا کننده مختار است آن را به طور امانت نگهداری و یا تصرف دیگری در آن بکند و حتی می تواند آن را تملک نماید. در صورتی که آن را به طور امانت نگه دارد و بدون تقصیر او تلف شود، ضامن نخواهد بود. (مواد ۱۶۳ اصلاحی و ۱۶۴ اصلاحی و ۱۶۹ قانون مدنی) قیمتی را که قانون برای اشیاء پیدا شده درنظر می گیرد قیمت آن در زمان و محل پیدا نمودن است اگر چه در محل و زمان دیگر کمتر یا بیشتر ارزش داشته باشد. ماده ۱۶۳ دارای چند قسمت است که در زیر بیان می شود:

 

 

تعریف اشیاء پیداشده

طبق قانون، تعریف عبارت است از نشر و اعلان، برحسب مقررات شرعی، به نحوی که بتوان گفت عادتاً به اطلاع اهالی محل رسیده است. (ماده ۱۶۴ قانون مدنی اصلاحی ۱۳۷۰) مثلا هر گاه کتابی در دانشگاه پیدا شود ،کافی است که به چندین نفر از شاگردان و فراشهای دانشگاه اطلاع داد و اعلانات کوچک نوشته به درب کلاس و محل وخصوص اعلانات نصب کرد، ولی در کوچه یا خیابان مالی یافت شود باید اعلانات کوچک در محل چسپانیده و در روزنامه کثیر الانتشار چندین آگهی نمود. در صورتی که مال مزبور در مدت تعریف بدون تقصیر پیدا کننده تلف شود، طبق ماده ۱۶۸ قانون مدنی مشارالیه ضامن نخواهد بود ،زیرا تصرف او با اجازه قانون بوده و کسی که با اجازه قانون مالی را تصرف کند امین آن می باشد. (امامی ، بی تا ، ج۱،ص۱۴۶)

 

 

تکلیف پیدا کننده پس از انقضاء مدت تعریف:

در صورتی که پس از مدت تعریف مالک پیدا نشود، قانون مدنی در ماده ۱۶۳پیداکننده را مختار نموده که مال پیدا شده را بطور امانت نگه دارد و یا تصرف دیگری در آن بکند.(امامی،بیتا،ج۱ ص۱۴۶) اول- مال پیدا شده را بطور امانت نگه دارد –پس از گذشت یک سال مدت تعریف، مال پیدا شده نزد پیدا کننده امانت خواهد بود تا مالک آن یافت شود و طبق ذیل ماده ۱۶۳و۶۱۴هر گاه بدون تعدی وتفریط پیداکننده آن مال تلف شود ضامن نخواهد بود. دوم- تصرف دیگری در آن کند- قانون مدنی تصرف دیگری را توضیح نداده است. فقهای امامیه برآنند که پیدا کننده می تواند آن را تملک نماید (در تملک یکی از دو صورت هر گاه مالک آن یافت شود پیدا کننده ضامن است و می تواند آن رادر صورتی که موجود باشد و عذر آن را بخواهد.(همان ص۱۴۷). هزینه های لازم برای تعریف و نگهداری مال پیدا شده
هزینه های لازم برای تعریف و همچنین برای نگاه داری مال پیدا شده راپیدا کننده می پردازد ومی تواند آنها را از مالک در صورت یافت شدن و مطالبه مال بخواهد ،زیرا پرداخت آنها از طرف پیداکننده با اجازه قانون برای حفظ منافع مالک مال بوده است.(همان)
در صورتی که صغیر یا مجنون مالی پیدا نمایند تکالیفی که قانون برای پیدا کننده تعیین نموده بر عهده ولی و قیم آنان است و پس از انقضاء مدت تعریف، ولی وقیم هر عملی که به صرف صغیر یا مجنون باشد در حدود ماده ۱۶۳ قانون مدنی خواهد نمود. زمین بردارد، چنانچه در ذیل ماده ۱۷۱ قانون مدنی در مورد ضاله استنباط می گردد ،باید طبق مواد بالا رفتار کند والا ضامن خواهد بود اگرچه برداشته و فورا بجای خود بگذارد.(همان)
در دو مورد قانونگذار پیدا کننده را از تعریف معاف کرده است:
پیدا کننده از همان ابتدا یا پیش از­­ پایان­ مدت یکسال علم حاصل کند که تعریف بی فایده است و یا از یافتن صاحب مال مأیوس گردد. (تبصره ماده ۱۶۳ الحاقی ۱۳۷۰)
کسی که مالی را در بیابان یا خرابه ای که خالی از سکنه بوده و مالک خاصی ندارد، پیدا کند می تواند آن را تملک کند و محتاج به تعریف نیست. مگر اینکه معلوم باشد که مال عهد زمان حاضر است. در این صورت در حکم سایر اشیاء پیدا شده در آبادی خواهد بود. (ماده ۱۶۵ ق.م)
حقوق امامیه برآن است که هر گاه کسی مال در مغازه یا خرابه ای که سکنه آن را رها کرده و رفته اند پیدا کند، بدون تعریف می تواند آن را تملک نمایید. عده ای از فقهاء متاخرین این امر را مشروط به آن دانسته اند که اثر اسلام برآن مال نباشد و در صورتی که اثر اسلام برآن باشد لقطه است و مانند اشیاء پیداشده دیگر باید یک سال تعریف گردد. قانون مدنی در ماده بالا پیروی از فقهاء متاخرین نموده است و منظور ماده از عبارت از (عصر زمان حاضر) عصر اسلامی است.(امامی،بی تا،ج۱،ص ۱۴۹).
اگر کسی در ملک غیر، یا ملکی که از غیر خریده، مالی پیدا کند و احتمال بدهد که متعلق به مالک فعلی یا مالکین سابق است، باید به آنها اطلاع دهد. اگر آنها مدعی مالکیت شدند و به قرائن مالکیت آنها معلوم شد، باید مال مزبور را به آنها بدهد و الا به طریقی که برای اشیاء پیدا شده گفته شد، رفتار نماید. (ماده ۱۶۶ ق.م).

 

 

نظر دهید »
ترجمه و تحقیق کتاب سلم از کتاب خلاف شیخ طوسی بانضمام بررسی فقهی پیش فروش های متداول- قسمت 7
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دلیل ما : این که مختلف می شود وضبط به صنعت ممکن نیست ، پس واجب است که جایز باشد
مساله 21- 0اختلف روایات أصحابنا فی السلم فی الجلود ، فروی أنّه لابأس به إذا شاهد الغنم ، و روی أنه لایجوز
وقال الشافعی : لایجوز ولم یفصّل .
دلیلنا علی جوازه : قوله تعالی : « وأحل الله البیع » ولم یفصل والأخبار المرویّه فی هذا المعنی موکده له .
وأیضاً الأصل الجواز ، ولامانع فی الشرع یمنع منه .
مساله 21- روایات اصحاب ما درباره سلم در پوست مختلف است ، پس روای تشده است که اگر ( غنم ) وحیوانات ( گاو وگوسفند را مشاهده کند ، اشکال ندارد وروایت شده که جایز نیست .
وشافعی گفته است : جایز نیست وتفصیل نداده است ( بین دو صورت فوق ) دلیل ما علی جوازش آیه شریفه است ه می فرماید : « خداوند بیع را حلال کرد » وتفصیل ندارد و اخبار روایت شده در این معنی تاکید کننده ی ای معامله است
ونیر اصل جواز است وهیچ ، نهی در شرع نیست که منع از آن کند .
مساله 22- إذا أسلم مائه درهم فی کر من طعام ، وشرط خمسین نقداً وخمسین دیناً له فی ذمه المسلم الیه ، صح السلم فیما نقده بحصته من المسلم فیه ، ولایصح فی الدین . وبه قال أبوحنیفه .
وقال أصحاب الشافعی : لایصح فی الدین ، کما قلناه . وهل یصح فی النقد ؟ قولان بناء عل تفریق الصفقه .
دلیلنا : قوله تعالی : « وأحل الله البع » ، وأیضاً اجمعنا علی فساد العقد فی الدین ، ومن ادعی فساده فی النقد فعلیه الدلاله .
مساله 22- زمانی که صد درهم در قبال یک کر از طعام سلم نماید وشرط کند که پنجاه درهم نقد باشد و پنجاه درهم دین در ذمه مسلم الیه باشد ، سلم در مقدار نقد به تعداد حصه اش از مسلم فیه صحیح است و در دین صحیح نیست .
وابوحنیفه به این مطلب قایل است
واصحاب شافعی گفته اند : در دین صحیح نیست ، همانطوریه گفتیم . وآیا درنقد صحیح است ؟
دوقول وجود دارد با توجه به تفریق صفقه ( جدا بودن معامله ها )
دلیل ما : قول خداوند تعالی : « وامل الله البیع » است ونیز اجماع برفساد عقد در دین نمودیم وکسی که فسادش در نقد را ادعا کند پس دلیل بیاورد .
مساله 23- إذا أسلم فی جنسین مختلفین ، فی حنطه وشعیر صفقه واحده ، أو أسلم فی جنس واحد الی أجلین ، أو آجال ، فان السلم صحیح .
وهو الأظهر من قولی الشافعی ، وله قول آخر انه لایصح .
دلیلنا : الأیه ، ودلاله الأصل ، والمنع یحتاج الی دلیل .
مساله 23- زمانی که در دوجنس مختلف صفقه واحده سلم کند ، قطعاً چنین سلمی صحیح است در گندم وجو در یک معامله یا در یک جنس تا دو مدت یا مدتهایی واین قول روشن ومعلوم از دو قول شافعی است
وبرای او ( شافعی ) نظر دیگر هست که طبق آن ، چنین سلمی صحیح نیست .
دلیل ما : آیه ودلالت اصل است ومنع به دلیل نیازمند است
مساله 24 : إذا اختلفا فی قدر المبیع ، أو قدر الأجل ، کان القول قول البائع مع یمینه ، وإن اختلفا فی قدر الثمن ، کان القول قول المشتری مع یمینه ، إذا لم یکن مع أحدهما بینه .
وقال الشافعی : یتحالفان فی جمیع ذلک .
دلیلنا : أنّ کل واحد منهما مدع علیه فیما أوجبنا علیه فیه الیمین ، فیجب أن یکون صحیحا مع فقد البینه .
مساله 24 : اگر در مقدار مبیع یا در مقدار اجل (وقت) اختلاف پیدا کنند ، قول بایع همراه با قسم ، پذیرفته می شود واگر در مقدار ثمن اختلاف پیداکنند ، قول ، قول مشتری همراه با قسم است زمانی که با هییچ یک از آن دو بینه ودلیلی نباشد .
وشافعی گفته است : در همه موارد هر دو قسم می خورند
دلیل ما : هریک از آن مدعی علیه است در آنچه که قسم در آن را واجب ولازم کردیم ، پس واجب است که بافقدان بینه صحیح باشد .
مساله 25 : إذا خالف انسان أهل السوق بزیاده سعر أو نقصانه ، فلا اعتراض لأخد علیه . وبه قال الفقهاء أجمع ، إلا مالکاً فإنه قال : یقال له : إما أن تبیع بسعر أهل السوق وإما تنعزل .
دلیلنا : أن النبی صلی الله علیه وآله إمتنع من التسعیر بلاخلاف فیه ، ولم یسئل عن السعر هل هو من الجماعه من أهل السوق ، أو من بعضهم ، بل أخیر أنّ ذلک من جهه الله تعالی .
وأیضا فانه مالک ، لایجوز لأخد الاعتراض علیه إلا بدلیل ، ولا دلاله فی الشرع علی ذلک .
مساله 25: زمانی که کسی با اهل بازار نسبت به زیادتی قیمت یا کمی آن مخالفت کند ، کسی بر او اعتراضی نمی تواند بکند . وبه این مطلب همه ی فقها قائل اند مگر مالک ، که او گفته است : به آن فرد گفته میشود : یا به قیمت اهل بازار بفروش ویا کنار برو
دلیل ما : این که پیامبر صلی الله علیه وآله از قیمت گذاری بدون اختلاف در آن خودداری کرد وز قیمت نپرسید که ایا از طرف جماعت بازار است یا از بعضی از آنها ، بلکه خبر داد که این از طرف الله تعالی است .همچنین آن فرد مالک وصاحب جنس است ، وجایز نیست کسی بدون دلیل براو اعتراض کند و دلیلی در این مطلب درشرع نیست .
مساله 26 : إذا أسلم فی تمر ، فأتاه بزبیب ، أو أسلم فی ثوب قطن ، فأتاه بکتان وتراضیا به کان جائزاً .
وقال الشافعی : لایجوز
دلیلنا : قوله علیه السلام : « الصلح جائز بین المسلمن إلا ماحرم جلالاً ، او حلل حرامً » .
وأیضاً الأصل جوازه ، والمنع یحتاج الی دلیل .
مساله 26 : زمانی که خرما پیش فروشی کند و کشمش ( یا انجیر خشک ) بدهد یا لباس از جنس پنبه پیش فروشی کند و از جنس کتان بیاورد و هر دو به آن راضی شوند ، چنین معامله ای جایز است شافعی گفته است :

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
جایز نیست .
دلیل ما : فرمایش معصوم علیه السلام است که فرمود : صلح بین مسلمانان جایز است مگر اینکه حلالی را حرام کند یا حرامی را حلال گرداند .
ونیز اصل جوازش است ومنع به دلیل نیازمند است .
مساله 27 : إذا أسلم فی زبیب رازقی مثلاً ، فأتاه بزبیب خراسانی ،أو أسلم فی ماعز ، فأتاه بضأن وتراضیا به ، کان جائزاً .
وللشافعی فیه وجهان :
أحدهما : لایجوز ، وبه قال أبو اسحاق .
والثانی : یجوز ، وبه قال ابن أبی هریره .
ومنهم من قال : فی الزبیب خلاف هذا ، و انما هو فی الاجبار علی فعله وجهان ، ویجوز التراضی وجهاً واحداً .
دلیلنا : قوله علیه السلام : « الصلح جائز بین المسلمین »
مساله 27 : زمانی که کشمس رازقی مثلاً پیش فروش کند وبعداً کشمس خراسانی بیاورد یا بز پیش فروش کند و گوسنفد تحویل دهد وهر دو راضی باشند ، این معامله جایز است و دو وجه دراین مورد برای شافعی است .
اول : جایز نیست وابو اسحاق به این قول قابل است
دوم : جایز است و ابوهریره به این قول قایل است .
وبعضی از آنان گفته اند : درکشمش خلاف این است وقطعاً در اجبار بر انجام دادنش دو وجه است ، تراضی بعنوان یک وجه جایز است
دلیل ما : فرمایش معصوم علیه السلام است که : صلح بین مسلمانان جایز است .
مساله 28 : من کان له عند غیره سلم لایخاف علیه ، ولا هو مما یحتاج الی موضع کبیر یحفظه فیه ، فأتاه به قبل محله ، لم یلزمه قبوله ، ولا یجیر علیه .
وقال الشافعی : یجیر علیه ، وذلک مثل الحدید والرصاص وماأشبه ذلک .
دلیلنا : أنه یجوز أن یکون له غرض فی تأخیره وأخذه فی محله ، وإن لم یظهر لنا ذلک ، وکان اجباره علی ذلک یحتاج إلی دلیل ، وعلیه اجماع الفرقه ، فانها منصوصه لهم .
مساله 28 : کسی که در نزد دیگری سلمی دارد که ترسی بر او ندارد و آن کالا از چیزهایی نیست که نیاز به مکان بزرگی که در آن نگهداری شود ، باشد پس قبل از زمان تحویل کالا ، آن را بیاورد ، قبولش بر او لازم نیست و بر او پذیرش آن اجبار نمی شود وشافعی گفته است : اجبار بر او می شود که قبول کند واین مثل آهن وسرب وشبیه اینها
دلیل ما : این که برای خریدار غرض وهدفی در تاخیر وگرفتن آن در محلش ( مکان وزمان ) است وهر چند آن غرض برای ما روشن نباشد ، مجبور کردن خریدار برای تحویل گرفتن نیازمند به دلیل است وبراین مطلب اجماع شیعه است وتصریح شده است .
مساله 29 : إذا شرط علیه مکان التسلم ، وأعطاه فی غیره ، و بذل له اجره الحمل ، وتراضیا به ، کان جائزاً
وقال الشافعی : لا یجوز أن یدخذ العوص عن ذلک
دلیلنا أنّه لامانع یمنع منه ، والأصل الاباحه .
مساله 29- اگر مکان تسلیم کالا را شرط کند ودرجای غیر تحویل دهد واجرت وکرایه حمل رابدهد و هرو به آن راضی باشند ، جایز است
وشافعی گفته است : عوض گرفتن از آن جایز نیست .
دلیل ما : این که هیچ مانعی نیست که از ان منع کند واصل اباحه است .
مساله 30 : إذا اخذ المسلم السلم ، و حدث عنده فیه عیب ، ثم وجد به عیباً کان قبل القبض ، لم یکن له رده ، وکان له المطالبه بالأرش . به قال الشافعی .
وقال ابوحنیفه : لیس له الرجوع بالأرش .
دلیلنا : أنّه إذا ثبت أنه إنما یستحقه بریئاً من العیب ، فاذا أخذه معیباً کان له أرش عیبه ، فأما الردّ فلیس له اجماعاً .
مساله 30 : اگر مسلم ( بیش خرید کننده ) ، کالا وسلم را تحویل بگیرد ودر نزدش عیبی در آن حادث شود سپس عیبی در آن پیدا کند که قبل از قبض بوده ، نمی تواند آن را رد کند و برگرداند و می تواند مطالبه ارش نماید . وشافعی به این مطلب قایل است
وابوحنیفه گفته است : برای او رجوع به ارش نسبت
دلیل ما : این که اگر ثابت شود که کالا را بدون عیب مستحق است ، پس اگر معیب ( دارای عیب ) تحویل بگیرد ، ارش عیب را می گیرد واما برگرداندن کالا اجماعاً جایز نیست یعنی نمی تواند کالا مرجوع نماید .
مساله 31 : إذا جاء المسلم الیه بالمسلم فیه أجود مما شرط من الصفه ، وقال : خذ هذا ، واعطنی بدل الجوده دراهم ، لم یجز . به قال الشافعی .
وقال أبوحنیفه : یجوز
دلیلنا : أنّ الجوده صفه لایمکن افرادها بالبیع ، ولا دلیل علی صحه ذلک
مساله 31 : اگر مسلم الیه ، مسلم فیه ( کالا ) را از جهت صفت بهتر از آنچه که شرط کرده بود بیاورد و بگوید : این کالای بهتر را بگیر و بخاطر این بهتر بودن ، چند درهم بیشتر بده ، جایز نیست وبه این مطلب شافعی قایل است .
وابوحنیفه گفته است : این مبلغ بیشتر طلب کردن جایز است .
دلیل ما : این که جوده وحسن کالا ، یک وصفی است که قابل جدا کردن به وسیله بیع ممکن نیست و دلیلی برصحتش نیست .
مساله 32 : إذا أسلم جاریه صغیره فی جاریه کبیره کان جائزاً .
وقال ابواسحاق المروزی :لایجوز .

 

نظر دهید »
تبیین تعهد به برند بر اساس شخصیت برندها در بازار لوازم خانگی استان گیلان بر اساس یک مدل علّی- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۴-۴) توصیف محصولات برند مورد نظر پاسخ دهندگان……………………………………………………………………….۶۶
۴-۵) توصیف متغیرهای تحقیق………………………………………………………………………………………………………….۶۸
۴-۶) بررسی مدل تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………..۷۸
۴-۴-۱) بررسی شاخص های معناداری و برازش مدل کلی تحقیق…………………………………………………………۸۰
۴-۴-۲) نتایج تحلیل مسیر………………………………………………………………………………………………………………..۸۱
۴-۴-۳) بررسی قدرت تبیین مدل………………………………………………………………………………………………………۸۲
۴-۵) آزمون فرضیه ها………………………………………………………………………………………………………………………۸۲
فصل پنجم : نتیجه گیری و پیشنهادات
۵-۱) مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۴
۵-۲) نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………………….۸۴
۵-۲-۱) نتایج آمار توصیفی……………………………………………………………………………………………………………….۸۴
۵-۲-۲) نتایج آمار استنباطی………………………………………………………………………………………………………………۸۸
۵–۳) پیشنهادات تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….۹۰
۵-۴) محدودیت های تحقیق……………………………………………………………………………………………………………..۹۲
۵-۵) پیشنهادات برای تحقیقات آینده………………………………………………………………………………………………….۹۳
منابع و مآخذ……………………………………………………………………………………………………………………………………۹۴
پیوست ۱: پرسشنامه………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۱
پیوست ۲: جداول پایایی هر متغیر (آلفای کرونباخ)…………………………………………………………………………۱۰۴
پیوست ۳: خروجی های SPSS…………………………………………………………………………………………………….106
پیوست ۴: خروجی های LISREL…………………………………………………………………………………………….113
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۲-۱) تعاریف متخصصین از اعتماد…………………………………………………………………………………………..۲۵
جدول ۳-۱) صفات کیفی و ارزش عددی گزینه های پرسشنامه……………………………………………………………..۵۱
جدول ۳-۲) متغیرها و سؤالات پرسشنامه……………………………………………………………………………………………۵۲
جدول ۳-۳) جدول پایایی متغیرهای پرسشنامه…………………………………………………………………………………….۵۴
جدول ۴-۱) توصیف جنسیت پاسخ دهندگان………………………………………………………………………………………۶۱
جدول ۴-۲) توصیف تحصیلات پاسخ دهندگان…………………………………………………………………………………..۶۲
جدول ۴-۳) توصیف شغل پاسخ دهندگان…………………………………………………………………………………………..۶۳
جدول ۴-۴) توصیف برندهای مورد استفاده پاسخ دهندگان…………………………………………………………………..۶۴
جدول ۴-۵) توصیف محصولات برند مورد نظر پاسخ دهندگان……………………………………………………………..۶۶
جدول ۴-۶) توصیف سازه های متغیر شخصیت برند……………………………………………………………………………۶۸
جدول۴-۷) توصیف متغیر اعتماد به برند…………………………………………………………………………………………….۷۰
جدول ۴-۸) توصیف سازه ی اعتبار……………………………………………………………………………………………………۷۱
جدول ۴-۹) توصیف سازه ی صداقت………………………………………………………………………………………………..۷۲
جدول ۴-۱۰) توصیف سازه ی خیر خواهی………………………………………………………………………………………..۷۳
جدول ۴-۱۱) توصیف متغیر تعهد به برند……………………………………………………………………………………………۷۴
جدول ۴-۱۲) توصیف سازه ی تعهد عاطفی………………………………………………………………………………………..۷۵
جدول ۴-۱۳) توصیف سازه ی تعهد مستمر………………………………………………………………………………………..۷۶
جدول ۴-۱۴) توصیف متغیر وابستگی به برند……………………………………………………………………………………..۷۷
جدول ۴-۱۵) شاخص های معنی داری و برازش مدل………………………………………………………………………….۸۰
جدول ۴-۱۶) نتایج تحلیل مسیر در مدل ساختاری……………………………………………………………………………….۸۱
جدول ۴-۱۷) نتایج آزمون فرضیه های تحقیق……………………………………………………………………………………..۸۲
جدول ۵-۱) توصیف سازه های متغیر شخصیت برند……………………………………………………………………………۸۵
جدول ۵-۲) توصیف سازه های متغیرتعهد به برند……………………………………………………………………………….۸۶
جدول ۵-۳) توصیف سازه های متغیر اعتماد به برند…………………………………………………………………………….۸۷
جدول ۵-۴) توصیف متغیر وابستگی به برند………………………………………………………………………………………..۸۸
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار ۱-۱) مدل مفهومی لوئیس و لمبارت…………………………………………………………………………………………..۹
نمودار ۴-۱) نمودار دایره ای جنسیت پاسخ دهندگان……………………………………………………………………………۶۱
نمودار ۴-۲) نمودار میله ای تحصیلات پاسخ دهندگان………………………………………………………………………….۶۲
نمودار ۴-۳) نمودار میله ای شغل پاسخ دهندگان…………………………………………………………………………………۶۳
نمودار ۴-۴) نمودار میله ای برندهای مورد استفاده ی پاسخ دهندگان……………………………………………………..۶۵
نمودار ۴-۵) نمودار میله ای محصولات برند مورد نظر پاسخ دهندگان……………………………………………………۶۷
نمودار ۴-۶) نمودار میله ای میانگین سازه های متغیر شخصیت برند……………………………………………………….۶۹
نمودار ۴-۷) هیستوگرام متغیر اعتماد به برند………………………………………………………………………………………..۷۰
نمودار ۴-۸) هیستوگرام سازه ی اعتبار………………………………………………………………………………………………..۷۱
نمودار ۴-۹) هیستوگرام سازه ی صداقت…………………………………………………………………………………………….۷۲
نمودار ۴-۱۰) هیستوگرام سازه ی خیرخواهی……………………………………………………………………………………..۷۳
نمودار ۴-۱۱) هیستوگرام متغیر تعهد به برند………………………………………………………………………………………..۷۴
نمودار ۴-۱۲) هیستوگرام سازه ی تعهد عاطفی…………………………………………………………………………………….۷۵
نمودار ۴-۱۳) هیستوگرام سازه ی تعهد مستمر…………………………………………………………………………………….۷۶
نمودار ۴-۱۴) هیستوگرام متغیر وابستگی به برند………………………………………………………………………………….۷۷
نمودار ۴-۱۵) آزمون مدل تحقیق (حالت استاندارد) …………………………………………………………………………….۷۸
نمودار ۴-۱۶) آزمون مدل تحقیق (حالت اعداد معنا داری) …………………………………………………………………..۷۹
چکیده
در بازارهای کنونی لزوم توجه به کلیه ی اصول بازاریابی از سوی شرکت ها به منظور بقا و موفقیت در هر کاری احساس می شود. مهم ترین عامل در حفظ یک برند، ایجاد تعهد در نگرش ها، باورها و رفتارهای مشتریان است که باعث جلب اعتماد آن ها می گردد. نسبت دادن ویژگی های شخصیتی انسانی به برندهای تجاری در مطالعات مختلفی بررسی شده است. حفظ مشتریان موجود و جذب مشتریان جدید مستلزم مدیریت کارا و طراحی مؤثر در همه ی ابعاد برندها اهمیت بسزایی دارد. برندها از دارایی های مهم بازاریابی محسوب می شوند. بنابراین، داشتن مشتریان متعهد به برند هدف اساسی شرکت های تجاری است. در این تحقیق به روش توصیفی تببین تعهد به برند با تأکید بر شخصیت برند مدّ نظر قرار گرفته است و تأثیر شخصیت برند بر سه متغیر تعهد، اعتماد و وابستگی به برند سنجیده شده است. جامعه ی آماری این تحقیق را مصرف کنندگان برندهای مختلف لوازم خانگی در بازار استان گیلان تشکیل می دهد. داده ها با پرسشنامه ای شامل ۲۵ سؤال از ۵۰۰ نفر از مصرف کنندگان به روش نمونه گیری در دسترس جمع آوری گردید. ۴۴۵ پرسشنامه ی قابل استفاده برگشت داده شد. داده ها با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS برای آمار توصیفی تحلیل شدند و برای آزمون فرضیه ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL استفاده شد. نتایج نشان داد که شخصیت برند با تعهد، اعتماد و وابستگی به برند رابطه ی مستقیم دارد. همچنین وجود رابطه ی بین اعتماد به برند با تعهد و وابستگی به برند و رابطه ی بین وابستگی به برند و تعهد به برند تأیید شد.
واژگان کلیدی: شخصیت برند ، تعهد به برند ، اعتماد به برند ، وابستگی به برند.
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱) مقدمه
امروزه برند[۱]جزء مهم و لاینفک در استراتژی بازاریابی بوده (حیدرزاده و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۲۸) و سرمایه ی اصلی بسیاری از کسب و کارها[۲] برند است. برند برای مشتری یک راهنمای مهم است، چرا که یک محصول را می شناساند و جنبه های متمایزش را آشکار می کند (نوربخش و همکار، ۱۳۸۷، ص ۲۲). یکی از عوامل مهم در شکل گیری وفاداری[۳] و تعهد[۴] مشتریان به محصولات و خدمات و در حالت کلی به برند یک سازمان، تصویری است که از شخصیت[۵] آن برند در ذهن مشتریان نقش می بندد. از این رو شرکت ها برای برند خود سرمایه گذاری های وسیع و بلند مدت به خصوص در زمینه ی تبلیغات، پیشبرد فروش و بسته بندی در نظر می گیرند، زیرا می دانند که قدرت بازار آن ها ناشی از ایجاد برند محصولات آنان است و برند قوی وفاداری و تعهد مشتریان را برایشان به همراه می آورد. بنابراین ضروری است که شرکت ها برای رشد و توسعه ی موقعیت خود در بازار به ارزیابی وضعیت شخصیت برند[۶] خود در ذهن مشتریان و اثر آن بر وفاداری و تعهد مشتریان بپردازند. (عزیزی و همکاران،۱۳۹۱، ص ۱۰۶) لین[۷] بیان داشت با شخصیت برند خاص، مصرف کنندگان جذب صفات مختلف شخصیت برند خواهند شد و برند مورد نظر را ترجیح خواهند داد (Lin, 2010, P 4). به طور کلی برند، مجموعه ای از ارزش های کارکردی[۸] و احساسی[۹] است که به ذینفعان داشتن تجربه های منحصر به فردی را نوید می دهد. اگر ارزش های احساسی با برند پیوند احساسی محکمی برقرار کند می تواند منجر به احساس تعهد و وفاداری شود به طوری که وقتی ارزش های حاصل از مصرف کالا از ارزش های مورد انتظار مشتری بیشتر باشد وی احساس رضایت می کند و این احساس خود را با خرید مجدد برند و توصیه ی آن به نزدیکانش ابراز می دارد (سعادت و همکاران، ۱۳۸۶، ص ص ۹۹-۹۳). یک برند موقعی دارای قدرت[۱۰] است که بتواند رفتار مصرف کنندگانی که به آن برند می نگرند را تحت تأثیر قرار داده و به شکل عادی ترجیحات[۱۱]، گرایشات[۱۲] و رفتار خرید[۱۳] برای آن برند را تکراری و روزمره نماید (حیدرزاده و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۲۸). یکی از عوامل تأثیر گذار در وفاداری مشتریان، قابلیت اعتماد برند[۱۴] است. قابلیت اعتماد یک برند در اثر سال ها فعالیت و ارتباط با مشتریان و برآوردن و عمل نمودن به آنچه که به مشتریان وعده داده شده و همچنین ارائه ی خدمات و کالاهای دارای کیفیت برتر و یا حداقل مطلوب برای مشتریان که حاصل توانایی و تخصص شرکت بوده است به وجود می آید. این قابلیت اعتماد نیز در طی زمان فقط از طریق روابط متقابل تکراری مشتری – شرکت[۱۵] ایجاد و متبلور می گردد. اگر اعتماد به شرکت از بین برود برند نیز به سرعت از بین خواهد رفت (دهدشتی شاهرخ و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۷۰). با توجه به مطالب فوق الذکر، این تحقیق متمرکز بر این است که چه رابطه ای بین تبیین تعهد برند[۱۶] و شخصیت برند در قالب یک مدل علّی در بازار لوازم خانگی استان گیلان وجود دارد.
۱-۲) بیان مسأله
به نظر می رسد که بارزترین مهارت حرفه ای بازاریابان، قابلیت و توانایی آن ها در ایجاد، حفظ، مراقبت و ارتقای برند است. بازاریابان اعتقاد دارند که برند سازی هنر و بنیان بازاریابی است (وظیفه دوست و همکار، ۱۳۹۱، ص ۴۳). یک برند قوی می تواند با ارزش ترین دارایی یک سازمان تجاری محسوب شود، زیرا باعث می شود سازمان بتواند حاشیه سود بیشتر، کانال های همکاری بهتر و همچنین مزایای دیگر را به دست آورد (گیلانی نیا و همکار، ۱۳۸۹، ص ۱۰۴). کاتلر[۱۷] در کتاب خود بیان داشت: انجمن بازاریابی آمریکا (AMA)[18] ، برند را معادل یک نام، اصطلاح، علامت، نشان یا طرح یا ترکیبی از این ها می داند که برای شناسایی کالاها و خدمات یک فروشنده یا گروهی از فروشندگان و متمایز کردن این کالاها و یا خدمات از کالاها یا خدمات رقبا به کار می رود (کاتلر، ۱۳۸۵، ص ۴۸۲). برای برند ابعاد مختلفی وجود دارد که یکی از آن ها تعهد برند می باشد. تعهد برند عبارت از تمایل قوی افراد نسبت به حفظ آن برند می باشد ، یعنی آن ها برند را معرف شخصیت و ماهیت وجودی خود می دانند و تلاش خود را برای حفظ آن انجام می دهند (هادی زاده مقدم و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۲۰۸). مشکل اساسی این است که فضای تعریفی تعهد برند در صنعت بازار ایران با سؤالات و ابهامات زیادی روبرو است و نیز تبیین عوامل مرتبط با آن از جمله مسائل اساسی است. هدف اصلی هر سازمان علاوه بر فروش محصول خود، ایجاد نوعی رابطه و پیوند پایدار بین محصول وگروه خاصی از مشتریان می باشد، عصاره ی این رابطه ی پایدار، نوعی تعهد و وفاداری مشتری نسبت به محصول را به دنبال دارد. ایجاد چنین تعهدی نسبت به یک محصول با نام تجاری خاص فرایندی شامل مراحل آشنا شدن مشتری با محصول، شناخت پیدا کردن نسبت به آن و سپس ترجیح محصول با نام تجاری خاص را در بر می گیرد. در صورت موفقیت آمیز بودن چنین فرایندی وفاداری مشتری، موفقیت سازمان و مأیوس شدن سایر رقبا تضمین خواهد شد (غفاری آشتیانی و همکار، ۱۳۹۰، ص ۷). به نظر می رسد شخصیت برند یکی از اساسی ترین مفاهیم مرتبط با تبیین برند باشد. شخصیت برند یکی از اجزای تشکیل دهنده ی هویت برند[۱۹] است. مصرف کنندگان اغلب با اعطای ویژگی های شخصیتی به برند برای آن جنبه ی انسانی قائل می شوند و تمایل به استفاده از برندهایی با شخصیت قوی دارند (عزیزی و همکاران، ۱۳۹۱، ص ۱۰۷). تعهد به برند موضوع مهمی در توسعه و اجرای استراتژی های بازاریابی به شمار می رود و در ساختن و نگه داشتن سهم بازار سهم بسزایی دارد. از طرفی رضایت و ایجاد تعهد نسبت به برند در صنایعی که خریداران آن درگیری ذهنی بالایی دارند نقش زیادی دارند (عبدالوند و همکار، ۱۳۹۰، ص۷۷). ولت فلورنس[۲۰] شخصیت برند را از دیدگاه آکر[۲۱]چنین تعریف کرده که آن مجموعه ای از ویژگی های انسانی است که در برند وجود دارد (Valette-Florence et.al, 2011, P 25). رکام[۲۲] معتقد است شخصیت برند در فهم نحوه ی انتخاب برند توسط مشتری بسیار مهم است. (عماری و همکار، ۱۳۹۱، ص ۶۳) شخصیت برند متمایز، یک نقش کلیدی را در موفقیت یک برند ایفا می کند, ۲۰۱۰, P 4) (Lin. همچنین کیم[۲۳] شخصیت برند را یک ادراک شخصی دقیق می داند که مشکل تر از ویژگی های تقلید محصول می باشد(Kim et.al, 2011, P 448). منظور از شخصیت برند، جنبه ی احساسی تصویر برند در ذهن افراد است، این تصویر از تمام تجربیاتی که مصرف کننده از یک برند دارد شکل گرفته است. مصرف کنندگان معمولاً نام تجاری را از جنبه هایی که بطور عمده از شخصیت فرد اقتباس شده است درک می کنند و آن را به برند تعمیم می دهند. بعد شخصیتی برند را می توان توسعه و تعمیم داد و ابعاد شخصیتی انسان را در قلمرو نام های تجاری تعریف کرد. در شخصیت نام تجاری دو عنصر اصلی وجود دارد که عبارتند از: نوع منفعتی که از طریق نام تجاری نصیب فرد می شود و نوع مصرف کننده ای که آن را ارج می نهد. تحقیقات لوئیس[۲۴] نشان داد که متغیر شخصیت برند در کنار اعتماد[۲۵] و وابستگی به برند[۲۶] می تواند نقش تعیین کننده ای در تبیین تعهد به برند داشته باشد (Louis et.al, 2010, P 115). لذا این تحقیق متمرکز بر تبیین تعهد به برند بر اساس شخصیت برندها در بازار لوازم خانگی استان گیلان بر اساس یک مدل علّی است.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 139
  • 140
  • 141
  • ...
  • 142
  • ...
  • 143
  • 144
  • 145
  • ...
  • 146
  • ...
  • 147
  • 148
  • 149
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • پیش¬بینی کنترل علائم بیماری آسم بر مبنای میزان استرس ادراک شده- قسمت ۶
  • رابطه تسهیم دانش با عملکرد شغلی کارکنان اداره کل تعاون ...
  • تعهدات منع تبعیض در موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت -گات– قسمت 18
  • بررسی رابطه بین روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی- قسمت ۸
  • خرید اینترنتی فایل تحقیق : مزایایی مدیریت ارتباط با مشتری برای بازاریابی رابطه­مند
  • تاثیر سیستم برنامه ریزی منابع سازمان(ERP) بر عملکرد زنجیره تامین در سازمانهای تامین کننده قطعات خودرو- قسمت ۹
  • ارائه یک چارچوب سرویس گرا مبتنی بر سیستم پشتیبان تصمیم , در معماری ERP مورد کاوی در شرکتهای خودرو ساز- قسمت ۱۶
  • راهنمای نگارش مقاله درباره :شناخت علل و عوامل مؤثر بر شکل گیری طالبان پاکستان؛- فایل ...
  • آثار حقوقی الحاق ایران به موافقت نامه تریپس- قسمت ۴
  • حقوق بین الملل و مصونیت قضایی نمایندگان و کارکنان دیپلماتیک در محاکم ملی و خارجی- قسمت ۱۱
  • مقاله (پایان نامه) : مهمترین سیستمهای مؤثر بر توسعه منابع انسانی
  • جایگاه دستور زبان فارسی در ویرایش متون- قسمت 7
  • پایان نامه مدیریت در مورد : انواع مشتریان
  • راهنمای نگارش مقاله در مورد عوامل موثر برافزایش اعتبار برند از دیدگاه مصرف کنندگان تلفن همراه ...
  • طراحی و ساخت واکسن کاندید یونیورسال بر علیه ویروس های پاپیلوماانسانی سویه های ۶٫۱۱٫۱۶٫۱۸٫۳۱٫۴۵ بر پایه پروتئین های۹۳ L1 و L2- قسمت ۱۱
  • مردمشناسی در آثار سعدی- قسمت ۹
  • پژوهش های پیشین با موضوع بررسی آزمایشگاهی اکسایش الکتروشیمیایی فنل برای تصفیه پساب- فایل ۱۴
  • اثربخشی شناخت درمانی هستی نگر بر کاهش نشانگان افت روحیه زنان مبتلا به ویروس نقص سیستم ایمنی انسان HIV- قسمت ۳
  • بررسی تاثیر انتصاب های مبتنی بر شایستگی مدیران بر بهره وری نیروی انسانی بانک ملت استان اردبیل- قسمت ۱۱
  • سطح سواد رسانه ای فرهنگیان شهر تهران مطالعه سواد رسانه ای معلمان دوره متوسطه شهر تهران در سال ۱۳۹۲- قسمت ۱۷- قسمت 2
  • تاثیر ترکیب مالکیت و هیات مدیره شرکتها بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۲
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با تحلیل فقهی بیمه عمر در فقه امامیه- فایل ۶

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان