اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تاثیر منابع و قابلیت های سازمانی بر عملکرد بازاریابی- قسمت 10
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

14

 

Delivering

 

ارائه دادن، تحویل دادن 15

 

Profitable relationships

 

روابط سودآور 16

 

Target audience

 

مخاطب هدف

(Kotler, 2003)
شکل 2-4- برخی لغات پر کاربرد انگلیسی در بازاریابی
منبع؛کاتلر(2003)
2-10)تقسیم بازار
در اكثر موارد، كل بازار بالقوه برای محصول بیشتر از حد متنوع یا ناهمگن است كه به عنوان یک بازار هدف در نظر گرفته شود. تقسیم بازار فرایندی است كه از طریق آن كل بازار بالقوه برای یک محصول به بخش‌ها یا اجزاء كوچكتری تقسیم می‌گردد. بخشها بر طبق گروه‌بندی مشتریان به لحاظ ویژگیها یا نیازهای یكسان ایجاد می‌شوند. بخشهای حاصله بدین ترتیب با توجه به ابعاد مذكور، همگن قلمداد می‌گردند. یعنی خریداران بالقوه هر بخش با توجه به ابعاد كلیدی بیش از خریداران سایر بخشها به یكدیگر شبیه هستند. هدف در اینجا شناسایی گروه هایی است كه به شیوه ای مشابه نسبت به برنامه‌های بازاریابی واكنش نشان می‌دهند.
مزیت اصلی تقسیم بازارها آن است كه به بازاریابان اجازه می‌دهد تا محصولات را بهتر با نیازهای انواع مختلف مشتریان انطباق دهند. توسعه آمیخته بازاریابی مناسب برای بازار هدف، منجر به كسب مزیت رقابتی برای شركت می‌گردد. این مزیت ماحصل متناسب سازی طراحی محصول، تلاشهای تبلیغاتی، قیمت‌گذاری و توزیع با ارجحیت‌های مشتریان می‌باشد(Lazer & et al, 2011).
فرایند تقسیم بازارها در دو مرحله انجام می‌گیرد. در مرحله اول، متغیرهای تقسیم انتخاب شده و بازار بر طبق این ابعاد تقسیم می‌گردد. بدین ترتیب، گروه هایی از مشتریان شناسایی می‌شوند كه به آمیخته‌های بازاریابی مجزایی نیاز دارند. دومین مرحله به تقسیم بازار به خرده بازارها از بخشهای حاصله معطوف می‌شود. خرده بازارهای هر بخش منطبق با ویژگیهای متمایز جمعیت شناختی و رفتاری آن می‌باشد.پس از تكمیل فرایند تقسیم، هر بخش حاصله بر طبق جذابیتش برای شركت مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بازارهای هدف شركت بر مبنای این ارزیابی انتخاب می‌شود از این مرحله به عنوان انتخاب بازار هدف یاد می‌شود.
برای شناسایی بخش‌های بازار با پاسخ همگن نسبت به برنامه‌های بازاریابی، سه شرط بایستی برآورده شوند:
1- ابعاد یا مبناهای به كار رفته برای تقسیم بازار باید قابل سنجش باشند.
2- هر بخش بازار باید از طریق كانال‌های موجود قابل دسترسی باشد. این كانال‌ها عبارتند از: رسانه‌های تبلیغاتی، كانال‌های توزیع و نیروی فروش شركت.
3- هر بخش باید بقدر كافی بزرگ باشد تا سود‌ده قلمداد شود. سود‌ده بودن یک بخش تحت تأثیر بسیاری از عوامل قرار می‌گیرد از جمله ماهیت صنعت اندازه شركت و ساختار قیمت‌گذاری آن.
مناسب‌ترین متغیرها یا مبناهای تقسیم-بازار بر طبق محصولات مختلف تنوع می‌یابند. تناسب هر عامل بالقوه در تقسیم بازار به طور كامل وابسته به ارتباط آن با موقعیت می‌باشد. بهترین مبناهای تقسیم آنهایی هستند كه اختلافات معناداری را میان گروه‌های مشتریان مشخص می‌كنند.
رفتار خرید به ندرت می‌تواند از ارتباط كافی با یک متغیر تقسیم بازار برخوردار باشد (تقسیم بر طبق یک متغیر). معمولاً بایستی از دو یا چند متغیر یا مبنا برای این منظور بهره گرفت. تقسیم چند متغیره مبتنی بر اهمیت روابط دو سویه میان عوامل در تعریف بخشهای بازار می‌باشد. روابط دو سویه عموماً میان عوامل جمعیت شناختی مانند سن، درآمد و تحصیلات مشاهده می‌شوند.
2-11-ریشه و تعریف قابلیت سازمان
رویکرد قابلیت نسبت به مدیریت منابع انسانی رویکردی جدید نیست. رومیان قدیم شکلی از تصویر قابلیت را بکار می بردند که صفات یک «سرباز رومی شایسته» را توصیف می کرد(دراگانیدیس و منتزاس،52: 2006). اصطلاح قابلیت احتمالاً اولین بار در ادبیات روانشناسی در سال 1973 معرفی شد، وقتی دیوید مک کللند در مقاله خود تحت عنوان «آزمودن قابلیت بجای هوش» نشان داد که در واقع آزمون های سنتی استعداد و محتوای دانش، نه عملکرد شغلی و نه موفقیت در زندگی را پیش بینی می کند.
عکس مرتبط با منابع انسانی
بنابراین بررسی برای تئوری و ابزارهایی که بتواند اثربخشی در محل کار را پیش بینی کند شروع شد. در سال 1982، بویاتزیس اولین بار داده های جامعی را برای ارزیابی قابلیت های شغلی جمع آوری کرد. از آن زمان، قابلیت ها عامل مهمی در فعالیت های بهسازی منابع انسانی محسوب شدند (واتانوپاس و تاینگام ، 2007).
کلمه قابلیت لغتی لاتین به معنای «شایسته» است. بویاتزیس قابلیت را بعنوان ویژگی های اساسی یک فرد تعریف کرد که منجر به اثربخشی عملکرد برتر وی در یک شغل می شود(واتانوپاس و تاینگام ، 2007). در تعریفی دیگر، قابلیت یک ویژگی فردی است که می تواند اندازه گیری شود و می تواند بین کارکنان برتر و معمولی تمایز قائل شود. در حین اینکه قابلیت می تواند بعنوان مجموعه ای از الگوهای رفتاری توصیف شود و وضعیتی را بوجود می آورد تا وظایف با نتایج مطلوب و دلخواه اجراء شوند(بارترام، 2005). از طرفی قابلیت ها ترکیبی قابل مشاهده از دانش، مهارت ها و توانایی هایی است که به عملکرد فردی و سازمانی کمک می کند(پورتر، 2008). بطور کلی می توان گفت قابلیت شامل چند بعد است: رفتارها، انگیزه ها و دانش ( دوبویس و روت ول، 2004).
باتریس (1998 ) نیز قابلیت ها را به یک کوه یخ تشبیه می کند و معتقد است که بیشتر سازمان ها بر قابلیت های فنی تأکید دارند، یعنی قابلیت هایی که مشهود هستند و براحتی ارزیابی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
می شوند. اما تجربه نشان می دهد قابلیت هایی که زیر آب هستند(نامشهود)، کارکنان متوسط و کارکنان برتر را از هم متمایز می کند. این بدان معناست که قابلیت های فنی (مهارت ها، دانش) می توانند آموزش داده شوند، در حالی که بهسازی و آموزش قابلیت های رفتاری بسیار مشکل می باشد(سیوگزدینین،29: 2006).
سینوت و دیگران(2002) استراتژی هایی برای توسعه و استفاده از قابلیت ها پیشنهاد می کنند. این استراتژی ها عبارتند از: 1- شناسایی پست هایی که برای آنها قابلیت هایی در نظر گرفته می شود، 2- توسعه مدل قابلیت ها، 3- ارزیابی قابلیت های فردی و شناسایی شکاف ها، 4- تدوین استراتژی هایی برای کاهش شکاف، و 5- ارزیابی مجدد قابلیت ها و ارزیابی بازدهی سرمایه.
از طرفی، دوره عمر قابلیت مجموعه ای از چهار مرحله کلی است که منجر به پیشرفت و بهسازی مداوم قابلیت های فردی و سازمانی می شود. این چهار مرحله عبارتند از: نگاشت قابلیت ؛ تشخیص قابلیت ؛ بهسازی قابلیت و پایش قابلیت. نگاشت قابلیت اشاره به مرور کلی تمام قابلیت های ضروری سازمان دارد، به این منظور که اهداف سازمان کسب شود، و از طریق برنامه سازمانی است که الزامات پروژه ها، نیازهای گروهی و الزامات نقش شغل تعریف می شود. سطح شایستگی مورد نیاز برای هر تصویر شغلی در این مرحله بخوبی تعریف می شود.
دومین مرحله تشخیص قابلیت است، به این معنا که نمونه ای از وضعیت موجود قابلیت ها و سطح شایستگی که هر فرد داراست مشخص می گردد. تجزیه و تحلیل شکاف مهارت نیز در این مرحله ضروری است، زیرا شکاف بین تعداد و سطوح قابلیت های مورد نیاز بر طبق نقش شغل افراد تعریف می شود.
بهسازی قابلیت سومین مرحله است و با زمان بندی فعالیت ها ارتباط دارد. بر طبق دو مرحله قبل و تجزیه و تحلیل شکاف مهارت ها، تعداد و سطح شایستگی قابلیت هایی که کارکنان باید دارا باشند، افزایش می یابد.آخرین مرحله پایش قابلیت ها است، یعنی بررسی مداوم نتایج کسب شده بواسطه مرحله بهسازی قابلیت ها(دراگانیدیس و منتزاس،54: 2006).
طبق نظر راون و استفنسون ( 2001)، افراد در هر سازمان باید قابلیت های عمومی زیر را داشته باشند:
1-معنای قابلیت: درک فرهنگ سازمان و عمل به آن؛
2- ارتباط قابلیت: ایجاد و حفظ ارتباط با سهامداران سازمان؛
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
3- یادگیری قابلیت: شناسایی راه حل هایی برای وظایف و انعکاس تجربیات تا حدی که آنچه آموخته می شود وظیفه بعدی را بهبود بخشد؛ و
4- تغییر قابلیت: عمل به روش های جدید وقتی وظیفه یا موقعیت مورد نیاز باشد.
بویاتزیز(1982) نیز قابلیت های مدیریت را به دو گروه تقسیم می کند:
الف- قابلیت های برتر که شامل این موارد است: کارایی مداریی، بهره وری، مفهوم سازی، اعتماد بنفس، استفاده از قدرت اجتماعی و واقع بینی ادراکی؛ و
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ب- قابلیت های آستانه ای که این موارد را در بر دارد: تفکر منطقی، خودارزیابی دقیق، مثبت اندیشی، خودکنترلی، مقاوم و انطباق پذیر، و دارای دانش تخصصی( نوکه و آهیوزو،860: 2008).
2-12-سطوح قابلیت ها
بسیاری از متخصصان بر این اعتقادند سطوح قابلیت ها برای اجرای یک ارزیابی معنی دار می تواند به چهار سطح تفکیک شود:
– قابلیت عملی : توانایی برای انجام مجموعه ای از وظایف؛
-قابلیت بنیادی : درک اینکه چگونه و چرا وظایف انجام می شوند؛
-قابلیت واکنشی : توانایی ادغام فعالیت ها با درک فعالیت بگونه ای که یادگیری صورت گیرد و تغییرات در زمان لازم انجام پذیرد؛ و
– قابلیت کاربردی : توانایی انجام مجموعه ای از وظایف همراه با درک و واکنش لازم(شلابیر،2: 2002).
برای بسیاری از سازمان ها تجاری این اصطلاحات بسیار رسمی هستند. برخی سازمان ها نیز از درجه بندی غیررسمی برای سطوح قابلیت ها استفاده می کنند:
– تازه کار : سطحی از درک اساسی از وظیفه، اما کارمند آن را قبلاً انجام نداده است؛
– کارآموز : کارمند وظیفه را با کمک و راهنمایی فرد دیگری انجام می دهد یا آن را درک می کند و تجربه عملی محدودی در آن زمینه دارد؛
-شایسته : کارمند درک عمیقی دارد و بطور ثابت وظیفه را با استانداردهای مورد نیاز انجام می دهد؛
– متخصص: بطور ثابت وظیفه را برای استانداردهای مورد نیاز انجام می دهد و شیوه های بهبود کار را مورد توجه قرار می دهد و درک عمیقی دارد و می تواند دیگران را آموزش دهد(شلابیر،3: 2002)
2-13-قابلیت های سازمان
جیم کالینز در دو کتاب معروف خود به نام های “از خوب به عالی” و “ساختن برای ماندن”، قابلیت های سازمان های با عملکرد بالا را چنین بر می شمارد:

آنها دارای یک ایدئولوژی مرکزی شفاف دارند که از موارد زیر ساخته شده است:
– قصد پایدار
-چشم اندازی از آینده مطلوب
– ارزش های بنیادین
2- تلاش برای حفظ ایدولوژی مرکزی و در عین حال میل به پیشرفت و تغییر
3-حفظ ایدئولوژی از طرق زیر انجام می شود
– پیگیری برای به پایان رساندن ورای سود
– داشتن یک تیم مدیریتی تربیت شده در داخل سازمان
-داشتن فرهنگ تعلق و غیرت سازمانی
– پیشرفت از طرق زیر صورت می گیرد:
-اتخاذ اهداف بزرگ و جسورانه
– آزمون چیزهای بسیار و نگهداری از آنچه که کار می کند
-زیستن بر اساس استاندارد”به اندازه کافی خوب است هرگز وجود ندارد”
5-سرمایه گذاری برای سازمان پایدار نه رهبری کاریزماتیک یا ایده محصولات عالی

 

نظر دهید »
بررسی رابطه بین رابطه ویژگی‌های شخصیت (مدل پنج عاملی) و خودپنداره با کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در نیمسال اول ۹۴-۱۳۹۳- قسمت ۴- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سومین طبقه تا حد زیادی در برگیرنده قضاوت‏های ارزشی درباره رفتار و آبروی شخصی (مانند عالی – لایق تقدیر، عصبانی) می‌شود.

آخرین طبقه شامل ویژگی‏های جسمی– توانایی‏ها و استعدادها و سایر اصطلاحاتی که این معادله بیانگر آن است که جنبه‏ه ای توصیفی شخصیت حاصل آثار متقابل محیط و فطرت آدمی بر یکدیگر است (کریمی،۱۳۷۴). آیزنک سهم عوامل زیستی و ارثی را در خصوصیات شخصیتی ۳/۲ عوامل محیطی می‏داند. البته آیزنک عقیده دارد آنچه از طریق توارث تعیین می‌شود آمادگی برای کاری با رفتاری در موقعیت خاصی است (فدایی دولت، ۱۳۸۹).

۲- ۲- ۱- ۲- مفهوم شخصیت، تعاریف و گستره آن

مفهوم شخصیت در روانشناسی یک مفهوم رایج و معمول و درعین‌حال پیچیده است. کاربرد عامیانه شخصیت به حد یک مفهوم مطلوب در دیدگاه فرد تنزل یافته است. در حالی که مفهوم علمی آن به طوری مورد مناقشه است که تمام تعاریف شخصیت سعی دارند نارسایی مفهوم آن را جبران کند(فدایی دولت، ۱۳۸۹). تنوع نظرات در حیطه شخصیت به حدی گسترده است که تعاریف بسیار زیادی از شخصیت ارائه شده است. هر انسان آمیزه‏ای از سه ویژگی نوعی، فرهنگی و فردی را در خود دارد و مجموعاّ کلیت منحصربه‌فردی را تشکیل می‏دهد که مورد توجه و امعان نظر روانشناسی شخصیت است. کلیت مفهوم و به همین لحاظ پیچیدگی آن، موجب شده است که واژه شخصیت به شیوه‏های مختلفی تعریف شود. آلپورت دراین‌باره به گردآوری و ذکر پنجاه تعریف متفاوت پرداخته است. این تفاوت‏ها طبعاً به اصل موضوع شخصیت مربوط نیست بلکه به مفهومی ارتباط دارد که از آن ساخته‏اند. برخی به جنبه‏ه ای بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی شخصیت، برخی به عکس‌العمل‌های رفتاری و رفتارهای مشهود برخی به فرایندهای ناهشیار رفتار آدمی و برخی به ارتباط‏های متقابل افراد با یکدیگر و نقش‏هایی که در جامعه بازی می‏کنند توجه نموده و شخصیت را بر همان مبنا تعریف کرده‏اند. بنابراین دامنه تعاریف از فرایند درونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد در نوسان است. اما شخصیت در مفهوم کلی خود باید شامل، قواعد مربوط به کنش‏های منحصربه‌فرد افراد و قواعد مشترک بین آن‌ ها، جنبه‏ه ای پایدار و تغییر‏ناپذیر کنش انسان و جنبه ناپایدار و تغییرپذیر آن، جنبه شناختی(فرایند‏های تفکر)، جنبه‏ه ای عاطفی(هیجانات) و جنبه‌های رفتاری فرد باشد. همین امر موجب می‌شود که ارائه تعریف جامعی که مورد توافق همه اندیشمندان در زمینه روانشناسی شخصیت باشد غیرممکن می‌شود (فدایی دولت، ۱۳۸۹).
موضوع شخصیت به بیانی بسیار ساده، همان انسان واقعی است با همان وضعی که در خیابان، یا در کار یا هنگام فراغت دارد. پس، از نظر ما شخصیت یک کلیت روان‌شناختی است که انسان خاصی را مشخص می‏سازد. در نتیجه یک مفهوم انتزاعی نیست بلکه تجلی همین موجود زنده‌ای است که ما او را از بیرون می‏نگریم و از درون او را حس می‏کنیم. نگرش و حس کردنی که در مورد افراد متفاوت است پس روانشناسی در بحث شخصیت همواره تفاوت‌های فردی را مد نظر دارد و هدف آن تعریف هرچه صحیح‏تر این تفاوت‏ها و تعیین آن‌ هاست. وقتی مفهوم شخصیت به معنای وسیع مورد نظر باشد، طبعاً مفاهیم خوی، مزاج و استعداد را که مبیین سه جنبه خاص هستند را در بر می‏گیرد. اصولاّ درباره هر عملی می‏توان از خود، سه سؤال کرد. با آن که ممکن است هر یک از این سؤال‏ها نسبت به سؤال‏های دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار باشد.
می‌توان به ابزارها یا مکانیزم هایی که در یک عمل به کار می‌افتند دست یافت . می‌توان نسبت به طرز گسترش آن عمل و جنبه نیرو دهی آن، پویایی صوری آن، سرعت، نظم و شدت آن توجه داشت بالاخره می‌توان درباره معنای آن عمل از جهت مبنایی که دارد یا هدفی که دنبال می‏کند از خود سؤال کرد (مای لی[۴۹]، ۱۹۹۳).
پس به این نحو می‌توان درباره سؤال اول با اصطلاح یا لفظ استعداد، درباره سؤال دوم با اصطلاح یا لفظ مزاج و درباره سؤال سوم با کلمه انگیزش پاسخ داد (مای لی، ۱۹۹۳).
پیش از آنکه اصطلاح انگیزش رواج یابد هر چیزی را که در شخصیت به استعداد مربوط نبود و به مزاج تعلق نداشت، با لفظ خوی یا منش مشخص می‏کردند. افزون بر این، همه با این نکته نسبتاّ موافق‌اند که قسمت مزاج، بنا بر تعریفی که درباره آن بیان شد، در حکم مطمئن‏ترین و ریشه‏دارتری زمینه‏های فطری است. در حالی که در مورد استعداد و بیشتر از آن در مورد انگیزش‏ها، باید جایی برای تأثیر و نفوذ رویدادها به عبارت دیگر یادگیری قائل شد. درک مسأله شخصیت هدف نهایی و پیچیده‏ترین دستاورد روانشناسی است. هیچ آزمایشی در روانشناسی وجود ندارد که در شناساندن شخصیت سهیم نباشد، تذکر این نکته هرگز به معنای جزئی پنداشتن زمینه‏های دیگر روانشناسی، و بنا کردن شخصیت به منزله رشته رهنمود دهنده نیست بلکه در حکم برجسته ساختن این نکته است که هرکس به بررسی شخصیت می‏پردازد نباید، از دیگر قلمروهای روانشناسی ناآگاه باشد (مای لی، ۱۹۹۳).
در این قسمت به چند مورد از تعاریف شخصیت که رویکردهای متفاوتی با یکدیگر دارند اشاره می‌شود :
در لغت‏نامه وارن[۵۰] (۱۹۳۰) تعریف شخصیت چنین آمده است: شخصیت به جنبه‏ه ای عقلی، عاطفی، انگیزشی و فیزیولوژیکی یک فرد گفته می‌شود. به عبارت دیگر به مجموعه مؤلفه‏هایی که انسان را سرپا نگه می‏دارد، شخصیت گفته می‌شود. در این تعریف مجموعه عوامل در کنار هم قرار داده شده اما اشاره‏ای به یکپارچگی این عوامل و پویایی آن‌ ها نشده است.
در واژه‏نامه انجمن روان‌پزشکی آمریکا شخصیت این‌گونه تعریف شده است: “راه و روش ویژه‏ای از تفکر، احساس، رفتار شخصی و طرح رفتاری ریشه‏داری که هر شخص به صورت خودآگاه و چه به صورت ناخودآگاه به عنوان سبک و سلیقه زندگی یا روش مطابق با محیط از خود نشان می‏دهد”. به عبارت ساده‏تر شخصیت عبارت است از “حاصل جمع کلی از طرح‏ها و الگوهای داخلی و خارجی و انطباق با زندگی” (به نقل از راد ، ۱۹۸۴).
آلپورت (۱۹۶۱) که به عقیده بسیاری بنیان‏گذار مطالعات نوین شخصیت است، شخصیت را این‌گونه تعریف می‏کند: “سازمان پویایی از سیستم‏های روان‌تنی فرد است که رفتارها و افکار خاص او را تعیین می‏کند”. در این تعریف به یک عامل مهم یعنی سازمان‏یابی عوامل تشکیل‌دهنده شخصیت اشاره شده است. اما جنبه‏ه ای رفتاری و فکری انسان از هم متمایز گردیده است، در حالی که این امر با مفهوم رفتار از نظر روانشناسی مغایر است. اما تعریف شلدون[۵۱](۱۹۶۲) که تعریف کلی و جامع و مانع به نظر می‏رسد این است: “شخصیت سازمان پویا و زنده جنبه‏ه ای ادراکی و انفعالی و آزادی بدنی (شکل بدن و اعمال حیات بدن) فرد آدمی است” (به نقل از فدایی دولت ،۱۳۸۹).
هیلگارد[۵۲] (۱۹۸۳) در تعریف خود، از کلیت شخصیت فاصله گرفته و نوعی برگشت به قوای ذهنی را در تعریف خود نشان داده است. او شخصیت را چنین تعریف می‌کند: “شخصیت الگوهای معینی از رفتار و شیوه‏های تفکر است که نحوه سازگاری شخصی را با محیط تعیین می‏کند” (به نقل از فدایی دولت، ۱۳۸۹).
در دو نظام تحولی نیز که فرایند در آن‌ ها کاذب است نکات قابل توجهی وجود دارد، به عنوان مثال فروید شخصیت را در مراحل اول فاقد جنبه‏ه ای روانی می‏داند و لذا تکمیل و تکامل آن را به سال‌های بعد موکول می‏کند، در حالی که والن بحران شخصیت را به سه سالگی تنزل می‏دهد. با وجود این می‏توان شخصیت را در قالب تحول نگریست. در نظام تحولی، از ابتدا تا انتهای یک فرایند مدنظر قرار می‌گیرد. در این صورت شخصیت تمام مؤلفه‏های تحولی را شامل خواهد شد و اگر تمام این مؤلفه‏ها را برای سازمان یافتن در نظر بگیریم، سازش از جنبه خاص و در موقعیت ویژه یک امر جزئی است، اما اگر سازش کلی مطرح باشد می‏توان آن را به عنوان شخصیت مطرح ساخت، در این صورت شخصیت چنین تعریف می‌شود: ” شخصیت عبارت است از تمام ظرفیت‏های فراگیر فرد در سازگاری با محیط” (عبدالله زاده،۱۳۸۲). کتل از مقوله محتوای در شخصیت خارج شده و جنبه کاربردی شخصیت را در تعریف خود عنوان می‏کند و آن را چنین تعریف می‏نماید: “شخصیت چیزی است که به ما اجازه و امکان پیش‏بینی آنچه را که شخص در یک موقعیت معین انجام خواهد داد می‏دهد”. (شولتز و شولتز، ۱۹۸۸، ترجمه سید محمدی، ۱۳۷۹، به نقل از فدایی دولت، ۱۳۸۹).
طبیعی است که شخصیت در مفهوم کلی خود شامل مزاج، خوی، استعداد، هر سه خواهد بود اما قبل از اینکه اصطلاح شخصیت به کار رود این الفاظ یعنی مزاج و خوی و نیز منش و نفس به عنوان واژه‏های شخصیت به کار رفته و در حال حاضر نیز در مواردی به کار می‏روند (فدایی دولت، ۱۳۸۹). مزاج: از قدیمی‏ترین الفاظ به کار رفته به جای شخصیت است که به عنوان میل سرشتی شخص برای واکنش به محیط به گونه خاص وسیله‏ای در تعیین ساختمان شخصیتی فرد در نظر گرفته می‌شود. مزاج نوعی استعداد قلمداد می‌شود و مفهومی پایدارتر نسبت به منش است. واژه مزاج مترادف خلق‌وخوی قلمداد می‌شود. شخصیت تا مدتی در مقابل هوش قرار داشت. هوش جنبه آزادی و شخصیت جنبه عاطفی فرد تلقی می‏شد و به همین جهت مفهوم شخصیت مترادف خلق‌وخوی و مزاج قلمداد می‏گردید.
خلق: حالت هیجانی پایدار را گویند که بر تجربه کلی شخص تأثیر می‏گذارد. اما هیجان حالت‏های ناپایدار و واکنش‏های کوتاه مدت گفته می‌شود (فدایی دولت، ۱۳۸۹).
منش: در کشورهای اروپایی منش را مترادف شخصیت به کار می‏برند اما در میان اختلافات از واژه شخصیت استفاده می‏کنند و آن را اختلاف شخصیتی می‏نامند. در تعریف منش گفته می‌شود “هر نوع علامت، کیفیت، خاصیت یا صفتی که چیزی یا جریانی را از چیزها و اشخاص و حوادث دیگر جدا می‏کند.” هرکسی دارای منش است ولی این منش به اعتبار خصوصیتی که در هر فرد پیدا می‌کند، به او وضع و حالی مخصوص می‏دهد و از دیگران ممتازش می‏سازد که آن را منش یا شخصیت اختصاص می‏نامند. دانشمندان زیادی از منش تعاریفی ارائه داده‌اند که از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره کرد: والن عقیده دارد که: “منش روش عادی و ثابت واکنش مخصوص هر فرد آدمی است” لالاند منش را این‌گونه تعریف می‏کند: “مجموعه روش‏های عادی احساس و رفتاری است که فردی را از فرد دیگر متمایز می‏سازد” (فدایی دولت، ۱۳۸۹).
روانکاوان منش را به صفات اصلی و اساسی اطلاق می‏کنند که در طول زندگی پیوسته به صورت اولیه باقی می‏ماند و برای سایر صفات و عادات، زمینه مؤثر تشکیل می‏دهند. ازاین‌رو گفته می‌شود منش، نه همه شخصیت، بلکه استخوان‏بندی و هسته مرکزی آن است. اکتسابات، منش را از بین نمی‌برد ولی آن را به صورت مخصوص در می‏آورد. منش به فرد اجازه نمی‏دهد که آینده خود را به دلخواه خود برگزیند و بسازد. هر منش در حدود امکانات می‏تواند آدمی را به راه‌های متعدد و محدود هدایت کند . بنابراین منش به حافظ(شاعر نامی ایران) اجازه نمی‏دهد نادر بشود و برعکس. اما حافظ می‏توانست به جای شاعر، فیلسوف یا نقاش یا هنرمند دیگری شود و نادر می‏توانست یک ورزشکار، یک مشت‌زن و یا کشتی‌گیر باشد (فدایی دولت،۱۳۸۹).
تعریف مفهومی پنج عامل بزرگ شخصیت: الگوی پنج عامل بزرگ شخصیت زیربنایی در شخصیت به مثابه‏ی یک کشف بنیادی به نظر می‏رسد (گلدبرگ[۵۳] ،۱۹۹۳؛ نقل از کوروتکا و هانا[۵۴]، ۲۰۰۴). از نظر آلپورت شخصیت یک سازمان پویا از نظام روان‌شناختی و جسمانی درون فرد است که زیربنای الگوی عمل افکار و احساس و شامل ۵ عامل بزرگ شخصیت است که مهم‌ترین‌ها از جمله روان‏رنجورخویی یا نوروزگرایی، برون‏گرایی، وظیفه‏شناسی، سازگاری، گشودگی نسبت به تجربه می‏باشد (گلدبرگ، ۱۹۹۳).

 

۲- ۲- ۱- ۳- ابعاد پنج‌گانه شخصیت

ابعاد پنج‌گانه عبارت‌اند از: روان رنجور خویی(N) ، برون‏گرایی (E) پذیرا بودن یا گشودگی نسبت به تجربه (O) ، سازگاری (A) و وظیفه‏شناسی © بدین ترتیب با در نظر گرفتن اول حروف پنج‌گانه کلمه اقیانوس (OCEAN) به دست می‌آید (جان، به نقل از پروین، ۱۹۹۰). در اینجا به بررسی مقیاس‏های پنج عامل اصلی که برای درک شخصیت در سطح وسیع می‏باشد می‏پردازیم.

 

۲- ۲- ۱- ۳- ۱- روان‏رنجورخویی(N)

مؤثرترین قلمرو مقیاس‏های شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان‏نژند گرایی می‏باشد متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتی‏های عاطفی چون ترس اجتماعی، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می‏دهند، اما مطالعات بی‏شمار نشان می‏دهد افرادی که مستعد یکی از این وضعیت عاطفی هستند احتمالاً وضعیت‏های دیگر را نیز تجربه می‏کنند (مک گری و گوستا[۵۵]، ۱۹۹۲). تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت و احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می‏دهد. هرچند N به چیزی بیشتر از آمادگی برای ناراحتی‏های روان‌شناختی دارد مقیاس این نسبت همانند سایر مقیاس‏ها پیش، یک بعد از شخصیت سالم را اندازه می‏گیرد. نمرات بالا ممکن است نشانه احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روان‌پزشکی باشد اما مقیاس‏های N نباید به عنوان اندازه‌ای برای اختلالات روانی در نظر گرفته شود. ممکن است که به دست آوردن یک نمره بالا در مقیاس N با یک اختلال قابل تشخیص روانی همراه نباشد، از طرفی تمام اختلالات روانی با نمره بالا در N همراه نیست. به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت ضداجتماعی داشته باشد بی اینکه نمره بالایی در N داشته باشد. افرادی که نمرات آن‌ ها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند که با موقعیت‏های فشارزا بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند (پروین،۱۹۹۰). این رگه شامل ویژگی‏هایی مانند غم، عصبانیت و عدم عصبانیت است و در قطب مخالف آن پایداری هیجانی به ثبات خلقی و احساسی و آرامش اشاره دارد (دانلان و دیگران[۵۶]، ۲۰۰۴).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۲- ۲- ۱- ۳- ۲- برون‏گرایی (E)

برون‏گراها، البته جامعه‏گرا بوده اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفات است که حیطه برون‏گرایی دارای آن است. علاوه بر آن E دوست داشتن مردم، ترجیح گروه‏های بزرگ و گردهمائی‏ها، با جرات بودن فعال بودن و پرحرف بودن نیز از متمایل‏اند که بشاش باشند. همچنین سر‏خوش، با انرژی و خوش‌بین نیز هستند. مقیاس‏های حیطه Eبه طور قوی با علاقه به ریسک‏های بزرگ در مشاغل همبسته است (کاسته و همکاران[۵۷]، ۱۹۸۴).
هرقدر که نشان دادن مشخصات برون‏گراها آسان است به همان اندازه نشان دادن ویژگی‏های درون‏گراها مشکل است. در برخی از توصیف‏ها درون‏گرایی باید به منزله فقدان برون‏گرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برون‏گرایی ازاین‌رو افراد درون‏گرا خوددارترند تا غیر دوستانه، مستقل‌اند تا پیرو یکنواخت، متعادل‌اند تا کامل و البته دیر جذب (منظور این است که این افراد ترجیح می‏دهند تنها باشند). شاید گفته شود که این افراد کمرو هستند. افراد درون‏گرا لزوماً از اضطراب‏های اجتماعی رنج نمی‏برند. اگرچه این افراد روحیه بسیار شاد برون‏گراها را ندارند ولی آدم‏هایی غیر خوشحال یا بدبین نیستند (جان، ۱۹۹۰ به نقل از پروین).

 

۲- ۲- ۱- ۳- ۳- انعطاف‏پذیری یا گشودگی نسبت به تجربه (O)

به عنوان یک بعد اصلی شخصیت انعطاف‏پذیری در تجربه خیلی کمتری از E و N شناخته شده است. عناصر انعطاف‏پذیری چون تصور فعال، احساس زیباپسندی، توجه به احساسات درونی، تنوع‌طلبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت اغلب نقشی در تئوری‏ها و سنجش‏های شخصیت ایفا نموده‏اند اما به هم پیوستگی آن‌ ها در یک حیطه وسیع و تشکیل عاملی از شخصیت به‌ندرت مطرح بوده است. اشخاص منعطف هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگی آن‌ ها از لحظه تجربه غنی است. آن‌ ها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش‏های غیرمتعارف بوده و بیشتر و عمیق‏تر از اشخاص غیر انعطاف‌پذیر هیجان‏های مثبت و منفی را تجربه می‏کنند. مردان و زنانی که نمره پایینی از انعطاف‏پذیری می‌گیرند متمایل‌اند که رفتار متعارف داشته و دیدگاه خود را حفظ نمایند. این افراد تازه‏های آشناتر را ترجیح می‌دهند و پاسخ‏های عاطفی آنان خیلی محدود است. به نظر می‏رسد اشخاص انعطاف‏پذیر به‌طور ساده یک حیطه محدودتر دارند اما ثبات و علاقه بیشتری به فعالیت در حیطه خود نشان می‏دهند. همچنین آنان متمایل به حفظ وضعیت اجتماعی و سیاسی هستند اما این افراد نباید به عنوان افراد قدرت طلب در نظر گرفته شوند. انعطاف‏پذیری به نابردباری یا قدرت طلبی پرخاشگرانه دلالت ندارد. این ویژگی‏ها به احتمال زیاد نشانه درجه دلپذیری در سطح خیلی پایین است. فرد انعطاف‏پذیر ممکن است از نظر روانشناسان خیلی سالم‌تر یا رشد یافته‏تر باشد اما ارزش انعطاف ناپذیر یا انعطاف‏پذیر بستگی یک موقعیت دارد و افراد هر دو گروه کارهای مفید مؤثری در جامعه انجام می‌دهند (جان، به نقل از پروین، ۱۹۹۰).

 

۲- ۲- ۱- ۳- ۴- سازگاری (A)

همانند برون‏گرایی، سازگاری مقدمتا بُعدی از تمایلات بین فردی است یک فرد، سازگار اساساّ نوع دوست است. او نسبت به دیگران همدردی کرده و مشتاق است که کمک کند و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک کننده هستند. در مقابل فرد غیر سازگار ستیزه‌جو، خودمدار و شکاک نسبت به دیگران بوده و رقابت‌جو است تا همکاری کننده. افراد بسیاری مایل‌اند که سازگار بودن را هم به عنوان صفتی که از لحاظ اجتماعی مطلوب است و هم از لحاظ روانی حالت سالم‌تری است، را داشته باشند. این امر نیز حقیقت دارد که افراد سازگار مقبول‏تر و محبوب‏تر از افراد ستیزه‌جو هستند ولی باید توجه داشت که آمادگی برای جنگیدن در برابر منافع خود هم یک امتیاز است و لذا سازگار بودن در میدان جنگ یا در صحن دادگاه فضیلتی محسوب نمی‏شود. همچنین تفکر انتقادی و بدبین بودن در علم نیز به تحلیل‏های صحیح علمی کمک می‏کند هیچ ‏یک از دو قطب انتهایی این عامل از نقطه نظر جامعه مطلوب نیست و نیز هیچ یک لزوماً در مورد سلامت روانی فرد نیز مفید نمی‏باشد (هورنای[۵۸]، ۱۹۴۵). افراد دارای نمره بالا در رگه سازگاری دارای ویژگی‏هایی همچون اعتماد، رک‏گویی، دگر دوستی، همراهی، تواضع و دل‌رحمی هستند (آتش‏افروز، پاکدامن و عسگری، ۱۳۷۸). در واقع این رگه صداقت، دگر دوستی و همدردی را در بر می‌دارد و در تضاد با خصومت بدبینانه و خودمیان بینانه (اویا و همکاران[۵۹]، ۱۹۹۵).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
نمره پایین در A حالات خودشیفتگی، ضداجتماعی و اختلال شخصیتی پارانویید همراه بوده در حالی که نمره بالا در Aبا اختلال شخصیتی وابسته همراه است (کاستا و مک گری[۶۰]، ۱۹۹۰).

 

۲- ۲- ۱- ۳- ۵- وظیفه‏شناسی ©

تعدادی از تئوری‌های شخصیت بخصوص تئوری روان پویایی به کنترل تکانه‌ها توجه دارد. در طول دوره رشد اغلب افراد یاد می‏گیرند چگونه با آرزوهایشان کنار بیایند و ناتوانی در جلوگیری از تکانه‌ها و وسوسه‌ها کلاّ نشانه‏ای از بالا بودن N در میان بزرگ‌سالان است. کنترل خود، همچنین می‏تواند به مفهوم قدرت طرح‌ریزی خیلی فعال سازمان‌دهی و انجام وظایف محوله به نحو مطلوب نیز باشد. تفاوت‌های فردی موارد احساس با وجدان بودن است. فرد با وجدان هدفمند با اراده و مصمم می‏باشد. افراد موفق، موسیقیدان بزرگ و ورزشکاران به نام این صفات را در حد بالا دارند. نمره بالا C با موفقیت شغلی و تحصیلی همراه است.
پاکیزگی زیاد و (معتاد کار) بودن اجتناب کند. با وجدان بودن جنبه‌ای از آن چیزی است که مدتی(منش) نامیده می‏باشد. افراد با نمره بالا در C زیاد دقیق خوش قول و مطمئن هستند اما افراد با نمرات پایین در C لزوماً فاقد اصول اخلاقی نیستند اما در به‌کارگیری اصول اخلاقی زیاد دقیق نیستند. همچنین آنان در تلاششان برای رسیدن به هدف‏هایشان بی‌حال هستند. مدارکی که وجود دارد که این افراد خیلی لذت‌گرا بوده و علاقه زیادی به امور جنسی دارد (مک کری و همکاران[۶۱]، ۱۹۸۶) افراد واجد تعهد بالا که بر خود تسلط دارند درگیری‏هایی را که بالاجبار در روابط به وجود می‏آید سازنده‏تر اداره می‏کنند (دانلان و همکاران[۶۲]، ۲۰۰۵). این افراد به اصول پایبند هستند و برای اهدافشان تلاش می‏کنند (اویا و همکاران، ۱۹۹۵).

 

۲- ۲-۲- خودپنداره

 

۲- ۲-۲-۱- خود[۶۳] چیست؟

«خود عبارت است از: ۱- مجموعه‌ای از افکار و احساسات فرد در مورد خویش، ۲- روش ویژه پاسخ دادن فرد به محیطش (کیمبل[۶۴]، ۱۹۹۰، ص ۵۴)».
بنابراین خود دو بخش دارد: ما نسبت به محیط چطور احساس، فکر و رفتار می‌کنیم و نیز در مورد خودمان، چطور فکر و احساس می‌کنیم. چگونگی عمل، فکر و احساس ما تحت تأثیر تجارب قبلی و برخوردهای فعلی ما است. خود، حداقل دو ترکیب دهنده اصلی دارد، یک بخش ارزیابنده که حالت فیزیکی و ذهنی فرد را ارزش‌گذاری و سنجش می کند، و یک بخش فعال که سبک ویژه پاسخ دادن به وقایع محیطی را نشان می‌دهد.
بسیاری از روان شناسان اجتماعی معتقدند ما حس درهم پیچیده‌ای از خود را رشد می‌دهیم که بر چگونگی عمل و عکس‌العملمان در موقعیت‌های اجتماعی تأثیر می‌گذارد (برکوتیز[۶۵]، ۱۹۸۵، شلنکر[۶۶]، ۱۹۸۵، به نقل از کیمبل، ۱۹۹۰). در ضمن مفهوم خود اشاره دارد به ارتباط مداومی که بین شیوه رفتار فرد در محیط و چگونگی ارزیابی خودش وجود دارد. جنبه اول خود، خود به عنوان عامل و بازیگر است و جنبه دوم، خود به عنوان هدف مورد بررسی توسط خویش.

 

۲- ۲- ۲- ۲- دیدگاه ویلیام جیمز

مطالب فوق همان مفهوم من فاعلی و مفعولی جیمز را به ذهن می‌آورد. جیمز نخستین کسی است که در سال ۱۹۸۲ میان مفهوم من[۶۷] و خود (خود شناخته شده از خود شناسنده) تفاوت می‌گذارد. به عقیده وی، من (که یک خود تجربی است) از من واقعی (اعضا، لباس، موضوع، منزل) و از من روحی (جنبه‌هایی از وجدان، آمادگی روانی، و نیز از من اجتماعی یا «خود» که بر اثر شناخت دیگران پدید می‌آید، تشکیل یافته است ( روش بلا و نیون، ۱۳۷۰، ص۶۴).
هر فرد بر اساس ارتباط و فاصله‌ای که بین خود واقعی و خود آرمانی‌اش وجود دارد برای خویش حرمت و عزت قائل است. جیمز معتقد بود سطح خواسته‌ها نقش اساسی در تعیین اینکه ما خود را مطلوب تلقی می‌کنیم یا نه بازی می‌کند. سطح خواسته مربوط به اشیایی می‌شود که جزء مقوله «مال من» هستند. از طرفی به نظر می‌رسد سطح خواسته مربوط به آرمان من است چون به اهداف فرد مرتبط است، اهدافی که فرد می‌خواهد به آنجا برسد تا از خود رضایت داشته باشد.
اگر در یک زمینه مهم (برای فرد) پیشرفت به سطح خواسته نزدیک شده باشد، فرد احساس عزت‌نفس می‌کند و اگر فاصله زیادی بین او وجود داشته باشد، خود را فرد ضعیفی تلقی می‌کند. بنابراین احساس ما درباره خویشتن، بستگی کامل به آنچه قبلاً انتظار داشته‌ایم و آنچه اکنون انجام می‌دهیم، دارد. منبع دیگر در به وجود آوردن حرمت خود، ارزشی است که فرد به کل «خود» می‌دهد. طبق نظر جیمز، «خود» مجموعه چیزهایی است که فرد می‌تواند آن‌ ها را به خود منسوب کند که هر یک از این متعلقات برای فرد ارزش متفاوتی دارند. به این ترتیب جیمز نیز، حداقل بخشی از خود (یا من اجتماعی) را در یک شبکه وسیع از روابط متقابل می‌بیند. در واقع، من اجتماعی را با کنش متقابل اجتماعی پیوند می‌دهد. پس خود، ساختار شناختی را تعیین می‌کند و بدین ترتیب کنش متقابل میان سازواره و محیط اجتماعی آن مشخص می‌شود (روش بلا و نیون، ۱۳۷۰، ص ۶۵).
روان شناسان اجتماعی و جامعه‌شناسان متعددی بر این مفهوم خود تأکید کرده‌اند. سال‌ها پیش جامعه‌شناس مشهور، چارلز کولی[۶۸] اصطلاح «خود آیینه‌ای[۶۹]» را به کار برد. بسیاری از برداشت‌های ما از خویش، از عکس‌العمل‌ها و رفتارهای اطرافیان استنباط می‌شود و در یک شبکه مرتبط، ما نیز بر آن‌ ها تأثیر می‌گذاریم. همچنین جرج مید، «خود» را از این زاویه نگریسته است.

 

 

نظر دهید »
بررسي تأثیر غلظت¬های مختلف ازت و نسبت¬هاي نيترات به آمونيوم روی خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی هميشه بهار- قسمت 44
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ماسپی ن، غفاری فر ف، محمد بهرامی ع، بسطامی نژاد ص، شمسی م، (1389)، “ارزیابی کشندگی عصاره ی الکلی و آبی گل همیشه بهار (Calendula officinalis) بر پروماستیگوت های لیشمانیا ماژور (MRHO/IR/75/ER) در شرایط آزمایشگاهی”، مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، دوره هجدهم، شماره اول، ص 33-28
محمدزاده آ، مجنون حسینی ن، مقدم ح، اکبری م، (1391)، “اثر تنش خشکی و سطوح کود نیتروژن بر صفات فیزیولوژیک دو ژنوتیپ لوبیا قرمز”، مجله علوم زراعی ایران، جلد چهادرهم، شماره 3، ص 307-294.
مختاری ن، (1392)، “برهمکنش هورمون براسینواستروئید (24-اپی براسینولید) و هدایت الکتریکی محلول های غذایی روی خصوصیات فیزیومورفولوژیکی گیاه دارویی همیشه بهار”، پایان نامه كارشناسی ارشد دانشكده كشاورزی دانشگاه آزاد دامغان، 130 صفحه.
مطهری ح.ر، مرادی پ، هانی ع، مطهری م.ر، (1390)، “اثرات كاربرد كود نیتروژن و باكتری های حل كننده فسفات بر خصوصیات مورفولوژیک و مواد موثره گیاه دارویی همیشه بهار (.Calendula officinalis L)”، اولین همایش ملی مباحث نوین در کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه.
مکی زاده تفتی م، چایی چی م.ر، نصراله زاده ص، خاوازی ک، (1391)، “اثر کاربرد منابع مختلف نیتروژن بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه مرزه (.Satureja hortensis L)”، فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد 28، شماره 2، ص341- 330.
منصوری فر س، مدرس ثانوی ع. م، محمدی خ، (1389)، “تأثیر تنش کم آبی و نیتروژن بر عملکرد دانه و متابولیتهای سازگاری دو رقم ذرت هیبرید میان رس”، مجله دانش آب و خاك، جلد 1، دوره 20، شماره2، ص 45-29.
میر حیدر ح، (1382)، “معارف گیاهی”، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
ناظم ز، استکی م، (1388)، “پرورش گیاهان آپارتمانی”، تهران، انتشارات آموزش و ترویج کشاورزی، 100 صفحه.
نجف زاده اصل س، احسانپور ع.ا، (1391)، “اثر تنش خشکی بر برخی از شاخص های فیزیولوژیکی دو رقم سیب زمینی (Kenebec و Concord ) در شرایط کشت درون شیشه”، دو فصلنامه علمی- پژوهشی خشک بوم، جلد2، شماره1، ص 82-70.
نجفی ن، پارسازاده م، طباطبایی ج، اوستان ش، (1389)، “تأثیر pH و نسبت نیترات به آمونیوم محلول غذایی بر ویژگی های رشد و عملکرد اسفناج”، مجله تحقیقات آب و خاک، 41(2)، ص 282-273.
نجفی ن، پارسازاده م، طباطبایی ج، اوستان ش، (1389)، “تأثیر شكل نیتروژن و pH محلول غذایی بر جذب و غلظت غلظت در ریشه و بخش هوایی اسفناج “، مجله دانش آب و خاک، جلد 1، 20 شماره 2، ص 130-111.
نیاكان م، خاوری نژاد ر، رضایی م.ب، (1383)، “اثر نسبتهای مختلف سه كود K، P و N بر وزن تر، وزن خشك، سطح برگ و میزان اسانس گیاه نعناع فلفلی (Mentha piperita L.)”. فصلنامه علمی – پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد 20، شماره 2، ص148- 131.
هادی پور ع.ل، حسینی مزینانی م، مهرآفرین ع، (1392)، “تغییرات میزان و ترکیبات اسانس و عملکرد اندام هوایی گیاه دارویی اسطوخودوس(Lavandula officinalis L.) تحت تأثیر تیمارهای مختلف نیتروژن”، فصلنامه گیاهان دارویی، سال دوازدهم، دوره دوم،شماره مسلسل چهل و ششم، ص 169-156.
وزیری ر، (1380)، “گلکاری عملی”، تهران، انتشارت روزبهان، 348 صفحه.
یثربی ج، کریمیان ن. ج، مفتون م، ابطحی ع، رونقی ع، ت، (آساد م. 1382)، “توزیع شکل های نیتروژن در خاک های آهکی تحت کشت استان فارس و رابطه آنها با ویژگی های خاک”، مجله علوم و فنون کشاورزی و مکنابع طبیعی، سال هفتم، شماره چهارم، ص 51-39.
Agbaria, H., B. Heuer and N. Zieslin. )1996(. “Shoot–root interaction effects on nitrate reductase and glutamine synthetase activities in rose (Rosa hybrida cv. Ilseta and cv.Mercedes) graftlings“. J. Plant Physiol. 149:559-563.
Alagukannan ,G., Ganesh, S. and Gopal .S.K., )2008(. “Characterization and Screening of Different Ecotypes of Aloe vera for Growth, Yield and Quality“. Internationnal Aloe Science Council Texas, 302-624.
Al-Badawy, A.A., Abdalla, N.M. and El-Sayed, A.A., )1995(. “Response of Calendula officinalis L. plants to different nitrogenous fertilizers“. Hort Science. 30: 195-914.
Andrew JS, Moreau H, Kuntz M, Pagny J, Lin c, Tanksley S, Mccarthy. )2008(. “An investigation of cartenoid biosynthesis in coffea canepora and Coffea Arabica“. J. Plant Physiol, 165: 1087-1106.
Arabaci, O. and Bayram, E., )2004(. “The effect of nitrogen fertilization and different plant densities on some agronomic and technologic characteristic of Ocimum basilicum L. (Basil)“. Journal of Agronomy, 3(4): 255-262.
Ashraf, M. )1999(. “Interactive effect of salt (NaCl) and nitrogen form on growth, water relations and photosynthetic capacity of sunflower (Helianthus annuus L.)“. Ann. Appl. Biol. 135(2): 509-513.
Assimakopolou, A. )2006(. “Effect of iron supply and nitrogen form on growth, nutritional status and ferric reduction activity of spinach in nutrient solution culture“. Sci. Hort. 110: 21-29.
Assimakopoulou, A, )2006(. “Effect of iron supply and nitrogen form on growth, nutritional status and ferric reducing activity of spinach in nutrient solution culture“. Sci Hort 110:21-29.
Atanasova, E. (2008). “Effect of nitrogensources on the nitrogenous forms and accumulation of amino acid in head cabbage.Plant“, Soil and Environment 54: 66 -71.
Babalar, M., and Ahmadi, A. )1997(. “Effect of fertigation N-NO3 and N-NH4 ratio on growth and macro elements content of apples trees cv. Golden grafted on the M9 rootstock“. Iranian Journal of Agriculture Science 28 (4): 41-31 (In Persian).
Babourina, O., Voltchanskii, K., Bart McGann, B., Newman, I. and Rengel, Z. (2006). “Nitrate supply affects ammonium transport in canola roots“. Journal of Experimental Botany, 58(3), 651-658.
Baco, E. and, Deli, J. (2002). “HPLC study on the carotenoid composition of Calendula products“. Journal of biochemical and biophisical methods.Vol:53.
Basch E, Bent S, Foppa I, Haskmi S, Kroll D, Mele M, et al. )2006(, “Marigold (Calendula officinalis L.): an evidence-based systematic review by the Natural Standard Research Collaboration”. J Herb Pharmacother. )6(: 135-159.
Bates, L.S., R.P. Waldern, and I.D. Treare. (1973). “Rapid determination of free proline for water stress studies“. Plant and Soil., 39:205-207.
Bechoff، A.، Westby، A.، Owori، C.
، Menya، G.، Dhuique – Mayer، C.، Dufour، D.، et al. (2010). “Effect of drying and storage on the degradation of carotenoids in orange-fleshed sweet potato varieties“. Journal of the Science of Food and Agriculture، 90: 622–629.
Bernath J. )1993(. “Wild and cultivated medicinal plants“. Mezo, pub, Budapest.
Beveridge, C.B., Mathesius, U., Rose, R.J. and Gresshoff, P.M., )2007(. “Common regulatory themes in meristem development and whole-plant homeostasis“, Current Opinion in Plant Biology, 10: 44–51.
Bist, L.D., Kewaland, C.S. and Sobran, S., )2000(. “Effect of planting geometry and level of nitrogen on growth and yield quality of European Dill (Anethum gravolens)“. Journal of Horticulture, 57: 351-355.
Blumenthal M, Busse W, Goldberg A, Gruenwald J, Hall T, Riggins C.W. (1998). “Therapeutic Guide to Herbal Medicines“. American Botanical Council.: Austin, Texas, 318.
Bohnert, H. J., & Jensen, R. G. (1996). “Strategies for engineering water-stress tolerance in plants“. Trends in Biotechnology, 14, 89-97.
Borm, G. and N. van Dijk. )1994(. “Effects of sowing time, seed rate and row distance on Calendula officinalis L.grown for seed. In: Alternative oil seed and fiber crops for cool and wet regions of Europe“. Proceeding of a workshop, 7-8 April. Wageningen, CPRO-DLO, The Netherlands, pp. 203.
Botella, M.A., A.Cerda, U. Martinz, and S.H.Lips.(1994). “Nitrate and ammonoum uptake by wheat
British Pharmacopoeia (2009). “London, UK: Medicines and Healthcare Products Regulatory Agency (MHRA)“, 2008, vol. 3
Britto, D. T. & Kronzucker, H. J. (2002). “NH4+ toxicity in higher plants: A critical review“. Journal of Plant Physiology, 159, 567-584.
Bybordi, A, Tabatabaei, and S.J, Ahmadev, A .)2010a(. “Effect of salinity on the growth and peroxidase and IAA oxidase activities in Canola“, J. Food. Agric. Environ., 8(1): 109-112.
Bybordi, A. )2011(. “Effect of ammonium : nitrate ratio on fatty acid composition and proline accumulation of canola cultivars grown under salinity stress“. African Journal of Biotechnology 10(74):16826-16832.
Cabrera, R. I. )2001(. “Effects of NaCl salinity and nitrogen fertilizer formulation on yield and nutrient status of roses“. Acta Hort., 547: 255-260.
Chaillou, S., W.James, C.Rideout, J.R.D. Raper, and Jean-Francois Morot-Gaudry. (1994). “Responses of soybean to ammonium and nitrate supplied in combination to the whole root system or separately in a split- root system“. Physiol. Plant. 90:250-268
Chaparzadeh N, D’Amico ML, Khavari-Nejad RA, Izzo R, Navari-Izzo F.(2004), ” Antioxidative responses of Calendula officinalis under salinity conditions“, Plant Physiol Biochem; 42(9):695-701
Chen S.J., Hung K.T., and Kao C.H. )1997(. “Ammonium accumulation is associated with senescence of rice leaves“. Plant Growth Regul. 21, 195-201.
Chishaki, N. and Horiguchi, T., )1997(. “Responses of secondary metabolism in plants to nutrient deficiency“, Soil Science and Plant Nutrition, 43: 987–991.
Claussen W., and Lenz F. )1999(. “Effect of ammonium or nitrate nutrition on net photosynthesis, growth and activity of the enzymes nitrate reductase and glutamine synthetase in blueberry, raspberry and strawberry“. Plant Soil, 208:95-102.
Claussen W., and Lenz F. )1999(. “Effect of ammonium or nitrate nutrition on net photosynthesis, growth and activity of the enzymes nitrate reductase and glutamine synthetase in blueberry, raspberry and strawberry“. Plant Soil, 208:95-102.
Cromack, H.T.H. and Smith, J.M. )1998(.”Calendula officinalis – production potential and crop agronomy in southern England“. Industrial Crops and Products 7: 223-229.
Cruz C., Bio A.F.M. and Dominguez-Valdivia M.D. )2006(. “How does glutamine synthetase activity determine plant tolerance to ammonium?” .Planta, 223:1068-1080.
Cruz, L.R., Rodriguez, D.J. and Angulosanchez, J.l., )2002(. “aloevera response to plastic mulch and nitrogen“. In: trends in newcrops and new uses . j.janick and a. whipkey . ashs press.
Delshad, M., Babalar, M., and Kashi, A. )2000(. “Effects of nitrogen index of nutrition solution in mineral fertigation of greenhouse tomato cultivars in hydroponic culture“. Iranian Journal of Agricultural Science 31 (3): 613-625. (In Persian).
Dixon RA., Paiva NL.)1995). “Stress-induced phenylpropanoid metabolism“. Plant Cel1,7:1085–1097.
Dordas, C. & Sioulas, S. (2008). “Safflower yield, chlorophyll content, photosynthesis and water efficiency response to nitrogen fertilization under rainfed conditions“. Crop Production, 27, 78-85.
Dufault, R.J., Rushing, J., Hassal, R., Shepard, B.M., McCutcheon, G. and Ward, B., )2003(. “Influence of fertilizer on growth and marker compound of fieldgrown Echinacea species and feverfew“. Scientia Horticulturae, 98: 61-69.
Duke, J. A. (1982). “Ecosystematic data on medicinal plants“. CRC press. Boca Raton, Florid .USA. pages.
Ebrahimi A. Necessity. )2001″ .(Use of systemicapproach in management practices for sustainable development of medicinal plants“, medicinal plantsabstracts National Conference of Iran., pp: 1 -2.

 

نظر دهید »
مطالعه رابطه بین محافطه¬کاری حسابداری، بازده سرمایه¬گذاری و مالکیت نهادی- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
نظر دهید »
بررسی رابطه بین اعتیاد به کار و فرسودگی شغلی در اداره کل شیلات استان گلستان- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 205
  • 206
  • 207
  • ...
  • 208
  • ...
  • 209
  • 210
  • 211
  • ...
  • 212
  • ...
  • 213
  • 214
  • 215
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • متن اصلاح قبل دفاع عبود زاده- قسمت ۵
  • بررسی تأثیر آموزش به شیوه نمایش خلاق بر تفکر انتقادی و پیشرفت درسی دانش آموزان در درس علوم اجتماعی سوم ابتدایی- قسمت ۹- قسمت 3
  • نقدو بررسی روانکاوانه(فروید،لکان) بر روی آثارهنریک ایبسن با نگاهی ویژه بر(هداگابلر، بانوی دریایی، مرغابی وحشی، خانه عروسک و ایولف کوچولو)- قسمت ۴
  • تحولات قانونگذاری در بخش تعاون و تأثیر آن بر شرکتهای تعاونی- قسمت 13
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با تحلیل فقهی بیمه عمر در فقه امامیه- فایل ۶
  • پایان نامه مدیریت با موضوع اهمیت جانشین پروری:
  • دانلود پژوهش های پیشین در رابطه با مقایسه اندیشه‌های احمد غزالی و حافظ- فایل ۲۰
  • تأثیر فضای روانشناختی حاکم بر سازمان و خود ارزشیابی های محوری بر اشتیاق شغلی کارکنان شرکت گاز میانکوه- قسمت 5
  • مبانی مصلحت نظام اسلامی ازدیدگاه حضرت امام خمینی- قسمت ۵
  • بررسی لقطه از دیدگاه مذاهب پنج گانه- قسمت ۷
  • بررسی عملکرد حافظه¬ی بینایی در بین گروهی از جمعیت شهری و روستایی۹۲- قسمت ۳
  • بررسی عوامل موثر بر میزان استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی (مطالعه موردی شعب بانک پاسارگاد استان البرز)- قسمت ۱۳
  • رابطه بین کیفیت زندگی کاری و سلامت سازمانی با بهره وری در معلمان تربیت بدنی شهـرستان اندیمشک۹۲- قسمت ۸
  • پیشایندهای ارتقای سطح معنویت سازمانی مبتنی بر ارزش‌ های اسلامی- قسمت ۱۰
  • تاثیر لغات بیگانه درمتون نظم دوره معاصر- قسمت ۴
  • بررسی میزان رمزگردانی گویشوران مازندرانی، ترکی و کردی- قسمت ۲
  • مقایسه ی سبک هویتی و میزان شیوع اختلالات روانی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم- قسمت ۲
  • رشته مدیریت : الگوی پیترز و واترمن:
  • پایان نامه مدیریت با موضوع مدیریت بازاریابی
  • تهیه سوسیس از ماهی کپور نقره ای (Hypophthalmichthys molitrix) و تعیین کیفیت مغذی و مدت ماندگاری آن در یخچال و فریزر- قسمت ۳
  • بررسی ظرفیت پژوهشی از دیدگاه معلمان و نیازسنجی آموزش پژوهش معلمان ابتدایی شهر مشهد- قسمت ۶- قسمت 2
  • عوامل اقتصادی – اجتماعی مؤثر بر شکل‌گیری قشربندی اجتماعی در اهواز- قسمت ۵

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان