اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
اثربخشی مشاوره شغلی براساس رویکرد شناختی- اجتماعی بندورا برافزایش باورهای خودکارآمدی جانبازان باشگاه ورزشی شهید مهرانی تهران- قسمت 6
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ازنظرروان شناسان شناختی ٬ درک ساختار شخصیت و رفتار آدمی ٬ مستلزم توجه به فرایندهای شناختی است که در تعامل با موقعیت محلی و رفتار فرد ٬ هدایت اعمال و رفتار فرد را به عهده دارد . در این دیدگاه سه مفهوم ساختاری ازاهمیت ویژه ای برخوردارند: صلاحیتها[47]٬اهداف[48]، باورها[49]وانتظارات[50] درنظریه شناختی – اجتماعی براهمیت صلاحیتها یا مهارتهای فرد ٬ به خصوص مهارتهای شناختی تٲ کید می گردد که فرد را درحل مساﺋل زندگی و مقابله با آنها کمک می کند . این صلاحیتها ٬ هم تفکر درمورد مساﺋل و هم مهارتهای عملی درموقعیتهای مختلف را دربر می گیرد . ممکن است فردی در یک زمینه دارای صلاحیت و توانایی باشد ودرزمینه های دیگر فاقد صلاحیت . بنابراین دراین دیدگاه به جای تٲکید برصفات مستقل از زمینه فرد آنچنان که در رویکرد صفات به شخصیت مطرح بوده است )٬ بر عملکرد او درموقعیتهای مشخص تٲکید می شود. اما منظوراز اهداف ٬ توانایی انسان دریشبینی آینده و خود انگیخته بودن است . اهداف با اولویت دادن به پاداشها وانتخاب موقعیتها، فرد را درگسترۀ وسیعتری اززمان سامان می دهد. لذا انسان با توجه به اولویتها و فرصتهایی که محیط در اختیار او قرار می دهد و همچنین بر اساس باورهای نسبت داده به خود ، ازمیان اهداف ، دست به انتخاب می زند. باورها وانتظارات ، رکن دیگری ازنظریه شناختی- اجتماعی است که به انتظارات فرد ازرویدادها و باورهایی که درمورد خود دارند ، اطلاق می شود به این ترتیب افراد انتظاراتی از رفتار دیگران دارند و پاداشها و تنبیه هایی را نیزبرای رفتار خود در موقعیتهای مختلف در نظر می گیرند . آنها همچنین باورهایی در مورد توانایی های خود در حل مسائل و چالشهای پیش رو در موقعیتهای خاص در ذهن می پرورانند . لازم به ذکر است که این باورها ، پیش از همه بر فرایندهای شناختی مانند طبقه بندی موقعیتها ، پیش بینی آینده و واکنش نسبت به آن استوار می گردد. بنابر این ، ممکن است دونفر موقعیتی مشابه را متفاوت ارزیابی کنند یا یک فرد دوموقعیت متفاوت را همانند ادراک نماید . بدیهی است رفتارفرد بسته به برداشت او ازموقعیت متفاوت می شود وبه همین دلیل نظریه شناختی – اجتماعی بر برداشت متفاوت افراد ازموقعیتها و تأثیر آن برشکل گیری وهدایت رفتارتأکید می کند(پاجارس، 2002)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ماهیت خودکارآمدی :
مفهوم خودکارآمدی توسط بندورا در سال 1997 به عنوان عنصری گمشده در نظریه یادگیری ، مطرح شده است . بندورا یکی از تعیین کننده های رفتار را خودکارآمدی می داند . خودکارآمدی را یکی از فرایندهای شناختی می داند که ما از طریق آن بسیاری از رفتارهای اجتماعی خود و بسیاری ازخصوصیات شخصی را گسترش می دهیم . بندورا (1986) این نظریه را درمورد کنش وری های آدمیان که در آن نقش باورهای خود در شناخت ، انگیزش ورفتار آدمی برجسته است ، مطرح نمود. بندورا معتقد است که افراد یک نظام خود را می پروراند که آنها را قادر می سازد تا به تفکرات ، احساسات و اعمالشان کنترل داشته باشند ، که به همراه سایر عوامل شناختی- اجتماعی در ارتقای موفقیت وظرفیت کنترل فرایندهای تفکر ، انگیزش وعمل از مشخصه های متمایز کننده آدمی از دیگر موجودات است بندورا معتقد است که آدمیان نه بوسیله مکانیزم های درونی هدایت می شود و نه بوسیله رویدادهای بیرونی بلکه کنش وری های شناختی بر حسب تعامل بین عوامل تعیین کننده محیطی قابل تبیین هستند (پاجارس، 2007) .
تئوری خودکارآمدی بدین گونه است که رفتارهای اشخاص به این بستگی دارد که فرد باور داشته باشد که می تواند عمل خاصی را با موفقیت به انجام رساند. این باورها دانش فرد است از نوع نیازهایش و چگونگی پاسخ بدانها همان شایستگی ادراکی اوست . با وجود این چنین عاملی در درون فرد ، علائق در او به ظهور و بروز می رسد و باعث رضایت خاطر او می شود . با کسب مهارت ، افراد از استانداردهای شغلی و خودکارآمدی بالاتر برخوردارخواهند شد. شدت اطمینان مردم به خودکارآمدیشان معین می کند که آنها به آزمایش کنارآمدن با موقعیت های مشکل خواهند پرداخت یا نه ؟( بندورا، 1977) .
به نظر بندورا، تأثیربرداشت انسان از خودکارآمدی گسترده بوده و شامل موارد زیر است :

افراد به چه فعالیتهایی می پردازند .
چه مقدار از تلاشهای خود را صرف یک موقعیت مشخص می کنند .
برای چه مدت درمقابل موانع ایستادگی می کنند
واکنشهای هیجانی فرد به هنگام پیش بینی یک موقعیت یا هنگام انجام آن چگونه است .
بدیهی است که تفکر ، احساسات و رفتار انسان در موقعیتهایی که به توانایی خود احساس اطمینان می کند متفاوت ازرفتاروی درموقعیت هایی است که درآن احساس عدم امنیت یا فقدان صلاحیت می کند .
قابلیت های بنیادی آدمی
در نظریه شناختی – اجتماعی بندورا(1999) قابلیت‌های ویژه ای برای آدمی ذکر گردیده است که عبارتند از : قصدمندی[51]، دوراندیشی[52] ، خودواکنش گری[53] و خودانعکاس گری برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

footnote-53″>[54]
قصدمندی : منظور ازکارگزاری ، عمل قصدمندانه است . قصد شامل بازنمایی دوره عمل است که درآینده انجام خواهیم داد. البته فقط پیش بینی وانتظاراعمال نیست بلکه شامل تعهد به انجام آن درآینده نیزمی باشد.
دوراندیشی : بواسطه تمرین دوراندیشی افراد درخود ایجاد انگیزه می کنند واعمالشان را دررویارویی با رویدادهای آینده جهت می دهند، ما در طول زمان ارزشهایمان را تعریف می کنیم و با دورانیشی زندگی خود را معنی دار ومنسجم می کنیم و به آن جهت می دهیم. آدمی در جریان زندگی طرح ریزی می کند، فرصت های مختلف را در نظر می گیرد وبه زندگی خود ساختار می دهد.
خود واکنش گری : آدمی نه تنها طرح ریزی می کند و دوراندیش است ، بلکه خودنظم جو و خودانگیخته نیز می باشد . مکانیزمهای خودنظم جویی قابلیت هایی برای آدمی فراهم می کند که منجر به تغییررفتار برای خود فرد می شود. فرایندهای خود نظم جویی تفکر را به عمل پیوند می زند. خودنظم جویی به وسیله خرده واکنش های ارجاعی هدایت می شوند که شامل ؛ خودبازبینی ، و خودمهارگری از طریق معیارهای شخصی می باشد. رفتار با بهره گرفتن از خود واکنش گری و مقایسه اهداف شخصی و معیارها صورت می گیرد.
خودانعکاس گری : افراد نه تنها دراعمالشان مختارند بلکه کنش وری هایشان را ارزیابی می کنند. ظرفیت فراشناختی یکی از خصیصه های بنیادی کارگزاری آدمی است که به انسان درباره مناسب بودن تفکرات و اعمالشان پس خوراند می دهد . در این فعالیت فراشناختی ، افراد در باره صحیح بودن دوراندیشی و پیش بینی تفکرات خود و برآیندهای اعمالشان و اینکه دیگران چه باورهایی دارند، داوری می کنند (بندورا ، 2001؛ نقل از کروئی ، 1382) .
انسان به عنوان موجودی عامل
نظریه شناختی – اجتماعی ، دیدگاهی عاملی درباره شخصیت دارد، بدین معنی که انسانها قابلیت اعمال کنترل برزندگی خود را دارند ، درواقع عامل بودن ماهیت انسان است . بندورا (2002) معتقد است انسانها خودگردان، مبتکر، ژرف اندیش وخود سامان بخش هستند و برای بوجود آوردن پیامدهای مطلوب ، از نیروی تأثیرگذاری بر اعمالشان برخوردارند. عامل بودن انسان یعنی فرایند فعال کاوش کردن ، دستکاری کردن و تأثیر گذاشتن بر محیط برای رسیدن به نتایج مطلوب (فیست و فیست[55] ، نقل از کندری ؛1386) .
نظریه شناختی- اجتماعی ریشه در یک دیدگاه عمل انسانی دارد که درآن افراد کارگزارانی هستند که به طور
مبتکرانه به رشد و توسعه خود می پردازند و به وسیله اعمالشان می توانند اتفاقاتی را بوجود آورند ، نکته کلیدی این مفهوم این حقیقت است که در میان عوامل شخصی دیگر، افراد خودباوریهایی را دارا هستند که آنها را قادر می سازد به اعمال کنترل بر افکار ، احساسات و اعمالی که ” آنچه مردم فکر می کنند ، باور دارند ، و احساس می کنند که چگونگی عملکرد آنها را تحت تأثیر قرار می دهند ” بندورا دیدگاهی ازرفتار انسانی ارائه داد که درآن باورهایی که افراد درباره خودشان دارند، عناصرکلیدی هستند دراعمال کنترل بر عمل شخصی . بنابراین افرادهم به عنوان نتایج وهم به عنوان بوجود آورنده محیطهای شخصی سیستمهای اجتماعی شان در نظر گرفته می شود(بندورا،2000) .
تقویت خودکارآمدی
بندورا(1997) دریافته است که امکان دارد سطح خودکارآمدی یک فردرا بوسیله راهکارهای ذیل بالا ببریم
1- قراردادن او در معرض تجربه های موفق ازطریق ترتیب دادن هدفهای قابل دسترس و بدین وسیله افزایش دادن امکان حصول عملکرد او.
2- قرار دادن شخص در معرض الگوهای مناسبی که در عمل ، موفق هستند و بدان وسیله افزودن تجربه های جانشینی موفق او
3- فراهم کردن متقاعد سازی و تشویق های کلامی ، ازطریق القاء این امرکه توانایی عملکرد موفق را دارد.
4- تقویت برانگیختگی فیزیولوژیکی از طریق مثلا رژیم غذایی یا برنامه های ورزشی و بدان وسیله افزایش دادن نیرومندی و انرژی حیاتی .
برافی( 1998) راهکارهای زیر را برای کمک به افراد جهت افزایش باورهای خودکارآمدی پیشنهاد می دهد.

بیشتر به عنوان مرجع تا قضاوت گرعمل کنید .
بیشتر بر فرایندهای یادگیری توجه کنید تا نتایج .
3- عکس العمل شما نسبت به خطاها به عنوان بخش های مفید وطبیعی امریادگیری باشد تا نشانه شکست.
4- بر توانایی و استانداردهای شخصی تأکید کنید، بکوشید تلاشهای پیشرفت را ابتدا از طریق راهبردهای انگیزشی درونی[56] تا بیرونی تحریک کنید (نقل ازپاجارس، 2007).
مؤلفه های خودکارآمدی
مطابق نظر بندورا (1997) باورهای خودکارآمدی از لحاظ سه ویژگی می توانند متفاوت باشند که این ابعاد نقش مهمی در اندازه گیری خودکارآمدی دارند . اندازه (سطح)[57] ، عمومیت[58]، نیرومندی.
الف) سطح :
اولین بعد باورهای خودکارآمدی اندازه یا سطح می باشد . کارآمدی یک فرد در یک قلمرو ممکن است در حد کارهای ساده ، متوسط و یا شامل سطوح سخت گردد . اگر هیچ مانعی وجود نداشته باشد ، انجام آن کار ساده بوده و هر کسی ممکن است احساس خودکارآمدی بالا در مورد آن داشته باشد (بندورا، 1977).
در واقع سطح به دشواری مشکلاتی که شخص آمادگی مقابله با آنها را دارد ، اشاره می کند بطور مثال برخی ازافراد این نکته را قبول دارند که باید چیزهای جد
ید را امتحان کرد اما هرگز این کار را انجام نمی دهند. برخی دیگر ممکن است در ارتباط با کودکان خود پرجرأت ، اما در ارتباط با افراد بزرگتر اینطور نیستند ، یا ممکن است مرد یا زنی هنگام صحبت کردن در یک گروه کوچک به خود اطمینان داشته باشند ، اما موقع سخنرانی در یک مجمع بزرگ چنین اطمینانی نداشته باشند(صمدی ،1386).
ب) عمومیت :
دومین تفاوت باورهای خودکارآمدی در بعد تعمیم پذیری است . افراد ممکن است در یک قلمرو و یا بخش کوچکی از آن خود را کارآمد بدانند . دربعد عمومیت خودکارآمدی از چند عامل تأ ثیر می پذیرد ؛ شباهت فعالیتها ، حیطه بروز آن در رفتار های شناختی و عاطفی ، کیفیت شرایط و خصوصیات اشخاصی که آن رفتار یا فعالیت به آنها مربوط می شود(بندورا،1997؛ به نقل ازمیرسمیعی ، 1385) .
همچنین به میزان احساس اطمینان شخص به خود برای انجام رفتارهای خاص درشرایط و موقعیت های مختلف اشاره دارد. بدین معنی که عمومیت خودکارآمدی به توانایی فرد برای دادن مناسب ترین پاسخ درتمام موقعیتها اشاره دارد . برخی تجربه ها ، باورهای خودکارآمدی محدودی ایجاد می کنند ، برخی دیگر حس کارآمدی تعمیم یافته را القاء می کنند که به فراسوی موقعیتهای خاص گسترش می یابند(بندورا، 1997).
ج) نیرومندی : باورهای خودکارآمدی ضعیف در اثر تجارب نا موفق به آسانی بی اعتبار می شوند . اما کسانی که اعتقاد محکمی به قابلیت های خود دارند ، در برابر موانع آن را حفظ می کنند . باورهای خود کارآمدی هر چقدر نیرومند تر باشند ، دوام بیشتری می یابند و رابطه بیشتری با رفتار پیدا می کنند(حمیدی پور،1377).
در واقع نیرومندترین خودکارآمدی به اعتقاد فرد مبنی براینکه می تواند از عهده یک رفتار دشوار برآید، اشاره دارد. قدرت خودکارآمدی به تفاوت بین این فکر که ” شاید بتوانم این کار را انجام دهم” و این فکر که “مطمئنم می توانم این کار را انجام دهم” اشاره دارد( بندورا، 1997) .
منابع خودکارآمدی
گرچه ادبیات و سوابق نظری موجود ، از نقش پیش بینی کننده رویکرد شناختی- اجتماعی در افزایش باورهای خودکارآمدی ، حکایت می کند این سؤال همچنان باقی است که افراد این باورها را چگونه در خود شکل می دهند ؟ تحقیقات انجام شده درموقعیت های مختلف به کشف اثرات فرایند های مختلف آموزشی بر خودکارآمدی دست یافته اند .
بندورا (1997) بیان می کند که باورهای افراد در باره کارآمدی آنها تحت تأثیر چهار منبع عمده ، رشد و تحول می یابد . این چهار منبع عبارتند از :دستاوردهای عملکرد[59]، تجارب جانشین[60]، قانع سازی کلامی[61]، و حالتهای فیزیولوژیکی هیجانی [62] .
دستاوردهای عملکرد : یکی ازمنابع اطلاعاتی که باورهای کارآمدی بر اساس آن ایجاد و تحکیم می یابد ، دستاوردهای عملکرد است . دستاورد های عملکرد پیشین بازخوردی ایجاد می کند که باعث می شود فرد به توانایی خود در آن عملکرد باور پیدا کند و براساس این باور ایجاد شده به فعالیت بیشتر درآن زمینه بپردازد . به این طریق ، باورهای مربوط به توانایی ، هم از دستاوردهای عملکرد قبلی تأثیر می پذیرد و هم باعث افزایش دستاورد های عملکرد بعدی می شود . بندورا معتقد است اولین و مهمترین ، منبع تعبیر و تفسیرهای فرد از نتایج مستقیم عملکرد خود است ، زیرا بر پایه تجربیات موفق شخص قرار دارد . موفقیتهای قبلی که برتسلط شخصی مبتنی هستند، شواهد فوری و ملموس فراهم می کنند که آیا شخص می تواند در انجام یک وظیفه خاص موفق شود یا نه ؟ موفقیتها ، تجارب تبحری را بالا می برد و شکستهای مکرر، بخصوص اگردراوایل جریان رویدادها یعنی قبل از اینکه حس کارآمدی بطورجدی بوجود بیاید، رخ دهند ، باورهای کارآمدی را کاهش می دهند ) بندورا، 1993) .
پژوهش های بندورا (1997) در زمینه تجارب مسلط نشان می دهد که احساس کارآمدی تحت تأثیر عوامل هفتگانه زیر قرار می گیرد :

توانمندیهای موجود
ادراک درجه دشواری تکلیف
میزان تلاش
میزان نیاز به کمک بیرونی
شرایطی که تکلیف باید در آن انجام شود
الگوهای زمانی موفقیت و عدم موفقیت

نظر دهید »
بررسی-تطبیقی-تجزیه¬پذیری-قرارداد-در-حقوق-ایران-و-مصر- قسمت ۸
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۱-۳-۲- انفساخ عقد
گاه قرارداد پس از تشکیل به هم می خورد. انحلال ، وصف عقد صحیح است و با بطلان تفاوت دارد. عقد باطل عقدی است که به علت فقدان رکن (شرط اساسی) تشکیل نمی شود و ممکن است بطلان عقد بعداً کشف شود. اسباب انحلال قرارداد گوناگون و متفاوت است: در پاره ای از موارد قرارداد با تراضی دو طرف اقاله (تفاسخ) می شود. گاه یک طرف با داشتن حق فسخ قرارداد را به هم می زند. حق فسخ ممکن است به حکم قانون و برای حمایت از یک طرف به او داده شود که خیار نام دارد. به علاوه ممکن است دو طرف ضمن عقد، اختیار فسخ آن را برای یک طرف یا هر دو یا ثالث در مدت معین شرط کنند (خیار شرط)؛ یا یک طرف ضمن عقد فعل یا ترکی را برعهده بگیرد که در صورت تخلف، دیگری حق فسخ داشته باشد. (خیار تخلف شرط)
در برخی از موارد عقد به حکم قانون منحل (منفسخ) می شود؛ چنان که عقود لازم با تلف مورد معامله پیش از قبض منحل می گردند. بدین ترتیب اسباب انحلال قراردادها در اسباب قانونی و ارادی خلاصه می شوند. نخست- اسباب ارادی انحلال عقد و قرارداد (شروط ضمن عقد و اقاله)، دوم- انحلال قرارداد با بهره گرفتن از خیارات قانونی و دخالت یک اراده (فسخ)، سوم- انحلال عقد به حکم قانون و بدون دخالت اراده هیچ یک از دو طرف، یعنی قرارداد، بدون دخالت اراده و به صورت قهری منحل و منفسخ می شود. گاه انفساخ عقد لازم به حکم قانون است مانند تلف موضوع تملیک در عقود معاوضی، چنان که تلف مبیع قبل از قبض در عقد بیع (ماده ۳۸۷ ق.م.)، تلف منفعت (موضوع اجاره) پیش از تسلیم (مواد ۴۸۳ و ۴۸۱ ق.م.)، تلف منافع تملیک شده پیش از تسلیم در مزارعه و مساقات با از بین رفتن قابلیت انتفاع زمین (مواد ۵۲۷ و ۵۴۵ ق.م.)، تلف موضوع حق انتفاع در واگذاری حق انتفاع با عقد معوض (ماده ۵۱ ق.م.) و تلف موضوع قرض پیش از تسلیم (مفهوم مخالف ماده ۶۴۹ ق.م.) سبب انفساخ این عقود است. و گاه قانون، اسباب انفساخ عقد جایز است. به عنوان مثال: به حکم ماده ۹۵۴ ق.م. : «کلیه عقود جایزه به موت احد طرفین منفسخ می شود و همچنین به سفه در مواردی که رشد معتبر است.» گرچه قانونگذار به «جنون» در حکم ماده تصریح نکرده است، ولی از آنجا که مجنون نیز جزو محجوران است (ماده ۱۲۰۷ ق.م.) و به پاره ای از مصداق های قاعده انفساخ عقد جایز به موت و جنون یکی از دو طرف در مواد دیگر (مواد ۵۵۱، ۶۲۸، بند ۳ ماده ۶۷۸، ۶۸۲ و ماده ۵۸۸ ق.م.) اشاره یا تصریح شده است، جنون را نیز باید مانند سفه، بلکه به طریق اولی، از اسباب انفساخ عقد جایز شمرد. چنان که، برخی از استادان به علت بدیهی بودن آن احتمال داده اند که کلمه «جنون» در مراحل چاپ ماده ۹۵۴ از قلم افتاده باشد. در مواردی انفساخ عقد به سبب تراضی دو طرف قرارداد است. بواقع شرط انفساخ احتمالی عقد در آینده را شرط فاسخ گویند. برای مثال موجر با مستأجر شرط می کند که در صورت ازدواج فرزندش عقد اجاره منحل شود یا در عقد وکالت تجاوز از حدود اذن موکل شرط انعزال وکیل قرار می گیرد یا در اجاره به شرط تملیک شرط می شود که تأخیر در پرداخت هر یک از اقسام اجاره بها ، قرارداد را منحل (منفسخ) کند و نیز ممکن است انقضای مدت معینی شرط انحلال قرارداد باشد چنان که برادری به منظور کمک به برادرش ، خانه ای را به سود او حبس مطلق می کند و در آن شرطی می گنجاند که قرارداد پس از ده سال منفسخ می شود.(کاتوزیان،ج۱، ۱۳۷۶: ۱۰۶۵) ولی به نظر می رسد که چنین قراردادی حبس موقت است نه حبس مطلق با شرط فاسخ. ( قاسم زاده، ۱۳۸۶: ۲۸۰)
شرط فاسخ، برخلاف خیار فسخ ویژه عقود لازم نیست و در عقود جایز نیز راه دارد و فایده آن این است که هرگاه شرط محقق شد، نیاز به فسخ عقد نیست و عقد خود به خود منفسخ می شود. با وجود این شرط فاسخ در قراردادی راه دارد که با فسخ یا اقاله قابل انحلال باشد و عقدی که با فسخ یا اقاله به هم نخورد شرط فاسخ در آن اثر ندارد. (خراسانی،۱۳۹۲: ۱۲۰)
به طور معمول، در حقوق ایران اثر شرط ناظر به آینده است و در گذشته راه ندارد و هنگامی که دو طرف درباره شرط انفساخ عقدی به توافق می رسند، مقصودشان این است که در اثر تحقق شرط و از همان تاریخ عقد منجز تشکیل شده، خودبه خود منفسخ شود. شرط فاسخ قهقرایی زمانی محقق می شود که دو طرف نسبت به تأثیر قهقرایی شرط ضمن عقد تصریح کنند و انفساخ آن را در زمان گذشته بپذیرند. به نظر می رسد که چنین شرطی هنگامی معتبر است که به حقوق اشخاص ثالث آسیب نزند و مخالف نظم عمومی نباشد و شرط انحلال عقد از روز تشکیل عقد شرط خلاف مقتضای ذات عقد است و در دسته شروط فاسخ قرار نمی گیرد. (کاتوزیان،ج۱، ۱۳۷۶: ۱۰۶۷)
انفساخ با ضمانت های اجرایی شرایط صحت قرارداد از جمله فسخ متفاوت است. اثر انفساخ عقد محدود به آینده است و در گذشته اثری ندارد و حقوق و تعهدات قراردادی تا هنگام انفساخ بر طرفین قرارداد حاکم است.
گرچه فسخ نیز همچون انفساخ بر قرارداد صحیح وارد می شود و اثر آن را نسبت به آینده زایل می کند. اما در فسخ هر چند تا هنگام فسخ، قرارداد آثار خود را به جای می گذارد ولی در نهایت در فسخ وضع باید به حالت قبل از عقد برگردد. به عنوان مثال قراردادی برای فروش مالی منعقد شود با فسخ عقد، مبیع و ثمن مسترد شده و تنها منافع منفصل مطابق ماده ۲۸۷ق.م. در مالکیت خریدار باقی می ماند. بنابراین از لحاظ اثر، فسخ و انفساخ متفاوتند. زیرا در انفساخ اثر عقد تا هنگام وقوع عامل انفساخ باقی می ماند و برخلاف فسخ آثار انفساخ به زمان قبل از تحقق آن برنمی گردد.
نکته دیگر این که عموماً فسخ ارادی است در حالی که انفساخ را از مصادیق انحلال غیرارادی قرارداد می دانند. انفساخ در واقع همان فسخی است که به صـورت غیـرارادی بر عقدی که طبیعت مستمر دارد وارد می شود و آن را به دو بخش تجزیه می کند. عقدی که پس از اجراء بخشی از آن با مانع روبه رو می شود تا لحظه ی عقد آثار خود را به جای می گذارد. اما نسبت به آینده متوقف می شود و از لحظه ی انفساخ به بعد وجود عقد پایان می یابد.
انفساخ با بطلان نیز متفاوت است در تفاوت آن دو باید گفت: قرارداد باطل هیچ اثر و نقشی ندارد و مانند معدوم است. به عنوان مثال هنگامی که مجنونی یا صغیر غیرممیزی قراردادی منعقد کند، قرارداد باطل و بلااثر است و هیچ تعهد و تکلیفی ایجاد نمی کند. تاریخ بطلان نیز از هنگام تحقق قرارداد است؛ حال ممکن است یک قرارداد باطل حتی سال ها دوام داشته و علت بطلان بعد از مدت زمانی چه بسا طولانی کشف شود. اما این قرارداد هیچ حق و تکلیفی برطرف های خود ایجاد نمی کند. قراردادی که کلاً باطل باشد تجزیه پذیری آن موضوعیتی ندارد زیرا قرارداد باطل هیچ اثری ندارد. اما اگر بخشی از قرارداد باطل باشد آن قرارداد تجزیه پذیر است. همچنین اگر در عقدی مستمر بعد از گذشت مدتی از عقد و اجرای بخشی از آن عامل بطلان بـر عقـد وارد شـود اثر این بطلان همچـون انفسـاخ تنها ناظر به آینده است و به بخش اجرا شده قرارداد خللی وارد نمی شود. این که قانـون مدنـی در ماده ۴۹۶ مقـرر می دارد: «عقد اجـاره به واسطه تلف شدن عین مستأجره از تاریخ تلف باطل می شود …»، در واقع این نوع بطلان بعض که تنها ناظر به آینده است همچون انفساخ است. اما برخلاف بطلان، انفساخ بر عقد صحیح وارد می شود. به عبارتی عقد صحیح در اثنای مدت با عاملی مواجه می شود که بخشی از آن را زایل می کند. به عنوان مثال در عقد اجاره چنانچه عین مستأجره در خلال مـدت از بین برود، عقـد تنـها نسبـت به آیـنـده بلااثر است اما تا هنگام تحقق عامل انفساخ عقد اثر خود را بر جای می گذارد. بنابراین انفساخ عقد که برای انحلال عقد در اثناء و خلال عقد مقرر شده است، تأییدی است بر تجزیه پذیری قرارداد به بخشی که به اجرا و انجام رسیده است و بخشی که متوقف شده، قابل اجرا و انجام نیست. بنابراین انفساخ با مفاهیم و ضمانت اجراهای دیگر همچون بطلان، عدم نفوذ و فسخ متفاوت است. (افچنگی،۱۳۹۰: ۵۱)
انفساخ در موارد متعددی از جمله ماده ۴۸۳، ۵۳۰، ۶۳۸، ۵۲۷ و ۶۲۸ ق.م. و غیره به کار رفته است. عقدی که پس از اجرای بخشی از آن، ادامه اجرایش با مانعی روبه رو شود، تا لحظه وقوع مانع، آثار عقد بر جای می ماند و قرارداد بر رابطه طرفین حاکم است، اما نسبت به مابقی عقد متوقف می شود و ادامه پیدا نمی کند. به عبارتی از لحظه انفساخ به بعد وجود عقد پایان می یابد. این قاعده در قانون مدنی هم در عقود تملیکی و هم عقود عهدی به کار رفته است. البته به نظر می رسد بیشتر در عقود مستمر جاری باشد. هرچند هیچ دلیلی وجود ندارد که آن را محدود به عقود مستمر نماییم. ممکن است در یک عقد فوری هم که تسلیم یا اجرای تعهد نیازمند زمان است، پس از اجرای بخشی از آن عقد به هر علت منفسخ گردد. ماده ۴۹۶ نیز در تأکید همین مطلب است. در این ماده قانون گذار اجاره را که عقدی تملیکی است از زمان تلف منفسخ می داند و تلف نسبت به گذشته اثر ندارد، یعنی تلف را ناظر به آینده نموده است. (کاتوزیان، ۱۳۷۶: ۲۱۰) در واقع چنین اثری (انفساخ) ناشی از اصل تجزیه پذیری قرارداد است.
۲-۱-۳-۳- عوض شرط در فرض بطلان عقد
بطلان شرط، ناشی از تبعیت شرط از عقد است و حق مشروطٌ له به سبب وجود عقد به وجود می آید. بنابراین با فقدان عقد سببی برای نفع مشروطٌ له وجود ندارد. زیرا شرط ضمن عقد تابع عقد اصلی است و هنگامی که عقد اصلی باطل باشد یا فسخ و تفاسخ گردد، آن موجود تبعی یعنی شرط ضمن عقد نیز باطل می گردد. ( قاسم زاده و همکاران، ۱۳۸۴ : ۲۴۶) اما چنانچه شرط به انجام رسیده باشد و آن گاه عقد اصلی با فسخ یا اقاله منقضی گردد، شرط از عقد اصلی تجزیه شده و عوض و اجرت آن بر ذمه مشروط له قرار می گیرد. این معنی از ماده ۲۴۶ ق.م. قابل استنباط است که به موجب آن : «در صورتی که معامله به وسطه اقاله یا فسخ بهم بخورد شرطی که در ضمن آن شده است باطل می شود و کسی که ملزم به انجام شرط بوده است اگر عمل به شرط کرده باشد می تواند عوض او را از مشروط له بگیرد.» به عبارتی درست است که عقد اصلی زایل می گردد، اما شرط ضمن عقد در فرضی که به انجام رسیده است، زایل نمی شود. بلکه این شرط آثار خود را در رابطه قراردادی طرفین به جای گذاشته و به نسبت بخش انجام شده از قرارداد متعهد محق دریافت عوض آن می باشد. اما این که عوض مذکور اجرت باشد، (صفایی،۱۳۸۴: ۲۰۰ ؛ امامی،۱۳۷۳: ۲۹۷) و یا اینکه باید رابطه ای بین این عوض و قصد مشترک طرف ها برقرار کرد ، (کاتوزیان، ۱۳۸۰: ۱۴۰ – ۱۳۹) در اصل تجزیه پذیری شرط انجام شده از عقد فسخ شده تأثیری ندارد. البته درجایی که قصد مشترک طرف ها قابل احراز باشد مطابق آن رفتار می شود در غیر این صـورت آنچه بر ذمه مشـروط له قرار می گیرد، اجرت المثل است.
بنابراین هر چند با فسخ یا اقاله عقد اصلی، شرط ضمن آن نیز از بین می رود، ولی در صورتی که آن شرط ضمن عقد توسط مشروط علیه اجرا شده باشد، قرارداد تجزیه شده، بخش اجرا شده آن به صحت و اعتبار خود باقی بوده و تنها بخش اصلی قرارداد با فسخ یا اقاله پایان می یابد حکم این ماده به علاوه قابل اثبات با اصول و قواعد دیگر حقوقی از جمله قاعده احترام و بی عوض نبودن عمل اشخاص و منع استفاده بلاجهت نیز می باشد. (حائری،۱۳۸۹: ۳۷)
۲-۲- حقوق مصر
درحقوق مصر نیز همانند نظامهای حقوقی دیگر اصل اولیه اجرای دقیق وکامل قرارداد است.عدم اجرا و یا اجرای بخشی از قرارداد تخلف و نقض قرارداد تلقی می شود. اما مسأله این است که در فرض اجرای بخشی ازقرارداد آیا این بخش اجراشده معتبر تلقی می شود یا این که بر بخش اجراشده اثری مترتب نبوده،کل قرارداد نقض شده تلقی میشود و ضمانت نقض قرارداد برکل آن بارمی شود؟
بحث واقعی تجزیه پذیری قرارداد درحقوق مصر در ماده ۱۵۷ قانون مدنی جدید مصر بیانگرحالتی است که بخشی از قرارداد به اجرا و انجام درمی آید و بخش دیگرآن قابل اجرا نیست یا متعهد آن رابه انجام نرسانده یا مطابق و منطبق با قرارداد نیست، این که سرنوشت هر یک از این دو بخش چگونه است. در این جا مورد بررسی قرار می گیرد. این بحث (تجزیه و تجزیه پذیری قرارداد) در آثار حقوقی مصر، درخلال مباحث فسخ و عدم اجرای جزیی بعمل آمده است.

 

نظر دهید »
بررسی نقش کانون های تفکر در فرایند سیاستگذاری ایالات متحده آمریکا- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

د)راه حل های کانون های تفکر بعداز حوادث یازده سپتامبر درحوزه مهاجرت ۸۸
۱-د)راه حل کانون تفکر هریتیج فوندیشن برای مشکل مهاجرت ۸۹
۲-د) راه کانون تفکر”کامپتیتیواینترپرایزاینستیتیوت” برای مشکل مهاجرت ۹۲
بخش دوم: سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در زمان جرج دبلیو بوش ۹۴
الف)نقش کانون تفکر پناک در حمله امریکا به عراق ۹۶
ب)دکترین جرج دبلیو بوش ۹۹
د)یازده سپتامبر وجنگ عراق ۱۰۱
نتیجه گیری ۱۰۴
منابع ومأخذ ۱۱۶
فهرست جداول
جدول۲- ۱ ۲۳
جدول ۲-۲ ۲۵
جدول ۲-۳ ۴۵
جدول ۲-۴ ۴۹
جدول ۲-۵ ۵۴
جدول ۳-۱ ۶۹
جدول ۳-۲ ۷۷
مقدمه
امروزه در دنیای سرشار از اطلاعات پیچیده و وابسته به یکدیگر، سیاستگذاران برای حمایت از درستی تصمیمات خود و اداره جامعه و شناخت پیامدهای ناشی از اجرای سیاست های اتخاذ شده ، بایستی به دانش تخصصی و اطلاعات پایه ای دسترسی داشته باشند تا بدین وسیله قادر باشند با تکیه بر آن ها و بکارگیری تحلیل هزینه و فایده ، گزینه های سیاستی درست را انتخاب نمایند. اغلب اطلاعاتی که در دسترس سیاستگذاران قرارمی گیرد خام، بی قاعده وغیر قابل اعتمادند وحتی این احتمال نیز وجود دارد که به اصل اطلاعات نیز توسط افرادی که آن را به سیاستگذاران ارائه می دهند به منظورحفظ منافع خود ، صدمه ای وارد آید ودرنهایت اطلاعاتی که دراختیار سیاستگذاران قرار می گیرد مخدوش وناقص باشد. اما در برخی از موارد نیز ممکن است اطلاعات بدست آمده قابل اعتماد و نظامند باشند ولی به دلیل این که اطلاعات فنی و تخصصی هستند براساس آن سیاستگذاران غیر متخصص قادر به تصمیم گیری و ارائه راه حل درست برای مسئله نباشند.(McGann,2000)
از سوی دیگردولت ها باید مسائل را حل کنند اما بوروکراسی ماهیتاً خشک وبی روح می باشد وایده های قدیمی و پیشین رامورد بررسی قرارمی دهد و به ندرت قادر به خلق ایده های جدید است وبرای خود دولت نیز خلق ایده، امری دشوار است. بنابراین هر دولت و هر شکلی از حکمرانی با این سوال دست به گریبان است : “ایده های جدید را ازکجا می توان بدست آورد؟” دولت ها جواب های مختلفی را برای این سوال یافته اند که یکی ازاین جواب ها کانون تفکر است. بنابراین دولت ها برای جبران ضعف سیستم بوروکراسی در ارائه راه حل های جدید و ایده های نو به سمت نهادها وسازمان های غیر دولتی که اصطلاحاً “تینک تنک [۱]” نامیده می شوند گرایش پیدا کرده اند که در زبان فارسی به عناوین مختلفی نظیر اتاق فکر، مخزن اندیشه وکانون تفکر و… ترجمه شده است. اما در این تحقیق از معادل فارسی کانون تفکر استفاده می شود.
در ابتدای قرن بیستم چالش هایی نظیر، مدیریت اقتصاد صنعتی پیشرفته و افزایش پیمان های خارجی منجر شد تا دولت ها در زمینه علم و عقلانیت احساس نیاز کنند وبرای پاسخگویی به نیازهای خود جذب موسسات تحقیقاتی یا کانون های تفکر شوند تا آن ها با تیم کارشناسان خود برای مسائل روز راه حلی ارائه دهند. کانون های تفکر به عنوان پدیده قرن بیستم سازمان هایی غیرانتفاعی هستند که به تحقیق در حوزه مسائل عمومی وارائه راه حل برای سیاستگذاران می پردازند. یکی از بخش های اصلی رویداد دموکراتیک ایالات متحده امریکا تمایل شهروندان به ایجاد موسسات وانجمن های مستقل ازدولت جهت تأثیرگذاری بر فرایند سیاستگذاری بوده است. وجود این تمایل درایالات متحده امریکا سبب شده است تا طیفی ازموسسات غیرانتفاعی وانتفاعی با هدف اصلی تأثیرگذاری برسیاستگذاران تأسیس شوند. (Esterbrook,1986,P.66)
عکس مرتبط با اقتصاد
این سازمان های تحلیل وتحقیق سیاستگذاری عمومی(که امروزه از آن ها به عنوان کانون تفکر[۲] یاد می شود) نقشی اساسی را در عرصه سیاسی و سیاستگذاری در سطوح ملی ومحلی ایالات متحده امریکا ایفا می کنند. کانون های تفکر ابتدا در ایالات متحده امریکا وبعد ازجنگ داخلی تأسیس شدند. این موسسات وابسته به بخش خصوصی بودند وبا هدف یاری دولت در اتخاذ کارآمدترین سیاست، به اجرای اصلاحات در حوزه مسائل علوم اجتماعی می پرداختند. آن دسته ازکانون های تفکری که با موسسات دانشگاهی ،احزاب سیاسی ویا گروه های فشار مرتبط نیستند را اصطلاحاً کانون های تفکر مستقل وغیر وابسته می نامند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
موسسات غیرانتفاعی، مستقل از دولت عمل می کنند وازهیچ منافع یا حزب سیاسی خاصی حمایت به عمل نمی آورند. این ویژگی جامعه تحقیق سیاستگذاری سبب شده است نه تنها درفرایند سیاستگذاری جایگاه ویژه ای را کسب نمایند بلکه درزمینه تأثیرگذاری وگسترش نیز شاهد رشد چشمگیری باشند. علیرغم این که کانون های تفکربه تحقیقات سیاستگذاری عمومی، تحلیل ومشاوره وارائه راه حل مبادرت می ورزند، سازمان هایی هستند غیرانتفاعی که مستقل از دولت ها واحزاب سیاسی به فعالیت می پردازند ولی وظیفه نخست این سازمان های جامعه مدنی کمک به درک وانتخاب آگاهانه گزینه های مربوط به مسائل داخلی و بین المللی است. براساس نطرسنجی سال ۲۰۰۹ “برنامه کانون های تفکر و جوامع مدنی[۳] “مشخص شد که در جهان ۶۳۰۵ کانون تفکردر۱۶۹ کشور مشغول فعالیت هستند که در این میان امریکای شمالی دارای بیشترین تعداد کانون تفکر می باشد. یعنی ۱۹۱۲ کانون تفکر متعلق به امریکای شمالی است که از این رقم ۱۸۱۵ کانون تفکر تنها در ایالات متحده امریکا فعالیت می کنند.(McGann,2009,P.6)
امروزه بیش از ۱۸۱۵ کانون تفکر ویا مراکز تحقیقات سیاستی در ایالات متحده امریکا وجود دارند که حدود نیمی از این کانون های تفکر موسسات وابسته دانشگاهی[۴] هستند وتقریباَ ۳/۱ آن ها در واشنگتن دی سی مستقر می باشند. براساس گزارش ارائه شده توسط تینک تنک دیرکتوری[۵] در سال۲۰۰۶ مشخص شد بیشتر کانون های تفکر درایالات متحده امریکاحوزه تاثیرگذاری شان عمدتاً سیاستگذاری عمومی است. مهمترین وجه تمایز کانون های تفکر ایالات متحده امریکا نسبت به دیگر کشورها برخورداری ازاستقلال می باشد. امروزه در ایالات متحده امریکا حضوربیش از۱۸۰۰ کانون تفکرمستقل سبب شده است تا(McGann,2009,P.6) امریکا در زمره کشورهایی قرارگیرد که دارای بیشترین کانون تفکرهستند. باتوجه به این مطلب درخواهیم یافت که امریکا ازفضایی استثنایی برای فعالیت کانون های تفکر برخوردار است و نکته قابل توجه این جاست که اکثر این موسسات، تحت حمایت بخش خصوصی قرار دارند، ویژگی که درسایرنقاط جهان کمتر به چشم می خورد.
درقرن بیستم موسسات تحقیق سیاستگذاری به نیاز جامعه برای تحلیل وتفکر مستقل پاسخ گفتند. درواقع شکل گیری موسسات مستقلی که توسط کمک های مالی خصوصی به تحقیق سیاستی وارائه ایده ها ونظرات خود می پرداختند پدیده ای کاملاً امریکایی است که این خود ریشه در سنت های بشردوستانه، دموکراتیک وکثرت گرای ایالات متحده امریکا دارد واز اوایل قرن ۱۹ این پدیده درایالات متحده امریکا مشهود بوده است. درعرصه سیاسی امریکا موسسات تحقیق سیاستگذاری عمومی(کانون های تفکر) پل بین جامعه سیاسی وعلمی هستند.(Lindquist,1989,P.71)
به سختی می توان در فرایند سیاستگذاری ویا در ادارات ودستگا ه های حکومت امریکا جایی را مشخص کرد که کانون های تفکر در آن قسمت ها حضوری نداشته اند، این موسسات که در ایالات متحده امریکا در طیف وسیعی از حوزه های سیاست خارجی وداخلی دارای تخصص می باشند همواره به دنبال انتقال ایده های خود به کنگره، قوه مجریه، بوروکراسی واخیراً قوه قضائیه بوده اند. دانشمندان زیادی براین عقیده اند که نظام سیاسی مبتنی بر تفکیک قوا وغیر متمرکز وضعف سیستم حزبی ایالات متحده امریکا به گسترش و توسعه کانون های تفکر دراین کشور کمک شایانی نموده است در چنین فضای قابل نفوذی کانون های تفکر ازموقعیت ودسترسی بیشتری به سیاستگذاران برخوردارند، درکنگره امریکا بدون احتساب تعداد زیادی از کارکنان وکمیته های پشتیبانی، به تنهایی ۵۳۵ نماینده منتخب حضور دارند که کانون های تفکر قادر به برقراری ارتباط با آن ها جهت ارائه ایده های سیاستی خود می باشند. با وجود چنین شرایطی،کانون های تفکر به چندین کانال برای جلب توجه سیاستگذاران متوسل می شوند که عبارتند از: سخنرانی در برابرکمیته های کنگره، ارائه خلاصه کتبی موضوعات سیاستی به اعضای کنگره، دعوت ازنمایندگان وسناتورها جهت شرکت درسمینارها وکارگاه ها وروابط با آژانس های حکومتی.
الف)اهمیت موضوع:
دولت ها باید مسائل را حل کنند اما بوروکراسی ماهیتاً خشک وبی روح می باشد وایده های قدیمی و پیشین رامورد بررسی قرارمی دهد و به ندرت قادر به خلق ایده های جدید است وبرای خود دولت نیز خلق ایده، امری دشوار است. بنابراین دولت ها برای جبران ضعف سیستم بوروکراسی در ارائه راه حل های جدید و ایده های نو به سمت نهادها وسازمان های غیر دولتی که اصطلاحاً “کانون تفکر” نامیده می شوند گرایش پیدا کرده اند.کانون های تفکر به عنوان یکی ازپدیده های قرن بیستم، موسساتی هستند غیرانتفاعی ومستقل که به صورت بی طرفانه به تحلیل وارزیابی مسائل ،ایده پردازی وارائه راه حل می پردازند وهمواره کوشش می کنند تا ایده وراه حل های خود را در دستور کار سیاستگذاران قراردهند. ویژگی استقلال وبی طرفی کانون های تفکر سبب شده است تا در دنیا به خصوص ایالات متحده امریکا که مهد کانون های تفکر تلقی می شود از جایگاه ویژه ای در بین سیاستگذاران ودولت ها برخوردارگردند.این موسسات توانسته اند در فرایند سیاستگذاری ایالات متحده امریکا نقش مهمی را ایفا کنند، به عنوان مثال یکی از فضاهایی که کانون های تفکر سعی بر داشتن حضوری پر رنگ در آن را دارند عرصه انتخابات ریاست جمهوری امریکا است. درطی دوره مبارزات انتخاباتی کانون های تفکر با ارائه ایده ها و راه حل های خود در زمینه مسائل مختلف داخلی وخارجی به نامزدها در صدد هستند تا برای ایده ها وراه حل های خود بازاریابی کنند و ایده های خود را دردستورکار سیاستگذاران قرار دهند، نامزدها نیز با بکارگیری ایده های آن ها سعی در دستیابی به سمت ریاست جمهوری را دارند.حتی بعد از پیروزی در انتخابات نامزدها از کانون های تفکر ومحققان آن ها در رده های مختلف دولت خویش به منظور ارائه مشاوره وراه حل بهره می گیرند به نحوی که ایده وراه حل های کانون های تفکر چارچوب اصلی سیاست داخلی وخارجی دولت آینده را تشکیل می دهند.
در ایران نیز تشکیل کانون های تفکر برای پرداختن به مسائل داخلی وخارجی وارائه راه حل یک ضرورت است.اما تاکنون در این زمینه اقدامات موثری برای توسعه این گونه موسسات صورت نپذیرفته است. مرکز پژوهش های مجلس در طی گزارشی براهمیت کانون های تفکر در شناسایی کارآمدی دولت و ارائه راهکار برای رفع ناکارآمدی ها تأکید داشته است وخاطرنشان ساخته است که فعالیت کانون های تفکر باید به رفع ناکارآمدی ها منجر شود وبرای به وجود آمدن چنین اصلی لازم است که آن ها در شرایط مناسبی قرار گیرند تا کشور را ازطریق احصاء ناکارآمدی ها وتدوین برنامه هایی برای کارآمدی در مسیر توسعه واقعی هدایت کنند.
ب)پرسش تحقیق:
کانون های تفکر با چه ابزاری بر سیاستگذاری ایالات متحده امریکا تأثیر می گذارند؟
ج)فرضیه تحقیق:
کانون های تفکر از طریق راه حل یابی بر سیاستگذاری ایالات متحده امریکا تأثیر می گذارند.
د)پیشینه تحقیق:
در ایران در زمینه کانون های تفکر ونقش آن ها بر فرایند سیاستگذاری ایالات متحده امریکا مطالعات وپژوهش های مفصل وجامعی صورت نگرفته است واغلب مطالعات محدود به چند مقاله می شود که این رقم نسبت به کارهای آکادمیک وژورنالیستی انجام شده در کشورهای دیگر بسیار ناچیز به نظر می رسد.البته در چند سال اخیر با مورد توجه قرارگرفتن کانون های تفکر وجایگاه آن ها در فرایند سیاستگذاری کنفرانس هایی برگزار شده است، ازجمله همایش کانون های تفکر ودولت نهم که در آن به تاریخچه ونقش کانون های تفکر به عنوان موسسات غیر دولتی بی طرف در رفع ناکارآمدی های دولت وارائه راه حل برای مسائل مختلف اشاره شده است.ولی هنوز کانون های تفکر در ایران موضوعی جدید وناشناخته است ودر زمینه آن آثار مکتوب بسیار اندک است وکمتر محققان ومترجمان درجهت ترجمه آثاری در این زمینه گام برداشته اند.
ه)روش تحقیق:
در این پژوهش از روش مطالعه اسنادی وتوصیفی-تحلیلی بهره گرفته شده است.اما در این پژوهش توصیف پدیده مورد نظر، با تکیه بر تجزیه وتحلیل وقایع صورت گرفته وسعی شده تا تحلیل منطقی از رویداد ها ارائه گردد.روش جمع آوری داده ها نیز به صورت روش کتابخانه ای بوده وبا مطالعه اسناد ومدارک مربوطه سعی می شود تا اطلاعات به صورت نظام دار جمع گردد.
و)مشکلات تحقیق:
مهمترین مشکل پژوهش حاضر درگرد آوری منابع آن تبلور یافته است چرا که منابع این پژوهش کاملاً انگلیسی و تهیه شده از طریق سایت های مختلف اینترنتی می باشد و مطالب و کتب فارسی وحتی انگلیسی در این زمینه در ایران بسیار اندک بوده است.
مبانی نظری
نظام های مردم سالار به صرف تأسیس وتشکیل احزاب سیاسی وبرگزاری انتخابات آزاد وعادلانه ساخته نمی شوند.راه حل توفیق دراستقرار مردم سالاری، توسعه واصلاحات اقتصادی،”حکمرانی”است که دربرگیرنده آداب وسنت ها، نهادها وفرایند هایی است که تعیین می کند چگونه تصمیمات دولت به صورت روزانه گرفته شوند.(میدری،خیرخواهان،۱۳۸۳،ص۳۵۱،).
دراواخر قرن بیستم، واژه حکمرانی مورد توجه خاص دانشمندان اجتماعی، سازمان های خیریه[۶]و جامعه مدنی قرار گرفت. علت این توجه ناشی از این حقیقت است که حکمرانی را می توان در مورد طیف وسیعی از موضوعات، روابط وموسسات درگیر فرایند مدیریت امور خصوصی ودولتی بکار برد. واژه حکمرانی[۷] به خوبی نشان می دهد که حکومت ها باید برروی چه چیزهایی متمرکز شوند.(UN,2006,p.1).
دراین جا بایستی به این نکته اشاره کرد که حکمرانی با حکومت به یک معنا نیست وحکمرانی متفاوت از حکومت است. حکومت شیوه خاصی از اقدام است که در آن برداشت کافی از قدرت وجود دارد. یعنی منطق آن برحول مفهوم قدرت وتحمیل استقرار است، اما درفضای حکمرانی دولت محدود شده وجایگاهی برای استفاده از قدرت باقی نمی ماند وروابط یکجانبه جای خود را به روابط چند جانبه می دهد. فضای حکمرانی، فضایی افقی است ودولت خود را در یک سطح با دیگر نهادها قرار می دهد. دراین فضا کنشگران غیردولتی به قدری از یکدیگر استقلال دارند که نمی توانند چیزی را بردیگری تحمیل نمایند. اما درعین حال آن قدر به یکدیگر وابسته اند که می دانند بدون یکدیگر قادر به اقدام نیستند. به این ترتیب فضای حکمرانی دیگر فضای دولت محور نیست، بلکه سازمان های جامعه مدنی وبخش خصوصی نیز ایفاگر نقش هستند ونقش پل ارتباطی بین شهروندان ودولت را برعهده می گیرند.
به طورکلی نظریه سیاسی آنگلو امریکن از واژه حکومت برای اشاره به نهادهای رسمی دولت وانحصار آن ها دراعمال قدرت اجباری مشروع استفاده می کند. حکومت براساس توانایی درتصمیم گیری وقابلیت اجرای آن تصمیمات مشخص می شود. به طور خاص حکومت عبارت است ازفرایند سازمانی ورسمی که درسطح دولت ملت به حفظ نظم عمومی وتسهیل اقدام جمعی می پردازد. (Stoker,1998,P.17)
حکمرانی به ما نشان می دهد به همان نحوکه ساختارهای رسمی دولتی یکی از ابزارهای اتخاذ واجرای تصمیمات هستند درسطح ملی ساختارهای غیر رسمی نیز ممکن است وجود داشته باشند که برتصمیم گیری ها اثرگذار باشند.به طور کلی چشم انداز حکمرانی، پیش فرض های مرسوم که بردولت متمرکز بوده ومعتقدند دولت تنها نهادی است که از نیروهای اجتماعی ناشی شده است را به چالش می کشد ومدعی است که بخش خصوصی وجامعه مدنی به واسطه میزان وحوزه نقش شان درحل مسائل جمعی بدون تکیه برمنابع رسمی دولت مشخص می شوند وبخش خصوصی وسازمان های غیرانتفاعی درفضای حکمرانی نقش موثری را ایفا می کنند(۲۷-Stoker,1998,P.19)
ازسوی دیگر حکمرانی نباید فقط به حکومت تقلیل داده شود زیرا سه جنبه حکمرانی: دولت، جامعه مدنی وبخش خصوصی درجامعه مستقل هستند. به این ترتیب اولین پیغام حکمرانی به چالش کشیدن ادراک های قانونی/ رسمی ازسیستم های حکومت است. سیستم هایی که برپایه حاکمیت، ازانحصار اجبار برخوردارباشند جایگاهی فراتر از سایر گروه های اجتماعی برای خویش درنظرمی گیرند. بنابراین باید گفت مفهوم حکمرانی برهمیاری حکومت وجامعه مدنی مبتنی است، این مفهوم براین اصل بنیادی استواراست که حکومت ها به جای آن که به تنهایی مسئولیت کامل اداره جامعه را درتمام سطوح آن برعهده گیرند بهتراست درکنار شهروندان، بخش خصوصی ونهادهای مردمی به عنوان یکی از نهادهای مسئول اداره جامعه محسوب شوند. با ورود شهروندان یا به مفهوم سازمان یافته ترآن، جامعه مدنی، به عرصه تصمیم گیری وسیاستگذاری، جریان اداره کشور از یک نظام اقتدارگرا وآمرانه به فرایندی مردم سالار ومشارکتی تبدیل خواهد شد.
درفرهنگ لغت امریکایی “هریتیج ” واژه “حکمرانی”به عنوان فعالیت، شیوه عمل یا قدرت حکمراندن، دولت معنا شده است. درفرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد، حکمرانی فعالیت یا روش حکمراندن، اعمال کنترل یا قدرت بر فعالیت های زیر دستان، نظامی ازقوانین ومقررات تعریف شده است. (میدری وخیرخواهان،۱۳۸۳،ص۱۹۳)
طرح توسعه سازمان ملل متحد: حکمرانی عبارت است از اعمال قدرت اقتصادی، سیاسی واداری برای مدیریت امور عمومی یک کشور درهمه سطوح. حکمرانی مشتمل بر سازوکارها، فرایند ها ونهادهایی است که از طریق آن شهروندان وتشکل ها منافع خود را ابراز نموده، حقوق قانونی خود را استفاده نموده، تعهدات وتکالیف خود را ایفاء واختلافات خود رابا میانجی گری حل می نمایند(UNDP.2002).
شاید دقیق ترین تعریف حکمرانی درگزارش کمیسیون حکمرانی جهان یا “همسایگی جهانی ما(۱۹۹۵)” آمده باشد:”حکمرانی مجموعه ای ازروش های فردی ونهادی، عمومی وخصوصی است که امور مشترک مردم را اداره می کند. حکمرانی فرایندی پیوسته است که ازطریق آن منافع متضاد یا متنوع را همساز نموده واقدام همکاری جویانه اتخاذ می گردد. حکمرانی شامل نهادهای رسمی است که برای تضمین اجرای قانون، قدرت پیداکرده اند، همچنین قراردادهای غیر رسمی که مردم ونهادها بر سرآن ها توافق نموده اند یا درک می کنند که به نفع آن هاست.(میدری وخیرخواهان،۱۳۸۳،ص ۱۹۴)
جری استوکر درمقاله ای تحت عنوان”حکمرانی به مثابه نظریه: پنج برداشت”برداشت های مختلفی از نظریه حکمرانی را درپنج دسته زیر جای می دهد.
۱)حکمرانی به مجموعه ای ازنهادها وکنشگرانی اشاره دارد که ریشه در دولت دارند اما فراتر از آن هستند.
۲)حکمرانی روشن کننده ابهام موجود در مرزها ومسئولیت ها برای حل مسائل اجتماعی واقتصادی است.
۳)حکمرانی نشان دهنده وابستگی قدرت موجود در روابط میان نهادهای حاضر در اقدام جمعی است.
۴)حکمرانی مربوط می شود به شبکه های خود اداره کننده مستقل کنشگران
۵)حکمرانی مشخص کننده ظرفیت برای انجام اموری است که متکی به قدرت دولت برای صدور فرمان یا استفاده ازاقتدارآن نیستند این پدیده دولت را قادربه استفاده از ابزارها وتکنیک های جدید برای راهنمایی وهدایت می بیند.
به اعتقاد استوکر هریک ازاین برداشت ها منجر به تعریفی متفاوت از مفهوم حکمرانی شده اند. دریک رابطه مبتنی برحکمرانی گرچه ممکن است یک سازمان بر فرایندی خاص از تبادل مسلط شود اما هیچ سازمانی به تنهایی قادربه فرماندهی نیست. حکومت یا دیگر نهادها درسطح ملی ممکن است به دنبال تحمیل کنترل خود باشند. اما همواره تنشی مداوم میان خواست اقدام معتبر و وابسته به رضایت وعمل دیگر بازیگران وجود دارد. (Stoker,1998,P.18)حکومت کردن از دیدگاه حکمرانی همواره یک فرایند تعاملی است زیرا هیچ بازیگر واحدی چه خصوصی وچه دولتی، به تنهایی دانش ومنابع لازم برای حل یک جانبه مشکلات راندارد (Kooiman,1993,P.215) همان طور که قبلاً گفتیم درحکمرانی سه نوع رژیم اصلی مشارکت دارند که عبارتند از: دولت، جامعه مدنی وبخش خصوصی. هرچه گفت وگو وارتباط این سه بخش بیشتر باشد حکمرانی به میزان بیشتری تحقق یافته ومسیر حرکت جامعه در جهت رسیدن به توسعه اقتصادی و اجتماعی هموارتر خواهد شد.
بررسی های ادبیات موجود اکثراً به این نتیجه رسیده اند که واژه حمکرانی به روش های مختلف به کار برده شده ومعانی مختلفی نیز به خود گرفته است. ( Rhodes,1996.25-27) اما این توافق پایه ای نیز وجود دارد که حکمرانی مربوط به توسعه اشکال حکومتداری به شکلی است که مرزهای میان ودرون بخش های خصوصی وعمومی دچارابهام شوند. ماهیت حکمرانی را تمرکز آن بر مکانیسم های حکومتداری تشکیل می دهد که متکی براقتدار ومجازات های دولت نیستند. مفهوم حکمرانی به ایجاد ساختار یانظمی اشاره دارد که ظاهراً قابل تحمیل نیست ونتیجه کنش وواکنش میان کنشگران متنوع حکومتدار وتأثیرات ایشان بریکدیگر است.
شوالیه معتقد است با توجه به مباحث مطرح شده در فضای حکمرانی شاهد وقوع موارد زیر خواهیم بود: الف) در فرایند تصمیم گیری ازاین به بعدکنشگران متفاوتی وارد خواهند شد ودولت تنها تصمیم گیر محیط سیاسی باقی نخواهد ماند. این کنشگران جدید مایل به فعالیت می توانند رسمی ویا غیررسمی وهم از بخش دولتی و یا بخش خصوصی باشند.هم چنین می توانند محلی ویا منطقه ای ویا بین المللی باشند.
ب) ازاین پس راه حل ها باید راه حل های اجتماعی وبرخاسته از تفاهم میان کنشگران متفاوت باشد. مبنای راه باید مذاکره ومصالحه باشد. دراین راه حل یابی جدید دولت می پذیرد که کنشگری مساوی با دیگرکنشگران بوده وتصمیم برخاسته از یک عمل جمعی است به این ترتیب باید گفت که حکومت به عنوان ابزار اعمال قدرت دولت با آمدن حکمرانی تغییرات زیادی می یابد واز حالت سلسله مراتبی(بالا-پایین)خارج می شود وایده وستفالیایی حکومت که در
آن دولت ملت هایی مستقل وبا حاکمیت اصلی هستند جای خود را به کنشگران مختلف می دهند.
حکمرانی مردم سالار نیازمند سازوکارهایی است که ازطریق آن شهروندان به طور عادی بتوانند در فرایند سیاستگذاری، مشارکت نمایند. دولت ها غالباَ واهمه دارند که با این کار، فرایند سیاستگذاری کند شود، درحالی که هراندازه فرایند سیاستگذاری فراگیرترباشد، سیاست ها، قوانین ورویه های اداری حاصله ازچنین فرایندی، حساسیت پذیرتر وپاسخگوترخواهد بود. حکمرانی همچنین نیازمند نهادهای پاسخگویی است که مانع سوءاستفاده ازقدرت شوند. اصول قانون اساسی که چگونگی توزیع، بازبینی وترازسازی قدرت را پیش بینی می کنند به گونه ای کارآمد مانع سوء استفاده از قدرت وپدید آورنده ثبات هستند. درعین حال به سازوکارهای اضافه تری به منظور به حداقل رسانیدن سوء استفاده از قدرت به صورت همیشگی نیاز است و در این حالت است که حکمرانی نقش خود را ایفا می نماید(میدری،خیرخواهان،۱۳۸۳،ص۳۵۲)
کانون تفکر
سازمان های تحلیل، تحقیق سیاستگذاری عمومی(که امروزه از آن ها به عنوان کانون تفکر[۸] یاد می شود) نقشی اساسی را در عرصه سیاسی و سیاستگذاری در سطوح ملی ومحلی ایالات متحده امریکا ایفا می کنند. کانون های تفکر یا سازمان های برنامه ریزی سیاستی[۹] را به شیوه های مختلفی تعریف وطبقه بندی می کنند. (Durst&Thurber,1989) کانون تفکر موسسه تحقیقاتی، غیرانتفاعی ومستقلی است که به بررسی وارائه راه حل درطیف وسیعی ازمسائل سیاستی می پردازد. این کانون های تفکر به عنوان موسسات تحقیقاتی متخصص در مسائل سیاست داخلی وخارجی به طورسنتی به مثابه ناظران بی طرف امور سیاستی قلمداد می شوند که به تحقیقات علمی می پردازند ومصمم هستند تا نظر کارشناسی خود را به تصمیم گیران ارائه دهند. بعد از جنگ جهانی دوم کانون های تفکردستخوش دگرگونی اساسی قرارگرفته است، برخی ازکانون های تفکر ابتدا به منظور تقویت تصمیم گیری به مقامات حکومتی مشاوره های بی طرفانه ارائه می دادند وبرخی دیگر به طور موثر در زمینه بسیاری از مسائل داخلی وخارجی به لابیگری می پرداختند. به عبارت دیگرزمانی کانون های تفکر را«محل امن برای تفکر»[۱۰] قلمداد می کنند که محققان بتوانند در یک خلوت نسبی ودر محیطی به دور از محدودیت های آموزشی واجرایی دانشگاهی به تحقیق بپردازند. البته این گونه به نظر نمی رسد که این سازمان ها باید خود را از جامعه سیاستگذاری محفوظ بدارند بلکه برعکس بسیاری از تحقیقات صورت گرفته توسط کانون های تفکر ممکن است از واقعیت فاصله داشته باشند وافراد وابسته به این سازمان هاکاملاً از نقش خود در فرایند سیاستگذاری آگاه باشند وگاهی برخی از کانون های تفکرکه درخارج از واشنگتن قرار دارند نظیرموسسه هوور[۱۱] ترجیح دهند که خود را از تغییرات سیاست امریکا دور نگه دارند وبرخی دیگر از« محل امن برای تفکر» خارج شده وتمایل دارند که در شبکه تصمیم گیری واشنگتن جایگاه مهمی را به خود اختصاص دهند.(Abelson,1992,pp7-14)
کانون های تفکرکه دارای عملکردی منحصربه فرد هستند به تحقیقات سیاستگذاری عمومی ،تحلیل ومشاوره مبادرت می ورزند وسازمان هایی هستند غیرانتفاعی که مستقل از دولت ها واحزاب سیاسی به فعالیت می پردازند ولی وظیفه نخست این سازمان های جامعه مدنی کمک به درک وانتخاب آگاهانه گزینه های مربوط به مسائل داخلی و بین المللی است. اما این کانون های تفکر چند نقش اساسی دیگری را نیز برعهده دارند:
الف)نقش های کانون های تفکر
● وظیفه میانجی گری بین دولت ومردم را برعهده دارند که برای مقامات دولتی اعتبار واعتماد به همراه می آورد.
● در مباحث سیاستی آگاهانه وبی طرفانه صحبت می کنند.
● مسائل سیاستی روز، برنامه ها وطرح ها را شناسایی[۱۲]، بیان[۱۳] وارزیابی[۱۴] می کنند.

 

 

نظر دهید »
بررسی ارتباط ازدواج خویشاوندی با بیماری های ژنتیکی مطالعه موردی شهر اصفهان- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

جدول ۴-۲۴)توزیع فراوانی سابقه بیماری در خویشان مرد و نوع ازدواج……………………………………………………………۸۴
جدول۴-۲۵)پیش بینی احتمال بروز ازدواج خویشاوندی با بهره گرفتن از رگرسیون لوجستیک…………………………………..۸۵

ده
فهرست نمودارها
شکل ۲-۱)تقسیم بندی بیماری های مادرزادی و ژنتیکی…………………………………………………………………………………..۳۲
شکل ۲-۲)مدل نظری تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………..۴۱
شکل ۳-۱)ترسیم شجره نامه…………………………………………………………………………………………………………………………۴۵
شکل ۴-۱)توزیع فراوانی مراجعه کنندگان به مرکز ژنتیک پزشکی اصفهان بر حسب شغل مرد……………………………. ۵۸
شکل ۴-۲)توزیع فراوانی مراجعه کنندگان به مرکز ژنتیک پزشکی اصفهان بر حسب تحصیلات …………………………..۶۰
شکل ۴-۳)توزیع فراوانی مراجعه کنندگان به مرکز ژنتیک پزشکی اصفهان بر حسب محل سکونت……………………….۶۱
شکل ۴-۴)توزیع فراوانی مراجعه کنندگان بر حسب علت مراجعه…………………………………………………………………….۶۲
شکل ۴-۵)توزیع فراوانی مراجعه کنندگان بر حسب چگونگی مراجعه به مرکز…………………………………………………..۶۳
شکل ۴-۶)الگوی سنی مراجعه کنندگان به مرکز ژنتیک پزشکی اصفهان بر حسب جنس……………………………………..۶۸

یازده
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
ازدواج عامل پیدایی خانواده است و خانواده از دیدگاهی یک نشان یا نماد اجتماعی شمرده می شود و برآیند یا انعکاسی از کل جامعه است. چون خانواده طبیعی ترین و مشروع ترین واحد تولید مثل به شمار می آید، کم وکیف فرزندانش بر تمامی ساخت جامعه اثر خواهد داشت. هرگز نمی توان انتظار داشت جامعه ای سالم باشد و حال آنکه فرزندانی ناسالم از درون خانواده بیرون آیند. در واقع می توان گفت، هیچ جامعه ای نمی تواند در برابر ازدواج – یا پدیده ای که توزیع ژن را در آن تحت تاثیر قرار می دهد، و از دیدگاهی بقای نسل و تطور کمی وکیفی آن بدان مربوط است – بی توجه باشد.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
یکی از اصول کلی و جهانی ازدواج، پدیده ممنوعیت ازدواج با محارم(کسانی که ازدواج با آنها حرام)است. اگر از موارد استثنایی مانند ازدواج برادر و خواهر در مصر، پرو و ایران باستان و بومیان هاوایی و…که ازدواج با آنها به خاطر ادامه سلطه خانوادگی و یا ارث مجاز بوده، بگذریم، این ممنوعیت تقریبا در همه جوامع بشری چه ابتدایی و چه مدرن به چشم می خورد. معمولا دو شیوه همسرگزینی داریم:
برون همسری که با ممنوعیت ازدواج دریک محدوده خویشاوندی شکل می گیرد، رسم و قاعده ای است که فرد مجبور می شود خارج از گروه اجتماعی خود همسر گزینی کند. درون همسری رسم و قاعده ای است ،که فردمجبور می شود، همسر خود را، از درون گروهی که به آن تعلق دارد، انتخاب کند(ساروخانی، ۱۳۷۰: ۷۴).
یکی از اشکال ازدواج، ازدواج خویشاوندی است. یعنی ازدواج بین دو نفر که با یکدیگر خویشاوند بوده و دارای ژنهای مشابه با ساختمان یکسان هستند و ژنهای مشابه را از اجداد و گذشتگان مشترک دریافت کرده اند(سروری، ۱۳۸۰ ۱۱۰).ازدواج خویشاوندی که در حد یک معضل اجتماعی خود را نمایان ساخته با پیشرفت روز افزون علم ژنتیک، ابعاد جدی تر به خود گرفته است. چرا که علیرغم همه موفقیتهایی که محصول تلاش و پشتکار دانشمندان و پزشکان سراسر دنیاست، هنوز بسیاری از سوالات در این زمینه بی پاسخ مانده اند.
ازدواجهای خویشاوندی در وراثت انسان بسیار با اهمیتند و از آنجا که خویشاوندان نزدیک شانس بیشتری از غیر خویشاوندان برای داشتن ژنهای مشابه دارند، فرزندان حاصل از این نوع ازدواجها ژنهای مشابه بیشتری را نسبت به فرزندان حاصل از ازدواج غیر خویشاوندی دارا خواهند بود.
دانشمندان معتقدندکه در ازدواجهای خویشاوندی، وجود ژنهای معیوب در نیای مشترک، موجب انتقال ژنتیکی بیماری به فرزندان می گردد و ژنهای مشترک اختلال برانگیز، در شیوع انواع بیماریها دخیل هستند(کرباسی،۱۳۷۸).حال این سوال مطرح می شودکه باتوجه به پیشرفت علم ژنتیک ووجودمراکز مشاوره ژنتیک آیا ازدواج خویشاوندی باید انجام بگیرد یا اینکه این گونه ازدواج باید طرد شود؟با توجه به این مطلب که دراین مراکزازدواجهای پر خطر بررسی می شود وهمچنین تشخیص قبل از تولد بعضی از بیماری ها انجام می گیرد.این نکته قابل توجه است که نقش مراکز مشاوره ژنتیک در کاهش بیماریهای ژنتیکی به چه اندازه است؟در این فصل تلاش گردیده ابتدا ، در قالب طرح مسئله موضوع بررسی شود در ادامه اهمیت موضوع و اهداف بیان شده است.
۱-۱)بیان مسئله
ازدواج خویشاوندی و یا پیوند میان دو فرد دارای دست کم یک نیای مشترک، یکی از اشکال ازدواج در بیشتر مناطق شمال آفریقا، آسیای مرکزی و غربی و آسیای جنوبی می باشد (عباسی شوازی و ترابی، ۱۳۸۵: ۱۲۰).این الگوی ازدواج از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در بین کشورها و حتی در داخل یک کشور متفاوت است. همچنین در میان گروه های قومی – مذهبی تفاوتهای آشکاری دیده می شود. در واقع می توان بیان داشت که این الگوی ازدواج با توجه به عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی هر کشور و هر منطقه ای متفاوت است. ازدواج خویشاوندی در استانهای مختلف نیز تفاوتهای معنی داری را نشان می دهد. در کشورهای منطقه مدیترانه شرقی تمایل به ازدواج خویشاوندی به هیچ وجه به کشورهای اسلامی محدود نیست. ازدواج فرزندان عمو، عمه، دایی و خاله همچنین، در بعضی جوامع مسیحی، یهودی و در بین زرتشتیان رایج است. ازدواج عمو با دختر برادر در بین جوامع کلیمی وجود دارد. ولی در اسلام ومسیحیت این نوع ازدواج منع شده است(فرهود[۱]،۱۹۹۱: ۱).
عکس مرتبط با اقتصاد
شیوع ازدواج خویشاوندی در ایران در مناطق شهری و روستایی متفاوت است، که در مناطق شهری از حدود ۲۴ تا ۶۴ درصد متغیر است. طبق مطالعات انجام شده قومیت نیز در شیوع ازدواج خویشاوندی نقش دارد به طوری که در بین قوم بلوچ ۵۹ درصد ازدواجها و در بین آذری ها ۳۸ درصد ازدواجها خویشاوندی می باشد(فرهود،۱۹۹۱: ۷).فراوانی ازدواجهای خویشاوندی در بین مسلمانان بیشتر از مسیحیان گزارش شده است(کلات[۲]،۱۹۸۸: ۱۸۸).همچنین در بین گروه های شیعه و سنی نیز تفاوتهای آشکاری دیده می شود.
تا یک قرن اخیر به دلیل اینکه بشر عوامل بیماریزا را نمی شناخت این نوع ازدواج ها نه تنها معضل نبود، بلکه یک امر مطلوب به شمار می آمد. با پیشرفت و بهبود شرایط اقتصادی، اجتماعی و مبارزه با بیماری های عفونی ،مرگ و میر کودکان کاهش یافته و منجر به افزایش اهمیت بیماریهای ژنتیک در جامعه شد.در حال حاضر انتقال بیماریها از بیماریهای عفونی به سمت بیماریهای ارثی و ژنتیکی می باشد. در این میان نقش ژنتیک اجتماعی در بررسی تاثیرات شهرنشینی، مدرنیزه شدن،کنترل جمعیت و نیز تمایل به داشتن خانواده های کوچکتر در میزان شیوع بیماریهای اتوزومال مغلوب[۳] مهم به نظر میرسد(اکرمی،۱۳۸۵: ۳۵۹).
در واقع می توان بیان کرد که با پیشرفت علم ژنتیک مشخص شد که ازدواج خویشاوندی یکی از عوامل مهم بیماریهای ارثی است. ازدواج های فامیلی نه تنها، احتمال مبتلا شدن فرزندان به بیماریهای ارثی را افزایش می دهد بلکه باعث ازدیاد این بیماریها و ژنهای بیماری زا در نسل های آینده می شود. بر اساس آمارهای جهانی سه تاچهار درصد مرگ و میر نوزادان به دلیل اختلالات ژنتیکی رخ می دهد. خطر ایجاد بیماری مادرزادی در هر حاملگی در جمعیت عادی حدود ۲٫۵ درصد می باشد(اکرمی،۱۳۸۵: ۳۶۰).
همچنین تحقیقات مختلف بیانگر این مطلب است که میزان معلولیت، خطر مرده زایی و مرگ نوزادان و ناهنجاری های مادرزادی در ازدواج های فامیلی بسیار بیشتر از ازدواج های غیر فامیلی است(کمیلا[۴]،۱۹۹۹: ۵۱۸). به عبارت دیگر می توان گفت احتمال تولد کودک معلول در ازدواج های فامیلی دو تاسه برابر ازدواج های غیر فامیلی است.
در حال حاضر ازدواج های فامیلی در بعضی از کشورهای پیشرفته و صنعتی ممنوع شده است. در کشورهای غربی امروزه مشکلی به نام ازدواج های همخونی و عوارض ناشی از آن وجود ندارد (سروری، ۱۳۷۴). ولی قابل ذکر است که شیوع این نوع ازدواج در کشورهای در حال توسعه بالاست. در ایران نیز اینگونه ازدواج ها شیوع بالایی دارد. نتایج تحقیقات گیونز و هیرشمن[۵] نشان می دهد که ۴۰ درصد ازدواج ها از نوع خویشاوندی است(عباسی شوازی وترابی، ۱۳۸۵: ۱۲۱).
نتایج بررسی سعادت وهمکاران(۲۰۰۴) نیز نشان می دهد که در حدود ۶/۳۸ درصد ازدواج ها در ایران خویشاوندی و در حدود ۹/۲۷ درصد آنها از نوع خویشاوندی درجه اول[۶] بوده اند.
با توجه به این مطلب که ازدواج خویشاوندی در ایران به عنوان یک الگوی ازدواج هنوز پایدار است و ممکن است به دلایل گوناگون در آینده نیز ادامه داشته باشد، لذا با شناخت ابعاد مختلف این پدیده به ارائه راهکارهای عملی و کاربردی در جهت کاهش ازدواج های خویشاوندی پرخطر و در نتیجه کاهش ناهنجاریها و بیماریهای ژنتیکی کودکان گامی موثر برداریم.
ضرورت و اهمیت موضوع
ازدواج های خویشاوندی در ایران به صورت شایعی اتفاق می افتد. هر چندکه به دلایل مذهبی و قوانین ایران بعضی از ازدواج ها اصلا اتفاق نمی افتد ولی ازدواج هایی مثل دختر عمو-پسرعمو، دخترخاله ـ پسر خاله یکی از شایع ترین فرم های ازدواج در کشورایران می باشد. در این نوع ازدواج تشابه ژنتیکی در حدود ۵/۱۲درصد می باشد(سروری، ۱۳۸۰: ۱۱۳).
بررسی های فرهود وهمکاران(۱۹۹۸) میزان ازدواج خویشاوندی در اصفهان را ۴۶/۲۴ درصد نشان می دهد.
قابل توجه است آنچه که به لحاظ ژنتیک و طب اطفال مورد توجه است، اختلالات مادرزادی است که به دنبال این نوع ازدواج ها اتفاق می افتد. در ازدواج های فامیلی به علت اینکه طرفین دارای اجداد مشترک هستند احتمال اینکه زن و شوهر هر دو برای چند ژن بیماریزای نهفته معین، ناقل باشند، بسیار زیادتر از ازدواج های غیر فامیلی است که تشابه ژنتیکی کمتری دارند. لذا احتمال هموزیگوت شدن و مبتلا شدن فرزندان به بیماریهای ارثی اتوزومال نهفته در ازدواج های فامیلی خیلی بیشتر از ازدواج های غیر فامیلی است(سروری، ۱۳۷۴: ۱۱۰).
در ازدواج فامیلی، حتی اگر سابقه بیماری ارثی در اقوام و خویشان دور و نزدیک طرفین وجود نداشته باشد، یعنی تمام ژنهای آنها طبیعی باشد، به علت تشابه ژنتیکی زیاد و وجود ژنهایی با ساختمان فیزیکی و شیمیایی مشابه، امکان ایجاد ژنهای بیماریزای جدید در سلولهای جنسی هر دو طرف در نتیجه تاثیر عوامل جهش زای فیزیکی یا شیمیایی موجود در محیط زندگی بیشتر از ازدواج های غیر فامیلی است که در نهایت به صورت بیماریهای ارثی و ژنتیکی در فرزندان ظاهر خواهد شد(سروری، ۱۳۸۰: ۱۲۵).همچنین قابل ذکر است که فرزندان ازدواجهای فامیلی در معرض خطر بالاتری در خصوص بیماری های چند عاملی و با وراثت پیچیده نظیر دیابت، اختلالات لیپیدی و یا چاقی قرار می گیرند (اکرمی، ۱۳۸۵: ۳۶۳).
در واقع می توان بیان داشت که خطرات ژنتیکی ازدواج های غیر فامیلی در حدود سه درصد می باشد و این در حالی است که خطرات ژنتیکی ازدواج های فامیلی در حدود ۵/۲ تا ۳ برابر بیشتر از ازدواج های غیر فامیلی است. شایان ذکر است که عامل ۵۰ درصد معلولیت ها با زمینه ارثی در اصفهان ازدواج های فامیلی است و این موضوع موجب شده تا اصفهان رتبه سوم معلولیت در کشور را دارا باشد(احتشام زاده، ۱۳۸۸).
بحث دیگری که در اینجا می توان مطرح کرد این است که در استان اصفهان به لحاظ افزایش آلودگی های زیست محیطی(آلودگی هوا، آب، خاک)و فراوانی ازدواج های خویشاوندی ، بیماریهای مادرزادی و ژنتیکی افزایش پیدا کرده است(ولیان بروجنی،۱۳۸۹). در اثر آلودگی محیط و فراوانی مواد شیمیایی جهش زا و انواع پرتوها و تشعشعات در ژنهای سلولهای جنسی نسلهای مختلف، جهش های جدید[۷] رخ می دهد و در نسلهای آینده به صورت بیماریهای ارثی[۸] ظاهر می شود(سروری، ۱۳۷۴: ۱۵:).از جمله بیماریهای شایع در اصفهان می توان به هموفیلی[۹]، فنیل کتونوری[۱۰]، تالاسمی[۱۱]، سندرم داون[۱۲] و فیبروز کیستیک[۱۳] اشاره کرد.شایان توجه است که بیماریهای ژنتیک غیر قابل درمان بوده و تنها راه کنترل و پیشگیری از شیوع آنها در جامعه، شناسایی ناقلین بیماری ها و تشخیص قبل از تولد و به موقع آنها می باشد(ولیان بروجنی، ۱۳۸۷).
در بررسی های سعادت وهمکاران(۲۰۰۴) تفاوتهای معنی داری در شیوع و فراوانی ازدواج خویشاوندی بین جمعیت های قومی – مذهبی و مناطق جغرافیایی و همچنین جمعیت های شیعه و سنی و نژادهای گوناگون مشاهده شد.این مطالعه که در سطح تمامی استان های ایران انجام گرفته و۱۲ جمعیت دینی-قومی(از جمله فارس، کرد، لر،آذری، بلوچ، زابلی، ترکمن، بختیاری، قشقایی، وعربها) را شامل می شود. میزان ازدواج خویشاوندی و ازدواج با خویشاوندان نزدیک به ترتیب ۶/۳۸ و۹/۲۷ درصد گزارش شده است .همچنین قابل ذکر است که این میزانها از حدود۱۶درصد در استانهای شمالی تا ۴۷ درصد در استانهای شرقی متغیر است.
این پژوهش تلاش دارد تا با اعمال روش های آماری مناسب ارتباط بین ازدواج خویشاوندی و بیماریهای ژنتیکی را با کنترل عوامل جمعیتی مورد بررسی قرار دهد و به این مسئله از دیدگاه جمعیت شناسی و نقش آن در بیماریهای کودکان خصوصا در جوامعی که اکثر ازدواجها فامیلی هستند نگاه کند.
لازم به ذکر است که سالیانه صدها میلیارد تومان صرف درمان، آموزش ونگهداری کودکان مبتلا به بیماریهای ژنتیکی و مادرزادی می شود که اکثرا بی حاصل و بدون نتیجه قطعی می‌باشد.
۱-۳) اهداف تحقیق
در این بخش ابتدا به بیان اهداف اصلی وسپس اهداف فرعی را شرح خواهیم داد.
۱-۳-۱) هدف اصلی تحقیق
بررسی میزان ارتباط ازدواج خویشاوندی بابیماریهای ژنتیکی کودکان
۲-۳-۲)اهداف فرعی تحقیق
۱- بررسی ارتباط بین سن ازدواج زنان ومیزان ازدواج خویشاوندی
۲- بررسی ارتباط بین میزان تحصیلات زنان ومیزان ازدواج خویشاوندی
۳- بررسی ارتباط بین اشتغال زنان ومیزان ازدواج خویشاوندی
۴- تعیین وضعیت خویشاوندی زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره ژنتیک
۵- بررسی ارتباط وجود بیماری های ژنتیکی در خانواده ومیزان ازدواج خویشاوندی

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
۲-۱)پیشینه تحقیق
مقدمه
اصولا علم در خلاء رشد نمی کند و تحقیقات علمی پیشین زمینه ساز وبستر توسعه تحقیقات بعدی می باشند. در رابطه با موضوع این تحقیق یعنی ارتباط ازدواج خویشاوندی با بیماریهای ژنتیکی قابل ذکر است تحقیقاتی که در زمینه ازدواج خویشاوندی صورت گرفته‌، بیشتربه سطح والگوی ازدواج خویشاوندی پرداخته است.از لحاظ پزشکی نیزدر زمینه بیماریهای ژنتیکی تحقیقات مختلفی در سالهای گذشته انجام شده است ولی به لحاظ جمعیت شناسی در تلفیق این دو مورد به صورت جامع توجه نشده است وتحقیقات مختلف هر کدام یک ناهنجاری ژنتیکی را مورد توجه قرار داده اند. در این بخش به بررسی مطالعات گذشته در سه قسمت می پردازیم.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

مطالعات در کشورهای مختلف۲- مطالعات در ایران ۳ – مطالعات در اصفهان

۲-۱-۱)مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف
بررسیهای نیل[۱۴] در سال۱۹۶۶ در جزایری که جمعیتهای بسته و ایزوله داشته و با مردمان نقاط دیگر ارتباط ژنتیکی نداشته اند، نشان می دهد که کلیه ازدواجها در این جزایر فامیلی محسوب می شود و حتی ازدواجهای به ظاهر غیر فامیلی هم اجداد مشترک دارند و فامیل دور هستند. بیماریهای مادرزادی در میان کودکان ساکنان این جزایر بیشتر از جمعیتهایی است که با سایر جزایر ارتباط ژنتیکی دارند.بررسی‌های دلبرگ[۱۵](۱۹۶۰)نشان می دهد ضریب هوشی وقد در افرادی که والدین آنها ازدواج فامیلی دارند، کمتر از افرادی است که والدین آنها ازدواج غیر فامیلی دارند. مطالعات نیل و والاس[۱۶](۱۹۶۸)نشان داده که مرگ زودرس در میان کودکان ازدواجهای خویشاوندی بیشتر از ازدواجهای غیر خویشاوندی است(سروری،۱۳۷۴: ۱۳۵).

 

نظر دهید »
ارزیابی اثرات برخی پپتید های اتصال یابنده به رسپتور Trk Bبر روی رده های سلولی Sk-ov-3 و Ov-car-3- قسمت ۱۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

این نتایج نشان می دهد پپتید های طراحی شده در این مطالعه اثر بالقوه بر علیه رسپتور TRK B و در نتیجه سلو لهای سرطانی مورد مطالعه دارد.
Conclusion
رسپتور Trk B به عنوان یک عامل انکوژن می باشد و نتایج بدست آمده نشان داد که روش های بیوانفورماتیکی یک روش مناسبی برای طراحی آپتامر های پپتیدی می باشد و مهار رسپتور Trk B توسط پپتید های طراحی شده باعث مهار رشد در سلولهای سرطانی و مهار مسیر سیگنالینگ سلولی در جهت آنژیوژنسیس می شود و با توجه به نتایج بدست آمده در MTT assay ، فلوسایتومتری و western blotting پپتید های طراحی شده در غلظت ۳۵۰ نانو مولار اثر سیتو توکسیسیتی بهتری نسبت به سیکلوتراکسین دارد.
پیشنهادات
۱٫ مطالعه تاثیر پپتید های طراحی شده درin vivo.
۲٫ سیکلیک کرن پپتید های طراحی شده و بررسی اثر آنها درin vitro و in vivo .
۳٫ تعیین میزان تمایل پپتید های طراحی شده به رسپتور با بهره گرفتن از روش های labeling.
۴٫ استفاده کردن از الکتروفورز ۲ بعدی برای تشخیص تاثیر پپتید ها در مسیرهای سیگنالینگ مختلف سلولی.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

منابع

۱٫ Siegel R, Ward E, Brawley O, Jemal A. Cancer statistics, 2011. CA: A Cancer Journal for Clinicians. 2011;61(4):212-36.
۲٫ Rodu B, Cole P. The fifty-year decline of cancer in America. Journal of clinical oncology. 2001;19(1):239-41.
۳٫ McPhee SJ, Papadakis MA, Rabow MW. Current medical diagnosis & treatment 2010: McGraw-Hill Medical; 2010.
۴٫ Armstrong B, Doll R. Environmental factors and cancer incidence and mortality in different countries, with special reference to dietary practices. International Journal of Cancer. 1975;15(4):617-31.
۵٫ Ames BN. Identifying environmental chemicals causing mutations and cancer. Jurimetrics J. 1979;20:326.
۶٫ Hill M, Hawksworth G, Tattersall G. Bacteria, nitrosamines and cancer of the stomach. British journal of cancer. 1973;28(6):562.
۷٫ Issenberg P, editor. Nitrite, nitrosamines, and cancer. Federation proceedings; 1976.
۸٫ Struewing JP, Hartge P, Wacholder S, Baker SM, Berlin M, McAdams M, et al. The risk of cancer associated with specific mutations of BRCA1 and BRCA2 among Ashkenazi Jews. New England Journal of Medicine. 1997;336(20):1401-8.
۹٫ Ford D, Easton D, Stratton M, Narod S, Goldgar D, Devilee P, et al. Genetic heterogeneity and penetrance analysis of the BRCA1 and BRCA2 genes in breast cancer families. The Breast Cancer Linkage Consortium. American journal of human genetics. 1998;62(3):676.
۱۰٫ Levine AJ. The tumor suppressor genes. Annual review of biochemistry. 1993;62(1):623-51.
۱۱٫ Kerr JF, Winterford CM, Harmon BV. Apoptosis. Its significance in cancer and cancer therapy. Cancer. 1994;73(8):2013-26.
۱۲٫ Osborne C, Wilson P, Tripathy D. Oncogenes and Tumor Suppressor Genes in Breast Cancer: Potential Diagnostic and Therapeutic Applications. The Oncologist. 2004;9(4):361.
۱۳٫ Latif F, Tory K, Gnarra J, Yao M, Duh F-M, Orcutt ML, et al. Identification of the von Hippel-Lindau disease tumor suppressor gene. Science (New York, NY). 1993;260(5112):1317.
۱۴٫ Miyashita T, Krajewski S, Krajewska M, Wang HG, Lin H, Liebermann DA, et al. Tumor suppressor p53 is a regulator of bcl-2 and bax gene expression in vitro and in vivo. Oncogene. 1994;9(6):1799.
۱۵٫ Palombella VJ, Rando OJ, Goldberg AL, Maniatis T. The ubiquitin-proteasome pathway is required for processing the NF-kappa B1 precursor protein and the activation of NF-kappa B. Cell. 1994;78(5):773.
۱۶٫ Pagano M, Tam SW, Theodoras AM, Beer-Romero P, Del Sal G, Chau V, et al. Role of the ubiquitin-proteasome pathway in regulating abundance of the cyclin-dependent kinase inhibitor p27. Science (New York, NY). 1995;269(5224):682.
۱۷٫ Ehrlich M. Cancer-linked DNA hypomethylation and its relationship to hypermethylation. DNA Methylation: Development, Genetic Disease and Cancer. 2006:251-74.
۱۸٫ Choi SH, Worswick S, Byun HM, Shear T, Soussa JC, Wolff EM, et al. Changes in DNA methylation of tandem DNA repeats are different from interspersed repeats in cancer. International Journal of Cancer. 2009;125(3):723-9.
۱۹٫ Shao C, Lacey M, Dubeau L, Ehrlich M. Hemimethylation footprints of DNA demethylation in cancer. Epigenetics. 2009;4(3):165-75.
۲۰٫ BOZKURT C, BOZKURT S, ARDA N, ERTEM AU, ŞAHİN G, YÜKSEK N, et al. P16 and p27 tumor suppressor gene methylation status in childhood Wilms tumor cases. TurkJMedSci. 2011;41(4):633-8.
۲۱٫ Suzuki Y, Tamura G, Satodate R, Fujioka T. Infrequent Mutation of p53 Gene in Human Renal Cell Carcinoma Detected by Polymerase Chain Reaction Single‐strand Conformation Polymorphism Analysis. Cancer science. 1992;83(3):233-5.
۲۲٫ Lim D-S, Hasty P. A mutation in mouse rad51 results in an early embryonic lethal that is suppressed by a mutation in p53. Molecular and cellular biology. 1996;16(12):7133-43.
۲۳٫ Wittekind C, Compton CC, Greene FL, Sobin LH. TNM residual tumor classification revisited. Cancer. 2002;94(9):2511-6.
۲۴٫ Varricchio CG. A cancer source book for nurses: Jones & Bartlett Learning; 2004.
۲۵٫ Miller A, Hoogstraten B, Staquet M, Winkler A. Reporting results of cancer treatment. Cancer. 1981;47(1):207-14.
۲۶٫ Strong LC. Genetic etiology of cancer. Cancer. 2006;40(S1):438-44.
۲۷٫ Lingeman C. Etiology of cancer of the human ovary: a review. Journal of the National Cancer Institute. 1974;53(6):1603.
۲۸٫ Kufe DW, Pollock RE, Weichselbaum RR, Bast RC, Gansler TS, Holland JF, et al. Holland-Frei cancer medicine. 2003.
۲۹٫ Alfreda L, Claudiab S, Svend G, Norbertd G, Peterb K. Complementary and alternative treatment methods in children with cancer: A population-based retrospective survey on the prevalence of use in Germany. Eur J Cancer. 2008;44:2233-40.
۳۰٫ Aina OH, Sroka TC, Chen ML, Lam KS. Therapeutic cancer targeting peptides. Peptide Science. 2002;66(3):184-99.
۳۱٫ Lien S, Lowman HB. Therapeutic peptides. Trends in biotechnology. 2003;21(12):556-62.
۳۲٫ Shadidi M, Sioud M. Selective targeting of cancer cells using synthetic peptides. Drug resistance updates. 2003;6(6):363-71.
۳۳٫ Zhang B, Zhang Y, Wang J, Zhang Y, Chen J, Pan Y, et al. Screening and identification of a targeting peptide to hepatocarcinoma from a phage display peptide library. Molecular Medicine. 2007;13(5-6):246.
۳۴٫ Press OW, Eary JF, Appelbaum FR, Martin PJ, Badger CC, Nelp WB, et al. Radiolabeled-antibody therapy of B-cell lymphoma with autologous bone marrow support. New England Journal of Medicine. 1993;329(17):1219-24.
۳۵٫ Shu Y-Z. Recent natural products based drug development: a pharmaceutical industry perspective. Journal of natural products. 1998;61(8):1053-71.
۳۶٫ Vlieghe P, Lisowski V, Martinez J, Khrestchatisky M. Synthetic therapeutic peptides: science and market. Drug discovery today. 2010;15(1):40-56.
۳۷٫ Gordon EM, Kerwin JF. Combinatorial chemistry and molecular diversity in drug discovery: Wiley-Liss New York; 1998.
۳۸٫ Crawford M, Woodman R, Ferrigno PK. Peptide aptamers: tools for biology and drug discovery. Briefings in Functional Genomics & Proteomics. 2003;2(1):72-9.
۳۹٫ Saxena SK, Saxena S, Saxena R, Arvinda M, Swamy AG, Nair MP. Emerging Trends, Challenges and Prospects in Antiviral Therapeutics and Drug Development for Infectious Diseases. Electronic Journal of Biology. 2010;6(2):26-31.
۴۰٫ Hicke BJ, Stephens AW, Gould T, Chang Y-F, Lynott CK, Heil J, et al. Tumor targeting by an aptamer. Journal of Nuclear Medicine. 2006;47(4):668-78.
۴۱٫ Nagant C, Tré-Hardy M, El-Ouaaliti M, Savage P, Devleeschouwer M, Dehaye J-P. Interaction between tobramycin and CSA-13 on clinical isolates of Pseudomonas aeruginosa in a model of young and mature biofilms. Applied microbiology and biotechnology. 2010;88(1):251-63.
۴۲٫ Vincenti MP,
Clark IM, Brinckerhoff CE. Using inhibitors of metalloproteinases to treat arthritis. Easier said than done? Arthritis & Rheumatism. 1994;37(8):1115-26.
۴۳٫ Leszczyńska K, Namiot A, Cruz K, Byfield F, Won E, Mendez G, et al. Potential of ceragenin CSA‐۱۳ and its mixture with pluronic F‐۱۲۷ as treatment of topical bacterial infections. Journal of applied microbiology. 2011;110(1):229-38.
۴۴٫ Flowers LO, Subramaniam PS, Johnson HM. A SOCS-1 peptide mimetic inhibits both constitutive and IL-6 induced activation of STAT3 in prostate cancer cells. Oncogene. 2005;24(12):2114-20.
۴۵٫ Bairoch A, Apweiler R, Wu CH, Barker WC, Boeckmann B, Ferro S, et al. The universal protein resource (UniProt). Nucleic Acids Research. 2005;33(suppl 1):D154-D9.
۴۶٫ Klein R, Nanduri V, Jing S, Lamballe F, Tapley P, Bryant S, et al. The trkB tyrosine protein kinase is a receptor for brain-derived neurotrophic factor and neurotrophin-3. Cell. 1991;66(2):395.
۴۷٫ Klein R, Lamballe F, Bryant S, Barbacid M. The< i> trk</i> B tyrosine protein kinase is a receptor for neurotrophin-4. Neuron. 1992;8(5):947-56.
۴۸٫ Barbacid M. Neurotrophic factors and their receptors. Current opinion in cell biology. 1995;7(2):148-55.
۴۹٫ Zirrgiebel U, Ohga Y, Carter B, Berninger B, Inagaki N, Thoenen H, et al. Characterization of TrkB Receptor‐Mediated Signaling Pathways in Rat Cerebellar Granule Neurons: Involvement of Protein Kinase C in Neuronal Survival. Journal of neurochemistry. 1995;65(5):2241-50.
۵۰٫ Islam O, Loo TX, Heese K. Brain-derived neurotrophic factor (BDNF) has proliferative effects on neural stem cells through the truncated TRK-B receptor, MAP kinase, AKT, and STAT-3 signaling pathways. Current Neurovascular Research. 2009;6(1):42-53.
۵۱٫ Le Belle JE, Orozco NM, Paucar AA, Saxe JP, Mottahedeh J, Pyle AD, et al. Proliferative neural stem cells have high endogenous ROS levels that regulate self-renewal and neurogenesis in a PI3K/Akt-dependant manner. Cell stem cell. 2011;8(1):59-71.
۵۲٫ Encinas M, Iglesias M, Llecha N, Comella J. Extracellular‐Regulated Kinases and Phosphatidylinositol 3‐Kinase Are Involved in Brain‐Derived Neurotrophic Factor‐Mediated Survival and neuritogenesis of the Neuroblastoma Cell Line SH‐SY5Y. Journal of neurochemistry. 2002;73(4):1409-21.
۵۳٫ Gaiddon C, Loeffler J, Larmet Y. Brain‐Derived Neurotrophic Factor Stimulates AP‐۱ and Cyclic AMP‐Responsive Element Dependent Transcriptional Activity in Central Nervous System Neurons. Journal of neurochemistry. 1996;66(6):2279-86.
۵۴٫ Ito Y, Yamamoto M, Li M, Mitsuma N, Tanaka F, Doyu M, et al. Temporal expression of mRNAs for neuropoietic cytokines, interleukin-11 (IL-11), oncostatin M (OSM), cardiotrophin-1 (CT-1) and their receptors (IL-11Rα and OSMRβ) in peripheral nerve injury. Neurochemical research. 2000;25(8):1113-8.
۵۵٫ Labouyrie E, Dubus P, Groppi A, Mahon FX, Ferrer J, Parrens M, et al. Expression of neurotrophins and their receptors in human bone marrow. The American journal of pathology. 1999;154(2):405-15.
۵۶٫ Pearse RN, Swendeman SL, Li Y, Rafii D, Hempstead BL. A neurotrophin axis in myeloma: TrkB and BDNF promote tumor-cell survival. Blood. 2005;105(11):4429-36.
۵۷٫ Desmet C, Peeper D. The neurotrophic receptor TrkB: a drug target in anti-cancer therapy? Cellular and molecular life sciences. 2006;63(7):755-9.
۵۸٫ Marchetti A, Felicioni L, Pelosi G, Del Grammastro M, Fumagalli C, Sciarrotta M, et al. Frequent mutations in the neurotrophic tyrosine receptor kinase gene family in large cell neuroendocrine carcinoma of the lung. Human mutation. 2008;29(5):609-16.
۵۹٫ Zhang Z, Han L, Liu Y, Liang X, Sun W. Up-regulation of Tropomyosin related kinase B contributes to resistance to detachment-induced apoptosis in hepatoma multicellular aggregations. Molecular biology reports. 2009;36(5):1211-6.
۶۰٫ Huang EJ, Wilkinson GA, Fariñas I, Backus C, Zang K, Wong SL, et al. Expression of Trk receptors in the developing mouse trigeminal ganglion: in vivo evidence for NT-3 activation of TrkA and TrkB in addition to TrkC. Development. 1999;126(10):2191-203.
۶۱٫ Huang EJ, Reichardt LF. Neurotrophins: roles in neuronal development and function. Annual review of neuroscience. 2001;24:677.

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 262
  • 263
  • 264
  • ...
  • 265
  • ...
  • 266
  • 267
  • 268
  • ...
  • 269
  • ...
  • 270
  • 271
  • 272
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • مطالعه تطبیقی شهادت شهود در حقوق کیفری ایران و فقه امامیه- قسمت ۱۰
  • بررسی تطبیقی آزادی عقیده در اسلام و یهود- قسمت ۲
  • تاثیر سرمایه اجتماعی در توسعه پایدار شهری
  • رابطه هوش سازمانی و استرس های شغلی کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان مازندران- قسمت ۸
  • پایان نامه : مدل مارپیچ سه‌گانه[۱]
  • تعاریف سرمایه فکری
  • دانلود مقالات : نگرش دانش محور به سازمان[۱]
  • بررسی تاثیر بازارگرایی بر عملکرد شرکت های تولید کننده مبلمان و دکوراسیون منزل در شهرک صنعتی خرمدشت تهران- قسمت ۱۳
  • دانلود پایان نامه مدیریت : سیاست‌های انگیزشی رفتار شهروندی سازمانی
  • تعیین الگوی کشت بهینه، مقایسه الگوی موجود با الگوی بهینه ۸۰ ص
  • بیع الکترونیکی در نظام حقوقی ایران- قسمت ۷
  • بررسی نقش برنامه درسی پنهان بر مسئولیت پذیری دانش آموزان مقطع متوسطه اول از دیدگاه معلمان مطالعه موردی شهر گیلانغرب- قسمت ۶- قسمت 2
  • آثار ناشی از فسخ قرارداد پیمانکاری- قسمت ۵
  • بررسی تاثیر کیفیت حسابرس بر مکانیزم کشف تقلب در واحدهای صاحبکار با تاکید بر چرخه عمر شرکت- قسمت ۶
  • بررسی صنایع بدیعی از دیدگاه زیبایی شناختی در دیوان فیاض لاهیجی- قسمت ۱۰
  • پژوهش های کارشناسی ارشد درباره شناسایی و رتبه بندی موانع عمده سرمایه گذاری خارجی در صنعت خودرو ایران ...
  • بررسی جامعه شناختی بهره‏وری معلمان تربیت بدنی شهرکرمان- قسمت ۸
  • اشکال اولیای دم در حقوق ایران با تکیه بر قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲- قسمت ۲
  • پایان نامه سیاست جنایی تخلفات پزشکی- قسمت ۳
  • مطالعه تطبیقی دادرسی افتراقی در محاکم کیفری ایران و دیوان بین المللی کیفری- قسمت ۲
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی ارتباطات یکپارچه بازاریابی تکنولوژی های پیشرفته با تأکید بر ...
  • اخلاق تبلیغ در سیره رسول الله (ص)- قسمت ۵

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان