اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
آسیب شناسی تضمین در قرارداد های پیمانکاری دولتی- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

الف) عرفوعادت ۴۸
ب) مقرراتمتحدالشکلاعتباراتاسنادی ۴۹
ج) قواعدمتحدالشکلضمانت‌نامه‌هایقراردادی ۵۱
د) قواعدمتحدالشکلضمانت‌نامه‌هایعندالمطالبه ۵۲
ز) عرفهاورویه‌هایاعتبارنامه‌هایتضمینیبین‌المللی (آی.اس.پی. ۹۸) ۵۳
ه) کنوانسیونآنسیترالراجعبهضمانت‌نامه‌هایمستقلواعتباراتاسنادیتضمینی ۵۴
بنددوم: اصولبنیادیناعتباراتاسنادی ۵۶
بنددوم: انواعواشکالاعتباراتاسنادی ۶۱
الف) اعتباراتاسنادیقابلبرگشتوغیرقابلبرگشت ۶۲
ب) اعتباراسنادیقابلانتقالوچرخشییاگردان ۶۸
مبحثدوم:ضمانتنامهبانکی ۷۳
گفتاراول:تعریفومقرراتحاکمبرضمانتنامهبانکی ۷۵
بنداول: تعریف ۷۵
بنددوم: عناصرضمانتنامه: ۷۷
بندسوم: مکانیسمصدورضمانتنامه ۷۸
بندچهارم: انواعضمانتنامهها: ۸۰
الف) تقسیمبهاعتبارشرایطمطالبه: ۸۱
ب)تقسیمبهاعتبارقراردادمبنایصدوروتعهداتموردتضمین : ۸۳
۱-ضمانتنامهشرکتدرمناقصهومزایده: ۸۳
۲٫ ضمانتنامهپیشپرداخت (استردادپیشپرداخت : ۸۵
۳٫ضمانتنامهحسنانجامکاریاانجامتعهدات : ۸۶
۴٫ضمانتانمهاستردادکسوروجالضمان ۸۷
ج)ضمانتنامههایپایه،ضمانتنامههایمتقابل: ۸۸
فصلسوم:ماهیتوآسیبشناسیتضمیندرقراردادهایپیمانکاری ۹۰
مبحثاول: ماهیتحقوقیتضمینات ۹۱
گفتاراول: اعتباراتاسنادیتضمینی ۹۱
بنداول:اعتباراسنادیوحواله ۹۲
بنددوم: اعتباراسنادیوجعاله ۹۵
بندسوم:اعتباراسنادیومضاربه ۹۷
بندچهارم:اعتباراسنادیووکالت ۱۰۱
بندپنجم: اعتباراسنادیوتعهدیبهنفعشخصثالث ۱۰۳
گفتاردوم: ماهیتحقوقیضمانتنامهبانکی ۱۰۴
بنداول: تحلیلماهیتضمانتنامهبانکیبراساسمفهومضمانعقدی ۱۰۵
الف) ویژگیهایعقدضمان ۱۰۵
ب) ویژگیهایضمانتنامه‌هایبانکی ۱۰۷
بنددوم: تحلیلضمانتنامه‌هایبانکیبرمبنایمفهومایقاع ۱۲۹
بندسوم:تحلیلمفهومضمانتنامه‌هایبانکیبرمبنایماده ۱۰ قانونمدنیوتعهدبهنفعثالث ۱۳۱
مبحثدوم: آسیبشناسیومشکلاتتضمیندرقراردادهایپیمانکاریدولتی ۱۳۳
گفتاراول: آسیبشناسیقانونتضمیندرشرایطعمومیپیمان ۱۳۳
بنداول: نابرابریحقوقیدرشرایطعمومیپیمان ۱۳۴
الف) تبعیضبینمیزاناختیاراتومسئولیت‌‌هایهریکازطرفینقرارداد ۱۳۴
ب) عدمتعادلوتوازندرمیزانحقوقطرفیندروقوعتاخیرها ۱۳۶
بنددوم: عدمتعادلدرداشتنامکاناتواخذتضمینات ۱۳۹
الف) رفعنواقص ۱۳۹
ب) وصولمطالبات ۱۴۰
ج) همهتعهداتوتضمین‌‌هامتوجهپیمانکاراست ۱۴۱
گفتاردوم: تقلبدرتضمینات ۱۴۲
بنداول: مفاهیمتقلب ۱۴۳
الف) قواعداتاقبازرگانیبین‌المللی ۱۴۴
ب) کنوانسیونسازمانمللمتحدراجعبهضمانتنامه‌هایمستقلواعتبارنامه‌هایتضمینی ۱۴۴
ج) تقلبدرچارچوبماده ۱۹ کنوانسیونسازمانمللمتحد ۱۴۶
بنددوم: آثارتقلب ۱۴۷
نتیجهگیری ۱۵۰
فهرستمنابع ۱۵۶

 

چکیده

برای اجرای طرح های عمرانی، اشخاصی به عنوان پیمان‌کار آن طرح استخدام می‌شوند. ایناشخاص با کارفرمای خود قراردادهای پیمان‌کاری منعقد می‌کنند. نظر به اهمیت و شایع بودن این نوع قراردادها، قانون‌گذار مستقلا شرایط خاصی را در این دسته از قراردادها پیش‌بینی کرده است. یکی از شرایط قانونی در این قراردادها، اخذ تضمین اجرای طرح از پیمان‌کار است. تضمین عبارت است از عهده‌دار بودن شخصی در مقابل شخص دیگر به منظور پرداخت دین مدیون به داین. منشأ این امر می‌تواند از عقد ضمان و یا هر یک از عقود دیگر به صورت مستقل یا شرط ضمن عقد نشات بگیرد.در شرایط عمومی پیمان دو نوع تضمین به صورت شرط ضمن عقد بر دوش پیمان‌کار گذاشته شده که یکی در ماده ۳۴ تحت عنوان «تضمین انجام تعهدات» و دیگری در ماده ۳۵ به نام «تضمین حسن انجام کار» پیش‌بینی شده است.تضمینات تودیعی از سوی پیمان‌کار، واجد ماهیت حقوقی خاصی است. در ضمن تشریفات خاصی نیز برای برداشت از آن در نظر گرفته شده است. جهت این تضمین در حقوق کشور ما از دوشیوه بصورت ضمانت نامه بانکی و اعتبارات اسنادی تضمینی استفاده می کنند که مشکلات خاص حقوقی هم در قانون شرایط عمومی پیمان و هم در نحوه عملی کردن این تضمینات وجود دارد که در این تحقیق سعی کردیم تا حد وسع و توان به بررسی آنها و نظراتی که ابراز شده،بپردازیم.
کلید واژه:تضمین،پیمانکاری، ضمانت نامه بانکی،اعتبارات اسنادی تضمینی

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

مقدمه

شرایط عمومی پیمان، یکی از اسناد مهم و جزء لاینفک قراردادهای پیمانکاری است که دولت در دهه چهل آن را تهیه و به قراردادهای پیمانکاری منضم کرد که هم اکنون نیز ادامه دارد و کارفرما، پیمانکار و مشاور مکلف است طبق مفاد آن عمل کند. مفاد شرایط عمومی پیمان شامل پنج فصل است؛ فصل اول تعریف و مفاهیم، فصل دوم تأییدات و تعهدات پیمانکار، فصل سوم تعهدات و اختیارات کارفرما، فصل چهارم تضمین‌‌های پیمانکار، پرداخت صورت وضعیت‌‌ها و تحویل کار و فصل پنجم حوادث قهری، فسخ و ختم پیمان به نوعی یک نظام و ساختار مدیریتی برای اجرای طرح‌‌های آبادانی را برای عوامل دخیل در احداث طرح مشخص می‌کنند و کلیه امور مربوط به طرح را پوشش می‌دهند که از آن جمله می‌توان زمان شروع یک فعالیت یا کار، نوع فناوری یا روش اجرای کار، نظارت بر کیفیت کار و مصالح به کار رفته، تحویل گرفتن کار انجام شده و نیز تبیین حدود اختیارات و مسئولیت‌‌های هر کدام از عوامل ذیربط در طرح، روش حل اختلاف بین آن‌‌ها و تصفیه حساب نهایی بین پیمانکار و کارفرما را نام برد.
مفاد شرایط عمومی پیمان در یک وضعیت آرمانی و بدون ایراد باید راهکارهایی به دست دهد که طرح مورد اجرا به روال صحیح در مدت زمان پیش بینی شده قبلی، با کیفیت و معیارهای مورد قبول در حداقل زمان و با نازل‌ترین قیمت انجام شود. در انشای مواد مختلف آن لازم است اصول و موازین حقوقی و مدنی برای طرفین قرارداد لحاظ شود؛ به طوری که طرفین قرارداد از امکانات لازم، مطابق با موازین عرف جامعه، در مواجهه با مسائل کاری، مشکلات مالی، حل و فصل اختلافات و احقاق حق خود برخوردار باشند.
شرایط عمومی پیمان موجود به نحوی تنظیم نشده که برای پیمانکار شرایط و امکاناتی برابر با طرف دیگر قرارداد یعنی کارفرما از بابت دستیابی به حقوق واقعی و استحقاقی خود مهیا سازد.
قرارداد پیمانکاری برای اجرای یک طرح در نوع خود، یک نوع قرارداد خرید خدمات محسوب می‌شود و خریدار یا متقاضی که در قرارداد کارفرما نامیده می‌شود و پول در اختیار اوست، در هنگام عقد قرارداد، مختار است که نظریات و سلیقه‌‌های شخصی خود را در شرایط قرارداد اعمال کند. در این بررسی، تحلیل کم و زیاد بودن میزان اختیارات و وسعت حوزه‌‌های تحت شمول آن برای طرفین قرارداد مورد نظر نیست؛ بلکه موضوع بحث ما بررسی شرایط حقوقی نابرابر و مشکلات در بحث تضمین و بیان شرایط و ماهیت تضمیناتی است که در قراردادهای پیمانکاری دولتی به کار میروند.

 

بیان مساله

امروزهدولتبیشازهرزماندیگریبرایانجامبسیاریازامورخود،اقدامبهانعقادقراردادبااشخاصدیگرمینمایدکهیکیازمهمترینآنها،قراردادپیمانکاریمیباشد. اینقرارداددرحقوقماازسابقهطولانیبرخوردارنبودهودرگذشتهعموماًدرقالبعقداجارهاشخاصمطرحبودهاست.لیکنبایدتوجهنمودکهقراردادهایپیمانکاریدارایویژگیهاییمیباشدکهبهآنمفهومیخاصومتفاوتبخشیدهاست.
درحالحاضرحرفهپیمانکاریبامسائلوقواعدحقوقیمتعددوگاهپیچیدهایروبهرواستووجودقوانینمختلف،آییننامهها،بخشنامهها،دستورالعملهاوضوابطحاکمبراینحرفهکهدرابعادمختلففنی،مالی،اقتصادی،حقوقیو… نقشبازیمیکنندمارابهایناندیشهمتمایلمیکندکهباتشریحوتبیینمقرراتحاکمبرقراردادهایپیمانکاریوآثارآن،بهشناختدرستیازاینحرفهوماهیتآندستیابیم.در این میان می توان از شرایط عمومی پیمان نام برد که سازمان برنامه و بودجه با ارائه موافقت نامه پیشنهادی، سعی در یکنواخت کردن قراردادهای دولتی کرده است. یکسان شدن فرم قرارداد های دولتی گام جدیدی بود که قانونگذار در این زمینه برداشت و پیمانکاران را با شرایطیکسان در برابر کارفرما قرارداد. هر چند که شرایط عمومی پیمانیک فرم قرارداد پیشنهادی است ولی از قواعد عمومی قراردادها به دور نمانده است؛ به نوعی شرایط و آثار قراردادهای ناشی از عقود معین که در قانون تعریف شده است در رابطه با شرایط عمومی پیمان نیز صادق است. در قراردادهایی که یک طرف آن دولت به صورت کارفرما ظاهر می شود، صورت و فرم این قرارداد از یک نظم خاصی پیروی می کند که در اکثر موارد این نظم در شکل شرایط عمومی پیمان ظاهر می شود. شکل ظاهری پیمان، تعهدات کارفرما و پیمانکار، همگییککل واحد را تشکیل می دهد که در جهت جلوگیری از بروز مشکلات تفسیر و ایجاد تعادل و عدالت به وجود آمده است بانک به عنوان یکی از ارکان مرتبط با قراردادهای پیمانکاری نقش بسیاری در انجام پروژه های پیمانکاری دارد و می توان گفت که بانک در نقش یک واسطه پرداخت میان دولت و پیمانکار عمل می کند.صورت وضعیت هایی که پیمانکار تحویل می دهد و کارفرما متعهد می شود که مبلغ آن را پرداخت کند از طریق بانک اقدام می کند و یا ضمانت نامه هایی که پیمانکاران برای حسن انجام کار و پیش پرداخت تهیه می کنند از طرف بانک کارسازی می شود از طرف دیگر بانک در تهیه ارز نیز در پروژه های پیمانکاری نقش بسیار فعالی دارد . ماده ۳۴ شرایط عمومی پیمان در رابطه با نقش بانک و تضمین انجام تعهدات مواردی را مشخص می کند و تعهدات طرفین را این چنین مقرر می کند که موقع امضای پیمان، برای تضمین انجام تعهدات ناشی از آن، پیمانکاری باید ضمانت نامه ای معادل ۵ درصدمبلغ اولیه پیمان، صادر شده از طرف بانک مورد قبول کارفرما و طبق نمونه ای که ضمیمه اسناد مناقصه بوده است، تسلیم کارفرماکند. ضمانتنامه یاد شده باید تا یک ماهپس از تاریخ تحویل موقت موضوع پیمان، معتبر باشد. تا هنگامی که تحویل موقت انجام نشده است، پیمانکار مکلف است برای تمدید ضمانتنامه یاد شده اقدام کند و اگر تا ۱۵ روز پیش از انقضای مدت اعتبار ضمانت نامه، پیمانکار موجبات تمدید آن فراهم نکرده و ضمانت نامه تمدید نشود، کارفرما حق دارد مبلغ ضمانت نامه را از بانک دریافت کند و وجه آن را به جای ضمانتنامه، به رسم وثیقه نزد خود نگه دارد. کارفرما تضمین انجام تعهدات را پس از تصویب صورتمجلس تحویل موقت، با توجه به تبصره یک این ماده آزاد می کند.لذا طبق ماده ۳۴و۳۵قانون پیمانکاری،پیمانکار موظف است دو نوع تضمین بصورت تضمین حسن انجام کار و تضمین اجرای تعهدات در اختیار کارفرما قرار دهد تا هر وقت کوچکترین تعللی در اجرای وظایف خود به خرج دهد،کارفرما با به اجرا گذاشتن تضمین میتواند زیانهای مالی خود را جبران کند.ولی در این بین، طرف دیگر قرارداد که کارفرما یا نماینده او یا مشاور است،هیچ کدام از این وابستگی ها یعنی دادن تضمین به پیمانکار را ندارد و مشخص نشده که در صورت عهدشکنی و تاخیر کارفرما در پرداخت به موقع هزینه اجرا،تکلیف پیمانکار چیست و خسارات وارده را چگونه دریافت خواهد کرد.همچنین در این خصوص نوع تضمین بانکی که پیمانکار باید بدهد،مشخص نشده است و یا در صورت سوءاستفاده کارفرمااز تضمین دریافتی،تکلیف پیمانکار چه خواهد بود.اینها همه مشکلات و سوالاتی است که در این تحقیق سعی میشود با آن پاسخ داده شود.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

سوالات تحقیق

سوال اصلی
۱-مشکلاتحقوقیتضمیندرقراردادهایپیمانکاریدولتیچیست؟
سوالات فرعی

 

 

هدف از ایجاد شرایط عمومی پیمان چیست؟

جایگاه بانک در نظام پیمانکاری و قراردادهای مربوط به آن چیست؟

ضمانت نامه های بانکی به چند شکل در قراردادهای پیمانکاری جهت تضمین به کار میروند؟

راهکارهایجبرانخسارتناشیازعهدشکنیپیمانکارو کار فرماچیست؟

فرضیه های تحقیق

نظر دهید »
بررسی گرایش نسبت به مصرف تنباکو و عوامل موثر برآن- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مفهوم سبک زندگی حاصل بسط تاملات وبر درباره گروه های منزلت است. در نظر وی «افتخار منزلت به طور معمولی در سبک زندگی خاصی که از همه کسانی که دوست دارند دراین حلقه منزلتی عضو باشند، انتظار می رود، بروز می کند. این سبک زندگی درانتظارات خاصی که گروه منزلت از اعضای خود دارد بیشتر نمایانده می شود. این انتظارات افراد گروه منزلت را به تعامل اجتماعی و رفتار در محدوده ای خاص متعهد می کند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بحث وبر درباره مصرف از همین جا آغاز می شود. وی دریافت که سبک زندگی بیش از آن که بر تولید (رهیافت مارکسی) استوار باشد، بر شباهت الگوهای مصرف استوار است. به علاوه، وی در نظر داشت که شیوه تولید اقتصادی بر چگونگی مصرف کردن مؤثر است اما ضرورتا” تعیین کننده آن نیست. در نظر او مصرف فرایندی است شامل کردارهای اجتماعی و فرهنگی متفاوت که بیان کننده تفاوت های میان گروه های اجتماعی است و فقط ناشی از عوامل اقتصادی نیست. وی برای اشاره به سبک زندگی و ارائه تحلیلی چند بعدی از آن، سه مفهوم را به کار می گیرد:۱- سبک زندگی یا سبک مند شدن زندگی،۲- تدبیر زندگی،۳- بحث زندگی(فاضلی،۱۳۸۲: ۲۸ـ۲۶).
عکس مرتبط با اقتصاد
۲-۹-۴-۲- زیمل
نظریه مصرف زیمل بر حول مفهوم«شهر» وپی آمدهای مترتب بر شهرنشینی سامان یافته است. در نظر زیمل، آزاد شدن فرد از تمامی قید وبندهایی که جامعه سنتی ودر قالب همبستگی های گروهی بر آزادی فرد می نهاد، نوید بخش بروز فردیت است. اما همین فرد آزاد، خود را در حصار جامعه ای می بیند که دائما” به عرصه خود مختاری های وی تعرض می کند وفشار ساختارهای آن محسوس است. این فشار ساختاری در حالی اعمال می شود که شهر، مبانی تعلقات گروهی را نیز از بین برده است. درگیر شدن در نظام تقسیم کار پیچیده، دستمایه های هویت و تمایز از دیگران را نیز زایل کرده است. در چنین وضعیتی، شیوه خاص مصرف کردن وسبک زندگی، راهی برای بیان خود در رابطه با دیگران و انبوه جمعیت حاضر در کلان شهر است زیمل دریافته بود که بورژوازی برلین در مواجهه با گمنامی حاصل از زندگی در شهر، برای حفظ هویت خویش از مصرف بهره می گیرد.
به اعتقاد زیمل فرد فقط از طریق بسط شدید فرد گرایی که هدف آن دنبال کردن نمادهای منزلت ومد است، می تواند فشارهای زندگی مدرن را تحمل کند. این گونه مصرف کردن راهی برای «اثبات خود» وحفظ اقتدار فردی است. البته درنظر زیمل، مد علاوه بر آن که منبعث از فشارهای ساختاری کلان شهر است، نماد تمایز طبقاتی نیز هست. در همین جاست که توجه زیمل به کارکرد دو گانه مد آشکار می شود. مد در یک وجه خود اعلام تمایل فرد برای متمایزشدن از دیگران و بیان هویت فردی و خواست فردیت است اما وجه دیگر آن که جنبه طبقاتی دارد، سبب همبستگی گروهی و تقویت انسجام اجتماعی طبقاتی است. مد بدین لحاظ احساس با دیگران بودن را در فرد تقویت می کند. پذیرنده مد هم به عنوان عضو گروه وهم به عنوان موجودیت متمایز کسب هویت می کند. دغدغه خودمختاری و همبستگی، هم زمان رفع می شوند. پذیرندگان مد در تجربه ای مشترک با هم شریک می شوند. طبقات بالاتر خود را با مد متمایز می سازند و بعد از آن که طبقات پایین تر از مد حاضر تقلید کردند، آن ها مد دیگری را در پیش می گیرند. مد به لحاظ کارکرد تمایزبخش و یکپارچه کننده آن نیازمند توجیه عقلانی نیست(فاضلی،۱۳۸۲: ۲۵ـ۲۴).
جرج زیمل یکی از جامعه شناسان کلاسیک آلمانی بود، که یکی از نظریات او درباره جامعه شناسی اوقات فراغت می تواند تبیین کننده رواج اعتیاد به مواد مخدر در جامعه باشد. به اعتقاد او در فرهنگ مدرن و در روند تاریخ جدید، آزادی فزاینده فرد از بندهای وابستگی شدید اجتماعی و شخصی ظهور می یابد، صورت های فرماندهی و فرمانبری نیز خصلت تازه ای به خود می گیرند و هیچ فردی تحت چیرگی تام دیگران در نمی آید. انواع گسترده ای برای گذران فراغت وجود دارد که به فرد امکان می دهد خود را از دیگران متمایز سازد که روش ها و اعمال پرشتاب و مد این تمایز هویت شخصی را شکل می دهند. بر این مبنا هر کس برای متمایز شدن، روش خاص پی می گیرد که ماجراجویی در زندگی مدرن را رواج می دهد. فرد در این فضا می کوشد تا از جریان های یکنواخت زندگی روزانه بیرون رود و در قلمرو فعالیتی با قواعد ویژه گام نهد. بنابراین در جوامع مدرن و جوامعی که به سوی مدرنیسم گام بر می دارند و فرهنگ مدرن در آن تبلیغ شده، فرد در قلمرو اوقات فراغت، جهان عقلگرا، بوروکراتیک و افسون زدایی شده را کنار می نهد و فرصتی برای او فراهم می شود تا اجبارها و محدودیت های نظم اجتماعی را فراموش کند و به کنش غیر هنجاری دست زند(سخاوت،۱۳۸۵: ۵۶ـ۵۵). با توجه به این دیدگاه، می توانیم به افراد آزاد و فردگرای امروزی اشاره کنیم که با توجه به ذات حیات مدرن، پا را فراتر از قید و بندها نهاده و جستجوگرانه و ماجراجویانه برای تفریح و گذر وقت، به اعتیاد روی می آورند و این امر را تنها تفریح و نوعی گذراندن اوقات فراغت ویژه و متمایز از دیگران می پندارند.
اعتیاد به مواد مخدر
۲-۹-۴-۳- بوردیو
بوردیو نظریه ای منسجم درباره شکل گیری سبک های زندگی ارائه کرده است. مطابق مدلی که وی ارائه می کند شرایط عینی زندگی و موقعیت فرد در ساختار اجتماعی به تولید منش خاص منجر می شود. منش مولد دو دسته نظام است: نظامی برای طبقه بندی اعمال ونظامی برای ادراکات وشناخت ها (قریحه ها). نتیجه نهایی تعامل این دو نظام، سبک زندگی است. سبک زندگی همان اعمال و کارهایی است که به شیوه ای خاص طبقه بندی شده و حاصل ادراکات خاصی هستند. سبک زندگی تجسم یافته ترجیحات افراد است که به صورت عمل درآمده و قابل مشاهده هستند. الگویی غیر تصادفی است و ماهیت طبقاتی دارد.
بوردیو با نشان دادن اینکه سبک های زندگی محصول منش ها و خودمنش ها نیز تابعی از انواع تجربه ها و از جمله تجربه آموزش رسمی هستند، و با بیان این نکته که الگوهای مصرف اصلی ترین بروز سبک های زندگی اند.(فاضلی،۱۳۸۲: ۴۵)
۲-۹-۴-۳-۱- مفاهیم نظریه بوردیو
بوردیو شبکه ای از مفاهیم اصلی را به کار می گیرد که درنهایت نمی توان درباره تقدم و تاخر آن ها سخن گفت. فقط وقتی همه آن ها تشریح شوند می توان طرحی از نظریه وی را مجسم کرد. از آن جا که در این اثر جامعه شناسی مصرف بوردیو و تحلیل مفهوم سبک زندگی مد نظر است، هفت مفهوم میدان، سرمایه، منش، عمل، نماد، طبقه وقریحه را بررسی می کنیم. البته برداشت بوردیو از مفهوم نماد به اندازه بقیه، خاص نیست.
در نظر بوردیو، جامعه با عنوان فضای اجتماعی بازنمایی می شود. این فضای اجتماعی که جایگاه رقابتی شدید و بی پایان است و در جریان این رقابت ها تفاوت هایی ظهور می کند که ماده و چارچوب لازم برای هستی اجتماعی را فراهم می آورند، موجودیتی غیر یکپارچه است که در آن مدل های کوچک متمایزی از قاعده ها، مقررات و اشکال قدرت وجود دارد. این مدل های کوچک متمایز،میدان خوانده می شوند. میدان، گستره ای از نوع خاصی از اعمال است نظیر میدان سیاسی یا میدان علمی. میدان، فضای روابط میان کنشگران است. ویژگی خاص هر میدان را می توان با توجه به منطق، بازی ها و راهبردهایی که در میدان اعمال می شود،درک کرد. منازعه قدرت ویژگی اصلی میدان است. نیروهای درون میدان نسبتا”خودمختار هستند. منازعات درون میدان برای حفظ یا تغییر نیروها صورت می گیرد. وجود چنین منازعاتی در درون میدان ها مستلزم پیش فرض گرفتن نابرابری در میدان است.
بوردیو فضای اجتماعی را با چند محور ترسیم می کند:سرمایه اقتصادی،سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی. بوردیو در مقاله«انواع سرمایه» هریک از انواع سرمایه را تعریف می کند:سرمایه اقتصادی شامل درآمد و بقیه انواع منابع مالی است که در قالب مالکیت جلوه نهادی پیدا می کند. سرمایه فرهنگی در بر گیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته می شوند. بوردیو تحصیلات را نمودی از سرمایه فرهنگی می دانست لیکن گرایش به اشیاء فرهنگی و جمع شدن محصولات فرهنگی در نزد فرد را سرمایه فرهنگی می خواند. سرمایه نمادین جزئی از سرمایه فرهنگی است و به معنای توانایی مشروعیت دادن،تعریف کردن، ارزش گذاردن یا سبک ساختن]درمیدان فرهنگ[است.سرمایه اجتماعی نیز شامل همه منابع واقعی و بالقوه است که می تواند در اثر عضویت در شبکه اجتماعی کنشگران یا سازمان ها به دست آید. سرمایه ها قابل تبدیل به یکدیگر هستند. به این ترتیب که سرمایه اقتصادی می تواند سریعا”به سرمایه اجتماعی وفرهنگی تبدیل شود. سرمایه اجتماعی نیز می تواند به سرمایه اقتصادی تبدیل شود، اما قدرت تبدیل آن به سرمایه فرهنگی کمتر از قدرت تبدیل شدن سرمایه فرهنگی به سرمایه اجتماعی است.
آنچه که به میدان معنا می دهد، سرمایه است. حجم و ترکیب انواع سرمایه ها نزد فرد، جایگاه وی را در سلسله مراتب میدان تعیین می کند. به عبارتی می توان هر میدان را از طریق نوع و میزان سرمایه موجد در آن شناسایی کرد. مفهوم ساختار نیز با توجه به دو مفهوم میدان و سرمایه تعریف می شود: ساختار عبارت است از مجموعه پایگاه هایی که با توجه به حجم و ترکیب سرمایه موجود در آن ها قابل مقایسه با یکدیگرند. منازعه در درون هر میدان برای دست یابی به میزان بیشتری از سرمایه صورت می گیرد.
در میان انواع سرمایه، سرمایه فرهنگی نقش بسیار مهمی در اندیشه بوردیو ایفا می کند. جامعه شناسی مصرف و تحلیل وی درباره سبک زندگی بر همین نوع سرمایه متکی است. سرمایه فرهنگی شامل «…سلیقه های خوب، شیوه و راه و رسم پسندیده، پیچیدگی شناختی وشناختن و توانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل هنر، موسیقی کلاسیک، تئاتروادبیات…» وتسلط یافتن بر هر نوع از نظام های نمادین است.
بی گمان منش، مناقشه برانگیزترین مفهوم بوردیو است. این مفهوم هسته اصلی تبیین وی برای کنش های انسان را شکل می دهد. منش را«…نظامی از تمایلات بادوام و قابل انتقال که به عنوان مولد اعمال ساخت یافته و به شکل عینی مجسم شده، عمل می کند» تعریف کرد. در همان جا وی متذکر شده است که منش محصول تعامل ساختارهای عینی و تاریخ شخصی است.
در نظر بوردیو منش مولد و انسجام بخش اعمال و صورت درونی شده شرایط طبقاتی است. منش به صورت اصولی درمی آید که مردم را قادر می سازد بر کنش های خود کنترل داشته باشند بدون آن که بر شرایط شکل گیری این اصول کنترل داشته یا از وجود آن ها آگاه باشند(فاضلی،۱۳۸۲: ۴۳ـ ۳۶).
منش جلوه ی نمادینی است که معنا و ارزشش همان قدر که به دریافت کنندگان بستگی دارد به تولید کننده نیز وابسته است، میتوانیم دریابیم که چگونه است که منش استفاده از کالاهای نمادین، خصوصا کالاهایی که علامت تفوق پنداشته می شوند، یکی از نشانه های کلیدی طبقه و، همچنین، جنگ افزاری آرمانی برای استراژی های تشخص و تمایز، به دست می دهند(بوردیو،۱۳۹۱: ۱۰۶ـ۱۰۵)
تفاوت در منش که نشانگر تفاوت در شیوه ی اکتساب است و عموما با تفاوت در ترکیب سرمایه پیوستگی دارد، برای مشخص کردن تفاوت ها در طبقه ی فرادست به کار می آید، همانطور که در سرمایه ی فرهنگی برای مشخص کردن تفاوت های بین طبقه ها به کار می آید. به همین دلیل است که منش ها، خصوصا شیوه ی ارتباط با فرهنگ مشروع، موضوعی برای مبارزه ای دائمی است(همان: ۱۱۰ـ ۱۰۹).
مفهومی که مستقیما”بر مبنای نظر بوردیو درباره منش ارائه می شود، عمل است. این مفهوم ابتدا دال بر هر نوع کنش انسان به نظر می رسد. اما چنان که رکویتز می نویسد «…عمل، نوع عادت شده رفتار است که چندین جزء دارد: ۱-شکل فعالیت های بدنی ۲-شکل فعالیت های ذهنی ۳-چیزها و کاربردشان ۴-خوردن، مصرف کردن، تحقیق کردن – مبتنی بر عناصری است که روی هم جعبه ابزاری را می سازند. فرد بر اساس ملزومات عمل کنش می کند. فرد، حامل الگوهای مختلفی از رفتار بدنی، آگاهی و شناخت است»با این توصیف، عمل، منش فعلیت یافته است. تاکید بر مفهوم بر مفهوم عمل، زائیده گرایش بوردیو به تبیین رفتار بر اساس اصل عقل ورزی عملی است.
نماد، مفهوم دیگری است که در اندیشه بوردیو جایگاه محوری دارد و یکی از نمودهای گسست وی از مارکسیسم است. وی به عوض تعریف نماد، از امر نمادین سخن می گوید. نمادین «…چیزی مادی است اما چنین خصیصه ای برای آن قائل نمی شوند و کارآیی اش را از مادی بودنش نمی گیرد، بلکه تفسیر آن منشأ کارکردهایش است» در نظر بوردیو، امر نمادین قادر است مادی بودن خود را پنهان کند.
طبقه، مفهوم محوری دیگری است که بوردیو به کار می گیرد. این مفهوم در نزد وی حاصل تأکید مارکس برتعیین اقتصادی طبقه و تأکید وبربر بعد نمادین و فرهنگی آن است. خود وی طبقه را«مجموعه ای از کنشگران که پایگاه های یکسانی را اشغال می کنند، در شرایط یکسانی قرار دارند، و محتمل است که تمایلات و علائق یکسانی نیز داشته باشند و به همین دلیل محتمل است که اعمال مشابهی انجام دهند و مواضع مشابهی اتخاذ کنند» هر طبقه اجتماعی بر اساس ترکیبی از سه نوع سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی تعریف می شود(فاضلی،۱۳۸۲: ۴۲ـ۴۱).
هیچ چیز دقیقتر از قریحه ای که برای مصرف مشروع آثار هنری مشروع لازم است، نمی تواند طبقه های اجتماعی مختلف را به وضوح از هم متمایز کند. قریحه مانند همه ی انواع ذوق و سلیقه، هم وحدت می بخشد و هم تفکیک می کند؛ و چون محصول شرطی شدن های ملازم با شرایط وجودی خاصی است، موجب وحدت همه ی کسانی می شود که محصول شرایط مشابهی هستند و، در عین حال، آن ها را از همه ی افراد دیگر متمایز می کند(بوردیو،۱۳۹۱: ۷۲).
سلیقه مبنای همه ی چیزهایی است که فرد در اختیار دارد و مبنای همه ی چیزهایی است که هویت فرد را برای دیگران رقم می زند، و به این طریق است که فرد خود را طبقه بندی می کند و توسط دیگران نیز طبقه بندی می شود. سلیقه ها تایید و تصریح عملی تفاوت های گریز ناپذیر است(همان: ۹۳)
بنا به تعریف بوردیو« قریحه عبارت است از ظرفیت]توانایی[ آن که گروهی از اشیاء یا اعمال را به صورت مادی و نمادین و به معنای مجموعه ای از ترجیحات متمایز کننده به کار گرفت. قریحه نشان دهنده پیوند میان بعضی محصولات و مصرف کنندگان آن ها در یک فضای اجتماعی منطقه بندی شده را نشان می دهد. قریحه مبنای داوری در باره ارزش تجربه های مختلف است(فاضلی،۱۳۸۲: ۴۳ـ۴۲).
سلیقه، نظام شاکله های طبقه بندی کننده ای است که شاید فقط بخش کوچکی از آن آگاهانه باشد هر چند که، در رده های بالایی سلسله مراتب اجتماعی، سبک زندگی به صورت روزافزن به چیزی که وبر سبک پردازی زندگی می نامید، نزدیک تر می شود. سلیقه، شالوده ی سازگاری متقابل تمامی خصوصیات یک شخص است. سلیقه، عامل واقعی تبدیل کردن هر چیز به نشانه های تشخص و تمایز، و تبدیل توزیع های پیوسته به تقابل های گسسته است؛ و تفاوت هایی را که در نظم بدن مندرج اند، به نظم نمادین تمایز های معنادار تبدیل می کند. بنابراین ذوق و سلیقه منبع نظام ویژگی های متمایزی است که هر کس که شناخت عملی در باره ی روابط میان نشانه ها و موقعیت های متمایز در این توزیع ها دارد باید آن را به مثابه تجلی سیستماتیک طبقه خاصی از شرایط وجودی، یعنی به مثابه سبک زندگی متمایز، تشخیص دهد.
این نظام طبقه بندی کننده، که حصول درونی شدن ساختار فضای اجتماعی است به طور پیوسته ضرورت ها را به استراژی ها، و قید و بندها را به اولویت ها تبدیل می کند و بدون هیچ گونه جبر مکانیکی، مجموعه انتخاب های سازنده سبک زندگی را به بار می آورد، انتخاب هایی که معنا یا ارزش خود را در موقعیت یا جایگاهی که در نظام تقابل ها و همبستگی ها دارند اخذ می کنند.( بوردیو،۱۳۹۱: ۲۴۵ ـ۲۴۳) مفهوم سلیقه، اساسا مفهوم بورژوایی است زیرا آزادی بی قید و شرط انتخاب ها را پیش شرط می گیرد.( بوردیو،۱۳۹۱: ۲۴۸)
ذایقه به معنای استعداد قضاوت بی واسطه و شهودی در باره ی ارزش های زیبا شناختی. مصرف مشروع ترین اقلام فرهنگی، حالت خاصی از رقابت برای اقلام و اعمال کمیاب است. تفاوت های اساسی، که انواع عمده شرایط وجودی را از هم متمایز می کنند، از حجم کلی سرمایه مشتق می شوند که به منزله ی مجموعه منابع و قدرت های قابل استفاده ی بالفعل تعریف می شود ـ سرمایه اقتصادی، سرمایه ی فرهنگی و نیز سرمایه اجتماعی(همان: ۱۵۰ـ ۱۴۹).
۲-۹-۴-۳-۲- ریختار
توان تولید کردوکارهای قابل طبقه بندی و توان تمیز دادن و ارزیابی کردن این کردوکارها و محصولات (ذوق وسلیقه) است که دنیای اجتماعی، یعنی فضای سبک های زندگی، بازنمایی شده و شکل می گیرد. ریختار، همان جبر و ضرورتی است که درونی شده و تبدیل به طبع و قریحه ای گشته است که کردوکارهای معنادار و تلقی های معنابخش ایجاد می کند. ریختار، طبع و قریحه ای عام و انتقال پذیر است که به صورتی سیستماتیک و همه شمول همان ضرورتی را به کار می بندد که در بطن شرایط یادیگیری های اولیه نهفته است. ریختار، نه فقط ساختاری ساخت دهنده است که کردوکارها و درک و تلقی کردکارها را سازمان دهی می کند، بلکه ساختاری ساخت یافته نیز هست: اصل تقسیم بندی به طبقات منطقی که ادراک دنیای اجتماعی را سازماندهی می کند، خود محصول درونی شدن تقسیم بندی طبقات اجتماعی است. ریختار به مثابه نظام شاکله های زاینده ی عمل که ضرورت و آزادی نهفته در شرایط طبقاتی خود و، تفاوت سازنده ی این شرایط، را به صورت سیستماتیک متجلی می سازد، تفاوت میان شرایط را، که آن ها را به صورت تفاوت های میان کردوکارهای طبقه بندی شده و طبقه بندی کننده در می یابد و آن را مطابق با اصول تمایزیابی درک می کند؛ اصولی که خود محصول این تفاوت ها هستند و به طور عینی با آن ها تنظیم می شوند و به همین دلیل است که آن ها را طبیعی به شمار می آورند(بوردیو،۱۳۹۱: ۲۴۱ـ ۲۳۸).
مبارزه بر سر تصاحب کالاهای اقتصادی یا فرهنگی، در آن واحد، مبارزه نمادین بر سر تصاحب نشانه های تشخص آوری است که کالاها یا فعالیت های طبقه بندی شده و طبقه بندی کننده اند، یا بر سر حفظ یا سرنگون کردن اصول طبقه بندی این ویژگی های تشخص آور است. در نتیجه، فضای سبک های زندگی، یعنی جهان ویژگی هایی که دارندگان موقعیت های مختلف از طریق آنها خود را از دیگران متمایز می سازند، خواه قصد این کار را داشته باشند و خواه نداشته باشند، طراز نامه ی مبارزه های نمادین برای تحمیل سبک زندگی مشروع در مقطع معینی است(بوردیو،۱۳۹۱: ۳۴۱).
بر مبنای دیدگاه بوردیو، گذران اوقات فراغت می تواند بیانگر سبک زندگی و ذائقه های خاص باشد که به متمایز شدن افراد از هم دیگر می شود. در واقع یکی از کارکرد های اوقات فراغت تمایز بخشی است. به معنای دقیقتر باید گفت مصرف اجازه بازنمایی سبک های زندگی مختلف و ذائقه های مختلف را می دهد.
به نظر بوردیو، انتخاب هایی که افراد در مورد گزینه های اوقات فراغت انجام می دهند ، اساسا اجتماعی است و مردم سبک های زندگی و فعالیت های فراغتی را می آموزند و نحوه گذراندن اوقات فراغت متفاوت است چون مجردان و متاهلان و همچنین گروهای سنی مختلف در جامعه ما دارای سبک زندگی متفاوت هستند و میزان و نوع فراغت های آنها تغییر می کند بنابراین متغییر سن و جنس بر اوقات فراغت تاثیر می گذارند و اوقات فراغت نیز بر مصرف تنباکو افراد تاثیر می گذارد(گروه اجتماعی فرهنگی ،۱۳۸۴: ۷۸ ).
به طور خلاصه با توجه به مطالب ذکر شده، به نظر بوردیو در جامعه میدان های اجتماعی گوناگونی وجود دارد که این میدان ها بر اساس سرمایه ساخته می شود وبوردیو به سرمایه ی فرهنگی در شکل دهی به میدان ها توجه بیشتری دارد. مردمی که در میدان های اجتماعی مشابهی قرار می گیرند دارای منش ها و ذائقه های مشابهی هستند. منش به خلق و خوهای شکل گرفته در هر میدان اطلاق می شود که بر ذائقه موثر است. وذائقه نیز عملکردی است که یکی از کارکردهایش کمک به ادراک فرد از جایگایشان در نظام اجتماعی می باشد. گروه های مختلفی که در میدان های اجتماعی شکل می گیرند سبک زندگی خاصی خواهند داشت با توجه به اینکه یکی از شاخص های سبک زندگی الگوی مصرف است. افرادی که سبک زندگی مشابهی دارند الگوی مصرفی خاصی بر می گزینند که شیوه ی زندگی آنها را از افراد دیگر متمایز می کند. افراد با توجه به سرمایه ای که از آن برخوردارند و جایگایشان در میدان و با تاثیر میدان بر سلیقه و منش آنها، نوع خاصی از فعالیت های اوقات فراغت را انجام می دهند.
۲-۹-۵- شاخص های سبک زندگی
سخن گفتن درباره شاخص های سبک زندگی توأمان سهل ودشوار است. از آن جا که طبق تعریف سبک زندگی مجموعه ای از رفتارهاست، به نظر می رسد که مصادیق بسیاری برای آن وجود دارد. اما قیودی برای رفتارهایی که شاخص سبک زندگی هستند وجود دارد که این مصادیق را محدود می کنند.
۲-۹-۵-۱ مصرف فرهنگی
به دو دلیل شاخص های سبک زندگی بیشتر از عرصه مصرف فرهنگی استخراج شده اند. دلیل اول این است که مصرف فرهنگی غالبا کمتر از بقیه انواع فعالیت ها مستلزم هزینه کردن است وقدرت انتخاب افراد نیز در این زمینه زیاد است. به علاوه این که قریحه که از عناصر سازنده سبک زندگی است بیش ازهرچیزدر الگوی انجام فعالیت ومصرف فرهنگی بروز می کند. ثانیا” دیدگاه بوردیو درباره این که طبقات بالا خود را با بهره گرفتن از فرهنگ متعالی از بقیه طبقات متمایز می کنند سبب شده است تا بسیاری از پژوهشگران نظریه وی را دوباره بیازمایند. به هر حال سلیقه های افراد در مصرف فرهنگی، در کنار فعالیت های فراغت والگوهای مصرف از اصلی ترین شاخص های مورد استفاده در مطالعات سبک زندگی بوده است.
۲-۹-۵-۲- فعالیت های فراغت
گروه دوم شاخص های سبک زندگی عبارتند از فعالیت هایی که افراد در زمان فراغت انجام می دهند. انتخاب فعالیت فراغت در زمان فراغت نشانه ای از ارزش های فرهنگی وقریحه فرد است. طبیعی است که گاهی مصرف فرهنگی نیز بخشی از فعالیت فراغت افراد است، اما هر فعالیت فراغتی مصرف فرهنگی نیست ومصرف فرهنگی نیز همواره در اوقات فراغت انجام نمی شود. برخی از فعالیت های فراغت که به منزله شاخص سبک زندگی از آن ها استفاده شده عبارتند از استراحت کردن، ورزش وبازی، فعالیت های دینی ، مشارکت در فعالیت های سیاسی گردش وتفریح در فضاهای بیرون از خانه، سفر کردن،رفت وآمد با دوستان، و مشارکت در اعمال داوطلبانه اجتماعی نظیر خیریه ها ، تماشای رخدادهای ورزشی، وبازدیداز نمایشگاه ها.
به مانند مقوله مصرف فرهنگی، در این جا نیز هر فعالیت فراغت می تواند دارای ابعاد واشکال مختلف باشد. برای مثال فرد می تواند مشارکت در سیاست را از سطح بحث سیاسی تا مشارکت در تبلیغات حزبی انجام دهد. بنابراین، با در نظرگرفتن اشکال وسطوح مختلف فعالیت های فراغت مذکور می توان دید با چه طیف گسترده ای از شاخص های سبک زندگی روبه رو هستیم.
۲-۹-۵-۳- شاخص های پراکنده
در زمینه استفاده از مصرف فرهنگی وفعالیت های فراغت به منزله شاخص سبک زندگی ادبیات گسترده ای وجود دارد. اما در مجموع به صورت جسته وگریخته به فعالیت های دیگری نیز اشاره شده که نمی توان همه آن ها را ذیل عنوانی واحد گرد آورد. در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.
۱ـ مدیریت بدن
۲ـ الگوهای خرید
۳ـ نام گذاری کودکان
۴ـ رفتار خانوادگی
۵ـ الگوی مصرف غذا (فاضلی،۱۳۸۲: ۱۲۹ـ۱۲۵).
۲-۹-۶- نظریه جامعه شناسی فرایندی نوربرت الیاس
نوربرت الیاس با تأکید بر ضرورت توجه به نسبی بودن تأثیر عوامل مختلف در صورت بندی ها و فرایندهای اجتماعی و نیزتوجه به صیرورت تاریخی آنها، پایه های جامعه شناسی آرایشی یا به تعبیری دیگر از خود او، جامعه شناسی فرایند(Process Sociology) را مستحکم ساخته است. در واقع هنر اصلی الیاس ایجاد سنتز یا ترکیبی مناسب از آثار کنت، دورکیم و وبر است. او بر آن است که آدمیان را در تعامل و وابستگی متقابل به یکدیگر مورد شناسایی قرار داد. زندگی انسان ها وابسته به آرایش مختلفی است که روابط آن ها با یکدیگر، آن را شکل می دهد. این آرایش ها مدام در حال تغییرند. و در جریان این تغییر، با شیوه های متنوعی نظم پیدا می کنند. بنابراین برای شناخت صحیح و دقیق رویدادهای باید فرایند و ماهیت آرایش های موجود را به خوبی درک کنیم. او تحلیل جذاب و بدیع از ریشه های تاریخی فرایند توسعه و شکل های کنش متقابل اجتماعی و هویت اجتماعی جدید ارائه می دهد. (مجدالدین، ۱۳۸۳ :۱ـ۳)
الیاس پیش از آنکه خود را خودخواهانه در خدمت اهداف سیاسی، عاطفی و احساسی قرار دهد در پی به وجود آوردن یک هم فهمی از روندها وفرایندهای درازمدت بود که این رویدادها نیز بخشی از آن به شمارمی آمد. او متوجه شد حتی درابتدایی ترین و مقدماتی ترین وجوه هستی انسانی هیچ چیز و هیچ وجهی را نباید معلوم، ذاتی و ثابت و لایتغیر فرض کرد بلکه همگی را باید بخشی از مجموعه فرایندهای درازمدت به شمار آورد. اگر از منظر جامعه شناسی فرایندی به توتون وتنباکو نگاه کنیم این تغییرات را می توان به مجموعه ی بسیار گسترده تری از فرایندها مربوط دانست. گویی گرایش به مصرف توتون و استعمال دخانیات در معرض فرایند متمدن شدن قرار گرفته است؛ یعنی تثبیت فزاینده تأثیرات که در برگیرنده ی از بین رفتن تضادها و افزایش گونه ها و تنوعات است. به اجمال می توان گفت که از مصرف توتون با کنترل غیر دقیق به سمت تمایل روزافزون نسبت به استفاده از توتون به عنوان وسیله ای برای کنترل خود ، حرکت و تغییری در حال انجام است. ( استونز، ۱۳۹۰: ۲۱۳).
۲-۹- ۸- نظریه کنش موجه یا عمل بخردانه (reasoned – action)
مشهورترین نظریه ای که در این زمینه مطرح شده متعلق به آیزاک آیزن و مارتین فیش باین [۷] می باشد. نظر آنها این است که رفتار بیشتر در حالتی قابل پیش بینی و درک و توضیح است که ما به قصد شخص در رفتار توجه نماییم(رفیع پور،۱۳۷۲: ۸).
به نظر آنها رفتار در پی زنجیره ای از عوامل بوجود می آید و حلقه ماقبل بروز رفتار قصد و نیت رفتاری[۸] است. الگوی آنان نشان می دهد که قصدها به نگرش ها[۹] و هنجارهای مرتبط با رفتار متکی است. نگرش یک متغیر فردی و شخصی است که طی آن، فرد خوب یا بد بودن یک رفتار را (یا یک پدیده) را از نظر خودش ارزیابی می کند، هنجار منعکس کننده نفوذ و فشار اجتماعی است که شخص آن را برای انجام کاری (رفتار) احساس و ادراک می کند. در شرایطی که گرایشها و هنجارها، هردو، در رابطه با رفتار مثبت باشند، قصد به انجام رفتار معین افزایش خواهد یافت. اما در صورتی که گرایش ها و هنجارها در تضاد باشند، قدرت نسبی آنها می تواند تعیین کننده مقاصد بعدی و رفتار متعاقب آن باشد. این رابطه را به شکل زیر نشان داد.
نمودار۲-۳ رابطه بین رفتار و هنجار از نظر آیزن و فیش باین

نگرش نسبت به رفتار

رفتار
قصد ونیت

هنجار ذهنی
الگوی قصدهای رفتاری نشان می دهد که گرایشها و هنجارها، هر دو تحت تاثیر عقاید فرد در باره رفتارهای خاص هستند. آیزن و فیش باین در مطالعاتشان حاصل پژوهشهای خود را در قالب نظریه کنش موجه [۱۰] عرضه کردند(محسنی،۱۳۷۳: ۱۰) اصطلاح کنش موجه (عمل بخردانه) به این معنی است که اکثر رفتارها به این دلیل انجام می شود که مردم به نتایج اعمال خود فکر می کنند و برای حصول پاره ای نتایج و پرهیز از برخی دیگر دست به انتخاب منطقی می زنند و برای این انتخاب از اطلاعات در دسترس برای آنها استفاده می کنند(mccormack brown,1999:1). نظریه آنان از دو عنصر اصلی تشکیل شده است: بخش شخصی و بخش اجتماعی که ترکیب آنها پیش بینی کننده یک قصد رفتاری است. قصدی که در نهایت مشخص کننده رفتار است. عنصر شخصی این الگو یعنی گرایش فرد، حاصل دو عامل است: باور شخص در زمینه نتایج آن رفتار که هر ک از یان دو عامل در میان افراد متفاوت است. عنصر اجتماعی این الگو یعنی هنجار ذهنی، منعکس کننده نفوذ و فشار اجتماعی روی یک شخص برای انجام یک رفتار است. به این معنی که شخص به این امر توجه دارد که تا چه حد رفتارش مورد تایید یا توبیخ افراد یا گروهای خاصی قرار خواهد گرفت. این افراد یا گروه ها در واقع نقش یک مرجع هدایت کننده رفتار را دارند که ممکن است پدر و مادر، دوستان نزدیک، همکاران و یا اهالی یک محل باشند. این متغیر خود به دو عامل دیگر تجزیه می شود:
۱ـ این انتظار که یک رفتار خاص از سوی سایر افراد مهم گروه چگونه ارزیابی می شود(انتظار دیگران)
۲ـ انگیزه فرد برای پیروی از انتظارات دیگران( میزان اهمیتی که فرد برای نظر مردم در باره رفتار خود قایل است).
الگوی مذکور را می توان به صورت زیر نشان داد.
نمودار ۲-۴ الگوی کنش موجه از دیدگاه آیزن و فیش باین

باور در باره نتایج

 

 

نظر دهید »
جایگاه اراضی ملی در انفال- قسمت ۵- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

د: وسط دره‌ها، قله‌ها و جنگل‌ها

وسط دره‌ها و قله‌ها و جنگل‌ها و آنچه در آنها است از انفال است. مرجع تشخیص این مصادیق عرف است.

 

ه: صفایا و قطایع

قطایا جمع قطیه است که در لغت معنی دوری کردن را می‌دهد، یعنی قطع رابطه‌ی بین دو شهر. آنچه از زمین‌های دولتی که از دیگر زمین‌ها مجزا و جدا شده و در اختیار برخی افراد قرار می‌گیرد و در عوض آن مقرری دریافت می شود، آمده است. اقطاع گاهی از جانب امام به عنوان تملیک صورت می‌گیرد (که نسبت به شخص اقطاع شده جنبه پاداش و قدردانی پیدا می‌کند) و گاهی به صورت (ملکی در اختیار بعضی از افراد) است، تا از منافع آن در آن مدت استفاده کنند. اما در اصطلاح فقها در باب انفال عبارت است از اموال غیرمنقول، مانند ساختمان، مزرعه و املاک اختصاصی پادشاهان کفر، که مسلمانان بر آنان غلبه کنند و آن اموال را به تصرف خود درآوردند. این اموال را قطایع پادشاهان می‌نامند و در صورتی که غصبی نباشد، جزو انفال است و اختصاص به امام دارد. صفایا جمع صفی و صفیه است. و در لغت به معنی خالص هر چیز و شئ برگزیده و اختیار شده آمده است. و منظور از آن در اصطلاح فقها اموال منقولی است که به پادشاه کفر اختصاص داشته است و بر اثر غلبه و پیروزی مسلمانان به تصرف آنان درآمده است. مثل اسلحه، لباس‌ های گرانبها و مرکب‌های ممتازی که ویژه وی بوده است و امثال اینها و نیز اشیایی را که امام از میان غنائم برای خویش بر می‌گزیند در همین حکم است(صانعی، ۱۳۷۹: ۴۹).

 

و: غنیمتی که مجاهدان بدون اذن امام به دست آوردند

آنچه را که سربازان اسلام در جنگ باکفارحربی بدون اذن امام به غنیمت ببرند از انفال است. این حکم به اندازه‌ای بین فقها شهرت دارد که علامه‌ی حلی درباره آن ادعای اجماع کرده است. (صانعی، ۱۳۷۹: ۴۹).

 

ز: ارث کسی که وارث ندارد

«اگر کسی از دنیا برود و هیچ وارثی، خواه سببی یا نسبی، یا معتق یا ضامن جریره نداشته باشد، امام وارث اوست. برخی از فقها گفته‌اند: اگر وارث میت مرد همسر او باشد، زن سهم خویش را می‌برد و باقی از آن امام است. و اگر میت زن باشد، همه مال به شوهر می‌رسد و امام وارث آن مال نیست»(صانعی، ۱۳۷۹: ۴۹).

 

ح: معادن

در این که معادن از انفال باشد، بین فقها اختلاف است. عده‌ای از فقها برآنند، که معادن چه در ملک امام، چه در ملک دیگران باشد، خواه استفاده از آن به کاوش و کار و تصفیه احتیاج داشته یا نداشته باشد از انفال است. اما عده‌ای همچون شهید ثانی و دیگران، معادنی را که ظاهر است مانند نمک و قیر و سنگ آسیا و … از آن تمام مردم دانسته و گفته‌اند: همه در آن برابرند و هر کس می‌تواند به اندازه نیازش از آن بهره‌مند شود. اما اگر معدن جزو معادن باطنه باشد یعنی استفاده از آن مانند سنگ مس و طلا به تصفیه احتیاج دشته باشد، اگر در قعر زمین باشد، حفر کننده آن را مالک می‌شود و اگر به حفر اندک احتیاج داشته باشد، حفر کننده آن را مالک نمی‌شود. فقط اندازه‌ای را که درآن حیازت نموده مالک می‌شود(صانعی، ۱۳۷۹: ۵۸).

 

ت: دریاها و بیابان‌های لم یزرع

بنا به تعریفی که درباره انفال نمودیم و گفتیم مقصود از انفال ثروت‌هایی است که زائد بر استحقاق افراد است و به تملک افراد خاصی درنمی‌آید، می‌توان چنین استدلال نمود: به همان گونه که ماه و خورشید برای بهره‌مندی بندگان خدا آفریده شده و صحیح نیست که بگوییم کسی آنها را مالک می‌شود، دریاها و رودها نیز که نیروی بشر در ایجاد آنها دخالت نداشته و همچنین زمین‌ها به جز موارد خاص که از آنها استفاده شده زائد بر استحقاق افراد است و جزو انفال به حساب می‌آید. به همین دلیل است که برخی از فقها، سواحل دریاها را با وجودآنکه نص خاصی در مورد آن وجود ندارد جزو انفال دانسته‌اند(صانعی، ۱۳۷۹: ۶۷).

 

بند پنجم: انفال از منظر اهل سنت

فقهای اهل تسنن نیز برای ملکیت اقسام گوناگونی قائل‌اند. صاحب نظران اهل سنت معتقدند ملکیت در اسلام دو گونه است: الف‌ـ ملکیت عامه ب‌ـ ملکیت خاصه. از هریک از این دو تحت عنوان مرافق خاص و مرافق عام نیز یاد می‌شود. مقصود از ملکیت عامه،ثروتهایی است که خود به خود در عالم وجود دارد و کسی آنها را ایجاد نکرده است. این گونه ثروتها به تمامی مسلمانان تعلق دارد و برای تمام آنها مشاع است و ملک اختصاصی افراد نمی شود. دلیل آن نیز روایتی است از رسول اکرم(ص) که فرموده است: مردم در سه چیز شریک‌اند: آب، گیاه و آتش. فقهای اهل سنت، همانند فقهای شیعه انفال را ملک دولت اسلامی دانند، با این تفاوت که رئیس دولت از نظر شیعه در عصر حضور، رسول الله و پس از او ائمه (ع) است ودرعصر غیبت ولی امر مسلمین است، ولی از نظر اهل سنت در عصر حضور، رسول الله و پس ازایشان خلفای اربعه و در عصر غیبت دولتها حاکم بر بلاد مسلمانان‌اند. «قلعه جی ازهاصران» صاحب نظر سنی می‌نویسد: «تمام فئ ملک دولت است که در خزینه بیت المال مسلمان جا داده می‌شود»(رحمانی،۱۳۸۴: ۱۵۲).
فقهای اهل سنت موارد هزینه انفال را بر اساس آیه سوره حشر شش مورد دانسته‌اند. «ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله وللرسول ولذی القربی والیتامی والمساکین وابن السبیل کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم.» «آنچه خدا از مردم آبادیها به پیامبرش باز گردانید از آن خدا و پیامبر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است تا در میان توانگرانتان دست گردان نباشد.» فقهای اهل سنت در مقام توسعه موارد هزینه انفال، هر یک از این عناوین شش‌گانه را به عنوان مصادیق فراوانی دانسته‌اند. قلعه جی می‌نویسد:
«هزینه انفال در مورد خدا و پیامبر مشتمل است بر تمامی مواردی که موجب اعلاء کلمه الله است، مانند راه سازی، پل سازی، ساخت سلاح، پرداخت حقوق ارتش و کارمندان دولت و قضات، اداره مراکز علمی و بهداشتی و همانند آن. و عنوان ذی القربی شامل افرادی است که دولت را یاری می‌رسانند و بار دولت را بر دوش می‌کشند. این گروه در عصر پیامبر نزدیکان رسول خدا بوده‌اند. و عنوان یتیمان و مساکین نمادی از افراد نیازمند است که از تهیه ضروریات زندگی عاجزند و ابن سبیل نماد در راه ماندگان و مسافرانی است که برای رسیدن به محل اقامت وزندگی نیاز مند کمک‌اند.»(رحمانی،۱۳۸۴: ۱۵۲).

 

گفتار دوم: نسبت انفال با اموال عمومی

در مورد معیار تشخیص اموال عمومی بعضی معتقدند طبیعت مال ملاک است. به این معنا که طبیعت بعضی اموال این اقتضا را دارد که به ملکیت در نیامده و عموم از آن ها استفاده کنند مثل سواحل دریاها. بعضی دیگر معتقدند نحوه و نوع استفاده از مال است که عمومی بودن آن را نشان می دهد مثلا از پل ها یا جاده ها به صورت عمومی استفاده می شود. این ملاک را بعضی این گونه بیان کرده اند: (اصولا معیار تشخیص اموال عمومی، تخصیص آن به منافع جمعی یا عمومی است) (کنعانی،۱۳۸۷،ص ۲۰۰). صدر ماده ۲۶ قانون مدنی با تصریح به این که (اموال دولتی که معد است برای مصالح یا انتفاعات عمومی …) ضابطه تخصیص برای خدمات عمومی را پذیرفته است. استفاده این ماده از عبارت اموال دولتی را باید تسامح لفظی بدانیم چه این که قطعا قانون گذار در صدد بیان اموال عمومی بوده نه اموال دولتی به معنای خاص.
با تأمل در ملاک های مطرح شده مشخص می شود که هر دو این معیارها در اصل، یک چیز هستند که از آن به (مالک خاص نداشتن) تعبیر می شود. ملاک اول می گوید طبیعت مال به گونه ای باشد که به ملکیت اشخاص درنیاید. این سخن، در واقع، بیان دیگری از معیار مالک خاص نداشتن است. ملاک دوم نحوه استفاده را مهم دانسته است. نیاز به توضیح ندارد که اموالی که مالک خاص ندارند قابل استفاده خصوصی نیستند. یعنی این گونه اموال هستند که نحوه استفاده و بهره برداری از آن ها عمومی است. بنابراین معیار تمییز اموال عمومی (مالک خاص نداشتن) است. به این معیار صراحتا در ماده ۲۵ قانون مدنی اشاره شده است. در نهایت، نگارنده معتقد است که اموال عمومی با انفال مترادف اند. برای اثبات این مدعا به بیان خصوصیات ذکر شده برای اموال عمومی می پردازیم:

 

 

نظر دهید »
تضمینات تسهیلات بانکی- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

همچنین اشیاء قیمتی غیر از طلا و جواهرات وجود دارند که دارای ارزش بالایی هستند و به حسب قدمت و ارزش تاریخی مورد داد و ستد قرار می‌گیرند.
بانک‌ها طلاجات و اشیاء قیمتی را نیز در مقابل تسهیلات پرداختی به مشتریان به عنوان وثیقه قبول می‌نمایند اما از آنجا که نوسان قیمت این نوع اموال بسیار زیاد است برای جلوگیری از ورود خسارت به بانک و به منظور برخورداری از حداقل ریسک پذیری، به ندرت اینگونه اموال را وثیقه می‌گیرند و اگر قبول نمایند به کمتر از قیمت ارزیابی شده وثیقه می‌گیرند تا چنانچه قیمت آن در اثر نوسان بازار کاهش یابد حداقل خسارت متوجه بانک گردد. ضمن اینکه در قبول این نوع وثائق محدودیتهای اعتباری در نظر گرفته شده است و هر مرجع تصویب کننده اعتبار اختیار قبول این نوع وثیقه را ندارد و باید مرجع خاصی مصوبه این نوع وثائق را صادر نماید بنابراین قبول طلا به عنوان وثیقه با توجه به قیمت رسمی‌و بدون کارمزد ساخت با مجوز اداره اعتبارات و تسهیلات میسر است.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

ج- ماشین‌آلات:

که در شمار وثائق بانک‌ها آمده‌اند به دو دسته تقسیم می‌شوند:
دسته اول: وسائط نقلیه اعم از سواری- کامیونت- اتوبوس و مینی بوس و امثال اینها هستند که دارای سند مالکیت هستند به طوری که سند انتقال آنها در دفاتر اسناد رسمی‌تنظیم می‌شود.
دسته دوم: ماشین‌آلات کارخانجات و شرکت‌ها غیر از وسائط نقلیه هستند که دارای سند مالکیت مستقل نبوده و با فاکتور خرید که توسط کارخانه سازنده یا فروشنده صادر می‌شود مورد شناسایی قرار می‌گیرند انتقال مالکیت این نوع ماشین‌آلات رسمی ‌نیست و با اسناد عادی قابل خرید و فروش هستند.
بانک‌ها هر دو دسته را به عنوان وثیقه تسهیلات قبول می‌نمایند و مانند طلاجات حداقل ریسک پذیری را برای این نوع وثائق در نظر می‌گیرند و وسائط نقلیه را حتماً بیمه بدنه می‌نمایند تا چنانچه در اثر تصادف یا آتش سوزی از ارزش بیافتند خسارت وارده از شرکت بیمه گرفته شود.
موضوع مهمی‌که در این زمینه باید در نظر گرفته شود کاهش ارزش وسائط نقلیه و ماشین‌آلات مذکور در اثر مرور زمان و استهلاک است و امکان دارد در نتیجه کاهش قیمت این گونه وثائق، ارزش فروش آنها کمتر از مقدار طلب بانک باشد. به همین منظور بانک‌ها ارزش کل زمان انعقاد قرار داد را جهت قبول به عنوان وثیقه، در نظر نمی‌گیرند بلکه درصدی از ارزش آن زمان در نظر گرفته می‌شود و شعب بانک‌ها بایستی هوشیار باشند به محض انتقال بدهی به سرفصلهای معوق، اقدامات حقوقی را جهت وصول طلب بعمل آورند و در هر صورت اگر مورد وثیقه مطالبات بانک را پوشش ندهد باید سریعاً نسبت به شناسایی اموال دیگر بدهکار اقدام و به میزان مطالبات تسویه نشده، از اموال شناسایی شده بازداشت نمایند.

 

گفتار دوم : اموال غیر منقول

اشیایی هستند که از محلی به محل دیگر نتوان منتقل کرد.[۳۳]قانون مدنی امول غیر منقول را به چهار دسته تقسیم کرده است:
الف-اموالیکه ذاتاً غیر منقول هستند.
ب- اموالیکه به واسطه عمل انسان غیر منقول هستند.
ج- اموالیکه در حکم غیر منقول هستند.
د- اموالی که تابع غیر منقول هستند.[۳۴]
ماده ۱۲ق.م قانون مدنی در بیان اموال غیر منقول بیان می‌دارد: «مال غیر منقول آنست که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود. اعم از اینکه استقرار آن ذاتی باشد یا بواسطه عمل انسان به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود».
همانطور که ملاحظه می‌شود قسمت اول ماده ۱۲ق.م از اموال غیر منقول ذاتی حرف زده اما قسمت اخیر همین ماده از اموالیکه بواسطه عمل انسان غیر منقول می‌شوند سخن گفته است لذا می‌توان از قسمت اخیر ماده موصوف چنین استنباط کرد اموالیکه به واسطه عمل انسان غیر منقول می‌شوند باید دارای شرایط زیر باشند:
۱-ذاتاً منقول باشد.
۲- در زمین یا ساختمان بکار رفته باشند.
۳- هر گاه لازم باشد آن مال را از زمین یا ساختمان جدا کنند خود مال خراب یا ناقص گردد.
یا اینکه در محل جدا شدن و کنده شدن خرابی یا نقص ایجاد کند.[۳۵]
پس نتیجه می‌گیریم که صفت غیر منقول برای اموال منقولی که بواسطه عمل انسان استقرار یافته است صف اکتسابی است و همین که مال از زمین یا بنا جدا شد وصف ذاتی آن (منقول) نیز باز می‌گردد. همچنین ماده ۱۵ق.م ثمره و حاصل باغات، مزرعه و احشام را مادام که چیده یا درو نشده یا وضع حمل نکرده‌اند غیر منقول دانسته است و همینطور ماده ۱۶ق.م درختان و شاخه‌های آن و نهال و قلمه را مادام که بریده یا کنده نشده است غیر منقول می‌داند.
اما استثنائاً اموال منقولی وجود دارد که قانون مدنی به تبع تعلق آنها به مال غیر منقول آنها را در حکم مال غیر منقول شمرده است مانند گاو و گاومیش که اگر برای شخم زدن اختصاص داده شده باشند همینطور گاو آهن، تراکتور، بذر، کود و کلیه ماشین‌آلات و اسباب و ادوات زراعت و تلمبه را در حکم اموال غیر منقول دانسته و صلاحیت محاکم را نسبت به آنها مانند اموال غیر منقول بیان کرده است (ماده ۱۷ق.م) اما باید دانست که این اموال منقول هستند و تنها از حیث صلاحیت محاکم و توقیف اموال در حکم غیر منقول است.[۳۶]
و تنها بحثی که از چهار دسته تقسیمات اموال غیر منقول باقی مانده اموال تابع غیر منقول هستند که ماده ۱۸ق.م به این موضوع پرداخته و مقرر داشته حقوق عینی موضوع اموال غیر منقول مانند حق انتفاع و حق ارتفاق و دعاوی راجعه به اموال غیر منقول از نظر صلاحیت دادگاه‌ها تابع اموال غیر منقول هستند.
سؤالی که به ذهن می‌رسد آیا اسقاط حق انتقال به غیر در قرار داد رهنی برای راهن صحیح است یا خیر؟ و اگر صحیح است آیا ضمانت اجرا دارد؟
باید گفت یکی از ویژگیها و اوصاف اصلی حق، امکان اسقاط آن است، خواه موضوع آن حق دینی باشد یا عینی. پس، ‌صاحب حق انتفاع یا ارتفاق می‌تواند تنها به اراده خود آن حق را ساقط کند و مالک اختیار دارد که از مال خود اعراض کند.[۳۷]
اسقاط انتقال به غیر را در قرار دادهای بانکی، می‌توان به سه دسته تقسیم کرد فرض اول: تعهد مالک به خودداری از انتقال ملک (مورد رهن) به ثالث است. فرض دوم: سلب حق انتقال از مالک است. و در واقع هدف ایجاد نقصان در مالکیت مالک است. فرض سوم: انتقال مالکیت مورد رهن منوط به اجازه بانک است. با عنایت به مفاد شرطی که به مالک تحمیل شده معین نکرده که منظور کدام قسم از فرضیات فوق است ناگریز در موارد اختلاف، تفسیر با دادگاه خواهد بود. لذا فروض مذکور را به شرح ذیل بررسی می‌نمائیم:
اگر تعهد مالک در برابر بانک را مبنی بر خودداری از انتقال ملک فرض کنیم، در واقع التزام شخصی مالک تلقی می‌شود و از حق مالکیت مالک کم نمی‌کند و مالک تنها متعهد شده است تا حق مورد نظر را تا اتمام مدت قرار داد اعمال نکند و نفوذ شرط نیز محدود به رابطه قراردادی و مدت قرارداد است و با توجه به اینکه بانک‌ها مقید می‌نمایند تا تسویه کامل بدهی، قرار داد رهنی و مورد رهن پابرجا باشد لذا می‌توان نفوذ شرط را تا تسویه کامل بدهی بدهکار فرض نمود. و چنانچه قبل از تسویه کامل بدهی، مالک مورد رهن را انتقال دهد تنها طرف قرارداد (بانک) می‌تواند الزام مالک را به رعایت مفاد شرط از دادگاه بخواهد و مانع انتقال شود.
ضمانت اجرای تخلف از شرط، بطلان انتقال نیست زیرا، فرض این است که مالک حق عینی متعلق به خود را انتقال داده است و التزام شخصی مالک نمی‌تواند به معامله خریدار (ثالث) ملک صدمه بزند. تخلف از تعهد توسط مالک (رهن) به طرف قرارداد (بانک) حق می‌دهد به استناد خیار تخلف از شرط، قرارداد رهنی را فسخ کند.[۳۸] و اگر وجه التزامی‌یا جبران خسارتی به عنوان ضمانت اجرا در قرار داد رهنی درج شده باشد به استناد آن مطالبه وجه التزام یا جبران خسارت نماید.
درتأیید این نظریه رای شماره ۸۹۰۹۹۷۰۴۰۴۳۰۰۶۷۳ مورخ ۱۵/۹/۱۳۸۹ از دادگاه عمومی‌حقوقی شعبه سوم اردبیل صادر گردیده که علاوه بر اینکه نفوذ معامله را پذیرفته فروشنده را ملزم به انتقال قطعی(رسمی) مورد معامله که در رهن بانک می‌باشد بنام خریدار کرده است و در رای صادره به مواد ۱۰-۲۱۹-۲۲۰ق.م و مواد ۱۹۸-۵۱۵ و ۵۱۹ ق.آ.د، دادگاه‌های عمومی‌و انقلاب در امور مدنی استناد کرده است و از طرفی فک رهن از ملک مورد معامله را منوط به تسویه حساب با بانک مرتهن کرده است.
ولی اگر فرض دوم را مبنی بر سلب حق انتقال از مالک در نظر بگیریم در این صورت تعهد تنها به التزام وی به عدم انتقال محدود نمی‌شود بلکه سلب حق است و بایستی بررسی شود که آیا درج شرط سلب حق از مالک در قرارداد رهنی نفوذ دارد و اگر دارد این نفوذ کلی است یا جزئی؟
قانون مدنی در ماده ۹۵۹ سلب هر گونه حق مدنی از جمله حق انتقال به غیر را ممنوع کرده است. چنانچه مقرر می‌دارد: «هیچ کس نمی‌تواند به طور کلی حق تمتع و یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند».
آنچه که مسلم است منظور ماده ۹۵۹ق.م سلب حق به طور کلی است و اگر مفهوم مخالف ماده مذکور را در نظر بگیریم سلب حق به طور جزئی منع نشده است بنابراین هر گاه مفاد شرط محدود به زمان و مقید به فرض خاص باشد سلب جزئی است و قراردادهای بانک نیز با توجه به اینکه محدود به زمان معین است لذا سلب جزئی تلقی می‌شود. در نتیجه حق انتقال مالک را به طور کلی سلب نمی‌کند تا با مقتضای حق مالک که همان قاعده تصرف است منافات داشته باشد. پس اگر فرض دوم را در مفاد شرط بانک‌ها در نظر بگیریم در این صورت شرط صحیح و خللی هم به مفاد قرارداد وارد نمی‌کند.
آنچه که مسلم است چون حق انتقال برای حفظ منافع طرف قرار داد (بانک) و ضمن تراضی با او از مالک سلب می‌شود، تنها همان طرف (بانک) می‌تواند ابطال انتقال را از دادگاه بخواهد. بدین ترتیب باید گفت: نسبی بودن اثر قرار داد سبب می‌شود تا معامله مخالف با شرط قابل ابطال از سوی کسی باشد که شرط به سود او شده است. ولی قابلیت استناد قرارداد در برابر اشخاص ثالث این نتیجه را به بار می‌آورد که مشروط له بتواند در برابرهر انتقال گیرنده به مفاد آن (سلب حق انتقال از مشروط علیه) استناد کند.[۳۹] راهن نیز در برابر مرتهن همین وضع را دارد و حق ندارد وثیقه را به دیگری انتقال دهد، ولی این منع تنها به سود مرتهن ایجاد می‌شود و تنها اوست که می‌تواند ابطال معامله منافی با حق خود را بخواهد که معمولاً به عدم نفوذ معامله تعبیر می‌شود.[۴۰]
ضمانت اجرای تخلف از این شرط برای مرتهن در چند فرض متصور است:
اول اینکه می‌تواند با استناد به خیار تخلف از شرط، قرار داد را فسخ کند. (‌مواد ۲۳۹ و ۲۴۰ق.م)
دوم اینکه می‌تواند خسارت ناشی از عدم انجام تعهد را از مالک بخواهد مشروط بر اینکه جبران خسارت در قرار داد درج شده باشد. (مواد ۲۲۶ تا ۲۳۰ق.م) یا چنانچه وجه التزام در قرار داد ذکر شده مطالبه وجه التزام نماید.
سوم اینکه می‌تواند ابطال انتقال را از دادگاه بخواهد در این حالت دادخواست دعوی ابطال باید به طرفیت هر دو طرف (فروشنده و خریدار) اقامه شود چرا که هر دو طرف باید حق دفاع از خود را در پرونده داشته باشند و حقوق هیچکدام تضییع نگردد و اگر دادخواست به طرفیت هر دو طرف اقامه نشود دادگاه نیز دعوی بانک (ذینفع) را رد خواهد کرد.
بنا به فرض سوم نیز اگر انتقال مالکیت مورد رهن را به اشخاص ثالث، منوط به اجازه یا اذن مرتهن (بانک) تصور نماییم در این حالت انتقال مالکیت مورد رهن به اذن و اجازه مرتهن بستگی دارد و مالک نمی‌تواند از حق مالکیت خود به طور کامل بهره ببرد. چرا که خود مالک، در حق خود محدودیت ایجاد کرده و چون این محدودیت کلی نمی‌باشد لذا نمی‌توان ماده ۹۵۹ق.م را شامل این فرض کرد در رویه قضایی حاضر نیز اکثر دادگاه‌ها با این استدلال که چون عقد بیع بدون اجازه مرتهن (بانک) منعقد شده رای به عدم نفوذ معامله می‌دهند و دفاتر اسناد رسمی‌نیز بدون اجازه بانک سند انتقال قطعی تنظیم نمی‌نمایند که در ذیل به تعدادی از آرای دادگاه‌ها و دیوان عالی کشور و نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائیه اشاره می‌شود:
۱-رای اصراری شماره ۴۲- ۱۲/۸/۱۳۶۶ ردیف ۶۵/۲۸ عدم موافقت بانک مرتهن نسبت به معامله پلاک مربوطه را دلیل بر عدم امکان الزام فروشنده به انتقال رسمی‌مورد معامله دانسته است.
۲- به موجب رای شماره ۶۲۰-۲۰/۸/۱۳۷۶ هئیت عمومی‌دیوان عالی کشور بیان شده مطابق مواد قانون مدنی گرچه رهن موجب خروج عین مرهونه از مالکیت راهن نمی‌شود لکن برای مرتهن نسبت به مال مرهونه حق عینی و حق تقدم ایجاد می‌شود که می‌تواند از محل فروش مرهونه طلب خود را استیفاء کند و معاملات مالک نسبت به مال مرهونه در صورتی که منافی حق مرتهن باشد نافذ نخواهد بود، اعم از اینکه معامله راهن بالفعل منافی حق مرتهن باشد یا بالقوه بنابر مراتب مذکور در جایی که بعد از تحقق رهن، مرتهن مال مرهونه را به تصرف راهن داده اقدام راهن در زمینه فروش و انتقال سرقفلی مغازه مرهونه با شخص ثالث بدون اذن مرتهن از جمله تصرفاتی است که با حق مرتهن منافات داشته و نافذ نیست.
۳- طبق نظریه شماره ۱۱۰۴۵/۷ مورخ ۳/۱۱/۱۳۷۹ اداره کل حقوقی قوه قضائیه بیان گردیده ملکی که در رهن دیگری است قابل نقل و انتقال نیست مگر با حفظ حقوق مرتهن و با موافقت او.
سؤالی که در این مسأله بنظر می‌رسد اینستکه اگر راهن علیرغم تعهد بر عدم انتقال، مورد رهن را مشروط به تسویه کامل بدهی نزد بانک مرتهن قبل از تنظیم سند رسمی‌بفروشد آیا این معامله نافذ است یا خیر؟
اداره کل حقوقی قوه قضائیه طی نظریه شماره ۳۹۱۸/۷ مورخ ۳۰/۴/۸۰ دررابطه با این موضوع چنین اظهار نظر کرده است «چنانچه خریدار خانه (در رهن بانک) به بانک مراجعه و تمام دین راهن را دفعتاً واحده پرداخت کرده و بانک هم قبول کرده، دین راهن ساقط می‌شود و به همین جهت معامله فاقد منع قانونی بوده و از شمول رای شماره ۶۲۰ مورخ ۲۰/۸/۱۳۷۶ هیات عمومی‌دیوان عالی کشور و ماده ۷۹۳ قانون مدنی خارج است» و همچنین در نظریه شماره ۶۶۵۶/۷ مورخ ۳۰/۷/۱۳۷۹ بیان نموده: «معاملاتی که وام گیرنده (راهن) با رعایت حقوق مرتهن و مقررات ماده ۷۹۳ قانون مدنی انجام دهد بلامانع است بنابراین چنانچه وام گیرنده در شرایط ضمنی معامله، تعهد به تنظیم سند رسمی‌انتقال ملک پس از فک رهن کرده باشد، نظر به اینکه طبق ماده ۲۶۷ قانون مدنی ایفاء دین از جانب غیر مدیون نیز جایز است، طرف معامله میتواند پس از پرداخت دین، خواستار فک رهن و تنظیم سند رسمی‌انتقال ملک شود و در صورت امتناع متعهد، به طرفیت وی اقامه دعوی کند».
با توجه به نظریات فوق و از آنجا که در صورت تسویه بدهی مشتری نزد بانک، قبل از انتقال سند مالکیت و فک رهن، هیچگونه خللی به قرارداد رهنی بانک وارد نمی‌شود و حقوق بانک که همان طلب از مشتری، وصول می‌گردد لذا اعمال چنین حقی توسط مشتریان از نظر عرف بانکداری بلامانع بوده و حتی در اکثر موارد بانک نیز در حین یا قبل از انجام معامله، موافقت خود را در این خصوص اعلام می‌دارد.
بانک‌ها معمولاً علاوه بر قرارداد رهنی وکالت بلاعزل در رابطه با فروش مورد رهن از مشتری می‌گیرند تا در صورت عدم وصول طلب بانک یا در صورت تاخیر در وصول طلب، بدون توسل به اقدامات قانونی یا اجرایی بتوانند راساً از محل فروش مورد رهن مطالبات خود را وصول و تسویه نمایند.
باید گفت عقد وکالت به منظور ایجاد رابطه حقوقی بین موکل و وکیل منعقد می‌شود و به موجب آن وکیل اختیار انجام اموری را که در وکالت تصریح شده بنام موکل بدست می‌آورد از جمله این اختیارات، اجازه فروش مال رهینه (موکل) و وصول طلب از محل فروش آن است. مجوز اخذ وکالت از راهن را ماده ۷۷۷ق.م به مرتهن داده است و مقرر می‌دارد: «در ضمن عقد رهن یا به موجب عقد علیحده ممکن است راهن مرتهن را وکیل کند که اگر در موعد مقرر راهن قرض خود را ادا ننمود، مرتهن از عین مرهونه یا قیمت آن طلب خود را استیفا کند، و نیز ممکن است قرار دهد وکالت مزبور بعد از فوت مرتهن با ورثه او باشد و بالاخره ممکن است که وکالت به شخص ثالث داده شود).
عده‌ای از اساتید حقوق معتقدند با وجود ماده ۳۴ قانون ثبت، ماده ۷۷۷ق.م نسخ ضمنی شده[۴۱]و مراجعه مرتهن و بستانکار شرطی برای استیفاء حق خود به ادارات ثبت ضروری است.[۴۲] اما دکتر کاتوزیان معتقد است محدود شدن اختیار وکیل و باقی ماندن اعتبار این ماده قوی تر به نظر می‌رسد. زیرا: ۱- ماده ۷۷۷ ناظر به امکان وکالت دادن به مرتهن برای فروش است و ماده ۳۴ق.ث وکیل را از اقدام خصوصی و فردی ممنوع می‌سازد و ناچار می‌کند که به مقامهای عمومی‌رجوع کند و این حکم، از حیث امکان وکالت دادن، تعارض ندارد و تنها از اختیارات وکیل می‌کاهد. ۲- ماده ۳۴ق.ث وکالت را لغو نمی‌کند، زیرا وکیل در جریان فروش مال بوسیله مقامات عمومی‌می‌تواند اقداماتی را که با غبطه موکل سازگار است از اجرای ثبت یا دادگاه بخواهد. بدین ترتیب، مانعی که ماده ۳۴ق.ث در راه اجرای اختیار وکیل بوجود آورده است، ماده ۷۷۷ق.م را از زمره قواعد حقوق مدنی خارج نمی‌سازد و در جمع دو ماده می‌توان از نسخ پرهیز کرد. به ویژه عام بودن قوانین مدنی به عنوان اصل و خاص بودن قلمرو قوانین ثبت و همچنین شکلی بودن غالب آنها قرینه‌ای است که این تفسیر را تأیید می‌کند.[۴۳]
دکتر لنگرودی در رابطه ابراز نظر خود، سه دیدگاه مطرح کرده است.
دیدگاه اول: کلمه می‌تواند در این ماده بیان حق طلبکار را نموده است و حق عبارت است از سلطه و توانایی قانونی، بدیهی است بستانکار مکلف به صدور اجرائیه نیست و درخواست صدور اجرائیه حق او است نه تکلیف او.
دیدگاه دوم: کلمه می‌تواند ناظر به حق (اعراض از رهن) است یعنی قانونگذار خواسته بفهماند که دائن می‌تواند از رهینه اعراض کند و با همان سند به طور ذمه‌ای بدهکار را تعقیب کند و می‌تواند که بدون اعراض از رهن، تقاضای مزایده رهینه را بنماید.
دیدگاه سوم: مقنن با ذکر کلمه می‌تواند خواسته است اعتبار ماده ۷۷۷ق.م را حفظ کرده و بگوید: هر گاه مرتهن وکالت در فروش رهینه از طرف راهن داشته باشد می‌تواند از وکالت خود استفاده کند وشخصاً اقدام به فروش کند و طلب خود را وصول نماید و می‌تواند با چشم پوشی از وکالت، به اداره ثبت مراجعه و تقاضای صدور اجرائیه نماید.
عده‌ای از فقها بر بطلان اساسی وکالت در فروش مورد رهن اعتقاد دارند و عده‌ی دیگری معتقدند در مسائل مربوط به زندگی قضایی در مواردی که اقدام افراد برای استیفاء حق مسلم خود منشاء بروز فتنه و ضرر بر جان و آبرو و یا مال باشد رجوع به حاکم شرط است در این صورت شرط وکالت در فروش به نفع مرتهن حقاً باید باطل باشد.[۴۴] با توجه به تفاسیر مذکور اقدام عملی برای وکالتنامه‌های اخذ شده مشکل است چرا که اولاً مشخص نشده وکیل به چه مبلغی باید مورد وکالت را به فروشد. ثانیاً: پس از انتقال مالکیت چون حق اعتراض و دفاع به مالک داده نشده، پرونده‌های متعددی در دادگاه‌ها برای حل این مشکل تشکیل خواهد شد. ثالثاً: به قیمت مورد فروش توسط مالک اعتراض خواهد شد. رابعاً: ادعای عدم رعایت صرفه و صلاح موکل مطرح خواهد شد.
تمامی‌شرایط ترهین مال مفروز با مال مشاع یکسان است. از آنجا که مال مشاع با سهم سایر شرکا مخلوط و منتشر در مجموع است پس تسلیم آن نیز با تصرف در مال شرکا ارتباط پیدا می‌کند و باید با اذن آنان انجام پذیرد. در مورد اموال منقول، برای قبض مال مشاع اذن شرکا ضروری است ولی در مورد مال غیر منقول، چون قبض با تخلیه ید راهن انجام می‌شود و مستلزم تصرف در مال دیگران نیست، قبض مورد رهن نیازی به اذن شرکا ندارد.[۴۵]
بنظر یکی دیگر از اساتید حقوق، رهن مال مشاع از طرف شریک ملک صحیح است زیرا عین معینی اعم از مال مفروز و مشاع است لکن اقباض رهینه مشاع به مرتهن باید با اذن شریک باشد (ملاک ماده ۴۷۵ق.م). در مواردی که سند رسمی‌تنظیم می‌شود منظور از اقباض که پیدایش حالت وثوق از طریق گرفتن وثیقه است در همان مرحله تنظیم سند رسمی‌تامین می‌شود یعنی مرتهن مطمئن است که وثیقه بدون تامین طلب او فک نخواهد شد.[۴۶]
آنچه که مسلم است ترهین ملک مشاعی از نظر ثبتی بلامانع است اما در صورت عدم انجام تعهد از طرف بدهکار عملیات اجرایی و فروش مورد رهن با مشکل مواجه خواهد شد چرا که احتمال دارد سایر شرکا مدعی مالکیت در قسمت مورد رهن بانک که قبلاً ارزیابی شده بشوند و در این صورت اقدامات اجرایی بانک به نتیجه نخواهد رسید.لذا به همین جهت بانک‌ها تمایلی به ترهین اموال مشاعی ندارند.

 

الف- املاک داخل شهری:

این نوع اموال به املاکی اطلاق می‌شود که در داخل شهر یا در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهر و شهرکها واقع می‌شوند (ماده ۲ قانون اراضی شهری مصوب ۱۳۶۰) یا دارای سند ثبتی هستند و یا از طریق قولنامه (مبایعه نامه) عادی مورد شناسایی و معامله قرار می‌گیرند ممکن است دارای کاربری‌های مسکونی یا تجاری یا خدماتی و یا اداری بوده و یا دارای کاربری های مختلط مانند تجاری مسکونی یا تجاری اداری و غیره باشند این نوع اموال به دلیل سهل البیع بودن مورد توجه بانک‌ها قرار گرفته به طوری که اکثر بانک‌ها این نوع املاک را به عنوان وثیقه قبول می‌نمایند و با توجه به نوع کاربری املاک، درصد ریسک پذیری نیز توسط بانک‌ها تعیین می‌شود و روش کار بانک‌ها در نحوه قبول این نوع وثائق متفاوت است مثلاً در ملک دارای کاربری مسکونی، بعضی بانک‌ها صددرصد ارزش ملک را به عنوان وثیقه قبول می‌نمایند اما بعضی دیگر نود درصد ارزش‌آن را، و چون اکثر شهرهای ایران دارای سابقه ثبتی هستند بانک‌ها به منظور جلوگیری از ورود خسارت به بانک از قبول املاک دارای اسناد قولنامه‌ای به عنوان وثیقه خودداری می‌کنند و از آنجا که تعدادی صاحبان یا متصرفین املاک با کاربری تجاری دارای امتیاز سرقفلی یا حق کسب و پیشه یا تجارت در مغازه و محل تجارت خود هستند معمولاً بانک‌ها ارزش سر قفلی یا حق کسب و پیشه یا تجارت این نوع املاک را به عنوان وثیقه قبول نمی‌نمایند چرا که این حقوق با سند عادی نیز قابل انتقال به غیر بوده و بانک‌ها نمی‌توانند نظارت و کنترل لازم را در این خصوص به عمل‌آورند بنابراین ناگزیر هستند علاوه بر اینکه ارزش این امتیازات را در زمان برآورد قیمت ملک معرفی شده از کل قیمت ملک کسر نمایند در قرار داد رهنی تنظیمی، حق انتقال عین یا منافع را نیز از مالک یا دارنده منافع سلب می‌کنند. و از عدم انتقال منافع به غیر از جمله حقوق سرقفلی و غیره اطمینان خاطر بدست می‌آورند.

 

ب- املاک روستایی

این املاک دو قسم هستند قسم اول املاک مسکونی روستایی هستند که معمولاً از طرف بنیاد مسکن شهرهای متبوعه، بنام این املاک سند ثبتی درخواست شده و اداره ثبت محل اسناد مالکیت ششدانگ بنام هر یک از مالکین املاک صادر کرده و نظارت بر این نوع املاک با بنیاد مسکن شهرستان مربوطه است. قسم دوم زمینهای زراعی که دارای نسق زراعی مشاعی در محدوده روستای مربوطه بوده و نظارت بر این نوع املاک با توجه به نوع کاربری مربوط (زراعی بودن) با امور اراضی وزارت جهاد کشاورزی است که هر دو قسم از املاک مورد نظر از نظر مقررات قانونی و با توجه به عین بودن، قابلیت ترهین را دارند اما از آنجا که علاوه بر قابل ترهین بودن وثائق ملکی، سهل البیع بودن آن نیز از نظر عرف بانکداری ملاک عمل می‌باشد و املاک مذکور بنابر دلایلی سهل البیع نبوده و در این صورت از نظر اجتماعی و اقتصادی برای بانک‌ها مقرون به صرفه نمی‌باشد لذا ترهین این نوع وثائق به عنوان تضمین تسهیلات توصیه نمی‌شود.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

ج- محلهای اجرای طرحهای سرمایه گذاری

کاربری این نوع وثائق بر حسب نوع فعالیت آنها متفاوت است اصولاً کاربری محل اجرای طرحهای تولیدی- صنعتی، صنعتی است و کاربری محل اجرای طرحهای تولیدی محصولات کشاورزی و پرورش دام و طیور، کشاورزی می‌باشد علاوه بر این موارد، این نوع محلها که بخشی از وثائق بانک‌ها را تشکیل می‌دهند معمولاً دارای سابقه ثبتی هستند و به شرح زیر وجود دارند:
املاک صنعتی دارای سند مالکیت ممکن است در داخل شهرکهای صنعتی یا خارج از آن بوده و دارای سند ششدانگ یا مشاع باشند و همچنین ممکن است مالکیت این املاک به نام صاحب طرح اعم از شخص حقیقی یا حقوقی باشد یا ممکن است متعلق به غیر باشد در هر حال در رابطه با هر یک از شقوق مختلف، تصمیمات مختلف از جانب بانک اتخاذ خواهد شد.
در رابطه با املاک واقع در شهرکهای صنعتی، معمولاً این نوع املاک دارای سابقه ثبتی بوده ولی فاقد سند مالکیت ششدانگ هستند و چنانچه بانک بخواهد این نوع املاک را ترهین نماید مالک سند ششدانگ شهرک صنعتی (دولت) سهمی‌از کل سهام ششدانگ ملک شهرک را بصورت مشاعی در رهن بانک قرار می‌دهد و موضوع جانشینی بانک در محل طرح، در قرار داد رهنی پیش بینی می‌گردد تا چنانچه بدهکار به تعهدات قراردادی خود عمل ننماید مالک شهرک، بانک را جانشین بدهکارفرض نموده، ضمن خودداری از انتقال مالکیت محل بنام مجری طرح، پلاک موصوف را بنام بانک منتقل خواهدنمود و شرط می‌شود در این رابطه نیازی به اقدامات قانونی و مراجعه به محاکم قضایی یا اجرای ثبت نباشد اما در عمل، چنین اتفاقی نمی‌افتد و چون ضمانت اجرای عدم انجام تعهد توسل به اقدامات قانونی است ناگزیر بانک‌ها اجرائیه صادر می‌نمایند.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
اما املاکی که خارج از شهرکتهای صنعتی هستند اگر دارای سند مالکیت ششدانگ باشند در این صورت بانک‌ها آن را به عنوان وثیقه قبول می کند ولی اگر دارای سند ششدانگ نباشند در این صورت مورد قبول بانک‌ها نخواهد بود چرا که وصول مطالبات بانک با اتکا به طرحهای فاقد سند ششدانگ به علت احتمال وجود مالکین معارض بسیار مشکل بوده و بانک‌ها صلاح در این می‌بینند که این نوع وثائق را قبول ننمایند.
موافقتنامه مورخ ۲۸/۷/۷۱ فی ما بین کمیسیون حقوقی بانک‌ها و نمایندگان شرکت شهرکهای صنعتی ایران ملاک ترهین زمینهای شهرکهای صنعتی است که عنوان می‌دارد:
اراضی که دارای سند مالکیت است و برای قطعات واگذاری به متقاضیان هم طبق صورتمجلس تفکیکی سند جداگانه‌ای صادر شده است نظیر شهرکهای صنعتی سمنان، همدان و… طبق قرار داد واگذاری پس از مرحله بهره برداری سند انتقال بنام متقاضی تنظیم خواهد شد شهرک صنعتی راساً اراضی موضوع قرار داد واگذاری را بابت تسهیلات دریافتی متقاضی نزد بانک به وثیقه می‌گذارد.

 

نظر دهید »
بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر شهر بندرعباس- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

همزمان با گسترش جوامع و محول شدن وظیفۀ تعلیم و تربیت به نهاد آموزش و پرورش، افت تحصیلی به عنوان یکی از مهمترین موضوع ها در حیطۀ شناخت و آموزش مطرح شده است. این پدیده توجه دنیای امروز را به خود معطوف و ذهن بسیاری از پژوهشگران و متخصصین امر را به خود مشغول کرده است؛ چرا که تبعات فردی، خانوادگی و اجتماعی آن به لحاظ هزینه های مادی و معنوی، قابل چشم پوشی نیست. فردی که با افت تحصیلی مواجه می شود علاوه بر واردآوردن خسارت های مادی به نظام آموزشی، سرمایۀ عمر خود را هدر می دهد که هرگز جبران پذیر نخواهد بود. همچنین، مطالعۀ آسیب های اجتماعی همواره نشان داده است که درصد زیادی از منحرفین اجتماعی در جایگاه تحصیلی پایین تری قرار داشته اند(علیوندوفا، ۱۳۸۴).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بنابراین، نیاز به پیشرفت یکی از انگیزه‎های اولیه بشر است. افرادی که نیاز به پیشرفت در آن‎ها قوی‎تر است، تمایل بیشتری به کامل شدن و بهبود عملکرد خود دارند. آنان ترجیح می‎دهند با وظیفه‎شناسی کارهایی انجام دهند که چالش برانگیز بوده به طوری که ارزیابی پیشرفت آنان در مقایسه با پیشرفت سایر مردم بر حسب ملاک هایی امکان پذیر باشد. به بیان دیگر پیشرفت رفتاری است مبتنی بر وظیفه، که اجازه می‎دهد عملکرد فرد بر طبق ملاک های فرض شده درونی یا بیرونی مورد ارزیابی قرار گیرد( کوری[۱۱۱] ،۲۰۰۶ ، کاموراجا و همکاران[۱۱۲]، ۲۰۰۹).
پیشرفت تحصیلی دانش‎آموزان یکی از شاخص‎های مهم در ارزشیابی آموزش و پرورش است و سطوح بالای آن می‎تواند پیش‎بینی کننده آینده روشن برای فرد و جامعه باشد و تمام کوشش‎ها و سرمایه‎گذاری‎های هر نظامی، تحقق این هدف می‎باشد. بر این اساس روان‎شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت به بررسی عوامل انگیزشی در یادگیری و عملکرد دانش‎آموزان در حوزه های گوناگون درسی توجه داشتند. از دهه ۱۹۸۰ میلادی اکثر تحقیقات صورت گرفته در زمینه پیشرفت تحصیلی بر عوامل روانی که بر یادگیری دانش‎آموزان تأثیر دارند تأکید کرده‎اند( لینن برینک[۱۱۳] و پنتریچ[۱۱۴]، ۲۰۰۲).
گروه‎های تخصصی و روان‎شناسان همواره به بررسی جوانب مختلف تحصیلی تأکید دارندتوجه به پیشرفت تحصیلی از زمان بینه[۱۱۵] آغاز شد او دریافت که نمرات آزمون‎های وی قادر است کودکانی که با توجه به مشاهدات کلاس درس،( باهوش) و ( کم هوش) قلمداد شده بودند را از هم تفکیک نماید و بعدها نتایج امتحانات دانش‎آموزان ملاک قرار گرفت( لانس بری و همکاران[۱۱۶]، ۲۰۰۵).
یادگیری اساس رفتار انسان را تشکیل می‎دهد و فرایندی که مدام در طول زندگی انسان و در هر مرحله از رشد الزامی می‎باشد. موجودیت و بقای هر فرهنگ به توانایی اعضای جدید آن برای یادگیری انواع مهارت‎ها، هنجارهای رفتاری، باورها و …. وابسته است. در واقع پیشرفت تحصیلی فرایندی است که می‎توان آن را نتیجه یادگیری انسان دانست و منظور از پیشرفت تحصیلی موفقیت در امر تحصیل است که می‎توان به مهارت در امر خاص، تخصص در بخشی از دانش منجر شود(علیوندوفا، ۱۳۸۴).
در نظام آموزش و پرورش پیشرفت تحصیلی اصطلاحی است که به جلوه‎ای از جایگاه تحصیلی دانش‎آموزان اشاره دارد. و این جایگاه می‎تواند به صورت نمرات دوره‎های مختلف باشد که به وسیله آزمون‎های استاندارد شده اندازه‎گیری شود( سیف، ۱۳۸۰).
راسل[۱۱۷]( ۲۰۰۳)، اهدافی که عموماً رفتار پیشرفت تحصیلی را بر می‎انگیزد به عنوان اهداف درونی و بیرونی طبقه بندی می‎کند. به نظر او در اهداف درونی، اهداف مربوط به تکلیف( مثلاً تلاش برای فهم مطالب) و اهداف مربوط به خود( مثلاً بهتر از دیگران عمل کردن، اثبات هوش و تلاش) قرار دارند. و اهداف بیرونی مربوط به انسجام اجتماعی( خشنود کردن دیگران و پاداش‎ها) می‎باشند(علیوندوفا، ۱۳۸۴). تفاوت‎های فردی در انگیزه پیشرفت می‎تواند موفقیت تحصیلی را پیش‎بینی کند. دانش‎آموزانی که از دست‎یابی به اهداف خود اجتناب می‎کنند، ترس از ارزیابی داشته و مشکلات را به عنوان عامل تهدید کننده تلقی می‎کنند و در نتیجه دست از تلاش برای دستیابی به اهداف برمی‎دارند. در مقابل کسانی که در پی دستیابی به اهداف خود هستند از یادگیری لذت می‎برند و مشکلات را به عنوان چالش می‎پذیرند و در دست‎یابی به اهداف خود پافشاری می‎کنند( هاراکیوپز[۱۱۸]، ۲۰۰۲، کاموراجا و همکاران، ۲۰۰۹).
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
سازه‎ی انگیزش موفقیت به رفتارهایی که به یادگیری و در نتیجه پیشرفت تحصیلی منجر می‎شود اطلاق می‎گردد(هاراکیوپز، ۲۰۰۲، کاموراجا و همکاران، ۲۰۰۹).
متخصصان روان شناسی پرورشی و صاحب نظران آموزشی عقیده دارند که تجارب موفقیت آمیز و یا توأم با شکست دانش‎آموزان در دوران تحصیل در مدرسه بر همه جنبه‎های شخصیت و از جمله سلامت روانی آنان تأثیر مستقیم دارد(پنتریچ،۲۰۰۰).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
۲-۲-۴-۵ اهداف پیشرفت تحصیلی:
از نظر دوئک و لگت[۱۱۹](۱۹۸۸)، اهداف پیشرفت ناظر بر دلایل دانش آموزان برای انجام دادن تکالیف اند. دوئک دو نوع هدف را مورد توجه قرار داده است: اهداف تبحری[۱۲۰] و اهداف عملکردی[۱۲۱] دانش آموزانی که اهداف تبحری را انتخاب می کنند بر تبحر و مهارت یافتن در تکالیف تأکید دارند. در مقابل، دانش آموزانی که اهداف عملکردی را انتخاب می کنند درصدد نشان دادن توانایی های خود به دیگران و به دست آوردن قضاوت های مطلوب آنان هستند. برخی از محققان با تقسیم اهداف عملکردی به دو بعد اهداف رویکرد- عملکرد و اجتناب- عملکرد، نظریه ی اهداف دوئک را گسترش داده و سه نوع هدف را مد نظر قرار داده اند (الیوت[۱۲۲] و چرچ[۱۲۳]،۱۹۹۷؛ دوپیرات[۱۲۴] و مری ین[۱۲۵]،۲۰۰۵).
دانش آموزانی که اهداف رویکرد – عملکرد را انتخاب می کنند بر عملکردشان در مقایسه با دیگران توجه دارند و آن هایی که اهداف اجتناب- عملکرد را انتخاب می کنند درصدد باهوش جلوه دادن خود در جهت اجتناب از تنبیه هستند(راین[۱۲۶] و پینتریچ[۱۲۷]،۱۹۹۷).
۲-۲-۴-۶ ویژگی‎های‎شخصیتی و نقش آن در پیشرفت تحصیلی
موفقیت در تحصیل نقش مهمی را در ایجاد فرصت‎های آینده دانش‎آموزان دارد. آموزش خوب و قوی می‎تواند همزمان هم ناظر به آینده بوده و هم از تجارب و یافته‎های گذشته بهره ببرد. در واقع آموزش مؤثر بین آینده، حال و گذشته ارتباط ایجاد می‎کند. هر کسی برای تأثیر گذاشتن روی دیگران نیاز به یادگیری خوب دارد و این مستلزم بهره گیری از آموزش قوی است (بریتزمن[۱۲۸]، ۲۰۰۳). محققان دریافته‎اند که موفقیت در تحصیل و پیشرفت در این زمینه تنها در نتیجه هوش و امکانات سخت افزاری موجود در محیط نیست بلکه آنچه نقش مهمی در این زمینه ایفا می‎کند جنبه‎های روانی و روانشناختی افراد همانند ابعاد شخصیتی و سبک‎های یادگیری است( بوساتو و همکاران[۱۲۹]، ۲۰۰۰، پرموزیک[۱۳۰]، ۲۰۰۳). به عنوان مثال کتل عنوان می‎کند که در گستره موفقیت تحصیلی شخصیت نقش بزرگتری را نسبت به هوش بازی می‎کند. بر طبق نظر اکرمن، تئوری PPKI[131] ادعا می‎کند که صفات شخصیتی نقش مهمی در رشد و توسعه دانش و آگاهی فرد، راهنمایی و چگونگی رویارویی با محرک‎ها را بازی می‎کند. این نظریه عنوان می‎کند که عوامل غیر عقلانی مانند صفات شخصیتی و سبک‎های یادگیری به طور معناداری با پیشرفت تحصیلی در آمیخته است.
پرداختن به ارتباط بین ویژگی‎های شخصیتی و موفقیت تحصیلی هم ارزش تئوریکی داشته و هم سودمندی بالینی دارد. از نطر بالینی می‎تواند ارتباط ویژگی‎های شخصیتی با دستاوردهای زندگی واقعی، بخصوص عملکرد تحصیلی را تعیین کند. از نظر تئوریک نیز می‎تواند مصاحبه یا پرسش‎نامه‎ای را برای پیش‎بینی عملکرد تحصیلی از روی ویژگی‎های شخصیتی ایجاد کند که نتایج مهمی را در طراحی مناسب هر سیستم آموزشی به دنبال خواهد داشت( پرموزیک و فارنهام[۱۳۲]، ۲۰۰۳).
در طول دهه گذشته تأکید روزافزونی به اهمیت و نقش متغیرهای شخصیت در پیشرفت تحصیلی شده و متغیرهای شخصیتی خاصی را در موفقیت عملکرد تحصیلی مهم می‎دانند( مک آیلاری[۱۳۳] و بانتینگ[۱۳۴]، ۲۰۰۲).
لانس بری، سودارگاس[۱۳۵]، گیبسون[۱۳۶] و لئونگ[۱۳۷]،( ۲۰۰۵ )، عنوان کردند که صفات شخصیتی با توانایی تحصیلی دانش‎آموزان یعنی پیشرفت تحصیلی در رابطه است از طرفی این صفات می‎توانند پیش‎بینی کننده ترک تحصیل باشند.
اگر چه ارتباط مستقیمی بین موفقیت در مدرسه و ویژگی‎های شخصیتی به طور گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته است، استفاده از مدل پنج عاملی شخصیت به عنوان چارچوبی برای سازماندهی تحقیقات قبلی پیشنهاد گردیده است( لایدرا و همکاران[۱۳۸]، ۲۰۰۷ و کونارد[۱۳۹]، ۲۰۰۶). پرموزیک و فورنهام عقیده دارند با توجه به نتایج گسترده پیرامون رابطه میان صفات شخصیتی و پیشرفت تحصیلی می‎توان گفت که پرسش‎نامه نئو می‎تواند سهم مهمی در پیش‎بینی موفقیت تحصیلی باشد.
نتایج تحقیقات نشان می‎دهد که پنج عامل بزرگ شخصیت، می‎تواند به خوبی عملکرد تحصیلی را پیش‎بینی کند( پرموزیک و فارنهام، ۲۰۰۳؛ لایدرا و همکاران، ۲۰۰۷ و کونارد، ۲۰۰۶). به طور مثال نتایج تحقیق پرموزیک نشان می‎دهد که روان‎رنجوری با عملکرد تحصیلی رابطه معکوس دارد، در صورتی که وظیفه‎شناسی و سازگاری، پیشرفت تحصیلی بالایی را به همراه دارد. کاستا و مک‎کری[۱۴۰] (۱۹۹۲)، بیان کردند که عامل مهم شخصیتی که به طور مداوم می‎تواند پیشرفت تحصیلی را پیش‎بینی کند، گشودگی است، که به پذیرفتن ایده‎های جدید و گرایش به جستجوی تجارب علمی جدید اشاره دارد. بلیکل[۱۴۱](۱۹۹۶)، دریافت که گشودگی نسبت به تجارب با عملکرد تحصیلی ارتباط مستقیمی دارد. باربارانلی[۱۴۲](۲۰۰۳)، به این نتیجه رسید که ارتباط منفی بین برون‎گرایی و همچنین ارتباط مثبت بین درونگرایی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد. همچنین او دریافت که روان‎رنجوری در همه سطوح ارتباط منفی با نمرات دانش‎آموزان دارد. به نظر می‎رسد که اضطراب و نگرانی از عوامل تهدید کننده موفقیت هستند. برون‎گراها نیز ترجیح می‎دهند که فعالیت اجتماعی بیشتری داشته باشند تا فعالیت‎های تحصیلی، که این موضوع می‎تواند تأثیر زیان بخشی در تحصیلات افراد داشته باشند( لیدرا و همکاران، ۲۰۰۷).
هاون[۱۴۳]و همکاران[۱۴۴](۲۰۰۲)، در تحقیق خود بر روی ویژگی‎های شخصیتی نشان داد که بین نوروزگرایی و پیشرفت تحصیلی ارتباط منفی وجود دارد. پائون و آشتون[۱۴۵](۲۰۰۱)، نیز نشان دادند که وظیفه‎شناسی و گشودگی دو بعد مهمی هستند که به طور مستقیم با پیشرفت تحصیلی رابطه دارند، از این رو انتظار می‎رود که این ویژگی‎ها همبستگی نیرومندی با سایر عوامل مربوط به پیشرفت داشته باشند. ولی در تحقیقی لاوسون[۱۴۶] دریافت که گشودگی ارتباط منفی با عملکرد و یادگیری دارد( زویک و وبستر[۱۴۷]، ۲۰۰۴). لازم به ذکر است تاریخچه فرد در موفقیت و پیشرفت تحصیلی می‎تواند شخصیت فرد را تحت تأثیر قرار دهد و از طرفی والدین معمولاً در قبال پیشرفت و ویژگی نسبت به فرزندان پاداش می‎دهند. بنابراین پیشرفت تحصیلی و شخصیت به طور دو جانبه و با تقویت یکدیگر می‎توانند زمینه سلامت روانی را فراهم سازند.
۲-۲-۴-۷ مشاوره تحصیلی گروهی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
مشکل پیشرفت تحصیلی در دوره متوسطه یکی از دغدغه های مهم آموزش و پرورش کشور ایران بوده است. تحقیقاتی که در مورد علل عدم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان انجام گرفته است، یکی از مهم ترین علت ها نداشتن مهارت های تحصیلی و نبودن خدمات مشاوره ی تحصیلی در مدارس ذکر کرده اند(رجایی، احمدی، عابدی،۱۳۹۰).
آموزش و پرورش هر کشور تلاش می کند تا با توجه به توانایی ها و استعدادهای دانش آموزان آنان را در زمینه ی تحصیلی به طور اخص و در زمینه های مختلف زندگی به طور تعم رشد دهد. بدیهی است که در جهت نیل به این زمینه ها، دانش آموزان با مشکلاتی برخورد می نمایند؛ صاحب نظران راهنمایی و مشاوره بر این باورند که مشاوران با توجه به خدماتی که به دانش آموزان در زمینه های تحصیلی ارائه می دهند، آنان را برای رسیدن به هدف های آموزش و پرورش تسهیل می کنند(شفیع آبادی،۱۳۸۸). راهنمایی و مشاوره تحصیلی موجب بازدهی و کارآمدی بیشتر نظام آموزشی، افزایش پیشرفت تحصیلی و کاهش افت تحصیلی و تقلیل مشکلات رفتاری دانش آموزان می شود. از این رو می توان ادعا کرد که خدمات و فعالیت های مشاوره تحصیلی وصیله ای تسهیل کننده برای رسیدن به هدف های آموزش و پرورش قلمداد می شود(رجایی و همکاران،۱۳۹۰).
مشاوره تحصیلی نوعی رابطه ی یاورانه فردی و گروهی است که به دانش آموزان در شناخت توانایی ها و استعدادها و شیوه ی یادگیری، برنامه ریزی، انتخاب رشته تحصیلی و حل مشکلات آموزشی و انضباطی کمک می کند، تا بدین ترتیب آنان بتوانند توانایی های خود را شکوفا سازند، و از امکانات موجود استفاده بهینه بنمایند، مشکلات تحصیلی خود را حل کنند و با محیط آموزشی سازگار شوند(احمدی،۱۳۸۶). دانش آموزان زمانی در تحصیلات خود موفق خواهند شد که علاوه بر داشتن انگیزه ی تحصیلی، درباره مهارت های تحصیلی از جمله روش های صحیح مطالعه، تکرار و تمرین دروس، یادداشت برداری، خلاصه نویسی و استفاده از منابع اطلاعات درست و کافی داشته باشند(شفیع آبادی،۱۳۸۸). آموزش مهارت های تحصیلی یکی از وظایف مهم مشاوران است، که این مهم را می توان به دو صورت راهنمایی و مشاوره فردی و گروهی به دانش آموزان آموزش داد تا بتوانند، به نحو احسن در زندگی تحصیلی خود به کار گیرند.
پیشرفت تحصیلی یکی از متغیرهای اصلی آموزش و پرورش است و می توان از آن به عنوان شاخص عمده ی سنجش کیفیت آموزش و پرورش یاد کرد. متأسفانه در حال حاضر با توجه به استعدادهای خوبی که در دانش آموزان وجود دارد، این هدف در آموزش و پرورش اتفاق نیفتاده است. بررسی آمارهای مردودی دانش آموزان در دوره متوسطه نشان می دهد که هر ساله حدود ۳۰ درصد از آنان مخصوصاً در سال اول متوسطه مردود می شوند که این مسأله بزرگ ترین نقطه ضعف آموزش و پرورش ما است. پیشینه تحقیقات مختلف حاکی از آن است که مشاوره تحصیلی و گروهی بر افزایش مهارت های تحصیلی و در نتیجه پیشرفت تحصیلی دانش اموزان مؤثر بوده است، بنابراین چنانچه دانش آموزان از ابتدا از خدمات مشاوره ای مخصوصاً در زمینه ی مشاوره تحصیلی استفاده کنند، از پیشرفت تحصیلی بهتری برخوردار خواهند شد(رجایی و همکاران، ۱۳۹۰).
خلاصه فصل:
یکی از نیازهای مهم انسان، نیاز به عزت نفس است. عزت نفس سالم برای کودکان مانند سپری در برابر چالش های دنیا عمل می کند. افرادی که احساس خوبی در مورد خود دارند به آسانی تعارض ها را پشت سر گذاشته، در مقابل فشارهای منفی ایستادگی می کنند و به خوبی می توانند از زندگی لذت ببرند. کلید بسیاری از موفقیت های انسان عزت نفس است و برعکس بسیاری از مشکلات انسان از ضعف آن ناشی می شود. عزت نفس از عوامل اصلی تعیین کننده در شکل دهی الگوهای رفتاری و عاطفی به شمار می آید. عزت نفس گویای نگرش فرد به خود و دنیای بیرونی است(کیم، داشن و بریان[۱۴۸]،۲۰۰۱). بسیاری از روان شناسان راه رسیدن به سلامت، کمال و پیمودن مدارج رشد و پیشرفت را در عزت نفس یافته اند. افرادی چون آدلر[۱۴۹]، راجرز[۱۵۰]، سولیوان[۱۵۱] و مزلو[۱۵۲] کمبود عزت نفس را ریشه ی بسیاری از بیماری های روانی دانسته اند. بنابراین، بسیاری از مسائل انسان با عزت نفس او رابطه دارد: اگر به خود بها دهد کم تر دچار افکار آزاردهنده و احساس های منفی شده بین ابعاد مختلف شخصیتی وی هماهنگی ایجاد می شود(امامی، فاتحی زاده و عابدی،۱۳۸۵). در واقع عزت نفس به عنوان یک شاخص برجسته در زندگی قادر است کلیه فعلیت های دانش آموزان از جمله پیشرفت یا افت تحصیلی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. دانش آموزانی که احساس ارزشمندی و عزت نفس بالا دارند در مقابل انواع مشکلات و مسایل زندگی، فشارهای روانی، تهدیدات و حوادث ناگوار و بیماری های روانی مقاوم و پایدار خواهند بود(کیم، داشن و بریان،۲۰۰۱).
به طور کلی، باید گفت که با بهره گرفتن از برخی مداخلات روانشناختی که مهم ترین آن روش مشاوره گروهی به شیوه ی عقلانی-عاطفی- رفتاری می باشد می توان به افرادی که عزت نفس پایینی دارند و در امر تحصیل نیز دچار افت شده اند کمک کرد. برای این کار لازم است ابتدا سطح عزت نفس افراد با آزمون معتبر مشخص گردد و سپس با بهره گرفتن از تکنیک های مختلف و با ایجاد شرایط مناسب به آن ها کمک شود تا سطح عزت نفس خود را افزایش دهند(کیم، داشن و بریان،۲۰۰۱).
بنابراین، همان گونه که در مبانی نظری این پژوهش ذکر گردید روش هایی که برای افزایش عزت نفس به کار می رود الگوی یادگیری اجتماعی نامیده می شود و جهت افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی باید در یکی از متغیرهای شناخت، عاطفه ، رفتار و متغیر بیولوژیک تغییر به وجود آورد.چنان که گام ها و مراحل راهبردها به تدریج و با سازماندهی صحیح آموزش داده شوند و امکان درون سازی مطالب برای فرد فراهم گردد، نوجوانان قادر به کاربرد روش ها هستند و این امر موجب افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی آن ها خواهد شد.
۲-۳ پیشینه پژوهشی
۲-۳-۱ پژوهش های انجام شده در خارج کشور

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

نمازی زاده و همکاران(۲۰۰۶)، در تحقیق خود با عنوان اثربخشی فعالیت های ورزشی و عزت نفس به این نتیجه دست یافتند که فعالیت های ورزشی و آموزش های شناختی رفتاری بر عزت نفس افراد شرکت کننده مؤثر است.

در مطالعه دیگر لویس[۱۵۳] (۲۰۰۰)، مشاهده کرد که مشاوره فردی با تأکید بر روش عقلانی- عاطفی باعث افزایش عزت نفس ۶۰ دانشجوی آمریکایی آفریقایی تبار شده است، اما مشاوره گروهی عقلانی- عاطفی- رفتاری کوتاه مدت چنین تأثیری نداشته است.

هدلی[۱۵۴](۱۹۸۸)، در پژوهش خود نتیجه گرفت که فعالیت های راهنمایی و مشاوره گروهی تأثیر مثبتی روی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد.

ماریانی[۱۵۵](۱۹۷۹)، نشان داد که درمان عقلانی- عاطفی در طی ده جلسه که بر روی دانش آموزان دبیرستانی انجام گرفت باعث افزایش عزت نفس آن ها شد.

تری دیانا[۱۵۶](۱۹۹۵) و یوت آرمند[۱۵۷](۱۹۹۶)، در تحقیق خود نشان دادند که آموزش مشاوره گروهی تاثیری بر بهبودی عزت نفس ندارد .

برایان سوکیانگ[۱۵۸](۱۹۹۵) در یک مطالعه ی آزمایشی نشان داد که آموزش مشاوره ی گروهی می تواند سطوح عزت نفس کلی و عزت نفس مربوط به والدین خانواده را در نوجوانان به طور معناداری افرایش دهد.

کرستن[۱۵۹](۱۹۹۷)، نیز در تحقیق دیگری بر روی ۲۰ دختر و پسر ۸-۱۱ ساله ، نشان داد که دانش آموزانی که در برنامه مشاوره گروهی با تاکید بر تعارض، شرکت کرده بودند به طور معناداری سطوح بالاتری از عزت نفس را نشان دادند.

رافوس[۱۶۰](۱۹۹۸)، در یک مطالعه، دریافت که مشاوره عقلانی-عاطفی-رفتاری، عزت نفس، خودکنترلی درک شده و رفتار کلامی دانش آموزان را افزایش می دهد.

– کونوی[۱۶۱](۱۹۹۹)، در پژوهش خود دریافت که درمان شناختی رفتاری منجر به افزایش شرکت نوجوانان در کلاس های درس شده و در نتیجه عزت نفس و ارزش شخصی آن ها افزایش یافته است.
– در همین راستا، واتر[۱۶۲](۱۹۹۸)، در پژوهش خود به این نتیجه دست یافت که دانش آموزان ابتدایی که در برنامه آموزش عقلانی- عاطفی شرکت نموده اند سطوح اضطراب شان کاهش، عزت نفس شان و تحمل ناکامی آن ها افزایش یافته است. او بیان می کند که عموماً این آموزش ها باعث افزایش مهارت های مؤثر این نوع دانش آموزان در مقابله و برخورد با موقعیت های هیجانی می شود، و این نوع آموزش در مقایسه با برنامه آموزش مبتنی بر نظریه فروید، در کاهش باورهای غیرمنطقی و هیجان های بدکارکردی کمک کننده است.
– کلوسترمن[۱۶۳](۱۹۹۸)، در پژوهش خود با عنوان عزت نفس و عواطف در حل مسائل ریاضی به این نتیجه دست یافتند که عواطف و عزت نفس مولفه های مناسبی برای پیش بینی پیشرفت و انگیزه ی تحصیلی هستند.

 

 

وارن[۱۶۴] و همکارانش(۱۹۸۸)، در پژوهشی به بررسی تأثیر درمان شناختی بر افزایش عزت نفس پرداختند. آن ها ۳۳ داوطلب را به سه گروه تقسیم کرده، آن ها را در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار داده در مورد هر دو گروه آزمایش درمان های عقلانی- هیجانی و رفتاری- شناختی انجام دادند. نتیجه این بود که عزت نفس در هر دو گروه آزمایشی(نسبت به گروه گواه) افزایش یافته بود و این تغییر در گروه شناختی- رفتاری بیش از گروه عقلانی- هیجانی بود.

پوپ و همکاران(۱۹۸۹)، برای درمان کودکان مبتلا به عزت نفس پایین در کلینیک بیماران سرپایی از شیوه ی شناختی- رفتاری استفاده کرد و نتایج سودمندی گرفت. علاوه بر آن، همین شیوه را در مورد دانش آموزان بااستعداد و سرآمدی که دیدی کاملاً منفی در مورد خود داشتند اجرا کرد و نتایج مثبتی به دست آورد. پژوهش پوپ(۱۹۸۹)، نشان داد که درمان شناختی- رفتاری در افزایش عزت نفس دانش آموزان مؤثر است (پوپ و همکاران،۱۳۸۴).

ناولر و تایلر[۱۶۵] در ۱۹۸۹ در مورد تأثیر آموزش والدین در افزایش عزت نفس کودکان پژوهشی انجام داده، نتیجه گیری کردند که این آموزش ها در اصلاح رفتار کودکان، پیشرفت تحصیلی و افزایش عزت نفس آن ها مؤثر است.

نلسون و دیوید[۱۶۶](۱۹۹۶)، و فنل و ملوئیک(۱۹۷۷)، با مداخله شناخت درمانی به رفع باورهای غیرمنطقی و افزایش عزت نفس پرداختند.

والیانت و پاول[۱۶۷](۱۹۹۳)، با روش عقلانی- عاطفی رفتاری با ده نوجوان در مرکز درمانی کار کردند و افزایش معناداری در عزت نفس و کاهش خصومت کلامی در آن ها ملاحظه کردند.

کلانتری، نشاط دوست، مولوی و آدم زاده(۱۹۹۹)، در پژوهشی با عنوان اثربخشی مشاوره گروهی حمایتی بر عزت نفس دانش آموزان دختر شهید به این نتیجه دست یافتند که آموزش های شناختی و شناختی رفتاری بر ابراز وجود و عزت نفس افراد شرکت کننده در پژوهش مؤثر بوده است.

۲-۳-۲ پژوهش های انجام شده در ایران

 

 

نتایج مطالعه خدایی(۲۰۰۷)، روی ۴۰ نفر از دانش آموزان دختر سال اول متوسطه شهرستان ایلام نشان داد که مشاوره گروهی باعث افزایش سلامت عمومی و عزت نفس کلی دانش آموزان دختر گروه آزمایش شده است.

مظاهری و همکاران(۲۰۰۶)، در بررسی خود که بر روی ۳۰ نفر از دانشجویان خوابگاه در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) به مدت ۸ جلسه انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که آموزش شناختی – رفتاری نسبت به آموزش رفتاری به طور معنی داری بر افزایش عزت نفس مؤثرتر بوده است.

دادپور و همکاران(۱۳۹۱)، در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که مشاوره گروهی به شیوه ی عقلانی عاطفی باعث کاهش اضطراب و افزایش عزت نفس دانش آموزان تیزهوش شد.

امیرجان، سلطانی علی آباد، یونسی، ازخوش و عسگری(۱۳۸۹)، در پژوهشی با عنوان اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه عقلانی- عاطفی- رفتاری بر افزایش احترام به نفس و پیشرفت تحصیلی دختران نوجوان دبیرستانی به این نتیجه دست یافتند که مشاوره گروهی موجب افزایش احترام به نفس و پیشرفت تحصیلی(در سطح ۰۰۱/۰) در آزمودنی ها شده است.

استادیان، سودانی و مهرابی زاده هنرمند(۱۳۸۸)، در پژوهشی با عنوان اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه عقلانی- عاطفی- رفتاری الیس، بر اضطراب امتحان و عزت نفس دانش آموزان دختر پایه ی سوم مقطع راهنمایی شهر بهبهان به این نتایج دست یافتند که مشاوره گروهی به شیوه عقلانی- عاطفی- رفتاری الیس، باعث کاهش اضطراب امتحان و افزایش عزت نفس دانش آموزان گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه گردید.

رجبی و خدایی(۱۳۸۶)، در پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که آموزش مشاوره گروهی بر عزت نفس دختران مؤثر است.

امامی و همکاران(۱۳۸۵)، در پژوهشی تحت عنوان مقایسه اثر بخشی دو شیوه شناختی- رفتاری و آموزش والدین در افزایش عزت نفس دانش آموزان به این نتایج دست یافتند که آموزش به شیوه عقلانی-عاطفی- رفتاری عزت نفس دانش آمزان دختر را به طور مؤثر افزایش داد و آموزش والدین در افزایش عزت نفس دانش آموزان پسر مؤثر است. دو شیوه مذکور تمام ابعاد عزت نفس: شامل عزت نفس کلی، تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی و جسمی را همزمان افزایش داد.

ولی زاده(۱۳۸۵)، در تحقیق خود با عنوان تأثیر درمان عقلانی- عاطفی- رفتاری بر عزت نفس نابینایان، به این نتیجه دست یافت که این آموزش باعث افزایش عزت نفس نابینایان شده است.

کجباف نژاد، دبیری و قاسمپور(۱۳۸۴)، در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر آموزش گروهی بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم مقطع متوسطه دبیرستان های شهرستان بهبهان به این نتیجه دست یافتند که برگزاری مشاوره گروهی میانگین نمرات عزت نفس گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه افزایش نشان داده است.

فصل سوم:
روش پژوهش
۳-۱ مقدمه:
در فصل حاضر، طرح پژوهش، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری، شیوه اجرای جلسات، ابزار پژوهش، پایایی و روایی، روش نمونه گیری، روش آماری تجزیه و تحلیل داده ها مورد بحث قرار می گیرد.

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 297
  • 298
  • 299
  • ...
  • 300
  • ...
  • 301
  • 302
  • 303
  • ...
  • 304
  • ...
  • 305
  • 306
  • 307
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • نمود جلوه‌های پیوند انسان با خداوند و آفریده‌های او در بوستان سعدی- قسمت ۶
  • پایان نامه مدیریت : مبانی حقوق بشر و شهروندی
  • جایگاه هویت در اندیشه داریوش شایگان و عبدالحسین زرین¬کوب رویکرد تطبیقی- قسمت ۴
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :بررسی تأثیر منابع مالی بر عملکرد آموزشی مناطق آموزش و ...
  • بررسی تطبیقی شیوه داستان پردازی در مثنوی مولانا، مصیبت نامه عطار و حدیقه سنایی (با رویکرد داستانهای هم مضمون)- قسمت ۷
  • بررسی رابطه بین اخلاق کاری با استرس شغلی و تعهد سازمانی در میان کارکنان اداره آموزش و پرورش ناحیه یک شهر بندرعباس- قسمت ۳- قسمت 2
  • دانلود مقاله و پایان نامه : تربیت شهروند ملی برای زندگی در جامعۀ جهانی
  • بررسی مکانیسم انتقال بحران مالی سال ۲۰۰۸ به بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۶
  • بررسی رابطه بین مهارت ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه شاهرود- قسمت ۵
  • بررسی عوامل موثر بر میزان استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی (مطالعه موردی شعب بانک پاسارگاد استان البرز)- قسمت ۱۳
  • بررسی تاثیر محلول¬پاشی نانو¬کلات پتاسیم بر خصوصیات فیزیولوژیکی- قسمت ۷
  • ادبیات زنانه در آثار (میرزاده عشقی، ایرج میرزا، عارف قزوینی)- قسمت ۳
  • دانلود مطالب درباره تاثیر مهارتهای مدیریتی برکیفیت عملکرد مدیران انتظامی استان مطالعه موردی شهرستان کرمانشاه ...
  • تحقیقات انجام شده در مورد : راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت- فایل ...
  • مداخلات اجتماعی دراحیاء بافت فرسوده شهری- قسمت ۵
  • تعیین کیفیت خدمت رسانی از طریق به کارگیری مدل servqual در مرکز آموزشی درمانی کوثر 50ص
  • بررسی رابطه ی سرمایه فکری با عملکرد سازمانی بانک قوامین استان تهران- قسمت ۱۴
  • پایان نامه : نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه
  • جایگاه دستور زبان فارسی در ویرایش متون- قسمت 7
  • شئون رسالت حضرت عیسی علیه السلام از نگاه قرآن و عهد جدید- قسمت ۶
  • بررسی کارایی بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایلام (غرب ایران) با استفاده از روش DEA
  • دانلود پایان نامه تعریف رهبری مبادله ای

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان