اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مقایسه ی سبک هویتی و میزان شیوع اختلالات روانی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

جامعه آماری ۳۹
روش نمونه گیری و تعداد نمونه ۳۹
روش پردازش داده ها ۴۰
ابزار های اندازه گیری پژوهش ۴۱
پرسش نامه SCL-90-R 41
پرسش نامه سبک هویت (ISI) برزونسکی ۴۲
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ۴۴
داده های توصیفی ۴۵
داده های استنباطی ۴۷
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری ۶۰
محدودیت های پژوهش ۶۵
پیشنهاد های کاربردی ۶۶
پیشنهاد های پژوهشی ۶۶
منابع ۶۷
فهرست جدول ها
عنوان
شماره صفحه
جدول ۱-۱: جمع بندی نتایج پژوهش پرینز………………………………………………………………………………………………………………………….۱۶
جدول ۱-۳: سوالات مقیاس های سبک هویتی……………………………………………………………………………………………………………………..۴۳
جدول۱-۴: بررسی توزیع فراوانی مرتبط با متغیر«سن» در نمونه های تحقیق…………………………………………………………………….۴۵
جدول۲-۴: بررسی توزیع فراوانی مرتبط با متغیر«وضعیت تاهل» در نمونه های تحقیق……………………………………………………..۴۶
جدول۳-۴: بررسی توزیع فراوانی مرتبط با متغیر«سطح تحصیلات» در نمونه های تحقیق…………………………………………………۴۶
جدول۴-۴: بررسی توزیع فراوانی مرتبط با متغیر«نوع جرم» در نمونه های تحقیق……………………………………………………………..۴۶
جدول۵-۴: بررسی توزیع فراوانی مرتبط با متغیر«مدت زمان حبس» در نمونه های تحقیق………………………………………………۴۷
جدول ۶-۴: بررسی میزان شیوع اختلالات روانی در نمونه مورد مطالعه با توجه به نوع جرم با آزمون مجذور خی…………..۴۸
جدول۷-۴: بررسی نمرات آزمون لوین سبک های هویتی در نمونه مورد مطالعه با توجه به نوع جرم………………………………..۵۰
جدول ۸-۴ : نتایج تحلیل واریانس یک راهه (ANOVA) جهت بررسی انواع اختلالات روانی در نمونه مورد مطالعه
در این پژوهش بر حسب نوع جرم………………………………………………………………………………………………………………………………………….۵۲
جدول ۹-۴: بررسی نمرات آزمون لوین سبک های هویتی در نمونه مورد مطالعه با توجه به نوع جرم……………………………….۵۵
جدول ۱۰-۴: بررسی آزمون کروسکال برای سبک های هویتی در نمونه مورد مطالعه با توجه به نوع جرم……………………..۵۶
جدول ۱۱-۴: ماتریس بررسی همبستگی بین سبک های هویتی و انواع اختلالات روانی در نمونه مورد مطالعه……………….۵۷

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

فصل اول:
کلیات پژوهش

 

مقدمه

جرم و جنایت، تاریخی به قدمت بشریت دارد و مسائل مربوط به مجرمان و زندانیان به ویژه ارتباط آن با مشکلات و مسائل روان پزشکی، یکی از چالش انگیزترین و فعال ترین زمینه های پژوهش است (والم اسلی[۱]، ۲۰۰۳).
ستوده، میرزایی و پازند (۱۳۹۰) طی پژوهشی اعلام کردند که خاستگاه اصلی تبهکاری را باید در شرایط بیمارگونه فردی و اجتماعی مجرم مورد بررسی قرار داد، و هیچ نظریه ی واحدی به تنهایی نمی تواند رفتارهای انحرافی گوناگون را تبیین کند. بسیاری از متخصصان معتقدند بسیاری از جرم ها ریشه ی عمیقی در شخصیت فرد دارد و از این عقیده حمایت می کنند که مجرم بیمار است و نیاز به درمان دارد (مظاهری، خلیقی، رقیبی و سرابندی، ۱۳۸۹). پس نباید وقوع جرم را پدیده ای فردی و جدا از بافت اجتماعی و خانوادگی فرد دانست، در بسیاری از موارد شرایط نامساعد خانواده و مشکلات رفتاری و روانی والدین در بروز موجب بروز رفتار های ناسازگارانه و گاهی رفتار های خلاف قانون از سوی فرد می شود. در بعضی از موارد نیز می توان وقوع جرم را با جنون و عدم کنترل تکانه ها مرتبط دانست.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در بحث از بهداشت و تعادل روانی، همانطور که میلانی (۱۳۸۲) معتقد است، تنها خود فرد به تنهایی مد نظر قرار نمی گیرد، بلکه آنچه که فرد را احاطه نموده است نیز مورد توجه می باشد. تعداد زیادی از مبتلایان به اختلالات رفتاری به واسطه ی عدم بستری در بیمارستان و عدم برخورداری از هر گونه برنامه درمانی مناسب، عدم درک مناسب خانواده و دوستان آنها و از طرف دیگر اطلاق برچسب هایی همچون تنبل، بی عرضه، احمق و نظایر آن به بیماران نتیجه ای جز روانه زندان نمودن این افراد ندارد.
علاوه بر این، شرایط پر آشوب زمانه ی ما که هر لحظه سلامت عمومی فرد را تهدید می کند، ایجاب می کند شناخت روشنی از هویت خود داشته باشد. بی خبر از ماهیت خویش نه می دانیم کیستیم و نه می توانیم به خودمان اعتماد کنیم. ثباتی را که نمی توانیم در دنیا بیابیم باید در وجود خود ایجاد کنیم. از دیدگاه اجتماعی نیز فرد باید یک سری مسئولیت های فردی، خانوادگی و اجتماعی را بپذیرد؛ از این رو ثبات روشن هویتی و آگاهی از ماهیت خویش، می تواند موجب مسئولیت پذیری بهینه ی فرد شود. اریکسون در این زمینه بر اهمیت بافت اجتماعی و خانوادگی در شکل گیری هویت تاکید می کند (سعادتی شامیر، ۱۳۸۳).
با نگاهی به پژوهش هایی که در مورد زندانیان انجام شده است، می توان نتیجه گرفت که زنان در زندان یک گروه به نسبه محروم اجتماعی هستند. آن ها به طور کل از نظر سطح تحصیلات، دستمزد شغلی و در نهایت درآمد از جمعیت کلی زنان پایین تر هستند. هزینه هایی که زندان بر خود زنان، بچه ها و خانواده هایشان تحمیل می کند به شدت سنگین است و زندانی شدن زن ممکن است به جدایی او از خانواده و طرد شدن او از سوی نزدیکان و دیگر افراد جامعه شود.

 

بیان مساله

بررسی میزان شیوع اختلالات روانی در زندانیان از جمله موضوعاتی است که با توجه به اهمیت رشد جمعیت زندانیان در چند سال اخیر در موارد محدودی توسط متخصصین پیگیری و علت شناسی شده است، با این وجود با نگاهی به آن ها می توان دریافت که در بیشتر مطالعات موجود، گروه مورد بررسی مردان زندانی بوده اند و در تعداد کمی از این مطالعات وضعیت سلامت روان و سبک هویتی زنان زندانی مورد بررسی قرار گرفته است.
زنان مجرم قبل از ورود به زندان همچون سایر زنان در خانواده و جامعه حضور داشته و نقش های متفاوتی را ایفا می کردند، که شاید مهم ترین آن ها ایفای نقش همسر و مادر در خانواده باشد، این زنان به دلایل مختلف فردی یا اجتماعی و فرهنگی مرتکب جرم شده و وارد زندان می شوند. غفلت از علل احتمالی ارتکاب جرم در زنان زندانی امکان وقوع مجدد جرم توسط آن ها را افزایش می دهد.
پژوهش های مختلفی که در خارج از ایران و داخل کشور انجام شده است، نشان می دهد که میزان شیوع اختلالات روانی در جمعیت زندانی به نسبت بیشتر از جمعیت عادی است و بسیاری از زندانیان از انواع اختلالات شخصیت به خصوص اختلال شخصیت مرزی و ضد اجتماعی و همینطور اختلال افسردگی بیش از سایر اختلالات روانی رنج می برند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
میزان بالای اختلالات روانی در جمعیت زندانی نسبت به جمعیت عادی این ابهام را در ذهن ایجاد می کند که اختلالات روانی به عنوان یکی از علت های بروز رفتار های بزهکارانه و ضد اجتماعی عمل می کند یا یکی از پیامد های ارتکاب جرم و شرایط حاکم بر زندان می باشد.
از سوی دیگر تحقیقات بسیاری در جمعیت زندانیان نشان داده است که شیوع بیماری های روانی در زنان به مراتب بیشتر از مردان است (,[۲]QCEA 2007؛ مگلتا[۳]، دیاموند[۴]، فاست[۵]، داگت[۶] و کامپ[۷]، ۲۰۰۹؛ استدمن[۸]، اوشر[۹]، رابینز[۱۰]، کیسی[۱۱] و ساموئل[۱۲]، ۲۰۰۹). بسیاری از زنان در زندان چنان موارد نا مطلوبی را تجربه کرده اند که اگر مشکلات آن ها در زمینه ی روان شناختی و علل احتمالی وقوع جرم حل نشود، در معرض خطر بازگشت به زندان هستند. به این علت دسترسی زنان زندانی به بعضی خدمات و فرصت های شغلی مناسب بسیار مهم است، تا بتوانند از وقت شان به طور خردمندانه ای برای امور خود و فراگیری مهارت ها به منظور تطبیق با زندگی در میان مردم بهره ببرند ( متولی خامنه، ۱۳۸۴).
در این میان گفته می شود هویت وابسته به گذشته و تعیین کننده ی آینده می باشد، ارتباط هویت با گذشته به نوعی در ارتباط با بافت اجتماعی و زندگی خانوادگی فرد است، گذشته ای که شاید برای یک مجرم سخت تر و نا مساعد تر از گذشته افراد عادی جامعه است. علاوه بر این، هویت از این نظر تعیین کننده آینده است که ساختار محکم و موفق آن، در افزایش اعتماد به نفس و تعهد افراد به وظایفشان نقش بسزایی دارد و به دنبال شکل گیری چنین هویت سالم و موفقی، احتمال وقوع رفتار خشونت آمیز و ناپخته در موقعیت های مختلف کاهش خواهد یافت و فرد از راه حل های مناسب تری جهت مواجهه با مشکلاتش استفاده خواهد کرد (سعادتی شامیر، ۱۳۸۳؛ کروگر[۱۳]، ۲۰۰۰).
اگر شخص نتواند به هویت موفق و مثبت دست یابد، سعی می کند از دو طریق بزهکاری و انزوا یا انفعال هویتی پیدا کند، در حالی که هویت به دست آمده یک هویت مخصوص افراد شکست خورده است (جراره، ۱۳۸۰). پژوهش سعادتی شامیر (۱۳۸۳) نیز نشان داد که افراد دارای سبک هویتی اطلاعاتی از بالاترین سطح مسئولیت و تعهد برخوردارند، در حالی که افراد دارای سبک هویتی سردرگمی-اجتنابی از پایین ترین سطح مسئولیت پذیری و تعهد برخوردارند. با توجه به جایگاه و اهمیتی که هویت فرد در نحوه تعاملات فرد در اجتماع دارد، به نظر می آید نوع سبک هویتی افراد می تواند در بروز رفتار های بزهکارانه و ارتکاب جرم از جانب آن ها موثر باشد.
یکی از مسائل مهم و نگران کننده ی زندگی اجتماعی که توجه بسیاری از محققان را به خود معطوف کرده است، پاسخ به سوالاتی نظیر این است که چرا انسان مرتکب جرم می شود؟ چگونه می توان از وقوع جرم پیشگیری کرد؟ چگونه می توان سطح ارتکاب جرم را در جامعه و به خصوص در میان زنان کاهش داد؟
همگام با افزیش میزان جرم، جامعه با افزایش تعداد زنان زندانی نیز مواجه است (بشری اولاد، ۱۳۸۲). مطالعه انجام شده در ایران نیز مانند پژوهش انجام شده در خارج از ایران نشان داده است که زنان زندانی در مقایسه با مردان زندانی بیشتر از اختلالات شخصیت و بیماری های روانی رنج می برند (مظاهری و همکاران، ۱۳۸۹). نتایج این دو پژوهش، اهمیت توجه به مساله جرم را در جامعه ی زنان یاد آور می شود، چرا که این زنان نیز مانند بسیاری از زنان دیگر نقش مهمی در خانواده و تربیت فرزندان بر عهده دارند، اگر بعد از وقوع جرم و در طول دوره ی زندان هیچ اقدامی در جهت رفع مشکلات روان شناختی احتمالی آن ها نشود، مجددا با همان مشکلات به خانواده باز خواهند گشت در حالی که احتمال بروز رفتار های غیر قانونی دیگر نیز از جانب آن ها وجود دارد.
از آنجا که پژوهش های کمی در زمینه ی مقایسه ی سبک هویتی و میزان شیوع اختلالات روانی در گروه زنان زندانی با توجه به نوع جرم آن ها انجام شده است و بیشتر پژوهش ها به بررسی اختلالات شخصیت در این گروه پرداخته است. پژوهشگر به دنبال پاسخگویی علمی به این سوالات است که آیا سبک هویتی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم متفاوت است؟ آیا بین سبک هویتی و نوع اختلالات روانی زنان زندانی رابطه ای وجود دارد؟ و میزان شیوع اختلالات روانی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم چگونه است؟

 

اهداف پژوهش

تعیین میزان شیوع اختلالات روانی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم.
تعیین سبک هویتی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم.
تعیین رابطه ی سبک هویتی و نوع اختلالات روانی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم.

 

فرضیه های پژوهش

 

 

میزان شیوع انواع اختلالات روانی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم متفاوت است.

سبک هویتی در زنان زندانی بر اساس نوع جرم متفاوت است.

بین سبک هویتی و نوع اختلالات روانی زنان زندانی همبستگی وجود دارد.

اهمیت و ضرورت پژوهش

امروزه توجه به مراقبت های بهداشتی در درون زندان ها به منظور ارتقاء سطح سلامت جسمانی ودرمانی زندانیان از جمله اهداف اصلی سازمان زندانهای کشور محسوب می شود. اساسی ترین رسالت واحدهای بهداشت و درمان زندان های کشور تامین سلامت و نشاط روح و روان افراد (زندانیان، سربازان ،کارکنان) و مجموعه زندان است. از جمله اهداف دست اندرکاران بخش سلامت زندان ها دادن آگاهی وتغییر نگرش صحیح نسبت به سلامت و بیماری دربین زندانیان و سوق دادن زندانیان به سمت رفتارهایی است که موجب کاهش خطر بیماری ها وکاهش آسیب رفتارهای پرخطر در بین آن ها می شود (آیین نامه اجرایی سازمان زندان ها، ۱۳۸۰).
می توان اینگونه برداشت کرد که مهمترین اهداف سازمان زندان ها و کارگزاران قضایی، اصلاح و تربیت زندانیان به منظور کاهش ارتکاب مجدد جرم و بازگشت به زندان است، در این راستا یکی از برنامه ها توجه به سلامت روان مجرمان و بافت اجتماعی شکل دهنده ی هویت نا موفق در آن ها می باشد.
بحث سلامت روان، دامنه ی بسیار وسیعی دارد و شامل رفاه ذهنی، احساس خود توانمندی، کفایت، درک همبستگی بین نسلی و توانایی تشخیص استعداد های بالقوه ی هوشی و عاطفی در فرد است، به گونه ای که فرد بتواند توانایی هایش را شناخته، با استرس های معمول زندگی تطابق حاصل کند و از نظر شغلی سازنده و مفید باشد (امام هادی، جلیلوند و صالحی ، ۱۳۸۵).
همانطور که گفته شد شیوع اختلالات روانی در جمعیت زندانیان بیش از جمعیت عمومی است. این اختلالات روانی حاد و مزمن می تواند تاثیر جدی بر سلامت روان زندانیان، سایر زندایان و زندانبانان گذاشته و پس از رهایی از زندان، کیفیت زندگی خانواده ی آن ها و دیگر افراد وابسته را به چالش بکشد ( ایسلی[۱۴]، ۲۰۱۱).
زنان زندانی نیاز های چندگانه ای دارند که بر سلامت روان آن ها اثر می گذارد. نیازهای سلامت روان این زنان با سابقه ای از سوء استفاده جنسی، خود آسیب زنی، بی خانمانی، سلامت جسمی ضعیف، بهداشت ضعیف باروری، اعتماد به نفس پایین و روابط خانوادگی و شخصی مشکل ساز همراه است. این وضعیت اغلب به وسیله ی اعتیاد به مواد و برخی بیماری های همراه آن در محیط زندان تشدید می شود (سازمان خدمات زندان انگلیس، ۲۰۰۸).
یافته های پژوهش علمی و حیدری (۱۳۹۰) نشان داد که بین پایگاه هویت جوانان و ارتکاب جرایم رابطه معنی داری وجود دارد، نمرات پایگاه هویت آشفته یا پراکنده در جوانان مجرم بطور معنی داری بالاتر از میانگین این پایگاه هویت در جوانان عادی می باشد و هرچه فرد کمتر بحران هویت را تجربه کرده باشد و به تعهد کمتری رسیده باشد، بیشتر احتمال دارد که اقدام به بروز رفتارهای مجرمانه نماید.
این احتمال وجود دارد که وجود مشکلاتی در سلامت روان و هویت مجرمان از علل بسیار مهم در بروز جرم و جنایت و تکرار آن از سوی مجرمان باشد.
با توجه به این که تحقیقات زیادی به منظور مقایسه سبک هویت و میزان شیوع اختلالات روانی مجرمان زن به تفکیک نوع جرم در کشور گزارش نشده است، نتایج این پژوهش می تواند اختلالات روانی و سبک هویتی قابل توجه در هر گروه از مجرمان زن را پیش بینی کند و به این ترتیب اقدامات مسئولین مربوطه را در جهت پیشگیری، تشخیص و درمان مشکلات زنان زندانی تسهیل کرده و احتمال وقوع مجدد جرم و بازگشت برخی مجرمان را به زندان کاهش دهد.

 

تعریف های نظری و عملیاتی مفاهیم

 

 

جرم

تعریف نظری: جرم به عملی گویند که وجدان جمعی را جریحه دار کند. به بیان دیگر هر فعل یا ترک فعلی که نظم، صلح و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد، جرم محسوب می شود (ستوده و همکاران، ۱۳۹۰).
تعریف عملیاتی: منظور از جرم در این پژوهش؛ سرقت، منکرات، قتل عمد و مشارکت در قتل، جرائم مالی و اعتیاد به مواد مخدر و حمل آن می باشد. لازم به توضیح است که جرایم مالی شامل جرایمی چون صدور چک بی محل، کلاهبرداری و به تعداد کمتر سایر موارد بود. جرایم گروه منکرات شامل ، ساخت، تهیه، نگهداری، حمل یا شرب مشروبات الکلی، ایجاد مراکز فساد و رابطه نامشروع بود.
اعتیاد به مواد مخدر

 

 

نظر دهید »
بررسی تاثیر هوشمندسازی مدارس در تعامل با نگرش به فناوری اطلاعات و ارتباطات بر ارتقاء فرآیند یاددهی یادگیری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پایه سوم دخترانه شهر تبریز- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۶-۴٫ برخورداریاز معلمان آموزش دیده در حوزه فناوری اطلاعات……………………………………….۲۳
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
۲-۶-۵٫ ارتباط یکپارچه رایانه ­ای با مدارس دیگر……………………………………………………………………۲۷
۲-۷٫ دیدگاه برنامه درسی……………………………………………………………………………………………………..۲۸
۲-۸٫٫ منابع هوشمند در مدارس هوشمند…………………………………………………………………………………۳۱
۲-۹٫ معلمان در مدارس هوشمند……………………………………………………………………………………………۳۲
۲-۱۰٫ تفاوت مدارس هوشمند و سنتی……………………………………………………………………………………۳۳
۲-۱۱٫ نگرش……………………………………………………………………………………………………………………….۳۴
۲-۱۱-۱٫ ویژگی­های نگرش………………………………………………………………………………………………….۳۵
۲-۱۱-۲٫ نگرش به فناوری اطلاعات وارتباطات………………………………………………………………………..۳۶
۲-۱۲٫ فناوری اطلاعات وارتباطات…………………………………………………………………………………………..۳۷
۲-۱۳٫ مزایای استفاده از تکنولوژی اطلاعات در آموزش و پرورش………………………………………………۳۸
۲-۱۴٫ فناوری اطلاعات به عنوان ابزار جدید آموزش و یادگیری………………………………………………….۴۰
۲-۱۵٫ محاسنه یادگیری با رایانه……………………………………………………………………………………………….۴۱
۲-۱۶٫ فرایند یاددهی یادگیری…………………………………………………………………………………………………۴۲
۲-۱۶-۱٫ تعریف یادگیری……………………………………………………………………………………………………….۴۲
۲-۱۶-۲٫ اجزاء عناضر تشکیل دهنده فرایندیاددهی یادگیری……………………………………………………….۴۲
۲-۱۶-۳٫ یادگیری………………………………………………………………………………………………………………….۴۳
۲-۱۶-۴٫ آموزش(یاددهی)………………………………………………………………………………………………………۴۴
۲-۱۶-۵٫ تدریس و یادگیری……………………………………………………………………………………………………۴۴
۲-۱۶-۶٫ نظریه­ های موجود درباره یادگیری……………………………………………………………………………….۴۶
۲-۱۶-۷٫ روش­های تدریس…………………………………………………………………………………………………….۴۷
۲-۱۶-۸ . سطوح مهارت تدریس……………………………………………………………………………………………..۴۸
۲-۱۶-۹٫ مهارت­ های فرایند تدریس(یاددهی)…………………………………………………………………………….۴۹
۲-۱۷٫ خودکارآمدی………………………………………………………………………………………………………………..۵۲
۲-۱۷-۱٫ مفهوم خودکارآمدی………………………………………………………………………………………………….۵۱
۲-۱۷-۲٫ ابعادخودکارآمدی……………………………………………………………………………………………………..۵۱
۲-۱۷-۳٫ منابع خودکارآمدی……………………………………………………………………………………………………۵۲
۲-۱۷-۴٫ مراحل رشد خودکارآمدی………………………………………………………………………………………….۵۴
۲-۱۷-۵٫خودکارآمدی تحصیلی………………………………………………………………………………………………..۵۴
۲-۱۸٫ سابقه علمی و پیشینه تحقیق در ایران و خارج از ایران……………………………………………………….۵۶
۲-۱۸-۱٫ در ایران……………………………………………………………………………………………………………………۵۶
۲-۱۸-۲٫خارج از ایران…………………………………………………………………………………………………………….۵۹
۲-۱۹٫جمع بندی فصل دوم………………………………………………………………………………………………………۶۱
۲-۲۰٫مدل نظری تحقیق…………………………………………………………………………………………………………. ۶۱
فصل سوم: روش­شناسی پژوهش
۳-۱٫ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………….۶۳
۳-۲٫ روش تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………..۶۳
۳-۳٫ جامعه آماری، نمونه، روش نمونه گیری …………………………………………………………………………….. ۶۳
۳-۳-۱٫ جامعه آماری………………………………………………………………………………………………………………۶۳
۳-۳-۲٫ حجم نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………….۶۳
۳-۳-۳٫ روش نمونه گیری……………………………………………………………………………………………………… ۶۴
۳-۳-۴ همتاسازی مدارس………………………………………………………………………………………………………………………………..۶۴
۳-۴٫ ابزار گردآوری داده ­ها……………………………………………………………………………………………………….۶۵
۳-۴-۱٫ پرسشنامه فرایند یاددهی یادگیری………………………………………………………………………………….۶۵
۳-۴-۱-۱٫ روایایی و پایایی……………………………………………………………………………………………………..۶۵
۳-۴-۲٫پرسشنامه نگرش سنج نسبت به فناوری اطلاعات وارتباطات……………………………………………..۶۶
۳-۴-۳٫ پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی …………………………………………………………………………………۶۶
۳-۶٫روش اجرایی پژوهش……………………………………………………………………………………………………۶۷
۳-۷٫ روش تجزیه و تحلیل داده ­ها………………………………………………………………………………………….۶۷
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ­ها
۴-۱٫ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………۶۹
۴-۲٫یافته­ های مربوط به بخش توصیفی…………………………………………………………………………………..۶۹
۴-۳٫یافته­ های­مربوط­به­بخش­استنباطی………………………………………………………………………………………۷۷
فصل پنجم: بحث و نتیجه ­گیری
۵-۱٫ مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………۹۲
۵-۲٫ بحث در مورد یافته­ ها…………………………………………………………………………………………………..۹۲
۵-۳٫ محدودیت­ها……………………………………………………………………………………………………………….۹۷
۵-۴٫ پیشنهادهایی برای تحقیقات بیشتر………………………………………………………………………………….۹۸
۵-۵٫ پیشنهادات کاربردی تحقیق………………………………………………………………………………………………………………….۹۸
فهرست منابع و مآخذ
منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۱
منابع انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۷
جدول ۳-۱٫حجم نمونه………………………………………………………………………………………………………….۶۴
جدول ۴-۱٫ توصیف نمرات یاددهی یادگیری …………­………………………………………………………………..۶۹
جدول ۴-۲٫ توصیف نمرات خودکارآمدی تحصیلی…………………………………………………………………..۷۳
جدول۴-۳٫ توصیف نمرات دانشجویان بر اساس سطوح مورد مطالعه فرایندیاددهی……………………….۷۴
جدول ۴-۴٫ توصیف نمرات دانشجویان بر اساس سطوح مورد مطالعه فرایند یادگیری……………………۷۵
جدول ۴-۵٫ توصیف نمرات دانشجویان بر اساس سطوح مورد مطالعه خودکارآمدی تحصیلی…………۷۶
جدول ۴-۶٫ آزمون نرمال بودن کولموگراف – اسمیرنف….. ..۷۷
جدول ۴-۷٫ نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره یاددهی یادگیری بین مدارس هوشمند وعادی …………………..۷۸

 

 

نظر دهید »
تخریب زیستی اتیل مرکاپتان با استفاده از سیستم میکروبی تثبیت یافته- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

می باشد، اگرچه بر روی راندمان حذف نیز مؤثر است [۱۰]. بررسی افت فشار برای تشخیص وجود شکاف در بستر، حائز اهمیت می باشد. هرگونه افزایش افت فشار، هزینه های عملیاتی بیوفیلتر را افزایش می دهد زیرا هوای ورودی برای رسیدن به دبی مشابه باید با فشار بیشتری وارد شود [۱۰].
۸-۵- سطح مخصوص بستر[۸۰]
سطح مخصوص برای خاک و کمپوست در محدوده ۱-۱۰۰ متر مربع بر گرم می باشد. پیت سطح وسیع تری دارد که نتیجه آن ظرفیت جذب بالاتر است. سطح وسیع تر دسترسی برای رشد بیولوژیک و جذب را که دو مکانیزم موجود برای کاهش مواد بودار از فاز گاز هستند، فراهم می سازد. ظرفیت جذب بر روی بستر، بیوفیلتر را قادر به تحمل نوسانات در میزان بارگذاری بدون پائین آمدن سرعت حذف می سازد. مقادیر بیش از غلظت میانگین ترکیبات بودار، بر سطح پایه جذب می شوند. میکروارگانیسم ها می توانند نیازهای کربن و انرژی خود را در طی دوره های بارگذاری اندک، از ترکیباتی که بر روی سطح پایه جذب شده اند، تأمین کنند. بسیاری از پایه های آلی که برای بیوفیلتراسیون استفاده شده اند ظرفیت بالایی برای جذب ترکیبات بودار دارند [۱۵].
۸-۶- pH
متابولیسم بیولوژیک به شدت به pH بستگی دارد. بسیاری از میکروارگانیسم ها فقط در یک محدوده خاص از pH رشد می کنند. طبق یک قاعده سرانگشتی، بیشتر رشد بیولوژیک نزدیک به pH خنثی اتفاق
می افتد وانحراف زیاد از آن سبب نقصان در کارایی بیوفیلتر می شود. در برخی از موارد، ویژگی های طبیعی گازهای تحت درمان ممکن است تأثیرات خنثی کننده داشته باشند. یک استثنای قابل توجه، در مورد
باکتری های اکسیدکننده سولفور است که در pH های پایین بخوبی رشد می کنند [۱۵]. برخی از محققین به راندمان های حذف بالا برای ترکیبات آلی فرار تحت شرایط اسیدی عموما در نتیجه رشد قارچی یا رشد باکتری های اکستریموفیل[۸۱] دست یافته اند [۱۰]. اکسیداسیون بیولوژیک در بیشتر موارد سبب افزایش اسیدیتی
می شود. این مسأله به علت تولید اسید نیتریک بعنوان محصول تخریب آمونیاک، اسید سولفوریک بعنوان محصول تخریب سولفید و دی اکسید کربن بعنوان محصول اکسیداسیون ترکیبات آلی است. یانگ والن در تحقیق خود دریافتند که راندمان حذف H2S در بیوفیلتر آنها به شدت در pH پایین تر از ۳/۲کاهش می یابد ولی در pH های بالاتر تقریبا مستقل از pH است. آنها گونه های فعال غالب را باکتریهای اسیددوست دانستند که pH بهینه نزدیک به ۳ را ترجیح می دهند. برنان و همکارانش نیز کاهش pH از ۶/۵-۷ به ۳/۶-۴/۸ را بعد از سه هفته در بیوفیلترهایی که در معرض جریان سولفید هیدروژن و متیل مرکاپتان قرار گرفته بودند، گزارش کردند [۱۵].
آماده سازی بستر بیوفیلتر برای افزایش pH آن یا برای بهبود ظرفیت بافری[۸۲] آن ممکن است برای یک شروع موفق و عملیات پایدار مؤثر، ضروری باشد. ترکیبات متعددی که برای تنظیم pH بستر پیشنهاد شده اند شامل آهک، Ca(OH)2 ، NaHPO4 ، NaHCO3 و NaOH می باشند که یا با بستر مخلوط شده و یا در طی فرایند از بالا بر بستر اسپری می شوند [۱۰].
۸-۷- دبی جریان گاز[۸۳]
زمان اقامت فاز گاز در بیوفیلترها می تواند از چند دقیقه برای الکل ها تا ۳ ساعت برای حذف
۹۰% ای تری کلرو اتیلن تغییر کند. مثال ها شامل زمان اقامت ۱۵ ثانیه برای حذف ترکیبات بودار صنایع گوشت و ۲۳ ثانیه برای حذف ۹۹% ای سولفید هیدروژن است. حداکثر حذف در یک بیوفیلتر زمانی حاصل می شود که دبی جریان گاز در بالاترین حد ممکن باشد بطوریکه حداکثر ظرفیت حذف بیوفیلتر افزایش نیابد. مشکل دیگری که پیش می آید این است که انتقال جرم ترکیبات بودار از فاز گاز به بیوفیلم، محدودکننده باشد. یانگ و الن دریافتند که برای زمان های اقامت کمتر از ۲۳ ثانیه، سرعت حذف بیوفیلتر تحت تأثیر مقاومت انتقال سولفید هیدروژن از فاز گاز به بیوفیلم قرار می گیرد. سرعت ظاهری فاز گاز در بیوفیلترهای حذف ترکیبات بودار معمولا ۳۰-۲۰۰ متر بر ساعت (۵۰-۳۰۰ سانتی متر بر دقیقه) می باشد [۱۵].
۸-۸- غلظت آلاینده[۸۴]
بار غلظتی ۰-۵۰۰ ppm در بیوفیلترها متداول است. زمانی که سینتیک درجه یک در یک بیوفیلتر وجود داشته باشد، سرعت حذف وابسته به غلظت ترکیبات بودار در جریان گاز ورودی است. این حالت تا زمانی که غلظت ورودی به حد کافی پایین باشد تا سینتیک تخریب بیولوژیک به حد اشباع (درجه صفر) نرسد، ادامه خواهد یافت. یانگ والن توانستند بیش از ۹۹% سولفید هیدروژن را از گاز ورودی در محدوده غلظت ۵-۲۶۵۰ ppm حذف کنند، در حالی که ظرفیت حذف پایین تر از میزان حداکثر آن بود. ویلیامز و میلر در تحقیق خود پیشنهاد کردند که حداقل ۱۰۰ قسمت اکسیژن در جریان هوا برای هر قسمت از گاز بودار قابل اکسید شدن باید فراهم شود. از آنجا که مواد بودار معمولا رقیق هستند، این شرط حاصل
می شود [۱۵].
۸-۹- رطوبت فاز گاز[۸۵]
اگر بستر بیوفیلتر خیس نباشد، هوای حاوی ترکیبات بودار باید قبل از ورود پیش مرطوب شود تا از خشک شدن بستر جلوگیری گردد. کوچ[۸۶] و همکارانش در تحقیق خود توضیح دادند که ضایعات گازی صنایع گوشت باید با آب در تماس قرار گیرند تا چربی و گرد و خاک حمل شده با آنها که سبب گرفتگی بستر بیوفیلتر می شود، حذف شود. علاوه بر این، اسکرابر هوا را تا بیش از ۹۹% مرطوب می کند تا به خیس کردن اضافی بستر برای حفظ رطوبت آن نیازی نباشد [۱۵].
۸-۱۰- فاز مایع[۸۷]
فاز مایعی که در بیوفیلتر جریان دارد، ممکن است اهداف متعددی را دربرگیرد. فاز مایع ممکن است میزان مایع را در حد کافی حفظ کند، محصولات متابولیکی سمی را رقیق کند، مواد مغذی اضافی برای رشد بیولوژیک را تأمین کند و مواد بافر برای تنظیم pH را فراهم کند. رقیق سازی در بیوفیلتراسیون سولفید هیدروژن بسیار مهم است. برنان و همکارانش در تحقیق خود بر اهمیت سیستم آبرسانی برای رقیق سازی و حفظ pH در محدوده بهینه برای بیوفیلترهایی که ترکیبات سولفوره کاهش یافته[۸۸] (RSC) را حذف می کنند، تأکید کرده اند. اگرچه باکتری های حذف کننده سولفید ممکن است در pH پایین خوب رشد کنند ولی دیگر باکتری های مسؤول در تخریب ترکیبات بودار گوناگون، معمولا اینگونه نیستند. لذا سرعت حذف بالای سولفید در یک بیوفیلتر، لزوما به حذف کلی بیشتر ترکیبات بودار اشاره نمی کند. یانگ و الن در بیوفیلتری که برای حذف سولفید هیدروژن طراحی کردند، کمپوست را بطور مرتب با آب مقطر شستشو دادند تا اسید سولفوریک را که در بستر تجمع می کند، رقیق کنند. این کار سبب افزایش عمر بیوفیلتر شده است. سرعت ظاهری مورد نیاز برای فاز مایع معمولا در مقایسه با فاز گاز بسیار کمتر است. این مسأله به علت سرعت کم خشک شدن بستر و رشد بیولوژیک است.
۸-۱۱- دما[۸۹]
دمای پایین جذب ترکیبات بودار بر بیوفیلم را افزایش می دهد ولی رشد میکروبی را کند می کند. دماهای بالا اثر معکوس دارند. کارایی بالا برای حذف ترکیبات بودار در محدوده دمایی ۲۵-۴۰ درجه سانتیگراد با مقدار بهینه حدودا ۳۷ ، حاصل می شود. دمای بستر را دمای گاز ورودی مشخص می کند زیرا حرارت آزاد شده بر اثر اکسیداسیون بیولوژیک قابل صرفنظر است. باکتری های اکسید کننده سولفید هیدروژن در بیوفیلتر تحقیقاتی یانگ و الن در محدوده دمایی ۲۵-۵۰ درجه سانتیگراد فعالیت بیشتری از خود نشان دادند. برنان و همکارانش در تحقیق خود دریافتند که سرعت حذف سولفید هیدروژن و متیل مرکاپتان در بیوفیلتر با کاهش دما از ۲۰-۲۲ درجه سانتیگراد به ۹-۱۲ درجه سانتیگراد، بیش از ۵۰% کاهش می یابد. بیوفیلتراسیون می تواند در دماهای پایین مؤثر باشد. پینت[۹۰] و همکارانش دریافتند زمانی که جمعیت میکروبی در بیوفیلتر تثبیت می شود، حذف ترکیبات بودار در دماهای کمتر از ۱۰ درجه سانتیگراد هم کاهش نمی یابد. حتی به دماهایی حدود ۲ درجه سانتیگراد نیز برای درمان پروپان اشاره شده است [۱۵]. باید بر این نکته تأکید گردد که غیر فعالی بیولوژیک بطور موقت، لزوما به معنای کاهش کامل ظرفیت حذف نیست، زیرا پدیده جذب ممکن است همچنان اتفاق بیفتد. لذا، بیوفیلترها می توانند با کاهش دمای موقت حتی در دماهای زیر صفر درجه سانتیگراد ، هماهنگ شوند [۱۰].
۸-۱۲- میکروارگانیسم ها[۹۱]

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
حق سرقفلی و حق كسب و پیشه و تجارت- قسمت 7
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ج:علامت تجاری
علامت تجاری وسیلهای است كه به تاجر یا تولید كننده اجناس اجازه میدهد اجناس خود را از اجناس سایرین مشخص سازد. تایید ادارة استاندارد بطور محسوس موجب بالا رفتن سرقفلی میگردد.
تعریف علامت تجاری به شرح ذیل میباشد:
«علامت تجاری عبارت از هر قسم علامتی است، اعم از: نقش، تصویر، رقم، حرف، عبارت، مُهر، لفاف و غیر آن که برای امتیاز و تشخیص محصول صنعتی، تجارتی یا فلاحتی اختیار میشود. ممکن است یک علامت تجارتی برای تشخیص محصول جماعتی از زارعین یا ارباب صنعت یا تجار و یا محصول یک شهر و یا یک ناحیه از مملکت اختیار شود.»[137]
علامت تجاری اصولاً باید دارای خصوصیات زیر باشد:
1-علامت تجاری باید تازگی داشته و برای جنسی که به کار میرود جدید باشد.
2-علامت باید وجه تمیز داشته و ابتکاری باشد.
3-علامت نباید گمراه کننده باشد.

ح:تابلوی مغازه
همانگونه که در عرف تجارت امروزه ملاحظه میگردد، هر مغازه دارای تابلوی مشخص و مجزی از مغازه دیگر میباشد، که برای ممتاز و مشخص کردن از یکدیگر استفاده میشود. ممکن است تابلو به نام شخص تاجر باشد و یا از واژه های آراسته و با معنی زیبا استفاده گردد که جهت جلب مشتریان استفاده میگردد. تابلوی مغازه یکی دیگر از ضوابط معنوی سرقفلی است و به کسی تعلق دارد که در استفاده از آن بر دیگران مقدم بوده است، استفاده دیگران، از نوع تابلوی متعلق به کسبه پیشین، در محدوده جغرافیای خاصی که نوعاً مشتریان ثابت در آنجا زندگی میکنند، ممنوع است. در محدو ده های جغرافیایی وسیع استفاده از تابلوی مشابه تابلوی بازرگان دیگر فاقد اشکال حقوقی است، مگر تابلوی مغازههای بزرگ و معروف که تداعی شعبه را بنماید.

خ: پروانه کسب
تاجر برای اشتغال به امور تجاری از مراجع صلاحیت اجازه کتبی اخذ مینماید که به آن پروانه کسب یا جواز کسب میگویند. در پروانه کسب رشتهای را که تاجر فعالیت مینماید یا نوع اشتغال را مشخص مینمایند.[138] که در عرف تجاری حائز اهمیت فراوان است و دلیل اهمیت و ارزش آن این است که دارنده پروانه کسب از حمایت قانونی قانونگذار برخوردار بوده و آزادی فعالیت شغلی او را در قلمرو معینی به دنبال دارد و اقدام سایرین به دایر کردن فعالیتهای هم نوع و یا مشابه را تا حوزه جغرافیایی مشخص ممنوع میسازد، همچنین دارندگان پروانههای کسب به سادگی میتوانند به عضویت اتحادیه های صنفی در آیند و از امتیازات مربوط، مثل گرفتن کالاهای سهمیهای ودریافت وام و اخذ اعتبار و غیره برخوردار شوند.[139]

فصل دوم: تحلیل ماهیت سرقفلی و حق کسب و پیشه وتجارت

گفتار اول: تحلیل حقوقی سرقفلی
حق سرقفلی در عرف فعلی ایران به دو نوع است:
1-یکی حقی است که بازرگان یا پیشهور و صنعتگر در ازاء کار و زحمتی که در جلب مشتریان و شهرت و موقعیت موسسه و مغازه خود متحمل گردیده بدست آورده است، و آنرا مال و دارائی خود میداند و مورد معاوضه و معامله قرار میدهد.[140]
2-دیگری حقی است که هر مالک مستغلات و صاحب ساختمان جدید در موقع اجاره دادن به تاجر یا مغازه دار یا صنعتگر و صاحبان مشاغل آزاد علاوه بر مال الاجاره مبلغی به عنوان سرقفلی از مستاجر میگیرد.[141]
همان گونه که از بعضی تعاریف فهمیده میشود، برخی از حقوقدانان و فقها از سرقفلی به عنوان وجهی که مالک علاوه بر کرایه از مستاجر میگیرد یا وجهی که مستاجر اول در قبال واگذاری حق خود از مستاجر ثانی میگیرد،[142] تعبیر نمودهاند. ایرادی که به آن وارد است این است که وجه مزبور عوض و ما به ازای سرقفلی است و نه خود سرقفلی که از آن به عنوان حق تعبیر میشود. مگر آنکه گفته شود هر گاه سخن از حق و امتیازی است که برای مستاجر در ملک بوجود آمده، باید عبارت ترکیبی «حق سرقفلی» را به کار ببرید و هرگاه سخن از عوض قرار دادی آن حق و وجهی است که مستاجر پرداخته است، میتوان تعبیر«سرقفلی» را به کار برد.
در نوع اول سرقفلی بعضی از صاحبان مشاغل آزاد مانند طبیب و وکیل و مقاطعه کار و سر دفتر و غیره نیز برای محل کار و بنگاه انتفاعی خود سرقفلی قائل شدهاند، که بر خلاف اصول و غیر موجه است. زیرا مشتریان این قبیل افراد ارباب رجوع آنها هستند و اصولاً توجه این گونه مشتریان به علت نتیجه کار و مهارت و تجربه خود طبیب سرشناس و متخصص که بیماران زیاد دارد میباشد و اگر چنانچه طبیب دیگری در آن محل مطب باز نماید مسلماً بیماران طبیب سابق به وی مراجعه نخواهند کرد. حتی اگر طبیب ماهر زحمتی هم کشیده باشد و جایی را بنام خود معروف ساخته باشد حق سرقفلی به آن تعلق نخواهد گرفت و همین گونه است در خصوص وکلای دادگستری و سایر صاحبان مشاغل آزاد. [143]
در نوع دوم سرقفلی: که مالک و صاحب ساختمان در ابتدای اجاره مبلغی از مستاجر اول خود میگیرد، به قدری عدول از حق و تعدی است که نامی بر آن جزء سوء استفاده نمیتوان گذاشت و اساساً مبنای حقوقی ندارد، زیرا سرقفلی حقی است که در نتیجه کار و زحمت و اشتغال مداوم و مشتریان و شهرت و معروفیت ایجاد میگردد و

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.
در ساختمانی که موسسه تجاری و مغازه افتتاح نشده و مشتریانی بدست نیامده، سرقفلی از کجا پیدا شده است؟[144]
بعضی در پاسخ به این سوال گفتهاند که: یا سرقفلی ناشی از موقعیت یک مغازه است که ارتباطی با بازرگان و موسسه بازرگانی و یا عمل و معروفیت و شهرت مغازه ندارد بلکه صرفاً ناشی از مرغوب بودن محل است. مثل اینکه ساختمان تازه سازی در یکی از نقاط فعال بازار یا خیابان که وضع محل جلب مشتری میکند ساخته شود، باعتبار محل سرقفلی پیدا میشود، حتی اگر آن ساختمان در آن محل نبود آن سرقفلی را هم نداشت، و یا ناشی از کار و زحمت و عمل مداوم یک مغازه دار و یا یک تاجر است که بر اثر مدت متمادی کار و فعالیت مشتریانی برای خود جلب کرده است. باین ترتیب سرقفلی ایجادی از طرف مالک «موجر» را به جهت موقعیت و مشتریگیری[145]و سرقفلی ایجادی از طرف بازرگان و مغازه دار «مستاجر» را به جهت مشتریان[146]میدانند.
در مورد مبلغ و وجهی که توسط مالک از مستاجر در ابتدای اجاره و تحت عنوان سرقفلی اخذ میگردد تحلیلهای مختلفی وجود دارد که به چند تحلیل بصورت خلاصه به شرح ذیل اشاره مینماییم:

الف: تحلیل اول
برخی نظر به آن دارند که مبلغی را که در اول اجاره تحت عنوان سرقفلی توسط مالک از مستاجر اخذ میگردد، بخشی از اجاره بهاست و در واقع اجاره بها را به دو قسم تقسیم نمودهاند: بخش نقدی و یک جا که در ابتدا گرفته میشود، که آن را سرقفلی نام نهادهاند و بخش دیگر که به اقساط و ماهانه از مستاجر اخذ میشود.[147]
در صورت صحت این تحلیل، سرقفلی بخشی از اجاره بهاست که در مقابل مالکیت منافع در مدت قرار داد اجاره قرار میگیرد و مستاجر حقی بیش از مالکیت منافع عین مستاجره در مدت زمان قرار داد بدست نمیآورد. مستاجر در پایان مدت نیز در صورت عدم توافق با مالک و عدم تجدید اجاره، باید ملک را تخلیه نماید. بدون آنکه حق مطالبه چیزی را داشته باشد. زیرا آنچه تحت عنوان سرقفلی پرداخته، بخشی از اجاره بوده و در مالکیت مالک عین قرار گرفته است. البته اگر در قرار داد اجاره، موجر به نفع مستاجر شرط کند که در پایان مدت مجدداً محل را با همان اجاره بها به وی اجاره دهد،[148] به مقتضای شرط، مستاجر حق تجدید اجاره را دارد و موجر نمیتواند تخلیه ملک را بخواهد، اما مبلغ سرقفلی قابل استرداد نیست. علاوه بر آن، تحلیل مزبور با مفهوم عرفی سرقفلی و قصد مشترک طرفین قرار داد، ناسازگار است و مقررات قانونی، همانند ماده واحده مصوب 15/1/65 و ماده6قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376 به ویژه در تبصره2 آن، دلالت میکنند که سرقفلی بخشی از اجاره بهای قرار دادی نیست.[149]
به نظر اینجانب این تحلیل مقرون به واقع نمیباشد، زیرا وقتی که طرفین میتوانند بر اساس ماده 10 قانون مدنی در ابتدای اجاره و با پرداخت مبلغی بعنوان اجاره شروطی را بین خود در نظر بگیرند چه لزومی دارد که همان شروط را با پرداخت مبلغی به عنوان سرقفلی و یک لفظ جدای از اجاره منعقد نمایند مضافاً به اینکه در نظر مذکور بیان شده سرقفلی بخشی از اجاره است پس این تحلیل از سرقفلی غلط و مقرون به واقع نمیباشد.

ب: تحلیل دوم
اینکه«…نفس اقدام مالک به انعقاد عقد اجاره، حقی است که مالیت عرفی دارد و ممکن است در مقابل آن پولی دریافت شود.»[150]
بر اساس این تحلیل، سرقفلی مبلغی است که مستاجر به مالک میپردازد تا از میان متقاضیان اجاره ملک، او را ترجیح و با او قرار داد اجاره ببندد. در واقع قرار داد اصلی (قرار داد اجاره) تملیک منافع از مدت معلوم در مقابل عوض (اجاره بهای مقرر) است و همزمان با انعقاد این قرار داد یا مقدم بر آن، توافق و قرار داد دیگری مابین طرفین منعقد میشود که مطابق آن مستاجر حاضر میشود در مقابل اقدام مالک به انعقاد عقد اجاره مبلغی را به وی بپردازد. اگر این تحلیل درست باشد و مبلغ سرقفلی صرفاً در مقابل اقدام مالک و حاضر شدن وی برای انعقاد قرار داد اجاره در مدت معلوم پرداخت شود و برای مستاجر هیچ حق دیگری جز منافع عین مستاجره در مدت اجاره پیش بینی نشود، در پایان مدت قرار داد، مستاجر ملزم به تخلیه عین مستاجر است، بدون انکه حق استرداد مبلغ سرقفلی را داشته باشد.[151]
اگرچه یکی از نتایج پرداخت سرقفلی آن است که مالک با مستاجر قرار داد اجاره منعقد میکند و ملک را به وی تحویل میدهد، کلیت تحلیل یاد شده صحیح نیست و با مفهوم عرفی سرقفلی و آثار حقوقی آن مطابقت ندارد و با مقررات مذکور هم سازگار نمیباشد.

ج: تحلیل سوم
برخی در تحلیل سرقفلی گفتهاند: «مبلغی است که مستاجر در ابتدای انعقاد اجاره به موجر قرض میدهد. به عبارت دیگر، موجر در ضمن عقد اجاره ملک تجاری در ازای اجاره بها، به مستاجر شرط میکند مبلغ معینی به او قرض بدهد و تا زمانی که رابطه استیجاری ادامه داشته باشد، آنرا مطالبه نکند، علاوه برآن موجر در ضمن عقد اجاره بر خودش شرط مینماید که در پایان مدت اجاره، تا زمانی که مستاجر بخواهد ، اجاره را به همان مبلغ یا اجاره بهای م
تعارف تمدید کند و مستاجر نیز قبول نماید[152].[153]
چنانچه بخواهیم این تحلیل را مورد پذیرش قرار دهیم، سرقفلی که به مالک پرداخت شد به عنوان قرض میباشد که بر ذمه او باقی میماند و مالک متعهد میگردد در زمان تخلیه معادل آن را به مستاجر بپردازد. لیکن این تحلیل نیز با مفهوم عرفی سرقفلی سازگاری ندارد و با تبصره 2ماده6 قانون روابط موجر و مستاجر سال 76 که مستاجر را هنگام تخلیه مستحق دریافت ارزش سرقفلی به قیمت روز میداند، منافات دارد؛ مگر اینکه آن را اینگونه توجیه کند که در قرض، زمانی که موضوع قرض وجه رایج است، بازپرداخت معادل ارزش اسمی وجه قرض گرفته شده کافی نیست و باید معادل ارزش واقعی آن باز پرداخت شود. این توجیه هم وافی به مقصود نیست، زیرا در این صورت باید ارزش واقعی همان وجه اولیه به قیمت روز محاسبه و پرداخت شود، در حالی که مطابق تبصره 2ماده6 قانون مارالذکر، قیمت روز حق سرقفلی ملاک محاسبه است[154].
به نظر اینجانب با توجه به اینکه قانون مدنی قرض را به این صورت تعریف نموده که :«قرض عقدی است که به موجب آن احد طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک میکند که طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل قیمت یوم الرد را بدهد.»[155]، لذا همان گونه که ملاحظه میگردد، قرض عقدی است که فقط یک طرف، ملک خود را تملیک طرف دیگر مینماید، در حالی که در سرقفلی مستاجر مبلغی را به مالک میپردازد و مالک نیز با قبول این مبلغ متعهد میگردد تا ملک خود را پس از پایان اجاره به شخص دیگری غیر از مستاجر اول اجاره ندهد، مضافاً به اینکه ملک هم در تصرف مستاجر قرار میگیرد، و همان گونه که در قسمت دوم تعریف قرض آمده قرض گیرنده، مثل چیزی را که قرض گرفته از حیث مقدار، جنس و وصف رد مینماید،(مثلاً اگر وجه رایج باشد همان مبلغی را که قرض گرفته است رد مینماید)، در حالی که در سر قفلی حتی اگر وجه رایج باشد، در زمان تخلیه معادل آن براساس قیمت روز محاسبه و پرداخته میشود، لذا به نظر میرسد اینکه بگوئیم سرقفلی که به مالک پرداخت شده به عنوان قرض میباشد که بر ذمه مالک باقی میماند صحیح نیست.

ح: تحلیل چهارم
در تحلیلی دیگر بیان شده سرقفلی به عنوان وجهی است که مستاجر اول از مستاجر ثانی دریافت میکند. تحلیل فوق دو شق را تبیین مینماید:

1- عدم پرداخت وجه علاوه بر اجاره
اگر مستاجر اول قبلاً وجهی علاوه بر اجور به مالک نپرداخته باشد، در این حالت مبلغی که مستاجر ثانی به مستاجر اول میپردازد، در مقابل عدم مزاحمت و ممانعت وی در تصرف عین مستاجره توسط مستاجر ثانی است، و این امر به چند صورت قابل تحلیل است:

1-1- هبه معوضه
بدین گونه که مستاجر ثانی، ضمن هبه و تملیک وجه، بر مستاجر اول شرط میکند که مزاحم وی در تصرف عین مستاجره نشود.

1-2- جعاله
مبلغ مزبور جعلی است که مستاجر ثانی به مستاجر اول میپردازد، و مورد جعاله عدم اقدام مستاجر اول در ممانعت و مزاحمت برای مستاجر ثانی است.

1-3-صلح
مبلغ مزبور را مستاجر ثانی به مستاجر اول صلح و تملیک میکند و بر مستأجر اول شرط میکند که مزاحم تصرفاتش در عین مستاجره نشود.[156]
همانگونه که ملاحظه میگردد، ایشان در تحلیل مبلغی را که مستاجر ثانی به مستأجر اول به عنوان سرقفلی پرداخت میکند در قالب سه عقد هبه معوضه و جعاله و صلح بیان مینماید که ایراداتی به آن بشرح ذیل وارد میباشد:
اولاً:در خصوص اینکه مبلغی که مستأجر ثانی به مستأجر اول میپردازد هبه معوضه است صحیح نمیباشد، چرا که در تعریف هبه آمده است: «هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک میکند.»[157] درست است که مستاجر ثانی وجه را به مستاجر اول تملیک میکند و هبه صحیح است، لیکن در قبال این تملیک، عین مستاجره در تصرف مستاجر ثانی قرار میگیرد که با هبه سازگاری نداشته و نمیتوان آن را هبه نامید و اگر بخواهیم آن را هبه معوض بنمایم درست است، که طبق ماده801 قانون مدنی بیان کرده است: «هبه ممکن است معوض باشد و بنابراین واهب (تملیک کننده که مستاجر ثانی است) میتواند شرط کند که متهب(طرف دیگر هبه یا مستاجر اول) مالی را به او هبه کند یا عمل مشروعی را مجاناً بجا آورد.» به نظر میرسد که نظر قانونگذار از مال، مال متعلق به خود مستاجر اول میباشد نه مال متعلق به دیگری، در حالی که در سرقفلی عین مستاجره متعلق به مالک میباشد نه مستاجر اول، که بصورت اجاره به مستاجر اول واگذار گردیده است.
دوماً : در خصوص اینکه مبلغی را که مستاجر ثانی به مستاجر اول میپردازد جعاله میباشد، و در تحلیلی که بیان نموده عدم اقدام مستاجر اول در ممانعت و مزاحمت برای مستاجر ثانی را مورد جعاله اعلام نموده، در صورتی این تحلیل صحیح است که عین مستاجره متعلق به مستاجر اول باشد و بخواهد مزاحمت ایجاد نماید در حال که در سرقفلی عین مستاجره متعلق به مالک است نه مستاجر اول، لذا چنین جعلی غیر عقلانی بوده که در ماده 570 قانون مدنی جعاله بر عمل نامشروع و یا بر عمل غیر عقلائی را باطل میداند که بنظر میرسد این تحلیل نیز صحیح نمیباشد.<b
r/>سوماً: در خصوص اینکه ایشان، مبلغی را که مستاجر ثانی به مستاجر اول پرداخت میکند، صلح میداند[158]، هرچند صلح وجه نقد از سوی مستاجر ثانی به مستاجر اول صحیح میباشد، لیکن اینکه مستاجر اول شرط کند که مزاحم تصرفات مستاجر ثانی در عین مستاجره نگردد صحیح نمیباشد، زیرا مستاجر اول مالک عین مستاجره نمیباشد که بخواهد چنین شرطی را قبول نماید، لذا چنین شرطی غیر مقدور بوده و از شروط باطل میباشد.
همانگونه که ملاحظه میگردد هر سه مورد تحلیل ایشان که در قالب سه عقد هبه معوض و جعاله و صلح بیان گردیده، اینکه مستاجر نبوده و شرط عدم مزاحمت برای مستاجر ثانی را بپذیرد مورد اشکال واقع شد. و مضافاً به اینکه ایشان در تحلیل خود آورده است که مستاجر اول قبلاً وجهی علاوه بر اجور به مالک نپرداخته باشد، که اصلاً از لحاظ منطقی، و عرف جامعه عقلانی نمیباشد که مالک چنین کاری نماید و حتی بعید بنظر میرسد که بدون پرداخت چنین وجهی از سوی مستاجر اول به مالک، مالک چنین اذنی از قبل به مستاجر داده باشد یا بعداً اجازه یا تنفیذ نماید.</b

2- پرداخت وجه علاوه بر اجاره
اگر مستاجر اول خود در ابتدای اجارهاش وجهی علاوه بر اجور به مالک پرداخته باشد، در این حالت اگر میخواهد معادل همان مبلغ را از مستاجر ثانی بگیرد، حمل بر حواله میشود که به موجب آن مستاجر اول، مستاجر ثانی را حواله میدهد که هنگام تخلیه ملک، مبلغ مزبور را که بر ذمه مالک باقی است، از او مطالبه و دریافت نماید، اگر مبلغ مأخوذ از مستاجر ثانی نیز بیشتر از مبلغ پرداختی مستاجر اول به مالک است، مبلغ مازاد به عنوان هبه، جعاله یا صلح در ازای عدم مزاحمت مستأجر اول در تصرف عین مستاجره توسط مستأجر ثانی، تلقی میشود. البته از این دیدگاه برای واگذاری عین مستاجره به مستاجر ثانی، رضایت و موافقت مالک و توافق او برای انعقا قرار داد اجاره نیز لازم است.[159]
که این تحلیل نیز برخلاف مفهوم رایج سرقفلی در عرف فعلی جامعه ما است و با قصد مشترک طرفین مطابقت ندارد، علاوه بر آن با مقرارت موضوعه مذکور نیز چندان سازگاری ندارد.

خ:تحلیل پنجم
در این تحلیل مبلغی در ابتدای اجاره تحت عنوان سر قفلی توسط مالک از مستاجر اخذ میشود، عوضی است که مستاجر به مالک پرداخت میکند و در مقابل مالک نیز حقی را برای مستاجر واگذار میکند که حق سرقفلی نامیده میشود.[160]
در واقع ما بین مالک و مستاجر علاوه بر قرار داد اجاره یا ضمن آن، توافق و معاوضهی دیگری نیز صورت میگیرد که مطابق آن حق سرقفلی که یک حق مالی است، به عنوان معوض در مقابل عوض و مبلغی که مستاجر تحت عنوان سرقفلی و به عنوان عوض میپردازد واگذار میشود. نتیجه این توافق که در عرف(با مسامحه) از آن به فروش سرقفلی تعبیر میشود، تحقق حقی برای مستاجر در مورد ملک مورد اجاره است.[161] [162]
در صورت واگذاری حق سرقفلی به دیگری، مبلغی که مستأجر اول از مستاجر بعدی میگیرد نیز عوض واگذاری حق مزبور است. همچنین در مواردی که مستاجر اول مبلغی به عنوان سرقفلی به مالک نپرداخته باشد، لیکن براساس شروط ضمن عقد اجاره حقوقی بدست آورده باشد، میتواند در ازای اسقاط آن حقوق مبلغی از مالک دریافت نماید و یا در ازای انتقال و واگذاری آن حقوق مبلغی از مستاجر بعدی دریافت نماید که گاه از آن مبلغ به عنوان سرقفلی یاد میشود.
به هر حال حق سرقفلی حق آب و گل مستاجر است و به تعبیر حقوقی، امتیازی است که به موجب آن ، مستاجر متصرف در اجاره کردن محل کسب خویش بر دیگران مقدم است. به عبارت دیگر، حق تقدم در اجاره یا حق تخلیه اجاره یا حق ادامه تصرف در عین مستاجره از آن اوست. این از دیدگاهی است که حق سرقفلی و حق کسب و پیشه را بر مبنای وحدت آنها مورد بررسی قرار دهیم. لیکن اگر بخواهیم این دو حق را متمایز و جدای از هم بررسی کنیم، حق سرقفلی نوعی سلطه قانونی بر ملک مورد اجاره و نیز اعتباری عقلایی است که برای دارنده سر قفلی در مورد ملکی به وجود میآید. و نوعی حق عینی برای دارنده سرقفلی بر ملک مورد نظر میباشد.که در بعضی از قوانین، همانند قانون اجاره واگذاری امتیاز سرقفلی و مشارکت غرفهها و فروشگاه های پایانههای عمومی بار و مسافر مصوب 1377، از سرقفلی به عنوان یک امتیاز نام برده شده است.
همانطور که بیان گردید، امروزه قاطبه مردم در قبال پرداخت پول برای خویش قائل به حق سرقفلی هستند، بنابراین شخص مستاجر با خرید این حق، دارای این امتیاز میگردد. همان طور که پیداست معنای عرفی سرقفلی موافق با قانون سال 76 میباشد، زیرا همانطور که شاهد هستیم در عرف میگویند، فلانی سرقفلی مغازهاش را فروخت؛ یعنی آن را تخلیه و به دیگری واگذار کرد و نه این که سرمایه و نام تجاری و شهرت تجاری خود را به دیگری واگذار کرد. بنابراین صفت ممتاز و عنصر اصلی سرقفلی، حق مقدم در اجاره و مالکیت منافع عین مستاجر در برابر اجاره بهای ثابتی است که طرفین به آن تراضی کردهاند و از این لحاظ شباهت تام با حقوق غیر منقول تبعی(ماده18قانون مدنی) دارد.

گفتار دوم: تحلیل ماهیت حق کسب یا پیشه یا تجارت
در تحلیل این حق گفته شده است: «حقوق کسب و پیشه در واقع جبران زیان ناشی از تخلیه محل کار و فعالیت انتفا
عی مستاجر و از بین رفتن موقعیت شغلی اوست که طی سالیان متمادی فراهم شده است.»[163]
بر این مبنا حق کسب یا پیشه یا تجارت، یک حق مالی است که به تدریج برای مستاجر محل کسب و پیشه تحصیل میشود و قابل تقویم به پول است و در صورت تخلیه عین مستاجره(جز در مواردی که مستاجر مرتکب تخلفات ماده 14 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376 شده باشد)، باید تقویم و به مستاجر پرداخت شود و در صورت انتقال واگذاری منافع عین مستاجره(به اذن مالک یا دادگاه) توسط مستاجر بعدی به مستاجر قبلی پرداخت شود.
در تعبیری دیگر از حق کسب یا پیشه یا تجارت به حق ادامه تصرفات مستاجر در عین مستاجره، پس از انقضای مدت اجاره تحلیل شده است.[164]
در تحلیل دیگر، حق کسب یا پیشه یا تجارت به حق ادامه تصرفات در عین مستاجره و حق واگذاری و انتقال منافع(با تجویز دادگاه) تفسیر شده است. همچنین حق کسب یا پیشه یا تجارت، امتیازی برای مستاجر متصرف دانسته شده که در اجاره کردن محل کسب خویش بر دیگران مقدم است.[165]
علی ایحال تجزیه و تحلیل کامل ماهیت حق سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت، پس از بیان وجوه اشتراک و افتراق این دو حق میسر خواهد بود که در فصول آتی به آن خواهیم پرداخت.

فصل سوم: مالیت و مالکیت در سرقفلی و حق کسب و پیشه یا تجارت

گفتار اول: سرقفلی چه نوعی مالی است؟
زمانی اراضی و املاک و نقود که شامل طلا ونقره بود صرفاً دارایی عینی افراد محسوب میگردید. امّا امروزه به این دارایی ملموس، دارائیهای زیادی اضافه شده است که سرقفلی و حق کسب و پیشه و تجارت یکی از این داراییها میباشد.
قانون مدنی در ماده 118 بعضی از حقوق و دعاوی را تابع اموال غیر منقول دانسته و این اموال را غیر منقول تبعی نام نهاده، طبقه بندی اموال منقول و غیر منقول ناظر باشیاء و اموال مادی است و حقوق مالی و غیر محسوس را نباید در عداد سایر اشیاء خارجی در این تقسیم داخل کرد. بنابراین اگر لازم باشد که حقوق مالی نیز به منقول و غیر منقول تقسیم شود، به جای توجه به ماهیت حقوقی آن باید موضوع حق را در نظر گرفت، بدین ترتیب حقی که موضوع آن مال غیر منقول است به تابعیت از این موضوع غیر منقول تلقی میشود و حقی که بر روی یک شیء منقول اعمال میگردد منقول است.
اجرای قاعدهی کلی در خصوص حقوق عینی و یافتن مصادیق منقول و غیر منقول آن، به آسانی امکان دارد: بدین معنی که اگر حق عینی مربوط به مال غیر منقول باشد، آن حق نیز غیر منقول است و برعکس اگر حق ناظر به شیء منقول باشد به تبعیت از آن منقول است. و در خصوص حقوق دینی معمولاً جز در موارد استثنائی منقول است. حال در ذیل به بررسی حق کسب و پیشه و انطباق آن با اموال منقول و غیر منقول میپردازیم.

 

نظر دهید »
تحلیل عرفانی مقام توبه و بازتاب آن در آثار ادبی تا پایان قرن ششم هجری- قسمت ۱۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

توبه دیگر زبانی است ولی با پشیمانی قلبی نیست ؛ این توبه دروغگویانست «الاستغفار باللسان من غیر توبه و ندم بالقلب توبه الکذابین» (مکّی ،۱۹۹۵، ص۳۸۱).
۳ـ ۴ـ ۷ توبه از لذتِ یادآوردن گناه
توبه ای است که از گناه پشیمان و همراه ندامت قلبی است اما شیرینی گناه در یاد و خاطره ی او باقی است ؛ در خبری آمده است : «یکی از انبیاء شفاعت کرده اند در قبول توبه یکی از بنی اسرائیل، وحی آمد که به عزت من اگر اهل آسمان ها اندر حق وی شفاعت کنند، نپذیریم تا حلاوت آن گناه اندر دل وی همی ماند (غزالی، ۱۳۷۰، ص۶۵۰).
و همین طور گناهانی است آشکار، مانند گناهانی که مردم علناً انجام می دهند ؛ یاد گناه که همراه لذت باشد گناهان باطنی است «معصیت ذنب ظاهر است تلذذ ازتذکار آن بعد از ترک، ذنب باطن است» (کاشانی، ۱۳۸۱، ص۳۶۷). توبه ای که پس از ندامت، از یاد گناه لذت نمی برد. «اذا ذکرت الذنب ثم لا تجد حلاوه عند ذکره فهو التوبه» (هجویری، ۱۳۸۴، ص ۴۳۶)؛چون گناه رایاد کنی واز یاد کردن آن در دل لذّتی نیا بی،آن توبه باشد.
مرتبه دیگر آن است که ظاهراً و باطناً نادم است و نه تنها یاد گناه برای او شیرین نیست بلکه تلخ نیز هست.
«بدانکه معصیت اگر چه بطبع مشتهی بود ولیکن اندر حق تایب، همچون انگبین باشد که زهر بود»؛«زهر از آن بود که اندر وی سخط حق تعا لی باشد وهمۀ معا صی هم چنین بود» (غزالی، ۱۳۷۰، ۶۵۹).
گناه سبب غصه،گرفتاری و رنج بی شمار است. «کسی که یکبار از آن بچشد و رنج بسیار دید چون دیگر بار اندیشه ی آن کند موی های وی به تیغ خیزد از کراهت آن و شهوت حلاوت آن به خوف زیان آن پوشیده شود»؛ (همان جا).
۳ـ ۴ـ ۸ توبۀمداوم
تائبی پس از ندامت ظاهری و باطنی در یاد گناه نیست و اگر گناهان را بیاد آورد لذت نمی برد و ناراحت نیز هست اما این حالت همیشه نیست.
عمل اندکِ مستمر بهتر از عملِ بسیاریست که مستمر نباشد باشد.
پیامبر فرمودند: «احبَّ الاعمال الی الله ادومها و ان قلّ» ؛بهترین کارها آن است که پیوسته بود؛ اگر چه اندک بود» (شیروانی، ۱۳۸۵، ص۲۵).
البته باید به این نکته توجه داشت که توبه مشروط به استمرار نیست «بدان که توبه را شرط تابید نیست از بعد آن که عزم به رجوع ناکردن به معصیت درست باشد اگر تایبی را فترتی افتد و به معصیت بازگردد به غیر صحت عزم رجوع، اندر آن ایام گذشته حکم و ثواب توبه یافته باشد» (هجویری، ۱۳۸۴، ص ۴۳۵). «و یکی از مشایخ رحمهم الله گفته است که من هفتاد بار توبه کردم و باز معصیت بازگشتیم تا هفتاد و یکم بار استقامت یافتم».
در روایت است: «ان الله یحب الله یحب المفتن التواب» (مجلسی، بی تا، ج ۶، ص ۴۰) خداوند گنهکاری را که پیوسته از گناه توبه می کند دوست دارد البته در ادامه می فرمایند و اگر گناه نکند فضیلت آن بالاتر است. «و من لا یکون ذلک منه کان افضل» (همان جا).
مرتبه دیگرآن است که همه موارد مذکور رعایت شود اما این تا زمانی است که اسباب گناه مهیا نیست و چنانچه اسباب گناه فراهم شود برگشت به معصیت دارد.«ثم یتوب من الاجتماع مع سبب الذنب» (مکی، ۱۹۹۵، ص۳۸۵)؛ به این سبب تائب در هنگام مواجه با اسباب گناه باید از آن ها دوری کند.
۳ـ ۴ـ ۹ توبه از اسباب گناه
تائبی هست که از هر آنچه او را به سوی گناه می برد یا گناه را به یاد او می آورد اگر چه آن چیز حلال باشد پرهیز می کند و این نکته بسیار مهمی است؛ مثلاً در جایی ممکن است عملی که به ظاهر نیکواست، سبب گناه بزرگی شود به دلیل این که فساد آن بیشتر از اصلاح آن است و سالک راه خدا آن را ترک می کند
«و کل سبب یدعوا الی معصیه او یذکر بمعصیه فهو ذنب و ان کان مباحا و قطعه طاعه و هذا من دقائق الاعمال» (همان، ص ۳۷۹)؛ هر آنچه که انسان را به سوی معصیت ببرد یا او را به یاد گناه اندازد آن گناه است؛ اگر چه از نظر ظاهر آن کار درست باشد .
سالک از ابتدا باید راه نفوذ شیطان را ببندد و راه ها و خاطره هایی را که به گناه می رسد مسدود کند هر چند آن راه ها و خاطره ها در ظاهر خوب و پسندیده باشد و در سیر و سلوک این موضوع بسیار با اهمیتی است
۳ـ ۴ـ ۱۰ توبه از نداشتن اخلاص
مرتبه دیگر، توبه ای است که خالص برای خدا نیست؛ توبه باید برای اغراض نفسانی و رسیدن به خواهشهای مادی نباشد؛ در احادیث و آثار مشایخ عرفان توجه بسیاری به آن شده است ؛ امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«الاخلاص یجمع فواضل الاعمال و هو معنی مفتاحه القبول»؛ اخلاص اعمال شایسته را تحصیل می کند و کلید قبولی اعمال است (نوری طبرسی، ۱۴۰۸، ص ۹۹)
و توبه هم باید برای خدا باشد (ثم التوبه من اَن لا یکون اراد وجه الله تعالی خالصاً بجمیع ما ترکه لاجله) (مکی،۱۹۵۵، ص۳۸۵)؛ «هر کاری در وی مغز اخلاص نیست آن کار را اصلی نباشد (ژنده پیل، ۱۳۶۸، ص۳۹).
بنده ای که برای کسب موقعیت و بدست آوردن مطامع دنیوی، پول، شهرت، آبرو، قدرت و …. توبه کند، توبۀ او خالصانه نیست اگر بنده ای در حضور مردم و برای رضای مردم توبه کند ،در غیاب مردم توبه می شکند و در خلوت کار دیگر می کند . توبه، باید برای رضایتِ خدای –تبارک وتعالی- باشد.
۳ـ ۴–۱۱توبه ازخود پسندی
توبه ای که تائب به عجب مبتلا شود شروعی برای هلاکت اوست ؛ درخبرآمده است :اگرخداوند می دانست بنده ای گرفتار عجب نمی شود هرگز به گناه آلوده نمی شد«انّ الله علم انّ الذّنب خیرٌ للمؤمن من العجب ولو لاذلک ما ابتلی مؤمناّ بذنب احدا»(کلینی،۱۳۷۰،ج۵،ص۲۲۵).
وقتی سالکی به توبه خود ببالد مانع تکامل اوست «ثم النظر الی التوبه و السکون الیها و الا دلال بها» (مکی، ۱۹۹۵، ص ۳۸۵).
چه بسا تائبی که عجب او را فاسد نمود و چه بسا هلاکت از خود بینی باشد (مجلسی، بی تا، ج ۳).
وقتی سالکی به توبه خود ببالد مانع تکامل اوست «ثم النظر الی التوبه و السکون الیها و الا دالال بها» (مکی، ۱۹۹۵، ص۳۸۵) «چه بسا تائبی که عجب او را فاسد نمود و چه بسا هلاکت از خودبینی باشد» (مجلسی، بی تا، ج ۷۲، ص ۳۲۱).
«اذا قُلت ما اَذنبت قالت مجیبه
حیاتک ذنب لا یقاس به ذنب
چون به او گفتم چه گناهی کرده ام به من گفت وجود تو گناهی است که از هر گناهی بزرگ تراست» (هجویری،۱۳۸۴،ص۴۳۳).
شبی داود علیه السلام زبور را تلاوت می کرد و به عجب گرفتار شد قورباغه ای به او گفت: «ای داود از بیداری شبی تعجب می کنی در حالی که چهل سال است من زیر این سنگ به یاد خدا هستم و ذکر خدا می گویم»
در حدیث آمده است گناهی که تو را ناراحت می کند بهتر از کار نیکی است که تو را به عجب آلوده کند «سیئه تسوءک
خیرعندالله من حسَنَه تعجبک» (مجلسی، بی تا، ج۷۲، ص۳۱۶) توبه، از بزرگترین عبادات خداست ولی باید از آفت عجب محفوظ باشد.
۳ـ ۴ـ ۱۲ توبه ناقص
مرتبه دیگر آن است که تائب از برخی گناهان توبه کند و از برخی دیگر به جهتی توبه نکند مثلاً به گمان خود چون غیبت چیز مهمی نیست و مردم آن را انجام می دهند، از آن توبه نمی کند امّا از زنا توبه کند ؛ این ناشی از جهل به موضوع است.
در قرآن کریم می خوانیم: «افتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض» (بقره، ۸۵)آیا به بعضی ازدستورات کتاب خدا ایمان می آورید وبه بعضی کافر می شوید؟
۳ـ ۴ـ ۱۳توبه از کوتاهی در عمل به وظیفه
توبه ازکوتاهی در شناخت و عمل به وظیفه بندگی است (فتکون توبته بعد ذلک من تقصیره عن القیام بحقیقه مشاهدته و یکون استغفاره لما ضعف قلبه و نقض همه عن معاینه مشاهده لعلو مقامه و دوام فریده و اعلامه (مکی، ۱۹۹۵، ص ۳۸۵).
۳ـ ۴ـ ۱۴ مراتب توبه از دیدگاه ابوطالب مکی
ابوطالب مکی مراتب توبه را چنین تبیین می نماید:
۳ـ ۴ـ ۱۴–۱گروه های چهارگانه مردم:
«مردم چهار گروه هستند اول کسانی که از گناه توبه می کنند؛ در توبه و انابه ایستادگی دارند؛ معصوم هستند که هیچ وقت به گناه برنگردند؛ اینها صاحبان نفس مطمئنه اند.
دسته دیگر مؤمنانی هستند که صاحب نفس لوامه اند که بدون قصد گناه می کنند
دسته دیگر گروهی هستند که گاهی گناه می کنند و گاهی توبه می کنند و از گناه محزون می شوند؛ خدا را طاعت می کنند؛توبه را به تأخیر می افکنند؛ قصد ایستادگی در مقابل گناه را دارد؛ مقامات تائبان را دوست دارد؛ قلبش به مقامات صدیقین شاد است .
در حالی که وقت آن نیامده و به آن مقام نرسیده است ؛به سبب آن که هوای نفس محرک اوست. عادت او را به سمت گناه سوق می دهد و غفلت او را فرا می گیرد ؛ در این میان توبه می کند و دوباره رجوع به گناه می کند، توبه را به تأخیر می افکند.
امید است به سبب اعمال خوب و پوشاندن کارهای بد عاقبت او نیک باشد، یا از تکرار گناهانش انتظار می رود که عاقبت او شر باشد.
نفس او مسوله است و از جمله ی کسانی است که عمل صالح و طالح را با هم انجام داده اند. هوای نفس بر او غالب است و اهل شقاوت است و یا خداوند با نظر رحمت خود به او نگاه می کند و نواقص او را جبران می نماید و ملحق به منازل مقربین می شود.
و نفر چهارم که بدترین بندگان است نکبت آنها را خواهد گرفت؛ کمترین بخشش از جانب خدا به آنها می رسد؛ آن بنده ای است که مکرر گناهانی مانند هم یا بزرگتر از دیگری انجام می دهد؛ تا آنجا که می تواند گناه می کند و در فکر آن نیست که از گناه دست بردارد؛یا با حسن ظن خود به وعده و پاداش الهی امیدوار باشد و برای امان از خشم خدا، هراسان نیست.
باید گفت: توبه نهایت ندارد» (همان، ص۳۹۰)؛«و لا نهایه لتوبه العارف و لا لغایه وصفه» ؛ « هر حال و مقامی، مشاهده و مکاشفهای، توبۀ جداگانه دارد «لکل مقام توبه و لکل مشاهده و مکاشفه توبه» (همان ،ص۳۸۵).
۳ـ ۴ـ ۱۵ توبه از هر عملی بدون توجه به خدا
و حضرت امام سجاد (ع) از هر لذت، آسایش، شادی وکاری که بدون توجه به خدا و انس با او باشد توبه
می کنند.
«واستغفرک من کلّ لذه بغیر ذکرک ومن کلّ راحه بغیر انسک ومن کل سرور بغیر قربک و من کلّ شغل بغیر طاعتک» (مشکینی، ۱۳۷۴، ص۱۸۹).
نتیجه این که توبه باید در سراسر زندگی ما حضوری گسترده داشته باشد ومراتب توبه محدود نیست.
۳ـ ۵ حقیقت توبه
از دیدگاه عرفا حقیقت توبه عبارت است از:
۳ـ ۵ـ ۱فراموشی گناه
هر چیزی حقیقتی دارد و حقیقت توبه نیز یادگناه و یا فراموشی آن است. «حقیقه التوبه ان تنصب ذنبک بین عینیک و قال آخر حقیقه التوبه ان تنسی ذنبک» (مکی،۱۹۹۵، ص۳۶۸).
حقیقت توبه، بسته به مقامات عرفانی سالک ، متفاوت است.
بعضی محبوبشان خداست ودر پیشگاه محبوب، یادگناه پسندیده نیست.
«توبه آن باشد که گناه را فراموش کنی از آنچه تائب محب بود و محب اندر مشاهدت بود و اندر مشاهدت ذکر جفا، جفا باشد (هجویری، ۱۳۸۴، ص۴۳۲).
اگر سالک متوجه افعال وصفات خود باشد، نباید گناه را فراموش کند و اگر توجه به حقّ داشته باشدیاد گناه شرک است.
«آن که تائب را به خود قائم گوید، نسیان ذنب وی را غفلت داند و آن که به حق قائم گوید، ذکر ذنب وی را شرک نماید (همان جا).
«اگر تائب، باقی الصفه باشد عقده اسرارش حل نگشته باشد و چون فانی الصفه باشد، ذکر صفت و را درست نیاید؛ موسی علیه السلام گفت: «تبت الیک» (اعراف ۱۴) در حال بقای صفت و رسول صلی الله علیه گفت: «لا احصی ثناء علیک» در حال فنای صفت و تائب را باید که از خود خود یاد نیاید ؛گناهش چگونه یاد آید و به حقیقت یاد گناه، گناه بود (همان، ص ۴۳۳).
نباید گناهان فراموش شود؛ زیراممکن است گناهان راناچیز بدانیم.
«و نیز شاید که معنی فراموش ناکردن، آن باشد که فراموش کردن، سبک داشتن گناه است و سبک داشتن گناه مخاطره زوال ایمان بار آرد از بیم زوال ایمان، گناه را فراموش نکند» (مستملی بخاری، ص ۱۲۱۱).
لذت یاد گناه ، خودش گناهی دیگر است.
«فراموش کردن گناه آن باشد که حلاوت آن گناه از دل تو بیرون رود که او را در سر تو اثر نماند تا چنان گردی که گویی هرگز آن گناه نکرده ای(همان جا).

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 130
  • 131
  • 132
  • ...
  • 133
  • ...
  • 134
  • 135
  • 136
  • ...
  • 137
  • ...
  • 138
  • 139
  • 140
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • عقد استصناع در حقوق ایران- قسمت ۵
  • توضیح درباره ی نحوه نظام حل و فصل اختلافات در سازمان تجارت جهانی- قسمت 3
  • پایان نامه اهداف پرورش منابع انسانی
  • بررسی رابطه بین کیفیت خدمات آموزشی و عملکرد تحصیلی دانشجویان ...
  • تاثیر لغات بیگانه درمتون نظم دوره معاصر- قسمت ۲
  • پایان نامه ارتباطات سازمانی
  • رابطه طرحواره¬های ناسازگار اولیه و مکانیسم¬های دفاعی با رضایت از زندگی در دانشجویان- قسمت ۶- قسمت 2
  • مقایسه انتقال الکترون آنزیم کولین اکسیداز توسط سه نوع نانولوله کربنی- قسمت ۳
  • بررسی ظرفیت پژوهشی از دیدگاه معلمان و نیازسنجی آموزش پژوهش معلمان ابتدایی شهر مشهد- قسمت ۶
  • دانلود پایان نامه : تاریخچه پول و بانکداری در دنیا
  • پایان نامه بانکداری با استفاده از کامپیوترهای خانگی
  • تحلیل تطبیقی نمایشنامه فاوست اثر گوته و داستان شیخ صنعان ۹۳- قسمت ۵
  • بررسی تاثیر دورکاری بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی( مورد مطالعه سازمان‌های دولتی شهرستان یزد)- قسمت ۵
  • روش های حقوقی مدیریت ریسک در قرارداد های نفتی- قسمت ۷
  • بررسی رابطه‌‌ی تعارض والد- فرزند و خودپنداره‌‌ی تحصیلی دانش‌آموزان با رضایت از زندگی آن‌ها- قسمت ۲
  • ارزیابی نقش پرداخت الکترونیک در ITS با رویکرد بهبود کیفیت شهر الکترونیک- قسمت 11
  • بررسی عالم پس از مرگ از دیدگاه دین اسلام و دین زرتشت با تکیه بر متون دینی مقدس- قسمت ۳
  • امکان سنجی بکارگیری مربی گری (Coaching) در فعالیت های آموزش و بهسازی منابع انسانی مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان رباط کریم- قسمت ۱۹- قسمت 2
  • علت شناسی جرایم خشونت آمیز در جمعیت زندانیان شهرستان‌ آمل- قسمت ۸
  • تحقیقات انجام شده در مورد بررسی رابطه ی نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه ی ...
  • پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان بر اساس مولفه های ارزش تکلیف- قسمت ۳
  • دانلود پایان نامه با موضوع مقایسه ی تطبیقی جایگاه زن در اشعار ژاله قائم مقامی با ژاله اصفهانی- ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان