اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تحولات قاعده منع محاکمه و مجازات مجدد بر اساس قانون مجازات اسلامی ایران (مصوب ۱۳۹۲)- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اساسنامه دادگاه متعاقب ارائه گزارش دبیر کل ملل متحد در ۳ ماه می ۱۹۹۳ از سوی شورای امنیت پذیرفته شد. بنابراین شورای امنیت برای اولین بار از اختیارات خود ناشی از فصل هفتم منشور ملل متحد برای تشکیل یک دادگاه کیفری بین المللی به عنوان یک ارگان فرعی به منظور کمک به حفظ و استقرار مضاعف صلح در یوگسلاوی سابق استفاده کرد[۱۲۹].

 

اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی موقت برای یوگسلاوی سابق صریحاً موضوع منع محاکمه و مجازات مضاعف را مورد توجه قرار داده است. مدلول ماده ۱۰ اساسنامه محاکمه و مجازات مضاعف مرتکبین نقض های جدی حقوق بشر دوستانه بین المللی را که قبلا به وسیله دادگاه کیفری بین المللی موقت یوگسلاوی سابق محاکمه شده باشند در دادگاه ملی منع می کند، اعم از اینکه رسیدگی منتج به محکومیت یا برائت شده باشد. بنابراین اگر دادگاه بین المللی یوگسلاوی سابق رسیدگی به دعوا را در صلاحیت خود بداند نسبت به صلاحیت ملی حق تقدم دارد. به عبارت دیگر دولتها مکلف به پذیرش تصمیم دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق مانند دادگاه های ملی هستند. بنابراین کافی نیست که مجازات تحمیل شده در دادگاه بین المللی مطابق قاعده احتساب مجازات در دادگاه ملی مورد توجه قرار گیرد، بلکه دولتها باید موضوع را به عنوان یک حکم نهایی و مختومه بدانند. همچنین هرگاه دادگاه ملی تعقیب کیفری متهم را شروع کرده باشد، دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق به لحاظ نقص ماده ۱۰ اساسنامه میتواند از دولت مربوط درخواست تعویق رسیدگی را کند که در این صورت دادگاه ملی مکلف به اجابت خواسته دادگاه کیفری بین المللی است.
به موجب بند ۱ ماده ۱۰ اساسنامه، کسی که قبلاً مطابق اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق محاکمه شده، نباید نزد دادگاه ملی برای اعمال تشکیل دهنده نقض و تجاوز جدی حقوق بشر دوستانه بین المللی محاکمه گردد.بنابراین قاعده منع محاکمه و مجازات مضاعف تالی در اساسنامه پیش بینی شده است. این مقررات در خصوص اعمال قاعده منع محاکمه و مجازات مضاعف در خصوص آرای صادره از شعب دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق ساکت است. به نظر می رسد که در خصوص همان موضوعی که قبلاً توسط این دادگاه منجر به اتخاذ تصمیم نهایی شده نمی توان شخصی را مضاعفاً در همان شعبه یا شعبه دیگر تعقیب کرد. زیرا اصول حقوق بشر ایجاب می کند که یک شخص دو بار برای یک عمل محاکمه نشود.
همچنین برابر بند ۲ ماده ۱۰، شخصی که به وسیله دادگاه های ملی برای ارتکاب اعمال متضمن نقض های فاحش و جدی حقوق بشر دوستانه بین المللی مورد تعقیب و محاکمه قرار گیرد:
الف) عملی که متهم به لحاظ ارتکاب آن با وصف جرم معمولی (عادی)[۱۳۰] در دادگاه ملی محاکمه شده است.
ب) رسیدگی دادگاه ملی، بی طرفانه و مستقل نبوده یا آنچنان طراحی شده باشد که متهم را از مسئولیت کیفری بین المللی مصون دارد، یا قضیه به صورت جدی و با کوشش و تلاش تحت تعقیب و محاکمه قرار نگرفته باشد[۱۳۱].
بند۳ ماده ۱۰ اساسنامه دادگاه بین المللی یوگسلاوی، راجع به قاعده احتساب مجازات قبلی است. این بند مقرر می دارد که دادگاه بین المللی یوگسلاوی میزان مجازات تحمیل شده را به شخص مورد نظر توسط دادگاه ملی نسبت به همان عملی که قبلاً از حیث موازین حقوق بشر نیز قابل توجیه است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱-۱-۳- دادگاه رواندا

این دادگاه در نوامبر ۱۹۹۴، یعنی هجده ماه بعد از دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد با تصویب قطعنامه شماره ۱۹۹۴ (۹۵۵) ایجاد شد و مقر آن، آروشای تانزانیا است. رسیدگی به نقض های جدی حقوق بشر دوستانه بین المللی در صلاحیت این دادگاه است.
صلاحیت این دادگاه به لحاظ موضوعی محدود به مخاصمات مسلحانه داخلی و به لحاظ شخصی، محدود به افراد است و شامل سازمانها یا دولتها نمی شود. مانند دادگاه یوگسلاوی سابق این اساسنامه نیز صراحتاً قاعده مورد بحث را در ماده ۹ پذیرفته است. تعقیب اشخاص بوسیله دادگاه ملی رواندا بعد از محاکمه در دادگاه بین المللی منع شده است.
ماده ۹ اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی برای روآندا بیان داشته است که هیچ کس نباید از سوی دادگاه ملی برای اعمالی که قبلاً به وسیله دادگاه کیفری بین المللی برای روآندا محاکمه شده، مضاعفاً مورد محاکمه قرار گیرد. اما شخصی که در یک دادگاه ملی محاکمه شده ممکن است مضاعفاً در دادگاه کیفری بین المللی روآندا محاکمه شود. وقتی که آن عمل در دادگاه های ملی، به عنوان جرم عادی مورد محاکمه و مجازات قرار گیرد، یا دادگاه ملی مستقل نبوده و دادرسی بی طرفانه صورت نگیرد، یا هدف آن مصونیت بخشیدن به متهم در مقابل مسئولیت کیفری بین المللی باشد، یا اقدامات تعقیبی به طور صحیح انجام نگرفته باشد.
مفاد ماده ۱۰ اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق با ماده ۹ اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی برای روآندا مشابه است، با این تفاوت که علت تعقیب جنایتکاران توسط دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق عدم تمایل به تعقیب توسط دولت یوگسلاوی سابق بوده است لیکن در خصوص روآندا اضمحلال و فروپاشیدگی نظام قضایی روآندا و عدم توانایی آن را موجب تعقیب دادگاه کیفری بین المللی می توان ذکر کرد.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پنجاه و دومین جلسه خود، تصمیم گرفت که کنفرانس دیپلماتیک نمایندگان تام الاختیار ملل متحد را در خصوص تأسیس دادگاه کیفری بین المللی تشکیل دهد. جلسه در رم ایتالیا از ۱۵ ژوئن تا ۱۷ ژولای ۱۹۹۸ برای نهایی کردن و تصویب کنوانسیون مربوط به ایجاد دادگاه کیفری بین المللی تشکیل گردید و اساسنامه به تأئید نمایندگان ۱۲۰ کشور از مجموع ۱۶۰ کشور شرکت کننده رسید. متن اساسنامه[۱۳۲] که به همه زبان های رسمی سازمان[۱۳۳] ملل تنظیم گردیده، و از سال ۲۰۰۲ لازم الاجرا شده است.[۱۳۴]
مهمترین اهداف تأسیس دادگاه عبارت است از: اجرای عدالت همگانی، پایان دادن مصونیت، کمک به پایان دادن منازعات، جبران و رفع نواقص دادگاه های کیفری بین المللی موقت و خاص، انجام محاکمه در صورت عدم تمایل یا عدم توانایی دادگاه های کیفری ملی و ایجاد رعب و وحشت نسبت به جنایتکاران جنگی در آینده.
قاعده منع محاکمه و مجازات مضاعف در بندهای سه گانه ماده ۲۰ اساسنامه (ماده ۴۲ پیش نویس کمسیون حقوق بین الملل) به شرح زیر آمده است[۱۳۵]:
۱-به غیر از موارد مذکور در این اساسنامه، هیچ شخصی را نمی توان در دادگاه کیفری بین المللی در ارتباط با (اتهام ارتکاب) جرمی که قبلاً در دادگاه کیفری بین المللی به خاطر آن محکوم یا از آن برائت حاصل کرده است، محاکمه کرد.
۲-کسی که (به اتهام ارتکاب) یکی از جرائم مندرج در ماده ۵ در دادگاه کیفری بین المللی محکوم یا از آن تبرئه شده است، در دادگاه دیگری (به خاطر همان جنایت) محاکمه نخواهد شد. [۱۳۶]
۳-کسی که برای ارتکاب عملی که به موجب مواد ۶ و ۷ و ۸ جرم شناخته شده[۱۳۷]، توسط دادگاه دیگری محاکمه شده است، توسط دادگاه کیفری بین المللی برای همان رفتار محاکمه نخواهد شد، مگر آنکه جریان دادرسی در دادگاه دیگر:
الف) به منظور صیانت شخص مورد نظر از مسئولیت کیفری جنایات مشمول صلاحیت دادگاه کیفری بین المللی بوده باشد، یا…
ب)…دادرسی مستقلانه و بی طرفانه مطابق اصول شناخته شده حقوق بین الملل صورت نگرفته باشد و به شیوه ای انجام شده باشد که، در اوضاع و احوال مربوط، مغایر با قصد اجرای عدالت نسبت به شخص مورد نظر بوده است.
بنابراین، بند ۱ ماده ۲۰ ناظر به منع تعقیب و محاکمه و مجازات مضاعف در همان شعبه یا شعبه دیگر دادگاه کیفری بین المللی است. البته این امر مطلق نیست بلکه برابر مواد ۸۱ الی ۸۴ اساسنامه، حکم صادر شده توسط شعبه بدوی قابل پژوهش خواهی[۱۳۸] و همچنین حکم قطعی محکومیت، قابل اعاده دادرسی[۱۳۹] در دادگاه تجدید نظر است. بند ۲ ماده ۲۰ نظر به اعتبار امر مختوم کیفری دادگاه کیفری بین المللی در مقابل دادگاه های دیگر دارد و بند ۳ برعکس، به اثر اعتبار امر مختوم دادگاه های دیگر در دادگاه کیفری بین المللی اشاره دارد، لیکن در این مورد استثنائاتی را قائل شده است که در بندهای الف و ب ذیل پاراگراف سوم ماده ۲۰ درج شده است.
جالب توجه است که در بندهای ۲ و ۳ به جای «دادگاه های ملی» عبارت «دادگاه دیگر[۱۴۰]» به کار رفته است. ظاهراً منظور از دادگاه دیگر همان دادگاه دولت های عضو است، لیکن امکان تعارض صلاحیت با دادگاه های کیفری بین المللی موقت مانند یوگسلاوی سابق نی منتفی نیست و ممکن است منظور از «دادگاه دیگر» دادگاه کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق باشد.

 

۲-۱-۱-۴- دادگاه سیرالئون

این کشور دهه‌ های متمادی درگیر جنگ داخلی بوده که سرانجام به کمک نیروهای ناتو و انگلستان به این جنگ خاتمه داده شد و بیش از ۱۷ هزار سرباز خارجی ده‌ها هزار شورشی مسلح را خلع سلاح کردند.[۱۴۱] جنگ داخلی سیرالئون از جمله خونین ترین درگیری های آفریقا در اواخر قرن بیستم بود که طرف های دیگر در سطح گسترده ای به قتل و تجاوز جنسی، شکنجه و قتل افراد غیرنظامی مبادرت کردند. دبیرکل سازمان ملل متحد در چهارم اکتبر سال ۲۰۰۰ پیش نویس موافقت نامه بین دولت سیرالئون و سازمان ملل متحد را جهت ایجاد دادگاه اختصاصی سیرالئون تقدیم شورای امنیت نمود. موافقت نامه مشتمل بر اساسنامه دادگاه اختصاصی بود[۱۴۲].
دادگاه ویژه سیرالئون به‌عنوان سومین نسل از دادگاه‌های کیفری در سال ۲۰۰۲ تأسیس شد و در مقایسه با دادگاه‌های کیفری یوگسلاوی سابق و روآندا دارای ویژگی‌های منحصر به ‌فردی است.این دادگاه برخلاف دادگاه‌های‌ بین المللی سابق که به موجب تصمیم یک‌ جانبه شورای امنیت برپا شده بودند، به درخواست دولت سیرالئون طبق‌ موافقت نامه‌ای میان این دولت و سازمان ملل متحد دایر و در محل وقوع جنایات مستقر شده است. این دادگاه ویژه، دادگاهی دوگانه و ترکیبی از دادگاه‌های ملی و بین المللی است که اساسنامه‌اش شامل مقررات حقوق بین الملل‌ کیفری، حقوق بشردوستانه بین المللی و حقوق داخلی سیرالئون بوده، از نظر ساختاری دربردارنده ترکیبی از کارکنان‌ ملی و بین المللی است. به موجب این اساسنامه، دادگاه صلاحیت محاکمه اشخاصی را دارد که از ۳۰ نوانبر ۱۹۹۶ دارای بیش‌ترین مسئولیت به خاطر ارتکاب نقض حقوق بشردوستانه بین المللی و حقوق سیرالئون در این کشور هستند.این اشخاص عبارتند از:رهبران جبهه متحد انقلابی،شورای انقلابی نیروهای نظامی و نیروهای دفاع‌ غیرنظامی و البته چارلز تیلور،رئیس جمهور سابق لیبریا،و دادگاه به جنایات ارتکابی آن‌ ها رسیدگی می‌کند.[۱۴۳]
این دادگاه اولین مرجع قضایی موقت و اختصاصی است که بر اساس توافق بین سازمان ملل متحد و یک دولت عضو سازمان ملل ایجاد شد. اجرای قاعده منع محاکمه و مجازات مضاعف محدود به رابطه بین دادگاه اختصاصی و دادگاه های داخلی سیرالئون است. به موجب ماده ۹ اساسنامه:
۱-کسی برای یک عمل مجرمانه قبلاً توسط دادگاه اختصاصی سیرالئون محاکمه شده باشد، نباید برای همان عمل، در دادگاه های ملی سیرالئون مضاعفاً محاکمه شود.
۲-شخصی که در دادگاه ملی سیرالئون برای اعمال مندرج در مواد ۲ و ۴ اساسنامه محاکمه شده است، می تواند مضاعفاً به وسیله دادگاه اختصاصی تحت تعقیب و محاکمه قرار گیرد.
اگر: الف) برای عملی که او محاکمه شده است عنوان جرم معمولی (عادی) در نظر گرفته شده باشد. یا:
ب) رسیدگی در دادگاه ملی، بی طرفانه یا مستقل نبوده است و یا طوری طراحی شده تا موجب مصونیت متهم از مسئولیت کیفری بین المللی باشد یا اینکه دعوی به صورت جدی تعقیب نشده باشد.
۳-دادگاه اختصاصی باید در صدور حکم به مجازات، میزان مجازاتی را که به وسیله دادگاه ملی به لحاظ ارتکاب همان جرم توسط همان شخص قبلاً تحمیل شده است، احتساب نماید[۱۴۴].

 

۲-۱-۱-۵- دادگاه تیمور شرقی

شعب رسیدگی به برخی جرایم در دادگاه تیمور شرقی که البته با توجه به استقلال تیمور شرقی رسیدگی های مربوط به جرایم تحت صلاحیت این دادگاه که عمدتاً توسط ارتش اندونزی اتفاق افتاده عملاً از جدیت سابق خارج شده است.
دادگاه حقوق بشر موقت و خاص داخل در دادگاه منطقه ای دیلی (مرکز تیمور شرقی) به وسیله مدیریت موقت و انتقالی سازمان ملل راجع به تیمور شرقی[۱۴۵] ایجاد شد این دادگاه دارای صلاحیت انحصاری انجام تحقیقات و صدور حکم نسبت به جرائم کشتار جمعی، علیه بشریت، جنگی بدون محدودیت مکانی و زمانی و نسبت به قتل عمدی جرائم جنسی و شکنجه، ارتکاب یافته در قلمرو تیمور شرقی از اول ژانویه تا ۲۵ اکتبر ۱۹۹۹ است[۱۴۶]. در سند تأسیس این دادگاه به منظور اجتناب از محاکمه و مجازات مضاعف تصریح شده است: «افرادی که قبلاً در دادگاه حقوق بشر موقت و خاص محاکمه شده اند قابل محاکمه و مجازات برای همان جرم در دادگاه های دیگر نیستند».

 

۲-۱-۲- دادگاه های دائمی

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پنجاه و دومین جلسه خود تصمیم گرفت که کنفرانس دیپلماتیک نمایندگان تام الاختیار ملل متحد را در مورد تاسیس دادگاه بین المللی برگزار کند. متعاقباً جلسه ای در روم از ۱۵ ژوئن تا ۱۷ جولای ۱۹۹۸ برای نهایی کردن و تصویب کنوانسیون راجع به ایجاد دادگاه کیفری بین المللی تشکیل گردید.
به طور کلی اهداف تاسیس چنین دادگاهی اجرای عدالت همگانی، لغو مصونیت، کمک به پایان دادن به منازعات، رفع نواقص دادگاه های بین المللی موقت، تعقیب و محاکمه مجرمین در صورت عدم تمایل یا عدم توانایی دادگاه های کیفری ملی و ایجاد بیم و هراس برای جنایتکاران جنگی در آینده است، در ادامه جایگاه قاعده ی منع محاکمه و مجازات مضاعف در دادگاه کیفری بین المللی بیان می شود.

 

۲-۱-۲-۱-دادگاه کیفری بین المللی[۱۴۷]

ماده ۲۰ اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی دائمی در رابطه با قاعده منع محاکمه و مجازات مضاعف مشتمل بر سه بند است. بند اول مربوط به منع تعقیب مضاعف توسط دادگاه کیفری بین المللی، نسبت به تصمیمات قطعی دادگاه بین المللی دائمی است و بندهای دوم و سوم در رابطه با تصمیمات قطعی دادگاه کیفری بین المللی با دادگاه های دیگر است، به عبارت دیگ مفاد این دو بند، رابطه عمودی بین دادگاه های کیفری بین المللی و دادگاه های ملی و همچنین رابطه افقی بین این دادگاه و دادگاه کیفری بین المللی موقت را مورد توجه قرار می دهد.
در بند ۱ ماده ۲۰ ملاک و معیار «همان» وحدت رفتار است. بدین معنی که اگر حکم قطعی در دادگاه کیفری بین المللی دائمی نسبت به یک فرد در مورد اتهام جرائم بین المللی کشتار جمعی، جرائم علیه بشریت وجنگی، اعم از محکومیت یا برائت صادر شود، اعتبار امر مختوم تحقق می یابد و دادگه کیفری بین المللی مجاز به رسیدگی به اتهامات دیگر از جرائم سه گانه یاد شده ناشی از همان واقعه نیست، بنابر این تفسر موسع در این موردحاکم است.
اگر دادگاه کیفری بین المللی شخص را به اتهام یکی از جرائم مندرج در اساسنامه محاکمه نماید و حکم قطعی اعم از محکومیت یا برائت صادر کند، آیا دادگاهای دیگر حق محاکمه همان متهم را دارند یا خیر؟ ظاهراً اثر منع محاکمه و مجازات مضاعف مراجع تالی نسبت به احکام دادگاه های کیفری بین المللی مطلق است، بنابراین، هر چند دادگاه کیفری بین المللی صلاحیت اصلی نداشته باشد، دادگاه های دیگر باید تصمیم آنرا پذیرفته واحکام شان را اجرا کنند. با این تفسیر، معیار «همان» وحدت رفتار است. این استدلال بطور مطلق قابل پذیرش نیست، زیرا مدلول ماده (۲) ۲۰ محدود به جرائم مندرج در ماده ۵ اساسنامه، یعنی جرائم داخل در صلاحیت دادگاه کیفری بین المللی است. بنابراین اگر شخصی در دادگاه کیفری بین المللی به اتهام جرم کشتار جمعی مثلاًٌ به دلیل فقدان سوء نیت خاص،[۱۴۸] به عنوان عنصر تشکیل دهنده رکن معنوی، تبرئه شود ممکن است به اتهام قتل عمدی (متعدد) در دادگه ملی محکوم شود. وقتی یک شخص در دادگاه کیفری بین المللی به جرم کشتار جمعی محکوم شده باشد. امکام محاکمه مضاعف وی در دادگاه ملی به اتهام قتل عمدی (متعدد) منتفی است. البته این امر محل تأمل است. اثرمنع تعقیب مضاعف مراجع تالی نسبت به احکام صادر شده در دادگاه کیفری بین المللی محدود به جرائم کشتارجمعی، علیه بشریت، جنگی و تجاوز ارضی است.[۱۴۹] بنابراین، منع تعقیب مضاعف در مراجع تالی محدود به جرائم مذکور در اساسنامه است.
در توجیه مطلب بالا می توان گفت که چون صلاحیت هر دادگاه کیفری بین المللی تنها محدود به جرائم خاص است، در حالی که صلاحیت دادگاه ملی، با چنین محدودیتی مواجه نیست. در نتیجه، دادگاه کیفری بین المللی تنها مجاز به رسیدگی به رفتارهایی است که تشکیل دهنده اتهاماتی مانند جرائم چهارگانه است و نسبت به جرائم معمولی مثل قتل عمدی و سرقت و غیره فاقد صلاحیت است. صلاحیت دادگاه های ملی نه تنها در خصوص جرائم معمولی است بلکه در صورت تصویب کنوانسیون های بین المللی توسط مراجع ذیصلاح ملی شامل جرائم بین المللی نیز می شود. بدیهی است، اگر دادگاه های ملی، جرائم معمولی ناشی از یک رفتار را پس از رسیدگی و صدور حکم قطعی در دادگاه کیفری بین المللی، مضاعفاً مورد رسیدگی قرار دهند و در احکام خود، مجازات دادگاه کیفری بین المللی را احتساب ننمایند، مخالف انصاف و عدالت خواهد بود.
در بند ۳ ماده ۲۰ اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی، بر خلاف منع تعقیب مضاعف عالی دادگاه های کیفری بین المللی موقت، استثنای جرائم معمولی مد نظر قرار نگرفته است. بنابراین برخلاف منع تعقیب مضاعف دادگاه های کیفری بین المللی موقت که «همان جرم» در اساسنامه مورد توجه قرار گرفته است، ملاک منع تعقیب مضاعف عالی مندرج در اساسنامه دادگه کیفری بین المللی همان رفتار (وحدت رفتار) است. به عبارت دیگر، اگر واقعه مجرمانه با رعایت بی طرفی، استقلال، بدون قصد حمایت از متهم در مقابل مسئولیت کیفری بین المللی و با کوشش و تلاش کافی در دادگاه های دیگر مورد رسیدگی قرار گیرد، اعتبار امرمختوم تحقق می یابد و دادگاه کیفری بین المللی ممنوع از محاکمه و مجازات مضاعف است، صرفنظر از اینکه عنوان مجرمانه، در دادگاه های دیگر، جرائم معمولی یا بین المللی باشد.
به طور کلی می توان گفت: بررسی صلاحیت دادگاه کیفری بین المللی از این جهت که نه برای مدت زمان محدود و نه به طور موردی برای رسیدگی به وضعیت خاص، آن طور که در دادگاه های قبلی عنوان شد، بلکه به صورت نامحدود و با صلاحیت عام به وجود آمده است که حتی علیه طراحان اساس نامه ی دادگاه ها و به وجود آورندگانش نیز می تواند اعمال صلاحیت کند، از اهمیت خاص برخوردار است.[۱۵۰]
در راستای پاسخ گویی به تمابل اکثر دولت ها برای احترام گذاشتن به حق حاکمیت ملی، اساس نامه دادگاه کیفری بین المللی بر خلاف اساس نامه های دیوان های کیفری بین المللی برای یوگسلاوی سابق و رواندا که برای این دیوان ها تفوق[۱۵۱] در صلاحیت نسبت به محاکم کیفری داخلی قائل بودند، برای دادگاه کیفری بین المللی صلاحیت تکمیلی نسبت به محاکم کیفری داخلی پذیرفته شد، که علاوه بر مقدمه ی اساس نامه در متن[۱۵۲] آن نیز مورد اشاره قرار گرفته است.[۱۵۳] به دلیل خروج موضوعی از چهار چوب پایان نامه از تفصیل بیشتر در صلاحیت و خصوصیات مواد دادگاه کیفری بین المللی خودداری می شود، لازم به ذکر است اسناد حقوق بشری و قراردادهای بین المللی نیز در بخش بعد و در تقابل با قوانین داخلی و نحوه ی پیوستن و عضویت ایران بررسی خواهد شد.

 

۲-۲- قاعده منع محاکمه و مجازات مضاعف درحقوق داخلی (ایران)

در نظام حقوقی و ادوار مختلف قانون گذاری ایران قانون گذار در پذیرش اعمال یا منع مجازات به تفکیک قبل و بعد از انقلاب اسلامی نظرات مختلفی داشته است. در این راستا، نگاهی اجمالی به سابقه تاریخی استعمال عبارات مجازات یا کیفر مضاعف و عبارات محاکمه مجدد یا مضاعف در عنوان و متن قوانین مصوب مجلس شورای ملی و مجلس شورای اسلامی، نشانگر آن است که عبارت مجازات مضاعف، هر چند در متن برخی قوانین به کار رفته است، لکن اغلب مفهوم تشدید مجازات را داشته و در هیچ یک از دو مفهوم داخلی و بین المللی مجازات مضاعف استعمال نشده و تنها در متن چند قانون داخلی مصوب قبل از انقلاب و چند مورد از توافق نامه های معاضدت قضایی بین ایران و کشورهای منطقه در سال های اخیر قانون گذاری به کار رفته است. با این مقدمه در ادامه مباحث، پیشینه مجازات مضاعف در قوانین و مقررات قبل و بعد از انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد.
همان طور که در بخش های قبلی پایان نامه عنوان شد، این قاعده یکی از قواعد شناخته شده حقوق بین المللی کیفری است که به منظور رعایت حقوق بشری افراد وضع شد است. اگر چه این قاعده در سال ۱۳۵۲ در قانون مجازات عمومی وارد شد، ولی بعد از انقلاب از قوانین مجازات اسلامی حذف شد. در لایحه مجازات اسلامی که در سال ۱۳۹۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان رسید، قانون گذار در این خصوص به قانون ۱۳۵۲ رجعت نموده است. مندرجات مربوط ضمن اینکه قدم مثبتی در پذیرش این قاعده تلقی می شود، ایراداتی نیز دارند که در ادامه ی پایان نامه تحلیل خواهد شد.
این قاعده هرگز در قوانین ایران به طور کامل انعکاس نیافته است. اولین بار در سال ۱۳۵۲ و در ماده ۳ قانون مجازات عمومی وارد شد. سپس در قوانین پس از انقلاب کلاً حذف شد، تا اینکه در سال ۱۳۸۶ لایحه مجازات اسلامی از سوی قوه قضائیه تهیه و به دولت ارجاع شد که پس از تصویب آن در دولت، آذرماه ۱۳۸۶ لایحه به مجلس فرستاده شد و مجلس نیز بهار ۱۳۹۰ برای تأیید به شورای نگهبان ارسال نمود که پس از بحث و جدل های بسیار بین مجلس و شورای نگهبان در نهایت در جلسه ۲۸ دی ۱۳۹۰ مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفت اما بنا به دلایلی لازم الاجرا نشد تا اینکه بالاخره در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ به تأیید شورای نگهبان رسید. این قاعده تقریباً به همان شکل که در قانون ۱۳۵۲ آمده بود، در قانون ۱۳۹۲ نیز تدوین شده است.
بیان چند نکته در مورد شرایط و جزئیات اعمال این قاعده ضروری به نظر می رسد:
الف) این قاعده فقط در مورد «احکامی» که از دادگاه صادر می شوند و در اثر عدم اعتراض یا پس از تجدید نظر خواهی در دادگاه بالاتر قطعی می شوند، قابل اجراست. اگر دادسرا قرار نهایی از قبیل قرار منع تعقیب یا موقوفی تعقیب صادر کند، مشمول این قاعده نیست؛ ولو اینکه در پی اعتراض ذینفع به دادگاه ارسال و در دادگاه قطعی شود. چون رسیدگی دادگاه تابع تشریفاتی است که باید رعایت شود و حداقل استانداردهای بین المللی در آن رعایت می شود. مثلاً طرفین حق حضور و دفاع در محاکمه علنی و حق انتخاب وکیل دارند، از اتهام و اوراق پرونده اطلاع کامل دارند، می توانند از شهود سوال کنند ولی دادسرا مقید به این اصول و تشریفات نیست.
ب) این قاعده فقط در صورتی که حکم «قطعیت» یافته باشد قابل اجرا است. بنابراین، اگر پرونده در جریان رسیدگی باشد، هر چند دادگاه بدوی رای خود را صادر نموده و پرونده در جریان تجدید نظر است، این قاعده اعمال نمی شود. بر خلاف نظام حقوق کیفری داخلی که به یک اتهام نباید همزمان در دو مرجع رسیدگی کرد، در نظام بین المللی اعمال قاعده منع محاکمه و مجازات مجدد محدود به موردی است که حکم قطعیت یافته باشد. البته در خصوص دیوان بین المللی کیفری وضعیت متفاوت است؛ یعنی اگر دول عضو دیوان شروع به رسیدگی کرده باشند، دیوان رسیدگی نمی کند و یا اگر دیوان شروع به رسیدگی کرده دول عضو باید همکاری کنند و هم زمان رسیدگی صورت نمی گیرد. (ماده ۱۷ و فصل ۹ اساسنامه دیوان).
ج) این نهاد یا قاعده شباهت زیادی با امر مختوم کیفری در حقوق داخلی دارد. اشتراک در برخی شرایط از قبیل وحدت موضوع اتهام (عمل ارتکابی) و شخص متهم و ضرورت وجود حکم قطعی موجب می شود، قاعده منع محاکمه تجلی قاعده امر مختوم در صحنه بین المللی تلقی شود و لذا برخی نویسندگان در بیان مبنای این قاعده به تشریح همان قاعده اعتبار امر مختوم کیفری پرداخته اند. ولی باید توجه داشت که این دو قاعده از دو فلسفه کاملاً متفاوت ناشی می شوند، اعتبار امر مختوم کیفری در تحلیل نهایی ناشی از حاکمیت دولت است؛ یعنی تمامی دادگاه ها در یک کشور ابزارهای اعمال حاکمیت هستند. وقتی یک دادگاه اعمال حاکمیت کرد، بقیه باید احترام بگذارند. در حالی که چنین بحثی در قاعده منع محاکمه نیست؛ بلکه مساله از باب رعایت حقوق بشری شخص متهم مورد توجه است؛ زیرا عادلانه نیست شخص به خاطر یک عمل چند بار محاکمه یا مجازات شود. به عبارت دیگر، اعتبار امر مختوم، تأکید بر احترام و اعتبار دادن توسط هر یک از اعمال کنندگان حاکمیت به تصمیمات سایر ابزارهای اعمال حاکمیت دولت یعنی مراجع قضایی می باشد. ولی در قاعده منع محاکمه و مجازات مجدد، تأکید بر رعایت حقوق بشری افراد و خودداری از تکرار محاکمه و مجازات برای جرم واحد است.
د) قاعده منع «محاکمه» و «مجازات» مجدد در حقوق بین المللی کیفری هم در مورد محاکمه و تبرئه قطعی اجرا می شود و هم در موردی که محکومیت قطعی یافته و مجازات در مورد شخص به طور کامل اجرا شده باشد. اگر شخص محاکمه شده و به صورت قطعی تبرئه شده است؛ در این مورد منع «محاکمه» مجدد کاربرد دارد؛ چون شخص مجازات نشده تا اعمال مجازات مجدد ممنوع شود. ولی اگر شخص محکومیت قطعی یافته و مجازات را نیز تحمل نموده، در این صورت منع «مجازات» مجدد معنی پیدا می کند. بیان این مطلب به مفهوم جواز «محاکمه» مجدد نیست؛ بلکه چون نتیجه نهایی محاکمه می تواند اعمال مجازات باشد، با منع مجازات به طریق اولی بر پایی محاکمه نیز بی مفهوم است. بدیهی است که اگر در چنین موردی نیز صرفاً «محاکمه» مجدد منع شود، نتیجه حاصل می شود. بنابراین ممکن است تصور شود که عبارت منع «محاکمه» مجدد کافی و جامع است و نیازی به بیان منع «مجازات» مجدد نیست. باید تاکید کنیم که چنین عبارتی کافی و مانع نخواهد بود؛ زیرا اگر شخص محاکمه شده و محکومیت قطعی به تحمل مجازات یافته ولی در پی فرار یا هر عامل دیگری مجازات در مورد وی به موقع اجرا گذاشته نشده است، محاکمه مجدد و مجازات وی جایز است. همچنین اگر شخص محاکمه شده و اراده واقعی بر محاکمه و مجازات عادلانه وی وجود نداشته و فقط جهت رهانیدن وی از مسئولیت و کیفر مناسب صورت گرفته و مجازات بسیار خفیف و نامتناسبی اعمال شده، محاکمه و مجازات مجدد وی جایز است و نهایتاً مجازاتی را که شخص برای ارتکاب همان عمل متحمل شده باید ملحوظ و کسر شود.
لازم به تاکید است که میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی جامع ترین سند بین المللی حقوق بشری لازم اجرا تلقی می شود که در سال ۱۹۶۶ تدوین و از ۲۳ مارچ ۱۹۷۶ لازم الاجرا گردیده است. این میثاق قبل از انقلاب به تصویب ایران نیز رسیده است و در تاریخ ۲۴ جون ۱۹۷۵ سند تسلیم آن تودیع شده و به آن متعهد هستیم.
به علاوه مطابق بند ۱- الف ۱۷ اساسنامه اگر دولت صالحی شروع به تحقیق یا تعقیب در موردی نموده باشد، دیوان شروع به رسیدگی نمی کند. اگر چه جمهوری اسلامی ایران اساسنامه دیوان را فقط امضا کرده ولی تصویب نکرده است، ولی به عنوان یک سند جامع که حدود دو سوم دول جهان آن را تصویب کرده اند می تواند نمایانگر قواعد عرفی بین المللی باشد.
همان طور که ذکر شد پذیرش این قاعده در حقوق ایران تاریخچه پرفراز و نشیبی داشته است. اولین بار در سال ۱۳۵۲ در ماده ۳ قانون مجازات عمومی این قاعده وارد شد. به این صورت که قانون گذار در بند ه ماده ۳ جنبه فاعلی اصل صلاحیت شخصی را مقید به شرایطی پذیرفت که شرایط سوم از این شرایط مقرر می داشت: «در محل وقوع جرم محاکمه و تبرئه نشده باشد یا در صورت محکومیت مجازات کلاً یا بعضاً درباره او اجرا نشده باشد.» در قوانین راجع به مجازات اسلامی (۱۳۶۱) و قانون مجازات اسلامی (۱۳۷۰) ذکری از این قاعده به میان نیامد. لیکن در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ نیز این قاعده تقریباً به همان شکل و با همان ایرادات ماده ۳ قانون ۱۳۵۲ به تصویب رسید که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
در رویه ی قضایی موجود علی رغم عدم وجود این قاعده در قوانین موجود، در غیر حدود، قصاص و دیات در صورتی که شخص در محاکم خارجی محکومیت یافته و مجازات شده باشد این قاعده اعمال می شود که مبتنی بر برخی نظرات اداره حقوقی نیز است[۱۵۴]. بر این اساس «چنانچه متهم در اتریش دستگیر و محاکمه گردیده و حکم صادره نیز در مورد وی اجرا شده باشد، تعقیب مجدد وی در ایران به همان اتهام خلاف اصول کلی دادرسی کیفری می باشد. ولی چنانچه حکم قطعی در مورد وی صادر نشده و یا اجرا نشده باشد طبق ماده ۲۰۰ قانون آیین دادرسی کیفری و ماده ۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ در صورتی که در ایران دستگیر شود قابل تعقیب و مجازات می باشد». با این حال، این نظریات و رویه قضایی فقط محدود به مواردی هستند که شخص محکومیت قطعی یافته و مجازات نیز اجرا شده باشد و در شرایط موجود جای خالی قانونی که به صراحت این قاعده و شرایط اعمال آن را بیان دارد، کاملاً مشهود است. موارد فوق در دو بخش به بررسی جایگاه قاعده قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران می پردازد.

 

۲-۲-۱- پیش از پیروزی انقلاب اسلامی

عبارت «محاکمه مجدد» برای اولین بار در ماده ای از قوانین موقتی اصول در محاکمات حقوقی[۱۵۵] و ذیل مبحث ششم قانون مذکور با عنوان «در توقیف و تعقیب و بطلان محاکمه»، در معنایی از مفهوم خاص مورد بحث در این پایان نامه به کار رفت.[۱۵۶] همین عبارت در ماده ۱۴ قانون رسیدگی به شکایات از احکام صادره از محاضر شرعیه[۱۵۷] نیز به معنای محاکمه مجددی که در اثر وارد دانستن اعتراض بر حکم صادر شده صورت می گیرد، استعمال شد که باز هم با مفهوم فراملی مجازات مضاعف تناسبی نداشت.
اما مفهوم فراملی مجازات مضاعف، ظاهراً با روی کرد پذیرش اعمال مجازات مضاعف، برای نخستین بار در ادبیات قانون گذاری کشور، در ماده ۲۰۰ قانون محاکمات جزایی[۱۵۸] (آیین دادرسی کیفری) با الحاقات و اصلاحات بعدی به کار رفت که در خصوص صلاحیت محاکم رسیدگی کننده به جرائم ارتکابی توسط اتباع ایران در کشور خارجی مقرر می داشت: «هر گاه یکی از تبعه ایران در خارجه مرتکب جنحه یا جنایتی شده و در ایران به دست بیاید در محکمه ای محاکمه می شود که در حوزه او مقصر را یافته اند».[۱۵۹]
همین مفهوم از مجازات مضاعف این بار با روی کرد منع اعمال مجازات مضاعف در اصلاحات قانون مجازات عمومی مطرح شد؛ با این توضیح که در جریان تصویب قوانین جزایی ایران به ویژه قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴، اصول صلاحیت حقوق داخلی و حقوق کیفری بین المللی ذکر نشده بود، لکن متعاقب اصلاحات مصوب ۷/۳/۱۳۵۲ قانون مجازات عمومی که متأثر از تغییرات و اصلاحات به عمل آمده در قانون جزای فرانسه بود، قانون گذار ضمن بیان مصادیق و موارد صلاحیت کیفری و اصل صلاحیت شخصی، در بند «هـ» ماده ۳ مقرر کرد: «در غیر موارد مذکور در بندهای «ح» و «د»، هر ایرانی که در خارج از ایران مرتکب جرمی شود و در ایران یافت شود، طبق قوانین جزایی ایران مجازات خواهد شد، مشروط بر اینکه در محل وقوع جرم، محاکمه و تبرئه نشده باشد یا در صورت محکومیت، مجازات کلاً یا بعضاً درباره او اجرا نشده باشد».
همچنین پس از تصویب میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی و در جریان عضویت و الحاق کشورها به آن، ایران نیز با تصویب قانون اجازه الحاق دولت ایران به میثاق بین المللی حقوق مدنی سیاسی در تاریخ ۱۷/۲/۱۳۵۴ رسماً به کنوانسیون مذکور ملحق شد و مفاد این کنوانسیون نیز با توجه به مفاد ماده ۹ قانون مدنی در حکم قانون (داخلی) محسوب شد. بند ۷ ماده ۱۴ این میثاق مقرر می دارد: «هیچ کس را نمی توان برای جرمی که به علت اتهام آن به موجب حکم قطعی صادر شده طبق قانون آیین دادرسی کیفری هر کشوری محکوم یا تبرئه شده است، مجدداً مورد تعقیب یا مجازات قرار داد»[۱۶۰]. بنابراین با الحاق ایران به کنوانسیون مذکور، روی کرد ممنوعیت اعمال مجازات مضاعف که قبلاً در جریان اصلاح قانون مجازات عمومی با شرایط خاصی پذیرفته شده بود، به عنوان یک تعهد فراملی در نظام قانون گذاری کشور تثبیت شد.
در خلال مرور رویه قانون گذار در خصوص موضوع، مرور برخی از متون حقوقی از جمله نظریات مشورتی اداره کل حقوقی دادگستری نیز قابل توجه است. نگاهی به سابقه این نظریات نشانگر آن است که موضوع مجازات مضاعف قبل از راه یافتن به متون قانونی و مقررات مصوب مجلس شورای ملی، در نظریات مشورتی اداره کل حقوقی و تدوین قوانین دادگستری سابق نیز مورد توجه قرار گرفته و مطرح شده است.
اولین نظریه مشورتی آن اداره کل در این خصوص، به سال ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و ظاهراً به نظریه مورخ ۱۱/۸/۱۳۴۵ مربوط می شود که مفاهیم محاکمه مجدد و مجازات مضاعف کاملاً در آن مطرح شده است. متن نظریه مذکور به این شرح است: «با توجه به اصل سرزمینی بودن قوانین جزایی که ناشی از حق حاکمیت دولت ها استف متهم خارجی که در ایران مرتکب جرم شده است، به هر حال در ایران قابل تعقیب است. با وجود این، هر گاه شخص مزبور به علت ارتکاب آن جرم در کشور متبوع خود محکوم و متحمل مجازات شده باشد و آن مجازات با مجازاتی که ممکن است از طرف محاکم ایرانی درباره او تعیین شود قابل احتساب باشد، برای احتراز از این که مجرم بابت یک جرم، متحمل دو مجازات شود مجازات اجرا شده باید احتساب شود».[۱۶۱] همان طور که از متن نظریه پیدا است، مبنای پذیرش محاکمه مجدد، حق حاکمیت دولت ها و اصل سرزمینی بودن قوانین جزایی بوده و نظریه احتساب مجازات اعمال شده قبلی در کشور خارجی در محاکمه مجدد نیز در محاکم ایران پذیرفته شده است.
متعاقباً نظریه دیگری نیز در همین رابطه در سال های قبل از انقلاب از اداره کل یاد شده و در پاسخ به استعلام یکی از مراجع قضایی به این شرح صادر شده است: «… گر چه طبق ماده ۲۰۰ قانون آیین دادرسی کیفری، اتباع ایرانی که در خارج از ایران مرتکب جرمی شده باشند در محکمه ای که مقصر در آن یافت شده قابل تعقیب می باشند، ولی بر طبق اصول اساسی و مسلم حقوق جزا، اجرای این ماده منوط به آن است که قبلاً موضوع منجر به صدور حکم قطعی نشده باشد. در غیر این صورت با وجود اصل منع تعقیب مجدد که از نظر بین المللی مورد قبول واقع شده و در ماده ۲ قانون جلوگیری از نشریات مستهجن[۱۶۲] نیز در مورد تصویب مقنن ایرانی قرار گرفته است، موجبی برای تجویز محاکمه مجدد وجود ندارد…».[۱۶۳] به معنای پذیرش منع محاکمه مجدد در این نظریه، در حقیقت التزام به اصول حقوق کیفری بین المللی بیان شده است.

 

نظر دهید »
ارزیابی تجربه آموزش رشته برنامه¬ریزی رفاه اجتماعی در مقطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه¬های ایران- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۴-۲-۶ فقر ارتباطات ۹۹
۴-۲-۷ کم رشدی اجتماع علمی ۱۰۱
۴-۲-۸ آشفتگی بازار کار ۱۰۲
۴-۲-۹ نیازهای رشته ۱۰۵
فصل پنجم:نتایج تحقیق ۱۱۱
۵-۱ مقدمه ۱۱۲
۵-۲ خلاصه تحقیق ۱۱۲
۵-۳ تجزیه و تحلیل سوات در ارتباط با وضعیت آموزش رشته برنامه ریزی رفاه اجتماعی در ایران ۱۱۵
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۵-۴ نتیجه گیری بر اساس الگوی ارزیابی سیپ ۱۲۳
۵-۵ پیشنهادها و محدودیتهای تحقیق ۱۲۵
پیشنهادهای پژوهشی ۱۲۵
پیشنهادهای کاربردی ۱۲۶
محدودیتهای تحقیق ۱۲۷
منابع ومآخذ ۱۲۸
منابع فارسی ۱۲۸
منابع لاتین ۱۳۲
فهرست جداول
جدول شماره ۴-۱) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله رفاه در ایران …………………………………………….۶۶
جدول شماره ۴-۲) ظرفیت پذیرش کل رشته­های رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد در سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و علوم بهزیستی( ۱۳۸۰-۱۳۹۲)………………………………………………..۷۱
جدول ۴-۳) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله رشته رفاه و نظام آموزش عالی……………………………….۸۱
جدول شماره ۴-۴) توزیع پایان­ نامه­های دانشگاه علامه طباطبایی بر اساس موضوع……………………….۸۵
جدول شماره ۴-۵) توزیع پایان نامه­های دانشگاه تهران بر اساس موضوع……………………………………..۸۵
جدول شماره ۴-۶) توزیع پایان نامه­های دانشگاه علوم بهزیستی بر اساس موضوع…………………………۸۶
جدول شماره ۴-۷) توزیع پایان نامه­ها بر اساس زیرگروه­های مقوله­های موضوعی………………………….۸۷
جدول شماره ۴-۸) توزیع پایان نامه­ها بر اساس روش تحقیق به کار گرفته شده…………………………….۸۹
جدول شماره ۴-۹) توزیع پایان نامه­ها بر اساس روش تحقیق به تفکیک دانشگاه……………………………۹۰
جدول شماره ۴-۱۰) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله تولیدات علمی………………………………………….۹۳
جدول شماره ۴-۱۱) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله فقدان گفتمان رفاهی………………………………….۹۶
جدول شماره ۴-۱۲) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله فاصله بین فضاهای اجرایی و آکادمیک………..۹۸
جدول شماره۴-۱۳) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله فقر ارتباطات…………………………………………….۱۰۰
جدول شماره ۴-۱۴) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله کم­رشدی اجتماع علمی…………………………….۱۰۲
جدول شماره ۴-۱۵) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله آشفتگی بازار کار……………………………………..۱۰۵
جدول شماره ۴-۱۶) مفاهیم و شواهد مربوط به مقوله نیازهای رشته…………………………………………..۱۰۹
جدول ۵-۱) نقاط قوت درونی……………………………………………………………………………………………….۱۱۶
جدول ۵-۲) نقاط فرصت بیرونی……………………………………………………………………………………………۱۱۶
جدول ۵-۳) نقاط ضعف درونی…………………………………………………………………………………………….۱۱۷
جدول ۵-۴) نقاط تهدید بیرونی…………………………………………………………………………………………….۱۱۸
جدول ۵-۵) ماتریس تجزیه و تحلیل SWOT………………………………………………………………………..۱۱۹
فهرست نمودارها
نمودار شماره ۴-۱) ظرفیت پذیرش رشته برنامه ریزی رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی (۱۳۸۰-۱۳۹۲)……………………………………………………………………………………………۶۹
نمودار شماره ۴-۲) ظرفیت پذیرش رشته برنامه ریزی رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران (۱۳۸۰-۱۳۹۲)………………………………………………………………………………………………………..۷۰
نمودار شماره ۴-۳) ظرفیت پذیرش رشته مدیریت رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علوم بهزیستی (۱۳۸۳-۱۳۹۲)…………………………………………………………………………………………………..۷۰
نمودار شماره ۴-۴) ظرفیت پذیرش کل رشته­های رفاه اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد در سه دانشگاه تهران، علامه طباطبایی و علوم بهزیستی( ۱۳۸۰-۱۳۹۲)………………………………………….۷۱
فهرست اشکال
شکل ۵-۱: مدل موضوعی چالش­های آموزش برنامه ­ریزی رفاه اجتماعی در نظام دانشگاهی ایران……۱۱۴
پیوست ها
پیوست شماره ۱: سوالات مصاحبه…………………………………………………………………………………………۱۳۶

 

فصل اول: کلیات

 

 

۱-۱مقدمه

آموزش عالی با پیشینه­ای به قدمت بیش از ۸ سده به عنوان نمادی اساسی مورد توجه خاص همه جوامع بوده است. دستیابی به دانش پیشرفته که نقش موثری در تحقیق و شتاب حرکت اجتماعی و اقتصادی ملل ایفا می­ کند، صرفا با تقویت آموزش عالی و برنامه ­ریزی کمی و کیفی آن میسر است.
عکس مرتبط با اقتصاد
آموزش عالی به عنوان بالاترین سطح آموزشی جامعه از اهمیت قابل ملاحظه­ای برخوردار است، زیرا نقشی اساسی در رشد و توسعه­ جامعه در ابعاد مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایفا نموده و حاصل کلیه­ فعالیتها و تلاش­ های نظام آموزشی در آن منعکس می­گردد. از این رو این نظام به عنوان منشا تغییرات و هدایت آنها در جهت تعالی جامعه، باید در راستای کامل ماموریت، اهداف و وظایف محوله از کارایی و اثربخشی لازم برخوردار باشد. بنابراین حفظ، بهبود و ارتقای این نظام از عواملی است که باید در اولویت اقدام­ها و برنامه ­های آن قرار گیرد (بازرگان و دیگران، ۱۳۸۸: ۲).
در ایران نیز در چند دهه­ اخیر بطور جدی به این موضوع پرداخته شده است، پس از انقلاب و در خلال تدوین برنامه های توسعه، یکی از سرفصل­هایی که در هر برنامه­ی پنجساله مورد توجه است، پاگیری و ریشه­­دوانی دانش علمی و بهره­ گیری از آن برای بهبود همه­ی جنبه­ های مربوط به زندگی آحاد جامعه است. به همین منظور “تربیت تعداد مشخصی پژوهشگر برای پاسخگویی به نیازهای پژوهشی کشور” در هر برنامه­ی پنجساله گنجانیده می­ شود. درهمین راستاست که طی سالهای گذشته، راه­اندازی و گسترش دوره­ های تحصیلات تکمیلی در همه­ی رشته­ها، و راه­اندازی قطبهای علمی در برخی رشته­های دانشگاهی در سالهای اخیر، توجه به دانش ­آموزان و دانشجویان نمونه، توجه به نخبگان و … به طور جدی مورد تاکید قرار گرفته است.
همه­ی این حرکت­ها در قالب برنامه ­هایی نسبتا پرهزینه اجرا و یا در دست اجرا می­باشند. مشخص است که بخش قابل توجهی از این برنامه­­ها با این برداشت که دانشگاه­ها مسئول اصلی فعالیت­های علمی در کشور به شمار می­روند، دانشگاه محور هستند. به یقین، این نوع برداشت باعث شده است که طی سال­های اخیر تاسیس دانشگاه در بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک کشور شتاب گرفته است و دولت و مقامات دولتی از همه سوی، برای راه­اندازی و تاسیس دانشگاه در شهرهای دیگر نیز تحت فشار هستند.
گرچه در موارد زیادی، بین رشد کمی و رشد کیفی نوعی همبستگی قابل مشاهده است، اما این مورد برای رشد کمی و کیفی دستاوردهای علمی از قدرت قابل توجهی برخوردار نیست و این امکان وجود دارد که رشد کمیِ آموزش به تضعیف رشد کیفیِ آن بیانجامد. بارزترین پیامدهای افزایش تعداد دانشجو، این است که بنیه­ی اصلی دانشگاه­ها بیشتر صرف آموزش شود و نیروی مازادی که ممکن است باقی بماند، صرف پژوهش گردد. با توان باقیمانده از فشار آموزش، نمی­توان به تحقیقاتی پرداخت که پاسخگوی نیازهای علمی جامعه باشد.
بنابراین مانند هر فعالیت دیگر، برای سنجش میزان پیشرفت آموزش و پژوهش و اطمینان از این که مؤسسات آموزشی و پژوهشی قادرند به هدف­های مورد نظر دست یابند، لازم است ان مؤسسات به طور منظم مورد ارزیابی قرار گیرند.
ماهیت رشته های مختلف دانشگاهی به صورتی است که از جهات مختلف تئوریک و کاربردی به صورت های متفاوتی بر رشد و توسعه ی جوامع تاثیر میگذارند. یکی از رشته­های دانشگاهی که می­توان گفت ارتباط مستقیمی با توسعه و پیشرفت جامعه دارد برنامه ­ریزی رفاه اجتماعی و رشته­های مرتبط با آن است. رفاه اجتماعی شامل مجموعه اقداماتی در سطوح مختلف از سیاستگذاری تا ارائه­ خدمات است که در هر یک از بخشهای دولتی، خصوصی، خانواده، و خیریه با هدف پیشگیری، کنترل یا کاهش مشکلات اجتماعی و ارتقاء کیفیت زندگی آحاد جامعه صورت می گیرد.
با توجه به مسائل گفته شده، پژوهش حاضر در صدد است تا وضعیت موجود این رشته دانشگاهی را در مقطع تحصیلات تکمیلی با هدف آسیب­شناسی نظام آموزشی عالیِ آن بررسی کند. این پژوهش که با روش کیفی انجام داده شده است در پی آن است تا از طریق مصاحبه با افراد صاحب­نظر، آسیب­های این رشته را شناسایی کرده و پیشنهادات و راهکارهایی جهت برون­رفت از این مشکلات و آسیب­ها ارائه نماید.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۱-۲بیان مسئله

بازرگان (۱۳۷۴) هدفهای عمده­ی نظام آموزش عالی را شامل موارد زیر می­داند:
الف- کمک به تحقق هدفهای اجتماعی از طریق فراهم آوردن برابری در فرصتهای آموزش عالی
ب- برآوردن تقاضای اجتماعی برای آموزش عالی متناسب با ویژگی­ها، انگیزه­ها، انتظارات و تحصیلات افراد، پرورش توانایی­های بالقوه­ی شهروندان و تسهیل فرایند یادگیری مستمر (مادام­العمر)
ج- پرورش نیروی انسانی متخصص مورد نیاز توسعه­ کشور و کمک به حل مسایل جامعه
د- پیشبرد مرزهای دانش و تولید دانش نو.
در راستای کارکردهای یاد شده از دانشگاه ها انتظار می­رود که ۱) دسترسی به آموزش عالی را تسهیل کنند، ۲) رابطه­ برنامه ­های آموزشی را با نیازهای جامعه­ زیر پوشش خود افزایش دهند، ۳) کیفیت فعالیتهای دانشگاهی را به طور مستمر بهبود بخشند.
سیاست‌گذاری اجتماعی از جمله مباحث تاثیرگذار در سرنوشت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و روانی هر جامعه‌ای است و در محافل دانشگاهی و مدیریتی مورد توجه خاص است. واقعیت آن است که این سیاست‌گذاری مستقیما با زندگی روزمره مردم در جامعه و رفاه و امنیت آنها سروکار دارد. طیف گسترده‌ای از مباحث که در سیاست‌گذاری اجتماعی بدانها پرداخته می‌شود، نشانگر میزان تاثیرگذاری آن بر حیات اعضای اجتماع است: تامین اجتماعی، سیاست‌های بهداشتی و درمانی، نظام‌های مراقبت اجتماعی، محیط زیست، مسکن، آینده نظام اجتماعی، جرم و مجازات و سیاست‌های مربوط به کار و اشتغال همگی در این مقوله بررسی شده و درباره آنها تصمیم‌گیری می‌شود.
عکس مرتبط با محیط زیست
میزان اهمیت رفاه در زندگی بشری و هم­چنین پیوند آن با هنجارهای اخلاقی مسلط بر اجتماع بر کسی پوشیده نیست و این موضوعی است که به روشنی از مرزهای رشته‌ای سنتی تعریف‌شده در دانشگاه‌ها و حوزه‌های فعالیت پژوهشی، مدیریتی فراتر می‌رود و لزوم پردازش علمی و محققانه به مقوله ی‌ سیاست‌گذاری اجتماعی را به عنوان یک عرصه­ آموزشی و پژوهشی مجزا برجسته می‌سازد.
رشته برنامه ­ریزی رفاه اجتماعی (دانشگاه تهران و علامه طباطبایی) و رشته رفاه اجتماعی (دانشگاه علوم بهزیستی) بیش از یک دهه است که در کشور راه­اندازی شده است. هدف اصلی این دوره ، “تولید و توسعه دانش رفاه اجتماعی” متناسب با نیاز جامعه ایران، از طریق پژوهش و آموزش و “تربیت نیروی انسانی متخصص و کارآمد” برای مدیریت ، سیاستگذاری ، برنامه‌ریزی و اداره­ی امور آموزش و پژوهش در بخش اجتماعی کشور می‌باشد.
آموزش سیاستگذاری و برنامه ­ریزی رفاه اجتماعی در مقطع تحصیلات تکمیلی در ایران مراحل ابتدایی خود را طی می­ کند و این امر در دانشگاه­های محدودی صورت می­گیرد به­گونه­ای که تنها در سه دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه علوم بهزیستی و دانشگاه تهران و منحصرا در مقطع تحصیلات تکمیلی، این رشته ارائه می­ شود (البته در دانشگاه علوم بهزیستی با عنوان مدیریت رفاه اجتماعی تدریس می­ شود)، لذا تاکنون به طور جدی و همه­جانبه نحوه­­ی آموزش این رشته مورد مطالعه حتی به صورت توصیفی قرار نگرفته است. از طرف دیگر از آنجایی که سیاستگذاری­های اجتماعی یکی از ارکان اصلی هر جامعه است پرداختن به اینکه نظام آموزشی این سیاستگذاری در هر کشوری چگونه صورت می­پذیرد امری ضروری در رشد و توسعه­ آن کشور می­باشد.

 

 

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی تأثیر خدمات برون سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۳-۷-۱ روایی ۵۰
۳-۷-۲ پایایی پرسشنامه ۵۰
۳-۸ روش و ابزار تجزیه و تحلیل داده ها ۵۱
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها ۵۲
۴-۱ مقدمه ۵۳
۴-۲٫ شاخص های توصیف داده ها ۵۳
۴-۲-۱ توزیع پاسخ دهندگان از نظر جنسیت ۵۳
۴-۲-۲ توزیع پاسخ دهندگان از نظر سن ۵۴
۴-۲-۳ توزیع پاسخ دهندگان از نظر میزان تحصیلات ۵۴
۴-۲-۴ توزیع پاسخ دهندگان از نظر سابقه کار ۵۵
۴-۲-۵ توزیع پاسخ دهندگان از نظرپست سازمانی ۵۵
۴-۲-۶ شاخص های توصیف داده ها:کارایی عملکرد ۵۶
۴-۲-۷ شاخص های توصیف داده ها: اثربخشی عملکرد ۵۶
۴-۲-۸ شاخص های توصیف داده ها: کیفیت عملکرد ۵۷
۴-۲-۹ شاخص های توصیف داده ها: کمیت عملکرد ۵۷
۴-۳- پاسخ به پرسش ها و فرضیه های پژوهش ۵۸
۴-۳-۱- پاسخ به پرسش و فرضیه اول ۵۸
۴-۳-۲- پاسخ به پرسش و فرضیه دوم ۵۹
۴-۳-۳- پاسخ به پرسش و فرضیه سوم ۶۱
۴-۳-۳- پاسخ به پرسش و فرضیه چهارم ۶۲
فصل پنجم: بحث، نتیجه گیری و پیشنهادها ۶۴
۵-۱ مقدمه ۶۵
۵-۲ نتیجه گیری مبتنی بر یافته های آمار توصیفی پژوهش ۶۵
۵-۲-۱- خلاصه و نتایج آمار توصیفی متغیر های جمعیت شناختی پژوهش ۶۵
۵-۲-۲- خلاصه و نتایج آمار توصیفی متغیر های اصلی پژوهش ۶۵
۵-۳- خلاصه و نتایج آمار استنباطی متغیر های اصلی پژوهش ۶۶
۵-۳-۱ نتایج حاصل از پرسش و فرضیه اول ۶۶
۵-۳-۲ نتایج حاصل از پرسش و فرضیه دوم ۶۷
۵-۳-۳ نتایج حاصل از پرسش و فرضیه سوم ۶۷
۵-۳-۴ نتایج حاصل از پرسش و فرضیه چهارم ۶۸
۵-۴ پیشنهادهای پژوهش ۶۸
۵-۴-۱ پیشنهاد های مبتنی بر یافته های پژوهش ۶۸
۵-۴-۲ پیشنهاد های اجرایی ۶۹
۵-۴-۳ پیشنهاد هایی برای پژوهش های آینده ۷۰
پیوست ها ۷۱
منابع و مأخذ ۷۲
الف. منابع فارسی ۷۲
ب. منابع غیر فارسی ۷۴
پرسشنامه ۷۸
فهرست جداول
عنوان شماره صفحه
جدول ۲-۱ گام های فرایند برون سپاری ۲۶
جدول ۲-۲ عوامل ارزیابی عملکرد در سطح واحدها و وظایف عملکردی مطابق مدل سینک ۳۳
جدول ۴-۱ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر جنسیت ۵۳
جدول ۴-۲ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر سن ۵۴
جدول ۴-۳ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر میزان تحصیلات ۵۴
جدول ۴-۴ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظر سابقه کار ۵۵
جدول ۴-۵ فراوانی و درصد فراوانی پاسخ دهندگان از نظرپست سازمانی ۵۵
جدول ۴-۶ شاخص های توصیف داده ها: کارایی عملکرد ۵۶
جدول ۴-۷ شاخص های توصیف داده ها: اثربخشی عملکرد ۵۶
جدول ۴-۸ شاخص های توصیف داده ها: کیفیت عملکرد ۵۷
جدول ۴-۹ شاخص های توصیف داده ها: کمیت عملکرد ۵۷
جدول ۴-۱۰ آماره های توصیفی کارآیی عملکرد ۵۸
جدول ۴-۱۱ آزمون t برای کارآیی عملکرد ۵۹
جدول ۴-۱۲ آماره های توصیفی اثربخشی عملکرد ۶۰
جدول ۴-۱۳ آزمون t برای اثربخشی عملکرد ۶۰
جدول ۴-۱۴ آماره های توصیفی کیفیت عملکرد ۶۱
جدول ۴-۱۵ آزمون t برای کیفیت عملکرد ۶۲
جدول ۴-۱۶ آماره های توصیفی کمیت عملکرد ۶۲
جدول ۴-۱۷ آزمون t برای کمیت عملکرد ۶۳
فهرست نمودارها و شکل‌ها
عنوان شماره صفحه
نمودار ۲-۱٫ انواع برون سپاری ۱۶
شکل ۲-۱٫ چرخه حیات برون سپاری ۲۳

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

چکیده

پژوهش حاضر، با هدف بررسی خدمات برون سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی انجام شده است. در این پژوهش تأثیر خدمات برون سپاری بر مؤلفه های عملکرد، شامل اثربخشی، کارآیی، کمیت و کیفیت مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی و به جهت روش، پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را ۹۰ نفر از مدیران (ارشد، میانی و صفی) و کارکنان شاغل در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی که به نوعی با فعالیت های برون سپاری درگیر بوده اند، تشکیل می دهند. ابزار جمع آوری داده ها، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی پرسش ها، از اعتبار محتوایی، ظاهری و پایایی پرسش ها، با آلفای کرونباخ ۸۲۵/۰ درصد استفاده شده است. ۹۰ پرسش نامه بین کارکنان سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی توزیع و سپس کلیه پرسش نامه ها جمع آوری شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS (اس. پی. اس. اس)، آمار توصیفی و آزمون T استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد، با توجه به مقدار t محاسبه شده (۲۰۷/۴) و سطح معناداری (۰۰۰/۰) که از ۰۵/۰ کمتر است خدمات برون سپاری بر کارآیی عملکرد سازمان تأثیر مثبت داشته است. با توجه به مقدار t محاسبه شده (۷۱۸/۲) و سطح معناداری (۰۰۸/۰) که از ۰۵/۰ کمتر است خدمات برون‌سپاری بر اثربخشی عملکرد سازمان تأثیرمثبت داشته است. با توجه به مقدار t محاسبه شده (۵۱۹/۰) و سطح معناداری (۶۰۵/۰) که از ۰۵/۰ بیشتر است، خدمات برون سپاری بر کیفیت عملکرد سازمان تأثیر مثبت نداشته است. با توجه به مقدار t محاسبه شده (۵۸۴/۶) و سطح معناداری ۰۰۰/۰ که از ۰۵/۰ کمتر است، خدمات برون سپاری بر کمیت عملکرد سازمان تأثیر مثبت داشته است. درنتیجه خدمات برون سپاری در حد زیادی بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی تأثیر مثبت داشته است.
کلید واژه‌ها: برون سپاری – کمیت عملکرد – کیفیت عملکرد – اثربخشی عملکرد – کارآیی عملکرد – سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی

 

فصل اول:کلیات پژوهش

 

۱-۱ مقدمه

امروزه مسائلی چون افزایش فشارهای رقابتی، دشواری های کسب و کار، محدودیت منابع، پیچیدگی‌های فناوری و تخصصی شدن کارها، عدم اطمینان به آینده، افزایش هزینه ها، بزرگ شدن بیش از اندازه برخی از سازمان ها و نیز محدودیت های قانونی سبب شده است تا سازمان ها در الگوهای مدیریتی خود تجدید نظر کرده و برای دستیابی به مزیت های رقابتی در دنیای کنونی کسب و کار، به راهکار های جدیدی روی آورند. یکی از این راهکار ها، تمرکز بر شایستگی های اصلی و واگذاری انجام بسیاری از فعالیت ها به منابع خارج از سازمان (برون سپاری) است. از طرف دیگر در سال های اخیر بسیاری از سازمان ها به منظور کاهش راهبردی هزینه ها، ارتقاء کیفیت خدمات یا محصولات، افزایش رضایت مشتریان، بهبود عملکرد، افزایش اثربخشی، بهبود پاسخگویی و افزایش انعطاف پذیری در مقابل نوسانات بازار و تقاضاهای متنوع مشتریان، دستیابی به مهارت ها و فناوری های خارج از سازمان، آزادسازی منابع برای تمرکز بر قابلیت‌های کلیدی سازمان و موارد دیگر، اقدام به برون سپاری نموده اند (سالونه،۱۳۹۰). به همین سبب در محیط رقابت جهانی که سازمان ها برای بقاء، نیازمند خلق ارزش و مدیریت هستند، برون سپاری به عنوان گزینه ای برای دستیابی به مزیت رقابتی و اطمینان از رشد سازمان و جهانی شدن مطرح شده و اجتناب ناپذیر می باشد (گنجی، ۱۳۹۰).
برون سپاری موجب کوچک شدن سازمان همراه با کاهش هزینه ها، افزایش بهره وری، سرعت و کیفیت خدمات، انعطاف پذیری، انتقال فناوری، جذب سرمایه گذاری خارجی، تقسیم خطرپذیری و در مجموع عملکرد بهینه سازمان می گردد (عظیم زاد، ۱۳۸۹). با توجه به افزایش فضای خصوصی سازی و راهبرد های کوچک سازی سازمان ها، برون سپاری به عنوان یکی از ابزارهای توسعه سازمان ها و ارتقای بهره وری در قالب کوچک سازی در سال های اخیر مورد توجه مدیران و مسئولان سازمانها – بالاخص کتابخانه ها – قرار گرفته و به صورت مختلف به اجرا درآمده است (باغی کشتان، ۱۳۹۱). برون سپاری، واگذاری برخی فعالیت های تکراری و متناوب داخل و نیز اختیارات تصمیم گیری شرکت به پیمانکاران خارج از آن در قالب یک قرارداد یا تفاهم نامه است. در برون سپاری نه تنها خود فعالیت ها، بلکه اغلب عوامل تولیدی و اختیارات تصمیم گیری مرتبط با آن نیز واگذار می گردد (چشم براه و مرتضوی، ۱۳۸۶). به بیانی دیگر برون سپاری عبارت است از انتقال فرایندهای غیر راهبردی به بیرون از سازمان و تمرکز بر فرایندهای کلیدی درون سازمان (رهنورد و خاوندکار، ۱۳۸۷).
برون سپاری در کتابخانه های ایران تقریباً سابقه ای طولانی دارد. برون سپاری خدمات کتابخانه های ایران را می‌توان به دو قسمت تقسیم بندی کرد: الف) برون سپاری خدمات غیر فنی و غیر تخصصی؛ ب) برون سپاری خدمات فنی و تخصصی. نقل و انتقالات، صحافی وتعمیرات، چاپ و انتشار، تکثیر و فتوکپی از خدمات غیرتخصصی و معمولی هستند که کتابخانه ها آن ها را به بیرون از کتابخانه واگذار می کنند و شاید نخستین شکل برون سپاری در کتابخانه های ایران به شمار روند. کتابخانه ها معمولاً با شرکت های چاپ و تکثیر قرارداد امضاء می‌کنند تا امور مربوط را برای کتابخانه انجام دهند. با گذشت زمان و افزایش حیطه فعالیت و خدمات کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی و ورود فناوری اطلاعات به کتابخانه ها، نگهداری شبکه‌های اطلاعاتی و راه اندازی نظام های رایانه ای، به فعالیت‌های قابل برون سپاری افزوده می شود. برون سپاری خدمات فنی و تخصصی کم و بیش در کتابخانه های ایران نیز انجام شده است. در میان فعالیت های اصلی و تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی، فهرست نویسی و سازماندهی از فعالیت هایی هستند که برای انجام آن از امکانات مراکز خارج از کتابخانه استفاده می شده است. استفاده از فهرست برگه های کتابخانه کنگره به مدت طولانی، نمونه بارز این نوع برون‌سپاری است. کمبود کتابداران متخصص، نبود امکانات و نیروی انسانی لازم در کتابخانه های کوچک و لزوم یکدستی پیشینه های کتابشناختی از دلایل برون سپاری خدمات فهرست نویسی در کتابخانه های ایران به شمار می رود. در حال حاضر استفاده از لوح فشرده کتابشناسی ملی توسط دیگر کتابخانه ها از بارزترین نمونه های استفاده از امکانات و خدمات مراکز بیرون از کتابخانه به شمار می رود(حسن زاده و زندیان، ۱۳۸۴).
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، یکی از مهم ترین گنجینه‌های فرهنگ مکتوب در ایران و جهان اسلام است. این سازمان به نوبه خود بخشی از فعالیت‌ها و خدمات خود را از قبیل خدمات چاپ و انتشار و تکثیر و فتوکپی و خدمات فنی خود مثل فهرست نویسی و آماده سازی را به شرکت ها واگذار کرده است. مدیران و مشاوران سعی در تشخیص، شناسایی، استفاده و تأثیر آن دارند، و الگوهای مشخصی در زمینه برون سپاری خدمات کتابداری در دسترس نیست و پژوهش حاضر، با مطالعه موردی، تأثیر خدمات برون سپاری بر عملکرد را با مؤلفه های کمیت، کیفیت، اثربخشی، کارآیی مورد بررسی قرار داده است.

 

۱-۲ بیان مسأله

کتابخانه ها با اینکه از ابتدا به گردآوری، سازماندهی و اشاعه اطلاعات به شکل های گوناگون پرداخته اند، اما به تدریج حیطه و حجم فعالیت آنها افزایش پیدا کرده است. روزگاری کتابخانه ها بیشتر به امانت کتاب می پرداختند؛ سپس، مجلات نیز جزء منابع کتابخانه ای شد. با گسترش آموزش دانشگاهی، پایان نامه ها و گزارش های تحقیقاتی نیز به این مجموعه اضافه شده است. منابع دیداری و شنیداری، اسناد و مدارک دولتی و غیر دولتی، پایگاه های اطلاعاتی و نظایر آنها همگی به مثابه منابع اطلاعاتی در کتابخانه ها گردآوری، سازماندهی و اشاعه اطلاعات می شود. ارائه خدمات اشاعه گزینشی اطلاعات، تحویل مدرک، امانت بین کتابخانه ای و نظیر آنها همگی نشان از گسترش دامنه فعالیت کتابخانه ها دارد. برخی از این فعالیت ها جزء فعالیت های حرفه ای و هسته کتابداری و اطلاع رسانی هستند. در مقابل برخی فعالیت ها جزء خدمات پشتیبانی، جنبی و غیر تخصصی تلقی می شوند مانند خرید، حمل و نقل، تکثیر، صحافی و مواردی نظیر آن . که معمولاً برای انجام این کارها به تخصص کتابداری و اطلاع رسانی نیازی نیست. ازسوی دیگر در خارج از کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، شرکت هایی وجود دارند که به صورت پیمانکاری فعالیت های جنبی و حتی تخصصی کتابداری و اطلاع رسانی را انجام می دهند. برون سپاری برخی خدمات کتابداری و اطلاع رسانی، با توجه به افزایش فعالیت های کتابخانه ها راهکاری است که مدیران کتابخانه ها ومراکز اطلاع رسانی با بهره گرفتن از آن می توانند از امکانات و خدمات شرکت های خارج از سازمان برای پیشبرد اهداف کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی استفاده کنند و بدین شکل تأثیر منفی افزایش حجم اطلاعات بر کیفیت خدمات اطلاع رسانی را کاهش دهند (حسن زاده و زندیان، ۱۳۸۴).

 

نظر دهید »
اجرای حدود در زمان غیبت امام معصوم- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

الف : اقامه حدود در قرآن 42
ب: اقامه حدود در روایات 44
گفتاردوم: جایگاه اقامه حد در مباحث فقهی 48
فصل دوم: مبانی اجرای حدود در زمان غیبت و درآمدی بر طریقیت وموضوعیت اقامه حدود
مبحث نخست: مبانی عقلی 52
گفتار نخست: اعمال حق حاکمیت 57
الف: ولایت فقیه از نگاه عقل 60
ب:ولایت عالمان از نگاه شرع 64
ج: مدیریت فقهى یا علمى 68
د : اصل نیابت ولایتِ فقیه در اجرای حدود 72
گفتار دوم: دیدگاه موافقین اقامه حد در زمان غیبت 75
الف: دیدگاه امام خمینی 77
ب: دیدگاه آیت الله مکارم شیرازی 80
ج: دیدگاه صاحب جواهر 84
گفتار سوم: دیدگاه مخالفین اجرای حد در زمان غیبت 85
الف : دیدگاه آیت الله خوانساری 96
ب: دیدگاه شیخ انصاری 98
ج: دیدگاه آیت الله بروجردی 105
د:دیدگاه آیت الله خویی 107
مبحث دوم: طریقیت یا موضوعیت اقامه حد در زمان غیبت 113
نتیجه گیری 124
پیشنهادها 132
منابع 134
الف: کتاب ها 134
1-کتب فارسی 134
2- کتب عربی 136
ب : مقالات 140
چکیده لاتین 140
چکیده
افراد یک جامعه مانند اعضا و جوارح بدن هستند كه اختلال در كار یكی از آنها موجب زوال سلامت اعضای دیگر می شود. از این رو، در همه كشورها برای جلوگیری از تضییع حقوق اجتماعی، مقرراتی را اجرا می كنندكه رفاه جامعه را در ابعاد مختلف تأمین می كنند. پس از غیبت امام معصوم :این اندیشه که سرنوشت احکام الهی(به خصوص مجازاتهای حدی که جنبه حق‌اللهی دارند) چه خواهد شد یکی از دغدغه‌های فقهای متقدم و متاخر بوده است . بنا به گفته برخی متکلمین در صورت اضطراری بودن غیبت امام معصوم :احکام شرع تعطیل و ولایت شرعی فقها منتفی است در حالیکه در صورت حکیمانه پنداشتن غیبت امام :تعطیلی احکام شرع بلاوجه است. این پژوهش با هدف بررسی اجرای حدود درزمان غیبت امام معصوم : در دوبخش تدوین شده است. در فصل نخست، کلیات موضوع از قبیل، مقدمه، بیان مسئله و اهداف و سوالات و فرضیه ها و در بخش دوم، تعاریف و بررسی مفاهیم، شرایط قاضی ودرآمدی برمبنای نقلی و جایگاه اقامه حدود، فصل دوم :مبانی اجرای حدود در زمان غیبت و درآمدی بر طریقیت وموضوعیت اقامه حدود بررسی شده است. این پایان نامه با نتیجه گیری و ارائه راهکارها و پیشنهادات به اتمام رسیده است.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
کلید واژگان: 1-حد 2-اقامه حدود 3-عصر غیبت 4-قضاوت
مقدمه
الف: اهمیت تحقیق
پس از غیبت امام معصوم (ع) این اندیشه كه سرنوشت احكام الهی، به خصوص مجازات‌های حدی، چه خواهد شد، یكی از دغدغه‌های فقهای متقدم و متاخر شیعه بوده است. در میان اندیشه‌های موجود دو دیدگاه، مبنی بر جواز اقامه حدود در عصر غیبت و عدم آن ابراز شده‌است. بررسی این دیدگاه ها از آن جهت اهمیت می‌یابد كه از سویی با برپایی حكومت اسلامی، امكان اجرای حدود فراهم آمده و از سوی دیگر اجرای مجازاتهای اسلامی، واكنش‌های شدید بین‌المللی را در پی داشته است. به همین منظور و برای بررسی «مشروعیت اقامه حدود و تعزیرات در عصر غیبت»، در این نوشتار پس از طرح مباحث مقدماتی، ابتدا دیدگاه عدم جواز اقامه حدود كه مدعی اختصاص اقامه حدود به معصومین(ع) است مورد بررسی قرار گرفت. در همین راستا پس از نقل آرای فقها، ادله نقلی و تحلیلی این دیدگاه همچون اجماع منقول از ابن ادریس، روایت اشعثیات، عدم حجیت خبر واحد در احكام شدید كیفری و… ارزیابی شد و در نهایت، ادعای اختصاص به معصومین(ع) به اثبات نرسید. پس از رد این ادعا، دیدگاه جواز اقامه حدود و تعزیرات در عصر غیبت بررسی شده، ادله این دیدگاه نظیر اطلاق ادله حدود، روایت حفص بن غیاث، مقبوله عمر بن حنظله و… به چالش كشیده شد كه در نتیجه، با تام بودن برخی از این ادله، مشروعیت اقامه حدود توسط فقها به اثبات رسید. البته در جرایمی همچون دشنام به پیامبر(ص) و امامان(ع) عامه مردم هم با شرایطی حق اقامه حدود دارند. همچنین به نظر می‌رسد، پس از برقراری حكومت اسلامی، و تصدیِ اقامه حدود توسط ولی فقیه، سایر فقها مجاز به اقامه حد نیستند.
اهمیت آثار مرتبت بر پذیرش هر یک از این دو اندیشه فقهی، که یکی منتهی به تعطیلی حدود در دوران غیبت امام (علیه السلام) و دیگری منتج به یکسان انگاری گستره اختیارات ولی فقیه جامع الشرایط، با ولی معصوم در اقامه حدود خواهد شد، ضرورت تبیین مستقل این موضوع و بازخوانی اندیشه های اقامه شده پیرامون آنرا آشکار می سازد.
این رساله بر آن است با مداقه در موضوع اقامه حدود در عصر غیبت امام عصر عجل الله فرجه، با بازاندیشی در آرای فقهی ابراز شده در این باره رهیافتی بدیع و مستدل در ارتباط با این مسأله به ارمغان آورد؛ بدیهی است این گام تنها آغازی بر پیمودن راهی دشوار خواهد بود که رسیدن به مقصد مطلوب آن نیازمند همراهی اندیشه ها و نقادی های دیگران است.
در ارتباط با اجرای حدود در زمان غیبت چهار قول مشهور وجود دارد:
۱-عده ای از فقها: جواز اجرای حدود در زمان غیبت امام معصوم (ع) را تضعیف نموده و در بحث اجرا یا عدم اجرا، توقف نموده اند.مانند(محقق حلی-علل الشرایع)
2- دو فقیه مشهور قائل به عدم جواز اجرای حدود در زمان غیبت بوده اند مانند (ابن زهره و ابن ادریس).
3- شهید ثانی در مسالک تعزیر را به جای اجرای حدود لازم دانسته و برای جواز اجرای حدود در زمان غیبت، به اشاعه فساد و فحشا و معاصی در صورت عدم اجرای حدود، تمسک نموده اند، پاسخ داده می شود چرا که تعزیر که عمده مجازات های اسلام است راهی برای جلوگیری از فساد و فحشا همانند حدود می باشد.
4- دسته آخر رای

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
به جواز اجرای حدود در زمان غیبت امام معصوم(ع) به شرط اثبات آن از طرق خاص شرعی مذکور در شرع انور، این قول مختار حضرت آیت الله العظمی صانعی می باشد.
پژوهشگر احساس می کند به دلیل حساسیت خاص موضوع، این چهار دیدگاه و نحله فکری را در مورد موضوع مهمی چون اجرای حدود را در زمان غیبت امام عصر(عج) به بحث و بررسی بگذارد.
ب: اهداف تحقیق
یكى از ویژگى‌‌هاى بسیار مهمّ دین اسلام، كه از مؤلّفه‌‌هاى مؤثر در جامعیّت این دین به شمار مى‌‌آید، تبیین جرم‌‌ها و گناهان و بیان ناهنجارى‌‌هاى شخصى و اجتماعى، و به دنبال آن ذكر آثار دنیوى و اخروى آن‌‌ها است. هر آنچه در اسلام به عنوان عملى قبیح شمرده شده، و از مصادیق گناهان محسوب مى‌‌شود، داراى آثار مهمّ دنیوى و عقوبت‌‌هاى اخروى است. برخى از آثار دنیوى، جنبه وضعى، و به تعبیر دیگر، جنبه قهرى و تكوینى، و برخى دیگر جنبه عقوبتى دارد.
در اسلام، همان طور كه نسبت به دورى از گناه سفارش، و در همه اجتماعات نسبت به تقوا، دین‌‌دارى و ترس از خدا تأكید شده، براى برخى گناهان نیز عقوبت‌‌هایى در نظر گرفته شده است كه در فقه از آن به «حدود و تعزیرات» یاد مى‌‌شود. در این مجازات‌‌ها چهار نكته وجود دارد كه از آن به مؤلّفه تعبیر مى‌‌نماییم:
با اندك تأمّلى، معلوم مى‌‌شود همه حدود در مواردى اجرا مى‌‌گردد كه شخص انسان و خود او به تنهایى مطرح نیست؛ بلكه جرم در ارتباط با فعل یک انسان نسبت به مال یا شخص و یا جمع دیگرى تحقق مى‌‌یابد. گناهان شخصى از قبیل دروغ و یا غیبت، كه در آن، فقط عملِ یک نفر مطرح است و فعل، مال و یا عِرض افراد دیگر در آن مطرح نیست، موضوع براى حدود نیست؛ ولى در مواردى مانند زنا، لواط، سرقت و قذف، حدود الهى مطرح مى‌‌شود. این موضوع، كاشف از آن است كه اراده اوّلیّه شارع مقدّس بر آن نبوده كه نسبت به همه پلیدى‌‌ها، حرام‌‌ها و گناه‌‌ها عقوبتى را وضع كند؛ بلكه جرائمى كه در دایره فرد و مال، یا عِرض و یا عقیده او محدود و محصور نباشد، مشمول این اراده است. حتّى در مورد ارتداد، چنان‌‌چه شخصى آن را اظهار نكند و صرفاً آن را در ذهن خود داشته باشد، عقوبت دنیوى و حدّى وجود ندارد؛ ولى زمانى كه آن را اظهار كند – كه خود، نوعى اعلان مقابله با دین و متدیّنان و تخریب عقائد آنان است ـ مسأله حدّ مطرح مى‌‌شود.
هیچ‌‌گاه این دین اصرارى بر اثبات جرم و به دنبال آن، اقامه حدودِ مترتّب بر آن را ندارد. همان‌‌طور كه در موارد اثبات جرم، هیچ‌‌گاه آن را به وسیله طریقى آسان و ساده نپذیرفته است؛ تا جایى كه در برخى از صورت‌‌ها، اقامه چهار شاهد عادل مرد را لازم دانسته است.
مؤلّفه دیگر، مواردى است كه به عنوان عفو در اختیار حاكم شرع و قاضى جامع الشرائط قرار داده شده است.
مؤلّفه آخر آن است كه بر اساس برخى روایات، در صورت جهل به حرمت و حكم، استحقاق حدّ منتفى است.
بر اساس این چند مولفه مؤلّفه و خصوصیّت، روشن مى‌‌شود استحقاق حدّ، امرى است كه به آسانى محقّق نمى‌‌شود، بلكه بعد از شرایط و امورى تحقّق آن ممكن مى‌‌گردد. به عبارت دیگر، در دین اسلام، تصمیم شارع مقدّس بر تكثیر حدود و اجرا و شیوع آن در جامعه نبوده، و به مقدار ضرورت و به كمترین مقدار لازم توجّه شده است.
بعد از روشن شدن این خصوصیات، باید گفت در بحث اجراى حدود نزاع در این است كه آیا اقامه حدود از مختصّات زمان حضور معصوم علیه‌‌السلام است كه باید به اذن وى باشد یا این‌‌كه شامل زمان غیبت نیز مى‌‌شود؟ و آیا این احتمال وجود دارد كه چنان‌‌چه اجراى حدود از احكام اختصاصى زمان حضور باشد، بگوئیم ائمّه معصومین علیهم‌‌السلام به فقهاى جامع الشرایط در این مورد اذن عام داده‌‌اند و آنان ولایت بر این امر دارند؟ همان‌‌طور كه ممكن است نسبت به زمان حضور معتقد باشیم ائمه علیهم‌‌السلام براى اجراى آن در مورد دیگران اذن داده‌‌اند؟
در بحث قضاوت، فقها تصریح دارند كه قاضى، ولایتِ بر حكم دارد؛ و به تعبیر دیگر، قضاوت و نفوذ آن از مصادیق ولایت است. بنابراین، در اجراى حدود نیز جهت ولایت باید وجود داشته باشد و بدون آن، كسى حق اجراى حدود را ندارد. حال، بحث در این است كه آیا چنین ولایتى براى فقهاى جامع الشرائط در زمان غیبت قرار داده شده است و یا آن‌‌كه مختص امام معصوم علیه‌‌السلام است و بدون حضور و اذن ایشان نمى‌‌توان این حدود را اجرا كرد؟
بعد از روشن شدن محل نزاع، واضح است كه در مقام استدلال، لازم است بر اشتراط و اختصاص، دلیل اقامه شود و چنان‌‌چه دلیل روشنى بر اختصاص این امر به امام معصوم علیه‌‌السلام دلالت داشته باشد، قائل به اختصاص مى‌‌شویم؛ ولى اگر دلیلى بر این اختصاص نباشد، بعد از اثبات ولایت مطلقه براى فقیه جامع الشرائط، اصالة عدم الاشتراط در این مورد حاكم است. ضمن آن‌‌كه این مطلب مسلّم است كه اثباتِ حدّ باید با نظر حاكم شرع باشد؛ ولى بحث در این است كه در مواردى كه بر حسب ظاهر براى افراد معمولى نیز اصل جرم با خصوصیّات و شرایط آن ثابت است، آیا این افراد مى‌‌توانند خودْ حاكم و مجرى در اجراى حدّ باشند؟ به عبارت دیگر، نمى‌‌توان پذیرفت بین مسئله اثبات و مسئله اجراى حدّ ملازمه وجود دارد؛ یعنى، در مورد اثبات حدّ تردیدى نیست كه این امر باید نزد حاكم مجتهد باشد، ولى این كار ملازمه‌‌اى ندارد با این مطلب كه در مقام اجرا، مجرى نیز مجتهد باشد.
در عبارات فقهایى كه به جواز اقامه حدود در زمان غیبت معتقد هستند، معمولاً چنین
آمده است: همان‌‌طور كه حكم و قضا از شؤون فقاهت است، اجراى حدود نیز چنین است؛ و گویا در ارتكاز فقها این ملازمه وجود داشته است. ظاهر نیز همین است كه یک ملازمه شرعى و عادى وجود دارد. علّت آن هم این است كه اگر قضا مشروع باشد، ولى اجراى حدود، مشروع نباشد، لغو بودن قضا در برخى از موارد لازم مى‌‌آید. به بیان دیگر، دلیل‌‌هاى مشروعیت قضا حتى نسبت به مواردى كه در آن‌‌ها حدود الاهى وجود دارد، اطلاق دارند؛ و اگر اجراى حدود در زمان غیبت را مشروع ندانیم، لازم مى‌‌آید در این ادلّه، تخصیص و یا تقیید وارد سازیم. به عبارت دیگر، عدم مشروعیت اجراى حدود، یا مستلزم لغو بودن مشروعیت قضا در برخى از موارد است، و یا این‌‌كه باید ملتزم به تخصیص و یا تقیید در آن شویم؛ و هیچ كدام از این دو امر قابل التزام نیست. بنابراین، مى‌‌توانیم ملازمه بین این‌‌ها را بپذیریم. آرى، مى‌‌توان گفت بین مشروعیّت اِفتا و اجراى حدود ملازمه‌‌اى نیست.
ج : پرسش های تحقیق

 

نظر دهید »
بررسی تحلیلی رویکرد آموزشی رجیو امیلیا و سنجش میزان آگاهی مدیران و مربیان مراکز پیش از دبستان نسبت به عناصر اساسی برنامه درسی آن- قسمت ۱۰
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عناصر اساسی برنامه درسی الگوی مونته سوری

 

 

 

اهداف

 

 

رشد استقلال و مهارت های فردی و اجتماعی و بطور کلی رشد کودک در زمینه های جسمی، عقلانی، زبانی، عاطفی و اخلاقی.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

محتوا و سازمان دهی آن

 

 

محتوای این الگو براساس پنج موضوع سازمان دهی شده است که عبارتند از:مهارت های زندگی، مهارت های حسی، مهارت های محاسبه کردن، فرهنگ و زبان و سازماندهی این محتوا به گونه ای که کلیه فعالیت ها در آن، حالت یکپارچه و وحدت یافته دارند.

 

 

 

روش

 

 

به شکل خودآموزی همراه با آزادی عمل به صورت انفرادی و بازی است. مونته سوری بر این اعتقاد بود که زمانی که کودکان به صورت عملی درگیر انجام کار و فعالیت هستند بهترین بازدهی در یادگیری را دارند. در کلاس مونته سوری فرصت های زیادی برای یادگیری مهارت های زندگی روزمره به کودکان داده می شود، این فعالیت های زندگی روزمره به چهار دسته فعالیت های مقدماتی، مراقبت از خود، مراقبت از محیط و احترام و تربیت اجتماعی تقسیم می شود. مانند استفاده از قاب های دکمه، زیپ، کمربند، و یا تمیز کردن اشیا مثل شیشه، جارو کردن، آبیاری گیاهان و یا تزئین گلها و تقویت مهارت های شنیداری بااستفاده از زنگ برای جلب توجه کودکان برای انجام کار، استفاده از وسیله درجه بندی صداها و استفاده از وسایل موسیقی برای آموزش نت ها و تقویت حس چشایی و بویایی و با بهره گرفتن از بطری های آموزشی بویایی و چشایی، همچنین یادگیری حروف و مهارت های نوشتن با بهره گیری از اشیا وتصاویر، حروف سمباده ای و ماسه. به طور کلی می توان گفت وسایل مونته سوری به گونه ای با دقت رده بندی شده اند که هر فعالیت، روند منطقی و منظمی را دنبال می کند و این رده بندی امکان سازماندهی افکار را به کودک می دهد و به آموزش مهارت حل مسائل به روشی واضح و روشن، از طریق حواس می پردازد.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

محیط یادگیری

 

 

محیط متناسب با زندگی کودکان و زیبا و جذاب است. وسایل داخل قفسه ها ظاهر زیبایی دارند و متناسب با سطح دید کودکان به گونه ای هستند که کودک را برای کارکردن به صورت مستقل از بزرگسالان، جذب کرده و به ذوق می آورد. محیط یادگیری در این الگو که از قبل مهیاست بر آزادی کودک، در کنار همکاری و رفتار احترام آمیز نسبت به یکدیگر تاکید دارد. وسایل و لوازم کودک نیز از رنگ های روشن و قابل شستشو انتخاب می شود. کلاس های مونته سوری مرکب از گروه های سنی مختلف است و نیز کمک های ویژه برای کودکان کم توان در نظر گرفته شده است.

 

 

 

کارکنان

 

 

در این الگو، مربی، مشاهده گر صبور و با حوصله ای است که می داند چگونه مشاهده کند، چگونه کودکان را در یادگیری و استفاده از ابزار و لوازمی که با دقت و با در نظر گرفتن توانایی های آنان تهیه شده، هدایت و کمک کند تا کودکان ضمن فعالیت های آزاد خود و کار با دیگران، اصول آزاد منشی، مهارت های اجتماعی و حل تعارضات شخصی را تمرین کنند. همچنین به تربیت معلم در مراکز تربیت معلم ویژه این الگو اهمیت زیادی داده می شود. هرچند که هنوزمربیان بسیاری هستند که بدون گذراندن دوره آموزشی خاص این الگو، به کار در این مراکز مشغول اند.

 

 

 

ارزشیابی

 

 

استفاده از موقعیت های طبیعی و روزمره برای ارزشیابی، با بهره گرفتن از مشاهده و (بازبینه)

 

 

الگوی والدورف[۱۰۴]
رادولف اشتاینر[۱۰۵]موسس نظام آموزشی والدورف در سال ۱۸۶۱ در اتریش به دنیا آمد. تاریخچه زندگی او نشان می دهدکه از دوران کودکی در مسیر درستی از آموزش قرار گرفت و شاید با پشتوانه چنین جریانی بود که در تعلیم و تربیت وارد شد. او در دوران جوانی و در دانشگاه بسیار به کارهای علمی و تئوریک روی آورد و تا ۲۵ سالگی انواع مقاله های نظری را منتشر کرد. او اندیشمندی بود که در سی سالگی دکترای خود را دریافت کرد و در سن ۳۲ سالگی کتاب “فلسفه آزادی” را منتشر کرد. کتابی بسیار فلسفی که به نوعی سرآغاز شکل گیری جنبش نظام آموزشی او شد. اشتاینر سخنران توانا و بسیار ماهری بود و همواره گروه های مختلف را جذب دیدگاه های خود می کرد. شاید به دلیل همین توانایی بود که وقتی یک روز دیدگاه های آموزشی خود را دریک کارخانه برای جمع مسئولین، کارکنان و کارگران کارخانه می گفت، مدیر کارخانه داوطلب شد که فضایی را برای آموزش در اختیارش قرار دهد. بدین ترتیب اولین مدرسه او در سال ۱۹۱۹ در کنار کارخانه والدورف راه اندازی شد. مدرسه والدورف که اولین مدرسه مختلط دختر و پسر در اروپا بود، با این هدف کار خود را آغاز کرد که باید زندگی طبیعی و روحانی کودکان را حفظ و توسعه داد. رادولف اشتاینر بیش از هر چیز به هماهنگی روح، جسم و روان کودک پرداخت. این نظام آموزشی از مفاهیم شناخت انسان، درک، بینش و غیره که از مباحث بسیار مهم در گشتالت گرایی است، صحبت می کندو برای هر یک از آنان نظرات و دیدگاه های خاصی نیز دارد. توجه به توازن مندی ها و مهارت های فردی موضوع مهمی است که در این نظام آموزشی مطرح است و روی آن کار می شود. (یوسفی، ۱۳۹۱، ص۱۱۷)
گرچه اشتاینر در حیطه های بسیاری مانند فلسفه و تعلیم و تربیت، الهیات، علوم پایه، هنرهای نمایشی، اقتصاد، پزشکی، ریاضیات و نجوم مطالعه کرد اما بیش از هر چیزبه آنتروپوزوفی[۱۰۶] پرداخت. او تحقیقات زیادی در زمینه طبیعت روحانی بشر، تجارب روح قبل از تولد و بعد از مرگ، حلول مجدد روح، کارما، تاریخ مذهب، تکامل انسان و زمین، ذهن و اندیشه ی بشر و تمرین و تفکر انجام داد که نتیجه این تحقیقات آنتروپوزوفی نام گرفت. پس از چندی رادولف اشتاینر فعالیت های هنری رابه تحقیقاتش در زمینه علوم معنوی[۱۰۷] افزود. اومی خواست نگاه معنوی اش رادر قالب هنر بیان کند. او در فاصله سالهای ۱۹۱۰تا۱۹۱۳ چهار نمایشنامه با موضوعات جهان روحانی و زمینی، به رشته ی تحریر در آورد و مدیریت صحنه را نیز آزمود. (حبیبی، ۱۳۹۰، ص۹۰)
عکس مرتبط با اقتصاد
آنتروپوزوفی (مکتب عرفان و خردمداری انسان گرایانه) که از ریشه یونانی (آنتروپوس-سوفیا[۱۰۸]) یا خرد انسان نشات می گیرد، اساس رویکرد والدورف را تشکیل می دهد. فلسفه آزادی هسته مرکزی آنتروپوزوفی است. از سوی دیگر آنتروپوزوفی را دانش معنوی نیز خوانده اند. از این منظر آنتروپوزوفی در صدد است تا میان علوم و هنر، اندیشه و تلاش های مذهبی انسان که سه حوزه اصلی فرهنگ بشری هستند ارتباط عمیق برقرار کند و شکافی را که در قرون وسطی میان آنها بوجود آمده بود پر سازد و پایه ای برای در هم آمیختن و تلفیق آنها بنا نهد. آنتروپوزوفی به هر انسان تنها، به عنوان یک انسان که با قدرتی برتر می تواند به جریان معنوی جهان متصل شود فارغ از نژاد، ملیت، دیدگاه های مذهبی او می نگرد و با روش های کاربردی و عملی، تربیت پویا و فعالی را برای فرد و جامعه ارائه می کند. (حبیبی، ۱۳۹۰، ص۹۵)
در حال حاضر حدود ۱۷۰ مرکز در ایالات متحده امریکا، صد مرکز در استرالیا، سی مرکز در کانادا فعالیت دارند. نروژ و سوئیس و هلند نیز نسبت به جمعیت خود بیشترین تعداد مدارس والدورف یا اشتاینر، که هر دو نامهای ثبت شده برای این مدارس اند را به خوداختصاص داده اند. همچنین می توان به فعالیت انجمن بین المللی آموزش و پرورش دوران اولیه کودکی در کشورهایی مانند نیوزیلند، آفریقای جنوبی، چین، اوکراین، گرجستان و روسیه نیز اشاره کرد. (حبیبی، ۱۳۹۰، ص۹۴)
هدف اشتاینر آن بود که با خلق جنبش جدید در آموزش و پرورش بستری را فراهم کند که در آن انسان هایی آزاداندیش که به خیر و نیکی عشق می ورزند و به حقوق خود و دیگران احترام می گذارند تربیت شود تا دنیا دیگر فاجعه ای همانند جنگ جهانی اول را به خود نگیرد. او معتقد بود که فرهنگ ها همراه با فناوری تغییر می کنند و انسان ها نیازمند آن هستند تا از توانایی های خود برای انسان کامل شدن آگاهی یابند و این امر در صورتی موثر است که کودکان بتوانند آزادانه براساس نیازهای خویش و رها از هر گونه فشار آکادمیکی و بدون وابستگی به دولت ها یا قدرت های اقتصادی آموزش ببینند، به این شکل آنها توانمندی های خودرا خواهند شناخت و به گونه ای شایسته بروزخواهند داد. انسان هایی که بتوانند آزادانه تفکر کنند، احساس کنند و حرکت کنند، قادر خواهند بود که بهترین راه حل های عملی مناسب برای مشکلات جامعه را بیابند و تنها در این صورت است که می توان به کیفیت های جدید و بازسازی فرهنگ جامعه، با هر نسلی که متولد می شود، امیدوار بود. اگر آزادبودن و آزاد اندیشیدن را از کودکانمان بگیریم آنان را در قالب ظرف ذهنی خودمان تربیت کنیم، تنها آنان را برای ادغام شدن وجای گرفتن در نظام اجتماعی موجود جامعه تربیت کرده ایم و به این ترتیب نسل جدید، همان چیزی می شود که جامعه در حال حاضر از او می خواهد. (همان، ص۹۸)
یکی از برنامه های مهم نظام آموزشی والدورف در مرکز پیش دبستانی پرهیز از برنامه های انتزاعی و ذهنی و حتی آموزشی به مفهوم موجود در زمینه شناخت و یادگیری است. کودک هر چه بیشتر در دوران خردسالی بخش جسمانی خودرا تقویت کندبه مراتب آمادگی بهتری خواهد داشت تا بتواند حوزه های عقلانی و حتی روحانی خودرا تربیت کند. لازمه رشد معنوی کودک پرداختن به رشد جسمانی و زیستی است. بنابراین بیش از آنچه معلمان و مربیان برای کار با کودکان خردسال در زمینه مسائل آموزشی و یا عقلانی کودکان کاری کنند بهتر است به جنبه های جسمانی و فیزیکی کودک پیش از دبستان اهمیت داد. تغذیه خوب، ورزش مناسب، بازیهای متنوع، فعالیت های آزادو هر آنچه بتواند جسم وجان کودک را توانمندتر و سالمتر کند ارزشمند تر است. به همین دلیل مراکز پیش دبستانی والدورف به جای اینکه مراکزی باشند که کودکان در فضای بسته مشغول به خواندن و انجام فعالیت های بسته باشند بیشتر مشغول بازی، کار و فعالیت های آزاد هستند. مراکز آموزشی والدورف نیز به انگیزه های ضمنی بسیار اهمیت می دهند و سعی می کنند فعالیت ها را با نیازهایی که کودک اعلام می کنند هماهنگ و همنوا کنند. این انگیزه های درونی مبتنی بر بخش طبیعی هر کودک است به عبارتی بنیان هر کودک گرایش به مسائل روحانی و معنوی است. به همین دلیل یکی از وظایف مهم تعلیم و تربیت در نظام آموزشی والدورف تشکیل و سازماندهی بهتر وجود معنوی کودک است و سعی می کند ارزش های معنوی جامعه فرهنگی ای که کودک در آن بسر می برد را با زندگی روزانه کودک مرتبط کند. (یوسفی، ۱۳۹۱، ص۱۱۸)
نکته ای که الگو اشتاینر را از الگوهای صرفا مذهبی جدا می کند نوع نگاهی است که وی به طبیعت دارد. اشتاینر معتقد است که بین علم انسان شناسی و علم طبیعت ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و دیدن قوانین موجود در طبیعت موجب می شود که بتوانیم بهتر به نیازها و گرایش های انسان پی ببریم. در این الگوهای آموزشی توجه به شناخت انسان بسیار اهمیت دارد. اشتاینر موفق شد در طی سال ها پژوهش و تحقیق خود نیازهای پایه انسان را که مجموعه ای از نیازهای طبیعی و معنوی و یا به عبارتی نیازهای روحی است را شناسایی کند وآنها را به معلمین و خانواده ها معرفی کندو در برنامه های آموزشی کودکستان های والدورف مربیان از آموزش های مستقیم پرهیز می کنند و حتی آگاهانه تلاش می کنند که از ادامه برنامه های به ظاهر آموزشی خودداری کنند. آن ها می کوشندکه فضای طبیعی وعمومی زندگی را برای کودکان فراهم کنند. برای مثال در کودکستان ها به شکل طبیعی نجاری می کنند، بافتنی می بافند، نان می پزند، غذا درست می کنند، موسیقی می نوازند و. . . کودکان در این بستر تجربه می کنند و به آرامی با تمام این حوزه ها آشنا می شوند. ( همان، ص۱۲۱)
در اندیشه اشتاینر، آموزش صحیح و کامل آموزشی است که بتواند بر ایجاد اتحاد و هماهنگی اندیشه، احساس و امیال بیانجامد و سبب رشد متعادل انسان گردد. اشتاینر این سه جنبه روح-اندیشه، احساس و امیال[۱۰۹] را با بخش های فیزیکی بدن ارتباط داد، به طوری که اندیشیدن را به سر و سیستم عصبی، احساس را به قلب وشش هاو امیال را به اندام ها و سیستم سوخت و ساز بدن مرتبط دانست. از این رو آموزش سرها، قلب ها و دستها[۱۱۰] نامی است که گاه آموزش والدورف را به آن می خوانند بنابراین در این رویکرد به پرورش تفکر، احساس و امیال و در نتیجه پرورش بخش های فیزیکی مربوط به آنها و ایجاد تعادل بین این بخش ها توجه می شود. توجهی که ازصافی زیباشناسانه، عبور می کند. (حبیبی، ۱۳۹۰، ص ۹۸)
اشتاینر برنامه درسی هسته ای را با توجه به سه مرحله رشدی هفت ساله در انسان مورد توجه قرار می دهد. هر کدام از این مراحل دارای نیازهای جداگانه ای برای یادگیری هستند:

 

 

تولد تا هفت سالگی که تمایلات و خواسته ها بیشتر خودنمایی می کنند. (دوره خواسته)

هفت تا چهارده سالگی که احساسات بروز بیشتری دارند. (دوره قلب یا احساسات)

چهارده تا بیست ویک سالگی که اندیشه، حضور غالب تری ازخود نشان می دهد(دوره سر یا ترکیب روان و جسم) (همان، ص ۹۹)

اشتاینر معتقد است که در دوره کودکی یا خواسته محیط باید با دقت طراحی شود تا رشد کودک را تقویت کند. فلسفه او بررشد روانی- معنوی، پرورش تخیل و خلاقیت، کلیت و تمامیت کودک تاکید دارد. از دیدگاه وی، جنبه های مختلف رشد و یادگیری به شکلی واحد به هم متصل اند. وی بیان می دارد که خود انضباطی یعنی کودک به طور طبیعی و خلاقانه تمایل به یادگیری دارد و بنابراین بزرگسالان باید در انتخاب الگوی مناسب با دقت عمل کنند. او معتقد است که تماشای تلویزیون مانع از بروز خلاقیت در کودکان می شود. دراین رویکرد اصطلاح حلقه[۱۱۱](پیوند) به کار می رود. بدین معنا که گروهی از کودکان و مربیان حداقل دوسال با هم هستند، مثل اینکه عضو یک خانواده اند. این امر منافعی برای کودکان دارد، ازجمله:کودکان ثبات احساسی خواهند داشت، مربیان فرصت های بی شماری دارند تا کودکان را بهتر بشناسند و کارهای آنان را بهتر درک کنند و موضوعات را براساس نیازهای فردی تنظیم کنند، درک اجتماعی در بین کودکان بالاترمی رود، کودکان حس بودن دریک خانواده و جامعه آشنا را پیدا می کنند. اجرای چنین روشی طبیعتا مربیان کارآزموده ای می خواهد که از مراحل رشد کودک آگاهی داشته و از سال های متوالی با کودکان بودن لذت ببرد و ممکن است با شرایط همه مربیان سازگار نباشد. وی معتقد است که کودکان ابتدا از طریق مشاهده، تقلید (بازی های وانمودی) و تجربه اندوزی می آموزند. بنابراین به محیط غنی که در آن به کشف و جست وجو بپردازند نیاز دارند. (ترابی­میلانی و دیگران،­۱۳۹۱، ص ۴۶)
این برنامه به معلمان اجازه می دهد انعطاف پذیرباشند و با توجه به نیازهای دانش آموزانشان، برنامه خود را تغییر دهند. به عبارت دیگر مربیان استقلال زیادی در انتخاب موضوعات و اجرا کردن برنامه، به روش شخصی دارند. پرورش قوه تخیل وانعطاف پذیری و تحمل، اعتماد به نفس و تمرکزوافزایش قدرت حل مسئله با فکری خلاق به منظور زندگی بهتر در دنیای پیچیده ای که درپیش روی است و همچنین ایجاداحساس مسئولیت قدرشناسی و احترام در برابر طبیعت دوستی با آن از مواردی است که این رویکرد در پی محقق ساختن آن است. مراکز پیش دبستانی والدورف، محیطی گرم، آرام، منظم، خوشایند، دلپذیر برای همه کسانی است که در آن حضور می یابند. این محیط بیشتر به فضای یک خانه شباهت دارد و تااینکه شبیه یک موسسه باشد. در این محیط، همه چیز از در، پنجره، میز، صندلی و قفسه گرفته تا اسباب بازی ها تا حد ممکن طبیعی هستند و از سنگ یا برگ، میوه، دانه، پوست و تنه و کنده های درختان مانند کاج و موادی از این دست ساخته می شوند. در بعضی از مراکز والدورف حتی پرده ها نیز از برگ درختان ساخته شده اند ورنگ دیوارها نیزروشن، براق وآرامش دهنده است.­(حبیبی،۱۳۹۰،ص ۱۰۲)
برخی از ویژگی هاو اصول رویکرد والدورف عبارت است از:

 

 

برنامه روزانه براساس آهنگ زندگی و طبیعت اجرا می شود. به این معنا که برنامه وزمان بازی، کار، با هم بودن(فعالیت گروهی)، بازی در بیرون(فعالیت حرکتی باعضلات بزرگ)، و قصه گویی در مورد طبیعت یا یک قوم(آموزش روابط اجتماعی) سازگار با فصل در نظر گرفته می شود، مثل اجرای برنامه پخت و پز خوراکی های فصل، فعالیت فصلی مانند کاشتن پیازگل، درو، جمع آوری برگ ها، برپایی جشن های فصلی متاثر از تغییرات فصول.

محیط تقویت کننده حواس است. دیوارها با رنگ های لطیف آبرنگی نقاشی می شود، جنس پرده ها از الیاف گیاهی و میزو صندلی ها از چوب خالص ومواد طبیعی است، همه درمحیطی ساده و آرامش بخش قرار دارد.

در کلاس از مواد طبیعی، چوب، پنبه، پشم استفاده می شود. اسباب بازی ها اغلب دست سازند(پرورش خلاقیت) و از مواد طبیعی درست شده اند. مثلا یک تکه چوب بلیت قطار می شود. اشتاینر معتقد است که وسایل ساخته شده قدرت تخیل کودک را که به صورت طبیعی در او وجود دارد محدود می کند.

بازی تقلیدی است از زندگی. کودکان در فعالیت های مشابه خانه شرکت می کنند. آشپزی می کنند، کیک می پزند، تمیزکاری، شست و شو، دوخت و دوز، باغبانی و ساخت و ساز انجام می دهند. درگیر فعالیت های معنادار زندگی می شوند که آنها را آماده چالش های بعدی می کند. کودکان الگوی خوب کارکردن را از بزرگسالان می گیرند.

چرخش فصول گرامی داشته می شود، مثلا در پاییز کلاس با رنگ های پاییزی و میوه های فصل و ساقه های ذرت و برگ آراسته می شود و جشن برداشت محصول باشعر خوانی وشکر گزاری همراه است. هر فصل یک نظم تکرار شونده دارد. بنابراین، کودکان به راحتی در محیطی مشابه محیط زندگی اجتماعی به سر می برند. (ترابی میلانی و دیگران، ۱۳۹۱، ص ۴۶)

ریتم
وجود ریتم[۱۱۲]، بخش اساسی دیگری در رویکرد والدورف است. ریتم یا چرخه” یعنی زمانی برای هر چیز”. به عبارت دیگر ریتم یعنی فعالیت هدفمند در قالب زمان های مشخص، همان گونه که شب صبح می شود و صبح به شب متصل می شود و همان گونه که دم وبازدم به طور متصل اتفاق می افتد، برای کودکان نیز وجود یک چرخه سالم و منظم دراجرای برنامه های روزانه، هفتگی و سالانه، نتایج قابل پیش بینی و احساسی از امنیت، استواری و آرامش به ارمغان می آورد و سبب می گردد که آنها به بهترین نحو از جهت جسمی و احساسی رشد کنند و قابلیت های خودرا بروز و پرورش دهند. (حبیبی، ۱۳۹۰، ص۱۰۷(
در مراکز والدورف قفسه لباس و پوشش ها متنوع ونیز مکانی برای بازی در نظر گرفته می شود. کودکان پس از انجام این گونه بازی ها، با تا کردن لباس های بازی و بازگرداندن وسایل آن به قفسه ها، از امکاناتی که در طول سال، از آن بهره می برند، به خوبی مراقبت می کنند.
بازی و فعالیت های بدنی
برای پرورش تفکر منطقی و بازی از طریق راهکار حل مشکلات مشترک، از بازی های زیر استفاده می شود. بازی های چرخه ای آواز خواندن، کف زدنی، ضربی، پریدنی، کوهنوردی، بازی تمرین ماهی گیری و بازی سنتی یونانی. به منظور پرورش حواس نیز از بازیهایی که حس لامسه کودکان و حس بینایی و شنوایی آنان را تقویت می کند، استفاده می شود.
داستان
روایاتی از داستان های طبیعت، قصه های جن و پری، افسانه های ملل، فابل ها و قصه های مردمی و اسطوره ها در این بخش جای می گیرند که معمولا کودکان با نشستن دایره وار به داستانها که به اشکال مختلف (مانند استفاده ازعروسک ها و پاپت) روایت می شوند گوش می دهند.
موسیقی
موسیقی که در سراسر برنامه آموزشی والدورف جاری است، خود رادر قالب نواختن آلات موسیقی، آواز خواندن و خواندن سرود نشان می دهد. کودکان با موسیقی روح خود را غنا می بخشند و ذهن خویش راروشن می سازند، ضمن آنکه از آن لذت می برند و شور و هیجان خاصی را تجربه می کنند. هنگامی که کودکان با یکدیگر به نواختن موسیقی می پردازند برای خلق موسیقی در کنار هم می خوانند و می رقصند ودرباره زمان، نظم وفضا، تسلسل وسکوت چیزهای بسیاری می آموزند.
فعالیت های هنری وکاردستی
در این قسمت کودکان از نقاشی کشیدن و رنگ کردن با آبرنگ، پاستل و سایر رنگ های نقاشی، لذت می برند و با ساختن چیزهای مختلف، مهارت دستی و تخیلی خود را گسترش می دهند.
مهارت های خانه داری
در این بخش کودکان با انجام دادن امور واقعی زندگی، به تدریج موقعیت های مختلف را درک می کنند. از فعالیت هایی که این بخش را در بر می گیرد می توان به آشپزی مانند نان پختن یا درست کردن سوپ و واکس زدن، شستشو و خیاطی ساده و رنگ کردن اشاره کرد.
گردش در طبیعت
قدم زدن و گردش در طبیعت و آشنایی بیشتر با محیط طبیعی و آشنایی با تغییرات فصول و باغبانی نیز از دیگر برنامه ها، در رویکرد والدورف است. هرمربی به همراه کمک مربی کلاسی متشکل از پانزده کودک را سرپرستی می کند. کلاس ها ۵ روز در هفته و از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۱ بعد از ظهر برقرار است و کودکانی که به مراقبت طولانی تری نیاز دارند، در کلاسهای عصرگاهی نیز ثبت نام می کنند.
ریتم عمومی هر روز شامل:

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 154
  • 155
  • 156
  • ...
  • 157
  • ...
  • 158
  • 159
  • 160
  • ...
  • 161
  • ...
  • 162
  • 163
  • 164
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • اثرات رنگدانه هاي طبیعی (فلفل دلمه، گوجه فرنگی) و مصنوعی (آستاگزانتین و بتاکاروتن) بر شاخص¬های رشد و رنگ ماهی فلاورهورن (.Cichlasoma sp)- قسمت 9
  • فرهنگ فقر یا فقر فرهنگی با نگاهی به چهره فقر در چند محله فقیرنشین در تهران- قسمت ۱۰
  • بررسی تاثیربازده مورد انتظار سهام، نسبت دارایی های نقدی و،نوسان پذیری قیمت سهام بر،ریسک عملیاتی شرکت ها(درشرکتهای پذیرفته شده دربورس)- قسمت ۱۴
  • اثربخشی آموزش غنی سازی ازدواج به سبک اولسون بر صمیمیت و تعارضات زناشویی- قسمت ۵
  • بررسی آرای فقهی شهید صدر و شهید مطهری پیرامون اقتصاد- قسمت ۶
  • اخلاق تبلیغ در سیره رسول الله (ص)- قسمت ۵
  • پایان نامه : مهارت خوشحال نمودن مشتری از طریق اصلاح فرآیندها:
  • بررسی امکان تولید فیلم پلاستیکی فعال گیرندگی اکسیژن بر پایه نمک آسکوربات جهت افزایش زمان ماندگاری بادام زمینی- قسمت ۱۱
  • تاثیر ارزش درک شده بر پیشبرد فروش در نمایندگان فروش محصولات شرکت صبا باتری در شهر تهران با استفاده از مدل لاپیر- قسمت ۱۲- قسمت 2
  • بررسی ادبیات حقوقی ساختار حکومت در آثار دینی منتشره از سال ۱۳۵۶ تا تیر ۱۳۵۸- قسمت ۱۰
  • پایان نامه در مورد چرخه گردش بنزین از تولید تا مصرف
  • نکاح با اتباع بیگانه در حقوق و رویه قضایی ایران- قسمت ۶
  • تبیین رابطه بین ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر ...
  • تحلیل نامه ی امام علی (ع) به حارث همدانی- قسمت ۳
  • تحلیل محتوای کتاب ریاضی هفتم متوسطه اول سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳- قسمت ۱۰
  • بررسی مفهوم عدالت مالیاتی در قانون مالیات های مستقیم مصوب ۱۳۶۶ ...
  • پایان نامه مدیریت درباره : روند تجاری‌سازی دانش
  • بررسی رابطه گرایشهای معنوی با کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه شاهد- قسمت ۸- قسمت 2
  • تأثیر مکمل‌سازی کوتاه مدت کراتین بر آمونیاک خون و برخی شاخصهای عملکردی و ساختاری در تکواندوکاران نوجوان- قسمت ۹- قسمت 2
  • طرح های پژوهشی انجام شده درباره بررسی آزمایشگاهی و مدلسازی حذف نیکل از پساب مصنوعی با ...
  • پایان نامه مدیریت : نظریه اقتضایی رابطه رهبر- پیرو
  • چگونی مسئولیت قضایی اطفال در نظام حقوقی ایران

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان