اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر خودکارامدی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۱-۱-۲٫ ضرورت و اهمیت فعالیت های فوق برنامه
اصولا برنامه های رسمی، متداول و کلاس های مدارس بیشتر متوجه پرورش حافظه و به کار انداختن قوای ذهنی شاگردان می باشند و به رشد جنبه های عاظفی و اجتماعی افراد چندان توجهی ندارند. فراگرفتن علوم با نشستن برروی نیمکت مدرسه و گوش دادن به سخنان معلم میسر نیست شاید آموزش صرف صورت گیرد اما در آموزش واقعی باید دانش آموز از کلاس بیرون بیاید و وارد زندگی و اجتماع شود. در مدرسه طوری برنامه ریزی شود که معلم و دانش آموز اندیشه خلاق خود را به کار ببندند و مهارت هایی مانند تفکر حل مسئله و تصمیم گیری را کسب کنند. دانش آموز را باید آموزش داد تا مهارت و دانش را بیاموزد نه آنکه چیزی را به او القا کرد( کریمی، ۱۳۸۴).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
با توجه به تحولات و دگرگونی های سریع اجتماعی معتقد است افراد باید مهارت های ویژه ای را کسب نمایند تا از روی اندیشه بر سرنوشت خویش حاکم باشند و در انجام مسئولیت خود نقش مؤثر و سازنده را ایفا نمایند که این امر به تنهایی از عهده آموزش رسمی بر نمی آید. لذا باید فعالیت هایی جانبی طرح ریزی شوند که در غالب آنها آمادگی های لازم برای زندگی کردن با جمع با مراعات حقوق متقابل تمرین شده باشد. فقدان این فعالیت ها در اوقات فراغت موجب می گردد که کودکان و نوجوانان در معرض موقعیت های پرخطر قرار بگیرند( ملکی، ۱۳۸۵).
۲-۱-۱-۳٫ اهداف فعالیت های فوق برنامه
در مورد اهداف فعالیت های فوق برنامه دیدگاه های متعددی مطرح است که در عین اختلاف ظاهری دارای هم پوشانی بوده و در هم تنیده اند. شعاری نژاد(۱۳۸۲) هدف اساسی همه فعالیت های تربیتی مدرسه را فراهم کردن انگیزه ها و محرک های لازم برای ادامه رشد و تکامل طبیعی سالم دانش آموزان می داند. یکی از راه های رسیدن به هدف مذکور طراحی فعالیت های فوق برنامه است که بیش از هر عامل دیگر از میزان علاقه، تجربه، قدرت ابتکار معلم، دانش آموزان و مدرسه متأثر می شود.
گیلک(۱۳۸۶) اهداف فعالیت های فوق برنامه در جهت اهداف درسی آموزش مهارت های زندگی قرار دارند. این اهداف را شامل تعمیق فرایند یاددهی یادگیری در زندگی دانش آموزان، غنی سازی برنامه درسی و اوقات فراغت دانش آموزان، گسترش یادگیری از مدرسه به خانواده و جامعه و تسهیل فرایند رشد اجتماعی دانش آموزان می داند. خروج منابع یادگیری از کلاس و مدرسه و کشاندن به دل خانواده و جامعه، فراهم شدن در زمینه رشد و تقویت خلاقیت، غنی سازی اوقات فراغت، آموزش مهارت زندگی به نسل های جدید و شکوفایی استعدادها، آموزش نحوه زندگی اجتماعی را از ویژگی ها و تأثیرات اجرای فعالیت های فوق برنامه بر می شمارد( تاجیک اسمعیلی، ۱۳۸۷).
پرداختن به اهداف تربیت در برنامه های غیر رسمی نسبت به سایر فعالیت های مساعدتر می باشد. بنابراین سرپرستان و مربیان در طراحی برنامه فعالیت های فوق شایسته است تحقق این اهداف را که شامل هدف های جسمانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، دینی، عاطفی و سیاسی است دنبال نمایند( ملکی، ۱۳۸۵). در کنار سایر اهداف به لزوم توجه به سیاست مدرسه محوری و اصل عدم تمرکز و تفویض اختیار به مدارس در برنامه ریزی و سازماندهی فعالیت ها وجه کرده که با توجه به شرایط مختلف هر منطقه و تفاوت های فردی دانش آموزان از اهداف کاربردی محسوب می شود( کریمی، ۱۳۸۴).
عکس مرتبط با اقتصاد
آثار مثبت فعالیت های فوق برنامه متععد است رشد روحی و روانی افراد، افزایش مسئولیت پذیری شخصی و کمک به افراد در جهت دستیابی به شخصیت مستقل، وحدت و اتحاد در جامعه و تکثرگرایی( سبحانی نژاد و همکاران، ۱۳۸۷). از جمله آنها می باشد. « مشارکت دادن دانش آموزان در اداره امور اردوگاه ها، رقابت سالم ایجاد کردن بین آنها، پرورش روحیه همکاری و تعاون از طریق تشویق بازی ها و فعالیت های جمعی و پرورشی، مهارت های همزیستی صلح آمیز از طریق آموزش، تحمل عقاید مخالف، از نقش های برجسته فعالیت های غیر رسمی اردوها در تربیت شهروندی است»( اسفندیاری، ۱۳۸۷). تربیت حقیقی را باید در این گونه برنامه ها و فعالیت ها جستجو کرد( شمشیری، ۱۳۸۷).
۲-۱-۱-۴٫ عناصر برنامه درسی
یک برنامه درسی از عناصر متفاوتی تشکیل می شود که نوع جهت گیری برنامه درسی تعیین کننده چگونگی اجرای برنامه درسی است( فتحی واجارگاه، ۱۳۸۸). اهمیت بررسی عناصر برنامه درسی از این جهت است که شناخت این عناصر موجب می شود تا متخصصان برنامه درسی بهتر بتوانند به طراحی برنامه درسی بپردازند. در حقیقت بین شناخت عناصر برنامه درسی و طراحی برنامه درسی رابطه تنگاتنگی وجود دارد.« برنامه ریزان قبل ازاینکه به شیوه های اجرایی و عملی بپردازند باید در مورد عناصر برنامه ریزی تصمیم گیری کنند. در حوزه طراحی برنامه، عناصر تشکیل دهنده یک برنامه درسی مطرح می گردد و در حوزه برنامه ریزی درسی چگونگی کاربرد و اجرای این عناصر بیان می شود( فتحی واجارگاه، ۱۳۸۸). به عقیده مک نیل(۱۹۸۵) « عناصر برنامه درسی رشته های ساختار سازماندهی برنامه درسی هستند آنها نیاز دارند که با هم برای سازماندهی برنامه درسی یافته شوند( پیری، ۱۳۸۸).
۲-۱-۱-۵٫ هدف ها در برنامه درسی
نخستین عنصر اصلی هدف است، بدون این عنصر جریان یادگیری باعث رشد جهت دار یادگیرنده نمی شود. هدف به قدری در برنامه درسی اهمیت دارد که بدون آن در هیچ یک از مراحل برنامه ریزی درسی نمی توان تصمیمی گرفت( ملکی، ۱۳۸۸). رضوی(۱۳۸۹) آن را قلب برنامه ریزی دانسته اند. اگر مولفه ها را اجزای یادگیری بدانیم؛ هدف ها، حد یادگیری را تعیین می کنند. در واقع هدف مشخصی می کند که در هر حیطه یا زمینه، یادگیرنده تا چه حدی پیش رود. « بهترین شکل بیان هدف ها آن است که دو موضوع زیر را در بر گیرد:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

نوع رفتاری که باید در دانش آموز ایجاد و توسعه داده شود.

نوع محتوا یا جنبه هایی از زندگی که این رفتارها باید در آن به کار روند»( تایلر، ترجمه تقی پور ظهیر، ۱۳۸۱).

از نظر موسی پور(۱۳۸۲) برای انتخاب هدف های برنامه تربیت اصول و معیارهایی مطرح می شود. معنی دار، صریح و روشن، جامع، سازگار و هماهنگ با هم بودن، دارای تناسب با شرایط یادگیرنده و جامعه، دارای هماهنگی با ارزش های اجتماعی و سازگار با شرایط عملی فرایندهی تربیتی از جمله این معیارهاست.
۲-۱-۱-۶٫ برنامه درسی فوق برنامه
در میان اندیشمندان متخصص برنامه درسی به موضوع فعالیت های فوق برنامه کمتر پرداخته شده است. ضمن تأکید بر ضرورت و نیاز بررسی های عملی در این مقوله به نظر دو تن از متخصصان برنامه درسی اشاره می شود.
پوزنر(۱۹۹۵) در کتاب تجزیه و تحلیل برنامه درسی برای توضیح و تشریح بهتر مفهوم برنامه درسی پنج سطح برنامه درسی را تحت عنوان برنامه درسی رسمی، برنامه درسی اجرایی یا عملیاتی، برنامه درسی پنهان، برنامه درسی پوچ و برنامه درسی را معرفی می کند. پنجمین نوع برنامه درسی فوق برنامه است که پوزنر بر آن تاکید می کند. به رغم وی برنامه درسی فوق برنامه شامل کلیه تجربیات برنامه ریزی شده است که از حیطه موضوعات درسی مدرسه خارج است. این نوع برنامه درسی با عنایت به ماهیت داوطلبانه بودن آن و پاسخگو بودن آن در قبال علایق و رغبت های دانش آموزان، در نقطه مقابل برنامه درسی است اما دربسیاری از جهات مهم تر و موثرتر از آن می باشد. مثال هایی از این نوع برنامه درسی شامل بازی گروهی، آموزشش های هنری و مانند آن می باشد( فتحی واجارگاه، ۱۳۸۶).
به رغم پوزنر تمام پنج برنامه درسی نقش بارزی در تعلیم و تربیت دانش آموزان دارند. پیام عمده ای این طبقه بندی به برنامه ریزان درسی و معلمان آن است که هنگامی که می خواهند نسبت به بررسی و تجزیه و تحلیل برنامه درسی رسمی اقدام می کنند این سوال را به طور مداوم از خود بپرسند که چگونه چهار نوع دیگر برنامه درسی بر برنامه رسمی اثر می گذارنذ. چه اتفاقی برای برنامه درسی خواهد افتاد اگر ظان به همراه برنامه های درسی پنهان و فوق برنامه قوی اجرا گردد؟
مک لین(۱۹۹۹)، نیز پنج سطح برنامه درسی صریح، برنامه درسی ضمنی، تجربه به عنوان برنامه درسی، برنامه درسی پوچ و فوق برنامه برای برنامه درسی قائل است که فعالیت های فوق برنامه شامل تجربه اعم از طرح ریزی شده و نشده خارج از جلسه آموزش است و همه یادگیری های خارج از موقعیت بلافصل آموزش را در بر می گیرد و فراتر از توجه پوزنر به یادگیری طرح ریزی شده است. در این طبقه بندی، برنامه های درسی صریح، ضمنی، پوچ با محتوا و چیستی سروکار دارند. فوق برنامه ها با موقعیت یا مکان سر وکار دارند وتجربه، معظوف به چگونگی است( پارسا، ۱۳۸۵).
۲-۱-۱-۷٫ نظریه های مرتبط با فعالیت های فوق برنامه
نظریه های مختلفی با فعالیت های فوق برنامه مرتبط هستند. از جمله: نظریه مازلو، نظریه جبر متقابل بندورا، نظریه هوش عاطفی گلمن، مازلو نیازهای انسان را در پنج طبقه به صورت هرم زیر قرار می دهد. او معتقد است که نیازهای انسان از نیاطهای جسمی و مادی شروع و به نیازهای خودشناسی پایان می پذیرد. همچنین او معتقد است که: قوی ترین نیازها تعیین کننده رفتار آدمی هستند و وقتی که آنها ارضا شدند از شدت می افتند و سایر نیازها به ترتیب قوی بودن آنها جای نیاز ارضا شده قبلی را می گیرد( سیف، ۱۳۸۱).
بنورا(۱۹۸۶) می گوید که شخص، محیط و رفتار شخص بر هم تاثیر و تاثر متقابل دارند و هیچ کدام از این سه جزء را نمی توان جدا از اجزای دیگر به عنوان تعیین کننده رفتار انسان به حساب آورد. هوش عاطفی، مشتمل بر شناخت احساسات خویش و استفاده از آن برای اتخاذ تصمی های مناسب در زندگی است. توانایی اداره مطلوب خلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانش هاست. مهارت اجتماعی یعنی خوب تا کردن با مردم و کنترل هیجان های خویش در رابطه با دیگران و توانایی تشویق و هدایت آنهاست( خجسته مهر و همکاران، ۱۳۹۱).
۲-۲٫ بخش دوم: پیشینه مبانی خودکارآمدی تحصیلی
۲-۲-۱- خودکارآمدی
خودکارآمدی به درجه ای از احساس تسلط فرد در مورد توانایی هایی برای انجام فعالیت های خاص می باشد و به اعتماد و اطمینان فرد نسبت به توانایی هایش در انجام رفتار خواسته شده از وی تأکید دارد( والترز[۱۱]، ۲۰۰۴).
بندورا( ۲۰۰۶) خودکارآمدی را چنین تعریف می کند باور فرد در مورد توانایی مقابله او در به موقعیت خاص است و الگوهای فکری، رفتاری و هیجانی را در سطوح مختلف تجربه انسانی تحت تاثیر قرار می دهد و تعیین کننده این است که آیا رفتاری شروع خواهد شد یا خیر و اگر شروع شد فرد چقدر تلاش برای انجام آن خواهد داشت و در رویارویی با مشکل استقامت از خود نشان خواهد دارد.
به علاوه خودکارآمدی عبارت است از ارزشیابی هر فرد از توانایی ها و صلاحیت هایش برای رسیدن به اهداف و یا غلبه بر موانع، به عبارت دیگر انتظارات خودکارآمدی به باورهای مربوط به توانایی های ما برای انجام موفقیت آمیز یک رفتار اطلاق می شود( بود[۱۲] و همکارن، ۲۰۰۶).
بندورا بیان می کند که سطح انگیزش، وضعیت های احساسی و اقدامات افراد بیشتر بر آنچه اعتقاد دارند مبتنی است تا آنچه که واقعا درست است. افراد تمایل دارند وظایف و فعالیت هاییی را انتخاب کنند که احساس می کنند در انجام آن ها شایسته هستند و اعتماد به نفس دارند و از بقیه آن ها اجتناب می کنند. بنابراین، هر چه خودکارآمدی بیشتر باشد، تلاش، پایداری و برگشت پذیری بیشتر خواهد بود( خجسته مهر و همکاران، ۱۳۹۱).
خودکارآمدی مجموعه متفاوتی از باورهای مربوط به حیطه های مختلف عملکرد است که شامل خودنظم دهی فرایند شناختی، انگیزشی، حالت های هیجانی و فیزیولوژیک است. خودکارآمدی مربوط به دستیابی به هدف، بهتر از کارآمدی مربوط به یک عملکرد خاص، عملکرد را پیش بینی می کند. کارآمدی مربوط به خودنظم دهی نیز یک عامل مهم در باور خودکارآمدی مربوط به دستیابی به هدف است. باور خودکارآمدی مربوط به یک مهارت ممکن است بالا باشد، اما هنگام استفاده در موقعیت های تنیدگی زا ضعیف می شود.خودکارآمدی هم چنین با هماهنگ ساختن مهارت های مختلف ارتباط دارد. از آنجا کل چیزی بیش از مجموع اجزای آن است، باورهای خودکارآمدی به جای این که مجموعه ی بی ربطی از خوباورهای خاص بالا باشند، حاصل تجارب و افکار بارآور هستند( بندورا، ۱۹۹۷).
۲-۲-۲- تاریخچه خودکارآمدی
درباره تاریخچه خودکارآمدی می توان گفت یکی از جنبه های نظریه شناخت اجتماعی آلفرد بندورا است، نظریه شناختی- اجتماعی از دیدگاه کارگزارانه سرچشمه گرفته است که در آن رفتار فرد به صورت هدفمند و پیش بینی پذیر تلقی می شود، و این دیگاه در ابتدا به نظریه یاگیری اجتماعی معرف بود و این نظریه بر خواستگاه اجتماعی رفتار و اهمیت فرایندهای شناختی در تمام ابعاد زندگی انسان، انگیزش، هیجان و عمل تاکید می کند و این نظریه از قویت فاصله گرفته بر اهمیت فرایندهای شناختی تاکید می کند، در این دیگاه افراد نه به وسیله نیروهای درونی برانگیخته می شوند نه به وسیله نیروهای بیرونی به طور خودکار کنترل می شوند و عملکرد انسان در چهارچوب یک مدل تقابلی سه جانبه تبیین می شود که در آن رفتار شخص و محیط یکی از این برای رسیدن به انواع عملکرد تعیین شده است( پروین و جان، ۱۳۸۶).
براساس این دیدگاه افراد دارای باورهای خودکارآمدی هستند که به عنوان یک الگوی کاری[۱۳] به وسیله آنها می توانند، روی احساس ها و اعمال خودمهارداشته باشند و چگونگی رفتار افراد به وسیله این باورها قابل پیش بینی است. باورهای خودکارآمدی، بنیان کارگزاری آدمی را تشکیل می دهند و یک منبع کلیدی در تحول، سازش یافتگی و تغییر شخصی است؛ و منظور از آن داوری و قضاوت های فاعلی[۱۴] شخص، درباره قابلیت ها[۱۵] و توانایی هایش برای سازماندهی و اجرای دورهای عمل موردنیاز برای مدیریت موقعیت های پیشایندی موثر بر زندگی شان می باشد و بر این افراد چگونه فکر می کنند خودازنده سازی[۱۶] یا خود تحقیر گری[۱۷] در رویارویی با مشکلات چگونه برانگیخته شده، و پشتکار نشان می دهند( بندورا، ۲۰۰۶).
مفهوم خودکارآمدی بندورا در زمینه های بسیاری از جمله در مسائل آموزشی و تحصیلی به کار گرفته شده و پژوهش های زیادی در مورد آن صورت گرفته است. باورهای خودکارآمدی بر رفتار، افکار و انگیزه فراگیران در حین انجام تکالیف تاثیر دارد. دانش آموزانی که اطمینان ندارند که در کامل کردن یک تکلیف شایستگی دارند و آنهایی که معتقدند تمرین و تلاش به موفقیت منتهی نمی شود اغلب مضطرب شده و احساس عدم شایستگی می کنند و بر عکس دانش آموزانی که به شایستگی خود ایمان دارند می توانند بر روی راهبردهای حل مسئله تمرکز داشته باشند( اسلاوین[۱۸]، ۲۰۰۳؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹). مفهوم خودکارآمدی بیان می کند که فرایندهای شناختی و تحلیلی متفاوت و مطالعات بین فرهنگی نشان داده اند که خودکارآمدی بالا به صورت مثبتی مرتبط با عزت نفس بالاتر، اهداف بالاتر، افزایش انگیزه و بهبود عملکرد می شود. در حالی که خودکارآمدی پایین با اضطراب، افسردگی و عملکرد پایین مرتبط است( شفیعی و معتمدی، ۱۳۹۰).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
۲-۲-۳- خودکارآمدی تحصیلی
باورهای خودکارآمدی تحصیلی بیانگر اطمینان فرد به توانایی خود در انجام موفقیت آمیز تکالیف تحصیلی، در یک تراز مشخص، می باشد( بانگ[۱۹]، ۲۰۰۴). در برخی از ابزارهای اندازه گیری این مفهوم، خودکارآمدی تحصیلی را در یک درس خاص یا محتوای درسی ویژه را اندازه گیری می کنند. براین اساس، طبق دیدگاه برخی از محققان، خودکارآمدی تحصیلی بیانگر اطمینان فرد به توانایی خود را اندازه گیری می کنند( زیمرمن ، ۲۰۰۸) و مقیاس های خودکارآمدی هندسه وجبر پیشرفته( لوپز، لنت، براون و گاری، ۱۹۹۷) جزو آن دسته از مقیاس هایی هستند که دانش وابسته به محتوای یک درس خاص را اندازه گیری می کند.
گروه دیگر مقیاس ها، براساس رابطه با یک درس با قلمرو محتوایی خاص تعریف می شوند. در پاسخ به این مقیاس ها از مشارکت کنندگان تقاضا می شود که اطمینان به توانایی خود را در دستیابی به یک نمره ی خاص در یک کلاس درسی، مشخص کنند. برای مثال مان، بیکر و جفریس(۱۹۹۵) و لنت، براون و لارکین(۱۹۸۷)، به منظور مطالعه ی نقش باورهای خودکارآمدی در قلمروهای موضوعی علوم و مهندسی، دو مقیاس خودکارآمدی تحصیلی متفاوت را گسترش دادند. در این رابطه، لنت و همکاران(۱۹۸۷) با بهره گرفتن از یک مقیاس خودکارآمدی مطالبات تحصیلی، اطمینان یادگیرندگان به توانایی خود را در انجام موفقیت آمیز مطالبات تحصیلی و وطایف شغلی بررسی کردند.
در سطح دیگری از تخصیص، محققان به منظور مطالعه باورهای خودکارآمدی تحصیلی، ابزارهایی را گسترش دادند که باورهای خودکارآمدی تحصیلی یادگیرندگان را بر اساس رفتارهای تحصیلی عمومی تر اندازه گیری می کنند. برای مثال، پنتریچ و دی کرات(۱۹۹۰) در گسترش پرسشنامه ی یادگیری و راهبردهای انگیزشی، بخشی را به باورهای خودکارآمدی تحصیلی اختصاص دادند.در این مقیاس یادگیرندگان به توانایی خود در انجام موفقیت آمیز تکالیف درسی و دستیابی به نمرات بالا، اندازه گیری می شوند(زینلی پور، زارعی و زندی نیا، ۱۳۸۸).
۲-۲-۳- ابعاد خودکارآمدی
باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح، عمومیت داشتن و شدت با هم تفاوت دارند.

 

 

سطح؛ باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح متفاوت هستند که می تواند به دشواری تکلیف خاص اشاره داشته باشد. در ماهیت چالش هایی که در برابر کارآمدی شخصی قرار دارد بر اساس سطح هوش، کوشش، دقت، احساس تهدید و خودنظم دهی کسب شده متفاوت قضاوت می شود. افراد در مواجه شدن با فعالیت ها و تکالیف خیلی ساده، احساس خودکارآمدی کاذب می کنند و در مواجه با تکالیف خیلی دشوار احساس عدم کارایی خواهد کرد براساس خودنظم دهی، مسئله این نیست که آیا می تواند خود را ملزم کند که آن ها را در مواجه با شرایط دلسرد کننده متفاوت، به صورت منظم دائم انجام دهد.

عمومیت یا تعمیم پذیری؛ اشاره به قابلیت انتقال احساس کارآمدی از فعالیت و تکلیفی به فعالیت دیگر دارد. براساس درجه شباهت فعالیت ها، شرایط رفتاری، شناختی و عاطفی که در آن ها توانایی ها بروز می کند و خصوصیات کیفی موقعیت ها یعنی بروز خودکارآمدی آن هایی اساسی تر از همه هستند که افراد بر مبنای آن ها زندگی خود را شکل می دهند.

شدت و قدرت؛ یکی دیگر از ابعاد خودکارآمدی بعد قدرت و شدت است، اشاره دارد به قضاوت خودکارآمدی به اطمینان از توانایی انجام تکلیفی خاص، باورهای خودکارآمدی شدت وضعف دارد. افرادی که اعتقاد بالای به خودکارآمدی خود دارند در برابر مشکلات و موانع کارآمدی خودشان را حفظ می کنند در نتیجه باورهای قوی تر باعث احساس قوی تر خودکارآمدی شخص، پشتکار بیشتر و بالا رفتن احتمال انجام موفقیت آمیز فعالیت انتخاب شده می شود( بندورا، ۲۰۰۶).

۲-۲-۳- مراحل خودکارآمدی در گستره زندگی
دوره های متفاوت زندگی اقتضائات گوناگونی را برای کارکرد موفق و شایستگی ایجاب می نماید. تغییرات هنجاری متناسب با رشد، شایستگی های متفاوتی را می طلبد. در هر دوره ای از زندگی، افراد اساسا از نطر چگونگی کارآمدی در ادامه زندگی متفاوت هستند.
کودکی:
احساس کارایی به تدریج رشد می کند کودکان زمانی که یاد می گیرند اعمالشان اثراتی بر محیط اجتماعی و فیزیکی خود دارند، احساس خودکارآمدی را آغاز می کنند، و آن ها از پیامد توانایی های خود؛ مهارت اجتماعی و شایستگی کلامی آگاه می شوند و از این توانایی ها برای تاثیر گذاشتن بر محیط، عمدتا از طریق تاثیراتشان بر والدین، عمل می کنند. والدین به صورت ایده ال، به فعالیت ها و تلاش های فرزندان در حال رشد برای ارتباط برقرار کردن پاسخ می دهند و محیط فیزیکی غنی را فراهم می آورد که اجازه رشد و اکتشاف را به کودک می دهند. رفتارهای والدین باعث احساس کارایی زیاد در کودکان می شود که در مورد پسرها و دخترها متفاوت می باشد( شولتز[۲۰]، ۱۳۹۰).
نوجوانی:
نوجوانی به عنوان گذر ازکودکی به بزرگسالی که با تحولات روانی- اجتماعی و شناختی همراه است و آن ها در اجتماع بزرگتر بیش از زمان کودکی فعال بوده و باید مسئولیت کارها و اعمال خود را بپذیرند که این مستلزم کسب مهارت های جدید است برای اینکه نوجوانان با تغییرات بلوغ برخورد کنند و با دوستان خود سرمایه گذاری هیجانی داشته باشند باید به احساس خودکارآمدی برسند. باورهای خودکارآمدی در بسیاری از زمینه های زندگی نوجوانان از زمینه های ورزش، مدرسه و عملکرد بهداشتی اثر نافذی دارد.
بزرگسالی:
بندورا در بحث درباره بزرگسالی، این مرحله زندگی را به دوره ی جوانی و میانسالی تقسیم می کند. دوره ی جوانی غالبا شامل سازگاری های دیگر، از قبیل شکل دادن رابطه ی زناشویی، آغاز پدر و مادر شدنو تسلط و چیرگی بر شغل است. خودکارآمدی برای همه ی این تکالیف حیاتی است. بندورا معتقد است اشخاصی که دارای خودکارآمدی ضعیفی هستندنمی توانند به خوبی از عهده ی این موقعیت ها برآیند و احتمالا سازگاری پیدانمی کنند. سال های بزرگسالی میانه یا میان سالی با منابع تازه ای از فشار روانی همراه است، چرا که مردم خود را دوباره ارزیابی کرده و با محدودیت های خود مواجه می شوند که هر دوی این ها بر خودکارآمدی اثر دارند. افراد میانسال باید به طور دایم توانایی ها، مهارت ها و هدف های خود را دوباره ارزیابی کرده و فرصت های جدیدی را برای رشد و تجلی پیدا کنند( شولز، ۱۳۹۰).
پیری:
ارزیابی خودکارآمدی در سنین پیری دشوار است. تنزل توانایی های جسمی و ذهنی، بازنشسته شدن از کار فعال و کناره گیری از زندگی افق جدیدی از خودارزیابی را ایجاب می کند. کاهش خودکارآمدی حاصل از این ارزیابی ها می تواند کارکردهای جسمی و ذهنی را در نوعی از پیشگویی کامبخش تحت تاثیر قرار دهد( شولتز،۱۳۹۰).
۲-۲-۳٫ منابع خودکارآمدی
بندورا معتقد است که داوری های ما درباره سطح خودکارآمدی مبتنی بر چهار منبع اطلاعاتی است: تجارب موفقیت آمیز[۲۱] یا دستیابی به سطح بالای عمل[۲۲]، تجربه جانشین[۲۳]، متقاعد سازی کلامی[۲۴] و سایر انواع نفوذ اجتماعی و انگیختگی فیزیولوژیکی[۲۵]
۲-۲-۳-۱٫ تجارب موفقیت آمیز
تجارب موفقیت آمیز شخصی با نفوذترین و مؤثرترین منبع داوری خودکارآمدی، موفقیت عملکرد است. تجربه های موفق قبلی در تکالیف مختلف، نشانه های مستقیمی از سطح تسلط و قابلیت های فرد است. موفقیت های قبلی قابلیت های افراد را نشان می دهند و احساس خودکارآمدی رخ می دهند کارآمدی شخصی را بیشتر مخدوش می کنند، واز طرف دیگر، اگر افراد صرفا موقعیت های سهل الوصول داشته باشند در آن ها انتظار دستیابی سریع به نتایج به وجود می آید و بر اثر شکست، به سرعت دلسرد می شوند. ایجاد احساس قوی خودکارآمدی، به غلبه بر موانع از طریق تلاش مداوم نیاز دارد. بعضی از سختی ها و عقب نشینی ها در تعقیب های انسان تلقی شده و به فرد می آموزد که موفقیت مستلزم تلاش پایدار است، آن ها در می یابند که موفقیت حاصل پشتکار در برخورد با موقعیت های نامطلوب و دست بر داشتن سریع از عقب نشینی است.
۲-۲-۳-۲٫ تجارب جانشینی
تجارب موفقیت آمیز شخصی با نفوذترین و موثرترین منبع داوری خودکارآمدی، موفقیت عملکرد است. تجربه های موفق قبلی در تکالیف مختلف، نشانه های مستقیم از سطح تسلط و قابلیت های فرد است. موفقیت های قبلی قابلیت های افراد را نشان می دهند و احساس خودکارآمدی را تقویت می کنند، و شکست های که قبل از تثبیت کامل احساس خودکارآمدی رخ می دهند کارآمدی شخصی را بیشتر مخدوش می کنند، و از طرف دیگر، اگر افراد صرفا موقعیت های سهل الوصول داشته باشند در آن ها انتظار دستیابی سریع به نتایج به وجود می آید و بر اثر شکست، به سرعت دلسرد می شوند. ایجاد احساس قوی خودکارآمدی، به غلبه بر موانع از طریق تلاش مداوم نیاز دارد. بعضی از سختی ها و عقب نشینی ها در تعقیب های انسان مفید تلقی شده و به فرد می آموزد که موفقیت مستلزم تلاش پایدار است؛ آن ها در می یابند که موفقیت حاصل پشتکار در برخورد با موقعیت های نامطلوب و دست بر داشتن سریع از عقب نشینی است( عابدینی، ۱۳۹۰).
۲-۲-۳-۳٫ متقاعد سازی کلامی
متقاعد سازی کلامی ترغیب های اجتماعی باورهای شخص را به موفقیت افزایشمی دهد. افرادی که از طریق صحبت کردن متقاعد شده اند توانایی های لازم را برای عملکرد موفق را دارند، در مقایسه با وقتی که دچار تردید می شوند و به هنگام بروز مشکلات در مورد دشواری های شخصی زیاد بحث می کنند و تلاش و پایداری بیشتری نشان می دهند. القای تدریجی باور بالا بودن خودکارآمدی، دشوارتر از خدشه دار کردن آن است افزایش غیرواقع بینانه باور به کارآمدی بر اثر نتایج نامناسب و مایوس کننده تلاش های فرد به سرعت توانایی های خود، موقعیت ها را طوری شکل می دهند که زمینه موفقیت افراد را فراهم سازد و مانع حضور آن ها در موقعیت هایی می شوند که در آن ها اغلب احتمال شکست زودرس وجود دارد، و این عامل رایج ترین منبع اطلاعات است که از سوی والدین، معلمان و همسالان، مورد استفاده قرار می گیرد.
۲-۲-۳-۴٫ برانگیختگی فیزیولوژیکی
برانگیختگی فیزیولوژیکی یعنی حالت های فیزیولوژیک نابهنجار به انتظارات ناکارآمدی کمک می کنند و باعث ترس و تنش در افراد می شود و آن ها را به عنوان نشانه های آسیب پذیری در برابر عملکرد ضعیف تعبیر می کنند. انسان ها در قضاوت در مورد توانایی های خود بر حالات عاطفی خود نیز متکی هستند. آن ها زمانی که ضعیف عمل می کنند، کنش های استرس و تنش های خود را نشانه آسیب پذیری می دانند. آن ها به هنگام درگیری در فعالیت هایی که توان و استقامت بالایی می طلبد، خستگی، درد، و رنج خود را نشانه ضعف جسمانی تلقی می کنند.
بندورا(۱۹۹۷)، اطلاعات مربوط با قضاوت های مربوط به توانایی های شخصی خواه حاصل تجارب شخصی، تجارب جانشینی، ترغیب کلامی و برانگیختگی هیجانی باشد، به طور ذاتی عمل نمی کنند. بلکه تنها از طریق فرایندهای شناختی اطلاعات کارآمدی افکار انعکاسی فراگرفته می شوند( عصاره، ۱۳۷۸).
۲-۳٫ بخش سوم: پیشینه مبانی عملکرد تحصیلی
۲-۳-۱٫ عملکرد
در اوایل دهه ۱۹۹۰، یعنی زمانیکه مطالعات میدانی نشان دادند که کارکردهای مدیریت منابع انسانی در سازمانها ارتباط مثبتی با بهبود بازده کلی سازمان دارد، این رشته از اهیمت بیشتر برخوردار شد. به عبارت دیگر، بکارگیری کارکردهای منابع انسانی با عملکرد بهتر در حوزه های مالی و عملیاتی در این سازمانها ارتباط داشته است. غالب این مطالعات در سازمان های بخش خصوصی و عمدتا در سطح ایالات متحده انجام گرفته اند.
عکس مرتبط با منابع انسانی

 

نظر دهید »
تحلیل محتوای کتاب های مطالعات اجتماعی و جغرافیا دوره اول متوسطه بر اساس مولفه های آموزش جهانی- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دانش جهانی درتبادل فنآوری و توزیع اطلاعات بین ملت هاست .
حوزه دانش اجتماعی وانسانی شامل دانش جهانی برای دهکده جهانی و گسترش دوستی های بین المللی و تبادل ومشارکت اجتماعی میان خرده فرهنگ ها و دستیابی به رفع تبعیض نژادی مذهبی ، ملی وجنسیتی مطلوب است .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
حوزه دانش سیاسی ، به دانش جهانی برای مشارکت در فهم بین المللی و علایق وائتلاف مشترک درنهایت منجر به تعارضات بین المللی خواهد بود .
حوزه فرهنگی دانش ، پذیرش دیگر فرهنگها درجهت گسترش فرهنگ جهانی با حوزه آموزش دانش شامل دانش جهانی برای گسترش آموزش جهانی است و تبادل آموزش بین المللی و مشارکت را پرورش خواهد داد .
۲-۴ مولفه های آموزش جهانی
تعیین هدف برنامه در مولفه های آموزش جهانی به یادگیری تواناییها و مهارتهای لازم برای زیستن در جهان متغیر و متنوع است و علت انتخاب موضوع به دلیل اهمیت وضرورت درشرایط کنونی کشور که نیازمند توجه به واقعیت های موجود درعرصه های مختلف جهانی است . برنامه ای متناسب با هدفهای تربیتی و برنامه های درسی در ابعاد مختلف در بعد مکانی و زمانی که درسازمان های بین المللی به صورت یکپارچه جهت پیشبرد اهداف و نگرشها به عمل می آید با توجه به شرایط جغرافیایی و موقعیت ژئوپلتیکی کشور، مرا بر آن داشت تا روی موضوع مولفه های آموزش جهانی و مفاهیم آن و لحاظ کردن اهداف با آگاهی از نظام آموزشی و گنجاندن برنامه ها و اهداف در محتوای کتاب های درسی با هدف کاربردی کردن آن در برنامه های درسی در دوره اول متوسطه که می تواند در عرصه بین المللی نیز همخوانی داشته باشد . استفاده از دیدگاه ها و تفکرات اندیشمندانه متفکران و افراد صاحب نظر درپایه تحصیلی که مصادف با شکل گیری شخصیت هر دانش آموزی در این مقطع می باشد بسیار اثر گذار خواهد بود که دیدگاه جهانی در دانش آموزان بوجود آید و همین دیدگاه عمیق برای رشد و توسعه و امید به مقاطع بالاتر را درپی خواهد داشت . درواقع آماده سازی زیرساخت برای گامهای بعدی است و از این طریق خواستم به عمق اطلاعات دراین راستا پی برده و بتوانم برای جامعه خود با این موضوع کمک علمی کرده باشم هرچند دراین رابطه دیگران نیز زحماتی مضاعف و تلاشهایی انجام داده اند اما اگر درعرصه های مختلف این موضوع بیشتر می تواند مورد توجه قرارگیرد مطمئن هستم می تواند کمک بسیار ارزشمندی بر جامعه و خصوصاً در نظام آموزش و پرورش داشته باشد و زمینه سازی بکند تا دست اندرکاران امر با بهره گرفتن از این اطلاعات و گردآوری داده های پژوهش درلحاظ کردن طرح درس و یا با عناوین دیگر وگنجاندن اطلاعات و دانش جهانی در آن مقطع کمک شایانی به دانش آموزان امروزی که فرهیختگان فردای جامعه ما خواهند بود د واین یک گام درراستای انتقال دیدگاه ها درآن مقطع حساس تعلیم و تربیت موثر واقع خواهد شد هرچه جامعه بین الملل در آموزش جهانی برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت را طراحی می کنند ما نباید فقط نظاره گر باشیم باید ما هم نقش فعال در این جهت داشته باشیم و برنامه ها ویا پژوهشهایی که دراین رابطه انجام می گیرد بعنوان یک عضو فعال در عرصه جهانی تلاش و کوشش کنیم ونقش خودمان را در جهان رو به ترقی و پیشرفت ایفا کنیم اگر این کار صورت نگیرد وهماهنگی با جامعه بین الملل انجام نشود یک خلاء بسیار تاثیرگذار درآموزش و پرورش کشور بوجود خواهد آمد وهمگام نشدن با جهان وبی تفاوتی دراین هدف ما را درجهان امروزی با چالش بسیار مواجه خواهد کرد که همگام نشدن امروز هزینه و مشکلاتی را برای نسل های آینده پیش خواهد آورد پس با این نگرش به موضوع و استفاده از دیدگاه ها و چشم اندازها و بکارگیری طرح ها و پروژه هایی دراین خصوص ما را به سمت وسوی فراملی و فرامنطقه ای سوق خواهد داد اینجا به مواردی اشاره می شود که جهان درتدارک برنامه هایی برای کشورها و ملت ها است . ما هم با درنظرگرفتن موارد یکه درذیل بیان می شود بااستفاده از نقاط قوت وتقلیل نقاط ضعف برای آینده با چشم انداز واقع بینانه برنامه ریزی داشته باشیم .
به عقیده عموم متخصصان تربیتی در مولفه های آموزش جهانی اهدافی مدنظر است که عبارتند از کسب دانش در باره جهان ، توسعه مهارتهای جهانی و بالاخره توسعه نگرشهای جهان مدار تاکید می کنند ولی در باره میزان اهمیت هریک از اهداف مذکور و اولویت آنها توافقی وجود ندارد در واقع تحلیل دقیق نظریه و عمل تربیتی در برنامه های برنامه ها و مولفه های آموزش جهانی درکشورهای مختلف ارائه شده است البته این برنامه ها در هر کشور نشان دهنده علایق ملی زادگاه خود را منعکس کردند .اهداف توسعه هزاره در واقع هدف مشترک هستند که در سال ۲۰۰۰ در سازمان ملل برسر آنها توافق شد که این اهداف تا سال ۲۰۱۵ باید تامین شوند . اهداف توسعه هزاره که هشت آرمان است که باید تا سال ۲۰۱۵ به آنها دست یافته شود آگاهی از نظام ها و چشم انداز و مسئولیت پذیری و با ذهنیت فرایندی و سیاره زمین نیز بر چالش های اصلی توسعه ی جهان پاسخ دهند افزوده شده است که در دیدگاه اول توسعه هزاره .هشت آرمان ذکر شده عبارتند از :

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

ازبین بردن فقر شدید و گرسنگی

دست یافتن به آموزش ابتدایی همگانی

گسترش و ترویج برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان

کم کردن مرگ کودکان

بهبود سلامت مادران

مبارزه با ایدز، مالاریا و دیگر بیماری ها

تضمین پایداری محیط زیست
عکس مرتبط با محیط زیست

 

گسترش مشارکت جهانی برای توسعه

اهداف آموزش جهانی افزایش آگاهی شاگردان درباره فرهنگها و ملتهای مختلف و حتی همکاری با آنها معرفی می کنند ولی ازهرگونه قضاوت اخلاقی در زمینه های بحث برانگیز جهانی پرهیز دارند و روایت های مختلف مولفه های آموزش جهانی و برخی از مهمترین اهداف را چنین بیان می دارند .

 

 

مسئولیت شهروندی در برابر فقر و بی عدالتی

مباحثات اخلاقی پیرامون روابط و وابستگی ها

گسترش درک و حساسیت اخلاقی یادگیرندگان جهت ارتباط انسانی

۴- گسترش احترام و محبت به دیگران همیشه و همه جا.
۵- توسعه حساسیت نسبت به محیط زیست
۶-توجه به اشکال گوناگون زندگی و پرهیز از تمرکز زندگی بشر همچون مرکز همه راه حلهای جهانی

 

 

پرهیز از مسائل مناقشه برانگیز جهانی و پیش داوری درباره نظم جهانی و پرهیز از میهن پرستی افراطی اختلاف نظر در هدف از معرفی چشم انداز جهانی.

روایت های گوناگون آموزش جهانی به تغییر و تحول چشم انداز یادگیرندگان توجه دارند ولی برخی هدف آموزش جهانی را دیدگاهی روشن در باره جهان می دانند و معتقدند کلاس مدرسه صحنه نجات جهان نیست البته برخی دیگر ، شناسایی مسائل و همچنین اقدام برای صلح و آزادی را یک از هدف آموزش جهانی تلقی می کنند . بالاخره گروه سوم معتقدند میان عمل گرایی و مبارزات اصلاحی برای حل مشکلات با شناخت صرف از مسائل جهانی لازم است تعادلی برقرار گردد.
اختلاف نظر در باره تربیت شهروندی نیز روایت های گوناگون از برنامه های درسی در مولفه های آموزش جهانی موضع گیری متفاوتی در زمینه شهروندی دارند.برخی تربیت شهروندی را عبارت از تطبیق منافع جهانی و ملی می دانند و برخی دیگر ارائه نگرشی در باره ماهیت وابسته به جهان معاصر را که اساس نظام آموزشی هر کشور در تربیت شهروندی تلقی می کنند اما اهداف و برنامه ها یی که در مولفه های آموزش جهانی در ایران به اجرای آزمایشی درآمده و برنامه خود را بر ساختار ویژِه ای از اهداف استوار نموده اند که تاحدودی می تواند بازتاب زمینه نظری و مفاهیم اساسی آن باشد .قسمت مهمی از کار برنامه ریزی درسی ، تحرک بخشیدن به بنیادهای نظری برنامه ها می باشد .
و این حرکت تحت برنامه آموزشی جهانی در قالب یک طرح آزمایشی در سالهای ۸۲ تا ۸۴ در تهران با همکاری صندوق کودکان ملل متحد (یونسیف [۱۶]،۲۰۰۴،۲۰۰۶) اجرا شده است .
۲-۵ هدفهای طرح
۱- بررسی توانایی تفکر سیستمی و آگاهی از نظام ها
۲- کسب مهارتها و مسائل برای پذیرش دیدگاه سایرین در ابعاد برنامه درسی
۳- کسب آگاهی از وضعیت جهان و مسئولیت پذیری
۴- آگاهی از مسائل و مشارکت و پرورش مهارتهای اجتماعی درون و بیرون .
۵- توجه به تدریجی و تداومی بودن آموزش بررسی بعد زمانی و مکانی
تصمیم این طرح در برنامه های درسی و رسمی موجود در سیستم آموزش ایران – جهت دست یافتن بر اهداف کلی جهت :
۶- چشم انداز ارتقاء کیفیت آموزش .
۷- مسئولیت پذیری و کاربردی کردن آموزش مدرسه ای.
۸- داشتن ذهنیت فرایندی در رشد و توسعه مهارت های زندگی در دانش آموزان به تناسب مقطع تحصیلی دوره اول متوسطه .

 

 

متناسب در ابعاد زمانی و مکانی در غنی کردن محتوای درسی.

۱۰-ایجاد نگرش در دانش آموزان برای رشد فرهنگ جامعه و احترام متقابل به سایر فرهنگها.
اهداف کلی درراستای شناخت آنچه که درحال حاضر با آن مواجه هستیم می خواهیم بدرستی جهت بهبود وضع موجود حرکتی بکنیم لازمه کار شناخت مسائل و موضوعات و محتوای تمامی نگاشته هایی که درمقطع مورد نظر لحاظ شده است و چنانکه از آنها برای استفاده و به چالش کشیدن دانش آموزان و توانمندیهای آنان می خواهیم بهره لازم ببریم باید تفاوت ها و تشابهات را ارج نهاده وهرکس را در حد توان انتظار شکوفایی داشت اگر شناخت از واقعیت موجود با درنظرگرفتن تمام مولفه ها درمیان محیط های آموزشی از معلم ، فضای آموزشی و امکانات و سایر مواردیکه تاثیر گذارهستند داشته باشیم درتعریف اهداف کلی با چشم انداز واقع بینانه و با برنامه بسیار منسجم و حتی در بدو ورود دانش آموز به آن مقطع انتظارات نیز تعریف می گردد و محتوای کتابها دررابطه با مسائل و موضوعات مولفه های آموزش جهانی با رویکرد جهانی نیز مورد ارزیابی قرار می گیرد وفراگیر نیز با دیدی وسیع و شناسایی نقاط ضعف وقوت ، خود را با الگوی خوب منطبق نموده و ما هم به عنوان کسی که برای آن دانش آموز مفاهیمی را منتقل می کنیم انتظار داریم که درمسیر حرکت به سوی مقاطع بالاتر سیر منطقی را درپیش گرفته و با حمایت و هدایت صحیح آنگونه که می خواهیم برای جامعه فردای خود افرادی بسیار دورنگر و تربیت یافته درست را تحویل داده و خود نیز از عملکرد آموزشی بعنوان معلم راضی خواهیم بود که هم از لحاظ وجدانی بسیار احساس آرامش خواهیم کرد و هم از اینکه تفکرات امروز ما زیرساخت فردای آن دانش آموز خواهد بود.
پس با این توضیح اهداف بنده از این پژوهش این است که بتوان با برنامه ریزی واقعی در حد امکانات و توانمندیهای موجود یک ماحصل خوب از کارکرد خود داشته باشیم .ما با شناسایی و بررسی برنامه ها و اهداف در هر روشی یا حرکتی می توان در برنامه های درسی نقاط قوت را تقویت و نقاطی که روی آن برنامه ریزی درست صورت نگرفته است یا تغییر یا به گونه ای متناسب با شرایط زمان مجدداً طراحی نمود و درصورت برطرف شدن آن ضعف ها می توان مجدداً به سایر محتوا تسری داد . امیداست که خداوند یاری دهد ما هم نقشی درراستای این اهداف داشته باشیم .
۲-۵-۱ اهداف جزئی
شاید با نگاه بسیار محدود می توان هر برنامه ای را اجرا کرد ولی هرحرکتی به قول گفته افلاطون : طولانی ترین سفر با قدم اول شروع می شود پس بی مناسبت با موضوع نیست که ما باید با برداشتن قدمهای اولیه راه را به آرامی هموار نموده تا بتوان برنامه های میان مدت و با گذشت زمان و گرفتن نقایص برنامه ، گامی برای برنامه بلند مدت برداشت . اهداف جزئی روزنه ای برای روشنایی بیشتر می باشد اما همین روزنه برای کسی که درتاریکی بسرمیبرد خورشیدی است که می تابد پس اهداف جزئی عبارت از این خواهد بود تا مواردذیل مورد بررسی قرارگیرد.
دربیان مولفه های آموزش جهانی و تحلیل آن در کتاب های درسی دوره اول متوسطه نیازمند تشکیل کارگروهی که دانش آموزان بتوانند با همفکری و بیان واقعیت های زمان خود مساله را حل نمایند واین امر کمک خواهد کرد هم از مشارکت دانش آموزان در برطراحی و تدوین برنامه کمک بگیریم و نقش واهمیت موضوع را نیز با آنان در میان بگذاریم و همین امر یک حرکت نو در راستای این چشم انداز خواهد بود که می توان از دانش پذیران نیز استفاده کرد و از یک طرف ضمن مشارکت دانش آموزان و با آنان به صورت گروهی نظرخواهی کردن و گروهی کارکردن آنها را مورد سنجش وارزیابی قراردهیم .
دریک برنامه ریزی آموزشی می توان دانش آموزان مقطع اول متوسطه را مورد ارزیابی قراردهیم مبنی براینکه آنان یاد بگیرند که چقدر از نظرات سایرین نیز می توانند استفاده کنند و نظرات سایرین را در برنامه های خود لحاظ نمایند. پی بردن به دیدگاه آنان باعث خواهد شد تا میزان شناخت دانش آموزان را از مولفه های آموزش های جهانی مورد بررسی قرار دهیم .
میزان توانمندی دانش آموزان دراستفاده از واژه های بین المللی را مورد ارزیابی قراردهیم .
چقدر دانش آموزان با حفظ فرهنگ ملی از دیدگاه فراملی استفاده می نمایند .
آموزش در نظام های جهانی اینگونه عنوان شده است ، ایده ای است که در پی بروز برخی مشکلات اساسی در زندگی بشر بعنوان راه حل مطرح گردیده است . تجربه بحرانهای اجتماعی ناشی از توسعه صنعتی نظیر اشتغال ، مسکن ، مهاجرت ، نابرابری ، فقر و گرسنگی بحران جمعیت و غیره سبب شده است تا مربیان و متفکران تعلیم وتربیت همچنین فعالان اجتماعی و نهادهای بین المللی ایده های مختلفی برای آموزش جهانی مطرح کرده اند . برنامه مطالعات جهانی ، تربیت چند فرهنگی مدرسه سبز ، آموزش برای صلح ، آموزش توسعه و بالاخره آموزش جهانی نمونه هایی از این ایده ها هستند .دراین راستا برنامه ها و ابعاد مولفه های آموزش جهانی به عنوان یک پیشنهاد اصلاحی برای برنامه درسی ، از سوی آقای دیوید ادوارد سلبی و با کمک یونیسف به برخی از کشورها از جمله ایران پیشنهاد شده است .
معنای آموزش جهانی ، مفاهیمی که دربرنامه آموزش جهانی بکارگرفته می شود مضامین مورد تاکید در برنامه درسی ، انتخاب فعالیت ها و فرصت های یادگیری و غیره تعیین کننده است . تفسیر از آموزش جهانی نیز بر انتظاراتی که از معلم داریم نکاتی که برآنها دربرنامه درسی تاکید می کنیم در گزینش های ما درمیان فرایندهای آموزشی و چگونگی تربیت معلم تاثیر می گذارد ( بگلر[۱۷]، ۱۹۹۳)
ریشه های تاریخی یا حتی فلسفی ، روایت های گوناگونی از آموزش جهانی وجود دارد این روایت ها سبب می شود تغییر آموزش جهانی با مشکل مفهومی بسیار مهمی مواجه گردد.(پایک ،۲۰۰۰)
مشارکت فعال شاگردان در بازار جهانی سبب می گردد و برخی آن را به معنای بازنگری و دگرگونی محتوا ، سازمان و هدف مدرسه درکل تلقی می کنند . برخی ، رسالت تعلیم و تربیت را آشنا نمودن یادگیرندگان با مسائل جهانی و روابط بین الملل می دانند و آموزش جهانی را بعنوان انتخاب و گنجاندن برخی مسا ئل جهانی در برنامه درسی دوره دبیرستان تلقی می کنند ( هیتر[۱۸]، ۱۹۸۰)
بعضی رسالت تعلیم وتربیت را مطالعه موضوع جهانی نظیر امنیت ، عدالت اجتماعی ، کیفیت زندگی ، صلح و ثبات در آینده وغیره دربرنامه درسی تلفیقی یا فرا رشته ای یا بین رشته ای می پندارند که در برنامه های درسی آشکار یا حتی پنهان جریان می یابد ( لوینس،[۱۹]۱۹۹۲)
همچنین بعضی معتقدند مولفه های آموزش جهانی در اصطلاح رایج به ادراک وابستگی متقابل معطوف است و درواقع تلاشی جهت توسعه بردباری صلح ، دوستی وعدالت محسوب می شود. (علااالدین، ۱۹۸۹).
دیوید سلبی ” یکی از مولفه های آموزش جهانی را تبلور تربیتی یک الگوی نظام دار ، کل نگر وبوم شناسانه ذمی داند که برای ماهیت ، اهداف ، فرایند یادگیری و کارکرد تمام بخش های آموزش وپرورش استلزاماتی همراه می آورد ( سلبی[۲۰] ،۱۹۹۹).
پس بدون شک تعدد دیدگاه ها به آموزش جهانی ناشی از تنوع پایگاه نظری یا اهداف اجتماعی است چنانچه برخی گفته اند ، مرزهای ملی مانع از آموزش جهانی است و آموزش جهانی در گروه حذف مرزهاست (والگر[۲۱] ،۱۹۸۶ )
بنابراین طرح دیوید سلبی و همفکران ، ریشه های آموزش جهانی را می توان درجریان های تربیتی نظیر آموزش توسعه( آموزش توسعه ای[۲۲]) جستجو نمود.
مطالعات مولفه جهانی به مطالعاتی گفته می شود که جهان موضوع تحقیق آن است و ممکن است به صورت بین رشته ای و کل نگر از موضوعات مجزا باشد ولی هرگز یک واحد منفک در برنامه درسی را تشکیل نمی دهد . اصول سازمان دهنده مطالعات جهانی عبارت از : توجه به فرهنگها و جوامع دیگر غیر از جامعه یادگیرنده توجه به مسائل بزرگتر از جامعه یادگیرنده ، توجه به ارتباط متقابل نهادها ، وقایع و غیره در ورای مرزهاست . رویکرد مطالعات جهانی جریان های تربیتی دیگری همچون آموزش توسعه ، تربیت حقوق بشر ، آموزش صلح ، تربیت محیطی ، تربیت چند فرهنگی، تربیت سیاسی و تربیت ضد نژاد پرستی درتکوین برنامه آموزش جهانی موثر بوده اند .
رویکرد مشارکتی و فعال جهت شکوفایی استعدادها را باید رواج داد ، تقویت محیط های یادگیری و بهره گیری از روش های گوناگون یادگیری همچنین ترویج برنامه های تلفیقی آموزش های پایه ، تعامل و همکاری درسطح ملی ، منطقه ای و بین المللی است ( دلور[۲۳]، ۱۹۹۸).
درهرصورت مولفه های آموزش جهانی از برنامه های اساسی یونیسف برای اصلاح یادگیری پایه تلقی می شود ، اهدافی که برای این اصلاحات معرفی شده اند عبارتند از یادگیری و یادگیری حل مسئله ، همچنین محتوای مورد نظر این برنامه شامل مطالعه و تفکر درباره جنگ ، صلح ، محیط زیست ، فقر ، ثروت ، ایدز، سلامت جهان ، حقوق بشر براساس رویکرد به جهان همچون کل یکپارچه تعلیم وتربیت رسالت پرورش شهروندان جهانی را برعهده می گیرد کسانی که به مردم با فرهنگ ها ، عقاید و نگرشهای مختلف احترام می گذارند ( پایک، سلبی، ۱۹۹۹)
رویکرد مولفه های آموزشی جهانی به تغییر یا نوعی نقش تاثیر گذار برای آدمی همراه است . کاربرد مفهوم تغییر در چشم انداز مولفه هایی آموزش جهانی با هدف توجه به آینده تاکید دارد اندیشه ها ، برنامه ها و اعمال ما آن را شکل می دهند و شکل دهی به آینده در گرو آگاهی مشارکت و فعالیت منظور می گردد . چون تصمیمات و رفتار ما آینده را تعیین می کند درتمام سطوح انواع متنوعی از نگرش آینده گرایان از آینده های جایگزین وجود دارد . بنابراین ارزشها و اولویت های هرکس شامل سه آینده ، محتمل ، آینده ممکن و آینده مطلوب است .
تعلیم وتربیت همچون یک نهاد اجتماعی از این چارچوب های ذهنی و اجتماعی متاثر است وحتی به عنوان بستر انتقال و تولید علم از رویکرد تقلیلی آن تبعیت می نماید . رواج رویکرد تفکیلی وروش شناسی تقلیلی درتعلیم وتربیت تاکنون درمعرض انتقادات بسیاری واقع شده و روندهای اصلاحی متنوعی دراین زمینه ارائه گردیده است .از جمله هدف در آموزش جهانی را می توان پاسخی به نواقص تربیت رایج از جهت پیامدهای رویکرد تفکیکی و توسعه نگرشی ویژه نسبت به طبیعت ، نقش جنسی ، تفاوت نژادی وغیره دانست . اساساً برنامه ها و اهداف و ابعاد آموزش جهانی جلوه تربیتی دیدگاه کل گراست و آموزش جهانی همچون ابزاری برای مقابله فرهنگی با رویکرد تفکیکی و روش شناسی تقلیلی و ماشنیسم ، بیان تربیتی یک الگوی کل نگرانه است ( سلبی ،۲۰۰۱ ).
چالش های جهانی آموزش وپرورش درقرن بیست ویکم را میتوان ناشی از دیدگاه های نو و به کارکردهای آموزشی و پرورشی دانست این دیدگاه ها قطعاٌ رویکردهای متفاوتی را به مشکلات آموزش وپرورش ایران و توانمندیهای آن اضافه و موضوعات گوناگونی را مطرح می سازند .مباحثی که هم میان پژوهشگران و اندیشمندان آموزش و پرورش درسطح دانشگاه ها و مراکز پژوهشی مطرح می باشد . رویکردهای برآمده از سبز فایل ارتباطات و فنآوری هایی در تعلیم وتربیت از جمله دیدگاه حداکثری مبتنی بر خود یادگیری و چگونگی یادگیری ، فرایند مدار و مستقل موجب حرکت تدریجی درباز تعریف مفاهیم اساسی تعلیم وتربیت شده است . برای مثال ، ازبین رفتن مرز بین دولت ها ی ملی و جامعه جهانی، بین فرهنگ ملی و خرده فرهنگ های تشکیل دهنده آن ، بین مدرسه و جامعه محلی ، بین خانه و مدرسه ، بین آموزش و موسسات یادگیری ، بین آموزش رسمی و غیررسمی ، بین برنامه درسی از قبل تنظیم شده و انتخاب های افراد بین شاگرد ومعلم ، بین والدین و فرزندان آنها ، بین انسان وماشین و حتی بین رشته های مختلف موجب شده تا چالش های عمده ای در آموزش ایجاد شود که به منظور برخورد با آنها و انطباق با تغییرات پیش آمده ، برنامه ریزان ومربیان آموزشی بایستی گام های اساسی بردارند . از مطالعه وضعیت موجود در آموزش و پرورش کشورمان می توان دریافت که درطول سالیان گذشته ، تلاش موفقیت آمیزی برای شناسایی این چالش ها و مقابله با آنها به عمل نیآمده و اگر هم کاری صورت گرفته جامع و کامل نبوده و نظام آموزشی کشور ، کماکان به روش سنتی خود اداره می گردد.
رویکردهای نوین از تحولات علمی وفنآوری های جدید به ویژه آی تی سی و آی تی [۲۴]نشاًت می گیرند که این تحولات زمینه را برای ظهور دیدگاه های نو هموار کرده و آنها را فراتر از مرزهای ملی ودرچارچوب جهانی مطرح می سازند . عمده ترین چالش هایی که نظام آموزش وپرورش ما را درآینده با آن روبرو خواهد کرد تبین و سرانجام راهبردهای آموزشی لازم برای برخورد با این چالش ها خواهد بود (صبوری، ۱۳۸۹).

 

 

نظر دهید »
بررسی حقوقی حمایت از علامت تجاری درحقوق ایران ، آمریکا وکنوانسیون های بین المللی- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۳-۷ گفتار هفتم: انواع علامت تجاری
در این گفتار سه گروه از علائم را مورد بررسی قرار خواهیم داد. اول علائمی که از حیث موضوع مورد حمایت هستند و دوم علامت هایی که قابلیت ثبت شدن را دارند و قانوناً تحت حمایت قرار می گیرند. سوم علامت هایی که نمی توان آنها را به عنوان علائم تجاری ثبت نمود و مورد حمایت، قرار داد.
۲-۳-۷-۱ علائم ازحیث موضوع حمایت
الف: علامت صنعتی و تولیدی
علامت صنعتی ،علامتی هستند که تولید و محصولات معین و مشخصی را که متمایز با سایر محصولات موجود در بازار است معرفی کرده ومعمولاُ با علامت تجاری متفاوت است مگر اینکه تولید کننده، توزیع کننده آن محصول هم بوده که از این رو علامت صنعتی که نشان و گواهی استاندارد را دارا می باشد، علامت تجاری آن شرکت نیز محسوب می شود. گواهینامه یا تایید یه علامت تجاری (CTM) نشان می دهد که کالا یک تاجر از تاییدیه استانداردهای خاص برخوردار است.
استاندارد معمولا گواهی می کند:

 

 

کیفیت

محتوا

روش ساخت

منشاء جغرافیایی

سی تی ام[۶۰] معمولا بر روی کالا نه برای معامله گران و تجار مختلف، بلکه فقط از آن برای یک معامله گر و تاجر خاص استفاده می شود. استاندارد و یا هر مرجع صلاحیتدار صدور گواهینامه اخذ CTM توسط مالک را مورد تایید قرار می دهد. صاحب CTM ممکن است آن را خود استفاده کنید، اما معمولا آن ها اجازه خواهد داد که دیگران به عنوان کاربران مورد تایید از آن استفاده کنید، استفاده باید مطابق با قوانین CTM باشد.[۶۱]
ب: علائم تجار و بازرگانان و توزیعی
علامت تجاری توزیع، به آن دسته از علائم تجاری گفته می شود که توسط یک توزیع کننده یا تاجر روی کالاهایی قرار می گیرد و مسئولیت عرضه آن کالا در بازار بر عهده آن شخص می باشد اعم از این که آن کالا بوسیله آن شخص تولید شود یا اشخاص دیگری. برخلاف علامت تجاری صنعتی، علامت تجاری توزیعی متعدد نبوده و وسیله ای برای تشخیص منشاء و مبداء تولید نمی باشد. در حالی که علامت تجاری صنعتی دقیقآ بیانگر محل تولید محصول شناخته می شوند. البته اگر علامت تجاری توزیعی، اختصاص به کالاهای تولیدی توسط یک واحد تولیدی را داشته باشد در این صورت علامت تجاری تولید و توزیع می تواند یکسان باشد. و اصولاُ می توان گفت، شباهت بیشتری بین اصطلاح علامت تجاری با مفهوم علامت توزیعی و جود دارد.
ج: علائم خدماتی
خدماتی که توسط موسسات و شرکت های تجاری حمل و نقل اعم از زمینی، دریایی و هوایی در زمینه حمل مسافر و بار انجام می پذیرد و همچنین خدمات ارائه شده بوسیله بانک ها و موسسات اعتباری و صندوق قرض الحسنه از هر قسم که باشد و نیز خدمات مشاورهای اشخاص حقیقی و حقوقی و تجار ممکن است از طریق علامت تجاری ارائه شود.بدین گونه که، روی کاتالوگ و اوراق و بروشورهای مورد استفاده شخص ارائه کننده خدمت، علامت تجاری اختصاصی درج می شود. به طور مثال، شرکت های حمل و نقل مسافر بر روی اوراق مربوط به تعیین زمان ارائه خدمت حمل و نقل خود، علامت تجاری خود را چاپ می نمایند مثل علامت تجاری هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران(هما) که بر روی بلیط های صادره درج شده است.[۶۲]
۲-۳-۷-۲ علائم قابل ثبت
مجموعه ای متداول از علائم شامل آن شامل حروف، اعداد، کلمات، آرم، تصاویر، نمادها، و یا ترکیبی از یک یا بیشتر از این عناصر، بنابراین، غیر ازعلائم متداول علائمی بر ظاهر، شکل، صدا، بو، طعم و بافت می شود. افزایش رقابت تجاری و جامعه مصرف کننده رو به رشد صاحبان نام تجاری را به نوآوری روش های جدیدتری جهت رقابت با رقبای خود، برای افزایش محصولات خود وادار کرده است. علامت های تجاری غیر متعارف به طور گسترده ای در زمان های اخیر در نتیجه ای از تغییرات قانونی که در توسعه یفته و درتعریف علامت تجاری نیز پذیرفته شده است[۶۳]. اما در حقوق ایران فقط علائم قابل مشاهده را مد نظر قرار داده است، که در ذیل به شرح هریک از اشکال می پردازیم.
الف: کلمه یا کلمات و علائم بیانی
این علائم که حدود هشتاد درصد ازعلائم راتشکیل می دهند هم دیدنی وهم شنیدنی هستند، اما نقطه اشتراک دیگر همه آنها این است که از حروف الفبا تشکیل شده اند. این علائم، شامل واژه های زبان رایج، واژه های خارجی، نو واژه، نام های کوچک و خانوادگی، نام های مستعار، شعارها و کلمات قصار می باشند. واژه های زبان رایج مانند: پودر لباسشویی «دریا»، کیک «رشد»، خمیردندان «نسیم»
واژه های خارجی مانند: شرکت ایران ناسیونال، دست کش رزماری، هتل میامی، رستوران سورنتو.
البته در ایران به دلیل قانون ممنوعیت بکارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه (مصوب ۱۴/۹/۱۳۷۵) شرکت ها و موسسات از واژه های ایرانی که آهنگ انگلیسی یا غربی داشته باشند استفاده می کنند مانند علامت: «نیکا»، «کرند» ، «سیر» ، «نیک کالا». نو واژه (استفاده از لغات جدید یا قدیم در مفهوم نوین): منظور کلماتی است که توسط شرکت صاحب علامت بوجود امده باشد و فاقد مفهوم است. مانند: «تاژ»، «یاهو»، «کداک»
نام های خانوادگی و نام های کوچک : مانند: «مواد غذایی بهروز»، « عطریات بیژن» و …
نام های خانوادگی همچون «رنو» (لویک سل رنو)، «نستله (هانری نستله)»، «لیپتون (توماس لیپتون)»
شعارها و کلمات قصار مانند: «کوکاکولا[۶۴] »، «کاشی عقیق انتخاب دقیق»، « ذائقه ایرانی نوشابه ایرانی» و…[۶۵]
ب: اعداد، حروف و حروف اختصاری
تعداد علایم قابل ثبت درسطح جهان تقریباً نامحدود هستند، و مطابق با قانون مصوب کشورها، علامت تجاری ممکن است متشکل از یک یا چند کلمه، حرف یا عدد باشد. همچنین برخی از علائم در قالب اعداد و حروف می تواند بی معنی باشد مثل ال جی. امروزه بسیاری از اعداد برای مردم کشورهای مختلف، در سطح ملی ویا بین المللی ، یاد آور یک کالا یا خدمت است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

عدد «۲۱۲» نوعی عطر، «۱۱۰» نوعی لوازم آرایش، « رستوران ۷ »، «۷۴۷» برای نوعی هواپیمای بوئینگ

حروف «کیو و کیو» و «سی کی» برای نوعی ساعت، «ال جی» برای لوازم خانگی و صوتی تصویری …

آی بی ام[۶۶]

ترکیب حروف و اعداد: «شانل ۵»، « پژو ۲۰۶» و…[۶۷]

ج: علائم رنگی
اگر چه رنگ همراه با کلمات، طرح، نمادها، آرم و دیگر علائم قابل تشخیص به طور سنتی برای یک مارک تجاری قابل انتخاب بوده است، اما رنگ به تنهایی در سایه و سایه روشنهای خاکستری پوشیده شده قابل انتخاب و مطلوب می باشد. تمایز رنگ و توانایی افتراق بین فام های مختلف از یک رنگ، امتیاز مورد نظر بوده است. قوانین و مقررات رنگ به تنهایی در دو مورد در ملاحظات سیاست گذاری های کلان وجود دارد. اولین، نگرانی که وجود دارد در خصوص تعداد محدودی از رنگ ها است که با اعطای حقوق انحصاری آن رنگ ها دیر یا زود مخزن تهی از دسترسی می شود و در نتیجه وجود ضد رقابتی لازم است. دومین نگرانیی که وجود دارد این است که رنگ به تنهایی مورد حمایت قرار گیرد، که سبب کم کردن سرعت فرایند ثبت علامت تجاری برای جلوگیری از نقض و دادخواهی های طولانی در طول سایه ها و سایه روشن های رنگ منجر می شود.
با این حال، در تاریخ ۲۸ مارس سال ۱۹۹۵، دیوان عالی آمریکا درخصوص شرکت کوالیتکس برگزار شد عیله محصولات شرکت جاکوبسن، که قانون علامت تجاری فدرال اجازه ثبت نام از یک مارک تجاری که، صرفا و به سادگی، از یک رنگ تشکیل شده را داده است. دادگاه ثبت طلا رنگ سبز را به عنوان یک مارک تجاری برای کیسه فشرده مورد استفاده برای خشک شویی مجازدانسته است. دادگاه متذکر شد که از زبان قانون مدون علامت تجاری و اصول اساسی قانون علامت تجاری این گونه به نظر می رسد که کالر به عنوان علامت تجاری مورد حمایت وپوشش قرار گرفته است. دادگاه، با این حال اشاره داشت، حمایت از علائم تجاری رنگ تنها به رنگ هایی است محدود می شود که معانی ثانوی بدست می دهند و در رابطه به شناسایی و تشخیص یک نام تجاری خاص که نشان دهنده مبداء آن است کمک می کند. این به این معنی است که یک رنگ نمی تواند به عنوان یک مارک تجاری مورد حمایت واقع شود مگر اینکه مصرف کنندگان ارتباط خاصی بین آن رنگ با تولید کننده و یا منبع کالا (یا خدمات) برقرار کنند.[۶۸]
د: علائم جنبشی و متحرک
تصاویر متحرک در قالب یک کلیپ فیلم، ویدئو، انیمیشن، آرم و غیره همچنین می تواند در برخی از کشورها واجد شرایط ثبت باشد. علائم تجاری متحرک نیز ممکن است به عنوان نشانه های متحرک، علائم در حال حرکت، یا علائم جنبش شناخته شده باشند. از شرایط یک علامت تجاری حرکتی شامل شرح مفصلی است از اجزاء یا عناصر این علائم تجاری مختلف و اثر متقابل آن ها با یکدیگر که توضیح داده شده در یک سلسله مراحل متناوب است. شرح علامت تجاری حرکتی (شرکت فیلم سازی) کلمبیا نشان داده می شود که متشکل از یک تصویر در حال حرکت از یک فلش از نور که از آن اشعه های نور در برابر یک پس زمینه از آسمان و ابرها ساطع توصیف شده است. صحنه پس از آن صفحه رو به پایین به یک مشعل که توسط یکی از چهره های زن بر روی یک پایه برقرار شد. کلمه کلمبیا به نظر می رسد در بالا در حال اجرا از طریق مشعل است و پس از آن یک رنگین کمان دایره ای در آسمان که شکل را احاطه کرده است به نظر می رسد. درست مانند ایالات متحده، در اتحادیه اروپا نیز ثبت علائم تجاری حرکتی مجاز است. تنظیم و باز کردن درب لامبورگینی دارای یک علامت تجاری حرکتی است.

شکل ۲-۱: علامت تجاری روی درب لمبورگینی
۲-۳-۷-۳ علائم نامرئی/ غیرمادی
علائم تجاری غیر متعارف و یا غیر سنتی نسبتا جدید در صحنه مالکیت معنوی می باشد. که در واقع هر علامتی که در دسته بندی سنتی از علائم تجاری مانند حروف، کلمات، آرم، اعداد، تصاویر و کاراکتر نیآمده ممکن است یک مارک تجاری غیر متعارف نامیده شود. بنابراین علائم تجاری غیر متعارف علامت های نشات گرفته از اشکال، اصوات، بوها، طعم و بافت تشکیل شده است.
الف: بند اول: علائم صوتی
علامت تجاری صدا یک علامت تجاری غیر متعارف است که در آن عملکرد علامت تجاری منحصر به شناخت منشاء تجاری محصولات یا خدمات با بهره گرفتن از یک کلیپ صوتی به دست می آید در اغلب کنوانسیون ها و قوانین مدون در تعریف علامت تجاری دربرگیرنده صدا به عنوان یک مارک تجاری شناخته شده، و یا حداقل، این نوع علائم نادیده گرفته نمی شوند. تنها تعداد انگشت شماری از کشور ها یک استاندارد و یا مجموعه ای از الزامات را برای علائم تجاری صدا به رسمیت شناخته اند. این استانداردها تکامل یافته اند به طور عمده با توجه به موارد تحت پیگرد قرارگرفته، و از آنجا که حتی در این کشورها تعدادی از برنامه های تحت پیگرد محدود بوده است، دستورالعمل ها، در صورت وجود، به خوبی توسعه نیافته است. اگر چه قوانین علامت تجاری مصوبه اتحادیه اروپا (ای یو) به صراحت صدا درتعریف علائم تجاری نمی آید، دادگاه عدلی اروپا (ای سی جی) احساس کردند که نشانه های صوتی را می توان ثبت و به عنوان علائم تجاری تا وقتی که امکان تشخیص کالاها یا خدمات از یک تعهد از دیگر تعهدات وجود دارد، مورد استفاده قرار گیرد. برای ثبت نام صداها دراتحادیه اروپا، نه تنها باید دنبال قوانین علامت تجاری سنتی باشند بلکه باید به صورت گرافیکی به نحوی روشن، دقیق، خود شامل، شکل برابر و دسترسی یکسان، قابل فهم، با دوام و با هدف نشان داده شود. به طور کلی، برنامه های کاربردی در قالب نمادهای موسیقی در توصیف صدا این نیازها را برآورده ساخته، در حالی که توضیح و توصیف در صدا واژه و یا تسمیه تقلیدی وجود ندارد. این به این معنی است که نت های موسیقی می تواند در قالب نمادهای موسیقی نشان داده قابل قبول باشد در حالی که سر و صدا مانند یک پارس سگ یا خروش شیر که نمی تواند با یک نت نویسی موسیقی قابل نمایش باشد اما به صدا واژه و یا تسمیه تقلدی توضیح داده می شود،[۶۹]
ب: بند دوم: علائم بویایی
با توجه به ماده (۲) تی ام دی و ماده سی تب ام آر۴ : یک علامت تجاری می تواند از هر علامت قادر به نشان دادن شامل گرافیکی، به خصوص کلمات، از جمله نام های شخصی، طرح، نامه ها، اعداد، شکل کالا یا بسته بندی آن ها، ارائه شده باشد که از جمله نشانه های قابلیت تمایز کالاها یا خدمات از یک تعهد نسبت به دیگر تعهدات علائم بویایی می باشد (علائم عطری نیز نامیده می شود) بو یکی از قوی ترین نوع حافظه انسان است. کسب و کار در حال حاضر نشان می دهد که علاقه به استفاده با انواع خاصی از بوی در محصولات خود، به منظور لبه تمایز افزایش یافته است. علائم بویایی به طور بالقوه پس از ثبت می توانند منشا تجاری کالا و خدمات را نشان دهد. اما در عمل، برای تحقق شرط نمایش تصویری یک بو، بسیار دشوار است. اولین علامت بوی انگلستان در سال ۱۹۹۶ برای به سومیتومو شرکت لاستیک ژاپن اعطا شد عطر گل رز به لاستیک بکار برده شد.[۷۰]
ج: بند سوم: سایر علائم نامرئی
در دنیای امروز علائمی نامرئی دیگری ایجاد شده اند که صورت مادی نداشته و از طریق قوای حسی درک می شوند. این موارد مثل سایر موارد غیر قابل رویت نیز درقانون کشور ما جایگاهی نداشته ولی قوانین مالکیت صنعتی اغلب کشورهای اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا پذیرفته اند که «طعم و مزه ( انواع شراب و …) و نحوه و ابتکار در بافت و نیز علائم ارتعاشی » می توانند به مثابه یک علامت تجاری مورد حمایت قرارگیرند.
۲-۳-۷-۴ علائم جمعی و تایید کننده
الف: بند اول: تعریف علامت جمعی
علائم جمعی علائمی هستند که برای تمیز و تشخیص محصولات محل معین یا اشخاص تهیه کننده آن ها استفاده می شود. برخلاف علائم فردی که برای اشخاص معین حقیقی یا حقوقی استعمال می شود و مشخص کننده محصولات تجاری متعلق به آن ها می باشد علائم جمعی معمولاَ متعلق به انجمن ها، نهادها یا گروه هایی است که اعضای آن ها به دلیل پاره ای ویژگی ها و خصوصیات برجسته، خود را به این علائم معرفی می نمایند مانند انجمن حسابداری یا مهندسی.[۷۱]
حسابداری
در بند ب ماده قانون ثبت اختراعات و علائم تجاری، علائم جمعی بدینگوه تعریف شده است: علامت جمعی یعنی نشان قابل رویتی که با عنوان جمعی در اظهارنامه ثبت معرفی شود و بتواند مبداء و یا هرگونه خصوصیات دیگری مانند کیفیت کالا یا خدمات اشخاص حقیقی و ححقوقی را از این نشان تحت نظارت مالک علامت ثبت شده جمعی استفاده می کنند متمایز سازد.
ب: بند دوم: تعریف علامت تایید کننده
این علائم برخلاف علائم جمعی نشان دهنده عضویت تولید کننده یا ارائه کننده خدمات در یک موسسه یا انجمن نبوده بلکه بیانگر وجود استاندارد مشخص در محصول یا ارائه شده می باشد. بر این اساس علائم تصدیقی(تایید کننده) بر خلاف علائم جمعی ناظر بر وجود استانداردهای کیفی خاصی است که در محصول یا خدمات ارائه شده وجود دارد و در سراسر جهان شناخته شده است مانند استانداردهای ایزو ۹۰۰۰٫[۷۲]
ج: بند سوم: حمایت کنوانسیون پاریس از علائم جمعی
براساس بند (۱) ماده ۷ مکرر کنوانسیون پاریس، کشورهای عضو اتحادیه متعهد می‌شوند، اظهارنامه مربوط به علائم دسته جمعی متعلق به جماعاتی را که وجودشان بر خلاف قوانین کشور مبدأ نیست، بپذیرند و از آن حمایت نمایند، حتی اگر این جماعت دارای یک مؤسسه صنعتی یا تجاری نباشند.
۲-۳-۷-۵ علائم مشهور و دامنه اینترنتی
الف: بند اول: تعریف علائم مشهور
این علائم در واقع آن دسته از علائم تجاری است که مورد شناخت وسیعی از عموم مردم می باشند و معیار برای تشخیص آن عبارت است از تشخیص مردمی با ضریب هوشی متنوع که با احساس و سپس توجه به علامت از طریق حواس پنج گانه خود، اطلاعات پیشین خود را دسته بندی نموده فوراَ محصول یا خدمات مورد نظر، علامت را ادراک می کنند.[۷۳]
ب: بند دوم: مفهوم دامنه اینترنتی
نام های دامنه راه هایی هستند که از طریق آن اشخاص و شرکت ها می توانند خود را در شبکه جهانی اینترنت معرفی نمایند. به عبارت دیگر نام های دامنه نشانی هایی برای وب سایت هایی هستند که متضمن فایل های اطلاعات رایانه ای از قبیل اسامی، واژگا ن، پیام ها، تصاویر، صداها، و پیوندهایی سایر اطلاعات می باشند.[۷۴]
اخیراً نام دامنه های سطح بالا سه دسته شده اند. یک قسم به نام های دامنه سطح بالا با کد کشوری country codeTLDs (cc) TDs هستند که یک کد دو حرفی است و مطابق کدهای استاندارد سازمان استاندارد بین المللی ۳۱۶۶(ایزو ۳۱۶۶) تعریف شده اند و هم اکنون ۲۴۶ نام دامنه با کد کشوری تعریف شده است ازقبیل ir برای سایت های ایرانی ، یک قسم دیگر نام دامنه سطح بالا نوعی که(Genoric top – level domain name (g TLDs)) نامیده می شود که شامل نام هایmuseum, info, coop, biz,، aero, int, edu, org net, Com به ترتیب به ترتیب برای سازمان های غیر انتفاعی و غیر تجاری تأمین کنندگان شبکه، معاهدات بین المللی، نمایندگی های دولت و موسسات آموزشی استفاده می شود: نام دامنهint برای سازمان های بین المللی به کار می رود. قسم سوم قسم جدیدی است که از مارس ۲۰۰۴ توسط ICANN معرفی شده شامل نامهایasia, cat, jobs, mobi, post, tel (TELNIC),، travel می باشد.[۷۵]
ج: بند سوم: تفاوت علائم تجاری با دامنه اینترنتی
نام های دامنه دارای تفاوت های اساسی با علائم تجاری است که در زیر به آنها اشاره می شود:

 

 

تفاوت نخست این است که علائم تجاری به گروهی از فعالیت های تجارث خاص با یک زمینه تجاری خاص اعطا می شود به طوری که دو تاجر ممکن است در دو زمینه تجاری مختلف دارای علائم تجاری مشابه باشند بدون آن که موجب اشتباه برای مصرف کنندگان باشد. اما نام های دامنه منحصربه فرد بوده و یک نام دامنه صرفاً به یک شخص اختصاص دارد.

نظر دهید »
آراء و نوآوری‌ های فلسفی- منطقی ویلفرد سلرز- قسمت ۱۰
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

موانع گزارش برای بیان شناخت مشاهدتی
جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

پس چه چیز را باید جایگزین کرد؟ در ابتدا می‌توان چنین تلاشی داشت: یک نشانه آشکار و نیمه‌آشکار از «این سبزاست» در حضور یک آیتم سبز یک konstatierunge است و دانش مشاهدتی را بیان می‌کند اگر و تنها اگر جلوه‌ای‌ از یک کشش باشد برای‌اینکه نشانه‌های آشکار و نیمه‌آشکار از «این سبزاست» را فراهم آورد، اگر و تنها اگر یک شئ سبز در شرایط استاندارد دیده شود.
به وضوح در ‌این تفسیر رخداد نشانه‌هایی مثل «این سبز است» می‌تواند «پیروی از قاعده» باشد فقط به‌این‌معنا که آنها مثال‌هایی از یک همانندی[۱۵۳] هستند، همانندی که از مثال رعد و برق متفاوت است دراینکه یک ویژگی علّی کسب‌شده از کاربر زبان است. ‌(این پیشنهاد مطابق نظر پیرس درباره دیدگاه دماسنجی است که قبلاً رد شده است).
دو مانع وجود دارد: مانع اول مربوط است به اتوریته‌ای‌ که یک نشانۀ جمله باید داشته باشد تا بتواند برای دانش گفته شده باشد. واضح است که، آنچه برای شکل دادن چنین اتوریته‌ای می‌تواند فرض شود‌ این واقعیت است که کسی می‌تواند حضور یک شئ سبز را از ‌این واقعیت استنتاج کند که کسی ‌این گزارش را بسازد و چنانچه از قبل گفته شد، درستی یک گزارش نباید معنی درستی یک فعل را داشته باشد. یک گزارش می‌تواند درست باشد مثل‌اینکه مثالی از یک حالت عمومی رفتاری باشد که در یک مشارکت زبانی برای تضمین و حمایت موجه شده باشد.
مانع دوم، مانعی سرنوشت‌ساز است. چراکه ما می‌بینیم که یک گزارش برای‌ اینکه بیان‌کننده دانش باشد، نباید صرفاً اتوریته داشته باشد. ‌این اتوریته باید توسط کسی‌ که گزارش می‌دهد در یک معنا تشخیص داده شده باشد و‌ این یک مانع بزرگ است چون اگر اتوریته گزارشِ «این سبز است» در این واقعیت قرار گیرد که وجود ‌آیتم‌های سبز به‌نحو‌مناسبی به ادراک‌کننده‌ای نسبت داده شده که می‌تواند از رخداد چنین گزارش‌هایی منتج شده باشد، نتیجه می‌دهد که فقط یک فرد قادر به طراحی‌ این استنتاج است و بنابراین کسی‌ که نه‌تنها مفهوم سبز را دارد بلکه همچنین مفهوم گفتن «این سبز است» را نیز دارد — یعنی شرایط استاندارد را دارد — می‌تواند برای تصدیق اتوریته‌اش در موقعیتی برای نشانه «این سبز است» قراربگیرد. به عبارت دیگر، برای یک konstatierunge از«این سبز است» در «بیان دانش مشاهدتی» نه‌تنها می‌بایست یک علامت یا نشانه‌ای از حضور شئ سبز در شرایط استاندارد باشد بلکه ادراک‌کننده نیز باید بداند که نشانه‌های «این سبز است» علائم حضور اشیای سبز در شرایطی است که برای ادراک دیداری استاندارد است.

 

 


نتیجه

می‌توان استدلال سلرز را به طور خلاصه چنین بیان کرد:

 

 

نظریه داده مستلزم‌ این است که برای هر شناخت تجربی که p، شناخت به‌لحاظ‌معرفت‌شناختی مستقل g وجود دارد که با توجه به p به‌لحاظ‌معرفت‌شناختی کارا می‌باشد.

به ازای هر xو y، xمی‌تواند با توجه به y به‌لحاظ‌معرفت‌شناختی کارا باشد فقط اگر x بتواند به‌عنوان دلیلی برایy به حساب ‌آید.

به ازای هر x و y، x می‌تواند به‌عنوان دلیل برای y به‌ حساب آید فقط اگر x بتواند به‌عنوان مقدمه در استدلالی برای y قرار گیرد.

به ازای هر x، x می‌تواند به‌عنوان مقدمه استدلال لحاظ شود فقط اگر x صورت گزاره‌ای داشته باشد.

بنابراین، امر‌غیرگزاره‌ای، به لحاظ معرفت‌شناختی کارا است.

بنابراین آنچه گزاره‌‌‌ای است نمی‌‌‌تواند به‌‌‌عنوان داده به‌‌‌ حساب ‌‌‌آید.(Triplet & DeVries,2005,76)

سلرز تلاش دارد تا ‌این نکته را بیان کند که اگر چنین چیزی صادق باشد پس (با منطقی ساده) نتیجه می‌‌‌شود که فرد نمی‌‌‌توانسته دانش شهودی هیچ واقعیتی را داشته باشد بدون آنکه فرد بسیاری از چیزهای دیگر را نیز بداند. یک نکته خاص وجود دارد که دانش مشاهدتی برای هر واقعیت جزئی[۱۵۴] مثل‌این سبز است، پیش‌فرض دارد که هر فرد واقعیت‌های کلی شکل X یک علامت قابل اعتماد از Y است، را می‌داند و با پذیرش آن به دست‌کشیدن از ‌این ‌ایده تجربه‌گرایی سنتی نیاز دارد که دانش مشاهدتی «بر پاهای خودش استوار است» چراکه دانش مشاهدتی‌ای که دانش واقعیت‌های کلی شکل X یک علامت قابل‌اعتماد از Y است را فرض می‌گیرد، برخلاف‌این‌ایده پیش می‌رود که می‌خواهیم صرفاً پس از آنکه سعی می‌کنیم تا بوسیله مشاهده‌ی بسیاری از واقعیت‌های جزئی بدانیم که ‌این فرضیه، X علامتی از Y است را حمایت می‌کند، واقعیت‌های کلی‌این شکل را بشناسیم (EPM,76-77)
اما مگر ‌اینطور نیست که شناخت مشاهدتی در زمان t دانش شکل X علامت قابل‌اعتماد از Y است را پیش‌فرض می‌گیرد و ‌این دانش مشاهدتی ماتقدمی را پیش‌فرض می‌گیرد که دانش دیگر X علامتی از Y است را فرض مسلم گرفته است و قس‌علیهذا؟‌ این‌ها بر یک خطای جزمی مبتنی است وقتی فرد درباره جونز می‌گوید که می‌داند که- P‌ایراد در‌اینجا نیست که فرض کنیم دانستن یک اپیزود است چراکه اپیزودهایی وجود دارند که می‌توانیم به نحو درست به‌عنوان دانستنی لحاظ کنیم. نکته اساسی‌اینجاست که در مشخص کردن یک اپیزود به‌عنوان دانستنی، ما یک توصیف تجربی ازآن اپیزود بدست نمی‌آوریم بلکه آن را در فضای منطقی استدلال قرار می‌دهیم، فضای توجیه و قادر ساختن آن اپیزود برای توصیه آنچه که فرد می‌گوید.
اگر «این سبز است» در بیان دانش مشاهدتی با علامت S منظور شود و گفتن‌اینکه او اکنون واقعیت مناسب شکل X علامتی قابل‌اعتماد ازY است را می‌داند، درست باشد. یعنی بیان‌های «این سبز است» علامت قابل اعتمادی از حضور اشیای سبز در شرایط استاندارد ادراک هستند. در حالیکه درستی چنین بیانی در افسانه جونز مستلزم ‌این است که جونز بتواند اکنون واقعیات مقدماتی جزئی را به‌عنوان مدرکی برای‌ این ‌ایده ذکر کند که جونز اکنون می‌داند پس به یاد می‌آورد که‌ این واقعیت‌های جزئی کسب‌شده‌اند و ‌این مستلزم‌این نیست که درست باشد بگوییم در‌ این زمان چنین واقعیت‌هایی رابدست آورده است پس او آنها را برای کسب کردن می‌دانسته است.
پس توانایی‌های جونز برای بدست‌ آوردن دلایل استقرایی که امروزه بر تاریخ مطّولی از عادات زبانی بدست آمده و در وضعیت‌های ادراکی ظاهر شده است و بویژه رخداد اپیزودهای زبانی (مثل‌این سبزاست) ساخته شده است، مستلزم‌ این نیست که هیچ اپیزودی در زمانِ ماتقدم به‌عنوان دانشِ بیان‌کننده قابل تشخیص باشد.
قلب افسانه داده درباره ‌این ‌ایده است که مشاهده توسط اپیزودهای غیرزبانی خودتایید خاصی ساخته شده است که اتوریته‌ای از آن، هنگامیکه ‌این عملکردها «پیروی بر‌حسب قواعد» سمنتیکی زبان را ساخته باشند،‌ به عملکردهای زبانی و شبه‌زبانی منتقل شده است. این امرمفروض در سنت معرفت‌شناختی آن چیزی است که توسط اپیزودهای خودتایید بدست آورده شده است. ‌این «دستاوردها» به‌عبارت‌دقیقتر محرّک‌های لایتحرک از دانش تجربی هستند. «دستاوردهای در حضور» که با همه دانش‌های دیگر، هم دانش حقایق کلی و هم دانش «در غیاب»، موضوعات جزئی دیگر را پیش‌فرض گرفته‌اند.‌این ملاکی است که در آن تجربه‌گرایی سنتی ادعای اصلیش را می‌سازد که امرمفروض[۱۵۵]به نحو ادراکی بنیاد دانش تجربی است.
سلرز می‌کوشد تا در ادامه کار منطق اپیزودهای درونی را کشف کند و نشان دهد که می‌توان بین مشاهدات و تفکرات تمایز گذاشت. او می‌گوید ”اگر من ملاک تجربه‌گرایی سنتی را رد کنم به ‌این دلیل نیست که قصد دارم بگویم که دانش تجربی بنیادی ندارد بلکه با قراردادن آن در ‌این مسیر باید پیشنهاد دهم که‌این واقعاً «به اصطلاح دانش تجربی» است که در بسته‌ای از نیرنگ ها قرار گرفته است. مشخصاً نکته‌ای که‌ در‌ایجاد تصویر دانش انسان وجود دارد این است که این تصویر بر سطحی از گزاره‌ها قرار دارد – گزارش‌های مشاهدتی – که این گزاره ها بر گزاره‌های دیگری به همان نحو‌ مبتنی نیستند. از طرف دیگر من امید دارم که استعاره‌ی «مبنا» گمراه‌کننده باشد در‌اینکه مادامیکه ما را از دیدن‌این مسئله مهم دور نگه می‌دارد که اگر یک بعد منطقی وجود دارد که در آن گزاره‌های تجربی بر گزارش‌های مشاهدتی استوار است، بعد منطقی دیگری وجود دارد که در آن دومی بر اولی استوار است“(EPM,p78). و این ویژگی گمرا‌کننده است. به نظر نمی‌رسد کسی در انتخاب این دو تصویر موفق باشد: تصویری از فیلی که بر لاک‌پشتی سوار است (و حمایت‌گر لاک‌پشت نا‌معلوم است) و تصویری از یک افعی هگلی بزرگ از دانش که دمش را به دهان گرفته است (و مشخص نیست که سر او کجاست) به نظر سلرز دانش تجربی، مشابه علم، عقلانی است نه چون مبنا دارد بلکه چون یک کار خود تصحیح است که می‌تواند هر ادعایی را، هرچند نه همه را از آغاز، به خطر بیاندازد.(همان،صص۷۶-۷۹)

 

 

تصویر علمی از جهان

مادامی‌که سوژه‌هایی مثل فلسفه علم وجود دارد دانش‌جویان فلسفه احساس تکلیف می‌کنند که دست‌کم بخش مادی از زمان را در هر دو بعد روش‌شناختی و اسمی از اعمال نگه دارند.‌ این کار دست‌کم امتیاز پشتیبانی ‌این را دارد که بازتاب طبیعت و استلزامات گفتگوی علمی، بخش کامل و حیاتی تفکر فلسفی به‌طور‌کلی باشد. اما اکنون که فلسفه علم مانند وجود واقعی اسم‌گرایی[۱۵۶] دارد، ترغیبی برای جداشدن از خاص‌گراها[۱۵۷] بوجود آمد واین سرگردانی را ایجاد کرد که فلسفه، علم نیست با ‌این خطا که فلسفه مستقل از علم است.(همان،ص۷۹)
مادامی‌که وظیفه فیلسوف ‌این باشد که به‌تدریج یکی از تحلیل‌ها را به معنای تعریف بپذیرد در‌این‌صورت فرد می‌تواند وجود خاص‌گرای فلسفی را ببیند — خاص‌گرایی در منطق صوری و ریاضی فی‌ذاته و در فلسفه اخلاق و غیره. بنابراین به‌رغم اصرار‌این شعار که «فلسفه تحلیل است» سلرز پاسخ می‌دهد که مفهوم اتمیستیک فلسفه تله و خیالی باطل است. چون «تحلیل» دیگر بر تعریف واژگان دلالت نمی‌کند بلکه برعکس واضح‌سازی ساختار منطقی از گفتگو است و گفتگو دیگر به‌عنوان مسافری که با دیگران در حرکت است ظاهر نمی‌شود. بلکه به‌عنوان یک آشفتگی ابعاد است که نسبت‌شان با یکدیگر و با واقعیت فوق‌زبانی نمی‌تواند با هیچ موضوع واحد یا ساده‌ای‌ که ظاهر می‌شود، مطابق باشد و دیگر فیلسوفِ علاقمند به مفهوم نمی‌تواند بگوید «بگذارید او که به گفتگوی تجویزی علاقمند است مفاهیمش را تحلیل کرده و ما را به حال خود بگذارد». از نظر سلرز بر‌خلاف بسیاری از مفاهیم فلسفی که می‌توانند در فیزیک آن بعد از گفتگو پیش‌پا افتاده باشند، اتمیسم تحلیلی می‌تواند استراتژی‌ای داشته باشد که تصویر انسان در عالم یا گفتگو-درباره-انسان-‌درهمه‌ی ابعاد را بطور‌روشن نشان دهد. سلرز در ‌اینجا بیان می‌کند که نمی‌گوید که به خاطر ربط به منطقِ گفتگوی عادی، شناختن کاربرد نتایج یا متدهای علوم ضرورت دارد. به نظر او آنچه که ما اقدام علمی می‌نامیم تزیین بعد گفتگویی است که از پیش در آنچه تاریخ‌نویسان «مرحله پیشاعلمی» نامیده‌اند وجود دارد و برای فهمیدن‌ این نوع از گفتگو «پرتو مبالغه‌آمیز» در علم خطاست و اغلب سبب خطایی در تصدیق‌کردن نقشش در «کاربرد عادی» می‌شود و در نتیجه منجر به خطایی در فهمیدن منطق کامل و حتی بنیادی‌ترین و «ساده ترین» واژگان تجربی می‌شود.(همان،ص۸۰)
در نظر دیگر، فرایند تحلیلی فلسفی فی‌نفسه می‌تواند هیچ کاربردی از متدها و نتایج علوم نسازد. اما آشنایی با تمایل علمی برای ارزیابی مقوله‌های قالب تصویر حس‌مشترک از ‌این جهان ضروری است چون اگر گفتگویی علمی ‌باشد امتدادی از بعدی از گفتگو است که در گفتگوی بشر از آغاز حاضر شده است. بنابراین فرد می‌تواند انتظار داشته باشد که آنجا حسی باشد که در آن تصویر علمی از جهان جایگزین تصویر عقل‌‌‌سلیم[۱۵۸] باشد. حسی که در آن رویکرد علمی از «چه چیزی آنجا هست» جایگزین وجودشناسی توصیفی از زندگی هرروزه می‌شود.
سابقاً گفته شده که علم نشان‌داده است مثلاً اشیای فیزیکی واقعاً رنگ شده نیستند. بعدها خاطرنشان شد که اینگونه‌ تعبیر شده است که جمله «اشیای فیزیکی رنگ دارند» هرچند در سطح وسیعی با حس مشترک باور شده بود که یک گزاره تجربی را بیان می‌کند، کاذب بودن آن با علم نشان داده شده بود. پس این ادعا عبث است. از طرف دیگر ‌این ‌ایده که اشیاء فیزیکی رنگ شده نیستند می‌تواند معنایی بسازد مثل ‌این بیان (گمراه کننده)از یک وجه از نقد فلسفی درباره خود قالب اشیای فیزیکی که در فضا و در سرتاسر طول زمان جای‌‌‌گرفته‌ است. به‌طور‌خلاصه، «اشیاء فیزیکی واقعاً رنگ شده نیستند» معنایی می‌سازد مثل بیانی ناشیانه از‌ این ‌ایده که چنین چیزهایی مثل یک گزاره تجربی در قالب حس مشترک وجود ندارند (مثل نهیچ جانور دوپای بی پری غیر انسان وجود ندارد) اما اعتراضی را از خود‌این قالب بیان می کند در حمایت از ساخت دیگر مقوله‌هایی که با آن متفاوت هستند. البته‌ این اعتراض نیازی ندارد که یک اعتراض عملی باشد و مادامی که قالب موجود استفاده شده باشد، درست نیست بگوییم که هیچ شیئی واقعا رنگ شده نیست یا در فضایی جای گرفته است یا در سرتا سر زمان حرکت می‌کند. اما در مقام یک فیلسوف سلرز می‌گوید که جهان حس مشترک از اشیای فیزیکی در فضا و زمان غیر‌‌‌‌‌‌واقعی[۱۵۹] است، یعنی چنین چیزهایی وجود ندارند و در بعد توصیفی و تبیینی جهان ”علم مقیاس همه چیزهاست، مقیاس آنچه که هست، هست و مقیاس آنچه که نیست، نیست.“(EPM, p83)
این درک رایج که چگونه زبانی را بیاموزیم که توسط آن زندگی در جهان را توصیف کنیم ما را به ‌این نتیجه هدایت می‌کند که مقوله‌های تصویر حس مشترک از جهان یک اعتبار چالش ناپذیر دارند. البته مفاهیم متفاوتی وجود دارد درباره آنچیزی که‌ این قالب‌‌‌های مقوله‌ای‌ بنیادین هستند.
بخش کاملی از‌ این باور چیزی است که سلرز مفهوم پوزیتیویستیک از علم[۱۶۰]می‌نامد. ‌این ‌ایده که قالب اشیای فیزیکی متعلقات‌‌‌شان یک قالب کمکی[۱۶۱]است در واضح‌‌‌ترین شکل خود‌این‌ایده است که اشیای نظری و گزاره‌های مربوط به آنها «ابزارهای محاسباتی» هستند و ارزش و وضعی که از آنها با توجه به تعمیم‌های قابل تصدیق در نقش ساختارسازی و اکتشافی‌‌‌شان فرموله شده است در قالب واژگانی تشکیل می‌شود که از ارتباط ظاهری بی‌‌‌واسطه با جهان برخوردار است. ممکن است کسی مطابق با چنین نظری از فلاسفه بگوید که اشیاء در گفتگوی به ظاهر مرتبط‌‌‌شده چنان رفتار می‌‌‌کنند گویی، وفقط گویی، آنها مبتنی بر وجودهای علمی هستند ، یا متشکّل از آنها هستند. اما فلاسفه ذکر کرده‌اند که
X رفتار می‌کند گویی تشکیل شده از Yها
فقط در تقابل با این جمله معنی می‌‌‌دهد که
X همانطور که باید رفتار می‌کند ؛زیرا آنها واقعاً از Yها تشکیل شده است،
درحالی‌‌‌که اگر محتویات‌‌‌شان دقیقاً‌ این باشد که Yها اشیاء علمی هستند چنین تقابلی بی‌‌‌معنی می‌باشد.
نکته در اینجاست که تاهنگامی‌‌‌که فرد فکر می‌کند قالبی وجود دارد – خواه درباره اشیای فیزیکی خواه درباره محتویات حسی – اعتبار دقیقی از آن با ‌این واقعیت پشتیبانی شده است که یادگیریِ‌ این قالب تا هنگامی‌‌‌که فرد بخواهد درباره اتوریته گفتگوی نظری بیندیشد که از ابزار کمکی محاسباتی واکتشافیاخذ کرده، یک «مرحله ظاهری» را شامل می‌شود.
سلرز براین باور است که چنین تفسیری از وضع تصویر علمی از جهان بر دو خطا مبتنی است:

 

 

کج فهمی از عنصر ظاهری در یادگیری و استفاده از زبان – افسانه داده

جسمیت دادن به تمایز روش‌شناختی بین گفتگوی نظری و غیر‌‌‌نظری درباره تمایز مادی بین وجود نظری و غیر نظری.

در پایان سلرز به‌این امر شاره می‌کند که همه فلاسفه موافقند که هیچ فلسفه‌ای‌ کامل نیست مگر آنکه پیچیدگی‌هایی را حل کند که وقتی فرد تلاش می‌کند تا تمام نسبت قالب علم مدرن را در گفتگوی عادی بیندیشد بوجود می‌آید
اما بدین معنا نیست که‌ این‌ ایده وظیفه درستی برای فلسفه است بلکه به ‌این معنا است که با روی‌‌‌‌آوردن به زبانی که فرد با آن واقعیت تجربی را با پیش‌فرض‌های مفروض اصلی توصیف و تبیین می‌کند، آنها منجر به «راه‌‌‌حلی» برای پیچیدگی‌هایی شوند که حتی به لحاظ پوزیتیویستی نیز خطا است.(همان،صص۸۳-۸۴)

 

 

فلسفه ذهن

فلسفه ذهن سلرز عمیقاً کانتی است به‌ این معنا که او یک تمایز بزرگی را بین تفکر و حس ترسیم می‌کند. فلسفه ذهن سلرز با حرکت به سوی طبیعت‌‌‌گرایی و توجه به بعد هنجاری ذهن بسیاری از فرض‌های بدست آمده‌ای‌ را رها می‌کند که بوسیله سنت دکارتی تایید می‌شد.‌ این حرکت با ‌این‌ ایده تسهیل شده که درک ما از امور ذهنی به شیوه‌ای مهم شبیه به مفاهیم نظری در علم است : آنها مفاهیمی هستند تعریف شده با رفتار بشر که از مفاهیمی تقلید شده‌اند که برای قلمرو دنیوی به کار برده شده است. ‌این مفاهیم جدید شبیه مفاهیم نظری به‌‌‌سرعت ورای مدل‌های اصلی‌‌‌شان رشد می‌یابند و یک حیطه مستقل و تحویل ناپذیری از گفتگو را شکل می دهند. مفاهیم ذهنی همانقدر با طبیعت‌‌‌گرایی سازگازند که هر مفهوم عامِ درست‌‌‌بنیادی با آن سازگار است. سلرز از‌ این ادعا در EPM دفاع می‌کند. افسانه رایلی‌ها آزمایشی تجربی است که ما درک کنیم که داستان دکارتی‌ها تنها جایگزین مناسب نیست: مفاهیم روانشناختی که بسط یافته تا یک تبیینی بهتر درباره رفتار انسان را شکل دهد. در تجربه‌‌‌ی تفکر، جماعتی از انسان‌ها در نظر گرفته می‌شود که فاقد مفاهیم حالات روان‌‌‌شناختی درونی هستند ولی دارای زبانی پیچیده‌‌‌ برای توصیف و تبیین اشیاء و رخدادها در جهان می باشند. سلرز آنها را به افتخار گیلبرت رایل[۱۶۲] «رایلی» نامید.‌این جماعت قابلیت رفتارگرایی را دارند که نه تنها رفتار بشر را توضیح می‌دهد بلکه توانایی‌های فرازبانی توصیف و رفتار زبانی را تجویز می‌کند. به‌‌‌خاطر‌ توانایی دوم، ‌این جماعت مفاهیم سمنتیکی در اختیار دارند چون مفاهیم سمنتیکی مفاهیمی درباره نقش‌های زبانی کارکردی هستند. سلرز ادعا می‌کند که یک‌‌‌چنین جماعتی می‌توانند بطورمعقول منابع تبیینی خود را رشد دهند‌. این‌‌‌ کار می‌تواند بوسیله فرض کردن وضعیت‌های غیرقابل‌‌‌مشاهده که برای هر فرد شخصی است انجام شود که فرد پاسخ‌های افراد را به جهان تنظیم کند. به‌‌‌علاوه، می‌توان دو نوع حالت درونی را فرض کرد: یک نوع – تفکرات – ویژگی‌هایی دارد که تقلیدی از ویژگی‌های سمنتیکی رخدادهای زبان آشکار است و دیگری – ادراکات حسی – ویژگی‌هایی دارد که از ویژگی‌های اشیای قابل درک تقلید کرده است. فرض براین است که تفکرات چگونگی درگیر شدن اعضای جامعه را در موضوعات پیچیده‌ای‌ از رفتار معقول می‌تواند توضیح ‌دهد. و ادراکات حسی توضیح می‌‌‌دهند چرا اعضای جامعه گاهی رفتار می‌‌‌کنند گویی چیزی را درک کرده‌اند که آنجا نیست.

 

 


اپیزودهای خصوصی
مساله

اپیزودهای خصوصی که در‌اینجا مورد بحث قرار گرفتند همان‌هایی هستند که به‌‌‌طور‌‌‌سنتی به‌عنوان ادراکات یا تجربیات بی‌واسطه محسوب می‌‌‌شدند. سلرز به دو دلیل به ‌این موضوع بر‌‌‌گشته است: اول‌اینکه می‌‌‌خواهد رویکردی غیر‌‌‌سنتی را درباره ادراکات و تفکرات بسط دهد. دوم‌اینکه او می‌تواند استدلال‌هایی را که در فصول گذشته نیمه رها کرده بود را کامل کند. (Triplet & DeVries,2005,117)
در‌اینجا دوباره سلرز بازمی‌گردد به مساله آنچه که بین تجربیات زیر مشابه است،دیدن‌اینکه یک شئ آنجا قرمز است، به نظرآمدنش برای کسی که یک شئ آنجا قرمز است(وقتی که در واقعیت قرمز نباشد)، و به‌‌‌نظر آمدنش برای کسی گویی یک شئ قرمز آنجا وجود داشته است(و درواقع اصلاً چیزی آنجا وجود ندارد). بخشی از ‌این مشابهت به‌ این ‌ایده باز می‌گردد که شئ آنجا قرمز است، اما فراتر از ‌این وجهی وجود دارد که فلاسفه بسیاری تلاش کرده‌اند تا با تصور ادراکات یا تجربه بی‌واسطه روشن سازند.
پیش‌‌‌ازاین توضیح داده شد[در فصل چهارم] که دو شیوه وجود دارد که در آنها واقعیات شکل X صرفاً قرمز ‌به‌نظرمی‌آید را می‌تواند همراه با نوعی تبیین توضیح دهد که بر تعمیم‌های تجربی مرتبط با رنگ اشیا، شرایطی که در آن اشیاء دیده می‌شوند و رنگهایی که آنها به‌‌‌نظر می‌رسد که دارند، مبتنی شده‌اند. دو شیوه (الف) تعریف ادراکات و تجربیات مستقیم به‌عنوان وجودهای نظری و (ب) کشف و بررسی دقیق موقعیت‌هایی که اشیاء حاوی ادراکات و تجربیات مستقیم را به‌عنوان اجزاء لحاظ می‌‌‌کنند.(EPM,pp85-86)
در موضع اول بحث ‌این است که ‌این ادراکات چگونه توصیف شده می‌‌‌کنند اگر، از چنین واژگانی مثل «قرمز»، «سه‌گوش» استفاده نمی‌کند. به نظر سلرز اشیای فیزیکی به‌تنهایی می‌توانند واقعاً قرمز و سه‌گوش باشند. پس در توصیف ادراکات چیزی وجود ندارد که قرمز و سه‌گوش باشد. چنین بنظر می‌آید که نتیجه «ادراک یک سه‌گوش قرمز» می‌تواند معنایی بیش از «ادراک قسمی از تجربیات متداولی نباشد که در آنها ما می‌‌‌بینیم که چیزی قرمز و سه‌گوش است، یا بنظر‌‌‌می‌‌‌آید که چیزی سه‌‌‌گوش و قرمز باشد یا صرفاً ‌به‌نظرمی‌آید که یک شئ سه‌گوش و قرمز آنجا وجود دارد». واگر ما نتوانیم «ادراکات» را به‌‌‌نحو‌‌‌ذاتی مشخص کنیم بلکه فقط با آنچه که بطور‌‌‌منطقی یک توصیف معین است مشخص سازیممثلاً به عنوان نوعی از وجود که برای چنین وضعیت هایی مرسوم است، در‌این صورت، در وضع بهتری قرار نداریم نسبت به ‌اینکه بگوییم که صحبت از «ادراکات» یک برنامه است برای زبانی که با آن صحبت می‌‌‌کنیم درباره‌اینکه چگونه چیزها به‌‌‌نظر می‌آیند و چه چیزی ‌به‌نظرمی‌آید که وجود دارد.(همان،ص۸۷)
چنین خط فکری وقتی تقویت می‌شود که ‌این ‌ایده را رها سازیم که سکونت‌‌‌مان را در جهان با هر آگاهی‌ای‌ (هرچند مبهم) از فضای منطقی جزئیات، واقعیات و شباهت‌ها آغاز می‌‌‌کنیم و تشخیص می‌دهیم که حتی چنین مفاهیم «ساده‌ای‌« مثل [مفهوم] رنگ‌ها، ثمره فرایند طولانی از پاسخ‌های عموماً تقویت‌‌‌شده از اشیاء عمومی در وضعیت‌های عمومی است. ما مثلاً ممکن است متحیر شده باشیم در‌اینکه حتی اگر چنین چیزهایی مثل ادراکات یا احساسات وجود دارند چگونه می‌توانیم بدانیم که وجود دارند و بدانیم که آنها چه قسمی از چیزی هستند چراکه ما اکنون تشخیص می‌دهیم که برای توجه به قسمی از چیزی باید از پیش مفهوم آن قسم از چیز را داشته باشیم.
درواقع در‌این سیر استدلال با‌این واقعیت روبرو می‌شویم که اگر‌این استدلال صحیح باشد ما نه تنها با این سوال روبرو می‌‌‌شویم که «ما ‌چگونه می‌توانستیم این ‌ایده ادراک یا احساس را داشته باشیم» بلکه با ‌این سوال روبرو شده‌ایم که «چگونه می‌توانستیم‌ ایده قرمز به‌‌‌نظر‌‌‌آمدن چیزی برای ما را داشته باشیم» یا با بدست آوردن گره بحث درباره «دیدن‌اینکه چیزی قرمز است» روبرو شویم و به‌‌‌طور‌‌‌خلاصه ما با مساله عمومی فهم‌ اینکه چگونه اپیزودهای درونی می‌توانند وجود داشته باشند روبرو شویم – اپیزودهایی که به‌‌‌نحوی با امر خصوصی متحد می‌شوند، از‌این حیث که هر یک از ما دسترسی پنهانی به خودمان داریم، با امر بین‌الاذهانی متحد می‌شوند از‌این حیث که هریک از ما می‌تواند علی‌الاصول درباره دیگری بداند. ممکن است‌ این امر زبانی را به‌عنوان مساله‌ای‌ قلمداد کنیم درباره‌اینکه چگونه می‌تواند یک جمله‌ای‌ (مثل «S دندان درد دارد») وجود داشته باشد که به نحو منطقی صادق است تا هنگامی‌‌‌که کسی بتواند از آن در تعیین واقعیت استفاده کند. فقط یک انسان (یعنی خود S)، می‌تواند از آن برای ساختن یک گزارش استفاده کند. اما هرچند ‌این یک فرمولاسیون مفید است اما برای خصیصه فرضاً اپیزودیک از موارد مذکور هیچ توجیهی ندارد و ‌این مساله اصلی است که با‌ این واقعیت نشان داده شده است که فلاسفه بسیاری مایل نیستند رد کنند که واقعیتهای فرضی و غیراصیل درباره رفتار وجود دارند که دیگران می‌توانند براساس مدرک رفتاری به ما نسبت دهند، اما اینکه فقط ما می‌توانیم گزارش دهیم، آن را در صحبت از اپیزودهای غیر‌‌رفتاری‌‌‌ای که صادق است بدون معنای منطقی جلوه می‌‌‌دهد. بنابراین، ‌این توسط رایل ادعا شده است که خود ‌ایده‌ اینکه چنین اپیزودهایی وجود دارند یک اشتباه مقوله‌ای‌ است در‌‌‌حالی‌‌‌که دیگران استدلال کردند که چنین اپیزودهایی وجود دارند اما نمی‌توانند در بحث بین‌الاذهانی مشخص شده باشند.
سلرز معتقد است که هر دوی ‌این محتویات کاملاً خطا هستند و نه تنها اپیزودهای درونی اشتباهات مقوله‌ای‌ نیستند بلکه آنها کاملاً در بحث بین الاذهانی کارا هستند. و سلرز به دنبال ‌این است که نشان دهد چگونه ‌این امر می‌تواند برقرار باشد و ارتباط چنین اپیزودهای درونی مثل احساسات و عواطف با «تجربه مستقیم» چگونه است؟ از نظرسلرز این کار برای خاتمه دادن به افسانه داده لازم است.(همان،۸۷-۸۸)

 

نظر دهید »
نقش میزان توجه به اقدامات مدیریت منابع انسانی در ارتقاء عملکرد تعاونیهای تولید کشاورزی استان گیلان- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

میتوان گفت ارزیابی عملکرد همراه با سیر اندیشه های مدیریت در قالب مکاتب مدیریت توسعه پیدا کرده است، تغییر و توسعه شاخصهای ارزیابی در قالب ارائه اصول عام جهانشمول برای ارزیابی سازمانها تا مدیریت کیفیت فراگیر، سیر توسعه نظامهای ارزیابی را نشان میدهد (طبرسا، ۱۳۷۸) .
مدیریت بر مبنای ارزیابی یا مدیریت بر مبنای واقعیات مفهوم جدیدی نیست. پس از جنگ جهانی دوم و قدرت گرفتن مدیران «ویز کیدز[۱۶]» در کمپانی خودروسازی فورد، مدیریت بر مبنای ارزیابی یا مدیریت برمبنای واقعیات به وجود آوردند که از داده های سازمان به صورت ابتکاری استفاده میکرد. با پیوستن یکی از مدیران ویز کیدز، به نام رابرت مک نامارا[۱۷]، به وزارت آمریکا، این روش مدیریت در طول جنگ ویتنام در پنتاگون شناخته شد. با شروع مدیریت پسا صنعتی توسط ادوارد دمینگ [۱۸]، در دهه ۱۹۵۰ و کارهای وی با همکاری مدیران ژاپنی نظیر گنیچی تاگوچی، تحولی درکیفیت، ابتکار، قدرت کارکنان، بازخور و مدیریت بر مبنای ارزیابی افرادی نظیر پیتر درکر[۱۹]، جوران[۲۰]، کرازبی[۲۱] و تام پیترز[۲۲]، فلسفه دمینگ را گسترش دادند.
جهت شناسایی علل ایجاد تغییرات وکنترل آنها در تولید و در نهایت بهبود محصول یا ارائه خدمات، دمینگ بر این امر تاکید دارد که کلیه فرایندهای کسب وکار میبایست بخشی از سیستم ارزیابی همراه با چرخه بازخور باشند. فلسفه دمینگ در ایالات متحده آمریکا در دو بخش آغازشد: ارتش و شهرداری، در ارتش این فلسفه تحت برنامه مدیریت جامع کیفیت[۲۳] و در شهرداری در قالب جایزه ملی مالکوم بالدریج [۲۴] شکل گرفت.
ارزیابی عملکرد در دولت ایالات متحده در قالب برنامه عملکرد و نتایج [۲۵] دولت آغاز شد. در این برنامه کلیه آزانسهای دولتی میبایست برنامه استراتژیک، اهداف عملکرد و شاخصهای عملکرد را در طول زمان ارائه میدادند. بودجه این کار توسط دفتر مدیریت برای این آژانسها فرستاده میشد. در بخش صنعت به دلیل وجود عملیات محسوس و تکرارپذیر، امکان ارزیابی وکنترل دقیق وجود دارد. اما در ارتباط با کارمندان موضوع متفاوت است. دراین زمان بود که روش های سنتی بر مبنای مدیریت هزینه ها وسیستمهای حسابداری شکل گرفت (عفتی داریانی، ۱۳۸۶: ۷-۶).
حسابداری
در کشور ما بهطور رسمی و در سطح ملی برای نخستین بار در سال ۱۳۴۹ شمسی، مقرر گردید که سازمان های دولتی از نظر مدیریت و نحوهی اداره امور مورد ارزیابی قرار گیرند. به این منظور مرکز ارزشیابی سازمان های دولتی در نخستوزیری تشکیل شد (مدرکیان، ۱۳۷۷).
اهمیت ارزیابی عملکرد
همانگونه که گفته شد نیروی انسانی توانا و کارآمد است که میتواند سازمان کارآ، سودآور و مفید به حال جامعه و در کل،کشور را شکوفا و از وابستگی برهاند. اکثر سازمان های ایران با تراکم نیروی انسانی مواجهند و از طرفی از کارآیی پایینی برخوردارند از یکسو نیز هر کارمند و یا کارگری به اجبار هزینه هایی از قبیل حقوق و دستمزد، هزینه های اداری، هزینه های رفاهی و غیره را به سازمان خود تحمیل میکند و چون این نیروی متراکم در سازمانها در کل ، هزینه های سنگینی به سازمان تحمیل میکنند ممکن است با باز خرید، اخراج و یا به هر صورت ممکن به خدمت آنها در سازمان مربوطه خاتمه داده شود و همین نیروها وارد بازار آزاد شده و چون کارآیی لازم را ندارند به جمع بیکاران و یا شاغلین کاذب اضافه شوند(گروهی از اساتید مدیریت، ۱۳۷۵: ۱۳۵).
ارزیابی عملکرد کارکنان، عمدتاً برای نظارت بر پیشرفتها و دستاوردهای سازمان و تشویق و حمایت از تداوم بهبود، توسعه و پیشرفت سازمانها در جهانی که دائماَ درحال تغییر و تحول است به کارمی رود. اطلاعات حاصله از ارزیابی نه تنها سازمان را در جهت اثربخشی وکارآیی بهینه یاری میدهد، بلکه افراد وگروه ها را نیز در مسیر رشد و تعالی قرارمیدهد و زمینه تدوین یک طرح پیشرفت و توسعه همه جانبه را فراهم میسازد، ارزیابی عملکرد فرایندی است که توسط آن مدیران و سرپرستان رفتارکارکنان را مشاهده و بررسی میکنند تا بتوانند بازخوردهای لازم را دربارهی نقاط قوت و ضعف رفتارشان به آنها ارائه دهند. ارزیابی عملکرد بر این منظور استواراست که اگر کارکنان از اطلاعات مربوط به رفتارهای مثبت و منفی خودآگاه شوند انجام فعالیتها بهبود مییابد (جزنی،۱۳۸۰).
بنابراین ملاحظه میشود که نیروهای غیرکارآمد، نه تنها برای یک سازمان خاص، بلکه در مرحله بعدی برای جامعه سربار خواهند بود. برای جلوگیری از چنین ضایعهای بایستی اولاً در استخدام نیروی جدید برای سازمان دقت لازم به عمل آید و در مرحلهی بعدی به منظور بهسازی نیروهای موجود اقدامات عملی و موثری صورت پذیرد. علیرغم پیشرفتهای نظری و افزایش دانش ما دربارهی مدیریت منابع انسانی و سازمان یکی از مشکلات عمده سازمان های کشور ما در زمینه نیروی انسانی شناخت کافی و ناقص آنها از استعدادها و ضعفهای بالقوه کارکنان و همچنین تشخیص نادرست مدیران و سرپرستان از کیفیت و کمیت عملکرد کارکنانشان میباشند.در صورتی که استعداد و نقاط قوت و بالعکس نقائص و کاستیها و نقاط ضعف کارکنان به درستی تشخیص داده نشود، نه تنها نتایج ارزیابی عملکرد در مورد کارکنان توانا وکوشا منفی خواهد بود، بلکه جهت رفع نقاط ضعف کارکنان نیز تمهیدات لازم در نظر گرفته نشده و در نتیجه نوعی رخوت و سستی در سازمان حاکم خواهد شد. زیرا کارکنان مستعد و توانا از کار دلسرد و کارکنان ضعیف هیچ گونه پیشرفتی نخواهند کرد.
عکس مرتبط با منابع انسانی
با توجه به پیشرفت علوم و تکنولوژی که با سرعت زیادی در رشته ها وشاخه های مختلف گسترش مییابد یکی از اهداف عمده و مهم تمامی جوامع، عقبنماندن از این قافله است و با فرض اینکه در حال حاضر افراد شاغل در سازمان آشنایی کامل به علوم و فنون و روشها و تکنیکهای لازمه روز را داشته باشند باز هم مقتضیات زمان ایجاب میکند که عملکرد کارکنان در دوره های کوتاه زمانی ارزیابی و در نتیجه اطلاعات لازمه آنها بههنگام شود (گروهی از اساتید مدیریت، ۱۳۷۵: ۱۳۵).
اهمیت ارزیابی در هرسازمانی عبارت است از:
۱) ایجاد رغبت و میل بکار و پیدایش احساس امنیت در کارکنان.
۲) اعمال کنترل صحیح و ایجاد معیارهای اصولی برای انجام کارکه باعث هوشیاری مسئولان و تعیین میزان کیفیت وکمیتی از یک کارکه برای سازمان قابل قبول است، میگردد.
۳) ایجاد زمینه برای پیشرفت کارکنان مستعد.
۴)کاهش نارضایتی و شکایات ناشی از کارهای به عمل آمده.
۵) برآوردکمی وکیفی نیروی انسانی در جهت نیازهای سازمان .
۶) جهتدارشدن برنامه ریزی آموزشی .
۷) وجود نظام ارزیابی به لحاظ ماهیتی که در اجرا دارد باعث شناخت فرد از عملکرد و نقاط ضعف و قوت خود میگردد که این شناخت تاثیر مستقیم در پیشرفت و رشد سازمانی فرد خواهد داشت.
۸) تعیین اعتبار و اصلاح معیارهای ارزیابی.
۹) دستیابی به نحوهی پراکندگی کیفی وکمی بازدهی،کارآیی و کارآمدی سازمان.
۱۰) نیازسنجی آموزشی کارکنانی که جهت ارتقاء یاجبران کاستیها نیاز به آموزش دارند (سرکری، ۱۳۷۹).
وجود الزامات قانونی مطابق ماده ۲۸ قانون استخدام کشور، بند ۶-۸ قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران؛ ماده ۲ قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت؛ مصوبه شماره ۳۱۴۰ مورخه ۲۸/۳/۷۲ شورای عالی اداری و بخشنامه شماره ۲۴۴۴/ و مورخ ۵/۵/۷۲ معاون رئیس جمهور و دبیرکل سازمان امور اداری واستخدامی کشوری، دستگاه های اجرایی را مکلف به انجام ارزشیابی کارکنان درفواصل معینی نموده است. بند ب ماده ۱۴۱ قانون برنامه چهارم توسعه نیز به به انجام ارزیابیهای مدیریتی و تخصص لازم تصریح داشته است. مطابق این بند انتخاب و انتصاب افراد به پست حرفهای و یا ارتقاء به مراتب بالاتر شغلی را منوط به ارزیابی شایستگی دانسته است. و یا ماده ۱۴۲ قانون برنامه چهارم، به توسعه فرهنگ مدیریتی و ارزیابی عملکرد تاکید داشته است.یافته های علمی به ویزه تحقیقات روانشناسی صنعتی مواکداً نقش مثبت ارزیابی را در بهبود عملکرد کارکنان به تایید رساندهاند (بزاز جزایری، ۱۳۸۸: ۹۸-۹۹).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اهداف و دلایل استفاده از ارزیابی عملکرد
جریان ارزیابی عملکرد که گاهی ارزشیابی عملکرد، بازبینی عملکرد، ارزیابی کارکنان، بررسی کارکنان و درجهبندی شایستگی نیز نامیده میشود یکی از مهمترین وظایف سرپرستان است (آلآقا، ۱۳۷۸). در گذشته دو هدف عمدهی ارزیابی عملکرد توسعهای و اجرایی بوده است.
کلی ولند[۲۶]، مورفی و ویلیامز[۲۷] چهار هدف برای ارزیابی عملکرد دستهبندی میکنند:
۱ –مباحث بینفردی[۲۸] که روی اهداف اجرایی همچون حقوق و پیشرفت تمرکز میکند.
۲ –مباحث درونفردی[۲۹] که روی دیدگاه های توسعهای ارزیابی عملکرد همچون بازخورد نیرومندی و ضعف افراد تمرکز میکند.
۳ –حفظ سیستمها[۳۰].
۴ –مستندسازی.[۳۱]
ارزیابی عملکرد تعیینکنندهی هدف و چگونگی رضایتفردی، نیازهای توسعهای یا نیازهای مدیریتی و سازمانی خواهد بود (کورال[۳۲] ، ۲۰۰۹).
هاروی وبوین[۳۳] اهداف و مقاصد ارزیابی عملکرد را تحت عناوین برقراری نظام حقوق و دستمزد بهینه، بهبود عملکرد، ارزیابی در خصوص تصمیمات مربوط به انتخاب، انتصاب، اخراج، تنزیل، ارتقاء و… ابزاری برای رشد و توسعهی نیروی انسانی طبقهبندی میکند (هاروی و بوین،۲۰۰۲).
با این وجود یادگیری یا بهبود عملکرد کارکنان در صورتی که بازخورد عملکردشان به اطلاعشان نرسد، بسیار محدود خواهد بود. اطلاع از میزان اثربخشی کار در پرورش رفتارهای مثبت و حذف اعمال نامناسب اهمیت دارد. دلیل اصلی به کارگیری ارزیابی عملکرد به حداکثر رسانده بهره وری از طریق شناسایی و سرمایهگذاری روی نقاط قوت کارکنان است (جزنی،۱۳۸۰).
ارزیابی عملکرد به غیر از تامین بازخورد، وظایف دیگری نیز در سازمان انجام میدهد. برخی از استفاده های متداول ارزیابی عملکرد کمک به موارد زیر است:
– تعیین افزایش مناسب حقوق و مزایای کارکنان بر اساس مقایسه های عملکرد.
– تعیین ارتقاء و یا انتقالها با در نظرگرفتن نقاط قوت و ضعف کارکنان.
– تعیین افراد مشمول اخراج جمعی یا فردی براساس عملکرد کاری آنها.
– تعیین نیازهای آموزشی وشیوه های ارزشیابی با تشخیص زمینه های ضعف کارکنان.
پیشبرد ارتباط موثر در داخل سازمانها به وسیله بحث وگفتگو بین کارکنان و روئسا.
رعایت قوانین و مقررات دولت به مثابه ملاک مقایسه اعتبارسنجیهای مربوط به اشتغال (آلآقا، ۱۳۷۸).
کارل[۳۴] اهداف ارزیابی عملکرد را به دو دسته تقسیم میکند:
اهداف دسته اول به رشد و پرورش نیروی انسانی و هدف دیگر به انجام ارزیابی بر میگردد. او دادن بازخورد در خصوص عملکرد، تعیین مسیر برای آینده شغلی و تشخیص نیازهای آموزشی در رابطه با رشد وتوسعه نیروی انسانی به عنوان زیر مجموعه اهداف اول و اخذ تصمیمها در خصوص نظام پرداختها (جذب، انتخاب و استخدام و ارزیابی نظام انتخاب) از زیر مجموعه اهداف دسته دوم طبقهبندی معرفی کرد (به نقل از طبرسا و غفوری،۱۳۸۷: ۳).
از نظر حاجی شریف اهداف ارزیابی عملکرد عبارتست از:
۱ – تعیین بازدهی کار[۳۵]: یعنی قدرت تولید و یا مقدار تولید یک شخص یا یک کارگروهی در یک واحد زمانی معین.
۲ – کارآیی[۳۶]: عبارتست از نسبت کار انجام شده یا انرژی مصرف شده به منابع مصرف یا نسبت مقدار تولید شده به مقدار عواملی که بهکار گرفته شده است.
۳ – تعیین کارآمدی[۳۷]: عبارتست از میزان موفقیت در تحقق هدفها و یا انجام ماموریتها.
۴ –طبقهبندی عاقلانه کارکنان [۳۸]: دستیابی به وضعیت استعداد و توان نیروی انسانی موجود و سوقدادن استعدادهای نهفته به سمت اهداف مطلوب در سازمان و به کارگیری این اطلاعات در انتصابات و ترفیعات آتی و برآورد نیاز آموزشی کارکنان ، و بلاخره تعیین طبقهبندی عادلانه کارکنان در گروه های مختلف شغلی (حاجی شریف، ۱۳۷۱: ۳۲).
میلیمن و همکاران در تحقیق خود خلاصهای از پیشینه و اهداف ارزیابی عملکرد را در کشورهای مختلف آوردهاند که در جدول ۲-۱ نشان داده شده است (Milliman and et al., 2002: 141).
کاربردهای ارزیابی عملکرد
مارک سینگر(۱۹۹۰) برخی از عمدهترین کاربردهای ارزیابی عملکرد در سازمان را چنین بیان کرده است.
۱ . تعیین سیستم مناسب افزایش حقوق و پاداشها برمبنای معیارهای عملکرد.
۲ . تعیین ارتقاء و نقل و انتقالات کارکنان بر اساس نشان دادن نقاط قوت وضعف آنان.
۳ . تعیین کارکنانی که بر مبنای عملکردشان باید بازخرید یا از خدمت منفصل شوند.
۴ . تعیین نیازهای آموزشی و فنون ارزشیابی از طریق شناسایی نقاط ضعف.
۵ . ترویج ارتباطات موثر درونسازمانی به وسیله ایجاد تبادل افکار و عقاید بین فرادستان و زیر دستان.
۶ . رعایت قوانین و مقررات دولتی به عنوان معیار اندازه گیری برای اعتباربخشیدن به معیارهای اشتغال (بزاز جزایری، ۱۳۸۵: ۳۲-۳۱).
سعادت (۱۳۸۶) کاربردهای ارزیابی عملکرد را عبارت از موارد ذیل بیان میکند:
۱ – برنامه ریزی نیروی انسانی: در صورت طراحی درست، اطلاعاتی که به وسیلهی سیستم ارزیابی به دست میآید میتواند به طور دقیق و صحیح نقاط ضعف و قوت نیروهای درونسازمان را آشکار کند.
۲ – کارمندیابی و انتخاب: نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد کارکنان فعلی سازمان میتواند در پیشبینی عملکرد آتی کسانی که میخواهیم انتخاب کنیم و استخدام نماییم مفید واقع شود.
۳ – تعیین روایی آزمون استخدامی: عملکرد بعد از استخدام، معیارهایی که به وسیله آن میتوان روایی آزمونهای استخدامی را تعیین نمود.
۴ – آموزش و قدرت کارکنان: سنجش از اطلاعاتی که از ارزیابی عملکرد به دست میآید، به سازمان در تعیین نیازهای آموزشی کمک میکند.
۵– تعیین مسیر شغلی.
۶ – حقوق و مزایا.
۷ – شناخت استعدادهای بالقوه کارکنان.
چه چیزی را ارزیابی میکنند؟
شاخص یا شاخصهایی که مدیریت برای ارزیابی عملکرد کارکنان انتخاب میکند برآنچه آنها انجام میدهند اثر بسیار شدیدی دارد.
نتایج کار فردی: اگر قرار باشد هدف (و نه وسیله ) مورد توجه باشد، در آن صورت مدیریت باید نتیجه کار کارگر یا کارمند را ارزیابی کند. اگر قرار باشد نتیجه کار مدیر یک کارخانه مورد ارزیابی قرار گیرد، در آن صورت باید از شاخصی چون میزان تولید، ضایعات و اسقاط و بهای تمام شده هر واحد محصول استفاده کرد.
رفتارها: در این مورد مدیر رفتار فرد مورد ارزیابی قرار میدهد. رفتارهای یک مدیر کارخانه را که میتوان مورد ارزیابی قرار داد احتمالاً شامل سرعتی خواهد شد که وی در ارائه گزارش ماهانه دارد یا شیوه رهبری ویژهای است که وی آن را به اجرا در میآورد.
ویژگیها: اگرچه ویژگیهای فردی متداولترین شاخصهایی است که سازمانها برای ارزیابی عملکرد کارکنان خود به کار میبرند، ولی از همه ضعیفتر است. ما میگوییم که این شاخص در مقایسه با نتیجه عملکرد یا رفتار فرد ضعیفتر است زیرا با عملکرد واقعی فرد به هنگام انجام وظیفه (در مقایسه با دو شاخص دیگر) فاصله بیشتری دارد. ویژگیهای چون داشتن «یک نگرش خوب »، نشان دادن «اطمینان»، «هوشیار» یا «صمیمیبودن» یا داشتن «تجربه بسیار زیاد»، احتمالاً، با نتایج کار مثبت رابطه ای مستقیم دارند، ولی این امکان هم هست که چنین رابطهای وجود نداشته باشد. این یک واقعیت است که غالبا سازمانها ویژگیهای فرد را به عنوان شاخصهایی برای ارزیابی سطح عملکرد کارکنان مورد استفاده قرار میدهند و شایسته نیست که ما این واقعیت را نادیده بگیریم (رابینز، ۱۳۷۸: ۱۰۱۲).
استراتژیهای بهسازی عملکرد
استراتژیهای بهسازی عملکرد را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 163
  • 164
  • 165
  • ...
  • 166
  • ...
  • 167
  • 168
  • 169
  • ...
  • 170
  • ...
  • 171
  • 172
  • 173
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • دانلود مقاله و پایان نامه مدیریت : تفاوت بین فرآیند خدمات و نتیجه خدمات
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره : بررسی و مقایسه توکل و رضا در دیوان حافظ و مثنوی ...
  • پایان نامه مدیریت : ۳کاربردتکنولوژی اطلاعات در مدیریت
  • سازوکارهای پیش بینی شده برای حل و فصل اختلافات در معاملات دولتی- قسمت ۱۲
  • پایان نامه اهداف پرورش منابع انسانی
  • بررسی تطبیقی شیوه داستان پردازی در مثنوی مولانا، مصیبت نامه عطار و حدیقه سنایی (با رویکرد داستانهای هم مضمون)- قسمت ۷
  • رابطه خودکنترلی و سبک¬های فرزندپروری با بهزیستی روانشناختی در بین دانش¬آموزان دبیرستانی شهرستان آباده ۹۳- قسمت ۸
  • پایان نامه کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی تأثیر خدمات برون سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی- قسمت ۷- قسمت 2
  • اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر سازگاری اجتماعی مادران دارای کودک کم توان ذهنی شهرستان سیرجان- قسمت ۱۰
  • فایل پایان نامه : اهمیت سرمایه ­گذاری
  • بررسی و گرایش به برقراری ارتباط و دوستی با ۱۱۱جنس مخالف قبل از ازدواج در سطح دانشجویان- قسمت ۷
  • پایان نامه مدیریت درباره : نظریه گشتالت
  • برآورد کل بار رسوبی کف در آبراهه¬ها براساس مدل رگرسیون بردار پشتیبان (SVR) و الگوریتم بهینه¬سازی اجتماع ذرات (PSO)- قسمت 16
  • شیوه های امر به معروف و نهی از منکر در قرآن و حدیث بااستفاده ازابزارهای جدید۹۳- قسمت ۱۲
  • بررسی بازده شرکتها به منظور ارزیابی اثر انتقال مالکیت به بخش خصوصی- قسمت ۵
  • بررسی ظرفیت پژوهشی از دیدگاه معلمان و نیازسنجی آموزش پژوهش معلمان ابتدایی شهر مشهد- قسمت ۶
  • عنوان بررسی جلوه های رومانتیسیسم در شعر فاروق جویده- قسمت ۳
  • منابع پایان نامه با موضوع مروری برپیاده سازی بازارگرایی:
  • راهنمای نگارش مقاله در رابطه با بررسی تأثیر مدیریت کیفیت زنجیره تأمین با استفاده از سیستم برنامه ریزی منابع ...
  • پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای در دانشجویان دانشگاه آزاد- قسمت ۷
  • تحلیل عرفانی مقام توبه و بازتاب آن در آثار ادبی تا پایان قرن ششم هجری- قسمت ۱۰
  • اثربخشی-درمان-شناختی-ـ-رفتاری-بر-کاهش-نشانه‌های-اضطرابی- قسمت 17

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان