اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تاثیر دوره های آموزشی بر سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مفهوم اثربخشی در مدیریت با تغییر میزان موفقیت نتایج حاصل از کار باید مهمترین هدف مدیر باشد. بازدهی کار یک مدیر نیز باید ازطریق صادره های مدیریت سنجیده شود نه میزان وارده ها یعنی موفقیتهای کاری او، نه مجموعه کارهایی که به وی محول می شود یا در روز انجام می دهد. اثربخشی چیزی است که از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و انجام می دهد. اثربخشی چیزی است که مدیر از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و به صورت بازده کار ارائه می کند. تعریف اثربخشی عبارت است از میزان موفقیت مدیر در زمینه بازدهی و نتایج کاری است که به او محول شده است.
درمورد مفهوم اثربخشی آموزش تعریف جامع و مشخصی وجود ندارد زیرا فرایند دستیابی به آن، کار دشواری است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی اینکه تاحدودی تعیین کنیم آموزشهای انجام شده تاچه حد به ایجاد مهارتهای موردنیاز سازمان به صورت عملی و کاربردی منجر شده است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی: تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی، تعیین نتایج قابل مشاهده از کارآموزان در اثر آموزشهای اجراشده، تعیین میزان انطباق رفتار کارآموزان با انتظارات نقش سازمانی، تعیین میزان درست انجام دادن کار که موردنظر آموزش بوده است، تعیین میزان توانایی های ایجادشده در اثر آموزشها برای دستیابی به هدفها.
باتوجه به مباحث بالا باید گفت که اثربخشی آموزش ازطریق بررسی کارایی درون و برونی نظام آموزش سازمانی تعیین می گردد. یعنی اگر بتوانیم کارایی درونی و برونی سیستم آموزش سازمانها را اصلاح کنیم تقریبا اثربخشی آموزش تضمین می شود (سلطانی، ۱۳۸۵(
باتوجه به گسترش برنامه ها و مراکز آموزشی که مستلزم صرف منابع انسانی، مالی و مادی فراوانی است که تامین این منابع موجب حساسیت بیشتر مدیران و شرکت کنندگان در دوره ها نسبت به آموزش شده است. بررسی میزان اثربخشی دوره ها و ارائه بازخورد اطلاعاتی به افراد پاسخی منطقی به این حساسیت است. و از این نظر بررسی این موضوع ضرورت می یابد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۱-۴- اهداف تحقیق

 

۱-۴-۱- هدف کلی

۱- شناسایی تاثیر دوره های آموزشی بر سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان

۱-۴-۲- اهداف جزیی

۲- شناسایی دوره های آموزشی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان
۳- شناسایی سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان
۴- بررسی رابطه بین ویژگی های جمعیت شناختی و سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان

 

۱-۵- سوال های پژوهش

۱- دوره های آموزشی بر سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان چه تاثیری داشته است؟
۲- آیا بین آموزش سازمانی با توانمندسازی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان رابطه وجود دارد؟
۳- آیا بین توانمندسازی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان و ویژگی های فردی آنان رابطه وجود دارد؟

 

۱-۶- فرضیه های پژوهش

فرضیه اول- بین آموزش سازمانی و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی ۱-۱- بین خلاقیت و نوآوری و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی ۱-۲- بین روحیه تعاون و همکاری و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی ۱-۳- بین نظم و انضباط و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی ۱-۴- بین قدرت تصمیم گیری و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه فرعی ۱-۵- بین بعد رضایت شغلی و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
Job Satisfaction - رضایت شغلی
فرضیه فرعی ۱-۶- بین بعد مهارت و توانمندسازی کارکنان رابطه معناداری وجود دارد.
فرضیه دوم- توانمندسازی در بین کارکنان زن و مرد متفاوت است.
فرضیه سوم- توانمندسازی در بین کارکنان با سطوح تحصیلی متفاوت است.
فرضیه چهارم- توانمندسازی در بین کارکنان با سابقه کاری متفاوت است.

 

۱-۷- نوآوری پژوهش

با توجه به اهمیت تقویت منابع انسانی و تاثیر آموزشهای سازمانی بر آن ضرورت ارزشیابی اثربخشی (تحقق یافتن هدفها) این آموزشها و از آنجا که تاکنون تحقیقی در زمینه اثربخشی آموزشهای سازمانی بر سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان صورت نگرفته است، این تحقیق از این نظر نوآوری دارد.

 

۱-۸- روش تحقیق:

روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و از نوع همبستگی می باشد. در این تحقیق برای بررسی تاثیر دوره های آموزشی بر سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان از پرسشنامه استفاده می شود و همبستگی میان متغیرها بررسی می گردد.
ابزار تحقیق یکی، پرسشنامه محقق ساخته بود که با توجه به سازه های مورد نظر در مدل و به منظور پیمایش آنها سوالات مختلفی طراحی و با جمع بندی سوالات و سنجه ها، پرسشنامه نهایی اثربخشی آموزشهای سازمانی تدوین گردید. به منظور ارزیابی روایی، پرسشنامه به همراه توضیحاتی در مورد مدل تحقیق ، در اختیار چند نفر از اساتید رشته مدیریت قرار گرفت و اصلاحات لازم بر اساس نظرات ارائه شده توسط آنان اعمال گردید برای بررسی توانمندسازی نیز پرسشنامه اسپریتزر استفاده شد. جامعه تحقیق مد نظر در این پژوهش کارکنان شرکت آب و خاک سیستان بود. و روش نمونه گیری بدلیل کم بودن جامعه آماری روش همه شماری بود. پرسشنامه نهایی بین کارکنان توزیع گردیده است. پس از جمع سپس داده ها با بهره گرفتن از شاخصهای توصیفی (درصدها، میانگین، انحراف معیار و …) توسط آزمون های مناسب آماری و بوسیله نرم افزار spss نگارش ۱۹ مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. برای تفاوت معناداری نظرات پاسخگویان در بین سطوح مختلف متغیرهای دموگرافی (جنسیت، تحصیلات و رده سنی و سابقه شغلی) به ترتیب از t-test و ANOVA استفاده می گردد. برای بررسی همبستگی بین مولفه های اصلی پژوهش (اثربخشی آموزشی و توانمندسازی از ضریب همبستگی پیرسون استفاده می شود. از تحلیل رگرسیونی چندگانه برای بررسی پیش بینی کنندگی مدل استفاده می گردد. برای اجرای آزمون تحلیل مسیر نیز از نرم افزار لیزرل استفاده می شود.

 

۱-۹- جامعه ی آماری :

جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان شرکت آب و خاک سیستان و امور آب می باشد که در سال ۱۳۹۳ در منطقه سیستان مشغول به کار بوده اند.

 

۱-۱۰- روش نمونه گیری و نمونه ی آماری

دراین تحقیق تمامی کارکنان برای گروه نمونه انتخاب شدند. ازآنجا که جامعه آماری ۱۳۱ نفر بودند، همه آنها بر اساس نمونه در دسترس انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه از روش همه شماری استفاده شد.

 

۱-۱۱- قلمرو پژوهش

قلمرو موضوعی این تحقیق توانمندسازی منابع انسانی را دربر می گیرد، قلمرو مکانی شرکت آب و خاک سیستان و محدوده زمانی از فروردین ماه ۹۳ شروع و تا شهریورماه ۹۳ پایان یافته است .

 

۱-۱۲- تعاریف واژه ها

 

۱-۱۲-۱- توانمندسازی

تعریف مفهومی:
توانمندسازی یک مفهوم،یک مجموعه از رفتارها و یک برنامه سازمانی است. به عنوان یک مفهوم عبارتست از اعطای اختیار تصمیم گیری به مرئوسان، بعنوان یک مجموعه از رفتارها، به معنی سهیم کردن گروه های خودگردان و افراد در تعیین سرنوشت حرفه ای خود و به عنوان یک برنامه سازمانی، به کل نیروی کار فرصت بیشتری برای آزادی، بهبود و بکارگیری مهارتها، دانش و توان بالقوه آنان،در جهت خیر و صلاح خود و سازمانشان اعطا می کند (دسترنج، ۱۳۸۳)
تعریف عملیاتی:
توانمندسازی نمره ای است که فرد در پرسشنامه توانمندسازی اسپریتزر می گیرد و امتیازی از ۱۹ تا ۹۵ دارد.

 

۱-۱۲-۲- آموزش ضمن خدمت

تعریف مفهومی:
آموزش ضمن خدمت عبارت است از برگزاری دوره های مختلف کار آموزی ، بازآموزی ، دانش افزایی و گردهمایی های آموزشی به منظور دانش افزایی و استفاده از سایر مزایای استخدامی و مالی (صافی، ۱۳۸۳ : ۱۶۳)
تعریف عملیاتی:
منظور شرکت در کلاسهای آموزش ضمن خدمت می باشد.

 

۱-۱۲-۳- اثر بخشی آموزش ضمن خدمت

تعریف مفهومی:
به منظور حصول اطمینان ازاجرای درست دوره های آموزش ضمن خدمت، اقدام به ارزشیابی دوره های آموزشی می شود که مقوله ارزیابی اثربخشی هم مربوط به همین گام است. اثربخشی، تحقق یافتن هدفهای مورد نظر از اجرای دوره های آموزش ضمن خدمت می باشد. به منظور تصمیم گیریهای مربوط به ادامه، قطع، تعدیل یا گسترش برنامه است. (صباغیان و اکبری، ۱۳۹۱)
تعریف عملیاتی:
منظور نمره ای است که فرد در پرسشنامه اثربخشی آموزشی می گیرد و امتیازی از ۴۰ تا ۲۰۰ دارد.

 

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه ی تحقیق

 

۲-۱- مبانی نظری آموزش ضمن خدمت

 

۲-۱-۱- کلیات آموزش کارکنان

هر سازمان اعم از دولتی یا خصوصی ، با توجه به تغییراتی که در اهداف ، فرایندها و الگوها صورت می گیرد ، نیاز به تغییر و تحول دارد البته تحول نیازمند ابزار است و هنگامی این تحول صورت می گیرد که در ابعاد ساختاری و نیز ابعاد رفتاری ، تغییراتی مثبت ایجاد شود . آموزش کارکنان راهی مطمئن برای استقرار و پیاده کردن اهداف کلی و راهبردهای سازمان است . تغییرات سریع فناوری و بهبود مداوم محصولات و رقابت بی پایان ایجاب می کند که سازمانها پی در پی سطح توانییای منابع انسانی خود را ارتفا بخشند . در نتیجه در سراسر جهان بودجه قابل توجهی صرف آموزش کارکنان می شود . مثلاً در امریکا « کارفرمایان بخش خصوصی در سال ۱۹۹۵ بیش از ۵۵۵ میلیارد دلار صرف آموزشهای رسمی نمودند ، یعنی سرانه هزینه آموزشی هر کارمند در سال ۵۶۹ دلار بوده است در سال ۲۰۰۰۱ این رقم برای هر کارمند به ۶۷۷ دلا رسید » (سانر و یو[۹]، ۲۰۰۲ )
شواهد موجود بیانگر آن است که کشورهای پیشرفته صنعتی و سازمان های موفق ، سرمایه گذاریهای هنگفتی را در زمینه آموزش کارکنان به کار گرفته اند . بی تردید آنان سودآوری و کارآمدی آموزش نیروی انسانی را در گذشته تجربه نموده اند که در وضعیت حاضر نیر به انجام دادن چنین عملیاتی اهتمام ورزیده اند .
کاروالین ویلی[۱۰] می گوید « مدیریت دولتی معاصر دراصلاحات ، تغییرات و افزایثی در کارایی ساختارهای دولتی ، ثبات مجموعه های حکومتی و کاردانی و کارایی ساختارهای دولتی ، ثبات مجموعه های حکومتی و کاردانی و کارایی نظام آموزش کارکنان دولت به شکل فطری عمل می کند » . به علاوه ، به لحاظ فرایند بهبود مستمر در بخش دولتی ، چنین بیان شده است که « توسعه مهارتهای اداری کارکنان دولتی ، یکی از شروط افزایش کارایی خدمات دولتی و برای توسعه کشور است.» از نظام آموزش کارکنان انتظار می رود که که کارکرد روز مره کارکنان (کارایی ) به طور مستمر بهبود بخشد ، اما علاوه بر آن کارکنان را از تفکر راهبردی بلند مدت و کل نگرانه سرشار کند تا آنها برای انجام انتخاب های حیاتی در جهت شکل دادن به آینده ( اثر بخشی ) کشورهای مطبوع شان توانمند سازد[۱۱] (یو.ان.دی.پی[۱۲]، ۲۰۰۳: ۸).
«نیاز مشترکی در همه کشورهای برای به روز کردن قابلیت های اصلی حکومتی و ضروریات اجتماعی وجود دارد که تفکر راهبردی بلند مدت و کل نگرانه را در حکومت ، برای انجام انتخاب های حیاتی آینده ساز تقویت نمایند». بطور واضح ضرورت های نیروی انسانی را می توان در دو بخش طرح کرد :
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۱- واقعیت ها: در این زمینه تجربیات های کشورها و سازمان های پیشرفته و سرمایه گذاری آنها در بخش آموزش ، خود گواه بر این مسئله است ، زیر بدون تغذیه علمی و فکری ، عناوین انسانی عملاً حالت منابع مادی به خود می گیرند از طرف دیگر زیان حاصل از نبود این شرایط ، بصورت تصاعدی رشد می کند ، یعنی کارکنان از توانایی بکارگیری موثر منابع مادی و فکری جدید در سطح بالا برخوردار نیستند ( جباری و صباغیان ۱۳۷۹، ص ۳۰).
۲- شرایط و اقتضای زمان : عصری که در آن به سر می بریم عصر فراصنعتی است که بارزترین ویژگی آن پویایی امور و پیچیدگی است . در این عصر باید به صفاتی هچون چالاکی اندیشه ، تفکر انتزاعی ، توان طراحی راهبردهای ذهنی از واقعیت های زندگی اجتماعی مجهز بود ، به علاوه آموزش حرفه ای پی در پی به طور معنی دار پتانسیل تاثیر گذاری بر عملیات حرفه ای را دارا است ( استفن[۱۳]، ۱۹۹۲: ۵۷) بدین ترتیب در کارکنان حس همکاری و روحیه همبستگی ایجاد می شود و این امر جایگزین رقابت میان افراد می شود . تحقق یافتن این شرایط مستلزم پایبند شدن به رویکردهای و نگرش های علمی و منطقی مربوط به آموزش است . اندرسن آموزش کارکنان را چنین تعریف می کند . فرایندی است که برای تغییر رفتار کارکنان در زمان انجام کار ، از طریق به کارگیری اصول یادگیری انجام می شود . تغییر رفتار معمولاً در زمینه دانش ، مهارتها ، فعالیتها ، نگرشها و ارزشها متمرکز می شو د (آندرسون[۱۴]، ۱۹۹۳: ۹) . آرمسترانگ[۱۵] آموزش را فرایند برنامه ریزی شده برای تغییر دانش ، نگرش ، یا مهارتهای افراد از طریق یادگیری تعریف می کند . این امر برای دستیابی به عملکرد کارآمد در یک فعالیت یا دامنه ای از فعالیتها انجام می شود.
اندرومایو (آندرومایو[۱۶]، ۱۹۹۸) اشاره می کند که سازمانها در اواسط دهه ۱۹۹۰ دریافتند که سرمایه انسانی و فکری آنها به همان اندازه مهم است که داراییهای مادی و فیزیکی آنها دارای اهمیت است . رشد و توسعه سازمانی و تغییر و تحول موفقیت سازمانهادر نهایت بستگی به عملکرد افراد دارد . آموزش یکی از راه هایی است که سازمانها از طریق آن به سرمایه های انسانی خود توجه می کنند و آن را توسعه می دهند و بهبود می بخشند . مانند همه سرمایه گذاریها هدف آن است که سازمانها منافع مورد انتظار را از سرمایه گذاری به دست آورند . در خصوص آموزش کارکنان و تحول و بهبود آن ، چگونه باید نظارت و ارزیابی شود ؟
از این رو ، کیفیت هر جزء ازنظام آموزش کارکنان مد نظر قرار می گیرد و پاسخگویی به این پرسش که چگونه آموزش به عنوان یک فرایند موثر که شامل تحلیل اولیه طراحی ، اجرا و ارزشیابی است ، طرح می شود واهداف سازمانی را با علایق افرا د پیوندمیدهد .
رشد سازمانی و تغییر و تحول آن و موفقیت سازمانها در نهایت بستگی به عملکرد افراد دارد .آموزش و توسعه راه هایی هستند که سازمانها از طریق آن به سرمایه های انسانی خود توجه می کنند. آموزش وتوسعه ارزان بدست نمی آید،بلکه در یک محیط تجاری رقابتی اعمال می شود . عدم موفّقیت در تشخیص ظرفیت انسانی درون یک سازمان می تواند بسیاربرهزینه باشد.آموزش وتوسعه ،نه تنها مسئولیت سازمان به شمار می آید ، بلکه وظیفه تک تک کارکنان نیز محسوب می شود .توسعه فرایندی است که در آن ،یادگیری از طریق تجربه اتفاق می افتد. در این فرایند علاوه بر نتایج یاد گیریاز طریق تجربه اتفاق می افتد . در این فرایند علاوه بر نتایج یادگیری و مهارتهای کاری ، نگرشهای کار کنان نیز بهبود می یابد (کارت رایت ،، ۱۳۸۲ ، ص ۳۵ )

 

۲-۱-۱-۱- تفاوت آموزش و توسعه

آموزش بر ارائه مهارتهای خاص به کارکنان متمرکز می شود و به آنان کمک می کند تا در شغل خویش کمبودهای عملکردی خود را اصلاح نمایند . در حالی که توسعه فرایند کمک به کارکنان است مهارتهای خویش را در آینده گسترش دهند پس آموزش کوتاه مدت است و روی مسائل خاص اکنون متمرکز می شود ، در حالی که توسعه روی نیازهای دراز مدت متمرکز می شود بنابراین هنگام ارزشیابی از آموزش یابد هم بر فرایند و هم بر نتایج تغییر رفتار متمرکز شد، زیرا انتظار می رود تغییر رفتار در کوتاه مدت تحقق یابد و در زمینه شغل خاص و فعلی فرد باشد در حالی که ارزشیبابی از برنامه های توسعه ای نیاز به مطالعات و بررسیهای طولانی مدت دارد .
«برنامه های آموزشی » شامل فعالیتهای آموزشی و توسعه ای است .« توسعه » شامل توسعه فردی وحرفه ای است . برنامه های آموزشی اهداف یادگیری کوتاه مدت تری دارد ، درحالی که برنامه های توسعه ای از اهداف یادگیری بلندمدت تری برخوردار است (مرکز مدیریت کانادا[۱۷]، ۲۰۰۱)

 

نظر دهید »
امکان سنجی بکارگیری مربی گری (Coaching) در فعالیت های آموزش و بهسازی منابع انسانی مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان رباط کریم- قسمت ۱۹- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سطح پنجم: بازگشت سرمایه

 

 

آیا ارزش مادی نتایج بدست آمده بیشتر از هزینه های آموزشی است؟

 

 

این سطح تمامی مزایای مادی اقدامات مربی گری، عوامل مؤثر در هزیه های صرف شده را گردآورده و بازگشت سرمایه را محاسبه می کند.

 

 

با بهره گرفتن از فرمول

 

 

سطح اول: واکنش
این سطح به دنبال بررسی واکنش اولیه کارآموزانی است که مربی گری را دریافت کرده اند. داده های واکنشی معمولاً پس از جلسات دوم یا سوم گردآوری می گردند. زمینه های خاص این سطح عبارتند از:

 

 

پایه و اساس روابط مربی گری چگونه تنظیم شده بود.

چه میزان رابطه ایجاد شده بود.

تا چه میزان اهداف موردنظر برای مربی گری قابل فهم بود.

تا چه میزان مربی و کارآموز در مورد اهداف رفتاری توافق داشتند.

داده های ارزشیابی چگونه شناسایی و توضیح داده شد.

سرعت جلسات اولیه چگونه بود (خیلی سریع یا خیلی کند).

هدف از گردآوری این داده ها، در وهله اول بررسی نحوه روابط مربی گری است تا در صورت وجود هر نوع مشکلی بتوان به سرعت آن ها را برطرف کرد. داده هایی که از عکس العمل اولیه افراد نسبت به مربی گری دریافت می شوند، گروه بندی و خلاصه می شوند. این اطلاعات برای مدیران و حامیان مربی گری مهم است تا فعالیت مربی گری را بررسی نمایند. ممکن است مشکلاتی برای شرکت کنندگان وجود داشته باشد که برای موفق انجام شدن مربی‌گری بایستی به سرعت حل شده و برطرف شود (آندرسون و آندرسون ، ۲۰۰۵ ).
سطح دوم: یادگیری
این سطح بررسی می کند که افراد در طی تجربه شرکت در مربی گری چه چیزی را یاد می گیرند. هر فرد یک تجربه منحصر به فرد یادگیری خواهد داشت اما ممکن است بسیاری از این تجارب برای افراد زیادی مشترک باشد. نمونه هایی از این زمینه های یادگیری عبارتند از:

 

 

تبدیل شدن به رهبری بهتر

بدست آوردن بینشی نسبت به تغییرات فردی موردنیاز برای رشد و توسعه

درک بهتری از اینکه چگونه اقدامات و فعالیت های فردی دیگران را تحت تأثیر قرار می دهد.

بهتر کار کردن با همکاران در جهت محقق ساختن اهداف کاری

ارتقای مهارت های ارتباطی

بهبود توانایی همکاری با دیگر افراد

بالا رفتن کار تیمی

هریک از این موارد فوق می تواند سکوی پرتابی برای دستیابی به یکی از اهداف کاری باشد (آندرسون و آندرسون ، ۲۰۰۵ ).
سطح سوم: کاربرد[۱۳۰]
ارزشیابی در این سطح بیانگر آن است که افراد تا چه میزان از آنچه که در تجربه شرکت در مربی گری یاد گرفته اند، در محیط کاریشان استفاده می کنند. اگرچه این واقعیت وجود دارد که نمی توان از تمامی آن چیزهایی که افراد در طی مربی گری یاد گرفته اند، به سرعت استفاده کرد اما مربی گری باعث ایجاد تغییراتی در افراد خواهد شد تا کارها را به گونه ای متفاوت انجام دهند. این تغییرات در رفتار، موضوع اصلی ارزشیابی این سطح است (آندرسون و آندرسون ، ۲۰۰۵ ).
سطح چهارم: نتایج کسب و کار[۱۳۱]
این سطح موفقیت مربی گری را در تعیین نتایج کسب و کار بررسی می کند. چهار نوع تأثیر و نتیجه کسب و کار وجود دارد: برون داد، کیفیت، هزینه و زمان. معیارهای برون دادی عبارتند از: بهره وری و درآمد فروش. معیارهای کیفیتی عبارتند از: بالا بردن کیفیت محصول و کاهش نواقص تولیدی. معیارهای هزینه ای اشاره به کاهش هزینه های عملیاتی، فروش، عمومی و مخارج اداری، تولیدی و دیگر هزینه ها دارد. معیارهای زمانی اشاره به کاهش چرخه زمانی تولید و عرضه محصول دارد. افرادی که تحت مربی گری قرار می گیرند با توجه به مسئولیت های کاری شان ممکن است تحت تأثیر هریک از این موارد فوق قرار گیرند. مثلاً یک فردی که مسئولیت پژوهش و توسعه برعهده دارد ممکن است اقداماتی در راستای کاهش چرخه زمانی تولید محصول برعهده گیرد و برای یک مدیر فروش افزایش درآمد مهم ترین عامل باشد.
نتایج کسب و کار هم می تواند شامل تأثیراتی مادی و هم شامل تأثیراتی نامشهود باشد. بعبارتی تمام مزایا تا زمانیکه تبدیل به ارزش مادی نشوند، نامشهود هستند. تلاش قابل توجهی برای تبدیل مزایا به ارزش مادی لازم است. دو شیوه اصلی برای تبدیل مزایای نامشهود به ارزش مادی وجود دارد: برآورد کارشناس و ارزیابی شاخص عملکردی[۱۳۲]. اولین رویکرد (برآورد کارشناس) بدان معناست که مشتریان مربی گری و شاید دیگر افراد، بهترین برآوردشان را ارائه خواهند کرد که چگونه اقدامات آن ها منجر به ایجاد ارزش مادی برای سازمان می شود. بعنوان مثال فردی که تحت تأثیر مستقیم مربی گری، چرخه زمانی توسعه محصول را ۱۵ درصد کاهش داده است، برآورد خواهد کرد که این پیشرفت او سالانه ۰۰۰/۲۵۰ دلار ارزش مادی برای سازمان در بر خواهد داشت.
دومین رویکرد در ارتباط با ارزیابی شاخص های عملکردی استقرار یافته است. یکی از جنبه های مهم تعیین نتایج کسب و کار (نتایج سازمانی)، مجزا کردن تأثیرات مربی گری از دیگر عوامل تأثیرگذار بالقوه است. بطور خلاصه این تأثیرات بوسیله بررسی شاخص های عملکردی منطبق با یک دوره پایه و پس از آن یک دوره آموزشی مجزا شده اند. دوره پایه اشاره به عملکرد قبل از مربی گری دارد و دوره آموزش اشاره به مربی گری دارد. مثلاً در مثال قبلی، می توان عملکرد توسعه محصول را پس از مربی گری با عملکرد قبل از مربی گری مورد مقایسه قرار داد. تغییرات در عملکرد را در صورتی می توان به مربی گری نسبت داد که دیگر عوامل همگی مساوی و برابر باشند.
در این مرحله بایستی توجه کرد که نتایج سازمانی را چگونه می توان اندازه گیری کرد. در تمامی موارد هردو رویکرد فوق مورد استفاده قرار خواهد گرفت. مزیت ایجاد این فعالیت های ارزیابی در این است که برنامه ها در راستای ایجاد و کسب نتایج و داده های مطلوب ایجاد خواهد شد. هم چنین حامیان مربی گری و دیگر رهبران سازمانی را قادر به درک نحوه ارزیابی تأثیرات سازمانی خواهد ساخت (آندرسون و آندرسون ، ۲۰۰۵ ).
سطح پنجم: بازگشت سرمایه
یک اقدام مربی گری ممکن است منجر به ایجاد مزایای مادی گردد اما آیا این مزایای مادی بیش تر از هزینه های این فعالیت است؟ در این سطح عوامل هزینه ای موجود در مربی گری با مزایای مادی حاصل شده از آن مورد مقایسه قرار گرفته و براساس آن بازگشت سرمایه محاسبه می شود. فرمول بازگشت سرمایه عبارت است از:
۱۰۰× (هزینه ÷ (هزینه – مزایا)) = سرمایه بازگشت
فرمول بازگشت سرمایه ممکن است با نسبت مزایا – فایده[۱۳۳] در تقابل باشد چرا که بازگشت سرمایه با منافع خالص سروکار دارد در حالیکه نسبت هزینه – فایده با مزایای کل سروکار دارد.
هزینه ÷ مزایا = نسبت هزینه – فایده

 

 

نظر دهید »
بررسی حقوق کودک در مخاصمات مسلحانه در حقوق اسلام- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در کشورهای اروپایی بخصوص اروپا شرقی شروع کودکیرا از لحظه تولد ودر کشورهای امریکایلاتین وایرلند و واتیکان زمانشروعکودکیراهمانندکشورهایاسلامیازلحظه انعقادنطفهیالقاح میدانند. ایالات متحده امریکا نظری متفاوت اتخاذ نموده وبراساسنظردیوانعالیکشور آمریکا آغاز دوران کودکی از لحظهای است که مشخصشود طفل قابلیت بقا ودوام پساز تولد را دارد. این اختلاف نظرها باعث شده تا شروع دوران کودکیرا بهقوانین داخلی کشورها بسپارند. بنابراین نسبت به زمان شروع دوران کودکی هرکشور ی میتواند قوانین خاص خود را اعمال نماید.
درکنوانسیون حقوق کودک همان طور که ذکر شد ۱۸ سالگی را برای رشد تعیین کرده اند وکشورهای عضو هم سعی کردهاند سن رشد را تا حدود ۱۸سالگی پایین بیاورند تا تفاوت کمتر در پایان دوران کودکی بین کشورها را شاهد باشیم.
کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹حقوقی برای کودکان درنظر گرفته وکشورهای عضو را موظف به رعایت وتأمین منافع کودکان نموده است. بطورخلاصه حقوقی را که کنوانسیون برای کودک پیشبینی نموده عبارتند از: سرپرستی از کودکان، حق حیات وبقا، حفظ هویت شخصی، تابعیت، پیوستن به خانواده( در کنار خانواده بودن)، منع قاچاق کودک، آزادی عقیده وآزادی اجتماعی، حفظ حریم شخصیکودک، منع بد رفتاری با کودک، آموزش وتحصیل، بهداشت، پناهندگیکودک بههمراه والدین، تفریح وفعالیتهای فرهنگی، کار کودکان، منع شکنجه، عدم بکارگیری کودکان در جنگهای مسلحانه وحمایت از آنها و. . . .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بند چهارم: کودک از دیدگاه قوانین سایرکشورها
همان طورکه در مبحث قبلی اشاره شد اکثر کشورهای جهان سعی کردهاند قوانین داخلی خویش را تا جایی که امکان پذیر است تغییر داده تا بتوانند حقوق کودکان را رعایت کنند. بیشتر کشورها سن کودکی را ۱۸ سالگی میدانند و فقط کشورهای معدودی هستند که با توجه شرایط اقلیمی و مذهبی در شروع و پایان سن کودکی اختلاف نظر دارند. بطور مثال کشور فلیپین که در سال ۱۹۹۰ کنوانسیون را تصویب کرد قوانین خود را تا حدودی تغییر داده و برای فحشا وخرید و فروش کودکان قوانین جدیدی تصویب نموده است. همچنین درخصوص سن کار کودکان مطابق با کنوانسیون حقوق کودک تجدیدنظر شده است. در ارتباط با برخی از حقوق کودک و مشکلاتی که کودکان با آن روبرو هستند مثل سرباز گیری، کار،آزار کودک و . . . واحدهایی برای جمعآوری آمار واطلاعات تشکیل شده است. کشور سریلانکا درسال ۱۹۹۵ قوانین جدیدی را در مورد سوءاستفاده جنسی از کودکان، کار کودکان وفرزند خواندگی بهتصویب رساند و سن سربازگیری را از ۱۵به ۱۸ سال افزایش داده است. همچنین یکی از برنامههای ارزنده و آموزشی اینکه اعلامیه حقوق بشر را در برنامههای درسی واردکرده است کشور نپال قوانین خود را در مورد سن کار کودکان تغییر داده و برای هر منطقه از کشور یک مسئول رفاه کودک تعیین کرده است.۱ در ویتنام نیز در خصوص قوانین مربوط به فرایند دادرسی کودکان ونوجوانان، تربیت قاضی، پلیس وکارشناس حقوقی بر اساس کنوانسیون، تجدید نظر و نیز کمیتههای حفظ ومراقبت از کودکان در سطح استان و منطقه تشکیل شده است.
فرانسه که خود عضو کنوانسیون حقوق کودک میباشد در سیستم دادرسی کیفری کودکان تجدید نظر کرده و براساس ماده ۱۲کنوانسیون در سال ۱۹۹۳، قوانین جدیدی را به تصویب رسانده است و همچنین از طریق رسانه های جمعی، آموزشحقوق کودک، بویژه حق مشورتکودکان با وکیل درموارد ضروری انجام میشود.

پایان نامه رشته حقوق

در برزیل تقریباً نیمی از پنج هزار شهرداری کشور دارای شورای کودک بوده و هزار شورای ویژه قیمومیت تأسیس شده است که هدف آنها حمایت از کودکان در معرض آسیب و خطر است و نهضت ملی حمایت از کودکان خیابانی نیز در این کشور تشکیل شده است.
در کلمبیا، بازرسانی درسطح ملی واستانی براینظارت بر وضعیت کودکان انتخاب شده ودرضمن آگاه کردن عمومی در زمینه پیمان حقوق کودک، از طریق رسانه های گروهی، سازمانها ومدارس توسط دولت انجام میشود.
کشورپرتغال درمورد سن کار کودکان قوانین جدیدی به تصویب رسانده و در برنامههای درسی اعلامیه حقوق بشر را وارد کرده است و واحدهایی برای جمع آوری اطلاعات و آمار در ارتباط با مشکلات کودکان ایجاد شده است.
نتیجه
جنگ از دیدگاه حقوق بین الملل مجموعه ای از عملیات و اقدامات قهرآمیز مسلحانه است که بر روی روابط و مناسبات دو یا چند کشور تاثیر گذاشته و دارای آثاری در مناسبات آنها با یگدیگر و سایر کشورها میشود. جنگ دارای چهار عنصر اساسی است که عبارتند از : عنصر تشکیلاتی و سازمانی (کشورها)، عنصر مادی، عنصر معنوی و عنصر هدف دار بودن یا همان منافع و مصالح ملی.
بروز جنگ آثاری را بر کشورهای ثالث و نیز کشورهای متخاصم جاری میکند که می توان بیطرفی کشورهای ثالث را یکی از این آثار دانست. همچنین آثاری از قبیل اخراج کارکنان، قطع روابط دیپلماتیک و کنسولی، مصادره اموال، فسخ برخی از قراردادهای فیمابین و . . . را به دنبال خواهد داشت.
جنگ از دیدگاه اسلام و قرآن با آنچه در حقوق بین الملل است تفاوت دارد، اسلام جنگ رامنع کرده و فقط درمواقع ضروری به جنگ و جهاد امر کرده است وحتی گاهی آن را از وظایف مسلمانان بر میشمرد و در حالیکه مسلمانان را به کارزار فرا میخواند به بیان خصایص دشمنان اسلام و کسانی که باید با آنها نبرد کرد نیز میپردازد وآنها را مشخص و معین میکند. اساس و پایه دین اسلام صلح و دوستی است و قرآن در آیاتی صلح و دوستی را بهتر از جنگ و خونریزی میداند.
در فقه اسلام کودک به کسی اطلاق میشود که به بلوغ شرعی نرسیده باشد و قرآن سه معیار برای پایان دوره کودکی بیان میکند که عبارتند از بلوغ الحلم ، بلوغ النکاح و بلوغ رشد و در امر بلوغ ، هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی توجه شده است. در مورد سن بلوغ بین مذاهب اسلامی اختلاف نظر وجود دارد و علاوه برسن نشانه هایی را برای بلوغ ذکر کرده اند.
درقوانین ایران که برگرفته از فقه اسلام وتعالیم اسلامی است کودک بهکسی اطلاق میشود که ازنظر سن به رشد جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد و برای کودک حقوقی از جمله حق حیات ، آموزش و پرورش، بهداشت و . . . را در نظرگرفته است. همچنین در اسلام و قوانین ایران برای شروع کودکی نیز سنی را درنظر گرفتهاند که زمان آن از لحظه انعقاد نطفه میباشد که به این دوران تا تولد «جنین» گفته میشود و حقوقی را برای این دوره در نظرگرفتهاند. تعیین سن معین برای مرز بین کودکی و بزرگسالی از اهمیت حقوقی ویژهای برخوردار است بنحوی که مشخص شدن سن در اعمال حقوق مدنی و کیفری اهمیت خاص دارد.
کشورهای جهان برای اینکه بتوانند به یک نقطه نظر مشترک در مورد حقوق کودکان برسند کنوانسیون حقوق کودک را در سال ۱۹۸۹ به تصویب رساندند. هر چند در این کنوانسیون برای شروع کودکی سنی را قید نکردهاند اما برای پایان کودکی سن ۱۸سال را پذیرفتهاند. بطوری که اکثر کشورهای عضو قوانین داخلی خویش را اصلاح و تغییر دادهاند تا بتوانند بیشتر از گذشته حقوق کودکان را رعایت نمایند و با پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک خود را موظف به رعایت حقوق این قشر نمودهاند. بطور اجمال کنوانسیون حقوق زیر را برایکودکان پیشبینی نموده است: سرپرستی از کودکان بیسرپرست، حق حیات و بقاء، حفظ هویت، تابعیت، خانواده، منع قاچاق کودک، آزادی عقیده و آزادیهای اجتماعی، منع بدرفتاری، آموزش وتحصیل، بهداشت وعدم بکارگیری در جنگ های مسلحانه و . . . .

فصل دوم :
حمایت ازکودکان دراسناد وحقوق اسلامی
گفتاراول :
حمایت ازکودکان دراسلام
کودکان یکی از اعضای نیازمند درجامعه هستند که حکومت وشهروندان جامعه را گاه به لحاظ اخلاقی وگاه به لحاظ حقوقی بهرعایت حقوقی درقبالخود موظفمیکند. توجه دوباره بشر بهحقوق این قشراز افراد جامعه دراثر بیداری وجدانی جهانی نسبت بهحقوقی است که ادیان الهی پیش از اینبه آن توجه نمودهاند. پیمانهای جهانی حقوق کودک نیز به نوعی برگرفته و متأثر از همین ادیان الهی است. دین مبین اسلام نیز به عنوان کاملترین دین الهی از آغاز بر لزوم رعایت حقوق کودکان تأکید داشته وهماکنون نیز برآن اصرار دارد. از اینرو قرآنکریم در آیات متعدد بر رعایت حقوق کودکان سفارش وتوصیه میکند. علاوه برآیات قرآن، بزرگان دینی اسلام نیز همواره براهمیت وتوجه به این قشر از افراد جامعه تأکید داشتهاند وروابط حقوقی ایشانرادرخانواده وجامعه ترسیم وتدوین کردهاند. دراین قسمت به حمایتهای انجامشده از کودکان دراسلاممیپردازیم.
بند اول: حمایت ازکودکان بیسرپرست
مشکل بیسرپرستی اطفال و یتیمی آنان یکی از پدیده های اجتماعی محسوب میشود که از گذشته در جوامع انسانی مطرح بوده است . جوامع نیز به تناسب با چنین قشری برخوردی متفاوت داشتهاند. برخی از دیده ترحم و مهربانی ایتام را گرامیداشته و بعضی هم برمشکلات آنها افزودهاند. دین مقدس اسلام بهعنوان آئینی جهانی که برای تمامی بخشهای جامعه انسانی برنامه دارد. بیتردید درباره یتیمان ومسائل مادی و معنوی آنها برنامه و توصیه های فراوانی داشتهاند که این موضوع ازدو دیدگاه قرآن و روایات و سخنان پیشوانان معصوم و رفتار ایشان با این گروه و دیدگاه فقها بررسی میشود.
الف ـ کودکان بیسرپرست در آیات و روایات
توجه و اهمیت دین اسلام به اطفال بیسرپرست علاوه برآنکه رحمت و لطف خداوند را در پیدارد جنبه دیگری نیز دارا میباشد و آن آگاهی پیشگیرانه از عواقب رها شدن یتیم و اطفال به حال خود میباشد، چون اگر چنین افرادی به حال خود رها شوند درآینده هزینه های سنگینی را برجامعه وارد خواهند ساخت و میتوانند عامل بسیاری از ناهنجاریهای جامعه شوند، به همین علت قرآن کریم به این محور توجه کافی عنایت داشته است.
قرآن کریم امر سرپرستی کودکان را از بهترین وپسندیدهترین امور به حساب میآورند ومؤمنان را در این راستا راهنمایی مینماید تا درجامعه کودک یتیمی آواره و بدون سرپرست باقی نماند ودر پناه مؤمنین نیازهای آنها برطرف شود.
قرآن کریم می فرماید: «ویسالونک عن الیتامی قل اصلاح و لهم خیر و ان تخالطواهم فاخوانکم.»۱وازتو درباره یتیمان میپرسند بگو اصلاح کارآنان بهتر است واگر زندگی خودرا با زندگی آنها بیامیزند، آنها برادران دینی شما هستند، از اینآیه بر میآید که بهترین محیط برای کودکان، محیط طبیعی خانواده است وحتی پیامبر اسلام (ص) جای دادن یتیم و طفل بیسرپرست درمنزل و تأمین مخارج و نیازهای او را باعث قبولی اعمال در پیشگاه خداوند متعال دانستهاند.
قرآن با نفی هرگونه مسائل غیر اخلاقی وخرافی مطرح شده آنگاه که پیامبر«زید» را تحت سرپرستی خود قرار داد درآیه ۵ سوره «احزاب» در واقع یکی از شیوه های سرپرستی از ایتام را قبول آنان بهعنوان فرزند خوانده وپرورش اودرمحیط خانواده ذکر مینماید و میفرماید: خدا پسرخوانده هایتان را پسرانتان قرار نداده است، این سخنانی است که شما از پیش خود میگوئید، ولی خدا حق را میگوید و به سوی راه درست هدایت میکند، پسرخواندهها را بهنام پدرانشان صدا بزنید، این نزد خدا بهعدالت نزدیکتر است به فرض که پدرآنان را نمیشناسید، برادر دینی خطابشان کنید و یا بهعنوان دوست صدایشان بزنید خدا درآنچه که تاکنون اشتباه کردهاید شما را مؤاخذه نمیکند ولی آنچه را که عملاً مرتکب میشوید مؤاخذه میکند و خدا همواره آمرزنده ومهربان است.
ب ـ شیوه های رفتار معصومین( ع) با کودکان بیسرپرست
رسولخدا و امامان معصوم (ع) با الهام گرفتن از قرآن وتعالیم آسمانی آن بههمان روش قرآن به سرپرستی ومورد لطف قرار دادن ایتام وکودکان بیسرپرست رفتار میکردند، چنان که دراحادیث و روایات آمده است که پیامبر همیشه اصرار میداشتند یتیمان را سرپرستی کنند. حتی گفتهاند یکی از رموز ازدواجهای مکرر رسول خدا (ص) با زنانی همچون امسلمه ودیگران پرورش دادن یتیمان آنان و نجات آنان ازتباهی و ضایع شدن بوده است. برای نمونه نقل شده است که پیامبر روزی با گروهی ازکودکان که سرگرم بازی بودند برخورد نمود و کودکی را دید که درگوشهای گریه میکند. پیامبرعلت گریه او را جویا شدند. آن طفل گفت: بچهها بخاطر اینکه منپدر ندارم مرا مورد سرزنش قرارمیدهند و با من بازی نمیکنند. پیامبراو رامورد نوازش قرار میدهند ومیفرمایند: گریه نکن من پدر توام و فاطمه (س) خواهر تو و…. آنگاه او را به خانه میبرد و بهدخترش میسپرد وحضرت فاطمه (س) او را نظافت کرده و او را لباس نو می پوشاند و به همسران پیامبر معرفی کرده و وی در تمام مدت زندگی با آن حضرت بودند.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) نیزعملکردهای مهمیدر دوران زندگیخویش با یتیمان داشتهاند دوران خلافت وقبل ازآن شبها انبانی ازغذا را بردوش میکشیدند و بهخانه یتیمان میرفتند و به آنها غذا میرساندند بدون اینکه خودرا معرفی نمایند. بطوریکه برخی از آنان بعد از شهادت امام علی (ع) دانستند که آورنده غذا چه کسی بوده است. امیرمؤمنان با کودکان یتیم بازی میکردند و آنها را مورد نوازش قرار میدادند وحتی با دست خویشدردهان آنان نان و خرما میگذاشتند و میفرمودند :« من پدر یتیمانم و باید به جای پدر به آنها مهربانی کنم.» همچنین حضرت علی(ع) دروصیت پیش ازشهادت خود درباره یتیمان و کودکان بیسرپرست میفرمایند: از خدا بترسید ومبادا یک روز سیرشان کنید و یک روز گرسنه باشند و مبادا که با حضور شما آنان از بین بروند.۱ این موارد و موارد دیگراز عملکرد بزرگان اسلام دراین رابطه، نشان میدهد که چگونه ایشان همت میکردند تا فرزندان بیسرپرست به ثمر برسند.
ج ـ سرپرستی کودکان از دیدگاه فقها
همانطور که گفتیم یکی از حقوق کودکان بیسرپرست برجامعه، حق سرپرستی است، چنانکه در آیات متعددی ازقرآن بهرعایت حقوق کودکان یتیم و بیسرپرست تأکید شده است. صغیری که ولی او فوت کند و سرپرست نداشته باشد، درقالب امور حسبی قرار میگیرد و رسیدگی به امور حسبی یکی از وظایف حکومت اسلامی است. درکتاب «دلیل التحریرالوسیله» درامورحسبی آمده است : «ان الامور الحسبه مثل تولی امور الغیب والقصر والصغار ومن لاوارث له ومنلاوصی له و ….» همانگونه که ملاحظه میگردد یکی از مصادیق امور حسبی، سرپرستیکودکان یتیم و بیسرپرست است. همچنین یکی از وظایف ولی فقیه وحکومتاسلامی ، ولایت وسرپرستی برصغار بی سرپرست معرفی شده است. روایاتی مانند خبرنبوی که می فرماید: «السلطان ولی له»۲ وادله ثبوت ولایت فقیه بر اثبات این حق کودکان بیسرپرست، برحکومت اسلامی دلالت دارد.
حق تربیت ورشد از آن همه انسان هاست و یتیم و غیرنمیشناسد. بی شک کودکی که والدین یا یکی از آن دورا ازدست دهد نمیتواند بدون سرپرست رها شود و دراین راستا وظیفه دیگران نسبت به او ساقط شده نیست. در قرآن وآثاراسلامی مدارک بسیاری درمورد حقوق کودکان یتیم و بیسرپرست و امرهدایت و سرپرستیشان وجود دارد وهمه جا اصل بر این است که به آنها رسیدگی شود تا آنان دچار خسارت و لغزش نگردند. اسلام میخواهد اینان همچون دیگر کودکان عضوی مفید ومؤثر برای جامعه گردند و امکاناتی برای رشدشان فراهم شود، به نوازش آنها بپردازد و در اداره آنها همراهی لازم با خانواده بعمل آید. اسلام امرسرپرستی کودکان یتیم را از بهترین و پسندیدهترین امور به حساب میآورد و دوست ندارد کودکان در دارالایتام وپرورشگاه ها باشند، بلکه خواستار آن است که زمینهی زندگی را در کانون خانواده فراهم نماید.
بنددوم : حمایت ازکودکان درمعرضخطرفقروآسیب دیدگی
یکی ازمصادیق اجرای عدالت درجامعه اسلامی، رسیدگی به امور فقرا ونیازمندان است. حکومت اسلامی وظیفه دارد در راستای اجرای عدالت به فقرا رسیدگی کند. یکی ازاصلیترین قربانیان فقر درجامعه کودکان میباشند، از اینرو کودکانی که درخانواده های فقیر زندگی میکنند واز امکانات زندگی محروم هستند به حمایتهای جامعه نیازمندند. پیامبرو امامان معصوم(ع)۱ برای جلوگیری از فقر وتنگدستی مردم شبانه آذوقه دراختیار افراد قرار میدادند. بطوری که هیچکس آنها را نمیشناخت این رفتار وعملکرد که برگرفته از بطن تعالیم قرآنی واسلامی صورت میگرفت بخصوص درمورد کودکان بیسرپرست و یتیم بیشتر مشهود بود.
یکی ازنهادهای دینی درحکومت اسلامی که در زمان پیامبر اسلام و بعد از ایشان امامان معصوم (ع) ودر زمان غیبت ولی فقیه عهدهدار اجرای آن هستند اخذ ومصرف زکات است که این امر در آیات قرآن نیزآمدهو پیامبر(ص) را به اخذ و مصرف آن در راه خدا و کمک به نیازمندان سفارش نموده است. یکی از کسانیکه مستحق دریافت زکات هستند نیازمندان وفقرا میباشند. آیه۶۰ سوره «توبه» دراین زمینه میفرماید: «انما الصدقات الفقرا و المساکین» اینآیه شریفه که مستند فتوای فقیهان نیز میباشد، گویای استحقاق کودکان نیازمند برای استفاده از زکات است که توسط ولی فقیه اخذ میشود . فقیهان یکی ازمصارف زکات را فقرا و مساکین میدانند و میفرمایند:«الاول و الثانی: الفقراء والمساکین والثانی اسوا احالاً منالاول و هم الذین الایملکون مئونه سنتهماللائقه بحالهم لهم ولمن یقومون به لافعلاً ولاقوه.» از اینرو جامعه اسلامی باید از کودکانی که درخانواده های فقیر ومسکین زندگی میکنند با پرداخت زکات حمایت کند.
بند سوم : حمایت ویژه از کودکان هنگام جنگ
یکی ازحقوق کودکان درهنگام جنگ مصونیت آنها از هرگونه تجاوز وتعدی است. این موضوع درآیات قرآن ونیز سخنان بزرگان دینی بصورت روشن وصریح بیان شده است. خدا درآیاتی از قرآن کشتن کودکان و زنان را منع نموده است. همچنین با مطالعه در سیره نبوی حضرت رسول (ص) درمییابیم که آن حضرت هرگاه گروهی را برای جنگ وجهاد اعزام مینمودند، ابتدا برایشان سخنانی در زمینه اصول و آداب جنگ و جهاد بیان میفرمودند و حتی بطور صریح مسلمانان را از جنگیدن با غیرنظامیان (کسانی که درجنگ شرکت ندارند) بخصوص زنان و کودکان و سالخوردگان منع میکردند.
همه بزرگاندینی درجایز نبودن کشتن کودکان و زنان درجنگ اتفاق نظردارند. بخصوص زمانیکه آنها در جنگ شرکتنداشته باشند. فقها نیز با الهام گرفتن از قرآن که کلام خداست و راه و روش پیامبر عظیمالشأن اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) ودیگر بزرگان دینی کشتن اطفال وحتی جنگیدن با آنها را منع وگاهی حرام دانستهاند. شهید ثانی میفرماید: «ولایجوز قتل الصبیان والمجانین والنساء وان عاونوا الامع الضروره.» بنابراین حتی اگر کودکان درجنگ شرکت کنند، جزدرمورد ناچاری، قتل آنها ممنوع است. این امر از امور اجتماعی است و نهی پیامبر(ص) یکی از دلایل ممنوعیت آن است .۱
حقوقیکه اسلام برای اسیر قرار داده است، درمورد کودکان اسیر به طریق اولی جاری خواهد بود. از این رو ازروایات استفاده میشود که کودکان هنگام جنگ نباید از والدین یا خواهران و برادران خود به اجبار جدا شوند. سزاوار است که طبق سیره رسولاکرم (ص) ازحال اسیر جویا شده ونیازمندیهای ضروری او برطرف شود. اگرمجروح است درمان شود و از او به دین و تعلیم رعایت احکام دین دعوت شود.[۲]
بند چهارم : حقوق هویتی کودک درجامعه
یکی ازحقوق مسلم هرانسان حق تابعیت اوست. این حق درمورد کودکان نیز ثابت است. منظوراز تابعیت وابستگی به یک کشور و وطن قراردادن یک مرز و بوم و پیوستن به مبانی، اصول، سنن اخلاقی، دینی، خانوادگی واجتماعی آن است. این تابعیت قهری است. البته از آنجا که کودک تابع یک واحد کوچکتر اجتماعی بهنام خانواده است، برخی ازکشورها کودک را تابع همان کشوری میدانند که خانواده تابع آن است. این نوع تابعیت که به تابعیت خونی یا تولدی(درمقابل تابعیت به سببخاک وسرزمین) مشهوراست، ریشهمذهبی دارد. کودک بایدهمهی مزایایی که تابعیت از یک جامعه دربردارد برخوردار باشد. البته کودک نیزنسبت به جامعهای که تابعیت آنرا دارد به نوعی دین و وظیفهای دارد که بعدها موظف به ادای آن خواهد بود. کودکان در هرجا متولد شوند معمولاٌ تابع پدر و مادر خویش هستند، مگر اینکه شرایط وضع دیگری را ایجاب نماید.
کودک انسانی نورسته است وهمچون شاخهای که از کنار یک درخت جوانه زده است، تابع اصل ومنشأ خویشاست مگر اینکه پس از بلوغ وکمال برای خود شرایط و وضعیت دیگری را انتخاب کند. براین اساس در دین مبین اسلام، کودکان پیش از تولد تابع ملت اسلامی قلمداد شدهاند. پیامبرگرامی اسلام (ص) دراین مورد میفرمایند:« تزوجوا فانی مکاثربکم الامم غدا فیالقیامه حتی ان السقط لبحیءُ محبنطئاً علی باب الجنه فیقال له ادخل الجنه فیقول لاحتی یدخل ابوای الجنه قبلی»۱ ازدواج کنید که درروز قیامت من به کثرت جمعیت شما بر امتهای دیگر سرافرازی کنم.
امام صادق (ع) با تأکید برحق تابعیت کودک ازدیدگاه اسلام میفرماید:« ان اولاد المسلمین موسومون عندالله» فرزندان مسلمیندر پیشگاه خدا بهمسلمانی شناخته شدهاند. فقیهان نیز براساس روایات بسیاری کهدر این باب موجوداست به تابعیت مسلمانی کودک متولد شده از مسلمانحکم کردهاند.۲
بند پنجم : حق حیات کودک وجنین درخانواده
یکی ازحقوق مسلم کودکان درجامعه حق حیات است. قبل از ظهور اسلام کودکاندر وضعیت بسیاربدی به سرمیبردند وازحقوق عادی محروم ودستخوشاراده پدرانشان بودند. چنانکه اگر پدران میخواستندآنها راحفظ میکردند و درغیر اینصورت برای رهایی از برخی هزینه ها وخرافات آنها را میکشتند. با آمدن اسلام اینعادت ناپسند شدیداً مورد حمله قرارگرفت واسلام عالیترین توجه را به کودک نمود. آیاتیکه نشان دهنده وجود حقوق کودک دراسلام میباشد ونیز روایات موجود همه حکایت از اهمیت موضوع از نظر اسلام دارد.
اسلام پدران را از کشتن فرزندان منع نموده است و کشتن آنها را اشتباه وگناه بزرگ میداند. قرآن کریم درآیاتی متعددبه سنت سخیف عرب درقتل فرزندان بخصوص دختران حمله کرده وآن را موجب مؤاخذه اخروی میداند. «واذالموؤده سئلت أبای ذنب قتلت.»۱ در یکیازمواد بیعت زنان تازه مسلمان درآیه۱۲سوره «ممتحنه»آمده است: «ولایقتلن اولادهن». قرآن کریم منشاءفرزندکشی را ترسازفقر معرفی میکند ومیفرماید: «ولاتقتلوااولادکم خشیه املاق نحن نرزقهموایاکم». همه مبارزاتی که آئین مقدس اسلام وعموم ادیان آسمانی با فرزندکشی کرده اند، دربرگیرنده کشتن جنین نیز میباشد. از اینرو همانگونه که قتل انسان زندهحرام و موجب ثبوت دیه است، سقط جنین نیز حرام و مستوجب دیه میباشد.۲ علامه محمدتقی جعفری در اینباره میگوید: «نهایت امر این است که به جهت عوارض مربوط به زندگانی خود انسانها، تکالیف ومقررات دینی مربوط به هویت انسان از موقع استقرار دررحم آغاز میشود؛ البته مقصود از هویت انسان درحالت نطفهگی، قرارگرفتن اودرگذرگاه ومسیر استقرار نطفه دررحم آغاز میشود.» روایتیاست از« اسحاق بنعمار» که روزی ازحضرت موسی بن جعفر(ع) سئوال کردم: زن از آبستن میترسد، دوایی میل میکند و آنچهرا درشکم دارد بیرون میاندازد. حکمش چیست؟ حضرت فرمودند: این کار جایز نیست. عمار میگوید عرض کردم: آنچه زن از شکمش بیرون میاندازد نطفه است. آن حضرت فرمودند: آغاز خلقت انسان نطفه است. این روایت با صراحت کامل هم آغاز موجودیت انسان را توضیح میدهد وهم حکم قطعیآن را بیان میکند.
بند ششم : ممنوعیت خرید وفروش کودک
بطور کلی ازدیدگاه اسلام خرید وفروش انسان آزاد، حرام و ممنوع بوده و مجازات قطع ید دارد. محقق خویی(ره) درکتاب «مبانی تکمله المنهاج» میفرماید: «هر کس به خرید وفروش انسان آزاد، اعم از کوچک و بزرگ، مؤنث و مذکر اقدام کند، به قطع ید محکوم خواهد شد.» این نظری است که مشهور فقها مانند شهید ثانی و … بدان اعتقاد دارند. حضرتآیت اله فاضل لنکرانی(ره ) در«الحدود» دراینباره حکم مذکور را به موردی محدود کردهاند که حتی اگر انسان آزاد ربوده شده و سپس خرید وفروش شود نیز حکم فوق صدق میکند. ایشان درنهایت درحکم به قطع ید سارقی که پس از سرقت انسان حر، اقدام به سرقت او کرده است. نیز به تبعیت ازحضرت امام خمینی (ره) احتیاط را در ترک میدانند و به مجازات تعزیری چنین فردی حکم کردهاند.۱
گذشته ازمجازات خرید وفروش انسان، ممنوعیت وحرمت خرید وفروش انسان اعم از کودک و بزرگسال مورد اتفاق فقیهان است. از اینرو یکی از شرایط مبیع را مملوک بودن آن میدانند، صاحب شرایع پساز ذکرشرط مزبور میفرماید: « فلایصح بیع الحر»۲ بنابراین خرید وفروش کودک که یکی از مصادیق کودکآزاری ناشی ازبهره گیری خلاف قانون است، ممنوع و حرام بوده و مستوجب مجازات تعزیری است. علاوه برحقوق فوق، اسلام حقوق دیگری را نیز برای کودکان برشمرده است. ازجمله اینحقوق میتوان به حقتحصیل(آموزش و پرورش)، تأمین خوراک وتغذیه مناسب، بهداشت برای کودک، حق تفریح وبازی، پرهیز از اعمال خشونت جسمی و روحی به کودک واحترام به مقام کودک اشاره نمود.
دراسلام فراگیری دانشیک فریضه است. بگونهای که پیامبر اسلام(ص) به مردم سفارش میکنند: «از گهواره تا گور دانش بجویند» و آموختن علم و دانش را ازجمله حقوق کودکان بخصوص بروالدین میدانند و میفرماید: « ازجمله حقوق فرزند بر پدر ومادر آموختن نوشتن است.» از آنجاییکه شخصیت کودک در مراحل نخستین زندگی درخانواده شکل میگیرد، آموختن دانش به کودکان برعهده والدین وی نهاده شده است تا در ابتدای زندگی آنها را به سلاح دانش وعلم مسلح نمایند تا بتوانند بوسیله آن برمشکلات آینده چیره شوند و این کوچکترین وظیفهای است که از والدین انتظار میرود تا درحق فرزند خود روا دارند.
امروزه امر آموزش وپرورش دراکثر کشورهای جهان از وظایف دولت محسوب میشود و دولت وظیفه دارد آن را بصورت رایگان فراهم نماید. موضوع آموزش و پرورش آنقدر مهم است که حتیدرکنوانسیون حقوق کودک برآن تأکید گردیده و آن را برای کشورهای طرف کنوانسیون اجباری نموده است .
بهرهمندی از تغذیه وخوراک مناسب ازحقوق مسلم کودک و برطرف کننده نیاز جسمی وی است. در اسلام بنا به فرموده حضرت رسول(ص) هیچ کاری بهتر از سیرکردن شکم گرسنه نیست و اگر این شکم گرسنه ازآنِ کودکان باشد، از وظایف وحقوق والدین و دولتها است. چنانکه رسول اکرم(ص)میفرمایند: « از حقوق فرزند بر پدر آن است که جز غذای پاک و خوب (حلال ) به او ندهد.» البته اگر والدین توانایی تأمین مواد غذاییمناسب را نداشته باشند، این وظیفه برعهده افراد وجامعه است که نیازهای غذایی آنان را برطرف سازند. تغذیه خوب، بازدارنده بسیاری از بیماریها است. جسم سالم درسلامت روح اثرگذار است و تغذیه مناسب برسلامت جسم. بنابراینرسیدگی به وضع تغذیه کودکان به شکل غیرمستقیم سامان دادن به روح و روان او نیز بشمار میرود.
بزرگان اسلام آموزش بازیها و ورزشهایی نظیر سوارکاری، شنا و تیراندازی را از وظایف پدر و مادر برشمردهاند وبرآموزش آنتأکید داشتهاند. علاوه براسلام در برخی ازکنوانسیونها تفریح و ورزش و فعالیتهای خلاق بعنوان یکی از حقوق کودکان به رسمیت شناخته شده است.۱
خشونت جسمی وروحی یکی ازعوامل تخریب شخصیت کودکان است. در دین مبین اسلام به این مهم توجه جدی شده است، چنانکه وقتی مردی درحضور امام علی( ع) از فرزند خویش شکایت نمود، امام(ع) فرمود: « او را نزن، بلکه از او دوری کن( قهرکن) ولی نه طولانی.» درواقع این حدیث بیانکننده این است که اگرتنبیه برای تربیت کودک انجام میشود بهتر آن است که این تنبیه، تنبیه بدنی نباشد، بلکه ازعواطف کودک استفاده شود. زیرا تنبیه بدنی، زمینهساز مشکلات روحی وعاطفی فراوانی همچون سرخوردگی وتخریب شخصیت کودکان میشود. ولی وقتی ازکودک دوری شود خود کمکم به اشتباهش پی میبرد. البته این دوری نباید طولانی گردد، زیرا ممکن است از یک سو روی عواطف کودک اثر عمیق بگذارد و زمینهساز مشکلات روحی او شود و ازسوی دیگر بر اثر این طولانیشدن از تأثیر این ابزار تربیتی کاسته شود. رسول خدا (ص) نیز میفرمایند:« خداوند به هیچ چیز خشم نمیگیرد آنچنان که به خاطر زنان و کودکان خشم میگیرد.»
گفتار دوم:
اسلام و حمایت از کودکان دردرگیریهای مسلحانه
محدودیت عملیات نظامی دردایره هدفهای نظامی و استراتژیک یکی از اصول مسلم جنگها در اسلام است. جنگها نظامیان را رو در روی یکدیگر قرار میدهد و نه مردم را. بنابراین تا آنجا که ضروریات نظامیممکن میسازد باید غیرنظامیان از تعرض مصون باشند. این اصل اسلامی فوق نتایج بسیاری را به دنبال دارد. ممنوعیت جنگ با مردم غیرنظامی، تمایز بین جنگجو وغیرجنگجو، منع جنگ با افراد بیسلاح، مجروح، بیمار، زن کودک، پیر و … ازآنجمله است. براین اساس کاربرد سلاحهایی که علاوه برنظامیان، مردم بیسلاح و بیپناه را به کشتن دهد، نهی شده است. تاکتیکهای نظامی که باعث کشته شدن زنان، کودکان وغیرنظامیان شود، ممنوع میباشد.
تاکتیکهایتخریبی وانهدامی از قدیم مورد بحث فقهای اسلامی بوده وجملگی آنها به کاربردن این قبیل تاکتیکها را جز درموارد ضروری که مشروحاً مشخص کردهاند، جایز نشمردهاند. ممنوعیت انهدام منازل و باغات ودژهای دشمن، بستن آب اردوگاه یا شهردشمن، گلوله باران قلعههایی که به جز نظامیان دشمن، غیرنظامیان نیز درآنجا حضوردارند، سوزاندن شهر، مزارع و باغها ازجمله مواردی است که درکتب فقهای بزرگوار مورد بحث و ملاحظه قرارگرفته است.
اما اسلام زمانی ظهور کرد که مصریان، آشوریان، یهودیان و رومیان و … درحین و پس از جنگ رفتار و اعمال زشت وناپسندی را با کسانی که حتی درجنگ شرکت نداشتند انجام میدادند. ازجمله آتش زدن و ویران کردن، غارت شهرهای دشمن، زجر وشکنجه زنان وکودکان در برابرچشم خانواده و انظارعمومی را میتوان نام برد. اما با ورود اسلام این اعمال ظالمانه وشنیع ممنوع گردید وکسانی که درجنگ شرکت نداشتندنه تنها از تعرض و بیاحترامی در زمان جنگ مصون بودند، بلکه با احترام و محبت ورعایت تمام جوانب انسانی با آنها رفتار میشد.۱
طبق اصول کلی حقوق بشر دوستانه اسلام، دشمنان به عنوان انسانهایی به حساب میآیند که قابلیت هدایت وسوق به سوی حق وحقیقت را دارند واین یک تکلیف است که بین دو دسته افراد؛ یعنی نظامیان و غیرنظامیان درمنازعات مسلحانه با هرماهیت وشکلی تفکیک قایل شد و خصومت فقط بین نیروهای مسلح مجاز میباشد و این نکته به صراحت درقرآن اعلام شده است.
آنچه امروزه حقوق بشردوستانه نامیده میشود وهدفش حفظ جان، مال وحیثیت غیرنظامیان، مجروحان، اسرا وکسانی کهدرجنگ شرکت نکردهاند میباشد، ازآغاز مورد توجه اسلام بوده است و دین اسلام این هدف انسانی را بطور جدی مدنظر داشته است. شاید مهمترین مبنای حقوق بشردوستانه دراسلام این باشد که اگرقرار است جنگ و خشونتی رخ دهد باید عادلانه باشد.۲
بند اول: حمایت عام از کودکان درمخاصمات مسلحانه
درآئین آسمانی اسلام است که برای نخستین بار از کودکان وزنان، سالخوردگان و سایر افراد نیازمند به حمایت، حمایت صورت گرفته است وقرنها بعد درکنوانسیون های بین اللملی، تحتعنوان حقوق بشردوستانه این مقررات مورد توجه قرار گرفته است.
تردیدی نیست اصول انسانیت واخلاق دو اصل بنیادیندرآموزه های دینیاست که درهمه حال حتی در مخاصمات، رعایت کردن آنها برایهمه الزامی وضروریاست. افزون براین مفهوم اصلتفکیک بین نظامیان و غیرنظامیان واهدافنظامی وغیرنظامیریشه درآیات قرآن کریم، سنت، سیره نبویورفتار معصومین(ع) دارد.

 

جهت

نظر دهید »
تبیین جنبه های آموزشی و تربیتی امید و نقش آن در سلامت روان انسان از دیدگاه اسلام- قسمت 7
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

امام صادق علیه‌السلام در بخشى از وصیتنامه خود به ابن ‌جندب، نجات یافتگان از عذاب الهى را كسانى معرفى مى كند كه خوف و رجاء حقیقى متعادل در دل هایشان وجود دارد: یهلك المتكل على عمله… قلت فمن ینجو؟ قال الذینهم بین الرجاء والخوف…؛ كسى كه به اعمال خود (اعمال خوب) تکیه نموده است به هلاكت مى رسد و كسى هم كه به امید رحمت خداوند بر انجام گناهان جرات پیدا مى كند نجات نخواهد یافت. (ابن جندب) سؤال كرد پس چه كسى نجات پیدا مى كند؟ حضرت فرمودند: كسانى كه حالشان میان خوف و رجاء باشد.(محمدی ری شهری ،1377)
خوف و رجاء امرى نسبی و دارای مراتبی است و حد نصابى دارد كه حداقل مرتبه آن را باید مؤمن داشته باشد. اگر امید انسان به رحمت خداوند به گونه اى باشد كه فكر كند آن قدر رحمت خدا واسع است كه همه را کارهای ناپسند او رامى آمرزد، باعث مى شود تا انسان گستاخ شود و از ارتكاب گناهان باكى نداشته باشد. در واقع خداوند از روى اعمال افراد، آن ها را مى آمرزد و به بهشت مى برد و یا عذاب نموده و به جهنم مى برد.(مصباح ، 1386)
عبادتی كه از رجاء ناشی شود بهتر از عبادتی است كه از” خوف ” سرچشمه می‌گیرد؛ چه این كه نزدیكترین بندگان به خدا، محبوب‌ترین آنهاست، همچنین محبّت موجب غلبه رجاء بر قلب می‌شود. و به همین خاطر است كه در شرع مقدّس به حسن ظن و رجاء تشویق و ترغیب‌ها شده است، مخصوصاً به هنگام رسیدن مرگ.
حضرت امام علی (ع) در خطبه‌182 می‌فرمایند:
نَسْتَعِینُ بِهِ اسْتِعَانَةَ رَاجٍ لِفَضْلِهِ، …. ، وَنُؤْمِنُ بِهِ إیمَانَ مَنْ رَجَاهُ مُوقِناً
از خدا استعانت می‌جویم، همچون كسی كه به فضل و رحمت خدا امید بسته است …، و بسان كسی كه با یقین كامل به او امیدوار است، ایمان دارم.
و در جای دیگر می‌فرمایند:(نهج البلاغه خطبه 115)
اللَّهُمَّ …. فَكُنْتَ الرَّجَاءَ لِلْمُبْتَئِسِ
خدایا… فقط تو، مایة امید هر بیچاره‌ای
و نیز می‌فرمایند:(نهج البلاغه خطبه160)
وَ كُلُّ رَجاءٍ الّا رَجاءَاللهِ تَعالی ـ فَإنَّهُ مَدخُولٌ
هر امیدی، نا به جاست جز امید به خدای متعال
هرچند كه انسان از یک طرف به “رجاء” تشویق و ترغیب‌ها شده است؛ امّا نبایستی، از جهت دیگر، انسان، از رحمت خداوند متعال نا امید و مأیوس بشود.زیرا
: قرآن كریم در این زمینه می‌فرماید
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ اَسْرَفُوا عَلـی اَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . (زمر 53)
بگو: ای بندگان من كه برخود اسراف و ستم كرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همة گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است .
حضرت امام علی (ع) نیز می‌فرمایند:(نهج البلاغه حکمت 377)
وَلَاتَیْأسَنَّ لِشَرِّ هذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ رَوْحِ اللهِ لِقَولِهِ: إنَّهُ لَایَیْأسُ مِنْ رُوْحِ اللهِ اِلّا الْقَوْمِ الْكَافِرُونَ.
حتّی بدترین فرد نیز نباید از رحمت خدا مأیوس باشد ـ زیرا خداوند فرمود: جز كافران نباید از رحمت خدا مأیوس باشند( یوسف/87).
امید و ترس افراد به میزان شناخت و نیازهایى كه درك مى كنند، بستگى دارد. مثلاً ترس و امید یک كودك دو سه ساله فقط در محدوده خواسته هایى كه دارد شكل مى گیرد. او هیچ وقت نسبت به مسائل بین المللى، مسائل اجتماعى، مسائل معنوى و اخروى و… ترس و امیدى ندارد زیرا هیچ تصورى از آن‌ ها ندارد و یا مثلاً از یک سو، افراد عادى از بیمارى، فقر، گرفتارى هاى زندگى و… ترس دارند و از سوى دیگر، امید دارند كه پول دار بشوند و همسر خوب، خانه خوب و موقعیت اجتماعى خوبى بدست آورند. افرادى كه یک مقدار معرفت شان بیشتر است مسائل معنوى را هم در نظر مى گیرند. براى مثال از این كه عقل و ایمان شان از بین برود، مى ترسند و امید دارند كه بر معرفت و ایمان شان افزوده شود.آنها كسانى هستند كه به آخرت ایمان دارند به ثواب هاى اخروى امید دارند و از عذاب هاى اخروى مى ترسند. (مصباح ،1384)
امید انسان به رحمت خدا ،باید مثل زراعت یک زارع باشد که بذر سالم در زمین مناسب می کارد و تمام مراقبتهای لازم را انجام می دهد و به انتظار محصول می نشیند و نه اینکه بذر را در شوره زار بکارد یا بذر سالم نباشد ،چنین چیزی حماقت است پس انسان باید عمل همراه تقواداشته باشد و رعایت اخلاقیات نماید تا امیدرحمت داشته باشد نه این که کامرانی و شهوت رانی کند و امید رحمت و عفو داشته باشد . که مصداق آیه 169سوره اعراف می شوند ،که در مقام توبیخ گفتار کسانی است که توجه به متاع دنیا دارند و انتظار مغفرت دارند . (موسوی همدانی ، 1363)
امام علی (ع) حد میانه واعتدال هر امری را توصیه می کند و از افراط و تفریط نهی میکند . امید زیاد را باعث ایجاد حرص و طمع ونا امیدی را باعث تاسف و هلاکت میداند . بی صبری ، رسوایی، غفلت را به دنبال دارد در نتیجه افراط و تفریط در هر امری زیانبار و مایع فساد است و انسان همواره باید میان خوف و رجا باشد و حد اعتدال را رعایت کند (جابر ، 1390)
مرعوب بودن از چیزی که وحشت زا و رعب آور است و امیدوار بودن او به چیزی که زمینه رفاه را فراهم میکند در هر کسی هست ولی همین امید و ترس یا وعده و وعید به دو قسم تقسیم می شود ، وعده و وعید های دروغ ، وعده و وعید های درست . اولی سراب گونه است و انسان را به سوی خود فرا می خواند و دومی مانند چشمه ایی زلال انسان را به سمت خود دعوت می کند که در قرآن از هر دو سخن رفته است. شیطان از بیرون و نفس اماره از دروون انسان را به سوی سرآب وعده می دهند و از اموری که واقعیّت ندارند می ترسانند امّا خداوند از راه وحی به انبیا ، فرشته ها و عقل وعده های درست را به سوی انسان سالک باز می کند(جوادی آملی، 1363).

2-11 تبین واژه آرزو
آن چه همواره برای انسان خطرناک بوده و موجب هلاکت و نابودی او است آرزوی طولانی و حرص و آز زیاد است و در تعالیم دینی از آن منع گشته است .در سوره معارج آیات19 و20 آمده :”براستی که انسان حریص و بی صبر است چون زیانی به او رسد بی تابی می کند.” واز پیامبر اکرم (ص ) نقل شده ، بنی آدم نابود می شود و دوچیزاز او باقی می ماند حرص و آز (موسوی همدانی ،1363)با توجه به ذکر این آیه و حدیث گرچه امید مایه حیات و انگیزه ای برای حیات انسان است امّا این امید نیز باید با فکر و تلاش و بر اساس اصول و قواعد مخصوص به خود باشد زیرا انسان گاهی بیشتر از حد و بدون آن که به امکان شدن و نشدن امری فکر کند امید به آن دارد که این خود باعث آرزوی های طولانی و نایافتنی برای شخص می گردد که موجب شکست و نابودی است . (جابر ، 1390)

2-12- انواع آرزو
آرزوهادو دسته اند : آرزوهای درست وسازنده وآرزوهای کاذب
اگر آرزو ها بر اساس معیار درستی باشند نه تنها زیانی بهمراه ندارد بلکه سازنده و مفید خواهد بود .زیرا اگرانسان با فکرعمل کند و بدنبال مطلوب حرکت کند و امیدحصول آن را داشته باشد این باعث ایجاد انگیزه برای فردای روشن می شود اما آرزوها باید هم جنبه شخصی داشته باشد و هم اجتماعی (جابر،1390) از نظر امام علی آرزوهای درست و سازنده عبارتند از:
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
– آرزوی آسایش مظلومان (خطبه 131، نامه 22،بند 3)
– آرزوی آینده و قیامتی روشن (خطبه 87 ،بند3،نامه 22بند 1)
-آرزوی اجرای حدود الهی (خطبه 131 ،بند 3)
– آرزوی ارزش های والای اخلاقی (خطبه 153، بند 12)
– آرزوی استواری دین ( خطبه 131 ،بند 3 )
– آرزوی اصلاح جامعه اسلامی (همان )
– آرزوی اصلاح نفس (نامه 31 بند 37 )
– آرزوی بهترین بنده خدا بودن (خطبه 129، بند 8 )
-آرزوی بی نیازی (خطبه 225 ، بند 1)
-آرزوی پیروزی بر دشمن ( نامه 53 بند 57)
– آرزوی پیروزی حق (نامه 66 ، بند 2 )
–آرزوی شهادت (خطبه 119 و نامه 35 )
– آرزوی عافیت دین و دنیا (خطبه 215 )
– آرزوی گسترش عدالت (نامه 53 )
– آرزوی نابودی باطل (نامه 66)
– آرزوی نجات از فتنه ( خطبه 171)
– آرزوی وحدت سیاسی (خطبه 216 )
– آرزوی همبستگی و دوستی ملت (نامه 53)
در آرزوی کاذب انسان گرفتار آرزوی باطل می شود و این آرزوها ره آوردهای زیانباری برای انسان بهمراه دارد که اگر مهار نشود موجب خواری انسان می شود.آرزوهای کاذب باعث طمع بردن به مال دیگران و در نتیجه تنگ کردن زندگی برخود می شود .(جابر ،1390) چند مورد از نتایج آرزوهای کاذب از نگاه امام علی به شرح ذیل است :
پس از حمد و ستایش الهی ، همانا دنیا روی گردانده،و وداع خویش را اعلام داشته است و آخرت به ما روی آورده و پیشروان لشگرش نمایان شده . آگاه باشید ،امروز ،روز تمرین و آمادگی و فردا روز مسابقه است . پاداش برندگان بهشت و کیفر عقب ماندگان آتش است . آیا کسی هست که پیش از مرگ ،از اشتباهات خود توبه کند ؟ آیا کسی هست که قبل از فرا رسیدن روز دشوار قیامت ،اعمال نیکی انجام دهد ؟ آگاه باشید هم اکنون در روزگار آرزوهایید ،که مرگ را در پی دارد ،پس هر کس درایام آرزوها ،پیش از فرا رسیدن مرگ ،عمل نیکو انجام دهد بهره مند خواهد شد و مرگ او را زیانی نمی رساند ،و آن کس که در روزهای آرزوها ،پیش از فرا رسیدن مرگ کوتاهی کند ،زیانکار و مرگ او زیانبار است . همانگونه که به هنگام ترس و ناراحتی برای خدا عمل می کنید در روزگار خوشی و کامیابی نیز عمل کنید ،همانا وحشتناک ترین چیزی که برشما می ترسم ،هواپرستی و آرزوهای دراز است .پس ،از این دنیا توشه بر گیرید تا فردای خود را با آن حفظ نمایید . (فرازهایی از خطبه 28 )
بدرفتاری و بدکرداری (حکمت 36،بند 6) –
( کوردلی و ناآگاهی (حکمت 275،بند 2-
– مرگ و نابودی (حکمت 19)
– غفلت از مرگ (خطبه 114،بند 11)
– کاستن از عقل (خطبه 86،بند 14)
– کم فکری و غفلت (خطبه 86،بند 8)
فریب دادن (خطبه 84،بند 14) –

2-13 آرزو گرایی
آنچه در قرآن و احادیث از آن نهی شده “آرزوگرایی” و دل بستن به آرزوهای خوش است که باعث کوردلی و جاماندن از قافله زندگی است زیرا شخص آزمند باآرزوهای شهوانی از رسیدن به حقایق باز می ماند .(جابر ،1390) در حدیثی از امام علی در حکمت 275 آمده که آرزوهای خوش باعث کوری چشمان بصیرت مردمان می شود . ودر سوره نجم آیه 24 خداوند میفرمایند آیا برای انسان هر چه آرزو کند برآورده می شود ؟واین خدای حکیم است که کارها رابراساس حکمت تدبیر می کند . (طبرسی ،1372)
پس برانسان لازم است خود را اسیر حرص و آرزوهای باطل نکند و از قرار گرفتن در پرتگاه هلاکت خودرا نجات دهد زیرا انسان برای عبادت خلق شده است و لازم است در مسیر کمال حرکت کند تا به قرب الهی که سر منزل مقصود است برسد . امام علی علیه السلام قربانگاه اندیشه ها را زیر برق آرزوها می داند (نهج البلاغه حکمت 219)

2-14-علل آرزوهای طولانی
عوامل مختلفی موجب آرزوهای طولانی می شود :

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
ریخت شناسی شخصیت در بهمن نامه۹۲- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نسخه های موجود بهمن نامه از نام و خصوصیات زندگی سراینده ی آن آگاهی درستی به دست نمی دهد. از دیباچه ی دو نسخه چنین دانسته می شود که گوینده کتاب پیرو آیین اسلام و به احتمال زیاد شیعی مذهب بوده است. وتحت تآثیر عقاید و سنت های اسلامی از آدم، قوم عاد ،طوفان نوح ،قارون و گنجش ، سرد شدن آتش بر خلیل ، عالم صغیر و کبیر،سخن می راند و می افزاید که آسمان از دود و زمین ازبخار آفریده شده است و سپس از چهار آخشیج ( جان و خرد و شادی و غم ) و نیز برتری انسان بر سایر موجودات گفتگو می کند و نظر می دهد که سر انجام چون پایان کار فرا می رسد ، جز باد چیزی به دست نخواهد بود ، وی نیز چنین می گوید : آفرینش از برای مصطفی (ص) پدید آمده و کلیه ی هر دو جهان را خداوند بدو داده است و به علی (ع) –که یزدان ذوالفقار را برای نابودی کافران بدو سپرده –و همچنین بر یاران او ، آفرین و درود فرستاده است. (عفیفی ، ۱۳۷۰: ۱۲ )
در همین دیباچه در ستایش سلطان محمد پسر ملکشاه سلجوفی ابیاتی آمده است و از آشوب و غوغا وقتل و غارت ها که پس از مرگ ملکشاه پدید آمده و متجاوز از ده سال همه چیز را به باد فنا داده سخن رفته و چنین آمده است که : این سلطان توانسته است با رشادت های تمام اوضاع را آرام و یاغیان را سرکوب نماید. سلطان محمد از توران (گنجه ،ارَان ،تبریز ) که محل حکمرانی او بوده است سپاه به ایران می کشد و پیش از آنکه به اصفهان برود، مناطق دیگر را قرین آرامش می سازد و سر انجام پس از جنگ و ستیز سخت همگان را مطیع خود می کند.
ز کار سپاهان اگر اندکی ترا باز گویم ز سیصد یکی
چنان نامداران و کین گستران چنان رزم جویان و گند آوران
که دانی که هستند در اصفهان ز گاه سرافراز شاهنشهان
جهان کرده برخسرو راد تنگ نا روی شتاب و نه جای درنگ
چو حلقه شده دشمنان گرد شاه به کردار کوهی میان سپاه
شب و روز جز ساختن کار نه سپاهش اندکی یار نه
آن گاه ماجرای جنگ و ستیز و رشادت سلطان محمد ،در داستان ، بهمن اسفندیار را به یاد سراینده ی کتاب می آورد و آرزو می کند این داستان را از گفته ی باستان به نام خداوند بالا گهر به شعر درآورد :
ز کردار این نامور شهریار به یاد آمدم بهمن اسفندیار
که با او فرامرز رستم چه کرد چهل سال از وی بر آورد گر
دلم آرزو کرد این داستان به شعر آرم از گفته ی باستان
به نام خداوند والا گهر پدر برپدر خسرو نامور
که ایران و توران سپاه ویست جهان روشن از تیغ و گاه ویست
چو آغاز این نامه آراستم شب تیره از دادگر خواستم
که طبعم نگردد ز گفتار سست روان روشنی داردم تن درست
مگر خدمت شه به جای آورم سخن ها همه زیر پای آورم
و هنگامی که شاه از اصفهان بدان مرز (ظاهرآ ری بوده )می آید و بر تخت و منشور شاهی خوانده می شود ، وی داستان را تمام کرده بوده است ،ولی به سبب ناتوانی و پیری نتوانسته است شخصآ آن را عرضه کند و توسط جگر گوشه ای آن را به درگاه خسرو می فرستد و از امیر مودود لشکر فروز درخواست می کند که به این داستان بنگرد وسپس نزد خسرو ببرد و از حسین علی سرافراز طوس و نیک خواه مردم که ظاهرآ از آن معتمدان بوده است ؛انتظار دارد به درگاه شاه پایمردی کند واز پروردگار می خواهد درخت امید او را بارور سازد. از نوشته های تاریخی و آنچه گذشت چنین نتیجه گیری می شود که ایرانشاه بن ابی الخیر سرودن بهمن نامه را در فرجامین سال های سده پنجم هجری آغاز کرده و در نخستین سال های سده ی ششم به پایان برده است و این در موقعیتی بوده که دوران جوانی را پشت سر گذاشته و موهای سیاه را سپید کرده بوده است. (همان ، ۱۳۷۰ : ۱۳)
۲-۹-۱-موضوع بهمن نامه
مقدمات آیینی داستان منظومه ی بهمن نامه، سروده ی ایرانشاه ابوالخیر چندان طولانی نیست، ستایش خدا و پیغمبر، ستایش خرد، سپس تمثیل جوارح انسان، مدیحه ای برای سلطان محمد سلجوقی، پس آن گاه آغاز داستان. ایرانشاه ابوالخیر مقدمه ای می نگارد و گزارشی کوتاه می دهد از حوادثی که در شاهنامه به تفصیل آمده تا برسد به قهرمان کتابش که از کدام تبار بوده و تا این جا چه سرگذشتی داشته است. رستم پهلوان نامی که هنوز داغ قتل ناخواسته ی اسفندیار را بر دل دارد، به یاری فرزند او بهمن برمی خیزد. به گشتاسب پادشاه ایران که مرکز حکومتش در بلخ است فشار می آورد تا به سود نوه ی خود از سلطنت کناره گزیند. در این تاریخ همه ی بخردان روزگار و توده ی کثیری از مردم عادی می دانند که گشتاسب تا چه حد آزمند نگه داشتن تاج و تخت خود بوده و چگونه فرزند برومندش را به کشتن داده است. پس او دیگر آبرویی ندارد، پیر و کهن سال و بی پشتیبان، تسلیم می شود، از سلطنت کناره می گیرد تا بهمن پسر اسفندیار بر تخت بنشیند. بنابر آیین چون شاه نو کلاه مهی بر سر نهاد بزرگان ایران زمین در دربار او گرد آمدند، بر او آفرین خواندند و به سهم خویش اندرزهایی در کالبد تجربه های پیرانه به فرمانروای جوان ( بهمن ) عرضه داشتند. ( سپانلو ،۱۳۸۵ : ۳۵۲)
موضوع بهمن نامه داستان زندگی بهمن پسر اسفندیار پادشاه کیانی و ستیزه جویی های او با خاندان رستم زال است. بهمن که قهرمان این داستان است در نوشته های باستانی و تاریخی دارای شخصیتی خاص است. در این آثار وی پایان دهنده ی دوران پهلوانی و آغازگر دوران تاریخی است.
بهمن نامه دارای چهار بخش است که خلاصه ی آن چنین است :
بخش نخست
بخش نخست آن را دهقان موبد نژاد آغاز می کند ونظری گذرا ار کیومرث تا کاووس می افکند. آن گاه از نا فرمانی کاووس نسبت به کیهان خدیو و آسمان پیمایی او و سپس از خون سیاوش و آمدن کیخسرو به ایران و واگذاری سلطنت به لهراسب و پادشاهی گشتاسب و کشته شدن اسفندیار به دست رستم و به پادشاهی رسیدن بهمن سخن گفته است و یاد آور می شود که رستم به توصیه ی اسفندیار به تربیت بهمن همت گماشته است. بهمن پس از رسیدن به پادشاهی داد و عدل پیشه می سازد و روزگار را به شادی می گذراند. دستور(وزیر) او جاماسب او را راهنمایی می کند که زنی از تخمه ی بزرگان انتخاب کند . رستم گفته ی جاماسب را تایید و دختر پادشاه صور کشمیر را پیشنهاد می کند و از اوصافی که از دختر برای بهمن گفته می شود، پیشنهاد را می پذیرد. آن گاه رستم را به خواستگاری می فرستد.رستم نیز پیکی به نزد پادشاه صور کشمیر و پس پاره ای از رایزنی ها ساز عروسی نواخته می شود. کتایون همسر بهمن دختر پادشاه صور کشمیر به ایران می آید وی غلامی به نام لولو داشته که از کودکی با او بزرگ شده بوده آن ها با هم پیمان بسته بودند که همیشه با هم باشند بدین سبب با تمهیداتی کتایون او را با خود به ایران می آورد و از بهمن می خواهد که او را گرامی بدارد. بهمن نیز تمام اختیارات ملک را به لولو می سپارد و از همه ی سرداران می خواهد که از او اطاعت کنند. همگی این دستور را می پذیرند جز پشوتن و جاماسب و به همین دلیل راهی سیستان می شوند.
کتایون بهمن را به شکار می فرستد و نهانی با لولو نقشه ای طرح می کنند که بهمن را از میان بردارند ولی نقشه ی آنان بی نتیجه می ماند و بهمن از توطئه رهایی می یابد و به مصررفته و مدتی پنهانی به سر می برد. در مصر برای او اتفاقاتی می افتد و با دختر شاه مصر مبارزه ها می کند. لولو از پادشاه مصر می خواهد که بهمن را نزد او بفرستد. دختر پادشاه مصر کع رشادت ها ی او را دیده بود شیفته ی او می شود و با او ازدواج می کند. بهمن با یاری پادشاه مصر لشکری فراهم می کند و برای باز پس گرفتن تاج و تخت به جنگ لولو می رود و پس از جنگ تن به تن که میان آنان صورت می گیرد لولو شکست می خورد. آن گاه بهمن دستور می دهد کتایون را بر دو بر دو اسب وحشی بسته در بیابان رها کنند. و لولو را به بند می اندازد. سرانجام در اثر پایمردی سرداران لولو مورد عفو قرار می گیرد و او را از ایران بیرون می کنند. در این هنگام پشوتن و جاماسب از سیستان باز گشته و خبر کشته شدن رستم را که توسط برادرش شغاد صورت گرفته بود را به بهمن می دهند.بهمن پس از یک هفته سوگواری، آماده ی انتقام گرفتن خون پدر از فرامرز پسر رستم و خاندان زال می شود.( همان ، ۱۳۷۰ : ۱۷)
بخش دوم
بخش دوم با آراستن سپاه برای ستیزه با فرامرز و زال آغاز می شود ؛که گردان و پهلوانان هر یک با درفشی خاص خود گرد می آیند. آرایش جنگی ترتیب داده می شود. خود بهمن در ساقه ی لشکر قرار گرفته ، راه سیستان را پیش می گیرند. خبر لشکرکشی بهمن به فرامرز می رسد ابتدا زال نامه ای با پوزشخواهی و هدایای زیاد نزد بهمن می فرستد ولی بهمن نمی پذیرد. زال شخصآ نزد بهمن رفته و تقاضا را تکرار می کند بهمن با خواری او را از پیش خود می راند ناگزیر جنگی سخت بین آنان در می گیرد و تعدادی کشته به جای می گذارد. بهمن شکست خورده به بلخ باز می گردد. جاماسب فرزانه در حساب نگریسته به او می گوید ؛ در سه نبرد شکست با توست و در چهارمین نبرد تو پیروز خواهی شد. بهمن ،دستور گرد آوری سپاه را می دهد و خود را برای نبرد دوم آماده می سازد و در رزم دوم نیز شکست می خورد چند سال می گذرد نبرد سوم را تدارک می بیند در این جنگ دست تقدیر علیه سپاه ایران بوده بادی شدید با سنگ و خاک به طرف آنان می وزد و سپاه تار و مار و فراری می گردد. رزم چهارم با گذشت چندین سال آغاز می شود و جاماسب فرزانه به بهمن مژده می دهد که در این رزم پیروزی با او خواهد بود. جنگ سختی میان دو سپاه در می گیرد. بلا و مصائب بسیار بر زال و فرامرز و اهالی سیستان وارد می شود. تقدیر و سرنوشت این بار، باد پر سنگ و خاک را به طرف سپاه سیستان می وزاند و در نتیجه بسیاری از پهلوانان کشته و فرامرز دستگیر و به دار آویخته می شود. و زال گرفتار در قفس آهنین بر پشت ژنده پیل زندانی و سیستان با خا ک یکسان و گنج های زال غارت می شود و سایر افراد خانواده ی زال به به کشمیر فرار می کنند. (همان ، ۱۳۷۰: ۱۸ )
بخش سوم
در این بخش از ماجرای فرار دختران رستم و کسان او به کشمیر و تعقیب آنان به وسیله ی بهمن و نیز بازدید بهمن از دخمه ی پهلوانان و تجدید بنای سیستان سخن رفته است. بانو گشسب و زر بانو دختران رستم و دو تن از کسان آنان به نام های تخاره و مرزبان پس از آن جنگ به طرف کشمیر می روند. و از شاه صور امان می خواهند شاه صور به سبب کینه ای که از بهمن داشته ، از آنان با گرمی استقبال می کند. بهمن پس از آن پیروزی چندی به عیش می گذراند و پس به دنبال دختران رستم به طرف کشمیر می رود و به وسیله ی نامه ای از پادشاه صور می خواهد که دختران رستم را نزد او بفرستد ولی پادشاه مصر نمی پذیرد. در نتیجه جنگ سختی بین آنان در می گیرد. در این جنگ تخاره و مرزبان اسیر و در کنار زال زندانی می شوند. پادشاه صور در اثر خدعه ی وزیرش در حالت بیهوشی نزد بهمن فرستاده می شود. بهمن با شگفتی بسیار خیانت وزیر را سزا داده و او را به دژخیم می سپارد و حکومت کشمیر را دوباره به پادشاه صور باز می گرداند. دختران رستم به طرف باهله عزیمت می کنند و از پادشاه تیبال امان می خواهند. وی نیز با گرمی از آنان پذیرایی می کند. بهمن از پادشاه تیبال دختران رستم را می خواهد. میان پادشاه تیبال برای تسلیم نمودن دختران قرارو مدارها گذاشته می شود. پشوتن که سپهسالار لشکر بوده داوطلب گرفتن دختران می شود ودختران که از خدعه ی شاه تیبال آگاه شده بودند با لباس رزم به مجلس مهمانی می روند و پشوتن و عده ای از پهلوانان را می کشند و به طرف قنوج عزیمت می کنند. بهمن به انتقام خون پشوتن ، شاه تیبال را می کشد و شهر آنان را غارت می کند. پادشاه قنوج نیز دختران را با گرمی می پذیرد. بهمن نامه ای به او نوشته و دختران را می خواهد. پادشاه قنوج موضوع را با دختران در میان می گذارد و وسیله ی فر ار آنان را فراهم و بهمن را هم از این ماجرا آگاه می سازد.بهمن چند تن از گردان را مآمور گرفتن دختران می کند بین آنان سختی در می گیرد و کشته بسیار به جای می ماند. در این نبرد بر اثر زخمی که دختران برمی دارند دستگیرو در کنار زال زندانی می شوند. پادشاه قنوج ، بهمن را به کاخ دعوت می کند. وی چندی را به عیش ئ شادی می گذراند. پس از آن قصد دخمه ی پهلوانان می کند. پادشاه قنوج مشکلات رفتن به آن جا را باز گو می کند ؛ولی بهمن نمی پذیرد و به طرف دخمه حرکت می کند در راه به یک کشتی برخورد می کند که پهلوانی به نام برزین آدر پسر فرامرز در آن بوده وی برای یاری پدرش قصد عزیمت به ایران را داشته است. با خدعه و نیرنگ او ستگیر و زندانی می شود. در راه دخمه شگفتی های بسیار دیده می شود و سرانجام بهمن نزدیک دخمه می رسد. در اینجا،بهمن ،فریدون،کیخسرو،سیاوش را در خواب می بیند که به طرف بهشت می روند. از آن ها می خواهداجازه دهند او نیز با آن ها باشد ولی آنان به سبب آن که قصد ویران کردن دخمه ی پهلوانان را داشته وی را سرزنش می کنند و اجازه نمی دهند با آن ها به بهشت برود. پس از بیداری،جاماسب از موضوع خواب آگاه می شود و وی را از ویران کردن دخمه بر حذر می دارد. بهمن سوگند یاد می کند که چنین کاری نخواهد کرد و به دیداردخمه می رود.پس از بازدید دخمه ی پهلوانان و دریافت دستوراتی در کنار جسد آنان نهان شده بود از دخمه خارج می شود وسپس به طرف سیستان می رود و با به دست آوردن گنج ها،دستور تجدید بنای شهر سیستان را می دهد و زال و دیگر کسان او را جز ، برزین آذر، آزاد و شهر جدید را به آن ها واگذار می کند. ( همان ، ۱۳۷۰ : ۱۹)
بخش چهارم
در این بخش بیشتر از برزین آذر و ستیزه ی او با بهمن که سرانجام به صلح و آشتی انجامیده می شود سخن رفته است، زال و دختران رستم وکسان دیگر او در سیستان زندگی تازه ای را شروع می کنند. و از بهمن دعوت می نمایند چندی مهمان آنان باشد. بهمن به مهمانی می رود و در یک مجلس نشاط از او می خواهند که برزین آذر را ببخشد ولی بهمن نمی پذیرد و دستور می دهد او را به ماهان دژ منتقل کنند. برزین آذر را با بند های گران روانه ی ماهان دژ می کنند. در بین راه در ساری حادثه ای سبب آزادی وی می شود. ماجرا چنین بوده است؛ در ساری مرد درویشی دختری زیبا روی داشته، او از مرد بازرگانی مبلغی قرض می گیرد و چون نمی تواند قرض خود را بپردازد. بازرگان قصد تصاحب دختر را می کند. مرد درویش ناگزیر تن در می دهد. در آن شهر پهلوانی به نام رستم تور بوده، دخترماجرای بازرگان و قصد وی را با اومی گوید. رستم تور در خارج شهر کمین می کند،بازرگان را می کشد و دختر را نزد پدرش می فرستد، در اثر این کار، رستم تور از ترس حاکم شهر در جنگل ها و کوه ها به سر می برده است. هنگامی که برزین آذر را فرستادگان بهمن به طرف ماهان دژ می بردند، رستم تور از جریان آگاه شده و او را از بند، رها می سازد. سپس با او پیمان می بندد و با گردآوری مال لشکری را به دور خود جمع می کنند. و لشکر بهمن را تار و مار پراکنده می سازند. خبر به بهمن می رسد. جاماسب فرزانه، او را راهنمایی می کند که از زال بخواهد وساطت نماید ولی برزین آذر نمی پذیرد. سپس به توصیه ی جاماسب فرزانه، بهمن بانو گشسب را به دربار می طلبد و با او پیمان می بندد که یا برزین آذر را وادار به آشتی کند و یا با او به جنگ بپردازد. بانو گشسب با یکی از پهلوانان و سپاهی به نزد برزین آذر می رود. بانو گشسب و برزین آذر قرار و مدارها را می گذارند. حیله ها را به کار می برند و سرانجام لشکر تار و مار و بانو گشسب به برزین آذر می پیوندد. بهمن از این پیشامد سخت ناراحت می شود. و خود لشکری فراهم کرده به مقابله برزین آذرمی شتابد. در این جنگ نیز شکست نصیبش می شود و به تیسفون فرار می کند. برزین آذر پس از این نبرد به شادمانی پیروزی به عیش و نوش پرداخته و به شکار می رود. در شکارگاه حوادث تازه ای پیش می آید و دختر برادر حاکم پارس را به زنی می گیرد و سپس حاکم پارس لشکری برای مقابله با بهمن همراه او می فرستد. از آن سو پادشاه تیسفون از بهمن پذیرایی می کند و چون او را مشوش می بیند از دیوان و جادوان یاری می طلبد و سپاهی گرد کرده به مقابله با آذربرزین می شتابد. در این نبرد سرکرده ی دیوان شکست می یابد و به جادویی ناپدید می شود و لشکریان او یار و مار می شوند بهمن در صحرا گرفتار برزین آذر و رستم تور می شود ولی خاقان چین او را نجات می دهد. پس از این جنگ جاماسب وزیر، بهمن را به دژی در ساری می فرستد و از برزین آذر تقاضای صلح می کند و اتفاقاتی رخ می دهد.سرانجام صلح و آشتی برقرار می گردد و برزین آذر سپهسالار لشکربهمن می شود و جنگ های چندین ساله پایان می یابد. و مجالس عیش و سرور برپا می شود. پهلوانان هر یک حکمرانی خطه ای را می خواهند بهمن به هر یک سرزمینی را می بخشد، مدتی می گذرد. بهمن خوابی هولناک می بیند ، جاماسب فرزابه تعبیر خواب را نزدیک بودن مرگ او بیان می دارد و از او می خواهد هما را جانشین خود سازد. جاماسب پس از مدت کوتاهی می میرد. بهمن، برزین آذر و سپس سایر پهلوانان را فرا می خواند و هما را جانشین خود می سازد. همه ی سران و پهلوانان با او پیمان می بندند. بهمن با برزین آذر و رستم تور به شکار می رود. نزدیک دیر کجین عده ای از کشاورزان از شاه می خواهند که اژدهایی را که همه ساله هستی آنان را به باد می داده نابود کند. پس از گفتگو که بین بهمن و برزین آذر و رستم تور در می گیرد بهمن به مقابله با اژدها می شتابد. اژدها از را می بلعد و هر چه از برزین آذر تقاضای یاری می کند او ترتیب اثر نمی دهد، مدتی به سوگ می نشینند،سپس هما به تخت شاهی می نشیند و داد و عدل پیشه می سازد. داستان در اینجا به پایان می رسد. (همان ، ۱۳۷۰: ۲۰-۲۱ )
۲-۹-۲-نگاهی به مقایسه منظومه ی بهمن نامه با داستان بهمن در شاهنامه
از جمله موارد اختلاف بین بهمن‌نامه با شاهنامه،موضوع ازدواج یا ازدواج‌های‌ بهمن است.در شاهنامه فقط از پیوند زناشویی بین وی و دخترش همای سخن‌ به میان آمده است.که این نکته مورد تأیید بسیاری از متون تاریخی است. فقط ابن بلخی در فارس‌نامه ضمن تایید نسبت پدر و فرزندی بهمن و همای‌ یا به تعبیر وی خمانی،منکر ازدواج این دو شده است،وی اعتقاد دارد که همای‌ اصلا ازدواج نکرده وبهمن‌چون گذشته شد،از وی پنج فرزند ماند.دو پسر،یکی ساسان و دیگر دارا و سه دختر،یکی خمانی،دیگر فرنگ،سه دیگر بهمن دخت.امّا ساسان‌ با آنکه عاقل و عالم و مردانه بود،رغبت به پادشاهی نکرد و طریق زهد سپرد و در کوه رفت و دارا طفل بود شیرخواره،پس پادشاهی بر خمانی کی دختر بزرگتر بود،قرار گرفت،و قومی گفته‌اند: دارا پسر خمانی بود از پدرش بهمن و چون او را وفات آمد،دارا هنوز نزاده بود و مادرش پادشاهی می‌راند،او بزرگ شد و روایت اوّل درست‌تر است.این خمانی‌ زنی عاقل و با رای و حزم بوده است و مقام به بلخ داشت و روایت درست آن‌ است کی بکر بود و تا به مردن شوهر نکرده و بکر مرد.». در بهمن‌نامه،بهمن چهاربار تن به ازدواج می‌دهد،بار اوّل به توصیه و میانجی‌گری رستم،با دختر پادشاه کشمیر ازدواج می‌کند،امّا پیوندی کوتاه وناپایدار،زیرا کتایون با کمک غلامش لولو و همدستی فرمانده سپاه بهمن، اردشیر،کمر به نابودی بهمن می‌بندد که با هوشیاری پارس پرهیزگار این نقشه‌ نقش بر آب می‌شود و بهمن با فرار به سرزمین مصر از مهلکه جان سالم به در می‌برد.دومین‌بار بهمن بعد از دوبار پیروزی بر همای،دختر شاه مصر،پیشنهاد ازدواج با وی‌ را که می‌گوید:چنین عهد کرده‌ام که باکسی ازدواج کنم که برمن پیروزشود،می‌پذیرد. سومین مرتبه،بهمن در شکارگاه به دنبال آهویی به صحرایی کشانده می‌شود و در آن‌جا دختری زیبا را می‌بیند که به گفته‌ی پدرش اسلم،بر بهمن شیفته‌ گشته،دل در گرو عشقش بسته است.
بدو گفت اسلم مرا هست نام‌ همم نام و هم شادکامی و کام‌ به فرمان من گشته یکسر پری‌ مرا دختر است این،بدین دلبریبه روی تو بر فتنه و شیفته است‌ دلش فرّ و زیب تو بفریفته است‌ چو آگاه گشت از تو ای شهریار که آهنگ کردی به دشت شکار بیامد به پیش تو آهو نمود به چاره ترا ایدر آورد زود اگر خواهی او را تو از من بخواه‌ میان در نیاید که باشد گناه‌ مر آن ماه را خسرو از وی بخواست‌ بر آیین ایشان و بر راه راست
در چهارمین‌بار دختر رای قنوج-تندبر-را خواستگاری می‌کند.
چو پر گشت جام بلورین ز می‌ ز رخ پرده‌ی شرم برداشت کی‌ چنین گفت با تندبر شهریار دلم شد مر این ماه را خواستار به من ده که این مر مرا درخور است‌ خنک هرکه را این‌چنین دختر است… بخفت و دگر روز پیران شهر کسی کو ز دانش بسی داشت بهر بیاورد و با شاه پیوند کرد به سوگند مر شاه را بند کرد
فرجام بهمن
به روایت فردوسی در شاهنامه،همای پس از شش‌ماه آبستن گشتن به داراب‌ بیمار می‌شود و به دنبال بیماری وی،بهمن نیز به بستر بیماری می‌افتد،بیماری‌ای‌ که منجر به مرگ وی می‌گردد.ولی در بهمن‌نامه آمده است:بهمن یک هفته پس از مرگ جاماسب و بر پای‌ داشتن مراسم عزاداری وی،برای شکار به شکارگاه می‌رود،در آن‌جا چند نفر به‌ دادخواهی می‌آیند و از وجود اژدهایی در منطقه‌ای در دیر کجین شکایت می‌کنند و می‌گویند سه سال است این موجود هولناک حاصل زحمات ما را به باد می‌دهد:بهمن برای نابود کردن این اژدها به دیر کجین می‌آید.ابتدا رستم گیلی‌ داوطلب مبارزه می‌شود،ولی چون قدرت رویارویی با آن حیوان هولناک را در خود نمی‌بیند،فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد. بنابراین،بهمن خود ناگزیر به مبارزه با آن می‌رود،امّا مغلوب می‌گردد و به‌ کام مرگ فرو می‌رود.البته این واقعه را قبلا جاماسب در تعبیر خواب بهمن‌ یادآور شده بود:
شود روزگار تو شاها به سر به دست یکی سهمگین جانور
و بدین‌سان زندگی وی به دست جانوری سهمگین پایان می‌یابد.هرچند این داستان که مورد استناد فردوسی و ایرانشاه بوده از دو روایت‌ مخالف آمده است،امّا علی‌رغم اختلاف مآخذ،هردو در بازنمود گوشه‌ای از آثار حماسی موفق بوده‌اند.چنان‌که از قراین برمی‌آید،ایرانشاه نیز همانند سایر حماسه‌ سرایان بعد از فردوسی،شاهنامه را سرلوحه و الگوی کار خویش در حماسه‌سرایی‌ قرار داده است؛ضمن یادآوری و تاکید بر این نکته که هیچ اثر حماسی تاب‌و توان مقابله با شاهنامه را ندارد و نزدیکی به مقام شامخ فردوسی در حماسه‌سرایی‌ برای هیچ‌کس میسور نبوده و نیست، مصحح‌ محترم بهمن‌نامه،استاد رحیم عفیفی، می‌گوید:تأثیر نفوذ کلام شاهنامه در بهمن‌نامه بسیار بوده و این امر تا آن‌جا به چشم می‌خورد که‌ بسیاری مضامین،مصرع‌ها و ابیات شاهنامه با کم و زیاد شدن بعضی واژه‌ها در بهمن‌نامه دیده می‌شود. به‌طورکلّی،می‌توان گفت: بهمن‌نامه تحت تاثیر کلام‌ و زبان فردوسی بوده است.( اسدی، ۱۳۸۳: ۱۹-۲۳)
فصل سوم
( روش تحقیق )
۳-۱- ابزار سنجش و گرد آوری اطلاعات در این پایان نامه
این پژوهش ، یک تحقیق نظری و کتابخانه ای به شمار می آید . بنابراین ابتدا به یاد داشت برداری مطالبی می پردازیم ( فیش برداری ) که در زمینه ی تحقیق مورد نظر مورد استفاده قرار می گیرند که از جمله می توان متونی که در رابطه با روایت شناسی، ریخت شناسی، شخصیت پردازی، عناصر داستانی صورت گرفته را نام برد و همچنین انتخاب بهترین الگو برای تحلیل و بررسی شخصیت های یک اثر حماسی به نام بهمن نامه، که با تحقیق در شاهنامه که بزرگترین اثر حماسی است و دیگر آثار حماسی از قبیل ، فرامرز نامه ، سام نامه و…اطلاعات بیشتری در زمینه ی داستان بهمن نامه به دست آورده و در آخر با قرار دادن شخصیت های بهمن نامه در الگوی مورد نظر که الگوی ریخت شناسی پراپ می باشد به تحلیل و بررسی تحقیق مورد نظر خواهیم پرداخت.
۳-۲-تعریف روش تحقیق
بر اساس ماهیت و روش ، تحقیقات علمی را میتوان به پنج گروه تقسیم کرد که عبارتند از:
تحقیقات تاریخی ، توصیفی،همبستگی، تجربی و علمی.
روش تحقیق در این پایان نامه نظری و کتابخانه ای است.در این تحقیقات از روش بررسی متون و محتوای مطالب و تحلیل و بررسی مطالب و نیز روش های میدانی نظیر پرسش نامه ، مصاحبه و مشاهده استفاده می شود.
۳-۳-طرح نظری مسئله تحقیق :
منظور از طرح نظری مسئله تحقیق ( problematique)نگرش یا چشم انداز نظری است که تصمیم گرفته می شود برای بررسی مسئله ای که در پرسش آغازی طرح شده پذیرفته شود و راه نگاه ما به دنیا را نشان می دهد.
معیار انتخاب ما برای چارچوب نظری ممکن است :
۱- دل به خواهی باشد .
۲- بر مبنای موفق ترین چارچوب های قبلی مسئل

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 168
  • 169
  • 170
  • ...
  • 171
  • ...
  • 172
  • 173
  • 174
  • ...
  • 175
  • ...
  • 176
  • 177
  • 178
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • مقایسه مؤلفه های شکل دهنده به راهبردهای سیاست خارجی آمریکا در دوران بوش و اوباما در خاورمیانه- قسمت ۳
  • پژوهش های انجام شده درباره :ارتباط میان سرمایه اجتماعی و مولفه‌ های اخلاق حرفه‌ای اعضای هیأت ...
  • پایان نامه مدیریت در مورد : اجزای بانکداری الکترونیک در ایران:
  • بهینه سازی پایدار مکان یابی هاب با محدودیت ظرفیت در یک محیط رقابتی- قسمت ۲
  • بررسی جایگاه حکم حکومتی درفقه سیاسی- قسمت ۹
  • دانلود مطالب پژوهشی در رابطه با تحلیل فقهی بیمه عمر در فقه امامیه- فایل ۶
  • مصرف خمس و مدیریت آن از دیدگاه فریقین- قسمت ۱۰
  • تحلیل سوره مبارکه انشراح بر اساس مد91ل ارزشیابی سیستمی CIPPO به منظورتدوین منشور تربیتی مدیریتی جهت استفاده مدیران دستگاه آموزش و پرورش- قسمت 4
  • مقدمه، تصحیح و تعلیقات دیوان میرشمس‌الدین فقیر دهلوی- فایل ۱۴۳
  • بررسی رابطه توانمندی روان شناختی وکیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی اساتید دانشگاه ازاد اسلامی واحد بندرعباس۹۳- قسمت ۱۲
  • یکپارچه سازی اعتماد و ارزشهای شخصی با مدل پذیرش فناوری(TAM) در ...
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها | بند چهارم : بایع قدرت بر تسلیم مبیع داشته باشد. – 8
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – فصل دوم: مبانی قانونی مسئولیت مدنی رسانه های صوتی،تصویری – 5
  • ارائه مدلی برای تعیین ارزش مسافران در بستر الکترونیکی در صنعت حمل¬ونقل هوایی- قسمت ۱۳
  • مفهوم دعا و آثار تربیتی آن در قرآن و روایات- قسمت ۱۰
  • ضمانت اجراهای کیفری نقض حقوق مالکیت فکری در ایران- قسمت ۸
  • پایان نامه مدیریت با موضوع : مفهوم مسئولیت پذیری
  • طراحی الگوی راهبردی ارزیابی عملکرد یگان های ناجا- قسمت ۲۸- قسمت 2
  • بررسی نقش آموزش های فنی و حرفه ای وکشاورزی در توسعه خود اشتغالی از دیدگاه هنرجویان و هنرآموزان استان سمنان- قسمت ۱۶
  • دانلود مقاله و پایان نامه مدیریت : تفاوت بین فرآیند خدمات و نتیجه خدمات
  • بررسی اثربخشی الگوی درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی (MBSR) در کاهش نگرانی بیمارگونه- قسمت ۵
  • راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع ارزیابی وضعیت حمل و نقل شهری پایدار و ارائه الگوی ...

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان