اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تحقیقات انجام شده در مورد بررسی رابطه ی نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه ی ...
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مشکلی که همواره سازمان­ها با آن مواجهند این است که چه ساختاری برای سازمان آنها مناسب است؟ پاسخ به این سوال، منوط به شناسایی و شناخت متغیرها و عوامل زمینه­ای موجود بر ساختار سازمان است. از جمله این متغیرها عبارت است از (مقیمی، ۱۳۸۷):
پایان نامه - مقاله - پروژه
استراتژی و هدف: ساختار سازمانی وسیله­ای برای نیل به اهداف سازمانی است. این امر از طریق تبعیت ساختار سازمانی از استراتژی موجود در سازمان امکان­ پذیر می­گردد.
محیط: محیط سازمانی تأثیر عمده­ای بر ساختار دارد. در حالی که ثبات و قابلیت پیش ­بینی محیط تأثیر مستقیمی بر توانایی سازمان در انجام وظایف خود دارد، محیط ناآرام، قابلیت پیش ­بینی را کمتر می­ کند.
اندازه سازمان: بر اساس تحقیقات موجود ساختار سازمان­های بزرگ با ساختار سازمان­های کوچک فرق می­ کند.
سن سازمان: هر یک از مراحل زندگی سازمان دارای ویژگی­های خاصی است که ساختار خاصی را می­طلبد.
تکنولوژی: تکنولوژی عبارت است از دانش، ماشین آلات، رویه­های کاری و مواد اولیه­ای که داده ­ها را به ستاده تبدیل می­ کند.
علاوه بر موارد مذکور، بر اساس الگوی MIT90 (2005) نیز عواملی مانند تکنولوژی، استراتژی، شخصیت و نقش­ها، فرهنگ سازمانی و محیط درونی و بیرونی سازمان ضمن اینکه از ساختار اثر می­پذیرد بر آن نیز اثر می­گذارد.

۲ ـ ۱ ـ ۱ ـ ۴ ـ انواع ساختار سازمانی

صاحبنظران انواع و اشکال متعددی از ساختار سازمانی را برشمرده­اند که از جمله آنها می­توان به طبقه ­بندی برنز و استاکر[۵۶] (۱۹۶۱) از ساختار سازمانی به دو نوع مکانیکی و ارگانیکی اشاره نمود. در این رابطه هال (۲۰۰۲) بیان کرد، بر خلاف سازمان­هایی که دارای ساختار مکانیکی می­باشند، سازمان­های برخوردار از ساختار ارگانیکی، به جای سلسله مراتب اختیار به شبکه­ کنترل، به جای تأکید بر تخصصی شدن کارها به تغییر و تعدیل دائمی کارها و به جای تأکید بر وجود سرپرست در رأس سازمان به تبادل مستمر اطلاعات توجه دارند. علاوه بر این، رابینز (۱۹۹۱) نیز وجود وظایف قابل انطباق، آیین­ نامه­ های کم، اختیارات تصمیم ­گیری غیرمتمرکز، ارتباطات مطلوب، انعطاف­پذیری و تأثیر مثبت در نوآوری و خلاقیت را به عنوان ویژگی­های ساختار ارگانیک برشمرده است. مینتزبرگ[۵۷] (۱۹۸۹) نیز پس از تحقیقات فراوان دریافت که ساختار سازمانی قابل تفکیک به شش نوع ساختار ساده، بوروکراتیک ماشینی، بوروکراتیک حرفه­ای، بوروکراسی بخشی، ادهوکراسی و ساختارهای ایدئولوژیکی می­باشد که هر کدام بسته به ویژگی و شرایط محیطی سازمان مورد استفاده قرار می­گیرد (هال، ۲۰۰۲؛ مقیمی، ۱۳۸۶؛ میر سپاسی، ۱۳۸۴).
لازم به ذکر است که بر اساس شرایط و رویکردهای تازه که موجب تغییرات اساسی در ساختار، مدیریت و الگوهای کار شده است، برخی از صاحبنظران سازمان­ها را از نظر شکل و ویژگی­های کلی به دو دسته­ی سازمان­های حقیقی و مجازی تقسیم کرده ­اند (مهرعلیزاده، ۲۰۰۵). سازمان­های حقیقی سازمان­هایی هستند که طبق روال سنتی فضامحورند و الگوی روابط آنها تابع نظام نسبتاً باثبات و سلسله­مراتب سازمانی است. لذا انواع ساختارهای سازمانی ناشی از این نوع سازمان­ها عبارت­اند از: ساختار ساده[۵۸] (رابینز، ۲۰۰۲)، ساختار بخشی[۵۹] (شرمر و همکاران[۶۰]، ۲۰۰۱)، ساختارهای مبتنی بر سطح و ابعاد سازمانی[۶۱] (جمشیدی و اخوان­طرف، ۲۰۰۲)، ساختارهای مبتنی بر نحوه­ گروه­بندی کارکنان[۶۲] (ساختار مبتنی بر نوع وظیفه، نوع محصول، منطقه­ جغرافیایی، پیوندی و ماتریسی) و ساختار واحد استراتژیک[۶۳] (میرسپاسی (۲۰۰۳). سازمان­های مجازی[۶۴] نیز سازمان­هایی ارگانیک با ارتباطاتی گشوده می­باشند که ساختاری انعطاف­پذیر و سیال دارند و متناسب با نیاز شکل می­گیرند و به زمان و مکان محدود نمی­شوند. لذا چنین سازمان­هایی را سازمان­های بدون مرز[۶۵] و شبکه­ ای[۶۶] می­نامند (ایران­زاده، ۲۰۰۲). از جمله ساختارهای سازمانی موجود در این نوع سازمان­ها را می­توان سازمان­های یادگیرنده[۶۷] (سازمانی که یادگیری را برای تمام اعضا تسهیل می­ کند و مداوم آن را انتقال می­دهد)، سازمان­های بدون مرز (سازمانی که با توجه به شرایط جدید و سریعاً متغیر محیطی در پی تطبیق با این تغییرات به دنبال سرعت بخشیدن به کارها، داشتن انعطاف­پذیری و انسجام فعالیت­ها و به کارگیری روش­های جدید برای انجام بهتر کارهاست)، ماژولار[۶۸] (سازمان­هایی که در آن افراد مختلف در واحدهای مختلف با افراد دیگری از سازمان پیرامون موضوعات پیش ­بینی شده­ای همکاری می­ کنند)، ساختارهای تیمی[۶۹] (ساختارهایی که پراکندگی در سطح افقی در آنها کم است، امور زیاد رسمی نیس
تند و ارتباط غیررسمی در آن رواج دارد)، شرکت­های افقی[۷۰] (شرکت­هایی که به منظور تشدید رقابت در محیط­های عملیاتی ایجاد شده ­اند، سطوح مدیریتی در سازمان را کاهش می­ دهند و منابع انسانی را پراکنده می­ کنند) (دفت، ۱۹۹۵)، پروژه­ های مجازی[۷۱] (سازمان­هایی که به خودی خود موجودیت ندارند و به­وسیله­ مجموعه ­ای از افراد یا بخش­های سازمانی با پراکندگی جغرافیایی خاصی مشخص می­شوند که معمولاً از طریق شبکه ­های الکترونیکی با همدیگر رابطه برقرار می­ کنند)، ساختارهای هرم معکوس[۷۲] (سازمان­هایی که در آن کارکنان عملیاتی در رأس هرم قرار می­گیرند و در انجام فعالیت­های کاری خود از سوی مدیرانی که در رده­ی زیر آنها قرار گرفته­اند، حمایت و پشتیبانی می­شوند)، شبدری[۷۳] (منظور آن نوع سازمان­هایی است که دارای لایه­ های مدیریتی بسیار کمی در سازمان­اند ومدیریت به جای اینکه مظهر یک طبقه­ی تشریفاتی باشد، بیشتر یک فعالیت حرفه­ای محسوب می­ شود، پروژه­ای[۷۴](ویژگی منحصر به فرد یک سازمان پروژه محور، موقتی بودن واحد کسب و کار استراتژیک سازمان است. با تکمیل هدف پروژه، واحد کسب و کار منحل می شود و اعضای تیم پروژه  به پروژه جدید منتقل شده و یا به واحد وظیفه ای، محصولی یا جغرافیایی اصلی خود بر می‌گردند)، سازمان ویژه­ی موقتی (ادهوکراسی)[۷۵](سازمان­هایی که بسیار ارگانیک و پویا هستند و از حداقل رسمیت برخوردار می­باشند) (جعفرنژاد، ۲۰۰۳) و سازمان­های هولدینگ[۷۶] (گروهی از شرکت­ها می­باشند که در آنها یک شرکت، مالکیت و اداره کلیه شرکت­ها را برعهده داشته باشد) (اتابکی، ۲۰۰۵) نام برد.
اسکات (۱۹۹۸) دانشگاه­ها را با توجه به ویژگی­ها و ساختار آنها به دو سبک یک و دو تقسیم کرده است. وی دانشگاه­ های سبک یک را دانشگاه­ های سنتی و نخبه­گرا و دانشگاه­ های سبک دو را به عنوان دانشگاه­ های نوین و پویا معرفی می­ کند. دانشگاه­ های سبک یک، نمونه ­ای از سازمان­های مکانیکی هستند که ضمن تأکید بر سنت­ها و ارزش­های حرفه­ای و تخصصی خود، دارای محیطی با ثبات نسبی و حداقل انعطاف می­باشند. در مقابل دانشگاه­ های سبک دو، بیانگر سیستم­های ارگانیک و پویایی هستند که در ارتباط با محیطی پیچیده و سرشار از نااطمینانی، فناوری و تنوع می­باشند و خلاقیت و نوآوری، انجام امور به صورت گروهی و توجه به روابط غیررسمی از مشخصه­های اصلی آنها به شمار می ­آید.
آدلر و بورایز (۱۹۹۶) نیز با تعیین رسمیت به عنوان بعد اساسی سازمان، ساختار را قابل تفکیک به دو نوع ساختار سازمانی تواناساز و بازدارنده دانستند، به نحوی­که اقدام آنها مبنای الگوی هوی و سوئیتلند (۲۰۰۱) در طراحی چهار نوع ساختار سازمانی تواناساز، بازدارنده، سلسله­مراتبی و مبتنی بر قانون، قرار گرفت. هوی و میسکل (۲۰۰۸) نیز با جمع بندی نظرات صاحبنظران قبل از خود و تعیین چهار عنصر اساسی برای ساختار سازمانی یعنی رسمیت، تمرکز، عوامل زمینه­ای و فرایندها، ساختار سازمانی را به دو نوع تواناساز و بازدارنده تفکیک کردند که ویژگی هر کدام به شرح جدول ذیل است (جدول شماره­ ۱).
جدول شماره­ ۱: ویژگی­های ساختار سازمانی تواناساز و بازدارنده

 

ابعاد ساختار سازمانی تواناساز ساختار سازمانی بازدارنده
رسمیت وجود قوانین و فرایندها­ی منعطف، نگاه به مشکلات به عنوان فرصت یادگیری، تشویق ارزش­های متفاوت، ترغیب نوآوری، تقویت اعتماد. وجود قوانین و فرایندها­ی سخت و لایتغیر، نگاه به مشکلات به عنوان مانع، تشویق توافق و اجماع نظر، تنبیه اشتباهات، تقویت سوء­ظن
تمرکز تسهیل حل مسأله، ارتقای همکاری، تقویت گشادگی و باز­بودن، حمایت از اعضا، تشویق نوآوری، تأکید بر همکاری. الزام به اجرای قوانین (تقاضای اجابت)، تأکید بر کنترل، تقویت بی‌اعتمادی و بسته بودن، مجازات اعضا، سرکوب تغییر، تأکید بر قوانین و بوروکراسی
فرایند تأکید بر تصمیم ­گیری مشارکتی، حل مسأله. تأکید بر تصمیم ­گیری یک طرفه، اعمال (قوانین و فرایندها)
زمینه وجود اعتماد بین افراد، توسعه اعتماد و اعتبار در کارها، جامعیت، (شکل گیری) احساس قدرت در اعضا وجود بی ­اعتمادی بین افراد، پیچاندن حقیقت و رواج فریبکاری، تعارض، (شکل گیری) احساس عدم قدرت در اعضا

منبع: هوی و میسکل (۲۰۰۸)
بر اساس جدول شماره­ ۱ و بنا به نظر هوی و میسکل (۲۰۰۸)، در ساختار تواناساز مراکز آموزشی، قوانین و مقررات بیش از اینکه به عنوان عامل فشار در نظر گرفته شوند، راهنمای حل مسائل محسوب می­شوند و مدیران بیش از اینکه از سلسله مراتب اختیار و مکانیزم­ های موجود جهت توسعه قدرت خود استفاده کنند، از آنها جهت حمایت و پشتیبانی از معلمان و زیردستان خود بهره می­گیرند. لذا در چنین ساختاری با وجود اینکه هرکس از جایگاه و وظیفه­ی خود مطلع می
­باشد، کلیه­ امور مربوط به سازمان از طریق مشارکت بین آنها انجام می گیرد. با این وجود، در ساختار بازدارنده، ضمن اینکه قوانین و مقررات مانع خلاقیت و نوآوری است، مدیر از قدرت خود جهت کنترل و نظم­دهی به زیردستان استفاده می­ کند و خواستار اطاعت کورکورانه­ی آنها از قوانین و الزامات تعیین شده می­باشد. لذا در چنین ساختاری علاوه بر اینکه به مسائل به عنوان یک مانع نگریسته می­ شود، بروز هرگونه خطا و اشتباه از سوی افراد نیز مورد تنبیه و مجازات قرار می­گیرد (هِرشهورن[۷۷]، ۱۹۹۷؛ هوی و میسکل، ۲۰۰۸).
با نظر به آنچه گفته شد و با توجه به نقش نوع ساختار سازمانی ـ به ویژه ساختار سازمانی تواناساز ـ در بهسازی و توانمندی نیروی انسانی و همچنین کمک به حفظ و بقای معنادار سیستم (دانشگاه) در محیط، شناخت ویژگی­ها و کارکردهای هر یک از انواع ساختار سازمانی، جهت سوق دادن دانشگاه به سمت ساختار سازمانی مناسب امر مهمی است که باید مورد توجه مدیران و مسئولان دانشگاهی قرار گیرد. لذا در ادامه به منظور دستیابی به شناختی جامع از انواع ساختار سازمانی به بیان برخی ویژگی­های جدیدترین نوع­شناسی ساختار سازمانی یعنی ساختار سازمانی تواناساز و بادارنده پرداخته شده است.

۲ ـ ۱ ـ ۱ ـ ۵ ـ ویژگی­های ساختار سازمانی تواناساز و بازدارنده

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع مقایسه ی مولفه های نابرابری آموزشی بر اساس مکتب انتقادی ...
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

 

۴-۱-۱۵-۱- تعریف نابرابری آموزشی
ت۱۵م۱۵: هرگونه شرایطی که افراد نتوانند از امکانات آموزشی موجود در جامعه بهرهمند شوند یعنی فضا و شرایط بهگونهای باشد که علیرغم اینکه توان و استعداد و تمایل وجود دارد اما عملاً موانع برای بهرهمندی از شرایط آموزشی وجود دارد. بنابراین نابرابری آموزشی را چگونگی میزان بهرهمندی از امکانات و شرایط آموزشی در نظر میگیرند.
پایان نامه
۴-۱-۱۵-۲- عوامل ایجادکنندهی نابرابری آموزشی
عوامل ایجادکنندهی نابرابری آموزشی در دو لایهی آشکار و پنهان رخ میدهد. لایه های آشکار نابرابری آموزشی بُعد اقتصادی و موانع اقتصادی است و لایه های پنهان ریشه در فرهنگ دارد که فرهنگ موانعی ایجاد میکند که افراد نتوانند از فرصتهای برابر بهرهمند شوند مثلاً نوع اعتقادات مذهبی یا مسیلهی قومیتها.
میان برابری و نظم طبیعی و انسجامی که در جامعه حاکم است باید تفاوت قایل شد. گاهی اوقات آنچه به دید نابرابری مینگرند، نظم طبیعی جامعه است. همهی نابرابریها منفی نیست و لزوماً تبعیض تلقی نمیشوند.
ن۱م۱۵: جداکردن افراد از محیط و شرایط طبیعی خودشان و انتقال دادن آنها به محیطی غیر از محیط واقعی آنها
ن۲م۱۵
ادغام تیزهوشان با افراد عادی: باید بدانیم باهوش باهوش است و اگر بخواهیم کمهوش و ضعیف را به زور شرایط آموزشی وتزریق همهی امکانات به جای افراد باهوش قرار دهیم این نابرابری است. در ادغامسازی بحث این نیست که عدهای فرصتها را از دست دهند بلکه به این معناست که اگر وارد مدارس عادی میشوند از فرصتها و امکانات خودشان در حد توان خودشان بهرهمند شوند.
ن۳م۱۵
ساختار آموزش و پرورش: معمولاً در ساختارهایی که از بالا به پایین دیکته میشوند، نابرابریها و تبعیض بیشتری وجود دارد. یک نگاه وجود دارد که آموزش و پرورش در از بین بردن طبقات اقتصادی جامعه نقش دارد و میتواند شکاف طبقاتی را از بین ببرد اما اگر به اقتصاد آموزش و پرورش نگاه کنیم میبینیم که طبقهای که از نظر اقتصادی بالاست به کمک آموزش و پرورش میآید بنابراین آموزش و پرورش تشویق میشود که جایی هزینه کند که به نفعش باشد و هدر رفت بودجه و هزینه نداشته باشد. همین امر موجب میشود که برخی برخوردار از امکانات باشند و برخی محروم بمانند.
ن۴م۱۵: فرهنگ
ن۵م۱۵
شیوهی ارزیابی: کسی که توان لازم را ندارد با کسی که از هیچگونه توانایی برخوردار نیست به یک شیوه ارزیابی میشوند.
ن۶م۱۵
فرصتهای برابر: گاهی برای رفع تبعیض میآییم شرایط و بسترهایی را فراهم میکنیم که رفع نابرابری شود اما همین فرصتهای برابر منجر به نابرابریهای بزرگتری میشود مثلاً فرصتی را در اختیار افراد روستایی میگذاریم که این افراد وارد دانشگاه شوند بعد این افراد در جامعه سرجای کسانی قرار میگیرند که جایگاه واقعی خودشان نیست و برای جامعهای تصمیم میگیرند که اصلاً درکش نمیکنند.
ن۷م۱۵: نگاه تکبعدی
ن۸م۱۵: جابهجایی متن و حاشیه
ن۹م۱۵: توجه و تاکید بر مدرک و نادیدهگرفتن اصالت در جذب نیرو
ن۱۰م۱۵: فقدان شرایط و بستر برای نشاندادن استعدادها و تواناییها
ن۱۱م۱۵: افراط در امتیازدهی به افراد
ن۱۲م۱۵: ایجاد فاصله و شکاف میان طبقات و قومیتها
۴-۱-۱۵-۳- پیامدهای نابرابری آموزشی از مصاحبه شماره پانزده
پ۱م۱۵: بازتولید فرهنگی
پ۲م۱۵: آنارشیسم یا برهمریختگی
۴-۱-۱۶- نکات کلیدی مطرحشده در متن مصاحبه شماره شانزده

 

 

عناصر نابرابری آموزشی

 

نکات کلیدی

 

 

 

تعریف نابرابری آموزشی

 

نابرابری به معنای عدم تفاوت نیست. اگر تفاوتها را نادیده بگیریم و بخواهیم همه را یکدست کنیم نابرابری است.

 

 

 

عوامل ایجادکنندهی نابرابری

 

حوزهی اقتصادی
عدم تعدیل در سهمیهبندیها
طبقات اجتماعی
عدم استعدادیابی در آموزش و پرورش
نادیدهگرفتن تفاوتها
مدارس متعدد در جامعه
سیاست
سیاست جذب نیرو
سیاست تعدیل اقتصادی

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها در مورد بررسی فقهی و حقوقی سن مسئولیت کیفری- فایل ۷
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ماده ۱۴۳لایحه: در تحقق جرائم عمدی، علاوه بر علم مرتکب به موضوع جرم، قصد اودر ارتکاب رفتار مجرمانه نیز باید احراز گردد.
وجود چنین ماده ای در فصل شرایط مسئول کیفری، خالی ازایراد نیست، چون باید به دو عنصری بودن(عنصرقانونی و مادی) جرایم اعتقاد داشت که در این صورت مسئول کیفری، چیزی جز عنصرروانی نخواهد بود. که اگر این عقیده درست باشد، وجود این ماده درزمره شرایط مسئولیت کیفری منطقی و صحیح خواهدبود، اما اگر اعتقاد به ۳عنصری بودن جرائم باشد، عنصرمعنوی رامی‌توان ازمسئولیت کیفری متمایز دانست. که در این صورت جایگاه عنصر معنوی به رغم قرابت با مسولیت کیفری در ذیل بحث آن صحیح نمی‌باشد. به نظر می‌رسد عنصر معنوی در جرم عمدی متشکل از اراده و علم است، ممکن است عنصرمعنوی وجود داشته باشد، اما مسئولیت کیفری را به وجود نیاوردمانند شخصی که در حالت اکراه، مرتکب جرم می‌شود و به رغم دارابودن اراده و علم به عناصر جرم، فاقد مسئولیت کیفری می‌باشد[۷۶] و ازطرفی با عنایت به ماده ۱۴۳و جمع آن ماده باماده ی ۱۳۹لایحه می‌توان پذیرفت که جهت تحقق جرم عمدی، علاوه بر عقل، بلوغ و اختیار که از شرایط مسئولیتند، دو جزءدیگراز اجزای عنصر روانی است، شامل علم به موضوع و قصد ارتکاب رفتار مجرمانه نیز لازم است که این دو نه از ارکان مسئولیت کیفری بلکه از اجزای عنصرروانی جرم می‌باشند.
و: عنصرروانی در جرائم غیر عمدی:
ماده ۴۴لایحه می‌گویند: «تحقق جرائم غیرعمدی، منوط به احراز تقصیر مرتکب است و تقصیر اعم است از بی احتیاطی و بی مبالاتی. بی احتیاطی عبارت است ازانجام دادن فعلی که فرد به ترک آن مکلف بوده و بی مبالاتی عبارت است از ترک فعلی که فرد موظف به انجام آن بوده است که مسامحه، غفلت، عدم مهارت و عدم رعایت نظامات دولتی از مصادیق بی احتیاطی یا بی مبالاتی محسوب می‌شوند، پس ملاحظه می‌گردد مقنن تحقق جرایم غیرعمدی رامنوط به احراز تقصیر دانسته است. ودرواقع بعد از ذکر شرایط مسئولیت کیفری، تقصیر را به عنوان عنصر روانی جرایم غیرعمدی بیان کرده است که سه شرط ماده ۱۳۹(عقل، بلوغ و اختیار) شرایط عمومی‌مسئولیت کیفری‌اند که در جرائم عمدی وغیر عمدی باید لحاظ گردند و اگرکسی فاقد یکی از این عوامل باشد. قابلیت مجازات پیدا نخواهد کرد.
مبحث دهم: ضرورت تفکیک بین مسئولیت کیفری و سن بلوغ کیفری
چیزی که اطفال و نوجوانان بزهکار را ازمجرمین بزرگسال جدا می کند، همین عامل سنّ است، این مسئله از گذشته های دور مورد توجه ملل مختلف قرار گرفته و لذا در قانونگذاری های مختلف سعی بر آن گردیده که با تعیین یک محدوده سنی خاص، میزان مسئولیت اطفال و نوجوانان را در قبال اعمال معارض قانون آنان مشخص نمایند در حقوق رم قدیم، سن اطفال و میزان مسئولیت آنان در ارتکاب جرایم مورد توجه قرار گرفت و در قوانین کیفری، مجازات اطفال بزهکار خفیف تر از مجازات بزرگسالان پیش بینی شد. در این قانون تشخیص قوه تمیز با توجه به سن زیر تعیین گردیده بود.
کودکان کمتر از ۷ سال اعم از دختر و پسر غیر مسئول اعلام و در صورت ایجاد ضرر و زیان پدر ملزم به جبران خسارت بود.
کودک غیر ممیز و غیر بالغ: ۷ تا ۹ سال برای دختران و ۷ تا ۱۰ سال برای پسران
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
کودک ممیز غیر بالغ: ۹ تا ۱۳ سالگی برای دختران و ۱۰ تا ۱۴ سالگی برای پسران که برای این دسته اخیر مسئولیت کیفری و مدنی مقرر گردیده بود.
در قرن سیزدهم میلادی، سن لویی فرمان داده اطفال تا ۱۰ سال غیر مسئول اعلام و مجازت اطفال تا ۱۴ سال به صورت پرداخت تاوان و تنبیه و شلاق تعیین شود. همچنین قانون کار کارولین که در سال ۱۵۳۰ به دستور (شارل کن) پادشاه اسپانیا و امپراتور اتریش تدوین شد، اطفال تا ۱۴ سال را غیر مسئول اعلام و مجازات اطفال بزهکار را جریمه و شلاق و نگهداری در موسسات تربیتی با سیستم انفرادی تعیین نمود. در هر حال چیزی که تعیین سن خاصی را برای مسئول شناختن اطفال در قبال اعمال خلاف قانون تقویت می کند، مسئله تشخیص جزائی است. به این معنی که آیا طفل دانسته مرتکب نقض قانون جزا گردیده و یا ندانسته ؟ توجه به این امر بدان دلیل است که کلیه امتیازات و تبعیضاتی که برای اطفال و کودکان بزهکار وجود دارد، بدنی جهت است که کودک نفهمیده و از روی سادگی و جهالت مرتکب فعل غیر قانون می‌گردد و طبعاً در این راستا مسئله تشخیص جزایی، مسئله مهم دیگری را در ذهن متبادر می کند که همان سنّ تشخیص جزائی است، یعنی سنی که حد رشد و بلوغ جزائی شناخته شود و پس از آن فرض بر این باشد که هر فعل ناقض قانون دانسته و با علم به ممنوع بودن ارتکاب یافته است. با توجه به این مسئله است که سن و سال عنصر مهمی‌در زمینه قانونگذاری تلقی شده و در قوانین کلیه کشورها بین وضعیت جزائی کودکان و بزرگسالان تفکیک قائل می‌شوند که این موضوع حاصل مشاهدات علمی‌و تجربی است که به موجب آن‌ ها در قلمرو مسائل کیفری، آستانه های سنی مختلفی وجود دارد. در طفولیت که از بسته شدن نطفه آغاز می‌گردد و به بلوغ ختم می‌شود، شرایط فیزیولوژیک، زمینه ساز ارتکاب جرم با طفل نیست، از آغاز سنین ۷ یا ۸ سالگی است که احتمالاً ممکن است مسائل مجرمانه مطرح شود، لیکن عمدتاً از آغاز نوجوانی است که این مسائل ممکن است به صورت جدی درآید، در عمل، بزهکاری افراد از حدود دوازدهمین سال زندگی آغاز می‌گردد، لیکن تا سن ۱۶ سالگی نسبتاً ضعیف است و در بین سنین ۱۶ تا ۱۸ سالگی بزهکاری خود را مستقر می کند بر این مبنا مقنن سال ۱۸۱۰ فرانسه سن تشخیص جزائی را شانزده سال تعیین نموده بود، یعنی اطفالی که سنشان کمتر از ۱۶ سال بود می‌توانستند از رژیم مخصوص این قانون استفاده و برخوردار باشند؛ همچنین موافق این قانون در صورتی که طفل تا قبل از ۱۶ سالگی مرتکب جرم یم شد، در صورتی محکومیت جزایی پیدا می‌نمود که در دادگاه مسلّم می‌گشت که دانسته و با تشخیص عمل نموده بود و پس از ثبوت مجرمیت از «علل مخففه صغیر بودن استفاده می‌کرد که میزان مجازاتش را به نحو قابل توجهی تخفیف می‌داد؛ ولی، هرگاه ندانسته و بدون تشخیص مرتکب جرم شده بود، تبرئه می‌گردید. قانون ۱۹۰۶ فرانسه، سنّ تشخیص جزایی را از ۱۶ سال به ۱۸ سال تغییر داد. ملاحظه می‌گردد که تفکیک آستانه های سنّی مختلف به شرح مذکور بیانگر آن است که کودکان تا قبل از رسیدن به سنّ خاصی به طور مطلق مبرّا از مسئولیت کیفری بوده و پس از آن نیز تا رسیدن به سنّ خاص دیگری از رژیم حقوقی خاص ویژه اطفال و نوجوانان بهره مند می‌گردد. این سن که در تایلند، سوییس و کویت ۷ سال و در کشورهای زلاندنو، سیرالئون و انگلستان ۱۰ سال، در جمهوری آذربایجان، آلمان و فنلاند به ترتیب ۱۴، ۱۴ و ۱۵ سال می‌باشد، با این تذکر که این سن تنها سنّ مسئولیت کیفری بوده و سنّ بلوغ کیفری با آن متفاوت است. اما مقصود از سن بلوغ کیفری، سنی است که کودک پس از رسیدن به آن رشد جزایی حاصل و مشمول مقررات کیفری بزرگسالان خواهد بود و همچون سایر افراد کهن سال جامعه در قبال کلیه اعمال معارض قانون خویش مسئولیت تام کیفری داشته و تفاوتی با آنان نخواهد داشت.
فصل اول- دین و مسئولیت کیفری
مبحث اول: مبانی شرعی سن مسئولیت کیفری از نظر اسلام
تاریخ پیدایش انسان نشان میدهد که این موجود خاکی و با استعداد، از بدو خلقت، در معرض لغزش و انحراف و جنایت قرار داشته است. تعیین کیفرهای الهی و بشری نیز در جهت پیشگیری از این گونه لغزشهاست. قرآن کریم داستان لغزش اولین انسان (آدم علیه السلام) و همسرش در تناول میوهی ممنوعه و مجازات آنها، یعنی تبعید از عالم بهشت به عالم خاکی و نیز داستان ارتکاب اولین جنایت بشری، یعنی قتل هابیل توسط قابیل را به صورت زیبایی نقل و بیان کرده است. بنابراین سابقهی لغزش و جرم و به دنبال آن، ایجاد مسئولیت و تحمل مجازات در زندگی بشری به درازای عمر بشر است. تجربه‌ی بشری نیز ثابت کرده است تا انسان بر روی کرهی خاکی است، به اقتضای ابعاد وجودی وی و تضاد وتنازع موجود در زمین و عالم دنیا، در جوامع بشری، جرم و انحرافات نیز وجود دارد. در طول تاریخ، تأمین امنیت فردی و اجتماعی و برقراری نظم و عدالت و پالایش جامعه از ناهنجاریها و پیشگیری عام از جرم در جامعه و پیشگیری خاص از تکرار آن، ملازم مبارزه با جرم و کنترل آن، به خصوص از طریق مجازات مجرم میباشد. امّا در این زمینه، جامعهی بشری همیشه شاهد افراط و تفریط‌هایی بوده است، به طوری که اصول حاکم بر جرائم و مجازاتها که امروزه به عنوان اصول بدیهی و غیر قابل انکار پذیرفته شده در جوامع مختلف رعایت نمیشود، چنانکه جامعهی بشری، شاهد مجازات کودکان و مجانین بوده است، در حالی که در دین مقدس اسلام در آغاز ظهورش در ۱۴۰۰ سال و‌اندی قبل، کودکان و مجانین را مبرّا از مسئولیت کیفری دانسته است و غرب نیز با انقلاب فرانسه، به این قاعده دست یافت، ودر اینجا با عنایت به اینکه حقوق اسلام به عنوان منبع اساسی قانون مجازات جمهوری اسلامی‌ایران است و قانون اساسی نیز در اصل چهارم بر این مطلب تصریح نموده است و نیز با توجه به اینکه سنّ مسئولیت کیفری از مسائل مورد اختلاف فقهای عظام میباشد وشایسته است مورد بررسی قرار گیرد و نظریهی صحیح به قانونگذار ارائه شود. لذا بررسی مسئولیت کیفری از دیدگاه حقوق اسلام و مبانی اسلام یعنی از دیدگاه«قرآن»، «سنّت»، «احادیث و روایات» و نیز از منظر«فقها» ضروری است.
۱- سن مسئولیت کیفری از منظر قرآن کریم
احکام اسلامی‌از منابع چهارگانه: قرآن(کتاب) ، سنّت، عقل و اجماع استخراج میشود که قرآن کریم از اساسیترین منابع فوق است، چون علاوه بر این که خود منبع مستقل احکام است، اعتبار بعضی از منابع مزبور، مثل سنت نیز منوط به معارض نبودن با قرآن میباشد. بعد از امعان نظر در آیات مربوط به بلوغ، نتایج ذیل به دست میآید:
۱- وقتی در واژههایی که بیانگر بلوغ انسان است، دقت میکنیم، درمییابیم که بلوغ و رسیدن کودک به مرحلهی تکلیف، یک امر طبیعی، تکوینی و جنسی است که در فرهنگ قرآن از آن با تعابیری همچون «بلوغ حلم»، «بلوغ نکاح»، «بلوغ اشد» توصیف شده است. برای توضیح بیشتر، به بعضی از آیاتی که تعابیر فوق در آنها تصریح شده است، اشاره میکنیم؛
آیهی اوَل: «وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کَذَلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ »(نور/۵۹) وقتی که کودکان شما به حدّ بلوغ و احتلام رسیدند، باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند(و از شما برای ورود اجازه بگیرند) خدا آیات خود را برای شما بدین روشنی بیان میکند که او دانا و حکیم است.
آیهی دوم: «وَالَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنکُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاهِ الْفَجْرِ وَحِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَهِ وَمِن بَعْدِ صَلَاهِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّکُمْ»(نور/۵۸) کودکانی که هنوز به حدّ احتلام نرسیده‌اند در(شبانه روز) ۳مرتبه (برای ورود) اجازه بگیرند؛ پیش از نماز صبح، پس از نماز عشاء و هنگام ظهر، آنگاه که جامه از تن برمیگیرید، که این سه وقت هنگام خلوت شماست.
آیهی سوم: «وَابْتَلُواْ الْیَتَامَى حَتَّىَ إِذَابَلَغُواْ النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ»(نساء/۶) یتیمان را تا سرحد بلوغ نکاح آزمایش کنید، پس اگرآنان را رشد یافته دیدید، اموال آنان را در اختیارشان قرار دهید.
آیهی چهارم: «وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ»(انعام/۱۵۲) به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر به طریقهای بهتر تا آن که به حدّاشدّ(که همان تکامل جنسی و رشد است) برسد.
۲-ملاک و معیار اصلی عبور از دورهی کوکی و رسیدن به دورهی بزرگسالی(دورهی مردانگی و زنانگی)، احتلام و قدرت و توانایی جنسی و عمل زناشویی و تحقق بلوغ اشدّ (یعنی توانایی جنسی و فکری) است. لذا نمیتوان برای بلوغ، سن خاصی را معین کرد، چرا که رسیدن به مراحل، حُلُم، نکاح و اشدّ، از امور تکوینی به حساب میآید و تشخیص مسائل و امور تکوینی و طبیعی، عرف است نه شرع. از این رو، تعیین سنّ خاص در امور تکوینی، خارج از وظیفهی شارع است و از این جهت مشاهده میشود که در قرآن کریم، هیچ سخنی از سنّ دختر و پسر به عنوان سن بلوغ به میان نیامده است، بلکه به جای آن، معیارهای کلیّ ارائه شده است.
۳-بنابراین، میتوان گفت: سن بلوغ و تکلیف و به دنبال آن، سنّ مسئولیت کیفری از دیدگاه قرآن مجید، رسیدن به حدّ احتلام در پسر و به حدّ حیض در دختران میباشد. البته یادآوری این مطلب ضروری است که در تحقق مسئولیت کیفری، علاوه بر بلوغ جنسی، نیاز به بلوغ فکری(رشد) نیز هست و بدین سان، در تحقق مسئولیت کیفری، دو شرط لازم است: «رسیدن به حدّ بلوغ» و «رسیدن به رشد و بلوغ فکری». در غیر این صورت، شخص، مسئولیت کیفری نداردو نمیتوان او را در قبال اعمالش مسئول دانست و ایشان را مجازات نمود.
۴-سن از نظر قرآن مقدس، در تحقق بلوغ، نه موضوعیت دارد و نه به عنوان امارهای از امارات ذکر شده است.
۲- سن مسئولیت کیفری در سنت نبوی
پس از قرآن که کلام وحی است، سخنان رسول امین(صلی الله علیه و آله و سلَم) به عنوان عِدلِ کلام وحی از نظر اعتبار، و یکی از منابع در قانونگذاری اسلامی‌محسوب میشود و از اعتبار و رجحانیت بالایی برخوردار است و احادیث وارده از امامان معصوم علیهم السلام به عنوان مفسران وحی، از منابع تشریع و قانونگذاری نیز به حساب میآید. لذا نتایج حاصل از این منبع موّاج و پر فیض در خصوص مسئولیت کیفری، از اهمیت بالایی برخوردار است. در مورد سنّ مسئولیت کیفری در روایات رسیده از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلَم) بعد از تأمل و تدقیق در روایات رسیده از پیامبر اسلام(ص) می‌توان نتیجه گرفت:
۱- دربارهی بلوغ و مسئولیت کیفری کودکان در کلام رسول اکرم(ص) مطابقت، انسجام، تنسیق و هماهنگی با آیات وارده در خصوص بلوغ به خوبی قابل مشاهده میباشد، زیرا در کلام معروف رسول خدا(ص) که میفرماید«رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثلاثهٍ: عن الصَّبِى حَتَّى یَحتَلِم وَعَنِ الْمَجْنُونِ حَتَّى یُفِیقَوَعَنِ النَّائِمِ حَتَّى یَسْتَیْقِظَ[۷۷]»ملاحظه میشود که کودکی، تا زمانی که احتلام محقق میشود ادامه دارد و تارسیدن به این حالت(احتلام) کودکان مرفوع القلم هستند، یعنی در برابر اعمال خویش، تکلیف ندارند و در نتیجه از مسئولیت کیفری نیز معاف میباشند. در حدیث دیگری از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلَم) خطاب به حضرت علی علیه السلام آمده است که پایان«یُتم»(کودکی)، تحقق احتلام است که فرموده: «یا علی لا یُتمَ بعد احتلام[۷۸]»
۲- در کلام پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) احتلام به عنوان ملاک اصلی رسیدن به حدّ بلوغ معین شده است و سخنی از سن برای تحقق بلوغ به میان نیامده است.
۳- در کلام وحی و بیان رسول گرامی‌اسلام(صلی الله علیه و آله و سلَم) دربارهی تحقق بلوغ و خروج کودکان از مرحلهی کودکی، معیار واحدی ارائه شده است و آن، احتلام در پسران و حیض(دیدن عادت ماهیانه) در دختران میباشد. البته برای تحقق مسئولیت کیفری کودکان علاوه بر رسیدن آنها به حدّ بلوغ و احتلام، شرط رسیدن کودکان به مرحله رشد نیز لازم است.
۳- سن مسئولیت کیفری در احادیث امامان معصوم علیهم السلام
روایات وارده از امامان معصوم علیهم السلام در خصوص بلوغ و مسئولیت کیفری، به طور کلی به ۳ دسته قابل تقسیم است:
۱-روایاتی که به طور اتفّاق، احتلام در پسران و حیض در دختران را نشانه بلوغ میداند و هیچ اشارهای به سن ندارد(بلوغ جنسی)
۲- روایاتی که سن را در کنار قاعدگی در دختران و احتلام در پسران بیان کرده است(بلوغ سنی) ۳- روایاتی که در آنها تنها سن به عنوان علامت بلوغ بیان شده است و از سایر نشانه ها ذکری به میان نیامده است.
۱- بلوغ جنسی
وقتی که با دقت به روایات دستهی اول بنگریم، به این نتیجه میرسیم که احتلام و قاعدگی به عنوان دو امر تکوینی در تحقق بلوغ و سپری شدن دوره «یُتم و کودکی» موضوعیت ندارد. با ملاحظه نص روایات مشاهده میشود که ملاک اصلی در تحقق بلوغ و رسیدن به حدّ مردانگی و زنانگی، همان رسیدن به حالت احتلام و حیض است که برخی از روایات وارده دراین مورد ذکر میشود:
صحیحه هشام: عن الصادق(ع) «انقطاع یُتم الیتیم بالاحتلام وهو اشدّه، وان احتلم ولم یؤنس منه اشدّه وکان سفیهاً أو ضعیفاً فلیمسک عنه ولیه ماله» امام صادق(ع) فرمودند: کودکی کودک با احتلام که همان اشدّ اوست، پایان میپذیرد و اگر محتلم شد و ایناس اشدّ از او نگردید، سفیه یا ضعیف است و ولی او باید مالش را در اختیار او قرار ندهد[۷۹].
صحیحه علی ابن جعفر: «سألتهُ عن الیُتم متی ینقطع یُتُمُه؟ قال علیه السلام: اذا احتلم و عرف الاخذ و العطاء»علی بن جعفر گوید: از امام موسی بن جعفر(ع) پرسیدم: کودک درچه زمانی یتیم نیست و کودکی اش تمام میشود؟ فرمود: وقتی که محتلم گردد و به گرفتن و عطا(داد و ستد) آشنا شود[۸۰]. وصیت پیامبر اکرم(ص) به علی(علیه السلام) : «یا علی لا یُتمَ بعد احتلام» ای علی! بعد ازرسیدن به حدّ احتلام و بلوغ جنسی، یتیمی‌(کودکی) نیست[۸۱].
۲- بلوغ سنَی:
در برخی روایات سن خاصی ذکر شده است، چون در این سنّ خاص، دختران حیض میشوند و پسران به حالت احتلام میرسند. یعنی از نظر این روایات، سنّ بماهو، موضوعیت ندارد، ولی اگر سنی در این روایات تعیین شده است، به خاطر تحقق معیار بلوغ (حیض، احتلام) می‌باشد. لذا سن خاص مورد نظر، موضوعیت ندارد، بلکه طریقی به تحقق معیار است. بنابراین با دقت در اشتراط و تعلیل موجود در متن این روایات، این نتیجه را میتوان گرفت که سن موضوعیت ندارد بلکه طریقت دارد، لذا مشاهده می‌شود که امام(ع) در موثقهی عبدالله بن سنان که فرمود: «عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «اذا بلغ الغلام ثلاث عشره سنهًکتبت له الحسنهُ و کتبت السیئهُ و عوقب و اذا بلغت الجاریه تسع سنین فکذلک و ذلک انّها تحیض لتسع سنین»دختر نه ساله را بدین خاطر در برابر اعمال خویش مسئول میداند که دختران معمولاً در این سن حائض میگردند.
همچنین در روایت موثقهی عمار ساباطی که فرمود: «عن عمارالساباطی، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: سألته عن الغلام متی تجب الصلاه؟ قال علیه السلام: اذا اتی علیه ثلاث عشره سنهً، فان احتلم قبل ذلک فقد وجبت علیه الصلاه و جوی علیه القلم، و جاریهٌ مثل ذلک ان اتی لها ثلاث عشره سنهً او حاضت قبل ذلک، فقد وجبت علیها الصلاه وجری علیها الثلام[۸۲]» ملاحظه میشود که امام علیه السلام وقتی پسر و دختر را در سیزده سالگی، موظف به انجام تکالیف و واجبات و در برابر اعمال خویش مسئول و مکلف میداند، حلم مذکور را مشروط بر این میکند که پسر، قبل از سیزده سالگی به احتلام نرسیده و دختر حیض نشده باشد، زیرا در صورت محتلم شدن پسر و حایض گردیدن دختر، بلوغ تحقق یافته و دیگر نیازی به سن بلوغ نیست. پس معیار و میزان برای پیدایش بلوغ، احتلام و حیض است نه پانزده یا نه سالگی و ذکر سن در روایات، اماره غالبیه برای تحقق احتلام و حیض و یا مصداقی از مصادیق حدّ بلوغ(احتلام و حیض) است.
۳-روایات صرفاً مبتنی بر سن:
در این دسته از روایات فقط به سن اشاره شده است، نه نشانه های دیگر و شاید به این دلیل باشد که از امامان علیهم السلام دربارهی مسئلهی بلوغ و زمان آغاز تکلیف و مسئولیت کیفری، سؤالهای زیادی میشده است و امامان معصوم علیهم السلام مورد توجه قرار میگرفتند و آنان گاهی با بیان نشانه های طبیعی و تکوینی(احتلام و حیض) ، رسیدن به حدّ بلوغ را بیان میکردند و در مواردی، با ذکر سنّ خاص، از باب تعیین مصداق پاسخ میدادند ودر مواردی هم علایم طبیعی (احتلام و حیض و اِنبات) را بیان میفرمودهاند و هم سن مشخصی را ذکر میکردند. بنابراین، تعیین سن توسط امامان علیهم السلام بیانگر این است که در زمان صدور روایات، چون غالب دختران در فاصلهی سنی نه تا سیزده سالگی به حدّ بلوغ جنسی(حیض) میرسیدند و پسران نیز نوعاً در سنین سیزده تا پانزده سالگی محتلم میشدند، لذا امامان علیهم السلام در مواردی به عنوان تعیین مصداق، رسیدن به حدّ بلوغ را با سنینی از قبیل؛ نه، سیزده، چهارده و یا پانزده سالگی بیان میفرمودند وگرنه این سنین، به خودی خود، موضوعیت ندارد. تعدادی از روایات دستهی سوم به قرار زیر است:
روایت ابو حمزه ثمالی: از امام محمد باقر علیه السلام پرسیدم: چه وقت کودکان مکلف می‌شوند؟ در پاسخ فرمودند: ” در سن سیزده سالگی” پس عرض کردم: اگر درآن سن محتلم نشده باشد چه؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمود: «در این سن مکلف میشوند و احکام بر آنان جاری میشود، اگرچه محتلم نگردند»
عن ابی حمزه الثمالی، عن ابی جعفر علیه السلام قال: قلت له: فی کم تجری الاحکام علی الصبیان؟ قال: «فی ثلاث عشره و اربع عشره» قلت: فانه لم یحتلم فیها؟ قال: و ان لم یحتلم فیها؟ قال: و ان کان لم یحتلم فان الحکم تجری علیه[۸۳].
صحیحه حمزه ابن حمران: از امام باقر(ع) پرسیدم: چه موقع بر پسر، همهی حدود الهی واجب میگردد و به سود و زیان او حکم شده، مؤاخذه میشود؟ امام علیه السلام فرمود: «وقتی که از یتیمی‌و کودکی خارج شده مؤاخذه میشود، امام علیه السلام فرمود: «وقتی که از یتیمی‌و کودکی خارج شده، صاحب ادراک و شعور شود» گفتم: آیا برای آن، حدّی هست که با آن شناخته شود؟ امام علیه السلام فرمود: «وقتی که محتلم شود و به سن پانزده سالگی برسد یا شعور پیدا کند یا موی بر زهار او بروید حدود الهی بر او اقامه خواهد شد و به سود و زیانش حکم می‌شود» گفتم چه موقع همهی حدود الهی بر دختر واجب میشود و پاداش و کیفر میبیند؟ امام فرمود: «دختر مانند پسر نیست، زیرا دختر وقتی که شوهر کند و دخول با او صورت گیرد و نه سال داشته باشد، یتیمی‌او از بین میرود و حدود بطور کامل به نفع و ضرر او جاری میشود عن حمران قال: سئلتُ اباجعفر علیه‏السلام: متی یجب علی الغلام اَن یؤخذ بالحدود التامه و یقام علیه و یؤخذ بها؟ قال: «إذا خرج عنه الیُتم و أدرک» قلتُ: فلذلک حدّ یعرف به؟ فقال: اذا احتلم أو بلغ خمس عشره سنهً أو أشعرو أنبت قبل ذلک أقیمت علیه الحدودتامّه و اُخذ بها و أخذت له. قلتُ فالجاریه متی تجب علیها الحدود التامه و تأخذ لها؟ قال: إن الجاریه لیست مثل الغلام. إن الجاریه إذا تزوجت و دُخل بها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و جاز أمرها فی الشراء و البیع و اُقیمت علیها الحدود التامه و اخذ لها و علیها. [۸۴]»
امام جعفر صادق علیه السلام، در روایتی دیگر فرمودهاند: «معیار بلوغ زن در ۹ سالگی است[۸۵]»
نتیجه: بدین ترتیب، به نظر میرسد که چون تکلیف، خطاب است و خطاب متوجه کسی می‌شود که دارای شرایط توجه خطابباشد، از این رو افراد نابالغ به علت اینکه مورد خطاب قرار نمیگیرند، فاقد تکلیف و مسئولیت کیفری هستند، امّا پس از این که کودکان به حدّ بلوغ جنسی برسند، از این جهت که در جرگهی کودکان خارج شدهاند، میتوانند مورد خطاب واقع شوند. لیکن به نظر میرسد که تحقق بلوغ جنسی به تنهایی نمیتواند شرط کافی برای وجود مسئولیت کیفری (گرچه شرایط لازم است) باشد، زیرا افرادی که بالغ هستند، اگر به رشد کیفری نرسیده باشند و قادر بر تشخیص حسن و قبح اعمال خویش نباشند، شایستهی مؤاخذه و مجازات نخواهند بود. پس با توجه با این که وجود ادراک(رشد فکری) یکی از عناصر اساسی تحقق(مسئولیت کیفری) است، استنتاج و استنباط ما از مجموع ادّله این است که مسئولیت کیفری، زمانی است که فرد از نظر جسمانی به حدّ بلوغ جنسی رسیده و از لحاظ عقلی و فکری نیز به رشد کیفری(تمیز حسن و قبح) رسیده باشد.
۴-سنّ مسئولیت کیفری از منظر فقهای عظام شیعه

نظر دهید »
شناسایی رابطه مسئولیت اجتماعی شرکت با وفاداری مشتریان- فایل ۱۴
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

الف) نیازهای اقتصادی : در مورد اول ، سازمان ها موظف هستند نیازهای اقتصادی جامعه را برآورده سازند، کالاها و خدمات مورد نیاز آن را تأمین کنند و انواع گروه های مردم را از فرایند کار بهره مند سازند.
ب) رعایت قوانین و مقررات عمومی : سازمان ها وظیفه دارند به بهداشت و ایمنی کارکنان و مصرف کنندگان خود توجه کنند. محیط زیست را آلوده نسازند، از معاملات درون سازمانی بپرهیزند، از انحصار دوری کنند و مرتکب تبعیض نشوند.
ج) رعایت اخلاق کسب و کار :سومین مؤلفه مسئولیت سازمان، اخلاق کسب و کار است . در این قلمرو، اصولی نظیر صداقت، انصاف و احترام قرار دارد.
د) مسئولیت های بشردوستانه : تعبیر دیگر کارول از این مؤلفه «شهروند خوب» بودن است؛ یعنی مشارکت سازمان در انواع فعالیت هایی که مشکلات جامعه را کاهش می دهد و کیفیت زندگی را بهبود می بخشد.
۳- مفهوم ذی نفعان : سومین ویژگی اخلاق کسب و کار جدید، پیدایش نظریه ذی نفعان است که می گوید: علاوه بر کسانی که در شرکت مفروض سهم مالکانه دارند، بسیاری از افراد و گروه های دیگر نیز علایقی در آن شرکت دارند و رفتار شرکت و نحوه راهبری آن، بر علایق آنها اثر می گذارد. بنابراین، باید حقوق و علایق طیف گسترده ذی نفعان، درسیاست ها و رفتار سازمان لحاظ شود. در طیف گروه های ذی نفع درسازمان ها، می توان این گروه ها را مشاهده کرد : مالکان، سهام داران، مدیران، کارکنان، مشتریان ، تأمین کنندگان، توزیع کنندگان، دستگاه های ناظر بر حسن اجرای قوانین، سازمان های پاسدار محیط زیست، مردم محل، فعالیت بنگاه، دولت، رقبا، بانک ها و مؤسسه های مالی، رسانه ها و جامعه علمی. به این ترتیب، شاید بتوان نتیجه گرفت ویژگی سوم، دربرگیرنده دو مؤلفه نخست است و سازمان یا مدیری که علایق این طیف را در سازمان در نظر بگیرد، به مسئولیت های اقتصادی، اجتماعی، قانونی و اخلاقی خود عمل کرده است. مزایای مسئولیت اجتماعی در تجارت چنین است:
پایان نامه - مقاله - پروژه
بهبود عملکرد مالی
یک ارتباط واقعی و مثبت بین کاربرد مسئولیت پذیری اجتماعی در تجارت و عملکرد مالی شرکت ها وجود دارد . در دهه گذشته ، بسیاری از مطالعات در این زمینه صورت گرفته است. مطالعه انجام شده در سال ۲۰۰۲ در دانشگاه دیپال[۳۴] نشان می دهد که عملکرد مالی، سازمان هایی که از مسئولیت اجتماعی بهره مند بودند بسیار بهتر از سازمان هایی است که از این مهم برخوردار نبوده اند.
کاهش هزینه های عملیاتی
مسئولیت اجتماعی می تواند هزینه های عملیاتی را کاهش دهد . برای مثال، بهبود عملکرد محیطی از قبیل کاهش نشر گاز که موجب تغییر آب و هوا می شود و یا کاهش ورود آلاینده های شیمیایی به خاک در سطح منابع انسانی، برنامه های تثبیت و سایر برنامه های زندگی کاری که کاهش درکناره گیری و افزایش حفظ و نگهداری نیروی کار را نتیجه می دهد و در نتیجه اغلب اعتبار اختصاصی سازمان ها به این منظور از طریق افزایش بهره وری و کاهش هزینه های آموزش و استخدام ذخیره می شود.
تقویت اعتبار و برند شرکت
سازمان هایی که به مسئولیت پذیری اجتماعی توجه می کنند، می توانند از نظر تقویت شهرت و اعتبار سود کسب کنند . این اعتبار و شهرت در جامعه تجاری، موجب افزایش توانایی شرکت برای جذب سرمایه و مشارکت شرکا می شود.
افزایش فروش و وفاداری مشتریان
از آنجایی که تجارت، ابتدا باید شاخص های کلیدی خرید مصرف کنندگان را از قبیل قیمت، کیفیت، ایمنی، در دسترس بودن و راحتی را برآورده کند، مطالعات نشان می دهند که تمایل برای خرید یا نخریدن بر پایه شاخص های ارزش محور از قبیل پوشش آزادی کار کودکان، کاهش اثرات زیست محیطی و آزادی در خرید افزایش می یابد.
افزایش بهره وری و کیفیت
تلاش سازمان ها بر بهبود شرایط کاری است، کاهش اثرات محیطی یا افزایش به کارگیری نیروی انسانی در تصمیم گیری ، اغلب به افزایش بهره وری منجر می شود. برای مثال ، سازمان هایی که شرایط کاری را بهبود می دهند و کارکنان در تصمیم گیری مشارکت می کنند، در میان سایر تولیدکنندگان، اغلب تجربه کاهش در تولید کالای ناقص، معیوب و فروخته نشده ندارند.
افزایش توانایی برای جذب و نگهداری کارکنان
سازمان های متعهد به مسئولیت اجتماعی بالا، اغلب درحفظ و نگهداری کارکنان، کاهش جابه جایی و تعهدات استخدام و هزینه های آموزش به نتایج مؤثری رسیده اند.
کاهش مقررات دست و پاگیر
یکی از مزایای مهم مسئولیت اجتماعی، کاهش مقررات مکانی و محیطی و به جای آن ، تعیین برنامه های رسمی و شناخته شده، از جمله اختصاص پاداش به شرکت هایی است که فعالیتشان در راستای کاهش اثرات منفی زیست محیطی، سلامت و ایمنی می باشد.
دستیابی به سرمایه
شرکت های دارای مسئولیت اجتماعی بالا به سرمایه هایی دست می یابند که دستیابی دیگران به آن سرمایه ها ممکن نیست.

مسئولیت اجتماعی شرکت به عنوان مزیت رقابتی

عواملی همچون مشتریان، رقبا، بازار، فناوری، دولت، عوامل فرهنگی و نظائر آن باعث ایجاد تغییراتی در محیط خارجی سازمان به صورت تدریجی و نامحسوس می شوند و شکل تازه ای در محیط رقابتی ایجاد می کنند که تعیین کننده استراتژی ها و فعالیت های تحول یافته سازمانی است. طبق نظر کارول، این تغییرات در انتظارات اجتماعی از بعد مصلحتی و داوطلبانه فراتر رفته و به مرور، ابعاد اخلاقی و یا حتی اجباری (قانونی و اقتصادی) به خود می گیرد. زمانی که مسا ئل مصلحتی تبدیل به موانع قانونی می شوند، از بعد داوطلبانه خارج و به امری ضروری برای برآورده کردن نیازهای جامعه بدل می شوند. مسئله دشوارتر، تشخیص مسائلی است که هنوز تحت حکم قانونی قرار نگرفته اند. اگر مدیران از اقتدار خویش بدون توجه به بعد مصلحت های اجتماعی برای دستیابی به اهداف اقتصادی بهره بگیرند، از لحاظ اجتماعی غیرمسئول شناخته می شوند و پیامد آن باعث آسیب به فروش کالاها، استخدام کارکنان، اعتماد و حمایت مالی سرمایه گذاران و …. می شود. براین اساس، همانطور که پیش از این نیز مطرح شد، سازمان با لحاظ اهداف اقتصادی و اجتماعی خود و نگرش دقیق به فرصت ها و تهدیدات بیرونی و توانمندی ها و ضعف های درونی، مسیری را طراحی می کند که در این محیط متغیر و رقابتی امکان بقا و توسعه داشته باشد. امروزه، چهار عامل محیطی رشد ثروت، جهانی شدن، فناوری های ارتبا طی و مارک های تجاری موجب پیش راندن مسئولیت اجتماعی به صدر تصمیمات استراتژیکی سازمان شده اند. این عوامل به طور گروهی، به علت قدرتمند ساختن گروه های ذی نفع باعث تغییر شکل در محیط سازمانی می شوند. این تغییرات با سرعت بسیار زیادی که برای بهترین استراتژیست های سازمانی نیز قابل پیش بینی نیست، اتفاق می افتد. اثرات تعاملی این عوامل با یکدیگر، اهمیت فیلتر مسئولیت های اجتماعی بنگاه را برای استراتژی های سازمانی مورد تأکید قرار می دهد. با رشد ثروت در جوامع توسعه یافته، توجه به مسئولیت های اجتماعی و نگرش مسئولیت خواهی از بنگاه ها توسط گروه های اجتماعی افزایش یافته است. از طرفی با پدیده جهانی شدن، یک محیط محلی تنها لنزی نیست که بتوان مسئله مسئولیت های اجتماعی را از طریق آن مشاهده کرد. تفاوت فرهنگ ها در سراسر جهان باعث انتظارات بسیار وسیع و متنوعی از شرکت ها شده است. در فاز اول جهانی شدن، شرکت ها قدرتمند شدند و با گسترش فعالیت های خود در سطح جهانی، بر یکّه تازی خود افزودند. اما در فاز دوم جهانی شدن، عوامل جبران کننده ای پدید می آید که توانایی محدودکردن توسعه قدرت شرکت ها را دارند .
جریان آزاد اطلاعات موجب قدرتمندی مشتریان ، رسانه ها و NGOها می شود و نقطه عطفی را پدید می آورد که در آن، عقاید و گرایش های اجتماعی به طور وسیعی گسترش می یابند و مورد قبول همه می شوند. مسئولیت های اجتماعی بنگاه ها تا حد زیادی به دلیل جهانی شدن، به چنین نقطه تحولی نزدیک شده است و تبدیل به اصلی اساسی در برنامه ریزی استراتژیک سازمان ها به ویژه شرکت های جهانی خواهد شد .از طرفی، مارک های تجاری، هسته اصلی موفقیت شرکت ها به شمار می روند. امروزه حتی ارزش مارک تجاری فراتر از ارزش دارایی های مادی یک شرکت است .مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها وسیله ای بسیار مؤثر در افزایش محبوبیت شرکت ها و بالابردن ارزش مارک تجاری آنها و نیز حفظ سرمایه شرکت در طولانی مدت می باشد. مسئولیت اجتماعی شرکت به دلیل ملزم کردن شرکت با توجه به نیازهای تمامی گروه های ذی نفع، بر تمامی ابعاد فعالیتهای یک شرکت تأثیر می گذارد. مدل و الگوی مسئولیت اجتماعی استراتژیک در تصویر زیر رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و استراتژی سازمانی را نشان می دهد.
شکل (۲- ۵): مدل مسئولیت اجتماعی راهبردی
vision
مأموریت
عوامل محیطی و ذی نفعان
استراتژی
قابلیت‌ها
فعالیتهای شرکت: بازاریابی ,منابع انسانی، امور مالی، اقدامات و برنامه ها
ضرورتهای CSR استراتژیک)اهداف استراتژیک(
ابتکار عملهای استراتژیک( پروژه های عملی)
موفقیت شرکت ها بر پایه این امر است که استراتژی آنها بتواند بین قابلیت های درونی سازمان و فرصت های بیرونی آن به نحوی هماهنگی ایجاد کند که آن شرکت بتواند در تلاش بر مبنای چشم انداز و بینش خود، به موفقیت در مأموریت دست یابد. یک خط مشی مسئولیت اجتماعی مؤثر نیاز هست تا با اقدامات اثرگذار در مورد تدابیر استراتژیک بتواند سازمان را به اهداف استراتژیکی و مسئولیت های اجتماعی اش برساند. مسئولیت اجتماعی سازمان، نوعی عامل تمایز رقابتی برای آن می باشد و نیز نوعی بیمه و تضمین برای مارک تجاری سازمان است. مسئولیت اجتماعی سازمان ها، وسیله ای است که سازمان ها را قادر می کند به تحلیل و بررسی محیط کلی تجاری پرداخته و استراتژی های سازمانی مناسبی را تدوین کنند تا علاوه بر محافظت از شرکت و دارایی های آن، نوعی تمایز رقابتی را نیز پدید آورند.

استراتژی های انجام مسئولیت اجتماعی

استراتژی هایی که سازمان ها و شرکت های مختلف در زمینه ایفای رسالت های اجتماعی خود اتخاذ می کنند در سه دسته کلی قرارمی گیرند.
استراتژی واکنشی
مؤسساتی که این استراتژی را دنبال می کنند، هیچ گاه به طور داوطلبانه در فعالیت های اجتماعی وارد نمی شوند و دایره مسئولیت پذیری آنها محدود به مسئولیت های اقتصادی و قانونی در محدوده فعالیت های
شرکت است و تنها در مقابل قوانین و مقررات ، واکنش مثبت از خود نشان می دهند. این شرکت ها معتقدند؛ بنگاه های اقتصادی نباید چندان وارد فعالیت های اجتماعی شوند ؛ چرا که رسالت و مأموریت اصلی آنها اقتصادی است و در تعامل با اجتماع ، وظیفه آنها تنه ا کارایی اقتصادی و فرمان برداری از قانون و اجرای ضرورت های آن است. دلایل توجیهی دیگر این شرکت ها این است که، منابع صرف شده برای فعالیت های اجتماعی، سود را پایین آورده و قیمت مصرف کننده را بالا می برد و قدرت رقابتی را نیز کاهش می دهد. همچنین سازمان های بازرگانی، تخصص و مهارت اجتماعی ندارند و بنابراین دخالت آنها در این امور صحیح نیست.
استراتژی تطبیقی
شرکت هایی که این استراتژی را اتخاذ می کنند، علاوه بر رعایت الزامات قانو نی، سعی دارند خود را با افکار عمومی نیز تطبیق دهند. این شرکت ها در فعالیت های اجتماعی شرکت کرده و از این طریق در اجتماع برای خود، مقبولیت و محبوبیت ایجاد می کنند. چارچوب تصمیمات و افق زمانی توجه به مسائل اجتماعی کوتاه مدت و گاهی میان مدت بوده و تکیه این شرکت ها بر تطبیق و سازگاری به موقع و مناسب در برابر فشارها، تنش ها و بحران های اجتماعی است.
استراتژی اثرگذار
شرکت هایی که این استراتژی را دارند، بالاترین سطح مسئولیت اجتماعی را ایفا می کنند. این شرکت ها به رعایت قوانین و مقررات و تطبیق با افکار عمومی اک تفا نمی کنند، بلکه به طور داوطلبانه، انتظارات عمومی و مسائل اجتماعی را پیش بینی می کنند و برای خود اهداف و رسالت های اجتماعی نیز تعیین می کنند و از منابع و قدرت بازرگانی خود برای بهبود وضع جامعه بهره برداری می کنند. چارچوب تصمیمات و افق زمانی توجه مسائل اجتماعی در این شرکت ها، بلندمدت بوده و تکیه بر کسب اهداف متعالی اجتماعی است . بدین گونه این شرکت ها به طورفعالانه در تأمین عدالت و بهبود رفاه اجتماعی تأثیرات قابل توجهی ایجاد می کنند.

ظهور گرایش بازاریابی اجتماعی و بازاریابی سبز

کاتلر صاحب نظر مشهور بازاریابی می گوید: در بازاریابی کنونی، درخواست های فزاینده ای از شرکت ها می شود تا مسئولیت اثرات اجتماعی خود را بپذیرند و کمتر شرکتی است که به جنبش طرفداران محیط زیست توجه نداشته باشد. این جنبش ها درآینده انتظار بیشتری از شرکت ها خواهند داشت. (کاتلرو آرمسترانگ، ۱۳۸۳:۴۴)
از این رو، گرایش بازاریابی اجتماعی، فلسفه نوین شرکت های تجاری محسوب می شود. فلسفه بازاریابی که در آن بیش از حد به رفاه و منافع مشتریان منتخب (بازار هدف) توجه می شود و منافع کلی جامعه به حساب آورده نمی شود، کاملاً زیر سؤال می رود. آیا در زمان کنونی که روز به روز محیط زیست بیشترصدمه می بیند، منابع کمیاب تر می شود، جمعیت به طورتصاعدی درحال رشد است و تورم جهانی وجود دارد، فلسفه بازاریابی کافی است؟ آیا شرکتی که رضایت مصرف کننده ر ا جلب می کند، همیشه منافع دراز مدت او و جامعه ر ا نیز در نظر می گیرد؟ آیا بازاریابی برای محصولاتی مانند ماشین های پرمصرف و محصولاتی که بیش از اندازه بسته بندی شده اند، منابع کمیاب را هدر نمی دهند؟ امروزه حتی شرکتی چون کوکاکولا که شرکتی با مسئولیت شناخته می شود، ازسوی محافظان محیط زیست در معرض اتهام است. آنها محصولات این شرکت را در درازمدت به ضرر مردم و محیط زیست می دانند. آنها می گویند:

 

    • کوکاکولا ارزش غذایی کمی دارد.

 

    • در برخی موارد کافئین موجود در این نوشابه باعث لرزش دست، کم خوابی و احتمالاً صدمه به سلول های بدن می شود.

 

    • شکر و اسید فسفوریک کوکاکولا باعث پوسیدگی دندان ها می شود.

 

    • استفاده از ظروف آلومینیومی یک بارمصرف، هدردادن منابع کمیاب است و خیابان ها و جاده ها راکثیف می کند.

 

نظیر این مشکلات باعث پیدایش گرایش بازاریابی اجتماعی شده است. (روستا و دیگران، ۱۳۸۵: ۳۰)
موضوع بازاریابی از نخستین سال های دهه ۸۰ ، بر اساس ملاحظات اجتماعی و محیطی شهرت زیادی یافته است، در این میان یکی از حیطه های بازرگانی که در مسائل محیطی بحث زیادی را در محافل علمی به خود اختصاص داده، بازاریابی سبز است. بازاریابی سبز زیر مجموعه بحث مسئولیت اجتماعی و بازاریابی اجتماعی است.
انجمن بازاریابی آمریکا در سال ۱۹۷۶ بازاریابی سبز را چنین تعریف می کند: مطالعه جنبه های مثبت و منفی بازاریابی روی آلودگی و کاهش منابع انرژی و سایر منابع. ولی این تعریف جامع به نظر نمی رسد و باید تعریف جامع تری را پیداکرد. پلونسکی بازاریابی سبز را چنین تعریف می کند: بازاریابی سبز یا محیطی شامل تمام فعالیت هایی است که برای ایجاد و تسهیل مبادلات به منظور ارضای نیازها و خواسته های بشری طراحی می شود؛ به طوری که این ارضای نیازها و خواسته ها با حداقل اثرات مضر و مخرب روی محیط زیست همراه باشند. نکته ای که در بند آخر تعریف مذکور به آن اشاره شد، باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد، این است که در بازاریابی سبز، کمتر به محیط زیست آسیب می رسد نه اینکه اصلاً به محیط آسیب نمی رسد. در دنیای تجارت کنونی، شرکت ها از طریق بازاریابی سبز یک مزیت رقابتی را در مقابل شرکت های غیر مسئول به دست می آورند. با توسعه رویکردهای زیست محیطی و بازاریابی سبز، مفاهیم سبز دیگری هم در ادبیات بازاریابی پدید آمده است، از جمله:
مصرف کنندگان سبز: مصرف کنندگان سبز افرادی هستند که در مورد محیط طبیعی نگرانند و خرید و رفتارهای مصرفی شان را به منظور حمایت از محیط از طریق خرید محصولاتی که از نظر محیطی سالمند اصلاح می کنند. به نظر می رسد تمامی مصرف کنندگان چه فردی و چه صنعتی در مورد محیط زیست آگاه تر و علاقمندتر شده اند. در مطالعه ای که در سال ۱۹۹۲ در ۱۶ کشور توسط «اتمن» انجام گرفت، بیش از ۵۰ درصد مصرف کنندگان در هر کشور بیان کردند نسبت به محیط زیست علاقه مند و دلواپس شده اند. همچنین در مطالعه ای که در سال ۱۹۹۴ در استرالیا انجام شد، نتایج نشان داد ۸۴ درصد افراد معتقد بودند در برابر محیط مسئول هستند. این افر اد بیان کردند رفتارشان را که شامل رفتار خرید است به خاطر مسائل محیطی اصلاح کرده اند.
تولید سبز: تولید با بهره گرفتن از فناوری هایی که آلودگی را محدود و یا حذف می کنند و یا اثرات محیطی سودمندی دارند.
حسابداری سبز: رویه های حسابداری که سعی می کنند ارزش پولی برای سرمایه های اکولوژیک و صدماتی که به جنگل ها وارد می شود را در نظر گیرند.

نظر دهید »
بررسی سه تیپ شخصیتی «عاقل»، «نادان» و «دیوانه» در حکایات ...
ارسال شده در 29 مهر 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

دیوانه نمای دانا، پادشاه ، زاهد، و… در حکایات؛ او همه نماینده تیپ های مختلفی هستند که ویژگی های به خصوصی دارند، دیوانه صادق و بی پرواست و رابطه ای فراتر از رابطه متدینان و دیگران با خدا دارد، اهل انجام امور دینی و آداب اجتماعی نیست، از هیچ قانون و فشاری نمی ترسد واز سویی خاطرش آسوده است که دین از قبل به او مجوز داده که «لیس علی المجنون حرج» پس پادشاه زاهد مآب یا زاهد خداشناس؛ علی رغم توهین شنیدن و رفتار ناشایست دیدن؛ باید لب فروببندند و با او سازگار باشند. پادشاه در حکایات عطار عموماً مغرور ، فخر فروش، ثروتمند و غافل است که در پی کسب احترام مردم و اطاعت همراه با ترس آنهاست. عموماً به فکر خود و رفاه طلبی است ولی هر از چندگاهی دوست دارد سائلان بسیار سر نیاز به آستان او بسایند، فرعونیت در وجود او بیداد می کند؛ هر چند خود به زبان انکار کند که موحد است.
گروه دیگری که عطار به واسطه ی تیپ سازی وارد حکایات طنز خود می کند، زاهدان و دین دارانی هستند که عموماً منصب مهمی در جامعه و دستگاه حکومتی دارند، بسیار اهل رعایت ظاهر دین هستند؛ ولی از باطن آن هیچ نمی دانند. چیزی که در مورد عطار بسیار صادق است این حقیقت است که (شیخ عطار عارف و حکیم است، او به موضوع شعر و شاعری و ماهیت و اصول نقد شعر؛ توجه کافی داشته است، زیرا محتوای آن برایش بسیار مهم است، میزانی هم که وی برای سنجش معانی در دست داشته شرع بوده است) (پورجوادی، ۱۳۷۴: ۱۴). پس مطابق همین شرع است که برخود لازم می داند، حتماً در غالب حکایاتش از ریاکاری در زهد و تظاهر دروغین به دین مداری انتقاد کند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
۲-۱۰- شوخ طبعی و اقسام آن در ادبیات
طعنه ، طنز = Irony
معادل واژه ی طعنه یا طنز در زبان انگلیسی (Irony) است که در معنی لغوی به معنی ریا، تقیه ، و فریبکاری است، در اصطلاح به کار بردن یک واژه ی دو معنایی است که عده ای ظاهر بین با معنای خنده در ظاهر آن اقناع شده و فریب می خورند و دسته ی دیگر معنی پنهان و اصلی را می گیرند و با طنز پرداز هم سو می شوند.
تهکم، تجاهل العارف
به معنی لاف زنی و در واقع به معنی «خودنمایی نکردن» و حتی «خودکم انگاری» است. تهکم فارسی مثل تهکم سقراطی ملایم و لطیف نیست.زیرا مانند تهکم سقراطی بیشتر به معنای «استهزاء» و «ریشخند» یا «دست انداختن» = «Sarcastic» است و معمولاً چنان نیش دار و تند است که نمی توان صرفاً با خنده ای از آن گذشت.
هزل، شوخی، سخن شرم آور
هزل به فتح اول و سکون دوم در لغت، به معنی مزاح کردن، بیهوده گفتن معنی شده (غیاث) و آن را مقابل جد دانسته اند، در ادبیات فارسی به چندین معنی آمده که عبارتست از: ( الف) شوخی و ظرافت کردن با دیگران ب) دروغ و کذب و باطل و خلاف آن
ج) سخنان زشت و شرم آور که در ظاهر به قصد شوخی و در باطن به قصد نتیجه اخلاقی و اجتماعی یا تنبه گفته شود.
د) هزل مقابل پند و حکمت است) (حلبی، ۱۳۷۴: ۱۷).
معنایی که از موارد یاد شده بیشتر برای «هزل» به کار می رود. سخن گفتن بی پروا در مورد اندام جنسی و شوخی در این زمینه است، که عده ای آن را محکوم کرده و از آن با شرم و نفرت سخن می گویند. دکتر حلبی بر این باور است که این عمل عیب ندارد، چون نه خلاف طبیعت است و نه خلاف دین، خصوصاً اگر هدف نویسنده خوش کردن وقت خود و حتی بهره مندی اجتماعی و اخلاقی باشد. مخالفان یا در پی انکار غرایز انسانی خود هستند یا زهد دروغین و ریا دارند. زیرا بزرگان ادب و عرفان از این کار ابا نداشتند. البته در اینجا لازم به ذکر است عطار از این مسئله مستثناست چون زبان پاک و عفیفی دارد و از حد طنز پا فراتر نگذاشته است.
هجو ، هجا، عیب کردن، شتم کردن
هجو، هجاء و تهجاء هر سه مصدر از هجا، یهجو، است به معنی عیب کردن و شتم کردن (لسان العرب) و در اصطلاح ادیبان عبارتست از نوعی شعر غنایی که بر پایه ی نفد گزنده و درد انگیز است و گاهی به سر حد دشنام گویی یا ریشخند مسخره آمیز و دردآمیز می انجامد و مقابل مدح است، در اشعار تازی و پارسی به پنج معنی آمده است ۱- عیب شماری ۲- نکوهش ۳- مذمت ۴- فحش ۵- سخن بی فایده که البته همه در نظم و نثر علیه کسی می آورند (حلبی، ۱۳۷۴: ۲۷- ۲۸).
هجاگو مردم گریز بوده و از جامعه نفرت دارد، پس بر آن است از طرق مختلف اعم از تذکر دادن، خندیدن ، نیش زدن ، این نفرت را خالی کند، هدف او شفادادن و رها ساختن مردن نادان نیست بلکه زخمی کردن و شکنجه دادن است عده ی کمی از هجاگویان دلسوز مردم اند و در پس زبان بران آنها، حقیقت گویی و خیرخواهی را می توان جست. آنها ممکن است به چند هدف دست به هجو گویی بزنند: ۱- نفرت شخصی ۲- رسوا کردن حماقت ۳- عشق به حقیقت ۴- کمال جویی ۵- خالی کردن عقده روانی برای جبران نقص ظاهری و فقدان منزلت اجتماعی با تحقیر سایر مردم.
۳-۱۱- شیوه های طنزپردازی و خنداندن
۱- گاه شاعر یا نویسنده ی طنزپرداز با کاستن قدر و مقام یا، بی ارزش کردن قربانی خود و بد جلوه دادن ظاهر جسمانی یا موقعیت اومتنش را طنزآمیز می کند که به این روش تحقیر کردن می گویند.
۲- زمانی طنز پرداز، سوژه ی خود را به حیوان تشبیه می کند، البته به صورت مخفی مثلاً حاکم ظالم را گرگ پیر خونخوار می خواند که البته علاوه بر صفت درندگی ، به این دلیل که حیوان است کاری جز خوردن، ریستن، زاییدن و خوابیدن ندارد، با این کار هم او را از رفعت و منزلت فرو می کشاند و هم خود را از آسیب های احتمالی مصون می دارد این روش تشبیه به حیوانات نام دارد.
۳- گروهی از طنزپردازان به وسیله تحامق در هزل یا هجو، مردم نادان یا ستمگران عصر را به ریشخند می گیرند. معمولاً هدفشان شرارت آمیز نیست و قصد توهین به شخص خاصی را ندارند. می توان عقلای مجانین را از این گروه شمرد که از این طریق به صورت آزادانه و ایمن، اهداف سازنده ی خود را پیش می بردند.
۴- شیوه ی دیگر طنز پردازی، خراب کردن سمبل ها است. تمام نمادها و نشانه های مهم و با ارزش افراد به تمسخر گرفته می شود یا نقص اخلاقی او از این طریق برطرف شود این نشانه ها خواه سیاسی و خواه مذهبی اگر درست به کار گرفته نشود مورد هجوم طنزپرداز قرار می گیرد. مثل تسبیح و سجاده ی شیخ ریاکار، کلیسای کشیش منحرف و…
۵- روش دیگر ایجاد طنز؛ قلب اشیاء و الفاظ است که به معنی معکوس انجام دادن کار؛ تلفظ نادرست واژه یا غلط املایی به عمد است و نزدیک به (Parody) انگلیسی است که از شعر و نوشته نویسنده ی مطرحی نقیضه سازی می کنند.
۶- ستایش اغراق آمیز و نامعقول اگر ستایش از حد معقول در گذرد و شاعر برای راضی کردن ممدوح خود در مدح؛ اغراق بسیار به کار ببرد و دروغ های به ا صطلاح شاخ دار بگوید، مخاطب احساس می کند، شاعر نه تنها مدح نگفته بلکه فرد مورد نظر را مسخره کرده است.
۷- تهکم ، نفرین، دشنام: تهکم نوعی از هزل است، فرق میان آن دو این است که ظاهر تهکم جدی و باطن آن استهزاست و هزل عکس آن است. (فحش و دشنام از سلاح های گیر او کارگر هجاگویی هستند و نیازمند روان بودن لفظ و زیبایی قالب می باشد که مایه ی عظمت یافتن مفهوم با محتوا می گردد، بهتر است به صورت تلمیح و اشاره بیان شود چون در این صورت اثرش بیشتر و به ادب رسمی نزدیکتر است) (حلبی ، ۱۳۷۴: ۸۷).
۳-۱۲- شگردهای رایج در متون مطالبه آمیز (حکایت احمقان)
در قسمت قبل ویژگی های منحصر به فرد حکایات طنز و روایات فولکلور را بررسی کردیم در این قسمت به خصیصه های حکایات طنز از لحاظ ساختار می پردازیم:
۱) داشتن پایان غیر منتظره
۲) دوگانگی مفهوم: البته حکایت احمقان به دلیل دارا بودن ساختار ساده کمتر در آن شاهد بازی های زبانی نظیر (نقیضه، جناس و….) هستیم و این ویژگی مختص لطیفه است.
۳) عامل اغراق و تصادف: در حکایت احمقان از این دو عامل بسیار استفاده می شود، بارها اتفاق افتاده که پخمگی یا جسارت نابجای احمقی نتیجه ی معکوس داده و همه چیز به نفع او تمام شده و بی عرضگی و گستاخی او به حساب قهرمانی، قدرت و کار بلد بودنش گذاشته شده است.
۴) آشنا نبودن به قوانین و کاربردها: که از جمله عواملی است که باعث بروز اشتباه می شود و باعث می شود مردم او را احمق بپندارند و این شگرد در حکایت احمقان کاربرد فراوان دارد .
۵) عدم تناسب میان مقدمه و لب مطلب حکایت که باعث خنده می شود.
۶) حسابگریهای ناشیانه و نتیجه گیری های احمقانه: این عامل، شگرد عمومی اکثر حکایت احمقان است و فراوانی آن نسبت به بقیه صناعات بیشتر است ، زیرا حماقت بیشتر ناشی از نتیجه گیری ها و خواب و خیال های ابلهانه است.
(او- ای کلاپ (O-E-Klapp) مردم شناس آمریکایی در مقابله ای که پیرامون تیپ احمق نوشته است آنها را به پنج دسته تقسیم می کند:
۱- لاف زن ها و کسانی که سایر مردم لاف زن را رسوا می کنند.
۲- فرد ناهنجاری که قوانین جامعه را نمی تواند بپذیرد.
۳- احمقان بیش از حد سازگار که می کوشند قوانین اجتماعی را مو به مو اجرا کنند، و به خاطر این وفاداری مضحکشان باعث خنده می شوند.
۴- رندانی که نابسامانی های اجتماعی و بی عدالتی را به سخریه می گیرند، اینان در حقیقت عقلای مجانین اند، که بهترین راه زنده ماندن را در گرداب حماقت و دیوانگی یافته اند (اخوت، ۱۳۷۱: ۶۴).
بخشی از مهمترین سرچشمه ها و بن مایه های حکایت ها و قصه های عطار را همین زندگانی طبقات فرودست جامعه تشکیل می دهد. مردمی که شاهد خواسته ها و آرزوهایشان در قصه ها و حکایات هستند. حیات افرادی که از لابه لای تنگ و تاریک تاریخ گذشته در قالب این قصه های ساده عبور کرده و انسانهای درد آگاه و دل سوخته ی امروزی را با پند وعبرت آمیخته با آن حکایت ها تکان داده و وجدان آنان را بیدار می کند.
عطار داستان ها را از لحاظ صوری دست کاری می کند و با تفاصیل و جزئیات می آراید و بسط می دهد و گاهی محتوای آن ها را نیز سخت تغییر می دهد و با عناصر کاملاً تازه ای تکمیل می کند. گاهی معانی رمزی و تمثیلی که عطار به این داستانها می دهد، پرتوی تازه بر آنها می افکند و گاهی هم مفهومی به آنها می دهد که انتظارش را نداریم . بنابراین این قصه های تاریخی با تمثیل و نمادهایی که در آن ها به کار رفته باید در درجه نخست همچون شاهدی برای آراء خود عطار سنجیده شود نه به عنوان مأخذ تاریخی ( در رابطه حکایت ها با داستان اصلی باید گفت: که مو.ضوع گفتگوها و خصوصیات آن ها را تعیین می کند و حکایت ها برای روشن کردن و توضیح آن موضوعات است. اما گاهی شاعر از موضوع منحرف می شود و حکایتی را از زاویه ی دیگری جز آن چه پیش تر بحث کرده بود می آورد و رابطه آنرا با موضوع اصلی سست می سازد) (ریتر، ۱۳۷۴: ۵).
پس فکر اصلی در متن بیشتر در حکایت های نخستین مشهود است و حکایت های بعدی رابطه ضعیف تر و سست تری با آن دارد و برای ربط آنها باید به کوشش متوسل شد. گاهی حکایت های کوچک تر را برای آن می آورد که یک امر جزئی و بی اهمیت را بزرگ سازد و بر آن تأکید کند. امری که دست کم در نظر منتقدین وزنی ندارد. مشهور است که جلال الدین مولوی که پیرو عطار است حکایت ها را فقط بر اصل توالی و تتابع استوار می سازد و به دنبال هم می آورد و این معنی برای تمتع از مثنویهای بلند او چندان کمک نمی کند.
۳-۱۳- حکایت مثنویهای عطار
چهار مثنوی عطار دارای مضامین مشترک دینی و عرفانی اند و هرکدام با حکایت کوچکی مزین شده‌اند. در ساختار مثنوی «الهی نامه» ، «منطق الطیر» و «مصیبت نامه» شیوه ی خاص هندی به کار گرفته شده، یعنی یک داستان اصل یا مادر که به منزله ی قالب و چهارچوب مثنوی است و درون آن داستانها و قصه های کوچک تری جای گرفته است. داستان اصلی یا مادر خود حکایتی مستقل است که تخیلی و رویایی است و اندیشه های دینی و عرفانی را به وصف و نمایش در می آورد و این شکل ادبی با ترجمه کلیله و دمنه شناخته شده بود.
در اغلب داستانهای عطار معمولاً گفتگو میان دو نفر صورت می گیرد و معمولاً موضوع گفتگوها تغییر می کند، زیرا در برابر چهره ی اصلی و ثابت داستان چهره های دیگری ظاهر می شوند، که دارای خصوصیات متفاوتی هستند. از خصوصیات ساختار ادبی داستانهای عطار یکی آن است که چهره اصلی داستان در آن از گفتگوهای مخالف و موافق نتیجه آموزنده ای می گیرند. مثل گفتگوی هدهد و مرغان در منطق الطیر.
دیگر آنکه بیشتر این حکایات و تمثیلات مانند داستانهای اصلی «منطق الطیر» و «مصیبت نامه» دارای صفات و خصوصیات رمزی هستند. بسیاری از این حکایات و تمثیلات مثال ها و نمونه هایی است که در آن پارسایان و عارفان و عاشقان و دیوانگان رفتاری را که در قسمتهای نظری و نصایح بیان شده است، مجسم می سازند. در بعضی از این حکایات تنها به یک جنبه اهمیت داده و آنها را بزرگتر نمایانده است. بعضی دیگر قصه های تاریخی هستند که شاعر با همه ی اهمیت تمثیلی و تشبیهی و آن ها با شاخ و برگ دادن بیشتر ذوق افسانه سرای خود را به نمایش گذاشته است و درکل علاقه به محتوای قصه بر جنبه های دیگر غلبه دارد. بعضی از لحاظ تاریخ ادبیات نیز جالب توجه هستند.
اما این حکایات منعکس کننده ی علایق و دواعی اندیشه های عرفانی اسلام و زهد عملی نیز هستند. این داستانها از این نظر مرتب و منظم خواهند شد یعنی از این نظر که شاهدی هستند بر این جهان بینی و پارسایی وابسته به نتایجی خواهند بود که کم یا زیاد از آنها به دست می آید.
فصل چهارم
عقل و جنون
۴-۱-عقل و جنون
پرداختن به موضوعاتی نظیر «عقل» ، «عشق» ، «شوریدگی» در ادبیات عرفانی بسامد بالایی دارد. به خصوص درباره ی «شوریدگی» که جلوه ای از عشق ورزی حقیقی است تا کنون بحث هایی مفصل شده است. به اعتقاد اغلب مشایخ اهل تصوف و عارفان بزرگی چون عطار، سنایی و مولوی عقل معاش از درک حقایق و پروردگار هستی ناتوان است ‏، زیرا مادام در چنبر چون و چراها و برهان ها و استدلالات منطقی و فلسفی اسیر و سرگردان است. پس از اعتماد عرفا سیر در طریق الی ا… و طی طریق کمال باید به وسیله دل و از راه تهذیب و تزکیه نفس صورت گیرد.
بی گمان شیخ عطار از آن رو سخنان دیوانگان را در مثنویهای خود جای داده است که بتواند از زبانشان حقایق و اسرار مگو را بیان کند و از این رهگذر به ویژه به کسانی که داعیه ی عقل و زیرکی و دینداری دارند، راه و رسم زندگی شرافتمندانه را بیاموزد زیرا به قاعده ی «لیس علی المریض حرج» بر دیوانه نیز گفته اند و بر انجام هر سخن و هر کار او حرجی نیست( رزمجو، ۱۳۷۴، ۲۰۱).
پاسکال می گفت :‌ «دیوانگی بشر آن چنان ضروری است که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی است» . و داستایوسکی در دفترخاطرات یک نویسنده نوشته است : «برای آن که از عقل سلیم خود مطمئن شویم ؛ راه چاره آن نیست که همسایه مان را محبوس کنیم».
تاریخ این شکل دیگر دیوانگی را باید نگاشت . شکل دیگری که درآن فرد حاکم انسان،‌همسایه ی خود را محبوس می کند و انسانها از طریق این عمل و یا به واسطه ی زبان بی رحمانه ی نادیوانگی با یکدیگر رابطه برقرار می کنند و وجود یکدیگر را بررسمیت می شناسند.
باید لحظه ای را دریابیم که بشر به رفع بلای دیوانگی همت گماشته بود، ولی این عمل هنوز در حاکمیت حقیقت، قطعی و ماندگار نشده باید تلاش کنیم. در اعماق تاریخ به درجه ی صفردیوانگی در سیر یکدست و نامتمایز بود. زمانی که برداشت انسان از جنون یکدست و نامتمایز بود. زمانی که مرز بندی میان ] عقل و جنون[ خود هنوز مرز بندی نشده بود. باید این شکل دیگر را از همان ابتدای راهش توصیف کرد و دریافت که چگونه دریک سوی حرکت خود،‌ خرد را به جا گذاشت و درسوی دیوانگی را . آن چنان که ازآن پس، خرد ودیوانگی نسبت به هم بیرونی شدند، راه بر هر گونه تبادل بستند و هریک برای دیگری حکم مرده را یافتند. بر عکس گذشته که عاقل و مجنون هنوز از هم جدا نبودند و تنها به وسیله زبان علم از هم منفک شدند انسان مدرن درقلم و آرام و بی کشمکشی که درآن جنون؛‌بیماری روانی تلقی می شود؛ دیگر با دیوانه گفتگویی ندارد. دریک سو انسان عاقل جای دارد که پزشک را به نمایندگی از خود به سوی جنون می فرستد و بدین ترتیب هر نوع رابطه با جنون را خارج از کلیت مجرد بیماری ناممکن می کند. درسوی دیگر دیوانه جای دارد که با غیرخود تنها با میانجی فردی که آن هم مجرد است ارتباط حاصل می کند، فردی که درنظم ، بندهای جسمانی و اخلاقی ، فشار بی نام و نشان گروه و ضرورت تطبیق با هنجارها و معیارهای حاکم متجلی می شود. (فوکو، ۱۳۷۵: ۱ -۲)
بین آن دو زبان مشترک وجود ندارد. تلقی جنون به مثابه بیماری روانی در اواخر قرن هیجدهم ،‌خبر از گفتگوی قطع شده دانست . نشان آن بود که جدایی عقل و جنون امری محقق است و سبب شد آن کلمات ناکامل و فاقد قواعد ثابت نحو که بالکنت ادا می شوند و ارتباط میان عقل و دیوانگی با واسطه ی آنها صورت می گرفت ، به بوته ی فراموش سپرده شوند.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • بررسی اثر پخت و زمان نگهداری بر میزان نمک های نیترات، نیتریت و آسکوربات برخی سبزیجات- قسمت ۳
  • بررسی رفتار خانوارهای روستایی و شهری شهرستان بهبهان در مواجهه با گردوغبار- قسمت ۱۵
  • خرید پایان نامه کارشناسی ارشد : مدلهای رهبری :
  • جایگاه حزب‌الله لبنان در استراتژی خاورمیانه‌ای جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۵
  • بررسی ظرفیت پژوهشی از دیدگاه معلمان و نیازسنجی آموزش پژوهش معلمان ابتدایی شهر مشهد- قسمت ۶
  • بررسی قصه های قرآنی در متون نظم از آغاز تاپایان قرن ششم- قسمت ۱۵
  • خرید پایان نامه ارشد : ویژگی­های رفتار شهروندی سازمانی
  • حقوق مخاطبین عمومی رسانه93- قسمت 19
  • بررسی اساطیری ایزدان آتش در دین‌های هندوایرانی۹۳- قسمت ۹
  • دانلود پایان نامه مدیریت درباره مفهوم مدیریت دانش
  • ارائه سيستم خبره و هوشمند جهت تسريع فرآيند انتخاب نسخه رنگرزي در صنعت فرش دستباف- قسمت 12
  • اثر نیتروژن و تغییرات نسبت مبدأ-مقصد بر ویژگی های زراعی و عملکرد ذرت ...
  • ارزیابی برخی شاخص¬های زیستی عروس¬ماهی زاینده¬رود Petroleuciscus esfahani در پاسخ به ترکیبات مخرب سیستم اندوکراینی در رودخانه زاینده¬رود- قسمت ۱۸
  • شیوه جبران خسارات وارده بر مسافران در سوانح هوایی در حقوق ایران با مطالعه تطبیقی کنوانسیون های بین المللی- قسمت ۸
  • شناسایی میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر- قسمت ۵
  • مقایسه تطبیقی میزان اعتماد مخاطبین نسبت به ۲ شبکه خبر و (bbc) فارسی- قسمت ۵- قسمت 2
  • راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره تاثیر عوامل کلیدی موفق مدیر پروژه بر موفقیت پروژه های ...
  • دانلود منابع پایان نامه ها | خلاصه شیوه ی اجرای آموزش تربیت جنسی به مادران – 9
  • پایان نامه : مدیریت ابراز عواطف خویش
  • شبیه سازی عملکرد زنجیره تامین با استفاده از تکنیک سیستم داینامیک مطالعه موردی شرکت کاله- قسمت ۱۴- قسمت 3
  • بررسی رابطه اضطراب و استرس اجتماعی با احساس تعلق نوجوانان پسر و دختردر مقطع تحصیلی متوسطه دوم به مدرسه در شهر بندرعباس۹۴- قسمت ۷- قسمت 2
  • خرید پایان نامه : بانکداری با استفاده از کامپیوترهای خانگی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان