اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مقایسه عملکرد عصب روانشناختی قطعه پیشانی در بیماران اسکیزوافکتیو با مبتلایان به اسکیزوفرنیا با علائم منفی، دو قطبی نوع یک و گروه بهنجار- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

– فرضیه انتخاب اجتماعی اظهار می دارد که افراد دارای مهارت های مقابله ضعیف (که نسبت به اسکیزوفرنی آسیب پذیرترند)، به تدریج بخشی از طبقه ی پایین جامعه می شوند. به این ترتیب که امکان دارد، زمانی که بیماری روند تکوینی خود را طی می کند، محدودیت شدیدی را برای فرد ایجاد نماید (مانند از دست دادن شغل، کاهش درآمد و…)، درنتیجه، پس از تکوین یافتن بیماری یا درحال آن، به مناطق فقیر رانده می شود(دیویسون ونیل،۲۰۰۰).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
– به طور کلی، آسیب پذیری نسبت به اسکیزوفرنی، موضوعی کاملاً فردی است، اما به نظر می رسد که چهار عامل مهم در پدیدآیی آن سهیم باشند؛
۱- عوامل ژنتیکی: اسکیزوفرنیا در بین دوقلوهای یک تخمکی (MZ) به مراتب بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی (DZ)، ودر بین خویشاوندان زیستی بیشتر از خویشاوندان غیر زیستی رخ می دهد.
۲- عوامل زیستی: به نظر می رسد که بیماران اسکیزوفرنیک تیپ I به اختلال انتقال دهنده های عصبی به ویژه دوپامین مبتلا باشند و بیماران اسکیزوفرنیک تیپ II به نارسایی مغزی ساختی، از جمله قطعه های پیشانی کوچکتر، بطن های بزرگتر (متسع) و کاهش جریان خون در مغز مبتلا هستند.
۳- ارتباط های معیوب خانواده، طبقه ی اجتماعی- اقتصادی: اسکیزوفرنی، افراد فقیر را بیشتر مبتلا می کند.
عکس مرتبط با اقتصاد
۴- عوامل فرهنگی: اسکیزوفرنی در کشورهای توسعه یافته پیش آگهی بدتری دارد (سلیگمن،۱۳۷۹). در کشورهای در حال توسعه، بیماران اسکیزوفرنیک بیماریشان آغاز حاد دارد و سیر بیماری مطلوب تر است (دیویسون ونیل،۲۰۰۰).
۲-۱۶- ساختار مغز در بیماران اسکیزوفرنی
طی بیست سال گذشته شواهد فزاینده ای حاکی از آن است که بیماران اسکیزوفرنی که نشانه های تیپ II را آشکار می سازند(به ویژه هیجان سطحی، فقدان انگیزش و نارسایی گفتار) ممکن است به یک یا چند نابهنجاری در ساختار مغز مبتلا باشند. تا کنون به نظر می رسد که سه نوع نابهنجاری مکان یابی شده اند. نابهنجاری اول مربوط به قطعه ی پیشانی است که معلوم شده برای توجه، انگیزش و برنامه ریزی و سازمان دهی رفتار اهمیت دارند. ممکن است بیماران اسکیزوفرنیک تیپ II قطعه های پیشانی بعلاوه مخ و جمجمه کوچکتری از افراد بهنجار داشته باشند(آندرسون، نصرالله، دان، السون، گروو، ارهارت، کافمن و کروست، ۱۹۸۶). اسکنهای PET و سایر بررسیهای جریان خون در مغز، کاهش کارکرد قابل ملاحظه، به علاوه کاهش سوخت و ساز در مناطق پیشانی مغز بیماران اسکیزوفرنیک را تایید کرده اند(باشزبام، ۱۹۹۰). اختلال در طرز راه رفتن، حالت بدن و حرکات چشم، که علایم عصب شناختی مهمی در اسکیزوفرنی هستند، اغلب از کژکاری قطعه ی پیشانی ناشی می شوند(وین برگر، ۱۹۸۸؛ رابینز، ۱۹۹۰؛ سووینی، ولی، ۱۹۹۰). در واقع، چون نسبت قابل ملاحظه ای از بیماران اسکیزوفرنیک نابهنجاریهایی را در انواع خاصی از حرکات چشم نشان می دهند، این نابهنجاریها شاخص های ژنتیکی اسکیزوفرنی شده اند( کلمنتز، سووینی، هیرت، وهاس، ۱۹۹۰، ایاکونو، موریو، بیسر، فلمینگ، ولین، ۱۹۹۲). دیگر اینکه، کاهش گنجایش حافظه در اسکیزوفرنی مربوط به نابهنجاریهای قطعه ی پیشانی دانسته شده است (گلد، راندولف، کانپتر، گلدبرگ و وینبرگر، ۱۹۹۲).
نوع دوم نابهنجاری به اندازه و تناسب بطن های مغز مربوط می شود. بطن ها حفره هایی در مغز هستند که پر از مایع اند. بطن های بیماران اسکیزوفرنیک بسیار بزرگتر از بطن های افراد بهنجار هستند. به علاوه، بطن های سمت چپ مغز این بیماران از بطن های سمت راست بسیار بزرگتر هستند(لوسونزی و همکاران، ۱۹۸۶). بزرگ شدن بطن حاکی از فرایند تخریب یا پلاسیدگی در بافت مغز است که درباره ی آثار دقیق آن فقط می توان به گمانه زنی پرداخت(براون، گولتر، کورسلیس، کرو، فریت، جاگو، جانستون و مارش، ۱۹۸۶؛ بوگرتس، ۱۹۹۳). اما در مورد اینکه آیا این پلاسیدگی علت یا پیامد اسکیزوفرنی است، هنوز تردید وجود دارد (سودات، کریستیسون، توری، کازانووا و واینبرگ، ۱۹۹۰).
۲-١٧- کارکرد لوب پیشانی
لوب پیشانی یکی از چهار لوب مغزی است که در جلوی شیار مرکزی و بالای شیار طرفی قرار دارد این لوب، بزرگترین لوب مغر به حساب می آید به شکل هرم مثلث القاعده ای است که راس آن در جلو می باشد این قسمت ناحیه نسبتا وسیعی است که حدود ٢٠٪ از قشر مخ را تشکیل می دهد(داود معظمی،١٣٨٢). لوب های پیشانی یعنی ناحیه ای که نحوه عمل کردن مغز را بر اساس اطلاعات خود تعیین می کنند و در مجموع یک مقوله را تشکیل می دهند. بزرگی لوب های پیشانی خصیصه ی عمده ای است که مغز انسان را در مطالعات کالبد شناسی عصبی مقایسه ای از مغز سایر نخستی ها (پریمات ها) متمایز می کند و ویژگی های انحصاری او را موجب می شود. در لوب های پیشانی چهار بخش وجود دارد. سه بخش آن یعنی نوار حرکتی ، ناخیه حرکتی تکمیلی و ناحیه بروکا. بخش چهارم یعنی قدامی ترین بخش های لوب پیشانی، قشر جلوی پیشانی است. این قسمت خود شامل سه ناحیه است که ضایعات هر یک سندرم های جداگانه ای ایجاد می کند: ناحیه حدقه ای – پیشانی ، ناحیه خلفی – جانبی و ناحیه میانی (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۷).
معمولاً قطعه پیشانی به عنوان محل استقرار کنشهای ذهنی و مرکز فعالیتهایی که ویژه انسان هستند، به شمار می آید. قسمتی از عملکرد عصب-روانشناختی در این ناحیه از مغز به شیارها و جیروسها(چین ها) مرتبط می شود (حجازی ،١٣٨٧).
۲-١٨- جایروس ها ی لوب پیشانی
۱٫ جایروس پیشانی بالایی: این جایروس در قسمت بالای لوب پیشانی قرار دارد قسمتی از منطقه حرکتی مکمل نام دارد که حرکات ظریف و هماهنگی عضلات را به عهده دارد.
۲٫ جایروس پیشانی میانی: در سطح خارجی بین شیارهای پیشانی بالایی و پائینی قرار دارد. قسمتی از جایروس پیشانی میانی مسئول برنامه ریزی حرکات می باشد و حرکات را تند یا کند می کند که آن را منطقه حرکتی ثانویه می گویند.
٣- جایروس پیشانی پائینی: در سطح خارجی بین شیار طرفی و شیار پیشانی پائینی واقع شده است جایروس پیشانی پائینی بوسیله یک شیار عمودی و یک شیار افقی که از شیار طرفی منشعب شده است از جلو به عقب به سه قسمت تقسیم می شود:
قسمت کاسه چشمی: که در پایین شیار افقی قرار دارد.
قسمت مثلثی: در بین شیار افقی و عمودی قرار دارد.
قسمت اپرکولار: در عقب شیار عمودی قرار دارد و مرکز چشایی می باشد. قسمتهای مثلثی مرکز تکلم می باشند و آنها را ناحیه بروکا می نامند.
جایروس جلو مرکزی: در جلو شیار مرکزی قرار دارد. کورتکس آن دارای نورونهای حرکتی اولیه می باشد. حرکت هر قسمتی از بدن به ناحیه خاصی از این جایروس مربوط است.
جایروس پهلوی مرکزی: این جایروس در سطح داخلی نیمکره مغزی و در دو طرف شیار مرکزی قرار دارد و انتهای داخلی جایروسهای جلو، مرکزی و عقب مرکزی را می پوشاند(حجازی ،١٣٨٧).
کنشهای عصب – روانشناختی اساسی در این ناحیه از مغز در نتیجه روابط بین مناطق فوق با دیگر مناطق مغز می باشد(اسنل ریچارد،٢٠٠٧). در مطالعات انجام شده با بهره گرفتن از ردیابی رنگ معلوم شده که ارتباط دو طرفه ی متراکمی بین قشر جلو پیشانی و همه ی نواحی دیگر مغز وجود دارد. بنابراین تا آنجا که کاربردها به کالبدشناسی مربوط می شود، قشر جلو پیشانی چنان ارتباط مطلوبی با بقیه مغز دارد که استفاده ی پیاپی از مجموعه ی کامل کارکردهای مغز را در هنگام انجام فعالیت های اجرایی هدفمند امکان پذیر می سازد. در واقع صدمه ی لوب پیشانی، معمولاً کارکردهای اجرایی یعنی انگیزش، توجه و انجام پیاپی اعمال را مختل می کند.
مشخصات ضایعات دو طرفه لوب پیشانی، تغییر شخصیت – یعنی تغییر در نحوه ی تعامل افراد با جهان است. سندرم لوب پیشانی که بیش از همه بر اثر آسیب دیدگی(تروما)، سکته، توده، قطعه بری(لوبوتومی)، تصلب متعدد(MS)، یا بیماری پیک ایجاد می شود، شامل کندی تفکر، قضاوت ضعیف، کاهش جستجوگری، گوشه گیری از اجتماع و تحریک پذیری است. این بیماران نوعاً بی اعتنایی توام با بی احساسی به تجارب نشان می دهند که می تواند ناگهان به مهارگسیختگی توام با تکانشگری تبدیل شود. ضایعه ی یکطرفه ی لوب پیشانی ممکن است اغلب مورد توجه قرار نگیرد، چون لوب طرف سالم می تواند این نقص را به خوبی جبران کند. ممکن است تشخیص کشف کژکاری لوب پیشانی با بهره گرفتن از آزمون های عصبی-روانی بسیار ساخت یافته ی تصنعی، دشوار باشد. هوشی که در ضریب هوشی(Q.I) تجلی می یابد، ممکن است طبیعی باشد و در مطالعات تصویر برداری کارکردی اعصاب نیز نشان داده شده که ضریب هوشی ظاهراً بیش از همه مستلزم فعالیت لوب آهیانه است. مثلاً دیده شده که در حین انجام ( مقیاس تجدید نظر شده ی وکسلر برای سنجش هوشی بزرگسالانWAIS)، بیشترین افزایش فعالیت متابولیسمی در حین انجام تکالیف کلامی، در لوب آهیانه ای چپ و بیشترین افزایش فعالیت متابولیسمس در حین سنجش مهارت های عملی، در لوب آهیانه ای راست پیدا می شود. در عرض، آسیب لوب پیشانی صرفاً در موقعیت های ساختار نیافته و پر فشاری خود را نشان می دهد که در زندگی واقعی رخ می دهد.
۲-١٩- نظریه های عملکرد لوب پیشانی
اکنون برای مشخص کردن عوامل مستدل و عقلانی که این پژوهش را از بعد علمی حمایت می کند ،نظریه های را در این حیطه بطور خلاصه بیان می کنیم.در تحقیق حاضر عمدتا تلفیقی از نظریه های لزاک[۷۲] ،سولبرگ[۷۳] ،گیر[۷۴] ،نورمن[۷۵] وشالیس[۷۶] می باشد ؛که هسته اصلی تئوری با هم همپوشانی دارند ولی در عین حال این نظریه ها ارکان و عناصر مختلفی را نیز شامل می شوند که این ارکان از چشم اندازهای متفاوت شرح داده شده اند.
لزاک بر روی فاکتورهای مربوط به ارزشیابی نوروسایکولوژی تمرکز دارد و از واژه”عملکردهای اجرایی” برای تشریح عملکرد لوب پیشانی استفاده می کند(هانری،٢٠٠۵).
نخست اراده ،که توانایی ایجادو انتخاب مناسب در موقعیتهای آتی می باشد .عدم این عملکرد در واقع بدین معناست که افراد درباره هر چیزی که انجام می دهند،فکر نمی کنند .
دوم طراحی رفتار،شامل انتخاب مراحل ،عناصر و توالی مورد نیاز برای دستیابی به هدف
می باشد .این امر مستلزم توانایی شناخت وارزیابی انتخابهاست.
سوم مرحله اعمال هدف مدار که شامل توانایی آغاز،توقف،حفظ و تعویض میان اعمال برنامه ریزی شده می باشد.اختلال در این عملکرد می تواند اجرای برنامه های تعیین شده را که فاقد رفتارهای تکانه ای مختل کننده هستند را تحت تاثیر قرار دهد.چهارم عملکرداثربخش ()که شامل توانایی باز بینی و اصلاح فعالیتها می باشد(لزاک،٢٠٠۴).
عملکردهای اجرایی به فرایندهای پیچیده ای اطلاق می شوند که در حل مسایل جدید به کار می روند . این فرایند شامل آگاهی از مسأله موجود و ارزیابی آن، تحلیل شرایط مسأله وفرمول بندی هدف های خاص، ایجاد مجموعه ای از طرح ها ونقشه هایی که فعالیت های موردنیاز برای حل مسأله را مشخص می کند، ارزیا بی میزان تأثیر بالقوه این نتایج، انتخاب و شروع طرح مورد نیاز برای حل مسأله، ارزیابی پیشرفت در جریان حل مسأله وتغییر طرح در صورت مؤثر نبودن، تغییر طرح های غیرمؤثر درجهت اجرای طرح های مؤثرتر و مقایسه نتایج به دست آمده با نتایج قبلی(درصورتی که از طرح جدیدی متناسب با موقعیت مسأله استفاده شده باشد ) اتمام طرح هنگامی که نتایج رضایت بخش است و در نهایت حفظ طرح و بازیابی آن برای مواجهه با همان مسأله یا، مسأله ای مشابه در آینده( گراث و مارنات،٢٠٠٠).
سولبرگ وگیر بر روی توانبخشی شناختی عملکردهای لوب پیشانی تمرکز دارند.آنها مدلی را بسط می دهند که بر پایه مشاهده مشکلات بیمارانی است که از ناحیه لوب پیشانی رنج می برند .
در این نظریه اولین فاکتورانتخاب و اجرای برنامه های شناختی ، شامل توانایی شرح اهداف وشیوه ها،تعیین توالی مناسب عمل ،آغاز فعالیت ،اصلاح برنامه ها وادامه تلاش مستمر تا زمان اتمام فعالیت می باشد.
دومین فاکتور،مدیریت زمان می باشد که شامل توانایی ایجاد برنامه های زمانی واقع گرایانه و انجام فعالیتهای زمان بندی شده بدون اتلاف وقت می شود.
سومین فاکتورخود گردانی است شامل استفاده ازعکس العمل جهت کنترل رفتار است.این فاکتور مستلزم توانایی جهت سازگاری تکانه های درونی وبیرونی است که ماشه چکانی در واکنشهای نامناسب خواهد بود. اختلال در خود گردانی باعث وابستگی های محیطی می شود مخصوصا زمانی که محرک بیرونی قوی باعث ایجاد رفتار واکنشی نا مناسب شود.بعنوان مثال این چنین بیماری درهر زمان ،با دیدن فرشروع به آشپزی می کند.
اختلال متداولی که در این نظریه شاخص است در جاماندگی(٨) می باشدکه به تکرار فکر،کلمه،یا صدایی یکسان می گویند که توقف وتعویض میان پاسخها دشواری می باشد(حسنلو،١٣٨٨).
نورمن وشالیس اساس مدل خود را در آسیب لوب پیشانی برپایه سیستم نظارتی توجه قرار دادند. واظهار کردند که لوبهای پیشانی قادرند که :١)از پاسخهای قدیمی نا مطلوب باز داری کنندو٢)پاسخهای جدید مطلوب را ایجاد واجرا نمایند( شالیس و بورگس،٢٠٠١).
استدلال آنها این است که صدمه به سیستم نظارتی توجه می تواند موجب ایجاد دو نوع تاثیر عمده برآسیب لوب پیشانی شود.چنانچه سیستم نظارت بر توجه در بازداری از پاسخهای تحریک شده توسط تکانه های قوی نا کام باشد ؛در آن صورت بازداری زدایی رخ خواهد داد.یا اینکه اگر سیستم نظارت بر توجه در ایجاد پاسخ های جدید در غیاب تکانه های محرک نا موفق باشد،بی تفاوتی یا بی علاقگی رخ خواهد داد( شالیس و بورگس،٢٠٠١)..
این خلاصه ای از نظریه های موجود در رابطه با این پژوهش بود .در این زمینه تحقیقاتی نیز انجام شده است که در زیر به آن می پردازیم.
۲-٢٠- پیشینه پژوهش
۲-٢٠-۱-تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
– در مطالعه ای که توسط اسمیت[۷۷] و همکاران (۲۰۱۱) انجام شد، آنها به بررسی مورفولوژی تالاموس در اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو پرداختند. نتایج نشان داد در هر دو اختلال حجم تالاموس یکسان بوده و تغییر شکل در مناطق مدیودورسال[۷۸] و ونترولاترال [۷۹] در هر دو اختلال مشاهده شد. با این تفاوت که در اسکیزوافکتیو تغییر شکل مجزا در مناطق میانی و جانبی تالاموس وجود داشت.
– در مطالعه ای که توسط فیزدان[۸۰] و همکاران(۲۰۰۷) انجام شد، آنها به مقایسه شناخت پایه و اجتماعی در دو اختلال اسکیزوفرنی و اسکیزوافکتیو پرداختند. برای این هدف ۱۹۹ بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی ۳۷ بیمار مبتلا به اسکیزوافکتیو انتخاب و از جهت عملکرد اجرایی، حافظه شفاهی و غیر شفاهی، سخت پردازش و همچنین شناخت اجتماعی با هم مقایسه شدند. نتایج نشان داد که اختلالات شناختی قابل توجهی در اقدامات پایه شناختی در بین دو اختلال وجود دارد.
– در مطالعاتی که توسط هاریسون(۲۰۰۸) بر روی بیماران سایکوتیک انجام شد وی گزارش کرد که علائم منفی در بیماران سایکوتیک با ضایعه قطعه پیشانی همخوانی دارد(هاریسون ،٢٠٠٨) گلدنبرگ (به نقل از سایکین و همکاران ٢٠٠٣) نیز همچنین با توجه به تحقیقاتی که دراین حوزه انجام داده است نارسایی عصب – روانشناختی قطعه پیشانی را در بیماران سایکوتیک بارزتر از نارسایی دیگر مناطق مغز، در بیماران شدید روانی می داند.
– گودینگ [۸۱]و تالنت[۸۲](۲۰۰۲) طی مطالعه ای به بررسی عملکرد حافظه در بیماران سایکوتیک با دو دسته اختلال اسکیزوفرنی و اسکیزو افکتیو پرداختند. برای این کار، از بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی(۳۴=N) و اسکیزو افکتیو (۲۳=N) و گروه شاهد(۳۰=N) آزمون های عملکرد اجرایی[۸۳] ( حافظه فعال فضایی[۸۴] و تست طبقه بندی کارت ویسکانسین[۸۵]) به عمل آمد. نتایج به دست آمده نشان داد که تفاوت معناداری بین دو اختلال اسکیزوافکتیو و اسکیزوفرنی یافت نشد و عملکرد اجرایی در هر دو اختلال پایین بود.
– در مطالعه ای که توسط بنابار[۸۶] و همکاران (۲۰۰۱) انجام شد، آنها به بررسی اپیدمیولوژیک، پیش آگهی و تفاوت های اختلالات اسکیزوافکتیو، دوقطبی و اسکیزوفرنی پرداختند. آنها پژوهش را با این پیش فرض آغاز کردند که، اسکیزوافکتیو نوعی اختلال دو قطبی است. در این راستا ۱۳۸ بیمار سرپایی (۶۷ نفر با اختلال دو قطبی)، (۳۴ نفر با اختلال اسکیزوافکتیو) و (۳۷ بیمار اسکیزوفرنی) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که اختلال اسکیزو افکتیو را می بایست به عنوان شکل فنوتیپی ما بین اختلال دوقطبیI و اسکیزوفرنی طبقه بندی کرد. نتایج به دست آمده از این پژوهش لزوم پیگیری بلند مدت را برای تشخیص صحیح یادآور می شود.
– در مطالعه ای که در سال ۲۰۰۰ توسط بارکلو[۸۷] انجام شد وی به بررسی رابطه بین سوء کارکرد لوب فرونتال در بیماران دارای اسکیزوفرنی همراه دیسکنزی دیررس و بدون دیسکنزی دیررس پرداخت، نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد بیماران اسکیزوفرن مبتلا به دیسکنزی دیررس ، اختلال عملکرد ضعیف تری از بیماران اسکیزوفرن بدون دیسکنزی دیررس دارند.
– در مطالعه ای که توسط بارکتین و همکاران(۲۰۰۰) انجام شد، آنها به بررسی اثربخشی و ایمنی درمان تشنج برقی با مکان الکترود در لوب پیشانی هر دو نیمکره و دوز متوسط را با درمان تشنج برقی در لوب آهیانه ای هر دو نیمکره و دوز پایین در درمان بیماران مبتلا به مانیای شدید مقایسه می کرد پرداختند. نتایج نشان داد که دوز متوسط درمان تشنج برقی در لوب پیشانی هر دو نیمکره به اندازه درمان تشنج برقی در لوب آهیانه ای هر دو نیمکره موثر بوده اما با نقص های شناختی کمتری در درمان بیماران مبتلا به مانیای شدید مرتبط بود.
– بورگرتز[۸۸] (۱۹۸۹)، با مقایسه CT اسکن های ۵۴ بیمار اسکیزوفرن با همین تعداد افراد گروه کنترل، دریافت که قسمت هایی از بافت قطعه های پیشانی، قطعه های گیجگاهی-قدامی و هیپوتالاموس بیماران اسکیزوفرن از دست رفته است. در همین مطالعه معلوم شد که مدت زمان بیماری، ارتباطی با میزان آسیب مغزی ندارد و ظاهراً این نقایص در اول زندگی عارض شده اند.
– اندریزن[۸۹] (۱۹۸۸) عنوان می کند که مغز بسیاری از بیماران اسکیزوفرن دارای ناهنجاری هایی در جسم پینه ای و هیپوکامپ می باشد (این ساختارهای مغزی از نظر رویان شناختی با هم ارتباط دارند). این نتایج مبین آنند که این ناهنجاریها احتمالاً در خلاء رشد مغز ایجاد می شوند.
– در مطالعه ای که توسط سودات[۹۰] و همکارانش(۱۹۹۰) انجام گرفت، بر این نتیجه گیری تاکید شد که آسیب مغزی همراه با اسکیزوفرنی مستقیماً توسط ژن های فرد ایجاد نمی شود، بلکه عامل وراثت شماری از افراد را در معرض ابتلا به آثار زیان آور برخی از عوامل محیطی همچون ویروس ها قرار می دهد. نتایج به دست آمده از مطالعاتی که توسط MRI بر روی دوقلوها انجام گرفته است نشان می دهد که افراد اسکیزوفرن دارای بطن های جانبی و بطن سوم بزرگتری هستند. افزون بر این هیپوکامپ قدامی در دوقلوهای اسکیزوفرن کوچکتر از حد طبیعی است و حجم کلی ماده خاکستری در قطعه گیجگاهی چپ کاهش یافته است.
– دلاهانتی[۹۱] (۱۹۹۶) طی مطالعه ای آسیب های اجرایی بیماران اسکیزوفرنیک را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد توانایی های شناختی نظیر انعطاف پذیری شناختی، حل مسئله، برنامه ریزی و حافظه فعال این بیماران در مقایسه با همتایان بهنجار مختل می باشد و آن را به بد کاری قشر پیش پیشانی انتساب داد. همچنین ارزیابی عملکرد اجرایی در بیماران اسکیزوفرنی نشان داد که این بیماران نقایصی را در آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین نشان می دهند، که این نقص موجب ناتوانی آنها در جهت رسیدن به اهداف مناسب رفتاری، استدلال کلامی، انعطاف پذیری شناختی و حل مسئله می شود.
۲-۲۰-۲- تحقیقات انجام شده در ایران
– در پژوهشی که توسط یوسفی و همکاران(۱۳۸۲) انجام شد، آنها به مقایسه بینش شناختی در بیماران دچار اسکیزوفرنیا، اختلالت اسکیزوافکتیو و اختلالات خلقی پرداختند. نمونه این مطالعه را بیمارانی تشکیل دادند که بر اساس معیارهای DSM-IV تشخیص اسکیزوفرنیا، اسکیزوافکتیو، اختلال دو قطبی، اختلال افسردگی اساسی با سیمایه‌ روان‌پریشانه یا اختلال افسردگی اساسی بدون سیمایه روان‌پریشانه را دریافت کرده بودند. سنجش به وسیله مقیاس سنجش کلی(٢) و مقیاس آگاهی از بیماری روانی(٣) صورت گرفت. نتایج به دست آمده نشان دادند، بینش ضعیف، ویژگی رایج‌ اسکیزوفرنیا می‌باشد و نقایص خودآگاهی در بیماران دچار اسکیزوفرنیا شدید و فراگیر است. بیماران دچار اسکیزوفرنیا در مقایسه با دیگر گروه‌ها کارکرد ضعیفی نشان دادند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
– یوسفی و قربانعلی پور(۱۳۸۸) طی پژوهشی به مقایسه ارزیابی ها و نگرش ها نسبت به بیماری در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، اختلال اسکیزوافکتیو و افسردگی اساسی پرداختند. در جهت هدف فوق هفتاد و هفت بیمار دارای تشخیص های اسکیزوفرنیا، اسکیزوافکتیو و افسردگی اساسی بدون علایم روان پریشی تحت مصاحبه تشخیصی قرار گرفته و به وسیله پرسشنامه خود – ارزیابی بیماری مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد، در بین بیماران فوق؛ گروه بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و اسکیزوافکتیو در مقایسه با بیماران دارای تشخیص افسردگی اساسی بدون علایم روان پریشی، دارای سطوح بالاتر انکار بیماری و پیامدهای آن و انکار نیاز به درمان و نیز دارای سطح پایین تر نگرانی بودند. از شواهد فوق می توان نتیجه گرفت که: بیماران اسکیزوفرنیا و اسکیزوافکتیو در مقایسه با بیماران افسردگی اساسی نقایص خودآگاهی بیشتر و بینش پایین تری دارند و جمعیت افسرده بدون علایم روان پریشی از بینش نسبتاً بالایی در مقایسه با دو گروه دیگر برخوردارند.
– شیخ اکبری و همکاران(۱۳۹۰) طی پژوهشی به مقایسه درجه حرارت بدن بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دو قطبی پرداختند. در این پژوهش که از نوع مطالعات توصیفی- مقایسه ای بود، ۶۰ بیمار اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و خلقی دو قطبی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه مصاحبه بالینی ساختار یافته و تب سنج جیوه ای زیر بغلی بود. نتایج به دست آمده نشان داد، بین میانگین درجه دمای بدن بیماران اسکیزوفرنی با اسکیزوافکتیو و خلقی دوقطبی تفاوت معنی داری وجود دارد.
– شهباز زادگان و همکاران(۱۳۹۱) طی پژوهشی به مقایسه شیوه خاطره نگاری بیماران مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی پرداختند. این پژوهش بر روی۶۰ بیمار مبتلا به اختلالات اسکیزوفرنی، اسکیزوافکتیو و دوقطبی بستری در بیمارستان های فاطمی و ایثار اردبیل در سال ۱۳۸۷ که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. ابزار تحقیق شامل پرسش نامه مصاحبه بالینی، روش خاطره نگاری و پرسش نامه علایم مثبت و منفی (PANSS) بود. نتایج به دست آمده نشان داد خاطرات بیماران دوقطبی از تنوع بیشتری نسبت به دو گروه دیگر (اسکیزوافکتیو واسکیزوفرنی) برخوردار بوده است. همچنین بیماران اسکیزوفرنی نسبت به دو گروه دیگر از میزان بی نظمی نوشتاری بیشتر و از لحاظ میانگین تعداد کلمات عاطفی و هیجانی از مقدار کمتری برخوردار بودند که هر دو مورد از لحاظ آماری معنی دار بود.
– در پژوهشی که توسط فولادی و گودرزی (۱۳۹۰ ) انجام شد، آنها به مطالعه ی اثرات شناختی درمان تشنج برقی در بین بیماران مبتلا به اختلالات افسردگی، دوقطبی و اسکیزوفرنی پرداختند. در این مطالعه کارآزمایی بالینی ۹۰ بیمار مبتلا به اختلالات افسردگی، اسکیزوفرنی و مانیا (هر گروه شامل ۳۰ بیمار) یک روز قبل از شروع درمان تشنج برقی و یک روز بعد از پایان آن، به وسیله مجموعه آزمون های شناختی کامپیوتری شده شامل؛ زمان واکنش شنیداری، زمان واکنش دیداری، حافظه کلامی، حافظه دیداری بنتون، عملکرد حرکتی و دسته بندی کارت های ویسکانسین مورد سنجش قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نقص در حافظه کلامی، کاهش توانایی حرکتی و بهبود کارکرد اجرایی بیماران افسرده پس از درمان تشنج برقی را نشان داد(.در بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی و اسکیزوفرنی، بعد از درمان تشنج برقی حافظه کلامی، حافظه دیداری و کارکرد اجرایی به طور معنی داری بهبود پیدا کرد، اما توانایی حرکتی آنها همانند بیماران مبتلا به اختلال افسردگی به طور معنی داری کاهش یافت.
– در مطالعه ای که توسط قمری و همکاران (۱۳۸۸) انجام شد، شناسایی علایم شاخص در اختلال های روان پریشی: اختلال های اسکیزوفرنی، افسردگی اساسی و خلقی دوقطبی مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش از نوع پس رویدادی بود که به شیوه در دسترس ۲۰۴ بیمار دچار اختلال های روان پریشی بستری در بیمارستان های فاطمی و ایثار شهرستان اردبیل انتخاب و با مصاحبه‌ نیمه ساختار یافته مقیاس درجه بندی روان پریشی چواینارد و میلر بررسی شدند. تحلیل اطلاعات با دو آزمون تحلیل عامل و تحلیل تشخیصی انجام شد. یافته ها نشان دادند در کل در سه گروه بیمار بستری، چهار عامل توهم جسمی، هذیان قدرت مافوق حسی، اختلال عمل در نتیجه افکار و توهم شنوایی وجود دارد. در گروه اختلال اسکیزوفرنی پنج عامل اختلال در ادراک محیط، توهم جسمی، هذیان مذهبی فراحسی، اختلال عمل در نتیجه افکار، توهم شنوایی است. در گروه اختلال خلقی دو قطبی پنج عامل هذیان همه کار توانی، توهم شنوایی، خطای ادراکی، توهم دهلیزی ـ حرکتی و حواسپرتی به ترتیب است و در گروه افسردگی اساسی هفت عامل هذیان نامتجانس با خلق شامل هذیان حسادت و فراحسی، انواع توهم شنودی غیرکلامی، تحریف ادراکی، توهم جسمی، حواس پرتی، تفکر جادویی، هذیان جنسی وجود دارد.
– جوانمرد و همکاران(۱۳۸۷) طی پژوهشی به مطالعه ی عملکرد گروه بیماران اسکیزوفرنیک دارای علایم مثبت و منفی در آزمون نوروسایکولوژیک بندر گشتالت و همبستگی آن با عملکرد در آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین (WCST) پرداختند. برای این منظور ۳۲ نفر از بیماران بستری انتخاب شدند. مقیاس های اندازه گیری علایم منفی (SANS) و علایم مثبت (SAPS) اجرا شدند و از کل این نمونه پژوهشی ۱۴ نفر دارای علایم منفی و ۱۸ نفر دارای علایم مثبت بودند. آزمون های بندر و ویسکانسین بر روی آزمودنی ها اجرا و به ترتیب نتایج آزمون بندر بر اساس ۱۵ ملاک هین و آزمون ویسکانسین بر اساس ۵ ملاک نمره گذاری شدند. بر اساس نمرات به دست آمده، میانگین هر یک از ملاک ها برای هر یک از گروه ها محاسبه شد. این نتایج نشان دادند که چهار خطای رایج برای بیماران اسکیزوفرنیک دارای علایم مثبت به ترتیب درجاماندگی، تحریف، چرخش و همپوشی و برای بیماران اسکیزوفرنیک دارای علایم منفی درجاماندگی، چرخش، تحریف و جداسازی بودند. نتایج حاصل نشان دادند که تنها در دو ملاک چرخش و کوتاه سازی بین دو گروه تفاوت معنی داری وجود دارد. به عبارت دیگر، گروه بیماران اسکیزوفرنیک دارای علایم منفی خطاهای بیشتری در این دو ملاک داشتند. هم چنین نتایج آزمون معنی داری همبستگی بین نمرات بندر و ویسکانسین نشان دادند که فقط همبستگی مقیاس های درجاماندگی در بندر و مجموع درجاماندگی در ویسکانسین و همبستگی مقیاس های عینی کردن در بندر و مدت زمان لازم برای رسیدن به اولین قاعده در ویسکانسین معنی دار بودند.
فصل سوم
روش تحقیق
۳-۱- مقدمه
در این فصل به روش شناسی پژوهش پرداخته می شود که در آن جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری، ابزار جمع آوری داده ها، روش اجرای پژوهش و در نهایت روش تجزیه و تحلیل آماری مورد بررسی قرار می گیرد.
۳-٢- روش تحقیق
طرح پژوهش حاضراز نوع پس رویدادی( علی – مقایسه ای) می باشد.
۳-٣- جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه بیمارانی که از سال١٣٨٧تا پایان سال ١٣٩٠ به مرکز درمان وتوانبخشی بیماران مزمن روانی صدرا در شهراهواز مراجعه کرده وتشخیص اختلال اسکیزوافکتیو، اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی نوع یک دریافت کرده اند، تشکیل می دهند. در این مرکز در محدوده زمانی فوق ۴١٨بیمار سایکوتیک عضویت داشته اند که از این میان ١۶٢نفر آنها زن بوده اند که از جامعه آماری حذف شده اند و٢۵۶نفر دیگر مرد بوده اند هفتاد نفر از بیماران مرد بدلیل داشتن فاکتور های حذف مانند اعتیاد به مواد مخدر ،اختلالات شخصیت و عقب ماندگی ذهنی واختلالات نورولوژی مانند صرع از روند تحقیق کنار گذاشته شدند و از این میان ١٨۶بیمار دیگر جزءجامعه باقی مانده اند.
اعتیاد به مواد مخدر
۳-۴- نمونه و روش نمونه گیری
در این پژوهش برای انتخاب آزمودنی ها از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده است. نمونه کلی ۶٠ نفر می باشد، که در چهار گروه ١۵ نفری قرار می گیرند.

 

 

نظر دهید »
پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی دانش آموزان بر اساس مولفه های ارزش تکلیف- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پیوست­ها
پیوست۱ پرسش­نامه­ تعلل­ورزی……………………………………………………۸۹
پیوست۲ پرسش­نامه­ ارزش تکلیف………………………………………………..۹۰
چکیده­ی انگلیسی……………………………………………………………………۹۱
فهرست جداول
جدول ۴-۱ توزیع فراوانی جنسیت در افراد شرکت کننده در پژوهش……………….۵۵
جدول ۴-۲ توزیع جنسیتی نمونه­ بر اساس رشته تحصیلی…………………………..۵۶
جدول ۴-۳ شاخص ­های توصیفی نمرات متغیرهای تعلل­ورزی تحصیلی، علاقه، ارزش کاربردی، اهمیت و هزینه­ های متصور…………………………………………………۵۷
جدول ۴-۴ نتایج آزمون لون مبنی بر همگنی واریانس­ها……………………………۵۸
جدول ۴-۵ نتایج آزمون کولموگروف-اسمیرنوف مبنی بر نرمال بودن متغیرها……..۵۹
جدول۴-۶ ماتریس همبستگی پیرسون بین تعلل­ورزی تحصیلی با علاقه، ارزش کاربردی، هزینه­ و موفقیت……………………………………………………………..۶۰
جدول۴-۷ نتایج آزمون لون مبنی بر همگنی واریانس­ها…………………………….۶۲
جدول ۴-۸ آزمون t مستقل برای بررسی رابطه تعلل­ورزی با جنسیت………………۶۲
جدول ۴-۹ میزان شاخص ­های تحمل و عامل تورم واریانس مبنی بر استقلال متغیرهای پیش­بین…………………………………………………………………………………۶۳
جدول ۴-۱۰ خلاصه­ی مدل رگرسیون استاندارد…………………………………….۶۵
۴-۱۱ نتایج تحلیل رگرسیون چند گانه استاندارد…………………………………….۶۵
جدول ۴-۱۲ میانگین نمرات تعلل ورزی تحصیلی شرکت کنندگان درپژوهش به تفکیک رشته تحصیلی………………………………………………………………………….۶۶
جدول ۴-۱۳ نتایج آزمون لون مبنی بر همگنی واریانس­ها…………………………..۶۷
جدول ۴-۱۴ نتایج تحلیل واریانس یک­سویه در تفاوت میزان تعلل ورزی تحصیلی در رشته­های مختلف تحصیلی……………………………………………………………..۶۷
فهرست نمودارها
نمودار ۴-۱ درصد توزیع متغیرجنسیت نمونه بر اساس رشته تحصیلی……………..۵۷
نمودار ۴-۲ نمودار هیستوگرام باقی مانده استاندارد رگرسیون………………………۶۳
نمودار۴-۳ نمودارp-p نرمال برای سنجش نرمال بودن…………………………….۶۴
نمودار ۴-۴ نمودار پراکنش پس ماندهای استاندارد شده……………………………..۶۴
نمودار۴-۵ مقایسه میانگین نمرات تعلل ورزی به تفکیک رشته تحصیلی……………۶۶
فصل اول
کلیات پژوهش
یک سفر هزار کیلومتری با برداشتن قدم اول شروع می­ شود.
۱-۱ مقدمه
در قرن ۲۱ به دلیل تنوع گسترده­ی محیط و تغییرات مداوم، مدیریت موثر فردی با چالشهای فراوانی روبه رو شده است. در چنین شرایطی سرعت عمل، نقش تعیین کننده ای در کارایی و اثربخشی فردی یافته است. بزرگنمایی که گاه یک ثانیه زودتر کلیک کردن بر موس، سرنوشت افراد و سازمانها را تغییر می دهد و لحظه ای غفلت و تعلل­ورزی صدمات بسیاری بر آنها وارد می­سازد. بنابراین به نظر می رسد استفاده درست از زمان و انجام کارها در موعد مقرر، یک الزام فردی و سازمانی است؛ مطلب مهمی که در بسیاری از زمانها فراموش می­ شود و اثرهای نامطلوب بر جای می­گذارد. بسیاری از افراد از تعلل رنج می برند. کافی است با دیدی واقع بینانه، عملکرد روزانه خود را مورد ارزیابی قرار دهیم تا دریابیم که بسیاری از ما نیز از تعلل­ورزی خود صدمه می بینیم. این مشکل تنها مختص افراد خاصی نیست، بلکه شخصیت های بنامی، مانند: لئوناردو داوینچی (نقاش)، سنت آگوستین (فیلسوف)، داگلاس آدامز (نویسنده) و ساموئل تایلور (شاعر) نیز به تعلل­کاری مشهور بوده اند. تعلل ورزی یک مانع بزرگ بر مسیر زندگی ماست. پیشرفت ما را کند کرده و گاهی به طور کلی ما را از مسیر زندگی­مان خارج می­ کند (باسکو، ۲۰۱۰). تعلل تقریباً همیشه عوارض منفی بر بهره‌وری و بهزیستی افراد بر جا می گذارد. اگر چه هر کسی به گونه خاص تعلل­کاری می‌کند ولی بهترین تعریف تعلل می تواند این باشد: به تأخیر انداختن انجام کار، بدون هیچ دلیل موجه (الیس و کناوس، ۲۰۰۲)۰ بررسی‌های انجام شده، نشان می دهند که تعلل برای ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد همیشگی و به عنوان یک مشکل مطرح است (استیل،۲۰۰۳). بر همین اساس لازم است این مشکل موشکافی شده، علل آن شناسایی و راه حل­های بهینه برای کاهش آن ارائه شود.
۱-۲ شرح و بیان مسئله­ پژوهش
به نظر می­رسد تعلل­ورزی[۱]یکی از واقعیات بی­چون وچرای زندگی است که در بین اقشار و مشاغل مختلف وجود دارد. تعلل­ورزی به معنای به تعویق انداختن امری به دلیل ناخوشایندی یا ملال­آوری آن است­ (فرهنگ نامه­ی کمبریج[۲]، ۲۰۰۳). واژه لاتین تعلل، مرکب از دو کلمه «پرو» و «کراسینوس» از ریشه لاتین به معنی «به تعویق انداختن تا صبح» است. این واژه معادل تعلل ورزی، سهل انگاری، به تعویق انداختن و این دست و آن دست کردن می باشد (الیس[۳]و جیمز نال ،۱۳۸۲). درباره تعلل­ورزی تعریف واحد پذیرفته شده­ای وجود ندارد و هر یک از صاحب­نظران از منظر خود به این موضوع نگریسته، تعریفی از آن ارائه کرده که به برخی اشاره می شود:
الیس و کناس[۴] (۲۰۰۲، به نقل از کاظمی، فیاضی، کاوه، ۱۳۸۹)، تعلل را تمایل به اجتناب از فعالیت، واگذار کردن انجام کار به آینده و استفاده از پوزش­خواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف کرده ­اند. استیل[۵] (۲۰۰۳)، تعلل را عقب انداختن انجام عملی به دلیل ناخوشایندی و ملال آوری آن تعریف می کند. از نظر فراری[۶] و تیس[۷] (۲۰۰۰)، نیز تعلل مبین تأخیر در آغاز یا ادامه کار است. تعلل دزد زمان توصیف می شود، حتی به اعتقاد برخی افراد، تعلل سارق زندگی است (دوبینز و پتمن[۸]، ۱۹۹۸، به نقل از فیاضی و کاوه، ۱۳۸۸). تعلل در اصل مبین نبود خود مدیریتی است ، بدین معنی که فرد وقت خود را از راه انجام کارهایی بی فایده می دزدد ، اما هنگام مرگ، حاضر است به هر بهایی زمان را خریداری کند تا لحظه ای بیشتر زنده بماند.
تعلل از دیدگاه نظریه های متفاوتی مورد بررسی قرار گرفته است. نظریه های رفتاری، تعلل را بر اساس اصول پاداش و تنبیه اسکینر تبیین می کنند. بنابراین چنانچه فعالیتی برای آنها پیامد فوری نداشته باشد، در انجام آن تعلل می ورزند. نظریه های شناختی- رفتاری، تعلل را از دیدگاه باورها و فرایندهای شناختی بررسی می کنند و بر شناخت و کشف تفکر غیرمنطقی زیربنایی آن متمرکز می شوند. نظریه های روان پویایی و روان تحلیلگری کلاسیک نیز، تعلل را نمادی از بازگشت سمبولیک به تعارض های روانی- جنسی دوره کودکی می دانند و نظریه پردازان انگیزشی معتقدند تعلل ورزی به این دلیل روی می دهد که افراد تعلل ورز به تکالیف و فعالیت های دیگری به غیر از تکلیفی که برای آنها در نظر گرفته شده است علاقمندند (شوارتز[۹] ،۲۰۰۷، به نقل از کاظمی و همکاران ۱۳۸۹). بررسی‌های انجام شده، نشان می دهند که تعلل برای ۱۵ تا ۲۰ درصد افراد همیشگی و به عنوان یک مشکل مطرح است. میزان تعلل ورزی تحصیلی مشکل آفرین در بین دانشجویان حدأقل ۷۰ تا ۹۵ درصد برآورد شده است (استیل، ۲۰۰۷). ﺗﻌﻠﻞورزی ﺣﺎد در ۲۰ ﺗﺎ ۳۰ درﺻﺪ داﻧـﺸﺠﻮﯾﺎن برآورد شده است­(ﻣـﮏﮐـﺎون وﺟﺎﻧﺴﻮن[۱۰]، ۱۹۹۱، به نقل از هاشمی و همکاران، ۱۳۹۱).
«تعلل­ورزی» به هر نحوی که باشد رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که به تدریج در وجود انسان به صورت عادت در­می­آید. پس باید با آن مبارزه کرد زیرا پیامدهای تأخیر در کار، برای خود شخص نیز رنج آور است و احساسی که از این تأخیر ایجاد می­ شود؛ علاوه بر زیان­های پیش بینی شده ونشده، شرمساری و بیزاری از خویشتن را نیز دربر دارد (الیس، و نال، ۱۳۸۲).
در نظریه انگیزشی، اﻓﺮاد تعلل­ورز به دلیل تنفر از انجام تکلیف، تمایل دارند آن را به تعویق اندازند و در نتیجه به دلیل ناتوانی در انجام تکلیف، خودکارآمدی پایینی دارند. از نظر پژوهشگران دیدگاه انگیزشی دلایل عمده­ی تعلل­ورزی عبارتند از:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

ارزش نسبتا پایین تکالیف دراز مدت

انتظار نسبتا پایین افراد سهل­انگار برای انجام تکالیف به صورت موفقیت­آمیز

به صورت دیگر نظریه انگیزشی در قالب مدل های انتظار – ارزش[۱۱] مطرح می شود، در این مدل ها، ارزش تکلیف[۱۲]، به دلایل مختلفی که دانش آموز در مورد علت پرداختن به تکلیفی ارائه می دهد اشاره دارد­ (سیمیاریان، سیمیاریان، و ابراهیمی قوام، ۱۳۹۰). در مدل اکلز[۱۳] (۱۹۸۳) ارزش تکلیف بعنوان انگیزه برای تعامل در فعالیت های مختلف تعریف شده است. ارزش تکلیف یک مولفه چند بعدی است که از چهارمولفه جداگانه که شامل: ارزش اهمیت[۱۴]، ارزش ذاتی (علاقه)[۱۵]، ارزش کاربردی[۱۶] و هزینه[۱۷] می باشد، تشکیل می شود. ارزش تکلیف سنجش یادگیرنده از ارزیابی هایش، میزان علاقه، میزان اهمیت و میزان مفید بودن تکلیف می باشد. سازه ارزش با پاسخ به این سوال سروکار دارد :«آیا من می خواهم این کار را انجام دهم؟ چرا؟ دانش آموزان ممکن است برای کاری که می خواهند انجام بدهند دلایل مختلفی مثلآ اینکه کار مورد نظر جالب است ، آن را دوست دارند یا اینکه فکر می کنند به دلیلی برای آنها مفید یا مهم است ­(پینتریج و شانک[۱۸]، ۲۰۰۲).
استیل (۲۰۰۷) در یک فرا تحلیل علل و اثرات احتمالی تعلل­ورزی را با متغیرهای متعدد مورد بررسی قرار داده است. یافته های وی نشان داد که بیزاری از تکلیف ، تأخیر در تکلیف پیش بینی کننده های قوی برای تعلل­ورزی هستند. او نیز یکی از ویژگی های تأثیرگذار بر تعلل ورزی را بیزاری از تکلیف می داند به باور استیل، کارهایی که جذابیت کمتری برای فرد دارند، بیشتر به تعویق انداخته می شود.
هر فردی تلاش می کند که از محرک های آزارنده اجتناب کند. بنابراین هرچه یک موقعیت آزارنده تر باشد فرد بیشتر از آن اجتناب خواهد کرد. پس اگر افرادی کاری را ناخوشایند بدانند تمایل بیشتری به تعویق انداختن آن دارند (ارپن[۱۹]، ۱۹۹۸).
همچنین بر طبق نظر فراری، جانسون، و مک­کاون (۱۹۹۵)، تعلل در اکثر افراد جامعه، صرف نظر از جنسیت آنها، شایع است و بسیار نادر هستند افرادی که دچار این مشکل نباشند. ظاهرا با بالا رفتن سطح تحصیلات نیز بر شیوع تعلل افزوده می­گردد؛ چنانچه میزان شیوع آن در مردم عادی بین ۱۵ تا ۲۰ درصد (هاریوت[۲۰] و فراری، ۱۹۹۶) و در جمعیت دانشگاهی بین ۴۶ درصد (سولومون و روثبلوم، ۱۹۸۴) تا ۹۵ درصد (الیس و کناوس، ۱۹۹۷) است.
با توجه به وجود رابطه ارزش تکلیف با تعلل ورزی که ظاهر یافته های پیشین نشان می دهد و به دلیل کمبود تحقیقات در زمینه ی علل و پیش بینی کننده های تعلل ورزی، و به دلیل وجود تناقضات پژوهشی در زمیته­ی تاثیر جنسیت بر میزان تعلل­ورزی تحصیلی، پژوهش حاضر درصدد برآمده است به این سوال پاسخ دهد که هر یک از متغیر های ارزش تکلیف: ارزش اهمیت، ارزش ذاتی، ارزش بیرونی (کاربردی) و هزینه در پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی چه سهمی دارد؟
۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
تعلل ورزی پدیده­ای جدید نیست، چرا که ویلیام جیمز ارزش روانشناختی آن را ۱۲۰ سال قبل تشخیص داده بود. و روانشناسان معاصر نیز به ­طور فزاینده­ای علاقمند به هدایت تحقیقات در جهت توضیح تعلل­ورزی هستند. اما علی­رغم تحقیقات رو به رشد در این زمینه، هنوز در مورد علت تعلل­ورزی باید دانش خویش را گسترش بدهیم. از این رو تعلل­ورزی به عنوان یکی از موارد درک نشده بشریت باقی مانده است (استیل، ۲۰۰۰و فراری، ۱۹۹۴، به نقل از امامی،۱۳۹۰). بررسی پژوهش ها نشان می­دهد که روابط تعلل­ورزی با خودتنظیمی، خودکارآمدی و عزت نفس توجهات پژوهشی بیشتری را به خود اختصاص داده است که در این میان می­توان پژوهش های چو و چویی (۲۰۰۵)؛ دروما[۲۱]و همکاران (۲۰۰۳)؛ فراری (۲۰۰۱)؛ هایکوک، مک کارتی و اسکای[۲۲] (۱۹۹۸)؛ هاول[۲۳] و همکاران (۲۰۰۶)؛ سنکال، کوئسنر و والراند[۲۴](۱۹۹۵)؛ استیل (۲۰۰۷)؛ تاکمن[۲۵](۱۹۹۱) و والترز[۲۶](۱۹۹۵) اشاره نمود که همگی بر این یافته­ ها تأکید دارند که تعلل­ورزی با خودکارآمدی پایین در خود تنظیمی، اجتناب از تکلیف و عملکرد گریزی و خودتنظیمی رابطه­ معناداری دارند. با این حال تناقضات پژوهشی نیز در این حوزه یافت می­ شود که در این خصوص می­توان به یافته های پژوهشی کاوینگتون[۲۷](۲۰۰۰) و الیوت[۲۸](۲۰۰۵) اشاره نمود که بیان می­ کند خودتنظیمی بلند­مدت با تعلل­ورزی ارتباط تنگاتنگ دارد. از سویی یافته­ های پژوهشی پینتریچ (۲۰۰۰)، هم این رابطه را تأیید می­ کند (به نقل از امامی،۱۳۹۰).
مبتنی بر این ابهامات پژوهشی، ضرورت بررسی مجدد عوامل تأثیر گذار بر تعلل­ورزی نمایان می­ شود و پژوهش حاضر درصدد است با بررسی رابطه هر یک از مؤلفه­ های ارزش تکلیف با تعلل­ورزی تحصیلی تبیین­های واضح تری از علل و پیش بینی­کننده­ های تعلل­ورزی بدست دهد.
همچنین با توجه به اینکه تعلل­ورزی در اغلب موارد می ­تواند از طریق ممانعت از پیشرفت و عدم دسترسی به اهداف، پیامدهای نامطلوب و جبران ناپذیری به همراه داشته باشد (الیس و جیمز نال، ۱۳۸۲؛ لای[۲۹]،۱۹۸۶؛ سنگال، کوئستنز و والرند، ۱۹۹۵، به نقل از مصطفوی، ۱۳۸۹). بنابراین شناخت و تبیین پدیده­ تعلل­ورزی و آگاهی در مورد عوامل زمینه ساز و مرتبط با آن و راهکارهای پیشگیری از آن و فایق آمدن بر عوارض آن، از اهمیت بسزایی برای دانش ­آموزان و سازمان آموزش و پرورش برخوردار است. و این می ­تواند یکی از ضرورت­های مهم انجام پژوهش حاضر باشد.
بررسی پیشینه تعلل­ورزی نشان می­دهد که آن یک بیماری مسری در نظر گرفته شده است و از حالتی به حالت دیگر و از انسانی به انسان دیگر و از فرد به جامعه و از جامعه­ای به جامعه دیگر سرایت می­ کند. بنابراین، باید به تأثیر و تأثرات آن توجه جدی داشت؛ چرا که می ­تواند به خانواده، جامعه، ملت و فرهنگ یک کشور آسیب رساند. پژوهش­های روانشناسی بالینی نشان می­دهد که این عادت در جوامع مختلف شایع و روند رو به رشد دارد (الیس و جیمز نال، ۱۳۸۲).
پس با توجه به میزان شیوع تعلل­ورزی در بین افراد جامعه و بار سنگینی که تعلل­ورزی به عنوان یک آسیب جدی بر پیکره­ی نظام بهداشت روانی و جسمی هر جامعه به ویژه دانش ­آموزان تحمیل می­ کند و با درنظر داشتن این موضوع که دانش ­آموزان به عنوان پتانسیل­ها و آینده­سازان کشور و نیازمند توجه ویژه در رشد افکار و هیجانات و انگیزش­ها و بطور کلی شخصیت و لزوم برخورداری آنها از انگیزش درونی و شیوه ­های مناسب انتخاب تکلیف، جهت موفقیت درمدرسه و زندگی شخصی، اجتماعی و شغلی، ضروری می­نماید که با انجام تحقیقات بیشتر، از عوامل زمینه ساز تعلل ورزی تحصیلی پیشگیری به عمل آید. و تحقیق حاضر قصد دارد با شناسایی رابطه­ هر یک از مؤلفه های ارزش تکلیف با تعلل­ورزی تحصیلی و ارائه­ پیشنهاد­های لازم و اصولی در پایان این پژوهش، معلمان، مشاوران، برنامه­ ریزان درسی و سایر دست­اندرکاران مربوطه را توانمند سازد تا با هدایت دانش ­آموزان به شیوه ­های مناسب انتخاب تکلیف و در نهایت مداومت در انجام آنها، میزان تعلل­ورزی را در دانش ­آموزان کاسته و از جنبه­ های منفی آن جلوگیری کنند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
درخصوص رابطه­ ارزش تکلیف با تعلل­ورزی، شمار تحقیقات بسیار اندک است. همچنین مطالعه مقالات و تحقیقات انجام یافته در زمینه­ تعلل­ورزی محقق را به سمت شناسایی عوامل مرتبط با تعلل­ورزی سوق می­دهد. بنابراین این پژوهش سعی می­ کند با یک روش همبستگی چگونگی ارتباط چهار مؤلفه­ی ارزش تکلیف با تعلل­ورزی تحصیلی را واضح ساخته و پیشنهادات اصولی در جهت کاهش و کنترل این رفتار در بین دانش آموزان ارائه دهد.
۱-۴ هدف کلی پژوهش
تعیین رابطه تعلل ورزی تحصیلی با ارزش تکلیف
۱-۵ اهداف جزئی پژوهش

 

 

تعیین رابطه ارزش کاربردی تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی،

تعیین رابطه ارزش اهمیت تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی،

تعیین رابطه لذت درونی (علاقه) تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی،

تعیین رابطه هزینه های متصور تکلیف با تعلل ورزی تحصیلی.

تعیین رابطه جنسیت دانش ­آموزان با تعلل­ورزی تحصیلی.

۶ فرضیه های پژوهش

بین ارزش کاربردی تکلیف و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه منفی وجود دارد.

بین ارزش اهمیت و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه منفی وجود دارد.

بین لذت درونی و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه منفی وجود دارد.

بین هزینه های متصور و تعلل­ورزی تحصیلی رابطه مثبت وجود دارد.

بین دختران و پسران از نظر میزان تعلل ورزی تفاوت وجود دارد.

۱-۶-۱ سوال پژوهش

 

 

نظر دهید »
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر اختلال اضطراب بیماری- قسمت 3
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نوع مراقبت طلبی:درمان داروئی و پزشکی،شامل ویزیت پزشک یا انجام و بررسی های آزمایشگاهی، که به طور متناوب استفاده می شود است.
نوع مراقبت اجتنابی: درمان داروئی وپزشکی به ندرت استفاده می شود.
ویژگیهای تشخیصی
اغلب افرادیکه خود بیمار پندار هستند حالا به عنوان افراد دارای اختلال علائم جسمی طبقه بندی می شوند؛ با این وجود در یک بخش کمتری از نمونه ها در عوض تشخیص اختلال اضطراب بیماری به کار برده میشود. اختلال اضطراب بیماری مستلزم یک اشتغال ذهنی با داشتن یا مبتلا شدن به یک بیماری پزشکی غیر قابل تشخیص است (معیار A). علائم جسمانی وجود ندارند و اگر هم داشته باشند در حد خفیف هستند(معیارB). یک ارزیابی کامل شناسایی یک وضعیت پزشکی جدی را که عاملی برای نگرانیهای فرد باشد را رد می کند. در حالیکه نگرانی ممکن است از یک نشانه جسمی غیر پاتولوژیک یا احساس ناشی شده باشد؛ منشأ اولیه تنش یا پریشانی فرد ناشی از شکایت جسمانی نیست، بلکه بیشتر از اضطراب او در مورد معنی ومفهوم ، یا علتی ازشکایت(از قبیل تشخیص های مشکوک پزشکی) است. اگر یک نشانه یا علامت جسمی وجود دارد، آن اغلب یک احساس فیزیولوژیکی طبیعی (از فبیل سرگیجۀ وضعیتی)، یک عملکرد خود محدود کننده وخوش خیم(از قبیل وزوز گوش گذرا و ناپایدار )، یا یک ناراحتی بدنی که معمولانمی تواند به عنوان یک بیماری در نظر گرفته شود(مانند آروغ زدن) می باشد. اگر یک وضعیت پزشکی قابل تشخیص وجود داشته باشد، اضطراب و اشتغال ذهنی آشکارا بیش از حد و به شدت نامتناسب با وضعیت موجود می باشد(معیارB).شواهد تجربی و ادبیات موجود مربوط به تعریف قبلی DSM ازخود بیمار پنداری می باشد، و آن مشخص نیست که کاربرد آنها برای توصیف این تشخیص جدید به چه اندازه وچقدر دقیق باشد.
اشتغال ذهنی با این فکر که فرد مریض باشد با اضطراب اساسی و قابل توجهی در مورد سلامتی و بیماری همراه است(معیارC). افراد با اختلال اضطراب بیماری به وسیله شنیدن درمورد شخصی که در بستر بیماری افتاده یا خواندن یک داستان یا خبر مرتبط با سلامتی به راحتی در مورد بیماری حساس و گوش به زنگ می شوند. نگرانیهای موجود در مورد بیماری تشخیص داده نشده به اطمینان بخشی مناسب پزشکی، تست های تشخیصی منفی، یا جریان خوش خیم پاسخ نمی دهد. تلاش و کوشش پزشکی در اطمینان بخشی وکاهش علامت نمی تواند نگرانیهای فرد را تسکین دهد و ممکن است آنها را افزایش دهد. نگرانیهای بیماری یک جایگاه ویژه در زندگی فرد، تأثیر فعالیتهای روزانه، وحتی ممکن است نتیجه درگیری ونا خوشی پنداشته شود. بیماری به عنوان یک ویژگی مرکزی از هویت فرد وتصویر فرد از خود و یک موضوع تکراری از مباحث اجتماعی ویک پاسخ بنیادی شخص به اتفاقات پر استرس زندگی تبدیل شود. افراد با اختلال بیماری اغلب بارها وبارها خودشان را( به عنوان مثال، امتحان گلویشان در آینه) آزمایش می کنند( معیارC). آنها در مورد بیماری مشکوک شان بیش از حد( از قبیل، جستجو در اینترنت) تحقیق و جستجو می کنند و بارها وبارها به دنبال اطمینان طلبی از خانواده، دوستان، یا پزشکان هستند. این نگرانیها ی پی در پی اغلب خسته کننده برای دیگران و ممکن است منجر به فشار قابل توجهی در خانواده شود. در بعضی موارد اضطراب منجر به اجتناب ناسازگارانه ازشرایط( از قبیل، ملاقات عضوبیمارخانواده) یا فعالیت ها( از قبیل، ورزش) که ترس این افراد ممکن است سلامتی آنان را به خطر بیاندازد.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
و – جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق:
این پژوهش به واسطه اینکه اثر بخشی رویکرد رفتار درمانی دیالکتیک را بر اختلال اضطراب بیماری مورد سنجش قرار می دهد و همچنین با عنایت به اینکه این پژوهش تا کنون در داخل و خارج از کشور مورد بررسی قرار نگرفته دارای تازگی می باشد .
ز- اهداف مشخص تحقیق (شامل اهداف آرمانی، کلی، اهداف ویژه و كاربردی):

تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر کاهش اضطراب بیماری
تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر فراوانی درمان
تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر هراس از مرگ
تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر ترس از بیماری و ناخوشایندی
تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر باورهای خود بیمار پندارانه
تعیین اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر رفتارهای سلامتی
ح – در صورت داشتن هدف كاربردی، نام بهره‏وران (سازمان‏ها، صنایع و یا گروه ذینفعان) ذكر شود (به عبارت دیگر محل اجرای مطالعه موردی):
ط- سؤالات تحقیق:
ی- فرضیه‏های تحقیق:

رفتاردرمانی دیالکتیکی در کاهش اضطراب بیماری موثر است .
رفتار درمانی دیالکتیکی در افزایش فراوانی درمان موثر است .
رفتار درمانی دیالکتیکی در کاهش هراس از مرگ موثر است .
رفتار درمانی دیالکتیکی در کاهش ترس از بیماری و ناخوشایندی موثر است .
رفتار درمانی دیالکتیکی در کاهش باورهای خود بیمار پندارانه موثر است .
رفتار درمانی دیالکتیکی در افزایش رفتارهای سلامتی موثر است .
ک- تعریف واژه ‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی (به صورت مفهومی و عملیاتی):
تعریف مفهومی :
اضطراب بیماری
در DSM-V اختلال اضطراب بیماری بر اساس اشتغال ذهنی با هراس از داشتن یک بیماری یا فكر ابتلاء به آن بر اساس تعبیر اشتباه آمیز علائم بدنی یا كاركرد فیزیكی مشخص میشود ( انجمن روان پزشكی آمریكا، 2013).
تعریف عملیاتی :
منظور از اضطراب بیماری نمره آزمو

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
دنی ها در مقیاس نگرش به بیماری می باشد .
تعریف مفهومی :
رفتار درمانی دیالکتیکی رویکردی است که به بیمار کمک می کند که زمان حال را با آگاهی بیشتری تجربه کند ، احساس های خود را دقیق تر بشناسد و بتواند هیجانهای آشفته ساز خد را تنظیم و تعدیل کند .
تعریف عملیاتی :
منظور از DBT رویکرد درمانی لینهان می باشد که طی 12 جلسه به مراجعان آموزش دادخ می شود .
5-روش شناسی تحقیق:
الف- شرح كامل روش تحقیق بر حسب هدف، نوع داده ها و نحوه اجراء (شامل مواد، تجهیزات و استانداردهای مورد استفاده در قالب مراحل اجرایی تحقیق به تفكیك):
از میان مراجعه کنندگان به مراکز درمانی شهر خوی که مبتلا به اختلال اضطراب بیماری می باشند، با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایشی وگروه گواه گمارده خواهند شد. این پژوهش به منظور اثربخشی رویکرد رفتار درمانی دیالکتیکی در افراد مبتلا به اضطراب اختلال بیماری طرح ریزی شده است. با توجه به هدف و فرضیه های مطرح شده، روش این پژوهش از نوع آزمایشی خواهد بود. در این پژوهش سپس مقیاس نگرش به بیماری بر روی كلیه اعضاء گروه ها به عنوان پیش آزمون اجرا خواهند شد. آنگاه گروه آزمایشی 12 جلسه آموزش رفتار درمانی دیالکتیکی را به شكل گروهی دریافت خواهد کرد. طی این مدت گروه كنترل هیچ مداخله ای دریافت نخواهد كرد. پس از اتمام فنون انجام شده، آزمونها به عنوان پس آزمون اجرا خواهند شد .
جدول نحوه کاربست متغیرها

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق محف

 

نظر دهید »
اثر بخشی طرحواره های درمانی بر کاهش تعارضات زناشویی و افزایش سلامت روان- قسمت ۲۱
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

از نگاه ترمن[۲۰۲](۲۰۰۷،به نقل از شیخی،۱۳۸۸) عدم ثبات و استواری عواطف در زندگی زناشویی موجب ناخرسندی و تعارض می گردد که تاثیرات سوء آن بر کودکان غیر قابل انکار خواهد بود . هنگامی که دو نفر به عنوان زن و شوهر با یکدیگر زندگی می‌کنند تعارض به وجود خواهد آمد. در تعامل‌های بسیار طبیعی زن و شوهر، مواقعی هست که اختلاف‌هایی به وجود می‌آید و یا نیازها برآورده نمی‌شوند، در نتیجه، هر دو شریک نسبت به هم احساس خشم، ناکامی و نارضایتی می‌کنند. بنابراین اگر تعارض به وجود می‌آید، زن و شوهر باید برای آن آماده شوند. این آمادگی باید نه تنها بر حسب توانایی برقراری ارتباط مؤثر باشد بلکه با توجه به انجام راهبرد حل مساله به شیوه نظامدار که ساختار و نظمی برای جلسات حل تعارض فراهم می‌آورد، به وجود آید.
مهمترین عامل و شاخص تعیین کننده کیفیت ازدواج نوع رابطه بین زن و شوهر است و یکی از عوامل مهم در هر رابطه زناشویی رضایت خاطری است که زن و شوهر از ان احساس می کنند (همان منبع).
رابطه زناشویی رضایت بخش تاثیر زیادی بر سلامت روانی و رشد شخصی زوجین و فرزندان انان دارد. میزان رضایت خاطر از رابطه زناشویی روی ارسال و دریافت پیام تاثیر می گذارد. شوهری که از ازدواج خود ناراضی است به حوادث منفی زندگی توجه می کند و از پیام همسرش برداشت منفی می نماید در حالیکه شوهر راضی برداشت هایی مثبت دارد.
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
وقتی زوجین به طور پیوسته دچار مشکل می شوند میتوان آنها را در چند علّت ردیابی کرد. تعارض زمانی به وجود می آید که زوجین به دلیل همکاری و تصمیمات مشترکی که می گیرند درجات مختلفی از استقلال و همبستگی را نشان میدهند که این تفاوت ها را می توان روی یک پیوستار از تعارض خفیف تا تعارض کامل طبقه بندی کرد (لانگ[۲۰۳]، ۲۰۰۸). از نظر گلاسر[۲۰۴] (۲۰۰۰، به نقل از قربانی، ۱۳۸۴)تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته ها، طرحواره های رفتاری و رفتار غیر مسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است (گلاسر،۲۰۰۰؛ فرحبخش، ۱۳۸۳). یکی دیگر از این عوامل مهم، مبهم و نارسا بودن ارتباطات به صورت غیر مستقیم است. در خانواده های آشفته اصولاً ارتباطات غیر کلامی به شکل کاملاً منفی احساس و ابراز می شود (موسوی ، ۱۳۸۹). همچنین از مهمترین مسائلی که زوجین با آن دست به گریبان هستند عدم آشنایی کافی از همدیگر است که بلافاصله بعد از زندگی مشترک بروز پیدا میکند (بریچلر[۲۰۵]، ۲۰۱۱).
تعاریف متعدد برای واژه تعارض زناشویی ارائه شده است.درمانگران سیستمی تعارض زناشویی را تنازع بر سر تصاحب پایگاه‏ها و منابع قدرت و حذف امتیازات دیگری می‏دانند (براتی، ۱۳۸۵)
از نظر وایل[۲۰۶](۲۰۰۷)کنش و واکنش دو فرد که قادر نیستند منظور خود را تفهیم نمایند، تعارض یا تنازع نامیده می‏شود.
کلینیکه[۲۰۷] (۲۰۰۳، نقل از والی‏پور۱۳۸۹) معتقد است اختلاف در روابط نزدیک وقتی بوجود می‏آید که نزدیکان کارهایی انجام دهند که ما دوست نداریم یا از انجام کارهایی امتناع ورزند که دوست داریم.
هالفورد[۲۰۸] (۲۰۱۱) ضمن بحثی درمورد آشفتگی روابط زناشویی به گزارش نارضایتی مهم و مداوم در رابطه توسط حداقل یکی از زوجین اشاره می کند. در اینجا منظور از اصطلاح «مهم» تأثیر این موضوع بر کارکرد همسر و منظور از «مداوم» اشاره به اختلافات دائمی می‌باشد. به نظر کاهن[۲۰۹] (۲۰۰۲، به نقل از مارکمن[۲۱۰]، ۲۰۰۸ هرجا عدم توافق، تفاوت یا ناسازگاری بین همسران وجود داشته باشد تعارض به وجود می‌آید. فاورز و السون[۲۱۱] (۲۰۰۹) نیز زوجین متعارض را ناراضی از عادات و شخصیت همسر و دارای مشکل ارتباطی در حوزه‌های گوناگون می‌دانند.
در مورد تعارض دو دیدگاه متداول وجود دارد و هرکدام از جنبه‏ای به آن می‏پردازند.دیدگاه سنتی که نظریه‏ای غالب است تعارض را موجب افت و تخریب و مسبب بحران می‏داند و بر پیامدهای مخرب و معایب آن تمرکز دارد؛بنابراین جهت‏گیری این دیدگاه درمان و حل سریع تعارض می‏باشد.از طرف دیگر، دیدگاه تعاملی اختلاف ادراک و نظرات مختلف و عدم توافق در تصمیمات را موجب بهبود و رشد و رفع نقایص و عامل پویای و تحرک می‏داند(بهارستان، ۱۳۸۳)
بر همین اساس ابتدا به پیامدهای مثبت و آنگاه به تأثیرات سوءتعارض زناشویی پرداخته می‏شود.ترنر [۲۱۲] (۲۰۰۴) به نقل از ویکز و تریت[۲۱۳] ( ۲۰۰۸) اصطلاح بهره‏برداری از تعارض را عنوان می‏کند و آن را فرایندی فعال و پویا در جهت استفاده زوج از تعارض و بسنده نکردن به حل مشکل تعریف می‏نماید.به نظر وی تعارض می‏تواند مثبت، مولد و عامل رشد باشد.هشت کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر عبارتند از:
۱-بهره‏گیری از انرژی به جای سرکوب آن.
۲-استفاده خلاقانه از تعارض در جهت رشد پرسش‏ها و آرای جدید.
۳-برملا شدن احساسات و افکاری که تاکنون مخفی مانده‏اند.
۴-خلق شیوه‏هایی نوین برای مدیریت تعارض توسط زوجین.
۵-ارزیابی مجدد قدرت در رابطه.
۶-خلق یک فضای همکاری و مشارکت.
۷-یادگیری دیدی منطقی نسبت به مسائل و
۸-مذاکره دوباره در مورد قراردادهای دیرین و تغییر انتظارات در رابطه
در زمینه تأثیرات مخرب تعارض می‏توان به پیامدهای جسمی، روانی و رابطه‏ای آن اشاره نمود.از لحاظ روانی، اکثر افراد تعارض در روابط را بی‏نهایت تنش‏زا تجربه می‏کنند (هالفورد، ۲۰۰۱).تعارض با خطر فزاینده انواع اختلالات روانی از جمله افسردگی خصوصا در زنان، سوء مصرف مواد خصوصا در مردان، ناکارآمدی جنسی در هر دو جنس و مشکلات رفتاری فزاینده در فرزندان خصوصا اختلالات رفتاری پسران ارتباط دارد(افاری[۲۱۴] ، ۲۰۰۹).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
البته ارتباط بین تعارض و اختلالات روانی یک‏سویه نیست.بلکه اختلالات روانی شدید و طولانی نیز احتمال رشد رابطه‏ای لذت‏بخش برای فرد را کاهش می‏دهند.مثلا ازدواج بیماران اسکیزوفرن یا اختلال شخصیت‏ها به احتمال بسیار بیشتری به طلاق می‏انجامد(لنج[۲۱۵] ، ۲۰۰۳).
علاوه بر اختلالات روانی، تعارض بر سلامتی جسمی نیز تأثیر دارد.افرادی که روابطی رضایت‏بخش و حمایت‏آمیز دارند در مقایسه با زوج‏های دارای مشکل به احتمال کمتری دچار بیماری‏های مهم می‏شوند و در هنگام بیماری نیز بهتر معالجه می‏گردند.همچنین رابطه مستندی بین درد و رفتارهای سازگارانه با بیماری‏های مزمن و تقویت غیرعمدی رفتار بیماری در روابط دارای مشکل وجود دارد.
به‏همین‏ترتیب مشکلات زناشویی تأثیرات مستقیمی بر فرایندهای فیزیولوژیک بر جای می‏گذارد؛از جمله تعارض در رابطه با کاهش ایمنی بدن، افزایش فشار خون و احتمال تصلب‏شرایین رابطه دارد(شمالینگ و شر[۲۱۶] ، ۲۰۱۰).
تعارض زناشویی با پدیده خشونت نیز مرتبط است. حدود یک چهارم ازدواج‏ها حداقل در یک مقطع با تهاجم فیزیکی بین‏فردی روبرو می‏شوند، خشونت تقریبا همیشه با آشفتگی رابطه ارتباط دارد.
تقریبا سه‏چهارم زوج‏های درمانده که برای درمان مراجعه می‏کنند، خشونت یک همسر نسبت به دیگری را در یک سال اخیر گزارش می‏کنند(اولیری[۲۱۷] ، ۲۰۰۱، به نقل از هالفورد، ۲۰۰۸).این خشونت غالب اوقات به صورت پرتاب اشیاء، هل دادن، سیلی زدن یا پرتاب کردن می‏باشد. میزان خشونت اوایل رابطه یکی از پیش‏بینی کننده‏های مهم شکست در ازدواج است(هالفورد، ۲۰۰۸).
تعارض در روابط زناشویی بر کل رابطه نیز تأثیر دارد.پژوهش نشان می‏دهد زوچین متعارض کمترین میزان رضایت‏مندی از ازدواج و بیشترین احتمال طلاق را نشان می‏دهند (فاورزوالسون، ۲۰۰۷).
در ایران نیز از هر ۱۰۰۰ ازدواج حداقل ۱۷۴ مورد آن با رضایت از رابطه، اسنادهای بوجود آمده و استحکام رابطه مرتبط است. بنابراین تعارض از جمله مهم‏ترین مباحث در مطالعه ارتباط بین‏فردی و روابط زوجین در نظریه‏های زوج‏درمانی به شمار می‏رود و بررسی آن ضروری به نظر می‏رسد.
رایس[۲۱۸] (۲۰۰۶) دو نوع تعارض را در روابط زناشویی مطرح میسازد: تعارض سازنده و تعارض مخرّب. در تعارض سازنده تمرکز بر حل مسئله بوده، در حالی که در تعارض مخرّب زوجین همدیگر را به جای مسئله مورد حمله قرار می دهند. در این تعارض از طریق سرزنش و انتقاد هر یک از زوجین سعی دارند دیگری را تحت نفوذ خود درآورده و اظهارنظرهای بسیار منفی علیه یکدیگر به کار می برند که در این حالت ارتباط درستی بین آنها برقرار نمی شود (افخمی،‌ بهرامی و فاتحیزاده، ۱۳۸۶).
در تعریفی که وینچ و همکاران[۲۱۹] در سال ۱۹۷۴ از تعارض زناشویی عنوان کرده اند آن را به عدم انطباق بین وضعیتی که وجود دارد و وضعیتی که مورد انتظار است به حساب اورده اند (به نقل ازسلیمانیان، ۱۳۸۲).
انها معیارهای هشت گانه ای را برای موفقیت زناشویی برشمرده اند. این معیارها عبارتند از:
۱- ثبات
۲- انتظارات اجتماعی
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۳- رشد شخصیت
۴- مصاحبت
۵- شادی
۶- رضایت
۷- سازگار
۸ – یکپارچگی
شاد بودن به عنوان یک فرد یا زوج پیوسته در تمام عمر کار سختی است ، هیچ فردی همیشه شاد نیست و برای زوج ها نیز طبیعی است که دوره هایی از ناشادی، کشمکش یا فشار داشته باشند.واقعیت این است که ازدواج فرد را شاد نمی کند،شاد نگه نمی دارد و یا به وی کمک نمی کند که از زحمت و سختی دور شود.قطعاً کسی که هدفش از ازدواج همیشه شاد بودن است محکوم به شکست است(ملازاده ،۱۳۸۶).
ادل[۲۲۰] (۲۰۰۴ ، به نقل از ملازاده ،۱۳۸۶) توافق در ارزش ها را با عدم تعارض زناشویی مرتبط می داند به این معناکه زوج های موفق خود را با نظام زندگیشان منطبق می سازند. مطالعه ازدواج هایی که امکان ارزیابی به انها وجود دارد بر این دلالت می کند که الگو های متفاوتی در عملکرد موفقیت امیز ازدواج ها به نمایش گذاشته می شوند.
بنابرانتظارات لیدرر[۲۲۱] (۲۰۰۵، به نقل از ملازاده ،۱۳۸۶) یک روش واحد برای دو نفر به منظور داشتن زندگی زناشویی خشنود وجود ندارد اما با پیگیری عناصر اصلی معلوم می شود که گرچه الگوها متنوعند ولی قواعد مشترکی وجود دارند. برخی از قواعد مشترکی که در ازدواج ها خشنود با الگوهای عملکردی متنوع مشاهده می شوند عبارتند از:
۱- همسران در یک زندگی زناشویی موفق، بادوام و توام با رضایت به یکدیگر احترام می گذارند ، هریک از همسران یعنی ویژگی ها یا توانایی های قابل احترام را در دیگری می یابد.مثل همسر خوبی بودن،تامین مخارج کردن، طبع و ذوق هنری داشتن و… هر چه میدان احترام گذاری به یکدیگر وسیع تر باشد زندگی زناشویی رضایتمندانه تر خواهد بود. این همسران تایید و ارزش گذاری خود برای همسرشان را نشان می دهد و به طور پیوسته کارهایی را انجام می دهند و بیان می کنند که عواطف ، عشق و احترامشان را با یکدیگر نشان می دهند و کلمات و اعمالی را که اهداف مثبت ازدواجشان را تایید و حمایت می کند انتخاب می کنند.
۲- همسران نسبت به یکدیگر صبور هستند. انها درک می کنند که امکان فریب خوردن یا خطا کردن در خودشان وجود دارد. انسان را اسیب پذیر می بینند و به این ترتیب می توانند قصور و کوتاهی دیگری را بپذیرند.آنها مسئولیت رفتار و عزت نفس خودشان را به طور فردی می پذیرند و انتظار ندارند که شریک زندگیشان مسئول شاد و خوشحال نگه داشتن انها باشد. به همین دلیل از سرزنش یکدیگر اجتناب می کنند و در عوض انچه در مورد همسرشان درست است تایید می کنند ، با همدلی به سخنان یکدیگر گوش می دهند و در جستجوی عواملی هستند که در روابط انها تاثیر مثبت بجای می گذارد.
۳- همسران بر پایه اعتماد متقابل به تشریک مساعی می پردازند. تشریک مساعی بر اعتماد تقابل زوج های دارای زندگی زناشویی با ثبات و رضایت بخش بنیان نهاده شده است و به انها امکان صرف وقت،انرژی، رغبت و اطمینان به درگیر شدن در فعالیت ها و کارهای فرعی خارج از محیط زناشویی شان را می دهد. انها ازاد هستند که نه تنها فقط از یکدیگر بلکه از هر چیز و هر کس دیگر که ممکن است انها را بطور فردی یا دوتایی غلاقه مند سازد، لذت ببرند.
۴- در یک ارتباط زناشویی توام با حس همکاری و مشارکت ممکن نیست زن و مرد همیشه با یکدیگر موافق باشند اما می توانند براحتی مخالفت خود را اعلام کنند و این امر مورد پذیرش قرار گیرد. انها بدنبال راه حل می گیرند که مورد تایید هر دو قرار گیردریال،مشکلات زندگی را همواره با یکدیگر حل کنند و به طور منظم و صحیح برای تعریف و حل مشکلات حتی اگر خیلی ساده باشند به گفتگو می پردازند (ملازاده،۱۳۸۶).
نتایج تحقیقات بوث و اماتو[۲۲۲] (۲۰۰۴ ، به نقل از ملازاده ،۱۳۸۶) نشان داد که سازگاری روانشناختی بیشتر در بعد فردی می تواند سازگاری و رضامندی زناشویی بهتری را در پی داشته باشد. از سوی دیگر رضایت مندی زناشویی نیز به سازگاری و رضایت عمومی در زمینه های مختلف مانند روابط اجتماعی بین فردی و رضامندی شغلی کمک می نماید. با وجود این نباید تصور شود که فقط کیفیت روان شناختی یکطرفه کافی است .چون وجود سازگاری ، روابط دوستانه و محبت امیز بازخوردها و سبک زندگی کاملاً متفاوت از یکدیگر است. به بیان دیگربرای نارضایتی و ناسازگاری زناشویی ضرورتاً نباید هر دو نفر مشکل داشته باشند.رضایت مندی زناشویی می تواند بطور کامل بر کیفیت زندگی تاثیر گذارد. تحقیقات انجام شده اهمیت تاثیر ان را بر انواع نتایج بالینی مانند برداشت روانی، برداشت جسمانی و حتی طول عمر تایید نموده اند ، با توجه به اهمیت رضایت مندی زناشویی در بهداشت و سلامت، بسیاری از متخصصان این سازه را همواره مورد سنجش قرار می دهند (الیور و میلر[۲۲۳]،۱۹۹۴،به نقل از سیدی،۱۳۸۶).
۲-۲-۲-تعارض زناشویی
تعارض به طور طبیعی در تمام زمینه‌های شغلی،تحصیلی، خانوادگی، ازدواج و در سطح فردی و جمعی روی می‌دهد. روابط خانوادگی فشرده‌ترین موقعیت برای تعارضات بین فردی است. روابط عاطفی و عاشقانه زمینه را برای محک زدن جدی مهارتهای آموخته شده برای زندگی مهیا می‌کنند. در ارتباط بین افراد تعارض وقتی بروز می‌کند که فرد بین اهداف،نیازها، یا امیال شخصی خودش و اهداف، نیازها و امیال شخصی طرف مقابلش ناهمسازی و ناهمخوانی می‌بیند (پریوت و روبین[۲۲۴] ،۲۰۰۳؛ به نقل از وانگ[۲۲۵] ،۲۰۰۶ ). به طورکلی، طراوت و سلامت خانواده تا اندازه‌ای به میزان تعارض در خانواده و نوع تعارضی که تجربه می‌کنند، بستگی دارد. تعارضات در خانواده اغلب منجر به استرس می‌شود، می‌تواند پیش بینی کننده شروع افسردگی، اضطراب و بسیاری از بیماریهای جسمی و روانی باشد. (اورهوسلر و آدامز[۲۲۶] ، ۲۰۰۵ )
زیگرت و استمپ[۲۲۷] (۲۰۰۹) اثرات”اولین نبرد بزرگ” را در روابط عاشقانه بررسی کردند و پی بردند که برخی زوجها برنده و عده ای بازنده اند. آنها نتیجه گرفتند که”تفاوت بزرگ بین برندگان و بازندگان در شیوه درک و اداره تعارض توسط آنها بود”. ویلموت[۲۲۸] (۲۰۰۵) خاطر نشان می‌کند: ” آنچه که در مقیاس وسیع، طول عمر رابطه را معین می‌کند این است که طرفین رابطه تا چه اندازه با موفقیت از برهه‌های تعارض می‌گذرند”. به عقیده کومستاک و استرزیزویک[۲۲۹] (۲۰۰۳ ) این وجود یا نبود تعارض نیست که”کیفیت ازدواج” را تعیین می‌کند بلکه طرز اداره موقعیتهای تعارض آمیز است که کیفیت رابطه زناشویی را تعیین می‌کند. بنابراین، مهارت کلیدی در روابط متعهدانه دراز مدت، مدیریت تعارض است (ویلموت و هاکر[۲۳۰]،۲۰۱۰)
وقتی تعارض بروز می‌کند، طرفین رابطه دست بکار می‌شوند تا با اقدام برای برطرف کردن آن دوباره آرامش را به رابطه بازگردانند. تجارب، دانش، باورها و ارزشهای افراد شیوه‌های مختلفی را برای حل تعارضات پیش روی آنها می‌گذارد.‌ این شیوه ها به “سبکها و تاکتیکهای حل تعارض” موسومند (ویلموت و هاکر ،۲۰۱۰).
سبکهای حل تعارض در واقع پاسخهای الگوبرداری شده یا مجموعه ای از رفتارند که افراد در هنگام تعارض به کار می‌برند. تاکتیکها در واقع حرکات فردی هستند که افراد انجام می‌دهند تا نظرکلی خود را پیش ببرند. بنابراین، سبکها تصویر بزرگتری را ارائه می‌دهند. درحالی که تاکتیکها قطعات ارتباطی خاص این تصویر بزرگتر را توصیف می‌کنند. با این حال، وقتی این تاکتیکها به دفعات بسیار زیادی بکار می‌روند، تبدیل به سبک یا پاسخ الگوبرداری شده می‌شوند (ویلموت و هاکر،۲۰۱۰).
دگرگرن سازی تعارض به تغییر مفهومی ویا ادراکی در یکی یا بیش از یکی از طرفین رابطه متکی است. “برداشت یا تصور” ، هسته اصلی واکاوی تعارضات است. در تعارضات بین فردی، افراد طوری واکنش نشان می‌دهندگویی‌که در اصل اهداف متفاوتی دارند، برخی منابع به اندازه کافی وجود ندارند و طرف مقابل در واقع پا در راهی می‌گذارد که انگار که در حق دیگری لطف می‌کند. گاهی مواقع، باور بر این است که این شرایط واقعی است اما مقایسه اینکه چه چیزی واقعی است و چه چیزی از نظر شخص درست است، مبنای تحلیل تعارض را شکل می‌دهد(همان منبع)
مداخلات آموزشی و درمانی متعددی برای حل تعارضات زناشویی صورت گرفته است. برخی بر عوامل شناختی نظیر الگو‌های اسنادی و یا باورهای غیر منطقی عام یا خاص رابطه تاکید کرده اند (برای نمونه الیس و هارپر[۲۳۱] ،۱۹۷۵؛اپستین و ایدلسون[۲۳۲] ،۱۹۸۱؛ الیس و گریگر [۲۳۳]، ۱۹۷۷؛رومانس و دبورد[۲۳۴]، ۱۹۹۶؛ به نقل ازبهاری و سیف،۱۳۸۴). زیرا این باور وجود دارد که درک پویاییهای زناشویی و تغییر رابطه اهمیت زیادی دارد (برای نمونه، بوکام[۲۳۵] ،۱۹۸۱؛اپستاین ،۱۹۸۲؛ به نقل از اعتمادی،۱۳۸۴) و برخی نیز تبادلات رفتاری زناشویی و یا عوامل رابطه‌ای نظیر مهارتها را کانون مداخله خود قرار داده اند (برای نمونه،جاکوبسن و مارگولین[۲۳۶] ، ۱۹۷۹ ؛به نقل از برنشتاین و برنشتاین[۲۳۷] ،ترجمه سهرابی۱۳۸۷). عده ای نیز بر هیجانها و یا بر سیستم زناشویی تاکید کرده اند.
حل مسئله
اغلب مشکلات زناشویی از نداشتن یا به کارنبستن مهارت‌های ارتباطی ناشی می‌شوند و حل مسأله ازجمله مهارت‌های سازنده‌ای است که می‌تواند مشکلات رابطه‌ای همسران را کاهش دهد. همچنین آگاهی زوجین از طبیعی بودن اختلاف‌ها و تفاوت‌های زن و شوهر و نگریستن به تعارض به عنوان یک مسأله و چالش برای حل‌کردن و نه یک عامل تهدیدکننده و مخرب می‌تواند در حل اختلافات آنها کمک بسزایی محسوب شود.
صاحب‌نظران یکی از مهمترین مشخصه‌ های موقعیت‌های مسأله‌آفرین ازجمله تعارض همسران را واکنش هیجانی افراد می‌دانند. آنها عقیده دارند اولین قدم در کلیه مسایل زندگی مگر ساده‌ترین آنها «مکث کردن و فکر کردن» است. اگر افراد در هنگام مواجهه با مشکل فوراً پاسخ دهند ممکن است وقت کافی برای پاسخ‌های شناختی باقی نگذارند، پاسخ‌هایی که به شخص در انتخاب سلسله اقدامات مؤثر کمک می‌کنند (دیویسون و گلدفرید[۲۳۸]، ۱۳۷۱؛ ترجمه احمدی). لذا شیوه حل مسأله می تواند در بروز واکنش‌های هیجانی زوجین مؤثر باشد. در پایان با توجه به مؤثربودن شیوه آموزش حل مسأله در کاهش تعارض همسران شهر اصفهان، توصیه می‌شود سایر مشاوران و رواندرمانگران خانواده و ازدواج نیز از این شیوه استفاده کنند
عدم توافق موجود بین زوج ها نه تنها غیر عادی است بلکه اگر ساختارمند حل شود باعث تحکیم رابطه می‌شود. غم، تنش و بروز خشم بین زوج ها گریز ناپذیر است. منبع این اختلاف‌ها می تواند تقاضاهای غیر واقع بینانه و غیرمعقولانه، انتظارات کشف نشده و موضوعات حل نشده یکی از زوج ها باشد. حل کردن تعارض ها، احتیاج به صداقت و شوق برای درک دیدگاه همسر دارد، حتی اگر بسیار زمان بر باشد.ارتباط سالم موضوع حساسی است به خصوص وقتی موضوع تصمیمات ما در مورد روابط زناشویی، دوره کار، ازدواج و تشکیل خانواده باشد.
حل مسئله بر یک فرایند رفتاری شناختی یا آشکار دلالت دارد که پاسخهای بالقوه مؤثر برای موقعیت مشکل را فراهم می‌کند. احتمال انتخاب مؤثرترین پاسخ را از میان پاسخهای متعدد، افزایش می‌دهد.برنامه حل مساله به دو مرحله تقسیم می‌شود.
۱- شناسایی مشکل
۲- حل کردن مشکل
در مرحله اول فرد تلاش می‌کنند شناخت متقابلی از مشکل بدست آورند. در این مرحله مهارتهای مختلفی مورد نیاز است. شریکها باید مهارتهای تصریح رفتاری، بیان احساس و مهارت گوش دادن فعال را داشته باشند. در مرحله دوم، انتخاب و اجرای یک راه‌حل مهمترین کار است.با سازماندهی حل مساله به این دو مرحله و مراحل فرعی مختلف، می‌آموزیم که این فرایند جدید نظامدار و کنترل شده است. با این ذهنیت، برنامه ارائه شده در قسمت بعدی تلاشی است برای سازماندهی کوشش‌های حل مساله جهت استفاده در جلسه درمان و خانه.
۱– شناسایی مشکل
مرحله ۱: انتخاب زمان و مکان مناسب برای حل مساله
قبل از هرگونه تلاش برای حل مشکل، زن و شوهرها باید ابتدا محیطی پیدا کنند که بحث و بررسی صریح موضوعات را تسهیل نماید، همچنین زمان حل مساله نیز باید مناسب باشد.
مرحله۲: ثبت جلسات حل مساله
چهار نوع اطلاعات مهم حاصل از جلسه حل مساله وجود دارد که می‌بایست در دفترچه یادداشت زن و شوهر ثبت شود:‌تاریخ،‌ مشکل بحث شده، پیامد به دست آمده و امضای زن و شوهر.
مرحله ۳: تعریف دقیق مشکل
اولاً شریکها باید به خاطر داشته باشند تا به حقایق پایبند باشند. دوم، شریکها باید تلاش کنند بیشتر از یک مشکل را در هر بار بحث نکنند. سوم در نظر داشته باشند مشکلاتی را که در حال حاضر اتفاق افتاده است یا به طور بالقوه در آینده نزدیک بروز می‌کند، بحث کنند.
۲- حل مشکل
مرحله ۴: پذیرفتن مشکل و حرکت در جهت یافتن راه‌حل
افراد به منظور اینکه مساله‌گشای خوبی باشند، باید ابتدا یاد بگیرند گوش کنند و نظر و احساس همسرشان را بپذیرند. سپس به اتفاق همدیگر می‌توانند این سئوال مهم را مطرح کنند. (برای حل این وضعیت چه کاری می‌توان کرد؟)
مرحله ۵: راه‌حل مشکل مستلزم تصریح هدف است
شریکها جهت حل مشکل خوشان ابتدا باید بدانند برای چه هدفی می‌کوشند. بنابراین اهداف باید عینی باشند و به صورت صریحی عنوان شوند تا به خوبی دریابیم به این هدفها دست یافته‌ایم یا نه و آیا این اهداف برای هر دوی آنها قابل پذیرش است و سرانجام اینکه هدف باید عملی باشد.
مرحله ۶: در نظر گرفتن طبقه وسیعی از راه ‌حل ‌های احتمالی
بعد از ارائه اهداف شریکها باید راه‌حلهای بسیار مختلفی را برای حل مشکلات جستجو کرده و در نظر بگیرند مهمترین مساله این است که افراد باید در ارائه و مطرح کردن راه‌حلهای احتمالی به طور کلی عاری از تعصب بوده و سعه صدر داشته باشند. آنها باید خلاق باشند، راه‌حلها را فهرست‌بندی نمایند بعد از آن به صورت منطقی ارزیابی می‌شوند.
مرحله ۷: انتخاب یک راه‌حل با توافق طرفین
شریک ها چطور تصمیم می‌گیرند که کدام راه‌حل باید انتخاب شود؟ پاسخ این است که آنان باید با هم به توافق برسند به منظور دستیابی به بهترین راه ‌حل ‌ها برای مشکلات زن و شوهر هر دو باید موافقت کنند تا حدی در موضع‌شان تعدیل به وجود آورند که نیازهای همسر و خود را با وضعیت تطبیق دهند.بهبود مهارت‌های حل مسالهکی از رویکردهای درمانی متفاوتی است که برای تسهیل تعامل مؤثر زن و شوهر در دسترس می‌باشد. هدف درمان برای زن و شوهر این است که در نهایت درمانگران خود باشند.همچنین مهارت‌های که آنان کسب می‌کنند می‌تواند در مورد طبقه وسیعی از مشکلات که به‌طور غیرقابل اجتنابی در روابط دراز‌مدت اتفاق می‌افتند به کار برده شوند.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
ادبیات زنانه در آثار (میرزاده عشقی، ایرج میرزا، عارف قزوینی)- قسمت ۱۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مگر زن در میان ما بشر نیست؟ مگر زن در تمیز خیر و شر نیست
چو زن تعلیم دید و دانش آموخت رواق جان به نور بینش افروخت
گرفتم من که این دنیا بهشتست بهشتی حور در لفافه زشتست
در اقطار دگر زن یار مردست در این محنت سرا سربار مردست
خدایا کی شوند این خلق خسته از این عقد و نکاح چشم بسته (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۷۵- ۹۶)
این شعر که شاعر به خاطر آن شهرت بسیار کسب کرد در هجو عارف قزوینی سروده شده است این مثنوی به سبک جلایر نامه قائم مقام فراهانی ساخته شده است در این منظومه ایرج میرزا از عارف دوست قدیمیاش گله میکند چرا که در خانهی او منزل نکرده و رکیک ترین کلمات را بر زبان میآورد با این همه مثنوی عارفنامه قسمتهای بسیار زیبایی دربارهی زن و حجاب بیان میکند و معتقد است تا زن در بند حجاب است نمیتواند به حق خود برسد و اینکه حجاب تنها مانع عصمت و عفت داشتن نیست پس حجاب مصونیت از بلاها را سبب نمیشود شاعر از حجاب انتقاد میکند و با طرح داستانی که زنی با وجود حجاب اغفال میشود و تن به کاری پست میدهد بیان میدارد اوضاع کشور تنها با حجاب و پوشیده داشتن بانوان روبراه نمیشود به نظر شاعر زنان چون حورند که نباید در پرده و حجاب مخفی بمانند پس به جامعه آمدن زنان را مطرح میکند او تجدد بانوان غرب را بیان میکند که همدوش با مردان در فعالیتهای جامعه شرکت میکنند و ایران را محنت سرای میداند که مانع حضور زنان میشود شاعر طرفدار تجدد و نوگرایی و با خرافات مخالفت میکند. ایرج معتقد است حتی اسلام هم به مسئله حجاب چنین نمینگرد شاعر از عقد و نکاح چشم بسته انتقاد میکند.
و همه آنها را نتیجه حجاب زنان میداند شاعر در این مثنوی ملت ایران را به سه گروه تقسیم میکند: نخست بزرگان که با بیگانگان پیوند دارند و علاقهای به میهن ندارند دوم کارکنان دستگاه های دولتی که آهی در بساط ندارند و ورود آنها به سیاست برای دست و پا کردن شغل است و سوم گروه رعایا و دهقانان که از ظلم مالک در عذابند و مردم نادان و بی سوادند که نه آزادی دارند و نه نظم و قانون میپسندند به نظر شاعر این مجموع و مخلوط که ملت ایران است قادر به تعیین سرنوشت خود نمیداند و برای رهایی آنان از این وضع ناهنجار راهی نمیشناسند و به عارف پند میدهد که نباید برای چنین مردمی سخنی از رسم و آیین گفت.
شاعر زن را در این شعر تشویق به دفاع از حق خود میکند از دید او زن باید به اجتماع بیاید در فعالیتها شرکت نماید و اگر ارزش زن شناخته شود به اوج فلک میرسد و اگر ارزشها را بیاموزد هم از خود دفاع میکند هم از بلاها جان سالم به در میبرد در این شعر ایرج میرزا با خرافات و موهومات میجنگد و گامی بسیار موثر در راه نوجویی و نوخواهی بر میدارد.
۲- زهره و منوچهر
صبح نتابیده هنوز آفتاب وا نشده دیده نرگس زخواب
تازه گل آتشی مشک بوی شسته زشبنم به چمن دست و روی
نجم فلک عاشق سردوشیاش زهره طلبکار هم آغوشیاش
از طرفی نیز در آن صبح گاه زهره مهین دختر خالوی ماه
آلهه عشق منم در جهان از چه به من چیره شود این جوان
زهره طناز به انواع ناز کرد بر او دست تمتع دراز
هر زن و مردی که به من بنگرد یک قدم از پهلوی من نگذرد
زن نکند در دل جنگی مقام عشق زنان است به جنگی حرام
قلب سپاه است چو ماوای من قلب فلان زن نشود جای من
مکر زنان خواندهام اندر رمان عشق زنان دیدهام از این و آن
دُر ثمین از پی تزیین بود دختر بکر از پی کابین بود
آن که خداوند خدایان بود خالق ما و همه کَیهان بود
عشق چو در قالب من آفرید قالب من قالب زن آفرید
زهره چو بنمود به گردون صعود باز منوچهر در آن نقطه بود
مست صفت سست شد اعصاب او برد در آن حال کمی خواب او
چشم چو زان خواب گران برگشود غیر منوچهر شبِ پیش بود (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۹۷- ۱۱۹).
این منظومه از متین ترین شعرهای شاعر است موضوع زهره و منوچهر از ویلیام شکسپیر گرفته شده و در حقیقت ترجمه آزادی از ونوس و آدونیس شاعر بزرگ انگلیسی است.
ماجرای شاعرانه عشقبازی ونوس (آفرودیت) الهه عشق و زیبایی با آدونیس پسر و نواده پادشاه قبرس یکی از زیباترین فصول افسانههای اساطیری یونان است.
شکسپیر روایتی از افسانه ونوس و آدونیس را مطابق ذوق و سلیقه مردم زمان خود از نو در ادبیات انگلیسی زنده کرده و ایرج آن را از شاعر انگلیسی گرفته قسمت اول داستان را، که شرح عشقبازیهای پرشور ونوس با شکار افکن جوان است، به نام زهره و منوچهر به شعر فارسی در آورده است.
ایرج محل وقوع حوادث را در کوهستانهای ایران قرار داد، و «آدونیس» جوان را به صورت نایب اول قشون تصویر کرده است.
منوچهر، قهرمان ۱۶ ساله داستان ایرج، دیگر آدونیس افسانهای خدایان نیست بلکه سپاهی روزگار ماست که «برطرف کلاهش لبه دوخته» و دارای شمشیر و نشان و واکسیل بند است و با تفنگ و فشنگ پی نخجیر رفته است. جوانی است بسیار محجوب و با شرم که هنوز کشمکش عشق ندیده و لذت مستی نچشیده، ساده و در عین سادگی عاقبت اندیش است.
اما «زهره» که در ادبیات ایران و یونان تقریباً نقش مشترکی دارد و در هر دو داستان همان دختر «ناقلا» ی آسمانهاست، در شعر ایرج دارای صفات زمینی و در حقیقت یکی از زیبارویان ایرانی است.
داستان با دیدار «زهره» و «منوچهر» در یک سحرگاه، که هنوز آفتاب نتابیده و دیده نرگس از خواب وا نشده، آغاز میشود.
زهره چرخ نشین، که کسوت افلاکیان از برکنده و مقنعه خاکیان به سر کرده است، از آرامگاه آسمانی خود فرود آمده و در شکارگاه بر منوچهر ظاهر و از همان دیدار اول فریفته «پسر خاکی» میشود و به یک دل نه به صد دل در خم فتراک جوان دلیر اسیر میگردد. (آرین پور، ج ۲، ۱۳۸۲، ص ۴۰۲)
تمام ابیات این مثنوی پر از تابلوهای رنگین و متعدد راز و نیاز زهره و خودداری و گرانجانی منوچهر است.
شکسپیر در اثر خود مستقیماً و بدون تمهید مقدمه به بیان مطلب پرداخته، اما ایرج بیش از شرح دیدار زهره و سپاهی جوان مقدمهای طولانی میچیند: زیبایی قهرمان داستان، سر و وضع لباس او، اخلاق و صفات و تمایلات وی و موجباتی را که «حجله نشین فلک سوم» را از آسمان به زمین فرود آورده و اشتعال نخستین عشق او را مو به مو بیان میکند و پیداست که شاعر ایرانی به این مقدمه چینی نیازمند بوده تا خوانندگان خود را با موضوع افسانه قدیم آشنا سازد.
ایرج در نقل داستان به زبان فارسی چنان استادی و هنرمندی به کار برده و مضامینی را که از شاعر انگلیسی به عاریه گرفته، چنان با صحنههای عادی و معمولی زندگانی ایرانی در آمیخته که خواننده هرگز احساس نمیکند که موضوع داستان و صحنه دیدار و گفتگوی قهرمانان از یک اثر خارجی ترجمه یا اقتباس شده است. (آرین پور، ج ۲، ۱۳۸۲، صص ۴۰۲- ۴۰۳)
زهره و منوچهر یک اثر کاملاً مستقل و یک ترانه عاشقانه زنده و زیباست. در این منظومه عشق و دلدادگی «زهره»- برخلاف اکثر داستانهای ایرانی- یک عشق آسمانی و عرفانی نیست، بلکه عشقی است زمینی و انسانی با تمام جمال و کمال طبیعی آن، گفتگوی قهرمانان، که قسمت اعظم داستان را تشکیل میدهد، نمونه ممتاز سخن منظوم فارسی است- روان و رسا و سرشار از طنز و شوخی … شاعر در این ابیات چهره اشخاص و اندیشه و احساسات آنان را همه جا با عباراتی ساده و موجز و وافی به مقصود تصویر کرده و به واسطه همین سبک بیان و صفات و مختصات تقریباً بی سابقه است.
داستان ونوس و آدونیس شکسپیر پایان غم انگیزی دارد:
«آدونیس» «ونوس» را وداع میکند و به شکار گراز میرود «ونوس» چندی با دل اندوهگین بر جا میماند و بعد نالان و گریان در پی گمگشته خود سر به دشت و صحرا میگذارد و ناگهان بر بالین «آدونیس» میرسد که بر زمین افتاده و سینهاش از زخم دندان گراز چاک شده است. دستش را میگیرد و بر لبانش مینگرد و هر دو را سرد و بیجان مییابد داستان عشق و دلبری در گوشش میخواند و او را همچنان خونسرد و بی اعتنا میبیند پلکهایش را از هم میگشاید و در زیر آنها رد شمع سوخته و بیفروغ مییابد. آنگاه چهرهاش را به خون فرو بسته معشوق آغشته میکند و با خود چنین میگوید: حال که مرگ معشوق مرا در ربود، هرگز مباد عشقی که بی درد و غم باشد … (آرین پور، ج ۲، ۱۳۸۲، ص ۴۰۷).
در این هنگام گویی جسم «آدونیس» بخاری شده بر هوا میرود و در آنجا که خون وی ریخته بود، گلی ارغوانی و جای جای سفید میروید. «ونوس» (زهره) آن گل را از زمین میکند و در بستر سینه خود جای میدهد و افسرده و ملول بر گردونهای از نور، که کبوتران سفید آن را میکشند، نشسته راه آسمان در پیش میگیرد و از آن پس دیگر هرگز آهنگ جهان خاکی نمیکند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
به آسانی نمیتوان پیش بینی کرد که ایرج داستان زهره و منوچهر را چگونه میخواسته است به انجام برساند. از حسین سمیعی ادیب السلطنه شنیدم که گفت ایرج خود همیشه مردد بود و به درستی نمیدانست که این ماجرای عاشقانه را به وصل یا هجران ختم کند، ولی با توجه به اینکه شاعر بی هیچ تردیدی اصل انگلیسی داستان یا ترجمه آن را در دست داشته و در آغاز داستان تا حد زیادی از لحن پر شور و نشاط آن پیروی کرده است، میتوان نتیجه گرفت که شاعر پایان دردناک و غم انگیز آن را هم نادیده نمیگرفته است.
از ابیات زیر نیز که در واپسین قسمت زهره و منوچهر گنجانیده شده، به خوبی پیداست که شاعر ایرانی راهی جز آن نداشته که جام عشق را با زهر رنج و تلخکامی در آمیزد و حکایت را با مرگ معشوق و ناکامی معشوقه به پایان برد: (آرین پور، ج ۲، ۱۳۸۲، ص ۴۰۷).
گرچه همه عشق بود دین من باد بر او لعنت و نفرین من
داد به من چون غم و زحمت زیاد قسمت او جز غم و زحمت مباد (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، ص ۱۱۴).
در این شعر زن معشوق زمینی و مادی است که دلبری میکند زیبایی خود را در معرض دیدگان عاشق ظاهر مینماید پس زن ستوده شده است ولی نه از لحاظ عرفانی و آسمانی او الههای است که از نظر وجاهت چون عروسی است که او را به انواع زیور آراستهاند کسی که جهان بدون وجودش ارزش زیستن ندارد.
عاشق پیوسته در پی تعریف و توصیف معشوق است این داستان یادآور عشقهای قدیم ایران است عشقهایی که پیشنهاد خواستگاری از طرف بانوان است و در واقع تداعی کنندهی داستانهای زنان شاهنامه است زنانی چون تهمینه و منیژه که به مردان مورد علاقهی خود پیشنهاد ازدواج دادند عاشق خود را وطن پرست معرفی میکند که غیر از عشق آب و خاک عشق زن را در دل جای نمینهد از دید او زن موجودی فریب دهنده است پس زن در اینجا عاشقتر از مرد است در اینجا زن میخواهد با برتر دانستن خلقت خود و وابستگی هستی به خود بلاخره عاشق را رام خود میکند سپس از نظر او دور میشود و او را به غرقاب عشق میافکند.
۳- انقلاب ادبی
ای خدا باز شبِ تار آمد نه طبیب و نه پرستار آمد
باز یاد آمدم آن چشم سیاه آن سر زلف و بناگوش چو ماه
فتنهها در سر دین و وطن است این دو لفظ است که اصل فِتَن است
صحبت دین و وطن یعنی چه دین تو موطن من یعنی چه؟
همه عالم همه کس را وطن است همه جا موطن هر مرد و زن است (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۲۰- ۱۲۷)
ایرج مثنوی انقلاب ادبی را در سفر خراسان سرود او اوضاع اداری و مالی خراسان را در این شعر به تصویر کشیده است و به گروهی از تجدد خواهان و نو پردازان میتازد بدین منظور لغات بیگانه را به صورت اصلی یا تحریف شده در اشعار خود جا به جا میکند در این شعر شاعر تمام جهان را وطنی فرض میکند که میتواند جایگاهی امن برای هر مرد و زنی باشد پس زن را برابر با مرد میداند که بایستی از حقوق یکسان با او برخوردار باشد.
از دید او زن میتواند یاریگر مرد در تمام ناملایمات زندگی اجتماعی و سیاسی باشد در تمام سرنوشت کشور برابر با مردان و مثمر ثمر باشد نگاه شاعر به زن تجدد را به تصویر میکشد همان موضوعی که در زمان مشروطیت بسیار مورد بحث قرار گرفت و آزادی زنان در جامعه و تصمیم گیریهای آنان را در موضوعهای سیاسی و اجتماعی رقم زد.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۴- شاه و جام
پادشهی رفت به عزم شکار با حرم و خیل به دریا کنار
شاه بر او رأفت شاهانه راند دختر خود را به بر خویش خواند
بار دگر جام به دریا فکند دیده بر آن مرد توانا فکند
گفت اگر باز جنون آوری جام زگرداب برون آوری
جام دگر هدیه جانت کنم دختر خود نیز از آنت کنم
گفت به شه کای پدر مهربان رحم بکن بر پدر این جوان
دست و دلش کوفته و خسته است تازه زگرداب بلا جسته است
ترسمش از بس شده زار و زبون خوب از این آب نیاید برون
شاه نفرموده به دختر جواب بود جوان آب نشین چون حباب
بر لب سلطان نگذشته جواب از سر دلداده گذر کرد آب
عشق کند جام صبوری تهی آه مَنَ العشق و حالاته (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۲۸- ۱۳۲)
این شعر ترجمه شعر شیللر است در این شعر که یک عشق پاک توصیف میشود عاشق پاکباختهای امتحان میشود.
در داستانهای قدیمی همیشه برای رسیدن به معشوق امتحانهای سختی برگزار میشده است که هر کس از آن سربلند بیرون میآمده است به مقصود میرسیده است در این شعر نیز برای عاشق شرط گذاشته میشود که اگر طالب معشوق است باید جام را برای بار دوم از غرقاب بیرون آورد در اینجا زن نماد رأفت و مهربانی است که از پدر میخواهد از امتحان جوان عاشق صرفنظر کند.
در این میان عاشق به خاطر وصل محبوب جان خود را از دست میدهد از نظر ایرج زن در این شعر معشوق زمینی و مادی است و یا شاید هر موقعیت دلخواه دیگر که برای رسیدن به آن باید از هستی گذشت شاید گریز او به این داستان ظلم حاکمان زمان را یادآوری کند که اگر بخواهند نعمتی یا موقعیتی را به کسی هدیه دهند جان او را در عوض میستانند.
۷- مکتوب منظوم
و علیک السلام میر آخور صاحب اسب و استر و اشتر
وه چه خوب است اعتصام الملک خاصه چون افکند نشاطش کُلک
خاصه چون بُطر را به سر بکشد زن آفاق را به خر بکشد (ایرج میرزا، ۱۳۵۰، صص ۱۳۹- ۱۴۱)
در این شعر که به هجو اعتصام الملک اختصاص دارد و در واقع یکی از حاکمان را نکوهش میکند مقصود شاعر بیان اوضاع نابسامان کشور است که سران آن بدون توجه به اینکه حق مردم را بپردازند به فکر خوشگذرانی خود و چپاول کشور هستند.
زن در اینجا مانند آفاق توصیف شده است که همیشه در اختیار و نفوذ حاکمان است در اینجا با وجود اینکه شاعر به وجود زن وسعت میبخشد و او را زمین و آسمان و هستی معرفی میکند اما از تیره بختی و زیر دست بودن او سخن میگوید که باید همیشه فرمانبردار و مطیع باشد جرأت اختیار و اراده و آزادی از او گرفته شده است و مسخر مرد است.
زن با آنکه میتواند همه هستی باشد در جامعه نقطه مقابل هستی است و ناچیز و حقیر به شمار میآید شاعر چنین حاکمانی را که شخصیت زن را تحقیر میکنند پست میداند و همیشه در پی آن است که زن را به حق خود که همانا شرکت داشتن در فعالیتهای اجتماعی- سیاسی است برساند و پسندیده میداند که افقهای روشن برای زن ترسیم شود و او را در اوج قله ترقی و تجدد ببیند.
۱۰- برای کتاب آقای مخبر السلطنه گفته شد در خیالات عالی طفل

 

برای

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 239
  • 240
  • 241
  • ...
  • 242
  • ...
  • 243
  • 244
  • 245
  • ...
  • 246
  • ...
  • 247
  • 248
  • 249
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • بررسی ارزشیابی توصیفی بر اساس عوامل مدیریتی ، آموزشی، فیزیکی و روانی از دیدگاه معلمان ابتدایی شهرستان میناب- قسمت ۸
  • " فایل های دانشگاهی- گفتار دوم : تعریف اماره – 10 "
  • بررسی میزان توجه برنامه های درسی دوره پیش از دبستان به رشد شخصیت اجتماعی و عاطفی کودکان از دیدگاه مربیان و والدین ناحیه ۴ در سال تحصیلی ۹۲-۹۱- قسمت ۶- قسمت 2
  • ارزیابی نظریه های فقهی قاعده ی لا ضرر و بررسی امکان تلقی آن به عنوان مبنای مسئولیت مدنی در حقوق ایران- قسمت ۳
  • مواردی که کاش درباره آرایش در نظر می گرفتم
  • شناخت اثربخشی آموزش های ضمن خدمت کارکنان فرماندهی انتظامی استان مازندران- قسمت ۱۱
  • طراحی الگوی راهبردی ارزیابی عملکرد یگان های ناجا- قسمت ۹
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی و تحلیل شعر اعتراض در دهه۱۰_ ۴۰ (با تکیه بر ...
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره : بررسی رابطه بین کیفیت زندگی کاری و مشتری مداری- فایل ...
  • مطالعه-تطبیقی-دادرسی-عادلانه-در-حقوق-ایران-و-اسناد-بین-المللی-حقوق-بشر- قسمت ۲
  • ارزیابی پذیرش کیفیت خدمات الکترونیکی، رضایت و تمایلات مشتری درمطالعه میدانی بانک ملت استان کرمانشاه- قسمت ۱۱
  • -بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی» -بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی» فرضیه های تحقیق به نظر می رسد واژه های بیگ
  • منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی رفتار توده وار در صندوق های سرمایه گذاری مشترک در ...
  • دانلود مقالات : نگرش دانش محور به سازمان[۱]
  • راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع حقوق بین‌الملل بشردوستانه و حملات سایبری- فایل ۲۵
  • تحلیل محتوای کتاب ریاضی هفتم متوسطه اول سال تحصیلی ۹۴-۱۳۹۳- قسمت ۱۰
  • مطالب درباره بررسی خلاقیت دانش آموزان با نگرشهای فرزند پروری والدین در مدارس مقطع راهنمائی ...
  • فایل پایان نامه : اهمیت سرمایه ­گذاری
  • پایان نامه : تحلیل فساد در کشورهای جهان سوم
  • شئون رسالت حضرت عیسی علیه السلام از نگاه قرآن و عهد جدید- قسمت ۵
  • تاثیر مولفه های برند سازی درایجاد اعتماد به برند- قسمت ۲
  • بررسی ظرفیت پژوهشی از دیدگاه معلمان و نیازسنجی آموزش پژوهش معلمان ابتدایی شهر مشهد- قسمت ۶- قسمت 2

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان