اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
اثرعصاره الکلی درمنه کوهی بر تشنج ناشی ازپنتیلن تترازول در موش آزمایشگاهی نر- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پرشهای میوکلونیک (myoclonic jerks ) :
پرشهای سریع ناگهانی و غیرطبیعی اندامها میباشند که به دلیل انقباض سریع عضلات بویژه ماهیچههای خم کننده بروز مینمایند. علت آن دشارژهای صرعی است که از قشر یا ساقه مغز صادر میشود.
پیش درآمد (Aura) :
Aura به نشانه های عصبی میگویند که بیمار معمولاً چند ثانیه پیش از پیدایش حمله تشنج احساس می کند. Aura یک نوع صرع focal بهشمار میآید که در حقیقت برای مشخص نمودن کانون صرعی در مغز اهمیت دارد. پیش درآمد (Aura) به اشکال گوناگونی مثل سرگیجه، احساس بوی بد در دهان یا بینی و احساس چشایی نامطبوع بیان میگردد.( سلطان زاده ا.، ۱۳۸۳)
نشانه های اخطار دهنده (premonitory symptoms) :
برخی بیماران مبتلا به صرع چند روز پیش از حمله، حالات ویژهای دارند که هشدار دهنده بروز صرع در آنها میباشد. این نشانه ها ممکن است به صورت عصبی شدن، احساس خوشی، خستگی و یا میل به خوردن غذایی خاص باشد. تفاوت این حالات با پیش درآمد ( Aura) در طولانی بودن آنهاست.
دوره پس از حمله postictal phase :
این دوره به دنبال پایان یافتن حمله صرعی آغاز میشود و طی آن بیمار ممکن است حالت سرگیجه و
منگی داشته باشد و نوار مغز او کندی (Slowing) نشان دهد. اگر بیمار حمله گرندمال کرده باشد، در این دوره از سردرد و کوفتگی اندامها شاکی خواهد بود.
مرحله بین حملات (interictal phase) :
فاصله زمانی بین دو حمله پی در پی را که ممکن است از چند ساعت تا چندین روز باشد، مرحلهی interictal میگویند. هر چه این دوره کوتاهتر باشد، پیش آگاهی بدتر و نشانه کنترل نامناسب صرع است.
فلج پس از حمله todd’s paralysis :
اگر کانون صرعی در قشر حرکتی مخ باشد، گاهی پس از پایان حمله اندامی که حرکات تشنجی داشته است به مدت کمتر از ۲۴ ساعت فلج موقتی بنام « فلج تاد» پیدا میکند.( سلطان زاده ا.، ۱۳۸۳)
صرع کانونی (partial or focal epilepsy) :
چنانچه با شواهد بالینی یا نوار مغز، کانونی که حمله صرع از آن منشأ میگیرد مشخص گردد، به آن صرع کانونی یا focal گفته میشود؛ مانند صرع لب گیجگاهی. در این حالت اگر حمله موضعی باقی بماند، واژه کانونی ساده ( Simple focal seizure) و چنانچه به دنبال آن اختلال هوشیاری نیز بروز کند اصطلاح کانونی مرکب (Complex focal seizure) به کار میرود.
صرع فراگیر اولیه ((Primery Generalized Epilepsy :
در این گونه صرع بدون هیچ علامت قبلی و بدون شواهدی از کانونی بودن، بیمار به طور ناگهانی هوشیاری خود را از دست میدهد یا لحظهای مات میشود ( Petit mal) یا به صرع بزرگ (گرندمال) دچار میگردد و یا حرکات پرشی سریع و قرینه در اندامهای او پدید میآید.( myoclonic jerks )
اتوماتیسم (Automatism) :
اتوماتیسم حرکاتی کم و بیش هماهنگ است که بیمار به صورت غیرارادی و خودکار آنها را انجام می دهد؛ مثلاً پیاپی لبهایش را زبان میزند و یا ملچ ملچ میکند. بیمار هنگام اتوماتیسم به‌‌ آنچه انجام می دهد آگاه نیست. پس از آن نیز چیزی از کار انجام شده به یاد نمیآورد.( سلطان زاده ا.، ۱۳۸۳)
۱-۲ تشنج چیست؟
تشنج یک رویداد نهایی اختلال عملکرد مغزی و ناشی از تخلیه غیر طبیعی نورونهای مغزی میباشد که اغلب در یک منطقه شروع میشود و به سایر نقاط گسترش مییابد(حیدری م. وهمکاران،۱۳۸۴). یک تشنج زمانی رخ میدهد که یک عدم تعادل ناگهانی بین ورودی های تحریکی و مهاری به یک شبکه از نورونها صورت گرفته که منجر به تحریک پذیری بالا میگردد.( Gisele Zapata-Sudo et al,2010) حملات تشنجی می تواندعلت های مختلفی داشته باشد بنابراین همیشه درنخستین حمله به ویژه تشنجات حرکتیmotor seizure))علل مهمی مانندمننژیت،کمبودکلسیم خون،هیپوگلیسمی،هیپوپاراتیروئیدی وآسیبهای فراگیرمغز(بویژه درافرادبالاتراز۲۵سال)بایددرنظر گرفته شود.عکس این مسئله نیزوجودداردیعنی بسیاری اوقات باافرادی روبرومی شویم که صرع ندارندولی به غلط باعنوان این بیماری درمان می گردند.نمونه آن برخی مبتلایان به هیستری وهیپوگلیسمی می باشند. با توجه به مسائل بالا برخورد درست با بیماری که به عنوان صرع مراجعه میکند به تجربه، تخصص و دقت ویژهای نیاز دارد تا بتواند مشکلات این بیماران را مرتفع سازد.[ سلطان زاده ا.، ۱۳۸۳]حمله تشنج ممکن است شامل این موارد باشد:
افت سطح هوشیاری
لرزش وتکانهای ناگهانی عضلات
سفت شدن ویاشل شدن ناگهانی عضلات بدن
ادراک واحساس غیرطبیعی
۱- ۳ صرع چیست؟
صرع شامل گروهی ازاختلالات است که به علت فعالیت الکتریکی غیر طبیعی مغز ایجاد شده و با تغییرات مزمن عود کننده و ناگهانی فونکسیون عصبی مشخص میشود(ارضی.ا،گله دار.ف،۱۳۷۰، آقاخانی،دارا،م،۱۹۹۱، دانش،ف،۱۳۶۷).حملات صرعی ممکن است به شکل تشنج یافونکسیون های عصبی دیگر(حسی,شناختی وعاطفی)تظاهر نمایند,ازدیاد تحریکات برخلاف پدیده مهارکننده, تمایل داردخودراازمحدودیت موضعی خارج کرده وبه نقاط دیگرانتشار یابد(آقاخانی، دارا، م، ۱۹۹۱ Hopkins, A,Appleton R,1996)عواملی که تحریکات نورونی را تشدید میکنند و دپولاریزاسیون نورونی را بالاتر می برند، عبارتند از کمبود اکسیژن، کمبود گلوگز خون، کمبود کلسیم، آلکالوز خونی، احتباس مایعات در بدن، کمبود خواب و بعضی از داروها و بالعکس عواملی چون اسیدوز خونی، کاهش مایعات بدن، افزایش کلسیم خون و کاربرد بعضی از داروها موجب کاهش تحریک پذیری می گردند (دانش،ف،۱۳۶۷) از مشخصات دشارژهای اِپیلِپتیک, دامنهی بالا و فرکانس تند و ظهور ناگهانی و تند امواجی است که دامنهنوسان آنها بهسرعت بالا میرود. این امواج دارای ریتم معیّن و همزمانی غیرطبیعی میباشند؛ شکل این امواج کاملاً با شکل فعّالیّت پایه، متفاوت بوده و Gibbs و Lenox آنها را Seizure Pattern مینامند. علّت بهوجودآمدن این امواج, دِشارژهای ناگهانی و غیرطبیعی گروهی از نوُرونهای مغزی میباشد. این دِشارژها, توسّط راه های Projection یا Association و بالاخره ارتباطات سیناپسی, از گروهی از نوُرونها به گروه های دیگر انتشارپیداکرده و باعث تحریک نوُرونهای جدید گردیده و در قسمتی از بدن و یا در تمام بدن ایجاد حرکات تشنّجی و در برخی موارد ایجاد اختلالات آگاهی یا عدم آگاهی می نماید. Yung و Tonnies علّت بهوجودآمدن و انتشار این امواج را, اختلال در مهارکنندهها و یا ترمزکننده های مغز دانسته, که بهطور طبیعی, عملِ این مهارکنندهها، باعث عدم انتشار این دشارژها میشود. بروز اختلال در این مهارکنندهها, باعث میشود که دشارژهای اِپیلِپتیک از قسمتی به قسمتهای دیگر راهیابند و ایجاد تشنّج یا اختلال آگاهی نمایند. به عبارت دیگر , این دانشمندان , اِپیلِپسی را یک اختلال در Regulation مغز دانستهاند و نه یک مرض(صدر نبوی، ر. ، ۱۳۷۵). این بیماری به یکی یا آمیزهای از حالات بالینی زیرمنجر میگردد. از دست دادن هوشیاری، حرکات تشنجی اندامها، مات شدن، اختلالات دستگاه خودکار، ادراک حسی غیرطبیعی، رفتار غیرعادی و نشانه های گوناگون دیگر.
پیدایش هر یک از علائم بالا به کانون آسیب در مغز و جای تخلیه امواج صرعی بستگی دارد.( سلطان زاده ا.، ۱۳۸۳)
۱-۴ تاریخچه صرع
صرع یکی از عمومیترین مشکلات نورولوژیکی جهان در تمام اعصار بوده است. در انجیل به درمان صرع با خارج کردن ارواح خبیثه از تن اشاره شده است. (ارضی.ا،گله دار.ف،۱۳۷۰) قدمت بیماری صرع به عصر حجر بر می گردد. در تمدن قدیم بهخصوص در بینالنهرین و بابل این بیماری کاملاً شناخته شده بوده است (سلطان زاده ا.، ۱۳۸۳) قدیمیترین مدرک بیماری اعصاب بر روی پاپیروسی از مصر باستان مربوط به ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح ثبت شد که در آن اطلاعاتی راجع به ضربه های مغزی و مننژیت و تشنج جلب نظر میکند. (نقدی وند، ک.، ۱۳۷۲) ریشه کلمه epilepsy از واژه یونانی epilepsia به معنی حمله کردن یا مورد حمله قرار گرفتن می باشد. این عارضه در زمان یونان باستان شناخته شده است. در قرون ۱۶ و ۱۷، صرع را به ماوراء الطبیعه نسبت میدادند و انسان مبتلا به صرع را به شیاطین و اجنه مرتبط میدانستند. آنان معتقد بودند که این تجلی یکی از خدایان است که میتواند سبب سقوط بیمار روی زمین و تکانهای شدید وی شود و بعد از مرگ کامل بیمار، مجدداً وی را زنده کند. بقراط اولین کسی بود که با این نظریه مخالفت کرد. این پزشک یونانی در حدود ۲۴۵۰ سال قبل معتقد بود که صرع عبارت است از اختلال عمل مغز. طی ۲۰۰۰ سال بعد، نظریه های خرافی دیگری هم در مورد علت این بیماری شکل گرفت. در نگرش اول: اعتقاد بر این بود که بیماری به علت نفوذ ارواج خبیث و شیطانی به بدن افراد بروز میکند. به همین دلیل برای بیرون راندن ارواج خبیث از جسم بیماران سعی میکردند به روش های خشونت باری متوسل شوند که بسیاری از مواقع صدمات جسمی و حتی مرگ بیمار میشد.
در نگرش دوم که جالینوس از مدافعان آن بود، تصور میشد که به دلیل بروز لخته وآماس در عروق دست و پا، این بیماری شروع میشود به همین دلیل دست یا پای بیماران را در هنگام حمله محکم میبستند تا جریان خون آن قطع شود و بیمار بهبود یابد. حتی گاهی اوقات یکی از اندامهای بیمار را که تشنج از آنجا شروع میشد، قطع میکردند.
اگر حمله تشنجی از یک اندام شروع نمیشد، جمجمه بیمار را میشکافتند و سعی میکردند تا لخته را خارج کنند. تا حدود ۱۰۰ سال پیش، درمانهای گوناگونی که برای صرع معرفی میشدند هیچ کدام مؤثر نبودند و بیشتر جنبه خرافی داشتند و خرافات باعث شده بود تا واقعیات و حقایق هویدا نشود.
در سال ۱۰۳۷-۹۸۰ میلادی ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا علامه نابغه و مولف کتب بیشماری از جمله مهمترین اثر پزشکی او « قانون طب » اظهارات ارزشمندی در مورد بیماری مغز و اعصاب و تشریح آناتومی سیستم اعصاب مرکزی و محیطی و درمانهای مغزی بویژه صرع، سردردها، سکتهها و نیز اثرات اعمال عالیه مغز در حافظه، تفکر، تصور و اندیشه بیانات ارزشمندی را ارائه داده است. ابن سینا برای توجیه پاتولوژی بعضی از انواع صرع، با فرضیه بیوشیمیایی خود، از طبایع چهارگانه سودا، صفرا، خون و بلغم مدد میگیرد و در کتاب قانون مینویسد: در صرع که از مغز منشأ میگیرد حتماً باید از مواردی باشد که عبارتند از : خون زیاد، بلغم، سودا و صفرا. اگر ماده خون مایل به مزاج سودایی و بلغمی باشد در بسیاری از حالات سبب صرع میگردد. لیکن علت اساسی برای صرع، اکثراً رطوبت خالص یا رطوبت مایل به سودایی است.( نقدی وند، ک.، ۱۳۷۲)
تعداد کثیری از افراد نامی جهان همچون الکساندر کبیر، ژولیوس سزار، ناپلئون داستایوفسکی، ون گوک که هر کدام دارای قویترین زمینه های فکری و عملی در زمان خود بوده اند مبتلا به صرع بودهاند. (حیدری، م، رازبان،ف،۱۳۸۳) صرعشناسی نوین بوسیله هرلینک جانسون با انتشار مقالهاش تحت عنوان «صرع» در سال ۱۸۹۰ شروع شد و بوسیله افرادی دیگر jasper و همکارانش به نحو بهتری seizure پیریزی گردید. کشف الکتروسفالوگرافی در سال ۱۹۲۹ بوسیله Berger دیدگاه جدیدی در مورد صرع و درمان آن در مقابل ما قرار دادند.( سلیمانی، د.، ۱۳۷۰)
ولی به طور کلی تاریخچه بیماری صرع از لحاظ بالینی به دانشمندان ایرانی قرون وسطی برمیگردد.این توصیف بالینی مکانیسم های اساسی ,اتیولوژی,درمان وبهبودی راآشکارکرد.طبابت ایرانیان قرون وسطی اطلاعات بالینی جدیدی درمورد صرع فراهم می کند.آن هابه اشکال مختلفی ازصرع اشاره کرده وعلت آن راپیدا کرده و رعایت رژیم غذایی وبهداشت راپیشنهاد کردندوهمچنین یک لیست بلندی ازترکیبات دارویی برای درمان آن جستجو کردند که خیلی ازآن هادرحال حاضر پذیرفته شده اند(Gorji A. and Khaleghi Ghadiri M.,2001)
از پزشکان ایرانی که در امراض اعصاب بویژه صرع کار مهمی کردهاند « میرزا علی دکتر همدانی» است که پس از چندی معلم دارالفنون و ملقب به رئیس الاطبا میباشد. (نقدی وند، ک.، ۱۳۷۲) در این مرکز علمی دانش اعصاب توسط اساتید معتبری از فرانسه، هلند و اتریش برای شاگردان دارالفنون به صورت تشریح مغز و سلسله اعصاب گوسفندی تدریس میشد. مدرسه دارالفنون با ازدیاد دانشجو امکان توسعه بیشتر پیدا کرد و در نتیجه در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی، اساسنامه دانشگاه تهران در مجلس شورای ملی تصویب و پس از تأسیس آن، اساتید عالیقدری چون « دکتر ابراهیم چهر رازی» استاد بنیانگذار بیماریهای مغز و اعصاب و « دکتر صادق صبا » استاد اعصاب و بنیانگذار الکتروانسفالوگرافی دانشگاه تهران تدریس کردهاند.( نقدی وند، ک.، ۱۳۷۲)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۱-۵ طبقهبندی بین المللی حملات صرعی

۱- حملات تشنجی پارشیل(کانونی یا موضعی) focal or partial seizures
الف) حملات تشنّجی پارشیل باعلائم ساده Simple partial ( معمولاً بدون اختلال هوشیاری )
۱- بانشانه های حسی
۲- با نشانه های حرکتی
۳- با نشانه های دستگاه عصبی خودمختار
۴- انواع مرکب ازموارد فوق
ب)حملات تشنجی پارشیل با علائم پیچیده (Complex partial) ( حملات تشنجی لوب گیجگاهی (T.L.E = ) یاسایکو- موتور؛ معمولاً بااختلال هوشیاری )
۱- شروع به صورت فوکال ساده وسپس ازدست دادن هوشیاری
۲- با علائم آگاه کننده قبلی
۳- با علائم روانی- حسی
۴- باعلائم پسیکوموتور(اتوماتیسم ها)
– شروع به صورت فوکال وسپس حرکات اتوماتیسم
– شروع باازدست دادن هوشیاری وسپس اتوماتیسم
ج) حملات تشنجی پارشیل با فراگیر شدن ثانویه (شروع به شکل فوکال یاموضعی است)
)Secondary Generalized (tonic-clonic)with focal onset(
۲- حملات تشنجی منتشر یا Generalized ( دوطرفه .قرینه, بدون شروع اولیهی موضعی)
الف) حملات اَبسانس مثل (صرع کوجک یا Petit Mal)
ب)حملات میوکلونیک
ج) حملات تشنجی فقط کلونیک
د) حملات تشنجی فقط تونیک
ه)حملات تشنجی تونیک-کلونیک مثل (صرع بزرگ یا Grand Mal )
و) حملات تشنجی آتونیک
ز) حملات تشنجی آکینتیک
ح) اسپاسمهای شیرخواران
۳- حملات تشنجی یکطرفه
۴- حملات تشنجی طبقهبندی نشده وویژه مثل اپیلپسی رفلکسی، تشنج تبی، صرعهای یک طرفه و صرعهای هیستریک (ارضی.ا،گله دار.ف،۱۳۷۰، کاپلان، ه. ، رفیعی، ح. ، ۱۳۷۹)
۱-۵-۱ صرع های کانونی یاPartial
صرع کانونی ساده (Simple Partial Seizure):
در صرع کانونی ساده تخلیه امواج صرعی از جای مشخصی در مغز صورت میگیرد وبه مدت کوتاهی بدون اختلال در هوشیاری بیمار، سبب درک احساسهای ویژهای توسط او میشود. اگر هوشیاری اختلال پیدا کند، صرع از نوع کانونی مرکب (Complex Partial) خواهد بود.
صرع کانونی مرکب (Compelex Partial Seizure) :
در صرع کانونی مرکب امواج صرعی از یک نیمکره مغز (معمولاً لب گیجگاهی Temporal lobe epilepsy ) منشأ میگیرند و به سایر مناطق مغز و نیمکره دیگر نیز گسترش مییابند. این صرع در نوجوانان و بالغین شایعتر است طبق بررسی های آماری یک سوم این بیماران هنگام کودکی خود تشنج تبی داشتهاند.

۱-۵-۲ صرع های منتشر یاGeneralized
صرعهای کوچک یا پتیمال (petit mal = Absence):
صرع ابسنس که حملاتی جنرالیزه وبدون تشنج یازمین خوردگی ویا Aura می باشدوبه صورت دوره های گذرای فقدان هوشیاری است که دارای الگوی الکتروفیزیولوژی ویژه ای به صورت تخلیه های الکتریکی (swd) spike and wave Discharges و باتکرار صدهاباردرروزبوده که دوره زمانی هرکدام از این حملات۱۰-۲۰ ثانبه می باشد.( مقیمی علی،۱۳۸۷)
دراین نوع صرع مناطق حسی دستگاه عصبی مرکزی دچار آسیب می شود و معمولاً بین ۶ تا ۱۴ سالگی بروز میکند و در دختران کمی شایعتر است. در این صرع بیمار برای لحظهای مکث میکند و ارتباطش با محیط قطع میگردد ولی به زمین نمیافتد و بلافاصله هوشیاری خود را به دست آورده، به کار خود ادامه میدهد. آموزگار ممکن است نخستین فردی باشد که متوجه جا انداختن لغات سادهای در دیکته دانش آموز دچار پتیمال شود و این اشتباه املایی همزمان با ماتزدگی بیمار است. گاهی همراه با وقفه های هوشیاری، نشانه هایی مانند خیرهشدن چشمها، پلک زدن پیاپی و پرشهایی در لبها نیز پدیدار میگردد. چنانچه افزون بر مات شدن حرکات تونیک دستها، انحراف سر و گردن و چشمها، پرشهای اندامها (myoclonic jerks) و حرکات اتوماتیسم نیز وجود داشته باشند عنوان پتی مال مرکب (Complex absence) بکارمیرود.دربرخی بیماران مدت حمله به قدری کوتاه است که تشخیص آن بسیار مشکل است.دراین صورت برای تشخیص بیماری ودرمان آن علائم الکتروانسفالوگرافی لازم است.این بیماران دارای تصویرالکتروانسفالوگرافی مخصوصی هستندکه درآن ها روندمشخص کمپلکس های سوزنی-موجی(spike and wave)5/3-3هرتز,قرینه,همزمان ودردوطرف مشاهده می شود(ارضی ا.، گله دار ف،۱۳۷۰).گرچه مطالعات قبلی حاکی از آن است که نو رون های تالامیک درپیدایش یا تولیدswds درگیربوده اندولی آزمایشات اخیر نشان داده اند که نئوکورتکس دربدو تولیدswdsنقش داردزیراتشنجات درقشرمخ اتفاق می افتد.( Daesoo Kim et al,2001)مکانیسم پیشنهادی کلاسیک این اختلال دررابطه باتعاملات نورونی وشیمیایی بین کورتکس,نورون های تلاموکورتیکال وهسته مشبک تالاموسی می باشد که هردومکانیسم ها تحریکی ومهاری موجود درتعاملات رادرآن دخیل می دانند.اما هنوزمکانیسم های نهایی درگیر درآن شناخته نشده وآن رابه یکی ازانواع معماهای اختلالات نورولوژیک تبدیل کرده است (مقیمی علی،۱۳۸۷)

شکل۱-۱ کمپلکس سوزنی موجی(Spike-waves)
صرع بزرگ (Grand mal) یا تونیک ـ کلونیک (Tonic-clonic Epilepsy)

 

نظر دهید »
مقایسه دانش آموزان پسر دارای سبک¬های فرزندپروری متفاوت (سهل گیر، مقتدر و استبدادی) از لحاظ سازگاری هیجانی-اجتماعی و تحصیلی، در دبیرستان¬های شهر اهواز- قسمت ۵- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عوامل روانشناختی و فیزیولوژیکی فردی متعدّدی وجود دارند که ممکن است سازگاری اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. ویژگیهای ظاهری، مانند جذابیتهای فیزیکی و مهارتهای حرکتی از جمله متغیرهایی هستند که در پذیرش فرد از سوی همسالان نقش مهمّی دارند. همین طور، هوش، از جمله عوامل روان شناختی است که میتواند بر سازگاری اجتماعی افراد تأثیر گذار باشد. برخی دیدگاه ها هوش بالا را موجب ناسازگاری میدانند. به علاوه دیدگاه هایی وجود دارد که هوش متوسط را عامل یازگاری مطلوب معرفی میکنند. ویژگیهای شخصیتی نیز بر سازگاری افراد تأثیرگذار هستند. از جملهی این عوامل، میزان تحملی است که فرد میتواند در برابر به تأخیر انداختن ارضای فوری نیازهایش از خود نشان دهد. افرادی که از سازگازی بالایی برخوردارند، قادرند درنگهایی را که در مسیر برآورده شدن نیازهایشان پدید میآیدف تحمل میکنند (مکتبی، ۱۳۷۸).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۲- عوامل خانوادگی

خانواده مهمترین نقش را در اجتماعی شدن کودک به عهده دارد، زیرا مفهوم ((خود)) که عامل مهمّی در رشد شخصیت و تعادل روانی کودک در سالهای نخستین زندگی شکل گرفته و در اثر نحوهی رفتار و واکنش اعضای خانواده در کودک ایجاد میشود. روابط میان اعضای خانواده اگر بر پایهی احترام و توجّه به استقلال و همدلی باشد در کودک میل به ارتباط با دیگران افزایش مییابد (احدی، ۱۳۷۵، به نقل از مکتبی، ۱۳۸۷). از سویی، وجود والدین رکن اساسی خانواده است. والدین با فراهم آوردن محیطی امن و سالم، رشد روانی مطلوب فرزندان را میسر مینمایند. در چنین شرایطی، عدم حضور هر یک از والدین در محیط خانواده، میتواند آثار نامطلوبی بر رشد طبیعی فرزندان و سازگاری آنها بر جای گذارد (خدری و عسکری، ۱۳۹۰). همین طور، نوع روابط میان اعضای خانواده، شیوهی تربیتی والدین، اندازهی خانواده و نیز ترتیب تولد فرزندان از جمله عوامل مؤثر در سازگاری اجتماعی فرد به شمار میروند (احدی، ۱۳۷۵، به نقل از مکتبی، ۱۳۸۷).

 

۳- عوامل اجتماعی

یکی از منابعی که به وقوع فرایند سازگاری کمک میکند، حمایت اجتماعی[۶۶] است. حمایت اجتماعی شامل منابع اجتماعی است که افراد آمادهی دریافت آن هستند ال روابطشان را بهبود ببخشند (لورا[۶۷]، گراهام[۶۸] و نااُمی[۶۹]، ۲۰۰۷، به نقل از خوش کنش، اسدی، شیرعلی پور و کشاورز، ۱۳۸۹). برای نمونه، حمایتهای اجتماعی دریافتی از سوی گروه همسالان، به فرد نحوهی تحمّل ناکامی را که شاخص سازگاری مطلوب است میآموزد تا از این طریق بتوانند با شناسایی افکار و هیجانهای دیگران، واکنشهای مناسبی از خود نشان دهند. همچنین گروه همسالان به عنوان یکی از عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر سازگاری افراد به ویژه نوجوانان، این امکان را برای آنها قراهم میآورند که چگونگی کنترل رفتار اجتماعی را بیاموزند، مهارتهای مربوط به سن خود را یاد بگیرند، احساسهای خود را با هم در میان بگذارند و خود را برای یک نیروی فعّال جامعه بودن آماده کنند. از دیگر عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر سازگاری اجتماعی، محیطهای آموزشی هستند. از نقشهای مهم محیطهای آموزشی آماده سازی دانش آموزان به منظور افزایش قدرت سازگاری و رویارویی با دنیای در حال تغییر است. در این میان، رسانه های گروهی نیز نقش بسیار مهمّی در اجتماعی شدن افراد دارند. این ابزارها با در اختیار نهادن الگوهای علمی متفاوت به مردم، با تبلیغ رفتارهای و بیان دیدگاه های گوناگون دربارهی موضوعهای مختلف، شیوهی زندگی افراد و نحوهی سازگاری آنها را به صورت مثبت یا منفی تحت تأثیر قرار میدهند (مکتبی، ۱۳۸۷).

 

۴- عوامل مذهبی و اخلاقی

فردی که به اصول اخلاقی اعتقاد دارد از یک سری روسهای سازگاری خاص خود برخوردار است که از آن جمله میتوان به خویشتن داری، مثب نگری، توکل به خواوند هنگام مواجهه شدن با مشکلات اشاره نمود. انسان اخلاقی نیازهای خود را به صورت متعادل برآورده کرده و از هرگونه افراط و تفریط اجتناب میکند (به نقل از مکتبی، ۱۳۸۷).

 

هیجان

هیجان[۷۰] پدیدهی جان بخش زندگی و اساس فراز نشیبهای تجارب روزانه و لحظات بیادمانی حیات انسان است. آشکار است که هیجانها مهم هستند و نقش بسیار مهمی در زندگی ما بازی میکنند. بیش از همه آنها مکمل سلامتی، موفقیت و روابط شخصی هستند و برای بقای ما مهم هستند. دلایلی منطقی برای این گفته وجود دارد. اول اینکه، هیجانها شامل اطلاعاتی در مورد خود و دیگران و جهان اطراف میباشند. دوم اینکه آنها، در تفکر و تصمیمگیری به ما کمک میکنند. سوم اینکه، هیجانها بیسامان نیستند، بلکه قابل فهم و پیشبینی میباشند. هیجانها طی میلیونهای سال تکامل یافتهاند و در نتیجه استعدادی بالقوه هستند که امروزه به عنوان یک سیستم راهنمای درونی به انسان خدمت میکنند(سپهریان، ۱۳۸۶).
هیجانها پدیده های چند بعدی هستند. آنها به صورت پدیده های ذهنی، زیستی، هدفمند و اجتماعی وجود دارند. هیجانها تا اندازهای احساسهای ذهنی هستند و باعث میشوند تا به شیوه خاصی احساس کنیم، مثلاً خشمگین یا شادمان شویم. هیجانها پاسخ زیستی نیز هستند واکنشهای فیزیولوژیکی، که بدن را برای عمل سازگاری آماده میسازد. هیجانها هدفمند هم هستند. برای مثال، خشم میل انگیزشی برای انجام دادن کاری، مانند جنگیدن با دشمن یا اعتراض کردن به بی عدالتی در ما ایجاد میکند که در غیر این صورت چنین نمیکردیم. هیجانها پدیده های اجتماعی نیز هستند. وقتی هیجان زده میشویم، علائم قابل تشخیص چهرهای، ژستی و کلامی میفرستیم که دیگران را از کیفیت و شدت هیجان پذیری ما با خبر میکنند. هیجان نوعی ساختار روانشناختی است که این چهار جنبهی تجربه را در یک الگوی هم زمان، هماهنگ میکند. هیجان همان چیزی است که عناصر احساس، انگیختگی، هدفمندی و بیانگری را در واکنشی منسجم به رویداد فراخوان، تنظیم میکند (ریو[۷۱]، ۲۰۰۵، ترجمهی سید محمدی، ۱۳۸۷).

 

هوش هیجانی
تصویر توضیحی برای هوش هیجانی

یکی از مفاهیمی که در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته، مفهوم هوش هیجانی است. دلیل این امر توانایی فرضی هوش هیجانی بالا در حل بهتر مسائل و کاستن از میزان تعارضات بین آنچه که انسان احساس میکند و آنچه که فکر میکند؛ میباشد. هوش هیجانی یعنی توانایی اداره مطلوب خُلق و خوی و وضع روانی و کنترل تکانشها است. عاملی که هنگام شکست ناشی از دست نیافتن به هدف، در شخص ایجاد اندیشه و امید میکند. پیچیدگیهای عصر حاضر و سرعت تحولات در عرصه های مختلف زندگی، نقش یافته های دقیق و علمی روانشناسی را حساستر نموده است.
در مسیر تحولات زندگی اهمیت هوش هیجانی به عنوان یک عامل برای سازگاری مناسب با تحولات، بیشتر مشخص شده است و در این میان توانمندیهای صرفاً عقلانی دیگر نمیتواند پیشبینیکننده خوبی برای موفقیت در زندگی باشند. هوش هیجانی به ما میگوید که چگونه از هوشبهر برای موفقیت در زندگی استفاده کنیم. هوشبهر عبارت است از توانایی یادگیری مجموعهای از مهارتهای هوشی مختلف، در عین حال میتوان آن را مجموعهای از توانشهای نسبتاً کلی مثل توانایی در به خاطر سپردن اعداد و توانایی در واژه سازی دانست. به عبارت دیگر هوشبهر شامل توانایی های ما برای یادگیری منطقی و انتزاعی است، و به ما میگوید چه کاری میتوانیم انجام دهیم. هوش هیجانی به ما میگوید که چگونه از هوشبهر در جهت موفقیت در زندگی استفاده کنیم. هوش هیجانی به ما در جهت شناخت احساسات خود و دیگران، مهارت کافی در ایجاد روابط سالم با دیگران و حس مسؤلیت پذیری در مقابل وظایف کمک میکند.
در سال ۱۹۹۰ پیتر سالوی و جان مایر از دانشگاه ییل نظریه قابل فهمی از هوش هیجانی ارائه دادند. آنان هوش هیجانی را نوعی پردازش اطلاعات هیجانی میدانند که ارزیابی دقیقی هیجانها در خود و دیگران، ابراز مناسب هیجان و تنظیم انطباقی هیجان به نحوی که زیستن را ارتقاء بخشد در برمیگیرد (بخشی سورشجانی، ۱۳۸۷).
صاحب نظران و پژوهشگرانی که به بررسی و مطالعه علمی هوش هیجانی میپردازند، معتقدند که هوش هیجانی میتواند کاربردها و تأثیرات مهمی بر فعالیتهای گوناگون زندگی آدمی چون رهبری و هدایت دیگران، توسعه حرفهای یا شغلی، زندگی شغلی، زندگی خانوادگی و زناشویی، تعلیم و تربیت، سلامت و بهزیستی روانی و … داشته باشد. از هوش هیجانی نباید به عنوان رقیب یا جانشینی برای توانایی، دانش و آگاهی و مهارتهای شغلی نام برد. بلکه باید فرضشود که هوش هیجانی میتواند سبب بهبود و اصلاح فعالیتهای حرفهای، موقعیتهای شغلی و کسب مهارتهای لازم و مطلوب گردد (نوری امام زادهای و نصیری، ۱۳۸۶).

 

تاریخچه هوش هیجانی

قدمت واژه هوش هیجانی به سال ۱۹۹۰ برمیگردد که دو محقق آمریکایی به نامهای پیتر سالوی و جان مایر در مقاله خود نخستین بار از این واژه استفاده کردند. از نظر آنان هوش هیجانی عبارت بود از این که هوش هیجانی یعنی شناخت و مدیریت احساسات خود و دیگران و استفاده از هیجانها برای تحرک و هدایت فکر خود و دیگران. البته پیش از آنها، یکی از هم دانشگاهی های پیترسالووی به نام هوارد گاردنر نیز نظریهای با عنوان «هوشهای چندگانه[۷۲]» داده بود و در میان هوشهای هفتگانهاش چیزی شبیه به هوش هیجانی به اسم هوش درون فردی معرفی کرد (کشفی، ۱۳۹۱).
سیاروچی، فورگاس[۷۳] و مایر ( ۲۰۰۶، ترجمهی نوری امام زادهای و نصیری، ۱۳۸۳) فعالیتهای صورت گرفته در حیطهی هوش هیجانی از سال ۱۹۰۰ به بعد را به پنچ دوره تقسیم کرده است.
۱٫ سالهای ۱۹۶۹-۱۹۰۰ دورهای که در آن مطالعات روانشناختی مربوط به هوش و عاطفه جدا و مستقل از یکدیگر صورت میگرفت.
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
مطالعهی هوش: طی این دوره قلمرو روان آزمایی هوش توسعه یافت و فناوری پیچیده و پیشرفت آزمونهای هوش به وجود آمد.
مطالعهی عواطف: در حوزهی عواطف، مباحث پیرامون مسأله تخم مرغ و مرغ بود که ابتدا کدام به وجود آمد، اول واکنشهای فیزیولوژیکی به وجود میآیند بعد هیجان یا بالعکس. در حیطه های دیگر داروین روی موضوع وراثت و تکامل و پاسخهای هیجانی بحث میکرد، اما طی این دوره، اغلب عاطفه به عنوان موضوعی که تحت تأثیر عوامل فرهنگی قرار میگیرد، مورد توجه بود.
مطالعه های مربوط به هوش اجتماعی: در همان زمان که ارزیابی هوش مطرح شد و فعالیتهای علمی در مورد هوش کلامی و استدلالی در جریان بود، تعدادی از روانشناسان جهت شناسایی هوش اجتماعی تلاش میکردند. اما در کل میتوان گفت تلاشهای در این مسیر تا حد زیادی دل سرد کننده و مفاهیم هوش محدود به شناخت بود.
۲٫ سالهای ۱۹۸۹- ۱۹۷۰ دورهای که طی آن روانشناسان به بررسی چگونگی تأثیر عواطف و تفکر بر یکدیگر میپرداختند.
مطالعه های اولیه در مورد هوش هیجانی طی این دو دهه صورت پذیرفت. در این دوره حوزه های شناخت و عاطفه مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود که عواطف و شناخت چگونه روی یکدیگر تأثیر متقابل دارند. اعتقاد بر این بود که افراد افسرده نسبت به سایرین ممکن است واقع بین تر و دقیقتر باشند و نوسانهای خلقی ممکن است خلاقیت را افزایش دهند، هم چنین در این دوره حوزهی ارتباطهای غیر کلامی توسعه یافت و مقیاسهایی برای قیافه افراد، اختصاص یافت. در حوزهی هوش مصنوعی بررسیها و آزمایشها در مورد این موضوع بود که رایانهها چگونه میتوانند حالتهای عاطفی را درک نمایند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
در نظریه جدید گاردنر در مورد هوش چندگانه، از نوعی هوش نام میبرد تحت عنوان هوش درون فردی که به توانایی دریافت و نماد پردازی عواطف اشاره داشت. کار آزمایش در مورد هوش اجتماعی به درک این موضوع منجر شد که هوش اجتماعی شامل مهارت های اجتماعی، مهارت همدلی، نگرشهای جامعهپسند، اضطراب اجتماعی و عاطفی بودن میباشد.
۳٫ سالهای ۱۹۹۳-۱۹۹۰ دورهای که در آن، هوش هیجانی به عنوان یک موضوع مورد مطالعه و تحقیق مطرح گردید.
این دوره ۴ ساله که از ابتدای دههی ۱۹۹۰ شروع شد مایر و سالووی چند مقاله در زمینهی هوش عاطفی منتشر کردند. مقاله ها زمینهی مناسبی را برای مطرح شدن مفهوم هوش عاطفی فراهم نمودند. در همین زمان نتیجه مطالعهای که شامل معرفی اولین مقیاس ارزیابی توانایی هوش عاطفی بود با همین نام منتشر شد. همچنین، در این دوره زیربناها و مفاهیم بنیادی هوش عاطفی به ویژه در زمینهی علوم عصبی، توسعه پیدا کرد.
۴. سالهای ۱۹۹۷-۱۹۹۴ دورهای که طی آن مفهوم هوش عاطفی رواج یافت.
با انتشار کتاب هوش عاطفی توسط گلمن (روزنامه نگار) آثار و نوشته های علمی در این حوزه گسترش پیدا کرد. این کتاب پرفروش در سطح دنیا در تیراژ بالا انتشار یافت. مجلهی تایمز برای نامیدن مفهوم هوش عاطفی از «[۷۴]EQ »استفاده کرد. تعدادی از مقیاسهای شخصیت تحت عنوان هوش عاطفی منتشر شدند.
۵. از سال ۱۹۹۸ تاکنون، دوران اخیر که دوران انجام مطالعات شفاف سازی در مورد مفهوم هوش عاطفی است.
در این دوره اصلاحات و پالایشهای متعددی در ابعاد نظری و پژوهشی حوزهی هوش عاطفی به عمل آمده است. مقیاسهای جدیدی برای اندازه گیری هوش عاطفی تهیه و پژوهشهای بنیادیتری در این حوزه انجام گردید. پیچیدگی حوزهی هوش عاطفی به این دلیل است که این حوزه در برگیرندهی جنبههای علمی و نیز جنبههای عامهپسندی میباشد.
گلمن (۱۹۹۸، به نقل از آنجلیدیس[۷۵] و ابراهیم[۷۶]، ۲۰۱۱) اصطلاح هوش هیجانی را برای توصیف توانایی های معینی که در افراد موفق در محیط کار یافته بود، به کار برد. جذابیت و سودمندی هوش هیجانی شاید به این دلیل باشد. سازهی هوش هیجانی در سال ۱۹۹۵ به واسطهی کتاب گلمن با عنوان هوش هیجانی: چرا از بهرهی هوشی اهمیت بیشتری دارد؟ به اوج شهرت رسید. او اولین کسی است که مفهوم هوش هیجانی را وارد عرصیهی مفاهیم سازمانی نمود. گلمن هوش هیجانی را استعداد، مهارت و یا قابلیتی میداند که به طور عمیق تمامی توانایی های را از طریق تسهیل یا مداخله تحت الشعاع قرار میدهد (بنی سی، دلفان آذری و بنی سی، ۱۳۸۹).

 

برای

نظر دهید »
ضمانت اجراهای کیفری نقض حقوق مالکیت فکری در ایران- قسمت ۸
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱-۱-۲-۳٫ نشر،پخش و عرضه آثار سمعی و بصری
نشر و پخش و عرضه آثار سمعی و بصری و جرائمی که ممکن است در این حیطه به وقوع بپیوندد،در قانون اصلاح قانون نحوه مجازات اشخاصی که درامور سمعی وبصری فعالیتهای غیرمجازمی‌نمایند مصوب ۱۳۸۶ پیش بینی شده است. البته توجه به متن قانون فوق الذکر نشان می دهد که این قانون در راستای حمایت ازحقوق مالکیت فکری نمی تواند باشد،چرا که دراین قانون اشاره به حالات مختلف تولید ،نشر وپخش آثاری شده است که مستهجن بوده و به نوعی از ویژگی ضداخلاقی و ترویج فساد برخوردارند.بدیهی است با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران برپایه شریعت مقدس اسلام بنا شده وکلا ٌ ازآثاری که برخلاف شرع باشد،حمایت قانونی صورت نمی گیرد،لذا نمی توان گفت که این قانون دربردارنده حمایت ازپدیدآورندگان آثار ادبی وهنری می باشد.تنها نکته ای که در این قانون می توان در باب حمایت از مالکیت فکری بدان اشاره کرد، اشاره به ماده ۲ این قانون می باشد که اشاره به لزوم اخذ مجوّز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای نشر،پخش وعرضه آثار مجاز و مورد حمایت قانون است.
ماده ۲ این قانون مقررمی دارد :«هرگونه فعالیت تجاری درزمینه تولید،توزیع، تکثیر وعرضه آثار،نوارها و لوحهای فشرده صوتی و تصویری نیاز به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد.متخلّفان ازاین امر به جریمه نقدی از ده میلیون (۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال تایکصد میلیون (۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال محکوم می‌شوند».همانطور که مشاهده می شود،اشاره این ماده فقط به کسب مجوز لازم از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و برای تخلف از این امر هم تنها جزای نقدی مقرر نموده است.
بنابراین هرگاه پدیدآورنده اصلی اثر یا کسی که حق نشر،پخش و عرضه اثرسمعی و بصری به او واگذار شده است ،درصورتی که بدون اخذ مجوزلازم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام به نشر،پخش وعرضه اثر رادیویی ،سینمایی یا تلویزیونی نماید،به مجازات مقرردر ماده فوق محکوم خواهد شد. اما درصورتی که شخص دیگری غیر ازپدیدآورنده اصلی اثریا کسی که حق نشر ،پخش و عرضه اثرسمعی و بصری به او واگذار شده است، مرتکب جرم نشرو پخش غیرقانونی آثاردارای مجوز صادره ازوزارت فرهنگ وارشاد اسلامی شو ،عمل وی مشمول ماده ۲۳ قانون حمایت از حقوق مؤلفان و… خواهد شد.اما اگر چنین فردی اقدام به نشر و عرضه غیر قانونی آثار فاقد مجوز نماید ، عمل وی مشمول تعدد معنوی شده و به مجازات اشد محکوم خواهد شد.[۱۴۳]
۱-۲٫ به کار بردن نام و عنوان و نشان ویژه معرف اثر
یکی دیگر از جرائمی که در باب حمایت از مالکیت آثار ادبی و هنری ممکن است به وقوع بپیوندد،جرم به کاربستن نام و نشان ویژه ای است که افراد ومؤسسات برای معرفی اثرخود برمی گزینند.هر اثر دارای نام، عنوان و نشان ویژه‌ای است که آنرا از دیگر آثار متمایز می‌سازد.وقتی اثری در سطح جامعه تولید وتکثیر می شود ،افراد بیشتر نام آن اثر را که مطابق میلشان هست ،به خاطر می سپارند و هرنوع تبلیغی در جامعه و در بین افراد حول همین نام و نشان اثرصورت می پذیرد.درواقع اثر با نام وعنوانی که بر روی آن حک شده ،مشهورمی شود ومردم این نام و عنوان را به خاطر می سپارند.قانونگذار نیز برای جلوگیری ازبه کار بردن ناروای نام و عنوان و نشان ویژه اثر دیگری، اقدام به جرم انگاری این عمل کرده و برای متخلّّّّّّفین مجازات در نظر گرفته است
۱-۲-۱ . ارکان تشکیل دهنده جرم
.در ماده ۱۷ قانون حمایت ازحقوق مؤلفان و…آمده است :« نام وعنوان ونشان ویژه ای که معرف اثراست ازحمایت این قانون برخوردار خواهدبود وهیچکس نمی تواند آنها را برای اثر دیگری از همان نوع یا مانند آن به ترتیبی که القا شبهه کند به کار برد»
قبل از هرچیز ذکر این نکته لازم است که منظور از اثر در این ماده ،آثاری است که درماده ۲ این قانون آورده شده و نام و نشانی که تولیدکنندگان کالا برای تبلیغ و تمایز کالاهایشان ازکالاهای دیگر به کارمی برند یا برای کارگاه یا کارخانه و شرکت خود انتخاب می کنند،جزء این بحث نیست ودربحث مالکیت صنعتی ونام ونشان تجاری قرار می گیرندکه در بحث راجع به مالکیت صنعتی مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
بر اساس ماده ۱۷ قانون حمایت حقوق مؤلفان،عمل مرتکب درجرم مذکور،استعمال نام،عنوان و نشان ویژه ای است که معرف اثراست واثرخلق شده توسط پدیدآورنده بااین نام وعنوان دربین مردم شناخته می شود.همانطور که از متن ماده مستفاد می شود این جرم تنها بافعل قابل تحقق است وبا خودداری وترک فعل تحقق این جرم قابل تصور نیست.همچنین مصادیق ذکر شده در این ماده حصری است وتنهاشامل نام و عنوان ونشان ویژه معرف اثرمی شود و موارد مشابه را نمی توان به این ماده سرایت داده وحکم مذکور دراین ماده را درموارد مشابه نیز به کار بست.
نکته دیگری که درمورداین ماده نباید از نظر دور داشت ،این است که این جرم برخلاف موارد اشاره شده قبلی که مطلق بودند،مقیّّّّّّّّّّّد به نتیجه است.یعنی عنصر مادی این اثر وقتی محقق است که مرتکب از نام وعنوان و نشان اثردیگری استفاده کند و با این عمل موجب فریب دیگران شود،به نحوی که فردی که فریب می خورد ،تحت تأثیر به کارگیری و استفاده از نام و نشان اثر ، اثر ارائه شده توسط مجرم را با اثراصلی اشتباه گرفته و به اثر اصلی دسترسی پیدا نکند.بنابراین تا این فریب واقع نشود ، این جرم محقق نیست.امادرمورد اینکه این فریب باکدام یک ازمعیارهای عینی یا شخصی سنجیده می شود و به عبارتی با بروزکدام یک از این انواع فریب،جرم محقق می شود،می توان دو نظر متفاوت ارائه داد.برخی از حقوق دانان با این استدلال که چون نمی توان حقوق افراد ساده لوح را پایمال کرد،ازمعیارشخصی برای بیان فریب مورد نظر قانون کمک می گیرند.[۱۴۴] اما شاید بتوان فریب موردنظر را با معیار نوعی نیز سنجید ؛بااین استدلال که از آنجا که اگر برای بیان فریب از معیار شخصی استفاده کرد و به عبارتی هر گونه اشتباه و فریب ذهنی را قابل قبول دانست ،دیگرفریب به مفهوم واقعی آن وجود نخواهد داشت و افراد، ساده لوحی و ساده انگاری وعدم دقت خود در تشخیص و تمییز اصل از بدل را تحت عنوان فریب بیان می کنند و همه این افراد مدعی واقع می شوند.به نظر می رسد بکارگیری معیار نوعی و در نظر گرفتن رفتار فرد متعارف درتشخیص فریب واشتباه،باشرایط امروزی سازگار باشد.چرا که دراین صورت هم افراد در رفتار خود دقت بیشتری به کارمی برند و هم جلوی خیلی از ادّعاهایی که فرد درنتیجه ساده انگاری خود فریب خورده است، گرفته می شود.اما به طور کلی اگر فرد فریب خورده بتواند ثابت کند که فریب خورده است و استعمال نام و عنوان اثر دیگری موجب القای شبهه برای وی شده است ، جرم با توجه به این ماده محقق است.اما آنچه که مهم وضروری است این است که فریب مورد نظر باید در نتیجه به کارگیری نام و عنوان اثردیگری باشد و نه صرفاٌٌ بکارگیری نام و نشان و عنوانی که مشابه با نام و عنوان اثر فرد دیگری باشد.حالت اخیر مشمول ماده قرار نمی گیرد.بنابراین این جرم مقید به نتیجه است و نتیجه آن القای شبهه (فریب خوردن دیگران) در اثر بکارگیری نام و عنوان اثر دیگری می باشد
«در مورداین ماده علم به حکم مفروض است وجهل به قانون نیزرافع مسئوولیت نمی باشد وبایدعلم به موضوع داشته باشد،یعنی علم به تعلق نام ونشان و عنوان به اثردیگری داشته باشدوعلم به متقلبانه بودن وسیله جرم نیز داشته باشد وسؤء نیت عام یعنی قصد توسل به وسایل متقلبانه (استعمال نام ، نشان و عنوان اثر دیگری) را داشته باشد.همانطورکه گفته شد این جرم به سوء نیت خاص نیز نیاز داردکه آن هم قصد فریب وبردن مال غیر است و مجنی علیه این جرم نیز نبایدعلم به متقلبانه بودن وسایل داشته باشد و الّّّا جرم محقق نیست.این جرم نیز مانند جرایم اشاره شده قبلی عمدیست ،چون القای شبهه نه با خطا بلکه با عمد قابل تحقق است.» [۱۴۵]
بنابراین در صورت تحقق شرایط مذکور مرتکب جرم بر طبق ماده ۲۵ قانون حمایت از حقوق مؤلفان که مقرر می دارد:« متخلفین ازمواد ۱۷-۱۸-۱۹-۲۰ این قانون به حبس تادیبی ازسه ماه تا یک سال محکوم خواهند شد.» به سه ماه تا یکسال حبس محکوم خواهد شد که در این مورد نیز مثل موارد مشابه قبلی با توجه به میزان حبس مقرر در ماده امکان صدور حکم مبنی بر تعیین مجازات تکمیلی برای مرتکب وجود ندارد و صرفاٌ مجازات مزبور باید در مورد مرتکب در نظر گرفته شود که اختیار تعیین حداقل و حداکثر آن نیز برعهده قاضی دادگاه می باشد.
۱-۲-۲٫ عنوان خاص مجرمانه در قانون مطبوعات
یکی ازجرائمی که در ارتباط با به کار بردن نام و نشان و عنوان ویژه معرف اثر دیگری می تواند به وقوع بپیوندد ،درقانون مطبوعات (اصلاحی ۱۳۷۹) پیش بینی شده است.در ماده ۳۳ این قانون مقرر شده ٌاست :« هرگاه در انتشار نشریه ، نام یا علامت نشریه دیگری ولو با تغییرات جزئی تقلیدشود،به طوری که برای خواننده امکان اشتباه باشد،ازانتشار آن جلوگیری ومرتکب به حبس تعزیری شصت ویک روزتاسه ماه وجزای نقدی ازیک میلیون (۰۰۰/۰۰۰/۱)ریال تاده میلیون (۰۰۰/۰۰۰/۱۰)ریال محکوم می شود.تعقیب جرم ومجازات منوط به شکایت شاکی خصوصی است.»
بنابراین درموردجرم به کار بردن نام یا نشان و عنوان ویژه اثر،اگرنام وعلامت یک نشریه دیگر توسط شخصی به کارگرفته شود،با توجه به ماده فوق که به طورتخصیص برای نشریات وضع شده به جرم مورد نظررسیدگی و حکم صادرخواهد شد.اما درصورتی که نام و نشان یاعلامت موردنظر مربوط به اثردیگری غیر از نشریه باشد ، بر اساس ماده ۱۷ قانون حمایت از حقوق مؤلفان و … رسیدگی و حکم مقتضی صادرخواهد شد.
همچنین به موجب ماده ۲ آیین نامه اجرایی قانون مطبوعات ۱۳۶۴که مقررداشته:«درنامگذاری نشریه بایدازکلماتی استفاده شودکه بانشریات موجودویابانشریاتی کهبطورموقّت‌یادایم تعطیل شده‌اند،اشتباه نشودوموجب تداعی نام آنهانباشد…» ملاحظه می شود قانون مطبوعات وآیین نامه اجرایی آن، حتی تشابه شکلی و انتخاب نامی که موجب تداعی نام یا شکل یک نشریه دیگری ولو اینکه تعطیل شده باشد را ممنوع اعلام کرده و افراد را از انتخاب چنین نام هایی برحذر داشته است تا جلوی هرگونه القای شبهه را بگیرد.اما این امربا توجه به عمرکوتاه نشریات و تکثر عناوین موجود به خصوص در مورد انتخاب نام نشریات تعطیل شده ، در دوران کنونی درست به نظر نمی رسد.[۱۴۶]
۱-۳٫ جرم اقتباس غیر قانونی
۱-۳-۱٫ تعریف و شرایط اقتباس
اقتباس مصدر عربی از باب افتعال به‌معنای گرفتن،اخذ کردن،آموختن و فراگرفتن علم و هنر و ادب ازدیگری است که امروزه در برابرآن کلمه انطباق یا بازنویسی نیز به‌کار می‌رود.از لحاظ اصطلاحی، درعلم بدیع اقتباس آن است که در کلام ، نثر یا نظم مطلبی از قرآن یا حدیث یا بیتی معروف را بیاورند درحالی‌که اشاره‌ای صریح به آن آیه، حدیث، یا بیت نکرده باشند مانند: “که من شهر علمم علیّم در است/ درست این سخن گفتِ پیغمبر است”، که ترجمه حدیث نبوی “انا مدینه العلم و علی بابها”ست.تعریفی که امروزه ازانطباق و بازنویسی ارائه می‌شود،بیشتربه کل یک متن اشاره دارد وبه تدوین دوباره یک اثر گفته می‌شود که بدون دخل و تصرّف در درونمایه ومحتوا صورت می‌گیرد وهدف آن متناسب کردن نوشته بامخاطبان خاصّی است.گروهی نیز بازنویسی را بیشتر مربوط به تعدیل ساختارمتون کهن می‌دانند، “به‌گونه‌ای که کهنگی و دشواری زبان و سبک قدیم از آنها گرفته می‌شود. دربازنویسی هرگاه درونمایه با رویکردی متفاوت نسبت به متن اصلی عرضه شود به آن بازآفرینی می گویند.
در یک معنی دیگر اقتباس به معنی فایده گرفتن ، استفاده کردن و نقل کردن است.از قدیم الایام نیز در این معنی رواج داشته و هنوز هم دارد و آثار ادبی و هنری همواره از یکدیگر بهره گرفته اند.آثار ادبی با ارزش عمدتاٌ با اقتباس از متن های ادبی و تاریخی و مذهبی به وجود آمده اند و به وسیله همین اقتباس ها تبدیل به آثار با ارزش و ماندگار در جهان شده اند.
اما در مورد اینکه اقتباس از اثر باید دارای چه شرایطی باشد نیز باید گفته شود که در تمامی اقتباس هایی که از آثار مختلف ادبی و هنری می شود ،رعایت امانت کامل از آثار اصلی جزء شرایط الزامی بوده و افراد همواره ملزم به رعایت این امانتداری در برابر اثر اصلی بوده اند.در واقع اقتباس صحیح که توأم با رعایت همه شرایط قانونی آن باشد،نه تنها موجب حفظ حقوق مادی ومعنوی پدیدآورندگان می شود، بلکه باعث ارتقاء سطح ادبی و هنری آثار نیز می شود.[۱۴۷]
کنوانسیون برن نیز در مواد ۱۲و ۱۴و ۱۴ مکرّر خود حقّ اقتباس و اینکه آثار جدید با اقتباس از اثراصلی بازتولید و تکثیر می شوند،را مورد اشاره قرار داده است. دراین مواد حق اقتباس از اثر برای تهیّه فیلم نامه و تکثیر آن ذکر شده و آثار اقتباسی نیزمانند آثار اصلی مورد حمایت قرار گرفته اند.
از آنجاکه یکی ازشرایط اصلی اقتباس حفظ امانت می باشد لذا باید حدود این امانتداری مشخص شود تا بتوانیم اقتباس خارج از این حد را غیرمجاز دانسته و چنین اقتباسی را از عداد اقتباس های قانونی و مجاز خارج بدانیم. به نظر می رسد منظور از امانتداری در اقتباس از اثر ، رعایت حقوق مادّی و علمی مؤلف ،استناد و انتساب مطالب منقول از اثراصلی به خود مؤلف ،عدم تغییر و تحریف مطالبی که مؤلف در متن اصلی آورده به نحوی که شرایط ماهوی اقتباس را خدشه دار نسازد و مواردی از این قبیل باشد که به نوعی دربردارنده ی حقوق مادی ومعنوی مؤلف می باشد. اما مشکلی که در این زمینه می توان به وفور آن را مشاهده کرد ،رعایت امانت در اقتباس آثار سینمایی از آثار ادبی می باشد؛چون «ادبیات زبانی است که باتکیه برکلمات نوشتاری مقاصدخود رابیان می کند.حال آنکه سینما بیشتر مبتنی بر تصویر است وتنظیم فیلم نامه ، نحوه تقطیع صحنه ها ،طول زمانی رویدادها و نوع بازی و نحوه فیلمبرداری و نورپردازی صحنه ها ویک مونتاژ خلّاقانه سینما را بوجود آورده است.»[۱۴۸] به همین دلیل است که علیرغم اقتباس های زیادی که درعرصه سینما ازآثار ادبی صورت گرفته ،اما بسیاری از این اقتباس ها به اصل خود وفادار نمانده و به خاطر رعایت حال مخاطب ، نیاز های تجاری،تضاد بین زبان سینما و اثر ادبی و بسیاری عوامل دیگر،به طرق مختلف با تغییر یا تبدیل یا تعدیل و حتّی درمواردی حذف پاره ای از قسمتهای یک اثر ادبی،خروج خود از وفاداری به اثر اصلی را به منصه ظهورکشانیده اند.دراین حالت درصورتی که پدیدآورنده اثر ادبی،ادّعای تغییر اثر خود را بنماید و اهل خبره نیز عدم امانت داری و تغییر و تحریف اثر ادبی را تأیید کنند ،عمل ارتکابی جرم خواهد بود ولی از آنجا که ماده ۱۸ قانون حمایت در مقام بیان اعمال افرادی است که اجازه اقتباس دارند اما شرایط تشریفاتی آن را رعایت نمی کنند، لذا عمل فرد مرتکب مشمول این ماده نخواهد شد و باید با استناد به ماده ۱۹ قانون حمایت که در مقام تغییر یا تحریف آثار ادبی و هنری بوده و در مبحث بعدی بدان خواهیم پرداخت به بیان جرم مورد نظر پرداخت.
بنابراین با توجه به همه این موارد و با توجه به ماده ۷ قانون حمایت از حقوق مؤلفان که در خصوص حق اقتباس مقرر داشته :« نقل از اثرهایی که انتشار یافته است و استناد به آنها برای مقاصد ادبی و علمی و فنی و آموزشی و تربیتی و به صورت انتقاد و تقریظ با ذکر مأخذ در حدود متعارف مجاز است.»،همچنین با توجه به ذیل ماده ۱۸ که مقرر داشته « … مگر اینکه پدید آورنده به ترتیب دیگری موافقت کرده باشد »،نمی توان هر نوع اقتباسی را جرم دانست و اگر اقتباس در حد متعارف و مجاز باشد حتی اگر با توافق و اجازه قانونی پدید آورنده نباشد یا اگر به طرق قانونی اجازه به اقتباس کننده داده نشده باشد و به گونه دیگری جلب موافقت پدید آورنده راکرده باشد،جرمی واقع نشده است.هرچندکه این امرمی تواند دست متهمان رادرهرگونه اقتباس غیر مجازی باز گذاشته و باعث تضییع حقوق مادی و معنوی مؤلف شود.
بنابراین اقتباس یا استفاده یا استناد به اثر دیگری با رعایت حقوق مادی و معنوی و علمی مؤلف و استناد و انتساب مطالب منقول به او را می توان تحت عنوان اقتباس مجاز و قانونی برشمرد و آن را جایز دانست.
۱-۳-۲٫ ارکان تشکیل دهنده جرم
ماده ۱۸ قانون حمایت حقوق مؤلفان مقرر می دارد :« انتقال گیرنده و ناشروکسانی که طبق این قانون اجازه استفاده یا استناد یا اقتباس از اثری را به منظور انتفاع دارند، باید نام پدید آورنده را با عنوان و نشانه ویژه معرف اثر همراه اثر یا روی نسخه اصلی یا نسخه های چاپی یا تکثیر شده به روش معمول و متداول اعلام و درج نمایند مگر این که پدید آورنده به ترتیب دیگر موافقتکرده باشد.»
عمل فرد مرتکب در این ماده عدم اعلام و درج نام پدیدآورنده و انتشار آن به هنگام اقتباس از اثری است که به موجب قانون اجازه اقتباس یا استفاده یا استناد از آن را دارد.همانگونه که مشهود است جرم مورد نظر فقط با فعل قابل تحقق است و ترک فعل نمی تواند موجد این جرم باشد.

 

نظر دهید »
بررسی اساطیری ایزدان آتش در دین‌های هندوایرانی۹۳- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پنجم کارکرد اگنی در این بخش، دور کردن بیماری است یا شاید درست‌تر آن باشد که از دید انسان نخستین بگوییم، دور کردن دیوان بیماری. نمونه‌های بسیاری می‌توان در میان هندیان و ایرانیان یافت که بیماری را منتسب به دیوان یا نیروهای شر می‌دانسته‌اند. اما ازطرفی، از ماندلای اول، سرود ۱۲، بند ۷، به خوبی برمی‌آید که، ارزش بهداشتی و پاک‌کنندگی آتش هم، می‌بایست انسان نخستین را تحت تأثیر خود قرار داده باشد. (گریسولد، ۱۹۷۱، ص ۱۵۷)
به این ترتیب وجوه مختلف اگنی در زمینه‌ی پاک‌کنندگی، رشد گیاهان و حیوانات، تولید خوراک ‌و دارایی و رفاه، دورکردن بدی‌هایی مانند تاریکی و دیوان و دشمنان را که در نظر انسان نخستین با حیات او ارتباط مستقیم داشته بررسی کردیم. همه‌ی این خویشکاری‌های آتش را شاید بتوان، آغازین و بدوی دانست اگرچه هنوز هم، اینها برای انسان مدرن با وجود قوانین پیشرفته‌ی امروزی، تا حدودی وجود دارد. خواص پزشکی و میکروب‌زدایی آتش که همچنان در این دوران کاربردی است و گرما و نور که مظاهری از ایزد آتش هستند در نوع مدرن خویش هنوز در زندگی آدمی، اجتناب ناپذیرند.
۱-۲-۵-۳- آیین قربانی
کشف آتش به عنوان ابزاری برای پخت خوراک شاید یکی از تجربه‌هایی باشد که مهمترین دوره‌ی پیشرفت را برای انسان نخستین رقم زده است. شاید اولین بار آذرخش، آتشی در جنگل روشن کرده و حیواناتی که در این رخداد کشته شدند، توسط آتش آذرخش بریان شدند، انسانِ همیشه گرسنه‌ی نخستین هم، در این رخداد طبیعی اولین تجربه‌ی چشیدن گوشت پخته شده را داشته باشد. شاید همان زمان موفق شدند شاخه‌های در حال سوختن را از جنگل بربایند تا آن آتش را زنده نگه داشته و برای استفاده در آینده حفظ کنند، که البته کار سختی هم نبوده است.
مسلماً غذای پخته شده لذیذتر از گوشت یا غذای خام است. با در نظر گرفتن این موضوع و نیز با توجه به این که خدایان، مهمانان الهی و ارزشمندی برای انسان هستند و علایقی انسان‌وار دارند، دور نیست که انسان تصمیم بگیرد از خدایان با بهترین خوراکها پذیرایی کند. چرا که باور عمومی درباره‌ی خدایان این بوده که توسط انسانها سیر می‌شوند و سرگرم می‌شوند. پس بهترین پذیرایی، خوراکی است که با آتش پخته و آماده شده باشد. شاید از اینجاست که آتش، بخش جدایی‌ناپذیر مراسم پیشکش نذورات شده و مسئول آماده‌سازی قربانی یا همان خوراک خدایان است. (گریسولد، ۱۹۷۱، صص ۱۵۷-۱۵۸) اما همه‌ی پیشکش‌ها هم در آتش ریخته نمی‌شدند، در مراسم، انواع مختلفی از پیشکش وجود داشته و مسلماً باید تفاوتی بین پیشکش‌های آتش و پیشکش‌های فارغ از آتش بوده باشد.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

پیشکش‌های آتش، چه با آتش آماده شده باشند چه نه، در آتش ریخته می‌شوند تا با شعله و دود آتش به سوی خدایان بالا روند.

پیشکش‌های غیر آتش، آنهایی هستند که فارغ از اینکه با آتش پخته شده باشند یا خام باشند، در آتش ریخته نمی‌شوند بلکه روی سفره‌ای چیده می‌شوند، تا خدایان از آن خوراک بخورند.

از میان این دو مدل پیشکش، به نظر می‌آید مدلی که فارغ از آتش است، بدوی تر و بیشتر مرتبط با انسانهای نخستین باشد.
هرودوت قربانی پارسیان را از نوع بدون آتش توصیف می‌کند؛ «بعد از جوشاندن حیوان قربانی، اندامهای آن را جدا کرده و روی فرشی از گیاهان لطیف پهن می‌کنند»، این فرش گیاهین احتمالاً با برهیس[۶۱] ودایی که «همچون پشم لطیف است» و خدایان برای ضیافت قربانی روی آن می‌نشستند مرتبط است. هرودوت می‌گوید پارسیان محراب آتش که با فرش گیاهی در ارتباط باشد نداشتند. در ریگ‌ودا ولی ارتباط بین وِدی[۶۲] یا همان محراب آتش با برهیس یا فرش خدایان، احتمالاً نشان دهنده‌ی وجود همزمان هر دو مدل قربانی در کنار هم است. مدل ابتدایی که بدون آتش است و مدل نوآورانه که همراه با آتش است (همان، ۱۵۹). هر دو مدل کهن و نو، که اغلب در هند دیده شده‌اند، با برهیس همراه بوده‌اند که این خود ما را به این نتیجه می‌رساند که در هر صورت حضور خدایان بر روی زمین و در ضیافت ضروری بوده است، و وجود آتشدان یا ودی نیز برای رساندن قربانی از طریق شعله و دود، به آسمان است.
برای روشن شدن مطلب نمونه‌هایی از هر دو مدل می‌آوریم:
ریگ‌ودا در ماندلای اول، سرود ۱، بند ۲:
اگنی شایسته‌ی ستودن است
توسط ریشی‌های گذشته و نو
باشد که او خدایان را به اینجا آورد
یا در ماندلای سوم، سرود ۱، بند ۱۸:
پادشاه نشسته، اعمال نیایش را انجام می‌دهد (همان، ص ۱۶۵)
با این که پیشکش‌های معمول به او، سوخت یا پیه است، ولی همیشه در کنار دیگر خدایان، به نوشیدن نوشابه سوما دعوت می‌شود. در ماندلای دهم، سرود ۴۵، او «نگهبان سوما[۶۳]» خوانده شده است. او برای قربانی دعوت شده ‌است و معمولاً روی سبزه‌های محل قربانی در کنار دیگر خدایان می‌نشیند. (مکدانل، ۱۹۷۴، صص ۸۹ -۹۰)
این‌ها نمونه‌ای از حضور خدایان بر برهیس و بر خوان گسترده‌ی خوراک و پیشکش‌هاست. حال نمونه‌هایی از مدل دوم که قربانی در ودی قرار می‌گیرد؛
ماندلای اول، سرود ۱، دقیقاً صحنه‌ای را توصیف می‌کند که قربانی در میان آتش قرار می‌گیرد و در واقع آتش گرداگرد آن را گرفته و آن را سوزانده و در خود حل می‌کند، و از این راه آن را به سوی خدایان می‌فرستد:
ای اگنی، قربانی را که تو از هر سو گرداگرد آن را گرفته‌ای،
به سوی خدایان به درستی روان می‌شود.
او سه بار در روز خوراک داده می‌شود. گاهی به عنوان دهان و زبانی که خدایان با آن قربانی را می‌خورند خوانده می‌شود (ماندلای دوم، سرود ۱، بند ۱۳ و ۱۴) و شعله‌هایش قاشقهایی هستند که با آن او برای خدایان خوراک می‌افشاند. (ماندلای اول، سرود ۷۶، بند ۵ و ماندلای دهم، سرود ۶، بند ۴) اما در اغلب موارد از او خواسته می‌شود که پیشکش‌ها را خودش بخورد. (ماندلای سوم، سرود ۲۱، بند ۱ تا ۴ و سرود ۲۸، بند ۱ تا ۶) با سری به سوی بالا به سوی محل استقرار خدایان، به دنبال آن پیه که پیشکش شده روان است. (ماندلای اول، سرود ۱۴، بند ۱۰) او به ستون قربانگاه‌ها (ماندلای دوم، سرود ۲، بند ۱) یا به ستونی در تشریفات مذهبی (ماندلای اول، سرود ۱۴۳، بند ۷) بسته می‌شود. او غل و زنجیر می‌شود تا قربانی را به سمت خدایان برساند و روانه کند (ماندلای دهم، سرود ۵۱، بند ۷) (همانجا) ناف زمین و قله آسمان اگنی است (ماندلای اول، سرود ۵۹، بند ۲). او انسانها را به پیشگاه خدایان وصل می‌کند. زیرا او ارابه‌ران قربانی است. او خدایان را بر روی گردونه و با اسبهایش حمل می‌کند. او روی همان گردونه‌ای که خدایان می‌نشینند، می‌نشیند، گاهی گردونه‌ی او حتی از گردونه‌ی دیگر خدایان پیشرفته‌تر است. او ورونا و ایندرا را از آسمان، و ماروت‌ها را از هوا (=فضای میانه) نزد پیشکش‌ها می‌آورد. اگنی از دور مراسم را نظارت و رهبری می‌کند، یا دورتا دور پیشکش‌ها گام بر می‌دارد، یا سه بار پیرامون قربانی راه می‌رود. (همان، ص ۹۵) سرور همه قربانی‌های ممکن، سرور همه نذوراتی که پیشکش می‌شوند، اگنی است. (ماندلای هفتم، سرود ۱۱، بند ۴) (گریسولد، ۱۹۷۱، ص ۱۶۵)
به نظر می‌آید بسیاری از این سرودهای قربانی، درباره‌ی مراسم قربانی در صبحگاه باشد:
اگنی هنگامی که در سپیده‌دم افروخته می‌شود، در ودی (= حفره آتش در مراسم قربانی)، ساکن می‌شود
به او که در آتشدان نشسته است، درست و پابرجا، درخشان خدای
به اگنی، پیه در بر [آتش] همچون نوشیدنی، تقدیم می‌شود. (ماندلای اول سرود ۱۴۰، بند ۱)
اگنی رخشنده در مقابل سپیده‌دم
روحانی و راهبر مغان، را بیدار کرده است
از درخشش بزرگی با افروختن مقدسش (ماندلای سوم، سرود ۵، بند ۱) (همان، صص۱۵۹-۱۶۰)
با افروختن اگنی مقدس، چنان نور و درخشندگی بزرگی به وجود می‌آید که روحانیان و مغان هنگام سپیده‌دم بیدار می‌شوند. این ابیات اشاره به روشن شدن هوا در صبحگاه دارند که مسلماً در گذشته، انسانها با رویداد طبیعی طلوع خورشید بیدار می‌شدند و نه با تکیه بر ساعت و زمان.
اگنی در جامه ای رنگارنگ می‌درخشد، نشسته بر ناف زمین پهناور، سرخ‌فام در محل قربانی، زاده می‌شود. (ماندلای دهم، سرود ۱، بند ۶)
این توصیف از جامه‌ی رنگارنگ اگنی، بی‌شک اشاره به آسمان در هنگام طلوع دارد آن گاه که ترکیبی از رنگهای زیبا و متنوع را نمایان می‌کند.
یکی از عناصر مهم برای خویشکاری قربانی در دوران ودایی محل قربانی و مشخصات قربانگاه است که برای شناخت اگنی باید شناخته شود. چون بسیاری از اشاراتی که درباره‌ی اگنی در سرودها وجود دارد بدون شناخت درست موقعیت قرارگیری او، قابل درک نخواهند بود.
قرارگاه اگنی، گودالی دایره شکل است، که «ناف زمین» نامیده می‌شود. شکل دایره‌ای آن در تناسب با دایره خورشید در آسمان است. هیلبرانت[۶۴] عقیده دارد چیدمان محل قربانی، یک کپی از دنیای خدایان در آسمان است. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۴) در متون جدیدتر نیز آمده، پوروشا و پرجاپتی، پس از اجرای مراسم قربانی، با اگنی یکی می‌شوند، در واقع پس از قربانی اولیه، برای ازبین نرفتن این سنت، عمل قربانی در هستی، به اگنی واگزار می‌شود، و آتشکده که مکان اجرای مراسم قربانی نیز هست، کانونی است که در هر قربانی، اعضای پراکنده‌ی قربانی اولیه، گرد هم آمده و به یگانگی باز می‌گردند. این وحدت، مفهوم وحدت عالم است که اعضای ناهماهنگ هستی را با نظم و حفظ رتا در کنار هم قرار می‌دهد و شیرازه‌ی هستی با آن استوار می‌ماند. (گوندا، ۱۹۸۳، ص ۹)
۱-۲-۵-۴- حفظ آفرینش و رتا
در پیشگفتار درباره‌ی رتا و نظم دنیای هستی در باور هند‌و‌ایرانیان صحبت کردیم، رتا یعنی هر پدیده‌ای در جهان هستی در درست‌ترین جا باشد، و با راستی و درستی خویشکاری‌خاصی را انجام دهد. در یک کلام همه چیز جهان هستی در سر جای خود باشد، و حفظ این تعادل کار ساده‌ای نیست و خدایان بسیاری با همکاری هم می‌کوشند تا دنیا استوار و برقرار بماند. اگنی به دلیل ارتباطش با هر سه جهان، بیشترین سهم را در حفظ رتا یا اشا در هستی دارد. و بسیاری از سرودهای ریگ‌ودا این را نشان می دهند. اینها همه برای حفظ هدفی برتر است، حفظ تعادل و نظم دنیا.
او گنبد آسمان را با شعله یا دود خود، پاس می‌دارد. او دو جهان را جدا از هم نگاه می‌دارد. او با سرودهای حقیقی، زمین و آسمان را پشتیبانی می‌کند. او در بالای جهان می‌ایستد یا در بالای زمین در شب، ولی او بلندا و قله‌ی آسمان نیز هست. او فضای میانه را می‌سنجد و با بزرگی‌اش گنبد آسمان را لمس می‌کند. او فضای میانه و قلمرو روشن آسمان را می‌سنجد. او باعث می‌شود خورشید در آسمان برآید. در ریگ‌ودا هم اشاراتی درباره‌ی اینکه افروختن اگنی، تأثیر جادیی بر طلوع خورشید دارد، دیده شده است. شاید منظور این اشارات، قربانی صبحگاه باشد که به نظر اهمیت زیادی در سنت ودایی داشته است. این متن، می‌تواند معنی این سرود هم باشد: «بگذار ما اگنی را بیافروزیم، که نشان شگفت‌انگیز تو در آسمان بتابد.[۶۵]» این بخش در پاراگرافی از براهمنا به روشنی آمده: با قربانی کردن قبل از طلوع خورشید، او(=خورشید) خود را تولید می‌کند، در غیر این صورت او طلوع نمی‌کند. این توضیح درباره‌ی، افروختن اگنی و طلوع خورشید، که در ریگ‌ودا به این شکل آمده‌اند: «خورشید نمایان می‌شود، وقتی اگنی متولد می‌شود.»، یک ویژگی اسطوره‌ای را بیان می‌کند، شاید پیروزی خورشید در اسطوره ‌ایندرا[۶۶] را بازسازی می‌کند (مکدانل، ۱۹۷۴، صص ۹۸- ۹۹) و کاملاً نشان دهنده‌ی تأثیر عمیق اگنی بر روی طلوع و غروب خورشید و در نتیجه نظم روز و شب و گردش فصول است که خود برای حفظ هدفی برتر است، حفظ رتا در کل کیهان.
اما علاوه بر حفظ رتا در آنچه آفریده شده و در این دنیا موجود است، او بر این آفریده‌ها بسیار می‌افزاید. از آنجا که ذات آتش، زاینده و افزاینده است، و هر رشد و جنبشی از اوست، او می‌تواند صفت آفرینندگی هم داشته باشد. شمار بسیاری از سرودهای ریگ‌ودا در این باره وجود دارد. در باره‌ی او، در ماندلای اول، سرود ۶۸، بند ۵، گفته شده:
آسمان را با ستارگان آراسته است.
او هر آنچه را که پرواز می‌کند، راه می‌رود، ایستاده است، و یا حرکت می‌کند، آفریده است. (ماندلای دهم، سرود ۸۸، بند ۴)
با این که اگنی فرزند آسمان و زمین است، باز هم او را آفریننده‌ی هر دو جهان می‌نامند. (ماندلای اول، سرود ۹۶، بند ۴)
فرمان‌های او، که از بین نمی‌روند، در زمین و آسمان اجرا می‌شوند. (ماندلای هفتم، سرود ۵، بند ۴).
زمان های مناسب را می‌داند، سرور زمان و فصل‌ها است (ماندلای دهم، سرود ۲، بند ۱)
او ماده را در این هستی قرار داد (ماندلای سوم، سرود ۲، بند ۱۰)،
در گیاهان، در همه موجودات، و فرزندان را، در زمین و در زنان، تولید نسل کرد (ماندلای دهم، سرود ۱۸۳، بند ۳).
درباره‌ی او یک بار گفته شده، او فرزندان انسان را به‌وجود آورده‌است، اما این تنها یک افزوده ضمنی در دنباله مطلبی است که در همان بند سرود بیان شده، که «او، آسمان، زمین، و آبها را آفریده است»، و در ادامه، «انسانها» هم اضافه شده ولی نمی‌تواند به عنوان باور عمومی درباره اگنی به عنوان پدر نسل بشر یا خالق انسان تلقی شود. در نهایت اگنی محافظ است، و خداوندگار جاودانگی است، که برای انسان میرا بخشنده است. (مکدانل، ۱۹۷۴، صص ۹۸ – ۹۹) درباره او گفته شده «تو که پادشاه مراسم مقدس هستی، ای نگهبان رتا، تو که می‌درخشی، در اقامتگاه خودت در افزایشی». (ماندلای اول، سرود ۱، بند ۸) (گریسولد، ۱۹۷۱، ص ۱۶۵)
اگر معنای استاندارد رتا را، نظم و راستی بدانیم، سه نوع راستی وجود دارد که مظاهری از رتا هستند؛ نظم کیهانی یا همان نظم و آرایش درست جهان، که شامل برآمدن به موقع روز و شب، ترتیب به هنگام فصل‌ها، نظم کارکرد خورشید، ماه و ستارگان، گرما و سرما، روشنی و تاریکی و حفظ تعادل در نظام جهان هستی است. دوم نظم اخلاقی که به معنی حفظ قوانین اخلاقی جامعه و پاسداری از عدالت، راستی و درستی در رفتارهای انسانی است. سومین مظهر رتا، که با بحث ما بیشتر مرتبط است راستی و نظمی است که در مراسم مذهبی برقرار است. برگزار کردن مراسم مذهبی با پاسداشت همه آیینها و قوانین، و در زمان درست، برای جلب نظر خدایان بسیار با ارزش است و حفظ درستی مراسم می‌تواند این مراسم را شایان پذیرش خدایان کند. حفظ این رتا به طور طبیعی از خویشکاری‌های مهم اگنی است و به طور طبیعی به او محول شده است. (همان، ص ۱۶۶) او خود مظهر خرد و دانش است. بنابراین او چشم و نگاهبان رتا است و بعدها که در پی رتا تلاش می‌کند، همراه با ورونا شناخته می‌شود. (همان، ص ۱۶۷)
لازمه‌ی این خویشکاری هم، خرد و حکمتی الهی است که اگنی دارد. در سرودهای بسیاری به حکمت و فرزانگی و خرد او اشاره شده است.
او همه چیز را می‌داند، با خرد و فرزانگی خود، او همه‌ی آگاهی‌ها را دارد، آنها را در برگرفته همچون محور یک چرخ. و از همان هنگام تولد، آن را بدست آورده است. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۷) او همه چیز را می‌داند، با خرد و فرزانگی خویش، او همه آگاهی‌ها را دارد، او «همه آگاهی[۶۷]» است. القابی که عمدتاً در این زمینه درباره‌ی او به کار رفته است چنین است: «دارای همه دانش‌ها[۶۸]»، «کَوی[۶۹]» (=دانا و خردمند)، و «دارای خرد یک کوی». او تنها کسی است که منحصراً، لقب jātavedas را حمل می‌کند، که بیش از ۱۲۰ بار در ریگ‌ودا آمده و آنجا این طور توضیح داده شده: او کسی که همه‌ی نسل‌ها را می‌داند (viśvā veda janimā). او فرمان‌های الهی را می‌داند، و نسل‌های انسانها را می‌شناسد. او همه آفریده‌ها را می‌شناسد و می‌بیند، و همه درخواستهایی که به سوی او فرستاده می‌شود، می‌شنود. اگنی همچنین سازنده و آفریننده‌ی خرد است. خرد و نیایش‌کنندگان از او برمی‌خیزند. او یک الهام‌بخش است، یک بنیان گذار سخنرانی بارز وغرا است، اولین پایه‌گذار نماز و نیایش. او همچنین، سخنوری شیوا است، و خواننده[۷۰] است. (همانجا)
۱-۲-۵-۵- میانجی، روحانی و پیامبر
مجموعه‌ی پرشماری از سرودها در ریگ‌ودا و دیگر متون مذهبی جدیدتر هندو وجود دارند که نمایانگر نقش‌هایی چون روحانی، واسطه، میانجی، پیک و قاصد، برای اگنی می‌باشند، با بررسی تحلیلی این متون، به نظر می‌آید که این سرودها و ویژگی‌ها، در کل می‌توانند سه خویشکاری مجزا را در ذهن بیاورند.
انگاره نخست وظیفه‌ی انتقال نذورات و آوردن خدایان از راه آتش قربانی است و به این شکل اگنی را واسطه میان دو دنیا قرار داده است.
انگاره دوم از این سرودها اما اگنی را همچون یک روحانی دانسته که با انجام وظایف قربانی و پیشکش خوراک و نذورات، آنها را شاد می‌سازد. و در این کسوت، پیام‌آور و میانجی میان انسانهاست. او همچون یک روحانی، اجرای درست مراسم را می‌داند، سرودهای نیایش را می‌خواند و راه را برای جلب بخشندگی خدایان برای انسانها آسان می‌سازد. سرودهای بسیاری در این مجموعه هستند که مستقیم یا غیر مستقیم بر این عملکرد دلالت دارند. واژه هوتر[۷۱] که بارها به اگنی نسبت داده شده است، از این دست اشارات است.
انگاره سوم که می‌توان از این سرودها برداشت کرد بیشتر محل گفتگو و اختلاف نظر اندیشمندان این حوزه بوده است. این سرودها او را نه تنها یک روحانی و یک قاصد میان زمین و آسمان دانسته، بلکه خویشکاری بسیار جدید و در خور توجه دیگری را به او نسبت می‌دهد، یک پیامبر، یا میانجی آسمانی، کسی که برای انسان نزد خدایان وساطت و شفاعت می‌کند.
این سه خویشکاری آخر را نیز با اشاره به سرودهایی از ریگ‌ودا تشریح خواهیم کرد.
قاصد یا میانجی: با گذشت زمان، اگنی که از طریق مراسم قربانی ارتباط نزدیکی با زندگی روزانه‌ی انسانها می‌یابد، دیگر تنها یک گیرنده‌ی غیر‌فعال پیشکش‌ها نیست، بلکه، واسطه‌ای است میان آسمان و زمین که پیشکش‌ها را به سوی خدایان ارسال می‌کند، که بدون او شادمان نمی‌شوند. از سوی دیگر، او همانطور نیز خدایان را به قربانگاه می‌آورد. او آنها را روی علف پخش شده، می‌نشاند، تا پیشکش‌ها را بخورند. او از راه هایی که به سوی خدایان و به سوی زمین، هدایت می‌شوند، می‌گذرد، در حالی که همه این راه ها را می‌شناسد.
بنابراین، شخصیت یک پیام‌آور، قاصد یا پیک (dūta) در او نهادینه شده است، شخصیتی که راه‌ها و مسیرهای قربانی را می‌شناسد، همه‌ی عبادتگاه ها را بازدید می‌کند، به سرعت پرواز می‌کند و بین زمین و آسمان در حرکت است، به زبان دیگر، بین دو نژاد خدایان و انسانها در رفت و آمد است.
او توسط خدایان و توسط انسانها برگزیده شده است، تا بَرنده‌ی هدایا باشد، (havya-vah یا -vāhana واژه‌ای است که همیشه در ارتباط با اگنی به کار رفته است به معنی حمل کننده و بَرنده) سرود نیایش‌کنندگان را، به خدایان اعلام کند یا خود، خدایان را به محل قربانی بیاورد. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۶)
اگنی همه‌ی این خویشکاری‌ها را، به عنوان آتش قربانی، انجام می‌دهد، در حقیقت نمود این استعاره‌ها همه در آتش قربانی است و سرچشمه‌ی این صفات و ویژگی‌ها، از همان فرایند فیزیکی ریختن پیشکش‌ها در آتش آغاز شده است. سرودهای زیادی در ریگ‌ودا اشاره مستقیم به این نقش اگنی دارند:
ماندلای اول، سرود ۹۴، بند ۱: به خاطر سوختن تو ما توانا می‌شویم، نیایش ما را سرعت ببخش
به خاطر وجود تو است که خدایان می‌توانند قربانی پیشکش ما را بخورند.
ماندلای اول، سرود ۵۸، بند ۱: چه زمان قاصد ویوسونت می‌آید.
از مسیری مستقیم که اتمسفر را می‌پیماید
خدایان آسمان را به خوراک قربانی دعوت می‌کند
ماندلای سوم، سرود ۱، بند ۱۷: به عنوان سرور خانه، انسانها را قرار و سکنا می‌دهی
به عنوان گردونه‌ران، جوینده مستقیم خدایان هستی.
ماندلای اول، سرود ۱۲، بند ۶: برنده‌ی نذورات، آن که دهانش قاشق است.
چراکه روغن به عنوان نوشیدنی خدایان، با قاشق در آتش ریخته می‌شود. (گریسولد، ۱۹۷۱، ص ۱۶۲)

 

 

نظر دهید »
تحلیل گفتمان جنگ و رابطه آن با سینما در سه دهه بعد از انقلاب ایران (با تاکید بر آثار حاتمی کیا)- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 255
  • 256
  • 257
  • ...
  • 258
  • ...
  • 259
  • 260
  • 261
  • ...
  • 262
  • ...
  • 263
  • 264
  • 265
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • دانلود پایان نامه های آماده – ۳ـ۲ـ۱ـ۱ـ۳ـ توبه بعد از اقرار نزد امام و حاکم – 2
  • مقایسه‌ی سبک شناسانه‌ی حبسیّات مسعود سعد سلمان با حبسیّات خاقانی- قسمت ۱۰
  • بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر شهر بندرعباس- قسمت ۳
  • بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین- قسمت ۱۱
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد تبیین-رفتار-مصرف-کنندگان-حقوقی-در-حوزه-ی-خدمات-نوین-بانکی-براساس-مدل-پذیرش-فناوری- فایل ۱۵
  • پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی دبیران تربیت بدنی از طریق ویژگی های فردی و هوش هیجانی در شهرکرمانشاه۹۳- قسمت ۹
  • آثار ناشی از فسخ قرارداد پیمانکاری- قسمت ۵
  • نسبت منطق و مابعدالطبیعه نزد هیدگر- قسمت ۳
  • شناسایی عوامل موثر بر مزیت نسبی ایران در صادرات میگو- قسمت ۱۲
  • تعهدات منع تبعیض در موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (گات)- قسمت 4
  • تعهدات منع تبعیض در موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت (گات)- قسمت 16
  • اثربخشی خانواده درمانی راه حل مدار – ساختاری در درمان قطع مصرف مواد افراد وابسته به مواد، پیشگیری از عود آن و افزایش عملکرد خانواده- قسمت ۳۰
  • بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش- قسمت ۸
  • پایان نامه مدیریت با موضوع : سرمایه فکری
  • بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی و مقایسه ساعات بودجه شده و گزارش شده و تجزیه و تحلیل انحرافات بودجه زمانی در سازمان حسابرسی- قسمت ۱۳
  • رابطه خودکنترلی و سبک¬های فرزندپروری با بهزیستی روانشناختی در بین دانش¬آموزان دبیرستانی شهرستان آباده ۹۳- قسمت ۸
  • تعیین تأثير روش يادگيري مشاركتي در درس علوم تجربي بر افزايش خلاقيت دانش آموزان- قسمت 17
  • پایان نامه مدیریت دانشگاهی : مفهوم استراتژی
  • بررسی فرهنگ عامه در دیوان مسعود سعد سلمان- قسمت ۲
  • پایان نامه مدیریت : هوش معنوی و مفهوم شخصیت
  • مطالعه ی باکتری های بی هوازی هالوفیل احیا کننده نیترات مولد بیوسورفکتانت از نفت خام ایران- قسمت ۳
  • مطالعه تطبیقی دادرسی افتراقی در محاکم کیفری ایران و دیوان بین المللی کیفری- قسمت ۲

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان