اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی-مسائل-استراتژیک-و-ترسیم-نقشه-استراتژی-برای-دفاتر-پیشخوان-دولت-با-استفاده-از-مدل-های-SWOT-و-BSC- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پیوست ۵ : اطلاعات توصیفی تحلیل BSC بر اساس خروجی SPSS 122
پیوست ۶ : نتایج آزمون T پرسشنامه SWOT 123
پیوست ۷ : نتایج آزمون T پرسشنامه BSC 124
فصل اول : کلیات تحقیق

 

 


مقدمه

همه سازمان ها برای حفظ و دستیابی به رشد و توسعه مطلوب و نیز افزایش توان رقابت پذیری خود نیازمند یک طرح جامع و منسجم در چارچوب رسالت و اهداف عالی سازمانشان تحت عنوان استراتژی می باشند. آنچه موجب بقای سازمان ها در دنیای کنونی است، درجه سازگاری و تطابق آنها با شرایط پیچیده محیطیست. سازمان هایی که محیط را ماهرانه اداره و کنترل نمایند در مقایسه با سازمان های دیگر کامیاب ترند. در این بین، لزوم اتخاذ رویکردی استراتژیک برای سازمان های عمومی و غیر انتفاعی بسیار اهمیت می یابد. سازمان های غیر انتفاعی و عمومی بخش قابل توجهی از نهادهای اجتماعی و مدنی جامعه ما را تشکیل می دهند، و نیز بسیاری از خدمات و فعالیت های مهم در سطح کشور در قالب شرکت ها و سازمان های دولتی، عمومی و غیر انتفاعی ارائه می گردد. بنابراین با توجه به اهمیت کارکردی این حوزه، ضرورت پرداختن به موضوعات مربوط به استراتژی و برنامه ریزی برای این دست از سازمان ها نیز اهمیت می یابد. دفاتر پیشخوان خدمات دولت به عنوان نهادی تازه تاسیس، با اهداف و رسالت خاصی که برای آن تعریف شده است، عمر اندکی از حیات سازمانی خود را سپری می کنند. هدف اصلی این نهاد فراهم آوردن بستری مناسب به منظور ارائه خدمات سازمان های دولتی بصورت متمرکز و تشکیلاتی، در سراسر کشور می باشد. این پژوهش درصدد است به مطالعه این سازمان نوظهور در عرصه ارائه خدمات ملی پرداخته، و با شناسایی مسائل و موضوعات استراتژیک پیش روی این نهاد، نقشه استراتژی آن را ترسیم و پیشنهادات مورد نظر را ارئه نماید. با توجه به مباحث فوق الذکر، در این فصل به منظور آغز بحث و آشنایی مخاطب با کلیت انجام تحقیق، به مطالعه طرح تحقیق و بیان مقدماتی پژوهش خواهیم پرداخت.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۱-۲) بیان مسئله
بی شک یکی از شاخص های توسعه یافتگی هر کشوری، وجود ساختارها و بسترهای مناسب به منظور توزیع و توسعه مناسب امکانات در تمامی نقاط اعم از شهری و روستایی می باشد. دریافت خدمات دولتی به صورت مساوی برای تمامی اقشار جامعه از جمله مهمترین موضوعاتی است که هر دولتی باید به صورت تشکیلاتی برای آن برنامه شفاف و مشخصی داشته باشد. کاهش فاصله ی مراکز خدمات با مخاطبان و توزیع متناسب امکانات در شهرها و روستاهای کشور، و نیز حرکت به سمت ایجاد دولت الکترونیک، ضرورت ایجاد مراکز و دفاتری را در گستره شهرها و حتی در روستاهای کشور برای عملیاتی کردن این خدمات بصورت الکترونیک و مجتمع، اجتناب ناپذیر کرده است. در همین راستا و با موضوعیت قرار دادن این مهم، دولت و مجلس شورای اسلامی را بر آن داشت تا با مبنا قراردادن دفاتر سازمان یافته خدمات ارتباطی کشور که شامل حداقل ۱۶۰۰۰ دفتر فعال در گستره شهرها و روستاهای سراسر کشور می باشند، و تجمیع تمامی خدمات قابل واگذاری سازمان های دولتی به آنها زمینه فعالیت دفاتر پیشخوان دولت و بخش عمومی غیر دولتی در سطح کشور با نظارت دستگاه های مسئول را فراهم کنند(کتابچه راهنمای دفاتر پیشخوان). در همین راستا دفاتر پیشخوان خدمات دولت به منظور ارائه بخشی از خدمات سازمان های دولتی، اعم از خدمات الکترونیکی و غیر الکترونیکی، در تمامی نقاط شهری وروستایی کشور تاسیس گردیده اند.
بدون تردید تمامی سازمان ها اعم از دولتی یا خصوصی، برای حفظ و ایجاد مزیت رقابتی و بقاء در دنیای پرچالش و رقابتی امروز، نیاز به داشتن راهبرد و برنامه استراتژیک دارند. بنابراین داشتن رویکردی و چارچوبی استراتژیک برای هر سازمانی از ضروریات حرکت به سمت اهداف سازمانی می باشد. دفاتر پیشخوان خدمات دولت نیز به عنوان یک تشکیلات سازمانی که عمر اندکی از حیات سازمانی خود را سپری می کند، به منظور تحقق و دستیابی به اهداف و مقاصد مد نظر، از این امر مستثنی نمی باشد. اهمیت این مسئله با عنایت به اهداف، رسالت و وظایف مدنظر آن سازمان پررنگ تر می شود. از جمله کار ویژه ها و اهداف این دفاتر را می توان تجمیع و واگذاری کلیه خدمات قابل واگذاری سازمان های دولتی- چه الکترونیکی و چه غیر الکترونیکی- ، تمرکز زدایی و افزایش بازدهی در سرعت و کیفیت خدمات کشوری، و نیز ایجاد بستری مناسب در جهت عدالت ورزی، کاهش فساد اقتصادی و اداری، سهل المسیر شدن دالان های بروکراتیک در استفادۀ عمومی، انعطاف پذیری سازمانی و رضایت بخشی بدنه اجتماع از دولت تکنوکرات و دولت الکترونیک بیان نمود(کتابچه راهنمای دفاتر پیشخوان). لذا با عنایت به اهمیت موضوع، این تحقیق بر آن است با مطالعه و بررسی وضعیت فعالیت دفاتر پیشخوان خدمات دولت؛ در چارچوب ارائه شده توسط برایسون برای سازمان های عمومی و غیرانتفاعی، با بهره گرفتن از مدل SWOT به شناسایی مسائل استراتژیک- نقاط قوت و ضعف داخلی و فرصت ها و تهدیدهای خارجی- پرداخته؛ و سپس با بهره گیری از مدل BSC و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل SWOT؛ نقشه استراتژی سازمان را به منظور ارائه چشم اندازی روشن از مسیر حرکت سازمان برای دستیابی به استراتژی های تعیین شده ترسیم نماید.
عکس مرتبط با اقتصاد
۱-۳) ضرورت و اهمیت انجام تحقیق
از آنجائیکه هیچ سازمانی دارای منابع نامحدود نمی باشد، و فضای حاکم بر سازمانها اعم از خدماتی و تولیدی فضایی کاملا رقابتی است، تدوین استراتژی های صحیح و رقابتی که بتواند سازمان را به اهداف کلان مورد نظر خود رهنمون سازد، از اهمیت خاصی برخوردار است. چرا که صرف منابع محدود بر موضوعات غیر اصلی،‌ جریمه اش شکست در میدان رقابت و واگذاری میدان رقابت به رقیبی است که منابع محدود خود را بر روی موضوعات اصلی متمرکز کرده است. لذا داشتن استراتژی و برنامه استراتژیک، از ضروریات اصلی برای سازمان هایی است که درصدد هستند بدون تسلیم در برابر دیگر رقبا و موانع موجود، حضوری آگاهانه در عرصه داشته باشند. در این بین، دفاتر خدمات پیشخوان دولت با توجه به کارویژه ها و اهدافی که برای آنها تعریف شده است، نیازمند مطالعات و بررسی های بیشتری در حوزه برنامه ریزی استراتژیک و مسیر راهبردی، به منظور نیل به اهدافشان می باشند. اهمیت این مسئله با دانستن اینکه تاکنون چنین تحقیقی در این نهاد صورت نپذیرفته است بیشتر نمایان می گردد. بنابراین بررسی عوامل محیطی تاثیرگذار در حوزه فعالیت دفاتر پیشخوان خدمات، شناسایی پتانسیل های موجود، موانع و مشکلات، ارائه راهکارها و استراتژی ها مناسب برای آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است که می بایست مورد توجه مدیران و دست اندرکاران قرار گیرد.
۱-۴) اهداف تحقیق

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

شناسایی و مطالعه الزامات، ماموریت ها و ارزش ها، و ذینفعان مرتبط با دفاتر خدمات پیشخوان

شناسایی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش رو برای دفاتر پیشخوان خدمات دولت

تجزیه و تحلیل عوامل به منظور شناسایی موضوعات استراتژیک دفاتر پیشخوان

مطالعه و تحلیل عوامل حیاتی، به منظور ایجاد بهبود مستمر فرایندها با هدف ارزش آفرینی و سودآوری برای دفاتر

انتخاب بهترین استراتژی/ ها و ترسیم نقشه استراتژی

۱-۵) پرسش های تحقیق
پرسش های اصلی :

 

 

در حال حاضر راهبردها و برنامه های فعلی مد نظر برای دفاتر پیشخوان چه هستند؟

استراتژی ها و راهبردهای اساسی جهت دستیابی به اهداف، چشم انداز و ماموریت های دفاتر پیشخوان چه می باشد؟

پرسش های فرعی :

 

 

عوامل محیطی خارجی که به عنوان فرصت برای دفاتر پیشخوان وجود دارد کدامند؟

عوامل محیطی خارجی که به عنوان تهدیدها برای دفاتر پیشخوان وجود دارد کدامند؟

عوامل محیطی داخلی که به عنوان نقاط قوت دفاتر پیشخوان وجود دارند کدامند؟

عوامل محیطی خارجی که به عنوان نقاط ضعف برای دفاتر پیشخوان وجود دارد کدامند؟

۱-۶) روش شناسی تحقیق :
یکی از عوامل موفقیت در هر پژوهشی انتخاب روش های مناسب و ابزارهایی برای گردآوری داده های مورد نیاز تحقیق می باشد. این تحقیق از حیث نتایج پژوهش از نوع کاربردی، و از لحاظ نحوه گردآوری و تحلیل داده ها توصیفی – پیمایشی می باشد.
۱-۷) تعریف مفاهیم و واژگان تحقیق
برنامه ریزی استراتژیک[۱] : برنامه ریزی استراتژیک عبارت است از ((تلاشی نظام مند، به منظور اخذ تصمیمات و انجام فعالیت هایی بنیادی که به شکل دهی ماهیت و چگونگی و چرایی اقدامات سازمان می پردازد)). برنامه ریزی استراتژیک می تواند ارتباطات سازمانی را تسهیل کرده و مشارکت کارکنان را افزایش دهد و ارزش ها و نظرات ناهمگون ایشان را تعدیل کند؛ تصمیم گیری خردمندانه را پرورش داده و عملگرایی و مسئولیت پذیری را ترویج نماید (برایسون، ۱۳۸۸).
استراتژی :‌ استراتژی یک برنامه جامع برای عمل است که جهت گیری های عمده سازمان را معین می نماید و رهنمودهایی برای تخصیص منابع در مسیر کسب هدف های بلند مدت سازمانی را ارائه می دهد (سعیدی، ۱۳۹۰).
چشم انداز،‌ ماموریت[۲] : چشم انداز سازمان بیان صریح سرنوشتی است که سازمان باید به سمت آن حرکت کند، به عبارت دیگر چشم انداز آینده ای واقع گرایانه، محقق الوقوع و جذاب برای سازمان است. ماموریت یا رسالت سازمان، هدف اساسی و منحصر بفردی است که آن را از سازمان های مشابه متمایز می سازد و دامنه عملیات آن را بر حسب محصول و بازار تعیین می نماید (برایسون، آلستون، ۱۳۹۰).
عوامل حیاتی موفقیت[۳] : مسائلی هستند که سازمان باید آنها را انجام دهد یا معیارهایی هستند که باید آنها را برآورده کنیم تا در نظر ذینفعان موفق باشیم.
قابلیت ها / قابلیت های متمایز[۴] : قابلیت ها مجموعه ای از فعالیت ها، توانایی ها یا استراتژی هایی اند که سازمان در آنها فوق العاده خوب است یا منابعی هستند که می توانند منجر به عملکرد خوب در مقابل عوامل حیاتی موفقیت شوند.

فصل دوم : ادبیات پژوهش
۲-۱) مقدمه
امروزه مدیریت استراتژیک به عنوان جزء لاینفک سازمان های جهانی در آمده است و تمام شرکت ها برای بقای خود به مدیریت استراتژیک روی آورده و سعی در پیاده سازی مبانی آن در سازمانشان دارند. از لحاظ مفهومی مدیریت استراتژیک با تحول در تئوری های مدیریت هم گامی دارد و مکاتب کلاسیک رفتاری و کمی مدیریت، بر جنبه هایی از سازمان و عملکرد آن تاکید می کردند که توسط مدیریت قابل کنترل باشد. مسائلی از قبیل برنامه ریزی تولید، رفتار زیردستان، بهبود محیط کار، نقش گروه های غیر رسمی در بازدهی کار، مدل های کمی تصمیم گیری و غیره. برنامه ریزی استراتژیک با بررسی محیط خارجی و داخل سازمان، فرصتها و تهدیدات محیطی و قوت ها و ضعف های داخلی را شناسایی می کند و با در نظر داشتن ماموریت سازمان، اهداف بلند مدت سازمان را در مسیری قابل پیش بینی هدفمند می کند؛ و برای دست یابی به این اهداف، از بین گزینه های استراتژیک اقدام به انتخاب گزینه هایی می کند که با تکیه بر قوت ها و با بهره گیری از فرصتها، ضعفها را از بین برده و از تهدیدها پرهیز کند که در صورت اجرای صحیح، باعث موفقیت سازمان در میدان رقابت می شود. (آئین،۱۳۸۷). از آنجا که ورود به هر بحثی نیازمند آشنایی با مبانی نظری و مفاهیم مرتبط با آن می باشد. بنابراین در این فصل به مرور ادبیات مربوط به استراتژی و مدیریت استراتژیک پرداخته خواهد شد و مدل های مورد استفاده و ابعاد نظری طرح تحقیق مورد مطالعه قرار می گیرد.
۲-۲) بخش اول : استراتژی
۲-۲-۱) تاریخچه استراتژی
سابقه کاربرد مفهوم استراتژی[۵] در مدیریت نظامی به قرن ها قبل باز می گردد. اولین اثر مکتوب در این زمینه با نام “هنر جنگ[۶]” از نویسنده و ژنرال چینی به نام “سان تزو” در حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد به جای مانده است. او در کتاب خود مولفه های عمده استراتژی نظامی را مطرح می کند. پس از وی نویسنده رومی ((وگ تیوس)) در قرن دوم میلادی در نوشته های خود به بیشتر این مؤلفه ها اشاره کرد. اما تاکید وی عمدتا بر آموزش و نظم بوده است. او معتقد بود که ژنرالهای موفق آنهایی هستند که از اصولی ثابت پیروی می کنند و بر شانس نیز تکیه ندارند (سعیدی، ۱۳۹۰). در ژاپن تفکر در حوزه مدیریت نظامی، استراتژی نه تنها با دستیابی به هدفهای خودی ارتباط دارد بلکه با پیشگیری از رسیدن دشمن به هدفهایش نیز مربوط می شود. در حدود ۴۵۰ سال پیش از میلاد به معنای مهارت مدیریتی (اداره، رهبری، قدرت) بکار رفت. این واژه در زمان اسکندر (۳۳۰ پیش از میلاد) به مهارت بکارگیری نیروها برای غلبه بر مقاومت و مخالفت و ایجاد یک نظام یکپارچه دولت جهانی اشاره داشت. ((سان تزو)) در این باره می گوید که باید به آنچه دشمن می خواهد به آن برسد پی برد وآنگاه او را از رسیدن به آن محرم ساخت (همان منبع).
۲-۲-۲) تعریف استراتژی
استراتژی واژه ایست که همانند واژه های رهبری، لجستیک و عملیات از مدیریت نظامی سرچشمه گرفته است و در این حوزه برای تشریح شیوه ای که به آن وسیله نیروهای نظامی به هدفهایشان دست می یابند، بکار می رود. واژه استراتژی از ریشه یونانی Strategema به معنای فرمانده ارتش،‌ مرکب از Stratos به معنی ارتش و ago به معنای رهبر گرفته شده است. پس از آن به معنای “هنر یک فرمانده نظامی” تعبیر شد که به مهارتهای رفتاری و روانشناختی فرمانده اشاره داشت(سعیدی،۱۳۹۰). مفهوم استراتژی ابتدا به معنای فن، هدایت، تطبیق و هماهنگ سازی نیروها جهت نیل به اهداف جنگ در علوم نظامی بکار گرفته شد. در جایی دیگر استراتژی بدین شکل تعریف می شود : ((استراتژی مجموعه ای از اهداف اصلی و سیاستها و برنامه های کلی به منظور نیل به اهداف است به گونه ای که قادر به تبیین این موضوعات باشد که در چه کسب و کاری و چه نوع سازمانی فعالیت می کنیم و یا می خواهیم فعالیت نماییم)). تعریف دیگری هم از استراتژی می توان ارائه کرد : ((استراتژی یک برنامه واحد، همه جانبه و تلفیقی است که محاسن یا نقاط قوت اصلی سازمان را با عوامل یا تغییرات محیط مربوط می سازد و به نحوی طراحی می شود که با اجرای صحیح آن از دستیابی به اهداف اصلی سازمان اطمینان حاصل شود))(همان منبع). نظریه پردازان علم مدیریت، استراتژی را علم تخصیص مطلوب منابع کمیاب، جهت رسیدن به اهداف اقتصادی تعریف کرده اند. استراتژی تعیین کننده زمینه های فعالیت در محیطی پیچیده و پویا، و ابزاری است که به عنصر انسانی در یک نظام سازمانی حیات بخشیده و افراد را به حرکت وا می دارد. ایگور آنسوف[۷] به عنوان اولین دانشمندی که استراتژی را به شکل جامع و معنادار توضیح داد، معتقد است که هر قدر بین اهداف و فعالیت های فعلی سازمان سازگاری بیشتری وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم تر خواهد بود (آهنچی، ۱۳۸۶). شاندلر[۸](۱۹۶۲) استراتژی را بدین صورت تعریف می کند : استراتژی عبارت است از یک طرح واحد، همه جانبه و تلفیقی که نقاط قوت و ضعف سازمان را با فرصت ها و تهدیدهای محیطی مربوط ساخته و دستیابی به اهداف اصلی سازمان را میسر می سازد. اندروز[۹](۱۹۷۱) می گوید : استراتژی عبارت است از الگوی منظورها، مقاصد، اهداف، خط مشی های اصلی و طرحهایی جهت دستیابی به اهداف. مینتزبرگ[۱۰](۱۹۸۷) تعریف کوتاهی راجع به استراتژی ارائه داده است. از نظر وی استراتژی عبارت است از الگوی به جریان انداختن تصمیمات. در حال حاضر نیز در زبان فارسی واژه استراتژی را از نظر لغوی راهبرد معنا می کنند(استیسی،۱۳۸۱).
۲-۲-۳) ماهیت استراتژی
بطور کلی استراتژی ممکن است صرفا یک تعریف نداشته باشد، اما تا بحال در ارتباط با ماهیت آن اتفاق نظر کلی وجود داشته است. موضوعات مورد توافق به شرح زیر است :

 

 

استراتژی هم با سازمان و هم با محیط ارتباط دارد. (در فرضیه اول تفکر درباره استراتژی سازمان و محیط ارتباط تفکیک ناپذیری دارند). سازمان برای مقابله با محیط متغیر از استراتژی استفاده می کند.

استراتژی بر رفاه عمومی سازمان تاثیر می گذارد(تصمیمات استراتژیک آن قدر مهم پنداشته می شود که بر رفاه عمومی سازمان تاثیر می گذارد).

استراتژی دربر دارنده هر دو موضوع محتوا و فرایند است. (مطالعه استراتژی هم شامل اقدامات انجام شده یا محتوای سازمان است هم شامل فرایندهایی است که به موجب آن ها اقدامات تعیین و انجام می شود.

استراتژی ها صرفا سنجیده نیستند. (نظریه پردازان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که استراتژی های مورد نظر، پیش بینی نشده و تحقق یافته ممکن است با یکدیگر متفاوت باشند.

استراتژی در سطوح مختلف وجود دارد. شرکت ها ممکن است دارای استراتژی های شرکتی (باید به چه کسب و کارهایی پرداخت) و استراتژی های کسب و کار (چگونه باید در هر کسب و کار رقابت کرد) باشند.

استراتژی در بر گیرنده فرایندهای فکری گوناگون است. استراتژی در بر گیرنده رویه های فکری (عقلایی) و همین طور رویه های تحلیلی است. برخی صاحب نظران بر بعد تحلیلی استراتژی بیش از ابعاد دیگر آن تاکید می کنند، اما اکثر آن ها معتقدند که مهمترین بخش از فرایند استراتژی سازی و در واقع قلب آن همان کار فکری است که رهبران سازمان انجام می دهند(فدایی، ۱۳۸۷).

۲-۲-۴) سطوح استراتژی
سطوح استراتژی را می توان به سه سطح استراتژی در کل سازمان، استراتژی وظیفه ای و استراتژی واحد وظیفه ای تقسیم نمود(فردآر،۱۳۷۹).
۲-۲-۴-۱) استراتژی در سطح کل سازمان[۱۱] :

 

نظر دهید »
عنوان بررسی جلوه های رومانتیسیسم در شعر فاروق جویده- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

هنر کلاسیک محدود و نامتناهی را تصویر می کند، هنر رمانتیک نامحدود و لا یتناهی را نیز در نظر دارد و از آن خبر می دهد. ( هاینه)
توهم مشاهده لا یتناهی در درون طبیعت، به جای این که آن را از طبیعت منفک و جدا کنند. ( مور)
اشتیاق و آرزوی دست یافتن به لا یتناهی در درون متناهی، اشتیاق و آرزوی پدید آوردن ترکیبی از واقعیت و تخیل. در هنر آن چیزی را بیان کردن که در الهیات آن را اشتیاق وحدت وجودی نامند. ( فیرچیلد)».[۱۷]
با این حال، تعریف رومانتیسیسم به طور قاطع بسیار مشکل است. با این که کوشش های زیادی برای تعریف آن آمده است، در هر صورت رومانتیسیسم انقلابی در راه احساس، تفکر و تعبیر است. انقلابی ضد قید و بندهایی که مکتب کلاسیسیسم به وجود آورده است. اگر مکتب کلاسیسیسم اولویت را به عقل می دهد، مکتب رومانتیسیسم اولویت را به قلب، احساس و خیال می دهد.[۱۸] بنابر این می توان چنین گفت که هر ناقدی می تواند تعریف بالا را با در نظر گرفتن موجودیت آن ها در آثار هر یک از سایر ناقدان تأیید کرده و آن ها را به درستی تشخیص دهد.
«در تعریف رمانتیسم بیشتر بر روی انواع فرار رمانتیک ها تکیه می شود: فرار به رؤیا، فرار به گذشته، به سرزمین های دور دست، به تخیل. اما کمتر کسی می پرسد که آن ها از چه چیزی می خواستند فرار کنند؟ آن ها بیشتر از این که از چهار چوبه خشک قواعد کلاسیک فراری باشند، از آزادی دروغین و رشد سرمایه داری نوین می گریختند. اگر «رنه شاتوبریان» در پناهگاه جنگلی منزوی می شود، از سر هوس نیست، بلکه بر اثر ناکامی است. نسل رومانتیک نسل «آرزوهای برباد رفته» است و مکتب آن ها مکتب سرخوردگی».[۱۹]
مهم ترین هدف رومانتیسیسم، کنار گذاشتن قواعد و نشانه های مکتب کلاسیسیسم ادبیات اروپایی می باشد. مکتبی که پایه و اساس خود را مبتنی بر کنار گذاشتن عقل و تسلط عاطفه و خیال قرار داده و عرصه را بر بیان آزادانه عواطف و احساسات صادقانه گسترده نموده تا طرفدارانش به آسانی به بیان افکار و عقاید خود و به دور از تقالید یونان باستان بپردازند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۱_۳_ سیر تاریخی واژه رومانتیسیسم در اروپا

واژه رومانتیسیسم در ادبیات هر کشوری، مسیر منطبق با ادبیات آن کشور را پیموده است. در این میان، مهم ترین کشورهایی که واژه رومانتیسیسم در آن ها بیشترین جلوه ها را داشته است عبارتند از: انگلیس، آلمان و فرانسه. این قسمت پژوهش بر آن است تا سیر تاریخی این واژه را در ادبیات این سه کشور به تصویر بکشد.

 

۱_۳_۱_ سیر تاریخی واژه رمانتیسیسم در ادبیات انگلیس

«صفت “رمانتیک” در زبان انگلیسی برای نخستین بار در سال ۱۶۵۰ که منسوب به رمانس و رمان بود، به کار گرفته شد. در واقع رمانس یا رمان به آن آثاری اطلاق می شد که به زبان های بومی تألیف می شد. این آثار که عمدتا ماهیتی خیالی و خیال انگیز و پر احساس داشتند، بر ماجراهای عاشقانه و یا پهلوانی و ماجراجویانه مبتنی بوده و از صحنه های پرشور و عواطف و حالات و پدیده های غیر واقع گرایانه که خواننده قادر به درک آن ها نبود، آکنده بودند».[۲۰]
«اما در انگلیس دهه ۱۶۶۰ کلمه رمانتیک از دلالت بر داستان عاشقانه و رمانس وار فراتر رفته و بر مناظر طبیعی نیز اطلاق می گردد».[۲۱]
«همچنین در قرن هفدهم در انگلستان و فرانسه رمانس به معنای «موهن، تفننی، پوچ، و اغراق آمیز» اشارتی ضمنی داشت».[۲۲]

 

۱_۳_۲_ سیر تاریخی واژه رمانتیسیسم در فرانسه

« این واژه در فرانسه ابتدا به صورت Romanesque و البته به معنی تحقیر آمیز به کار می رفت و بعد ها جای خود را به کلمهromantique که معنای مثبت تری داشت، داد».[۲۳] «به این مفهوم که در فرانسه، مابین رمانس به مفهوم خفت آور و رمانتیک به معنای ملایم، لطیف، حساس و محزون تفاوتی قائل بودند».[۲۴] «در سال ۱۷۷۶ برای نخستین بار به وسیله پی یر لتورنیه، مترجم شکسپیر، رنه دوژراردن، حامی روسو و هوادار شیوه باغ آرایی انگلیسی به کار رفت. به هر حال واژه «رمانتیک» در اواخر قرن هجدهم در فرانسه بیشتر بیانگر واکنش عاطفی و پر احساسی بود که از طریق یک منظره در انسان برانگیخته می شود».[۲۵] «به هر حال این مادام دو استال بود که اصطلاح رمانتیک را در متون ادبی فرانسه رایج ساخت. وی مابین ادبیات شمال و جنوب تفاوتی قائل شد. بدین معنی که ادب شمال را ادبی قرون وسطایی و مسیحی و رمانتیک، و ادب جنوب را ادبی کلاسیکی و مشترک نامید».[۲۶]

 

۱_۳_۳_ سیر تاریخی واژه رمانتیسیسم در آلمان

« در آلمان واژه رمانتیش، در قرن هفدهم کاربرد داشت. لیکن کلمه romanisch که امروزه برای دلالت صرف بر زبان هایی که از لاتین مشتق شده اند به کار می رود، در قرن هجدهم مترادف با کلمهromantisch به کار می رفت. ولی کلمه اصلی و پرکاربرد همین شکلromantisch بود که جایگزین کلمه قدیمی تر romanhaft شد. این کلمه به قیاس واژه انگلیسی رمانتیک ساخته شده و از حدود سال۱۷۰۰ رواج یافته است. یکی از منتقدان، سیر معنایی واژه «رمانتیک» را به چهار دوره تقسیم کرده است:
_ از حدود ۱۷۰۰ تا اواخر قرن هجدهم.
_ سال ۱۷۹۸، سال تأسیس مجله “آتنئوم” و پیدایش تئوری شعر رمانتیک در تقابل با کلاسیک توسط برادران شلگل»[۲۷].
_ « دلالت دقیق این واژه در سال های ۱۸۰۷ و ۱۸۰۸ بر گروه های خاص رمانتیک و کاربرد معاصرتر و مدرن تر کلمه؛ که گه گاه با بدگویی و استهزا همراه بوده است.
_ پس از فروکش کردن دعوای رمانتیک ها و کلاسیست ها و تثبیت تدریجی معنای این واژه به عنوان اصطلاحی غیر ارزشی که اکنون در تاریخ ادبیات آلمان دیده می شود».[۲۸]

 

۱_۴_ نحوه پدید آمدن مکتب رمانتیسیسم در ادبیات اروپا

مکتب کلاسیسیسم از قرن هفدهم تا پایان قرن هجدهم، اروپا را در برگرفت و حتی تا مدتی از قرن نوزدهم در برخی از کشورهای اروپا ادامه داشت. پس از رهبری کلاسیسیسم بر منطقه اروپا، مکتب رومانتیسیسم که مبتنی بر واکنش علیه افکار و عقاید کلاسیسیسم بود به وجود آمد. اما این مکتب نو ظهور در اوایل قادر نبود با مکتب کلاسیسیسم مبارزه نماید. در قرن هجدهم، مخصوصاً در نیمه دوم آن قرن توانست به وسیله علما و فلاسفه ای که خواهان تجدد و نوآوری بودند، بر ارکان کلاسیسیسم حمله برده و راه را بر پیروان رومانتیسیسم هموار نماید. حمله علما و فلاسفه به طور کلی برضد پایه های کلاسیسیسم فرانسه بود. همان گونه که این پایه ها به طور واضح در ادبیات فرانسه وجود داشت.[۲۹]
«در نیمه اول قرن هجدهم، مردم دچار بدبختی و پریشانی بودند و در میان این آشوب، احتیاج شدیدی به اصلاحات احساس می کردند. از این جهت، نویسندگان و متفکران وابسته به طبقه بورژوازی کوشش خود را بر ضد سنن اشرافی و برای اصلاح وضع اجتماعی به کار می بردند. تا پایان نیمه اول قرن هجدهم موفقیت هایی هم به دست آمد. مثل آزادی قلم و بیان که به وسیله قوانین ظالمانه ای محدود شده بود به نسبت قابل توجهی توسعه یافت».[۳۰]
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
پیروان رومانتیسیسم علیه اصولی که مکتب کلاسیسیسم، با هدف کشف حقیقت وضع کرده بود، قیام کردند؛ زیرا پیشوای رومانتیسیسم ها، قلبشان بوده و هدفشان درک جایگاه زیبایی بود و هر نویسنده رومانتیسیسم عواطف و احساسات بود، از حقیقت کشف شده کلاسیسیسم ها تبعیت نمی کرد.[۳۱]
« این در حالی بود که مردم از «عقل» که آن همه حکومت کرده بود، از «روشنفکری» که اصرار داشت، هر چیزی را قبل از آن که احساس کنیم بفهمیم، از انواع ادبی که مشخصات هر کدام با دقت، معین و شماره بندی شده بود، از آن چه «روح پیرمردانه قرن هفدهم» خوانده می شد، خسته شده بودند».[۳۲]

 

۱_۵_ عوامل مؤثر بر پیدایش مکتب رومانتیسیسم اروپایی

به طور کلی می توان زمینه و جنبه های پیدایش رومانتیسیسم را بر پایه عوامل اجتماعی و عوامل فلسفی- دینی تقسیم بندی نمود. هر کدام از این عوامل، نقش به سزایی در پیدایش این مکتب ادبی نوظهور قرن هجدهم داشتند. در بحث از ابعاد گوناگون رومانتیسیسم، باید بدانیم که با پدیده فرهنگی و اجتماعی پیچیده و خاصی سر و کار داریم که در یک برهه از زمان ظاهر شده و از پاره ای جهات، پدیده ای منحصر به فرد می باشد.

 

۱_۵_۱_ عوامل اجتماعی

یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در به وجود آمدن مکتب رومانتیسیسم در اروپا، عامل اجتماعی است. « برخی معتقدند که « رومانتیسم در کنار و بلافاصله بعد از انقلاب کبیر فرانسه که خود انقلابی علیه فئودالیسم کلاسیک است، پیدا می شود». اما به نظر می رسد نبایست عاملی مهم تر از انقلاب فرانسه یعنی انقلاب صنعتی و رشد سریع توسعه شهرنشینی را از قلم انداخت». [۳۳]
«انقلاب صنعتی و تبعات حاصل از آن در عرصه طبقه بندی اجتماعی، قشربندی ها و فرهنگ جدید متناسب با آن، عمده ترین عامل پدید آمدن رومانتیسم است. انقلاب کبیر فرانسه و صنعتی انگلیس با تأثیرات شگرفی که در بنیان اقتصادی و اجتماعی پدید آورد ، زمینه ساز زایش فرهنگی جدیدی گردید که نویسنده خاص خود را می طلبید».[۳۴] «از نظر اقتصادی و اجتماعی در این دوران، اشراف و طبقات فرادست جامعه که در دوره های قبل تکیه گاه و حامیان اصلی هنرمند محسوب می شدند به تدریج ضعیف تر می شوند و شاعران و نویسندگان به جای اتکا به دربارها و اشراف زادگان و فرهیختگان ناچار می شوند تا آثار خود را به مخاطبان عام تر، یعنی طبقه متوسط و انبوه با سوادان تازه به دوران رسیده عرضه نمایند. رومانتیک ها به لحاظ اجتماعی در مقابل دو جریان و دو نظم اجتماعی متضاد قرار داشتند: اشرافیت محافظه کار که هنوز در بسیاری از صحنه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حضور دارد و طبقه متوسط جدید و بورژوازی سوداگر که در مقایسه با اشراف، مترقی محسوب می شود و خواهان پیشرفت مداوم است».[۳۵]
عکس مرتبط با اقتصاد
« لوکاچ معتقد است که: « رومانتیسم یک جریان خالص ادبی نیست، بلکه بیان عمیق و خود جوش طغیان علیه گسترش سرمایه داری است، هر چند این امر به طور طبیعی در صورت های بسیار متضاد پدیدار شده است. از دیدگاه مارکسیستی، سرشت دوگانه و متضاد رومانتیسم به گونه ای است که از یک جهت، شورش مترقی خرده بورژوازی در برابر کلاسیسم اشرافیت محسوب می شود و از سوی دیگر، اعتراضی ارتجاعی است در مقابل جامعه بورژوا_ سرمایه دار جدید. رومانتیسم بیانگر آرزوها و علایق گروه های اجتماعی متفاوتی است که سرمایه دار آن را به حاشیه رانده است، به ویژه اشرافی که بورژوازی از آن ها خلع ید کرده و و نسل های جوان تر بورژوا که دست مایه ای ندارند. تحلیل ارنست فیشر یکی از بهترین مطالعاتی است که در باب زمینه اجتماعی رومانتیسم صورت گرفته است. وی این گونه بیان می دارد که: « رومانتیسم جنبشی بود حاکی از پرخاشگری- یعنی جنبشی سودایی و متناقض ، در قبال جهان سرمایه داری بورژوازی و در قبال یک نواختی خشن داد و ستد».[۳۶]
«نسل رومانتیک در حالی که به علت ناپایداری و تزلزل وضعیت اجتماعی، دچار از خود بیگانگی شده است، هم بدی و تباهی جوامع فئودالی را که در آن زاده شده اند؛ درک می کند و هم اندک اندک به غیر انسانی بودن وضعیت تازه ای که در صدد جایگزینی با نظم کهن است، آگاه می شود. اغلب رومانتیک ها در عین حال که برخی تغییرات اجتماعی مانند توسعه فرهنگ و جنبش های آزادی بخش را با خوش رویی می پذیرند؛ بر از دست رفتن ایده آل هایی هم چون شرف و آبروی شخصی و آن چیز هایی که در آثار امثال دانته و میلتون تجسم یافته است، تأسف می خورند.
اوج شکوفایی رومانتیسم ها زمانی فرا می رسد که بورژوازی نو ظهور موفق می شود که تا حد زیادی ارزش ها و معیار های خود را بر جامعه کهن تحمیل کند. از این لحاظ، تقدم تاریخی رومانتیسم اروپای غربی متناسب است با رشد صنعتی، اقتصادی و اجتماعی کشور های منطقه».[۳۷]

 

۱_۵_۲_ عامل فلسفی_ دینی

یکی دیگر از عوامل مؤثر بر پیدایش رومانتیسیسم، عامل فلسفی و دینی می باشد.
«فلسفه عصر رومانتیسم که تقریبا شکل تکامل یافته گرایش های فکری و دوره پیش رومانتیسم محسوب می شود، فلسفه ای ذهن گرا و انفسی است. اصولا، به یک اعتبار می توان، کل مکتب ها و جریان های فلسفی را به دو دسته عمده افلاطونی[۳۸] و ارسطویی[۳۹] به معنی وسیع آن تقسیم کرد. بر اساس این تقسیم بندی کلی می توان اندیشه فلسفی رومانتیسم را نیز، از این لحاظ افلاطونی به شمار آورد. در حقیقت نیز فلسفه افلاطونی و به ویژه نو افلاطونی و سپس فلسفه ایده آلیسم استعلایی در فکر فلسفی رومانتیک ها بیشترین تأثیر را داشته است. نمونه آشکار گرایش های افلاطونی در عصر رومانتیسم را می توان در احیای مفهوم عشق افلاطونی و پاره ای دیدگاه های کسانی چون بلیک و شلی به روشنی مشاهده نمود».[۴۰]
«در حد فاصل عصر احساس و دوره رومانتیسم یکی از بزرگ ترین چهره های فلسفی یکی از بزرگ ترین چهره های فلسفی کل تاریخ فلسفه یعنی کانت جای گرفته است. کانت علی رغم تعلق خاطری که به روسو داشته و تأثیری که از وی پذیرفته است، “رومانتیک” محسوب نمی شود. وی از این لحاظ که نشان دهنده پایان عصر کهن و سرآغاز عصر نوین فلسفی است، زمینه را برای ظهور رمانتیسم فراهم کرده است. شور وشوق وی به انقلاب فرانسه، آزادی و طبیعت، خود نشان از نوعی رومانتیسم دارد. بنابراین به یک اعتبار، فلسفه کانت زمینه معنوی پیدایش رومانتیسم اروپایی را فراهم کرده است».[۴۱]
« در طول این چند قرن و خصوصاً در عصر روشنگری و در قرن هجدهم دیدگاه تازه ای شکل گرفت که آن را دئیسم یا دین طبیعی نامیده اند. در عصر رومانتیک و در واقع از دوره پیش رومانتیسم، با تفوق فلسفه ذهن گرایانه کانت و فلسفه ایده آلیسم و احساس گرایی رومانتیک ها و پاره ای مسائل دیگر، به تدریج نوعی گرایش مذهبی رومانتیک پدیدار می شود که رنگ وحدت وجود به خود گرفته است. در این دوره دیگر خداوند آفریننده بیرونی و جدا از دستگاه آفرینش بی روح نیست. بلکه خود روح منتشر در آفاق وانفس است و در جهان خارج و در روح انسان حلول می کند. بنابر این می توان گفت که: عصر رومانتیک به یک اعتبار با نوعی گرایش مذهبی همراه است. به گونه ای که فردریش شلگل معتقد است: «جوهر رومانتیسم بر پایه احساس محبت مسیحیت استوار شده است». یکی از منتقدان که در باب تأثیر انجیل بر شعر رومانتیک آلمان و فرانسه کتابی تألیف کرده است، ابعاد گرایش به انجیل و عناصر مسیحیت را بسیار گسترده می داند. از نظر او چون رومانتیک ها احساسات مذهبی را از دیگر عواطف جدا نمی کنند، و آن را با زیبایی شناسی و شور هنری و اشتیاق شدید در هم می آمیزند، ادبیات رومانتیک، خصوصا شعر رومانتیک از این احساسات مذهبی تأثیر می پذیرد».[۴۲]
« گرایش دینی رومانتیک ها اصولا گرایشی باطنی ومبتنی بر احساس است. خدای رومانتیک ها جنبه فردی بارزی دارد؛ خدایی است که در بوسه عشاق، در پرستاری مادر از کودک، در اندوهی شخصی، در شادابی و درخشش کمال هنری و …حلول می کند و ظهور می یابد. از نظر رومانتیک ها برای رسیدن به خدا و دست یافتن به نوعی ایمان، هنر مناسب تر و مفید تر از نهاد کلیسا یا الهیات عقلانی است. اصول مذهب رومانتیک یک نیاز و ضرورت عاطفی و ذهنی است و نه امری استدلالی و کلامی».[۴۳]

 

۱_۶_ ویژگی های شعر رومانتیسیسم

شعر رومانتیسیسم اروپا دارای ویژگی های منحصر به فردی است که آن را از سایر مکتب ها متمایز نموده است. می توان این ویژگی ها را در عناوین زیر خلاصه نمود:
_صداقت در بیان عواطف شخصی و فردی و احساسات عمیق که از درون وجود انسان بر می تابند، و هم چنین فرو رفتن در عالم احساسات و عواطف که از عالم فکر و واقعیت بر می خیزند.
_روی آوردن به طبیعت و قرار گرفتن در آغوش طبیعت و ستودن زیبایی و جمال آن، همچون ستایش محبوب یا مادر و بیان دردها و اندوه ها و تجربه های خاص خود با آن، و رسیدن به فلسفه طبیعی که قوام آن انسان و طبیعت می باشد. و بیان چیزهایی که احساس کرده و قادر به دیدن آن ها نیستیم، و هم چنین بیان کردن روابط بشر و احوال وی و وحدت بین طبیعت، خدا و انسان.
_ افراط در خیال و تصورات، چه آن که آن ها ابداعی یا از روی عمد باشند، و چه این که در آمیخته با رؤیا یا وهم باشند.
_بیان جو رمزگونه و الهام بخش، به خاطر این که متناسب با جو پیچیده ای هستند که تشخیص و توضیح آن ها امری دشوار به نظر می آید. رمز بیان معانی زیاد در قالب کلماتی اندک بوده و نیازی به توضیح و تفصیل ندارد؛ و نزد کسی که آن را می یابد جوی از نشاط، فعالیت و مشارکت با شاعر پدید می آورد. ولی رمز رومانتیسیسم ها، شفاف، ساده و ساختگی بود. و هر کدام از طرفداران آن، دارای دیدگاه رمزی و جهان خاص خود بودند.
_آزادی از وزن و قافیه در حد متوسط، برای بیان احساسات خود، زیرا موسیقی قدیم این اجازه را به آنان نمی داد که به سمت شعر جدید روی آورند؛ و چاره ای غیر از چارچوب شعری معاصر نداشتند.[۴۴]
از دیگر ویژگی های مکتب رومانتیسیسم نیز می توان به : «مخالفت با خرد، تکیه بر ضمیر ناآگاه(درون نگری)، بیمارگونگی، آزادی، گریز و سیاحت، کشف شهود، هیجان و احساسات»[۴۵] اشاره نمود.

 

۱_۷_ اصول مکتب رومانتیسیسم در مقایسه با مکتب کلاسیسیسم

« معرفی اصول و قواعد خاص برای مکتب رومانتیسیسم ما را با مشکل مواجه می سازد. زیرا اصولی را که طرفداران آن بیان کرده اند همیشه در تضاد با سایر آرا بوده و قواعد پیچیده ای نیز دارد. بر خلاف رومانتیسیسم، مکتب کلاسیسیسم دارای قواعد و اصول مشخصی است. از مهم ترین تفاوت های این دو مکتب می توان به موارد زیر اشاره نمود:
_کلاسیک ها بیشتر ایده آلیست هستند یعنی در هنر می خواهند فقط زیبایی و خوبی را شرح و بیان کنند. حال آن که رومانتیک ها می کوشند گذشته از زیبائی، زشتی و بدی را هم نشان دهند، چنان که «درام رومانتیک» اثری است که از ترکیب عظمت و نکبت، پستی و بزرگی، غم و شادی تشکیل شده است.
_کلاسیک ها عقل را اساس شعر کلاسیک می دانند و حال آن که رومانتیک ها بیشتر پابند احساس و خیال پردازی هستند.
_کلاسیک ها تیپ و الهام آثار خویش را از هنرمندان یونان و روم قدیم می گیرند و حال آن که رومانتیک ها از ادبیات مسیحی قرون وسطی، رنسانس و افسانه های ملی کشور های خویش الهام می گیرند و نیز از ادبیات معاصر ملل دیگر تقلید می کنند؛ همان طور که در قرن هفدهم آثار ارسطو پایه تمام افکار شمرده است، در عصر رومانتیک بیشتر به شکسپیر استناد می شود.
_کلاسیک ها بیشتر طرفدار وضوح و قاطعیت اند و رومانتیک ها پابند جلال و رنگ و منظره. رومانتیک ها به صورت های مختلف حوادث و به تضاد ها توجه دارند و به جای توسل به زبان شعر منظم و یکنواختی که بوالو مدافع آن است، ترجیح می دهند اشعاری بگویند که، بیشتر شبیه نثر و چه از لحاظ آهنگ و چه از لحاظ مضمون، تصویری و متنوع باشد.
_برنامه رومانتیک ها برنامه مبارزه است و روش آن ها به کلی منفی است.به عقیده آن ها دستور العمل هایی که در ادبیات رواج یافته مانع آزادی فکر و بیان شده است. از این رو رومانتیک ها تمام قواعد و دستور های کلاسیک را در هم شکسته و دور انداختند».[۴۶]

 

۱_۸_ موضوعات رومانتیسیسم

اگر بخواهیم معنای کلی برای مکتب رومانتیسیسم در نظر بگیریم، نمی توان موضوع مشخصی برای آن در نظر گرفت. بلکه گسترش یافته است تا در برگیرنده موضوعات انسانی باشد که به وسیله یکی از ملکات احساسی یا تأملی در درون ادیب راه یافته است. موضوعاتی که به ذهن شاعر یا نویسنده رومانتیسیسم خطور می کند، موضوعاتی است که به دور از عقل و در آمیخته با عواطف و احساسات وی می باشد. به طور کلی می توان مهم ترین موضوعات مکتب رومانتیسیسم را در عناوین زیر خلاصه نمود:
طبیعت، عشق، حزن و اندوه، مرگ، خیال، دین، ذات شخصی، آوارگی ، تأمل و رؤیای بیداری.
برای آشنایی بیشتر با موضوعات این مکتب، به شرح و بیان برخی از موضوعات ذکر شده اشاره می نماییم.

 

۱_۸_۱_ طبیعت در ادبیات رومانتیسیسم

کلاسیک ها با شهرها الفت یافته بودند و جامعه را نیز دوست داشتند. این افراد زمانی که عرصه بر آنان تنگ می شود، به سرعت به شهر بر می گشتند. و این تفاوت اساسی بین کلاسیک ها و رومانتیسیست ها می باشد. زیرا رمانتیک ها درون گرا هستند. زمانی که اوضاع شهر و جامعه عرصه را بر آنان تنگ می نمود، به طبیعت روی می آوردند. پیشگام رومانتیسیست ها در این زمینه، ژان راک روسو یکی از عاشقان طبیعت و اولین دعوت کننده به آن است که این گونه می گوید: در جنگل ها و کوه ها چرخ می زدم و از ترس این که آتش درد و رنج هایم شعله ور شود، جرأت اندیشیدن درباره چیزی را نداشتم.[۴۷]
« روسو و بازگشت به طبیعت وی را نباید بسیار ساده تلقی کرد، و تصور نمود که مراد وی بازگشت به دامن طبیعت و ترویج چوپانی و کشاورزی و دامپروری است، زیرا یک نوع ارتجاع می باشد. بلکه هدف وی عودت بشر به اصل و طبیعت واقعی او، یعنی زندگی ساده، صمیمی، جمعی یعنی غیر استبدادی و استثماری روستایی است. یعنی آن نوع از زندگی که پر از سادگی و بی ریایی است و در آن همه زحمت می کشند و کسی را حق برتری بر دیگری نیست و باید چنین گفت که وی مخالف استبداد و استثمار شهر است».[۴۸]
«بازگشت به طبیعت روسو را باید حاصل دل شکستگی از نتایج خرد و صنعت دانست. بیهوده نیست که شاعران رومانتیک زندگی در شهر را چندش آور و تمدن جدید را، دشمن شعر و هنرمند یعنی لطافت و عاطفه می دانستند».[۴۹]
طبیعت در معنای جغرافیایی خود، یکی از مهم ترین موضوعاتی است که رومانتیسیسم ها آن را بیان داشته اند. آنان درون خود را با طبیعت زینت داده و خود را با شیرین ترین لحظات عشق در بیابان ها و چراگاه ها، آراسته اند، و به این خاطر به طبیعت روی آورده اند که چه در زندگی خصوصی و چه عمومی، پناه گاه آن ها در برابر درد و رنج هایشان محسوب می شد.
طبیعت در همه اوضاع و احوال سوای این که مختص مکتب کلاسیسیسم یا سریالیسم[۵۰] و یا رومانتیسیسم بوده باشد، با هیچ کدام تفاوت نداشته است و جز در طریقت بیان، مرکز تمام ادبیات ها می باشد.[۵۱]
طبیعت نزد شاعر رومانتیسیسم، هنگامی که زندگی در حق وی قساوت و ظلم می کند، هم چون معبدی است که به آن پناه می آورد. هر چند برخی از آنان جاودانگی و فنای آن را به معنای زننده تفسیر می کنند.[۵۲]
این گونه به نظر می رسد که رومانتیسیست ها در مسأله در آمیختن حزن و اندوه و آرزوها، و این که طبیعت را در همه چیز شریک قرار داده اند، مبالغه می کردند و همین امر باعث شد تا طبیعت با خرافات پر شده و جنگل ها، رودها و چشمه ها و سرانجام، هر آن چه که در طبیعت وجود دارد، دارای خدایی باشند که آن ها را با عواطف و احساسات در هم آمیخته اند.[۵۳] رومانتیسیست ها از مفاهیم روسو تأثیر پذیرفته و علیه کلاسیک ها به پا خواسته و این قیام با رهبری شاتوبریان به مفاهیمی عمیق تر و آزادی و ایمان متصل کرده است. شاتوبریان بر این امر فرا می خواند که: باید طبیعت را از وجود الهه های متعدد جدا کرده و از اوراق بندگی و معابد خالی کرده و طبیعت را به عنوان تنها معبدی قرار دهیم که هنرمند بتواند بر آن وارد شود.[۵۴]

 

نظر دهید »
مبانی مصلحت نظام اسلامی ازدیدگاه حضرت امام خمینی- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۳- مبانی مصلحت نظام اسلامی ازمنظر روایات

در فقه اسلامی ، به دو تعبیر «حفظ نظام اسلامی » و «حفظ بیضه اسلام » برمی خوریم، که این دو برخلاف نزدیکی ظاهری، می‌توانند معنی و دریافتهای گوناگون داشته باشند. عنوان «مصلحت » نیز با دو تعبیر یاد شده پیوندی استوار و ناگسستنی دارد. از این روی، تحقیق و کندوکاو ، درباره این عنوانها بایسته می کند.
فقهای پیشین شیعه، گرچه هر سه مقوله یاد شده را کم وبیش، مورد توجه قرار داده و در فروع پیوسته با مسائل اقتصادی و اجتماعی مردم، از آنها سخن به میان آورده اند، ولی به دلیل این که کمابیش هیچ گاه مرکزهای تصمیم گیری سیاسی و اداری جامعه، در اختیار این دانشوران نبوده است، در فقه شیعه، بحثهای چندان درخوری درباره این مقوله‌ها، پیوسته با مسائل حکومتی و احکام سلطانیه، دیده نمی شود.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
پس از انقلاب اسلامی، این گونه بررسیها، در دید اندیشه وران دینی ما قرار گرفت، ولی متاسفانه، تاکنون بسیار کم، شاهد گفت وگوها و بحثهای کارشناسانه و فنی در این زمینه بوده ایم.
همت نگماردن دانشوران کارآشنا، به این گونه گزاره‌های کلیدی، سبب اشتباه یا بداستفاده کردن افرادی شده، به گونه ای که گروهی از آنان، به کارگیری عنصر مصلحت از سوی حکومت اسلامی را امری ناپسند و «دین را فدای حاکمیت و قدرت نمودن » ارزیابی کرده اند. (بازرگان مهدی ،۱۳۴۶،ص۵۸)
دسته ای دیگر از آنان، پذیرش این عنصر را در اندیشه ولایت فقیه، امری پسندیده، ولی سبب جدایی ساختار نهاد دین از دولت و فرجام آن را سکولاریزم دانسته اند. (صالح پورجهانگیر ،۱۳۸۸،کیان ش۸)
از این روی، انجام پژوهشهای ژرف و ارائه مقاله‌ها و کتابهای مفید در این عرصه که بر اساس مبانی و اصول پذیرفته شده اجتهاد شیعی نگاشته شده باشد، بسیار بایسته می کند.
عنصر مصلحت نظام، تافته ای جدابافته از فقه نیست که معمار اندیشه ور انقلاب اسلامی، بنابر نیاز و برای بازساخت کاستیهای فقه در امر حکومت، پدید آورده باشد، بلکه عنصری است جوشیده از متن دین و بناشده بر مبانی خدشه ناپذیر و انکارناپذیر فقه جواهری که امام خمینی، از آن غبار غربت و گرد دوران برگرفته و به عنوان اندیشه ای زلال به پژوهشگران اسلام ناب محمدی(ص) عرضه کرده است.
کمابیش این سخن که تمامی احکام شرعی، بسته به مصلحت و مفسده است، روشن و همه فقها و علمای شیعه بر آن اتفاق نظر دارند.
امام رضا(ع) می‌فرمایند:
«انا وجدنا کلما احل الله تبارک و تعالی ففیه صلاح العباد وبقاؤهم ولهم الیه الحاجه التی لایستغنون عنها (عنه) ووجدنا ماحرم من الاشیاء لاحاجه للعباد الیه، ووجدناه مفسدا داعیا الی الفناء والهلاک.». (شیخ صدوق ،۳۸۰ق ،علل الشرایع،ص ۵۹۲)
در تمامی آنچه خداوند حلال کرده است، صلاح و بقای بندگان را می‌یابیم و بشر بدانها نیاز دارد و در تمامی آنچه خداوند حرام فرموده، فساد و نابودی بشر و بی نیازی ایشان بدانها را می‌یابیم.
سید مرتضی می‌نویسد:
«ان کل شی ء اوجب علینا فی الشرع، فلابد فیه من وجه وجوب وکل شی ء حرم، فلابد فیه من وجه قبح وان کنا لانعلم جهات الوجوب والقبح علی سبیل التفصیل ولانجعل الامر والنهی مؤثرین فی تلک الجهات بل یدلان علیه.» . (علم الهدی سیدمرتضی ،۴۳۶ق ،الذریعه الی الاصول الشریعه،ص ۴۳۵)
هر آنچه درشریعت برما واجب گردیده است، باید انگیزه واجب بودن را درخود داشته باشد و هر چیزی که حرام گردیده، باید انگیزه زشت بودن را دارا باشد، اگر چه ما این علتها و انگیزه‌های واجب و زشت بودن را به تفصیل ندانیم و امر و نهی را کارگر در پیدایش این انگیزه‌ها نمی گیریم، بلکه آن دو را دلالت کننده، بر آن انگیزه‌ها می دانیم.
خواجه نصیرالدین طوسی نیز، در تجرید می‌نویسد:
«التکلیف حسن لاشتماله علی مصلحه لاتحصل بدونه.»
علامه حلی در شرح این سخن می‌نویسد:
«التکلیف حسن لان الله تعالی فعله والله تعالی لایفعل القبیح، ووجه حسنه اشتماله علی مصلحه لاتحصل بدونه وهی التعریض لمنافع عظیمه لاتحصل بدون التکلیف.». (علامه حلی ،۸۰۰ق ،ص ۵۲)
تکلیف، نیکوست، زیرا از سوی خداوند صادر شده و از خدای تعالی، کار زشت سر نمی زند و نیکو بودن آن نیز، از این روست که در بردارنده مصلحتی است که بدون تکلیف، پیدا نمی شود و مصلحت این است که خداوند با تکلیف کردن، شخص مکلف را در معرض سودهای بزرگ قرار می‌دهد.
افزون بر این نکته‌های کلی درباره مصلحت و مفسده، فقهای شیعه، در بسیاری از فتاوا و استنباطهای خود، موضوع مصلحت را مورد توجه قرار داده اند. در زیر، به چند نمونه آن، در جاهای گوناگون فقه اشاره می شود:
شیخ طوسی، در بحث جزیه مبسوط می‌نویسد:
«والجزیه تؤخذ من المشرکین صغارا، فلایجوز ان یعطیهم نحن ذلک وان کان مضطرا کان ذلک جایزا. والضروره من وجوه:
منها ان یکون اسیرا فی ایدیهم یستهان به ویستخدم و یسترق و یضرب فیجوز للامام ان یبذل المال ویستنقذه من ایدیهم لان فیه مصلحه من استنقاذه نفسا مؤمنه من العذاب.» . (طوسی شیخ محمد حسن ،۵۰۰ق ،المبسوط فی الفقه ،ص ۱۶۲)
جزیه از مشرکان دریافت می‌شود و بر مسلمانان جایز نیست به مشرکان جزیه پرداخت کنند، مگر این که ناگزیر شوند، مانند این که مسلمانی در دست مشرکان اسیر باشد و از سوی آنان مورد اهانت و شکنجه قرار گیرد که در این صورت، امام می‌تواند از راه دادن مال، او را از دست آنان برهاند; زیرا در این کار مصلحت است، یعنی مصلحت آزادسازی انسان با ایمانی از عذاب و شکنجه مشرکان.
همو می‌نویسد:
«من ولی مال الیتیم جاز له ان یتجر فیه للصبی… ویستحب له بناء العقار لان فی ذلک مصلحه.». (طوسی شیخ محمد حسن ،۵۰۰ق ،المبسوط فی الفقه ،ص ۲۴۰)
سرپرست مال یتیم، می‌تواند با مال او، برایش تجارت کند… و مستحب است ملک برای او فراهم کند; زیرا در این کار مصلحت است.
محقق حلی می‌نویسد:
«فرضه علی الکفایه ولایتعین الا ان یعینه الامام علیه السلام لاقتضاء المصلحه.» . (علامه حلی ،۸۰۰ق ،شرائع الاسلام ،ص ۲۷۸)
جهاد واجب کفایی است، نه عینی، مگر این که امام به برابر مصلحت، آن را برعهده شخص یا اشخاصی، قرار ‌دهد.
علامه در قواعد می‌نویسد:
«لوطالبه المقرض من غیرشرط فی غیر البلد او فیه مع شرط غیره وجب الدفع مع مصلحه المقترض، ولو دفع فی غیر بلد الاطلاق او الشرط وجب القبول مع مصلحه المقرض.» . (علامه حلی ،۸۰۰ق ،قواعدالاحکام،ص ۱۵۷)
اگر وام دهنده از وام گیرنده بخواهد بدهی خود را در جایی غیر از شهری که به او وام داده، بدهد، بی آن که در آغاز، چنین شرطی شده باشد، یا از او بخواهد، بدهی خود را در شهری که به او وام داده بپردازد، با این که غیر از آن را شرط کرده باشند، این کار بر وام گیرنده واجب است، درصورتی که مصلحت او در این باشد و اگر وام گیرنده، بدهی خود را در غیر از شهری که وام گرفته، یا در غیر از شهری که شرط شده است، بپردازد، پذیرفتن آن بر وام دهنده، درصورتی که به مصلحت او باشد، واجب است.
صاحب جواهر نیز، در جای جای این کتاب، موضوع مصلحت را مورد توجه قرار داده است. از جمله در کتاب قضا، می‌نویسد:
«اذا اقتضت المصلحه تولیه القضاء مثلا من لم یستکمل الشرائط بان کان قاصرا فی العلم والعداله انعقدت ولایته فی احد الوجهین او القولین مراعاه للمصلحه فی نظر الامام علیه السلام کما اتفق لبعض القضاه فی زمن علی علیه السلام وهو شریح المعلوم انتفاء بعض الشرائط فیه…». (اصفهانی شیخ محمدحسین ،۱۲۹۶ه.ق،ص ۶۸)
اگر برابر مصلحت، شخصی که شرایط را ندارد، عهده دار کار قضاوت شود، مثل این که دانش و عدالت بسنده برای این کار را ندارد، براساس یکی از دو احتمال، یا یکی از دو قول، سرپرستی و قضاوت او صحیح است و این از باب مصلحت اندیشی امام(ع) است، همان گونه که چنین رویدادی در زمان علی(ع) برای گروهی از قاضیان، یعنی شریح، که پاره ای از شرایط را نداشت، رخ داد.
همو، در جای دیگر می‌نویسد:
«ولو بذله الامام من بیت المال جاز بلاخلاف ولا اشکال لان فیه مصلحه للاسلام والمسلمین.». (اصفهانی شیخ محمدحسن ،۱۲۹۶ه.ق،ص ۲۲۵)
اگر امام جایزه را از بیت المال بپردازد، این کار بدون خلاف و بدون هیچ اشکالی رواست; زیرا در این کار، مصلحت اسلام، و مسلمانان است.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

۲-۴- مبانی مصلحت نظام اسلامی ازمنظر اجماع

مقصود از استدلال به اجماع در این مبحث که امری عقلی واستدلالی است،تمسک به امر تعبدی واصطلاحی نیست؛بلکه مقصود،تبعیت احکام شارع ازمصالح ومفاسد مورد اجماع وپذیرش آن توسط تمام فقهای مذاهب مختلف اسلام است واگر اختلافی مشاهده می‌شود،درفروع وامور جزئی است.محقق نائینی در این باره می‌نویسد: «مناط احکام شرعی،مصالح ومفاسد است واین مطلب،امری ضروری است وانکارش ممکن نیست وتنها اشعریه با آن مخالف است>> . (نائینی ،۱۴۲۴ه.ق،ص ۳۶)
دلالت کلام ایشان براصل مدعا- یعنی اجماعی بودن-تمام است؛زیرا هرچند،اصطلاح اجماع درکلام ایشان به کار نرفته است ولکن ادعای ضرورت،دلالتش بر اجماعی بودن،اگر بیشتر نباشد،کمتر نیست.اما ادعای مخالفت اشاعره،جای تأمل دارد؛زیرا اشاعره،همانند عدلیه ومعتزله بر این باورند که احکام الهی ،با مصالح ومفاسدهمراه است؛لکن اختلاف دراین است که معتزله بر اساس برخی از براهین مانندحکیم بودن شارع وهدفمندبودن افعال خدا از جمله اوامر ونواهی او،این همراهی را بر خدا واجب ولازم می‌دانند ولکن اشاعره،این همراهی را بر اساس لطف وفضل الهی می‌دانند. (علامه حلی ،۱۴۰۷ه.ق،ص ۳۰۶)
غیر از محقق نائینی،تمامی صاحب نظران شیعی بر ضرورت تبعیت احکام از مصالح ومفاسد واقعی تأکیدنموده اند؛ازجمله شهید صدر(شهیدصدر،۱۴۰۰ه.ق،ص ۱۸۰)،محقق شیخ محمد تقی(محقق شیخ محمدتقی ،۱۹۷۹م،ص ۲۱۱)وشیخ طوسی(شیخ طوسی ،۱۴۱۷ه.ق،ص ۷۳۱).
بنابراین،اصل تبعیت احکام ازمصالح ومفاسد در بین علمای امامیه،امری قطعی است.
فقهای اهل سنت نیز اصل همراهی احکام شرعی با مصالح ومفاسد را امری ضروری ومورد قبول همه می‌دانندوبسیاری از آنان بر این مطلب تأکید ورزیده اند؛شابطی در این باره چنین آورده است:
اصولاً وضع شرایع وادیان برای مصالح بندگان دردو سرا است… .هرچند بعضی همانند فخر رازی مدعی اند که افعال خدا،معلل به علل نیست،اما با همین تفکر درعلم اصول،احکام را دائر مدار مصالح ومفاسد دانسته اندولکن با نام واصطلاحی دیگر؛مانند مصرف احکام…. .پس از استقرای احکام به این نتیجه می‌رسیم که این احکام برای مصالح بندگان،وضع شده اند واین استقرایی است که فخر رازی ودیگران نیز با آن مخالفتی ندارند.(شاظبی ،۱۴۱۵ق،ص ۴-۵)
«ابن عبدالسلام>> ،همین مطلب شاطبی را با عبارتی دیگر بیان کرده است.(ابن عبدالسلام ،۱۴۱۶ق،ص ۵۳)<<ابن سبکی>> نیز از سوی علمای اهل سنت،ادعای اجماع کرده است (ابن سبکی ،۱۴۰۴ه.ق،ص ۶۲).
نتیجه اینکه تبعیت احکام از مصالح ومفاسداز نظر صاحب نظران فریقین،امری قطعی ومسلم است.بنابراین،می توان از این قاعده به عنوان یک کبرای کلی در مباحث بعدی استفاده کرد.

 

۲-۵- مبانی مصلحت نظام اسلامی ازمنظر سیره عقلاء

یکی ازادله ای که بر تبعیت احکام شرعی از مصالح ومفاسد نفس الامری حکم می‌کند، عقل است.صاحب نظران علم کلام(لاهیجی ،۱۳۶۴،ص ۷۶) براین باورند که هر فعلی از افعال خداوند،ازجمله تشریع احکام خمسه با غرض وهدفی همراه است؛زیرا اگر فعل خدا،همراه با غرض وهدف نباشد،عبث ولغو خواهد بودوکار لغو وعبث برحکیم متعال،محال است.پس تمام افعال خداوند،ازجمله تشریع احکام،همراه با غرض است واین غرض چیزی نمی تواند باشد،مگرتعالی ورشد بندگان ودریک جمله،مصالح عباد.پس نتیجه می‌گیریم که احکام سلبی با دوری از مفسده ومضره واحکام اثباتی با مصالحی که موجب رشد وتعالی مکلف است،همراه می‌باشد.
برخی از متکلمان اشاعره با این استدلال مخالفت کرده اند.(رازی ،۱۴۲۰ق،ص ۲۴۲)از نظر ایشان،لازمه اثبات غرض وهدف برای افعال خدا،ناقص بودن خدااست که ازراه تحصیل غرض،آن نقص جبران می‌شود.
یکی از پاسخ‌هایی که به این اشکال داده شده است،آن است که تلازم میان اثبات غرض وهدف برای افعال خدا ونقص در صورتی صحیح است که غرض ونفع فعل به فاعل برگرددودرمورد خداوند متعال،غرض ونفع افعال الهی ازجمله مصلحت ومفسده فعل تشریع شده به مکلف بر می‌گردد؛نه به خداوند.(علامه حلی ،۱۴۰۷ق،ص ۲۳۱)

 

فصل سوم: مبانی مصلحت نظام اسلامی ازدیدگاه حضرت امام خمینی (ره)ومقایسه آن با دیگر صاحب نظران

فصل سوم
مصلحت نظام اسلامی ازدیدگاه حضرت امام خمینی (ره)

 

۳-۱- مقدمه

یکی از نوآوری‌های رهبر کبیر انقلاب، تقسیم تکلیف به شخصی وعمومی ـ قانونی است. تکالیف شخصی به وجود شرایطی چون علم، قدرت و اختیار در مکلف مشروط است، در حالی‌که تکالیف عمومی به این شرایط وابسته نیست.
در خطابات عمومی و تشریعی که به صورت قانون اعلام می‌شود، عالم و جاهل، قادر و ناتوان، مطیع و عاصی همه یکسان هستند. امام با این ابداع، مسئله امر به ضدین، ترتب، اجزا، علم اجمالی و بسیاری از مسائل جنجالی اصولی را حل کرد.
مصلحت در تکالیف عمومی احدی الحسنیین است و توفیق در انجام تکالیف، خود مهم‌ترین پیروزی و حصول نتیجه است.
امام(ره)، عمل به تکلیف عمومی را پیروزی و غفلت از آن را نگران‌کننده و شکست می‌دانند و می‌فرمایند: «نگران باشیم مبادا به تکلیف عمل نکنیم! نگرانی از خود ماست. اگر ما [به] تکالیفی که خدای تبارک و تعالی برای ما تعیین فرموده است… عمل نکنیم، شکست خورده‌ایم؛ خودمان، خودمان راشکست داده‌ایم.» (خمینی سیدروح الله ،۱۳۷۹،ص ۷۰)
به نظر می‌رسد اساس اسلام با عمل به تکالیف عمومی ـ تشریعی، حفظ و پاسداری می‌شود و این مهم‌ترین نتیجه است.
مسئله اساسی در مصلحت، تشخیص آن است. شناسایی سه امر در تشخیص مصلحت ضرورت دارد:
تشخیص مسائل، تشخیص مراتب آنها و صدور احکام بر پایه مصالح و مقتضیات.حاکم اسلامی براساس مکانیسم‌های خاص (گروه‌های تخصصی و توانمندی‌های علمی و اخلاقی خود) مسائل را شناسایی و سپس براساس مقتضیات و شرایط، اولویت‌بندی می‌کند و به صدور احکام مورد نیاز می‌پردازد. وجود احکام متغیر، جاودانگی دین اسلام و گستردگی قلمرو «منطقه الفراغ» و حوزه مباحات، مصلحت‌اندیشی در حکومت اسلامی را ضروری می‌سازد.

 

۳-۲- مصلحت نظام اسلامی ازدیدگاه امام خمینی (ره)

قبلاگفته شد که نظریه مصلحت از زمان شیخ مفید در فقه شیعه ریشه دوانیده و فقیهان پس از وی، نسل به نسل به آن توجه داشته اند؛ لیکن نظریه امام خمینی(ره) در این باره، در مقایسه با فقیهان گذشته ممتاز است و به نظر می‌رسد افزون بر دربرداشتن آنچه آنان گفته اند، شامل نکته‌های زیر است:
۱- مسأله مصلحت از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره) به گونه ای روشنتر، صریحتر و جامعتر آمده است؛ امام خمینی(ره) ـ همان طور که نمونه‌های متعددی نقل شده ـ به صراحت مصلحت را مبنای صدور احکام حکومتی می‌دانند.
۲- در دیدگاه فقهای شیعه گرچه از مصلحت به ویژه در هزینه کردن بیت المال سخن به میان آمده، لیکن این نکته به عنوان یکی از فروع فقهی طرح شده و جایگاه آن در اندیشه سیاسی و چگونگی ارتباط آن با دیگر اجزای پیکره اندیشه سیاسی تشیع بررسی نشده است. لیکن امام(ره) راحل افزون بر طرح مصلحت به عنوان مبنا و ضابطه تصمیم گیریهای رهبری جامعه اسلامی، جایگاه مصلحت را در اندیشه سیاسی ـ فقهی خود ترسیم کرده اند؛ بدین سان که به اعتقاد ایشان زعامت و رهبری سیاسی جامعه اسلامی در زمان غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) از مناصب و وظایف ولی فقیه است و همو است که می‌باید احکامی برای اداره امور و چاره اندیشی جامعه اسلامی صادر کند و طرحها و برنامه‌هایی را به اجرا رساند که به پیشرفت مادی و معنوی جامعه اسلامی بینجامد و او باید در زمینه سازی و اجرای همه برنامه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، مصلحت را مراعات کند و با مشورت کارشناسان و خبرگان امت، آن را تشخیص دهد و یا تشخیص آن را به گروهی از کارشناسان امین و قابل اعتماد بسپارد. در ضمن باید مواظبت کند که این مصلحتها مخالف احکام شرعی نباشد.
عکس مرتبط با اقتصاد
در این صورت از دیدگاه حضرت امام خمینی(ره)، هم رابطه مصلحت با حکم حکومتی و با ولایت فقیه روشن است و هم ضوابط و شرایط آن به طور نسبتاً دقیق طرح شده است؛ زیرا به اعتقاد ایشان مصلحت نباید مخالف احکام شرعی باشد. و باید اصل اهم و مهم درباره آنها مراعات گردد؛ در واقع امام خمینی(ره) در این نظریه جامع خود، عناوین زیر را بررسی کرده اند:
۱- اهمیت مصلحت و جایگاه آن در اندیشه سیاسی؛
۲- تعریف مصلحت و اعم بودن آن از مادی و معنوی و بیان انواع مختلف آن؛
۳- ضابطه مصلحت و مبنای صدور احکام حکومتی؛
۴- مخالف نبودن مصلحت با احکام شرعی؛
۵- لزوم مراعات اهم و مهم در آن و تبیین مهمترین مصلحتها در مقام تزاحم؛
۶- مرجع تشخیص مصلحت در جامعه اسلامی؛
۷- مرجع شایسته داوری درباره مخالفت یا عدم مخالفت مصلحتها با قوانین اسلام؛

 

نظر دهید »
ادبیات زنانه در آثار (میرزاده عشقی، ایرج میرزا، عارف قزوینی)- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱۰- مال زن متعلق به فرزند اوست و مرد ارثی نمیبرد.
۱۱- با مرگ مرد، زن علاوه بر جهیز خود سهمی از مال شوهر هم دریافت میکند.
۱۲- اختیار اموال زن با خود اوست. اجاره دادن، بخشیدن، تجارت کردن، کاسبی کردن و …
۱۳- پس از مرگ مرد زن میتواند شوهر کند. حتی بدون اجازهی فرزندان.
۱۴- ارث مساوی با برادران در صورت نداشتن جهیز.
۱۵- دختران زنان غیر عقدی از برادران جهیز میگیرند.
۱۶- طبقات نجبا و اشراف حق نداشتند با طبقات پست ازدواج کنند و شاه باید از هفت طبقه درجه اول زن انتخاب کند.»[۹]

 

۲-۱-۳- ازدواج و زناشویی در ایران باستان

زناشویی از مهم ترین وظایف هر ایرانی بوده است و چون ایرانیان دارای خوی پاک و بیآلایش بودهاند برای پیکار باتجرد و زناکاری به موضوع زناشویی اهمیت میدادهاند. تا حدی که امر زناشویی را از فریضههای دینی خود میشمردند.
«چون فرزندان به سن رشد میرسیدند وسایل ازدواج آنها را پدران آماده میکردند، و انتخاب همسر و هم چنین تعدد زوجات که بسیار دیده میشود برای آن است که تعداد فرزندان بیشتر باشد.
زنان عضو خاندان سلطنتی در سلسله مراتبی جای داشتهاند که احتمالاً بر میزان نزدیکی خویشاوندی آنها، با شاه متکی بوده به عبارت دیگر، هر چه خویشاوندی زنی با شاه نزدیکتر بود این امر بیشتر بر مقام آن در میان سایر زنان درباری اثر میگذاشت[۱۰].»

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱-۴- ازدواج با محارم

ازدواج با محارم در ایران سابقهای دیرین دارد. در ایران پیش از تاریخ مجسمهای از رب النوع مادر پیدا شده که همسری دارد که در آن واحد، هم شوهر و هم فرزند او محسوب میشده است.
ازدواج خواهران و برادران در عصر حضرت آدم و حضرت ابراهیم مجاز شمرده و زناکاری شمرده نمیشده است ولی در شرع موسی این حکم لغو شد.
«در دوره هخامنشی داریوش دوم با خواهر خود پاریسا تیدا ازدواج کرده بود فرزند ایشان اردشیر دوم پس از مرگ زن اول خود با دو دختر خود آتوسا و آمستریدا ازدواج کرد[۱۱].»

 

 

 

۲-۲- زن در مادر سالاری یا مادر شاهی

«دورانی که زن مقام سروری بر اجتماع و مرد را داشته، نسبت به مدت زمانی که تحت انقیاد مرد درآمده، بسیار طلاییتر بوده است. این دوران که قسمت اعظم آن مربوط به اعصار ما قبل تاریخ بوده تا پنج هزار سال، بلکه بیشتر میرسد و در تاریخ جامعه شناسی به دوره مادرشاهی معروف است که از اواسط عصر حجر تا عصر مفرغ و آغاز عصر آهن ادامه مییابد.[۱۲]»
در عهد مادر سالاری، «زن تنها به عنوان یک الهه و نیروی الهی، مقدس و محترم بود. او با تولد فرزند، چون زمینی به موجودات جهان برکت میدهد و باعث زندگی و پویندگی میشود. زن در عهد مادر سالاری چون چشمهای جوشان است و با شیر دادن به فرزندان خود مایه حیات و زندگی است و حتی در دوره های بعد نیز این اندیشه قوت میگیرد و به عنوان الههی آب در اسطورهها مطرح میگردد.[۱۳]»
«از اواسط عصر حجر (شش یا هفت هزار سال قبل از میلاد مسیح) تا دوران مفرغ همه با هم کار میکردند و دسترنج خود را به میان خانواده و یا اجتماع میآوردند و مادر شاه آن را میان افراد توزیع میکرد.[۱۴]»
«این دوره به دوران مادر شاهی یا دوره کمون: دوره آزادی بشر از اسارتهای اقتصادی معروف است، که فرد و اجتماع یک نوع مسئولیت تعاونی در مقابل یکدیگر داشتند.
عکس مرتبط با اقتصاد
دوران مادر سالاری برنامه ریزی شده و آگاهانه به وجود نیامده بود. یک عهد ناخود آگاه بود که به طور طبیعی و بر اساس مسایل و مشکلات آن دوره به وجود آمده است[۱۵]. «زن در این زمان مقامی برتر و مهم تر از مرد داشته است وجوه امتیازی چون نگهبانی آتش، دارا بودن خصال مهرورزی و صفای باطن، تخصص در ساختن ظروف گلی و ابزار و آلات حاجت دست اجتماعات، سرپرستی و بر عهده داشتن مسئولیت امور خانواده و آوردن فرزند، دست داشتن در کار زراعت و گله داری و همکاری با مردان او را ممتاز میسازد[۱۶].»
در دوران مادر سالاری کارها بین زن و مرد تقسیم میشد و هیچ یک بر دیگری برتری نداشت. یکی ارباب و دیگری برده نبود «هرگز یکی، زن یا مرد، همه قدرتها را قبضه نمیکند و دیگری را در سایه نمیاندازد و به بردگی نمیکشاند. بر عکس از دوران پارینه سنگی تا عصر آهن، زن و مرد با انصاف و عدالت و مساوات خواهی نسبی وظایف و تکالیف را بین خود قسمت میکنند.[۱۷]»
در امپراتوری ساسانی بنابر قوانین متداول از قدیم زن شخصیت حقوقی نداشت. یعنی زن شخص فرض نمیشد بلکه شیء پنداشته میگردید[۱۸].
البته این اطلاعات در خصوص وضع زنان و دختران طبقهی ثروتمند است و از زنان طبقه پایین اطلاعی در دست نیست. «زنان و کودکان و حتی بردگان بدون تردید وضعشان در حال ترقی و تحول از پایین به بالا بود. آنان در راهی بودند که میبایست به طرف استقلال و رهایی از بردگی جسمانی و عقلانی هدایتشان کند.[۱۹]»
داشتن مقرری یومیهی دختران از سن معین نشانهی دیگری برای استقلال زنان است[۲۰].
زن در این عهد نقش اجتماعی و جایگاه اقتصادی مهم تر و ارزشمندتری داشته است. «هنوز پرده نشینی وظیفهی اصلی زنان درباری و اطاعت محض به مثابه خصلت کامل و بی منازع زن کوچه و بازار و ده در نیامده بود.[۲۱]»
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در نظام خانوادگی دوره ساسانیان تعداد ازدواجها در اختیار زن نبوده بلکه از اختیارات و حقوق ثابت شده مردان بودند. مردان در تعدد همسر، هیچ محدودیت نداشتند، مردان اگر توان مالی داشتند به تعداد زیاد زن میگرفتند. مردان که توان مالی و اقتصاد بالای داشتند به اندازه یک دوره تسبیح، زن در حرمسرای خود، میتوانستند داشته باشند[۲۲].
«در دوره ساسانی مطابق با حقوق ثابت شده آن زمان انواع متعددی زناشویی وجود داشت که تاریخ نگاران این ازدواجها را به سه دسته تقسیم نمودهاند.[۲۳]»

 

 

 

۲-۲-۱- انواع ازدواجهای ساسانی

۱- پادشاه زن و چکر زن
این نوع ازدواج مختص طبقه اشراف بود، بدین معنا بود که در خانواده اشراف دو طبقه از زنان شوهردار وجود داشت، «زنی که دارای مقام اول بود «پادشا زن» وزن که دارای مقام دوم بود «چکر زن» نامیده میشد. با وجود که «پادشاه زن» از لحاظ نسب و مقام خانوادگی، هم طبقهی همسر خود بود و کدبانوی منزل محسوب میشد ولی حق به عهده مرد بود. «چکر زن» نقطه مقابل «پادشاه زن» بود. و از خانواده پایین تر و فقیرتر بود که بیشتر خدمت کاری میکرد و به پادشاه زن یاری میرساند.
او تمام تلاش خود را میکرد که به مقام «پادشاه زن» ترقی کند، در غیر آن تا آخر عمر خدمت کاری میکرد، شوهر وظیفه نداشت که مانند پادشاه زن، چکر زن خود را تا آخر عمرش نگه داری کند و یا فرزندان دختر او را در خانه بپذیرد[۲۴].»
۲- ازدواج استقراضی
«ازدواج استقراضی را ازدواج «عاریتی» مینامیدند. بدین معنا بود که یک زن شوهردار مدتی با مرد دیگری زندگی میکرد. در ازدواج استقراضی از لحاظ قانون آن زمان تنها رضایت شوهر اول زن لازم بود که همسر خود را برای مدتی به مرد دیگری قرض بدهد در این معامله زن هیچ اختیار به رد چنین تعهدی نداشت، فقط مانند کالای بود که میتوانست، در اختیار هر کسی باشد. جالب تر این که کودکان که حاصل ازدواج استقراضی بود، متعلق به شوهر اول زن بود و شوهر دوم زن که پدر اصلی کودکان محسوب میشد، فقط تا زمانی که مدت زمان ازدواج استقراضی تمام نشده بود، از کودکان سرپرستی میکرد، بعد از ختم مدت زمان، زن و کودکان حاصل از ازدواج استقراضی را به منزل شوهر اول میفرستاد[۲۵].»
۳- ازدواج با محارم
جامعه ایرانی باستانی، ازدواج با محارم را به بهانهی حفظ پاکی نسب و خون خانواده جایز میشمرد. از «بطریق ماربها» یکی از ایرانیان عصر انوشیروان، چنین نقل شده است: «عدالت خاصه پرستندگان «اهورا مزدا» به نحوی جاری میشود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند».
او مثالهای را که زرتشتیان برای تقدیس این عمل روایت میکردهاند، متذکر میشود[۲۶].»

 

۲-۵- طلاق زن در ایران باستان

در ایران باستان طلاق به معنای امروزی وجود نداشته، «در واقع زن حق طلاق گرفتن را نداشت و زمانی که شوهرش او را نمیخواست، او را اختیار میداد که به طور مستقل خود را اداره کند. در این صورت زن میتوانست، شوهر دوم اختیار کند، اما زن مطلقه محسوب نمیشد، فقط اجازه مییافت که ازدواج دیگر نماید[۲۷].»
در ازدواج جدید زن «خدمتکار» همسر تازهی خود بود، «فرزندان که در ازدواج تازه و در مدت حیات شوهر اولش به دنیا میآمد، متعلق به شوهر نخستین بود. بنابراین زن همچنان تحت سرپرستی و قیمومیت شوهر اول باقی میماند[۲۸].»

 

۲-۳- سیمای زن در شاهنامه فردوسی

زن در شاهنامه دارای مقامی بلند و ارجمند است و در جای جای شاهنامه ستایش میشود. زنانی که در شاهنامه حماسه میآفرینند کمتر از مردان نیستند. در واقع از لحاظ جنسی، با مرد فرق دارند، اما از لحاظ روحیه و شجاعت و وفاداری چون مردان استوار و پا برجا هستند. برای همین «زنان به تبع مردان اعتباری دارند و برترین زنان، مردانهترین آنان است … و مردانگی فضیلتی است که زنان بزرگوار از آن بهرهای دارند و یا از زن و مرد، آنان که از مردانگی بهره مندند بزرگند.[۲۹]»
فردوسی این بلند آوازه ترین حماسه سرای یکی از معدود کسانی است که در پهنهی ادب فارسی به زن نگاهی مثبت دارد. گاه او را تا مقام فرشتگان بالا میبرد و مظهر خوشبختی میداند[۳۰]. در دور اندیشی و پارسایی و عقل و درایت و دلاوری و تیز هوشی همچون مردان مورد ستایش قرار میگیرد[۳۱].
یکی از مشهورترین زنان شاهنامه فرانک مادر فریدون همسر آبتین است. مادری فداکار که فرزند خود، فریدون را از دست ضحاک ظالم و ستمکار میرهاند.
تهمینه مادر سهراب و همسر رستم پهلوان، زنی مهربان و پر عاطفه است. مادری که پس از مرگ فرزند تنها یک سال دوام میآورد.
یکی از زنان پهلوان و دلیر شاهنامه گرد آفرید خواهر هجیر و دختر گژدهم است. دختری زیبا که برای نجات سپاه و دژ سپید لباس مردان میپوشد و دلیرانه به جنگ سپاه تورانی به فرماندهی سهراب میرود و با سیاستی هوشمندانه از چنگ سهراب فرار میکند.
رودابه همسر زال و مادر رستم از دیگر زنان شاهنامه است. که وقتی با مخالفت در ازدواج با زال روبرو میشود، بر تصمیم خود پا فشاری میکند و دلیل عشق خود را مردانگی زال بیان میکند و سفیدی موی او را بی اهمیت میداند. رستم در جنگ با اسفندیار از مادر خود رودابه نیز نام میبرد و به وجود او میبالد. و در این راه یاوری مهربان و کاردان او را همراهی میکند: مادرش سیندخت.
مهراب به شدت نگران و خشمگین است. میترسد که سام و منوچهر به خاطر عشق رودابه و زال به کابل هجوم آورند. هر چه خشم دارد بر سر زنش سیندخت میریزد. سیندخت زنی است مدیر و فداکار. او خشم شوهر را درک میکند و درد او را درد خود میداند. سیندخت با این احساس نسبت به شوهر، از مهراب میخواهد که نگران نباشد و کار را به دست او بسپارد. مهراب میپذیرد. سیندخت سوار اسب پیش سام میرود، سام این فرستاده را- با آنکه زن است- با کمی تامل میپذیرد. سیندخت با سام به مذاکره مینشیند. سیندخت نظر سام را به ضرورت حفظ صلح جلب میکند.
سام هنوز نمیداند که این زن کیست و آنگاه که پی به حقیقت میبرد با او محبت فراوان میکند، سیندخت نخستین شهبانوی برازندهی شاهنامه است. آمیزش خردمندی و وقار با عواطف زنانه و مادرانه در شخصیت این زن به راستی تحسین برانگیز است. او در نهایت زیرکی و کاردانی کار عشق دختر خویش رودابه را با زال، جهان پهلوان ایرانی به سامان میآورد. زنی چیره زبان و برخودار از توانایی در رام کردن شوی سرکش و آتشین مزاج خویش است.
در شاهنامه رابطه پهلوانان با زنان چنین است که آنها زن را صاحب شخصیت میشناسند. یکی از ازدواجهای سیاسی شاهنامه ازدواج سیاوش با فرنگیس است. فرنگیس بعد از کشته شدن شوهر از فرزندش کی خسرو مراقبت میکند و به تربیت او میپردازد.
یکی دیگر از زنان شاهنامه همای است وی نخستین زن در شاهنامه است که به حکمرانی دست مییابد. او سی و سه سال پادشاهی میکند سراسر عدل و دادگری.
ولی چنان بر قدرت دل میبندد که دیگر جایی برای مهر مادری باقی نمیگذارد و فرزند را پنهانی به آب میسپارد.
دختران شهر کجاران شاهنامه زنانی هستند زیبا و پر تلاش که از دسترنج خود روزگار میگذرانند و شغل آنها ریسندگی است.
فردوسی از همسر انوشروان که زنی مسیحی است با وجودی که هم آیین ایرانیان نیست به نیکویی یاد میکند.
یکی از زنان مشهور شاهنامه سودابه دختر شاه هاماوران است زیبا، بلند قامت چون سرو، گیسو کمند و دهانی پر از در.
سودابه برخلاف میل پدر و به خاطر برقراری صلح با کاووس ازدواج میکند و حتی با تهدیدهای پدر هم همسرش را ترک نمیکند.
او عاشق ناپسری خود سیاوش میشود سیاوش، از نظر زیبایی و خردمندی، چیره زبانی، هوشیاری و بینادلی گوی سبقت را از همگان ربوده است او در واقع نقطه مقابل کاووس شاه که پیرمردی بدخلق است میباشد.
سودابه در راه رسیدن به هدف خویش از سیاست دوگانه ترغیب و ارعاب بهره گرفت. از یک سو وی را به پادشاهی پس از پدر دلگرم داشت و از سوی دیگر تهدید کرد که او را از چشم شاه خواهد انداخت.
سیاوش تمنای سودابه را رد کرد و دلیل آورد: «چنین با پدر بی وفایی کنم؟» و سودابه با مکر و حیله گناه را به گردن سیاوش انداخت.
سودابه برای رسیدن به او دست به حیله و نیرنگ میزند و این نیرنگها باعث نابودی سیاوش میشود. سیاوش به توران زمین میرود و در همان جا بیگناه کشته میشود و در نهایت رستم انتقام او را از سودابه میگیرد:
و چنین است که داستان سودابه که با وفاداری آغاز شده بود با بدفرجامی ناشی از هوس گناه آلود به پایان رسید. فردوسی در مقابل خیانت سودابه که باعث کشته شدن سیاوش است دو بیت سروده است که در آن زنان بد کنش نکوهش شدهاند:
بگیتی بجز پارسا زن مجوی زن بد کنش خواری آرد بروی
زن و اژدها هر دو در خاک نه جهان پاک از این هر دو ناپاک به
با توجه به داستانهای شاهنامه یکی از برجسته ترین خصوصیات زنان ستودهی شاهنامه آزادگی، عفت و فداکاری آنان است و این نکته بسیار مهم که زنان گام اول را در ابراز عشق بر میدارند و تا پایان به مرد محبوب خود وفادارند (مانند تهمینه).
در میان زنان شاهنامه فقط دو مورد خیانت به چشم میخورد یکی سودابه و دیگری گردیه خواهر بهرام چوبین.
در شاهنامه فردوسی چهرهی زنان پاک و روشن است سرشار از فداکاری و گذشت، پر از پند و نصیحت زنان شاهنامه (سیندخت، تهمینه، گرد آفرید، رودابه …) زنانی به تمام معنا هستند؛ اینها هم دلیر و شجاع هستند و هم ظرافتها و خصوصیتهای زنان را دارا هستند.

 

۲-۴- زن در اساطیر ایران

«پرستش الهه- مادر یکی از ریشه دارترین اعتقادات مذهبی در طول حیات بشر میباشد که قدیمی تر از ظهور خدایان متعدد و قبل از تجسم خدایی در مظاهر مذکور و پدر خدایی بوده و در نخستین مراحل تمدن بشر یعنی دوران کهن سنگی گسترش یافته است.[۳۲]»
«زن در نظر مردم ایران قدیم، مظهر حیات و آفرینش بوده و بدین مناسبت مجسمه های زیادی از این مظهر آفرینش و بقا که در طول این دوران مظهر فراوانی و باروری و گاهی قهر و غضب نیز بوده، در نقاط مختلف از تپههای ما قبل تاریخ به دست آمده است[۳۳].» «هر نوع تقدس و الوهیت، منهای عنصر زنانه، قادر نیست انسان را به سرچشمه زلال رضایت و خرسندی برساند[۳۴].»

 

۲-۴-۱- اسطورههای اهورایی

در ایران باستان سه الهه به صورت ممتاز مورد پرستش قرار میگرفت: ۱٫ الهه مادر که «دئنا» نامیده میشد. ۲٫ الهه همسر که «آرمیتی» نامیده میشد. ۳٫ الهه دختر که معروف به «آناهیتا» بود[۳۵].
«دئنا» یکی از بانو خدایان زرتشتی، همسان ساخته «چیستی» بانو خدای دانایی و آگاهی آیین میثره است.[۳۶]»
«سپند آرمئتی، بانو خدای طبقه شبانان است. زمین با چراگاه های فراوان و آن چه از زمین به دست میآید در حیطه نگهبانی اوست او مظهر فرمانبرداری مؤمنان است.[۳۷]»
«آناهیتا» یا «ناهید» فرشته نگاهبان عنصر آب است اسم کامل او «اردوی سور آناهیتا» به معنی رود قوی پاک، آب توانای بی آلایش است[۳۸]. «در ایران باستان مقام الوهیت آناهیتا از سایر خدایان دیگر بالاتر بوده و در حقیقت او هم شان اهورا مزدا، بزرگترین خدا بوده و برایش در سراسر ایران و کشورهای هم جوار عظیم ترین پرستشگاه برپا شده است. و جشن مهرگان برای آناهیتا برپا میداشتهاند»[۳۹].
«میترا» یا «مهر» فرشته عهد و میثاق و فروغ و فرشته مهر و دوستی و روشنایی داشتهاند. مهر را نمایندهی جنگاوری و دلیری برای حمایت از صلح و صفا و دوستی و پیمان بود[۴۰].»

 

 

نظر دهید »
تحلیل فقهی ارجاع دعاوی به داوری و قضاوت اشخاص و نهادهای غیر مسلمان- قسمت ۳- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۱-۱-۳-روش داوری :

روشی که امروزه هر چه بیشتر رو به پیشرفت است و افراد به دلایل ارائه شده در فوق استقبال زیادی از آن نموده و تمایل فراوانی به گزینش این روش دارند . در این روش رسیدگی، عموماً طرفین دعوا خودشان یا گاهی به پیشنهاد محاکم ، شخص ثالثی را بر گزیده و او را بر دعوای خود حاکم می نمایند. نیازی نیست این شخص ثالث لزوماً از قضات دادگستری باشد و طرفین می توانند بدون طی مراحل طولانی در محاکم، در مدت زمان بسیار کوتاه، دعوا را خاتمه دهند و تفاوتش با روش سازش ، قابلیت اجراء رأی داور در روش داوری است[۸]. چرا که در روش داوری طرفین در صورتی که بخواهند به نظر داور ، رسمیت ببخشند ، می توانند از دادگاه تقاضا نمایند که وارد عمل شده و ضمانت اجرای رأی صادر شده از سوی داور را به عهده گیرد و به عبارتی چنانچه هر یک از طرفین نسبت به رای داور اعتراض داشته باشند می توانند دعوا را از طریق محاکم پی گیری نمایند لذا قابلیت اجرا و الزام آور بودن رای داور ، از اصلی ترین تفاوت های میان دو روش سازش و داوری است . که در روش سازش چنین ضمانت اجراء و الزامی بر اجرای رای دیده نمی شود بنابراین ، سه روش فوق اصلی ترین روش های حل و فصل خصومات در کشور ما می باشند.
اما در محیط بین المللی براساس ویژگی ها و پیچیدگی روابط موجود و نیز الزاماتی که وجود دارد و همچنین با توجه به منشأ اختلافات می بایست تقسیم بندی های متفاوتی را قائل شویم . این امر به دلیل آن است که در فضای داخلی کشورها با توجه به وجود مذهب ، فرهنگ ، خط مشی، زبان ، منافع مشترک و … و نیز با توجه به شرایط حقوقی موجود ؛ دولتها بصورت اختصاصی و منحصر به فرد سیستم های قضایی خود را تعریف نموده و بر اساس آن به حل و فصل خصومات می پردازند . در محیط داخلی کشورها این امکان وجود دارد که با توجه به شرایط خاص و تغییر و تحولات رخ داده و نیازهای موجود، مدیران سیستم قضایی بتوانند برخی بخش ها را متحول کرده ، قسمتی را حذف یا اضافه نموده [۹] تا بتوانند با بهره گرفتن از دگرگونی های موجود نواقص را برطرف نمایند . اما در فضای بین الملل چنین امکانی وجود ندارد که هر روز بتوان آیین نامه و یا مقررات جدیدی را وضع ، حذف یا اضافه نمود . بنابراین از آن جایی که دکترین حقوق بین الملل از جهاتی متفاوت است تقسیمات و روش های خاتمه خصومات نیز تا حدی متفاوت خواهند شد.
پس از ارائه روش های حل و فصل خصومات در داخل کشور ، اکنون مهمترین روش های فیصله دعاوی در محیط بین المللی را ارائه می نماییم :

 

۱-۲-روش های حل و فصل اختلافات در محیط بین المللی :

همان گونه که گفتیم به دلیل تفاوتی که در طبیعت اختلافات داخلی و بین المللی موجود است روش های حل و فصل اختلافات نیز علیرغم وجود برخی شباهت ها متفاوت خواهند شد . از جمله تفاوتهای موجود این است که در محیط داخلی کلیه اختلافات، تحت یک رژیم حقوقی و با نظارت یک سیستم خاص اداری و قضایی مورد رسیدگی قرار می گیرند، اما در فضای بین المللی بعد مسافت و تنوع رژیم های حقوقی مانع از یک نظارت مشترک و یکسان است . البته این در حالی است که گسترش روابط انسانی در قالب روابط مالی – سیاسی – اقتصادی و علمی گاهی منجر به وقوع مخاصمات شده و وضعیت موجود چنین ایجاب می کند که حقوقدانان و اساتید حقوق بین الملل کارآمد ترین و موثر ترین روش ها را اتخاذ کرده و عملی نمایند چرا که دولتها نیز همانند انسان ها نمی توانند نیازهای خود را به تنهایی برآورده سازند و در عین حال هیچ کشوری تمایل ندارد که به واسطه چنین وابستگی اجتناب ناپذیری، تمام یا بخشی از حاکمیت خود را از دست دهد و در واقع این حفظ حاکمیت، اساسی ترین و حساسیت برانگیزترین خواسته هر دولتی است که اتخاذ تصمیمی صحیح و موثر را می طلبد.[۱۰] در غیر این صورت چه بسا اختلافات سیاسی ، مالی ، تجاری و … منجر به درگیری های فیزیکی و نظامی غیر قابل جبران گردد . بنابراین با توجه به مسائلی که در بالا به آن ها اشاره شد حقوقدانان حقوق بین المللی همواره کوشیده اند برای برخورد صحیح با بحران های بین المللی و حوادث مربوط به آن راه حل های دقیقی را پیشنهاد نمایند که در عین حال که سرعت رفع منازعه افزایش یابد کیفیت دفع مخاصمات نیز قابل قبول و مورد پذیرش از سوی طرفین درگیری باشد در واقع ظریف ترین روش برخورد با مخاصمات بین المللی ، حل و فصل تعارضات به صورت دوستانه در محیطی آرام است .
عکس مرتبط با اقتصاد
البته اصل بنیادین « حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات [۱۱]» یکی از اصول بدیهی و مسلم در حقوق بین الملل است و عناصر حقوق بین الملل همواره سعی در رعایت نمودن و احترام به این اصل دارند. ناگفته نماند که دین مبین اسلام ، قرن ها پیش این اصل را به عنوان اولین اصل، در روابط بین المللی مورد تاکید قرار داده و مسلمانان همواره بر اساس این آیین عمل نموده اند[۱۲] . بر همین اساس حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی بر مبنای حقوق و عدالت ، مهمترین موضوع زمان حاضر است و سعی بر آن است تا با توسعه روش های حل و فصل مسالمت آمیز خصومات از توسل به زور و قدرت نظامی جلوگیری به عمل آید [۱۳].
نکته ای که لازم است مورد توجه قرار گیرد این است که بر اساس منشأ و مبنای اختلافات به وجود آمده ، روش های رفع مخاصمات نیز در فضای بین المللی متفاوت خواهند بود . بنابراین ابتدا انواع اختلافات را شناسایی نموده و آن گاه روش حل و فصل آن را بررسی خواهیم نمود . انواع اختلافات بین المللی بر اساس دکترین علمای حقوق و رویه قضایی بین المللی عبارت اند از[۱۴] :
الف)اختلافات غیر حقوقی و یا سیاسی :
اختلافاتی که در آنها عوامل و ملاحظات سیاسی ، روانشناسی و … عامل اساسی ایجاد منازعه هستند به این معنا که چنانچه یک یا هر دو طرف اختلاف، علاوه بر این که خواهان حقوق قانونی خود هستند ارضای برخی از منافع خاص خود را نیز مطالبه نمایند ، اختلاف ، سیاسی یا غیر حقوقی خواهد بود . در این صورت مخاصمه از حالت حقوقی خارج شده و به اصطلاح، شکل سیاسی به خود می گیرد .
ب)اختلافات حقوقی :
اما اختلافات حقوقی عبارت هستند از: اختلافاتی که در آنها ، طرفین در خصوص تفسیر و اجرای حق موجود با هم توافق ندارند به این معنا که حق، مستقر گشته است اما اختلاف ، مربوط به تفسیر معاهده موجد حق یا مسائل مربوط به حقوق بین الملل یا نقض تعهدات بین المللی و … می باشد .
مشاهده می شود منشأ اختلافات در هر یک از دو مورد مذکور کاملاً مشخص و قابل تفکیک است و بر همین اساس، روش های حل و فصل آنها نیز روشن خواهد بود . واضح است اختلافات حقوقی ، روش حل و فصلشان نیز حقوقی و قضایی است و به همین دلیل لازم است یک سیستم حقوقی به کمک آمده و روش های قضایی را اعمال نماید . اما نکته حائز اهمیت این است که گاهی علیرغم این که منشأ دعاوی، حقوقی یا سیاسی است روشی غیر از دو روش مذکور ، به کمک می آید . یعنی بدون توجه به منشأ اختلاف و متمایز از آنچه تا کنون گفتیم روش سومی ، تحت عنوان روش های «دیپلماتیک» پا به میدان گذاشته و با ساز و کارهای متفاوت، روابط را ساماندهی می کند[۱۵] . بنابر آنچه گفتیم روش های حل و فصل دعاوی در محیط بین المللی به طور کلی سه دسته بوده و هر یک از آنها به تناسب منشأ دعاوی (حقوقی یا سیاسی) اعمال خواهد شد البته روش سوم مانند دو روش دیگر ارتباطی به منشأ اختلاف نداشته بلکه با توجه به فاصل بودن و پایان دهندگی خصومات ، تحت عنوان روش دیپلماتیک کارگشا خواهد بود . پس با توجه به توضیحات فوق، روش های حل و فصل منازعات بین المللی عبارتند از :
۱-روش های غیر حقوقی
۲-روش های حقوقی
۳-روش های دیپلماتیک .
پیش از آنکه به توضیح سه روش مذکور بپردازیم ذکر این نکته خالی از فایده نیست که بگوئیم برخی از اساتید ابتدا روش های حل و فصل را به دو دسته مسالمت آمیز و روش های مخاصماتی ، منقسم می کنند و آن گاه دو روش حقوقی و غیر حقوقی را در گروه روش های مسالمت آمیز حل و فصل اختلافات جای می دهند[۱۶] . از سویی برخی دیگر از محققان به جای تقسیم بندی به دو گروه حقوقی و غیر حقوقی، از دو گروه روش های های حل و فصل رسمی و غیر رسمی یاد کرده اند که از نظر تعاریف، در واقع کاملاً منطبق با همان روش های حقوقی و غیر حقوقی بوده ، محتوای آنها یکسان اما عناوینشان با یکدیگر متفاوت است[۱۷] . به هر صورت ، بر اساس جمع بندی های به عمل آمده از میان چندین نوع تقسیم بندی با عناوین مختلف ، ما تقسیم بندی فوق را بر گزیدیم و اکنون به شرح سه روش مذکور می پردازیم :

 

۱-۲-۱-روش های غیر حقوقی :

در این روش، طرفین اختلاف بدون استفاده از هیچ گونه ابزار حقوقی ، تنها از طریق سیاسی اقدام به حل و فصل دعاوی می نمایند. مهمترین خصوصیت این شیوه، حل و فصل جمعی مناقشات است[۱۸] به این معنا که یک فرد یا دولت خاص مسئول رسیدگی به دعوانیست بلکه موضوع از طریق مراجعه به سازمان های بین المللی که در سطح دنیا مسئولیت حل و فصل اختلافات را به عهده دارند یعنی « جامعه ملل » و سازمان ملل، پیگیری و حل و فصل خواهد شد که مراجعه به هر یک از این دو نهاد شرایط و ضوابط خاص خود را داراست و به دلیل عدم ارتباط از توضیح بیشتر خودداری می نماییم .

 

۱-۲-۲-روش های حقوقی :

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 318
  • 319
  • 320
  • ...
  • 321
  • ...
  • 322
  • 323
  • 324
  • ...
  • 325
  • ...
  • 326
  • 327
  • 328
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • تحلیل و بررسی آراء پیتر ون اینوگن در باب مسئله شر بر اساس فصل های ۱تا۴ کتاب مسأله ی شر (۲۰۰۶)- قسمت ۳
  • مقایسه میزان مقاومت به انسولین در بیماران دیابتی مبتلا و غیر مبتلا به هلیکوباکتر پیلوری- قسمت ۳
  • اشکالات ساختاری صنعت برق در ایران
  • بررسی‌رابطهفضای‌مجازی‌ وعامگرایی‌کاربران‌اینترنت درسـازمـان‌اسـنـادوکـتـابـخـانه‌ملـی‌ایـران- قسمت ۶
  • متن اصلاح قبل دفاع عبود زاده- قسمت ۵
  • بررسی فقهی و حقوقی اوراق استصناع- قسمت ۵
  • ارزیابی نقش پرداخت الکترونیک در ITS با رویکرد بهبود کیفیت شهر الکترونیک- قسمت 4
  • بررسي تاثير جنس مصالح هسته ناتراواي سدهاي خاكي در پايداري ديناميكي92- قسمت 6
  • فروش پایان نامه : اثربخشی سازمانی[۱] و معیارهای آن
  • بررسی بازده شرکتها به منظور ارزیابی اثر انتقال مالکیت به بخش خصوصی- قسمت ۵
  • حمایت حقوقی و قضائی از معلولان در نظام حقوقی ایران و کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت- قسمت ۵
  • تبیین اثر بخشی تیمی بوسیله هوش هیجانی و رهبری تحول گرا در شعب بانک های استان گیلان- قسمت ۱۱- قسمت 2
  • بررسی اثر تغییرات قیمت برق بر رفاه خانوارهای شهری در دهک ‌های مختلف درآمدی- قسمت ۲
  • دانلود پایان نامه مدیریت درباره نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه
  • مداخلات اجتماعی دراحیاء بافت فرسوده شهری- قسمت ۵
  • بررسی رابطه بین اجزای تعهدی سود با میزان هموارسازی سود و فرصت¬های رشد در شرکت¬های پذیرفته¬شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۴
  • رابطه خلاقیت سازمانی و ویژگی¬های جمعیت¬شناختی با بهره¬وری وظایف سازمانی کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان فارس۹۳- قسمت ۴
  • شیوه جبران خسارات وارده بر مسافران در سوانح هوایی در حقوق ایران با مطالعه تطبیقی کنوانسیون های بین المللی- قسمت ۶
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع شهروندی
  • پایان نامه مدیریت با موضوع تعاریف رضایت شغلی
  • " فایل های دانشگاهی- ۴-۵-۱- نتایج حاصل از آزمون فرضیه اصلی تحقیق – 5 "
  • بررسی گرایش نسبت به مصرف تنباکو و عوامل موثر برآن- قسمت ۵

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان