اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
شناسایی عوامل موثر بر مزیت نسبی ایران در صادرات میگو- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۵-۲-۴ ارزش تبدیل دلار به ریال ۱۰۳
۵-۳ شناسایی مشکلات موثر ۱۰۳
۵-۴ نتیجه گیری نهایی ۱۰۶
منابع و مآخذ ۱۰۸
فهرست جداول
جدول ۲- ۱ تقسیم بندی تئوری های تجارت……………………………………………………………………………….۱۴
جدول ۲-۲ ظرفیت بالقوه توسعه پرورش میگو در نوار ساحلی جنوب کشور…………………………………۳۳
جدول ۲-۳ هزینه مصرفی پروتئین گوشتی در خانوار شهری و روستایی………………………………………….۳۷
جدول ۲-۴ درصد میزان سهم پروتئین گوشتی در خانوار شهری و روستایی……………………………………۳۸
جدول ۲-۵ هزینه مصرفی میگو در خانوار شهری و روستایی…………………………………………………………۴۱
جدول ۳-۱ منابع جمع آوری داده های متغیرهای شاخص بالاسا…………………………………………………….۵۴
جدول ۳-۲ متغیرهای مدل…………………………………………………………………………………………………………۵۶
جدول ۳-۳ طبقه بندی محصولات صادر شده در جهان توسط سازمان خوارو بار جهانی……………..۵۷-۵۸
جدول ۳-۴ منابع جمع آوری داده های متغیرهای مدل…………………………………………………………………..۵۹
جدول ۳-۵ نشانه اختصاری متغیرهای مدل…………………………………………………………………………………..۶۰
جدول ۳-۶ واحد اندازه گیری متغیرهای مدل ………………………………………………………………………………۶۳
جدول ۴-۱ محاسبه مزیت نسبی صادرات ایران در میگو……………………………………………………………….۶۸
جدول ۴-۲ داده های مربوط به متغیرهای مدل……………………………………………………………………….۶۹-۷۴
جدول ۴-۲ داده های مربوط به متغیرهای مدل……………………………………………………………………………..۷۵
جدول ۴-۳ نتایج آزمون ریشه واحد…………………………………………………………………………………………..۸۳
جدول ۴-۴ نتایج آزمون ریشه واحد در تفاضل مرتبه اول……………………………………………………………..۹۲
جدول ۵-۱ ضرایب بدست آمده از مدل………………………………………………………………………………………۹۸
فهرست نمودارها
نمودار ۱- ۱ میزان صادرات میگو……………………………………………………………………………………………..۴
نمودار ۲- ۱ میزان تولید میگو (صید شده و پرورشی ) در جهان……………………………………………………..۳۰
نمودار ۲-۲ میزان تولید میگو در ایران………………………………………………………………………………………….۳۴
نمودار۲-۳ میزان تولید میگو به تفکیک پرورشی و صید شده در ایران…………………………………………….۳۵
نمودار ۲-۴ میزان صادرات میگو ایران…………………………………………………………………………………………۴۰
نمودار ۵-۱ روند شاخص مزیت نسبی ایران…………………………………………………………………………………۹۷
نمودار ۵-۲ روند تولید میگو در ایران………………………………………………………………………………………..۱۰۰
نمودار ۵-۳ روند تولید میگو در جهان……………………………………………………………………………………….۱۰۱
نمودار ۵-۴ روند بررسی میانگین قیمت میگو در جهان………………………………………………………………..۱۰۲
فهرست شکل ها
شکل ۲- ۱ میزان واردات میگو در جهان………………………………………………………………………………………۳۰
شکل۴-۱ آزمون ریشه واحد برای متغیر شاخص مزیت نسبی…………………………………………………………۷۵
شکل۴-۲ آزمون ریشه واحد برای متغیر میزان تولید میگوی پرورشی در ایران…………………………………..۷۶
شکل۴-۳ آزمون ریشه واحد برای متغیر میزان صیدمیگوی دریایی در ایران………………………………………۷۷
شکل۴-۴ آزمون ریشه واحد برای متغیر میزان تولید میگوی پرورشی در جهان………………………………….۷۸
شکل۴-۵ آزمون ریشه واحد برای متغیر میزان صید میگوی دریایی در جهان…………………………………….۷۹
شکل۴-۶ آزمون ریشه واحد برای متغیر ارزش تبدیل دلار به ریال در بازار ایران………………………………۸۰
شکل۴-۷ آزمون ریشه واحد برای متغیر میانگین قیمت میگوی یخ زده فرآوری نشده………………………..۸۱
شکل۴-۸ آزمون ریشه واحد برای متغیر میانگین قیمت کلیه محصولات میگو…………………………………..۸۲
شکل۴-۹ آزمون ریشه واحد برای تفاضل مرتبه اول متغیر شاخص مزیت نسبی ……………………………….۸۴
شکل۴-۱۰ آزمون ریشه واحد برای برای تفاضل مرتبه اول متغیر میزان تولید میگوی پرورشی در ایران……………۸۵
شکل۴-۱۱ آزمون ریشه واحد برای تفاضل مرتبه اول متغیر میزان صید میگوی دریایی در ایران…………..۸۶
شکل۴-۱۲ آزمون ریشه واحد برای تفاضل مرتبه اول متغیر میزان تولید میگوی پرورشی در جهان………۸۷
شکل۴-۱۳ آزمون ریشه واحد برای تفاضل مرتبه اول متغیر میزان صید میگوی دریایی در جهان…………۸۸
شکل۴-۱۴ آزمون ریشه واحد برای تفاضل مرتبه اول متغیر ارزش تبدیل دلار به ریال در بازار ایران……………….۸۹
شکل۴-۱۵ آزمون ریشه واحد برای تفاضل مرتبه اول متغیر میانگین قیمت میگوی یخ زده فرآوری نشده……….۹۰
شکل۴-۱۶ آزمون ریشه واحد برای تفاضل مرتبه اول متغیر میانگین قیمت کلیه محصولات میگو………..۹۱
شکل۴-۱۷ آزمون ریشه واحد جمله اختلال………………………………………………………………………………..۹۳
شکل۴-۱۸ تخمین ضرایب متغیرهای مدل…………………………………………………………………………………..۹۴
چکیده
توسعه صادرات غیر‌نفتی از مهم‌ترین اهداف کشور در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. با توجه به اتکای زیاد کشور به صادرات نفت و نوسانات شدید قیمت آن می‌توان به اهمیت صادرات محصولات غیر نفتی پی‌برد. در این راستا به منظور توسعه صادرات غیر‌نفتی رشد صادرات بخش‌های مختلف اقتصادی کشور ضروری است.
عکس مرتبط با اقتصاد
وجود امکانات بالقوه صید و پرورش انواع آبزیان در بخش های شیلات باعث شده است تا این بخش از ظرفیت‌های بالقوه بالایی جهت صادرات برخوردار باشد که در صورت برنامه‌ریزی اصولی می‌توان این بخش را به عنوان یکی از منابع تامین ارز کشور مطرح کرد، اما به دلیل وجود عوامل درونی و بیرونی موثر هنوز صادرات ایران نتوانسته در بخش شیلات جایگاه واقعی خود را پیدا نماید. بنابراین شناخت عوامل موثر بر افزایش صادرات این بخش می‌تواند رشد بسزایی در افزایش صادرات این محصولات داشته باشد.
یکی از مستعدترین اقلام تشکیل‌دهنده صادرات در بخش شیلات میگو می‌باشد، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر مزیت نسبی صادراتی بر مبنای شاخص مزیت نسبی آشکار بالاسا و ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت در این صنعت انجام گرفته است.
این مدل بیان می‌دارد که دستیابی به مزیت نسبی صادراتی در صنعت و در نتیجه کسب موقعیت در سطح جهانی تابعی از تاثیر متقابل، تولید داخلی میگوی پرورش یافته، میزان صید میگو از منابع طبیعی، تولید خارجی میگوی پرورش یافته ، میزان صید میگو در جهان، میانگین قیمت میگو فرآوری نشده، میانگین قیمت کلیه محصولات بدست آمده‌ و ارزش پول ملی است.
یافته‌ها و نتایج تحقیق نشان می‌دهد که صنعت میگوی ایران از نظر مزیت صادراتی در وضعیت مناسبی قرار‌نداشته و بهبود این وضعیت در‌گرو‌ برنامه‌ریزی اصولی و مناسب‌تر در بخش تولید و سرمایه‌گذاری بیشتر در این بخش است. در پایان نیز به شناسایی مشکلات این بخش پرداخته و نیز پیشنهاداتی برای بهبود و ارتقا وضعیت این صنعت ارائه گردیده است.
فصل اول

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

۱-۱ موضوع تحقیق

اهمیت صادرات غیر‌نفتی و نقش آن در رشد و توسعه اقتصادی کشورها همواره به عنوان یکی از موضوعات مهم مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو میزان اثرگذاری عوامل موثر بر صادرات غیر نفتی می‌تواند به رشد صادرات کمک نماید.
بدون شک کشورهایی که پایه اقتصاد آنها به صورت تک محصولی است، در بحران‌های اقتصادی، بیشتر در معرض خطر قرار می گیرند و آسیب پذیرتر خواهند بود. از این رو توجه به اقتصاد چند محصولی و توسعه در چندین بخش اقتصادی نظیر صنایع و معادن، کشاورزی، خدمات و … می تواند هر کشوری را از بحران‌های اقتصادی مختلف نجات دهد.
سازمان شیلات ایران به عنوان سازمان مسئول برای ساماندهی تولید آبزیان درکشور نسبت به سایر سازما‌ن‌های مسئول در وزارت کشاورزی جوان‌تر و از قدمت کمتری برخوردار می باشد.از نظر تولید مشابه دام و طیور سهم تولید آبزیان در کشور در سال ۱۳۸۹ تنها ۱۳% از کل این گروه از تولیدات می‌باشد و از نظر ارزش افزوده نیز تنها ۲% از کل تولیدات کشاورزی است که نشانگر کم‌توجهی به این زیربخش است. هر چند در سال‌های اخیر ارزش غذایی آبزیان برای مصرف انسانی بیشتر نمایان شده و کشورهای توسعه یافته در دو دهه اخیر تلاش بسیاری برای افزایش سرانه مصرف آبزیان بکار گرفته‌اند ولی در ایران کماکان روند مصرف انسانی آبزیان کمتر از نصف متوسط جهانی است و روند افزایش مصرف به کندی در حال افزایش است.[۱]
صنعت میگوی ایران نیز که در زیر مجوعه صنایع شیلات قرار می‌گیرد، می‌تواند به عنوان یکی از صنایع مهم‌غیرنفتی در سبد صادراتی کشور، نقش موثری را به خود اختصاص دهد. اما متاسفانه در سال‌های اخیر صادرات میگوی ایران در مقایسه با صادرات جهانی با نوسانات شدیدی رو‌به‌رو بوده است.
اما سوال اساسی که در این پایانامه قصد داریم به بررسی و در نهایت پاسخ‌گویی به آن بپردازیم این است که، سایر کشورهای صادر‌کننده این محصول ارزشمند نسبت به کشورمان از چه ویژگی‌های مثبتی برخوردار هستند تا بتوانیم با شناسایی این ویژگی‌ها گامی مثبت را در جهت ارتقائ وضعیت رقابتی این صنعت برداریم.

 

۱-۲ تشریح و بیان مساله

با بررسی اطلاعات ارائه شده از سالنامه شیلات ایران می‌توان دریافت که با وجود توسعه جهانی صنعت پرورش میگو و نیز افزایش سهم آن در تجارت آبزیان متاسفانه صادرات این محصول در ایران در طی سال‌های قبل نه تنها افزایش نیافته بلکه در بسیاری از ادوار کاهش چشمگیری داشته و باعث ایجاد نوسانات شدیدی از لحاظ مقداری و ارزشی (دلاری) گردیده است.[۲]
نمودار ۱- ۱ میزان صادرات میگو[۲]
در طول دهه ۱۳۴۰ میگوی ایران به ۵ کشور صادر شده است . در طول دهه ۱۳۵۰ که مصادف با وقوع انقلاب و برخی ناآرامی‌ها در کشور بود حداکثر صادرات میگو به ۱۰۰۰ تن بالغ شده که به ۷ کشور صادر گردیده است.

 

نظر دهید »
مسئولیت-مدنی-مالک-و-متصرف-با-بررسی-تطبیقی-در-حقوق-انگلستان-۲- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

گفتار دوم: فرض تقصیر (اماره تقصیر)

این نظر دو گونه نمود داشته است گاه تقصیر خوانده مفروض است اما اثبات خلاف آن نیز ممکن است و در برخى موارد نمى‏توان خلاف اماره تقصیر را اثبات کرد[۵۳].
نمونه بارز این نظریه ماده ۱۳۸۴ قانون مدنى فرانسه است که در سده نوزده بر مبناى نظریه تقصیر تدوین ‌شد ولی در آغاز سده بیستم دیوان عالى کشور فرانسه اعلام کرد که مفاد ماده ایجاد اماره قانونى بر تقصیر محافظ اشیاء منقول بى جان است یعنى هر خسارتى که از ناحیه این گونه اشیاء وارد شود دلالت بر تقصیر او دارد مگر اینکه ثابت کند هیچ تقصیرى مرتکب نشده است چندى بعد اعلام شد محافظ این گونه اشیاء نیز مانند محافظ حیوان ماده ۱۳۸۵ نمى‏توانند بى‏تقصیرى خود را ثابت کنند و در صورتى از مسئولیت مبرا می‌شوند که اثبات شود حادثه ناشى از عمل خارجى است[۵۴].

گفتار سوم: ایجاد خطر (مسئولیت بدون تقصیر)

سالی و ژوسران دو تن از حقوقدانانى بودند که نظریه بدون تقصیر را بیان کردند. به نظر طرفداران این نظریه براى تحقق مسئولیت مدنى اثبات تقصیر لازم نیست، با انجام عمل زیانبار مسئولیت مدنى متوجه عامل زیان مى‏شود و مهمترین فایده‏اى که براى این نظر بیان نمودند سهولت اثبات دعاوى مسئولیت مدنى است و معافیت زیاندیده از دشوارى اثبات تقصیر[۵۵].
با ابراز این نظریه جبران خسارت وارده به زیان‌دیدگان آسان و بیشتر خسارتهاى وارده به افراد پوشش داده مى‏شود. معاف نمودن زیاندیده از اثبات تقصیر براى جبران خسارت و حذف عنصر تقصیر در ایجاد مسئولیت مدنى موجب ایجاد محدودیت براى برخى فعالیتهاى پر خطر و پردرآمد مى‏شود چرا که به واسطه ترس از ایجاد مسئولیت، آزادیهاى خود را به ناچار محدود مى‏نمایند.
پیروان این نظریه در توجیه نظر خود مى‏گویند: تقصیری که مبنای مسئولیت مدنى است در تأمین حوایج و نیازهاى جامعه ناکافى است. با توسعه جوامع و صنعت، زیانهایى به افراد جامعه وارد مى‏شود که اگر مبنای ترمیم این گونه خسارات را فرض تقصیر بدانیم بسیارى از این زیانها جبران نشده مى‏ماند و از نظر اجتماعى نیز افرادى که دچار آسیب ناشی از این نوع توسعه صنعتى شده‏اند اغلب، مردم ندار و تنگ‌دست هستند بنابراین عدم جبران زیان به نفع جامعه نیست[۵۶].
عدالت اقتضا مى‏کند بین زیاندیده‏ى بی‌گناه و عامل زیان، مسئولیت متوجه عامل زیان باشد اما ایراداتى به این نظر وارد نموده‏اند از جمله اینکه در جایی که اسباب مختلف در حادثه دخیل هستند چگونه باید عمل کرد؟ صاحبان سرمایه یا صنعت با بیمه کردن، دوباره هزینه‏ ها را بر مصرف کننده تحمیل مى‏نمایند بنابراین از نظر اقتصادى سودمند نیست و موجب بى عدالتى و رکود حاکم بر صنعت و فعالیتهاى اقتصادى خواهد شد[۵۷].
عکس مرتبط با اقتصاد
پس از طرح ایرادات مطرح شده و عدم امکان اعمال نظریه خطر معیارهاى جدیدى بیان و درصدد تعدیل نظر خود شدند از جمله این نظریات:
۱٫ نظریه خطر در برابر انتفاع مادى (هر کس سود مى‏برد باید زیان را بپردازد).
۲٫ نظریه خطرهاى ایجاد شده. فاعل زیان در برابر هر زیانی مسئول است خواه نفع مادى ببرد یا معنوى.
۳٫ نظریه خطر نامتعارف: تنها فعالیتهاى غیرمعمول و نامتعارف مسئولیت آورند بر هر یک از نظریات تعدیل شده ایراداتى وارد شده است[۵۸].

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

گفتار چهارم: تضمین حق‏

همه افراد جامعه‏اى که در کنار هم زندگى مى‏کنند از حق زندگى سالم برخوردارند و قوانین موجود اعم از موضوعه یا عرفى از این حق دفاع مى‏کنند. جان، مال و آبروى همه محترم است و تجاوز به آنها موجب مسئولیت متجاوز خواهد این نظر که به وسیله استارک در فرانسه مطرح شد نظریه‏هاى تقصیر و ایجاد خطر تنها به آثار و ارزیابى کار وارد کننده زیان پرداخته و نقض حق زیاندیده و تضمین قانونگذار از آن را فراموش کرده‏اند . طبق این نظریه مبناى اصلى جبران خسارت ورود زیان به زیاندیده است[۵۹].

 

 

 

فصل دوم:

 

مصادیق مسئولیت مدنى بر اساس حق مالکیت و نگهدارى‏

در این فصل به مثابه آنچه که در قوانین ذکر شده و نویسندگان حقوقى نیز به آن پرداخته‌اند به بیان برخى از مصادیق مسئولیت مدنى مالک و متصرف مى‏پردازیم بنابراین در ۴ مبحث به ۱٫ مسئولیت مدنى مالک و متصرف بنا ۲٫ مسئولیت مدنى مالک و متصرف حیوان ۳٫ مسئولیت مدنى دارند» وسیله نقلیه ۴٫ مسئولیت مدنى مالک و متصرف دیگر اشیاء خواهیم پرداخت.

مبحث نخست:

 

مسئولیت مدنى مالک و متصرف بنا

از قدیم تاکنون نقش زمین و ساختمان در زندگى بشر و اهمیتى که انسان براى آن قائل بوده تا آنجا که از گرانبهاترین اموال انسانى قلمداد شده است مورد توجه قرار گرفته است امروزه بشر با توجه به ازدیاد جمعیت با بهره گرفتن از تکنولوژى روز سعى در استفاده بهینه از زمین جهت ایجاد فضاهایى براى استفاده مسکونى، تجارى و صنعتى و غیره نموده است. گاهى اوقات خطرهایى از ناحیه این مخلوق خدا (زمین) که در تصرف انسان است و همچنین اعیانى‏هاى ساخته شده توسط انسان در روى آن دیگران را تهدید مى‏کند. با رشد پدیده شهرنشینى و مهاجرت روزافزون روستائیان به شهرها، قانونگذاران و دست‏اندرکاران امور سعی کرده‌اند قوانینی را تدوین نمایند تا کسانی که این اموال را در تصرف دارند و مسئول مراقبت از آن هستند از ورود هر گونه خسارت و ضرر به دیگرى منع شوند همانطور که قواعدى چون قاعده تسلیط در حمایت از مالک وضع مى‏نمایند تکالیفى نیز بر او تحمیل خواهند نمود چرا که این اقتضاى زندگى جمعى و در کنار هم بودن است. پدیده زمین و بویژه ساختمان از طراحى تا ساخت و استفاده از آن ممکن است کاستى و تخلفاتى در مراحل سه گانه از ناحیه افراد ذیربط و دخیل به همراه داشته باشد که قانونگذار با وضع قوانین متعدد هر چند ناقص سعى در کنترل و نظارت بر روى افعال متصدیان داشته است. موضوعى که در اینجا بررسى مى‏شود مسئولیت اشخاصى است که از اینگونه اموال (زمین و ساختمان) که ما از آن بنا یاد مى‏کنیم استفاده مى‏کنند و به طور عام آنرا در تملک و تصرف دارند نخستین شخصى که مى‏بایست خسارات ناشى از بنا را پذیرا باشد مالک آن است چرا که عرف و عقل نیز آنرا تأیید و تصدیق مى‏کنند.

گفتار نخست: بنا

آنچه موجب مسئولیت مالک یا متصرف مى‏باشد خسارت ناشى از بنا است که آن را در کنترل و تحت نظارت دارد. پس ابتدا باید با مفهوم بنا آشنا شویم و اینکه مالک بنا کیست؟
بنا یا ساختمان در معناى اعم به هر چیزى که ساخته شده باشد اطلاق دارد . براى شناخت بنا و تعریف آن چاره‏اى جز رجوع به عرف و استمداد از آن نداریم معمولاً در عرف به یک مجموعه ساخته شده از گچ و سیمان و آجر و… که بر روى زمین سوار مى‏شود بنا مى‏گویند تفاوتى نمى‏کند این مجموعه با چه مصالحى ساخته شده است، کامل است یا ناقص . کاربرى بنا نیز در تعریف آن نقشى ندارد بنابراین تمام بناهایى که در اقصى نقاط کشور ایران به هر شکل یا هر نوع مصالحى و جنسى (بتونی- چوبى – گلى…) یا هر استفاده‏اى (صنعتى – مسکونى – دامدارى – کشاورزى) مشمول تعریف است. بنا باید به نحوى ساخته شود که با تعریف اموال غیرمنقول در ماده ۱۲ و ۱۳ق.م انطباق داشته باشد. در تعریف بنا باید به مواد مذکور توجه داشت پس شکل و ظاهر مجموعه نباید ما را از تعریف بنا دور سازد. ساختمانهاى پیش ساخته که در روى زمین قرار دارند و کاروانى که به اتومبیل وصل است بنا محسوب نمى‏شوند. قانون مدنى در ماده ۳۳۳ از واژه عمارت استفاده کرده است و تصریح دارد «صاحب دیوار یا عمارت یا کارخانه مسئول خساراتى است که از خراب شدن آن وارد مى‏شود…».
دیوار به آنچه از خشت، گل، سنگ، آجر یا چیز دیگر در کنار زمین یا چهار سمت خانه یا حیاط درست مى‏کنند و جایى را با آن محصور می سازند گفته مى‏شود[۶۰].
به نظر، مراد از واژه «عمارت» هر نوع بنا یا ساختمان اعم از تجارى یا مسکونى و… است اما بنا یا ساختمان مجموعه ای است که با یکدیگر ترکیب شده‏اند و با الصاق به یکدیگر دوام و مقاومت پیدا کرده‏اند و در اثر چسبیدن به زمین با بناى دیگر به صورت مالى غیرمنقول درآمده‏اند[۶۱].
در حقوق فرانسه ماده ۱۳۸۶ق.م. این کشور هم بنا را در معناى اعم گرفته است بنا را مجموعه‏اى از مصالح مى‏داند که به صورت غیرمنقول درامده[۶۲].
برخى از حقوقدانان[۶۳] این کشور ایراد گرفته‏اند با بهره گرفتن از ماده ۵۱۸ ق.م که مقرر داشته زمین و بنا غیرمنقول ذاتى هستند اولاً هر بنایى غیرمنقول ذاتى است ثانیاً هر بنایی الزاماً غیرمنقول ذاتى است. بنابراین ماده ۱۳۸۶ ناظر به اموال غیرمنقول ذاتى است نه آنهایى که به منظور خاصى غیرمنقول شده‏اند (غیرمنقول تبعى) مانند لوله‏هاى آب و حیواناتى که براى کشاورزى اختصاص یافته‏اند.
برخى دیگر در پاسخ به ایراد مطرح شده گفته‏اند[۶۴]: هر چند که به موجب تعریف ماده ۵۱۸ق.م.ف. هر بنایى غیرمنقول ذاتى است هر مال غیرمنقول ذاتى بنا محسوب نمى‏شود مثلاً زمین غیرمنقول ذاتى است اما بنا نیست در تعریف بنا اظهار داشته‏اند: بنا باید به صورت قابل دوام در زمین یا مال غیرمنقول ذاتى دیگرى ساخته و مستحکم شود بنابراین آشیانه و انبارهایی که پایه‏هاى آنها در زمین مستحکم نشده است یا سنگ فرشى که در زمین قرار دارد بنا محسوب نمى‏شود.
با توجه به مواد ۱۲ و ۱۳ق.م. ایران که با اندک تغییراتى از حقوق فرانسه اقتباس شده است مى‏توان گفت که زمین به تنهایی مال غیرمنقول ذاتى است[۶۵].
در انگلستان و آمریکا بر خلاف حقوق ایران و فرانسه منظور از بنا صرفاً زمین و اعیانى احداثى که در آن استوار یافته نیست بلکه معنایى وسیع براى آن قائل هستند به گونه‏اى که شامل زمین نیز می شود خواه ساختمان روى زمین وجود داشته باشد یا خیر. در نتیجه متصرف ملکى که فرزند بازدیدکننده‏اى از میوه‏هاى سمى موجود در ملک استفاده کرده و صدمه دیده مسئول شناخته مى‏شود[۶۶].
کمیسیون اصلاح قانون ، پیشنهاد نمود که نه تنها روى زمین و اعیانی‏هایی که به آن وصل هستند بطور مساوى در ساختارهاى قابل جابجایی مثل کشتى‏ها، داربستها، نردبانها و آسانسورها اعمال شود بلکه، بطور کلى شخصی که ساختمان تحت کنترل او قرار دارد به عنوان «متصرف ساختمان» محسوب مى‏شود[۶۷]. (بند ۳ ماده ۱ قانون مسئولیت متصرفین مصوب ۱۳۵۷).
در پرونده بانکر براند بیان شد که این تعریف شامل دکل‏هاى برق، جایگاه هاى سرپوشیده و آسانسور مى‏شود. طبق نظریه ویلرکوپاس ۱۹۸۱ حتى یک نردبان نیز ممکن به دلایل موجود جزء ساختمان محسوب شود .

گفتار دوم: مالک و متصرف‏

ماده ۳۳۳ ق.م ایران مالک بنا را مسئول جبران خسارات ناشى از ویرانى آن معرفى کرده است. ماده مزبور واژه «صاحب» را مترادف با «مالک» به کار برده است. اما مالک کیست؟ گاهى اتفاق مى‏افتد که شخصى غیر از مالک بر مال تصرف دارد و به نحوى استفاده کننده مال است یا اینکه مراقبت از مال به وى محول شده است و این شخص ممکن است مالک شئ یا شخصى غیر از مالک باشد.

بحث نخست: مالک‏

گفته شد مالک از نظر حقوقى در معانى ذیل به کار رفته است[۶۸]
الف: صاحب ملک ب: صاحب مال غیرمنقول اعم از زمین و غیر آن ج: صاحب اراضى: د: صاحب سرمایه در عقد مضاربه (ماده ۵۴۶ ق.م) کسى که داراى زمین است بدون اینکه شخصاً به کار کشاورزى مشغول باشد.
در عبارت فوق باز هم مانند قانون مدنى از واژه صاحب استفاده شده است. صاحب از نظر لغوى به معناى ملازم شخصى یا چیزی مى‏گویند و از نظر حقوقى به معناى مالک مال است[۶۹].
براى تشخیص مالک مى‏توان از مواد مختلف قانونی که ما را یارى مى‏دهد کمک گرفت مثلاً ماده ۲۵ق.م که تصریح دارد. «تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود» یکى از ادله اثبات مالکیت تصرف به عنوان مالکیت است بنابراین اگر کسى به عنوان وکیل، امین یا نماینده در مال تصرف کند دلیل بر مالکیت او نیست. از دلایل دیگر ماده ۲۲ ق . ث است که مى‏گوید: «همین که ملکى مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید دولت فقط کسى را که ملک به اسم او ثبت شده یا کسى که ملک مزبور با او منتقل گردیده مالک خواهد شناخت» بنابراین در املاکى که داراى سند رسمى است شناختن مالک دشوار نیست[۷۰] ممکن است مالکیت مشاع بوده یا مفروز باشد و یا بنا به وسیله سند عادى یا رسمى منتقل شده باشد در این صورت شخصى که مالک شناخته مى‏شود مسئول جبران خسارت خواهد بود.

بحث دوم: متصرف‏

متصرف کسى است که دست در کارى دارد کسى که مال یا ملکى در تصرف و اختیار خود دارد[۷۱] کسى که مالى در اختیار دارد خواه به عنوان مالکیت باشد خواه بعنوان دیگر ولو غاصب و متصرف غیرقانونى، متصرف است .[۷۲] تصرف عبارت است از اختیار مالى را داشتن چه آن مال در سلطه متصرف باشد یا در اختیار شخص ثالث. بنابراین یک شخص ممکن است با داشتن سند رسمى مالک ملکى باشد اما بر آن تصرف نداشته باشد. مالک بطور خودسرانه نمى‏تواند مانع تصرفات شخص متصرف (هر چند غیرقانونى) شود مگر اینکه از طریق محاکم صالحه خلع ید متصرف غیرقانونى را خواسته و دادگاه حکم دهد. ممکن است متصرف صرفاً سلطه معنوى بر مال داشته باشد پس ‏سلطه مى‏تواند معنوى یا مادى یا هر دو باشد.
متصرف باید سلطه فعلى بر مال داشته باشد بنابراین دزد یا غاصب با توجه به سلطه فعلى بر مال باید از ورود ضرر به دیگران جلوگیرى کنند.
انتقال مالکیت بنا بدون تسلیم آن به خریدار مانع از متصرف بودن فروشنده نیست . تا زمان تحویل بنا یا ساختمان، خریدار متصرف محسوب نمى‏شود همانطور که در بیع فاسد، تحویل مبیع به خریدار مانع از متصرف بودن خریدار نمى‏شود. این موضوع عام بوده و مى‏توان گفت در حقوق تمام کشورها از جمله ایران و انگلیس اینگونه است.
در حقوق انگلستان و عموم کشورهایی که از نظام حقوقى کامن لا تبعیت مى‏نمایند نیز تعریفى از متصرف به عمل نیامده است. یک قاضى مجرب آن را عنوان کرد که عبارت متصرف صرفاً برچسب راحتى است براى انواع روابطى که مستلزم وظیفه مراقبت است با این حال مانند همه برچسب‌ها با این برچسب باید با احتیاط برخورد کرد به عنوان مثال یک شخص ممکن است آنگونه که در قانون اموال یا قوانین مالک و مستاجر فهمیده مى‏شود متصرف نباشد اما ممکن است از نظر دو قانون مسئولیت متصرف مصوب ۱۹۵۷ و ۱۹۸۴ متصرف شناخته شود، مالک املاک به ضرورت، متصرف آن نیست آنچه که قاطع است عبارت است از داشتن کنترل بر روى ملک که مى‏تواند با یا بدون تصرف فیزیکی باشد[۷۳].
بحث تفصیلى در خصوص اینکه چه کسى متصرف ملک است در این رشته از حقوق در دعوى ویت[۷۴] علیه لاکن (شرکت با مسئولیت محدود)، بیان شده است . خواندگان که مالک یک ساختمان عمومى بودند آنرا طبق یک توافق خدماتى که وى را متقابلاً ملزم به فروش مشروبات در طبقه هم کف مى‏کرد به یک مدیر به امانت سپردند و به مدیر جواز زندگى در طبقه اول و پذیرائى از مهمانان داده شد هیچ گونه دسترسى مستقیم بین طبقه هم کف و اجناس موجود در طبقه اول وجود نداشت و هر کدام از دو ساختمان ورودى‏هاى جداگانه داشتند مهمان مدیر ، زمانى که از طبقه اول پایین مى‏آمد به طور مهلکى مصدوم شد زن او اقامه دعوى کرد، موضوع اساسى این بود چه کسى متصرف آن بخش از املاک بوده است ؟ در تفسیر توافق طرفین، مجلس اعیان مقرر داشت که هیچ چیزى براى جلوگیرى از متصرف شناختن دو یا چند نفر در همان ملک وجود ندارد در صورتى که آنها در کنترل آنجا سهیم بوده‏اند در چنین حالتى هر کدام از طرفین بسته به میزان کنترلش وظیفه قانونى مراقبت از وارد شوندگان را داشته‏ است .[۷۵]
هر گاه فردى به اندازه کافى بر ملکى کنترل داشته باشد و تشخیص دهد که هر گونه قصورى از جانب وى در خصوص مراقبت از آن مکان ممکن است باعث ایراد آسیب به فردى شود که به طور قانونى در آنجا حضور دارد وى متصرف آن مکان و فردى که به صورت قانونى در آنجا حضور یافته مراجعه کننده قانونى تلقى مى‏شود.
قاضى دنینگ (Denning) تصرفات را به چند دسته تقسیم کرد[۷۶]:
۱٫ مالکى که ملک خود را اجاره داده است، مالک کنترل آن مکان را به مستاجر تفویض کرده است بنابراین مستاجر ساکن آنجا تلقى مى‏شود.
۲٫ مالک قسمتى از ساختمان را اجاره داده است و باقى را در تصرف خود نگه داشته است. مالک به عنوان متصرف قسمت‏هایی از ملک محسوب مى‏شود که در تصرف خود نگه داشته است.
۳٫ هر گاه فردى اجازه دهد از ملک وى استفاده کنند و مالک براى انجام تعمیرات اجازه ورود به ملک داشته باشد، مالک بر ملک کنترل دارد و متصرف آن محسوب مى‏شود.
۴٫ هر گاه افرادى مستقل به موجب قرارداد در ملک کسى کار کنند بطور کلى مالک به اندازه کافى بر ملک کنترل دارد که متصرف آن تلقى شود. البته امکان دارد افرادى که طبق قرارداد آنجا کار مى‏کنند نیز متصرف محسوب شوند این مسأله بستگى به میزان کنترلی دارد که این افراد در حین انجام کار دارند.
تصرف تا حدودى به کنترل فیزیکى واقعى بستگى دارد بنابراین مستاجری که با اجازه مالک روی بخشی از ملک کنترل دارد در مقایسه با مالک به عنوان متصرف بخشى از ملک که در اختیار او قرار گرفته مى‏باشد و این در صورتى است که کنترل کافى روى ملک داشته باشد. بنابراین متصرف ممکن است مالک ملک، مستاجر و صاحب مجوز یا هر شخصی باشد که از حقوق قرارداد و دعوت یا اجازه دیگران جهت ورود به ملک برخوردار است. مثل صاحب بخشى از زمین[۷۷].
بند ب تبصره ۴ ماده ۳ ق.م.م ۱۹۵۷ اشعار مى‏دارد «هنگامى که آسیبى به فرد مراجعه‌کننده وارد مى‏شود که در نتیجه قصور در انجام کار یا ساخت و ساز یا تعمیر باشد و وى از سوى پیمانکار مستقل به کار گمارده شده باشد متصرف آن ساختمان پیمانکار را استخدام کرده باشد. چنانچه در همه اوضاع و احوال به طور معقول رفتار کرده باشد و حصول اطمینان نموده که کار را به پیمانکار مستقل واگذار کرده است اقداماتى را در خصوص واجد شرایط بودن پیمانکار و انجام کار به طور مناسب و معقول به عمل آورده باشند تنها مى‏توان به عنوان پاسخگوى برخى سئوالات نه بیشتر با وى برخورد کرد در این صورت پیمانکار به عنوان متصرف ملک تلقى مى‏شود.»
متصرفین یک مال ممکن است متعدد باشند اما وظیفه‏اى که بر هر کدام تعیین مى‏گردد متفاوت باشد براى مثال: مکانى که در کنار دریا به عنوان تفریحگاه مورد استفاده قرار مى‏گیرد ممکن است تحت کنترل مقام محلى یا متولى امور دریا یا به عنوان بخشى از وظایف وى در قبال حفاظت از دریا باشد چنانچه فردى بوسیله شیشه شکسته‏اى که در آنجا افتاده آسیب ببیند متصرف آنجا مقام محلى محسوب مى‏شود اما اگر فردى به واسطه تعمیر ساختمان آسیبب ببیند متولی امور دریا در آن ناحیه متصرف تلقى می شود[۷۸].
با توجه به اینکه در حقوق انگلستان براى شناخت متصرف ملک واژه «کنترل» را بررسى مى‏کنند، براى شناخت بیشتر متصرف به پرونده هریس[۷۹] علیه شرکت بیرکنهد مى‏پردازیم: یک مقام محلى حکمى مبنى بر خرید اجبارى منزلى را صادر کرد و آگهى نیز در مورد ساختمان مذکور درج کرد بعد از چهارده روز ملک را تصرف و ساختمان براى چند ماه تخلیه شد بعد از تخلیه، مقام محلى اقدامات امنیتى در خصوص ساختمان به عمل نیاورد شاکى که طفل چهارده ساله‏اى بود از دربى از منزل که هیچ امنیتى نداشت وارد شد و از پنجره طبقه دوم به پایین افتاد مجلس اعیان ابرام داشت که تصرف واقعى و فیزیکى براى تحت کنترل در آوردن الزامى نیست این واقعیت که مقام محلى حق قانونى مبنى بر کنترل ملک را دارد باعث شده است که مالکان قبلى ساختمان بیش از این متصرف محسوب نشوند مقام محلى در بهترین شرایطی بوده که مى‏توانسته از بوجود آوردن آن اتفاق پیشگیرى کند[۸۰].
به نظر مى‏رسد این اندازه براى شناخت مالک و متصرف در حقوق ایران و انگلستان کافى باشد در طول بحث بنا به شرایط و عندالزوم به این موضوع خواهیم پرداخت.

گفتار سوم: خسارت ناشى از بنا

مسئولیت مالک با متصرف بنا منحصر به خسارات ناشى از ویرانى بنا نیست بلکه این مسئولیت را باید در معناى کلى بررسى کرد قانون مدنی ایران در ماده ۳۳۳ برخلاف حقوق انگلیس مالک بنا را مسئول خسارات ناشی از خراب شدن دیوار یاعمارت یا کارخانه معرفی می کند اما تعریفی از آن ارائه نداده است و در این باره تصریح دارد :
«صاحب دیوار یا عمارت یا کارخانه مسئول خسارتی است که از خراب شدن آن وارد می‌شود به شرط اینکه خرابی در نتیجه عیبی حاصل گردد که مالک مطلع بر آن بوده و یا از عدم مواظبت او تولید شده است». برای روشن شدن مفهوم ویرانی و سایر خسارات وارده غیر از ویرانی در دو مبحث به ذکر آن خواهیم پرداخت.

 

بحث نخست: خسارت ناشی از ویرانی

برای احراز مفهوم ویرانی و انهدام باید از عرف یاری جست و آنچه عرفاً ظهور در ویرانی داشته باشد انهدام یا خرابی محسوب می‌شود دکتر سنهوری بیان می‌دارد : که ویرانی عبارت است از انفصال و جدا شدن بنا از زمین به طور کلی یا جزیی مثل سقوط دیوار یا ریزش قطعه‌ای از آن[۸۱].
از مواد ۳۳۳ق.م. ایران و ۱۳۸۶ق.م. فرانسه چنین استنباط می‌شود که خسارت باید از ویرانی بنا و ساختمان حاصل شود و در تفسیر این مواد آنچه به زیاندیده یاری می‌رساند تفسیر و روشن نمودن مفهوم و مصادیق بنا و ویرانی به کمک اصول و قواعد حقوقی است. گفته شد بنا عبارت است از مجموعه‌ای به هم پیوسته که در زمین استوار است. بنابراین می‌توان گفت: هرگاه تردید شود که مفهوم بنا فقط شامل قسمتهایی مانند دیوار و سقف است یا ملحقات بنا مانند در و پنجره را هم شامل می‌شود باید حکم داد سقوط این اشیاء از مصادیق ویرانی است[۸۲].
برخی نویسندگان[۸۳] با تفسیر موسع، ماشین‌الات درون کارخانه را نیز بنا محسوب کرده‌اند چون لفظ کارخانه عام و بر بنا و ماشین‌الات درون آن نیز اطلاق می شود بنابراین خسارات ناشی از خرابی ماشین آلات هم مشمول حکم ماده ۳۳۳ق.م. خواهد بود. به نظر می‌رسد با توجه به معنای عرفی که از بنا و مفهوم کارخانه برداشت می‌شود این عقیده درست باشد.
لازم نیست که تمام بنا به طور کامل و یک جا ویران شود تا مسئولیت بوجود آید ویرانی بخشی از بنا مانند دیوار، پنجره یا بالکن برای ایجاد مسئولیت کافی است.
در حقوق ایران شرط مسئولیت قطعیت یافتن ویرانی است. احتمال ویرانی برای ایجاد مسئولیت کافی نیست هر چند که دیوار کج و مایل شده باشد و احتمال قوی بر ریزش باشد. در حقوق مصر بند ۲ ماده ۱۷۷ق.م. این کشور به شخصی که در معرض خسارت ناشی از ویرانی قرار دارد اجازه می‌دهد از مالک بخواهد که اقدامات احتیاطی در خصوص دفع ضرر اتخاذ کند و در صورت امتناع مالک این اقدامات توسط شخص مذ کور به حساب مالک انجام شود[۸۴]. آنچه مسلم است نمی‌توان از ماده ۳۳۲ق.م. در خصوص خسارت ناشی از عیوب بنا استفاده کرد چرا که صراحت در مورد ویرانی ساختمان دارد در این مورد از قواعد کلی قانون مسئولیت مدنی و مقررات تسبیب مذکور در قانون مدنی باید کمک گرفت.

 

بحث دوم: خسارت در غیر مورد ویرانی

ماده ۲۳۳ق.م. به خسارات غیر از ویرانی اشاره نداشته است. بنابراین در حقوق ایران برای خساراتی که در نتیجه ویرانی ملک بوجود نیامده اما از ملک به وقوع پیوسته باید به قواعد عام مسئولیت مدنی مراجعه کرد هر چندکه نتیجه و نحوه ایجاد مسئولیت برای مالک یا متصرف چندان تفاوت ندارد زیرا در هر دو حالت مسئولیت مبتنی بر تقصیر است. در حقوق[۸۵] فرانسه مسئولیت ناشی از شیء قلمرو وسیعی دارد و خسارات بسیاری را می‌توان جبران کرد اما این مسئولیت مبتنی بر مالک بودن نیست بلکه بر مبنای نظریه محافظت است در حقوق این کشور محافظ کسی است که استفاده، اداره و کنترل شیء را برعهده داشته باشد با توجه به این فرمول ممکن است اشخاص دیگر غیر از مالک مسئول خسارت ناشی از بنا باشند. برخی حقوقدانان فرانسه معتقدند[۸۶] هر چند که مالکیت اماره‌ای است بر نگهبانی شی و مالک نگهبان فرض می‌شود در عین حال مالک و نگهبان دو شخص متفاوت هستند که هرگاه این فرضیه را قبول کنیم به زیاندیده اجازه می‌دهیم بین مقررات ماده ۱۳۸۶و بند ۱ ماده ۱۳۸۴ حق انتخاب داشته باشد. در این صورت هرگاه مالک، ملک خود را اجاره داده یا موضوع حق انتفاع قرار داده باشد مسئولیت از او به متصرف منتقل می‌شود این حق انتخاب به سود زیاندیده است و او در مورد خسارت ناشی از ویرانی نیاز به اثبات تقصیر مالک ندارد اما علی‌رغم این عقیده شعبه دوم دیوان مدنی کشور در تاریخ ۳۰ نوامبر ۱۹۸۸ تصمیم گرفت که ماده ۱۳۸۶ق.م. منحصراً ناظر به ویرانی بنا است و مقررات عمومی بندد و ماده ۱۳۸۴ را در خصوص مسئولیت ناشی از هر شی که تحت حفاظت و نگهبانی شخص است نفی کرده است.

 

 

نظر دهید »
حقوق کودک در مخاصمات مسلحانه- قسمت 5
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تروریسم و حقوق بشردوستانه
در حالی كه حقوق بشردوستانه هیچگونه تعریفی از تروریسم ارائه نمیكند. ولی بصراحت بسیاری از اقدامات ارتكاب یافته در قالب اقدامات تروریستی را در زمان جنگ ممنوع میكند. مبنای این ممنوعیت، اصل بنیادین و آمره حقوق بشردوستانه تحت عنوان اصل تفكیک میباشد. به موجب این اصل طرفین مخاصمه بایستی در حین مخاصمه بین اشخاص و اهداف غیر نظامی با اهداف و اشخاص نظامی تفكیک قائل شوند.این خود در بستر این واقعیت است كه قربانیان اصلی حملات تروریستی در طول تاریخ بالاخص در زمان جنگ غیر نظامیان بودهاند. از اینرو توسل به خشونت غیر قابل تفكیک همیشه مغایر با قواعد اساسی و بنیادین حقوق بشر دوستانه كه همانا حمایت از غیر نظامیان هست می باشد.[52]
شورای امنیت طی قطعنامه 1465(2003) اعلام داشت هرگونه اقدام علیه تروریسم باید با رعایت تعهدات بین المللی ، به ویژه حقوق بین المللی بشر ، حقوق پناهندگان و حقوق بشردوستانه انجام شود.[53]

گفتار چهارم – ارزیابی نهایی
ورود اصطلاح حقوق بشردوستانه به عرصه حقوق بینالملل ، خود تجلی بارز توسعه و تحول حقوق بینالملل است. زیرا قواعد حقوق بشردوستانه از قبل موجود بوده و بخشی از حقوق جنگ یا حقوق مخاصمات مسلحانه را تشكیل می داده است. اما این اصطلاح به واقع اصطلاح جدیدی است. از اصطلاح حقوق بشردوستانه در هیچ یک اسناد حقوقی تعریف نشده است. در واقع تعریف حقوق بشردوستانه یک عرف جعلی و قراردادی است كه ناظر به قواعد حقوق بشری خاص زمان جنگ است.
شورای امنیت سازمان ملل متحد در قطعنامه 827 (1993) اصطلاح حقوق بین المللی بشر را به صورت عام به كار برده و اعلام داشته كه این اصطلاح مشتمل بر سه حوزه مختلف حقوق جنگ یا حقوق مخاصمات مسلحانه ، جنایات علیه بشریت و جنایت نسل كشی است.
حال همان طور كه ملاحظه می شود، در اینجا شورای امنیت اولاً حقوق بشردوستانه را شاخه ای از حقوق بینالملل بشر می داند و ثانیاً آن را از حیث مفهومی مترادف حقوق جنگ قلمداد می كند كه به نظر چندان صحیح نمی نماید.
در هر حال، اینكه آیا حقوق بشردوستانه شاخه مستقل حقوق بینالملل است یا شاخهای از حقوق بینالملل بشر جای بحث است.
به نظر میرسد ، حقوق بشردوستانه بیش از هر شاخه دیگری از حقوق بینالملل مرهون توسعه و تحول در بستر رویه بین المللی ، مخصوصاً در ربع قرن قرن اخیر است ، چرا كه در این سالها حقوق بشردوستانه كمتر برخوردار از اسناد معاهدهای خاص بوده است.
حال با توجه به كمبود قواعد معاهده ای حقوق بشردوستانه ، به ناچار باید در مرحله دیگر به عرف و سپس به اصول حقوقی مربوط رجوع كنیم تا بستر توسعه و تحول را در یابیم، اما شناسایی عرف در جامعه بین المللی ، مخصوصاً در احراز عنصر اعتقاد حقوقی (opinio Juris)‌و حتی اصول كلی حقوقی كار چندان آسانی نیست. مسلماً رویه بین المللی می تواند كمك موثری به این شناخت كند.
بنابراین یكی از نقش های مهم رویه بین المللی ، شناسایی و معرفی عرف جدید و اصول موجود و یا با توسل به هر قاعده مرتبط دیگر حقوق بینالملل ، این سكوت را از اثر میاندازد.
از سوی دیگر ، رویه بین المللی هر قدر كه فزونی و شتاب بیشتر داشته باشد، زمینه را برای توسعه و تحول قواعد حقوق بشردوستانه هموار میسازد. این هموارسازی در رابطه با حقوق بشردوستانه بیش از سایر قواعد حقوق بینالملل مهیاست، زیرا وقایع مختلف و متنوعی كه در سطح بین المللی ، مخصوصاً در این ربع قرن اخیر روی داده، جامعه بین المللی را به واكنش واداشته و این واكنش منجر به رویهسازی شده است. كه در این خصوص با تكثر رویه ها مواجهیم.

 

بخش دوم:

حمایت از حقوق کودک در زمان جنگ در پرتو مقررات بین المللی

 

فصل اول :کودکان در جنگ
بیتردید كودكان در تمام مخاصمات مسلحانه به یک صورت آسیب نمیبینند. جنگها بوسیله معضلات متعددی كه پدید میآورند در این زمینه قابل تقسیم میباشند. بعنوان نمونه سربازگیری كودكان و تمام مشكلات ناشی از مشاركت آنان در جنگ در سیرالئون ، اوگاندا و موزامبیک یک مسأله معمول بوده در حالیكه در جنگ بالكان به آن شدت و حدّت نبود، كودكان به دلیل قابلیت تأثیرپذیری و سادگی كه ریشه در سن و وضعیت جسمانی آنها دارد و منجر به عدم توانایی آنان در درك وضعیت و مسئولیت پذیری نسبت به وقایع اطراف و نتایج آن می شود مجنی علیهم و متضررین اصلی جنگها میباشند.
در مخاصمات داخلی عرصه جنگ بصورت كامل مشخص نبوده و مردم در جنگ بصورت مجنی علیه ( قربانیان ) و یا جنگجویان دخیل میباشند. ترسیم خط تمایز در این زمینه اغلب بسیار سخت است مثلاً در مورد كودكسرباز این مسئله به وضوح دیده میشود . خشونت علیه جمعیت غیرنظامی توسط هر دو گروه نیروهای دولتی و غیردولتی امری معمول و و عادی است و بسیار اتفاق میافتد كه شهروندان عادی در لشكركشیها عامداً مورد تهاجم قرار میگیرند. [54]
بنابراین افزایش تلفات غیرنظامیان امر غیرقابل اجتناب است .در جنگ دوم جهانی غیرنظامیان 50% كشتهشدگان را تشكیل میدادند كه اكثراً در بمبارانها صورت میگرفت. با اینحال خانم گراشا مایكل در گزارش سال 1996 در ارتباط با تاثیر جنگ بر كودكان اعلام میكند كه بالغ بر 90% تلفات جنگها غیرنظامیان بوده كه
اكثریت غالب این آسیبدیدگان نیز زنان و كودكان میباشند این در حالی است كه یک قرن پیش از این تنها 5% آسیبدیدگان غیرنظامیان بودند.[55]
در طی دهه گذشته تخمین زده میشود كه درحدود 2 میلیون كودك طی شرایط جنگی كشته و بالغ بر 6 میلیون بصورت جدی زخمی و یا معلول و 20 میلیون كودك بیخانمان شدهاند و این كودكان آواره گاهی مجبور به ترك كشور خود و پناهبردن به كشورهای مجاور میگردند. بعلاوه میلیونها كودك از سوء استفاده جنسی آسیبهای شدید روحی ، سوءتغذیه ، بیماری و اثرات متعدد اجبار به ترك خانه و كاشانه خود ، روبرو هستند . جنگها كودكان را از بسیاری از سیستمهای حمایتی ، خانواده ، آموزش ، بهداشت محروم كرده و بر مشكلات آنان می افزایند.

گفتار اول: کودک سرباز
آمارها نشان میدهد در حدود 300.000 كودك بعنوان سرباز در اقصی نقاط دنیا به كار گرفته میشوند. با اینكه بسیاری از این كودكان بكار گرفته شده در مخاصمات دوران نوجوانی خود را سپری میكنند، لكن رفتهرفته كودكان در سنین پائینتر بصورت مستقیم یا غیر مستقیم[56] بكار گرفته میشوند.
بیتردید توسعه سلاحهای سبك در افزایش شركت كودكان در مخاصمات مسلحانه و سربازگیری كودكان نقش اساسی دارند. بر خلاف سلاحهای قدیمی كه اغلب سنگین ، طاقت فرسا و پیچیده از جهت استفاده بودند، امروزه سلاحها به قدری سبک است كه كودكان به راحتی توانایی حمل و استفاده از آنها را دارند و بنابراین میتوانند با وجود نداشتن فیزیک بدنی شبیه جنگجویان معمولی در مخاصمه مشاركت كنند.
این امر موجب جبران مسئله كمبود نیرو جهت استفاده در گروه جنگجویان دولتی و غیردولتی میگردد. همچنین بر طبق گزارشات ، بسیاری از فرماندهان كودكان را به دلیل اطاعت و حرف شنوی و قابلیت تأثیرپذیری بر بزرگسالان ترجیح میدهند.
كودكان بدلیل عدم آگاهی كامل به حقوق خود جهل نسبت به بسیاری از اهداف واقعی جنگ بسیار آسان تحت تلسط قرار میگیرند و به راحتی میتوان آنها را تبدیل به سربازان بیرحم و خونریز نمود. كودكان بسیار راحتتر به استخدام نیروهای نظامی در میآیند و به آسانی مخاصمه را ترك نكرده و تمایلی به این كار از خود نشان نمیدهند. لازم به ذكر است برخی فرماندهان نظر مخالف داشته و آنها را بدلیل اشتباهات مكرر و رفتار غیراصولی شایسته توبیخ پیدرپی میدانند[57].
كودكانی كه از گروه نژادی و مذهبی و یا قومی خاصی هستند گاهی بعنوان وسیلهای جهت ایجاد مانع، رعب و وحشت و نابودی آن گروه بكار گرفته می‌شوند.جالب است که بدانیم بسیاری از كودكان كه دزدیده شده و مجبور به فعالیت در نیروهای نظامی می‌شوند دختر هستند. این دختران جهت جنگیدن در یک دسته خاص و یا حتی فرماندهی گروه و یا دستهای كه در آن قرار دارنداستفاده شده و در بسیاری موارد جهت ازدواج و بهرهكشی جنسی سربازان اجبار میشوند. آنها اغلب تحت تهاجم جنسی و تجاوز قرار داشته و بسیاری از آنها توسط متجاوزان حامله میشوند. بسیاری از آنها از سوی شوهرانشان یا سربازان به بیماری ایدز مبتلا میشوند. این بهرهكشی گاهی حتی بعد از آزادی یا نجات آنها ادامه دارد. این دختران به ندرت به آغوش جامعه بازگردانده میشوند و به سمت و سوی خودفروشی جهت كسب درآمد سوق داده میشوند.
كودكان همچنین بدلیل گرفتن انتقام خون خانوادهشان بصورت اختیاری وارد نیروهای نظامی میشوند . سایر كودكان جهت دریافت حمایت و همچنین نیازهای خوراك، پوشاك و پول و یا حداقل دریافت اسلحهای كه با آن بتوانند نیازهای خود را تأمین كنند وارد نیروهای نظامی میگردند[58].
آنهایی كه كودكان را به عنوان سرباز استخدام میكنند اغلب خود را مصون از قواعد حقوق بین الملل راجع به بكارگیری افراد زیر 15 سال، تلقی میكنند. ارائه آمار دقیقی از وضعیت استخدام كودكان در طول مخاصمات مسلحانه كار سختی است و این عمل با مانع دیگری به دلیل رشد كودك سرباز و ورود او به سن بزرگسالی در دوران جنگ پیچیدهتر میشود. این عمل آمیخته با فقر اطلاعاتی راجع به سن و تولد و ثبت آن ، سوء تغذیه و رشد كودكان كه موجب سختتر شدن امكان برآورد سن كودك میشود مواجه است. كودكانی كه زمانی در مخاصمه شركت داشتهاند یا درگیر آن بودهاند، خطرات متعددی از قبیل جسمی ، روحی و روانی ، اجتماعی ، احساسی مواجه میشوند و بسیاری از آنها به زمان طولانی و كمكهای فراوان جهت فائق آمدن بر مشكلاتشان نیازمند هستند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
توسعه حقوق در حمایت از كودكان و استفاده از آنها در مخاصمات
از جمله اولین اقدامات در مسیر توسعه حمایت از کودکان ایجاد محدودیت سن 15 سال برای ورود به نیروهای نظامی بود که در پروتكل های الحاقی 1977 ژنو تشریع گردید[59].
این اولین باری بود كه بحث سربازگیری و بكارگیری كودكان توسط راهكارهای الزام آور حقوق بین المللی مورد خطاب قرار گرفته است. سپس كنوانسیون ملل متحد در ارتباط با حقوق كودك 1989استاندارد حداقل سن 15 سال برای استخدام در نیروهای نظامی را بیان کرده است. متاسفانه ماده 38 همچنین این امر را كه كودكان بین 15 تا 18 سال كه توسط مقررات و قواعد منع سربازگیری می توانست كاملاً محدود گردد را وانهاده است برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

د انجام موفق وظایف پیش بینی شده را حائز باشند.
سیاست مزبور بعنوان نمونهای قابل اعمال در نیروهای پلیس و ارتش در سراسر جهان بوده و اطمینان حاصل می گردد كه ملل متحد از نیروهایی بهرهمند میگردد كه هنگام انجام وظایف خود برترین استانداردهای سازمان را رعایت میكنند لازم به یادآوری است كه نیروهای پلیس و ناظران نظامی حداقل می بایست 25 ساله باشند.
قطعنامه [67]1379 ملل متحد بصورت ویژه از دبیر كل در خواست كرد تا لیست كاملی از كلیه طرفین مخاصمانی كه در حال بررسی شورای امنیت است و یا در آینده به توصیه مجمع عمومی مقرر است بر طبق ماده 99 در شورا مطرح شود و بعنوان تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی تلقی میشود و در آن از كودكان استفاده می‌شود را تهیه كند. بر طبق ماده99 در پاسخ به این درخواست سومین گزارش دبیر كل در خصوص كودكان و مخاصمات مسلحانه شامل اسامی 23 عضو شامل هر دو گروه دولتها و شورشیان در پنج عرصه مختلف مخاصمه نظیر افغانستان ، بروندی ، كنگو ( جمهوری دموكراتیک ) مطرح بود. گزارش دبیر كل شامل كشورهای دیگری نیز می شد كه موضوع آنها در صحن شورا مطرح نبود لكن از كودك سرباز استفاده می كردند.
نماینده ویژه در امور كودكان و مخاصمات مسلحانه انتشار این گزارش را بعنوان یک اقدام ابتكاری و سنت شكن تلقی كرد و اقدام كرد. این اقدام شروع یک رویه سیستماتیک در زمینه روشنگری و گزارش رفتار متخاصمان در طور مخاصمه با كودكان است. وی همچنین ابراز امیدواری كرد تا معرفی و شناسایی طرفین مخاصمه ای كه در آن حقوق كودكان نقض می شود و به تشویق دولتها و طرفهای درگیر جهت رعایت این حقوق كمك نماید.
در قطعنامه دیگرش را امنیت از دولتها و طرفهایی كه نام آنها در لیست 1379 آمده است خواسته شده تا موانع لازم برای جلوگیری از بكار گرفتن كودكن در جنگ را بنماید[68]. شورای امنیت قصه خود دائر بر اتخاذ اقدامات مناسب جهت هدف قرا ردادن یكموضوع در گزارش آتی در صورتی كه مشخص شود طرفین درگیر اقدامات لازمه را اتخاذ نكرده اند ، اعلام كرد.

پیشرفتهای منطقهای
در سطح منطقهای شاهد آن هستیم كه منشور ، آفریقا راجع به حقوق و رفاه كودكان مصوب 1990 كودك را تمام افراد زیر 18 سال معرفی كرده و كلیه دولتهای عضو را موظف به رعایت قواعد حقوق بشر دوستانه در ارتباط با كودكان و عدم سربازگیری آنان كرده است [69]. بعلاوه در 1999 كنفرانس ،آفریقایی جهت بررسی وضعیت كودك سراباز برگزار شده و اعلامیه ما پوتو راجع به استفاده از كودك سرابز را صادر كرد.
این اعلامیه نیز خواستار تمام استفاده از كودك را زیر 18 سال بعنوان سرباز گردید.
سازمان كشور های آمریكایی نیز در این زمینه قطعنامه ای در ماه می سال 2000 تصویب و كشورهای عضو خود را دعوت به رعایت حقوق بین المللی بویژه پروتكل الحاقی راجع به شكت كودكان در مخاصمات مسلحانه و كنوانسیون 182 سازمان بین المللی كار نمود.
شورای اروپا همچنین نگرانی خود را نسبت به استفاده از كودكان د رمخاصمات مسلحانه بارها اعلام نموده است.
بنابراین مشخص می گردد رشد اقدامات منطقه ای بخش قابل توجهی از روند ممانعت از نقض حقوق كودك در جنگ را تشكیل داده و پاسخی به كسانی است كه فكر می‌كنند این یک مسئله نسبی فرهنگی و مرتبط به امور داخلی بوده و می بایست از طریق استاندارهای ملی به نظم در آید.

گفتار دوم:کودکان آواره و پناهنده
بخش اعظمی از پناهندگان در مخاصمات اعم از بین المللی و داخلی را کودکان تشکیل میدهند. این پناهجویان کوچک ممکن است به همراه خانوادهشان و یا به تنهایی از خانه و کاشانهشان بدور افتاده و در جستجوی سرپناهی برای خودشان باشند. آنچه در ذیل میآید جستاری است در جهت حمایت از این کودکان.

تعریف پناهنده
واژه پناهنده معمولاً كم و بیش به افرادی اطلاق میشود كه در حالت گریختن بویژه از صحنههای درگیری میباشند ، هر چند این افراد شامل مفهوم خاص حقوقی پناهنده نباشند.
مفهوم پناهنده درکنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگان مصوب 1951 :
این كنوانسیون منبع اصلی تشخیص افراد تحت شمول تعریف پناهندگی و حقوق آنها و تكلیف كشور میزبان میباشد.كنوانسیون مزبور در پاسخ به بیخانمانیهای وسیع مردم در طول جنگ دوم جهانی تهیه گردید. این كنوانسیون به مباحث رویداده در قبل از سال 1951 پرداخته است . با اینحال بدلیل نیاز به تداوم حمایت از افراد بی خانمان پروتكل 1967 پناهندگان محدوده زمانی مذكور در 1951 را ازمیان برداشت و بدین ترتیب كنوانسیون نسبت به هركس كه معیارهای پناهندگی را داشته باشد، فارغ از زمان پناهندگی وی ، اعمال میشود برای كسب وضعیت حقوقی حاكم بر پناهندگی معیارهای خاص آن میبایست وجود داشته باشد. كنوانسیون 1951 پناهندگان، پناهنده را افرادی تعریف میكند كه :

در خارج از كشور خود بسر ببرد.
ناتوان از بهرهمندی از حمایتهای دولت متبوع و یا بیتمایل نسبت به بازگشت به كشور خود باشد.
چنین ناتوانی و یا عدم تمایل مربوط به ترس از تعقیب و محاكمه باشد[70].
تحت تعقیب به دلیل مسائل نژادی ، مذهبی ، ملیتی ، عضویت در یک گروه اجتماعی یا سیاسی خاص باشد.
جالب توجه اینکه تعریف مزبور ، میان كودك و بزرگسال تمایزی ایجاد نمیكند و
شامل گریختن از درگیری بین المللی و یا داخلی نبوده و اكثراً افرادی كه از مخاصمه فرار میكنند معیار فوق را بصورت كامل حائز نمیشوند . با اینحال زمانی كه مخاصمه یا اشغال منجر به تعقیب گروه های متعددی میگردد كه این گروه ها بیتمایل و ناتوان از بهرهمندی از حمایتهای دولت متبوع و یا حمایتهای دولت حامی در زمان اشغال باشندمیتوان آنها را بعنوان پناهنده تلقی نمود.
در مواردی كلیه اعضای گروهی كه بصورت جمعی بیخانمان شدهاند میتواند بعنوان پناهنده تلقی شود. در شرایط اضطراری چنین موانعی تشخیص موردبهمورد وضعیتهای افراد را بعنوان پناهنده سخت و دشوار میكند. گاهی جهت امكان فراهم ساختن کمکهای موردنظر شناسایی گروهی افراد صورت میگیرد كه منجر به پذیرفتن افراد گروه بعنوان پناهنده در همان نگاه اول میگردد.

 

نظر دهید »
ارائه مدلی برای تعیین ارزش مسافران در بستر الکترونیکی در صنعت حمل¬ونقل هوایی- قسمت ۱۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

با توجه به شکل۲- ۱۵، بهترین دسته از مشتریان، مشتریانی هستند که هم SOW و هم SW آن‌ ها زیاد باشد. این مشتریان، مشتریانی هستند که حجم خرید آن‌ ها در یک محصول خاص بالا بوده و درصد بالایی از خرید خود را نیز را از شرکت/برند موردنظر خریداری می­ کنند؛ در اینصورت می­توان اظهار داشت که این دسته همان مشتریان باارزشی بوده که شرکت بایستی تلاش خود را برای حفظ آنان بکار گیرد. در مقابل، مشتریانی که SOW و SW پایینی دارند، قرار دارند که به دلیل پایین بودن این دو معیار در این دسته، شرکت برنامه و استراتژی خاصی برای آن‌ ها در نظر نمی­گیرد. دسته سوم از مشتریان، مشتریان با SOW بالا و SW کم می­باشند. این دسته از مشتریان هدف اصلی شرکت در فرایند جذب می­باشند. این مشتریان، مشتریان بالقوه­ای می­باشند که احتمالاً با شرکت/برند موردنظر آشنایی نداشته و به همین دلیل سهم شرکت از سودآوری آن‌ ها ناچیز است. استراتژی­ های اصلی در برخورد با این دسته از مشتریان، فروش متقاطع و فروش بیشتر است. دسته آخر مشتریان، مشتریان با SOW کم و SW بالا می­باشند که علیرغم وفادار بودن به شرکت/برند موردنظر ولی از پتانسیل خرید کمی برخوردار هستند. شرکت­ها ضمن تلاش در جهت حفظ مشتریان این دسته و جلوگیری از رویگردانی آن‌ ها بایستی برای آن‌ ها نیاز تراشی کنند. منظور از “نیاز تراشی” ایجاد حس نیاز به محصولات/خدمات در مشتری از طریق تبلیغات است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ارزش گذشته مشتری(PCV)

در این مدل، ارزش مشتری بر اساس میزان مشارکت گذشته وی در سودآوری شرکت تعیین می­ شود. ازآنجاکه دریافت خدمات در دوره­ های زمانی مختلف و با هزینه­ های مختلف بوده است، لذا بایستی میزان درآمدهای حاصل از هر مشتری به زمان حال آورده شده(شکل۲- ۱۶) و سپس بر اساس ارزش فعلی مشتریان دسته­بندی شوند. مبنای عملکرد این روش آنست که عملکرد گذشته­ی مشری را ملاکی بر سطح سودآوری آتی وی در نظر می­گیرد. روش محاسبه [۸۴]PCV در رابطه ۲-۳ نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

(۲-۳)

در رابطه ۲-۳، i اندیس نمایشگر مشتری، r نرخ تورم سالیانه، N تعداد دوره­ های زمانی از قبل تا حال است و سهم ناخالص شرکت از تراکنش i است.

 

 

 

 

 

شکل۲- ۱۶ مدل PCV

مشکل روش PCV آنست که تصمیم مشتری به فعال ماندن در آینده و هزینه مورد انتظار نگهداری مشتری در آینده را در نظر نگرفته است[۷۹].

 

مدل RFM

مدل تعیین ارزش RFM، یکی از رایج­ترین و محبوب­ترین مدل­های تعیین ارزش و وفاداری مشتریان است که اولین بار توسط هوگز[۸۵] [۸۵]، ارائه‌شده است. این مدل استراتژیک برای تعیین ارزش مشتریان از ترکیب ۳ فاکتور تازگی[۸۶]، فرکانس[۸۷] و مقدار پولی[۸۸] استفاده می­ کند. متغیر تازگی اشاره به مدت زمان سپری‌شده از آن آخرین خرید مشتری دارد. متغیر فرکانس بیان‌کننده میزان تعاملات مشتری با شرکت در یک دوره زمانی خاص است و متغیر مقدار پولی میزان پول خرج شده توسط مشتری در طول یک دوره زمانی مشخص است[۸۶].
هدف اصلی مدل RFM، دسته­بندی مشتریان بر اساس ارزش R، F و M آن­هاست. برای دستیابی به این هدف، سه روش مختلف در مطالعات اخیر مورد استفاده قرار گرفته است[۸۷]. در ادامه این روش­ها مورد بررسی قرار گرفته است.
در روش اول، ابتدا متغیر R بصورت صعودی و متغیرهای F و M بصورت نزولی مرتب می­شوند و سپس به هر مشتری یک رتبه تخصیص داده می­ شود. در این روش ابتدا مشتریان بر اساس تازگی خرید و بصورت صعودی مرتب می­شوند و سپس کل مشتریان به ۵ دسته یکسان تقسیم ­بندی می­شوند. سپس به هر یک از دسته­های ایجاد شده یک شماره از ۱ تا ۵ اختصاص می­یابد(۱: مشتریان با کمترین مقدار R 5: مشتریان با بیشترین مقدار R). همین روند برای سایر متغیرها(F و M) نیز انجام می­ شود. در انتها هر یک از مشتریان دارای یک کد ۳ رقمی بوده که ارزش آن‌ ها را در مقایسه با سایر مشتریان نشان می­دهد. مشکل این روش عدم امکان تولید تعداد مشتریان برابر در هر دسته است که این محدودیت ریشه در وابسته بودن متغیرها به هم دارد[۱۰]. نکته حائز اهمیت در این روش، ترتیب انتخاب متغیرهاست. تقدم هر یک از متغیرهای R، F و M در صنایع مختلف، متفاوت می­باشد. یکی از روش­های معتبر در تعیین اولویت متغیرها، استفاده از میزان افت نرخ پاسخ­دهی مشتریان است. برای تعیین میزان افت نرخ پاسخگویی می­توان پس از تعیین کد مشتریان در هر دسته(اختصاص کد ۱ تا ۵) درصد مشتریان در هر دسته را تعیین کرده و نمودار آن را ترسیم نمود. سپس با در نظر گرفتن شیب هر یک از نمودارها، متغیرها را بر اساس شیب نمودارهایشان بصورت نزولی مرتب کرده و فرایند دسته­بندی را انجام داد[۱۰]. علت استفاده ازاین‌روش آنست که هر چه شیب نمودار بیشتر باشد، جداسازی مشتریان باکیفیت بالـاتری انجـام مـی­شود. بـا توجه به شکل۲- ۱۷، تـرتیب دسته­بندی مشتریـان بر اساس R و F و M است(R≻F≻M).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Customer Response Rate %
Monetary Frequency Recency

شکل۲- ۱۷ نحوه تعیین میزان افت نرخ پاسخ دهی(منبع:[۱۰])
راه­حل رهایی از مشکل “عدم امکان تولید تعداد مشتریان برابر در هر دسته”، استفاده از روش RFM سلولی است. در این روش که شمای کلی آن در شکل۲- ۱۸ نشان داده شده است، پس از مرتب­سازی مشتریان بر اساس تازگی خرید، مشتریان به ۵ دسته مساوی تقسیم می­شوند. در مرحله بعد، مشتریان موجود در هر یک از ۵ دسته ایجاد شده در مرحله قبل، بر اساس تعداد خرید(F)هایشان مرتب شده و به ۵ دسته تقسیم شده و یک کد دریافت می­نمایند. در مرحله بعد هر یک از ۲۵ دسته ایجاد شده در مرحله قبل، بر اساس M بصورت نزولی مرتب شده و با تقسیم شدن به ۵ دسته، ۱۲۵ دسته نهایی را تشکیل می­دهند[۱۰].

 

 

 

 

 

شکل۲- ۱۸ شمای کلی RFM سلولی

در هر دو روش قبل که مورد بررسی قرار گرفت، وزن هر یک از متغیرها یکسان در نظر گرفته شده است. برخلاف نظر هوگز که معتقد بود وزن هر ۳ متغیر R و F و M باهم برابر است، نظر دیگری وجود دارد که در آن پیشنهاد شده است تا وزن هر یک از متغیرها متفاوت و بر اساس صنعت مورد مطالعه تعیین شود. بر اساس این نظریه، مدل کلاسیک RFM تغییر کرده و مدل RFM وزن­دار[۸۹] معرفی گردید. در روش WRFM، ارزش هریک از مشتریان بر اساس رابطه ۲-۴ محاسبه و تعیین می­ شود.

 

 

 

 

 

 

 

۲-۴

در رابطه ۲-۴، ، و اوزان هریک از متغیرهای R و F و M بوده که با بهره گرفتن از تکنیک­های رگرسیون تعیین می­شوند. با بررسی مطالعات انجام‌شده، می­توان عنوان کرد که، پرکاربردترین روش­های تعیین اوزان متغیرهای RFM عبارتند از: AHP، Topsis و روش­های فازی آن‌ ها.
مدل RFM برای دسته­بندی و تعیین ارزش مشتریان مورد استفاده قرار می­گیرد. درواقع، RFM تنها ارزش مشتریان را محاسبه و تعیین می­ کند؛ اما توانایی تمیز دادن دسته­ی باارزش مشتریان را از سایر دسته­ها ندارد. برای تعیین مشتریان باارزش از مفهوم اندیس سربه­سر[۹۰](BEI) استفاده می­ شود. BEI در رابطه ۲-۵ نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق محف

 

نظر دهید »
بررسی اساطیری ایزدان آتش در دین‌های هندوایرانی۹۳- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

واژه ag-ni احتمالاً از ریشه سنسکریت aj به معنی هدایت کردن (ájāmi, Lat. Ago Gk. ἄϒω)، گرفته شده، به معنی «چابک، فرز»، این اشتقاق، با توجه به واژه agility در زبانهای انگلیسی به معنای چابکی و با اشاره به تندی و چابکی عنصر آتش، در نظر گرفته شده است (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۹) چنان که آتش به سرعت شعله می‌گیرد و به چابکی می‌سوزاند و پیش می‌رود.
اگنی، در زبان هندی به معنای «آتش» است، معادل آن در لاتین ignis، و به زبان لیتوانی ugni و اسلوانی ogni است. در میان پارسیان هند و در کردی واژه‌ی «اگیاری» به معنای آتشدان هنوز وجود دارد. (گریسولد، ۱۹۷۱، ص ۱۵۲)
اگنی علاوه بر این که به صورت یک ایزد آسمانی و نیروی تولید نسل و افزاینده‌ی کیهان نمایان می‌شود، ارتباط تنگاتنگ با سرچشمه و رشد گیاهان و زندگی حیوانات دارد. یعنی با زندگی زمینی. این اگنی زاینده و مولد، در عین حال، اگنی اقتصادی نیز هست. او به دلیل افزایندگی‌اش در هستی، ارتباط تنگاتنگی با شرایط اقتصادی زندگی انسانها می‌یابد چرا که اگر آتش را در گیتی، شرط لازم برای حیات و رشد هم گیاهان، هم سبزیجات و هم حیوانات بدانیم، آنگاه این آتش به عنوان تأمین کننده‌ی خوراک، دارایی و ثروت، رفاه و خوشبختی انسان بسیار با ارزش خواهد بود. (همان، ص ۱۵۴) با این که او در ظاهر، نور و حرارت پدیدار در هستی است، اما مفهومی فراتر دارد، او ماده‌ی زیربنایی همه چیز است. اگنی در واقع انرژی آتش است. (گوندا، ۱۹۸۳، ص ۲۶)
عکس مرتبط با اقتصاد
او خدای با اهمیتی است، فرزند دیائوس، پدرخدایان و پریتهوی مادرخدایان است. او ایزدی جوان و در همان حال پیر است. او مداوماً برای بزرگداشت یا پرستش خدایان خوانده می‌شود. حتی خودِ خدایان، سه بار در روز می‌باید اگنی را نیایش کنند. اگنی تنها ایزدی است که جایگاه او هم درمیان زمینیان و هم در جامعه‌ی خدایان منحصربفرد است.
وی نخستین قربانی کننده به شمار می‌رود و پیرترین آنان است، او کامل کننده‌ی آیین و مراسم قربانی است، آن را بهبود و کیفیت می‌بخشد. با نیروی اسرارآمیز خود، پیشکش‌ها را خوشبو می‌کند، و از پیشکش‌ها مراقبت می‌کند تا به خدایان برسند. او پدر، شاه، قانونگذار، ناظر و اداره‌کننده‌ی مراسم قربانی است. (بهار، ۱۳۷۶، ص ۴۷۸ و مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۷)
در دوران بعد از ودا نیز این ایزد به قوت خود باقی مانده و اهمیت آن در قربانی همچنان مورد توجه نویسندگان متون مذهبی بوده است چنان که اگنی را با هفت زبان که هر زبان نام ویژه‌ای دارد، برای لیسیدن روغن قربانی تصویر کرده‌اند، زبانها یا همان شعله‌های هفتگانه‌ی آتش عبارتند از:
۱٫ کالی (Kāli به معنی سیاه یا آبی سیاه رنگ)
۲٫ کرالی(Karali به معنی وحشتناک)
۳٫ منوجوا (Mano-Java به معنی سرعت فکر یا سرعت انتقال)
۴٫ سلوهیتا (Sulohita یعنی قرمزرنگ)
۵٫ سدهومرا ورنا (Sadhumra-varna) یا سدهومرا (Sadhumra یعنی پوشیده شده یا احاطه شده با دود)
۶٫ سپهولینگین (Sphulingin یعنی جرقه)
۷٫ وشوروچی (Višva-Ruci به معنی تمام درخشان).
و یا در حماسه مهابهاراتا، اگنی به صورتی توصیف شده که در اثر بلعیدن نذور زیاد، نیروی خود را از دست داده و مایل است که تمام جنگل کهاندوا (Khāndava) را نیز بخورد تا نیروی خویش را بازیابد، ولی ایندرا مانع وی می‌شود، اگنی سرانجام با کمک کریشنا و ارجان، ایندرا را می‌فریبد و مقصودش را انجام می‌دهد. (جلالی نایینی، ۱۳۷۲، ص ۸۴)
درباره‌ی اگنی گفته شده که او بسیار زایش دارد، و در مکانهای بسیاری متولد می‌شود. این توصیف، در درجه اول، برمی‌گردد به شمار زیاد آتشهایی که در آتشگاه‌های زمینی و در میان مردم، روشن می‌شده است. چنان که در ذهن انسان دوران ودایی هر جا آتشی می‌افروختند گویی اگنی در آنجا متولد شده است.
با آگاهی از سه آتشی که هندیان می افروختند[۱۴]، طبیعی است که در سرود‌های مربوط به اگنی، این جمله را بسیار ببینیم؛ «او، در همه خانواده‌ها، خانه‌ها، اقامتگاه‌ها و معابد ساکن است. » او در خیلی جاها، به وجود آمده و بدن‌های زیادی دارد. در خیلی جاها پراکنده شده، او یکی است و شاه است. در خیلی جاها افروخته شده، ولی فقط یکی است. بقیه آتش‌ها به او متصل و پیوست هستند، مانند شاخه‌های یک درخت. بنابراین او می‌تواند با اگنی‌ها نیایش شود یا با همه اگنی‌ها. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۴) بنابراین، از این منظر، تعدد او ارتباطی با اسطوره‌ی زایش او ندارد و تنها به تعدد وجود او در زمین وابسته است. اما نکته‌ی دیگری که ارزشمند است، اشاره به ذات الهی آتش در باور هندیان در این قبیل سرودها است. با این که در هر خانه و معبدی آتشی افروخته است و این یعنی هزاران آتش در جهان، اما ذات او یکی است و همه این آتشها به او وصل هستند یعنی ذات و اصل و ریشه آنها از همان منشا الهی است که در باور ایرانیان نیز نور اورمزدی است و همه آتشها از این گوهر الهی نیرو و توان می‌گیرند. باور به این وحدت آتش، در میان دیگر اقوام و ملل و حتی در دوره‌های جدیدتر نیز دیده شده است. چنانکه در هنگام مراسم آتش افروزی های‌ آیینی، اگر کسی در آن حوالی، آتشی در خانه‌اش روشن می‌کرد، آتش اضطرار هرگز روشن نمی‌شد، این رسم ظاهراً حاکی از آن است که آتش را دارای وحدتی می‌دانسته‌اند که پس از روشن شدن در هم شکسته می‌شود و به تکه‌های جداجدا تقسیم می‌شود و در جاهای مختلف قرار می‌گیرد به همین جهت برای حفظ تمامیت آن و در اختیار گرفتن تمامی قدرتش، بایستی فقط در یک جا آن را بر‌افروخت، زیرا به این صورت آتش با نیروی سرشار و پر‌توانی می‌سوزد و شعله می‌کشد که از آتش‌های فرعی و کوچک درون اجاقهای دهکده که اکنون به خاطر آن آتش خاموش شده‌اند ناشی می‌شود. نیز شاید خاموش کردن آیینی همه‌ی آتشهای قدیم در مناسبت‌های دیگر که غالباً لازمه‌ی مراسم است، و مقدمه‌ی برافروختن آتش متبرک جدید محسوب می‌شود تا حدودی توضیح دهد. مثل خاموش کردن آتشهای خانگی، هنگام آتش افروزی جشن «بلتین[۱۵]» در ‌هایلندز اسکاتلند. (فریزر، ۱۳۹۲، ص ۷۵۶)
۱-۲-۲- ویژگی‌های ظاهری
یکی از روش‌های بارز ودا و متون کهن، توصیف ایزدان به شکل انسانی است. از همان زمان که انسانها برای پدیده‌های طبیعی قدرتی مافوق انسانی را متصور شدند و زندگی و مرگ خود را در دستان آنها دیدند، درواقع برای آنها شخصیتی ایزدی متصور شدند و با گذشت زمان این شخصیت ایزدی، به انسان شبیه‌تر شد. از سوی دیگر، برای ستایش یک ایزد، مجبور به توصیف خوبی‌های او بودند و برای ملموس‌تر شدن ذات این خدایان، آنها را با پدیده‌های قابل وصف پیرامون خود توصیف می‌کردند. در مورد شخصیت اگنی، همانطور که نامش معنای رایج واژه‌ی آتش است، ریخت شناسی و شکل ظاهری فیزیکی‌اش نیز بدوی است، روند شخصیت‌بخشی برای اگنی، بسیار آغازین است و طرح انسانوار زیادی به خود نپذیرفته است، شاید به دلیل حضور همیشگی‌اش در میان انسانها، او را با همان ویژگی‌های رایج و ملموس آتش‌گونه، که می دیدند، درک کرده بودند.
بخش‌های مختلف بدن او به وضوح، با استعاره‌هایی از آتش زمینی به خصوص آتشی که در شکل آتش قربانی ظاهر می‌شود، توصیف شده است. چهره‌اش، موها و زبانش که بی‌شک همان شعله‌های آتش هستند، دندانها، سَر و دیگر اعضای بدنش در سرودهای بسیاری، نمودی از عملکرد ذاتی آتش و یا عملکرد او در کار قربانی، می‌باشد.
او پشت‌روغنی است، روغنین چهره، و زیبا زبان است. او چرب مو، شعله مو، یا کهربایی مو است و ریشِ کهربایی رنگ دارد. او زبانِ تیز یا سوزنده، دندانهای طلایی یا درخشنده، و دندان آسیای آهنین دارد. در ماندلای اول، سرود ۵۹ می‌گوید: با آرواره‌ی آتشین، با نیرویی از باد گرفته، به سوی چوب، شعله‌ور می‌شود. (گریسولد، ۱۹۷۱، ص ۱۵۲)
یک بار، بدون پا و بدون سر توصیف شده است، (مکدانل ۱۹۷۴، ص ۸۸) شاید چون به سختی می‌توان بخشی از آتش را به سر یا به پا تشبیه کرد، قطعاً نه به سادگی تشبیه زبان و مو که به شعله شبیه‌تر هستند. به همین دلیل، معمولاً زبان او در توصیفات، بیش از دیگر اندامها، الهام بخش بوده است.
در جای دیگر نیز گفته شده او سری سوزان یا شعله‌ور دارد. او با سه سر و ۷ پرتو، به همه‌ی جهات روی می‌چرخاند. همچنین او سه زبان یا هفت زبان دارد، اسبهایش هم ۷ زبان دارند. بعدها به هر یک از این سه زبان یا ۷ زبان نامی داده شد که پیشتر بر شمردیم[۱۶].
در ماندلای سوم، سرود ۲۶، بند ۷، کره (یا پیه)، چشم اگنی دانسته شده است، چشم نیز به دلیل این که نمادی از روشنی در وجود انسان است، می‌تواند برای توصیفات شاعرانه ودایی مورد توجه باشد، چنانکه گفته شده است، او چهار چشم است، هزارچشم و هزارشاخ است. البته واژه‌ی «هزارچشم» صفتی است که معمولاً به طور عمومی برای تاکید بر کنترل و نظارت مداوم خدایان استفاده می‌شود و نشان می‌دهد که هیچ چیز از چشمان آنها دور نمی‌ماند. نمونه‌های آن در اوستا هم بسیار است و در مورد ایزدانی چون میترا و اردویسور اناهیتا به کار رفته است. در مورد اگنی هم که خدای حاضر درمیان انسانهاست، نظارت بر اعمال و رفتار آنها، از خویشکاری‌های مهم او به شمار می‌آید.
او هدایای بسیاری را در دستانش برای مردم می‌آورد. او کماندار خوانده شده است، یا با کمانداری که شعله‌اش را همچون تیغه‌ی آهنی تیز می‌کند، مقایسه شده است. در این تشبیه، حرکت سریع آتش در سوختن اجسام، به پرتاب تیر از کمان، مانند شده است.
او اغلب به جانوران مختلف هم تشبیه شده است. اما، همچنانکه همیشه عملکرد او بیش از ظاهرش در شخصیت‌بخشی به او موثر بوده‌است، این تصویرسازی‌های جانوری هم بیشتر یادآور خویشکاری‌های او هستند تا شکل ظاهری او. اگنی معمولاً گاو نامیده می‌شود. گاوی نیرومند با گردن تنومند. آن‌چنان غرش می‌کند، که دانه‌ها فراوان می‌شوند، و شاخهایش از او محافظت می‌کنند. شاخهایی دارد که تیز می‌کند و تکان می‌دهد و به دام انداختن او را مشکل می‌کنند. بارها هنگام تولد، از او با نام گوساله یاد کرده‌اند.
گاهی هم او را با اسب مقایسه کرده‌اند، یا مستقیماً، او را اسب خوانده‌اند. دُمش را که مانند اسب افشان می‌کند، قطعاً همان شعله آتش است. (همان، ص ۸۹) در ماندلای اول، سرود ۲۷، بند ۱، آمده: «درازدم همچون اگنی»، روشن است که شعله‌هایش در حال پیشروی هنگام سوختن، به حرکات و رقص دم اسب تشبیه شده است. (گریسولد، ۱۹۷۱، ص ۱۶۵)
وقتی با قربانی کردن، پاکسازی و تطهیر می‌شود به «اسب داماد‌شده» یا «اسب آراسته‌شده» تشبیه می‌شود. اسبی است که او را اهلی کردند. قربانی‌کنندگان، او را مانند اسب، هدایت کرده، برمی‌انگیزند و به حرکت وامی‌دارند. اینها توصیفاتی از ریختن چربی در آتش است که به ناگهان آتش شعله می‌گیرد و گویی تحریک و برانگیخته شده است. او اسبی است که او را می‌جویند تا رام و هدایت کنند. او مانند اسبی که خدایان را حمل می‌کند شعله‌ور می‌شود و می‌تازد.
اگنی از این‌روی به اسب تشبیه شده است که ابزار حمل کردن خدایان به مراسم قربانی و ابزار رساندن قربانی به آنهاست، همچنین وسیله‌ی فرار از خطر است البته این بخش کمی نمادین است چون در اصل او دور‌کننده و از بین برنده‌ی خطراتی چون، دشمن، جادو، حمله حیوانات وحشی و … است و این دور کردن به فرار تشبیه شده است.
اما بیش از همه، اگنی شبیه پرنده است. او عقاب آسمان و یک پرنده‌ی آسمانی است. هنگام سکونت در آب به پرنده‌ای آبی به نام هَمسا (haṃsa) می‌ماند. او مانند پرنده‌ای که روی شاخه‌های درخت می‌نشیند، چوب‌ها را از آنِ خود می‌کند. که تشبیه زیبایی از سوزانده شدن چوب و هیزم در آتش است.
بال دارد و حرکتش به پرواز پرنده می‌ماند و با یک پرش چابک به سوی خدایان پرتاب می‌شود.
یک بار هم در ماندلای اول، سرود ۷۹، بند ۱، به مار مواج مانند شده است.
این ایزد ودایی در شمار فراوانی از سرودها نیز، با عناصر بی‌جان مقایسه شده است.
همچون خورشید، او مانند طلا است. (ماندلای ۲ و ۷)
وقتی زبانش را بیرون می‌آورد چونان تبر است. او بارها در سرودها، به تبر همانند شده است.
او به خودرو یا گردونه، تشبیه شده است گاهی نیز مستقیما با نام «گردونه» خوانده شده است. گردونه‌ای که ثروت و دارایی می‌آورد و یا در جنگ سهمناک است. بس سزاوار است که او را گردونه‌ای بدانند که ثروت و دارایی می‌آورد، زیرا او خدایان را که بخشندگان اصلی همه‌گونه ثروت و برکت در هستی هستند، به ضیافتی که انسانها، به امید به دست آوردن بخشش و برکت خدایان، برای ایشان برپا ساخته‌اند، می‌آورد.
گویی گردونه‌ای است که توسط دیگران هدایت می‌شود، شاید توسط انسانها برای فرستادن پیشکش‌های آنان به سوی خدایان و برای آوردن خدایان به زمین. ماشینِ باری که به سوی قربانی هدایت می‌شود و بارِ او، خوراک و پیشکش‌های آماده شده برای ساکنان آسمان است.
او حتی با ثروت یا با ارثی که برای انسان به جای مانده است، مقایسه می‌شود.
او نیز مانند دیگر خدایان باید بخورد و بیاشامد. زیرا خدایان هم، چونان آدمیان برای کارهای روزانه خود خوراک لازم دارند و با خوردن، توان و نیروی لازم برای هدایت هستی را بدست می‌آورند. خوراک هر ایزد، متناسب با عملکرد اوست، اگر با عنصری در این جهان پیوستگی داشته باشد، خوراکش چیزهایی است که باعث رشد و افزایش آن عنصر می‌شود. یعنی انسان، برای درک پدیده‌ای ایزدی، پدیده‌ای دنیوی و قابل مشاهده را بسط می‌دهد. خوراک آتش هم چیزی جز سوخت نیست، آتش یا با چربی شعله‌ور می‌شود یا با چوب. این دو، تنها سوخت شناخته شده در آن دوران هستند. چنانکه در ریگ‌ودا آمده:
چوب (ماندلای دوم، سرود ۷، بند ۶) یا پیه (ماندلای هفتم، سرود ۳، بند ۱) خوراک او است، پیه آب کرده، نوشیدنی اوست، او با پیه که در دهانش گذاشته می‌شود، تغذیه می‌شود و یک خورنده‌ی روغن است.
او جنگلها را با دندانهای تیز می‌خورد و می‌جَوَد و یا با زبانش آنها را می‌خورد و سیاه می‌کند. او همه‌جهانخوار است. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۸۹)
با این که خوراک اصلی او پیه است، گاهی همراه با خدایان به نوشیدن سوما نیز دعوت شده است.
یکی از بارزترین ویژگی‌های آتش، روشنایی است، درباره‌ی روشنایی و درخشش اگنی نیز، طبعاً زیاد نوشته شده است. او از درخشش الماس است، از شعله‌ی الماس است، از شعله‌ی روشن، شعله‌ی شفاف، از رنگهای روشن و درخشان است. او ماهیتی طلایی دارد، مانند خورشید نورافشانی می‌کند. اشعه‌ی او مانند پرتوهای سپیده‌دم و آفتاب است، و مانند روشنایی ابرِ بارانی است (اشاره به آذرخش). او حتی در شب، می‌درخشد. مانند خورشید، طلسم تاریکی را با پرتو‌های خویش باطل می‌کند. او ویران‌کننده‌ی تاریکی است و از ورای تیرگی شب، می‌بیند. با برافروختن او، دروازه‌های تاریکی گشوده می‌شود.
وقتی اگنی متولد می‌شود، زمین در تاریکی پیچیده می‌شود و آسمان دیده می‌شود، زیرا او در سپیده‌دم افروخته می‌شود، و با نام «خدای بیدار‌شونده در سپیده‌دم[۱۷]»، خوانده شده است، خدایان دیگر گاهی به طور گروهی این لقب را گرفته اند، ولی او تنها خدایی است که به تنهایی و بدون همراهی خدایان دیگر، با این واژه، نامیده شده است. (همان، ص ۹۰) ریشه‌ی اصلی این توصیف را از سویی در میان سنتهای هندو می‌توان یافت، چرا که در میان هندوان، رسم بر این است که هر صبح پدر خانواده، باید آتش بیافروزد، از سوی دیگر می‌توان این تشبیه را استعاره‌ای از نور خورشید و شباهت آن با روشنایی آتش دانست.
دسته‌ای دیگر از توصیفات پیرامون اگنی، درباره‌ی آثار به‌جای مانده از سوختن جنگلها یا چوب‌ها است. این گروه از توصیفات، بسیار زیبا و خلاقانه است. مثلاً «مسیر عبور، گذرگاه و رد پای اگنی سیاه است». «اسبهای او شیار سیاه به جای می‌گذارند.» اینها اشاره به سیاهی چوب‌ها و زغال، پس از سوختن دارد. «باد او را با شتاب به سوی چوبها می‌راند، به جنگلها وارد می‌شود و موهای زمین را کوتاه می‌کند، مانند آرایشگری که ریش را می‌زند، زمین را اصلاح می‌کند.» (همانجا) تصویری که اینجا نقش می‌شود، تصویر یک علفزار یا جنگل سوخته است که از درختان و گیاهان آن، تنها بُنِ ساقه‌های آنها باقی مانده است.
شعله‌هایش همچون موج‌های خروشان دریاست. صدایش شبیه باد یا تندر بهشت است. او می‌غرد مانند تندر دیائوس یا یک شیر. هنگام وارد شدن میان درختان جنگل، مانند گاوی فریاد می‌کشد. هنگامی که جرقه‌های نابود‌کننده‌ی او بر علفزار می‌افتد، پرندگان از صدایش وحشت‌زده می‌شوند. صدایش چون آوای یک ارتش آزاد شده، یا تیری رها شده از آسمان است. (همانجا) صدای ناشی از سوختن و به اصطلاح امروزی، «گُر گرفتن»، در همه‌ی حالتها توصیف شده؛ صدای آتش عظیمی که در جنگل افتاده چون غرش گاو یا شیر یا موج خروشان است و صدای ریز و ظریف جرقه‌ها که صدایی کوتاه و ناگهانی است، به صدای پرتاب تیر مانند شده است. همین صداست که به منزله‌ی آوایی است که خدایان را صدا می‌زند تا بر خوان خوراکی که انسانها پیشکش کرده‌اند، حاضر شوند.
اگنی به سوی بالا شعله‌ور می‌شود. شعله‌هایش، به کمک باد، به سوی بالا رانده و به آسمان پرتاب می‌شوند. (همانجا) باد به سبب دمیدن اکسیژن در آتش، یکی از عوامل شعله‌ور شدن و گُر گرفتن آتش است. پدیده‌ی علمی ساده‌ای که شاید مردم در آن روزگاران هنوز نمی‌شناختند، اما از این توصیفات دقیق، برمی‌آید که انسانِ آن دوران به خوبی این فرایند را هنگامی که باد، آتش را به سرعت گسترش می‌دهد، مشاهده کرده و شاید حتی در این فرایند، بسیار هم آسیب مالی و جانی دیده باشد.
موجِ دود و شعله‌اش دست نیافتنی است، و قابل گرفتن نیست. دود قرمز رنگی که به سوی آسمان بالا می‌رود. دودِ او در آسمان پخش می‌شود، با دودِ خود از آسمان حمایت می‌کند. او مرزهای آسمان را با تاجش (=شعله‌اش) لمس می‌کند و با پرتوهای خورشید می‌آمیزد. با زبان خود، بهشت را در بر می‌گیرد و به سوی آبهای جاری در بهشت می‌رود، به سوی آبهای فضای روشنِ بالا و پایین خورشید. این آبهای فضای روشن که در بالا و پایین خورشید قرار گرفته‌اند، همان آبهای درون ابرها هستند که با جرقه‌ی آذرخش تبدیل به باران می‌شوند. اگنی Divodāsa[18] در مسیری از سمت مادر زمین به سوی خدایان گسترش یافته و بر لبه‌ی آسمان می‌ایستد. یکی از لقب‌های تکراری و پرکاربرد اگنی، «دودنشان[۱۹]» است. (مکدانل، ۱۹۷۴ ص۹۰)
اگنی نیز مانند همه‌ی خدایان مهم دنیای کهن، گردونه و ارابه‌ای دارد. ویژگی اصلی ارابه‌ی خدایان این است که ظاهر هریک به نوعی نشانگر ذات یا خویشکاری مالک آن است. نوع و ظاهر جانوری که ارابه را می‌کشد نیز از همین قوانین پیروی می‌کند. حتی جزئیاتی چون تعداد جانوران، تعداد چرخ‌ها، شکل آنها، جنس و رنگ نیز از قلم نمی‌افتد. اگنی نیز روی یک گردونه‌ی نورانی و شعله‌ور حمل می‌شود. روی گردونه‌ای نورانی، روشن، درخشان، الماس‌گون، برجسته، طلایی، و زیبا. با دو اسب یا بیشتر، که آنها نیز چون خود اگنی، پشت روغنی هستند، سرخرو[۲۰]، کهربایی و سرخرنگ هستند، همرنگ خودش، زیبا، همه‌گونه شکل[۲۱] فعال و پیش‌رونده با باد هستند. (همانجا) نیروی محرکه‌ی گردونه‌ی او، باد است، چنانکه قبلاً نشان دادیم که باد چگونه باعث پیشروی آتش می‌شود.
۱-۲-۳- زایش‌های گوناگون
در باور پیشینیان هند‌و‌اروپایی، خدایان هم، چون انسانها، دارای خانواده، پدر، مادر و فرزند بوده‌اند و با داستانی اسطوره‌ای که تحت تاثیر عملکرد و ویژگی‌های هر ایزد بوده است، به دنیای خدایان پای می‌گزاردند. این افسانه‌های اساطیری، بیش از همه در میان خدایان اروپایی و معبد المپ دیده می‌شود. خدایان باستانی روم و یونان که زیر پرچم زئوس بزرگ در دنیای خدایان زندگی می‌کنند و دنیای انسانها را اداره می‌کنند، پر از ارتباطات فامیلی و خانوادگی هستند. این امر نشان از این باور کهن در میان اقوام اولیه هند‌و‌اروپایی دارد که بعدها با تغییراتی به هندوایرانیان نیز منتقل شده است. در ایزدکده‌ی ودایی نیز، ایزدان، اصالت و هویت مشخصی دارند و چگونگی تولد آنها در داستانهای اساطیری و آیینی ذکر شده است. اگنی نیز که ایزدی بزرگ است، بیرون از این دایره نمانده است.
براساس دیدگاه عمومی در سرودهای ودایی، پدر اگنی، دیائوس است که او را آفریده است. او فرزند[۲۲] دیائوس است که از شکم اسورا متولد شده است. او گاهی فرزند دیائوس[۲۳] و پرتهیوی[۲۴] خوانده شده است. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص۹۰) دیائوس که خدای بزرگ آسمانهاست، خود، پدرخدایان است و همتای زئوس اروپایی است و پرتیهوی که ایزد بانوی زمین است، مادرخدایان هند انگاشته می‌شود. این اصل و نسب نشان از اصالت و اهمیت اگنی دارد و او را در شمار ایزدان بسیار کهن قرار می‌دهد.
اما درباره چگونگی زادن و آفرینش اگنی روایات متضاد بسیاری وجود دارد و دیدگاه های متنوعی مطرح است. این دیدگاه‌های متنوع که باعث برخاستن این اظهارات به ظاهر متناقض می‌شود، کاملاً روشن است؛
نخست، به دلیل انسان‌وار شدن نه‌چندان پیشرفته‌ی او، اسطوره‌ی اگنی، اطلاعات بسیار اندکی درباره‌ی عملکرد او، هستی‌اش، چهره‌های گوناگونی که دارد، تولد و اقامتگاه‌های چندگانه‌ی او، در اختیار ما می‌گذارد. این امر فارغ از خویشکاری اصلی او در شکل آتش قربانی است، چرا‌‌که به دلیل اهمیت آیینی و مذهبی آتش قربانی، درباره‌ی این فرم از اگنی، اشارات بسیاری در سرودهای مذهبی شده و تصویرسازی شخصیت او را به عنوان آتش قربانی، آسان‌تر ساخته است.
دودیگر، به سبب ذات آتشین اوست، که در همه‌ی هستی به نوعی پنهان است، و به این تنوع در ذهن انسانی دامن می‌زند و در نهایت انسان نتوانسته است، سرچشمه‌ی پیدایش این عنصر را محدود کند.
بعضی از داستانها و روایات موجود درباره‌ی تولد اگنی، به نحوه‌ی تولید آتش میان انسانهای نخستین اشاره دارد، مانند آذرخشی که صخره‌ای را می شکافد. یا روایاتی که او را از آبها (اپام نپات، فرزند آبها) می‌داند و باز اشاره به آذرخش دارند. برخی دیگر، آنچنان ذات مقدس آتش را به عنوان عنصری حیات بخش برای انسان آریایی، مهم دانسته که آفرینش آن را به خدایان نسبت داده‌اند، یا آن را صورتی از نورهای آسمانی مانند سپیده‌دم یا خورشید می‌دانند.
به عنوان نمونه، او را از نوادگان تواشتر[۲۵] و آبها دانسته‌اند. تواشتر ایزد باران سازی ودایی است. همانطور گاهی نیز او را از آسمان و از زمین می‌دانند. از سویی گفته شده، که سپیده‌دم، (=ایزد سپیده‌دم) همانگونه که خورشید و قربانی را می‌آفریند، اگنی را نیز آفریده است. یا زوج خدای ایندرا-ویشنو با یاری یکدیگر، اگنی را در کنار خورشید و سپیده‌دم به وجود آوردند.
او در پی سپیده‌دم (=ایزد سپیده‌دم) به پیش می‌رود و می‌درخشد. این استعاره با قربانی‌های نیاکان، که در صبحگاه توسط اگنی اجرا می‌شدند، مرتبط است، و گویی او را به دنبال صبحگاه متولد می‌کند. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۱) او در سوی دیگر هوا زاده شده و همه چیز را می‌بیند. او زاده می‌شود، آنچنان که خورشید هر صبح طلوع می‌کند. (همان، ص ۹۳) این نیز اشاره به قربانی صبحگاهی دارد، چنان که این باور وجود داشته که همزمان با سپیده‌دم باید قربانی انجام شود تا خورشید طلوع کند، پس گویی ایزد سپیده‌دم، خورشید و قربانی را می‌آفریند، از آنجا که قربانی همیشه با اگنی همراه است، این تصور درباره اگنی نیز صادق خواهد بود. و به نوعی آفرینش این سه ایزد در کنار هم روی می‌دهد. صورت دیگری از زایش او می گوید، ایندرا، که ایزدی قدرتمند است، اگنی را در میان دو سنگ خلق کرد. ایندرا دارنده‌ی سلاح آذرخش است. و این تشبیه اشاره به برخورد آذرخش با سنگها و تولید آتش دارد. این داستان یکی از گمانه‌ها درباره کشف آتش در میان انسانهای نخستین است. (همان، ص ۹۱)
در جای دیگر، به عنوان پسر ایلا[۲۶] یا «جنین آیینی» توصیف شده است. خدایان او را به عنوان نور برای آریایی‌ها، آفریدند، و او را برای انسان آراستند، و در میان انسان‌ها جای دادند. (همانجا)
با این همه نمونه‌ها از آفرینش اگنی به دست خدایان، او همزمان، پدر خدایان هم هست[۲۷]. اما حکایت‌های واگرا و گوناگونی که از تولد اگنی وجود دارند، با وجود تنوع، متناقض نیستند چون برگرفته از منابع مختلف سرچشمه‌ی اگنی هستند. از آنجا که اگنی اقامتگاه های مختلفی در جهان دارد، متناسب با هر هستی و اقامتگاهش، می‌بایست زایشی متفاوت نیز داشته باشد. مسلماً اگنی زمینی متفاوت از اگنی آبها متولد می‌شود. تولد هر روزه زمینی او، با سایش دو آرانیس[۲۸] که دو قطعه چوب آتش‌زنه هستند، روی می‌دهد.
در این رویکرد، این دو چوب والدین او هستند، چوب بالایی نرینه (پدر) و چوب پایینی مادینه (مادر). از آنجا که گاهی او را دارای دو مادر می‌دانند، این دو چوب، می‌توانند هر دو، مادرش محسوب شوند. دو چوب، او را چون نوزادی که قابل گرفتن و دسترسی نیست، تولید می‌کنند، زیرا به محض تولد، شعله‌ور می‌شود و می‌جهد. از (چوب) خشک، خدای (اگنی) زنده به دنیا می‌آید. زنده بودن او به دلیل جنبش او در حالت سوختن است. کودک به‌محض تولد، والدین خود را می‌بلعد. چون با ادامه‌ی شعله‌وری، چوبهایی که او را تولید کردند، خود، سوخته و تمام می‌شوند. او از مادری متولد شده که نمی‌تواند او را شیر دهد چون به سرعت نابود می‌شود.
تا اینجا والدین او همان چوب‌ها بودند ولی در این آفرینش زمینی که با سایش روی می‌دهد، رویکرد دیگری نیز وجود دارد، می‌توان گفت انسانها او را آفریده‌اند، همان انسانی که دو چوب را به هم می‌ساید می‌تواند والدین او باشد. از این منظر در ریگ‌ودا گفته شده است ۱۰ دوشیزه باکره او را آفریدند، که همان ۱۰ انگشتی هستند که چوب آتش‌زنه را عمودی می‌چرخانند، این همان آرانی یا چوب آتش زنه بالایی است که نامش پرامانتها[۲۹] است.
اگنی را «پسر نیرو[۳۰]» می نامند، شاید از این روی که، برای تولید آتش، سایش قدرتمندی لازم است. این توضیح با توجه به بخشی از ریگ‌وداست که می‌گوید: اگنی «ساییده شده با قدرت[۳۱]»، توسط انسان بر روی سطح زمین تولید می‌شود[۳۲].
بر اساس متون جدیدتر، افروختن اگنی با سایش نباید قبل از طلوع آفتاب انجام شود. یک استعاره بسیار رایج برای او «جوانترین[۳۳]» است و دقیقاً از همین جا سرچشمه گرفته که در هر صبحگاه، آتش قربانی افروخته می‌شود و گویی اگنی متولد می‌شود.
در برابر تولد قدیمی و اولیه او، تولدهای جدید هم دارد. با پیر شدن، او دوباره به صورت یک جوان متولد می‌شود، با این مفهوم، او هرگز پیر نمی‌شود. روشنایی جدید او، مانند روشنایی قدیمی‌اش می‌شود. مانند برخی دیگر از خدایان، اگنی هم همیشه به «جوانی» یاد می‌شود. همزمان او پیر هم هست. هیچ قربانی کننده‌ای پیرتر از اگنی وجود ندارد، چرا که او نخستین قربانی را انجام داده است. گاهی نیز او به صورت متناقض، به هر دو شکل خوانده شده: هم کهن و پیر، هم بسیار جوان. (مکدانل، ۱۹۷۴، ص ۹۱)
عموماً اگنی با عنوان «زاده شده در چوب» خوانده می‌شود. جنین گیاهان، یا گسترده در گیاهان. او همچنین در همه‌ی گیاهان وارد شده است یا به دنبال آنها پخش شده است. زیرا رایج‌ترین شکل روشن کردن آتش همان آتش‌زنه‌های چوبی بوده و رایج‌ترین سوختی که آتش را می‌افروخته همان هیزم چوبین بوده است. به همین دلیل ارتباط او با گیاهان بسیار بارز است. از این ارتباط، و عبارت «از گیاهان» می‌توان برداشت دیگری هم داشت، می‌توان آن را اشاره به آتشی دانست که خود به خود، با سایش شاخه‌های خشک درختان، در جنگل به وجود می‌آمد. (همان، ص ۹۱)
۱-۲-۴- اقامتگاه های گوناگون
وقتی سخن از اگنی، این ایزد باستانی است، همان‌قدر که زایش و نحوه‌ی به وجود آمدنش متنوع و چندگانه است، اقامتگاه و جایگاه او در جهان هستی نیز جای سخن دارد. به طور کلی ذات پیچیده و آغازین اگنی منشا بسیاری تضاد‌ها و چندگانگی‌ها پیرامون او شده است. اقامتگاه یک ایزد در فرهنگ ودایی بر اساس عملکرد او در طبیعت مشخص می‌شود، مثلاً اگر کار اصلی ایزدی، باران سازی است، پس در آسمان ساکن است و اگر موکل بر گیاه و جانور است در زمین. در مذهب ودا جهان به سه بخش تقسیم شده؛ آسمان، فضای میانه، زمین. خدایان نیز هر یک متعلق به یکی از این فضاها هستند. خدایان آسمان، اصل و حقیقت نظام کائنات هستند و با طبقه‌ی برهمن و روحانیون مرتبط هستند. خدایان جوی که در فضای میانه یا اتمسفر یا هوا، ساکن هستند، نیروهای حاکم و قوای اجرایی قوانین هستند و از همین رو با قشر کشاتریا (=طبقه‌ی اشراف درهند) هم گونی دارند. گروه سوم، خدایان زمینی‌اند که خویشکاری آنها، فراوانی نعمت و روزی برای انسانهاست، این گروه از خدایان، متعلق به طبقه وایشیا (=طبقه‌ی کشاورزان در هند) هستند. البته اقامتگاه ها گاهی هم از نحوه‌ی تولد یک ایزد الهام گرفته‌اند و به طور کلی زایش ایزد و جایگاه زندگی‌اش، چندان از هم جدا نیستند. در مورد اگنی هم، منابعی که درباره اقامتگاه یا محل تولد او وجود دارند، در این تفکیک، گاهی آمیختگی و همپوشانی دارند. چنان‌که بارها در متون، به درخشندگی او در آسمان، زمین، هوا، آبها و گیاهان، اشاره شده است، و یا گفته شده او زاده‌ی آسمان‌هاست، او زاده‌ی آبها، سنگ‌ها، چوب‌ها، و گیاهان است. شمار درازتری از از این دست، در دیگر متون هم وجود دارد. آنجا که می‌گوید اگنی در صخره‌ها[۳۴] اقامت دارد، احتمالاً منظور نور پنهان در ابرهاست. همین مثال مشابه برای حالتی که گفته می‌شود از سنگ به وجود آمده یا توسط ایندرا در میان دو سنگ تولید شده، هم صادق است. اما باز اینجا می‌تواند همان اختلاط میان زایش و اقامتگاه در میان باشد، چرا که ممکن است این سطر در باره محل اقامتش نباشد بلکه اشاره‌ای مبهم و غیر مستقیم، به تولید آتش از سنگ آتش‌زنه باشد.
بارها به وجود آتش در قلب انسان، یا در جانوران، یا اسبها، پرنده‌ها، چهارپایان و دوپایان، اشاره می‌شود، که قطعاً گرمای جانداران منظور است و برای انسانی که دانش او، تنها به آنچه می‌بیند و حس می‌کند، محدود است، نتیجه‌گیری این است که آتشی درون جانداران در حال سوختن است. او را جرقه‌ی حیات می‌دانند و با در نظر گرفتن پراکندگی گسترده‌ی آتش در طبیعت، اگنی جنین یا نطفه‌ی[۳۵] تمامی پدیده‌های طبیعت است، چه آنها که ساکن هستند و یا آنها که جاری هستند، بنابراین، در همه‌ی این پدیده‌ها زنده است و هستی دارد. (مکدانل، ۱۹۷۴، صص ۹۴-۹۵) شاید از همین چندگانگی است که در اصلاحات زرتشت، آتش در اوستا به گروه های مختلف دسته‌بندی شده و هر کدام از این اگنی‌ها، نام جداگانه‌ای گرفته‌اند. مثل وازیشته و اوروازیشته[۳۶].
با همه‌ی این تفاسیر می‌توان با استناد به متون ودا، یک دسته‌بندی نه‌چندان دقیق که احتمالاً گاهی آمیزش‌هایی هم با هم دارند پیشنهاد کرد؛
اگنی سه گانه به شکل اگنی زمینی-آسمانی-جوی

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 143
  • 144
  • 145
  • ...
  • 146
  • ...
  • 147
  • 148
  • 149
  • ...
  • 150
  • ...
  • 151
  • 152
  • 153
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • پایان نامه : مدیریت دانش
  • بررسی و مقایسه موجودات وهمی- خیالی در «داستان های هزار و یک شب و هری پاتر»- قسمت ۲
  • دانلود مطالب در مورد ارتباط حمایت های سازمانی ادراک شده با رفتار شهروندی سازمانی در ...
  • بررسی تاثیر بازارگرایی بر عملکرد شرکت های تولید کننده مبلمان و دکوراسیون منزل در شهرک صنعتی خرمدشت تهران- قسمت ۱۱
  • شیوه های امر به معروف و نهی از منکر در قرآن و حدیث بااستفاده ازابزارهای جدید۹۳- قسمت ۱۲
  • آگاهی از انرژی بر اساس فعالیت فردی کاربر در تلفن همراه۹۳- قسمت ۷- قسمت 2
  • پژوهش های پیشین با موضوع بررسی آزمایشگاهی اکسایش الکتروشیمیایی فنل برای تصفیه پساب- فایل ۱۴
  • رابطه ی هوش معنوی با رهبری موثق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۲۶
  • پایان نامه مدیریت در مورد رفتار مدنی سازمانی
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره : تأثیر روش‌های حل مسئله به‌صورت کار گروهی بر روی تفکر ...
  • بررسی رابطه رفتار مدنی سازمانی با کیفیت زندگی کاری در آموزگاران اداره آموزش و پرورش سرچهان در سال تحصیلی ۸۸-۸۷- قسمت ۴
  • پیش¬بینی کنترل علائم بیماری آسم بر مبنای میزان استرس ادراک شده- قسمت ۵- قسمت 2
  • بررسی وضعیت توانمندسازی روان‏شناختی کتابداران کتابخانه‏های دانشگاهی شهر تهران از دیدگاه آنان- قسمت ۹
  • ارزیابی تاثیر بازاریابی آموزشی بر توانمند سازی کارکنان فروش خدمات
  • پایان نامه مدیریت با موضوع : روش های متداول ارزیابی عملکرد
  • دانلود پایان نامه با موضوع علل عدم حضور نظامی ناتو در خاورمیانه و شرایط تسهیل کننده حضور این ...
  • چگونی مسئولیت قضایی اطفال در نظام حقوقی ایران
  • پایان نامه مدیریت درباره نظریه اختلالات شخصیتی
  • پایان نامه ارشد : مزایای مدیریت دانش
  • راهنمای نگارش پایان نامه درباره تدوین-راهکارهای-بهبود-ارتباطات-بین-سازمانی-با-تمرکز-بر-فناوری-اطلاعات-و-ارتباطات-در-دستگاه های-اجرایی-شهرستان-هندیجان- فایل ۲
  • رابطه مدیریت کیفیت فراگیر (TQM) با توانمند سازی و ارزیابی عملکرد کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان فارس- قسمت ۶
  • بررسی حقوقی شرط تضمین سلامت کالا- قسمت ۳

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان