اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مسئولیت کیفری کارفرما- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

به گفته دمیرچیلی، همچنین ممکن است کارفرما به طور مستقیم دخالتی در ورود خسارت نداشته باشد. ولی از باب حمایت از کارگر، قانون‌گذار کارفرما را مکلف به جبران خسارت کرده است، به همین دلیل بخصوص در برخی فعالیت‌ها الزاماتی برای بیمه کردن کارگر وجود دارد.
وی افزود: هر کارفرمایی مکلف است کارگران ثابت و دایم خود را بیمه کند تا اگر خساراتی در حین کار به کارگر وارد شد، از طریق بیمه جبران شود. به طور طبیعی قسمت عمده حق بیمه را نیز کارفرما و بخش جزیی از آن را کارگر می‌پردازد. به غیر از بیمه تامین اجتماعی، در خصوص کارگران غیر دایم مانند کارگران ساختمانی، به دلیل ورود خسارات احتمالی به آنان مقرراتی به منظور الزام کارفرمایان برای اینکه کارگران خود را بیمه کنند، پیش‌بینی شده که در اینجا نیز پرداخت حق بیمه بر عهده کارفرماست[۱۵].
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
این مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه تمام این مقررات، به منظور حمایت از کارگران وضع شده است، اظهار کرد: این موضوع بدان معناست که اگر در حین کار خساراتی وارد شود، کارفرما مسئول است و باید مسئولیت خود را نیز بیمه کند تا اگر در آینده توان مالی برای پرداخت خسارات کارگر را نداشت، بیمه این خسارت‌ها را پرداخت کند و در نهایت خسارات کارگر به صورت جبران نشده باقی نماند.
وی اضافه کرد: در صورتی که بخواهیم به طور کلی این موضوع را بیان کنیم، باید بگوییم که دو نوع مسئولیت برای کارفرما وجود دارد، یکی در مقابل کارگر و بابت خسارت‌هایی که به کارگر وارد می‌شود و دیگری مسئولیت کارفرما در مقابل اشخاص ثالثی که از فعالیت کارگر خسارت می‌بینند.
دمیرچیلی در خصوص خسارت‌هایی که به شخص ثالث وارد می‌شود، نیز بیان کرد: به طور مثال در یک کارخانه سازنده خودرو، یک دستگاه خودرو به صورت معیوب تولید می‌شود که این خودرو پس از تولید به دست مشتری رسیده و ناقص و معیوب بودن آن باعث ورود خسارت‌هایی به مصرف‌کننده می‌شود، مثلا موجب آتش گرفتن خودرو و در پی آن سوختگی یا جان باختن سرنشینان خودرو می‌شود. وی به مثال دیگری در این خصوص اشاره کرد و گفت: همچنین ممکن است در اثر معیوب بودن سیلندر گاز یا فلکه آن، سیلندر گاز ترکیده و باعث ورود خسارت جانی یا مالی شود.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: معیوب بودن محصول ممکن است ناشی از نامرغوب بودن یا معیوب بودن مواد تشکیل‌دهنده آن بوده و همچنین ممکن است بخشی از این عیب، ناشی از عیب خط تولید باشد. ولی در مواردی نیز ممکن است معیوب بودن محصول به دلیل خطا یا سهل‌انگاری کارگری بوده که در خط تولید کارخانه مشغول به فعالیت است.
وی با بیان اینکه ممکن است عیب محصول ناشی از کوتاهی کارگر باشد، افزود: به طور مثال کارگر باید از یک قطعه یا پیچ به نحو صحیح استفاده کند، ولی به طور کاملا اتفاقی این اقدام را انجام نمی دهد و سهوی بودن آن نیز مشخص می‌شود. به دلیل آنکه اگر این عیب در مورد همه موارد باشد، دیگر تقصیر کارگر نیست،بلکه عیب خط تولید است، ولی اگر به صورت موردی باشد، به احتمال زیاد کارگر به دلیل حواس‌پرتی دچار اشتباه شده است.
دمیرچیلی عنوان کرد: در این موارد فرد استفاده کننده از محصول، به طور
صد درصد دچار خسارت‌هایی شده است و این بحث مطرح می‌شود که خسارت‌های این شخص باید از سوی چه کسی جبران شود؟ کارفرمای آن کارگر[۱۶] باید خسارت‌ها را جبران کند یا کارگر ملزم به جبران خسارت‌ها می‌شود، چون کوتاهی او باعث ورود خسارت به مصرف‌کننده شده است.
وی با بیان اینکه فرد مصرف‌کننده قادر به شناسایی کارگر مقصر نیست یا بر فرض توانایی او بر شناسایی مقصر، اثبات تقصیر و کوتاهی کارگر مشکل است، اظهار کرد: بنابراین قانون‌گذار به دلیل حمایت از مصرف‌کننده، کارفرما را در مقابل شخص ثالث یا همان مصرف‌کننده، مسئول جبران خسارت‌ها تلقی می‌کند.
این مدرس دانشگاه افزود: همچنین ممکن است در هنگام اجرای یک عملیات ساختمانی، کارگری در حال گودبرداری باشد و ساختمان مجاور به دلیل رعایت نکردن برخی اصول ایمنی، ریزش کند، در این مورد این پرسش مطرح می‌شود که آیا صاحب ساختمان آسیب‌دیده باید خسارت خود را از کارگری که گودبرداری کرده، مطالبه کند یا از کارفرما و صاحب ملک در حال عملیات ساختمانی؟ در اینجا نیز قانون‌گذار برای حمایت از اشخاص ثالث و به دلیل آنکه با شخص ضعیفی مانند کارگر مواجه نشوند کارفرما را در مقابل اشخاص ثالث مسئول می‌داند، زیرا این اقدام در عمل به دلیل نداشتن توانایی مالی از سوی کارگر، باعث جبران نشدن خسارت‌های شخص ثالث می‌شود.
ملاک مسئولیت کارفرما
دمیرچیلی در پاسخ به این پرسش که اگر کارفرما اثبات کند که در مقابل اشخاص ثالث تقصیری مرتکب نشده است، آیا باز هم مسئول جبران خسارت‌ها تلقی می‌شود یا خیر؟ عنوان کرد: در خصوص اینکه اگر کارفرما بتواند ثابت کند که تقصیری ندارد، برای مسئولیت نداشتن او کفایت می‌کند یا خیر؟ باید گفت که این موضوع کفایت نمی‌کند، بلکه کارفرما باید با دلایل کافی تقصیر کارگر را اثبات کند. در حقیقت نخست باید شرایط مسئولیت فراهم باشد و سپس این بحث پیش می‌آید که از میان کارگر و کارفرما، کدام یک باید این خسارت‌ها را جبران کند؟
وی عنوان کرد: همچنین این موضوع مطرح می‌شود که اثبات اینکه کارفرما در این موضوع مقصر بوده، لازم است یا خیر؟ پاسخ منفی است. در حقیقت لازم نیست که تقصیر کارفرما اثبات شود. زیرا به صرف اینکه فعالیتی را آغاز کرده است و عنوان کارفرما را دارد، خسارت‌های ناشی از آن را هم باید تقبل کند و بپردازد. در حقیقت کسی که از فعالیتی سود می‌برد، باید ضرر و زیان ناشی از آن را هم پرداخت کند.
این مدرس دانشگاه با تاکید بر اینکه نیازی نیست که حتما ثابت کنیم کارفرما مقصر است، اظهار کرد: مسئولیت کارفرما از باب مقصر بودن او نیست، بلکه به دلیل آن است که علاوه بر اینکه سود این کار متوجه اوست، ضرر آن را نیز باید تقبل و پرداخت کند، مگر آنکه موضوعی فراتر از تقصیر یا مقصر نبودن او ثابت شود، یعنی اثبات شود که این شخص تمام اقدامات مورد نیاز را انجام داده ولی با وجود این شرایط، امکان جلوگیری از حادثه وجود نداشته است.وی افزود: صرف اینکه کارفرما ثابت کند که مقصر نبوده است، کفایت نمی‌کند و باید موضوعی فراتر از آن را ثابت کند، یعنی باید ثابت کند که همه اقدامات احتیاطی را انجام داده، ولی با این حال، خسارت‌هایی وارد شده است. در این صورت می‌توان گفت که کارفرما مسئول نیست. دمیرچیلی با اشاره به اینکه البته مقررات خاصی نیز وجود دارد، عنوان کرد: مثلا در مورد خسارات ناشی از وسایل نقلیه موتوری، حتی اگر اثبات شود که فرد همه اقدامات احتیاطی را انجام داده، ولی با این حال، خسارت‌هایی وارد شده، این موضوع رافع مسئولیت او نیست و باید به طور موردی قوانین مرتبط را بررسی کرد که خسارت از چه بابی جبران می‌شود.
مسئولیت سرپرست کارگاه، رافع مسئولیت کارفرما نیست
وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه درباره خسارت‌های وارده در یک کارگاه، آیا مدیر کارگاه نیز مسئولیت دارد یا خیر؟ خاطرنشان کرد: یکی از مباحثی که مطرح است، درباره خسارت‌هایی است که از فعالیت یک شرکت یا کارگاه وارد می‌شود و در این اماکن، اشخاص متعددی دست‌اندرکار هستند.
این مدرس دانشگاه افزود: سرپرست کارگاه به میزان تقصیری که مرتکب شده است، البته اگر تقصیر او موثر در وقوع حادثه باشد، مسئولیت دارد. ولی این موضوع رافع مسئولیت کارفرما در مقابل شخص زیان‌دیده نیست. در حقیقت کارفرما نیز مسئول است و اگر سرپرست هم کوتاهی کرده و تقصیری مرتکب شده است، از باب تقصیر خود، مسئول است، ولی این موضوع رافع مسئولیت کارفرما نیست. وی اظهار کرد: طبیعی است که اگر کارفرما مجبور به پرداخت تمام خسارت شود، می‌تواند به سرپرست کارگاه که در وقوع حادثه مقصر بوده است، مراجعه کند و به دلیل اینکه موجب مسئولیت او در مقابل اشخاص ثالث شده است،[۱۷] از او بخواهد که خسارت‌های متحمل شده توسط او را جبران کند.دمیرچیلی افزود: این‌گونه نیست که بگوییم سرپرست کارگاه مسئول است، بنابراین کارفرما مسئولیتی ندارد. زیرا خسارت‌های ناشی از کار در وهله نخست بر عهده کارفرماست و او باید آن را جبران کند.
وی در پایان عنوان کرد: همچنین اگر اشخاص دیگری مانند سرپرست کارگاه در این موضوع دخالت داشتند و کوتاهی آنان موجب خسارت شده باشد، کارفرما ابتدا خسارت‌های کارگر را می‌پردازد و سپس می‌تواند با مراجعه به مسئول حادثه، از او تقاضای جبران خسارت کند.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

فصل سوم

 

بررسی نمونه از پرونده ها دردادسراها

بررسی پرونده ها و آرای دادگاه ها یکی از راه های دستیابی به حقوق زنده ی سیستم حقوقی هر کشور است،این که فلان مقرره قانونی در عمل چگونه و با چه تفسیری با موضوع های مرتبط تطبیق داده می شود و چگونه حقوق و تکالیف اشخاص مشخص می گردد،بیشتر از هر چیز باید آن را در پرونده های قضایی جست.بحث حوادث از جمله حوادث مربوط به وسایل نقلیه و حوادث ناشی از کار دارای پیچیدگی ها و گستردگی زیادی می باشد و از طرف دیگر قانون کار و آیین نامه های مربوطه وضعیت حقوقی خاصی را به وجود آورده است،بنابراین جا دارد که بیشتر مورد بررسی و کنکاش حقوقدانان و کارشناسان قرار گیرد.یکی از وجوه خاص پیچیدگی حوادث تعیین حکم قانونی حادثه از نظر مسؤولیت اشخاص مرتبط با آن می باشد،مخصوصاً زمانی که همه این اشخاص را نتوان تحت عنوان کلی «کارفرما» مورد حکم قرار داد،بر دشواری تطبیق نظر قانونگذار می افزاید،از طرف دیگر زمانی که حادثه معلول عوامل مختلفی است و بعضی از عوامل خارج از دایره عناوین کارگری و کار فرمایی است ،از نظر فنی (کارشناسی) نیز تجزیه و تحلیل موضوع امری دشوار می گردد.پرونده موضوع بحث یکی از این موارد است که از چند جهت قابل توجه است.

 

بخش اول:موضوع پرونده و چگونگی وقوع حادثه

 

 

نظر دهید »
مقایسه ویژگی‌های شخصیتی و راهبردهای مقابله‌ای در افراد موفق و افراد ناموفق در درمان با متادون- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فرایند سازگاری بااسترس، کنار آمدن[۸۶] (مقابله) نامیده می شود. نوجوانان ممکن است با توسل به شیوه های مختلف بر موقعیتهای تهدید کننده و چالش برانگیز فائق آیند. بعضی از نوجوانان راهبردهای اجتنابی را اتخاذ می کنند؛ این راهبردها موجب به حداقل رساندن یا انکار موقعیت استرس زا می‌شوند و در آن نوجوان سعی می کند از مواجه شدن با مشکل اجتناب کند؛ تنش و هیجان مربوط به مشکل را بیان می کند ولی در مورد رفع مشکل اقدام نمی کند. گروهی دیگر از نوجوانان راهبردهای گرایشی را به کار می برند و به طور مستقیم به موقعیت مشکل آفرین می‌پردازند وسعی می‌کنند شیوه های جدید فکر کردن و عمل کردن در موقعیتهای مشکل­آفرین را بیابند نوجوانان همچنین ممکن است روی راهبردهای مساله مدار، هیجان مدار یا اجتنابی تمرکز کنند. برای مثال نوجوانی ممکن است با جمع آوری اطلاعات زیادی در مورد موقعیت ها، بر موقعیتهای استرس زا غلبه کند، برای مثال او با دیگران صحبت می کند تا پیشنهادهایی را بدست آورد و راه های مختلفی را برای حل کردن مشکل طراحی می کند. نوجوان دیگر ممکن است با صحبت با دوستان و خانواده خویش حمایت عاطفی آنها را برای مقابله بدست آورد. اکثر نوجوانان از راهبردهای متنوعی استفاده می کنند (آباتا[۸۷]، ۱۹۹۱ ترجمه شهرآرای، ۱۳۸۴).
تعدادی از انواع راهبردها به نحو بسیار واضحی با بهزیستی روان شناختی پیوند داشته اند. نوجوانانی که مکررا پاسخ های مشکل محور یا گرایش محور را به کار می برند و به ندرت از پاسخ‌های هیجان‌مدار استفاده می کنند، از نظر سازگاری روان شناختی بهتر ارزیابی می شوند و کمتر در دام بدرفتاری و مصرف موادگرفتار می شوند. وقتی که نوجوانان از راهبردهای مقابله­ای هیجان­مدار و اجتناب­مدار برای رویارویی با مشکل استفاده می کنند، احتمال بروز مشکلات هیجانی معمولا بیشتر است. باید توجه داشت که موقعیتهایی وجود دارد که این راهبردهای مقابله ای نقش مثبتی را ایفا می کنند. برای نمونه وقتیکه موقعیت استرس زا مافوق کنترل نوجوان باشد یا سبب اضطراب زیاد شود این راهبردها ممکن است در دور کردن فرد از مشکل یاری دهنده باشند و فرد بتواند تدریجا با آن مقابله کند ظرفیت برخی نوجوانان برای مقابله موثر با استرس در مقایسه با دیگران به تدابیری مربوط می شود که آنها نسبت به موقعیت اتخاذ می کنند. برخی از نوجوانان در روبرو شدن با وضعیت های استرس زا انعطاف پذیرند در صورتیکه دیگران به طور روان شناختی، آسیب پذیر هستند، برخی از متخصصان به انعطاف­پذیری[۸۸]یا خاصیت ارتجاعی روان شناختی به معنی توانایی کارکردن خوب به رغم وجود موقعیت استرس زا استناد می کنند و خصوصیات زیر را برای این افراد می شمارند:
عزت نفس بالا، احساس کنترل، قبول قابل پیش بینی بودن محیط، دید مثبت نسبت به زندگی و توانایی فراخواندن پاسخ های مثبت از دیگران، این ویژگی­ها افراد را در برابر اثرات منفی تحولات در اوایل نوجوانی محافظت می کنند (شهر آرای.۱۳۸۴).
۲-۱۱- تعریف مقابله
لغت مقابله، از کلمه لاتین کالپاس[۸۹] یعنی تغییر دادن گرفته شده است و چنانچه در فرهنگ وبستر تعریف شده، معمولا در الگوی روانشناختی بکار برده می شود که به صورت برخورد وتلاش برای غلبه بر مشکلات و مسایل بیان می شود (روماس و شارما، ۲۰۰۴).
تعاریف مختلفی از مقابله ارائه داده شده است، که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

از نظر فولکمن و مسکوویتز (۲۰۰۴)، مقابله اشاره دارد به یکسری راهبردهای شناختی و رفتاری که توسط فرد برای اداره موقعیت های استرس زا بکار گرفته شده است(به نقل از کمپل[۹۰] و همکاران، ۲۰۰۶).

کاترین و ساندرسون[۹۱](۲۰۰۲) سبک مقابله را به عنوان تلاش های شناختی و رفتاری که توسط فرد بکار می رود تا آثار استرس را کاهش دهد تعریف کرده اند.

تیلور[۹۲](۱۹۹۱) سبک مقابله را فرایند مهار نیازهایی می داند که فراتر از منابع فردی ارزیابی می شوند و شامل کوشش های عملی و درونی برای مهار نیازهای درونی و بیرونی می باشند.

وایت[۹۳](۱۹۸۹) مقابله را تلاش های فعال برای حل استرس و آفرینندگی راه حل های کاری برای چالش ها و خواسته های هر مرحله از تحول دانسته و شامل سه مولفه فهم معنای موقعیت مشکل­زا، حل مسئله و داشتن هیجانات قدرتمند، می­داند (به نقل از آقایوسفی، ۱۳۸۰).

بنابراین، به نظر می رسد که اغلب مؤلفین مقابله را تلاش فرد برای کاهش استرس می دانند. برخی از این تلاش ها را در جهت تسلط و برخی در جهت اداره و مهار استرس می دانند. اما درهر صورت نقش خود را در این میان نمی توان نادیده گرفت. پژوهش های مبتنی بر مقاومت در برابر استرس، بر ظرفیت فرد در جهت حفظ سلامتی به هنگام قرار گرفتن در برابر عوامل استرس زا تاکید می کنند. این پژوهش ها برارزش سازگارانه ویژگی های معین شخصیتی، حمایت اجتماعی، و راهبردهای مقابله ای موثر در جریان دوره های استرس تاکید کرده اند:(کسلر[۹۴]، پرایس[۹۵]، ورت من[۹۶]، ۱۹۸۵، راهه[۹۷]، ۱۹۸۵، آرتور[۹۸]، ۱۹۸۷ به نقل از هولاهان و موس[۹۹]، ۱۹۹۱). آموزش مقابله با استرس با مقابله با استرس عمومی زندگی در ارتباط هستند، هدف از مقابله با استرس، سلامت‌روانی و جسمانی می‌باشد. سنخ شناسی مقابله با استرس نشان می‌دهد که راهبردهای مقابله‌ای مساله­مدار تغییر یا از بین بردن عوامل استرس زا را مورد توجه قرار می‌دهد در حالیکه در راهبردهای مقابله­ای هیجان مدار به کنترل حالتهای عاطفی همراه با آن و نتایج مشکل توجه دارد (واگنر[۱۰۰] و همکاران، ۱۹۶۹).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
هالاسید (۲۰۰۶) نشان داد که با آموزش شیوه‌های مقابله با استرس به خانواده‌هایی که فرزندان آن‌ ها دارای مشکل قلبی مادرزادی داشتند می‌توان شیوه مقابله با استرس آنان را از سبک هیجان‌مدار به مسئله‌مدار تغییر داد. میجر (۲۰۱۰) نشان داد که آموزش شیوه‌های مقابله با استرس عزت نفس و اضطراب و سازگاری اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد.
۲-۱۲- دیدگاه های مختلف در مورد مقابله

 

 

نظریه بیلینگز و موس:

برای اولین بار بیلینگز و موس[۱۰۱] (۱۹۸۱) پاسخ های مقابله ای را براساس روش مقابله دسته بندی کردند. آنها به دو روش فعال و اجتنابی اشاره کردند که هر کدام شامل پاسخ های شناختی و رفتاری است که بدین ترتیب چهار نوع مقابله را تشکیل می دهد:

 

 

مقابله شناختی فعال: مانند توجه فرد به جنبه های مثبت یک مساله.

مقابله رفتاری فعال: مانند کمک خواستن از دیگران

مقابله شناختی اجتنابی: فرد بطور موقت، فکر کردن درمورد مشکل را کنار می گذارد، یا اینکه معنای موقعیت را تغییر می دهد.

مقابله رفتاری اجتنابی: به صورت فعالیت هایی مانند ورزش مشخص می شود.

با در نظر گرفتن روش های فعال و اجتنابی در ترکیب ویژه ای از مساله مداری و هیجان مداری، هشت پاسخ مقابله بوجود می آید(به نقل از یزدانی، ۱۳۸۲) بطور کلی موس و بیلنیگر مقابله را در سه زمینه مختلف یعنی مقابله متمرکز برارزیابی، متمرکز بر مساله و متمرکز برهیجان سازمانبندی نمودند:

 

 

مقابله متمرکز برارزیابی: شامل اقداماتی است که در جهت درک موقعیت، تحلیل منطقی وشناخت آن صورت می گیرد.

مقابله متمرکز برمساله: برای مقابله سعی در تغییر یا حذف منبع استرس دارد. بنابراین با پیامدهای عینی و محسوس یک مشکل ارتباط دارد تا خود موقعیت استرس زا.

مقابله متمرکز برهیجان: پاسخ هایی را دربرمی گیرد که هدف آن مهار هیجانات برانگیخته­شده توسط عامل استرس­زا می باشد. برطبق این نظریه پاسخ های مقابله ای مساله مداری و هیجان مداری در نمودار زیر نشان داده شده:

ویژگی های فردی، سرسختی ها، مسند مهارگذاری
تعبیر و تفسیر، ارزیابی اولیه، (چگونگی تهدید)، ارزیابی ثانویه، آیا مقابله امکان پذیر است.
پاسخ های مقابله ای مساله مداری، هیجان مدار،
تغییر و تفسیر، ارزیابی اولیه، (چگونگی تهدید)، ارزیابی ثانویه، آیا مقابله امکان پذیر است.
محرک استرس زا
ویژگی های فردی، سرسختی، مسندمهارگذاری
نمودار (۲-۱) پاسخ های مقابله ای مساله مداری وهیجان مداری از نظر بیلنیگر و موس(به نقل از هالاهان و موس، ۱۹۹۶؛ اقتباس از یزدانی، ۱۳۸۲).
۲- نظریه لازاروس – فولکمن:
اگر چه نظریه سلیه تاثیر زیادی بر مفهوم ما از استرس داشته، ولی به نظر می رسد دیدگاه لازاروس و فولکمن تاثیر عمیق­تری بر روانشناسان داشته است. به نظر او تفسیر و برآورد ما از رویدادها اهمیت بیشتری از خود آنها در رویدادها دارد (برانون و فیست ۱۹۹۲ ، به­نقل از نادی، ۱۳۸۷)..
تاکید لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) بر عوامل شناختی به جای عوامل محیطی آنها را از سلیه دور می کند وی پیشگام سنجش استرس ومقابله بوده و به همراه همکارانش توانسته است مقیاس هایی را برای اندازه گیری استرس های روزانه تهیه کند. لازاروس وفولکمن سلامتی و انرژی را منابع مهم مقابله خوانده اند. به نظر آنان افراد تنومند و سالم، بهتر از افراد نحیف، بیمار و خسته می توانند خواسته های بیرونی یا درونی را اداره کنند دومین منبع، عقید مثبت است. یعنی فرد معتقد باشد که می تواند با استرس مقابله کند و سومین آنها مهارتهای حل مسئله است که با عقیده مثبت مرتبط است. مهارتهای اجتماعی یعنی توانایی کافی فرد برای همکاری با مردم، چهارمین منبع مقابله است. آخرین منبع مقابله ای منابع مادی مثل «پول» است. دردیدگاه تبادلی لازاروس، منابع مادی و اجتماعی برای مقابله با استرس فی نفسه مهم نیستند، بلکه این عقیده شخصی و برآوردهای اوست که بالاترین مرتبه اهمیت را دارد. این نظریه لازاروس (۱۹۸۴ و ۱۹۷۰) برارزیابی اطلاعات رسیده از منابع متعدد تاکید دارد. از آنجاییکه این ارزیابی شناخت یا پردازش اطلاعات محیط بدن و حافظه را در بر می‌گیرد، نظریه ای شناختی محسوب می شود. براساس این نظریه، هیجاناتی که ما احساس می کنیم ناشی از ارزیابی ما از مجموع اطلاعات رسیده است. ارزیابی مجدد(بازبرآورد) موقعیت های هیجان زا بخش مهمی از این نظریه محسوب می شود و راهی برای مقابله با موقعیت های استرس زا نیز محسوب می شود (به نقل از آقایوسفی،۱۳۸۰). لازاروس معتقد است که ارزیابی در افراد به دو صورت ۱- ارزیابی بدون استرس ۲- ارزیابی همراه با استرس مشاهده می شود. ارزیابی بدون استرس هنگامی است که فرد با محرکهای فاقد استرس روبه­رو گردد که در این صورت رفتارهای سازش یافته از خود نشان می دهد یا اطلاعات بیشتری برای ارزیابی کسب می کند یا حالت هیجانی مثبت از خود بروز می دهد. چنانچه فرد با محرکهای استرس زا رو به رو شود با دو فرایند ارزیابی ترس یا عدم ترس و چگونگی کنار آمدن با ترس از خود واکنش نشان می‌دهد(خداپناهی، ۱۳۸۷).لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴) یک الگو مبتنی بر پردازش ارائه دادند که بین دو نوع مقابله تفاوت قائل می شود:

 

 

پاسخ مقابله ای متمرکز بر مسئله[۱۰۲]: پاسخ مقابله ای متمرکز بر مساله شامل تلاش هایی برای ایجاد تغییر در رابطه فرد و محیط است. برای مثال دربرخی موقعیت ها شخص ممکن است نقشه ای برای کاهش عامل استرس زای روانی خلق کند.

پاسخ مقابله ای متمرکز بر هیجان: پاسخ مقابله ای متمرکز برهیجان، شامل تلاش هایی است که برای تنظیم هیجانی موقعیت، صورت می گیرد فرد ممکن است برای تنظیم هیجانی شرایط استرس زا، موقعیت اش را بوسیله بازسازی شناختی، دوباره تعریف کند(پدرو[۱۰۳]، کیمبرلی نرمن[۱۰۴]، منوال[۱۰۵]،۲۰۰۳). لازاروس و فولکمن در سال ۱۹۸۴ براساس این دو نوع سبک مقابله، هشت روش مجزا برای مقابله با استرس بیان داشته اند که عبارتند از: مواجهه، عقب نشینی، خودمهاری، جستجوی حمایت اجتماعی، پذیرش مسئولیت، فرار یا اجتناب، حل مسئله و ارزیابی مثبت، آنها چند خصوصیت مهم مقابله را چنین عنوان می کنند:

الف-مقابله فرایندی‌است که برحسب ارزیابی‌فرد از میزان موفقیت‌آمیز بودن تلاش‌هایش تغییر می‌کند.
ب- مقابله، اتوماتیک و خودکار نبوده و الگوی آموخته ای از پاسخ دهی تلاش مند به موقعیت‌های استرس زای روانی است.
ج- مقابله، به تلاش و کوشش نیاز دارد.
د- مقابله، تلاش برای اداره موقعیت و سازگاری با آن مسئله است، نه مهار و تسلط برآن (به نقل از علی دوستی، ۱۳۸۵).
فرایند مقابله منابع با موانع بیرونی
حمایت اجتماعی
استرس زاهایی دیگر مثل وقایع بزرگ و دردسرهای روزمره
پیامدهای مقابله، روانشناسی کارکردی، از سرگیری فعالیتهای معمول ناراحتی روانشناختی
وظایف مقابله به منظور کاهش شرایط مضر تحمل کردن یا سازگارکردن با وقایع منفی و واقعیت ها برای حفظ یک تصویر مثبت از خود جهت ادامه ارتباط رضایت بخش با دیگران
پاسخ ها و شیوه های مقابله برای حل مسئله و تنظیم هیجان مانند جستجوی اطلاعات، اقدام مستقیم، جلوگیری از اقدام، پاسخ های درون فردی و به سوی دیگران رفتن
ارزیابی و تغییر استرس زا، ارزیابی اولیه آسیب یا فقدان تهدیدهای بعدی، میزان مبارزه (چالش)، ارزیابی منابع مقابله و اختیارات
واقعه استرس زا، مراحل آن و دوره بعدی مورد انتظار
منابع محسوس مثل پول و وقت
سبک های مقابله معمولی
منبع یا موانع درونی
عوامل شخصیتی دیگری که بر انتخاب پاسخ ها شیوه های مقابله اثر می گذارد
نمودار (۲-۲) فرایند مقابله (کوهن[۱۰۶]، لازاروس، ۱۹۷۹، به نقل از تیلور، ۱۹۹۷، اقتباس از یزدانی، ۱۳۸۲).
۳- نظریه مثینی و همکاران:
مثینی[۱۰۷] و همکاران (۱۹۸۶) شیوه مقابله مساله مدار را به چند دسته تقسیم نموده اند:
الف: بازبینی استرس یعنی آگاهی یافتن از تنش ایجاد شده وعلت های احتمالی آن
ب: ساخت بندی که عبارت است از گردآوری اطلاعات درباره عوامل استرس زا.
ج- بررسی منابع و امکانات موجود و برنامه ریزی برای استفاده از آنها.

 

نظر دهید »
تعامل أصحاب المذاهب الأربع مع المعصومین ع ۱۲- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فهل کان أصحاب المذاهب الأربعه یخاطرون بالانتساب إلیهم أو الاقتراب من مذهبهم مع حلول البلاء بتهمه الترفض؟ وسیتبین ذلک أیضا من خلال کیفیه تعاملهم معهم.
هناک عوامل مهمه فی مراحل نقل روایه الحدیث وتداولها بین المشایخ والطبقات، فالمرحله الأولى بدأت بعد رحیل النبی ’ بنقل الحدیث عن أهل بیته ^ وعن بعض أصحابه رضوان الله تعالى عنهم، نقلا مجردا عن تدریس فقه الحدیث وقواعده، هذا لمن أجاز نقل الحدیث، لأن الخلفاء الثلاثه کما أسلفنا، کانوا قد منعوا روایه الحدیث وتدوینه، حتى أجازه عمر بن عبد العزیز فی نهایه القرن الأول، وجاءت المرحله الثانیه فبدأ فیها التفقه فی الحدیث وتدریسه ووضع القواعد والضوابط له، فأصبح الراوی بهذا اللحاظ محدثا وفقیها، وهناک من اکتفى بتلقی الحدیث وجمعه ونشره ولم یمارس التفقه فیه، فهذا لا یعد من الفقهاء فی شیء بل هو محدٍّث، وأما العارف بأسانید الحدیث وبأحوال رجاله تعدیلا وتجریحا وما إلى ذلک فلا یعد فقیها فی أحکام الکتاب والسنه، وعندما نقول: فلان من المشایخ أستاذا لفلان، فلا فرق بین أن یکون ناقلا عنه للحدیث، أو متعلما منه الفقه مباشره أو بالواسطه ، لأن تلقی العلم والروایه والتأثر بالمذهب، کل ذلک غیر مقید بزمان الحضور ولا بالأخذ المباشر کما هو معلوم.
لا نرید من رسالتنا هذه القول بأن أصحاب المذاهب الأربعه کانوا سائرین على نهج المطهرین من أئمه أهل البیت ^ وأنهم من شیعتهم، وإنما القصد هو إبراز الواقع فی کونهم رجعوا إلیهم وأخذوا منهم ولم یستغنوا عنهم ولا عن أصحابهم، وتعلموا منهم الفقه وسائر علوم الشریعه، وتأثروا بمنهجهم بِنسبٍ متفاوته، وقد خالفوهم فی أشیاء ولم یقفوا أثرهم ولم یلتزموا بنهجهم، وإن کان إختلافا یسیرا فی بدایه الأمر، إلا أن شقته اتسعت بمرور الزمان لعوامل وأسباب یطول شرحها، وقد کانوا مستقلین فی اجتهاداتهم واستحساناتهم ومقاییسهم ومذاهبهم، فالإمام الشافعی قد اتخذ لنفسه مذهبا کسلفه ولم یلتزم بمذهب شیخه وأستاذه الأول الإمام مالک، وقد خالفه فی أشیاء صرح هو نفسه بها، وهذا لا یعنی أنه لم یأخذ عن شیخه ولم یتعلم منه الفقه، وکذلک الحال عند الإمام أحمد مع شیوخه فإنه لم یلتزم بمذاهبهم، وهذا الاختلاف قد راج بین الأمه مبکرا بعد وفاه رسول الله ’ فکثرت الآراء وتشعبت المذاهب والمشارب، لمن یراه مُبررًا بموجب ما ورد (اختلاف أمتی رحمه)، بل إن العالم المجتهد لا یعدونه صاحب اجتهاد مطلق إذا تقید بمذهب معین، إلا إذا کان مستقلا فی اجتهاده غیر مقلدا لغیره، ونحن لسنا بصدد دراسه صحه هذه الظاهره من بطلانها، وإنما هی محاوله فی ثنایا هذه الرساله، للکشف والتنبیه عن الحقائق الکامنه بین السطور أو الغائبه عن العقول.
لا نُخفی الصعوبه الشاقه التی واجهتنا فی العثور على نصوص فی کتب الفریقین تتعلق بتعامل أصحاب المذاهب الأربعه المباشر مع أئمه أهل البیت ^، فإنها جدا شحیحه إلا نزرًا یسیرًا لا یکاد ِ یَبِین، ولعل الظروف السیاسیه والمذهبیه ساهمت بشکل أو بآخر فی حجب تلک الآثار والله المستعان، لکننا والحمد لله قد وجدنا بغیتنا فی تعاملهم غیر المباشر بواسطه مشایخهم وأساتذتهم مع أئمه أهل البیت ^ وقد اکتفینا بذکر بعضها بقدر تحصیل الغرض.
وقد یقال بأنکم تحشدون بعض مقاطع التاریخ التی لا تصح بحسب قواعد التصحیح والتضعیف، فقد تخطر هذه الشبهه لدى البعض ذهولا عن اختصاص تلک القواعد بالنصوص الشرعیه، ومن المعلوم عند أهل المعرفه بأن أرباب السیره والتاریخ لم یلتزموا بهذه القواعد فی نُقولاتهم ، وإن اجراها بعضهم فمن باب الاستئناس والمجارات بما الفوه فی نقل الحدیث، ومع ذلک فإنه غیر مبرر الاعتماد على کل ما نقل فی کتب السیره والتاریخ بدون احتراز وتحری .
تنقسم سیره أصحاب المذاهب الأربعه إلى ثلاثه مراحل: تبدأ المرحله الأولى بطلب العلم کما هو الحال عند الکثیرین من أبناء المسلمین.
المرحله الثانیه: تبدأ بعد النضج العلمی بملازمه الأستاذ المفضل والتأثر بخلقه والأخذ بمسلکه.
المرحله الثالثه: تبدأ بالجلوس للعامه والتصدی للإفتاء والتدریس واستخراج قواعد یعتمدها فی استنباط الأحکام الشرعیه، وعند ذلک یتبلور مذهبه ویبدأ بالظهور.
وعلى هذا الأساس یکون البحث مرتبا حسب هذه المراحل ، وقد خصصنا ِ ( لتعامل أئمه المذاهب الأربعه مع المعصومین ^) لکل إمام من أصحاب المذاهب الأربعه فصلا خاصا به على حسب ترتیبهم الزمنی، وقد ارتأینا فی بدایه الفصل الأول أن نُعرّف معانی الکلمات المِحْوریه التی تشکل العنوان الرئیسی لهذه الرساله لُغه واصطلاحا، وکذلک لمحه وجیزه عن الکتاب والعتره باعتبارهما یدخلان فی صلب الموضوع وبالله التوفیق.

 

الفصل الأول: الکلیات والمفاهیم

 

 

 

الفصل الأول: تعریف أهم الکلمات المحوریه

 

۱ -الکلیات:

یمکننا الإشاره إلى المسائل الکلیه المهمه على النحو التالی :
۱ – التعامل : ( فقهی أخلاقی ) تعامل أصحاب المذاهب الأربعه مع أئمه أهل البیت ^ کان من طرف واحد.
۲ – الأئمه والإمامه : رؤساء المذاهب ولیس الإمامه الإصطلاحیه أو بمنعى الإمامه السیاسیه .
۳ – من هم المذاهب الأربعه : لماذا حددوا بالأربعه ومن الذی حددهم وفی أی زمان ؟
۴ – العصمه والمعصومین : معنى العصمه وما المقصود بالمعصومین؟

 

تبِیین المسأله:

معلوم أن سیره أصحاب المذاهب الأربعه بمختلف أبعادها، استحوذت على مساحه واسعه من تاریخ المسلمین سیما فی جانبه الفقهی، فقد اهتم الأوائل من المدرسه السنیه طوال القرون والسنین بجمع المصادر من أفواه الرواه وحکایات الخاصه والعامه وبطون الکتب بما تیسر لهم من جهود مضنیه، ودوّن الذین جاءوا من بعدهم الکثیر من الکتب والرسائل ولم یترکوا شارده ولا وارده ذات علاقه بسیره الأربعه، إلا ونقبوا عنها وأشبعوها بحثا وتحقیقا ودراسه وتحلیلا، وقد توسع بعض مریدیهم فی کثیر من المسائل الجانبیه إلى حد الترف الممل مما أنتج تراکما لا یحصى، ولعل التنافس بین أتباع المذاهب کان الدافع الأقوى لهذا النشاط المستمر .
وقد تناول أهل السنه أیضا فی ثنایا نقولاتهم وبحوثهم، شیئا قلیلا من تعامل الأربعه مع أئمه أهل البیت ^ على مستوى البعد الدینی والاجتماعی والسیاسی، وشموخ مکانتهم العلمیه والإجتماعیه، والرجوع إلیهم والأخذ عنهم، إلاّ أن الأمر المحیر والملفت للإنتباه أنک تراهم قد جمدوا على الاکتفاء ببعض المنقولات المحتشمه ولم یتجاوزوها، وأغفلوا التعمق فی تفسیرها وبیان مدالیلها، فلا یُدرى سر هذه الغفله!! سامحهم الله، وقد بقی تعامل الأربعه مع الأئمه ^ بحاجه إلى بذل جهود کبیره فی دراسه جدّیه ومعمقه، تساهم فی إزاحه الستار عن حقائق طال حجبها.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ویحاول هذا البحث النظر فی ذلک التعامل من جمیع جوانبه المتنوعه، وترتیب مسائله بشکل علمی ومنطقی، یسهّل الاستفاده من الروایات التی استقیناها لهذا الغرض، فهذه الطریقه فی تقدیری تغنی عن کثیر من التفسیر والتحلیل، وستعلم مدى أهمیه هذا البحث فی الکشف عن مکانه أئمه أهل البیت ^ من خلال تعامل أصحاب المذاهب الأربعه عند التطبیقات فی ثنایا فصول هذه الرساله.

 

الأسئله الأصلیه والفرعیه:

أهم شیء یبتنی علیه هیکل هذا البحث هو الأسئله الأصلیه وهی :
۱ – کیف کان تعامل أصحاب المذاهب الأربعه مع أئمه أهل البیت ^ ؟
۲- ما هی حدود تعامل أصحاب المذاهب الأربعه مع أئمه أهل البیت ^ ؟
۳ – ما هی مجالات تعامل أصحاب المذاهب الأربعه مع أئمه أهل البیت ^ ؟
وتشتمل هذه الأسئله على مجموعه من المسائل المهمه والمتنوعه ذات الصله الوثیقه، وسیتم الإجابه عنها وعن الأسئله الأصلیه بشکل مرتب حسب تسلسل البحث، والأسئله الفرعیه هی :
۱ – کیف کانت مکانه الأئمه ^ من وجهه نظر الأربعه؟
۲ – کیف کان تعاملهم فی المسائل الشرعیه ؟
۳ – کیف کان تعاملهم فی المسائل السیاسیه ؟
۴ – ما هی آثار تعاملهم على مذاهبهم وعلى أتباعهم ؟

 

سوابق الموضوع والفرضیات:

قبل سنوات خلت کنت أبحث عن هذا الموضوع فی الکتب والمقالات، وما اُلـِّف قدیما وحدیثا، لعلِّی أظفر بشیء یُشبع نهمی ویطفی عطشی، فی الاطلاع على تعامل أصحاب المذاهب الإسلامیه مع أئمه أهل البیت ^، خاصه أصحاب المذاهب الأربعه، وکیف کانت علاقتهم بهم، وکیف کانوا ینظرون إلیهم، وهل کانوا قریبین منهم أو کانوا بعیدین عنهم، باعتبار أن أئمه أهل البیت ^ أمرهم خطیر ولیس أمرهم بالأمر الهیّن، وهم عتره الرسول الأعظم ’ والثقل الثانی بعد الکتاب، ولا یقاس بهم أحد من أمه الإسلام أبدا، وکل العباد عالمهم وجاهلهم وأمیرهم ومأمورهم ورئیسهم ومرؤوسهم بحاجه إلیهم، ولا یمکنهم الاستغناء عنهم، فهل یعقل أن یجهل ولا یعرف أحد مدرستهم الدینیه والعلمیه بالمدینه المنوره التی کانت أشهر من نار على علم، إلا أنی قد صُـدمت حقاً، فکیف یغفل أهل العلم والتحقیق وأهل الثقافه الإسلامیه المتقدمین منهم والمتأخرین عن هذا الموضوع المهم، فلا یشبعونه بحثا ودراسه، ولایخصصون له التألیفات والمقالات !؟ عدى بعض البحوث والمنقولات المتناثره هنا وهناک فی بطون الکتب، إلا أن بعض علماء الشیعه قد حاول ملء الفراغ فی هذا الموضوع، غیر أنه لم یکن بهذا الطرح الذی أخترناه ، ویعدُّ هذا الطرح جدید فی بابه وموضوعه وذا سابقه متمیزه، وأتمنى أن اُکمل المشوار مستقبلا، بالتوسع فیه إن بقی فی العمر بقیه، وأرجو أن یفتح هذا الطرح الباب لأهل العلم والثقافه، نحو دراسات واسعه تنیر بصیره الباحثین عن الحق.
وأما الفرضیات المتوخاه فی هذا الموضوع، فإنها تحاول إثبات أن أصحاب المذاهب الأربعه کانوا یحبون أئمه أهل البیت ^، ویحترمونهم غایه الإحترام ویکرمونهم غایه الإکرام، ویُتعبر أئمه أهل البیت ^ من الناحیه العلمیه والثقافیه فی نظرهم، ذوی مکانه سامیه لا یرتقی إلیها أحدٌ من الأمه.
وإظهار تسلیم أصحاب المذاهب الأربعه لأئمه أهل البیت ^، عند مجابهتهم فی المسائل العلمیه والشرعیه، خاصه فی مسألتی الرأی والقیاس.
وأنّ سیره أئمه أهل البیت ^ فی نظر أصحاب المذاهب الأربعه، حافزا ومؤثرا ومحل احترام لدیهم، لاتساق سیرتهم السیاسیه والاجتماعیه مع الکتاب المجید والسنه المطهره.
کما یحاول هذا البحث إقامه البراهین على أعلیمه أئمه أهل البیت ^ على الأربعه، فی کل العلوم والمعارف الدینیه والدنیویه، والنتیجه المدّعاه هی إثبات مرجعیه أئمه أهل البیت ^ الدینیه والعلمیه، وکونهم أولى بالاتـّباع من غیرهم.

 

ضروره البحث:

وهی محاوله إبراز رأی أصحاب المذاهب الأربعه فی أئمه أهل البیت ^، باعتبار أنهم یرون شموخ مکانتهم، بما خصّهم الله سبحانه وتعالى من وراثه علم النبوه والنسب الشریف الطاهر.

 

منهج البحث:

یناسب منهج هذا البحث الأسلوب التحلیلی والتوصیفی ، فقد قمنا باستقراء المقطوعات الخبریه والمجموعات الروائیه، التی جمعناها لهذا الغرض، ثم عملنا على تحلیل طائفه من تلک الأخبار والروایات، محاولین استکشاف مغازیها ومرامیها، وبالتالی وضعها فی محلها المناسب، کما سعینا فی استعراض بعض المسائل المهمه بالاعتماد على توصیفها، وراجعنا بکل عنایه ما قیل فی تلک الأخبار والروایات فی موضوع التعامل وبماذا فُسّرتْ ولما خُرِّجتْ وفی أیّ موضع وُضِعتْ، سواء أکانت فی کتب التراجم أو کتب السیره والتاریخ أو الفقه والتفسیر وغیرها، وما اُلـِّف فی هذا النحو قدیما وحدیثا، حرصا على استدراک بعض الفوائد الخفیه، آخذین بعین الإعتبار نصائح أهل العلم والاختصاص فی هذا الفن .

 

أهداف التحقیق:

۱ – إظهار مقام أئمه أهل البیت ^ ومنزلتهم فی هذه الأمه .
۲ -التأکید على أن أئمه أهل البیت ^ لا یقاس بهم أحد من هذه الأمه .
۳ -اثبات أن أئمه أهل البیت ^ هم الأوصیاء حقا ومذهبهم هو عین الإسلام الأصیل.
۴ -ابراز اعترافات أصحاب المذاهب الأربعه بأن أئمه أهل البیت ^ هم الأتقى والأعلم .
۵ -الکشف عن المناظرات العلمیه بین بعض الأئمه ^ وبعض أصحاب المذاهب الأربعه .

 

۲ –المفاهیم وتعریف أهم الکلیات المحوریه:

من الواضح أن موضوع البحث لهذه الرساله هو : تعامل أئمه المذاهب الأربعه مع المعصومین ^، وفی البدایه لابد لنا من توضیح معانی هذه الکلمات المحوریه وتعریفها لغه واصطلاحا.

 

تعریف التعامل عند أهل اللغه:

تعامل: تعامل یتعامل، تعاملا، فهو متعامل، والمفعول متعامل.
تعامل: فعل خماسی لازم.تعاملت أتعامل.
تعامل: مصدر تعامل. عامل بعضهم بعضا.
تعامل مع صاحبه: عامله، تصرف معه. تعامل معه بإخلاص، تعامل معه بالحسنى، تعامل معه بالحکمه، تعامل معه باحترام، تعامل معه بحزم إلى آخره.
التعامل: الأخذ والعطاء. تعامل فلان وفلان: عامل کل منهما الآخر. عامل فلانا: تصرف معه فی بیع ونحوه.
قولهم: وَرَاجَت الدَّرَاهمُ: تَعَامَلَ النَّاسُ بها. المعامله: المساقاه فی لغه الحجاز[۸].

 

تعریف التعامل عند أهل الشرع:

التعامل: منه المعاملات: الأحکام الشرعیه المتعلقه بأمر الدنیا کالبیع والإجاره.
معامله، عملیه، تعامل اتفاقی بین شخصین أو أکثر، وفی القرآن الکریم: ” مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ “[۹].
وفی الخبر عن جابر بن عبد الله قال النبی ’: لا تزال طائفه من أمتی تعامل على الحق حتى ینزل عیسى[۱۰].
قال الإمام علی ×: لا تعامل العامه فیما أنعم به علیک من العلم، کما تعامل الخاصه، واعلم أن لله سبحانه رجالا أودعهم أسرارا خفیه، ومنعهم عن إشاعتها، واذکر قول العبد الصالح لموسى وقد قال له: هل أتـّبعک على أن تعلِّمن مما عُلِّمت رشدا. قال: إنک لن تستطیع معی صبرا، وکیف تصبر على ما لم تحط به خبرا ! وقال ×: عامل الناس کما تحب أن یعاملوک به[۱۱].
وقال ×: أعدل السیره أن تعامل الناس بما تحب أن یعاملوک به[۱۲].
وعن علی بن الحسین × قال: إذا کنتم فی أئمه جور فاقضوا فی أحکامهم ولا تشهروا أنفسکم فتقتلوا، وإن تعاملتم بأحکامنا کان خیرا لکم. ومن نصائحه × للزهری: وإنک تعامل من لا یجهل ویحفظ علیک من لا یغفل فداو دینک فقد دخله سقم[۱۳].
وقال الإمام الباقر ×: إن استطعت أن لا تعامل أحدا إلا ولک الفضل علیه فافعل[۱۴].
قال أبو عبد الله ×: لا تعامل ذا عاهه فإنهم أظلم شیء[۱۵]. وقال ×: لا تخالطوا ولا تعاملوا إلا من نشأ فی الخیر. وقال ×: أجور السیره أن تنتصف من الناس ولا تعاملهم به[۱۶].
وفی توقیع الإمام المهدی ×: إن أردت أن تعامل أحدا فعلیک بأبی الحسین ألأسدی بالری.

 

نظر دهید »
پیش‌بینی رفتارهای ضدتولید بر اساس پنج عامل بزرگ شخصیت و رفتارهای شهروندی سازمانی در کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی‌شهر- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

هزینه‌های ناشی از تخریب اموال.

 

 

از دست دادن تولید و کاهش بهره‌وری در طول مدت اموال تخریبی.

 

 

کاهش تولید و بهره‌وری سازمان‌ها.

 

 

مشکل در اقتصاد هر یک از کشورهای جهان.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

بالا رفتن میزان سوانح در محیط کار و آسیب رساندن به سایر کارکنان.

 

 

اعتصاب کارکنان.

 

 

ورشکستگی و نابودی سازمان (اسپکتور،۲۰۰۶: اسپکتور و همکاران،۲۰۰۶: مهداد،۱۳۸۹).

 

 

 

۲-۲ شخصیت: مبانی نظری و پیشینه پژوهشی
۲-۲-۱ مفهوم شخصیت
کلمه شخصیت در انگلیسی از واژه لاتین پرسونا اقتباس شده است و در اصل اشاره به نقاب‌هایی دارد که توسط هنرپیشه‌های تئاتر در نمایش‌های یونان باستان به صورت زده می‌شد و درعین‌حال دربردارندۀ نقش آنان نیز بوده است. گاه کلمۀ شخصیت به منظور توصیف بارزترین ویژگی شخص به کار می‌رود، مثلاً گفته می‌شود فلان کس شخصیت پرخاشگر یا خجالتی دارد؛ یعنی ویژگی‌هایی که یک فرد را از افراد دیگر متمایز می‌کند (پروین،۲۰۰۱؛ ترجمه: کدیور و جوادی،۱۳۷۹).
روان‌شناسان مختلف تعاریف گوناگونی از شخصیت ارائه داده‌اند که با مرور اجمالی این تعاریف، بیش از پیش با مفهوم شخصیت از لحاظ روان‌شناسی آشنا می‌شویم.
فروید[۸۲] ساختار شخصیت را ترکیبی از عناصر نهاد[۸۳]، خود[۸۴] و فراخود[۸۵] می‌داند. آلپورت[۸۶] شخصیت را به آن چیزی که فرد واقعاً هست، تعبیر می‌کند، یعنی چیزی درونی[۸۷] که تمام فعالیت‌های انسانی را راهنمایی می‌کند و جهت می‌دهد. اریکسون[۸۸] می‌گوید زندگی بر اساس سلسله بحران‌های روان‌شناختی جریان می‌یابد و شخصیت کارکرد پیامدهای آن‌ ها می‌باشد. کلی[۸۹] شخصیت را به عنوان مسیر منحصربه‌فرد معناسازی[۹۰] فرد، خارج از تجربیات زندگی، تعریف می‌کند. راجرز[۹۱] شخصیت را به عنوان خویشتن سازمان‌یافتۀ دائمی و ماهیت ادراک‌شده از نظر ذهنی، در نظر می‌گیرد که در مرکز همۀ تجربه‌های ما قرار دارد (شولتز و شولتز،۱۹۹۸؛ ترجمۀ سید محمدی،۱۳۸۴).
شخصیت یک مفهوم انتزاعی است و نظریه‌پردازان مختلف، تعاریف نسبتاً متفاوتی برای آن ذکر کرده‌اند؛ اما به نظر می‌آید اکثر آن‌ ها در این مورد اتفاق نظر دارند که شخصیت هر فرد، منحصر به خود اوست؛ بنابراین، شخصیت را می‌توان از این زاویه که مردم چگونه باهم متفاوت هستند و یا این که در چه چیزهایی به هم شباهت دارند، مورد مطالعه قرار دارد (راس[۹۲]،۱۹۹۲؛ ترجمه جمال فر،۱۳۷۳).
این مطلب که افراد از یکدیگر متفاوت هستند بدیهی است؛ اما چگونگی و چرایی تفاوت آن‌ هاست که از وضوح کمتری برخوردار است و موضوع مطالعۀ تفاوت‌های فردی می‌باشد. پژوهش در زمینۀ تفاوت‌های فردی[۹۳] سه نکته را مدنظر دارد:

 

 

 

 

بسط دادن طبقه بندی های توصیف کنندۀ تفاوت های افراد؛

 

 

کاربرد تفاوت ها در یک موقعیت برای پیش‌بینی تفاوت ها در موقعیت های دیگر

 

 

آزمودن ساختار و پویانمایی های تبیین های نظری در تفاوت های فردی (کازدین[۹۴]،۲۰۰۱).

 

 

 

۲-۲-۲ نظریه‌های شخصیت
شخصیت یکی از مباحث بسیار مهم در حوزه‌های روان‌شناسی می‌باشد. به همین دلیل روان‌شناسان این موضوع را از دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار داده‌اند. تعدادی از این دیدگاه‌ها، در ادامه مورد بررسی قرار می‌گیرند:
۲-۲-۲-۱ دیدگاه روان‌پویایی[۹۵]
دیدگاه تحلیلی روانی (روان‌کاوی) نمونه‌ای برجسته از نظریاتی است که به انسان هم چون نظامی از انرژی می‌نگرد. فروید انرژی غریزی را به دو شکل غریزه جنسی یا لیبیدو[۹۶] و غریزه مرگ یا پرخاشگری که اساس بیولوژیکی دارند مطرح می‌سازد. هر دو غریزه، مانند سائق برانگیزانندۀ رفتار فرد می‌باشند. تخلیۀ انرژی، منجر به احساس رضایتمندی و عدم تخلیۀ آن باعث ایجاد تنش می‌گردد و احساس ناخوشایندی را برای ارگانیزم دربردارد (به نقل از هاشمیان،۱۳۷۷).
فروید هم چنین سه جنبۀ نهاد، خود و فراخود را برای ساختار شخصیت در نظر می‌گیرد. نهاد، کلیۀ نیازهای زیستی انسان را بازنمایی می‌کند. انرژی لازم برای کنش انسان، اساساً در غریزۀ مرگ و زندگی یا غریزۀ پرخاشگری و جنسی ریشه دارد که بخشی از نهاد است. نهاد، در کنش خود به دنبال آزادسازی هیجان، تنش و انرژی است و بر اساس اصل لذت عمل می‌کند. از همان ابتدا، کوشش‌های کودک در جهت ارضای آنی با محرومیت و تنبیه مواجه می‌شود و چنین تجاربی باعث به وجود آمدن رشد نظام فرعی من (خود) می‌گردد (به نقل از هاشمیان،۱۳۷۷).
درحالی‌که نهاد، در پی کسب لذت است و فراخود، کمال جو است، من یا خود، واقع‌بین است. عملکرد خود، این است که تمایلات نهاد را بر اساس اصل واقعیت و خواسته‌های فراخود بیان و ارضاء کند. خود، از اصل واقعیت تبعیت می‌کند، یعنی ارضای غرایز را تا فراهم شدن شرایط مطلوب به تعویق می‌اندازد تا بیش‌ترین لذت با کمترین درد و نتایج منفی به دست آید. طبق اصل واقعیت، انرژی نهاد می‌تواند منع، منحرف و یا به تدریج آزاد شود و همه این‌ها بر اساس واقعیت و آگاهی حاصل می‌شوند. چنین عملی با اصل لذت در تضاد نیست، بلکه بیشتر توقف موقت آن را به دنبال دارد. به طور خلاصه، خود، منطقی است و در مقابل تنش مقاوم و قوه اجرایی شخصیت است. فراخود، نقطه مقابل نهاد و بخش اخلاقی کنش انسان است. فراخود، شامل آرمان‌هایی است که برای آن تلاش می‌کنیم و تنبیه‌هایی است که هنگام تخلف از آن چه اخلاقی است انتظار داریم. این ساختار برای کنترل رفتار بر اساس قوانین اجتماعی عمل می‌کند (پروین،۲۰۰۱؛ ترجمه کدیور و جوادی،۱۳۷۹).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اگر من یا خود، از برقراری تعادل ما بین خواسته‌های نهاد و فراخود قاصر شود، فرد دچار اضطراب می‌شود و برای کاهش اضطراب به استفاده از مکانیسم‌های دفاعی[۹۷] می‌پردازد. مکانیسم‌های دفاعی، شیوه‌های غیرارادی، غیرتعلقی و تقریباً ناخودآگاه می‌باشند که به منظور کاهش اضطراب به تحریف واقعیت می‌پردازند. لازم به ذکر است که استفاده بیش از حد از مکانیسم‌های دفاعی، رشد طبیعی شخصیت را مختل می‌سازد. (شفیع آبادی،۱۳۸۴).
کارل گوستاو یونگ[۹۸] که از پیروان فروید و بنیان‌گذار روان‌شناسی تحلیلی[۹۹] بود، نقشی اساسی برای انرژی روانی در نظر گرفت. وی مفهوم زیست مایه (لیبیدو) را وسعت بخشید و آن را شامل کلیۀ کوشش‌های خلاقه و حتی فراتر از آن، نیروی به حرکت درآورندۀ کلیۀ رفتارهای بشر فرض کرد. وی هم چنین، ناخودآگاه را به دو بخش، تقسیم کرد: ناخودآگاه شخصی[۱۰۰] که برابر است با مخزن تعارض‌های درونی واپس‌زده شده و خاطرات شخصی در نظریه فروید و ناخودآگاه جمعی[۱۰۱] که شامل تاریخچۀ اجداد و نژاد گذشته ما می‌شود. این تاریخچه، در طول میلیون‌ها سال تاریخ، خود را به اشکال متنوعی از مفاهیم کهن ذخیره کرده است. به عنوان مثال، هر یک از ما دارای مفهوم کهن حیوانی است که یونگ آن را سایه[۱۰۲] می‌نامد. این مفهوم کهن، ما را آماده می‌سازد که از حیوانات بترسیم، چرا که حیوانات وحشی اغلب زندگی اجداد و پیشینیان ما را تهدید می‌کردند (یونگ،۱۹۱۹ به نقل از هاشمیان،۱۳۷۷).
به طور کلی یونگ ناخودآگاه را به عنوان یک منبع بالقوه رشد و خلاقیت بشر معرفی کرده است. او همچنین، بر این نکته که به دیگران عرضه می‌کنیم (پرسونا) و خویشتن شخصی و خصوصی فرد، تنازعی برقرار است. اگر افراد بیش از حد بر نقاب تکیه کنند، ممکن است شناخت خود را از خویشتن از دست بدهند و نسبت به این که «کی[۱۰۳]» هستند دچار تردید شوند. از طرف دیگر، نقاب همان طور که در نقش اجتماعی دیده می‌شود، بخش عمده‌ای از زندگی اجتماعی است. همین طور، بین ابعاد زنانه و مردانه نیز دوگانگی وجود دارد. هر مرد، جنبه زنانه (آنیما[۱۰۴]) را داراست و هر زن، جنبه مردانه (آنیموس[۱۰۵]) را در شخصیت خود داراست. اگر مردی جنبه زنانۀ شخصیت خود را انکار کند، ممکن است تأکید افراطی به تسلط و قدرت داشته باشد و ظاهری سرد و بی‌احساس نسبت به دیگران پیدا کند و اگر زنی جنبه مردانۀ شخصیت خود را انکار کند ممکن است به صورت افراطی مجذوب نقش مادری شود و نتواند از راه‌های دیگر به کمال برسد. تقابل دیگر، بین درون‌گرایی و برون‌گرایی افراد است و شخص به یکی از این دو طریق با جهان ارتباط برقرار می‌کند. اگرچه، جهت دیگر، همیشه برای فرد باقی می‌ماند. در حالت درون‌گرایی، جهت‌گیری اصلی به درون و به جانب خویشتن است و فرد درون‌گرا، دو دل، محتاط و متفکر است. فرد برون‌گرا، به جهان خارج گرایش داشته و از نظر اجتماعی درگیر، فعال و متهور است. یونگ وظیفۀ مهم انسان را برقراری هماهنگی و یکپارچگی نیروهای ذکرشده با سایر نیروهای متخاصم و رسیدن به وحدت خویشتن می‌داند (پروین،۲۰۰۱؛ ترجمه کدیور و جوادی،۱۳۷۹).
۲-۲-۲-۲ دیدگاه انسان‌گرایانه[۱۰۶]
دیدگاه انسان‌گرایانه با نگاهی مثبت به طبیعت انسان، او را موجودی فعال و خلاق تصور می‌کند که سعی در مستقل شدن، شناسایی، پرورش و شکوفایی نیروهای بالقوه خود دارد. راجرز یکی از بانفوذترین روان‌شناسان عصر ما است که دیدگاهی انسان‌گرایانه داشته است و انگیزۀ اصلی انسان را تکامل و خود شکوفایی می‌داند. او «خویشتن» یا «من[۱۰۷]» را الگوی سازمان‌یافته‌ای از ادراکات انسان می‌داند و خودآرمانی را آن خودپنداره‌ای که انسان دوست دارد از خود داشته باشد و به آن ارزش می‌نهد، تلقی می‌کند. او معتقد است اگر بین تصور از خویشتن خود و تجارب واقعی زندگی فرد، تعارض پیش آید، فرد دچار اضطراب شده و واکنش‌های دفاعی مخدوش‌کننده (مخدوش کردن تجربه‌هایی که با خودپندارۀ شخص در تضاد است) و انکار (وجود آن تجربۀ ناخوشایند را به کلی نفی کردن) را از خود نشان می‌دهد. او هم چنین، اشاره می‌کند که برای ایجاد عزت نفس در کودکان، باید محبت و توجه غیرمشروط به آنان ارائه کرد تا در آینده، لزومی به طرد تجارب ناهماهنگ با خودپنداره‌شان نداشته باشند و همانطور که والدینشان به صورت غیرمشروط به آن‌ ها توجه نشان می‌دهند، درک صحیحی از خود داشته باشند و با دیدی باز در جهت کمال و رفع نقایص، گام بردارند (شاملو،۱۳۷۴).
مزلو[۱۰۸] نیز مانند راجرز، معتقد بود که طبیعت و بشریت اصلی انسان، همانا خودشکوفایی است؛ اما برعکس، او خودشکوفایی را به عنوان تنها منبع رفتار انسان قبول نداشت (مزلو،۱۹۷۰ به نقل از راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳). مزلو سلسله مراتبی از نیازها را مطرح می‌کند که نقشی انگیزشی برای رفتار دارند. این نیازها به دو گروه نیازهای ناشی از کمبود (نیازهای فیزیولوژیکی، نیاز به امنیت، عشق، تعلق، احترام و عزت نفس که فرد در ارضای آنان به کمک دیگران نیازمند است) و نیازهای ناشی از رشد (نیاز به دانستن، زیبایی‌شناختی و خودشکوفایی) تقسیم می‌شوند (راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳).
همچنین، مزلو معتقد است که باید به انسان اعتماد کرد و اجازه داد که آزادانه دست به انتخاب بزند. او دو حق انتخاب پیش رو دارد: یکی جاذبه‌ها و خطرهای امنیت، که باعث می‌شوند انسان به عقب بازگردد و به گذشته تکیه و از رشد کردن، خطر شدن، استقلال، آزادی و جدایی بترسد و دیگری جاذبه‌ها و خطرهای رشد است که انسان را به جانب تمامیت و یگانگی و کاربرد کامل همۀ توانایی‌های خود و اعتمادبه‌نفس در مواجهه با دنیای خارج سوق می‌دهند، ضمن این که انسان عمق ناخودآگاه واقعیت خود را می‌پذیرد. اگر نیازهای کمبود، برطرف گردد، فرد در سطح نیازهای رشد عمل می‌کند و انتخاب‌هایش معمولاً از نوع پیشرفته خواهد بود (مزلو،۱۹۷۰ به نقل از پروین،۲۰۰۱؛ ترجمه: کدیور و جوادی،۱۳۷۹).
به عقیده مزلو افراد خودشکوفا ویژگی‌های زیر را دارا هستند:

 

 

 

 

ادراک صحیح از واقعیت

 

 

پذیرش خود، افراد دیگر و دنیا

 

 

خودانگیزی

 

 

تمرکز بر مشکلات و موضوع مورد نظر خود

 

 

خودمحوری

 

 

خودمختاری و استقلال عمل

 

 

آزادمنشی

 

 

خلاقیت و رفتار غیرمقلد (هاشمیان،۱۳۷۷).

 

 

 

۲-۲-۲-۳ دیدگاه روابط بین فردی[۱۰۹]
گروهی از نظریه‌های شخصیت از دیدگاه اجتماعی به انسان نگاه می‌کنند و اساس ساخت شخصیت افراد را عوامل محیط اجتماعی درنظر می‌گیرند. آدلر[۱۱۰] از جمله نظریه‌پردازانی است که بر جنبه اجتماعی بودن انسان تاکید داشته است. وی انگیزه اصلی بشر را میل به برتری‌جویی می‌داند. برتری‌جویی[۱۱۱] که از احساس حقارت سرچشمه می‌گیرد، عاملی برای وحدت بخشیدن به شخصیت و به فعلیت درآوردن استعدادهای بالقوه می‌باشد. آدلر سه عامل جسمانی، روانی و اجتماعی را در شکل‌گیری شخصیت مهم می‌داند و معتقد است از تقابل این سه عامل، شیوۀ زندگی فرد که منحصر به خود اوست به وجود می‌آید (کریمی،۱۳۷۵).
وی هم چنین، چهار نوع شیوه را که افراد در مقابله با مسائل زندگی به کار می‌گیرند، مطرح می‌کند:
الف) سلطه‌گر[۱۱۲]: این افراد در ارتباط با دیگران سلطه‌گرند و با وجود فعالیت زیاد علایق اجتماعی کمی در آن‌ ها به چشم می‌خورد.
ب) ستاننده[۱۱۳]: این افراد درعین‌حال که انتظار دارند چیزهایی را از دیگران یاد بگیرند، به آن‌ ها وابسته‌اند و فعالیت کمتری از خود نشان می‌دهند و علایق اجتماعی کم‌تری نیز در آن‌ ها دیده می‌شود.
ج) اجتنابی[۱۱۴]: این‌گونه افراد از مشکلات فرار می‌کنند، فعالیت کم‌تری دارند و علایق اجتماعی کمی در آن‌ ها دیده می‌شود.
د) مفید از حیث اجتماعی[۱۱۵]: این افراد با دیگران در جهت بهتر شدن یا بهبودی افراد دیگر مشارکت و همکاری دارند و فعالیت و علاقۀ اجتماعی‌شان در حد بالایی است (ساعتچی،۱۳۷۴).
هاری استاک سالیوان[۱۱۶] نیز معتقد به تأثیر روابط بین فردی و عوامل اجتماعی در شکل‌گیری شخصیت می‌باشد و شخصیت انسان را متشکل از سه عنصر پویایی، تصویر ذهنی از خود و دیگران و فرایندهای شناختی می‌داند. پویایی که کوچک‌ترین واحد رفتاری فرد می‌باشد، نوعی الگوی رفتاری ثابت و تکراری است که تقریباً به عادت شباهت دارد و مجموعاً خصوصیات خاص یک فرد را تشکیل می‌دهد، مانند تخیل، احساس و تکلم. تصویر ذهنی، مجموعه‌ای از احساسات و نگرش‌ها و تفکراتی است که هر فرد از خود و دیگران داشته و هدف آن ارضای احتیاجات و کاستن اضطراب فرد است، مثال، تصویر ذهنی کودک از مادر خوب که احتیاجات او را برطرف کند. فرایندهای شناختی، شامل سه نوع تجربۀ حسی نامربوط و واقعی می‌شود، تجربۀ حسی، شامل ادراک‌ها و هیجان‌ها و احساس‌های دست اول می‌باشد که از خالص‌ترین و ساده‌ترین نوع تجارب‌اند و در چند ماه اول زندگی، رخ می‌دهند و شرط لازم برای پیدایش دو نوع دیگر تجربه‌اند. تجربۀ نامربوط، برقراری ارتباط علّی بین پدیده‌هایی است که واقعاً رابطه علّی حاکم بر آن‌ ها حاکم نیست، ولی این‌طور به نظر می‌رسند، مانند خرافات، توهمات و هذیان‌ها. تجربۀ واقعی، آن نوع تفکری است که واقعیات بیرونی بر آن صحه می‌گذارند و نوعی توافق عمومی بر معنای آن وجود دارد، مثل اعداد. این نوع تفکر، باعث نظم منطقی بین تجربیات و ارتباط افراد با یکدیگر می‌شود. وقتی روابط انسان مختل می‌شود که در پویایی‌ها، تصاویر ذهنی و فرایندهای شناختی اختلالی رخ دهد (سالیوان،۱۹۵۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴).
۲-۲-۲-۴ دیدگاه یادگیری اجتماعی[۱۱۷]
آلبرت بندورا[۱۱۸] و والتر از نظریه‌پردازان مطرح در دیدگاه یادگیری اجتماعی هستند که نگرشی متفاوت از دیدگاه‌های افراطی محیط‌گرایان (مثل اسکینر) و فطرت‌گرایان داشته‌اند (سیف،۱۳۸۱) و معتقد به جبرگرایی تقابلی (تأثیر متقابل بین فرد، موقعیت و رفتار) می‌باشند. آن‌ ها هم چنین دو مفهوم الگوپذیری و یادگیری مشاهده‌ای را مطرح می‌سازند (راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳) که بر اساس آن بار اطلاعاتی که برای فرد فراهم می‌ساختند در شکل‌گیری رفتار وی موثرند (بندورا و والترز،۱۹۶۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴).
جولیان راتر[۱۱۹] یکی دیگر از نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی، معتقد است برای درک رفتار انسان نه تنها باید به اثر تقویت توجه داشت بلکه باید به انتظار فرد از آن تقویت ارزشی که فرد برای آن قائل است و هم چنین موقعیت روانی فرد توجه داشت (راس،۱۹۹۲؛ ترجمه جمالفر،۱۳۷۳). در حقیقت توان رفتاری (احتمال بروز یک رفتار در یک موقعیت معین) به انتظاری که فرد از ماهیت تقویت و میزان تعمیم‌پذیری آن در شرایط مشابه و هم چنین، ارزش و اهمیتی که برای تقویت قائل است و موقعیت روان‌شناختی فرد (مجموعه ادراک‌هایی که بر رفتار فرد تأثیر می‌گذارند تا به گونه‌ای خاص واکنش نشان دهد) بستگی دارد (راترز،۱۹۶۶ به نقل از کریمی،۱۳۷۵).
به عقیدۀ راتر فردی که عملکردش را متأثر از پاداش و تنبیهی که دریافت داشته می‌داند و بین رفتار خود و پیامدهایش ارتباط قائل است، دارای منبع کنترل درونی است، اما اگر فرد اعتقاد داشته باشد عملکرد رفتاری او توسط شانس، سرنوشت و دیگران تعیین می‌گردد در این صورت به کنترل بیرونی معتقد می‌گردد (راترز،۱۹۶۶ به نقل از کریمی،۱۳۷۵).
راترز آزمونی که در سال ۱۹۶۶ جهت سنجش و اندازه‌گیری انتظارات فرد برای منبع کنترل انجام داده بود این‌گونه نتیجه گرفت که افرادی که عملکردشان تحت کنترل درونی است، معمولاً مسئولیت بی‌شماری را نسبت به زندگی خود به عهده می‌گیرند و با دقت بیشتری برای زندگی خود برنامه‌ریزی می‌کنند و کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می‌گیرند (راتر،۱۹۷۵ به نقل از هاشمیان،۱۳۷۷).
۲-۲-۲-۵ دیدگاه شناختی[۱۲۰]
نظریه‌های شناختی افراد را بر مبنای این که چطور اطلاعات را سازمان می‌دهند رمزگردانی و یا تعبیر و تفسیر می‌کنند، توصیف می‌نمایند. آن‌ ها نهایتاً فرد را به عنوان یک سیستم پردازش مدنظر قرار می‌دهند. در این دیدگاه فرد، نقش فعالی در انتخاب پاسخ به محرک و تعبیر و تفسیر آن به عهده دارد (هاشمیان، ۱۳۷۷).
جورج کلی[۱۲۱] یکی از نظریه‌پردازان پردازش اطلاعات می‌باشد که معتقد است بشر، جهان را از دریچۀ ساختار ذهنی (مجموعه تفکرات و معیارهایی که بر اساس آن، فرد دنیای تجربیات خود را تفسیر و درک می‌کند) می‌بیند و مانند یک دانشمند، هدفش شناخت، پیش‌بینی، کنترل و تغییر پدیده‌هاست و مستمراً در حال فرضیه‌سازی و آزمون فرضیه می‌باشد. او معتقد است، انسان فردی آینده‌نگر است که دائماً برای ساختن معنایی از تجارب مختلف در تلاش است و این معنابخشی به طور مداوم در حال سنجش و تغییر است. در این فرایند، ساختارها و فرضیه‌های که تأیید می‌شوند تحکیم و روشنی بیشتری می‌یابند و آن‌ ها که مردود می‌شوند، تغییر یا حذف می‌گردند. تمام ساختارها به طور فطری دوقطبی و قابل طبقه‌بندی هستند و هر ساختاری یک قطب شباهت (شباهت دو عنصر) و یک قطب تضاد (تفاوت بین دو عنصر) را دارا می‌باشد، مثل دوست داشتن و دوست نداشتن. از خصوصیات دیگر ساختارها محدودۀ امکان (یعنی سلسله وقایع در قلمروی خاص و محدود) است به طوری که یک ساختار برای بعضی وقایع مناسب و برای برخی دیگر نامناسب می‌باشد. به عنوان مثال ساختار ذهنی راست‌گو- دروغ‌گو نمی‌تواند در مورد شخص پرکار و کم‌کار، به ما چیزی بگوید، محدوده‌اش فقط در حیطۀ راست‌گویی و دروغ‌گویی است. خصوصیت دیگر نقطۀ تمرکز، امکان این است که نقطه یا قلمرویی را در محدودۀ امکان راست گویی-دروغگویی، دست‌درازی کردن به اموال دیگران است و برای شخص دیگر در سیاست است و خصوصیت آخر نفوذپذیری و نفوذناپذیری است. نفوذپذیری، عناصری را که هنوز در چهارچوب تغییرات خود قرار نگرفته‌اند می‌پذیرد، مثلاً امکان دارد کارمند صالح وجود داشته باشد. فرد نفوذناپذیر، اگر ساختاری مبنی بر متقلب بودن همۀ کارمندان دولت داشته باشد، نمی‌پذیرد که کارمند صالح می‌تواند وجود داشته باشد. ساختارها، بر اساس کیفیت کنترلی که بر روی عناصر خود دارند می‌توانند به سه گروه تقسیم شوند (کلی،۱۹۶۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴):
ساختار قالبی: افرادی که از قانون همه یا هیچ تبعیت می‌کنند و قضاوت‌های خشک و تغییرناپذیر دارند.
ساختار جمع‌بندی یا تعمیم‌گرایی: این ساختار، از ساختار قالبی انعطاف‌پذیرتر است و به عناصر تشکیل‌دهندۀ خود اجازه تعلق به قلمروهای دیگر را می‌دهد، مثلاً یک کشتی‌گیر، حتماً آدم خشن و بی‌احساسی نیز هست.
ساختار پیشنهادی: این ساختار، به عناصر خود اجازه انعطاف می‌دهد، شخص با این نوع ساختار، با پذیرش تجارب جدید قادر است ساختار موجود خود را تغییر دهد (شاملو،۱۳۷۴).
کلی بیان می‌دارد که اگر حدود و نوع ساختار فرد را بشناسیم می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که چه نوع رفتاری از او سر خواهد زد.سیستم ساختاری هر فرد بسوی تحریف و گسترش جهت داده می‌شود. کلی (۱۹۶۳) تفاوت این دو را، به مثابۀ تفاوت بین ایمنی و ماجراجویی می‌داند. او معتقد است که انسان دائماً در حال اثبات و گسترش محدودۀ سیستم ساختاری خود است. هرگاه فرد در پیش‌بینی وقایع بطور صحیح احساس ایمنی و اعتمادبه‌نفس کند و حتی خطر اشتباه کردن را بپذیرد، می‌تواند سیستم ساختاری‌اش را گسترش دهد و برعکس، اگر در پیش‌بینی وقایع و حوادث احساس ناامنی و عدم کفایت کند، به احتمال قوی تحریف را انتخاب خواهد نمود. او همچنین معتقد است، درمانگر، تنها کمکی که به بیمار می‌تواند بکند این است که وی را در اکتساب ساختارهای موجود انعطاف‌پذیرتر نماید تا تجربه‌های جدید را برای سازگاری با خود بپذیرد (کلی،۱۹۶۳ به نقل از شاملو،۱۳۷۴).
کلی تاکید می‌کند که برای این که کسی را خوب بشناسیم باید هر دو قطب ساختاری او را و همچنین محدودۀ استفاده از آن را خوب بشناسیم و به این منظور آزمون نقش خزانۀ رفتاری را تدوین کرد که در آن شخص خصوصیات افراد مهم زندگی خود را تفسیر می‌کند و ترکیبات سه نفری آزمودنی مشخص و همچنین دو قطب ساختاری محدودۀ استفاده از آن شناسایی می‌شود (کلی،۱۹۶۳ به نقل از راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳).
۲-۲-۲-۶ صفت[۱۲۲]‌گرایان
طرفداران نظریه صفت معتقدند، مردم دارای خصوصیات متفاوت و ترکیبات گوناگون و نیاز صفات هستند که بسیاری از این صفات می‌توانند در یک راستا قرار گیرند؛ بنابراین، می‌توان افرادی با ترکیبات مشابهی از صفات را در یک گروه طبقه‌بندی نمود و به تیپ‌های گوناگون شخصیتی دست یافت (راس،۱۹۹۲؛ ترجمه: جمالفر،۱۳۷۳).
این گروه از نظریه‌پردازان، صفات را به عنوان واحد اساسی شخصیت درنظر می‌گیرند و فرضشان بر این است که با کشف این واحدها و روابط درونی آن‌ ها با یکدیگر، به ابزار قابل اندازه‌گیری برای توصیف و پیش‌بینی رفتار دست یابند (هاشمیان،۱۳۷۷). در رویکرد صفات، سعی بر این است که خصوصیات اساسی فرد که جهت دهنده رفتار اوست تفکیک و توصیف شود. در این رویکرد به شخصیت اجتماعی فرد توجه می‌شود و بیشتر، توصیف شخصیت و پیش‌بینی رفتار مورد توجه است تا رشد شخصیت. در نظریۀ صفات، مردم از لحاظ ابعاد یا مقیاس‌هایی متعدد که هر یک نمایشگر یک صفت است، متفاوت شمرده می‌شوند. به این ترتیب، می‌توان هرکس را با مقیاس‌های هوش، ثبات هیجانی، پرخاشگری و جز آن، ارزیابی کرد. پس برای دست یافتن به یک توصیف جامع از شخصیت، باید بدانیم که هر فرد در ابعاد مختلف چه جایگاهی دارد. هر صفت، عبارت است از ویژگی معینی که در افراد گوناگون، به طرزی نسبتاً پایدار و همسان، متفاوت است. وقتی در گفتگوهای معمولی به خود و دیگران صفاتی مانند «پرخاشگری»، «محتاط»، «هیجان پذیر»، «باهوش» و «مضطرب» را نسبت می‌دهیم در واقع اصطلاحات «توصیفی» به‌کاربرده‌ایم. ما این اصطلاحات را از رفتار شخص انتزاع می‌کنیم. وقتی از رفتار فردی، در شرایط متعدد پرخاشگری می‌بینیم، ممکن است او را به عنوان «آدم پرخاشگر» توصیف کنیم.
مادامی که به یاد داشته باشیم، اصطلاح «پرخاشگری» از مشاهدۀ رفتار بدست آمده است و کاربرد آن به عنوان یک صفت، ایرادی ندارد. خطر در این است که این اصطلاح توصیفی را برای تبیین رفتار به کار ببریم. گفتن این که زنی به خاطر صفت پرخاشگری بر سر هم‌اتاقی خود فریاد کشید، هیچ تبیینی از او به دست نمی‌دهد، چرا که این صفت را از رفتار استنتاج کرده‌ایم، لذا نمی‌توانیم از آن برای تبیین رفتار استفاده نمائیم. روان‌شناسانی که در ارتباط با نظریۀ صفات فعالیت می‌کنند به این موضوعات علاقه دارند:
الف) تبیین صفات اصلی که توصیف معناداری از شخصیت به دست می‌دهند، ب) یافتن روش‌هایی جهت سنجش این صفات (هاشمیان،۱۳۷۷).
هزاران لغت در زبان انگلیسی و دیگر زبان‌ها وجود دارد که به خصوصیات رفتار اشاره دارند. چگونه می‌توان آن‌ ها را به تعداد کم‌تری، در حدی که برای توصیف شخصیت معنی‌دار باشد، کاهش داد؟ در یکی از رویکردها، از تحلیل عوامل استفاده می‌شود. مثلاً فرض کنید که تعداد زیادی از لغاتی را که شخصیت را توصیف می‌کنند انتخاب کرده و آن‌ ها زا به صورت جفت‌هایی که دو قطب مخالف یک صفت را نشان می‌دهند تنظیم نماییم (منظم-نامنظم، خونسرد-نگران، حساس-بی تفاوت، اهل همکاری-منفی‌باف و مانند آن). سپس، از عده‌ای بخواهید که به دوستانشان از لحاظ هر جفت از این لغات نمره‌ای بدهند. بررسی این نمره‌ها به کمک تحلیل عوامل، تعداد معدودی بعد یا عامل بدست می‌دهد که بر مبنای آن‌ ها می‌توان همبستگی بین نمره‌ها را تبیین کرد. گسترده‌ترین مطالعه درباره صفات شخصیتی توسط ریموند کتل[۱۲۳]، صورت گرفته است. وی طی سه دهه به کمک پرسشنامه‌ها آزمون‌های شخصیت و مشاهدۀ رفتار در شرایط واقعی زندگی داده‌هایی بدست آورد. کتل ۱۶ عامل را به عنوان صفات بنیادی و زیربنایی شخصیت شناسایی کرده است (هاشمیان،۱۳۷۷).
۲-۲-۲-۷ ریموند کتل
ریموند کتل درجه دکتری خود را در انگلستان گرفت و به آمریکا مهاجرت کرد. او معرفی‌کننده روش‌های تحلیل چندمتغیری و تحلیل عوامل است، آن دسته از روش‌های آماری که به طور همزمان روابط بین متغیرهای متعدد و عوامل چندگانه را در مطالعه شخصیت ارزیابی می‌کنند. کتل با بررسی عینی زندگی شخصی، افراد بر اساس مصاحبه‌های شخصی و استفاده از پرسشنامه، صفات گوناگونی را شرح داد که نماینده سنگ بنای شخصیت است.
صفات، هم زمینه بیولوژیک دارند و هم تحت تأثیر محیط و یادگیری هستند. صفات بیولوژیک مشتمل‌اند بر: جنس، اجتماعی بودن، پرخاشگری و محافظت پدر و مادری. صفات آموخته‌شده محیطی، مشتمل‌اند بر: عقاید فرهنگی نظیر کار، مذهب، صمیمیت، عشق‌ورزی و هویت. یکی از مفاهیم مهم کتل، قانون اجبار برای حد متوسط زیستی اجتماعی است، یعنی اجتماع بر کسانی که زمینه ژنتیک متفاوتی دارند فشار وارد می‌آورد تا خود را با موازین اجتماعی تطبیق دهند. به این ترتیب مثلاً فردی با تمایل ژنتیک قوی برای سلطه‌جویی احتمال دارد که از طرف اجتماع برای محدودیت تشویق شده و کسی که طبعاً آدمی مطیع است، برای ابراز وجود ترغیب شود (کتل، ۱۹۶۳به نقل از شولتر و شولتز،۱۹۹۸؛ ترجمه: سیدمحمدی،۱۳۸۴).
۲-۲-۲-۸ نظریۀ میدانی[۱۲۴] لوین
لوین انسان را (که موجودی مجزا و ممتاز از سایر حیوانات تعریف می‌شود) با یک شکل هندسی مجسم می‌کند و در توجیه این عمل خود می‌گوید: در تعریف و توصیف رفتار آدمی، معمولاً واژه‌هایی به کار می‌بریم و برای توضیح معنی هر واژه ناچار به استعمال واژه یا واژه‌های دیگر می‌شویم و سرانجام این توصیف‌های لفظی احیاناً، مخالف با واقع درآیند و یا لااقل مبهم می‌باشند؛ بنابراین، بهتر است به جای علائم لفظی علامت‌هایی از نوع دیگر، مثلاً علائم یا تصاویر برخلاف علامت‌های لفظی، قابل پذیرفتن عملیات ریاضی می‌باشند (لوین،۱۹۳۵ به نقل از سیاسی،۱۳۷۹).

 

نظر دهید »
تاثیر لغات بیگانه درمتون نظم دوره معاصر- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

اهداف وفرضیه ها ۳
تعاریف عملیاتی متغیرها ۴
فصل دوم
پیشینه تحقیق ۷
فصل سوم
روش تحقیق ۲۰
نوع مطالعه«روش هاوابزارگردآوری اطلاعات» ۲۱
اسنادعمده ی مورداستفاده دراین تحقیق ۲۱
ابزارگردآوری اطلاعات ۲۱
محدودیت هاوموانع ۲۱
فصل چهارم
سرگذشت زبان ۲۳
تاریخ ادبیات ایران ۲۷
دوره های تاریخی واژه پذیری در زبان فارسی ۳۴
تأثیرزبان های اروپایی درزبان فارسی امروز ۳۸
اقتباس الفاظ بیگانه ۳۹
پدیده ی قرض گیری ۴۰
انواع قرض گیری ۴۲
روش های مختلف واژه سازی برپایه قرض گیری واژگانی ۴۲
علل وعوامل ورود زبان های بیگانه به ایران ۴۵
علل وعوامل پدیده قرض گیری ۴۶
وام گیری زبانی ۴۹
انواع گرته برداری ۵۰
فرایندنفوذواژه های بیگانه ۵۲
بخش دوم
مهدی حمیدی شیرازی ۵۷
واژه های بیگانه در اشعار حمیدی شیرازی ۵۸
امام خمینی(ره) ۵۹
واژهای بیگانه در شعر امام خمینی(ره) ۶۷
فاطمه راکعی ۶۸
واژه های بیگانه در اشعار فاطمه راکعی ۶۹
سهراب سپهری ۷۰
واژه های بیگانه در اشعار سهراب سپهری ۷۳
احمد شاملو ۷۶
واژه های بیگانه دردیوان احمد شاملو ۸۱
شهریار ۸۳
واژه های بیگانه در شعر شهریار ۸۴
طاهره صفار زاده ۹۴
واژه های بیگانه در اشعار طاهره صفار زاده ۹۵
علیرضا قزوه ۱۰۲
واژه های بیگانه در اشعار علیرضا قزوه ۱۰۳
احمد کسروی ۱۰۸
واژه های بیگانه در اشعار احمد کسروی ۱۰۹
موسوی گرمارودی ۱۱۰
واژه های بیگانه در اشعارموسوی گرمارودی ۱۱۱
شمس لنگرودی ۱۱۲
واژه های بیگانه در اشعار شمس لنگرودی ۱۱۲
نصرالله مردانی ۱۱۶
واژه های بیگانه در آثار نصرالله مردانی ۱۱۷
فریدون مشیری ۱۱۷
واژه های بیگانه در اشعار فریدون مشیری ۱۱۹
فصل پنجم
نتیجه گیری ۱۲۳
منابع و مآخذ ۱۲۴
عکس ها ۱۲۹
مقدّمه
زبان صورت واحد و ثابتی ندارد زیرا امری اجتماعی است و در جوامع بشری به عنوان وسیله ای برای برطرف کردن نیاز افراد جامعه به بقراری ارتباط با یکدیگر و تفهیم و تفاهم به کار می رود و همچنان که می دانیم هر جامعه همانند موجود زنده ای پیوسته دستخوش و تحوّل است و به تبع و بر اثر تغییر و دگرگونی بنیادهای آن از قبیل سیاست ، مذهب ،آداب و رسوم ،حِرَف و مشاغل، ابزارهای زیستن و نظایر اینها تغییر می کند. از این رو هر گونه تغییر و تحوّلی که در جامعه حاصل شود به ضرورت ، نیازهای آن جامعه را دگرگون می سازد و این دگرگونی به ناچار در تغییر و تحوّل زبان نیز تاثیر و دخالت به سزایی دارد .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
به اعتقاد او همچنان که تاریخ سرگذشت اقوام و ملّتهای مختلف و حوادث گذشته بر آنها را در زمان های مختلف شرح می دهد ، تاریخ یک زبان نیز تغییرات و دگرگونی های آن زبان را در گذار زمان و در طول دوره دوام آن زبان مشخص می کند و به کمک بررسی های تاریخی هر زبان است که می توان ، هم تغییرات و تحوّلات آن زبان را در ادوار تاریخی مختلف شناخت و هم قواعد و قوانین حاکم و ناظر بر آن تحوّلات را بدست آورد .
وقتی صحبت از فارسی می شود عده ای به یاد دروان هخامنشیان و زبان فارسی باستان می افتند . البته درست است که ریشه بسیاری از واژه های به کار رفته شده ی امروز را در فارسی باستان می یابیم . ولی زبان قرن ها پیش از اسلام مرده است و ما می دانیم که دوران سلوکیان حتی زبان یونانی در کشور ما نفوذ یافت و مدت ها زبان رسمی بود و طبیعتاً آثار و جراحات زیادی در فرهنگ و تمدن کهن ما به جای گذاشت . در زمان اشکانیان بود که پیرایش فارسی از زبان یونانی مطرح شد و زبان فارسی میانه شکل گرفت و تا پایان دوره ی ساسانیان رسماً دوام داشت. زبان پهلوی که سر منشأ بسیاری از واژه های امروز است یکی از زبان های فارسی میانه است . با استقبال ایرانیان از اسلام و علاقه ای که به قرآن نشان دادند قرآن یعنی عربی رواج گسترده ای در یران پیدا کرد و بسیاری از کتب تالیف شده بعد از پذیرش اسلام به زبان عربی نگاشته شد . حتی دانشمندی ایرانی همچون ابوریحان بیرونی افتخار میکنند که تقریباً همه ی آثارش را،جز یکی ، به زبان عربی نوشته است!
فصل اول
کلیات تحقیق
بیان مسأله
در این رساله سعی شد اطلاعات جامع و مستندی در مورد واژگان بیگانه ادبیات پس از انقلاب اسلامی گردآوری شود، بنابراین تصمیم بر آن شد با مطالعه ی سایت های مختلف اینترنتی و بررسی گسترده در متون ادبی رساله ای جامع و کامل در این زمینه به نگارش در آید تا بتوان با این اقدام که گام نخست در جستجوی واژه های بیگانه در زبان فارسی می باشد دین خود را به ادبیات کشور ادا کرده از طرفی بتوان جرأت لازم را در درجه ی اوّل به مسئولان و سایر مردم داد تا در عدم به کارگیری واژه های بیگانه در زبان فارسی تلاش کنند و مناً کاری کرد تا بر همت نسل جوان در پاسداری آگاهانه و غیرتمندانه از این میراث ارزشمند معنوی یعنی زبان فارسی افزوده شود .
اهمیت وضرورت تحقیق
هدف از نگارش این رساله این بود که بتوان رساله ای جامع و کامل در زمینه ی واژگان بیگانه در ادبیات دوره پس از انقلاب به نگارش در آورد . بنابراین ضرورت داشت که به گردآوری رساله ای دست زد که بتوان از ورود واژه های بیگانه به زبان فارسی جلوگیری کرده ، برای حفظ و غنای ادبیّات مانع ورود واژه های بیگانه به زبان و ادبیات شد .
در این رساله سعی شد تحوّلات فارسی در ادوار مختلف ، دوره های تاریخی واژه پذیری در زبان فارسی ، علل ورود واژگان بیگانه به زبان فارسی ، آسیب دیدگیهای زبان فارسی به همراه سبک های ادبی را مورد بحث و بررسی قرار داده در آخر نیز نمونه ای از اشعار شاعران و آثار نویسندگان دوره ی پس از اسلام مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت .
اهداف تحقیق
اهداف کلی:
– بتوان واژه های بیگانه را که به زبان و ادبیّات فارسی وارد شده مورد نقد و بررسی و تحلیل قرار داد.«کاربردی»
اهداف جزئی:
– بتوان نحوه ورود واژه های بیگانه ای که از زبان فرانسه وارد زبان فارسی شده اند را نقد و بررسی کرد .«کاربردی»
-بتوان واژه های انگلیسی را که به زبان فارسی وارد شده اند ، نقد و تحلیل نمود . «کاربردی»
-بطور کُل بتوان واژه های بیگانه ای که به زبان و ادبّیات فارسی هجوم آورده اند را شناسایی نموده ، نقد و تحلیل کرد . .«کاربردی»
فرضیه های تحقیق
به نظر می رسد واژه های بیگانه ای که به زبان فارسی وارد شده اند قابل نقد و بررسی هستند .

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 188
  • 189
  • 190
  • ...
  • 191
  • ...
  • 192
  • 193
  • 194
  • ...
  • 195
  • ...
  • 196
  • 197
  • 198
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • تحلیل-محتوای-کتب-هدیه-های-آسمانی-از-حیث-توجّه-به-مفاهیم-پیشگیرانه-از-جرم- قسمت ۶
  • بررسی تاثیر دورکاری بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی( مورد مطالعه سازمان‌های دولتی شهرستان یزد)- قسمت ۵- قسمت 2
  • اثربخشي دوره هاي آموزش پيش از خدمت سربازان تعاون يار در ايجاد صلاحيت هاي حرفه اي- قسمت 76
  • تحقیقات انجام شده درباره استخراج روغن پسته ی کوهی(Pistacia atlantica) با کمک امواج فراصوت و بررسی ویژگی ...
  • امکان سنجی بکارگیری مربی گری (Coaching) در فعالیت های آموزش و بهسازی منابع انسانی مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان رباط کریم- قسمت ۹- قسمت 2
  • بررسی تطبیقی بزه آدم ربایی در حقوق کیفری ایران و لبنان- قسمت ۴
  • پایان نامه مدیریت در مورد : تصمیمات سرمایه گذاری
  • بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر رفتار مصرف کنندگان درفرایند تصمیم خرید خودرو- قسمت ۶
  • دستور العمل های ناظر بر شرکت های چند ملیتی و آثار احتمالی آن بر حقوق ایران، با تاکید بر دستور العمل۹۳ OECD 2011- قسمت ۶
  • جایگاه تبلیغ دینی در سیاست ها و برنامه ریزی های فرهنگی کشور- قسمت ۶
  • دانلود پایان نامه در رابطه با : اثر بخشی نمایش درمانی بر فراخنای توجه پسران کم توان ذهنی آموزش پذیر ...
  • فروش اینترنتی فایل پایان نامه ارکان فناوری اطلاعات
  • دانلود پایان نامه درباره : بررسی رابطه بین هوش هیجانی و وسواس در بین دختران مقطع ...
  • ✅ تکنیک های بی نظیر درباره آرایش
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره آشنایی با دوران بلوغ و نحوه ‌ی برخورد والدین با ...
  • تحقیقات انجام شده در مورد بررسی اثر شوری بر صفات فیزیولوژیک و مورفولوژیک گندم- فایل ...
  • بررسی تاثیر دورکاری بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی( مورد مطالعه سازمان‌های دولتی شهرستان یزد)- قسمت ۵
  • پایان نامه ارشد : مزایای مدیریت دانش
  • پایان نامه مدیریت دانشگاهی : نقش توسعه منابع انسانی در کارآیی و اثربخشی فرآیندها
  • مقاله مدیریت : کاربرد شایستگی در برنامه‌ریزی منابع انسانی
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع اهداف تجدید ساختار صنعت برق
  • پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی دبیران تربیت بدنی از طریق ویژگی های فردی و هوش هیجانی در شهرکرمانشاه۹۳- قسمت ۱۳

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان