اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی‌رابطهفضای‌مجازی‌ وعامگرایی‌کاربران‌اینترنت درسـازمـان‌اسـنـادوکـتـابـخـانه‌ملـی‌ایـران- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در بحث از واقعیت، با مرور نظرات دریفوس و مرلوپونتی تعریفی به دست آمد که ادراک ناشی از حضور جسمانی در مکان را بدون جانشین تلقی می‌کرد. برگر و لوکمان نیز برآنند که واقعیت زندگی روزمره بر محور اینجای جسم فرد و اکنونِ حضور او تنظیم و تشکیل می‌شود. این اینجا و اکنون، کانون توجه انسان به واقعیت زندگی روزمره اوست. اما همه واقعیت زندگی روزمره به وسیله این حضورهای بی‌واسطه مورد استفاده واقع نمی‌شود، بلکه پدیده‌هایی را دربر می‌گیرد که در اینجا و اکنون حضور ندارند. به دیگر سخن، من زندگانی روزمره را بر حسب درجات مختلف نزدیکی و دوری، هم از لحاظ مکانی و هم از لحاظ زمانی، تجربه می‌کنم (برگر و لوکمان، به نقل از دوران ۱۳۸۶: ؟؟؟). گفتیم که رسانه‌ها بازنمایی‌هایی از واقعیت را در فواصل دور و به صورت همزمان یا غیرهمزمان منتقل می‌کنند. جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان ارتباطات، این قابلیت وسایل ارتباطی را ذیل عنوان «فشردگی فضا و زمان» مورد بررسی قرار می‌دهند. فشردگی فضا و زمان مهمترین مشخصه جهانی‌ شدن یا جهانی‌سازی است و اغلب نظریه‌پردازان معاصر، جهانی شدن را با تأکید بر فناوری‌های رسانه‌ای و خاصیت ذاتی آنها در تغییر تصور انسان از زمان و فضا مورد بحث قرار می‌دهند. نظریه‌پردازان قدیمی‌تر اغلب بر خصلت‌های ذاتی سرمایه‌داری غرب یا عقلانیت غربی و جنبه‌های توسعه‌طلبانه و عامگرای آن تأکید می‌کردند. از آنجا که توسعه سرمایه‌داری یا عقلانیت و فرهنگ غربی اغلب از طریق رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی صورت می‌گیرد و نیز این وسایل فناورانه ــ فارغ از پیامی که منتقل می‌کنند ــ خود واجد ویژگی‌هایی هستند که هویت مخاطبان و مصرف‌کنندگان را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که ما از آن به عامگرایی فرهنگی تعبیر می‌کنیم، لازم است تغییر ماهوی تصور انسان از فضا و زمان را مورد بحث قرار دهیم.

 

 



مکان و فضا

شاید بهتر باشد از مکان شروع کنیم، زیرا درک آن آسان‌تر از فضا و به‌ویژه زمان است. از سوی دیگر مکان نقطه عزیمت خوبی برای توصیف جامعه‌شناسانه فضا و زمان به شمار می‌رود، به‌ویژه اینکه ما فضا را هم به واسطه مکان درک می‌کنیم.
کاستلز تعریفی ویژه از مکان و زمان به دست می‌دهد که در ارتباط با جامعه و کنش اجتماعی است و بدون رجوع به مفاهیم جامعه‌شناسی درک آن دشوار می‌شود: «مکان محصولی مادی است که با سایر محصولات مادی (از جمله مردم) ارتباط دارد، و این محصولات با یکدیگر در روابط اجتماعی که محصول تاریخ است وارد می‌شوند که شکل، کارکرد و معنایی اجتماعی به مکان می‌بخشد» (کاستلز ۱۳۸۰: ۴۷۶). سپس با ارجاع به دیوید هاروی به نقل قولی از او در کتاب شرایط پست‌مدرنیته می‌پردازد: «از دیدگاهی مادی‌گرایانه می‌توان گفت که مفاهیم عینی زمان و مکان ضرورتاً از طریق عملکردها و فرایندهای مادی‌ای ایجاد می‌شوند که در خدمت بازتولید زندگی اجتماعی قرار دارند… این یکی از بدیهیات بنیادین تحقیق من است که زمان و مکان را نمی‌توان مستقل از کنش اجتماعی درک کرد.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۴۷۶)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
توصیفی که کاستلز ارائه می‌کند زمان را امری مکانی جلوه می‌دهد. او مکان را از منظر نظریه اجتماعی، تکیه‌گاه مادی عملکردهایی اجتماعی می‌داند که در یک زمان انجام می‌گیرند. به نظر کاستلز مکان، عملکردهایی را که در زمان مشترک انجام می‌شوند گرد هم می‌آورد. «تحقق مادی این همزمانی است که به مکان در برابر جامعه معنا می‌بخشد» (کاستلز ۱۳۸۰،۴۷۷)
فضا و مکان در نسبت با زمان از یکدیگر متمایز می‌شوند. «می‌توان گفت که فضا انتزاعی‌تر از مکان است» (تیلور به نقل از: گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۲۹). فضا عبارت است از همه‌جا، ولی مکان جایی معین است و بی‌گمان تصور همه‌جایی باید دشوارتر از تصور جایی معین باشد. مکان محتوا دارد، ولی فضا نوعی خلأ است… نکته دیگر اینکه مکان بسیار آسان‌تر از فضا مرزپذیر و قابل تحدید است، در حالی که فضا بی‌مرکز است و به نامتناهی بودن گرایش دارد (مورلی و رابینز به نقل از: گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۲۹). همچنین باید گفت که مکان‌ها ثابت می‌مانند، ولی فضا می‌تواند در یک چشم به هم زدن، به وسیله جت، فکس یا ماهواره عبور کند (هال به نقل از: گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۲۹)
مقصود استیوارت هال از فضا را می‌توان فضای جریان‌ها دانست. جریان‌ها تا هرجا که به واسطه وسایل ارتباط جمعی امکان گسترش داشته باشند از قید مکان خارج می‌شوند و می‌توانند در سراسر جهان نفوذ یابند. کاستلز میان فضای جریان‌ها و فضای مکان‌ها تفاوت قائل می‌شود: «سیستم ارتباطی نوین زمان و مکان را که جنبه‌های بنیادین زندگی بشر هستند، اساساً دگرگون می‌سازد. مناطق از معنای فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی خود تهی می‌شوند و در شبکه‌های کارکردی یا کولاژهای تصویری گنجانده می‌شوند که فضای جریان‌ها را که جایگزین فضای مکان‌ها می‌شود، ایجاد می‌کنند» (کاستلز ۱۳۸۰: ۴۷۸). فضای جریان‌ها گستره‌ای جهانی دارند و فضای مکان‌ها گستره‌ای محلی. جامعه جهانی اساساً پیرامون جریان‌ها تشکیل شده است: جریان‌های سرمایه، جریان‌های اطلاعات، جریان‌های تکنولوژی، جریان‌های ارتباط متقابل سازمانی، جریان‌های تصاویر، صداها و نمادها. «بنابراین، به نظر من شکل فضایی جدیدی ایجاد شده است که ویژگی عملکردهای اجتماعی است و بر جامعه شبکه‌ای تسلط دارد و آن را شکل می‌دهد: فضای جریان‌ها. فضای جریان‌ها سازماندهی مادی عملکردهای اجتماعی است که دارای اشتراک زمانی هستند و از طریق جریان‌ها عمل می‌کنند… جریان‌ها به معنای سلسله مبادلات و تعاملات هدفمند، تکراری و برنامه‌پذیر میان جایگاه‌های نقش‌آفرینان اجتماعی در ساختارهای اقتصادی، سیاسی، و نمادین جامعه است که از نظر فیزیکی با یکدیگر ارتباط ندارند» (کاستلز ۱۳۸۰: ۴۷۸)
عکس مرتبط با اقتصاد
کاستلز ویژگی فضای جدید را داشتن اشتراک زمانی و نداشتن اشتراک مکانی تصویر می‌کند. در واقع وجه تمایز جامعه امروزی با جوامع قبلی را می‌توان برکنده شدن از مکان به‌واسطه رها شدن از قید زمان دانست. به عبارت دیگر، به کمک فناوری‌های ارتباطی، زمان از قید مکان آزاد شده است و به تبع آن فضا نیز در قید مکان نیست. در جوامع سنتی فضا کاملاً زیر سلطه و وابسته مکان بود. از این رو، فضای سنتی با قلمرو مکانی انطباق داشت و با علائم و نشانه‌های مکان پُر می‌شد. اعمال و کردارهایی هم که این فضا را پر می‌کردند، جملگی مکان‌مند بودند. این فضا، فضایی محدود بود برای زندگی کردن در چارچوب آن نه برای حرکت کردن در گستره آن (لش و آوری به نقل از: گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۳۱). چنانکه گیدنز به‌زیبایی بیان می‌کند، در چنین جوامعی فضا از مکان جدا نبود و «زمان و فضا در بستر مکان ]به یکدیگر[ پیوند می‌خوردند» (گیدنز به نقل از: گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۳۲)…. فرایند جهانی شدن به واسطه پیشرفت شگفت‌آور فن‌آوری‌های ارتباطی، روند گسست مکان و فضا را شتاب می‌بخشد و رشته‌های پیوندزننده فضای اجتماعی با مکان و سرزمین معین را بیش از پیش پاره می‌کند. (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۲۳۳)
نظریه‌پردازانی که به تبارشناسی تحولات فضا و زمان علاقه نشان داده‌اند، از دو عنصر مهمّ تاریخی که در گذشته‌های دور و نزدیک تصور انسان را نسبت به مفاهیم بنیادی فضا، مکان و زمان تغییر داده‌اند یاد می‌کنند: پول و ساعت مکانیکی. «سازمان‌دهی مجدد فضا از طریق زمان، با اختراع و توسعه دو ابزار مهمّ کلیت‌ساز و عام شتاب گرفت: ساعت مکانیکی و پول. اختراع ساعت مکانیکی باعث شد تا برداشت و تصور دوری و فصلی از زمان کنار گذاشته شود و مفهوم زمان خطی و طولی رواج یابد. در قالب چنین مفهومی، نه‌تنها زمان کاملاً اندازه‌پذیر شد، بلکه نوعی زمان عام و جهانی هم شکل گرفت که سازمان‌دهنده روابط و کنش‌های اجتماعی در گستره جهانی بود. اختراع پول هم سرعت و حجم ارتباطات را بسیار افزایش داد.» (گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۳۵ و ۳۶)
ولی مهم‌ترین و گسترده‌ترین تحول در این خصوص زمانی آغاز شد که رسانه‌های الکترونیک پا به عرصه ارتباطات گذاشتند. به نظر مک‌لوهان این رسانه‌ها ما را قادر می‌کنند تا جهان را چونان یک کل درک کنیم: «با الکتریسیته، ما نظام عصبی مرکزی خود را در سطح جهان گسترش می‌دهیم و بلافاصله با تجربه هر انسانی پیوند می‌خوریم.» (مک‌لوهان به نقل از: گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۳۷)
خاصیت اصلی بسیاری از پدیده‌های ارتباطی، شبکه‌ای بودن آنهاست. آنها می‌توانند نقاط بی‌شماری را در سراسر جهان به یک شکل به همدیگر پیوند بزنند و محتواهایی مشابه را به همه این نقاط فاصله‌دار منتقل کنند. شبکه راه‌ها، شبکه برق، شبکه مخابرات، شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، و هزاران شبکه‌ای که بر بستر این شبکه‌های ارتباطی شکل گرفته‌اند، مانند شبکه‌های رایانه‌ای و بزرگترین آنها (اینترنت)، شبکه‌های مالی و تجاری، انجمن‌ها و مؤسسات بین‌المللی، شرکت‌های چندملیتی و… از جمله این شبکه‌ها هستند. «تحت‌تأثیر این‌گونه شبکه‌های ارتباطی (رسانه‌ها)، در واقع همه جنبه‌های تجربه در یک جا جمع می‌شوند و شخص، به صورت همزمان، می‌تواند رویدادهای واقع در فاصله دور را احساس کند. مک‌لوهان از این پدیده‌ها با عنوان «درون‌پاشی»[۲۸] یاد می‌کند. به نظر او همه این تحولات و فن‌آوری‌ها نه‌تنها یک شبکه ارتباطی جهانی پدید می‌آورند، بلکه جهانی شدن فرهنگ را هم به واسطه گسترش دادن فرهنگی توده‌ای در جامعه جهانی ممکن می‌سازند.» (واترز به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۴۴)
دیوید هاروی، تحت تأثیر نظریه مک‌لوهان ــ به‌ویژه بازسازی فضا و نقش رسانه‌ها در آن ــ به تشریح شرایط و ویژگی‌های پست‌مدرنیته یا فراتجدد پرداخته است. به این منظور او وجوه تمایز دو دوران سنتی و مدرن با دوره نوپدید را زیر نظر گرفته است. هاروی چنین تمایزی را در فضا و زمان و جایگاه آنها در زندگی اجتماعی پیدا می‌کند و بر این اساس به بازسازی تاریخ تحولات اجتماعی در جهان می‌پردازد. در اینجا خلاصه نظریات هاروی با اندکی دخل و تصرف از کتاب گل‌محمدی نقل می‌شود: «در نظریه هاروی گسست دوران مدرن با دوران سنتی به واسطه بازسازی مفهوم زمان و فضا ممکن می‌شود. بستر زندگی اجتماعی سنتی، فضاهای محدود و معین محلی و زمان‌های دوری و فصلیِ مکان‌مند بود. هرگونه فعالیت و کنش اجتماعی در چارچوب چنین فضا و زمان محدود و معینی سازمان می‌یافت و بنابراین گستره روابط اجتماعی بسیار تنگ بود. در چنین شرایطی هر واحد اجتماعی نسبتاً کوچک، جهانی بود مستقل و تقریباً بی‌ارتباط با محیط یا «جهان»‌های اطراف خود. ولی در دوره رنسانس این مفهوم و تصور سنتی از زمان و فضا بر هم خورد و مفهوم زمان طولی و خطی و فضای واحد جهانی جایگزین شد. به بیان دیگر، از دوره رنسانس، به واسطه برخی تحولات و اختراع‌ها، زمان و فضا عمومیت یافتند و فرایندی آغاز شد که هنوز هم ادامه دارد. هاروی این فرایند را «فشردگی زمان ـ فضا»[۲۹] می‌نامد که در جریان آن زمان می‌تواند به گونه‌ای سازمان یابد که محدودیت‌های فضا را کاهش دهد و برعکس. در واقع فشردگی زمان ـ فضا عبارت است از کاهش زمان و کوچک شدن فضا (واترز به نقل از: گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۴۵). با آغاز فرایند فشردگی زمان ـ فضا نقطه فرایند جهانی شدن هم بسته شد.
این فرایند تاریخچه‌ای طولانی و پرفراز و نشیب دارد که هاروی هم مانند مک‌لوهان به شناسایی و بازنویسی آن اقدام می‌کند. پیشتر اشاره شد چند تحول اساسی در این زمینه در دوره رنسانس رخ داد. اختراع ساعت مکانیکی مفهوم دوری و فصلی زمان را از بین برد و زمان خطی یا طولی غیردوری را رواج داد و به بیان دیگر زمان عام و جهانی شد. ترسیم فضا بر روی نقشه هم در شکل‌گیری تصور «جهان به مثابه مکانی واحد» بسیار مؤثر بود.
بدین‌ترتیب فرایند فشردگی فضا ـ زمان آغاز و در طول زمان بیشتر شد. فشرده‌تر شدن فضا ـ زمان تا نیمه دوم سده نوزدهم تدریجی و کُند بود، ولی در آن زمان به واسطه دو تحول دیگر شتاب چشمگیری یافت. شکل‌گیری تجدد ــ که یک جنبش فرهنگی بود ــ مفاهیم عام و گرایش‌های جهانی را تقویت و تصور یک جامعه جهانی را ممکن کرد. پیدایش یک بحران اقتصادی هم به سست‌تر شدن مرزها و موانع فضایی ـ زمانی کمک کرد و گسترش بیش از پیش یک نظام فضایی (سرمایه‌داری) در پهنه جهانی را به دنبال آورد.[۳۰]
در آغاز سده بیستم فرایند فشردگی فضا ـ زمان باز هم شتاب بیشتری گرفت. در این مرحله تعدادی از اختراع‌های مهم در حوزه حمل و نقل و ارتباطات، مانند رادیو، چاپ و از این قبیل، باز هم زمان را کوتاه‌تر و فضا را کوچک‌تر کرد. بنابراین، امکانات بیشتری در اختیار نظام سرمایه‌داری قرار گرفت تا حیطه عمل خود را گسترش دهد. این گسترش‌طلبی در جریان دو جنگ جهانی تا حدودی متوقف شد، ولی پس از آن تداوم یافت. بحران انباشت نظام سرمایه‌داری در حدود سال ۱۹۷۰ نیز عامل بسیار مؤثری در فرایند فشردگی فضا و زمان و درهم‌تنیدگی جهانی بود.
البته از دیدگاه هاروی، شدیدترین فشردگی زمان ـ فضا در دو ]سه[ دهه اخیر صورت گرفته است. در این دوره، پیشرفت‌های حیرت‌آور در عرصه فن‌آوری‌های ارتباطی، زمان و فضا را بسیار فشرده کرده و به آرمان «دهکده جهانی» واقعیت بخشیده است. زیر فشارهای حاصل از دگرگونی‌ها و تحولات فنی و اقتصادی، زمان و فضا چنان به هم ریخته است که چگونگی رویارویی با احساس فشردگی شدید دنیاهای فضایی و زمانی به صورت ضرورتی گریزناپذیر درآمده است. به بیان دیگر، تجربه انسان از زمان و فضا بسیار متغیر و سیال شده و این یعنی جهانی شدن» (هاروی به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۴۹)
اکنون زمان آن است که سری به آنتونی گیدنز بزنیم؛ جامعه‌شناسی که دیدگاه پدیدارشناسانه او درباره مفاهیم کلان اجتماعی، به صورت‌بندی‌های او از مفاهیم به‌شدت انتزاعی فضا و زمان برجستگی خاصی بخشیده است. گیدنز هم مانند هاروی، فرایند جهانی شدن را (که در این پژوهش به عامگرایی تعبیر می‌شود)، محصول برهم خوردن نظم سنتی فضا و زمان می‌داند، ولی به اندازه او بر نظام اقتصادی تأکید نمی‌کند. به نظر گیدنز، جهانی شدن به عنوان آشکارترین و پیچیده‌ترین جنبه عالی‌ترین مرحله تجدد، یعنی «کنش از دور و بافاصله» است که به واسطه برهم خوردن نظم و رابطه سنتی فضا ـ زمان یا به قول گیدنز «جدایی فضا و زمان» ممکن شد. (گیدنز به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۵۰)
به نظر گیدنز، نخستین عامل مخرب نظم سنتی عبارت است از جدایی زمان و فضا. ویژگی جوامع ماقبل مدرن این بود که در جوامع مورد نظر، «زمان و فضا به واسطه مکان ]به یکدیگر[ پیوند می‌خوردند.»… نشانه‌های زمانی رفتار اجتماعی با نشانه‌های فضایی آن رفتار گره خورده بودند… اختراع و گسترش ساعت مکانیکی نخستین نمود فرایند جدایی فضا و زمان بود که در نتیجه… دنیایی با نظام زمانی و تاریخی عام شکل گرفت… حاصل این تحولات، «خالی شدن» زمان بود. همراه با خالی شدن زمان، فضا نیز خالی شد. تهیه شدن نقشه جهان ــ که در آن هیچ نقطه ممتازی وجود نداشت ــ فضا را از مکان جدا و خالی کرد و بدین ترتیب نظم و نسبت سنتی فضا ـ زمان بر هم خورد. (گیدنز به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۵۰)
جدایی فضا و زمان از مکان، این امکان را فراهم کرد تا آن دو در سطحی دیگر با هم هماهنگ و ترکیب شوند. این ادغام و ترکیب دوباره، در واقع افزایش و گسترش‌دهنده روابط و کنش‌های اجتماعی بود، چرا که امکان هرگونه فعالیت اجتماعی را بدون ارجاع و ارتباط ضروری با مکان فراهم کرد. به بیان دیگر، تحت تأثیر این‌گونه تحول‌ها، هماهنگی دقیق کنش‌های انسان‌های پرشمار ممکن شد، ولی این هماهنگی میان «کی» و «کجا» بی‌واسطه مکان صورت گرفت (گیدنز به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۵۱)
منظور گیدنز از «بی‌بستر شدن نهادهای اجتماعی» عبارت است از «کنده شدن روابط اجتماعی از بسترهای محلی و برقراری مجدد آنها در گستره‌های نامحدود زمان ـ فضا» که فرایند جدایی فضا و زمان را بسیار شتاب بخشید… در بی‌بستر شدن دو مکانیسم «نشانه‌های نمادین» و «نظام‌های تخصصی» وجود دارد. نشانه‌های نمادین ابزارها یا واسطه‌های مبادله هستند که ارزشی استاندارد دارند و می‌توان آنها را در حوزه‌های بسیار گسترده و انواعی از جوامع و بسترها مبادله کرد. مثل پول که زمان و فضا را گستره نامتناهی به یکدیگر نزدیک و ترکیب می‌کند. نظام‌های تخصصی نیز به واسطه رواج دادن انواع دانش فنی دارای اعتباری مستقل از کاربرها و بهره‌مندان آنها، زمان و فضا را پیوند می‌زند. چنین دانش‌هایی همه جنبه‌های زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهند و در بسترهای بسیار گسترده کاربرد دارند… این نظام‌های انتزاعی مکان‌مند نیستند… به نظر گیدنز، جهانی شدن نتیجه گسترش‌طلبی و عام‌گرایی نظام اجتماعی مدرن است… جهانی شدن کنش از دور را ممکن می‌کند… میزان جدایی فضا و زمان چنان زیاد است که برای نخستین بار در تاریخ بشر، فرد و جامعه در بستر و محیط جهانی به هم مرتبط شده‌اند… جهانی شدن حاصل بر هم خوردن نظم سنتی فضا و زمان است که به واسطه جدایی فضا و زمان از مکان پدید می‌آید. (گیدنز به نقل از گل‌محمدی ۱۳۸۹: ۵۱ و ۵۲)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 



زمان و فضا

کاستلز در توصیف جامعه شبکه‌ای و تمایز آن با جامعه مدرن به سیطره زمان ساعتی بر مکان و جامعه اشاره می‌کند؛ «موضوعی که گیدنز، لش و آوری، و هاروی نیز بدان پرداخته‌اند. به قول گیدنز، زمان به مثابه تکرار کارهای روزمره، یا به گفته لش و آوری، زمان به عنوان سلطه بر طبیعت در کانون سرمایه‌داری صنعتی و دولت‌سالاری قرار دارد، چرا که همه پدیده‌ها، اعمال و مکان‌ها تحت تأثیر حرکت آشکارساز، تمرکزآفرین و کلیت‌بخش زمان قرار می‌گیرند…» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۰۱)
اما جامعه شبکه‌ای این زمان خطی، بازگشت‌ناپذیر، سنجش‌پذیر و قابل پیش‌بینی را درهم می‌ریزد. کاستلز در توصیف این درهم‌ریختگی به نسبی شدن زمان بر مبنای بافت‌های اجتماعی مختلف و برگشت‌پذیری زمان بسنده نمی‌کند: «دگرگونی زمان ژرف‌تر از این است: مسئله‌ای که مطرح است آمیختن زمان‌ها برای ایجاد جهانی ابدی است که خود را گسترش نمی‌دهد بلکه حفظ می‌کند، چرخه‌ای نیست بلکه تصادفی است، برگشت‌پذیر نیست بلکه پیش‌رونده است: زمان بی‌زمان که از تکنولوژی برای فرار از ظرف و زمینه وجودی خود و بهره‌وری گزینشی از هرگونه ارزشی استفاده می‌کند که هر ظرف و زمینه‌ای می‌تواند به زمان «همیشه‌حاضر» بدهد. به نظر من دلیل اینکه این امر اکنون اتفاق می‌افتد تنها این نیست که سرمایه‌داری می‌کوشد خود را از همه قید و بندها برهاند، چرا که این گرایش همیشگی نظام سرمایه‌داری بوده است، بی‌آنکه هیچ‌گاه در این امر کاملاً موفق شده باشد. همچنین اشاره به شورش‌های فرهنگی و اجتماعی علیه زمان ساعتی به‌تنهایی کافی نیست، چون این شورش‌ها بدون اینکه عملاً سیطره این زمان را از میان ببرند به ویژگی قرن اخیر تبدیل شده‌اند و در واقع با توزیع زندگی در قراردادهای اجتماعی براساس زمان ساعتی، منطق آن را تقویت کرده‌اند. تکنولوژی‌های نوین اطلاعات رهایی سرمایه از زمان و گریز فرهنگ از ساعت را به نحو چشمگیری تسهیل می‌کنند و آن را در ساختار جامعه شبکه‌ای می‌گنجانند.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۰۲ و ۵۰۳)
کاستلز با ابداع تعبیر «زمان بی‌زمان»، بیان نسبتاً قابل فهم خود را در اثر سه‌جلدی‌اش عصر قدرت دشوار کرده است. در واقع کاستلز دو تعبیر به کار می‌برد که ساختاری مشابه دارند: «فضای جریان‌ها» و «زمان بی‌زمان». فضای جریان‌ها، به بی‌مکان شدن فضا و گسترش آن در هرجا که جریان‌ها نفوذ دارند اشاره می‌کند و حتی می‌توان به جای «فضای جریان‌ها» از «فضای بی‌مکان» استفاده کرد. اما زمان بی‌زمان اصطلاح غامضی است که نیاز به بررسی بیشتری دارد. به این منظور بندهای دیگری از کتاب را که به این موضوع پرداخته است دوباره می‌خوانیم تا به بنیادهای فکری کاستلز درباره زمان پی ببریم: «… زمان، این مفهوم گریزپا که سنت آگوستین را گیج کرده بود، نیوتن را گمراه کرده بود، الهام‌بخش اینشتین بود، و ذهن هایدگر را به خود مشغول داشت چیست؟ و چگونه در جامعه ما دگرگون می‌شود؟» کاستلز رویکرد خود را نسبت به زمان، بر اندیشه‌های لایبنیتس بنا می‌کند. لایبنیتسی که زمان را نظم و توالی «چیزها» می‌دانست و می‌گفت بدون «چیزها» زمانی وجود نخواهد داشت. کاستلز در پی‌نوشتِ پایانی کتاب خود به یکی از نامه‌های لایبنیتس اشاره می‌کند و به نقل قولی از او می‌پردازد: «بیش از یک بار گفته‌ام که به نظر من “فضا” نظمی از همزیستی‌هاست. همان‌طور که زمان نیز نظمی از توالی‌هاست. چون فضا از نظر امکان، نظمی از چیزها را نشان می‌دهد که در یک زمان و به همراه هم وجود دارند، و به شیوه‌های وجودی هر یک از آنها ارتباط ندارد و وقتی چند چیز را با یکدیگر می‌بینیم متوجه نظمی که میان آنها وجود دارد می‌شویم. همین مسئله درباره زمان نیز صدق می‌کند… لحظه‌ها، جدای از چیزها هیچند، و تنها در نظم پیاپیِ چیزها وجود دارند.» (پارکینسون به نقل از کاستلز، ص ۵۳۳)
کاستلز بر این عقیده است که با مفهوم لایبنیتسی زمان، می‌توانیم تحول کنونیِ زمانمندی را بهتر درک کنیم. به نظر او «زمان بی‌زمان، نامی که برای زمانمندی مسلط جامعه برگزیده‌ام، وقتی ایجاد می‌شود که ویژگی‌های یک متنِ بخصوص، یعنی پارادایم اطلاعاتی و جامعه شبکه‌ای، به ایجاد آشفتگی در توالی پدیده‌هایی بینجامد که در آن متن اجرا می‌شوند. این آشفتگی ممکن است به صورت فشردگی وقوع پدیده‌ها که با هدف همزمانی آنها انجام می‌گیرد، یا ایجاد ناپیوستگی‌های تصادفی در این توالی جلوه‌گر شود. حذف توالی به ایجاد زمان نامتمایز می‌ انجامد که در حکم جاودانگی است.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۴)
بنابراین، وقتی نظم و توالی چیزها در فضای جریان‌ها ــ در اینجا فضای مجازی ــ به‌راحتی به هم می‌ریزد و در آن «گذشته، حال و آینده را می‌توان به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرد که در یک پیام با یکدیگر مرتبط شوند، دیگر زمان معنایی ندارد» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۴). کاستلز فضای جریان‌ها و زمان بی‌زمان را بنیان‌های مادی فرهنگ جدیدی می‌داند که علاوه بر اینکه سیستم‌های بازنمای متنوع ساخته بشر را در بر می‌گیرد، از آن فراتر نیز می‌رود: «فرهنگ مجاز واقعی که… با سیستم الکترونیکی چندرسانه‌ای ارتباط دارد، از دو راه مختلف به دگرگونی زمان در جوامع ما کمک می‌کند: همزمانی و بی‌زمانی… ارتباط کامپیوتری، گفت‌وگو در زمان واقعی را امکان‌پذیر می‌سازد و مردم را بر اساس علایق مشترکی که دارند در گفت‌وگوی نوشتاری تعاملی و چندجانبه گرد هم می‌آورد. ]در این سیستم[ به‌راحتی می‌توان بر تأخیر زمانی پاسخ‌ها غلبه کرد، چرا که تکنولوژی‌های ارتباطی جدید همچون تلفن ولی با انعطاف‌پذیری بیشتر، حس حضور را ایجاد می‌کنند که مرزهای زمان را درمی‌نوردد و به طرف‌های ارتباط امکان می‌دهد بدون فشار مکالمات تلفنی که برای سکوت‌های طولانی مناسب نیست چند لحظه یا دقیقه مکث کنند، اطلاعات جدیدی را وارد بحث کنند، یا محدوده ارتباط را گسترش دهند. از سوی دیگر، آمیختن زمان‌ها در رسانه‌ها در یک کانال ارتباطی و به انتخاب بیننده یا طرف ارتباط، به ایجاد امتزاج زمانی می‌ انجامد که در آن نه‌تنها ژانرها[۳۱] با یکدیگر درمی‌آمیزند، بلکه از نظر زمانی در افقی مسطح همزمان ‌می‌شوند که آن را نه ابتدایی است، نه انتهایی و نه ترتیبی.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۵)
به این ترتیب، زمان بی‌زمان کاستلز تاحدودی قابل درک می‌شود. اما در این فضای مجازی هنوز قابلیت‌های بسیاری یافت می‌شوند که بی‌زمانی را در اشکال مختلف جلوه‌گر می‌کنند: «بی‌زمانیِ ابرمتنِ سیستم چندرسانه‌ای یکی از ویژگی‌های تعیین‌کننده فرهنگ ماست که ذهن و حافظه کودکانی را که در متن فرهنگی جدید آموزش می‌بینند شکل می‌دهد. تاریخ در وهله اول بر اساس دسترسی به مطالب دیداری سازمان می‌یابد و آن‌گاه می‌توان با کامپیوتر، بسته به نوع گفتار مورد نظر، لحظه‌هایی از بخش‌های مختلف را در کنار یکدیگر قرار داد یا از هم جدا کرد. آموزش مدرسه‌ای، سرگرمی‌های رسانه‌ای، گزارش‌های خبری ویژه، یا تبلیغات، زمان‌مندی را هرگونه که بخواهند سامان می‌دهند به نحوی که حاصل کار، زمان نامتوالی محصولات فرهنگی است که تمامی قلمرو تجربه‌های بشری را دربر می‌گیرد. اگر دائره‌المعارف‌ها دانش بشری را بر طبق حروف الفبا نظم داده‌اند، رسانه‌های الکترونیکی دسترسی به اطلاعات، جلوه‌ها و ادراک را بر اساس انگیزه‌های مصرف‌کننده یا تصمیمات تولیدکننده در دسترس قرار می‌دهند. به این ترتیب، توالی رخدادهای معنادار تماماً آهنگ زمانی درونی خود را از دست می‌دهد، و بسته به متن اجتماعی که در آن مورد استفاده قرار می‌گیرد در توالی‌های زمانی متفاوتی مرتب می‌شود.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۳)
کاستلز برای این فرهنگ نوظهور ذاتی پارادوکسیکال قائل است؛ فرهنگی که همزمان جاودانه و ناپایدار است: «جاودانی است، از آن رو که همه جلوه‌های فرهنگی زمان‌های مختلف را دربر می‌گیرد، و ناپایدار است از آن سبب که هر ترتیب، هر توالی بخصوص، به متن و هدفی بستگی دارد که هر مفهوم فرهنگی در آن به کار می‌رود. ما در فرهنگ تسلسل به سر نمی‌بریم، بلکه در جهانی از زمانمندی‌های نامتمایز جلوه‌های فرهنگی قرار داریم.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۴)
فشردگی زمان ـ فضا به شکل‌های گوناگون در فرهنگ و هنر بازنموده شده است. زمان در سینما و رُمان قید و بندهای لایبنیتسی، یعنی توالی و تسلسل رخدادها، را یکسره گسسته و همنشینی انواع مکاتب هنری و جلوه‌های فرهنگی مدرن و غیرمدرن در یک فضای معماری یا اثر تجسمی، به امری معمول بدل گشته ‌است: «دستکاری زمان درونمایه‌ای است که بارها در جلوه‌های نوین فرهنگی تکرار می‌شود. دستکاری‌ای که گرفتار وسواس ارجاع دوگانه به جاودانگی و آنیّت است: من و جهان، فرد و شبکه. این سازش که در واقع فرد زیست‌شناختی[۳۲] را با کلّ کیهان‌شناختی[۳۳] ترکیب می‌کند، تنها در صورت ادغام همه زمان‌ها، از لحظه خلقت ما تا پایان جهان میسر است. بی‌زمانی موضوعی است که در جلوه‌های فرهنگی دوران ما، از جرقه ناگهانی ویدئوکلیپ‌ها گرفته تا پژواک‌های جاودانی معنویت‌گرایی الکترونیکی، همواره تکرار می‌شود.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۴)
سپس کاستلز به اثر فضای جریان‌ها در بر هم زدن توالی رخدادها و همزمان ساختن آنها اشاره می‌کند و بر آن است که این امر زمان را از میان می‌برد و بدین ترتیب، جامعه را در «ناپایداری جاودانه‌ای مستقر می‌کند.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۴) توضیح بیشتر کاستلز در مورد به هم خوردن فضای لایبنیتسی زمان (زمان به مثابه نظم و توالی چیزها) به همنشینی انواع تجربه‌های زمانی در مکان‌های واحد اشاره دارد: «فضای چندگانه مکان‌ها که پراکنده، چندپاره و ناپیوسته است، نمایانگر زمانمندی‌های گوناگون است که از ابتدایی‌ترین سلطه ریتم‌های طبیعی تا سختگیرانه‌ترین استبداد زمان ساعتی را دربر می‌گیرد. کارکردها و افراد منتخب زمان را پشت سر می‌گذارند ولی فعالیت‌های کم‌اهمیت و مردمان زیردست با گذر زمان زندگی را تاب می‌آورند. در حالی که منطق در حال ظهور ساختار نوین اجتماعی به دنبال سرکوب بی‌رحمانه زمان به عنوان توالی منظم رخدادهاست، بیشتر افراد جامعه در یک نظام جهانی به‌هم‌وابسته همچنان بر لبه دنیای جدید باقی مانده‌اند. بی‌زمانی در اقیانوسی به پیش می‌رود که پیرامون آن را ساحل‌های محدود به زمان فرا گرفته است و مرثیه‌های موجوداتی که پای در زنجیر زمان دارند هنوز به گوش می‌رسد.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۶)
از نظر کاستلز، علم و تکنولوژی می‌توانند از دل بی‌زمانیِ ناشی از غلبه جریان‌های جهانی، زمان‌بندی جدیدی را سامان ‌دهند. این زمان‌بندی جدید که لش و آوری آن را «زمان منجمد» نامیده‌اند، فراتر از درک تاریخی انسان، و مبتنی بر رابطه بلندمدت و تکاملی انسان با طبیعت است و به سوی آینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی‌ حرکت می‌کند. ویژگی این زمان‌بندی، در نظر گرفتن توالی‌های تاریخی و در عین حال باقی ماندن در چارچوب جاودانگی است. جنبش حفاظت از محیط زیست در بستر این زمان‌بندی هویت یافته و به عنوان یک نهاد اجتماعی در جهان امروز استقرار یافته است. این زمان‌بندی می‌تواند در تعارض با زمان بی‌زمانی قرار گیرد که فضای جریان‌ها در حوزه‌های سیاسی، مالی و اجتماعی به وجود آورده‌اند. «چیزی که باید به خاطر بسپاریم تمایز تعارض‌آمیز زمان است که ناشی از تأثیر منافع اجتماعی متضاد بر توالی پدیده‌هاست. چنین تمایزی از طرفی به منطق‌های متضاد بی‌زمانی ــ که فضای جریان‌ها آن را شکل می‌دهد ــ و زمانمندی‌های چندگانه و فرعی ــ که با فضای مکان‌ها در ارتباط است ــ مربوط می‌شود. از طرف دیگر پویایی متناقض جامعه، جست‌وجوی جاودانگی انسان ــ از طریق امحای زمان در زندگی ــ را در برابر تحقق جاودانگی کیهان‌شناختی ــ از طریق احترام به زمان منجمد ــ قرار می‌دهد. از میان زمانمندی‌های مقهورشده و طبیعت تکامل‌یابنده، جامعه شبکه‌ای گام بر مرز ابدیت می‌گذارد.» (کاستلز ۱۳۸۰: ۵۳۸)
عکس مرتبط با محیط زیست

 

 



جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

نظر دهید »
تاثیر تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان طی ۵ سال- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۷۰

نمودار۴-۴- مجموع تسهیلات اعطایی بانک رفاه استان گیلان طی سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ (برحسب میلیون ریال)

 

 

۷۱

 

نمودار۴-۵-مجموع تسهیلات اعطایی به بخش صنعت طی سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲

 

فصـل اول
کلیـات تحقیـق

 

۱-۱-مقدمه

مهمترینموضوعیکهذهنبرنامهریزانکشورراهموارهبهخودمشغولمیداردایناستکه بتوانندنقشومیزانسرمایهموردنیازبرایدستیابیبهاهدافموردنظردربخش هایاقتصادیرابرآورد کنند.تاازاینطریقبتوانندمنابعمحدودموجودرابینفعالیتهایاقتصادیتخصیصدهند.باتوجهبه محدودیتسرمایه هایدولتیوتسهیلاتبانکیبرایتجهیزمنابعسرمایه،بخشهایمختلفاقتصادی کشوربرایجذباینمنابعبایکدیگربهرقابتبرمیخیزند(امینی و همکار، ۱۳۷۷). مطالعات نشان می‌دهند که در میان این عوامل تنها از طریق افزایش سرمایه گذاری، می توان بیکاری را کاهش و بهره‌وری را افزایش داد (کشاورزیان پیوستی و ضیایی بیگدلی، ۱۳۸۵).
عکس مرتبط با اقتصاد
فعالیت بانک‌ها و مؤسسات مالی در حوزه‌های اعطای تسهیلات سرمایه‌گذاری، صدور انواع اوراق قرضه، صدور انواع گواهی سپرده‌ها، صدور ضمانت‌نامه‌های ریالی،گشایش انواع اعتبارات اسنادی و به عبارت دیگر به ایفای نقش در بازار پول و سرمایه، آنها را در معرض مخاطرات ریسک‌های خاص اینگونه فعالیتها قرارداده است و بانکها را با انواع متنوعی از ریسک‌ها روبرو نموده است. اصلی‌ترین وظیفه سیستم‌های مالی در صنایع، تسهیل مبادلات تجاری است و می‌تواند سرمایه‌گذاری را نیز افزایش داده و با ایجاد محرک‌هایی، سرمایه‌های کارگزار اقتصادی و فعالان بازار سرمایه را به جایی که بیشترین بازده را دارند، هدایت کند(هاشمی، ۱۳۷۷). در نتیجه از طریق انباشت سرمایه بیشتر و تخصیص بهینه آن، رشد و توسعه اقتصادی را تسهیل کند(Awojobi, 2011).
هدف از فصل اول، بیان کلیات پژوهش می باشد. از این رو پس طرح مسئله به ضرورت و اهمیت انجام مطالعه حاضر پرداخته شده و در ادامه اهداف و سوالات، چارچوب نظری و بر اساس آن، فرضیه های تحقیق تدوین و ارائه شده است. در نهایت به تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها و قلمرو تحقیق به لحاظ مکانی، زمانی و موضوعی پرداخته شده است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۲-بیان مسئله

نظر به اینکه سرمایه‌گذاران از مهمترین متغیرهای تعیین‌کننده سرنوشت بلندمدت اقتصاد هستند. بنابراین، برای فراهم نمودن بستری مناسب برای جذب و حضور گسترده این طیف وسیع و جلب اعتماد آنها، نیازمند ابزارها، معیارها و اطلاعات متنوع می‌باشند، که یکی از مهمترین این ابزارها، شناخت حساسیت متغیرهای عمده کلان اقتصادی از قبیل نرخ تورم، رشد اشتغال، تولید ناخالص داخلی و … می‌باشد. رشد سریع جمعیت در سه دهه اخیر به نحوی تاثیرات خودرا بعد از ۲۰ سال در بازار کار کشور ظاهر نموده است. هم اکنون ساماندهی نیروی کار جمعیت فعال۱۰ ساله و بیشتر کشور از مقولات اساسی اقتصاد ملی می‌باشد، به‌گونه‌ای که افزایش اشتغال و کاهش بیکاری، به‌عنوان یکی از شاخص‌های توسعه‌یافتگی تلقی می‌گردد. نرخ بیکاری نیز یکی از شاخص‌هایی است که برای ارزیابی شرایط اقتصادی هر کشوری مورد استفاده قرار می‌گیرد (نمازیان، ۱۳۹۰).
در ایران بانک‌ها،بزرگترین نهاد مالی بوده و اعتبارات رگ حیات سیستم بانکی و تمام‌ واحدهای اقتصادی می‌باشد.همچنین توزیع اعتبارات برای هردو بخش فوق متأثر از سیاست‌های‌ کلان اقتصادی،علی‌الخصوص در حوزه مالی و پولی هستند.از آنجا که بانک‌های کشور از لحاظ سرمایه اکثرا وابسته به بخش دولتی هستند،در نتیجه اولین توجه به منظور تأمین منابع به سوی‌ این بانک‌ها معطوف می‌شود. تسهیلات زود بازدهازانواعاعتباراتهدایتشدههستندکهباهدفگسترشورشدتولیدات بهافراداعطامی‌شوند.اعتبارات،برایتوسعهضروری‌اندوسرمایهموردنیازجویندگان کار وکارآفرینانبرایسرمایه‌گذاری‌هایجدیدویاپذیرشفن‌آوری‌هایجدیدرافراهممی‌سازند(بهروزی، ۱۳۹۲). افزایشدسترسیفقیرانبهاعتبارات،درسال‌هایاخیربه عنوانابزاریبرایرشدبهره‌وریواستانداردهایزندگی،بهتمرکزسیاستیعمده‌ایدر کشورهایدرحالتوسعهتبدیلشدهاست. زیرادسترسی ناکافیبهسرمایهمی‌تواندمدیرانبنگاه‌هایکوچکوغیررسمیراگرفتارتلهفقرکند(Syeda, 2006) . دستیابیبهاعتبارات،آثارمستقیمیبررفاهخانوارهاوعملکردشغلیدارد، چراکهاعتباراتمی‌توانندباهدفافزایشبرابریدرمشاغل،مورداستفادهقرارگیرند(Khandker, 2003) . شومپیتر[۱](۱۹۱۱) درکتابنظریهتوسعهاقتصادی،تأکیدمی‌کندکهکارآفرینانبهمنظورتأمینمالیلازمبرایپذیرشفنونجدیدتولید،نیازمند اعتباراتبه ویژهاعتباراتبانکیهستند .
از سوی دیگر صنعت یکی از بخش های مهم اساسی اقتصاد کشور، و رشد و توسعه اقتصادی مستلزم رشد و توسعه صنعتی است(Khandker, 2003). رشد و توسعه بخش صنعت، زمینه رشد و توسعه سایر بخشها، از جمله کشاورزی، خدمات، حمل و نقل و انرژی را فراهم می سازد. بدون رشد و توسعه صنعت، عوامل و نهاده های لازم برای فعالیتهای بخش های اقتصادی فراهم نمی شود و نیز محصولات و خدمات تولیدی بخش ها به آسانی به بازار عرضه نمی گردد. شناسایی عوامل موثر بر اشتغال در بخش صنعت ، با توجه به سهم این بخش در تولید ناخالص ملی از یک طرف، و از طرف دیگر توزیع آن در سطح استان در جهت رشد و توسعه متوازن اشتغال استانی، اهمیت ویژه ای دارد.
با وجود اینکه تسهیلات زود بازده نقش عمده‌ای در تامین سرمایه موردنیاز برای اشتغال‌زایی می‌توانند ایفا نمایند ولی شواهد حاکی از آن هستند که بخش زیادی از این وام‌ها دچار مخاطرات اخلاقی گردیده‌اند. به عبارت دیگر، نحوه هزینه‌کرد این وامها مشخص نیست و در جهت اشتغال‌زایی مصرف نمی‌شود. در واقع مسئله اصلی تحقیق حاضر اینست که تسهیلات اعطایی بانک رفاه نتوانسته است بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان تاثیر چشم گیری داشته باشد. لذا تحقیق حاضر با هدف تبیین میزانرابطه تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان در طی ۵ سال، در صدد پاسخگویی به این سوال هستیم که آیا تسهیلات بانک رفاه می تواند بر افزایش اشتغال در استان موثر باشد؟

 

۱-۳-ضرورت انجام تحقیق

اشتغال به عنوان متغیر وابسته در مباحث اقتصادی و تحلیل‌های آن وارد می‌شود. به عبارت دیگر، برای تغییر اشتغال کشور باید از تغییر سایر متغیرها مثل سرمایه‌گذاری، صادرات، مبارزه با قاچاق کالا، بهره‌وری نیروی کار، تنظیم دستمزدها و رابطه بین عرضه و تقاضا در بازارکار و … استفاده کرد. همچنین اشتغال به عنوان عامل مؤثر در رشد اقتصادی، توزیع عادلانه‌تر درآمدها، حفظ کرامت و عزت نفس انسان، افزایش ابتکارها و اختراع ها و بیکاری به عنوان ریشه بسیاری از ناهنجاری های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، پیامدها و تبعات اقتصادی و اجتماعی ناگواری را به دنبال دارد. بانکها در تامین منابع مالی در کسب و کار نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند(کریمی، ۱۳۹۲).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
یکی از فعالیتهای عمده که با اقتصاد هر کشور در ارتباط نزدیک است بانکداری است، این پیوند آنچنان مستحکم است که بدون وجود بانکداری پررونق و فعال، امکان دسترسی به توسعه اقتصادی،امکان ناپذیر به نظر می‌رسد(Monge-Naranjo, 2003). برای دسترسی به چنین نظام بانکی، تمرکز وجوه وپس‌اندازهای کوچک و بزرگ نزد بانکها ضرورت حتمی است و به منظور تحقق این هدف، بانکها باید از اعتماد عمومی برخوردار باشند تاپس‌اندازکنندگان، این موسسه‌ها را به عنوان امن‌ترین مکان برای نگهداری پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خود بشناسند؛ در این صورت هر فردی تلاش خواهد کرد که قسمتی از درآمدهای خود را به بانک یا موسسهپس‌انداز مورد قبول خود واگذار کند. امروزه دنیای بانکداری سریعاً در حال تحول و تغییر است و برتری راهبردی بانکها از رشد در اندازه صرف به سوی تاکید بر سودآوری، عملکرد و ایجاد ارزش در درون موسسه بانکی تغییر جهت داده است در این شرایط، اگر مدیران و کارشناسان بانکها در نظر داشته باشند، تصمیم‌های مهمی اتخاذ کرده یا سیاست صحیحی را اجرا نمایند. پاسخگویی به انتظارهای سپرده‌گذاران از جمله مهمترین دست‌‌آوردهای آن خواهد بود.افراد جامعه هم با شناخت انواع بانکها و اطلاع یافتن از خصوصیات هر گروه بانکی و آشنایی با انواع سپرده‌گذاری‌ها و خدمات‌دهی این گروه‌های اقتصادی و اینکه بانکها سپرده‌های آنان را چگونه مورد استفاده قرارداده و به آنان چه منافعی را خواهد رساند و اطلاع از عملیات بانکی در ایجاد شناخت به سپرده‌گذاران می‌تواند مفید و موثر باشد(ورمزیاری، ۱۳۸۹).
هکچنین یکی از مشکلات عمده مدیریت بانک‌ها، تمرکز بر اهداف کوتاه‌مدت، بیش از اهداف بلندمدت و همچنین توجه کم به مدیریت ریسک و کیفیت دارایی‌ها می‌باشد که تأثیر مطلوبتری در پایداری بلندمدت نهاد مالی را داراست. درحالی که سودآوری در کیفیت ارزش‌گذاری مجدد دارایی و بدهی‌ها و افزایش سرمایه خالص است و سرمایه تابعی از کل دارایی‌ها و بدهی‌ها است. یکی از ویژگی‌های مشترک در صنعت بانکداری که در سراسر جهان مورد توجه است افزایش تعداد بانک‌های ورشکسته می‌باشد (Saunders and Wilson, 2001).
نکته اساسی این جاست که تسهیلات‌ اعتباری باید با چه ملاک و الگویی به بخش‌های‌ مختلف اقتصاد کشور منتقل شود؟این مسأله در کشوری همچون ایران که با کمبود منابع مالی‌ مواجه است و از نیمه دوم دهه ۷۰ برای مهار تورم لجام گسیخته،سیاست‌های انقباضی و شبه‌انقباضی پولی اعمال شدهو پس‌اندازها و پول‌های در دست مردم صرف خرید اوراق‌ مشارکت و پیش‌پرداخت معاملات سوداگرانه‌ اتومبیل و تلفن همراه و…شده است،اهمیت‌ ویژه‌ای پیدا می‌کند(بهروزی، ۱۳۹۲).
در حقیقت،لازم استبانک‌ها و مؤسسات‌ اعتباری دقت خاصی را در تخصیص وام‌های‌ خود به بخش‌های مختلف کشور به خرج دهند تا از اتلاف منابع مالی پرهیز شود و علاوه بر این، سرمایه‌گذاری‌ها به گونه‌ای صورت پذیرد که‌ بیشترین منفعت برای اقتصاد ملی حاصل آید.

 

۱-۴- اهداف تحقیق

 

۱-۴-۱-هدف اصلی

سنجش ارتباط تسهیلات بانک رفاه بر اشتغال بخش صنعت در استان گیلان

 

۱-۴-۲-اهداف فرعی

 

 

سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک با اشتغال بخش صنعت در استان گیلان.

سنجش ارتباط تسهیلات بخش صنعت با سرمایه‌گذاری بخش صنعت در استان گیلان.

سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک با سرمایه‌گذاری بخش صنعت در استان گیلان.

سنجش ارتباط تسهیلات بخش صنعت با ارزش افزوده بخش صنعت در استان گیلان.

سنجش ارتباط کل تسهیلات بانک با ارزش افزوده بخش صنعت در استان گیلان.

۱-۵-سوالات تحقیق

 

 

آیا تسهیلات بخش صنعت بانک رفاه با اشتغال بخش صنعت در استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟

آیاکل تسهیلات بانک رفاه با اشتغال بخش صنعت در استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟

آیاتسهیلات بخش صنعتبانک رفاه با سرمایه‌گذاری بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟

آیا کل تسهیلات بانک رفاه با سرمایه‌گذاری بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟

آیاتسهیلات بخش صنعتبانک رفاه با ارزش افزوده بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟

آیاکل تسهیلات بانک رفاه با ارزش افزوده بخش صنعت در استان گیلان رابطه معنی دار دارد؟

۱-۶- چارچوب نظری

چارچوب نظری پایه ای است که تمام تحقیق بر روی آن تکیه می کند.یک شبکه منطقی،توسعه یافته،توصیف شده و کامل بین متغیرهایی است که از طریق فرایندهایی مانند مصاحبه،مشاهده و بررسی ادبیات موضوع پیشینه ی تحقیق مشخص شده اند.این متغیر ها با مساله تحقیق در ارتباط است.یک چارچوب نظری خوب،متغیرهایی مهم و موثر در شرایط به مساله ای تعریف شده را شناسایی و نشان می دهد و ارتباط بین متغیرها را به صورتی منطقی توصیف می کند(خاکی،۱۳۸۹). الگوی مفهومی با توجه به مطالعه بهروزی در سال ۱۳۹۲ و همچنین چند مطالعه انجام شده در داخل و خارج از کشور می باشد. متغیر وابسته مدل حاضر، اشتغال بخش صنعت، سرمایه‌گذاری و ارزش افزوده ایجاد شده در این بخش است. و متغیرهای مستقل عبارتند از کل تسهیلات بانک رفاه و تسهیلات بخش صنعت بانک.
اشتغال بخش صنعت
سرمایه گذاری بخش صنعت
ارزش افزوده بخش صنعت
تسهیلات بانک رفاه
تسهیلات بخش صنعت
کل تسهیلات بانک
نمودار۲-۱-مدل مفهومی تحقیق منبع: بهروزی، ۱۳۹۲

 

۱-۷- فرضیه های تحقیق

 

۱-۷-۱-فرضیه‌ اصلی

میان تسهیلات بانک رفاه و اشتغال بخش صنعت در استان گیلان ارتباط معنی داری وجود دارد.

 

۱-۷-۲-فرضیه های فرعی

 

 

کل تسهیلات بانک با اشتغال بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد.

تسهیلات بخش صنعت با سرمایه‌گذاری بخش صنعت در استان گیلان رابطه معنی دار دارد.

کل تسهیلات بانک با سرمایه‌گذاری بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد.

تسهیلات بخش صنعت با ارزش افزوده بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد.

کل تسهیلات بانک با ارزش افزوده بخش صنعتدر استان گیلان رابطه معنی دار دارد.

۱-۸- کلیات روش انجام کار

به جهت کاربرد نتایج این تحقیق در تصمیم‌گیری، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌ها،می‌توان پژوهش حاضر را از نظر هدف، کاربردی نامید. از نظر نحوه گردآوری داده‌های پژوهش نیز به دلیل بررسی و توصیف وضع موجود، متغیرهای تحقیق و روابط آنها در جامعه مورد بررسی، پژوهش حاضر جزء تحقیقات توصیفی وازنوع همبستگی می‌باشد. و برای انجام آن از مراحل زیر استفاده شده است:

 

 

نظر دهید »
تحوّل نظام حقوقی حاکم بر فضای ماوراء جو- قسمت 7
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ
«سوره الرحمن آیه 33»
«ای گروه جنّ و انس، اگر می‌توانید از مرزهای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید ولی هرگز نمی‌‌توانید مگر با نیرویی فوق العاده». پیش‌گفتار
حقوق فضا شاخه‌ای از حقوق است که در برگیرندة قوانین ملی و بین‌المللی حاکم بر فعالیت‌ها در‌فضای ماوراء جو است. به رغم کوشش‌های فراوان حقوقدانان و دولت‌مردان، رشد شتابان فناوری در این قلمرو باعث گردیده جامعه بین‌المللی هنوز قادر به ارائه چارچوب «نظام جامع حقوق فضای ماوراء جو» نباشد. با این حال، اکثر صاحب‌نظران و محققان تحوّل نظام حقوق فضا را در ایجاد مبانی، اصول، قواعد و مقررات در دهه 60 و 70 میلادی مثبت ارزیابی می‌کنند، اما نسبت به ناکارآمدی آن برای همسویی با فناری و فعالیت بازیگران در آینده متفق القول هستند و به ایجاد یک ساختار جدید اقبال خوبی نشان می‌دهند. تحوّل در نظام حقوقی حاکم بر فضای ماوراء جو مستلزم بازتعریف قواعد موجود و ایجاد سازوکارهای نهادی جهت نظارت بر فعالیت‌ها و خروج از حالت انفعالی به سمت انعطاف‌پذیری و پویایی در مقابل پدیده‌های نوظهور و طرح‌های نظری جدید در این حوزه است.
ایجاد نظام حقوقی مطلوب نیازمند انجام کارهای مطالعاتی و تحلیلی، نقد مبانی نظری جهت شناسایی نقاط ضعف و قوّت نظام کنونی به منظور دستیابی به ابعاد و مؤلفه‌های نظام جدید است. لذا پژوهشگرانی که بخواهند در این حوزه تحقیق کنند بایستی حداقل از دو ویژگی ممتاز ـ یعنی آشنای با مباحث فنّی علوم فضایی و دیگر تسلط به مسائل حقوقی ـ برخوردار باشند.
هرچند انتخاب موضوع رساله به این گستردگی، گامی بلند در تولید ادبیات حقوق فضا و شناسایی کاستی های آن در قالب یک تز دکتری بود، امّا با توجّه به آغاز فعالیت‌های فضایی در کشور و ورود ایران به باشگاه فضایی از یک طرف و نبودِ الگوی جامع الاطراف از نظام حقوق فضا در سطح بین‌المللی از طرف دیگر؛ پس از مشورت با اساتید محترم بر آن شدم تا ضمن تحلیل وضعیت کنونی، الگوی مطلوب حقوق فضا را ارائه نمایم. لذا پس از انتخاب موضوع رساله، در گام نخست با جمع‌ آوری، ترجمه و تحلیل محتوای اسناد و متون مرتبط به حقوق فضا، چالش‌ها و نواقص آنها را استخراج و سپس مبتنی بر این تحلیل الگوی کلی و اولیة را پیشنهاد کرده‌ام. رجاء واثق دارم نتایج این پژوهش می‌تواند معضلات نظام کنونی را نمایان سازد و نظر محققان و دانشجویان به این نارسایی ها جلب کند. امید است نگارش این رساله بتواند توجه مجامع بین‌المللی را به خلاءهای حقوقی این حوزه معطوف سازد و زمینۀ را برای توسعه هرچه بیشتر نظام حقوق فضا از یک سو و تدوین و تصویب قوانین و مقررات داخلی از سوی دیگر فراهم سازد.
چکیده
برکسی پوشیده نیست که پیشرفت فناوری تأثیر شگرفی بر زندگی بشر دارد. انسان نمی‌تواند از پیشرفت دانش عقب بماند زیرا باید پاسخگوی احتمالات آینده باشد و قبل از بروز هرگونه واقعه پیش‌بینی‌های لازم را به‌عمل آورد. یکی از حوزه‌هایی که جولانگاه توسعة فناوری است و فناوری در آن نقش اصلی را بازی می‌کند قلمرو فضای ماوراء جو است. امروزه این عرصه با سرعت خیره کننده‌ا‌‌ی مورد کاوش و بهره‌برداری قرار می‌گیرد و هر لحظه در آن پدیدة جدیدی کشف می‌شود یا اتفاق غیرمنتظره‌ی می‌افتد. نظام حقوق فضا که تنظیم کننده اصول حاکم بر فعالیت‌های بشر در این حوزه راهبردی است باید مرحله به مرحله با پیشرفت‌ها و متعاقب آن حرکت کند و ساز‌وکارهای مناسب و مورد نیاز را در زمان ارائه نماید. برای تحقق این هدف غایی دولتها باید در انعقاد معاهدات و اسناد حقوقی الزام‌آور از خود سرعت عمل بیشتری نشان دهند تا در نتیجه آن نظام حقوق فضا از جامعیت و پویایی لازم برخوردار شود.
نخستین گام بسوی توسعه نظامِ حقوق فضا این است که جامعه بین‌المللی باید راهی را برای رسیدن به پایبندی مستحکم‌تر به هنجارهای بنیادین حقوق فضا پیدا کند و از آن مهّمتر مؤلفه‌های تشکیل دهنده این نظام حقوقی را همگام با متغیرهای محیطی آن نظیر توسعه فناوری و علوم فضایی به‌روز رسانی و نوسازی نماید. برای تحقق این هدف، مسئله اصلی این تحقیق همانا یافتن مؤلفه‌های تشکیل دهنده تحوّل نظام حقوق فضا از طریق کالبدشکافی وضعیت موجود با رویکرد نقّادانه و تبیین وضعیت مطلوب است تا بتواند ضمن توسعه ادبیات حقوق فضا در کشور، بستری مناسب برای مطالعات نظری و کاربردی در آینده فراهم نماید.
نتایج این تحقیق ثابت می‌کند که نظام کنونی حقوق فضای ماوراء جو بسیار سُست، معیوب، ناقص و شکننده است. وجود نقاط ضعف فراوان و عقب ماندگی از محور توسعه، آن را در معرض تفسیرهای متفاوت و بروز چالش‌های بزرگی قرار داده است. این پژوهش تلاش دارد با تجزیه و تحلیل اسناد و نشان دادن نقاط ضعف نظام حقوقی حاکم بر فضا، راه ‌حل ‌هایی برای تقویت ساختار، تدوین مقررات و اصلاح معاهدات در راستای الحاق بیشتر دولت‌ها به آنها ارائه نماید. برآیند کلی تحقیق گویای آن است که گسترش فزاینده فعالیت‌‌ دولت‌ها و بازیگران جدید در فضای ماوراء جو پیامدهای مثبت و منفی را به‌وجود آورده است، لیکن نظام کنونی حقوق فضا – اگر بتوان نام نظام حقوقی را بر آن نهاد ـ نه می‌تواند از فرصت‌های ایجاد شده استفاده بهینه نماید و نه قادر است چالش‌ها و تهدید‌های پیش روی را از طریق خردِ جمعی و درک مسئولیت مشترک و تقویت همکاری‌های بین‌المللی از بین ببرد. لذا تحوّل حقوق فضا مستلزم بازنگری در ساختارها، قواعد و مقررات و سازوکار حل وفصل اختلافات فضایی با بهره‌گیری از سایر نظامهای حقوقی مشابه مانند نظام حقوقی حاکم بر دریاها و یا حقوق هوایی است که در تحقیق حاضر این مقارنه را تا حدی که زمان و مقررات اجازه داده انجام گرفته و حوزه‌های مشترک آنها جهت تعمیم به نظام حقوق فضا مشخص گردیده است.
مقدمه
«حقوق جدیدی روابط را در آسمانها اداره خواهد کرد. این حقوق، حقوق هوایی نخواهد بود
بلکه مطمئناَ حقوقی مربوط به فضای ماوراء جو خواهد بود». «امیل لود»[1]
با این که زمین ماوای اصلی و زیستگاه و مأمنی برای ادامه حیات افراد انسانی است، اما دامنة دانش بشری هیچ‌گاه محدود به این گستره کوچک از هستی نشده و همواره درپی کشف رمز و راز هستی در کلیّت آن به ویژه افزایش فضای زیستی بشری و تقویت بقای آن بوده است.[2]
در نگرش ایدئولوژیک وجود آسمانها و زمین تنها بخشی از مخلوقات و آورده‌های خداوند است و انسان به تأمل و تفکر پیرامون آنها به‌عنوان گامی برای پی بردن به حقیقت هستی فراخوانده شده است. بیش از 2500‌سال قبل از میلاد، مردم به ستاره‌ها، سیارات و آسمانها با انگیزه‌های مختلف از قبیل موضوع‌های علمی، مذهبی و اجتماعی می‌نگریستند. توجّه اولیة بشر به آسمانها و کُرات بیشتر پیرامون مسائلی همچون چگونگی پیدایش آنها معطوف بود. از میان تمدن‌های باستانی که به علم نجوم و ستاره شناسی علاقه داشتند، تمدّن مشرق زمین بود که برای نجوم اهمّیت خاصی قائل بود، به‌ ویژه در ایران باستان، هندوستان و مصر، دانشمندان مُقدّرات خود را به علم نجوم پیوند می‌زدند و جایگاه ویژه‌ای برای خورشید و کُرات آسمانی در سرنوشتِ آینده خود قائل بودند. یونانیان نیز به دلیل نزدیکی با مشرق زمین به مبانی نجوم و علوم فضایی علاقمند بودند و مکاتبی نیز در این خصوص پدید آوردند. در ایران نیز دانشمندانی همچون حکیم زکریّای رازی، ابوریحان بیرونی، ابن سینا، ابن مسکویه، ابراهیم بن حبیب فزاری[3] و قطب الدین شیرازی[4] در علم هیأت و نجوم نظرات و دیدگاه های علمی ارزشمندی را ابراز داشتند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
تا قرن چهارم پیش از میلاد، درخصوص مسائل مربوط به طبیعت و نجوم تلاش‌های زیادی انجام شد، امّا از قرن چهاردهم پس از میلاد بود که نظرات علمی در این عرصه ابراز شد. در قرن شانزدهم اخترشناسان ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی به مطالعه علم نجوم پرداختند. تلاش این محققان موجب شد در قرن هفدهم نظرات بطلمیوس درمورد مرکزیّت خورشید باطل شود و حرکات وضعی زمین و سایر سیّارات مشخص شدند. اوج پیشرفت این دانش را در نیمة دوم قرن نوزدهم و قرن بیستم شاهد هستیم که نشان می‌دهد مطالعه در این حوزه بایستی مبتنی بر مشاهده آثار طبیعت و تحقیقات علمی باشد.[5]
چاپ داستانهای تخیلی و تصورات پیش‌گویانه «ژول ورن» در کتاب «از زمین تا ماه»[6] و سخنرانی های «امیل لود» افکار بشر را به فضای لایتناهی ماوراء‌جو معطوف کرد. درپی تلاش‌های برادران رایت در 1903 که در عرصة هوایی صورت گرفت، به‌تدریج پیشرفت‌های حوزه هوایی به قلمرو فضایی سرایت نمود و مشابه اقدامی که برادران رایت در هوا به‌عمل آوردند، شوروی در پرتاب سفینه «اسپوتنیک1»[7] برای فضای ماوراء جو انجام داد و رؤیاهای سفر بشر به فضا به واقعیت پیوست. به دنبال این اقدام، بلوک غرب به‌ویژه ایالات متحده نتوانست این عرصه را برای جولان دادن رقیب خالی بگذارد بنابراین درصدد برآمد اقدامات مشابهی را انجام دهد که این نقطه آغاز تنش میان بلوک غرب و شرق بود. این روند نمی‌توانست بدون وجود قواعد ناظر و کنترل کننده ادامه پیدا کند زیرا فضا به صحنه رویارویی دو ابرقدرت تبدیل می شد، بدین ترتیب جامعه بین‌المللی و در رأس آن سازمان ملل مصمم شدند تا نسبت به ایجاد یک نظام حقوقی خاص و خود بسنده[8] اقدام کنند.
لزوم تدوین قواعد و مقررات برای استفادة صلح‌آمیز از فضا، مجمع عمومی سازمان ملل متحد را وادار کرد براساس رسالت و مأموریت ذاتی‌اش در منشور ملل متحد[9] با تصویب قطعنامة 1348 مورخ 13 دسامبر 1958 به تبیین اصول کلی ناظر بر فعالیت‌های فضایی بپردازد[10] و سپس در دسامبر همان سال «کمیتة استفاده صلح‌جویانه از فضای ماورای جو» «کوپیوس»[11] را پی ریزی نماید. این کمیتة نیز بلافاصله پس از تشکیل، در اولین نشست خود در 6 می‌1959 دوکمیتة فرعیِ «علمی و فنی» و «حقوقی» را ایجاد کرد و به آنها مأموریت داد تا به بررسی علمی، فنّی و حقوقی مسائل مربوط به بهره‌برداری از فضا بپردازند.[12] کمیتة حقوقی پس از مطالعات خود به این نتیجه رسید که در شرایط کنونی مسائل حقوقی ناظر برفعالیت‌های فضایی به آن درجه از پیشرفت نرسیده که ضرورت انعقاد یک معاهده بین‌المللی احساس شود.[13] اما تلاش‌های مداوم کمیتة یادشده سبب شد تا اوّلین سند حقوق فضا در قالب اعلامیه‌ای با عنوان «اعلامیه اصول حقوقی حاکم بر فعالیت‌های دولت‌ها در اکتشاف و بهره‌برداری از فضا» در 13دسامبر 1963 به‌تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید. مفاد این اعلامیه زیربنای تدوین اسناد حقوق فضا به ویژه «معاهدۀ فضای ماوراء جو 27 ژانویه 1967» قرار گرفت. معاهدۀ فضای ماوراء جو که در این تحقیق از آن به‌عنوان «معاهدة فضا» یا «منشور فضا» یاد می‌شود، مبنای انعقاد چهار معاهدة بعدی واقع شد که مجموعاَ هسته اصلی این نظام حقوقی را تشکیل می‌دهند. بر این اساس، پنج معاهده اصلی فضای ماوراء جو عبارت‌اند از:
– معاهده 1967 راجع به اصول حاکم بر فعالیت‌های دولت‌ها در زمینۀ کاوش و بهره‌برداری از فضای ماوراء جو ازجمله ماه وسایر اجرام آسمانی(معاهدة فضا)[14].
– موافقتنامه 1968 نجات فضانوردان، بازگرداندن فضانوردان وبازگرداندن اشیای پرتاب شده به فضا(موافقتنامه نجات)[15].
– کنوانسیون 1972راجع به مسئولیت بین‌المللی برای خسارات وارد شده توسط اشیاءفضایی(کنوانسیون مسئولیت)[16].
– کنوانسیون 1975 راجع به ثبت اشیای پرتاب شده به فضا (کنوانسیون ثبت)[17].
– موافقتنامه 1979 حاکم بر فعالیت‌های دولت‌ها در زمینۀ ماه وسایر اجرام آسمانی(موافقتنامة ماه)[18].
علاوه بر معاهدات فوق، کوپیوس با ارائه چندین پیش‌نویس اعلامیه و قطعنامه به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اصول و قواعد بین‌المللی حاکم بر حقوق فضا را تکمیل کرد که ازجمله آنها می‌توان به اسناد زیر اشاره کرد:

قطعنامه 37/92 مصوب 10 دسامبر 1982 درمورد «اصول حاکم بر استفاده دولت‌ها ازماهواره مصنوعی زمینی برای پخش مستقیم تلویزیون بین‌المللی». [19]
اعلامیه 41/65 مصوب 3 دسامبر 1986 دربارة «اصول مربوط به سنجش از راه دور از زمین ازطریق فضا».[20]
قطعنامه 47/68 قطعنامه 14 دسامبر 1992 درمورد «اصول مربوط به استفاده از منابع نیروی هسته‌ای در فضا».[21]
اعلامیه 51/122 که در 13 دسامبر 1996 مربوط به «همکاری بین‌المللی در اکتشاف و بهره‌برداری از فضا، به نفع تمامی دولت‌ها، با توجّه به نیازهای خاص کشورهای درحال توسعه»[22].
عصرِطلایی هنجارسازی فعالیت‌های فضایی که از 1959 آغاز شده بود تا 1979 ادامه یافت، امّا دلایل متعددی ازجمله ظهور فناوری‌های جدید فضایی (ایستگاه‌های زمینی، پرتابگرها، فضاپیماها و ماهواره‌ها، ایستگاه‌های فضایی، تحقیقات علمی، پخش امواج)، ورود بازیگران غیردولتی و خصوصی به قلمرو فضا، تنوع یافتگی فعالیت‌های فضایی(اقتصادی، علمی، تجسسی، گردشگری، نظامی، استخراج منابع معدنی موجود در کره ماه ودیگر اجرام فضایی)، اکتشاف‌های جدید و علاقمندی کشورهای درحال توسعه به فضا موجب گردید تا در کارآیی و اثربخشی نظام حقوقی کنونی حاکم بر فضا تردیدهای اساسی به وجود آید. از سوی دیگر، اعمال حاکمیت قانون در عرصه‌های مختلف بین‌المللی من جمله فضای ماوراء جو متضمّن وجود یک نظام حقوقی است که باید از نظر «هستی‌شناختی» و دارای سه ویژگی بارز شامل: «قطعیت» به این معنا که قواعد تا چه حَد اثربخش هستند، «قابلیت پیش بینی کنندگی» یعنی سنجش آثار و پیامدهای حقوقی یک رفتار؛ و «تساوی دربرابر قانون» به معنای فقدان اختیار و گزینش دلخواهانه قوانین باشد.[23] امّا از نگاه «کارکردی» ارزیابی یک نظام حقوقی جامع بدون شناخت ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های آن و تعیین میزان کنش آنها بر نظام حقوقی امکان‌پذیر نخواهد بود. بر این اساس، رساله پیش رو به بررسی «مؤلفه‌های تشکیل دهنده یک نظام حقوقی»[24] می‌پردازد که از میان آنها توجّه ویژه‌ای‌ به مؤلفه «منابع» مبذول خواهد شد.
عکس مرتبط با اقتصاد
برکسی پوشیده نیست که هرنظام حقوقی در جامعه متأثر از «پدیده‌های اجتماعی و متغیرهای محیطی»[25] آن جامعه است. بالطبع در فضای ماوراء جو که جولانگاه ظهور و بروز فناوری است، نظام حقوقی آن تحت تأثیر عملکرد متغیرهای فنّی خواهد بود. در واقع، حقوق بین‌الملل فضا بیش از هرشعبه دیگر حقوق بین‌الملل تحت تأثیر فناوری توسعه‌یافته است و دشوار بتوان رشته دیگری از حقوق را با این ویژگی یافت.[26] این موضوع به نظام حقوق فضا ویژگی “منحصر بودن»[27] را اعطاء می کند.
تأثیرپذیری حقوق فضا از فناوری واقعیتی انکارناپذیر است، بدین سبب از یک نظام حقوقی انتظار می‌رود قواعد رفتاری و تدوین هنجارها همسان با میزان اثرگذاری فناوری بر محیط وضع نماید. بنابراین، «لزوم تدوین و توسعه قواعد و مقررات و اعمال یکنواخت آنها»[28] یکی دیگر از مؤلفه‌های یک نظام حقوقی جامع است که در فضای ماوراء جو هم مصداق دارد، به عبارت دیگر، نظام حقوقی باید از انعطاف و پویایی لازم جهت برطرف کردن نواقص و پرکردن خلاء‌ها برخوردار باشد. لذا بررسی متغیرهای دخیل و تحلیل اصول و قواعد حقوقی موجود حاکم برفضای ماوراء جو این فرصت را فراهم می‌سازد تا نارسایی مقررات نظام کنونی حقوق فضا مشخص و قواعد جایگزین پیشنهاد شود.[29] این عمل موجب ترغیب، مشارکت و همکاری کشورها در فعالیت‌های فضایی و قبول تعهّدات ناشی از آن خواهد شد و در نتیجه شاخص «اثربخشی»[30] نظام حقوقی خود به خود محقَق شود.
به‌علاوه، یک نظام حقوقی باید «ساختارهای نهادی»[31] لازم را برای وضع و اِعمال هنجارها و مقررات ایجاد نماید. وظیفة اساسی این نهادها از یک سو، اعمال قواعدِ از پیش موجود را برای حل اختلاف و، از سوی دیگر، هنجارسازی و صدور تصمیم‌های الزام‌آور و لازم‌الاجراست. با وجود این، نظام نوپای فضای ماوراء جو از بدوِ پیدایش به شدت با مشکلات ساختاری مواجه بوده و سازوکارهای موجود توانایی و شایستگی انجام این وظایف را ندارند. بنابراین با توجّه به تقارُب ماهیّت قواعد حقوقی فضا با حقوق بین‌الملل دریاها، می‌توان با الهام گیری و گزینش قواعد، ساختارهای نهادی مشابه را پیشهاد کرد.[32] این طرح خواهد توانست تاحد زیادی در رفع چالش‌های حقوق فضا و شکل گیری «نظام مطلوب حقوق فضا» مؤثر باشد. برای ایجاد چنین نظامی، گام اوّل «آسیب شناسی نظام موجود» که شامل بررسی ویژگی‌ها، شناسایی نقاط ضعف و قوت، احصا چالش‌ها و فرصت‌ها است[33] و گام دوم آن، حرکت به‌سوی مطلوب یا ظرفیت‌سازی برای دستیابی به «نظام مطلوب حقوق فضا» است.[34]
درتبیین اهمیت و ضرورت انجام پژوهش باید به دو نکته توجه کرد: اهمیت تحقیق نشان دهنده این است که انجام پژوهش می تواند چه پیامدها و دستاوردهای مثبتی بهمراه داشته باشد و ضرورت تحقیق معطوف به این نکته است که عدم انجام آن می تواند چه تبعات منفی و آثار زیانباری در پی داشته باشد. بر این اساس، اهمیت و ضرورت این پژوهش ما را به این رهنمون میسازد بررسی و شناخت نارسائیها و خلاءهای موجود در نظام حقوقی کنونی میتواند زمینه را برای رسیدن به اهداف بلند این تحقیق آماده کند. اصول، قواعد و هنجارهای موجود نخواهد توانست در در دهه های آینده پاسخگوی نیازهای بشری در عرصه فضا باشد. صلح و امنیت جهانی و استقرار عدالت در بهره‌برداری از فضای ماوراء جو و رسیدن به توسعه پایدار درحوزه های مختلفی نظیر محیط زیست، استخراج و توزیع عادلانه منابع، ارتقاء دانش، جلب همکاری و همراهی کشورهای درحال توسعه و ترغیب آنها برای تدوین قوانین فضایی ملی تنها در سایه یک نظام جامع حقوقی قابل تحقق است.
عکس مرتبط با محیط زیست
از اهداف اصلی این رساله بررسی سیر تحوّل نظام حقوق فضا به ویژه ارزیابی اسناد، نظریۀ‌های اساسی در این حوزه و تحلیل وضعیت حقوقی موجود در فضای ماوراء جو، بررسی نقاط ضعف و قوّت آن و درنهایت پیشنهاد نظام حقوقی مطلوب برای فضای ماوراء جو در پرتو حقوق بین‌الملل است که نتیجه آن برای تدوین هنجارها و تعیین سازوکارهای حقوقی ملی بسیار مهّم، کاربردی و راهگشا خواهد بود. در این راستا، با عنایت به آغاز فعالیت‌های فضایی کشورمان در چند سال گذشته، آگاهی و آشنایی مسئولان از چالش‌ها و نقاط ضعف معاهدات، کنوانسیون‌های بین‌المللی، اسناد حقوقی و اساسنامه‌های سازمان‌ها و اتحادیه‌های فضایی منطقه‌ای می‌تواند راهنمای مناسبی برای درنظر گرفتن ملاحظات قانونی در هنگام پیوستن به آنها باشد.
درمورد پیشینه تحقیق، تا آنجا که نگارنده مطلع است در داخل کشور تاکنون هیچ‌گونه تحقیق جامع و قابل اتکایی در زمینة تحوّل نظام حقوق فضا انجام نشده است و پایان نامه ها و مقاله‌های منتشر شده نیز جامعیّت موضوعی ندارند، یا تنها بخشی از آن را هدف مطالعه قرار داده‌اند. به همین جهت است که عمده ادبیات تحقیق بر منابع خارجی متّکی است. در عین حال، حقوقدانان و محققان خارجی نیز به رغم خلق آثار و تتّعبات قابل تقدیری در این شاخه از حقوق بین‌الملل، اغلب با نگاه مثبت و از زاویة مطلوبیّت به این نظام حقوقی نگریسته‌اند و کمتر به کاستی‌ها، نارسایی‌ها، چالش‌های آن توجّه کرده‌اند. محقق تلاش می‌کند با بهره‌گیری از منابع حقوق فضا به تبیین نقاط ضعف این نظام بپردازد.
با توجّه به تحوّلات اخیر در عرصة فضا و پیدایش پدیده‌های نوظهور در توسعة فناوری‌های فضایی و ورود بازیگران جدید به این عرصه، پرسش‌های متعددی درخصوص وضعیت نظام حقوقی حاکم به ذهن خطور می‌کند. بدین ترتیب سؤالات اصلی تحقیق عبارت‌اند از:
وضعیت نظام حقوقی موجود در فضای ماوراء جو چگونه است؟

آیا نظام حقوقی موجود می‌تواند پاسخگوی تحوّلات جدید باشد؟
نظام حقوقی موجود با چه چالش‌ها و نقاط ضعفی روبروست؟
نظام حقوقی مطلوب حاکم بر فضای ماوراء جو چیست و باید از چه ویژگی‌هایی برخوردار باشد؟

پدیده ها و شاخص‌های تحوّل نظام حقوقی فضا کدام‌اند؟
بی‌گمان هر پژوهشی بر فروضی یا فرضیه اصولی و کلی استوار است که به‌عنوان مبنا و انگیزه‌ای برای پژوهش به‌شمار می‌رود. فرضیه این رساله نیز بر این ادعاست که «نظام حقوقی کنونی مطلوب فضای ماوراء جو نیست و همگام با پدیده‌های نوظهور در این عرصه تحوّل نیافته است».
روش تحقیق این رساله مبتنی بر مطالعة توصیفی ـ تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات و داده‏ها کتابخانه‌ای بوده که با بهره گرفتن از کتب و مقالات پژوهشی، اسناد بین‌المللی و قوانین داخلی کشورها و منابع اینترنتی صورت پذیرفته است. تجزیه و تحلیل داده‌ها کیفی و مبتنی بر استنتاج محقق از داده‌ها است و با مقایسه نظام‌های حقوقی مختلف، شاخص‌های نظام حقوقی فضای ماوراء جو استخراج‌ شده است. نتایج این تحقیق از نوع کاربردی است؛ زیرا می‌تواند درعمل مبنای تصمیم‌سازی مسئولان درسطح داخلی و بین‌المللی باشد. همچنین به دلیل ماهیّت فنّی موضوع رساله، کتب و مقالات فنّی مهندسی مربوط نیز مورد بررسی قرار گرفته است و تلاش شده تا از نظریۀ‌ها و تجارب کشورهای فضایی و اسناد و اطلاعات موجود در دفتر امور فضای ماوراء جو سازمان ملل متحد[35] و مراکز علمی و دانشگاهی مرتبط با حوزه حقوق هوافضا[36] استفاده شود.
تدوین وتنظیم این رساله با دشواری‌ها و موانع زیادی روبرو بوده است. کُلی بودن و وسیع بودن موضوع رساله، بین رشته‌ای بودن و اختلاط مسائل آن با موضوعات سایر شاخه‌های حقوق بین‌الملل مانند حقوق محیط زیست، حقوق مخاصمات مسلحانه، حقوق فناوری، حقوق خصوصی ازجمله موانعی بودند که محقق را در دستیابی به اهداف این رساله با مشکل مواجه ساختند. به‌علاوه؛ دسترسی محدود به منابع دست اوّل و فقدان ادبیات حقوقی در کشور نیز به نوبه خود سبب شده است که به‌طورعمده منابع رساله از میان مآخذ متنوع خارجی انتخاب شوند. شایان توجّه است که به ‌لحاظ شرایط حاکم بر روابط سیاسی و اعمال تحریم‌ها علیه کشورمان، محقق در دسترسی به برخی منابع علمی موجود در حوزه هوافضا با تنگناها و محدودیّت‌های عدیده ای روبرو بوده است. با این حال باید اذعان داشت که به رغم کارهای پژوهشی بسیار ارزشمندی که حقوقدانان خارجی انجام داده‌اند اما بدیل این رساله را کمتر می‌توان یافت که به کلیّة زوایای نظام حقوق فضا پرداخته باشند و در عموماً تحقیقات صورت گرفته تنها یکی از مؤلفه‌های این نظام را مورد تحلیل قرار می‌دهند. از این رو، محقق امیدوار است انجام این رساله بتواند ضمن توسعه ادبیات حقوق فضا درکشور بستری مناسب برای مطالعات نظری و کاربردی در آینده فراهم نماید.
در راستای پاسخگویی به سؤالات و به‌منظور اثبات فرضیه تحقیق پلان و ساختار این رساله طراحی و تنظیم گردید که شامل سه قسمت عمدة مقدمه، بدنة اصلی رساله (که خود شامل سه بخش است) و نتیجه‌گیری است.
مقدمه رساله در پی آن است تا مفاهیم کلی که فهم دیگر موضوعات بر پایهی آنها استوار است را شرح داده و درک موضوعات ارائه شده در بخشهای آتی را آسان سازد.
بخش اوّل رساله به کالبد شکافی وضع موجود نظام حقوق فضا و یافتن چالش‌های فراروی معاهدة فضا اختصاص یافته است. این بخش که مشتمل بر سه فصل است که در فصل اول ضمن تحلیل سیر تاریخی نظام حقوق فضا و تبیین اصول، مفاهیم و ارکان تشکیل دهنده آن را تا زمان جنگ جهانی دوم مورد کنکاش قرار می‌دهد. فصل دوم به تبیین ساختارهای نهادی و ابزارهای تکمیل کننده نظام حقوق فضا می‌پردازد. در این فصل نقش هریک از این نهادها در پیشبرد نظام حقوق فضا روشن می شود. در فصل سوم؛ اصول بنیادین حقوق فضا مورد تحلیل واقع شده و نارسایی‌های و انحراف این اصول از مسیر اولیة خود آشکار می‌گردند و سپس از ابعاد مختلف معاهدة فضا مورد توجه و نقد قرار می‌گیرد و چالش‌ها و نواقص آن نیز روشن می شود.
شایان ذکر این است به منظور سهولت در نتیجه‌گیری و برقراری ارتباط منطقی میان فصول در فرجام هر یک از فصول یک جمع‌بندی نیز آورده شده است.
بخش دوم رساله به بررسی و تحلیل حقوق اشتقاقی حاکم بر فضا و بررسی نقاط ضعف آن پرداخته است. این بخش متشکل از دو فصل کلی است که فصل اول بر معاهدات منشعب از معاهدة فضا متمرکز است. در این فصل از رساله مشکلات حقوقی مربوط به نجات فضانوردان و عودت اشیای فضایی درمعرض خطر، مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها در قبال فعالیت‌های فضایی، نارسایی‌های مرتبط با ثبت اشیاء فضایی، مشکلات پیش روی موافقتنامة ماه و مسائل زیست محیطی و زباله‌های فضایی پرداخته شده است. در واقع محقق در این فصل به‌دنبال شناسایی و استخراج موانع و نواقص چهار سند اشتقاقی از معاهدة فضاست. فصل دوم از این بخش به چالش‌های مؤخر بر معاهدات فضایی اختصاص یافته است. در این فصل مسائلی که در معاهدات پنج‌گانه مغفول مانده نقد و بررسی می‌شود. موضوعاتی نظیر مشکلات ناشی از توسعه فناوری‌های فضایی، جنبه‌های حقوقی همکاری‌های بین‌المللی و چالش‌های ناشی از مسائل زیست محیطی و زباله‌های فضایی در این فصل مورد تحلیل قرار می‌گیرند.
بخش سوم در پی امکان‌سنجی ایجاد یک نظام مطلوب حقوق فضاست که خود مشتمل بر چهار فصل است. فصل اول به کاربردهای عمومی و خصوصی فضا و فعالیت‌های تجاری و لزوم تعادل میان استفاده‌های عمومی و خصوصی ازفضا و راهکارهای تشویق سرمایه‌گذاری اختصاص یافته است. در فصل دوم، پدیده‌های نوظهور ناشی از پیشرفت‌های علمی از قبیل موضوعاتی نظیر گردشگری فضایی، بیمه، حقوق مالکیت معنوی، پرچم مصلحتی و کنترل تردد فضایی که جملگی با خلاء حقوقی مواجه هستند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته‌اند. فصل سوم از این بخش چارچوب و ضرورت طراحی و تدوین نظام حل وفصل اختلافات فضایی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد. درفصل پایانی این بخش که در واقع رهیافت این رساله نیز محسوب می شود ضمن تبیین ویژگی‌ها و برشماری گامهای اساسی برای طراحی یک نظام مطلوب حقوق فضا، از دو طریق (تجمیع اسناد حقوق فضا و دسته بندی آنها و همچنین مقارنه با سایر نظامهای حقوقی) مؤلفه‌های اساسی نظام حقوق فضا را تعیین و الگوی مطلوب نظام حقوق فضا را ارائه می‌کند.
تصویر درباره گردشگری
در پایان به نتیجه‌گیری اختصاص یافته است. در این بخش ضمن پاسخ به سؤال‌ها و ارائه سنتزی از مطالب متن رساله، فرضیة تحقیق اثبات می‌گردد و دست آخر پیشنهادهایی هم برای جامعه بین‌المللی و هم نظام حقوق داخلی اراده شده است که در رسیدن به یک نظام جامع حقوق فضا بایستی مطمح نظر قرار گیرد. درحقیقت، تصویب قوانین داخلی در سطح ملی و تدوین اسناد جامع‌الاطراف و فراگیر در سطح بین‌الملل بدون توجه به مؤلفه‌های احصا شده و کاربست این پیشنهادها امکان‌پذیر نخواهد بود.

این پژوهش منضم به سه ضمیمه مجزاست:

ضمیمه(1) شامل کلیّة نمودارها و اشکال توصیف کننده وضعیت کنونی هریک از شاخص‌ها و مؤلفه‌های نظام حقوق فضاست. این نمودارها براساس آخرین اطلاعات و داده‌های موجود در منابع و سایت‌های معتبر تهیه و ترسیم شده‌اند که می‌توان با مراجعه به آنها وضعیت حال و آینده فناوری‌ها و فعالیت‌های فضایی را مشاهده کرد.

در ضمیمه(2) ده سند مهم حقوق فضا مورد تحلیل قرار گرفته و جداول فراوانی مقولات و مؤلفه‌های آنها جهت طراحی الگوی اولیة نظام مطلوب حقوق فضا تحلیل گردیده است.

در ضمیمه(3) متن اسناد حقوق فضا که در رساله مورد نقد قرار گرفته ترجمة و برای استفاده بیشتر محققان و علاقمندان در دسترس قرار داده ‌شده است.

امیل لوود در 1878 در بلژیک متولد شد و پس از به دست آورده یک اخذ مدرک حقوق از دانشگاه بروکسل به کار وکالت پرداخت وی وکیل بلژیکی مشهوری بود. وی در سال 1910 سخنرانی هایی در خصوص« حقوق جدید، حقوق فضای ماوراء جو» در بروکسل ایراد کرد. ↑
Sterns, Patricia M., “The Scientific-Legal Implications of Planetary Protection and Exobiology“, E3.5.-E7.6 25th IAA/IISL, Scientific/Legal Roundtable, 2010. ↑
اسطرلاب توسط ابراهیم بن حبیب فزاری منجم وریاضی دان شهیر ایرانی ساخته شد. ↑
وی کتابی تحت عنوان «نهایةالادراك فی درایه الافلاك» که به زبان عربی در حوزه علم هیئت و نجوم نگاشته، این رساله دارای چهار مقاله است كه عبارتند از: مقدمات، هیئت اجرام، زمین و مقادیر اجرام. این كتاب علاوه بر ارائه مطالب جدیدی درباره زمین‌شناسی، هواشناسی، مكانیک و نور، مباحثی درباره نظرات كیهانی را دربر دارد. ↑

نظر دهید »
بررسی رابطه توانمندی روان شناختی وکیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی اساتید دانشگاه ازاد اسلامی واحد بندرعباس۹۳- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ه به کارکنان برای انجام وظیفه اعتماد کنیم.
بر اساس این رویکرد، توانمند سازی بر حسب باورهای شخصی افراد تعریف می‌شود. روی هم رفته مطابق این دیدگاه افراد توانا دارای ویژگی‌های مشترکی هستند که تحت عنوان ابعاد توانمند سازی در همین فصل بحث خواهد شد. این ابعاد، اقدامات خاص مدیریتی نیستند، بلکه منعکس کننده تجربیات یا باورهای کارکنان در مورد نقش آن‌ ها در سازمان می‌باشد. بنابراین توانمند سازی چیزی نیست که مدیران برای کارکنان انجام دهند، بلکه طرز فکر (طرز تلقی) کارکنان در مورد نقش آن‌ ها در سازمان می‌باشد. در عین حال مدیریت سازمان می‌تواند بستر لازم را برای توانمندتر شدن کارکنان فراهم نماید، اما باید کارکنان توانمند را گزینش و به کار گمارد. آنان باید خودشان احساس کنند که دارای آزادی عمل و قدرت تصمیم گیری هستند، آن‌ ها باید شخصاً احساس تعلق به سازمان کرده، احساس شایستگی و تبحر در مورد توانایی‌های خود بکنند و شایسته تأثیر گذاری بر سیستمی باشند که در آن کار می‌کنند افراد توانا خود را توانمند می‌کنند. ویژگی‌های سازمانی می‌تواند به توانمند شدن آنان کمک نماید (کوین و اسپریتزر، ۱۹۹۷).
کانگرو کاننگو (۱۹۸۸) این دیدگاه را رویکرد انگیزشی[۴۳] می نامند. در ادبیات روان شناسی، از قدرت به عنوان حالت انگیزشی یا انتظار درونی استفاده شده است. برای مثال، افراد «نیاز قدرت» دارند. قدرت برانگیزش درونی برای تأثیر گذاری و نفوذ بر سایرین اشاره دارد. هنگامی که افراد بپذیرند که قدرت دارند یا هنگامی که باور کنند که می‌توانند وقایع، موقعیت‌ها و یا سایر افراد را کنترل کنند، نیاز قدرت قابل دست‌یابی است. ولی اگر افراد احساس ناتوانی کنند و یا باور داشته باشند که قادر نیستند تقاضاهای اجتماعی و روانی محیطی را اداره و کنترل کنند، نیاز قدرت آنان از بین می‌رود.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
قدرت در رویکرد انگیزشی فرد، به نیاز درونی به خود مختاری و یا باور درونی به خود کارآمدی شخص اشاره دارد. تحت این شرایط، اساس قدرت در گرایش انگیزشی فرد می‌باشد. هر راهبرد یا فن مدیریتی که نیاز خود مختاری یا باور خود کارآمدی را در کارکنان تقویت نماید، موجب افزایش احساس توانمندی در آنان خواهد شد، بالعکس هر راهبرد یا فن مدیریتی که آن دو نیاز را تضعیف نماید، احساس ناتوانی را افزایش خواهد داد. برا اساس دیدگاه انگیزشی، توانمند سازی به معنی قادر بودن[۴۴] است. قادر بودن به برانگیختن از طریق افزایش کارآمدی شخصی اشاره دارد. بنابراین توانمند سازی عبارت است از فرایند افزایش احساس خود کارآمدی در کارکنان از طریق شناسایی و حذف شرایطی که موجب ناتوانی آنان شده است.
توماس و ولتهوس (۱۹۹۰) توانمند سازی را بر اساس متغیرهای شناختی که تعیین کننده انگیزش در کارکنان می‌باشد، تعریف کرده‌اند و معتقدند که توانمند سازی موضوعی چند بعدی است و آن را به عنوان فرایند افزایش انگیزش درونی شغل می‌دانند که شامل مؤثر بودن، شایستگی، معنی دار بودن و حق انتخاب می‌شود.
اسپریترز (۱۹۹۶،۱۹۹۵ ) با توجه به الگوی توماس و ولتهوس توانمند سازی روان شناختی را به عنوان یک مفهوم انگیزشی متشکل از چهار بعد شایستگی، خودمختاری (حق انتخاب)، معنی دار بودن و مؤثر بودن تعریف می‌کند که این ابعاد جمعاً منعکس کننده یک جهت گیری شخصی به نقش کار در سازمان می‌باشد. وتن و کمرون (۱۹۹۸) ضمن تأکید بر چند وجهی بودن توانمند سازی و تأیید چهار بعد فوق، بعد اعتماد را نیز به آنان اضافه کردند.
۲-۱-۱۳- ابعاد توانمند سازی روان شناختی
محققان و صاحب نظران فراتر از اقدامات و راهبردهای مدیریتی و سازمانی از قبیل : تفویض قدرت تصمیم گیری و سهیم شدن کارکنان در اطلاعات به توانمند سازی می‌نگرند. پژوهشگران برای افراد توانا ویژگی‌هایی قائل اند که بر اساس ویژگی‌ها یا شاخص‌ها می‌توان در مورد توانمندی یا ناتوانی فرد اظهارنظر کرد.
بنابراین باید ماهیت توانا سازی، درست همان طور که توسط کارمند تجربه شده است، مورد نظر گیرد. کانگر و کاننگو[۴۵] (۱۹۸۸) احساس خود کارآمدی شخصی[۴۶] را شاخص توانمندی فردی می‌دانند. تو ماس و ولتهوس (۱۹۹۰) توانمند سازی روان شناختی[۴۷] را یک عامل انگیزش درونی می‌دانند که منعکس کننده نقش فعال کارکنان در سازمان می‌باشد و بین راهبردهای مدیریتی و عوامل سازمانی و ادراکات کارکنان در مورد توانمندی تفاوت قائل شده‌اند. آنان با تأکید بر چند وجهی بودن توانمند سازی، برای آن چهار بعد شناختی : احساس معنی دار بودن[۴۸]، احساس شایستگی[۴۹]، احساس داشتن
حق انتخاب[۵۰] و احساس مؤثر بودن[۵۱] را ذکر می‌کنند.
اسپریتزر[۵۲] (۱۹۹۶،۱۹۹۵) و عبدالهی (۱۳۸۴) در مطالعات پژوهشی خود چهار بعد را اندازه گیری و اعتبار یابی کرده‌اند. وتن و کمرون[۵۳] (۱۹۹۸) بر اساس تحقیق میشرا[۵۴] (۱۹۹۲) بعد اعتماد[۵۵] را به ابعاد فوق اضافه کردند. بنابراین توانمند سازی روان شناختی کارکنان بر اساس تحقیقات گذشته می‌توان در پنج بعد: احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، احساس معنی دار بودن (ارزشمند بودن)، احساس خودمختاری (حق انتخاب) و احساس اعتماد خلاصه نمود. در زیر به تفضیل هر یک از این ابعاد بحث می‌شوند.
۲-۱-۱۴-احساس شایستگی
شایستگی به درجه‌ای که یک فرد می‌تواند وظایف شغلی را با مهارت انجام دهد اشاره دارد (توماس وولتهوس ۱۹۹۰). در ادبیات روا نشناسی این مفهوم به نظریه شناخت اجتماعی[۵۶] آلبرت باندورا[۵۷] (۱۹۷۷) و مفاهیم خود کارآمدی، تسلط شخصی[۵۸] و انتظار تلاش عملکرد[۵۹] بر می‌گردد. افراد توانمند احساس شایستگی دارند و باور دارند که قابلیت‌ها و توانایی لازم، برای انجام موفقیت آمیز وظایف را دارند. باندورا مطرح می‌کند که خود کارآمدی پایین موجب می‌شود که افراد از موقعیت‌هایی که نیازمند مهارت‌های مناسب باشد، اجتناب کنند. رفتارهای اجتنابی به نوبه خود مانع از روبرو شدن فرد با ترس‌ها و ایجاد و بهبود شایستگی‌ها می‌شوند.
وتن و کمرون (۱۹۹۸) اعتقاد دارند که افراد توانمند نه تنها احساس شایستگی، بلکه احساس اطمینان می‌کنند و می‌توانند وظایف را به طور مؤثر انجام دهند. آنان احساس تسلط شخصی می‌کنند و معتقدند که در رویارویی با چالش‌های جدید، می‌توانند بیاموزند و رشد کنند. بعضی از نویسندگان براین باورند که این ویژگی، مهم‌ترین عنصر توانمند سازی است. زیرا داشتن احساس خود کارآمدی است که تعیین می‌کند آیا افراد برای انجام دادن کاری دشوار خواهند کوشید و پشتکار خواهند داشت یا خیر. «شدت اطمینان افراد در مورد کارآمدی خود، بر اینکه آیا آنان برای اداره کردن موقعیت‌های خاص تلاش خواهند کرد، اثر می‌گذارد. وقتی افراد خود را واجد شایستگی برای اداره کردن موقعیت‌هایی بدانند که ممکن است برای آنان تهدید کننده خواهد بود، در گیر فعالیت می‌شوند و با اطمینان رفتار می‌کنند…»انتظارات کارآمدی[۶۰] «تعیین کننده این است که افراد در رویارویی با موانع و تجربه‌های ناسازگار چه مقدار تلاش خواهند کرد و چه مدت استقامت خواهند ورزید» (باندورا،۱۹۷۷ و ۲۰۰۰).
باندورا (۱۹۷۷) سه شرط لازم برای اینکه افراد احساس خود کارآمدی کنند، پیشنهاد کرده است :
۱ افراد کارآمد باور دارند که توانایی انجام کار را دارند.
۲ افراد کارآمد باور دارند که ظرفیت به کار بستن تلاش لازم را دارند.
۳ افراد کارآمد باور دارند که هیچ مانع خارجی آن‌ ها را از انجام دادن کار مورد نظر باز نخواهد داشت.
به بیان دیگر وقتی افراد احساس خود کارآمدی را با داشتن حداقل تبحر و قابلیت، اشتیاق به تلاش برای انجام دادن کار و نداشتن موانع عمده در برابر موفقیت، در خود توسعه دهند، احساس توانمندی می‌کنند.
۲-۱-۱۵-احساس خود مختاری
خود مختاری یا داشتن احساس حق انتخاب (توماس وولتهوس ۱۹۹۰) به آزادی عمل و استقلال کارمند در تعیین فعالیت‌های لازم برای انجام وظایف شغلی اشاره دارد. به زعم وتن و کامرون (۱۹۹۸) احساس خودمختاری به معنی تجربه احساس انتخاب در آغاز فعالیت‌ها و نظام بخشیدن به فعالیت‌های شغلی است. هنگامی که افراد احساس خود مختاری می‌کنند، به جای آنکه با اجبار در کاری در گیر شوند یا از آن دست بکشند، خود داوطلبانه و تعمداً در وظایف شرکت می‌نمایند و فعالیت‌های آنان پیامد آزادی و استقلال شخصی است. آنان خود را افرادی خود آغازگر[۶۱] و بیش فعال[۶۲] می‌بینند. آنان قادرند که به میل خود اقداماتی را آغاز کرده، تصمیم‌های مستقل بگیرند و افکار جدید را به آزمون بگذارند (کانگرو کاننگو، ۱۹۸۸ ) و تو ما س و ولتهوس (۱۹۹۰). این افراد به جای اینکه احساس کنند فعالیت‌های شغلی آنان از پیش تعیین شده و از بیرون کنترل می‌شود، خود را به منزله کانون کنترل[۶۳] می‌بینند. خود مختاری با داشتن حق انتخاب درباره روش‌های مورد استفاده برای انجام وظیفه، میزان تلاشی که باید صورت گیرد، سرعت کار و چارچوب زمانی که کار باید در آن انجام شود، رابطه بسیار مستقیم دارد. افراد توانمند در مورد کارهای خود احساس مالکیت می‌کنند، زیرا آنان می‌توانند تعیین کنند که کارها چگونه باید انجام شوند و با چه سرعتی پایان یابند. داشتن حق انتخاب، جزء اصلی خود مختاری به شمار می‌رود.
وتن و کمرون (۱۹۹۸) مطرح می‌کنند که نتایج تحقیقات حاکی از این است که احساس قوی خودمختاری با از خود بیگانگی[۶۴] کمتر در محیط شغلی، خشنودی شغل[۶۵]، عملکرد شغلی[۶۶] بالاتر، سطوح بالاتر مشارکت شغلی[۶۷] و فشار کاری[۶۸] کمتر ارتباط دارد.
۲-۱-۱۶-احساس مؤثر بودن
مؤثر بودن یا به قول وتن و کمرون (۱۹۹۸) پذیرش نتیجه شخصی[۶۹] درجه‌ای است که «فرد می‌تواند بر نتایج و پیامدهای راهبردی، اداری و عملیاتی شغل اثر بگذارد. تأثیر گذاری عکس درماندگی آموخته شده[۷۰] می‌باشد» (اسپریتزر،۱۹۹۵ ص ۱۴۴۴ ). این بعد به درجه‌ای اشاره دارد که رفتار فرد در اجرای اهداف شغلی متفاوت دیده شود، بدین معنی که نتایج مورد انتظار در محیط شغلی بدست آمده است (توماس و ولتهوس ۱۹۹۰). وتن و کمرون (۱۹۹۸) در کتاب خود تحت عنوان «توسعه مهارت‌های مدیریت[۷۱] » می‌نویسند که افراد توانا احساس کنترل شخصی بر نتایج دارند. آنان باور دارند که می‌توانند با تحت تأثیر قرار دادن محیطی که در آن کار می‌کنند یا نتایجی که تولید می‌شوند، تغییر ایجاد کنند. بنابراین، احساس داشتن کنترل بر نتایج به ادراک تأثیر گذاری اشاره دارد.
افراد توانا باور دارند که موانع محیط بیرونی، فعالیت‌های آنان را کنترل نمی‌کند، بلکه خود می‌توانند آن موانع را کنترل کنند. آنان احساس «کنترل فعال[۷۲] » دارند و بدین معنی که محیط را با خواسته‌های خود همسو می‌کنند، بر خلاف «کنترل منفعل[۷۳]» که خواسته‌های افراد با تقاضای محیط همسو می‌شود (توماس و ولتهوس،۱۹۹۰). افرادی که دارای احساس پذیرش نتیجه شخصی هستند، می‌کوشند به جای رفتار واکنشی در مقابل محیط، تسلط خود را بر آنچه می‌بینند، حفظ کنند.
داشتن احساس مؤثر بودن، کاملاً با احساس خود کنترلی[۷۴] رابطه دارد. برای اینکه افراد احساس توانمندی کنند، نه تنها باید احساس کنند که آنچه انجام می‌دهند مؤثر است، بلکه باید احساس کنند که می‌توانند آن اثر را به وجود آورند. یعنی برای اینکه آن نتیجه با احساس توانمندی همراه باشد، آنان باید احساس کنند که نتیجه تولید را در دست دارند. پژوهش‌ها در مؤثر بودن نشان می‌دهند که افراد برای کنترل شخصی از درون برانگیخته می‌شوند. آنان برای حفظ کنترل بر خود و موقعیت‌ها مبارزه می‌کنند. به عنوان مثال، اسیران جنگی به منظور احساس کنترل شخصی، به فعالیت‌های جالب توجه ای مانند امساک از بعضی از غذاها، قدم نزدن در بعضی از جاها و یا ایجاد علایم ارتباطی محرمانه دست می‌زنند. از دست دادن کنترل شخصی می‌تواند از لحاظ جسمی و عاطفی زیان آور باشد. به عنوان مثال، فقدان کنترل به افسردگی، فشار روانی، داشتن هیجان، روحیه پایین، فقدان بهره وری، فرسودگی، ناتوانی آموخته شده و حتی افزایش نرخ مرگ و میر منجر می‌شود (وتن و کمرون،۱۹۹۸). بنابراین، داشتن احساس کنترل شخصی، برای سلامتی روان و جسم و توانمندی ضروری است.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
۲-۱-۱۷-احساس معنی دار بودن
«معنی دار بودن فرصتی است که افراد احساس کنند اهداف شغلی مهم و با ارزشی را دنبال می‌کنند، بدین معنی است که احساس می‌کنند در جاده‌ای حرکت می‌کنند که وقت و نیروی آنان با ارزش است» (اپلبام و هانگر[۷۵]،۱۹۹۸، ص ۳۴ ). «با معنی بودن یعنی با ارزش بودن اهداف شغلی، و علاقه درونی شخص به شغل» (توماس و ولتهوس ۱۹۹۰ ص،۶۷۲ ). با معنی دار بودن تناسب بین الزامات کاری با باورها، ارزش‌ها و رفتارها اشاره دارد (بریف و نورد[۷۶]، ۱۹۹۰ و هاکمن والدهام[۷۷]، ۱۹۸۰ نقل از اسپریتزر ۱۹۹۵، ص ۱۴۴۳). وتن و کمرون (۱۹۹۸، ص ۳۸۵ ) در اثرشان در این رابطه می‌نویسند که افراد توانا احساس معنی دار بودن می‌کنند و برای اهداف شغلی ارزش قائل اند. اندیشه‌ها و استانداردهای آن‌ ها با آنچه در حال انجام دادن آن هستند، سازگار است. کار در نظام افراد توانمند مهم تلقی می‌شود. افراد توانمند برای نتایج کار ارزش قائل اند و بدان باور دارند. آنان در آن شغل، از نیروی روحی یا روانی استفاده می‌کنند و از مشارکت خود در کار احساس مهم بودن می‌کنند. آنان در نتیجه اشتغال در آن فعالیت، علاقه و همبستگی شخصی را تجربه می‌کنند، بنابراین معنی دار بودن به نگرش با ارزشمند بودن شغل اشاره دارد.
فعالیت‌های معنی دار برای کارکنان نوعی احساس هدفمندی، هیجان، یا مأموریت ایجاد می‌کنند. بجای اینکه نیرو و اشتیاق افراد را هدر بدهند، منبعی انرژی و اشتیاق برای آنان فراهم می‌آورند. اشتغال در فعالیت‌های بی معنی، نا سازگاری، آزردگی و نوعی احساس دل‌زدگی از کار در افراد پدید می‌آورد و افراد را دل‌تنگ و فرسوده می‌کند. در خواست انجام دادن کاری که برای کارمند معنی کمی داشته باشد یا اصلاً معنی دار نباشد، برای سازمان‌ها هزینه‌های فراوانی ایجاد می‌کند. از خود بیگانگی شغلی از بی معنی بودن کار ناشی می‌شود، و نیرو و انگیزش، از کار با معنی حاصل می‌شود.
پژوهش درباره معنی دار بودن شغل حاکی از این است که «درجه پایین معنی داری شغل به بی‌علاقگی و احساس جدایی از شغل منجر می‌شود، و در مقابل با معنی بودن بالا به تعهد، مشارکت و تمرکز انرژی ختم می‌شود» (توماس وولتهوس،۱۹۹۰، ص ۶۷۳).افراد به هنگام اشتغال به کاری که احساس می‌کنند معنی دار است، بیشتر به آن متعهد و در گیر می‌شوند و در پیگیری اهداف مطلوب، پشتکار بیشتری نشان می‌دهند و نسبت به زمانی که احساس معنی دار بودن شغل پایین است، نیروی زیادتری برای آن کار متمرکز می‌کنند. از آنجایی که کار معنی دار با احساس اهمیت شخصی[۷۸] و خود ارزشمندی[۷۹] افراد همراه است، در اشتغال بدان هیجان و شوق بیشتری دارند. همچنین، افرادی که با احساس معنی دار بودن شغل توانمند شده‌اند، نوآورتر، بر رده‌های بالاتر تأثیر گذار تر و شخصاً کاراتر از کسانی هستند که از لحاظ معنی دار بودن شغل، امتیازات پایین‌تری دارند (کانتر[۸۰]،۱۹۶۸، براموسی[۸۱]،۱۹۷۷، نلسون[۸۲]،۱۹۸۶، دسی وریان[۸۳]،۱۹۸۷، وگت و مورل[۸۴]،۱۹۹۰، اسپریتزر،۱۹۹۶ نقل از وتن و کمرون،۱۹۹۸ ).
۲-۱-۱۸-احساس اعتماد
اعتماد به روابط بین فرادستان و زیر دستان (اعتماد مدیر به کارمند و بالعکس) اشاره دارد. اعتماد به علاقه مندی، شایستگی، گشودگی و اطمینان به دیگران مربوط می‌شود (میشرا واسپریتزر،۱۹۹۷ ). وتن و کمرون (۱۹۹۸) اشاره دارند که افراد توانمند، دارای احساس اعتماد هستند و مطمئن هستند که با آنان منصفانه و صادقانه رفتار می‌شود. این افراد اطمینان دارند که حتی در مقام زیر دست نیز نتیجه نهایی کارهای آنان، نه تنها آسیب و زیان نخواهد داشت، بلکه درست و خوب خواهد بود. آنان اطمینان دارند که صاحبان قدرت و اختیار با آنان بی‌طرفانه رفتار خواهند کرد. با وجود این، حتی در شرایطی که افراد قدرتمند درستی و انعطاف نشان نمی‌دهند، افراد توانا باز هم گونه‌ای احساس اعتماد شخصی را حفظ می‌کنند. به عبارت دیگر، اعتماد به معنی داشتن احساس امنیت شخصی است. اعتماد همچنین، به طور ضمنی، دلالت براین دارد که افراد خود را در یک موقعیت آسیب پذیر قرار می‌دهند. در نتیجه، افراد توانمند ایمان دارند که در نهایت هیچ آسیبی در نتیجه آن اعتماد، متوجه آنان نخواهد شد.
تحقیقات در مورد اعتماد نشان داده‌اند افرادی که به دیگران اعتماد می‌کنند، آمادگی بیشتری دارند تا صداقت و صمیمیت را جانشین تظاهر سازند. آنان همچنین، بیشتر پژوهش گرا، خودمختار، خودباور و مشتاق به یادگیری هستند. برای روابط متقابل، ظرفیت بیشتری دارند و در گروه‌ها در مقایسه با افراد با اعتماد پایین، درجه بالاتری از همکاری و خطر پذیری را نشان می‌دهند. افراد دارای اعتماد، به دیگران بیشتر علاقه دارند و تلاش می‌کنند تا عضو مؤثری از گروه باشند. آنان همچنین، در ارتباطات خود صادق‌تر، و برای گوش دادن با دقت به دیگران، تواناترند. آنان نسبت به افراد با سطوح پایین اعتماد، در برابر تغییر کمتر مقاومت می‌کنند و برای انطباق با ضربه‌های روانی غیر منتظره تواناترند. احتمال بیشتری وجود دارد که افرادی که به دیگران اعتماد می‌کنند خود قابل اعتماد و از استانداردهای اخلاقی – شخصی بالایی برخوردار باشند (همان).
به علت اینکه محیط‌های اعتماد کننده به افراد اجازه می‌دهند که رشد یافته و فرهیخته شوند، توانمندی به شدت با احساس اعتماد پیوند می‌یابد. داشتن این احساس که رفتار دیگران استوار، ثابت و قابل اعتماد است و اطلاعات را می‌توان با اطمینان تلقی کرد و اینکه به قول و قرارها عمل خواهد شد، همگی بخشی از شکل گیری و رشد احساس توانمندی در افراد است. اعتماد کردن به دیگران، به افراد اجازه می‌دهد که با اعتماد به نفس و روشی درست، بدون ضایع کردن نیرویی برای حفاظت از خود، برای بر ملا کردن روش‌های پنهان، یا سیاست بازی، تلاش کنند. خلاصه اینکه، احساس اعتماد به افراد توانایی می‌بخشد.
۲-۱-۱۹-مدل‌های توانمندسازی
برای تحقق بخشیدن به مفهوم توانمندسازی مدل‌های گوناگونی ارائه شده است. باید توجه داشت که تلاش برای تبیین توانمندسازی به شیوه‌ای کاملاً عام تلاشی ناموفق است. هر سازمانی اقتضائات خود را دارد، بنا بر این چالش توانمندسازی باید با توجه به نوع وظیفه و خصوصیات فردی انجام گیرد. با این وجود، برخی از ویژگی‌های عام در ابعاد توانمندسازی توسط نویسندگان مختلف بیان شده است که به نظر می‌رسد صاحب‌نظران در این ویژگی‌ها توافق دارند. اکنون به شرح مختصر تعدادی از این مدل‌ها می‌پردازیم:
۲-۱-۲۰-مدل توماس و ولتهوس.
توماس و ولتهوس (۱۹۹۰) روش کلی‌ای را که کانگر و کاننگو در سال ۱۹۸۱ ارائه کرده بودند، بسط و گسترش دادند و پیشنهاد کردند که توانمندسازی بهتر است به منزله ساختاری چند بعدی مورد توجه قرار گیرد (ابطحی و عابسی،۱۳۸۶: ۱۹۶). این دو پژوهشگر در یک پژوهش ارزشمند چهار بعد از توانمندسازی روانی را در یک مدل مفهومی مشخص کرده‌اند:

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

تأثیر.

عزم شخصی.

شایستگی.

معنا داشتن (فرهنگی و اسکندری،۱۳۸۲).

تاثیر
ابعاد توانمندسازی
توانمندسازی
انتخاب.
شایستگی.

معنادار بودن کار.
شکل۲-۲-مدل توانمندسازی توماس و لتهوس.
۲-۱-۲۱-مدل اسپریتزر
اسپرتیزر با تمرکز بر رویکرد شناختی به دنبال توسعه یک شبکه­ قانونمند سازی در محیط کار بوده. در مدل اسپیرنیزر توانمندسازی نه به عنوان نتیجه گیری یک فرایند، بلکه به عنوان عاملی که از یک سو تحت تأثیر عوامل محیطی و سازمانی فردی قرار دارد. از طرف دیگر می‌توان به عنوان عامل موثر بر اثربخشی سازمان عمل کننده نگریسته شود. از این منظور توانمندسازی دارای کارکردی سازمانی است که تحت تأثیر فرهنگ جامعه قابلیت ارتقاء کارایی و اثربخشی سازمانی را دارد. اسپریتزر بر مبنای مدل توماس وولتهوس رابطه­ای چهار بعد توانمندسازی روان شاختی (احساس معنی دار بودن، احساس شایستگی، احساس خود تعیین، احساس موثر بودن) با توانمندسازی را آزمون نمود و سپس به بررسی رابطه­ عوامل سازمانی و اجتماعی بر توانمندسازی شناختی پرداخت. در مدل توانمند سازی اسپریتزر فرض بر این گذاشته شده است که توانمندسازی واسطه‌ای بین ساختار اجتماعی و نتایج رفتاری است. به نظر اسپریتزر توانمندسازی همانند تغییر بنیادی یا رادیکالی ساختار سلسله مراتبی سنتی به ساختار چالش برانگیز اصلی و کلیدی سازمان‌های معاصر است و از بعد روا نشناسی فرایندی است متقابل که در آن افراد می‌توانند بر زندگی خودشان کنترل داشته باشند و تغییر ساختار اجتماعی در سازمان یک شرط لازم- و نه کافی – برای تغییر رفتار فردی است (ابطحی و عابسی،۱۳۸۶: ۲۰۱). در واقع اسپریتزر بر مبنای آزمون مدل توماس و ولتهوس در سطح کارکنان میانی یک سازمان تجاری و کارکنان سطح عملیاتی یک سازمان بیمه، عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان و نتایج حاصله از توانمندسازی روانی را این چنین بیان می‌کند (فرهنگی و اسکندری،۱۳۸۲)
ساختار اجتماعی
فرهنگ سازمانی
ماموریت و عملکرد سازمان
نظام پاداش
ابعاد توانمندسازی
دسترسی به اطلاعات
خودتعیینی
شایستگی
معنادار بودن
تاثیر پذیری
کارایی
خلاقیت
اثربخشی سازمانی
پیامدهای رفتاری
مدل توانمندسازی
شکل۲-۳مدل توانمندسازی اسپریتزر
۲-۱-۲۲-مدل توانمند سازی یاهیا ملهم
طبق پژوهش انجام شده توسط یاهیا ملهم (۲۰۰۴) توانمندسازی کارکنان دارد که در محیط رقابتی بایستی به آن توجه خاص نمود تا سازمان‌ها بتوانند پاسخگوی تغییرات سریع و با کیفیت با لا باشند تا علاوه بر رضایت کارکنان، رضایت مشتریان را فراهم سازد. برا ساس این الگو عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان عبارتند از (به نقل از طالبیان،۱۳۸۷) :

 

 

دانش و مهارت کارکنان: ارتقاء مهارت و دانش کارکنان که رابطه مستقیمی با کارآفرینی و اثربخشی افراد دارد و جایگزینی کارگران دانشی بجای کارگران صنعتی ناشی از تغییر پارادایم در توسعه منابع انسانی است و توسعه دانش و مهارت کارکنان برگ برنده سازمان‌های دانشی است.

اعتماد: رهبران نیازمند اعتماد و انتشار قدرت و پذیرش ایده‌های جدیدی می‌باشند. جریان اطلاعات و دانش تأثیر مثبت بر این بعد و بر پاسخ گوئی و مسئولیت پذیری کارکنان دارد.

ارتباطات ارتباطات دو جانبه وسیله‌ای است که دانش کارکنان را در مجاری ارتباطی سازمان برای خدمت بهتر به مشتریان گسترش خواهد داد. توزیع اطلاعات برای کارکنان به منظور عملکرد بالای سازمان حیاتی است. کانال‌های ارتباطی و اطلاعاتی در سازمان‌ها موجب ارتقاء دانش و اعتماد سازمانی نیز می‌گردد.

انگیزه: توجه به نیازها و انگیزه‌های پرسنلی و پرداخت پاداش بر اساس عملکرد در این مدل مدنظر می‌باشد و پاداشهای معنوی (غیر مادی) نسبت به پاداشهای مادی از اهمیت بیشتر برخوردارند.

نظر دهید »
بررسی میزان همسویی گرایشات تحصیلی و شغلی دانش آموزان با آرزوهای شغلی و تحصیلی والدین در شهرستان پاکدشت- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۴۶
یافته ها ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۴۶
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۷۸
جمع بندی و نتیجه گیری نهایی ………………………………………………………………………………………………………………………………………۸۹
محدودیت های پژوهش …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۰
پیشنهادها …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۰
پیشنهادهای پژوهشی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۰ پیشنهادهای کاربردی ………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۰
منابع فارسی ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۲
منابع لاتین …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۹۷
پیوست …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۰
فهرست جداول
جدول۱-۴ ویژگیهای جمعیت شناختی گروه نمونه (دانش آموزان) ………………………………………………………………………………۴۶
جدول ۲-۴ ویژگیهای جمعیت شناختی گروه نمونه (مادران) …………………………………………………………………………………………۴۷
جدول ۳-۴ میزان شناخت دانش آموزان از رشته های تحصیلی در دبیرستان ودانشگاه ………………………………………………..۴۸
جدول ۴-۴ نظر دانش آموزان در مورد رشته ادبیات و علوم انسانی ……………………………………………………………………………….۴۹
جدول ۵-۴ نظر دانش آموزان در مورد رشته ریاضی فیزیک …………………………………………………………………………………………..۵۰
جدول ۶-۴ نظر دانش آموزان در مورد رشته علوم تجربی ………………………………………………………………………………………………۵۱
جدول ۷-۴ نظر دانش آموزان در مورد رشته فنی و حرفه ای و نظری …………………………………………………………………………..۵۲
جدول ۸-۴ رشته های تحصیلی منتخب دانش آموزان در دبیرستان و دانشگاه ……………………………………………………………..۵۳
جدول ۹-۴ دلایل انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان در دبیرستان ……………………………………………………………………………۵۴
جدول ۱۰-۴ دلایل انتخاب رشته تحصیلی در دانشگاه …………………………………………………………………………………………………..۵۶
جدول ۱۱-۴ میزان آگاهی دانش آموزان از شرایط ورود به رشته تحصیلی در دبیرستان و دانشگاه……………………………..۵۷
جدول ۱۲-۴ میزان تحقیق دانش آموزان در مورد رشته تحصیلی در دبیرستان و دانشگاه …………………………………………..۵۸
جدول۱۳-۴ منابع اطلاعات دانش آموزان در مورد رشته تحصیلی در دبیرستان و دانشگاه…………………………………………….۵۹
جدول۱۴-۴ نظر والدین در مورد انتخاب رشته تحصیلی فرزند در دبیرستان از دیدگاه دانش آموز………………………………۶۰
جدول ۱۵-۴ نظر والدین در مورد انتخاب رشته تحصیلی فرزند در دانشگاه از دیدگاه دانش آموز ………………………………..۶۲
جدول ۱۶-۴ میزان هماهنگی والدین در مورد انتخاب رشته فرزند در دبیرستان و دانشگاه از دیدگاه دانش آموز………..۶۳
جدول ۱۷-۴ میزان هماهنگی دانش آموزان با والدینشان در مورد انتخاب رشته در دبیرستان و دانشگاه……………………..۶۳
جدول۱۸-۴ مقایسه اختلاف نظر دانش آموز با والدین در زمینه انتخاب رشته در دبیرستان و دانشگاه…………………………۶۴
جدول ۱۹-۴ میزان اهمیت دادن فرزندان به نظر والدینشان در انتخاب رشته تحصیلی ………………………………………………..۶۵
جدول ۲۰-۴ افراد مهم برای دانش آموزان و مادر در انتخاب رشته تحصیلی ……………………………………………………………….۶۶
جدول ۲۱-۴ گرایشات تحصیلی مادر و پدر برای فرزند از دیدگاه مادر ………………………………………………………………………….۶۷
جدول ۲۲-۴ دلایل انتخاب رشته تحصیلی مورد نظر مادر در دبیرستان ……………………………………………………………………….۶۸
جدول ۲۳-۴ دلایل انتخاب رشته تحصیلی مورد نظر پدر در دبیرستان از دیدگاه مادر ………………………………………………..۶۹
جدول ۲۴-۴ گرایشات شغلی مادر و پدر برای فرزند . از دیدگاه مادر……………………………………………………………………………..۷۰
جدول ۲۵-۴ دلایل انتخاب رشته تحصیلی مورد نظر مادر در دانشگاه …………………………………………………………………………..۷۱
جدول ۲۶-۴ دلایل انتخاب رشته تحصیلی مورد نظر پدر در دانشگاه از دیدگاه ……………………………………………………………۷۲
جدول ۲۷-۴ میزان هماهنگی والدین و فرزندان در مورد انتخاب رشته تحصیلی از دیدگاه مادر ………………………………..۷۳
جدول ۲۸-۴ اشتراک نظر والدین در مورد انتخاب رشته تحصیلی فرزند ……………………………………………………………………….۷۳
جدول ۲۹-۴ ارزیابی نقش والدین در تصمیم گیری انتخاب رشته تحصیلی فرزند ………………………………………………………..۷۴
جدول ۳۰-۴ آرزوهای شغلی والدین از دیدگاه مادر ………………………………………………………………………………………………………..۷۵
جدول۳۱-۴ میزان تأثیر آرزوهای شغلی والدین در انتخاب رشته تحصیلی فرزند ………………………………………………………….۷۶
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه :
شغل فرد عامل اصلی در داستان زندگی اوست و تا حدود زیادی تعیین کننده ی امید و نا امیدی در زندگی روزانه است. از طریق کار، شیوه هایی که فرد، هویت فردی اش را ابراز می کند، آماده شده و منابع مالی جمع آوری می گردد ( نیومن[۱]،۲۰۰۳ به نقل از زونکر[۲]،۲۰۰۶،ترجمه نظری،۱۳۸۸).
انتخاب نادرست شغل، عواقبی برای توسعه ملی دارد. در هر جامعه کیفیت کارگران و همچنین میزان رضایت شغلی به طور مستقیم یا غیر مستقیم منجر به ثبات اقتصادی و اجرای هموار امور جاری کشور می شود. اگر افراد قادر به کسب رضایت از شغل خود نباشند، مجموعه این سرخوردگی ها همراه با کاهش در بهره وری افراد و آشفتگی مدنی، تحقق اهداف را خنثی می نماید. شغل یک روش زندگی است که تعیین کننده قالبهای شخصیت فرد، موقعیت اجتماعی فرد، درآمد، سبک زندگی، انتخاب دوست و سلامت روانی و جسمانی است و این نشان می دهد که انتخاب شغل رابطه قانع کننده ای با سراسر سبک زندگی یک فرد دارد (یورو، آنتونی، سانی و بیمبو[۳]،۲۰۱۲).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
بر اساس نظریه هالند مردم تمایل دارند شغلی را انتخاب کنند که با شخصیت آنان هم خوانی داشته باشد. علاوه بر آن اگر فرد قادر باشد شغل و حرفه ای را انتخاب کند که با شخصیت وی هم خوانی داشته باشد ، احتمال اینکه در کار خود خوشحال باشد و به کارش نیز برای مدتی طولانی ادامه دهد بیشتر است (فلاح و داودآبادی،۱۳۸۹).
تصمیم گیری حرفه ای اشتباه می تواند شادی فرد را از بین برده و منجر به نازسازگاری های حرفه ای شود. تصمیم نا مناسب حرفه ای نه تنها به فرد بلکه به کل جامعه آسیب می رساند. پس تجهیز دانش آموز به مهارتهای تصمیم گیری حرفه ای بسیار ضروری است (ورای، ا هیولی،۲۰۰۹[۴]).
بی تردید دوره آموزش متوسطه یکی از مهمترین و حساس ترین مراحل تحصیلات رسمی بشمار می رود زیرا در این دوره است که بخش بزرگی از استعدادهای اختصاصی نوجوانان بروز کرده ، قدرت یادگیری آنان به حد اعلا ی خود رسیده ، کنجکاوی آنان جهت معینی یافته و مسایل جدید زندگی مانند انتخاب رشته ،انتخاب حرفه و شغل ، اداره خانواده و مسائلی از این دست ذهن آنها را به خود مشغول می سازد. این دوره از لحاظ مبانی فلسفی، زیستی، روانی و اجتماعی نیز دوره بسیار مهمی بشمار می رود زیرا دوره ای است که آموزش عمومی را به آموزش عالی پیوند داده و گروه کثیری را برای ورود به جامعه و بازار کار مهیا می سازد. در واقع در بسیاری از کشورها از جمله ایران، این دوره منبع اصلی تربیت نیروی انسانی نیمه ماهر و ماهر بشمار رفته و بدین جهت تاثیر ویژه ای در میزان موفقیت برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد (مرادی و اخوان تفتی، ۱۳۹۲).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
تنوع رشته های تحصیلی در آموزش متوسطه و آموزش عالی از یک طرف و دامنه وسیع مشاغل در جامعه امروز و ارتباط تحصیلات با شغل از طرف دیگر ایجاب می کند دانش آموزان برای آینده تحصیلی و شغلی خود بر اساس اطلاعات و علایق و استعدادهای شخصی برنامه ریزی صحیحی داشته باشند چرا که امروزه تحصیل و اشتغال مهم ترین مسایلی هستند که در آموزش و پرورش و سایر عرصه های اجتماعی و اقتصادی مطرح می باشند (امین بیدختی و دارایی،۱۳۹۰).
عکس مرتبط با اقتصاد
«تحصیلات، مقدمه اشتغال و آماده شدن برای ادای وظایف محوله به طور موفقیت آمیز است. اگر در جامعه ای مشاغل بر اساس تخصص و زمینه های آموزشی افراد به آنان واگذار شود، از گرفتاریهای آنان و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه به مقدار فراوانی کاسته می شود. چنانچه شغل فرد با تحصیلات او هماهنگ و همسو نباشد، وقت فرد و بودجه مملکت به هدر رفته است. از این رو ، به منظور نیل به خودکفایی و پیشگیری از اتلاف نیروها و امکانات مملکت، موکدا توصیه می شود که در گزینش افراد برای مشاغل مختلف به زمینه و نوع و میزان آموزش آنان توجه بیشتری مبذول گردد و از به کارگیری هر کس که واجد شرایط لازم نباشد جدا خودداری شود. اعتقاد به این نکته مهم و اساسی، ایجاب می کند که نیروی انسانی لازم برای احراز مشاغل مختلف در آینده برآورده شود و مراکز آموزشی با توجه به این نیازها به تربیت نیروی انسانی بپردازند. وجود نیروی انسانی متخصص و ماهر و استفاده بهینه و به موقع از آن مهمترین عامل موثر در رشد و حرکت جامه بسوی خودکفایی و شکوفایی محسوب می شود و هیچ مورد دیگری نمی تواند جایگزین آن شود. عوامل متعددی در انتخاب شغل دخیل هستند ،از جمله استعداد و علایق فرد ، شخصیت فرد و عوامل محیطی. عوامل محیطی نظیر فرهنگ خانواده و طبقه اجتماعی در انتخاب شغل فرد موثر می باشند. برخی از عوامل طبقه اجتماعی نظیر وضع اقتصادی فرد ، زمینه های قبلی خانوادگی و محل اقامت از عواملی هستند که در انخاب شغل تاثیر دارند» (شفیع آبادی،۱۳۸۷).
گاهی والدین انتظارات فوق العاده ای از فرزندان خود دارند و تمام شکست ها و جاه طلبی های خویش را از آنان می خواهند و یا کار و رشته ای که مورد علاقه آنان نیست به آنها تحمیل می کنند. کشمکشهای خانوادگی مخصوصاً با جوانان به شغل و کار آینده و موفقیت یا عدم موفقیت آنان در رشته تحصیلی و کار خاص مربوط می شود (احمدی،۱۳۸۷).
خانواده اولین آموزشگاهی است که کودکان در آن می توانند عادات مفید کار و رویه های سالم و مثبت را بیاموزند . نگرش والدین نسبت به کار و کار کردن الگویی است که نخستین سنگ بنای تعلیم و تربیت حرفه ای کودک می شود. کودکان در خانواده با فرصتهای متعددی برای یادگیری ارزشهای کار روبرو می شوند. نگرش و رویه شخص نسبت به کار وتحصیل ، از طریق رابطه با والدین ، معلمان ، دوستان ، صاحبان مشاغل ، تعامل در گفت و شنود عقاید ، فعالیتهای کاری و مشاغلی که می شناسند گسترش می یابد ( زندی پور،۱۳۹۱).
اتو[۵](۲۰۰۰)، با بررسی «دیدگاه نوجوانان در نفوذ شغلی والدین» به این نتیجه رسید که والدین در توسعه شغلی نوجوانان ، بر ادراکات آنان نفوذ دارند و به عنوان منابعی برای مشاوره حرفه ای محسوب می شوند و نوجوانان برای ساخت برنامه حرفه ای خود اغلب به مادرانشان توجه می کنند.
ویستون و کلر[۶] (۲۰۰۴)، با بررسی «تاثیر خانواده در اشتغال و توسعه آن» به این نتیجه رسیدند که افراد به احتمال زیاد برای تصمیم گیری های حرفه ای از اعضای خانواده کمک می گیرند، مهم است که روانشناسان مشاور درک کنند که که چگونه خانواده ها می توانند در تسهیل توسعه حرفه ای تاثیر مثبت داشته باشند. در سراسر طول عمر ، هر دو متغیر ساختار خانواده (به عنوان مثال: شغل پدر ومادر ) و متغیر فرایند خانواده( به عنوان مثال:گرما، پشتیبانی،وابستگی،استقلال) در زندگی حرفه ای فرزندان نفوذ دارند.
سایتری، کرید، زیمر و جی ام بک[۷] (۲۰۱۳)، با بررسی «تاثیر والدین و رفتار حرفه ای نوجوانان در یک محیط جمعی فرهنگی» به این نتیجه رسیدند که انتظارات حرفه ای و تجانس حرفه ای والدین در آرمان ها و اقدامات حرفه ای نوجوانان نقش مهمی دارد.
کنستانتین، والس و کیندایچی[۸] (۲۰۰۵)، با بررسی این موضوع که «تا چه حد درک موانع شغلی و حمایت پدرومادر ،تصمیم حرفه ای و بی تصمیمی شغلی را پیش بینی می کند» به این نتیجه رسیدند که ادراک مثبت از موانع شغلی، پیش بینی کننده تصمیم حرفه ای است و حمایت پدر و مادر با اطمینان شغلی در ارتباط است.
جودی (۱۳۷۶)، در تحقیقی تحت عنوان «بررسی تاثیر عوامل اقتصادی، خانوادگی بر رغبتهای شغلی دانش آموزان» به این نتیجه دست یافت که نگرش والدین در مورد شغل فرزندانشان و نیز تحصیلات والدین بر رغبتهای آنها تاثیر می گذارد.
سرمد (۱۳۷۵)، با بررسی «انگیزه انتخاب رشته تحصیلی در دوره متوسطه» به این نتیجه رسید که مداخلات والدین در زمینه های گوناگون از جمله انتخاب شغل تاثیر به سزایی را ایفا می کند. در اکثر موارد والدین بدین سبب در انتخاب رشته تحصیلی فرزندان خود دخالت می کنند که یا دور نمای تحصیلات را بهتر از فرزندانشان می شناسند یا خودشان علاقه مند به تحصیل در رشته خاصی بوده اند و چون در این راه توفیق نیافته اند، دوست دارند فرزند آنها در این رشته تحصیل کند.در مواردی نیز نوعی چشم و هم چشمی عامل این دخالت است.
شناخت تمایلات و آرزوهای شغلی و تحصیلی نوجوانان و والدینشان و مقایسه آن باهم و تعیین میزان همسوئی و هماهنگی آن و نیز هدایت آن در مسیری صحیح می تواند گامی مهم در برطرف کردن مشکلات و مسائلی باشد که در رابطه با انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل مطرح است.
بیان مسئله :
انتخاب رشته تحصیلی یکی از مهمترین تصمیم هایی است که دانش آموزان در دوران تحصیل خود می گیرند بطوری که می تواند سرنوشت شغلی و آینده شغلی آنان را رقم بزند. موضوع انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل به خانواده ها، معلمین و مشاورین مدرسه مربوط می شود که هر کدام از آنها به نوعی می توانند در این انتخاب ها نقش داشته باشند . لازم به ذکر است که هماهنگی بین خانواده ها، نوجوانان و مدرسه در این امر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
بررسی اداره کل مطالعات وزرات آموزش و پرورش نشان می دهد که دانش آموزان در انتخاب رشته سردرگم بوده اند. پسران بیشتر با پدران و دختران با مادران خود در مورد انتخاب رشته تحصیلی مشورت کرده اند. ۳۰ درصد از دانش آموزان ، رشته تحصیلی خود را بدون مشورت با دیگران انتخاب کرده اند. ۷۰ درصد با پدر و مادر، برادر و خواهر ، دوستان و اولیای مدرسه مشورت کرده اند. نظر به اینکه هیچکدام از این افراد استعداد و علائق دانش آموزان را نمی شناسند ، ممکن است او را به رشته ای رهنمون شوند که تناسبی با خصوصیات فردی و استعدادها و علائق وی نداشته باشد (احمدی،۱۳۸۷).
نوجوانان از طریق تعامل با بستر خانواده، مدرسه و جامعه به یادگیری و اکتشاف فرصتهای شغلی که در نهایت به انتخاب حرفه منجر می شود می پردازند. یکی از یافته های مهم تحقیقاتی نشان می دهد که آرمانهای نوجوانان تحت تاثیر آرمانها و انتظارات پدر و مادر قرار می گیرد. مطالعات انجام شده در کنیا نشان می دهد که در دانش آموزان روستایی تمایل به درخواست کمک از پدر و مادر بیشتر از دانش آموزان شهری است و پدر و مادر نقش مهمتری از معلمان در زندگی حرفه ای دانش آموزان دارند. بطور کلی، انتخاب حرفه تحت تاثیر پدر و مادر،دوستان و مشاوران قرار می گیرد ( ادوارز و کویینتر[۹]،۲۰۱۱).
اغلب والدین از تاثیری که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر یادگیری ارزشهای کاری کودکان خویش می گذارند، آگاه نیستند. آنها باید از روش های مثبت و کاربردی خودشان که سبب افزایش رشد حرفه ای فرزندانشان می شود، مطلع گردند. همچنین باید تشویق شوند و مجاز باشند که به برنامه های آموزشی مدرسه در زمینه رشد حرفه ای، خدماتی را ارائه دهند (زندی پور۱۳۹۱).
هیچ بستری از نظر قدرت و گستردگی تأثیر با خانواده برابری نمی کند. کودکان درون خانواده زبان، مهارت ها و ارزشهای اجتماعی و اخلاقی فرهنگ خود را یاد می گیرند و افراد در تمام سنین برای دریافت اطلاعات و کمک به اعضای خانواده روی می آورند (برک[۱۰]،۲۰۰۵، ترجمه سید محمدی،۱۳۹۰).
مانع اصلی در کانال های آگاهی حرفه ای به راهنمائی های غلط والدین مربوط می شود و مداخله آنها در بسیاری موارد مسئول انتخاب های نادرست فرزند می باشد (اقبال،۲۰۱۳).
خانواده به ویژه پدر و مادر، در امر تحصیل فرزندان از جمله : پیشرفت تحصیلی و انتخاب هدف و رشته تحصیلی فرزندان خود دخالت می کنند، گاه این دخالت ها مناسب و در پیشرفت و جهت گیری صحیح فرزند مؤثر است ولی گاهی این دخالت ها موجب عقب ماندگی و یا انتخاب نادرست می شود که نتیجه آن نارضایتی و عدم موفقیت خواهد بود (امین بیدختی و دارایی،۱۳۹۰).
تایلر[۱۱](۱۹۶۱) بی تصمیمی را یکی از مشکلات انتخاب شغل می شمارد. به نظر تایلر چهار عامل باعث بی تصمیمی و تردید فرد در انتخاب شغل می باشند. یکی از عوامل این است که گفتار و خواستار خانواده و دوستان می تواند بی تصمیمی و تردید در انتخاب شغل را باعث شود. اگر تمایلات و خواسته های والدین با رغبت های فرد مغایرت داشته باشد ، فرد در انتخاب شغل مردد خواهدبود (شفیع آبادی،۱۳۸۹).
در تحقیقات گذشته به نقش خانواده در انتخاب های فرزندان پرداخته شده است اما میزان همسویی یا اختلاف فرزندان و والدین آنها در خصوص این انتخاب ها نادیده گرفته شده است. تحقیقی نیز با عنوان تقریبا مشابهی در سال ۱۳۷۲ توسط پور بختیار با عنوان بررسی گرایشهای تحصیلی و شغلی نوجوانان دختر و پسر سال سوم راهنمایی و مقایسه آن با آرزوها و علائق والدین در تهران انجام شده است. اما تحقیق مذکور از لحاظ روش تحقیق، کمی بوده که به تبع آن نمونه گیری نیز متفاوت بوده است. این تحقیق روی دانش آموزان سوم راهنمایی انجام گرفته است و هم چنین محقق نوع رشته و مشاغل مورد علاقه دانش آموزان و والدین را به صورت درصد و فراوانی مشخص کرده است ولی میزان این اختلافات مشخص نشده است. تحقیق حاضر از لحاظ روش کیفی است که می تواند درک عمیق تر و غنی تری از مسئله فراهم آورد و نیز میزان اختلاف یا هم سویی والدین با هم و والدین و فرزندان مشخص خواهد شد. هم چنین این تحقیق در شهرستان پاکدشت و روی دانش آموزان سال اول متوسطه انجام شده است.
با این توصیف سوال اصلی این است : میزان همسویی گرایشات تحصیلی و شغلی دانش آموزان با آرزوهای شغلی و تحصیلی والدین آنان چگونه است ؟
اهمیت و ضرورت تحقیق :
یکی از دلایل مطالعه نوجوانان این است که اطلاعاتی بدست آوریم که ما را به عنوان درمانگر، معلم، پدر یا مادر یاری دهد. معلمان، مربیان، مشاوران، مددکاران اجتماعی، دست اندرکاران امور قضایی و سایر کسانی که ارتباط نزدیکی با نوجوانان دارند، اگر اطلاعات مفیدی در مورد نوجوانان داشته باشند، در کار خود بهتر عمل می کنند (هاشمی آذر،۱۳۸۳ به نقل از کرم رازی،۱۳۹۲).
آمارها نشان می دهد که در حدود ۱۰ میلیون نفر از جمعیت کشورمان را نوجوانان تشکیل می دهند که این آمار حدود ۱۴ درصد جمعیت کشور را شامل می شود (مرکز آمار ایران،۱۳۹۳). بنابراین اهمیت بررسی مسائل مختلف زندگی نوجوانان که آینده سازان جامعه می باشند مشهود می باشد. لازم است مسائل و مشکلات نوجوانان بررسی شود و راه حلهایی برایشان ارائه گردد تا آنان در جهت مثبت حرکت کنند و خود و کشورشان را به رشد و توسعه همه جانبه برسانند. پیشرفت جامعه مستلزم شکوفا شدن استعداها و توانمندیهای بالقوه آنهاست. برای محقق شدن این امر مطالعه و تحقیق در مورد مسایلی که مربوط به آنها می باشد ، ضروری به نظر می رسد که در اولین قدم باید واقعیتهای موجود بررسی و توصیف شود. انتخاب رشته به یک مشکل پایدار برای دانش آموزان در جامعه معاصر تبدیل شده است (آنتونی و بیمبو،۲۰۱۲).

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 214
  • 215
  • 216
  • ...
  • 217
  • ...
  • 218
  • 219
  • 220
  • ...
  • 221
  • ...
  • 222
  • 223
  • 224
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • تاثیر خصوصیات شخصی و سازمانی در بی تفاوتی در دانشگاه ها و موسسه های آموزش عالی (مطالعه موردی دانشگاه کاشان)- قسمت ۵
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – فصل دوم: مبانی قانونی مسئولیت مدنی رسانه های صوتی،تصویری – 5
  • جایگاه اسماعیل صبری در ادبیات معاصر عرب کجاست- قسمت 19
  • ارائه یک چارچوب سرویس گرا مبتنی بر سیستم پشتیبان تصمیم , در معماری ERP مورد کاوی در شرکتهای خودرو ساز- قسمت ۳
  • موازنه سازی آمریکا در مقابل چین- قسمت ۷
  • بررسی-تطبیقی-تجزیه¬پذیری-قرارداد-در-حقوق-ایران-و-مصر- قسمت ۲
  • بررسی ارتباط سبک زندگی مادران در دوران بارداری با کم وزنی بدو تولد نوزادان ترم در مراکز بهداشتی – درمانی شهر رشت در سال ۱۳۸۹- قسمت ۵۴
  • بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی گنجوی و آیین اسکندری عبدی ب- قسمت ۱۹
  • پایان نامه در مورد مدل­های عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی
  • بررسی تطبیقی مرحله تحت‌نظر- قسمت ۲
  • معرفی وشناخت شخصیت های موجود در تاریخ بیهقی، بررسی خصوصیات روحی و روانی آنها به دانشجویان رشته ی ادبیات فارسی و علاقه مندان به آن- قسمت ۵
  • برنامه‌ریزی استراتژیک شرکت صنعت چوب شهید باهنر با استفاده از ...
  • بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی گنجوی و آیین اسکندری عبدی ب- قسمت ۸
  • پایان نامه : تعاریف نوآوری از دیدگاههای متفاوت
  • فروش پایان نامه : اثربخشی سازمانی[۱] و معیارهای آن
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع دادگاه صالح در دعوی مسئولیت مدنی- فایل ۴
  • شیوه جبران خسارات وارده بر مسافران در سوانح هوایی در حقوق ایران با مطالعه تطبیقی کنوانسیون های بین المللی- قسمت ۶
  • بررسی تطبیقی شیوه داستان پردازی در مثنوی مولانا، مصیبت نامه عطار و حدیقه سنایی (با رویکرد داستانهای هم مضمون)- قسمت ۹
  • بررسی تحلیلی رویکرد آموزشی رجیو امیلیا و سنجش میزان آگاهی مدیران و مربیان مراکز پیش از دبستان نسبت به عناصر اساسی برنامه درسی آن- قسمت ۸- قسمت 2
  • شیوه های پرداخت در تجارت بین الملل با نگاهی به شیوه کار صرافان- قسمت ۷
  • کاهش و افزایش در ترجمه¬های منظوم، منثور، و مشروح قرآن کریم- قسمت ۴
  • رابطه ی هوش معنوی با رهبری موثق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۶

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان