اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
حقوق کودک در مخاصمات مسلحانه- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

 

بخش اول :

حقوق بین الملل بشردوستانه در حمایت از غیرنظامیان

 

فصل اول:‌ مفهوم حقوق بین الملل بشردوستانه
جنگ به عنوان یک پدیده شوم از آغاز زندگی اجتماعی بشر به ویژه از زمان گسترش مفهوم مالكیت و محدودیت منابع، زندگی انسانها را تحت تأثیر قرار داده است. خونریزیها، ویرانیها، و پیامدهای وخیم كه گاهی تا قرنها ادامه داشته، ماحصل و دستمایه این تلاش و اقدام انسانها بوده است كه گاهی در سطح قوم و قبیله و گاهی در سطح جهانی (جنگهای اول و دوم جهانی) نمود پیدا میكند. بررسیهای بعمل آمده در بطن تاریخ نشان میدهد بشریت از زمان پیدایش تمدن خود تنها 250 سال در صلح زندگی كرده و در بقیه زمانها درگیر خونریزیها و وحشت آفرینی بوده است. نیاز به آرامش و آسایش بشری مستوجب پدید آمدن تلاشهای ضد جنگ گردید.[5] آن قسمت از این تلاشها كه واجد ابعاد حقوقی میباشد در قالب 2 شاخه از حقوق بین المللی یعنی حقوق جنگ[6]و حقوق بشردوستانه [7] خلاصه میشود.[8] كه در تحقیق حاضر گزینه دوم حیطه اصلی بحث را شامل میشود.[9]
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

گفتار اول: تعریف حقوق بین الملل بشردوستانه
مطالعه حقوق بین الملل نشان میدهد این رشته از علم حقوق در تاریخ خود دو سطح كلاسیک و مدرن را تجربه كرده است. سطح مدرن این رشته به تدریج فرد را بهعنوان یكی از تابعان خود مطرح نموده و به حمایت از وی برخواسته است. اینكه در شرایط ضد حقوق و وضعیتهای غیر انسانی چگونه میتوان از حقوق بنیادین انسانها دفاع نمود موضوع اصلی حقوق بشردوستانه است. با نگاهی بر اهداف و روشها و كاركردهای حقوق بشردوستانه میتوان گفت كه حقوق بشردوستانه مجموعهای از قواعد بین المللی یا عرفی است كه مشخصاً ناظر بر رفتار قوای متخاصم در جنگ مسلحانه بین المللی یا غیربین المللی(داخلی) است. این قواعد به دلایل انسان دوستانه حق طرفین در انتخاب شیوه های مخاصمات مسلحانه و استفاده از ابزارها را محدود می‌كند و انسانها و یا اموال و اشیایی را كه در درگیریها مورد آسیب قرار گرفته یا خواهند گرفت مورد حمایت قرار میدهند.

گفتار دوم: ویژگیهای حقوق بشردوستانه بین المللی

حمایت از حقوق فرد
در حال حاضر ، فرد و تمامیت او در سطح بین المللی جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده ، تا آن حد كه مقدمه منشور ملل متحد متضمن تعهدی برای اقدام به منظور نیل به احترام جهانی حقوق و رعایت آزادیهای اساسی است كه در پرتو آن ملل متحد عزم خود را به نجات نسلهای آینده از بلای جنگ و اعتقاد خود به حقوق اساسی انسانی و ترویج پیشرفت اجتماعی و معیارهای زیست بهتر در شرایط آزادی گسترده اعلام می دارد. در سال 1948 ، اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز از همه كشورهای عضو و كلیه مردم جهان می خواهد تا شناخت و رعایت موثر حقوق و آزادیهای مندرج در آن را ترویج كنند.
میثاقهای بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز دولتهای عضو را موظف میكند كه حقوق اساسی و مهم پیشبینی شده در آن را رعایت نمایند.
حقوق بشردوستانه بین المللی دولتها را متهد به رعایت حقوق فرد در جریان درگیریهای مسلحانه مینماید. مطابق ماده یک مشترك چهار كنوانسیون 1949 ژنو تمامی دولتهای عضو، نه تنها موظف به اجرای مفاد عهدنامههای ژنو هستند، بلکه وظیفه دارند تادیگران را نیز به اجرای آن مقررات ترغیب و تشویق نمایند. ماده 3 مشترك هر چهار كنوانسیون، دولتهای عضو را متعهد می كند تا از افراد غیرنظامی در برابر جرایم جنگی حمایت كنند.
بنابراین، با توجه به اسناد بین المللی اعم از اسناد حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین المللی دولتها متعهد هستند كه در هر شرایطی از فرد حمایت نمایند. البته در حال حاضر ، موضوع رعایت حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین المللی تحول یافته كه در این تحول ، دولتها دارای مسئولیت هستند و مسئولیت دولت در این زمینه ، مسئولیتی فراتر ، یعنی مسئولیت در برابر كل جامعه جهانی است ، زیرا همه دولتها میتوانند از هر دولتی رعایت حقوق افراد را خواستار شوند. چرا كه موضوع حقوق انسانها، موضوعی نیست كه تنها در اختیار یک دولت باشد. به عبارت دیگر مقوله حفظ و حمایت از حقوق بشر، مقتضی مقررات حمایتی ویژهای است كه باید ناظر بر كنترل اقدامات دولت باشد[10]. با این حال ، باید به این موضوع نیز توجه داشت كه در حال حاضر از تحولات بنیادین بوجود آمده، به عنوان مستمسكی جهت اغراض سیاسی علیه برخی از دولتها نیز استفاده می شود.

اعطای صلاحیت
دومین ویژگی حقوق بشردوستانه ی بین المللی ، اجرای قوانین و اعطای صلاحیت به تمام دولتها برای تعقیب و مجازات جنایتكاران جنگی است. بر این اساس ، هر دولتی می تواند شخص متهم به نقض عمده حقوق بشردوستانه را كه در قلمرو حاكمیت وی قرار دارد، تعقیب ودر صورت اثبات جرم مجازات نماید.
این مسئولیت، یعنی مسئولیت رعایت حقوق بشردوستانه و تعقیب جنایتكاران جنگی در حقوق قراردادی و عرفی مورد تأیید قرار گرفته است.
مطابقه ماده 1 كنوانسیون چهارم ژنو 1949 و ماده 80 پروتكل اول 1977 ، دولت متبوع افرادی كه مرتكب نقض حقوق بشرد
وستانه گردیدهاند، میتوانند جنایتكاران را بر اساس حقوق داخلی خود مورد تعقیب قرار دهد. البته دولتهای دیگر نیز صلاحیت تعقیب جنایتكاران را بر اساس حقوق بین المللی دارا میباشند.
تا آنجا كه به دولت متبوع ارتباط دارد، لازم است كه هر دولتی ، حقوق جنگ را از طریق صدور دستورات مقتضی به نیروهای مسلح ابلاغ و نظارت بر اجرای آنها را تأمین نماید. دولت متبوع باید هر گونه مقررات ضروری برای فراهم نمودن ضمانت اجرای كیفری موثر برای ممانعت از نقضهای شدید كنوانسیونهای ژنو، تنظیم و صادر كند[11].
از طرف دیگر كنوانسیونهای ژنو تصریح دارند كه همه طرفها می توانند درباره نقض قوانین و مقررات كنوانسیون ، درخواست تحقیق كنند. بنابراین دولتهای دیگر، موظفند بر اجرای حقوق بشردوستانه در جریان درگیریهای مسلحانه نظارت نموده و متخلفین را مورد تعقیب قرار دهند.
این احتمال وجود دارد كه دولتی نسبت به نظارت بر اجرای حقوق بشردوستانه توسط نظامیان خود كوتاهی نموده و نظامیان او در جریان جنگ مرتكب جنایاتی گردند. موضوعی كه در اینجا مطرح می شود، موضوع مسئولیت دولت است كه آیا دولت میتواند مسئولیت كیفری پیدا كند یا اینكه مسئولیت دولت محدود به مسئولیت مدنی و جبران خسارت می شود.
بطور كلی نظر اكثر حقوقدانان ، عملكرد دولتها، و رای دادگاه نورنبرگ نشان میدهد كه حقوق بین المللی مفهوم مسئولیت كیفری دولت را به صورتی كه در حقوق داخلی برای افراد وجود دارد نمی پذیرد، اما در هر حال، كارگزاران دولت در صورت ارتكاب اعمالی كه بر اساس حقوق بین الملل جنایت شناخته شدهاند، مسئولیت كیفری دارند.
طبق حقوق بین الملل سنتی، مسئولیت بین المللی ،یعنی تعهد دولت متخلف به جبران خسارت وارد شده به زیان دیده . آنزیلوتی در كتاب منتشره در سال 1902 در خصوص مسئولیت دولت در حقوق بین الملل میگوید كه مسئولیت دولت ماهیتاً جبران خسارت است[12] . در ماده 10 طرح 1927 موسسه حقوق بین الملل آمده است كه مسئولیت دول شامل جبران خسارت دولت متبوع بیگانه لطمه دیده و جلب رضایت آن دولت میشود. در عملكرد دولتها پیش از جنگ جهانی دوم نیز فكر غالب این بود كه مسئولیت دولت تنها به جبران خسارت و جلب رضایت محدود میشود. میثاق جامعه ملل و پیمان بریان- كلوك، هیچ كدام تغییری اساسی در مفهوم مسئولیت دولت به وجود نیاوردند، هر چند پروتكل سال 1924 ژنو جنگ تجاوزكارانه را جنایتی بین المللی دانست[13].
در آرای قضایی و داوری بین المللی عموماً به صراحت پذیرفته شده است كه نقض هر تعهد بین المللی متضمن تعهد به جبران خسارت است . نمونه بارز چنین تصمیماتی آرای دیوان دائمی دادگستری بین المللی در قضیه كارخانه شورزو است. دیوان دائمی در آرای 26 ژوئیه 1927 و 13 سپتامبر 1928 خود اظهار میدارد كه این یک اصل حقوق بین الملل و حتی یک مفهوم عام حقوقی است كه هر نقض تعهدی متضمن تعهد به جبران خسارت به شكل مناسب و جبران خسارت پی آمد حتمی قصور در اجرای یک عهدنامه است[14].
در مورد عملكرد دولتها نیز سابقهای در مورد قبول اصل مسئولیت كیفری برای دولت وجود ندارد. و اسناد موجود نشان میدهد كه چنین مسئولیتی تنها متوجه كارگزاران دولت است.
برای مثال ، مواد 227و229 عهدنامه ورسای مورخ ژوئن 1919 تنها محاكمه قیصر آلمان به خاطر ارتكاب جرمی شدید علیه اخلاق بین المللی و قدوسیت معاهدات در دادگاهی بین المللی و دیگر آلمانیهای متهم به نقض قوانین جنگ در دادگاه های نظامی مختلط به خاطر ارتكاب جنایت علیه اتباع دو یا چند دولت متفق ،را خواستار گردید.

آمریت قوانین
حقوق بشردوستانه بین المللی ، تعیین كنندهی رابطه طرفهای مخاصمه با یكدیگر و رابطه آنها با دولتهای بیطرف است. این شاخه از حقوق بینالملل محدودیتهای خاصی را بر استفاده از زور علیه طرف مقابل تحمیل میكند . به این صورت كه برخی از تسلیحات ( از قبیل گازهای سمی) و روش های جنگی ( از قبیل حملات كوركورانه بدون تكنیك) را ممنوع اعلام ، و تأكید میكند كه حملات تنها باید علیه اهداف نظامی هدایت شوند ، حتی در این صورت هم نباید به وقوع تلفات نظامی بیش از حد و خسارات غیر ضروری منجر گردد. همچنین حقوق بشردوستانه ، رفتار با خارج شدگان از جنگ ( مجروحان ، بیماران، كشتی شكستهها ،اشخاصی كه از هواپیماهای آسیبدیده به زمین فرود میآیند)را به نظم درمیآورد. در کنار حقوق مخاصمات مسلحانه نوع دیگری از مجموعه قواعد بنام حقوق بیطرفی وجود دارد كه به بررسی رابطه بین متخاصمان و دولتهای غیر درگیر در آن مخاصمه میپردازد. حقوق بیطرفی ، چندان مدون نبوده و عمدتاً مشتمل بر حقوق بین الملل عرفی است.[15]
صرف نظر از قواعد كلی كه در مورد تمامی انواع جنگها قابل اعمال میباشند، در زمینه‌ی حقوق جنگهای زمینی ، هوایی، دریایی و همچنین در خصوص بیطرفی ، قواعد ویژهای اعمال میشود.

گفتار سوم: اصول و قواعد حقوق بشردوستانه بین المللی
در حقوق بشردوستانه بین المللی اصول ذیل بعنوان اصول اساسی نگریسته می‌شود:

اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض
منظور از این اصل آن است كه با همه انسانها باید رفتاری انسانی و بدون هر گونه تبعیض ناشی از طبیعت، ملیت ، نژاد، مذهب،
یا عقاید سیاسی صورت گیرد. اصل رفع هر گونه تبعیض همان قاعده بنیادینی است كه میثاق بین المللی حقوق بشر بعنوان هدف والای خود خواهان آن میباشد.

اصل ضرورت نظامی
هر فعالیت نظامی باید بر اساس دلایل نظامی توجیه شده باشد، فعالیتی كه فاقد ضرورت نظامی باشد ممنوع است این بدان معناست كه حمله به غیرنظامیان و كسانی كه خارج از صحنه نبرد قرار دارند ممنوع است زیرا با این كار هیچ مزیت نظامی بدست نمیآید، همچنین هر اقدامی كه بر حسب ضرورت برای انهدام اموال دشمن به عمل میآید باید با قواعد مربوط به تمایز و تناسب مطابقت داشته باشد[16].

اصل محدودیت
معنای این اصل آنست كه استفاده از سلاحهایی كه آسیبهای غیرضروری یا جراحات بیش از حد لزوم وارد نمایند ممنوع است. ممنوعیت استفاده از سلاحهای كشتار جمعی كه آرمانی برای صلحطلبان میباشد دارای ریشه واحد با اصل محدودیت بوده و نظر دیوان بین المللی دادگستری در خصوص درخواست سازمان بهداشت جهانی مبنی بر منع استفاده از این نوع سلاحها كه عمدتاً دارای آثار غیر قابل كنترل و پایدار میباشند قابل تأمل است[17] .

اصل تناسب
صدمات ناشی از یک حمله در مقایسه با مزیت نظامی مستقیم و قطعی كه از آن حمله انتظار می رود نباید بیشتر باشد . دیوان بین المللی دادگستری نیز در ارتباط با اصول حاكم بر ابزارها و سلاحهای جنگی در پاراگراف 90 رأی مشورتی ، 1996 خود در مورد كاربرد سلاحهای هستهای اعلام كرد كه اصل تفكیک و تناسب اصول اساسی (cardinal) حقوق بشردوستانه میباشند.

اصل تفكیك
این اصل بدان معناست که باید بین افراد و اموال نظامی و غیرنظامی تفکیک صورت گیرد. از آنجا كه حمله به افراد و اموال غیرنظامی ممنوع است، نتیجه تفكیک آن خواهد بود كه از این افراد و اموال حمایت لازم به عمل خواهد آمد. در واقع عملیات رزمی فقط باید نسبت به افراد نظامی و هدفهای نظامی صورت گیرد و جمعیت و افراد غیرنظامی نباید هدف حمله قرار گیرند. این اصل همانند اصل منع بكارگیری سلاحهایی كه بر رزمندگان درد و رنج زاید وارد میكند از اصول اولیه و عمده حقوق بین الملل بشردوستانه است. بنابراین اصل ، هم حمله به محلها یا نقاطی كه غیرنظامیان به طور متراكم در آنجا میباشند ممنوع بوده و هم منع هدفگیری اموال و اشیای غیرنظامی مورد تاکید قرار گرفته است . روشن است كه حمله به افراد غیرنظامی فاقد سلاح واجد مزیت نظامی نبوده و نابود كردن اموال آنان نیز بر اساس ضرورتهای نظامی قابل توجیه نیست[18].

اصل حسن نیت[19]
این اصل بیشتر به هنگام اجرای تعهدات در معاهدات قراردادی و نیز هنگام مذاكره جهت رسیدن به توافق درخصوص موضوع متنازع فیه مطرح میشود. هر گونه مذاكره جهت انعقاد قرارداد صلح میبایست با رعایت این اصل از سوی طرفین مذاكره صورت گیرد. بدون شك این اصل و رعایت آن از سوی طرفین موجب دوام و استحكام معاهده منعقده و پایداری صلح خواهد بود. خواست واقعی دولتها مبنی بر آنچه كه در مذاكرات به دنبال آن هستند ضامن اجرای این اصل می باشد.
بنابراین حقوق بشردوستانه بین المللی بر قواعد بنیادین ذیل پایه گذاری گردیده است:

حفظ تمامیت جسمی و روحی اشخاصی كه در درگیری مشاركت نداشته یا صحنه جنگ را ترك نمودهاند.
منع كشتار یا زخمی كردن دشمنی كه سلاح خود را زمین گذارده است.
كمك به مجروحان و بیماران
حمایت از نیروهای پزشكی و امدادرسان
حفظ حیثیت و شأن انسانی دستگیرشدگان اعم از نظامی و غیرنظامی
منع شكنجه نیروها و افراد دشمن
محدودیت در توسل به شیوه های جنگی ومنع ورود خسارت و درد و رنج زاید
تفكیک میان نظامیان و غیرنظامیان [20]
گفتار چهارم :وجود اشتراك و افتراق حقوق بشر با حقوق بشردوستانه بین المللی
برای سالها ، موضع و رویه دولتها این بود كه حقوق بشر و حقوق بشردوستانه دو دسته قواعد و مقررات مستقل هستند كه هر یک دارای دامنه شمول و زمان مجزایی بوده و جداگانه اعمال می‌گردند. بر این اساس، حقوق بشر مجموعه تعهداتی است مربوط به زمان صلح كه هر دولت باید در سرزمین خود نسبت به اتباعش رعایت نماید و حقوق بشردوستانه مجموعه مقرراتی است كه تعهدات دولتها در زمان بروز مخاصمات مسلحانه نسبت به اتباع دولت دشمن را معین میكند. به عنوان مثال در كنفرانس مقدماتی تدوین «اعلامیه جهانی حقوق بشر» یكی از سوالاتی كه مطرح گردید این بود كه آیا این مقررات علاوه بر زمان صلح ، باید در زمان بروز جنگ و مخاصمات مسلحانه نیز رعایت شوند؟ در آن زمان پاسخ منفی بود. چنین دیدگاهی در دكترین سنتی صاحبنظران ریشه دارد. حقوقدانان كلاسیك، حقوق بین المللی را به حقوق جنگ و حقوق صلح دسته بندی میكردند، كه اولی حاكم بر مناسبات دولتها در زمان صلح بود و دومی روابط و نحوه رفتار دولتها در زمان بروز مخاصمات مسلحانه را تنظیم میكرد[21].
بنابراین در زمان تدوین اسناد اولیه حقوق بشر ( اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948، و میثاق های حقوق مدنی و سیاسی ، و حقوق اقتصادی ، اجتماعی و
عکس مرتبط با اقتصاد
فرهنگی 1966) كسی مدعی اجرای آنها در درگیریهای مسلحانه نبود. علاوه بر این، كمیته بین المللی صلیب سرخ به عنوان ناظر كنوانسیونهای ژنو با اعمال قواعد حقوق بشر در درگیریهای مسلحانه به دلیل سوء استفاده های سیاسی از حقوق بشر مخالف بود، چرا كه معتقد بود ممكن است این عمل بیطرفی و غیرسیاسی بودن كه از خصوصیات بارز حقوق بشردوستانه و عامل مقبولیت و ترقی این شاخه از حقوق بین الملل به شمار می رود، با درآمیختن آن با حقوق بشر مورد تردید قرار گیرد.
اما به تدریج ضرورتهای جامعه بین المللی بویژه وقوع درگیریهای داخلی در اواخر دهه 1960 و عدم وجود مقررات كافی برای حمایت از قربانیان این درگیریها ، بدلیل عدم توسعه مقررات حقوق بشردوستانه در این حوزه، باعث گردید تا زمینه برای كنار رفتن تفكر سنتی مهیا شود و موضوع رعایت قواعد حقوق بشر در درگیریهای مسلحانه در سطح محافل علمی و مجامع بین المللی مطرح گردد. در ادامه این روند اعلامیه نخستین كنفرانس حقوق بشر سازمانمللمتحد در تهران و در سال (1968) ، برای اولین بار در سطح یک سازمان بین المللی موضوع رعایت حقوق بشر در درگیریهای مسلحانه را مطرح ساخت. پس از آن اسناد دیگری در زمینه حقوق بشر به صراحت موضوعات مربوط به درگیریهای مسلحانه را مورد توجه قرار دادند. دكترین حقوقی نیز به این نتیجه رسید كه دیگر تفكیک سنتی میان حقوق جنگ و صلح قابل دفاع نیست.
دیوان بین المللی دادگستری نیز در رای مشورتی خود که در سال1996 در خصوص مشروعیت تهدید یا كاربرد سلاحهای هستهای صادر شد فرصت یافت تا در خصوص این موضوع اظهار نظر نماید. در این رای دیوان با بیان این سوال مواجه گردید كه آیا حق حیات مندرج در بند یک ماده 6 میثاق حقوق مدنی و سیاسی (1966 ) ، صرفاً مربوط به زمان صلح است و یا در زمان بروز مخاصمات مسلحانه و مشخصاًاز طریق استفاده از سلاحهای هستهای نیز كاربرد دارد؟ در این زمان ، برخی مدعی بودند كه این امر موضوعی است كه به حقوق مخاصمات مسلحانه مربوط میشود و حقوق بشر در این زمینه كاربردی ندارد. ( پاراگراف 34 رای مشورتی 1996)‌.
دیوان در پاسخ به این سوال اعلام میدارد كه حمایتهای مندرج در میثاق حقوق مدنی و سیاسی در زمان جنگ متوقف نمیگردد، مگر از طریق اجرای ماده 4 میثاق، كه بنابراین در حالت اضطرار ملی (National emergency ) می توان از برخی از این مقررات تخطی نمود. لیكن ، حق حیات در زمرهچنین مقرراتی قرار نمیگیرد. از نظر دیوان ، اصولاً اصل منع محرومیت خودسرانه حیات افراد در زمان بروز مخاصمات نیز اعمال میگردد. با این همه، بررسی اینكه چه چیزی محرومیت خودسرانه حیات تلقی میگردد میبایست از طریق حقوق خاص (Lax specialis) ، بویژه حقوق قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه كه رفتار متخاصمین را به نظم در میآورد تعیین گردد.
اگر چه رای مشورتی 1996 توسعه قابل توجهی در رویه قضایی دیوان در زمینه رابطه میان حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین المللی و قلمرو اجرای این دو شاخه از حقوق بین المللی محسوب می گرد، اما دیوان در این رای این نكته را مشخص نمیكند كه آیا كلیه اسناد حقوق بشر در زمان مخاصمات مسلحانه ، علی‌الخصوص خارج از قلمرو سرزمینی دولتهای عضو قابل اعمالند یا خیر؟
زمانیكه قضیه دیوار حایل پیش روی دیوان بین المللی دادگستری قرار داشت، قاعده عامی در حقوق بین الملل موجود نبود كه طبق آن بتوان ادعا كرد قواعد و مقررات حقوق بشر در زمان جنگ و خارج از قلمرو سرزمینی دولتها قابل اعمالند، رویه بین المللی نیز در این زمینه آنقدر یكسان و یک شكل نبوده تا طبق آن بتوان چنین قاعده عامی را استنباط نمود. به عنوان مثال در خلال اشغال كویت توسط عراق در سال 1991، كمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد نیروها و مقامات اشغالگر عراقی را به خاطر نقضهای فاحش حقوق بشر اتباع كویت و سایر كشور ها ، بخصوص شكنجه ، بازداشتهای خودسرانه ، اعدامهای بدون محاكمه و ناپدیدسازی (افراد) ، و رفتار برخلاف منشور ملل متحد ، میثاقهای حقوق بشر و سایر اسناد مرتبط حقوقی، محكوم كرد.[22] در حالیكه در حین اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف، كمیسیون حقوق بشر سازمانملل تنها از طرفین درخواست نمود تا به تعهدات خود طبق حقوق بین الملل بشردوستانه بویژه كنوانسیونهای ژنو و مقررات لاهه،من جمله آنهایی كه مربوط به نیازهای اساسی غیرنظامیان مردم عراق هستند پایبند باشند.[23]
به همین ترتیب قطعنامههای نهادهای بین المللی و سازمان ملل متحد در مورد نوار غزه و کرانه باختری یكسان نبودهاند. به عنوان مثال مجمع عمومی سازمان ملل متحد در چندین نوبت از اسراییل درخواست نموده تا مقررات حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین المللی را در مناطق اشغالی رعایت نماید.[24] با این حال قطعنامه مجمع عمومی كه از دیوان تقاضای رای مشورتی در مورد دیوار حایل نمود، تنها به تعهدات اسراییل طبق كنوانسیون چهارم ژنو 1949 و پروتكل شماره یک آن و مقررات لاهه 1907 اشاره میكند. مضافاً بر این ، شورای امنیت نیز در موقعیتهای مختلفی حضور اسراییل در سرزمینهای اشغالی را تابع كنوانسون چهارم ژنو اعلام كرده است[25].
كمیته حقوق بشر و كمیته حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی نیز در این مورد معتقد بودند كه اسراییل متعهد است که مقررات میثاقها را در سرزمینهای اشغالی رعایت
نماید.[26]
پس موارد فوق حكایت از تشتت و پراكندگی رویه بین المللی در خصوص این موضوع دارد، بطوریكه نمیتوان پاسخ روشنی برای این سوال یافت که آیا دولتها متعهد به رعایت و اجرای مقررات حقوق بشر در زمان بروز درگیریهای مسلحانه و خارج از حوزه سرزمینی خود هستند یا خیر؟

فصل دوم : تاریخچه حقوق بین الملل بشردوستانه
همزیستی انسانها در كنار هم معلول شرایط محیط و ضرورت زندگی طبیعی آنها بوده است حمایت از نوع بشر در برابر تهدیدات محیطی و خطرات سایر حیوانات موجب تشكیل جوامع انسانی شده و رفتهرفته با رشد اجتماعی وی جوامع مستقل و دارای حس تمایز از دیگران ظهور پیدا كردند. وجود عنصری بنام اخلاق در ذات و فطرت انسان وی را به سمت رعایت این عنصر در شرایط و مواقع بحرانی نیز سوق میدهد.بنابراین حقوق بین الملل بشردوستانه رعایت اخلاق در زمان بسیار حساس جنگ ومخاصمه و ترجیح آن بر دیگر دستاوردهای مادی جنگ است.

گفتار اول-حقوق بین الملل بشردوستانه از آغاز تا جنگ جهانی دوم

در عرصه جهانی
از ویژگیهای بنیادین حقوق بشردوستانه كه در هر تحقیق و پژوهش نظرها را به خود معطوف میكند سابقه و قدمت آن است در تاریخ حقوق بین الملل حقوق جنگ قدیمیترین شاخه حقوقی بوده كه ریشه در اعماق تاریخ دوانیده است.
بر اساس یافتههای تاریخی و تحقیقات مورخین ، تفكر و رفتار انسان دوستانه در تمدنهای قدیم و حتی قبایل بدوی و انسانهای اولیه وجود داشته است. در میان سومریان یک نهاد سازمان یافته بوده است كه در آن قواعدی چون اعلام جنگ، حكمیت ، مصونیت سفرا و قرارداد به اجرا گذارده میشد . در این دوران رسم آزادی اسیران در مقابل فدیه هم متداول بوده است .حمورابی پادشاه بابل بخشی از این قواعد را در مجموعه قوانین معروف خود آورده است[27].
در میان هیتیها شرایط اعلام جنگ و انعقاد صلح از طریق معاهده و نیز رعایت حال ساكنان شهر دشمن كه خود را تسلیم كرده باشند تصریح شده بود. جنگ بین مصریان و هیتیها در سال 1269 قبل از میلاد از طریق یک معاهده صلح پایان یافت. در قرن هفتم قبل ازمیلاد كوروش اول ، پادشاه ایران دستور داد تا با سربازان مجروح کلدانی همانند سربازان خود او رفتار شود[28].
بدین ترتیب رگه هایی از آنچه كه میتوان حقوق بشردوستانه نامید در تاریخ باستان مشاهده می گردد. با ظهور عصر روشنگری در قرن هجدهم ، تغییر اساسی در نگرش دولتها نسبت به رفتارهای جنگی بوجود آمد.

2- حقوق بشردوستانه در ایران باستان

 

نظر دهید »
شناساندن مبانی نظری و منابع حقوقی تاسیس حقوقی اعاده حیثیت در حقوق جزای عمومی و سابقه تاریخی آن- قسمت ۸
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

برخی از قوانین جزایی حتی پس از آنکه بزهکار دوران مجازات تحمیلی را به پایان رساند تا مدتهای مدیدی چون سایه ای اورا تعقیب می کند وسراسر آینده اش را دچار تباهی می سازد زیرا به علت پرونده سوء پیشینه ای که برای فرد گشوده شده است از کلیه افراد اجتماع می خواهد که به او کاری واگذار نکنند وبه او اعتماد نکنند وبالاخره او را از خود طرد سازند وبه دیگر سخن او را به سوی جرایم گوناگون می راند تا از نو مکافاتهای دیگری درباره او عمل نماید. لذا در کشورهای جهان نهاد اعاده حیثیت بعنوان راه کاری برای ابراز رأفت جامعه نسبت به این اشخاص پذیرفته شده است تا کسی که مجازات و دوران محکومیت خود را متحمل شده است و با ارائه ی رفتاری نیک و شایسته نسبت جامعه در صدد اصلاح خود برآمده است موجبات احیای او در جامعه فراهم شود و جامعه ای که او به لحاظ اشتباهاتش روزی او را مورد مجازات قرار داده است مجدداً ایشان را به جامعه برگرداند .
بند نخست: اقسام اعاده حیثیت
حقوقدانان و دانشمندان حقوق جزا در مبحث اعاده حیثیت غالباً آنرا به دو قسم تقسیم نموده اند و مسایل مربوط به هر کدام را بطور جداگانه و مشخص مورد بررسی قرار داده اند . که این دو عبارتند از:
۱ـ اعاده حیثیت قضایی
۲ـ اعاده حیثیت قانونی
هر چند که نتیجه حاصل از این دو موضوع یکی است لیکن روش و ضابطه رسیدن به اعاده حیثیت در طرق قضایی و قانونی مقداری با یکدیگر تفاوت خواهند داشت که در اعاده حیثیت قضایی صرف گذشت مدتهای مقرر و معین شده در قانون که مثلاً پنج یا ده سال در رسیدن به اعاده حیثیت کافی نیست بلکه باید از دادگاه درخواست صدور حکم اعاده حیثیت نماید و دادگاه پس از احراز شرایط و رسیدگی لازم اقدام به صدور حکم می نماید . لیکن در روش قانونی فقط صرف گذشت مهلتهای مقرر در قانون و عدم ارتکاب جرم جدید از ناحیه محکوم در رسیدن به اعاده حیثیت کافی است.
الف) اعاده حیثیت قضایی
برای دستیابی به این نوع از اعاده حیثیت لازم است که محکوم علیه پس از تحمل مجازات و سپری شدن مدتی از آن که با توجه به نوع جرم ارتکابی ممکن است متفاوت باشد باید از دادگاه صلاحیتدار تقاضای اعاده حیثیت نماید این تقاضا پس از طی مراحل مقدماتی که جنبه بازپرسی دارد بررسی شده و در صورتی که متقاضی شرایط لازم را برای اعاده حیثیت داشته باشد حکم لازم صادر می گردد . در این خصوص دکتر لنگرودی می نویسد : « هر گاه اهلیتی را که مجرم بعلت محکومیت جزایی از دست داده است از طریق صدور حکم دیگری باز یابد این معنی را اعاده حیثیت قضایی گویند»( جعفری لنگرودی پیشین، ۵۹)
بنا براین محو محکومیت از سجل قضایی در این نوع از اعاده حیثیت محتاج به تصمیم قضایی است و بطور خود به خود انجام نخواهد گرفت . اگر چه حقوقدانان امروزه تمایل به احیاء اعاده حیثیت قضایی نشان می دهند و اعاده حیثیت قانونی را در برخی موارد به مصلحت اجتماع نمی بینند دکتر علی آبادی در این زمینه می نویسند «در حالیکه اعاده حیثیت قضایی من جمیع الجهات شایسته تایید وتصدیق است بر عکس اعاده حیثیت قانونی مورد اختلاف است . خطر آن این است اشخاصی که دارای اخلاق ناهنجار بوده و بواسطه عدم اطلاع جامعه از جرایم مجددی که مرتکب شده تحت تعقیب قرار گرفته اند ، از آن سوء استفاده نمایند . از جهت عدم دقت کافی و زیاده روی در اعطای اعاده حیثیت قانونی این نهاد سودمند خصیصه باستانی خود را دایر بر اعطای پاداش به محکومی که مساعی خود را برای احیاء اخلاقی بکار برده از دست داده است . علایم و قراین کاهش اعتبار آن در قانون ۲۵ نوامبر ۱۹۴۱ درج گردیده است این قانون که برای اصلاح تشکیلات دیوان جنایی وضع شده محکومین به مجازات جنایی را حتی اگر هم نایل به اعاده حیثیت شده باشند از شرکت در هیات منصفه محروم کرده است .
طرح قانون جزای فرانسه که از این ملاحظات الهام گرفته است استفاده از اعاده حیثیت را در مورد محکومیتهای جنایی لغو کرده است.»(علی آبادی پیشین، ۴۲۴-۴۲۵)
شرایط لازم برای اعاده حیثیت قضایی در حقوق کشورها ، با اندک تفاوتی به شرح زیر است :
الف) اجرای کامل مجازات یا صدور عفو خاص ، یا سقوط مجازات به لحاظ مرور زمان . بنابراین در تعلیق مجازات مادام که مدت معین شده ، به اتمام نرسیده باشد ، شخص نمی تواند تقاضای اعاده حیثیت قضایی نماید . همچنین به نظر می رسد در آزادی مشروط نیز به دلیل آنکه اجرای مجازات به تمام کمال صورت نگرفته ، شخص در ایام آزادی مشروط ، نمی تواند تقاضای اعاده حیثیت قضایی بنماید .
ب) انقضای مهلت قانونی که نشان دهنده حسن رفتار محکوم علیه باشد . این مدت در حقوق کشورها متفاوت است . مثلاً در حقوق کشورها در حقوق لبنان ، این مدت در احکام جنایی هفت سال و در احکام جنحه ای سه سال است . این مدت در صورتی که محکوم علیه ، مرتکب تکرار جرم شده باشد ، معمولاً دوبرابر می شود .
ج) عدم صدور حکم جدید مبنی بر محکومیت جنایی و جنحه ای .
د) اجرای مجازاتهای تبعی ، همچنین رد عین مال موضوع جرم یا پرداخت هزینه های دادرسی .
با جمع شرایط فوق ، پرونده به نظر مرجع قضایی صالح رسانیده می شود و رأی مرجع قضایی در این خصوص معمولاً قطعی است . در صورتی که محکوم علیه به چند مجازات محکوم شده باشد ، اعاده حیثیتی که صورت می گیرد ، تمامی آنها را دربرمی گیرد و قابل تجزیه نیست .
اعاده حیثیت از طریق قضایی طی دو مرحله در حقوق فرانسه صورت می پذیرد :
مرحله اول : مرحله اداری اعاده حیثیت است که از تاریخ تسلیم تقاضای اعاده حیثیت به دادستان شهرستان شروع شده و با حصول نتیجه تحقیقات و صدور گواهی مالی از مقامات و موسسات شهرداری و غیره حاکی از اینکه شخص تقاضاکننده اعاده حیثیت بعد از اتمام مجازات و پرداخت غرامت ( اگر محکوم شده باشد ) و خسارت شاکی خصوصی با تحصیل معافیت قانونی از آن و اجرای کلیه مقررات مندرج در حکم محکومیت از حیث رفتار و اخلاق و تصفیه روح و احراز شایستگی برای اعاده حیثیت است و اظهار عقیده کتبی دادستان ضمن ارسال نتیجه تحقیقات و عین گواهینامه به وسیله دادسرای استان به یکی از شعب دادگاه استان موسوم به محکمه اتهامیه پایان می پذیرد .
مرحله دوم ـ مرحله قضایی اعاده حیثیت است که از رسیدگی و مطالعه نظریه کتبی دادستان و اوراق و اسناد و گواهینامه ی پیوست به آن در جلسه فوق العاده هیأت اتهامیه شروع و بالاخره شایستگی شخص محکوم برای اعاده حیثیت و امر به دستور محو نام محکوم از سجل جزایی ختم می گردد . بالاخره در نتیجه طی مرحله قضایی مذکور نه فقط جمیع آثار محکومیت مرتفع و حقوق از دست رفته بازگشت می نماید بلکه اصل محکومیت نیز کان لم یکن و محو می شود و شخص محکوم واجد کلیه حقوق اجتماعی و سیاسی از دست رفته می گردد و بدین ترتیب اعاده حیثیت شخص محکوم با از بین رفتن اصل محکومیت و بازگشت جمیع حقوق تحقق می یابد.(پیشین)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
واضعین ق . م . ع ۱۳۰۴ ما هر چند که بر مبنای قانون جزای فرانسه در تنظیم قوانین و مقررات جزایی اقدام نمودند لیکن در طی مواد ۵۷ الی ۵۹ اعاده حیثیت از نوع قانونی را مد نظر قرار دادند و تصویب نمودند .[۱۷]و در قانون مجازات عمومی ۱۳۵۲ نیز در مواد ۵۸ و ۵۹ آن ملاحظه می گردد که همچنان قانونگذار ایرانی به اعاده حیثیت قانونی معتقد است .
هر چند که در قوانین جزایی بعد از انقلاب اسلامی به مبحث اعاده حیثیت توجهی نشده است لیکن در لایحه جدید قانون مجازات اسلامی که در مورخه ۱۵/۸/۸۶ به تصویب مقامات قضایی رسیده است و در حال بررسی است در ماده ۲-۱۶۶ به نوعی اعاده حیثیت از طریق قضایی را احیاء نموده است که مقررات آن شباهت هایی با مقررات اعاده حیثیت از طریق قضایی دارد که متقاضی می تواند در خواست خود را مبنی بر زوال محرومیتهایی که برای وی از تمام یا برخی از حقوق اجتماعی ایجاد شده است مطرح نمایند که درخواست مذکور پس از ارائه به دادستانی که حکم زیر نظر وی اجرا می شود توسط دادستان بررسی شده و در صورتیکه محکوم علیه واجد شرایط استفاده از این ماده باشد مراتب را به دادگاه صادرکننده حکم قطعی اعلام می نماید تا دادگاه مذکور نسبت به بررسی موضوع و اتخاذ تصمیم اقدام نمایند .[۱۸] اگرچه این موضوع در واقع در خواست رفع و لغو محرومیتهاست تا اینکه اعاده حیثیت قضایی باشداما در حال حاضر مواردی از اعاده حیثیت که می بایست بصورت قضایی صورت گیرد می توان به دو موضوع اشاره کرد :
۱- صدور حکم اشتباه
بسیاری اتفاق می افتد در مراحل تعقیب و رسیدگی و دادرسی و صدور حکم در اثر اشتباهات قضات یا سوء جریان محاکمات و یا اعترافات بی اساس که در مراجع قضایی صورت می گیرد و منتهی به صدور دادنامه می شود و پس از قطعیت یافتن دادنامه پس از بررسی های مجدد و کشف ادله جدیدی مشخص می گردد که حکم صادره با دلایل صادقانه نبوده است که در این حالت با کشف و دستگیری متهم اصلی و مدارک و مستندات موثق بی گناهی محکوم اولیه مشخص می گردد.مانند زمانی که فردی تحت تأثیر عوامل خارجی و یا اختلافات محلی اعتراف به قتل عمدی نماید ولی بعداً مشخص می گردد که او قاتل نبوده است و دیگری قاتل است لذا دادگاه هم با اجازه دیوان عالی کشور برای بار دیگر رسیدگی می کند و تکلیف امر را مشخص می نماید. در اینجا ناگزیر برای اعاده حیثیت متهم اول دادگاه می بایست حکم اعاده حیثیت او را صادر نماید و وی را نمی توان منتظر گذاشت تا مرور زمان اعاده حیثیت فرارسد زیرا اولاً وی مجرم نبوده و با حکم بعدی مبرا از گناه شناخته شده است. ثانیاً با برائت او انتظار مرور زمان بی مورد خواهد بود بنابراین در این موارد لازم است در ضمن حکم مجرمیت متهم دوم حکم اعاده حیثیت متهم اول نیز صادر گردد. و به این ترتیب سابقه محکومیت از سجل کیفری او محو گردد

پایان نامه حقوق

۲-اعاده اعتبار تاجر ورشکسته
همانطوری که می دانیم یک تاجر ورشکسته در نتیجه حکم ورشکستگی برخی از صلاحیتهای حقوقی خود را از دست می دهد.بطوری که براساس ماده ۴۱۸ قانون تجارت تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم از مداخله در تمام اموال خود ممنوع بوده و مدیر تصفیه قائم مقام قانونی وی محسوب شده حق دارد بجای او از اختیارات مذبور استفاده نماید وقتی این محرومیت مدنی ازبین می رود که تاجر مذکور موفق به اعاده حیثیت تجاری شود که این ترتیب را قانون تجارت در مواد ۵۶۱ الی ۵۷۵ بیان نموده است. که این نوع اعاده حیثیت از نظر قانونگذار ما بصورت اعاده حیثیت قضائی است که محتاج به صدور حکم از طرف دادگاه می باشد.
از طرف دیگر در ماده ۵۷۵ قانون تجارت ورشکستگان به تقلب وهمچنین اشخاصی که برای سرقت یا کلاهبرداری یا خیانت در امانت محکوم شده اند مادامی که از جنبه جزایی اعاده حیثیت نکرده اند نمی توانند از جنبه تجاری اعاده اعتبار نمایند لذا در این حالت است که می بینیم با حذف مقررات اعاده حیثیت حتی تاجری که طلب طلبکاران را به طور کامل پرداخت نموده باشد باز هم در حق وی حکم اعاده اعتبار صادر نخواهد شد و این امر مانعی است برای تجار ورشکسته و موجبات لطمات اقتصادی به کشور نیز خواهد شد.
عکس مرتبط با اقتصاد
ب) اعاده حیثیت قانونی
اعاده حیثیت قانونی که بدون نیاز به تشریفات و تحقق شرایط و خصوصیاتی که در مورد اعاده حیثیت بصورت قضایی است بعد از انقضای مدتی از تاریخ اتمام مجازات به خودی خود حاصل می گردد . بنابراین پس از صدور حکم قطعی از دادگاه و پس از اجرای مجازات مقرر شده در حکم و گذشت مدت زمان معینی از تاریخ اتمام مجازات اعاده حیثیت قانونی حاصل می شود . اعاده حیثیت قانونی برخلاف اعاده حیثیت قضایی ، حق محکوم علیه بوده و مستلزم اظهارنظر قضایی نیست ؛ بلکه فقط مشروط بر این است که مدت معینی از تاریخ اعلام شده سپری گردد بدون اینکه در این خلال جرمی واقع شده باشد . قانونگذار ایران فقط این نوع اعاده حیثیت را پذیرفته است .
اعاده حیثیت قانونی فرع بر محکومیت جزایی است که موجب تشویق و ترغیب مجرم به حسن رفتار و برای جلوگیری از تکرار جرم است اعاده حیثیت اثری نسبت به گذشته ندارد و اثرش راجع به آینده است و از جریان آثار محکومیت در آینده جلوگیری می کند داعی اعاده حیثیت برای تشویق و تحریک اصلاح مجرم است . که به موجب آن هر نوع محکومیتی که مدتهای مقرر در قانون با محکومیت جدیدی مواجه نشوند خود به خود از سجل قضایی محکومین حذف و کان لم یکن تلقی می شود . اعاده حیثیت قانونی برخلاف اعاده حیثیت قضایی به عنوان یکی از حقوق محکوم علیه است و مستلزم اظهارنظر قضایی نمی باشد .
دکتر لنگرودی در این زمینه می نویسد « هر گاه به جهت گذشتن مدتی که قانون معین کرده و عدم محکومیت جدید جزایی به حکم قانون و بدون حکم محکمه ، حیثیت مجرم اعاده شود و اهلیتی که از دست داده به دست آورد این معنی را اعاده حیثیت قانونی نامند.»(جعفری لنگرودی پیشین، ۵۹ )
این نوع اعاده حیثیت اولین بار در حقوق فرانسه به وجود آمده است [۱۹]و سپس مورد اقتباس قانونگذار ایران قرار گرفته است لیکن آنچه قانونگذار ایرانی بر گزیده است شیوه اعاده حیثیت قانونی است در این زمینه ماده ۵۷ قانون مجازات عمومی مهلت پنج سال برای جرایم عمومی مستوجب حبس جنحه ای وده سال برای مجازات حبس جنایی از تاریخ اتمام مجازات را پیش بینی کرده است ودر ماده ۵۸ در خصوص اعاده حیثیت در جرایم سیاسی را که مدت زمان کمتری برای نیل اعاده حیثیت از جرایم عادی نیاز دارند را که خود به خود و بدون مداخله دادرس و به صرف انقضای مهلت‌های مقرر پیش بینی شده در قانون حاصل می شود را تصویب نموده است .
گفتار دوم: آثار اعاده حیثیت
اجرای مجازات نتیجه محکومیت کیفری صادره در حکم دادگاه است منتهی ممکن است شرایطی مقارن محکومیت کیفری یا بعد از آن به وجود آید که موجب تغییر نتایج حاصل از آن شود که در تعیین مجازات ویا لغو آن تاثیر داشته باشد ویا محکوم علیه رااز تسهیلات و ارفاقهای قانونی محروم نماید در این گفتار به آثار ناشی از محکومیت کیفری اشاره میشود.
الف) آثار محکومیت کیفری
وجود اختلافات در روابط اشخاص امری اجتناب ناپذیر است و همچنین ارائه ضوابطی برای جلوگیری از شدت یافتن اختلافات و روش هایی برای حل و فصل نزاع ها و کشمکشها و برقراری نظم و امنیت و صلح و آرامش ضروری و غیر قابل تردید است . علم حقوق از یک سو به بیان حقوق و تکالیف اشخاص می پردازد و از سوی دیگر راهکارهایی را در نظر می گیرد تا در برابر اشخاصی که حاضر به انجام تکالیف قانونی خود نمی باشند قوانینی وضع و به اجرا درآورد تا چنین اشخاصی را به مجازات برساند . لذا وقتی فردی به موجب حکم قطعی دادگاه محکومیت حاصل نمود و این محکومیت بر اساس مقررات و ضوابط در سجل قضایی آن فرد ثبت شد محدودیتها و ممنوعیتهای قانونی برای او برقرار می گردد و به اجرا درمی آید .
محکومیت کیفری که از لحاظ مرجع صدور و ضمانت اجراهای مورد حکم و آثار و تبعات ناشی از آن با محکومیتهای مدنی ، اداری و انتظامی متفاوت است و اهداف و مقاصدی را دنبال می کند که جهت برقراری نظم و امنیت جامعه و معمولاً با پیگیری های مدعی العموم و به درخواست ایشان محاکمی تشکیل می گردد و احکامی صادر می شود که بواسطه آن بتوان به برقراری نظم و امنیت و انضباط در جامعه امیدوار بود .
بنابراین حکم محکومیت باید از طرف یک دادگاه صلاحیتدار صادر شده باشد یعنی مرجعی اجازه صدور حکم و رسیدگی را دارد که به موجب قانون ایجاد شده باشد و این امردر اصل ۳۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان شده است[۲۰] و اصل ۳۷ نیز تأکید مجددی بر این امر دارد که باید صدور حکم به مجرمیت افراد به موجب حکم دادگاه صالح باشد .[۲۱]
همچنین عمل ارتکاب یافته توسط متهم از جرایم مصرح در قوانین جزایی باشد و فعل یا ترک فعل انجام شده از طرف متهم عنوان مجرمانه داشته باشد و در قوانین جزایی برای آن مجازات تعیین شده باشد و تا وقتی که قوانین حاکم بر یک جامعه برای عملی مجازات تعیین نکرده باشند و آنرا ممنوع نکرده باشند افراد آن جامعه در ارتکاب آن عمل آزادند و دخالت قاضی کیفری را موجب نمی شود و لازمه صدور حکم کیفری این است که به اتهام انتسابی به متهم بصورت قضایی رسیدگی گردد و تمامی اصول و قواعد حاکم بر یک دادرسی عادلانه از قبیل حق دفاع ، حق داشتن وکیل ، عدم اخذ اقرار به زور و شکنجه و مستدل بودن احکام و استناد آنها به قانون رعایت گردد و تمام مراحل رسیدگی را طی نموده باشد و به اصطلاح حکمی قطعی صادر شده باشد .[۲۲]
مجازاتهایی که دادگاه های کیفری بدان حکم می کنند بر دو نوع است : اول آنهایی که باید به صورت مادی اجرا شوند و الا بی اثر و بی فایده خواهند بود از قبیل محکومیت به مجازاتهای بدنی ، سالب آزادی و جزای نقدی و دوم آنهایی که به محض صدور حکم موجودیت پیدا می کنند و آثار آنها خود به خود ظاهر می شود مثل محرومیت از حقوق اجتماعی و سلب صلاحیت، بطور کلی آثار محکومیت کیفری به دو صورت می باشد .
۱ـ اجرای مجازاتهای اصلی تکمیلی و تبعی ناشی از محکومیت کیفری
۲ـ ایجاد سابقه محکومیت برای محکوم علیه
که به طور جدا گانه به توضیح هر کدام از موارد فوق پرداخته می شود.
۱- اجرای مجازات‌های اصلی، تکمیلی وتبعی
هریک از جوامع با توجه به اهدافی که از اجرای مجازاتها دنبال می کند تقسیم بندی برای مجازاتها در نظر گرفته شده است مجازاتها از نظر ارتباطی که با هم دارند به مجازاتهای اصلی ، تکمیلی و تبعی تقسیم شده اند . مجازاتهای اصلی درحقوق کلیه جوامع از جمله حقوق ایران ابزار اساسی عکس العمل کیفری است که ممکن است به تنهایی یا همراه با مجازاتهای تکمیلی یا تتمیمی مورد حکم قرار گیرد . مجازات اصلی در واقع ضمانت اجرای خاص امرونهی قانون جزایی است دکتر لنگرودی در تعریف مجازات اصلی می نویسد :« کیفری که اولاً و با لذات برای جرمی از طرف مقنن معین شود (نسبت به کیفر تکمیلی و تبعی) مجازات آن جرم محسوب شود.»( جعفری لنگردوی پیشین، ۵۷۹ ) مانند مجازات شرب مسکر در ماده ۱۷۴ ق.م.ا برای مرد یا زن ۸۰ تازیانه است .
در واقع مجازات اصلی مجازاتهایی هستند که مخصوص به هر جرم بوده و برای هریک مدت آنها را قانون مشخص کرده و درباره مجرمین زمانی به مورد اجرا گذاشته می شود که دادرس دادگاه صریحاً آنرا در حکم قید و میزان آنرا تعیین نموده باشد.( شامبیاتی پیشین، ۳۰۵ )
گاهی قانونگذار نیز برای برخی از جرایم مجازاتهای متعدد اصلی تعیین می کند که در برخی موارد به قاضی اختیار داده است که یکی از مجازاتها را انتخاب نماید و مورد حکم قرار دهد و در برخی موارد قاضی را مکلف نموده است که همه مجازاتهای مندرج در قانون را مورد حکم قرار دهد و اعلام نماید که می توان به طور مثال بیان کرد در ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس ، ارتشاء و کلاهبرداری مجازاتهای اصلی قابل جمع را بیان کرده است چون علاوه بر رد اصل مال مورد کلاهبرداری به صاحب آن به حبس و جزای نقدی نیز متهم را باید محکوم کرد و در مواردی قاضی اختیار انتخاب بین مجازاتهای اصلی را دارد در ماده ۱۹۰ ق.م.ا است که حد محاربه و افساد فی الارض یکی از چهار چیز است : ۱ـ قتل ۲ـ آویختن به دار ۳ـ قطع دست راست و سپس پای چپ ۴ـ نفی بلدکه حاکم می تواند یکی از مجازاتهای فوق را انتخاب و در حکم خود قید نماید .[۲۳]
در کنار مجازاتهای اصلی نوع دیگری از مجازاتها وجود دارد که اصطلاحاً به آنها مجازات تکمیلی گفته می شود که این مجازاتها به مجازاتهای اصلی اضافه می گردد بطوری که می توان آنرا مکمل مجازات اصلی بشمار آورد و آنها باید صراحتاً در دادنامه درج شوند و در واقع قانونگذار قاضی را در تحمیل مجازات خاصی علاوه بر مجازات اصلی مخیر کرده است . که ممکن است با در نظر گرفتن نوع جرم ارتکابی و درجه و اهمیت آن مجازات اضافی دیگری را مقرر بدارد.( شامبیاتی پیشین، ۳۰۵)
نخستین بار مجازاتهای تکمیلی و تبعی که وارد حقوق جزای ایران شد در سال ۱۳۲۸ بود که در ق.م.ع ۱۳۰۲ در ماده ۱۹ به آن پرداخته بود و سپس در ماده ۱۵ نیز مصادیقی از محرومیت از حقوق اجتماعی را برشمرده بود و بعد از آن در ق.م.ع ۱۳۵۲ مجازاتهای اصلی ، تکمیلی و تبعی را با تفکیک مناسب تری بیان کرده بود .
در حال حاضر در ق.م.ا ۱۳۷۵ پس از ارائه مجازاتهای اصلی در ماده ۱۹ مجازاتهای تکمیلی آورده است و چنین مقرر می دارد که :« دادگاه می تواند کسی را که به علت ارتکاب جرم عمدی به تعزیر یا مجازات بازدارنده محکوم کرده است به عنوان تمیم حکم تعزیری یا بازدارنده مدتی از حقوق اجتماعی محروم و نیز از اقامت در نقطه یا نقاط معینی ممنوع یا به اقامت در محلی معین مجبور نماید ».
همانطور که ملاحظه می شود این ماده قاضی را مخیر کرده است هرگاه جرم ارتکابی عمدی باشد و محکومیت به مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده باشد متهم را از برخی حقوق اجتماعی محروم نماید چنانچه قاضی تصمیمی بگیرد و این مجازات اضافی در حکم محکومیت فرد قید شود مجازات تکمیلی خواهد بود .
در توضیح مجازات تکمیلی و جهت جلوگیری از تضییع حقوق متهم در ماده ۱۹ آمده است : محرومیت از برخی یا همه حقوق اجتماعی و اقامت اجباری در نقطه معین یا ممنوعیت از اقامت در محل معین باید متناسب با جرم و خصوصیات مجرم در مدت معین باشد … »
در صورتی که مجازاتهای تکمیلی به صورت نامحدود مشخص شده باشد می تواند از موارد نقض حکم در مراجع ذی صلاح باشد .
علاوه بر مجازات یا مجازاتهایی که برای یک رفتار مجرمانه قانونگذار پیش بینی کرده است با توجه به نوع جرم ارتکابی و درجه اهمیت آن مجازات دیگری هم تعیین می کند این مجازات که بدون نیاز به درج در حکم دادگاه به کیفرهای اصلی اضافه می شوند که بطور خود به خود به تبع مجازات اصلی به محکوم تحمیل می شود مجازات تبعی گفته می شود .
مجازات تبعی از آثار مترتبه بر محکومیت جزایی است که شخص محکوم به حکم قانون ناچار از تحمل آن است .( باهری محمد ، پیشین ، ص ۲۸۵) هر مجازات سالب حقوق اجتماعی و مدنی به حکم قانون را که ناشی از محکومیت جزایی و آثار آن باشد می توان در حکم مجازات تبعی تلقی نمود.() مانند محرومیت از انتخاب شدن به نمایندگی مجلس که ناشی از محرومیت از حقوق اجتماعی به موجب قانون است .[۲۴]
بنابراین با ارتکاب جرم و محکومیت محکوم علیه از طریق مراجع قضایی اثر بلافصل آن اعمال مجازاتها و یا اقدامات تأمینی و تربیتی خواهد بود و محکوم علیه به هر مقدار که خطر جدی برای جامعه و امنیت آن ایجاد کند تبعات سنگین تری را به دنبال دارد .
به علاوه محکوم علیه علاوه بر تحمل مجازات پاره ای از تبعات که محصول و زاییده محکومیت وی به مجازات است را نیز می بایست تحمل نماید که علاوه بر مجازاتهای فوق الذکر ایجاد سابقه محکومیت کیفری نیز از آثار و تبعات این محکومیتها است که بزهکار با ارتکاب ترک فعل از حالت تساوی گونه با اشخاص که بزهی در جامعه انجام نداده اند بیرون آمده و اعتماد جامعه را به خود سلب نموده است که در سیستم قضایی اکثر کشورها با ایجاد سجل کیفری درخصوص محکوم علیه اطلا عات مربوط به وی و جرم انجام شده توسط وی در آنجا درج می گردد و آثار دیگری با توجه به ثبت سابقه محکومیت فرد و سابقه دار شناخته شدن مجرم است از محکومیت جزایی حاصل می شود که مورد تشدید مجازات در تکرار جرم و یا جلوگیری از تعلیق اجرای مجازات موثر خواهد بود .
۲- ایجاد سابقه محکومیت و درج در سجل قضایی
در نظامهای حقوقی مختلف کیفری قانونگذاران ارتکاب برخی از جرایم و محکومیت به آن را موثر و مهم در آینده شخص محسوب می کرده اند و با بکار گیری روش هایی سعی در ثبت و شناسایی این نوع از محکومان داشته اند.
در گذشته محکومین به پاره ای از جرایم را مثله می کردند یا علامت داغ بر پیشانی یا بدن آنها می‌گذاشتند. در قرن ۱۵ و ۱۶ میلادی که مثله کردن محکومین معمول بود مثلاً یک گوش محکوم را قطع می کردند و اگر دوباره محکوم می گردید گوش دیگرش را هم می بریدند و این نشانه ارتکاب جرم توسط وی بود و به نوعی سابقه محکومیت همیشه و همه جا همراه او بود.( گارو فالو رافایل پیشین، ۲۵۳)
در نیمه دوم قرن ۱۹ بود که ایجاد یک دفتر که سوابق محکومیت اشخاص در آن ثبت گردد و در موارد لزوم بتوان از آن گواهی وجود سابقه کیفری و یا عدم وجود آن را اخذ کرد در افکار حقوقدانان شکل گرفت در اواسط فرن ۱۹ دادستان کل فرانسه دفتر سجل کیفری را ابتکار نمودند و در نطق خود پس از تعطیل تابستانی آن را توجیه نمود و وزیر دادگستری در ضمن بخشنامه ای دستور داد آن را به موقع اجرا گذارند و … مدت مدیدی دفتر سجل کیفری طبق قانون ۱۸۹۹ و ۱۹۰۰ اداره می شد و بعداً فرمان ۱۹۴۵ در خصوص سجل کیفری و اعاده حیثیت قائم مقام آن شد و مقررات آن ضمیمه آیین دادرسی کیفری گردید در ایران تا قبل از ۱۳۱۸ سوابق کیفری افراد در هیچ اداره یا مرجعی ثبت نمی شد و همه افراد از لحاظ پیشینه کیفری ظاهراً یکسان و در ردیف یکدیگر بودند و این مساله از جهات عدیده مثل تکرار جرم و تعلیق اجرای مجازات دارای مضار فراوانی بود تا اینکه در ۱۳۱۸ بر اساس آیین نامه ای کلیه سوابق موثر کیفری و برخی احکام مدنی و تجاری افراد بایستی در سجل کیفری درج می شد.( علی آبادی پیشین، ۳۰۶)
البته باید متذکر شد که در ماده ۴ اصلاح قسمتی از قانون اصول تشکیلات عدلیه و استخدام قضات مصوب ۶ دی ماه ۱۳۱۵ سجل جزایی مطرح گردیده و به موجب قسمت اخیر آن ماده سجل جزایی قسمتی از اداره فنی محسوب می شد با این حال تا سال ۱۳۱۸ ثبت سوابق محکومیت اشخاص عملاً صورت نمی گرفت تا اینکه در سال ۱۳۱۸ آیین نامه سجل کیفری جهت ایجاد دفاتر سجل کیفری در ۳۱ ماده به تصویب رسید و بعد از آن در ۱۹ / ۲ / ۱۳۲۱ آیین نامه سجل قضایی در ۳۰ ماده به تصویب هیئت وزیران رسید و به موجب ماده ۳۰ این آیین نامه ۱۳۱۸ ملغی اعلام شد و سپس در
۱/ ۱۱ / ۱۳۳۷ به موجب تصویب نامه هیئت وزیران ماده ۸ آیین نامه مزبور اصلاح گردید و وزیر وقت دادگستری به موجب بخش نامه ای آنرا به عموم دادگاه ها و دادسراها اعلام نمود . ( بخش نامه شماره۱۰۵۶۹/ح/۵۵۲۰۷ مورخ۱۸/۱۱/۱۳۳۷ ) . پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و تغییر و تحولات بنیادین که در حاکمیت کشور صورت پذیرفت و به تبع آن و با توجه به خصیصه اسلامی بودن نظام تحولات زیادی در قوانین و مقررات جزایی با هدف اسلامی نمودن قوانین صورت گرفت و شرایط و خصوصیات مربوط به جرم و مجازات ، تکرار جرایم، آزادی مشروط و پس از تصویب ماده ۶۲ مکرر نیز محرومیت از حقوق اجتماعی عموماً تغییر یافت لیکن باید توجه داشت علی رغم این تغییرات گسترده که در قوانین صورت پذیرفت اعتبار آیین نامه سجل قضایی ۱۳۲۱ تا سال ۱۳۸۴ نسخ نشده بود و لازم الاجرا بود و از طرف شورای محترم نگهبان نیز مغایرت آن با قانون اساسی و شرع نیز اعلام نشده بود و در مواردی نیز لازم و ملزوم با قوانین مصوب بعد از انقلاب اسلامی بود که از جمله می توان به مقررات مربوط به تعلیق اجرای مجازات که در مواد ۲۵ تا ۳۷ ق.م .ا مصوب ۱۳۷۵ آمده است اشاره کرد که لازم است سوابق محکومیت افراد برای دادگاه روشن باشد چرا که به موجب ماده ۲۵ یکی از شروط لازم برای تعلیق مجازات این است که محکوم علیه سابقه محکومیت قطعی به مجازات های زیررا نداشته باشد :
۱-محکومیت قطعی به حد
۲- محکومیت قطعی به قطع یا نقص عضو
۳-محکومیت قطعی به مجازات حبس بیش از یک سال در جرایم عمدی
۴-محکومیت قطعی به جزای نقدی به مبلغ بیش از دو میلیون ریال
۵-سابقه محکومیت قطعی دو بار یا بیشتر به علت جرمهای عمدی با هر میزان مجازات
و همین گونه باید به مقررات آزادی مشروط نیز که مطابق با ماده ۳۸ قانون مذکور و نیز در خصوص مقررات مربوط به تکرار جرم در ماده ۴۸ همین قانون دانستن این نکته که محکوم علیه سابقه محکومیت قبلی داشته است یا ندارد شرط اصلی اعمال مقررات مذکور می باشد و از طرف دیگر در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ و قوانین سابق التصویب از جمله قانون راجع به مجازات اسلامی موادی آمده است که ثبت کلیه محکومیتهای معلق شده را در سجل کیفری لازم می شمارد از جمله ماده ۳۲ قانون مجازات اسلامی است که صراحتاً آمده است »« هر گاه محکوم علیه از تاریخ صدور قرار تعلیق اجرای مجازات در مدتی که از طرف دادگاه مقرر شده است جرایم مستوجب محکومیت مذکور در ماده ۲۵ نشود محکومیت تعلیقی بی اثر و از سجل کیفری او محو می گردد » لذا می بایست برای محکومین به مجازاتهای معلق بعد از اینکه حکم صادره قطعیت حاصل نمود برگ سجل کیفری تنظیم و به مرجع صلاحیت دار ارسال شود و چنانچه تغییراتی در مورد محکومیت تعلیقی روی دهد یا حکم صادره الغاء گردد باید فوراً مراتب را به اداره سجل کیفری اعلام تا در سوابق محکومیت فرد ثبت شود.
در مواردی که محکومیت به موجب قوانین استخدامی حکمی موجب انفصال است شامل احکام تعلیق نخواهد بود مگر آنکه در قوانین و یا حکم دادگاه قید شود. لذا وجود مرکزی که کلیه سوابق محکومین در آنجا نگهداری وثبت شود لازم و ضروری است تا اجرای این بخش از مقررات قانون مجازات اسلامی با مشکل مواجه نگردد .
به علاوه اداره حقوقی دادگستری جمهوری اسلامی ایران در نظریه مشورتی که به شماره ۷۴۲/۷ مورخ۱۹/۲/۱۳۶۳ آمده است اعلام نموده بود «مقررات مربوط به سجل کیفری و ثبت محکومیت ها تا کنون نسخ نشده است بنابراین مقررات مذکور به قوت خود باقی است.»( هری پیشین، ۱۲۳)
آیین نامه سجل قضایی مصوب سال ۱۳۲۱ به قوت خود باقی بود و بر حسب مقررات آن عمل می شد تا اینکه در مورخه ۲ / ۱۱ / ۸۴ آیین نامه جدید سجل قضایی با تغییراتی که در آن آیین نامه بوجود آمده بود به تصویب ریاست محترم قوه قضائیه رسید و بر اساس ماده ۲۵ این آیین نامه مقرر شده که «این آیین نامه در ۲۵ ماده و ۷ تبصره درتاریخ ۲۵ / ۱۱ / ۸۴ به تصویب رئیس قوه قضائیه رسیده است و مقررات پیشین از جمله آیین نامه مصوب ۱۹ / ۲ / ۱۳۲۱ ملغی است .»
در ماده ۱ آیین نامه جدید که نحوه تشکیل دفتر سجل قضایی و نحوه انتخاب و انتصاب قاضی مربوطه را بیان می دارد چنین مقرر می دارد «در دادسرای هر شهرستان دفتر سجل قضایی تشکیل می شود و مسؤول این دفتر از میان قضات دادسرای عمومی و انقلاب به انتخاب دادستان و با تأیید و پیشنهاد مدیر کل عفو و بخشودگی و سجل قضایی از سوی رئیس قوه قضائیه منصوب خواهد شد . این دفتر در انجام تکالیف خود به شرح مواد آتی تابع اداره کل عفو و بخشودگی و سجل قضایی است و دادستان بر انجام وظایف آن نظارت دارد.»
تبصره ۱ – این دفتر مستخرجه امور ذکر شده در ماده ۳ را در مورد کسانیکه شناسنامه آنان درآن شهرستان صادر شده جمع آوری و حفظ خواهد کرد .
تبصره ۲ – در دادگاه های عمومی بخش ورقه های سجل قضایی بوسیله رئیس یا دادرس علی البدل تنظیم و به دفتر سجل قضایی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستانی که بخش مذکور تابع آن است ارسال می گردد .
۳- احکام قابل درج در سجل قضایی:

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
تقیّه و جایگاه آن در فقه سیاسی- قسمت ۱۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

«إِذَا کُنْتُمْ فِی أَئِمَّهِ جَوْرٍ فَاقْضُوا فِی أَحْکَامِهِمْ وَ لَا تَشْهَرُوا أَنْفُسَکُمْ فَتُقْتَلُوا…»[۲۵۹]
هرگاه در میان حاکمان ظالم به سر می‌برید احکام آن‌ ها را اجرا کنید و خود را آشکار نسازید که کشته خواهید شد.
بنظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که امام سجاد ☻ در دوران امامت خود به خصوص در اواخر عمر با آن مواجه شد رعایت نکردن اصول پنهان‌کاری از سوی شیعیان بود به گونه‌ای که با شنیدن معارف بلند از امام، آن را در جامعه‌ی کم ظرفیت آن روز پراکنده می‌کردند و موجبات دردسر برای خود و امام ☻ را فراهم می‌آورند. امام ☻ در مقام گلایه از این عمل چنین می‌فرماید:
«وَدِدْتُ وَ اللَّهِ أَنِّی افْتَدَیْتُ خَصْلَتَیْنِ فِی الشِّیعَهِ لَنَا بِبَعْضِ لَحْمِ سَاعِدِی النَّزَقَ وَ قِلَّهَ الْکِتْمَان‏»[۲۶۰]
دوست داشتم که قسمتی از گوشت‌های بازوی خود را می‌دادم تا دو صفت شتاب‌کاری و رعایت نکردن پنهان کاری از میان شیعیانمان رخت بربندد.
در بعضی از روایات، کتمان باعث حفظ عزت کتمان کننده تلقی شده است چنان‌که امام کاظم ☻ می‌فرماید:
«…احْفَظْ لِسَانَکَ تُعَزَّ وَ لَا تُمَکِّنِ النَّاسَ مِنْ قِیَادِکَ فَتُذِل‏»[۲۶۱]
زبان خود را حفظ کن تا عزیز شوی و مردم را برگردن خود (بوسیله عدم کتمان) مسلّط نکن که ذلیل خواهی شد.
«…ٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ☻ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَا قَتَلُوهُمْ بِأَسْیَافِهِمْ وَ لَکِنْ أَذَاعُوا عَلَیْهِمْ وَ أَفْشَوْا سِرَّهُمْ فَقُتِلُوا».[۲۶۲]
از امام صادق ☻ در تفسیر آیه (و پیامبران را به ناحق می‌کشند) نقل شده است که فرمود: به خدا قسم آن‌ ها را با شمشیرهایشان نکشتند بلکه سخن آنان را پخش کردند و رازشان را فاش نمودند و در نتیجه آن پیامبران کشته شدند.
یادآوری این نکته، خالی از فایده نیست که کوتاهی در حفظ اسرار و فراهم نمودن زمینه برای موفقیّت جاسوسان دشمن گناه و جرم بسیار سنگینی می‌باشد. امام باقر ☻ در این باره می‌فرماید: «یُحْشَرُ الْعَبْدُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ مَا نَدَا دَماً فَیُدْفَعُ إِلَیْهِ شِبْهُ الْمِحْجَمَهِ أَوْ فَوْقَ ذَلِکَ فَیُقَالُ لَهُ هَذَا سَهْمُکَ مِنْ دَمِ فُلَانٍ فَیَقُولُ یَا رَبِّ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ أَنَّکَ قَبَضْتَنِی وَ مَا سَفَکْتُ دَماً فَیَقُولُ بَلَى سَمِعْتَ مِنْ فُلَانٍ رِوَایَهَ کَذَا وَ کَذَا فَرَوَیْتَهَا عَلَیْهِ فَنُقِلَتْ حَتَّى صَارَتْ إِلَى فُلَانٍ الْجَبَّارِ فَقَتَلَهُ عَلَیْهَا وَ هَذَا سَهْمُکَ مِنْ دَمِه‏»
بنده خدا در روز قیامت محشور شود و (با این که در دنیا) دستش به خونی آلوده نشده ( و خونی نریخته) به اندازه‌ی یک حجامت یا بیش‌تر، خون به او بدهند و بگویند: این سهم ‌تو است از خون فلان کس، عرض می‌کند: پروردگارا تو خود می‌دانی که همانا جان مرا گرفتی( و در آن حال) من خون کسی را نریخته بودم ( و هیچ خونی به گردنم نبود)، خداوند می‌فرماید: آری تو از فلانی روایتی چنین و چنان شنیدی و به ضرر او بازگو کردی، پس زبان به زبان به فلان جبّار (و ستمکار) رسید و به سبب آن روایت او را کشت، و این بهره تو از خون اوست.
و حتی از این بالاتر در کلام امام صادق ☻ آمده است: « مَا قَتَلَنَا مَنْ أَذَاعَ حَدِیثَنَا قَتْلَ خَطَإٍ وَ لَکِنْ قَتَلَنَا قَتْلَ عَمْد»[۲۶۳] امام صادق ☻ فرمود: کسی که حدیث ما را فاش می‌کند ما را به خطا نکشته بلکه مرتکب قتل عمدی ما شده است.
روشن است که این همه تاکید امام ☻ به عدم افشای اسرار مسلمانان بیانگر این مطلب است که کتمان اسرار و مخفی کردن آن‌چه که نباید بدست مخالفان و معاندان برسد در صیانت و نگه‌داری مکتب تشیّع عنصری مهم و اساسی به شمار می‌رود.
زیرا تشریع تقیّه و مبارزه پنهانی ( که یکی از ضروریات آن اخفا و کتمان اسرار است) اساسا برای حفظ و بقای مکتب است.
و صیانت و حفظ مکتب تشیّع آن قدر دارای اهمیّت است که برای آن‌که دشمن به این اطلاعات دسترسی پیدا نکند باید سختی‌های زیادی را تحمل کرد و حتی تا پای مرگ مقاومت کرد چنان‌که بعضی از شیعیان در طول تاریخ چنین کردند که توانستند دین را به سلامت به دست آیندگان برسانند.
کشّی، در ارتباط با موضوع فشار حکومت بر شیعیان ،مطلبی را درباره‌ی ابن ابی عمیر نقل می‌کند: که علیه او در پیشگاه سلطان (مأمون عباسی) سعایت شده بود و به اصطلاح کسی او را لو داده بود که لیست اسامی شیعه پیش اوست هنگامی که از نامبردن اسامی شیعیان سرباز زد به دستور سلطان او را عریان نموده و به داری بین دو درخت خرما بستند و صد ضربه شلاق براو زدند. ابن ابی عمیر بعدا گفته بود وقتی ضربه‌های شلاق نزدیک به صد بود شدت صدمه و دردی که تحمل می‌کردم به قدری بود که نزدیک بود چند اسمی را به زبان آورم اما ناگاه صدای محمد بن یونس بن عبدالرحمن در گوشم طنین‌انداز شد که ای محمد به یاد جایگاهت نزد خدای تبارک و تعالی باش.
من از شنیدن این سروش رحمانی تقویت شدم و تا آخر استقامت کردم و بحمدالله چیزی افشا نکردم.[۲۶۴]
از موارد تقیّه کتمانی امامان بزرگوار ♣ می‌توان به دوره‌ی غیبت صغرای امامت حضرت حجت ♠ اشاره کرد که در این دوره امام ☻ بوسیله‌ی چهار نایب خاص با شیعیان خود در ارتباط بود.
بعد از وفات نایب دوم نوبت به نیابت ابوالقاسم حسین بن روح رسید او فرد بسیار محتاطی بود و اصول امنیّتی را به دقت به کار می‌بست به گونه‌ای که وقتی از یکی از شیعیان که بسیاری از شیعیان فکر می‌کردند امر نیابت ممکن است به او برسد پرسیدند: چرا این امر به تو واگذار نشد؟ او گفت: موقعیت من به گونه‌ای است که اگر من به این کار گمارده می‌شدم و تحت فشار قرار می‌گرفتم شاید مکان آن حضرت را فاش می‌ساختم، اما حسین به گونه‌ای است که اگر آن حضرت در پیراهن او مخفی شده باشد و بدن حسین را با قیچی قطعه قطعه کنند آن حضرت را آشکار نخواهد ساخت[۲۶۵]

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

تقویت مبارزه پنهانی

همواره اقلیّت‌هایی بوده و هستند چه قبل و چه بعد از ظهور اسلام که تحت فشار و اختناق اکثریت حاکم قرار گرفته‌اند و به جهت حفظ هویت و ادامه زندگی‌شان چاره‌ای جز مدارا و همسویی ظاهری با گروه حاکم نداشته‌اند، چرا که در غیر این صورت، مکتبشان نابود و آرمانشان به فراموشی سپرده می‌شد. شیعه نیز در طول تاریخ از اقلیت‌های بوده که همواره (چه در زمان امویان و چه در زمان عباسیان و حتی پس از آن) تحت آزار، اذیت، شکنجه، حبس، محرومیت و قتل از ناحیه گروه حاکم قرار گرفته است تا جایی که در برخی از زمان‌ها اگر کسی متّهم به مکتب تشیّع می‌گردید از لیست بیت‌المال حذف و از حقوق اجتماعی محروم می‌شد و در صورت ثبوت تشیّع و ایستادگی‌اش در برابر حاکم جائری می‌بایست به مانند حجر بن عدی، میثم تمار و کمیل بن زیاد نخعی و … به وضع فجیعی کشته و جنازه‌شان سال‌ها به دار آویخته و سرانجام خاکسرش به باد و دریا سپرده می‌شد!
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
از این رو برای جلوگیری از این شکنجه‌ها و برای حفظ و صیانت از مکتب اسلام، پیشوایان شیعه با پیروی از تعلیمات قرآن و سنت، به پیروان خود دستور داده‌اند که هرگاه در جامعه اسلامی چنین شرایطی حاکم باشد و شیعیان نتوانند به دلیل عدم توان کافی برای مبارزه علنی و مسلحانه آزادانه عقاید خود را ابراز و به تکالیف خود عمل کنند زیر سپر تقیّه کتمانی، خود و آرمانشان را حفظ کنند و گرنه گویا بی‌جهت خود را به هلاکت افکنده‌اند.
گرچه رکود یک نهضت، خود نابودی آن است، ولی نابودی نهایی و اساسی نهضت وابسته به از دست رفتن رهبری و نابودی مهره‌ها و از دست دادن زمینه‌ اجتماعی و وجاهت ملّی است.
نقش تقیّه
نقش تقیّه استمرار نهضت و نجات از نابودی و اضمحلال آن است، آن‌جا که نمی‌توان در برابر دشمن ایستاد، نمی‌توان میدان را هم وداع کرد و در نتیجه باید منتظر فرصتی بود و به حفظ نیروها پرداخت، چون در لحظه‌ای که تیغ تیز ستمگر در چرخش است، هر سرفرازی، بر سردار و بر روی صحنه‌ی خون است و از آن‌جا که این تیغ، چرخش مستمر ندارد، آن‌ ها که نیروها را نگه می‌دارند و در فرصت دیگری سر برمی‌دارند، و تداوم می‌یابند.
در این‌جا این نکته لازم است که گفته می‌شود که مقصود این نیست که بگذاریم آب راحت از گلوی ستمگر پایین برود و او به قلع و قمع و حیف و میل و عیش و نوش بپردازند و ما منتظر فرصت باشیم، بلکه مقصود این است که تمامی نیروها را نباید خرج کرد و آشکار نمودبلکه باید نیروهایی را ذخیره داشته باشیم که تقیّه این نقش را عهده‌دار است.[۲۶۶]
هر چند اصل تقیّه مقتضی بود که حضرات ائمه ♣ خودشان را از جریان‌های سیاسی که بر علیه حکومت فعال بودند، به صورت مستقیم دور نگه‌دارند، تا موجب هجوم دستگاه حاکمه به تشکیلات شیعی نگردد. اما قرائن و شواهد نشان می‌دهد که سیاست کلّی امامان ☻ حمایت و پشتیبانی از هر اقدام و حرکتی بود که منجر به تضعیف حاکمیّت جور و کاستن فشار از دوش شیعیان گردد.
چنان‌چه یکبار در محضر امام صادق ☻ از شخصی گفتگو کردند که قیام خواهد کرد، آن حضرت فرمود: پیوسته من و شیعیانم منتظر چنین روزی هستیم. دوست می دارم که کسی از آل محمد ☺ قیام و خروج کند و نیاز مالی و اقتصادی عیال آن را به عهده بگیرم.[۲۶۷]
عکس مرتبط با اقتصاد
از این روایت به این نتیجه می‌رسیم که امام غیر مستقیم اشاره می‌کند که به این‌ها از وجوهات شرعی برسانند و توضیح می‌دهند که این حرکت‌ها و لو ناکام بماند این اثر را دارد که به هر حال موجب تضعیف حاکمیّت و کاستن فشار از دوش شیعیان می‌گردد. و این قیام‌ها سبب تسریع زوال ظلم و ظالم می‌گردد.
یکی از روش‌هایی که در امر تقیّه وجود دارد و بسیار می‌تواند مؤثر باشد، تقویت مبارزه پنهانی است. در این مبارزه باید اصول پنهان‌کاری هرچه بیش‌تر مدنظر و مورد توجه قرار گیرد.همانطور که در بحث‌های قبل اشاره شد، باید نسبت به محافظت خود، هدف‌های میان مدت ، هدف‌های دراز مدت و نهایی برای خود ترسیم کرد، و اسرار مبارزاتی و هر آن‌چه بطور مقطعی یا همیشگی پیروزی را با مشکل مواجه می‌سازد از دسترس مخالفان دور نگه ‌داشت. تا دشمن به اطلاعات درونی راه پیدا نکند. توصیه به این امر از طرف پیشوایان دینی مکررا انجام می‌شد.
امام صادق ☻ به اصحاب و پایگاه‌های خود سفارش می‌کرد که در هر کار مخفیانه عمل کنند و در هر عملی که انجام می‌دهند توجه کامل داشته باشند که مخالفان و دشمنان متوجه آن نشوند و می‌فرمود: مبلغان خاموش ما باشید[۲۶۸]
سخنی از حضرت رسول ☺ در تایید افرادی که بطور پنهانی مبارزه می‌کنند حضرت چنین می‌فرماید:
«طُوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَهٍ عَرَفَهُ اللَّهُ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ النَّاسُ أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الْهُدَى وَ یَنَابِیعُ الْعِلْمِ یَنْجَلِی عَنْهُمْ کُلُّ فِتْنَهٍ مُظْلِمَهٍ لَیْسُوا بِالْمَذَایِیعِ الْبُذُرِ وَ لَا بِالْجُفَاهِ الْمُرَاءِین‏»[۲۶۹]
پیامبر ☺ می‌فرماید: خوشا به حال بنده‌ای که ناشناخته است خدا او را می‌شناسد و مردم نمی‌شناسند، آنان چراغ‌های هدایت و سرچشمه‌های علم‌اند از وجود آن‌ هاست که فتنه‌های کشنده برملا می‌شود، آنان اشاعه دهندگان و برملا کننده‌ی سرّ نیستند و ستمکاران ریا کار نمی‌باشند.
امام صادق ☻ در فرازی گلایه گونه به جناب محمد بن نعمان گوشزد می‌کند و می‌فرماید: به خدا سوگند سه دفعه تحقق این امر نزدیک شده بود ولی در اثر افشاگری [پیش از موعد] شما، خداوند آن را به تاخیر انداخت به خدا سوگند که شما هیچ راز [ونقشه سرّی] ندارید مگر آن‌که دشمن داناتر از شما به آن است[۲۷۰]
با این توصیف آن‌چه پس از لو رفتن نقشه‌ی مبارزه برای آن گروه باقی می‌ماند وظیفه‌ی ثانوی آن‌ ها مماشات و استتار و گم‌کردن ردپای هرگونه اتهام معارضه و دشمنی است تا دست کم عناصر انسانی از انقراض کامل مصون بمانند و استمرار نهضت را تامین کنند.

 

عدم آگاه شدن دشمن از امکانات و توانمندی‌های جبهه‌ی مخالف

یکی از نقشه‌ها و اهداف تقیّه استمرار نهضت و نجات از نابودی و اضمحلال آن است و این نقش زمانی به خوبی ایفا می‌شود که دشمن نتواند از امکانات و توانمندی‌های جبهه‌ی مخالف آگاه و مطّلع شود.
وقتی حرکت‌های شیعی را در طول تاریخ مورد بررسی قرار دهیم درمی‌یابیم که با وجود ظلم‌ها و محرومیت‌ها و شکنجه‌ها و تحت تعقیب قرار گرفتن شیعیانی که در اقلیت بودند و قدرت حاکمیت نداشتند و حتی در برهه‌هایی از تاریخ اجازه اظهار عقیده نداشتند نقشی که تقیّه ایفا نمود رمز تداوم و حیات حرکت شیعی در طول تاریخ تشیّع می‌باشد.
واقیت این است آن‌جا که نمی‌توان در برابر دشمن ایستاد و مقابله کرد. ولی نباید میدان را هم در مقابل او خالی کرد بلکه باید منتظر فرصتی بود و به حفظ و آمادگی و تدارک نیروها پرداخت البته دور از چشم دشمن بطوری که او از امکانات و توانمندی‌های طرف مقابل آگاه نشود.
به این معنا که تمام امکانات و توانمدنی‌ مادّی و معنوی نباید آشکار شوند، بلکه باید نیروها و امکاناتی را ذخیره داشت تا در وقت نیاز از آن‌ ها استفاده گردد، و تقیّه این نقش را عهده‌دار است.
بررسی تاریخ نهضت‌ها و حرکت‌های اسلامی و غیر اسلامی در کشورهای گوناگون نشان می‌دهد که گروه‌های مختلف با هدف‌های مختلف آن‌جایی به پیروزی می‌رسند و مسلّط می‌شوند که این نقش را می‌شناختند و با تمامی نیروها و امکاناتشان مبارزه نمی‌کردند و با تمامی نیروها به صحنه پا نمی‌گذاشتند.
هرگاه تمامی نیروها در یک راه نیفتند و نیروهای ذخیره پشت پرده بمانند، استمرار نهضت را تامین می‌کنند، حرکت‌هایی که فاش و آشکار بودند در یک برخورد مضمحل و از دست رفتند و به مرگ یا بازگشت مبتلا شدند.
هم‌چنین حرکت‌هایی که تشکیلاتی و سازمان یافته بودند، ولی تمام سازمان از تمامی سازمان اطلاع داشت و تمامی اسرار را همگی می‌دانستند، در هجوم دشمن آن‌ ها هم یک جا درو شدند و از بین رفتند.[۲۷۱]
تنها حرکت‌های وسیع و گسترده و مجهول المرکز و معلوم الجهتی که مدام تکثیر و تولید نیرو می‌کردند و شاخ و برگ و انشعاب می‌یافتند و تدارکات و امکاناتشان را از دشمن مخفی نگه می‌داشتند توانستند ادامه دهند و به پیش روند و همچون آتش بزرگ اگر از جایی خاموش شدند از جایی دیگر سر برداشتند و آتش افروختند و پیش رفتند.
آن‌ هایی که به این نقش کارساز و مهم تقیّه و مدیریت ولایی آگاه نیستند و فکر مقابله با دشمن را در سر می‌پروانند و فقط می‌روند و به فکر کسانی که باید بیایند و راه آن‌ ها را ادامه دهند نیستند فقط راه نفوذ برای دشمن شده‌اند و دیوار شکسته برای فتح و گشایش کار دشمن گردیده‌اند، حرکت و نهضت آنان از همین دیوارهای شکسته و کارهای مانده ضربه می‌خورد.[۲۷۲]
پس، در مرحله‌ای که حکومت جائر مسلّط است و دشمن به دنبال کسب اطلاعات از وضعیت نیروهای خودی است باید با حربه‌ی تقیّه اجازه نداد دشمن از توانمندی‌ها و امکانات آگاه شود. در این حالت نباید تمامی نیروها را بکار گرفت و از طرفی نباید گذاشت آب راحت به کام او برسد باید از درگیری‌ها بهره‌مند شد و آن‌ ها را کمک کرد و با حفظ نیروها و امکانات به آن‌ ها آموخت که اگر پرنده‌ای رفت، پرنده‌ای دیگر بتواند پروازی دیگر را با صدای بال‌هایش تلاوت کند و این یکی از رموز تداوم شیعه و حیات آن در پس سال‌ها محرومیّت و مظلومیّت در طول تاریخ است.
یکی از شواهد بر لزوم عدم آگاه شدن دشمن از امکانات و توانمندی‌های جبهه‌ی مخالف تشکیل سازمان سرّی در زمان امام صادق ☻ است، آن حضرت در این دوره یک تشکیلات سرّی را سازماندهی و تأسیس نموده بود که ، افراد آن حول محور ولایت در جهت بازیافتن حق اهل بیت ♣ و تشکیل نظام علوی تلاش می‌کردند، از این تشکیلات سرّی معمولا تحت عنوان «نهاد وکالت» یاد می‌شوند.[۲۷۳]
فرماندهی این سازمان سرّی را «اسماعیل» فرزند ارشد امام صادق ☻ که همواره در هیأت تاجر دنبال مال التجاره می‌رفت به عهده داشت.[۲۷۴]
آن حضرت فرزندش را علی رغم خطرات فراوان به پیشه بازرگانی گماشت. تا در پوشش این کار، هم به سازماندهی تشکیلات بپردازد و هم اموالی را که مکتبی‌ها و علاقمندان به ائمه ♣ به عنوان خمس ، و بقیّه وجوهات شرعی می‌پرداخت از آنان جمع‌ آوری کنند.
این که برخی از محققین نوشته است:
هنگامی که نظارت و مراقبت‌ جاسوسان منصور زیاد می‌شد. امام صادق ☻ به یارانش توصیه می‌کرد، کمتر رفت و آمد کنند و حتّی گاهی یک نفر از آنان را در کسوت سبزی‌فروشی سیّار برای انتقال نامه‌ها و پیام‌های سرّی معین نمود و شخص رابط نیز در حالی که در مسیر راه از کالاهایش تبلیغ می‌کرد، در نهایت وارد منزل امام ☻ شده و نامه‌ها را از لای سبزی‌ها بیرون می‌آورد و به آن حضرت تحویل می‌داد. خود شاهد چنین تشکلیاتی است.[۲۷۵]

 

آمادگی جهت یک مبارزه پایدار

یکی از اهداف تقیّه کتمانی آمادگی جهت مبارزه پایدار است. انسان در برابر ظلم و تجاوز طبیعی، به طور طبیعی می‌ایستد اگر ضعیف باشد اعتراض می‌کند فریاد می‌زند. اگر ترسو باشد فرار میکند ( و این فرار برای او یک نوع مقاومت است تا نیرو فراهم کند و کسانی را به یاری بخواهد) و اگر توانا باشد درگیر می‌شود و دفاع می‌ کند یا هجوم می‌آورد و ظلم را می‌شکند و این‌ها همه جریان طبیعی مبارزه است.
اما از آن‌جا که دشمن با زیرکی‌ها و شیطنت‌هایی همراه می‌شود و گذشته از قدرت و حتی جلو‌تر از قدرت از فکر و نقشه‌ی طرح و اجرای صحیح برخوردار می‌شود دیگر آن تصور ساده از دشمن نیست که جلوه می‌کند بلکه یکباره انسان می‌بیند که غافلگیر شده و در محاصره دشمن قرار گرفته است.
این هجوم پیچیده و طراحی شده دشمن را کسانی می‌توانند جلوگیر باشند که با ظرفیت و پیچیدگی گره خورده باشند و خود را برای مبارزه پایدار آماده کرده و در این راه نه از هجوم دشمن بهراسند و نه تحقیر دوست، آن‌ ها را بی‌تاب گرداند لذا این نوع مبارزه نیاز به یک آمادگی جامع و کامل دارد تا بتواند یک مبارزه پایدار و دائمی را پی‌ریزی و پشتیبانی کند.[۲۷۶]
ائمه شیعه ♣ از آن‌جا که معتقد به کار نظام مند و اسامی همراه با تشکیلات بودند عاقبت اقدام‌های عجولانه و کارشناسی نشده را نقش بر آب می‌دانستند و شیعیان را از اقدام به آن بر حذر می‌داشتند. با این نگاه تقیّه مقوله‌ای از جهاد است که نه تنها زمینه‌ی چشم‌پوشی از حق نیست بلکه وسیله‌ی نجات در راستای پاسداری از حق و نوعی تاکتیک دفاعی در رویارویی با دشمن است درک کامل این مطالب زمانی است که بدانیم تشیّع یک مکتب پویا، مولد و مبارز است و مبارزه تنها بعد تهاجمی ندارد بلکه بعد دفاعی آن مهم‌تر و حساس‌تر است.
در روایت است: « عَلَیْکُمْ بِالتَّقِیَّهِ فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یَجْعَلْهَا شِعَارَهُ وَ دِثَارَهُ مَعَ مَنْ یَأْمَنُهُ لِتَکُونَ سَجِیَّتَهُ مَعَ مَنْ یَحْذَرُه‏»[۲۷۷]
تقیّه بر شما لازم است پس هر کس تقیّه را شعار و کار خود نسازد از ما نیست و باید در قبال کسانی که از آنان باک و ترسی ندارد، تقیّه را رعایت کند تا آن بصورت سجیّه‌ای در برابر کسانی که از آنان بر حذر است درآید.
یعنی برای آماده شدن برای یک مبارزه پایدار، آشکار و پنهان باید تقیّه را رعایت کرد باید در رابطه با دوست مراعات شود تا در رابطه با دشمن بطور عادی تحقق یابد چون دوستان بی‌ظرفیّت به مراتب از دشمن ظریف خطرناک‌ترند.
از آن‌جا که تقیّه شکل پیچیده‌ی مبارزه است از این رو احتیاج به ظرفیّت و انگیزه‌ی نیرومندتری دارد.
تقیّه با هدف آمادگی برای مبارزه خصوصیتی دارد از جمله با نیروی کم و بازدهی زیاد بتوان در مقابل دشمن ایستادگی کرد زیرا اگر اقلیّتی بخواهد کار را شروع کند نمی‌تواند افرادش را پراکنده نماید بلکه باید مواضع و کلیدها را بشناسد و برای آن‌ ها آماده شود و در این راه باید به تولید و تکثیر نیرو بپردازد و زندگی دیگران در زندگی او شکل بگیرد.
با توجه به شرایط خفقان‌آمیز و جوّ پلیسی حاکم بر عصر امام جواد ☻ هر گونه ارتباط و پیوند عقیدتی و فکری با امام ☻ جرمی نابخشودنی تلقی می‌شد. بی‌تردید تربیت شاگردانی فرهیخته و دانشمند در همان حال که جهت پایداری و حفظ و بقای مکتب تشیّع و معارف اهل بیت ♣ یک ضرورت بود. در همان حال امر بسی دشوار و جهادی بزرگ محسوب می‌شد که با رعایت تقیّه، توسط امام جواد ☻ به انجام رسیده است.
آن حضرت در عرصه فعالیّت‌های فکری و فرهنگی، علی‌رغم تمام فشارهای سیاسی که از سوی حاکمان عباسی متحمل می‌شد، شاگردان بسیار بزرگی را پرورش، و به جامعه تحویل داد.
به عنوان نمونه می‌توان از چهره‌های درخشان چون: «علی بن مهزیار» «عبدالعظیم حسنی» «ابی نصر بزنطی» «زکریا بن آدم» «محمد بن اسماعیل ابن بزیع» و دیگر رجال برجسته شیعه نام برد.[۲۷۸]

 

نظر دهید »
تحولات قاعده منع محاکمه و مجازات مجدد بر اساس قانون مجازات اسلامی ایران (مصوب ۱۳۹۲)- قسمت ۸- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مرتکب جرم تحت تعقیب جزایی قرار گرفته، لکن تعقیب منجر به صدور تصمیم نهایی مراجع قضایی خارج از کشور نگردیده است.

مرتکب جرم، محکوم شده لکن حکم صادر شده به دلیل فرار محکوم و یا… به مرحله اجرا در نیامده است.

محکوم علیه ایرانی به دلیل گذشت شاکی یا عفو و یا… تحمل مجازات ننموده است.

محکوم علیه مقداری از مجازات را تحمل کرده، لکن مابقی مجازات به دلایلی چون عفو و یا گذشت شاکی خصوصی و…. اجرا نگردیده است.

بالاخره حکم محکومیت در خصوص مرتکب جرم ایرانی در خارج از کشور به طور کامل به مرحله اجرا در آمده است.

ب- نظر علما و اساتید حقوق کیفری ایران در مورد قاعده منع مجازات مضاعف

پایان نامه رشته حقوق

برای پاسخگویی به فروض مختلفی که طرح گردید، می توان مطالب ذیل را به ترتیب بیان نمود:
۱) در فرضی که عمل ارتکابی در خارج از کشور جرم نبوده ولی در داخل کشور جرم باشدف بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد.[۱۸۶] عده ای معتقدند اگر جرائم ارتکابی در خارج از کشور مشمول حدود و قصاص و دیات باشند، مرتکب باید به موجب قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران تحت تعقیب قرار گیرد و عده ای نیز معتقدند اطلاقی ماده ۷ قانون مجازات اسلامی شامل هر جرم ارتکابی در خارج از کشور که مشمول مواد ۵، ۶ و ۸ نباشند، خواهد بود.
نظر دیگری که وجود دارد این است که اعمال ماده ۷ قانون مجازات اسلامی در خصوص جرائم ارتکابی ایرانیان در خارج از کشور مربوط به جرائمی است که مشمول حدود و قصاص و دیات بوده و یا شاکی خصوصی وجود داشته و یا جرم ارتکابی علیه امنیت و آسایش عمومی باشد؛ هر چند مشمول ماده ۵ قانون مجازات اسلامی نگردد، والا رسیدگی به کلیه جرائم ارتکابی در خارج از کشور صرف نظر از مشکلات اثبات جرم و… ما را از به اهداف مورد نظر مجازات ها نخواهد رساند. به عبارت دیگر مجازات این گونه مرتکبین نفعی برای جامعه ایرانی نخواهد داشت.[۱۸۷]
۲) اما در خصوص فرض دوم، یعنی چنانچه عمل ارتکابی در خارج از کشور جرم باشد ولی در ایران جرم نباشد، اگر مرتکب جرم در ایران یافت شود، موردی برای تعقیب جزایی وی وجود ندارد، چرا که طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی که مقرر می دارد: «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازاتی تعیین شده باشد جرم محسوب…» که منظور، قانون جزایی ایران است و در نتیجه، اعمالی که قوانین جزایی ایران برای آنها مجازاتی در نظر نگرفته باشد، بنا بر اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها، جرم محسوب نمی شود؛ چه این اعمال در داخل کشور و چه در خارج از کشور صورت گرفته باشد.
۳ و ۴) برای فروض سوم وچهارم باید بین جرائم مشمول حدود و قصاص و دیات از یک طرف و جرائم مشمول مجازات های تعزیری و بازدارنده از طرف دیگر، قایل به تفکیک شویم. در نتیجه، در خصوص جرائم مشمول مجازات های حدود و قصاص و دیات چه در خارج از کشور اصلاً مجازاتی در نظر گرفته شده باشد و چه تحت عناوین مختلف مجرمانه مجازاتی سبک تر و سنگین تر از مجازات های مندرج در قانون مجازات اسلامی وجود داشته باشد، در هر صورت با توجه به اصل جهان شمولی اسلامی[۱۸۸] و مقررات مربوط به آن، مرتکب جرم طبق قوانین و مقررات جزایی منطبق با فقه اسلامی محاکمه و محکوم می شود. برای توضیح بیشتر در این مورد نظریات تعدادی از آیات عظام بیان می شود.
از آیت الله مکارم شیرازی سوال شده: «در صورتی که افرادی در خارج از کشور ایران مرتکب جرائمی شده و طبق قوانین آن کشورها تعقیب و محاکمه گردیده و کیفر مقرر برای جرم مورد نظر را گذرانیده، سپس به ایران مراجعت کرده اند، بفرمایید: الف) در جرائم مستوجب قصاص در صورت درخواست اولیای دم، آیا قابل تعقیب و مجازات هستند یا خیر؟
ب) در جرائم حدی حکم چیست؟ معظم له پاسخ داده اند که: الف) در مواردی که قصاص تعلق می گیرد اگر شاکی تقاضا کند، حکم قصاص جاری می شود و اگر به جای آن، شاکی خسارتی گرفته و راضی شده، حکم قصاص ساقط است و اگر راضی نشده، وجه خسارت را باز می گرداند و تقاضای قصاص می کند. ب) در موارد حدود، حد ساقط نمی شود؛ زیرا آنها (کشورهای غیر مسلمان) صلاحیت اجرای حد را ندارند و به علاوه قائل به حد نیستند.[۱۸۹] آیت الله بهجت نیز در خصوص سوالات مشابه فرموده اند: الف و ب) قصاص و حد از آنها رفع نمی شود، اگر شرایط را دارا باشد.[۱۹۰]
آیت الله محمد فاضل لنکرانی فرموده اند: در جرائم قصاص و سایر حقوق الناس اگر بعد از صدور حکم با صاحبان حق مصالحه ای بر آن صورت گرفته باشد اولیای دم نمی توانند پیگیری کنند؛ اما اگر مصالحه ای صورت نگرفته باشد قابل پیگیری می باشد.[۱۹۱] آیت الله حسین نوری همدانی چنین پاسخ داده اند: الف) بلی، قابل تعقیب و مجازات می باشد. ب) بلی، با رعایت شرایط و مقررات مربوط به حد جاری می شود.[۱۹۲] آیت الله عبدالکریم موسوی اردبیلی نیز فرموده اند: «در جرائم مستوجب قصاص و حد می توانند به محاکم صالحه مراجعه نمایند و قابل تعقیب هستند».[۱۹۳] آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی بیان داشته اند: الف) بلی، قابل تعقیب و مجازات هستند والله العالم. ب) احکام شرعیه جاری می شود. والله العالم.[۱۹۴]
لکن در خصوص جرائم مشمول مجازات های تعزیری و بازدارنده، خواه در خارج از کشور ارتکاب این گونه جرائم مجازات سنگین تری نسبت به داخل مملکت داشته باشند و خواه بر عکس، در هر صورت تعقیب و محاکمه مجدد این گونه افراد با اعتبار اصل امر مختومه و قضیه محکوم بها مواجه و در نتیجه تعقیب و محاکمه و مجازات مجدد بی مورد بوده و خلاف اصل عدالت و انصاف می باشد. در این خصوص نیز در سوالاتی که از آیات عظام شده است، تصریحی در محاکمه و مجازات مجدد دیده نمی شود. مثلاً آیت الله محمد تقی بهجت در پاسخ این سوال که آیا در صورتی که افرادی در خارج از کشور مرتکب جرائمی (از نوع تعزیری و یا بازدارنده) شده و طبق قوانین آن کشورها تعقیب و محاکمه گردیده و کیفر مقرر برای جرم مورد نظر را گذرانیده و سپس به ایران مراجعه کرده اند، بفرمایید آیا قابل تعقیب و مجازات هستند یا خیر؟ فرموده اند: بستگی به نظر قاضی جامع شرایط دارد آیت الله صافی گلپایگانی نیز فرموده اند: موکول به نظر حاکم شرع جامع الشرایط است. هر چند آیت الله محمد فاضل لنکرانی تصریح فرموده اند که کما اینکه حدود و سایر تعزیرات حق اللهی نیز قابل پیشگیری می باشد و به طور کلی حکم آنها (کشورهای غیر مسلمان) هیچ اعتباری ندارد.
حقوقدانان کشور نیز در این خصوص نظریاتی ارائه داده اند که ظاهراً بیشتر تمایل به اعتبار امر مختومه نشان داده اند. به عنوان نمونه به تعدادی از این نظریات اشاره می شود. اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی شماره ۵۴۰/۷ مورخ ۹/۵/۱۳۶۸ بیان داشته است: «کسی که به اتهام ارتکاب جرمی در کشور محل وقوع آن محاکمه شده است مجدداً در ایران به همان اتهام قابل محاکمه نیست». در نظریه دیگری به شماره ۷۲۵۵/۷ مورخ ۲۹/۱۱/۱۳۷۷ بیان داشته است: «چنانچه متهم در اتریش دستگیر و محاکمه گردیده تعقیب مجدد وی در ایران به همان اتهام خلاف اصول کلی دادرسی کیفری می باشد».[۱۹۵] در نظریه شماره ۴۳۲۲/۷ مورخ ۱۸/۸/۱۳۷۶ اعلام داشته اند: «هر گاه یکی از اهالی ایران در خارج از کشور جرمی مرتکب گردد که آن عمل طبق قوانین ایران نیز جرم باشد و مرتکب در کشور محل وقوع آن (جرم) مجازات نشده باشد، برابر قوانین جزایی ایران قابل مجازات خواهد بود و اگر در آن کشور مجازات شده باشد دیگر در ایران بابت همان جرم مجازات نخواهد شد و معاونت محترم ریاست قوه قضائیه بر این عقیده اند که اگر جرم ارتکاب شده در خارج مستلزم حد شرعی باشد در ایران هم قابل تعقیب و مجازات خواهد بود». در نظریه شماره ۷۸۶۰/۷ مورخ ۳/۹/۱۳۸۰ مرقوم داشته اند که: «چنانچه متهم ایرانی در خارج از کشور دستگیر و محاکمه شده است و تعقیب مجدد وی در ایران به همان اتهام خلاف اصول کلی دادرسی کیفری است؛ زیرا برای یک جرم بیش از یک بار مجازات منطقی نیست». در نظریه دیگری به شماره ۶۸۵۳/۷ مورخ ۲۲/۸/۸۱ آمده است که «چنانچه متهم ایرانی در خارج از ایران دستگیر و محاکمه گردیده و تعقیب مجدد متهم در ایران به همان اتهام خلاف اصول کلی دادرسی کیفری می باشد». بالاخره در نظریه شماره ۷۲۵۵/۷ مورخ ۲۹/۱۱/۷۷ اظهار داشته اند: «قوانین جزایی ایران، اجرای احکام کیفری صادر شده از دادگاه های خارجی را توسط مراجع قضایی ایران تجویز نمی کند؛ ولی چنانچه حکم کیفری در مورد متهم ایرانی در خارج از کشور صادر و اجرا شود آن متهم در ایران مجدداً به همان اتهام قابل تعقیب نیست».[۱۹۶] همان طور که ملاحظه نمودید، اداره حقوقی قوه قضائیه مکرراً اعتبار امر مختومه و قضیه محکوم بها را در خصوص مرتکبین جرم در خارج از کشور مورد تاکید قرار داده و تعقیب مجدد این گونه محکومین را بر خلاف اصول حاکم بر دادرسی های کیفری دانسته است.
در خصوص فروض بندهای ۳، ۲، ۱ از بند «ب» هر چند متهم تحت تعقیب قرار گرفته ولی چون تعقیب وی به مرحله صدور حکم نرسیده و مجازات بر فعل مجرمانه باز نگردیده است، با فرض اینکه اعمال ارتکابی در ایران نیز جرم محسوب گردد، تعقیب و محاکمه وی وفق قوانین و مقررات جزایی ایران فاقد اشکال می باشد. در این خصوص اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه مشورتی شماره ۶۸۵۳/۷ مورخ ۲۲/۷/۱۳۸۱ بیان داشته است: «چنانچه متهم ایرانی… ولی چنانچه حکم قطعی در مورد وی صادر نشده و یا صادر شده ولی اجرا نگردیده باشد، طبق ماده ۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ و یا ماده ۵۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۷۸ در صورتی که در ایران دستگیر شود قابل تعقیب و مجازات خواهد بود».[۱۹۷] در نظریه دیگری به شماره ۷۲۵۵/۷ به تاریخ ۲۹/۱۱/۱۳۷۷ نیز آمده است: «… ولی چنانچه حکم قطعی در مورد وی (مرتکب ایرانی جرم در خارج از کشور) صادر نشده و یا اجرا نشده باشد، طبق ماده ۲۰۰ قانون آیین دادرسی کیفری و طبق ماده ۷ قانون مجازات اسلامی در صورتی که مرتکب در ایران دستگیر شود قابل تعقیب و مجازات می باشد». هر چند عده ای نیز معتقدند صدور رای برائت نیز مشمول همین قاعده خواهد بود؛ در تیجه، چنانچه مرتکب در کشور خارجی برای عملی که انجام داده تحت تعقیب واقع و در نهایت به علت فقدان جنبه جزایی (به موجب قوانین کشور خارجی) برائت حاصل نماید و سپس در ایران دستگیر شود، به استناد حکم برائت و اعتبار امر مختومه نخواهد توانست از خود دفاع کند؛ چرا که ملاک، قوانین جزایی ایران است.[۱۹۸]
بالاخره در فروض ۵، ۶ از قسمت «ب» به نظر می رسد که موضوع در خصوص جرائم تعزیری و بازدارنده، مشمول قضیه محکوم بها و اعتبار امر مختومه قرار گرفته و در نتیجه، تعقیب مجدد و محاکمه و محکوم نمودن مرتکب بر خلاف اصول حاکم بر دادرسی های کیفری باشد. همچنان که قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۷۸ در تبصره ماده ۱۷۴، جرائم بازدارنده را در خارج از کشور مشمول مرور زمان دانسته است.[۱۹۹]
در این خصوص عده ای از حقوقدانان معتقدند: «لازم به ذکر است که به نظر می رسد با توجه به لزوم پرهیز از اعمال مجازات مضاعف، مواد ۵، ۶ و ۷ قانون مجازات اسلامی در صورتی قابل اعمال باشند که فرد مرتکب در کشور محل ارتکاب جرم مجازات شده باشد». در مخالفت با این نظر آمده است که چنانچه مرتکب در کشور محل وقوع جرم به خاطر آن جرم محکومیت یافته و حکم نیز اجرا شده باشد، نخواهد توانست ایراد امر مختومه را مطرح کند؛ زیرا وضعیت او با ماده ۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب ۱۳۹۸ منطبق است و در ماده ۵۷ نیز استثنایی ذکر نشده است.[۲۰۰]
اما در خصوص جرائم مشمول حدود و قصاص و دیات، به رغم اینکه مرتکبین این گونه جرائم در خارج از کشور تحت تعقیب واقع و محکوم هم شده باشند و حکم نیز کلاً و یا قسمتی از آن به مورد اجرا گذاشته شده باشد، اکثر فقهای شیعه با توجه به اصل جهان شمولی اسلام معتقدند که مرتکبین باید در حکومت اسلامی و وفق قوانین و مقررات جزایی اسلام محاکمه و محکوم شوند و محکومیت آنان در خارج از کشور با قوانین و مقررات غیر اسلامی، اعتبار امر مختومه ایجاد نمی کند که در این خصوص نظریات تعدادی از آیات عظام بیان گردید.
عده ای از حقوقدانان کشور نیز بدون اشاره صریح به جرائم مشمول حدود و قصاص و دیات و یا جرائم مشمول مجازات های تعزیری و بازدارنده، معتقدند که اگر دعوای کیفری باید در دادگاه های ایران مورد رسیدگی شود و حکم قطعی نسبت به آنها صادر شود، این حکم نسبت به دادگاه های کیفری ایران اعتبار امر مختومه را نخواهد داشت.[۲۰۱]

 

۲-۲-۲-۶- جایگاه قاعده منع مجازات مجدد در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲

در قانون سال ۱۳۹۲، در مواد ۷ و ۸ برای اولین بار پس از انقلاب مضمون این قاعده در قانون مجازات اسلامی بیان شده است. توضیح آنکه ماده ۷ به جنبه فاعلی اصل صلاحیت شخصی مربوط است و اعمال این اصل صلاحیتی را از جمله مشروط کرده است به اینکه «در صورتی که جرم ارتکابی از جرایم موجب تعزیر باشد، متهم در محل وقوع جرم محاکمه و تبرئه نشده یا در صورت محکومیت، مجازات کلاً یا بعضاً درباره او اجرا نشده باشد». ماده ۸ نیز ناظر به جنبه مفعولی اصل صلاحیت شخصی است که تعقیب شخص ایرانی به خاطر ارتکاب جرم علیه یک ایرانی در خارج از کشور از جمله مشروط شده است به اینکه: «متهم در جرایم قابل تعزیر در محل وقوع جرم، محاکمه و تبرئه نشده یا در صورت محکومیت، مجازات کلاً یا بعضاً درباره او اجرا نشده باشد».
ملاحظه می شود که این دو جمله که به ترتیب در بند ۲ ماده ۷ و بند ۱ ماده ۸ به کار رفته اند، از نظر محتوایی عین هم هستند و معنی واحدی را افاده می کنند فقط تفاوت جزئی در نحوه نگارش دارند. از این نظر رو، شایسته بود این دو متن در هم ادغام شده و یک جمله جایگزین آن دو می شد.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
تهیه سوسیس از ماهی کپور نقره ای (Hypophthalmichthys molitrix) و تعیین کیفیت مغذی و مدت ماندگاری آن در یخچال و فریزر- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۴-۲-۱۰-۶ میزان سفیدی
۴-۲-۱۰-۷ شاخص قرمزی
۴-۲-۱۱ شمارش و بررسی‏های میکروبی و کپک و مخمر
۴-۲-۱۲ ارزیابی حسی
۴-۲-۱۲-۱ ارزیابی حسی طی مدت نگهداری سوسیس‏ها در یخچال
فصل پنجم
بحث و نتیجه‏گیری
۵-۱- کیفیت مغذی
۵-۲ تغییرات کیفی سوسیس ماهی در طی دوره نگهداری
جمع‏بندی نهایی
پیشنهادات اجرایی
پیشنهادات پژوهشی
فهرست منابع
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۴-۱ ترکیبات تقریبی مینس، مینس شسته و سوریمی ماهی کپور نقره‏ای
جدول ۴-۲ ترکیبات اسیدهای چرب در مینس، مینس شسته و سوریمی ماهی کپور نقره‏ای (درصد)
جدول ۴-۳ ترکیبات تقریبی و شاخص‏های کیفی سوسیس‏های ماهی تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی
جدول ۴-۴ ترکیبات اسیدهای چربِ سوسیس‏های ماهی تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی (درصد)
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل ۴-۱ ارزیابی حسی سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی
شکل ۴-۲ تغییرات میزان رطوبت کل در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۳ تغییرات میزان رطوبت کل در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۴ تغییرات میزان چربی کل در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۵ تغییرات میزان چربی کل در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۶ تغییرات میزان آب آزاد شده از سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۷ تغییرات میزان آب آزاد شده از سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۸ تغییرات میزان رطوبت تحت فشار در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۹ تغییرات میزان رطوبت تحت فشار در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۰ تغییرات میزان سختی بافت در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۱ تغییرات میزان انسجام بافت در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۲ تغییرات میزان فنریت بافت در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۳ تغییرات میزان چسبناکی بافت در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۴ تغییرات میزان pH در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۵ تغییرات میزان pH در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۶ تغییرات میزان ازت تام فرار در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۷ تغییرات میزان ازت تام فرار در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۸ تغییرات میزان تیوباربیتوریک اسید در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۱۹ تغییرات میزان تیوباربیتوریک اسید در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۰ تغییرات اسیدهای چرب آزاد در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۱ تغییرات اسیدهای چرب آزاد در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در فریزر ۱۸- درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۲ تغییرات میزان روشنایی در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۳ تغییرات میزان قرمزی در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۴ تغییرات میزان زردی در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۵ تغییرات میزان ته‏رنگ در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۶ تغییرات میزان فام در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۷ تغییرات میزان سفیدی در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۸ تغییرات شاخص قرمزی در سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۲۹ نتایج ارزیابی حسی ظاهر سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۳۰ نتایج ارزیابی حسی رنگ سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۳۱ نتایج ارزیابی حسی بافت سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۳۲ نتایج ارزیابی حسی بو سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۳۳ نتایج ارزیابی حسی مزه سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۳۴ نتایج ارزیابی حسی پذیرش کلی سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در یخچال ۴ درجه سانتیگراد
شکل ۴-۳۵ نتایج ارزیابی حسی ظاهر سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در ۱۸- درجه سانتیگراد فریزر
شکل ۴-۳۶ نتایج ارزیابی حسی رنگ سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در ۱۸- درجه سانتیگراد فریزر
شکل ۴-۳۷ نتایج ارزیابی حسی بافت سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در ۱۸- درجه سانتیگراد فریزر
شکل ۴-۳۸ نتایج ارزیابی حسی بوی سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در ۱۸- درجه سانتیگراد فریزر
شکل ۴-۳۹ نتایج ارزیابی حسی مزه سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در ۱۸- درجه سانتیگراد فریزر
شکل ۴-۴۰ نتایج ارزیابی حسی پذیرش کلی سوسیس‏های ماهی کپور نقره‏ای تیمارهای مینس، مینس شسته و سوریمی در ۱۸- درجه سانتیگراد فریزر
فصل اول
۱- مقدمه و کلیات
۱-۱ اهمیت و ارزش تغذیه‏ای آبزیان
تغذیه مناسب از مقوله‏هایی است که انسان معاصر پی به اهمیت آن برده و بر این اساس سعی می‏کند با بهره گرفتن از روش‏های مناسبِ فرآوری، وضع تغذیه خود را بهبود ببخشد. یکی از منابع پروتئین‏های حیوانی گوشت آبزیان و ماهی می‏باشد. ماهی‏ها دارای مجموعه‏ای از اسیدهای چرب چند غیراشباعی می‏باشند که در سالهای اخیر از نظر جلوگیری از بروز بیماری‏های قلبی‏عروقی مورد توجه قرار گرفته‏اند (سیدهو[۱]، ۲۰۰۳). مطالعات فراوانی که در دهه اخیر در مورد روغن ماهی صورت پذیرفته است نشان داده‏ است که وجود اسیدهای چرب اُمگا-۳ در غذای روزانه انسان می‏تواند از طریق تاثیر بر فعالیت‏های بیولوژیک باعث کاهش فشار خون، پایین آمدن لیپیدهای سرم و متعاقباً کاهش خطر بروز تصلب شرائین[۲] و ترومبوز[۳] گردد و در نتیجه مرگ و میرهای ناشی از سکته‏های قلبی و مغزی را تا حد چشمگیری کاهش می‏دهد (کریستوز[۴] و همکاران، ۲۰۰۵). علاوه بر این در تقویت چشم، مغز و ضریب هوشی کودکان، حفظ پوست و بافت‏ها در افراد مُسن و افزایش طول عُمر و تثبیت کلسیم بدن و جلوگیری از پوکی استخوان (ترواتیل[۵] و همکاران، ۲۰۰۸؛ به نقل از بلچیور[۶] و واسکا، ۲۰۰۶)، کاهش فشار عصبی و دردهای قاعدگی در بانوان نقش دارد و حتی از دیگر نقش‏های مصرف آبزیان می‏توان به پیشگیری ابتلا به سرطان (سینه، پروستات و کولون) و دیابت اشاره نمود. با این‏وجود به‏دلیل رشد روز افزون جمعیت جهان، آبزیان یکی از منابع قابل اتکای بشر برای تامین پروتئین است (عادلی، ۱۳۸۷). براساس آمار انتشار یافته از سازمان خوارو بار جهانی[۷] در سال ۲۰۰۶ میلادی، در سطح جهان ۵/۱۵۷ میلیون تن آبزی تولید و بهره‏برداری می‏گردد (سازمان خواروبار جهانی، ۲۰۰۶). بر اساس آمار منتشره متوسط سرانه مصرف آبزیان در جهان به‏طور متوسط ۶/۱۶ کیلوگرم، در کشورهای در حال توسعه ۵/۱۴ کیلوگرم، در کشورهای توسعه یافته ۷/۲۳ کیلوگرم و در کشورهای کم ‏درآمد با فقر غذایی ۹/۱۳ کیلوگرم می‏باشد. درحالی‏که در کشور ایران بر اساس آخرین آمار (سال ۱۳۸۵) مصرف سرانه‏ی ۸ کیلوگرم نشان می‏دهد که بسیار پایین‏تر از متوسط جهانی می‏باشد.
۱-۲ کپور نقره‏ای و اهمیت آن
کپور نقره‏ای Hypophthalmichthys molitrix یکی از ماهیان پُر تولید و ارزان قیمت آب شیرین می‏باشد که به‏واسطه‏ی رشد سریع و مقاومت در مقابل استرس، بیماری و دستکاری به‏طور گسترده پرورش و مصرف می‏شود (یانگجین[۸] و همکاران، ۲۰۰۸). تولید این ماهی حدود ۵۰ درصد تولید کل ماهیان گرمابی را مشمول می‏گردد. طبق آمار سازمان شیلات سال ۱۳۸۷، تولید این ماهی در کشور ۶۱۹۹۴ تُن بوده است که با رشد روزافزون آبزی ‏پروری و تقاضا، این رقم همچنان رو به افزایش است. این ماهی همچون دیگر ماهیان پرورشی گرمابی در کشور ایران و سایر کشورها معمولاً به‏صورت تازه و بدون هیچ گونه فرآوری مقدماتی و یا بسته بندی و عمدتا به شکل فله به بازار عرضه می‏گردد. این نحوه عرضه موجب آسیب دیدگی فیزیکی و کاهش کیفیت ماهیان پرورشی می‏گردد (یحیایی، ۱۳۷۵) و در نتیجه مصرف کنندگان تمایل کمتری به مصرف آن دارند (تروواتیل و همکاران، ۲۰۰۸). عرضه همزمان ماهیان پرورشی و دریایی به بازار مصرف، کم اهمیت بودن ماهی در رژیم غذایی مردم ایران و عدم شناخت کافی مردم نسبت به مصرف ماهیان پرورشی از دیگر عوامل عدم تمایل مصرف‏کننده ایرانی به استفاده از ماهیان پرورشی همچون ماهی کپور نقره‏ای می‏باشد. ماهی کپور نقره‏ای به لحاظ فرآوری در طبقه‏ی ماهیان سفید گوشت قرار می‏گیرد و در صورت تازه بودن دارای طعم مناسبی می‏باشند. این ماهی بسیار ارزانتر از ماهیان دریایی بوده و استفاده از آن به‏منظور ماده اولیه فرآورده‏های جنبی شیلاتی از نظر اقتصادی و در دسترس بودن مقرون به صرفه است (شویک‏لو، ۱۳۷۶).
عکس مرتبط با اقتصاد
۱- ۳ محصولات جنبی آبزیان[۹]
از جمله معضلات مصرف آبزیان و مخصوصاً ماهی بوی گوشت ماهی، میزان چربی زیاد در بدن، اُفت سریع کیفی و سرعت بالای فساد آن (ارسلان و همکاران[۱۰]، ۲۰۰۱) وجود استخوان‏های بین عضلانی فراوان و دشواریِ مصرف آن، عدم تشخیص مناسب ماهی تازه توسط مصرف کنندگان (رضوی شیرازی ۱، ۱۳۸۵)، عدم دسترسی به ماهی تازه در مناطق غیر شیلاتی، مشکلات پوست کندن و پاک کردن آن برای مصرف کنندگان، عدم تنوع شیوه‏های مصرف ماهی، عدم فرهنگ مصرف ماهی و بسیاری موارد دیگر می‏باشد. یکی از مهم‏ترین راهکارهای افزایش سرانه مصرف آبزیان تولید فرآورده‏های جنبی متنوع از آبزیان می‏‏باشد.
ظهور فرآورده‏های جنبی شیلاتی در جهان روند تدریجی داشته و امروزه با تشکیلات جدیدتری رشد سریع‏تری را نشان می‏دهد (ترواتیل و همکاران، ۲۰۰۸).
فرآورده‏های جنبی معمولاً به شکل آماده مصرف[۱۱] تولید و توزیع می‏گردند. در این محصولات پروتئین ماهی با ترکیبات مختلف مثل پروتئین‏های گیاهی مختلف از جمله نشاسته، آرد گندم و ادویه‏جات و غیره مخلوط گردیده و خمیر متشکله بر اساس هدف نهایی فرآوری محصول به فرم مطلوب شکل‏دهی می‏گردند (شویک‏لو[۱۲]، ۲۰۰۸). از قرن ۱۵ میلادی تولید فرآورده‏های مختلف از گوشت ماهی در خاور دور، به‏خصوص کشور ژاپن به‏صورت سنتی رایج بوده و طی چند دهه اخیر تولید این فرآورده‏ها در سایر کشورها نیز رشد چشمگیری نشان داده است.
از جمله این فرآورده‏های جنبی می‏توان برگر ماهی، فیش فینگر[۱۳]، سوسیس ماهی، خمیر ماهی، کوفته ماهی و بسیاری محصولات متنوع دیگر را نام برد. برخی از دلایل عمده رشد روز افزون این محصولات جنبی آبزیان را می‏توان به شرح زیر برشمرد:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

افزایش آگاهی مصرف‏ کنندگان نسبت به ارزش غذایی آبزیان از نظر سالم بودن آن

توجه روز افزون نسبت به غذاهای آماده از قبیل ساندویچ، همبرگر، سوسیس و کالباس و غیره به لحاظ صرفه‏جویی در وقت

افزایش تنوع و طعم مناسبِ محصولات جنبی آبزیان با توسعه‏ی تکنولوژی و ایجاد رغبت در مصرف کنندگان

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 226
  • 227
  • 228
  • ...
  • 229
  • ...
  • 230
  • 231
  • 232
  • ...
  • 233
  • ...
  • 234
  • 235
  • 236
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • استفاده از منابع پایان نامه ها درباره :تقیّه و جایگاه آن در فقه سیاسی- فایل ۱۶
  • پایان نامه مدیریت درباره : سرمایه در مفهوم کلاسیک و جدید
  • دانلود مقالات : نگرش دانش محور به سازمان[۱]
  • عقد احتمالی در حقوق ایران و مصر- قسمت ۶- قسمت 2
  • راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی تطبیقی گفتمان سیاسی و اجتماعی طنز در اشعار ملک الشعرای بهار ...
  • بررسی عوامل موثر بر فروش بیمه های جامع زندگی با تاکید خاص بر تبلیغات مطالعه موردی شرکت سهامی بیمه ایران استان اردبیل- قسمت ۱۲
  • آرشیو پایان نامه – تاریخچه بانکداری الکترونیکی
  • شیوه های پرداخت در تجارت بین الملل با نگاهی به شیوه کار صرافان- قسمت ۷
  • آسیب شناسی تضمین در قرارداد های پیمانکاری دولتی- قسمت ۳- قسمت 2
  • تأثیر انسان شناسی بر اخلاق از دیدگاه امام خمینی- قسمت ۳
  • سطح سواد رسانه ای فرهنگیان شهر تهران مطالعه سواد رسانه ای معلمان دوره متوسطه شهر تهران در سال ۱۳۹۲- قسمت ۱۹
  • اهمیت ضمان از منظر فقه امامیه و نظام بانکی- قسمت ۳
  • نگاهی به پژوهش‌های انجام‌شده درباره بدست آوردن دیتاهای ژئوتکنیکی لازم جهت طراحی کی وال، احیای اراضی ...
  • پایان نامه در مورد مدل­های عدالت سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی
  • پایان نامه : معنویت در کار[۱]
  • طراحی سیستم کنترل برای راکتور بستر سیال تولید پلی اتیل- قسمت ۶- قسمت 2
  • دانلود پایان نامه مدیریت درباره مدل عمومی دانش
  • پایان نامه درباره ارائه یک مدل مبتنی بر خصیصه جهت تحلیل احساس موجود در ...
  • پایان نامه مدیریت با موضوع : سرمایه فکری
  • بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی گنجوی و آیین اسکندری عبدی ب- قسمت ۸
  • دانلود پایان نامه با موضوع مقایسه ی تطبیقی جایگاه زن در اشعار ژاله قائم مقامی با ژاله اصفهانی- ...
  • تبیین اخلاقی نظریه قرارداد اجتماعی و بازتاب آن بر اندیشه های روسو- قسمت ۸

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان