اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تأثیر امنیتی پیکارجویان معارض در عراق بر محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در ابتدا کتاب «ایران، عراق جدید و نظام سیاسی-امنیتی خلیج‌فارس» نوشته کیهان برزگر، مرکز تحقیقات استراتژیک و معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی، چاپ ۱۳۸۹ بررسی می‌شود این کتاب به اتفاقات روی‌داده در عراق بعد از حمله نظامی آمریکا و متحدانش پرداخته و اینکه چه اتفاقاتی در این خصوص در منطقه به وجود آمده و چه تأثیری در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ایدئولوژیکی ایجاد کرده و رفتار و اقدامات ایران در این راستا چگونه بوده است، در ابتدای این کتاب از عراق جدید و چشم‌اندازه‌های قدرت و سیاست در خاورمیانه صحبت می‌کند که باعث ایجاد بحران‌هایی در منطقه و تغییرات ژئوپلیتیکی شده که قدرت و سیاست در خاورمیانه را با چالش روبه‌رو کرده است. در این بخش اشاراتی به اقدام و فعالیت دولت‌های غربی در عراق برای تحکیم حکومت و قدرت متمایل به آن‌ ها و خواسته‌هایشان دارد. بخش بعدی این کتاب به رابطه جدید ایران و عراق اشاره می‌کند که به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های موجود می‌پردازد و اینکه عنصر شیعی در این خصوص بیشترین نقش را بازی می‌کند. بخش بعدی این کتاب به رابطه ایران و آمریکا در خصوص اتفاقات جدید عراق پرداخته که این تغییرات حضور منطقه‌ای ایران را متحول کرده و همچنین تضاد نقش ایران و آمریکا در عراق را مورد تحلیل قرار می‌دهد. در بخش آخر این کتاب نیز بعد سیاسی-امنیتی ایران و عراق جدید را بررسی می‌کند که شناخت نظام سیاسی-امنیتی خلیج‌فارس در رأس این بخش قرارگرفته است؛ بنابراین کتاب حاضر فقط به فرصت‌های ایران در عراق جدید می‌پردازد و تهدیدات امنیتی جدید را در بر‌نمی‌گیرد.
عکس مرتبط با اقتصاد
کتاب «داعش؛ دولت اسلامی عراق و شام، بررسی انتقادی تاریخ و افکار» تألیف محمد ابراهیم نژاد و تدوین و ویرایش علمی حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی فرمانیان است. در سال ۱۳۹۳ توسط انتشارات موسسه مطالعات بنیان دینی اندیشکده ادیان ، فرق و مذاهب قم منتشر شده است. در این کتاب، عناوینی همچون ابومصعب زرقاوی کیست؟ تأسیس القاعده عراق و فجایع آن، رهبری ابوبکر بغدادی، جنگ در سوریه و تأسیس داعش، وضعیت سیاسی عراق در زمان آغاز حملات داعش به عراق، ساختار تشکیلاتی داعش، تحلیلی بر مواضع داعش را در برمی‌گیرد.
نویسنده، در این کتاب عنوان می‌کند؛ با حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ به بهانه مبارزه با تروریسم، شاخه القاعده در عراق، به رهبری ابومصعب زرقاوی فعال شد و عملیات‌های انتحاری بسیاری در عراق به وقوع پیوست. ابومصعب الزرقاوی از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶، رهبر القاعده عراق بود و دشمن نزدیک خود را شیعیان می‌دانست و مهم­ترین کار خود را مبارزه با دولت شیعه عراق معرفی کرده بود. وی در سال ۲۰۰۶، در بمباران مواضع القاعده در عراق از سوی آمریکا کشته شد. با کشته شدن وی افراد دیگری رهبری این گروه را به عهده گرفتند؛ اما وضع عراق و فقدان رهبرانی کاریزما، مثل زرقاوی، افول فعالیت‌های القاعده عراق را در پی داشت تا اینکه در سال ۲۰۱۰، موضوع سوریه پیش آمد و در همین زمان، ابوبکر البغدادی رهبر این گروه تروریستی شد و با خشونت بیشتر، به قتل و غارت مردم بی‌گناه اقدام کرد.
وی در بخش دیگری از کتاب ذکر کرده است که برای شناخت داعش باید القاعده را شناخت و شناخت القاعده بدون شناخت سلفیه جهادی ممکن نیست. سلفیه جهادی در دهه هفتاد قرن بیستم، در مصر ظهور یافت و با تفسیر خاص از جاهلیت و جهاد گروه‌های تکفیری متعددی از دل آن بیرون آمدند. نویسنده، این کتاب را رساله‌ای مختصر در باب تاریخ و عقاید القاعده عراق می‌داند که به‌تازگی، نام دولت اسلامی عراق و شام (داعش) را بر خود نهاده است. اما چیزی که در این پایان‌نامه به آن اشاره‌شده است، تأثیرات فعالیت گروه­های پیکارجو خصوصاً داعش بر محیط امنیتی جمهوری اسلامی است.
مقاله «برآورد استراتژیک عراق آینده» از فرزاد پور سعید، از فصلنامه مطالعات راهبردی، سال سیزدهم، شماره اول، بهار، ۱۳۸۹ شماره مسلسل ۴۷٫ که در این مقاله به برآیندی از وضعیت کنونی و گذشته عراق، نوع بازیگری و تمایلات بازیگران مؤثر اعم از داخلی و خارجی، فرصت‌ها و تهدیدات پیش روی و آسیب‌پذیری‌ها و مزیت‌های آن در عرصه داخلی و منطقه‌ای پرداخته است. در این مقاله به تخمین راهبردی عراق آینده می‌پردازد و این مهم را از خلال نقد سناریوی ایده آلیستی امکان‌پذیر می‌داند. این سناریو، شامل وضعیتی است که قانون اساسی عراق جدید، در قالب نوعی هدف‌گذاری راهبردی برای آینده این کشور ترسیم کرده و شامل دو هدف دموکراسی سازی در داخل و صلح‌طلبی در سیاست خارجی است. نویسنده این مقاله از رویکرد ساختاریابی سود می‌جوید و از خلال این رویکرد، به برآورد استراتژیک عراق آینده می‌پردازد. مطابق این رویکرد، واقعیات ساختاری عراق در چارچوب تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و اقتصاد سیاسی این کشور، موجب محدودیت سناریوی ایده آلیستی و کشاکش میان آرمان‌ها واقعیات در عراق آینده می‌شود. همان‌طور که در معرفی این مقاله آمده تحولات آینده عراق با اتفاقات جدید موردبررسی قرار داده و ایدئولوژی جدید عراق را بررسی کرده است؛ اما ارتباط این ایدئولوژی و اتفاقات عراق را با ایران اشاره‌ای نکرده که زمینه فعالیت در این راستا را در این پژوهش موجب شده است.
مقاله «عراق، استمرار خشونت و رویای دموکراسی»، نویسنده خلیل اله سردارنیا ، فصلنامه راهبرد ، سال بیست و یکم ، شماره ۶۳ تابستان ۱۳۹۱ که موضوعاتی هم چون بحران‌های هویت، یکپارچگی و مشروعیت ریشه‌دار، ملت‌سازی تحمیلی والیگارشی، بنیاد غیر دمکراتیک و غیر مدنی احزاب و گروه‌های سیاسی اجتماعی، باورها و فرهنگ خشونت‌طلبی فرقه‌ای و قومیتی-زبانی و مذهبی، استمرار حضور و برخورد خشن نیروهای نظامی آمریکایی و هم‌پیمانان آن‌ ها در عراق را بررسی کرده است. این مقاله صرفاً بر روی کشور عراق متمرکز می‌بخشد ویژگی قومیتی و مذهبی این کشور را لحاظ کرده و از اتفاقات و رویدادهای حال حاضر و ایدئولوژی جدید و حاکم در مناطق سنی نشین عراق اشاره‌ای نکرده است و موضوعی که در این پایان‌نامه تأکید زیادی دارد بعد امنیتی و تأثیرپذیری امنیتی آن بر ایران می‌بخشد که در این مقاله به آن اشاره‌ای نشده است.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
مقاله «قوم‌گرایی و ایجاد نظام سیاسی دموکراتیک در عراق» نویسنده علیرضا ازغندی و صابر کرمی نشریه علوم سیاسی ، پاییز ۱۳۸۶، دوره ۴ ، شماره ۷ . این مقاله به ویژگی قومیتی عراق پرداخته و گروه‌های مذهبی فعال در عراق را معرفی می‌کند و اشاره می‌کند که قدرت گیری یکی از این گروه‌ها باعث تلاش برای منزوی کردن سایر گروه‌ها شده و این ویژگی قوم‌گرایی نظام سیاسی دموکراتیک متزلزلی را به وجود می‌آورد. اما این پایان نامه به ویژگی ایدئولوژیکی گروه‌های فعال عراقی مانور داده و با تمرکز بیشتری به آن پرداخته است.
مقاله، «عراق: مسائل امنیت ملی و نیروهای مسلح (۱۹۸۰ ۱۹۸۸)» نویسنده محمود یزدانفام، فصلنامه تخصصی مطالعات دفاع مقدس، شماره ۴ بهار ۸۲ این مقاله به مواردی هم چون ویژگی عراق بعد از دستیابی به استقلال در سال ۱۹۳۲، ناامنی و عدم ثبات سیاسی و اینکه حجم مشکلات عراق به دلیل اختلافات داخلی، نسبت به دیگر کشورها منطقه بسیار گسترده‌تر بوده است می‌پردازد و همچنین گروه‌های متعددی که در این کشور هستند که ازنظر نژاد و مذهب، بسیار متنوع بوده و انسجام ملی بسیار اندکی میان آن‌ ها وجود دارد و نبود عوامل تشکیل یک ملت که باعث شده تا بخش‌های مختلف جامعه عراق اغلب به دلایل شخصی و ایدئولوژیکی، با تأسیس یک حکومت مرکزی مخالفت کنند را بررسی می‌کند. همچنین به جدایی طولانی‌مدت عراق از کشورهای همسایه به دلیل ناسازگاری‌های ایدئولوژیکی، تفاوت‌های نژادی و مذهبی و رقابت بر سر تسلط بر خلیج‌فارس با ناامنی‌های ناشی از مخالفت‌های داخلی علیه دولت این کشور همراه شد می‌پردازد این مقاله اطلاعات زیادی در خصوص ویژگی‌های ایدئولوژیکی در اختیار خواننده قرار می‌دهد اما ویژگی حال حاضر عراق و رفتارهای گروه‌های پیکارجویی معارض سنی در دوره زمانی جدید را شامل نمی‌شود لذا این پایان‌نامه تلاشی خواهد بود برای رفع این مشکل.
پایان‌نامه‌ها: پایان‌نامه «ژئوپلیتیک جدید عراق بعد از سقوط صدام و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران» که توسط علی کاظمینی زاده درسال ۱۳۹۱ در دانشگاه آزاد اسلامی ‌واحد گرمسار تهیه‌شده به معرفی کشور عراق پرداخته و تأثیرگذار بودن آن در ایجاد امنیت و یا بی‌ثباتی در منطقه خلیج‌فارس و به ویژگی متفاوت عراق جدید نسبت به گذشته می‌پردازد. این در حالی است که نوشتار حاضر تأکید بیشتری بر بحران‌های ایدئولوژیکی عراق و تأثیر آن بر بخش‌هایی از ایران دارد.
پایان‌نامه «تنگه هرمز و جایگاه استراتژیک آن در رویکردهای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» از صغری طالبی در دانشگاه شیراز که در این پایان‌نامه به‌جایگاه وضعیت استراتژیک ایران در منطقه اشاره‌کرده و تحولات منطقه خصوصاً خلیج‌فارس و تنگه هرمز را بر امنیت ملی ایران بررسی کرده است. در این پایان‌نامه به‌صورت اجمالی به مبحث امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پرداخته و تحولات عراق را صرفاً درزمینه­ تأثیرگذاری بر امنیت در حوزه تنگه هرمز می‌پردازد ولی نگارنده در این پژوهش تأثیر ایدئولوژیکی گروه‌های معارض موجود در عراق را بر ایران که امنیت ملی را در محیط امنیتش تهدید می‌کند بررسی و تحلیل می‌کند.
پایان‌نامه‌ای با عنوان «تحولات شمال عراق و تأثیر آن بر امنیت ملی ایران» که توسط ذبیح‌الله مهری پور در سال ۱۳۷۹ انجام‌گرفته که در این پایان‌نامه سعی شده است ضمن تشریح مفهوم امنیت ملی و ارتباط آن با مسائل روابط خارجی، تحولات مناطق کردنشین دو کشور ایران و عراق و تأثیرات آن بر امنیت ملی دو کشور به‌ویژه‌ایران موردبررسی قرار گیرد. هدف از این پژوهش پرداختن به بعد دیگری از عوامل کردی در تحولات دو کشور عمده منطقه خاورمیانه یعنی ایران و عراق می‌باشد. در این پژوهش هدف نگارنده بررسی تحولات کردستان بر امنیت ملی ایران می‌باشد و درواقع سعی شده تا حدودی نگرانی‌ها علایق ایران را در ارتباط با تحولات کردستان عراق موردبررسی قرار دهد، این در حالی است که تلاش اینجانب مختص به کردستان نخواهد بود و تحولات تمامی گروه­های معارض در عراق بر ایران بررسی خواهد شد.
پایان‌نامه «بررسی زمینه‌های همگرایی واگرایی اقوام عراق بر امنیت ملی ایران» نویسنده آقای محمدمهدی خضر صادقی خرم که در سال ۱۳۹۲ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی تهیه‌کرده که در آن به معرفی عراق جدید پرداخته که واجد تحولاتی است که تغییر در ساختار قدرت و هویت آن باعث دگرگونی‌هایی در رویکردهای بازیگران خاورمیانه‌ای شده است. حضور شیعیان و کردها در ساخت قدرت بغداد، حذف رژیم کینه‌توز بعثی، تغییر رویکرد «عربی – سنی» به «عربی – شیعی – کردی» در فضای سیاسی عراق، فرصت‌های به وجود آمده در عراق جدید در جهت منافع و امنیت ملی ایران است پرداخته است. در این راستا حضور اقوام قومی و مذهبی عراق وحدت و همگرایی این اقوام و نقش بسزای آن‌ ها برای اهداف و منافع ایران بررسی می‌شود. ولی به تحولات جدید و ایجاد گروه‌های معارض در عراق و تحولاتی که این گروه‌ها ایجاد نموده‌اند که موجب ناامنی چه در عراق و چه در ایران شده اشاره‌ای نکرده است.
پایان‌نامه «تبیین تهدیدات امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از سوی کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس(۱۳۸۰-۱۳۹۰)» که به‌وسیله خانم فاطمه خانی در سال۱۳۹۲ در دانشگاه اصفهان – پژوهشکده علوم اجتماعی و اقتصادی تهیه‌شده که به تبیین تهدیدات امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از سوی کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس(۱۳۹۰-۱۳۸۰) می‌پردازد. این پایان‌نامه به بررسی اینکه آیا تهدیداتی از سوی شورای همکاری خلیج‌فارس و کشورهای این حوزه بر امنیت ملی ایران داشته یا خیر می‌پردازد و چند کشوری که در این حوزه قرار دارند را موردبررسی قرار می‌دهد. این پایان‌نامه توضیح مفصلی در خصوص تهدیدات عراق بر امنیت ایران انجام نداده است . لذا مستلزم کنکاش و بررسی جدید و مفصل است که نگارنده درصدد رفع این نقیصه می‌باشد.
آثار دیگری مانند پایان‌نامه (نقش جمهوری اسلامی ایران در پیاده سازی الگوی امنیت مشارکتی دسته‌جمعی در خلیج‌فارس) ازمحسن چوپانی رستمی( ۱۳۹۰) و مقاله (ژئوپولتیک عراق و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران) از علی شهبازی (۱۳۸۳)، پایان‌نامه( نهادهای شیعیان و آینده عراق )از حسن ریوران و … وجود دارد که با بررسی‌های انجام‌شده توسط نگارنده، ارتباط موضوعی خاصی با پایان‌نامه حاضر نداشتند.
بدین‌سان نگارنده در این پژوهش به دنبال بررسی وضعیت ژئوکالچری و همچنین عوامل فرهنگی و هویتی و ایدئولوژیکی موجود در عراق می‌باشد که می‌تواند در کنار سایر عوامل دیگر در عدم برقراری امنیت در عراق موردبررسی قرار گیرد. تأثیر این بحران‌ها بر امنیت ملی ایران به‌ویژه موقعیت گروه‌های سنی ایران و نوع جهت‌گیری این گروه‌ها بر امنیت ملی ایران موضوع اصلی این پژوهش است که در آثار فوق موردبررسی قرار نگرفته است.
ه: فرضیه تحقیق
ظهور پیکارجویان معارض در عراق ازجمله بحران‌های هویت ایدئولوژیکی است که بیشتر از بحران هویت قومی، امنیت ملی ایران را با خطر مواجه نموده و امنیت منطقه‌ای ایران را تهدید کرده است. تهدید مزبور در برخی مناطق مرزی ایران که سنی مذهب هستند به‌ویژه در بلوچستان ایران بروز کرده است، همچنین کردستان ایران را با تهدیداتی مرزی مواجه نموده و حتی امنیت منطقه­ای ایران را متشنج کرده است و برای نخستین بار ایران را به مقابله دفاعی با آن‌ ها در خاک عراق واداشته است.
و: بیان مفاهیم اصلی تحقیق
۱٫ امنیت: برای امنیت تعاریف فراوان و متعددی صورت گرفته است که هرکدام به‌نوعی درگذشته پیرامون ابعاد نظامی و در زمان حال پیرامون جنبه‌های دیگر و ازجمله نظامی دور می‌زند. «امنیت» در لغت به معنای ایمن شدن و در امان بودن است، «آرنولد ولفرز» در تعریف این واژه می‌گوید: امنیت در یک مفهوم عینی به فقدان تهدیدها نسبت به ارزش‌های اکتسابی تلقی می‌شود. جان هروز می‌گوید: «امنیت عبارت است از رهایی از تردید، آزادی از اضطراب و بیمناکی و داشتن اعتماد و اطمینان موجه و مستند». در ارتباط با تعریف امنیت مباحث گوناگونی وجود دارد که در این مجال فرصت پرداختن به همه آنان نیست، (امینیان، ۱۳۷۱، ۵) ولی شاید بتوان در یک تعریف مختصر امنیت را این‌گونه تبیین نمود که امنیت به معنی ایمن شدن، در امان بودن، … یا آرامش و آسودگی، این واژه در اصطلاح: مصونیت از تعرض و تصرف اجباری بدون رضایت است و در مورد افراد به معنای آن است که مردم، هراس و بیمی نسبت به حقوق و آزادی‌های مشروع خود نداشته و به‌هیچ‌وجه حقوق آنان به مخاطره نیفتد و هیچ عاملی حقوق مشروع آنان را تهدید ننماید. این تعریف، امنیت را از جهت حفظ و رعایت حقوق و آزادی‌های فردی موردتوجه قرار داده است.
۲٫ امنیت ملی: امنیت در معنای وسیع به معنای صلح، آزادی، اعتماد به کار گرفته می‌شود. از این مفهوم تعاریف زیادی شده است که ذاتاً با مفاهیم نسبی زیادی روبروست. ولی در معنای کلی می‌توان گفت که امنیت یعنی رها شدن از خشونت اعمال‌شده توسط دیگران، یا احساس خشنودی و رضایت نسبت به محیطی که ایجادکننده ناامنی در بین واحدهای درگیر در حوزه‌ی خود است. از طرفی تعاریف بسیاری نیز برای امنیت ملی به کار گرفته‌شده است مانند احساس رهایی از ترس، آزادی، احساس ایمنی که هم امنیت روانی و مادی را برای یک ملت در برداشته باشد. که موجب استقلال رأی یک ملت و توانایی مقابله با دخالت بیگانگان در امور داخلی خواهد بود. این مفهوم از موضوعاتی است که به دلیل چندبعدی بودن می‌تواند در حوزه‌های متنوعی از علوم (سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دفاعی و…) قرار گیرد. می‌توان آن را احساس آرامش ناشی از اعتماد به توانایی برای حفظ ارزش‌ها و اهداف حیاتی کشور در برابر تهدیدات بالقوه و بالفعل داخلی و خارجی دانست (Cimbeth, 1984, 24).
۳٫ ژئوکالچر: اندیشه بررسی و کاوش فرهنگ در پهنه‌ی جغرافیا همیشه از دیرباز مطرح بوده و پیرامون آن صاحب‌نظران زیادی اظهارنظر کرده‌اند. ژئوکالچر به موضوع فرهنگ در روابط میان جوامع و کشورها می‌پردازد. درواقع سیاست بدون وجود فرهنگ درک درست واقعی از محیط اطراف به دست نمی‌دهد، می‌توان این گفته مک لوهان را یادآور شد که جهان مجموعه به‌هم‌پیوسته‌ای مانند یک دهکده‌ی جهانی است. اصطلاح ژئوکالچر از دو واژه ژئو (زمین) و کالچر (فرهنگ) ترکیب یافته است. ژئوکالچر به معنای توجه به عناصری چون فرهنگ، زبان، قومیت و مذهب و به بیان کلی‌تر فرایند پیچیده‌ای از تعاملات قدرت، فرهنگ و محیط جغرافیایی است. که طی آن فرهنگ همچون سایر پدیده‌های نظام اجتماعی همواره در حال شکل‌گیری، تکامل، آمیزش و جابجایی در جریان زمان و در بستر محیط جغرافیایی کره زمین است.
۴٫ ایدئولوژی: ازنظر ساخت لغوی واژه‌ای است مرکب از دو جزء ایده و لوژی که ایده به معنی اندیشه ، تصور ، عقیده، نظر، آگاهی و غیره است و لوژی که به‌صورت پسوند امروزه معمولاً به معنی دانش و شناسایی بکار می‌رود و معرف علم است مانند سوسیولوژی (جامعه‌شناسی) پسیکولوژی (روانشناسی) و… بنابراین ایدئولوژی نیز ازنظر ساختمان لغوی مرادف با دانش و شناخت عقیده یا به‌طور خلاصه عقیده شناسی است. شاید کوتاه‌ترین تعریفی که برای ایدئولوژی بتوان ارائه داد آن است که بگویم ایدئولوژی نوعی خودآگاهی است. تعریف دیگر آن است که ایدئولوژی را سیستمی از ایده‌ها و قضاوت‌های روشن و صریح و عموماً سازمان‌یافته‌ای بدانیم که موقعیت یک گروه یا جامعه را توجیه و تفسیر می کند. این سیستم با الهام ، تأثیرپذیری شدید از ارزش‌ها ، جهت‌یابی معین و مشخصی را برای کنش‌های اجتماعی آن گروه یا جامعه پیشنهاد می کند و ارائه می‌دهد؛ بنابراین بر اساس تعریف فوق ایدئولوژی در درون فرهنگ به‌عنوان مجموعه‌ای کاملاً به‌هم‌پیوسته ، هماهنگ و سازمان‌یافته از ادراکات و ارائه‌کننده نظرات محسوب می‌گردد و به همین دلیل می‌توان از آن به‌عنوان یک سیستم نام برد و از طرف دیگر با در نظر گرفتن طبیعت و جوهر آن‌که تجلی‌بخش نظرات است.
ایدئولوژی به‌عنوان ابزار کنش تاریخی نیز محسوب می‌گردد. درنهایت می‌توان گفت ایدئولوژی یک فلسفه زندگی انتخابی آگاهانه آرمان خیز مجهز به منطق می‌باشد و چیزی که بشر را وحدت و جهت می‌باشد و آرمان مشترک می‌دهد و ملاک خیر و بایدونباید برای او می‌گردد و در معنا عام و خاص بکار برده می‌شود، اگر در معنای عام بکار رود مترادف مکتب می‌باشد و مجموعه رهنمودهای کلی مکتب را چه در بعد اندیشه و چه در بخش عمل در برمی‌گیرد اگر در معنای خاص بکار رود تنها بخشی از مکتب را که به رفتار انسان و دستورالعمل‌های بایدونبایدها مربوط می‌شود در این صورت در مقابل جهان‌بینی خواهد بود.
۵٫ بحران (ایدئولوژی): تعریف بحران به‌سادگی امکان‌پذیر نیست ، زیرا در پنجاه سال گذشته علی‌رغم مطالعات زیادی که درباره بحران انجام‌شده ولی این تلاش‌ها نه‌تنها موجب ارائه تعریف شفافی از این مفهوم نشده بلکه آن را پیچیده‌تر ساخته است. به‌علاوه انتظار از واژه بحران برای اطلاق بر پدیده‌های مختلف و تبیین هدف‌های متفاوت بر پیچیدگی این مفهوم افزوده است و ارائه تعریفی جامع از آن را دشوار نموده است ، اما دشواری در تعریف بحران مانع از ارائه تعریف نسبی از آن نمی‌شود. برخی از دانش‌پژوهان ، بحران را به معنای فشار، اضطراب، فاجعه، خشونت، فرصت خطرناک یا خشونت احتمالی به کار می‌برند.
علوم اجتماعی بحران را اختلال شدید جمعی دربهم ریختگی تعادل گروهی می‌بیند که در آن عناصر جامعه هماهنگی خود را از دست می‌دهند. در حوزه پزشکی این مفهوم به‌عنوان بروز وضعیتی نامساعد در ارگانیسم بدن است در عرصه سیاست بحران به معنا هنگامه‌ای است که منش و نهادهای ملی به‌طور جدی تهدید می‌شوند. به‌عنوان‌مثال میلروایسکو[۱] از بحران چنین تعریفی دارند: موقعیت کوتاه‌مدت و حاد است ، البته گاه طول مدت آن نامشخص خواهد بود.
اما علاوه بر تعریف بحران این واژه بارها در کنار واژه ایدئولوژی که قبلاً به تعریف آن پرداخته‌ایم بکار می‌رود که می‌توان گفت بحران ایدئولوژی همان فقدان یا ضعف ایدئولوژی حاکم خواه در چارچوب یک جامعه خاص و یا در عرصه روابط بین‌المللی می‌باشد. این وضعیت به‌طور مشهودی پس از جنگ سرد بر فضای جامعه غربی حاکم گردیده است. غرب که مدت‌ها ایده کمونیسم را طرف مقابل خود می‌دید با فروپاشی آن دچار نوعی سرگشتگی وخلاء ایدئولوژیک گردیده و از طرفی اضمحلال درونی لیبرالیسم غربی که بحران معنا و رکودهای اقتصادی بخشی از آن است باعث گردید که در این فضای خالی از رقیب، نظریه پایان تاریخ مبنی بر پیروزی لیبرال دموکراسی غرب متبلور گردد.
۶٫ پیکارجویان معارض: افراد و گروه‌هایی که اقدام به رویاروی و فعالیت عملی و تهاجمی علیه امنیت ملی انجام می‌دهند که در این انگاره مقصود گروه‌هایی است که در عراق علیه دولت مرکزی و اقشار اجتماعی عراق فعالیت می‌کنند که عبارت‌اند از جبهه النصره، جماعت انصار اسلام، مردان طریقت نقشبندی، دولت اسلامی عراق و شام (داعش).
۷٫ داعش: گروه داعش موسوم به (دولت اسلامی عراق و شام)، در حال حاضر فعال‌ترین و تندروترین گروه‌ تکفیری فعال در مناطق سوریه و عراق به شمار می‌رود. این سازمان تروریستی با ترکیبی از نیروهای سلفی، وهابی و بعثی از حمایت آشکار و پنهان برخی از کشورها برخوردار است. گروه تکفیری داعش، ابتدا با شعار حمایت از حقوق مردم اهل سنت سوریه، با دولت این کشور وارد جنگ شد اما به دلایل شکست‌های پیاپی از ارتش سوریه، از دست دادن شهرها و نقاط استراتژیک تحت تصرف و نتایج انتخابات‌های مردمی در کشورهای عراق، افغانستان با پشتیبانی اطلاعاتی و تسلیحاتی برخی از کشورها، تهاجم گسترده‌ای را علیه کشور عراق آغاز و برخی از شهرها و مناطق مهم این کشور را تصرف کرد.
ز: روش تحقیق و روش جمع‌ آوری اطلاعات
روشی که می‌توان برای دست‌یابی به نتایج علمی در این پژوهش مورداستفاده قرار می‌گیرد از نوع توصیفی-تحلیلی و روش جمع‌ آوری اطلاعات از نوع کتابخانه‌ای (مقالات و اسناد بایگانی‌شده و اخبار وقایع روز عراق) می‌باشد.
ک: محدوده زمانی و مکانی تحقیق
محدوده زمانی تحقیق مربوط به شروع فعالیت گسترده گروه‌های معارض سنی در عراق که درواقع بعد از اشغال عراق به دست قدرت‌های بزرگ در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۴ می‌بخشد و ازنظر مکانی نیز کشور عراق ، ایران و تا حدودی سوریه و برخی از کشورهای خلیج‌فارس را بررسی می‌گردد. قلمرو موضوعی تحقیق نیز فقط شامل گروه‌های معارض سنی می‌شود و شامل گروه‌های قومیتی نمی‌شود.
ل: سازمان‌دهی تحقیق
این پژوهش شامل چهار فصل و نتیجه‌گیری می‌باشد.
فصل اول به مقدمه و چهارچوب کلی تحقیق اختصاص‌یافته است که در آن طرح کلی تحقیق مشتمل بر تعریف مسئله، سابقه و ضرورت موضوع، سؤال و فرضیه‌های تحقیق و … مطرح‌شده است.
فصل دوم پژوهش موردنظر به موضوع خشونت اختصاص‌یافته که در این فصل به تعریف خشونت، انواع آن، خشونت ‌های فرقه­ ای و قومی و همچنین خشونت در جنبش‌های اسلامی اختصاص‌یافته است. در مبحث بعدی از این فصل به موضوع تسری خشونت در منطقه اشاره‌شده است که چگونه خشونت‌های منطقه به خاطر شرایط ویژه مرزی به درون محدوده مرزی کشور دیگر تسری پیدا می‌کند و در آخر مدلی از خشونت ارائه‌شده است.
در فصل سوم به بحث بحران در عراق و محیط امنیت خاورمیانه اختصاص دارد که در این فصل به بحران قومی و ایدئولوژیکی عراق اشاره‌شده است و در مبحث دوم از این فصل به تأثیرگذاری این بحران‌ها، بر کشورهای همسایه و کردهای منطقه و سازمان همکاری خلیج‌فارس اختصاص دارد.
فصل آخر این پژوهش به بحران عراق و محیط امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران اختصاص دارد و در سه مبحث به تحلیل این موضوع پرداخته ‌شده است. در مبحث اول از این فصل به بحران‌ عراق و خشونت فرقه­ ای در ایران اختصاص دارد که این بحران‌ها در سه گفتار بررسی‌شده است. در مبحث دوم از این فصل به بحران‌ عراق و خشونت قومی در ایران مربوط می‌شود و در آخرین مبحث به ایران و مبارزه با بحران عراق پرداخته ‌شده است که در چهار گفتار ابعاد مختلف آن بررسی‌ می­ شود. در پایان نتیجه‌گیری کلی از این نوشتار ارائه می‌شود.
فصل دوم:
خشونت و تسری آن
خشونت و تسری آن
مقدمه
خشونت پدیده‌ای تاریخی است که در ادوار گذشته نیز وجود داشته است. اما علیرغم پیشرفت‌های روزافزون بشری این پدیده هنوز هم پابرجاست و فارغ از ملیت، نژاد، طبقه اجتماعی و حتی میزان توسعه‌یافتگی کشورها همچنان خشونت با شدت و ضعف متفاوت در کشورها و روابط بین آن‌ ها وجود دارد. خشونت هرچند پدیده‌ای تاریخی است لیکن یک پدیده اجتماعی نیز می‌بخشد، اگرچه میزان و شدت آن در کشورها، فرهنگ‌ها و حتی در خرده‌فرهنگ‌های گوناگون متفاوت می‌باشد اما به‌عنوان یک پدیده چندبعدی هم علت و هم معلول بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است. یکی از دلایل توجه به مسئله خشونت تأثیرگذاری امنیتی آن در سرنوشت حال و آینده کشورها و جوامع انسانی هست. اینکه ملیت، نژاد، قومیت و حتی طبقه اجتماعی در شدت و ضعف ایجاد خشونت تأثیر داشته باشد از اصول مهم در بحث خشونت می‌باشد. لذا در این فصل در ابتدا تعریفی از خشونت از دیدگاه صاحب‌نظران گوناگون داده می‌شود و بعد خشونت در بنیادهای اسلامی و دیدگاه‌های اسلامیون خصوصاً اهل سنت گفته‌شده و تحرکات خشونت‌آمیز آن‌ ها و دلایل آن‌ ها مورد نقد قرار می‌گیرد و بعد به مبحث تسری خشونت پرداخته می‌شود و اشاره به شرایطی می‌شود که باعث تسری خشونت به منطقه دیگر می‌شود.
مبحث اول: خشونت
واژه­ی خشونت معمولاً به وضعیتی اشاره دارد که در آن، گروه انسانی معینی (خواه قبیله­ای، قومی، زبانی، مذهبی، اقتصادی- اجتماعی، سیاسی و یا غیر آن) با گروه‌های انسانی معین دیگری به دلیل ناسازگاری واقعی یا ظاهری اهدافشان، تعارضی آگاهانه داشته باشند. لوئیس کوزر[۲] خشونت را چنین تعریف می­ کند، «مبارزه­ای بر سر ارزش‌ها و مطالبه­ی منزلت، قدرت و منابع نادر که در آن هدف هر یک از طرفین خنثی کردن، صدمه زدن و یا نابود ساختن رقبای خویش است» (دوئرتی و فالتزگراف، ۱۳۷۶، ۲۹۶).
متفکران و نظریه­پردازان سیاسی، جامعه­شناسان، روان­شناسان، حقوقدانان و دیگر دانشمندان علوم، نظریات مختلفی در مورد خشونت ارائه کرده ­اند، در زیر به برخی از آن‌ ها اشاره می­نماییم:
۱- روسو[۳]: معتقد بود که فرد به­عنوان یک حیوان اجتماعی، رفتارش نیز در جامعه تحت تأثیر تمایلات مخرب حیوانی یا خرد انسانی اوست. در این برداشت، انسان در قالب جامعه مطرح می­ شود و رفتار او نیز متأثر از محیطی است که او یک محصول طبیعی آن است. در تعبیر روسو، علت عمده­ی خشونت و جنگ نه انسان است و نه دولت، بلکه نظام حاکم بر جامعه[۴] است. جنگ و خونریزی رهبران و حاکمان آن جامعه به خاطر شهرت، قدرت، ثروت و اقتدار و غیره ازجمله انگیزه­هایی است که در پشت این زشت­ترین و پلیدترین پدیده­ اجتماعی نوع بشر وجود دارد.
۲-زیگموند فروید[۵]، اریک فروم[۶]، هارولد لاسول[۷] و کنراد لورنز[۸]: ازجمله­ دانشمندان و متفکرانی هستند که هر یک در زمینه ­های خاص خود در مورد رفتار انسان­ها در جامعه نظریه­پردازی کرده ­اند و تمایلات سازنده و مخرب نوع بشر را زیر ذره­بین برده­اند.
۳- داروین[۹]: طرفداران نظریه­ی داروین بر این اعتقاد هستند که انسان­ها مانند موجودات دیگر در ذات و فطرت خود رفتاری خشونت­آمیز و حیوانی دارند و همواره درصدد سلطه­جویی و حذف یکدیگرند و در این میان دوام و بقا، نصیب قوی­ترین آن‌ ها می­ شود.
۴- امانوئل کانت[۱۰]: معتقد بود که صلح در میان انسان­ها یک حالت طبیعی نیست، بلکه آنچه طبیعی و فطری است منازعه و جنگ و خشونت است.
۵- کنراد لورنز[۱۱]: نشان می­دهد که روحیه­ی سلطه­جویی و تجاوز موجب بقای نوع بشر شده است.
۶- اریک فروم[۱۲]: معتقد است که عشق به زندگی و سازندگی ذاتاً در فطرت بشر موجود است، فقط باید زمینه­ تجلی آن را به وجود آورد، در غیر این صورت انسان درراه تخریب آن گام بر خواهد داشت. به‌عبارت‌دیگر اگر محیط را تغییر دهید، رفتار انسان را می‌توانید تغییر دهید.
۷- مارکسیست­ها: آن‌ ها خشونت و تجاوز و منازعه و جنگ را به گونه دیگری تعبیر می­ کنند. آن‌ ها برای توجیه نظرات خود از قلمرو جامعه ­شناسی کمک می‌گیرند و منازعه و خشونت را ناشی از تضاد طبقاتی می­دانند.
۸-ریمون آرون[۱۳]: به عقیده­ی آرون، جنگ به‌خودی‌خود متعلق به قلمرو هنر و دانش نیست، بلکه یک پدیده متعلق به زندگی اجتماعی است و تا هنگامی‌که بشریت به وحدت کامل در چارچوب یک حکومت جهانی نرسد، اختلاف بین سیاست داخلی و سیاست خارجی وجود دارد و لاجرم تعارض، تضاد، منازعه و جنگ اجتناب­ناپذیر خواهد بود.
۹- کوئینسی رایت[۱۴]: کوشش بسیار وسیع و عمیقی درباره علل و ماهیت جنگ و خشونت انجام داده است. او در کتابی تحت عنوان «تحقیق در باب جنگ» چهار مؤلفه‌ی عمده را در این خصوص ردیابی و تحلیل کرده است. این عناصر عبارت‌اند از: الف: تحول دانش فنی یا تکنولوژی، به­ویژه فنون مربوط به مسائل نظامی. ب: حقوق، به­ویژه قواعد و قوانینی که به پیش­گیری و هدایت جنگ مربوط است. ج: تشکیلات اجتماعی، به­ویژه آنچه که به واحدهای سیاسی، قومی ملت­ها، امپراتوری‌ها و سازمان‌های بین ­المللی مربوط می­ شود. د: افکار عمومی و برداشت­های مرتبط باهدف‌ها و ارزش‌ها. این چهار عامل یا چهار محور اصلی که متغیر­ها و پدیده­هایی مثل تکنولوژی، حقوق، سیاست، جامعه‌شناسی، روان­شناسی، فرهنگ و بیولوژی انسان را دربرمی­گیرند، همواره در معرض تغییر و تحول و اختلال هستند و درنتیجه نظم جامعه را برهم می­زنند و سبب بروز جنگ و خشونت می­شوند (کاظمی، ۱۳۷۲، ۱۴۶).
گفتار اول: انواع خشونت
خشونت می‌تواند اقسام مختلفی داشته باشد که در اینجا مقصودمان از خشونت، خشونتی است که می‌توان آن را اعتراضی نامید. خشونت اعتراضی، نقطه مقابل تحرکات اجتماعی آرام و اعتراض‌های بدون خشونت است که در چارچوب یک نظام سیاسی می‌تواند صورت پذیرد.
خشونت اعتراضی از جهتی در جوامع غرب هم مشاهده می‌شود و اختصاصی به جنبش‌های هویتی ندارد. چراکه در اغلب جوامع اروپایی دائماً شاهد به خشونت کشیده شدن راهپیمایی‌ها و تحرکات سیاسی و اجتماعی هستیم. پیرفاو[۱۵] معتقد است که باید میان خشونت‌های قابل‌تحمل و خشونت‌های غیرقابل‌تحمل تمیز قائل شد (Faver, 1990, 103).
شامپاین با استناد به نظر آنتونی اوبرشال[۱۶] در تحلیل این‌گونه خشونت‌ها می‌گوید این خشونت‌ها در حقیقت نوع دیگری از عمل سیاسی می‌باشند. معترضینی که به خشونت متوسل می‌شوند، به اصل گفتگو معتقدند و تنها از طریق خشونت‌های کاملاً حساب‌شده و محدودی می‌کوشند، خود را به میزهای مذاکره تحمیل کنند. معترضان خشن به‌خوبی می‌دانند که درنهایت در پشت میزهای مذاکره با دولت است که می‌توانند به خواسته‌های خود برسند. آن‌ ها از این طریق می‌کوشند افکار عمومی را به‌سوی خود جلب و زمامداران را مجبور به مذاکره کنند.
به نظر می‌رسد می‌توان تعارضات اجتماعی را در یک تقسیم‌بندی کلی به دو بخش تقسیم نمود: تعارضات درون نظامی و برون نظامی. در نوع نخست تعارضات، پیکارهای اجتماعی در چارچوب نظام صورت می‌پذیرد و عاملین اجتماعی بر این باورند که در درون نظام موجود می‌تواند به خواسته‌های خود برسند. عاملین اجتماعی در این حالت، بر اصل گفتگو معتقدند و آن را مفید می‌دانند. پیکارهای اجتماعی در این حالت، غالباً آرام و مسالمت‌جویانه و در صورتی هم که به خشونت کشیده شود، درنهایت با گفتگو و مذاکره است که تحرک سیاسی و اجتماعی یادشده، پایان خواهد یافت. در این شرایط خشونت هم نوعی اقدام و عمل سیاسی وسیله‌ای برای یافتن راه‌حل سیاسی برای مشکل موردنظر است. نوع دوم تعارضات اجتماعی یعنی تعارضات برون نظامی در خارج از چارچوب نظام سیاسی صورت می‌پذیرد و اصل نظام سیاسی را هدف می‌گیرند. در این شرایط، گروه‌های اجتماعی تمایلی به گفتگو با نظام سیاسی ندارند و می‌کوشند با تغییر نظام و با توسل به خشونت، خود را بر نظام و جامعه تحمیل کنند. میان این دو نوع تحرک اجتماعی تفاوتی ماهوی وجود دارد، چراکه در حالت نخست، اصل بر گفتگو مذاکره است درصورتی‌که در حالت دوم اصل گفتگو اساساً مورد انکار است.
تحقیقات نشان می‌دهد که شکاف‌های هویتی قومی می‌توانند زمینه بسیار مساعدی برای تحرکات خشن برون نظامی فراهم کنند و درصورتی‌که نظام سیاسی سیاست‌های غلط و تحریک‌کننده، اتخاذ کند، خواسته‌های هویتی می‌توانند به‌راحتی به سمت این‌گونه تحرکات سوق یابند. بررسی علل حرکت‌های جمعی خشن و برون نظامی، توجه بسیاری از جامعه شناسان سیاسی را به خود جلب کرده است. (ایوبی، ۱۳۸۹، ۱۵۶)
برخی از تحلیل‌های روان‌شناسانه را می‌توان در چارچوب دیدگاه جمع گرایانه قرارداد. الگوی اساسی تحلیل روان‌شناسانه تحرک جمعی، مدل روح جمعی گوستاولوبن[۱۷] است. وی معتقد است در حرکت جمعی، فرد در توده‌ها ذوب می‌شود و هویت فردی او در هویت جمعی حل می‌گردد و بدین ترتیب هویت جدیدی و روح نوینی که همان روح جمعی است، پدید می‌آید. در چنین حالتی اگر حرکت جمعی برخاسته از شکاف‌هایی باشد که قدرت بسیج بالایی دارد، چنین اقدامی می‌تواند به‌آسانی به خشونت کشیده شود. (Mayer, 1992 , 160) در تحلیل‌های مارکسیستی هم نقش فرد نادیده گرفته‌شده و متغیر طبقه و خودآگاهی طبقاتی توضیح‌دهنده اقدامات جمعی و بسیج‌های عمومی است.
«دویچ» (Deutsche, 1961, 55 ) و «واینر» (Weiner, 1960 ,60) با بهره گرفتن از مفهوم بحران هویت به تبیین حرکت‌های قومی پرداخته‌اند و آن را متغیر توضیح‌دهنده تحرکاتی دانسته‌اند که غالباً «نظام گریز» و خشن هستند. نویسندگان بر این عقیده‌اند که تمسک به تاریخ جمعی، زبان و فرهنگ و گذشته مشترک می‌تواند نوعی پیوند و همبستگی جمعی را به وجود آورد که در مقابل دیگر اجتماعات، هویتی مستقل می‌یابد. درصورتی‌که نظام سیاسی این هویت را مورد تهدید قرار دهد، افراد برای احیای این هویت‌ها می‌توانند وارد اقدامات خشن سیاسی شوند.
در این خصوص می‌توان به این نتیجه رسید که تحرک قومی نتیجه شکاف هویتی است که بین مرکز و حاشیه به دلیل سیاست‌های اتخاذشده از سوی مرکز ایجاد می‌شود. شکاف بین مرکز و حاشیه در صورتی هویتی است که پیوند با دولت، در تعارض با پیوند قومی قرار گیرد و فرد احساس کند دولت با هویت قومی او در تضاد است، در این صورت اقلیت‌های قومی برای دفاع از هویت قومی و زبان و نژاد و تاریخ مشترک خود می‌توانند گرد هم‌آیند و در جنبش‌ها و حرکت‌های جمعی که به نام قومیت صورت می‌گیرد، شرکت کنند. با توجه به این‌که تقاضای احیاء هویت قومی و زبان و نژاد کمتر گفتگو پذیر است، تحرک مبتنی بر آن می‌تواند به‌آسانی به‌سوی معارضه باکلیت نظام سوق یابد و کیان آن را تهدید کند. چنین تحرکاتی ازآنجاکه فرا طبقاتی هستند می‏توانند قشرهای مختلف اجتماعی یک قوم را بسیج کنند و مبدل به جنبش‌های مردمی فراگیر شوند.
با توجه به نظریه‌های مبتنی بر انتخابات عقلانی می‌توان انتظار داشت درصورتی‌که هزینه اقدام و تحرک سیاسی کمتر از دستاوردهای احتمالی آن باشد، می‌توان تحرکات قومی را بسیار محتمل دانست. هزینه اقدام و میزان دستاوردهای آن را نوع نظام سیاسی تعیین می‏کند. در نظام دموکراتیک، هزینه اقدام بسیار پایین است و با توجه به فراگیر بودن نظام سیاسی، تحرکات قومی می‌تواند به‌صورت مسالمت‌آمیز صورت پذیرد زیرا عاملین اجتماع امید فراوان دارند به بسیاری از خواسته‌های خود در چارچوب نظام دست یابند. درنتیجه، تحرکات قومی در نظام فراگیر و دموکراتیک نیز به‌صورت درون نظامی سوق می‌یابد.
در نظام‌های تمرکزگرا و استبدادی، به‌تناسب به میزان تمرکزگرایی و استبداد، هزینه اقدام و تحرک سیاسی افزایش می‌یابد و درنتیجه امکان اقدام و بسیج به همین مقدار کاهش می‌یابد؛ اما در شرایط بحران سیاسی و اقتصادی که مرکز سیاسی در بحران شدید قدرت بسر می‌برد، امکان مناسبی برای این اقلیت ایجاد می‌گردد تا وارد اقدام شوند و امید به دستیابی به خواسته‌های آن‌ ها افزایش می‌یابد. با توجه به ضعف قدرت مرکزی، هزینه اقدام کاهش می‌یابد و درنتیجه تحرک قومی بسیار محتمل می‌شود. این تحرک‌ها اساساً برون نظامی هستند و اقلیت‌ها را به سمت استقلال‌طلبی و خودمختاری سوق می‌دهند.
در مورد کشورهای اسلامی و جنبش‌های اسلامی معارض می‌تواند مؤید این نظر باشد. تاریخ کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه در صدساله اخیر حاکی از آن است که در شرایط بحران‌های سیاسی و اقتصادی که قدرت سیاسی شدیداً در بحران قدرت بسر می‌برد، شاهد حرکت‌های قومی و مذهبی فراوانی هستیم که غالباً گریز از مرکز و استقلال‌طلب می‌باشند. جنبش‌های قومی و مذهبی در کشورهای اسلامی غالباً در دورانی اتفاق افتادند که دولت مرکزی به دلایلی نظیر هجوم بیگانگان، اشغال کشور و امثال آن دچار بحران بود و عملاً حکومت مرکزی چندان حضوری در جامعه نداشت (ایوبی، ۱۳۸۹، ۹۸).
گفتار دوم: خشونت فرقه‌ای
خشونت فرقه‌ای از تعصب شدید عقیدتی به یک آیین یا مجموعه عقاید خاص در برابر سایر آیین‌ها و مجموعه‌ها ناشی می‌شود و نه از یک برنامه سیاسی طراحی ‌شده معطوف به قدرت که بستر خشونت ایدئولوژیک است. تعصب فرقه‌ای باعث می‌شود تا پیروان آن، ارزش مطلق و حقیقت را خاص آیین خود ببینند و سایر آیین‌ها را گمراهی و انحراف مطلق به‌حساب آورند. چنانچه این تعصب به قدرت گیری گروه منجر شود، سایر آیین‌ها و گروه‌ها در معرض هجوم و نابودی قرار می‌گیرند و درنتیجه خشونت فرقه‌ای گسترش پیدا می‌کند. در تاریخ معاصر جهان اسلام، عمده‌ترین گروهی که دارای این تعصب آیینی بود و از این نوع خشونت‌های فرقه‌ای علیه دیگران استفاده کرد، گروه وهابیت بوده است. وهابیت که نوعی تعصب نسبت به آیین عقیدتی محمد بن عبدالوهاب است، خود را محور حقیقت سالاری دانسته و سایر مکاتب فقه اسلامی را گمراه در نظر می‌گیرد.
تاریخ وهابیت از اواخر قرن ۱۸ به بعد سرشار از توسل به خشونت فرقه‌ای علیه سایر مسلمانان، ‌چه در جزیره‌العرب و چه در مناطق اطراف آن بوده است. تعصب وهابیون نسبت به حقیقت داشتن عقاید خود و تکفیر دیگران را می‌توان در نگرش آنان نسبت به تشیع دید. آنان نه‌تنها تشیع را نوعی بدعت در اسلام می‌دانند، بلکه در صورت توان، همانند گذشته، ‌درصدد نابودی و کشتار شیعیان و اماکن شیعه نیز برمی‌آیند (العمر، ۱۹۹۲ ،۲۷۲). هجوم‌های وهابیون در پایان قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ به مکان‌های مقدس شیعه در عراق و کشتار شیعیان و تخریب مزار امامان شیعه نمونه‌ای از این نوع تعصب و خشونت فرقه‌ای است. (قزوینی ، ‌۱۳۶۸، ۵۵) این خشونت فرقه‌ای در قرن ۲۰ میلادی نیز علیه مکان‌های مقدس شیعه در جزیره‌العرب و سایر نقاط منطقه تداوم پیدا کرد. عملیات خشونت‌بار گروه‌های وهابی پاکستان (سپاه صحابه) علیه شیعیان در سال‌های دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، ( Jalazai, 1998, 105) کشتار دیپلمات‌های جمهوری اسلامی ایران در مزار شریف (۱۹۹۷) و سایر اقدامات گروه‌های تحت تأثیر ایدئولوژی وهابی، ‌و بمب‌گذاری‌ها و کشتار گسترده شیعیان در عراق در سال‌های پس از سرنگونی صدام حسین، نمونه‌هایی از اعمال خشونت فرقه‌ای در دوران کنونی است.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
بررسی اثربخشی روایت درمانی بر کیفیت زندگی زناشویی زنان شهر اصفهان- قسمت ۱۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

به همسر خود بگویید که دوستش دارید

 

 

محبت و علاقه خود را ابراز کنید، از جمله این که در مواقع مناسب از کلمات قدرتمند «دوستت دارم» استفاده کنید. این پیامدها، ادراک تعهد را افزایش می‏دهند وهمسر را ترغیب می‏کند، با مهربانی پاسخ دهد.

 

 

 

به هنگام نیاز در دسترس همسرتان باشید

 

 

همسرتان را حمایت عاطفی کنید و وقتی که اندوهگین است، وقت خود را صرف او کنید.

 

 

 

در صورت بروز مشکلات به طور سودمند و مثبت رابطه برقرار کنید.

 

 

وقتی که خود یا همسرتان ناخوشنودید روش‏هایی را برای غلبه به مشکلات پیشنهاد کنید واز همسرتان بخواهید در برگزیدن و اجرا کردن اعمال خاص تشریک مساعی کنید. از ۴ دشمن رابطه رضایتبخش پرهیز کنید: انتقاد، تحقیر، حالت دفاعی، دیوار سنگی.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

به جنبه‏ه ای مهم زندگی همسرتان علاقه نشان دهید.

 

 

در مورد کار، دوستان، خانواده و سرگرمی‏های همسرتان سوال کنید و از توانایی‏های خاص او قدردانی کنید. با انجام این کار، احساس با ارزش بودن را به همسرتان ببخشید.

 

 

 

با همسرتان درد و دل کنید.

 

 

همسرتان را در عمیق‏‏ترین احساسات خود سهیم کنید و صمیمیت را زنده نگه دارید.

 

 

(برک، ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۵)

 

هفت نوع رفتار مثبت

نیازهای اصلی عاطفی، طرز رفتار اصولی برای ارائه مهر و محبت، دوست داشتن واقعی وعاطفی در رابطه زناشویی هفت نوع هستند که عبارتند از: عشق، مراقبت، ادراک، احترام، ستایش، پذیرش واعتماد.
زمانی که شخص احساس می‏کند که از نظر عاطفی تأمین می‏باشد از تمام این هفت نوع نیازهای اصلی به اندازه و درجات مختلف در وجودش قرار دارند. احساسات عاطفی مثبت مانند رضایت کامل،صلح، شادی، مهربانی، خشنودی، هیجان و وفاداری هر زمان که قادر به تأمین نیازهای عاطفی اصلی خود باشیم، خود به خود ایجاد می‏شوند. (گری، ترجمه قراچه‏داغی، ۱۳۸۶)
۱- نیاز همگانی به عشق: ‏وقتی فردی عاشق می‏شود، دلبستگی عاطفی به شخص دیگری پیدا می‏کند. این فرایند می‏تواند سریع یا تدریجی صورت گیرد. طبق نظر استرنبرگ(۱۹۹۱) عاشق ماندن بستگی به این دارد که فرد تصمیم بگیرد، کسی را دوست داشته باشد و مایل به صرف وقت و انرژی لازم برای تداوم این رابطه باشد. از نظر استرنبرگ، عشق کامل سه مؤلفه اصلی دارد:
احساس تند، صمیمت و تعهد؛ احساس جنبه جسمی و عاطفی عشق است. صمیمیت با احساس نزدیکی عاطفی، ارتباط و تعهد رابطه دارد و مهارتی است که فرد برای رسیدن به عشق واقعی باید یاد بگیرد . تعهد دراز مدت یکی از ویژگی‏های صمیمیت صادقانه محسوب می‏شود. تعهد عبارت از تصمیم و در نتیجه فعالیتی شناختی است که تفاوتها و مشکلات موجود باید به گونه‏ای حل شود که رضایت طرفین را همراه داشته باشد و صرف زمان و انرژی لازم برای کسب مهارتهای حل مسئله است.
استرنبرگ می‏گوید، افراد برای این که خود را به هدف عشق کامل متعهد کنند باید موانع و چالش‏هایی را که لازم است بر آنها غلبه کنند، بشناسند. افراد سلیقه‏ها، باورها و عادات متفاوتی دارند و باید برای کنار آمدن با این تفاوت‏ها مهارتهای حل مسئله را یاد بگیرند و یکی از اولین چیزهایی که باید یاد بگیرند، چگونگی شناسایی مشکل است. نقطه شروع مناسب شاید شناسایی مقوله‏ای باشد که مشکل در آن قرار دارد. برای مثال آیا تعارض مربوط به پول، اداره خانه، ترجیحات جنسی، دوستان، مذهب یا عقاید سیاسی است؟
شناسایی مقوله‏ای که مشکل در آن قرار دارد. به تعریف مسئله کمک می‏کند. اگر دو نفر بر سر مسئله‏ای توافق نداشته باشند، هیچ تلاشی به راه حل نمی‏رسد. شناسایی مسئله کمک می‏کند تا مسئله، محور بحث باشد و افراد از بحث‏های بی‏مورد اجتناب کنند؛ گاهی اوقات مهم است که از دیگران یاری بجوییم. وقتی افراد یاد بگیرند بر مسئله متمرکز شوند و آن را مشکلی دو جانبه ببینند، کمتر احتمال دارد یکدیگر را سرزنش کنند.
استرنبرگ می‏گوید: افرادی که تصمیم بگیرند به عشق کامل برسند باید یاد بگیرند، در روابطشان ـ تله‏ها را آن چه او شرارت‏های عشق می‏نامد ـ شناسایی کنند استرنبرگ ۱۰ تله یا ماسک را مشخص کرده است: کنترل کننده، نقش بازی کن، زاهد فریبکار، به تعویق انداز، اجتناب کننده متعارض، بله گو، متخصص، سوءاستفاده چی، وانمود کن، سرزنشگر.
افرادی که آرزو دارند به عشق کامل دست یابد، باید بپذیرند که هیچ رابطه‏ای بی عیب و نقص نیست از آنجایی که افراد تغییر می‏کنند، باید یاد بگیریم تا این تغییر را بپذیریم و از آن جایی که افراد اشتباه می‏کنند، باید یاد بگیریم که ببخشم در تحلیل نهایی، فرد باید موانع را به صورت چالش ببیند و نسبت به آینده خوشبین باشد. (فرانکن ـ ترجمه شمس اسفندآبادی، محمودی، امامی‏پور)
پژوهش‏های بسیاری مؤید این نکته است که هر قدر انتظارات زن و مرد از خود، همسر و زندگی زناشویی واقع‏بینانه‏تر باشد، رضایتمندی زناشویی بیشتری را موجب می‏شود. (نوابی‏نژاد، ۱۳۷۷)

 

بخش سوم: سوابق و پیشینه تحقیقاتی

 

الف) سوابق در خارج

مارکمن[۱۳۵] و همکارانش(۱۹۹۰؛به نقل از اولیاء، ۱۳۸۵) نتیجه گرفتند که هر چه مدت برنامه آموزش غنی سازی ازدواج طولانی تر و تأکید آن بر شکل دهی مهارت ها بیشتر باشد، تأثیر مثبت آن آموزش ها بر زوجین و رضایتمندی آنها از زندگی بیشتر و پایدار تر خواهد بود.
گارلند[۱۳۶](۱۹۸۱؛ به نقل از مرادی و همکاران، ۱۳۸۷) اثر بخشی آموزش مهارتهای گوش دادن فعال را مورد ارزیابی قرار داد. زوج هایی که در زمینه این مهارت ها آموزش دیده بودند، در ادراکاتشان از نگرش ها و احساسات همسر به طور معنی داری دقیق تر بودند.
کاسکو[۱۳۷] و همکارانش(۱۹۹۴؛ به نقل از اولیاء، ۱۳۸۵) در آموزش غنی سازی ازدواج به بررسی عوامل متمایز کننده ازدواج های موفق و ناموفق بر روی ۹۵ زوج سوئدی پرداختند، در این تحقیق مردان رضایتمندی زناشویی بیشتری نسبت به زنان نشان دادند و مشخص شد که میزان رضایتمندی زناشویی زنان بستگی به میزان رضایتمندی مردان دارد.
یافته های پژوهش گریف و مالهرب (۲۰۰۱) نشان دهنده آن بود که رابطه ای مثبت و معنی دار میان تجربه صمیمیت و رضایت زناشویی وجود دارد و با در نظر گرفتن عامل جنسیت نتایج حاکی از آن بود که تفاوت معناداری میان تجربه صمیمیت مردان و زنان وجود دارد به طوری که، مردان کمتر از زنان از صمیمیت جنسی و تفریحی تجربه شده در رابطه شان راضی هستند. در زنان تفاوت بیشتری میان تجربه صمیمیت اجتماعی و جنسی که خواهان آن هستند وجود دارد.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
یک مطالعه ی فرهنگی در پاکستان برای بررسی رضایت زناشویی زنان توسط کوآدیر[۱۳۸] و همکاران (۲۰۰۵)، نشان داد که مغایر با عقاید فرهنگی مرتبط با ازدواج، اکثر زنان نیاز به راضی بودن از رابطه زناشویی را بیان کردند. هر چند ترس از صدمه یا آزار توسط همسران برای بسیاری از زنان پاکستانی مانع ابراز آزادانه عقایدشان بود، اما اکثر آنها ازدواج را به عنوان یک تعهد اخلاقی و خانوادگی مورد نیازشان می دیدند.
لسلی ولانگر[۱۳۹](۲۰۰۵)، در مطالعه خود با ارتباط بین همفکری و رضایت زناشویی همسران پرداختند. در نتیجه کار خود ارتباط مثبت و منفی داری بین همفکری و رضایت زناشویی رسیدند ودر نتیجه مفهوم همفکری به خوشحالی در بهزیستی ذهنی و بهتر شدن ارتباط زناشویی منجر شد.
کورت و دوران[۱۴۰](۲۰۰۵؛ به نقل از نجاریان پور، ۱۳۹۱) مهارت های عاطفی نقش مهمی در افزایش رضایت زناشویی دارد.
کرادوک[۱۴۱](۲۰۰۷)، بر روی مقوله های مؤثر در رضایت زناشویی تحقیق کرده است و به این نتیجه رسیده است که زوجینی که انعطاف پذیری، سازگاری و همبستگی بیشتری داشته اند از رضایت زناشویی بیشتری برخوردار بوده اند. همچنین یک همبستگی مثبت را بین رضایت زناشویی و مؤلفه های همسویی در اوقات فراغت، همگرایی و مسائل مربوط به فرزندان، ازدواج، خانواده و دوستان بدست آورده اند.
فام[۱۴۲](۲۰۰۷) رابطه میان ابراز احساسات در تعاملات زوجین و کیفیت ازدواج و پایداری آن را مورد بررسی قرار داد. محور مرکزی ابراز احساسات در تعاملات زوجین با یافته های ساده توسط چند داور رتبه دهنده مشخص شد. داوران با ارائه ۴۷ مبحث ازدواج، علاوه بر ۱۵توصیف احساساتی ، به کار خود مشغول شدند که از آن میان چهار احساس نسبت به دیگر احساسات پیشی داشت. خصومت، پریشانی، همدلی و مهربانی. این چهار احساس بصورت همزمان نسبت به رضایت زناشویی علاوه بر پایداری ۵ ساله ازدواج همراه شد.
کوروکاف[۱۴۳](۲۰۰۸؛ به نقل از ستاری، ۱۳۸۷) در بررسی رضایت زناشویی زنان دریافت که رضایت زناشویی در طول سالهای میانی ازدواج زمانیکه بچه ها خانه را ترک می کنند، افزایش می یابد، زیرا در این زمان افراد تازه شروع به لذت بردن از شوهرانشان می کنند. سرمایه گذاری روی ازدواج (از نظر وقت، انرژی و علاقه به همسر) با رضایت زناشویی بالاتر و نیز بهزیستی مرتبط بود.
یلزما و مار[۱۴۴] (۲۰۰۲) در بررسی تفاوت زوجین بر ابراز هیجانات شان و تأثیرش بر رضایت زناشویی دریافتند وقتی یکی از زوجین در بیان هیجاناتش مشکل دارد، هر دو رضایت زناشویی پایین تری را تجربه
می کنند. این تأثیر برای زنان بیشتر در شناسایی هیجانات و برای شوهران بیشتر در توصیف هیجانات نشان داده شد.
برادباری و فینچام(۲۰۰۰) در پژوهش های مختلف، عوامل مؤثر بر سازگاری و ناسازگاری زوجین را مورد بررسی قرار داد و بر این اساس عوامل گوناگونی به عنوان عوامل مؤثر بر سازگاری زناشویی شناسایی شده اند که از بین آنها می توان به این عوامل اشاره نمود:عوامل زمینه ای_فردی از قبیل خانواده اصلی (وضیت ازدواج والدین، وضعیت بهداشت روانی والدین، وضعیت کارکرد خانواده پدری)، عوامل اجتماعی_فرهنگی (میزان حمایت والدین، سن ازدواج، آموزش و تحصیلات، شغل و درآمد،طبقه و گروه اجتماعی نوع جامعه)، وضعیت فعلی زندگی (حمایت دوستان، فشارهای درونی و بیرونی)، ویژگی های فردی (سلامت عاطفی، ویژگی های شخصیتی، مهارت های بین فردی، انطباق با آداب و رسوم، سلامت جسمانی)، عوامل ارتباطی_دوجانبه ای از قبیل همگنی (همسانی در مذهب، همسانی در نژاد، همسانی در وضعیت اجتماعی_اقتصادی، همسانی در سن، همسانی در هوش، همسانی در تحصلات، همسانی در ویژگی های کلی شخصیتی)، فرایند های بین فردی (درجه و میزان شناخت همدیگر، مدت نامزدی و ازدواج، روابط قبل از ازدواج، حاملگی و تولد کودک، مهارت های ارتباطی).
عکس مرتبط با اقتصاد
ماد[۱۴۵](۲۰۰۰؛ به نقل از ستاری،۱۳۸۷)، اثر آموزش مهارت های ارتباطی را بر افزایش سازگاری ۸ زوج مورد بررسی قرار داد. نتایج پژوهش وی نشان داد آموزش باعث افزایش سازگاری زوجی گروه آزمایش شده است.
دهل و ویس[۱۴۶](۲۰۰۲)، نقش اضطراب را بر روی سازگاری زناشویی مورد مطالعه قرار دادند. یافته ها حاکی از آن بود که فقط اضطراب مردان باعث کاهش سازگاری زناشویی می شود. آنها این موضوع را به این صورت توجیه کردند که مردان در مقایسه با زنان در موقعیت های هیجانی به خصوص تعارضات زناشویی بیشتر واکنشی هستند. تفاوت برخورد مردان در موقعیت های اضطراب آور،نسبت به زنان باعث بروز این نتیجه می شود.

 

ب) سوابق در داخل

پژوهش فرقانی(۱۳۸۲) بر روی ۳۰ زوج که تحت آموزش شناختی_رفتاری قرار گرفته بودند، نشان داد که آموزش شناختی_رفتاری باعث افزایشرضایت زناشویی می شود، ولی تفاوت معناداری بر حسب جنسیت ایجاد نکرد.
صیاد پور(۱۳۸۳) در پژوهش خود تحت عنوان ازدواج موفق، به بررسی عوامل مؤثر بر افزایش رضایت زناشویی پرداخت. نتایج نشان داد که جنسیت،سالهای مشترک،سن همسرو اختلاف سنی با همسر، بر میزان رضایت از زندگی زناشویی مؤثرند، اما عواملی چون درآمد خانواده و شیوه آشنایی،بر میزان رضایت افراد از ازدواج تأثیر نمی گذارند.
قرابانعلی پور(۱۳۸۳) در بررسی اثر بخشی رویکرد زوج درمانی تغییر سبک زندگی بر افزایش رضایت زناشویی زوج ها،دو گروه گواه و آزمایش هر یک متشکل از ۱۸ زوج که در آن گروه آزمایش،هشت جلسه مداخله درمانی به شیوه تغییر سبک زندگی در یافت کرد را از لحاظ میزان رضایت زناشویی مقایسه کرد و گزارش نمود که رضایت زناشویی زنان و مردان گروه آزمایش نسبت به زنان و مردان گروه کنترل در مرحله پس آزمون و پی گیری افزایش یافته است.
امانی، یونسی و طالقانی(۱۳۸۴) در تحقیقی تحت عنوان تأثیر درمان های گروهی از جمله آموزش مهارت های زندگی بر رضایتمندی زناشویی در زنان به این نتیجه رسیدند که زنان شرکت کننده در گروه آزمایش بعد از ده جلسه آموزش گروهی، باعث افرزایش رضایتمندی زناشویی،کاهش افسردگی زنان دارای مشکلات زناشویی، ایجاد نگرش های واقع گرایانه در حل تعارضات و افزایش کیفیت رابطه روانی_عاطفی زناشویی زنان شرکت کننده در مقایسه با زنان گروه گواه بود.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
نظری و نوابی نژاد(۱۳۸۴) در پژوهش خود با عنوان بررسی تأثیر برنامه بهبود بخشی ارتباط بر رضایت زناشویی زوجین هر دو شاغل به این نتیجه رسیدند که برنامه بهبود بخشی ارتباط به طور معنی داری رضایت زناشویی کلی و همه ابعاد آن بهبود بخشیده است.
افخمی(۱۳۸۵) در بررسی تأثیر آموزش بخشودگی بر رضایتمندی زناشویی زوجین دریافت آموزش بخشودگی بر رضایت زناشویی زوجین تأثیر داشته است.
بهرامی(۱۳۸۵؛به نقل از اولیاء)، به بررسی عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی در زنان و همسرانشان در شهر اصفهان پرداخت.نتایج پژوهش او نشان داد که بیشترین میزان در مقوله های شغلی،فرهنگی و اقتصادی می باشد. همچنین در مجموع، میزان رضایتمندی مردان از زندگی مشترک بیشتر از زنان است.

 

فصل سوم

 

روش شناسی پژوهش

 

مقدمه

در این فصل، روش تحقیق، جامعه آماری، نمونه، روش نمونه گیری آورده شده است. سپس ابزار تحقیق و ویژگی های روان سنجی و چگونگی اجرای آنها بحث شده است. متغیرهای پژوهش و روش اجرای پژوهش، محتوای جلسات آموزش نیز به دنبال آن خواهد آمد. در انتها روش های آماری جهت تجزیه و تحلیل داده ها شرح داده شده است.

 

روش پژوهش

این پژوهش از نوع شبه تجربی بوده و در آن از دو گروه آزمایش و گواه با انجام پیش آزمون و پس آزمون استفاده شده است. دیاگرام طرح پژوهش در جدول ۱-۳ آمده است.

 

جدول ۱-۳: دیاگرام طرح پژوهش

 

 

 

 

نظر دهید »
بررسی اثربخشی درمان شناختی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCGT) بر افزایش خودکارآمدی و کاهش نشانه های افسردگی درافراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان مراکزMMT شهر تهران- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سوم: در اثر قطع مواد مخدر و یا دارو علائم خاصی در معتاد ظاهر می گردد که آن علایم بستگی به نوع مواد مخدر و یا داروی مصرفی دارد.
چهارم: اعتیاد به مواد مخدر و یا داروی مورد مصرف برای فرد و یا جامعه زیان­آور باشد(اخترمحققی،­۱۳۸۵).
اعتیاد به مواد مخدر

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۲-۳-۴- پیشگیری[۳۴]

پیشگیری از اعتیاد شامل کلیه تدابیر و فعالیت­هایی است که از پیدایش بیماری اعتیاد، شدت یافتن بیماری و عوارض و تبعات ناشی از آن جلوگیری می­ کند.
پیشگیری در سه سطح انجام می­ شود:
پیشگیری اولیه: یعنی پیشگیری از مبتلا شدن به بیماری اعتیاد از طریق افزایش سطح آگاهی افراد از عوارض جسمی روانی و اجتماعی مواد مخدر، درمان بیماریهای جسمی یا روانی که می­توانند عاملی برای گرایش به مصرف مواد مخدر باشند، بهبود ارتباطات خانوادگی و مقابله با فقر و تبعیض و نابرابری در جامعه و غیره .
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
پیشگیری ثانویه: یعنی پیشگیری از شدت یافتن بیماری اعتیاد در فرد معتاد و جلوگیری از شیوع این بیماری در جامعه از طریق درمان زودهنگام آن.
پیشگیری ثاثیه: یعنی پیشگیری از عوارض و تبعات اعتیاد در مواردی که فرد معتاد علاقه یا انگیزه­ای برای ترک ندارد و یا هنوز موفق به ترک اعتیاد نشده است. مانند ارائه سوزن و سرنگ رایگان به معتادان تزریقی به منظور پیشگیری از گسترش بیماریهای خطرناکی مانند ایدز و هپاتیت B و C(پور جعفر، ۱۳۸۵).

 

۲-۳-۵- نظریه های سوء مصرف مواد[۳۵]، وابستگی و درمان آن

سوء مصرف مواد یک پدیده چند وجهی است(زیست شناختی، داروشناختی و روانی – اجتماعی) است. فهم جامع سبب شناسی اختلالات مصرف مواد به فهم سازوکارهای مولکولی و زیست شناختی زیربنایی اثرات تقویت کننده مواد روان گردان نیاز دارد که پایه هایی برای عوامل سبب شناسی دیگر در سطوح اجتماعی، بین­فردی و درون­فردی فراهم می­ کند(ترنر و هرسن، ۱۹۹۷).

 

-۳-۵-۱- نظریه های علوم اعصاب

نظریه­ های علوم اعصاب زمینه فهم اثرات مواد را به مغز فراهم می­آورند . مواد مختلف کنش­های اولیه متفاوتی بر روی مغز دارند، اما دو مسیر اصلی[۳۶]، یکی سیستم پاداش دوپامینی[۳۷] و دیگری سیستم افیونی درون زا[۳۸]، عموماً توسط اکثر مواد درگیر هستند.
الف – سیستم پاداش دوپامینی

 

سیستم دوپامینی مزولیمبیک به عنوان یک بخش شاخص در پاداش مغزی عمل می کند. دوپامین در اثرات نشاط آور الکل دخیل است. مصرف الکل باعث تحریک مستقیم دوپامین و همچنین افزایش غیرمستقیم دوپامین و همچنین افزایش غیرمستقیم سطوح دوپامینی می گردد(برگمن و همکاران ۱۹۹۴؛ به نقل از تیسون، ۱۳۸۴).

بسیاری از مطالعات نشان می دهند که رهایی دوپامین در مسیر دوپامینی مزوکورتیکولیمبیک، در طی اعمالی نظیر خوردن غذا و نوشیدنی ها، پاسخ به مسایل جنسی، خود تجویزی دارو و خود تحریکی الکتریکی افزایش می یابد(بریج و رابینسون، ۱۹۹۸؛ به نقل از زرین دست، رضایف، ۱۳۸۱).
رهایی دوپامین از هسته اکومبنس، در طی هضم یک غذای جدید، به وسیله ویژه گی های محرک نظیر بو، طعم و موقعیت استفاده از آن تعدیل و تنظیم می گردد. آنتاگونیست های دوپامینی، رفتارهای پاداشی را کاهش می دهند(اسمیت، ۱۹۹۵؛ به نقل از زرین دست، رضایف، ۱۳۸۱).
ب – سیستم افیونی درون زا
بر اساس شواهد، ثابت شده است که سیستم افیونی درون زای مغز نقش مهمی در استفاده و سو استفاده از مواد ایفا می کند. افیون های برون زا مانند هرویین، مورفین، کدیین همانند گیرنده های آگونیست افیون عمل می کنند و به سرعت موجب بروز پدیده تحمل و وابستگی می گردند. پژوهشها نشان می دهند که سیستم افیونی ممکن است در اثرات اقناع کننده سایر مواد روان گردان نیز دخیل باشد.
گروهی از نظریه پردازان معتقداند که سیستم افیونی و سیستم دوپامینرژیک دو عملکرد متفاوت دارند (دی چیارا و نورث، ۱۹۹۲). مسیر دوپامینرژیک با انگیزه و ابعاد مقدماتی پاداش که به وسیله هیجان، فوریت یا میل شدید تجربه می شوند، رابطه دارد. در مقابل سیستم افیونی با جنبه هایی از پاداش که به ارضا و آرمان­خواهی ارتباط دارند، از جمله راحتی، خوشی و تخدیر مربوط می شود(دی چیارا و نورث، ۱۹۹۲؛ به نقل از تیسون، ۱۳۸۴).

 

۲-۳-۵-۲- نظریه های زیست شناختی

شواهد موجود بیانگر این نکته است که عوامل ژنتیکی به صورت نیرومندی حساسیت به اثرات سمی مواد را تحت تاثیر قرار می دهد. بررسی های انجام شده بر روی خانواده ها نیز بیانگر وجود عوامل مستعد کننده در بین مصرف کننده گان مواد مخدر است. برای مثال در یک پژوهش که روی مصرف کنندگان حشیش انجام گرفت نتایج نشان داد که در میان افرادی که زیاد حشیش استفاده می کنند، ۱۳% از بستگانشان نیز دچار اختلال مصرف حشیش هستند که این میزان در گروه کنترل ۴/۲ % است. این میزان در افرادی که افیون مصرف می­ کنند ، ۱۰ % در بستگانشان و ۴/۰ % در گروه کنترل است. برای کوکائین ۵/۷% در بستگان و ۸/۰% در گروه کنترل مشاهده شده است( مریکانگاس و همکاران، ۱۹۹۸؛ به نقل از تیسون، ۱۳۸۴).
اعتیاد والدین اثر ارثی مستقیم در اولاد دارد. سمی که در نتیجه مواد مخدر در بدن مادر ایجاد می شود به جنین منتقل و سبب ضعف قوای جسمی و روانی ، بخصوص عقب ماندگی ذهنی کودک می گردد . کودکان مادران معتاد به مواد مخدر، قبل از تولد، معتاد به همان ماده ای هستند که مادر به آن اعتیاد دارد(کلدی، ۱۳۸۴).

 

۲-۳-۵-۳- نظریه­ های روان­شناختی

رویکردهای روان­شناختی که به شرح وابستگی به دارو می­پردازند، بر این اعتقادند که بر اساس وابستگی به دارو با سایر سندرم­های رفتاری که تکانش یا رفتارهای تکانشی دارند مانند اختلال وسواسی جبری یا قماربازی مشترک است(میلر،۱۹۸۰؛ به نقل از تیسون، ۱۳۸۴). به ویژه تاکید بر این است که علیرغم مشکلات استعمال مواد، که شاهد یک کنترل تضعیف شده در مورد مصرف مواد و ادامه آن هستیم.

 

الف – نظریه های یادگیری

این نظریه ها بر این عقیده تاکید دارند که رفتارهای اعتیاد شامل یک دسته عادات بد می شوند که قابل اصلاح و تغییر هستند. این مدل ها، رفتارهای اعتیادی را روی یک پیوستار از مصرف مسئولانه یا مصرف در موقعیت های اجتماعی تا مصرف به صورت اعتیاد و مصرف اجباری مورد توجه قرار می دهند. این نظریه ها بر تعامل تاثیرات محیط فرد، ترکیب بیولوژیکی یا خلقی و فرایند های یادگیری تاکید دارند(نورانی پور، ۱۳۸۳).
بر طبق دیدگاه های یادگیری مصرف مواد با کاهش اضطراب توام است. این تفکر باعث تقویت رفتار شده و رفتار را به صورت عادت در می آورد(احمدوند، ۱۳۷۸). به عبارتی اگر افراد یادبگیرند با مشکلات خود کنار بیایند، ممکن است کمتر تمایل داشته باشند که مصرف مواد را روشی برای کنترل انگیزش اجتنابی خود بدانند(فرانکن، ۱۳۸۴).

 

ب – نظریه روان تحلیل گری

محدوده نظریه های روان تحلیل گری در مورد سوء مصرف مواد بازتاب نظریه های روان پویشی متفاوت است که در ۱۰۰ سال گذشته رواج داشته اند. نظریه های کلاسیک سوء مصرف مواد را معادل استمنا[۳۹] و یک مکانیزم دفاعی[۴۰] در مقابل تکانه های همجنس گرایانه[۴۱]، یا ظاهری از پسرفت دهانی[۴۲] دانسته اند. فرمول­بندی­های روان پویشی اخیر به روابط بین مصرف مواد و افسردگی مربوطند یا مصرف مواد را بازتاب اعمال مختل ایگو[۴۳](خود)معرفی می کنند(کاپلان و سادوک، ۱۳۷۸).
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
فنیکل[۴۴](۱۹۴۵) در یک چهارچوب روان تحلیل گرایانه می­نویسد؛ دلایل برای گرایش به الکل و سایر مواد اعتیاد آور، وجود ناکامی های بیرونی و یا بازداری های درونی است، به گونه ای که فرد جرات فعالیت مجدد فرامن را بدون دریافت کمک مصنوعی ندارد(کرد میرزا و همکاران، ۱۳۸۲).
روی آوری روان پویشی در ارتباط با سوء مصرف مواد ارزش و مقبولیت بیشتر دارند تا در ارتباط با درمان بیماران الکلیک. برعکس بیماران الکلیک، بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد با احتمال بیشتری ممکن است کودکی بی ثباتی داشته باشند. اقدام به خود درمانی با مواد نمایند و از روان درمانی بهره مند گردند. پژوهش های زیادی اختلالات شخصیت را با پیدایش وابستگی مواد ربط داده اند(کرد میرزا و همکاران، ۱۳۸۲).
نظریه های روان تحلیل گری معاصر بر اساس «خود»[۴۵]و تجربیات درونی شده در گذشته، اعتیاد را یک پاسخ پیشرونده در مورد کمبودهای خود تنظیم گری[۴۶] می دانند و استفاده از مواد اعتیادآور را یک مکانیزم سازگاری تلقی می کنند که فرد توسط آن می کوشد تا با کمبودهای خود تنظیمی که از محرومیت های دوران اولیه طفولیت و و تعاملات نادرست والدین و کودک سرچشمه می گیرد، مقابله کند. بر اساس این نظریه که فرضیه خود – درمانی نامیده می شود، چند نوع از آسیب های خود – تنظیم گری ( نظیر آسیب دیدگی تحمل عاطفی، آسیب دیدگی مراقبت از خود، آسیب دیدگی های مربوط به رشد شخصیتی و احترام به خود و روابط دارای مشکل) منجر به اعتیاد به مواد می­ شود(نورانی پور، ۱۳۸۲).

 

ج – نظریه­ های رفتاری­نگر

الگوی رفتاری­نگر از اعتیاد بر رفتار قابل مشاهده متمرکز است( تستون[۴۷]و همکاران، ۲۰۰۲؛ به نقل از سادوک، ۱۳۷۸). این مدلها بر رفتار جستجوی مواد تاکید دارند تا علایم جسمی وابستگی. برای اینکه مدل رفتاری به مصرف کلیه مواد مربوط باشد نباید بر وجود علائم ترک یا تحمل متکی بود چرا که بسیاری از مواد مورد سوء استفاده با پیدایش وابستگی فیزیولوژی همراه نیستند و بعضی از پژوهشگران چنین فرض کرده اند که چهار اصل رفتاری عمده در ایجاد رفتار موادجویانه موثرند. اصل اول و دوم مربوط به کیفیت تقویت مثبت و اثرات نامطلوب بعضی از مواد است. اکثر مواد مورد سوء مصرف با تجربه مثبت بعد از اولین مصرف همراهند. به این ترتیب، ماده به عنوان یک تقویت کننده برای رفتار گرایش به مواد عمل می کنند. اصل سوم اینکه، شخص باید قادر به تفکیک ماده سوء مصرف شده با سایر مواد باشد و اصل چهارم بیان می کند که تقریباً تمام رفتارهای مواد طلبانه با نشانه های دیگری که ممکن است با تجربه مواد همراه گردند رابطه داشته باشند. نظریه­ های رفتاری بر عواملی از قبیل کاهش تنش، الگوهای شناختی و انتظار و شرطی سازی تاکید دارند. از نظر این دیدگاه، نوع و مدت تنیدگی که احتمالاً پایه تنش است، بر میزان مصرف مواد و تفاوتهای فردی در آسیب پذیری نسبت به آن موثر است(کاپل و گریلی، ۱۳۸۲).

 

د . نظریه شناختی

طبق دیدگاه نظریه شناختی، شیوه تفسیر افراد از موقعیت های خاص، احساسات، انگیزش ها و اعمال آن­ها را تحت تاثیر قرار می دهد. تفسیرهای آن­ها به نوبه خود، در اغلب موارد با عقایدی که در این موقعیت­ها فعال می شوند، شکل می گیرند. این عقاید خاص، فرد را جهت سوء مصرف مواد آسیب پذیر می سازد. پژوهش ها نشان می دهد که اختلالات فکری پیش بینی کننده مصرف الکل و رفتار بزهکارانه پیش بینی کننده مصرف مواد در بزرگسالی است.
مارلات[۴۸](۱۹۸۵) چهار فرایند مربوط به اعتیاد را توصیف می کند که منعکس کننده مدل های شناختی هستند: احساس بسندگی[۴۹] شخصی، انتظارات در مورد پیامدها[۵۰]، اسنادهای علی[۵۱]و فرایندهای تصمیم گیری[۵۲]. احساس بسندگی شخصی به قضاوت در مورد توانایی خود برای مواجهه موفقیت آمیز با موقعیت های چالش انگیز یا پرخطر اطلاق می گردد. مارلات(۱۹۸۵) توضیح می دهد که سطوح پایین احساس بسندگی شخصی با عود[۵۳] و بازگشت و سطوح بالای احساس بسندگی شخصی، با پرهیز از مصرف مواد مخدر همراه است. فرایند دوم، انتظارات در مورد پیامدها است، که در واقع پیش بینی های فرد در مورد اثرات یک ماده اعتیادزا یا فعالیت اعتیادآمیز است(مارلات ،۱۹۸۵؛ به نقل از بک[۵۴]و همکاران، ۱۹۹۳). هر اندازه فرد در مورد مصرف مواد پی­آمدهای مثبت را بیشتر از پیامدهای منفی پیش بینی نماید، احتمال بیشتری وجود دارد که مصرف مواد مخدر را ادامه دهد(مارلات،۱۹۸۵؛ به نقل از بک و همکاران، ۱۹۹۳). فرایند بعدی اسنادهای علی است، اسنادهای علی به اعتقاد فرد به اینکه مصرف مواد به عوامل درونی یا بیرونی قابل اسناد است، اطلاق می گردد. علاوه بر مواردی که ذکر شد، مارلات(۱۹۸۵) سوء مصرف مواد مخدر و عود را به عنوان یک فرایند شناختی تصمیم گیری توصیف می نماید، وی(با مثال جالبی) اثبات می کند که مصرف مواد نتیجه تصمیم گیری های عدیده ای است و بسته به اینکه تصمیم گیری ها چه باشند ممکن است به مصرف یا عدم مصرف منجر شوند. علاوه بر این مارلات توضیح می دهد که در نگاه اول بعضی تصمیمات با مصرف مواد بی ارتباط به نظر می رسند. با این همه این تصمیمات در نهایت ممکن است به افزایش احتمال عود منجر شود، به دلیل اینکه فرد را به صورت فزاینده به سمت موقعیت های پرخطر[۵۵] سوق می دهد. مارلات در مثال خود توضیح می دهد، بعداز اینکه چندین ماه از سیگار کشیدن پرهیز نموده است«بدون قصد قبلی» تصمیم می گیرد که در قسمت سیگار آزاد هواپیما بنشیند. در نتیجه این تصمیم گیری، آسیب پذیری بیشتری برای بازگشت و عود پیدا می­ کند.
عکس مرتبط با سیگار

 

ه – نظریه شناختی – رفتاری

شناختی – رفتاری ها دیدگاه های متفاوتی دارند، آنها رفتارهای ناسازگارانه را محصول عقاید نادرست درباره خود و محیط می دانند. در این دیدگاه الکلیسم و وابستگی مواد، سازوکارهای مقابله ای ناسازگارانه­ای هستند که با افزایش مهارتهای حل مساله و مهارت ­های مقابله­ای می توان آنها را کاهش داد(بهرامی ، ۱۳۸۴). به علاوه بر اساس این نظریه ها اعتیاد بر اصول یادگیری و تغییر رفتار در انسان و حیوان مبتنی هستند که این مطلب به وسیله روان شناسان تجربی توصیف شده اند(آیزنک، ۱۹۸۲؛ به نقل از روتجرز[۵۶] و همکاران، ۲۰۰۳).
مبنا و اساس این نظریه ها، نظریه یادگیری اجتماعی است. یکی از مفروضه های اصلی نظریه های شناختی –رفتاری در مورد اعتیاد، فقدان و کمبود راهبردها و مهارتهای انطباقی است. الگوهای جدید شناختی – رفتاری اعتیاد نقش مقابله را به عنوان متغییری که هم خودکارآمدی و هم احتمال عود در موقعیت های پرخطر را تعدیل می کند، برجسته ساخته اند(آنیس[۵۷]، ۱۹۹۰، مارلات، ۱۹۸۵، مونتی[۵۸] ، آبرامز[۵۹]، کادن[۶۰] و کونی[۶۱]، ۱۹۸۹؛ سانچز-کرایگ[۶۲] و والکر[۶۳] ، ۱۹۸۲؛ به نقل از اشمیتز[۶۴] و همکاران، ۱۹۹۵).
در بین نظریه های شناختی – رفتاری اعتیاد، نظریه تنیدگی – مقابله و نظریه مارلات از پذیرش بیشتری برخوردارند که در زیر به آنها اشاره می شود.

 

 

نظریه تنیدگی – مقابله

یکی از رایجترین نظریه های شناختی – رفتاری اعتیاد، نظریه تنیدگی – مقابله است(ویلس[۶۵]و هیرکی[۶۶]، ۱۹۹۶؛ ویلس و شیفمن[۶۷]، ۱۹۸۵؛ به نقل از واگنر[۶۸]) و همکاران، ۱۹۹۹، میرز و وگنر،۱۹۹۵ به نقل از سینها،۲۰۰۱). از این نظر به مصرف مواد به عنوان یک پاسخ مقابله ای برای فشارهای زندگی نگاه می شود که می توان برای کاهش اثرات منفی یا افزایش اثرات مثبت عمل کند.
تنیدگی به مسائل یا مشکلاتی اشاره دارد که افراد در طی زندگی با آن مواجه می شوند؛ و مقابله به پاسخ­های شناختی یا رفتاری­ای که افراد برای مهار تنیدگی بکار می برند اطلاق می­ شود(لازاروس و فولکمن[۶۹]، ۱۹۸۴، ویلس و شیفمن، ۱۹۸۵ ؛ به نقل از واگنر و همکاران ، ۱۹۹۹). با توجه به این نظریه پیش بینی این امر منطقی است که هرنوع از مقابله(تنیدگی – مقابله، وسوسه – مقابله) نقش جداگانه ای در احتمال مصرف مواد دارد.
۲ – مدل شناختی – رفتاری مارلات
در دهه گذشته یکی از مدل های اثرگذار در خصوص اعتیاد، مدل مارلات(۱۹۸۵) در مورد فرایند عود بوده است( اشمیتز، ۱۹۹۵ ). بر اساس این مدل، احتمال عود در موقعیت های پرخطر، به وسیله پاسخ های مقابله ای ناکارآمد، احساس خودکارآمدی کاهش یافته و انتظارات مثبت در مورد اثرات پرخطر اعتیاد افزایش می یابد.
مارلات موقعیت پرخطر را موقعیتی تعریف می کند که در آن تهدید، فراتر از توان مقابله فرد ادراک می­ شود و راهی بجز تسلیم فرد در برابر وسوسه رفتارهای مربوط به اعتیاد باقی نمی گذارد(اشمیتز، ۱۹۹۵).
تحلیل محتوای دوره های عود در افراد وابسته به الکل، افراد معتاد به سیگار، معتادان هروئینی، قماربازان تکانشی و افراد پرخور به سنخ شناسی و موقعیت های پر خطر در بین گروه های نامتجانس سوء مصرف کننده مواد انجامید(کامینگر، گوردون و مارلات، ۱۹۸۰، مارلات، ۱۹۸۵؛ به نقل از اشمیتز، ۱۹۹۵). این سنخ شناسی پنج نوع موقعیت درون فردی(حالات هیجانی منفی، حالات فیزیکی – فیریولوژیکی منفی، افزایش حالات هیجانی مثبت، آزمایش مهار شخصی، تسلیم، میل و وسوسه شدن) و سه موقعیت بین فردی( تعارض بین فردی، فشار اجتماعی و افزایش حالات هیجانی مثبت) را شامل می شود(اشمیتز، ۱۹۹۵).
با توجه به مدل مارلات (۱۹۸۵) نقص مهارت های مقابله ای کلی به احساس خودکارآمدی کاهش یافته و افزایش احتمال اینکه رفتارهای اعتیادی به عنوان یک راهبرد مقابله ای مناسب مورد مناسب مورد استفاده قرار گیرد در موقعیت های پر خطر کمک می کند شود(اشمیتز، ۱۹۹۵).
نتایج بدست آمده از برخی پژوهشها این دیدگاه را حمایت می کند(مثلاً کانورز و همکاران، ۱۹۸۸؛ سیمن و سیمن، ۱۹۹۲؛ کوپر و همکاران ، ۱۹۸۸).
بر اساس این الگو، هدف اولیه درمان های پیشگیری از عود باید کمک به معتاد برای ایجاد راهبردهای رفتاری و شناختی کارآمد برای مقابله با موقعیت های بین فردی و حالات عاطفی منفی باشد.

 

۲-۳-۵-۴-نظریه دو وجهی اعتیاد

این نظریه، عود به مصرف مواد را ناشی از عوامل روانشناختی و اجتماعی می­داند و مقابله[۷۰] را متغییری اساسی فرض می­ کند که هم بر عوامل روانشناختی و هم بر عوامل اجتماعی اثر می­ کند. این نظریه در امتداد نظریه لازاروس و فولکمن قرار دارد که در آن مقابله به تلاشهای شناختی یا رفتاری ای اطلاق می­ شود که برای مدیریت یک خاسته خاص بیرونی(اجتماعی) یا درونی(روانشناختی) که فراتر از منابع شخص است مورد استفاده قرار می گیرد(کاستلانی [۷۱]و همکاران، ۱۹۹۹).
این نظریه بر مبنای دو فرضیه قرار دارد:
رابطه بین تنیدگی روانشناختی، ساختار اجتماعی و عود(بازگشت) به اعتیاد دو جانبه است.
مقابله، اثراتی که آشفتگی روانشناختی، ساختار اجتماعی و عود به اعتیاد بر همدیگر دارند را تعدیل می کند.
کاستلانی و همکاران(۱۹۹۹) به عنوان کسانی که این نظریه را مطرح کردند این دو فرضیه را به صورت دو مدل زیر مورد بررسی قرار دادند.
عود به اعتیاد، با عواملی مانند مسکن، در­آمد[۷۲] و ثبات شغلی(اجتماعی) و آشفتگی هیجانی و روانشناختی طور معناداری با یکدیگر همبسته هستند.
الگوی مربوط به مقابله الف) مقابله در بین عوامل به طور معنادار به عنوان متغییر تعدیل کننده مطرح شده است.
ب) از آنجا که مقابله این سه عامل را به یکدیگر پیوند می دهد، همبستگی بین مقابله و متغییرهای دیگر از همبستگی موجود در مدل نخست بیشتر خواهد بود.
با توجه به الگوی(۱) معتادانی که بی ثباتی اجتماعی فزاینده را تجربه می کنند، این افزایش در آشفتگی روان شناختی و در نتیجه به احتمال زیاد در بازگشت آنان به سوی اعتیاد نیز مشاهده می شود. علاوه بر این بر اساس الگوی نخست با افزایش آشفتگی های هیجانی و روانشناختی، بی ثباتی هیجانی نیز برجسته می شود و از این رو با افزایش بی ثباتی اجتماعی، احتمال عود نیز افزایش می یابد و این چرخه معیوب به این شکل تداوم می­یابد که وقتی اعتیاد آنها عود می کند اغلب آشفتگی هیجانی، روانشناختی و بی ثباتی اجتماعی نیز افزایش می­یابد.
با توجه به مدل(۲) وقتی مقابله به این معادله وارد می شود:
الف) به طور معناداری به عوامل روانشناختی، اجتماعی و عود همبسته است.
ب) به طور غیر مستقیم رابطه ای که بین عوامل اجتماعی، روانشناختی و عود با یکدیگر دارند را افزایش می دهد.
ج) درصد واریانس مدل را افزایش می دهد. بر اساس این مدل همانگونه که توانایی افراد برای استفاده از راهبردهای مقابله ای موثر کاهش می یابد، بی ثباتی هیجانی و اجتماعی آن ­ها بدتر می شود و احتمال عود آن ­ها بیشتر می شود، تا به همین منوال، وقتی عواطف منفی، مصرف مواد یا بی ثباتی اجتماعی افزایش می یابد اثربخشی مقابله کمتر می شود. از این رو، زوال در یکی از بخشهای زندگی فرد معتادبه شکست مقابله در بخشهای مختلف زندگی او می­انجامد و از هم پاشیدگی و زوال مقابله در این بخشها ناتوانی فرد برای مقابله در برابر عود را در پی دارد.
بر اساس این دو الگو متخصصان در درمان باید چند مساله خصوصاً هنگامی صادق است که بیمار به محیطی با تنیدگی زیاد و حمایت کم از قبیل محیط های کاری با امنیت کم و … وارد می شود.
در واقع کیفیت مقابله افراد در این موقعیت ها باید در درمان مورد توجه قرار گیرد. اگر این افراد، راهبردهای مقابله ای موثر برای تحمل موقعیت هایشان یا درگیری موثر در موسسه های اجتماعی که به آن­ها در تغییر سبک زندگی کمک می کند را در خود گسترش ندهند ممکن است مشکلات زیادی در حفظ آرامش خویش داشته باشند.
اولاً: درمان نباید منحصراً بر عود، آشفتگی روانشناختی یا بی ثباتی اجتماعی متمرکز باشد. بلکه هر سه مولفه و در عین حال ویژگی های خاص هر فرد را باید هدف قرار دهد. درمان تعاملی مستلزم درک گسترده چگونگی تعامل عوامل روانشناختی، اجتماعی، مقابله و عود در هر فرد خاص است.
دوماً: در مراقبه های پس از درمان، ثبات روانشناختی، اجتماعی و مقابله اثربخش نیز باید مدنظر قرار گیرد (کاستلانی و همکاران، ۱۹۹۹).

 

۲-۳-۶-علل خانوادگی

عموم پژوهشگران توافق دارند که تجربیات خانوادگی اثرات بزرگی بر وضعیت تکامل در حین و بعداز نوجوانی دارد و روابط خانوادگی اثرات عمیقی بر سایر جنبه های زندگی نوجوان مانند ارتباط او با افراد دیگر، موقعیت تحصیلی و اعتیاد می گذارد. نیازهای فیزیولوژیک و عاطفی کودک در محیط خانواده به وسیله والدین تامین می شود که باعث ایجاد اعتماد به اطرافیان و افزایش اعتماد به نفس می گردد. در کنار تامین نیازهای کودک، خواسته های والدین از کودک و نوجوان استانداردهای والای مورد نیاز برای رفتارهای درست اجتماعی و ارزش گذاری های اجتماعی را در او تقویت می کند(کاظمی، ۱۳۸۴).
تاثیرات مخرب اعتیاد به مواد مخدر از آن رو حائز اهمیت است که عواقب وخیم آن تنها فرد معتاد را در بر نمی گیرد، بلکه همسر، فرزندان، خانواده گسترده و دوستان و همکاران نیز در معرض آثار ویرانگر آن قرار خواهند گرفت. پژوهش ها نشان داده است که عملکرد تحصیلی پسران دارای پدر معتاد در مقایسه با پسران پدران غیر معتاد افت بیشتری داشته است(تعمیمی پور، ۱۳۸۴).
بین مصرف مواد اعتیاد آور توسط پدر یا مادر یا هردوی آنها و سوء مصرف و اعتیاد فرزندان رابطه وجود دارد. مشاهده مشروب خواری والدین در اوایل زندگی ممکن است تاثیر عمده ای در قبول پیشنهادها و اصرارهای همگان برای مصرف مواد در فرزندان داشته باشد.
به غیر از مصرف والدین، وجود اختلال در تعاملات خانوادگی، وجود تعارضات، نزاع­ها و درگیری­های اعضای خانواده، رفتارهای نادرست والدین با فرزندان، که شناخت­ها، عواطف و رفتارهای کودکان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد، از عوامل خطر آفرین برای سوء مصرف مواد و اعتیاد محسوب می شود(نورانی پور، ۱۳۸۳؛ احمدوند، ۱۳۷۸؛ بشارت، ۱۳۸۰).

 

نظر دهید »
اثربخشی آموزش پیش از ازدواج با الگوی السون بر نگرش به ازدواج دانشجویان- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

ابزار یا برنامه‌ای که در صدد بهبود ارتباط زوجین است باید بتوانند اطلاعاتی را در خصوص عوامل تعیین‌کننده در شکل‌گیری و تحول روابط قبل از ازدواج که پیش بینی کننده رضایت و ثبات زناشویی است، به دست بیاورد. در یک مطالعه جدید، استاهمن و هیبرت (۱۹۹۷) کوشیدند تا عواملی را که با موفقیت زناشویی در ارتباط است شناسایی نمایند. از یک گروه متنوع از ۲۳۸ نفر از کشیشانی که به ارائه مشاوره قبل از ازدواج پرداخته بودند، درخواست شده تا درصد زوجینی را که دچار مشکل یا شکایت در ۲۹ حیطه ممکن هستند را برآورد ضمنی نمایند. در افرادی که ازدواج اولشان بوده، حیطه هایی که بیش از همه زوجین در آنها مشکل داشتند به ترتیب عبارتند از: ارتباطات(۶۸%)، انتظارات غیر واقع بینانه از همسر یا زندگی زناشویی(۶۲%)، پول و مسائل مالی (۶۰%)، تصمیم‌گیری و حل مساله(۵۵%) و کشمکش بر سر قدرت(۶۲%) و در افرادی که ازدواج مجدد داشتند پنج حیطه ای که بیش از همه زوجین در آنها مشکل داشتند به ترتیب عبارت از: ارتباطات(۵۷%)، بچه ها(۵۷%)، مشکلات مربوط به ازدواج قبلی(۴۹%)، کشمکش بر سر قدرت (۴۸%) و پول و مسائل مالی(۴۷%). لارسن و هولمان در سال ۱۹۹۴ به مرور پژوهش‌های طولی و بین مقطعی انجام شده در ۵۰ سال گذشته در خصوص عوامل قبل از ازدواج که پیش‌بینی‌کننده کیفیت و ثبات زندگی زناشویی می باشند اقدام کردند. ثبات ازدواج، تحت عوامل وضعیت ازدواج (یعنی متارکه یا طلاق) و کیفیت ازدواج تحت عنوان ارزیابی ذهنی از رابطه زوجین تعریف شد. لارسن و هولمان براساس یک دیدگاه بوم شناسانه یا اکوسیستمی نتیجه گرفتند که پیش‌بینی‌کننده های زناشویی را می توان در سه دسته عمده جای داد. در دسته اول: عوامل پیش بینی زمینه ای یا بافتی شامل اثرات خانواده اصلی، عوامل اجتماعی- فرهنگی مانند سطح تحصیلات، سن ازدواج و بافت های فعلی همچون حمایت های به عمل آمده از رابطه توسط خانواده و دوستان قرار می گیرد. در دسته دوم: صفات و ویژگی‌های فردی از جمله سلامت عاطفی، عزت نفس و مهارت‌های بین فردی جای می گیرد. در دسته سوم: فرایندهای تعاملی زوجین با تاکید بر شباهت های بین فردی قرار می گیرد. لارسن و هولمان براساس پژوهش خود، نتیجه گرفتند که صفات فردی و فرایند های تعاملی زوجین مهم‌ترین مقوله‌ها در پیش بینی کیفیت و ثبات زندگی زناشویی محسوب می گردند. هم چنین لارسن و همکاران(۱۹۹۸) به مرور ۵ پرسشنامه سنجش قبل از ازدواج (PAQS) که در دسترس مربیان ومشاوران قبل از ازدواج بود، اقدام نمودند. این پژوهشگران این پرسشنامه را طبق معیارهای نظری و روان سنجی در ارتباط با بهره دهی آن ها در محیط های آموزشی و مشاوره‌ای مورد ارزیابی قرار دادند. آنها هم‌چنین پرسشنامه های مزبور را برای اینکه ببینند آیا عوامل پیش بینی موفقیت زناشویی که در مطالعه لارسون و هولمان شناسایی شده در آنها نیز لحاظ شده یا نه را، بررسی نمودند. در نتیجه مشخص شد پرسشنامه آماده سازی ۸۵% از عوامل مطرح شده در مطالعه لارسون و هولمان را مورد سنجش قرار می دهد. پژوهشگران براساس ارزیابی آنها در خصوص این پنج پرسشنامه، پرسشنامه آماده‌سازی را حائز بهترین ویژگی‌های روان‌سنجی معرفی نموده و آن را بهترین ابزار برای استفاده در مشاوره‌ی قبل ازادواج دانستند(لارسن و همکاران۱۹۹۸، نقل شده در امیدوار،۱۳۸۶). به طور خلاصه این مرورها به روشنی بیانگر اهمیت برخورداری از یک ابزار سنجش و برنامه زوجین است که حداقل بر پنج حیطه زیر تاکید داشته باشد. ارتباطات، حل تعارض، خانواده اصلی، مسائل مالی و اهداف. برنامه آماده‌سازی/غنی‌سازی بر یک چنین حیطه‌هایی قرار داشته و ارائه‌گر یک ابزار سنجش برای زوجین و نیز تمرینات مفید در زمینه‌های مذکور می باشد.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۲-۸-۵-۳معرفی برنامه آماده‌سازی/غنی‌سازی السون
در گام اول هریک از زوجین یکی از پرسشنامه‌های(آماده سازی[۴۲]، آماده سازی مدل (ام.سی)[۴۳]، انریچ یا میت[۴۴]) را تکمیل می کنند. آماده‌سازی برای افرادی که قصد ازدواج داشته و بچه ای ندارند، آماده‌سازی مدل (ام،سی) برای افرادی که قصد ازدواج داشته و دارای بچه، خواه از خود یا از ازدواج قبلی خود هستند. انریچ نیز برای کسانی که مزدوج بوده و طالب برنامه‌های غنی‌سازی یا مشاوره اند و کسانی که مدت ۲ سال یا بیشتر با هم بدون ازدواج زندگی کرده‌اند طراحی شده است. میت، نیز برای زوجین سالخورده(۵۰ ساله و بالاتر) طرح‌ریزی شده که درصدد ازدواج یا مواجهه با گذارهای زندگی نظیر بازنشستگی و تمرین برای پیشرفت زوج‌ها را امری لازم و ضروری می‌داند و چهارم به زوجین تمرین‌هایی می دهد که بر مهارت‌های حل تعارض و برقراری ارتباط اثر می‌گذارد. انریچ برنامه‌ای است که درصدد می‌باشد روابط زوجین را بهبود بخشد و قادر به تعیین عوامل و شرایطی است که براساس آن ها بتوان رضایت و سازگاری زناشویی را بعد از ازدواج پیش بینی کرد. به همین دلیل پژوهش‌های مختلفی را که در این راستا انجام شده بود، بررسی کرده تا این عوامل را شناسایی گردد. جمع آوری پژوهش‌های انجام شده نشان داد ۵ حوزه پیش‌بینی کننده کیفیت زندگی زناشویی عبارتند از: ۱٫ نحوه برقراری ارتباط ۲٫ توان حل تعارض ۳٫ وضعیت خانواده اصلی فرد ۴٫ مدیریت مالی در زندگی شخصی ۵٫ اهداف و فلسفه ازدواج(السون و السون،۱۹۹۹).
۱٫ نحوه برقراری ارتباط: مدل چند مختصاتی السون به دلیل تاکید خاصی که روی نظام ارتباطی در خانواده دارد و با تلفیق سه بعد انسجام، انعطاف‌پذیری و ارتباط، به خصوص به عنوان ابزاری جهت تشخیص مشکلات ارتباطی به کار می رود. بعد ارتباط با در نظر گرفتن خانواده به عنوان یک گروه و با توجه به مهارت‌های گوش دادن، صحبت کردن، خود افشایی، پیگیری مداوم و احترام خانواده ارزیابی می شود. مهارت‌های گوش دادن شامل همدلی و گوش دادن فعال است. ارتباط خوب بستگی به گوش دادن دقیق افراد به یکدیگر دارد. گوش دادن فعال شامل گوش‌ دادن همراه با توجه، بدون مداخله و سپس انعکاس آنچه که شنیده شده است می باشد. فرایند گوش دادن فعال به گوینده فرصت می دهد تا بداند که پیام‌های فرستاده شده به دقت درک شده است یا نه، زیرا شنونده آنچه را که شنیده است دوباره برمی‌گرداند. اغلب مشاجره هایی که بین دوستان و همسران اتفاق می‌افتد به خاطر این است که آنها وقتی را برای گوش دادن به دیگری و درک صحبت های او اختصاص نمی‌دهند. توسعه ی مهارت های گوش دادن فعال بسیار مهم است، بنابراین ضروری است که گفته های دیگران را به درستی بشنویم. مهارت های صحبت کردن شامل صحبت در مورد خود و نه در مورد دیگران می باشد. خود افشایی به در میان گذاشتن احساسات خود در ارتباط با دیگران اشاره می‌کند. منظور از پیگیری، تمرکز بر موضوع صحبت کردن است و منظور از احترام، بعد عاطفی ارتباطی می باشد. در خانواده ها و زوجین متعادل از نظر ابعاد انسجام و انعطاف پذیری، مهارت‌های ارتباطی و حل مسئله وحدت خوبی وجود دارد و برعکس، خانواده ها و زوجینی که از نظر انسجام و انعطاف پذیری در سطوح نامتعادل قرار دارند، دارای مهارت‌های ارتباطی ضعیفی هستند(السون و گرال،۲۰۰۳).
۲٫ توان حل تعارض: مونت گومر[۴۵](۱۹۸۹) تعارض زناشویی را به صورت فرایند تعاملی تعریف می‌کند. که در آن یکی یا هر دو همسر در مورد جنبه هایی از رابطه‌شان احساس ناراحتی می‌کنند و می کوشند به طریقی آن را حل کنند. پژوهشگران و صاحب نظران مسائل مادی، رابطه جنسی، سن زوج هنگام ازدواج، عواطف منفی، سبک دلبستگی، نگرش مذهبی، ویژگی های شخصیتی، اعتیاد، نقش های جنسیتی سنتی، و الگوهای ارتباطی را در ایجاد تعارض زناشویی موثر می داند(فرجاد،۱۳۷۴).
لانگ و یانگ (۲۰۰۷) یک فرایند ۴ مرحله ای برای بروز تعارض در زوجها مطرح می کنند. این مراحل عبارتند از:
الف) مخالفت اولیه: در این مرحله میزان و شدت تعارض حداقل است و معمولاً در زوجهایی بروز می کند که مدت کوتاهی است که با هم ازدواج کرده‌اند. این تعارضات بیشتر از ۶ ماه دوام ندارد و موجب رنجش و تنش در رابطه نمی شود. اکثر این زوجها در آستانه‌ی مشکل قرار دارند، اما در جلسه ی درمان به روش‌های روان- آموزشی پاسخ می دهند.
ب) تعارض تکراری: زوجهایی که در مرحله دوم تعارض به سر می برند، به طور مشخص تعارض مزمنی را احساس و ادراک می کنند که بیشتر از ۶ ماه طول کشیده است. ارتباط بین زن و شوهر باز است، بنابراین هر دو میتوانند نارضایتی شان را ابراز کنند، با این حال در این مرحله سرزنش و مثلث سازی تشدید می شود. زوج ها به گذران اوقات با یکدیگر ادامه دهند، اوقات خوشی را با هم سپری می کنند با این حال رنجش خاطر نیز مشاهده می شود. زن و شوهر ممکن است در پاسخ به استرس (فشار روحی) الگوهای همدم طلب- دوری گزین/ مسئول- سهل انگار یا فرزند ولی را بروز دهند.
ج) تعارض شدید: این زوجها با تعارض شدید مواجه می‌شوند که بیشتر از ۶ ماه طول می‌کشید و توأم با دوره‌هایی از اضطراب، استرس شدید است. سرزنش، جبهه‌گیری و جنگ قدرت دیده می شود. خشم و کنترل مسائل اولیه هستند و ممکن است به طور موقت با تشدید مثلث سازی با رویدادها با شخص ثالث فروکش کنند. این تلاش‌ها اقدامی است برای کاهش تعارض در هنگامهای که حداکثر تنش و فشار وجود دارد. ارتباط قطع شده است و اعتماد بسیار کم است.
د) رابطه تشدید یافته زوج ها: مشخصه زوج هایی که در مرحله ی چهارم تعارض قرار دارند حد اعلای تمام وجوه استرس در رابطه است. یعنی ارتباط بسیار ضعیف است، جنگ قدرت و سرزنش بسیار بالاست، انتقاد شدید است، بی پرده گویی از خود وجود ندارد. مثلث سازی که ممکن است به شکل گرفتن وکیل باشد دیده می‌شود. درمان رابطه توصیه نمی شود چون خشم بیش از حد زیاد است (سودانی و همکاران،۱۳۹۰)
۳) وضعیت خانواده اصلی فرد: جهان بیرون از خانواده از طریق اعضای بیرون از خانواده به شدت بر خانواده تاثیر می‌گذارد. منظور از اعضای بیرون از خانواده، خویشاوندان و بستگانی هستند که در خانوار خانواده سکونت ندارند اما جزئی از خانواده به حساب می آیند مثل پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها. در بسیاری از فرهنگ ها اعم از قدیم یا جدید اعضای بیرون از خانواده نقش مهمی در زندگی روزمره خانواده دارند. امروزه علی رغم افزایش فرد گرایی، زندگی خانوادگی هنوز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. افراد غالبا ارتباطات عاطفی و مالی خود را با اعضای خانواده، علی رغم اینکه با آنان زندگی می کنند یا نه حفظ می کنند. پیوندهای خویشاوندی هنوز هم مهم هستند . یکی از شاخص‌های تمایز روابط خویشاوندی با بقیه ی روابط در این است که بادوام ترند. الزام خویشاوندی از یک وظیفه ی رسمی به رفتاری داوطلبانه تغییر یافته است(افقری،۱۳۹۱). خویشاوندان و آشنایان هم چنین از جمله عوامل بیرونی هستند که به واسطه کارکرد حمایتی خانواده، نقش مهمی را در ثبات و استحکام آن بازی می کنند. این حمایت بیرونی چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی، در جوامع سنتی بیشتر به چشم می‌خورد. در این جوامع، به دلیل غلبه ی الگوی خانواده ی گسترده، خانواده‌ها معمولا برای کمک به گروه‌های خانوادگی کوچک در دسترس هستند و این امر باعث می شود نقش های خانوادگی آسیب کمتری بر افراد وارد سازد(فاتحی زاده و همکاران،۱۳۸۴).
۴)مدیریت مالی در زندگی شخصی: بزرگسالان عموما مایل نیستند که در مورد پول، خصوصا اینکه درآمد آنها چقدر است صحبت کنند. اغلب جوانان خیلی به فکر بودجه بندی نیستند، خصوصا اگر هنوز با والدینشان زندگی کنند. اغلب والدین از فرزندانشان در ارتباط با واقعیت های تلخی که مسائل مالی به بار می آورد، محافظت می کنند. والدین اغلب معتقدند که آنها با اجازه دادن به فرزندان در لذت بردن از سالهای دبیرستان و دانشجویی شان، به آنها لطف می کنند. اما وقتی با واقعیت مواجه می شوند، آنها بدهی سنگینی را متحمل می شوند. موضوعات پولی توجه زوج ها را می طلبد- خواه آنها دوست داشته باشند یا نه- و محققین دریافته اند که مسائل مالی، مواردی هستند که بعد از ازدواج اغلب در مورد آنها بحث و جدل می شود. پول، ممکن است معنای کسب و حفظ قدرت در مقابل شریک یا دیگر اعضای خانواده را داشته باشد. حتی در مرحله ی آشنایی در یک رابطه، رابطه ی بین پول و قدرت می تواند موضوع مهمی باشد که بر سر آن رقابت وجود دارد. محققینی که در ارتباط با قدرت خانواده مطالعه می کنند، دریافتند زنان شاغل در مقایسه با زنان غیر شاغل، قدرت تصمیم گیری بیشتری را در منزل اعمال می کنند(بحیرایی و فتحی،۱۳۸۸).
۵) اهداف و فلسفه ازدواج: ازدواج می تواند خشنود کننده ترین یا ناکام کننده ترین تجربه ی زندگی دو فرد باشد. در حقیقت، بیشتر ازدواج ها از برخی جهات بسیار ارضاء کننده و از برخی جهات دیگر بسیار ناکام کننده هستند. مواردی مهمی وجود دارد که باید قبل از ازدواج درباره ی آنها خوب فکر کرد:
هر فرد قبل از ازدواج باید مستقل، و به درجه ی بالایی از پختگی رسیده باشند
هر دوی زوجین به همان اندازه که دیگری را دوست دارند خودشان را هم دوست داشته باشند.
هر دوی زوجین باید به همان اندازه که از با هم بودن لذت می برند از جدا از هم بودن نیز لذت ببرند.
زوجین شغل یا کار مناسبی داشته باشند.
زوجین خود را بشناسند.
لازم است زوجین با جرات ورزی خود بیانگری داشته باشند.
زوجین سعی کنند بدون خود خواهی نیازهای متقابل یکدیگر را ارضاء کنند(بحیرایی و فتحی،۱۳۸۸).

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

۲-۲-۸-۵-۴ فرایند جلسات آموزش پیش از ازدواج طبق الگوی السون

جلسه اول: ‌معارفه و آشنایی
در این جلسه آشنایی اعضا و معارفه صورت می گیرد. هم چنین پرسش در مورد اهداف اعضا از شرکت در گروه و بیان اهداف جلسات و جهت دهی به اهداف اعضا و قرارداد شفاهی در گروه صورت می گیرد. در نهایت توجیه عملیات سنجش و انجام ارزیابی اولیه با بهره گرفتن از پرسشنامه نگرش به ازدواج انجام گرفت.
جلسه دوم: کشف نقاط قوت و نیاز به رشد
بحث این جلسه به کشف نقاط قوت و نیاز به رشد اختصاص دارد که ابتدا مقدمه ای در مورد نقاط قوت و نیازمند رشد در روابط زناشویی بیان می شود، سپس با استقاده از تمرین ها و مهارت هایی که اعضا فرا می گیرند به کشف نقاط قوت و نقاط نیاز به رشد خود در زندگی زناشویی می پردازند.
جلسه سوم: مهارت های ارتباطی
پس از گفت و گو در مورد مباحث جلسه قبل، بیان مقدمه ای در مورد ابراز گری و گوش دادن فعال بیان می شود، سپس در مورد تکنیک ها و مهارتهای ابراز کردن و گوش دادن سازنده و همچنین ارزش گفت و گوها و تعریف و تمجید های روزانه بحث می شود و در نهایت تکنیک های مدل سازی گوش دادن فعال مدل سازی ابرازگری سازنده توسط مشاور اجرا می شود. و در نهایت اعضا موظف به تهیه ی لیست آرزوها می شوند.
جلسه چهارم: آموزش مدیریت تعارض
پس از گفت و گو در مورد تکلیف جلسه قبل مقدمه ای در مورد تعارض و نقش آن در روابط زناشویی بیان می شود و راه حل تعارض با بهره گرفتن از معرفی ۱۰ گام مدیریت تعارض تشریح می شود و در نهایت از تکنیک مدل سازی نحوه مدیریت تعارض با مشارکت اعضا در جلسه استفاده می شود.
۱۰ گام مدیریت تعارض زوجی شامل:
۱-زمان و مکانی برای گفت و گو اختصاص دهید.
این مهم است که زوجین بدون حواس پرتی بر مشکل تمرکز کنند.
۲-مشکل یا اختلاف نظر موجود را تعریف کنید.
شفاف کردن مسئله به صورتی که هر دو نفر بدانند آنها در مورد یک مسئله مشترک صحبت کنند، مهم است.
۳-هر کدام از شما چه تاثیری در مشکل داشته اید(چه کمکی به حل آن کرده اید).
مشارکت دو طرفه در مسئولیت پذیری، ایراد گیری از طرف مقابل را حذف می کند. بخاطر بیاورید: هنگامی که شما انگشتتان را به طرف کسی نشانه می گیرید، سه انگشت دیگر را به عقب و به سمت خودتان نشانه گرفته اید. وقتی که در یک ارتباط مسئله ای وجود دارد، بندرت فقط یک شخص مقصر است.
۴-در گذشته چه تلاش هایی برای حل مشکل کرده اید که موفقیت آمیز نبوده است.
مرور رویکردهای ناموفق به افراد کمک می کند که بر نیاز به طرح موضوع با راه حل های جدید تاکید کنند.
۵-در ذهن خود به دنبال تمام راه حل های ممکن بگردید و فهرستی از آنها تهیه کنید.
همه ی راه حل های مثبت، حتی عقایدی که ممکن است عجیب به نظر برسد را فهرست کنید. خلاق باشید و به خاطر داشته باشید که هیچ جواب درست یا غلطی وجود ندارد. هنگام بارش فکری هیچ عقیده ای را ارزیابی نکنید. زیرا شما در ابتدا نیاز به تفکر دارید تا آنها را ارزیابی کنید
۶-راه حل های ممکن را بیان و ارزیابی کنید.
در این مورد صحبت کنید که هر کدام از شما می توانید به حل مسئله کمک کنید.
۷-با توافق یکدیگر یکی از راه حل ها را انتخاب کنید.
با این ایده شروع کنید که تفکر هر دوی شما به احتمال زیاد مسئله را حل می کند، و فقط تلاش شما را می طلبد.
۸-هر کدام از شما برای راه حل فوق چه باید بکنید.
مخصوصا در مورد آنچه که هر کدام از شما برای کمک به حل تعارض انجام خواهید داد بحث کنید و در صورت امکان آنها را یادداشت کنید.
۹-جلسه دیگری ترتیب دهید و پیشرفتتان را ارزیابی کنید( اگر پیشرفتی نداشتید گام‌های ۵ تا ۸ را دوباره با انتخاب راه حل دیگر تکرار کنید).
۱۰-به یکدیگر برای کمک به راه حل جایزه بدهید.
توجه به کارهای کوچکی که دیگر افراد انجام می‌دهند تنها راه برای رسیدن به راه حل دوطرفه است. از افراد برای تلاشی که کرده اند تشکر و تحسین کنید.
جلسه پنجم: خانواده اصلی و خانواده فعلی
پس از پیگیری نحوه انجام تکلیف حل تعرض در جلسه قبل، مقدمه‌ای بر تاثیر خانواده اصلی بر زندگی فعلی و کسب نظر اعضاء در این باره بیان شد و سپس در مورد نقشه خانوادگی و معرفی ابعاد صمیمیت و انعطاف‌پذیری و هم چنین مدل‌سازی و آموزش تعادل در جدایی و با هم بودن(ریز نمودن رفتارها)، توضیحاتی ارائه گردید.
جلسه ششم:مدیریت مالی خانواده
بیان مقدمه‌ای بر مسائل مالی در خانواده، سپس به گفت‌وگوی گروهی در مورد جایگاه پول در خانواده انجام می‌شود و از اعضا خواسته می‌شود که اهداف مالی بلندمدت، اهداف مالی کوتاه مدت برای خود تعیین کنند و در مورد آنها به بحث و گفت و گو پرداخته شد.
جلسه هفتم: تعیین اهداف فردی، زوجی و خانوادگی
بیان مقدمه‌ای در مورد هدفمندی معنی در زندگی، سپس مدل سازی نحوه هدف گزینی براساس مدل Change استفاده شد.
مدل‌سازی نحوه هدف گزینی براساس مدل change:
Commit(تعهد) خود را به یک هدف مشخص اختصاص دهید.
Habits(عادت) عادت های گذشته را کنار گذارید و رفتار جدیدی را شروع کنید.
Action(عمل) در هر لحظه یک گام بردارید.
Never give up(هرگز تسلیم نشوید) بدانید که اشتباهات اجتناب ناپذیرند.
Goal-Oriented (هدفمندی) به اهداف مثبت بیندیشید.
Evaluate reward yourself خود را بسنجید و به خود جایزه دهید.
در نهایت پرسشنامه نگرش به ازدواج مجدداً اجرا گردید و به جمع بندی کل مطالب در جلسات پرداخته شد.
۲-۳ پیشینه تحقیق

 

۱-۲-۳پیشینه تحقیقاتی در داخل کشور

قربانی و خلج(۱۳۹۰) به بررسی تاثیر آموزش و مشاوره در ارتباط با مسائل زناشویی در نحوه نگرش به روابط جنسی در دختران بدو ازدواج در مرکز مشاوره ازدواج پرداختند، : نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد که شناخت جنبه های گوناگون مسائل جنسی و اختلالات و مشکلات زوجین و انتقال اطلاعات لازم به آنان خصوصاً زنان و انجام آموزش‌های لازم به منظور ارتقای سطح آگاهی و درک دختران از خویشتن ضروری به نظر می رسد. سهرابی و همکاران(۱۳۹۱) به بررسی تاثیر مشاوره قبل از ازدواج بر آگاهی زوجین مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره قبل از ازدواج پرداختند، نتایج حاکی از آن بود آموزش‌های ارائه شده در مشاوره قبل از ازدواج بر میزان آگاهی افراد موثر می باشد و در مورد تالاسمی نیز سعی شود اطلاعات بیشتر و کاملتری در اختیار زوجین قرار گیرد. در پژوهش آقاجان بگلو و همکاران (۱۳۹۲) که به بررسی رابطه کلاس‌های آموزش پیش از ازدواج و استحکام خانواده از دیدگاه زوجین پرداخته شد، ۴ متغیر آگاهی از مسائل جنسی، آگاهی از مهارتهای زندگی، آگاهی از مسائل روانشناختی و مهارتهای ارتباطی و آگاهی از مسائل اجتماعی مورد آزمون قرار گرفت و نتایج حاکی از آن بود که آموزش این متغیرها از نظر شرکت‌کنندگان در کلاس های فوق در استحکام خانواده می تواند تاثیرگذار باشد.اما نتایج آمار توصیفی نشان داد که در این کلاس‌ها به آموزش این متغیرها توجه لازم نشده است. درپژوهش هویلی پور و همکاران(۱۳۹۱) که با هدف اثربخشی آموزش پیش از ازدواج بر انتظارات و نگرش‌های فرزندان دختر در آستانه ازدواج کارکنان شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب انجام گرفت، نتایج نشان داد تفاوت گروه‌ها پس از آموزش از لحاظ انتظارات و نگرش‌های زناشویی در سطح p<0.05 معنی‌دار و یافته ها بعد از یک ماه نیز پایدار بودند. بنابراین آموزش پیش از ازدواج بر بهبود انتظارات و نگرش ها موثر بود.
در پژوهش نجارپوریان و همکاران(۱۳۸۷) که به تاثیر آموزش تعهد پیش از ازدواج بر بهبود ویژگی‌های تعهد در دختران دانشجو پرداخته شد. نتایج نشان داد که آموزش تعهد پیش از ازدواج، بر بهبود ویژگی‌های تعهد و افزایش میزان آن تاثیر مثبت داشته، و نمرات پس آزمون گروه آزمایش به طور معنی داری نسبت به نمرات گروه کنترل بیشتر است.

 

۲-۲-۳پیشینه تحقیقاتی در خارج از کشور

نظر دهید »
بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی-عاطفی-رفتاری بر افزایش عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر شهر بندرعباس- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

هم چنین می توان گفت: مشاوره گروهی یک سلسله فعالیت های سازمان یافته و تعامل بین اعضای گروه است که در یک زمان و در یک مکان به خاطر حل مشکل معین و یا گفت و گو درباره مسایل گوناگون انجام می پذیرد که موجب می گردد فرد خود را به آن گونه که هست بپذیرد و رابطه خود را با دیگران گسترش دهد چون اعضای مشاوره گروهی علی رغم راهنمایی گروهی معمولاً دارای مشکلی هستند، از این جهت هدف مشاوره گروهی در مرحله اول متوجه حل مشکل است(شفیع آبادی، ۱۳۸۶). به علاوه سبب می شود مراجعان به عقاید و نظریات یکدیگر توجه کنند و بر سوابق و گذشته ها چندان تأکیدی نداشته و به مسائل مشترک بین اعضای گروه بپردازند. مراجعان احساس می کنند که رفتار آنان برای عملکرد بهتر در زندگی کافی نیست، و برای برخورد با مسائل مختلف زندگی به مهارت های بیش تری نیاز دارند. در مشاوره گروهی افراد ترغیب می شوند تا علت و چرایی رفتار خود را درک کنند و استعدادهای خود را بشناسند و آن ها را شکوفا سازند(فرانک[۳۶]، ۱۹۷۳).
بنابراین هدف نهایی مشاوره گروهی تصمیم گیری متعادل و منطقی در مورد هر یک از موارد مطرح شده در گروه است(شفیع آبادی،۱۳۸۶).
۲-۲- ۱-۳ ارزش های مشاوره گروهی:
هدف مشاوره گروهی رسیدن به اهداف، ارضای نیازها و ایجاد تجاربی است که برای تک تک اعضای تشکیل دهنده گروه، با ارزش است. برخی از امکاناتی که مشاوره گروهی برای اعضا فراهم می کند به شرح زیر است:

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

کاوشی در زمینه مشکلات، نگرانی ها و نیازهای سازشی و تکاملی فرد که با پشتیبانی یک گروه حمایتی انجام می پذیرد. گروه می تواند یک محیط اجتماعی واقع بینانه فراهم کند، محیطی که مراجع در آن می تواند به تعامل با همتایانی بپردازد که نه فقط ممکن است مشکلات یا نگرانی های او را درک کنند، بلکه در بسیاری از موارد، در نگرانی های همسان یا مشابهی گرفتارند. مشاوره گروهی می تواند احساس امنیت لازم برای قبول خطر و تعادل خودجوش و آزادانه با اعضای گروه را فراهم کند و بدین سان با بهره گرفتن از تجارب همتایان، احتمال پرداختن به نیازهای تک تک اعضا فراهم می شود(گیبسون[۳۷] و میشل[۳۸]، ۱۹۹۵، ترجمه ثنایی، ۱۳۷۷).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

مشاوره گروهی برای مراجع امکان کسب بصیرت نسبت به احساسات و رفتار خود را فراهم می کند و وقتی مراجع بر اثر تعامل با اعضای گروه مشاوره، نسبت به رفتار و احساسات خود بصیرت تازه ای پیدا کند، مفهوم خود وی نیز از این بصیرت تأثیر می پذیرد. ارزش تغییرات مثبتی که بر اثر بصیرت های ناشی از تجارب مشاوره گروهی در “مفهوم خود” پیدا می شود، با توجه به نفوذ گسترده “مفهوم خود” بر سازگاری شخصی- اجتماعی و تصمیمات تحصیلی و شغلی، ملموس و آشکار می گردد(گیبسون و میشل، ۱۹۹۵، ترجمه ثنایی، ۱۳۷۷).

مشاوره گروهی، فرصت برقراری روابط مثبت و طبیعی با دیگران و توانایی درک اثر رفتار خود بر دیگران را برای مراجع فراهم می آورد. هم چنین روابط شخصی اعضا در مشاوره گروهی، یک فرصت عالی و مستمر برای محک زدن روابط بین فردی و کسب مهارت در این روابط را ایجاد می کند. لذا مراجع با بهره گرفتن از فرایندهای گروهی و اثر متقابل آن ها بر یکدیگر و هم چنین از راه در میان گذاشتن تجارب خود با اعضای گروه، الگوهای رفتاری اولیه خود را تغییر می دهد و در شرایطی که مهارت های بین فردی را می طلبد، به دنبال رفتارهای تازه و مناسب تری خواهد بود (گیبسون و میشل، ۱۹۹۵، ترجمه ثنایی، ۱۳۷۷).

مشاوره گروهی فرصتی برای کسب مسؤولیت نسبت به خود و دیگران فراهم می کند.”عضو مشاوره گروهی شدن” دلالت بر قبول مسؤولیت دارد. معمولاً با شکل گیری روابط و اهداف گروه، اکراه اولیه اعضا برای قبول مسؤولیت رفتار خود به مشارکت در گروه و گردن نهادن به انتظارات گروه ازبین می رود(گیبسون و میشل، ۱۹۹۵، ترجمه ثنایی، ۱۳۷۷).

“گروه از نظر روان شناختی اثرات ترغیب کننده رشدی دارد. در حساسیت، در توانایی کنترل احساسات، در هدایتی بودن انگیزش، نگرش در باب خود و نگرش در باب دیگران و در وابستگی متقابل تغییراتی رخ می دهد. حساسیت، بر آگاهی بیشتر از احساسات خود و احساسات و ادراک های دیگران ناظر است و آن متضمن باز بودن، اعتبار و خودانگیختگی می باشد. کنترل احساسات بر تسلط بر احساسات خود و هماهنگی بین احساسات و رفتار ناظر است. منظور از هدایتی بودن انگیزش بر مفاهیمی چون” خودشکوفایی” ” خود سامانی” تعهد و راهبری” دلالت دارد، نگرش در باب خود شامل پذیرش خود، مناعت طبع، هماهنگی بین خود واقعی و خود آرمانی و اطمینان می باشد، و نگرش در باب دیگران، کاهش سلطه گرایی، پذیرش بیش تر دیگران، تأکید کاهنده بر ساختار و کنترل و تأکید فزاینده بر مدیریت مشارکتی را شامل می شود. منظور از وابستگی متقابل، شایستگی بین شخصی، کارگروهی در حل مسأله و عضو خوبی برای گروه بودن را در بر می گیرد( راجرز[۳۹]، ۲۰۰۰، ترجمه ماهر، ۱۳۸۵).
۲-۲-۱-۴ اهداف و مراحل کار در مشاوره گروهی:
اهداف مشاوره گروهی ارتباط نزدیکی با مزایا و محدودیت های این روش دارد. در مشاوره گروهی در مقایسه با مشاوره فردی، تجربه بیشتر از نوع کنش ها و کارکرد زندگی روزمره خواهد بود. ارزش ها به وسیله اعضای گروه مطرح می شود و نظرات و اظهارات گوناگونی را در مورد راه و روش زندگی برمی انگیزد. مشاوره گروهی به اعضا کمک می کند تا :

 

 

خود را بشناسند و هویتشان را درک کنند.

به “خود پذیری” برسند.

با رشد “خود جهت یابی” و توان حل مشکلات، بتوانند در برخوردهای اجتماعی موفق شوند.

احساسات و نیازهای دیگران را بدانند و همدلی با آنان را توسعه دهند.

با واقعیت های موجود سازگار شوند و بتوانند آن چه را که فکر می کنند و به آن معتقدند ابراز دارند.

اهداف مشخص و قابل وصولی را برای خود ترسیم کنند و به سوی آن اهداف حرکت نمایند.

با رشد مهارت های اجتماعی و ایجاد رابطه متقابل با دیگران قادر به سازگاری با مسؤولیت های شخصی و اجتماعی بشوند(احمدی،۱۳۸۶).

مشاوره گروهی ممکن است نقش پیشگیری داشته باشد و به افراد این فرصت را می دهد که از مهارت های خود برای پیشگیری از مشکل و تغییر محیط استفاده نمایند. برای افرادی که مشکلات جدید و حادی دارند، مشاوره گروهی می تواند به عنوان جریانی برای تغییر رفتار آنان باشد. گروه نمونه کوچکی از جامعه است و در آن جا اعضا می توانند الگوهای مختلف رفتاری را مشاهده کرده و به راه حل های مناسبی برسند(احمدی،۱۳۸۶).
مراحلی که در مشاوره گروهی دنبال می شود عبارت است از:
مرحله اول- اکتشاف: در این مرحله اعضای گروه، همدیگر را معرفی کرده و اهداف مورد نظر خویش را بیان می کنند و در مورد برخی از امور اساسی به توافق می رسند.
مرحله دوم- انتقال: اعضای گروه به خودابرزی می پردازند و با انجام این کار، فشار از جانب گروه را تجربه می کنند. آنان در موقع خودابرازی، احساس خواهند کرد که چه فشارهایی از طرف گروه برای جلوگیری از این کار انجام می پذیرد.
مرحله سوم- مرحله عمل: در مرحله آخر به تدریج خودابرازی خاتمه می پذیرد و گروه اعضا را تقویت و ترغیب می کند تا رفتار خویش را تغییر دهند(احمدی،۱۳۸۶).
۲-۲-۱-۵ مزیت های مشاوره گروهی:
اسلاوسون[۴۰](۲۰۰۳)، بعضی محاسن مشاوره گروهی را این گونه مطرح می کند:

 

 

جلب حمایت عاطفی از طریق تعامل گروهی

ایجاد تخلیه عاطفی

کاهش اضطراب و احساس گناه

فراهم نمودن فرصتی برای آزمایش جوانب مختلف واقعیت های اجتماعی

فراهم نمودن فرصتی برای تغییر مفهوم خود در جهت افزایش عزت نفس و شناخت توانایی های سازنده که این امر به افزایش پذیرش اشخاص دیگر و تحمل تجارب ناکامی منجر می گردد(بنت[۴۱]، ۱۹۹۸).

مشاوره گروهی تقویت کننده رشد و معطوف به پیشگیری و درمان است. بدین معنا که مراجع توانایی عملکرد مفید در قبال جامعه را دارد اما ممکن است در زندگی خود دچار تعارض هایی شده باشد، که در این موارد مشاوره موفق امکان حل این تعارض ها را بدون آثار شخصیتی وخیم فراهم می آورد. هم چنین مشاوره گروهی جنبه رشدی دارد، چرا که به افراد گروه انگیزه ایجاد تغییراتی را می دهد که بیش از همه به نفع خود آن ها است(گیبسون ومیشل،۱۹۹۵).

مشاوره گروهی از نظر زمان و هزینه مقرون به صرفه است، چرا که در زمان واحد به تعداد بیش تری خدمات مشاوره ای ارائه می گردد. تعلیمات گروهی معمولاً از ضمانت اجرایی بیش تری برخوردار است چون اعضای گروه معمولاً تفاوت سنی زیادی با هم ندارند، بنابراین تصمیمات آن ها با توافق بیش تر و به دور از فشار و اجبار اتخاذ می گردد. بازخوردهای اعضا در مشاوره گروهی به مراتب بیش تر از بازخوردهای مشاوره انفرادی است. تعداد بازخوردها و افزایش روابط بین اعضا عامل مهمی در یادگیری و تغییر رفتار است و به میزان زیادی یادگیری را فزونی می بخشد. از طریق مشاوره گروهی می توان آن عده از افرادی را که به مشاوره انفرادی نیاز دارند مشخص کرد(شفیع آبادی، ۱۳۸۹).
۲-۲-۱-۶ سازمان دهی مشاوره گروهی:
کاپلان[۴۲](۱۹۹۵)، در رابطه با ساختار تشکیلاتی گروه موارد زیر را مطرح می نماید :
اندازه گروه: مشاوره گروهی یا گروه درمانی با گروه های کوچک مثل ۳ نفر و گردهمایی بزرگ مثل ۱۵ نفر نیز موفق بوده است. با این وجود اکثر درمانگرها ۸ تا ۱۰ نفر را تعداد مناسب برای گروه می دانند. در گروه های کوچک ممکن است تعامل کافی پیدا نشود، مگر این که اعضای گروه آدم های پر حرفی بوده باشند. در گروه بزرگ نیز ممکن است تعامل بیش تر از آن باشد که اعضا یا درمانگر بتوانند پیگیری نمایند.
تعداد جلسات: اکثر درمانگران گروهی جلسات هفتگی ترتیب می دهند. تداوم جلسات حائز اهمیت است. در بعضی موارد گروه، هفته ای دو بار تشکیل می شود.
طول جلسات: به طور کلی جلسات گروه، یک تا دو ساعت و به طور متوسط یک و نیم ساعت طول می کشد. با این وجود زمان انتخاب شده باید ثابت باشد.
گروه های همگون و ناهمگون: اکثر درمانگرها معتقدند که باید گروه ناهمگون باشد تا حداکثر تعامل صورت گیرد. بنابراین گروه باید از اعضای طبقات تشخیصی مختلف و با الگوهای رفتاری متفاوت انتخاب شوند، تمام نژادها، سطوح اجتماعی و زمینه های تحصیلی را دارا باشند، به طور کلی بیماران بین ۲۰ تا ۶۵ سال را می توان به طور مؤثری در یک گروه قرار داد. تفاوت های سنی سبب می شود که مدل های فرزند- والدین و برادر و خواهری پدید آید، به علاوه گروه فرصتی پیدا می کند تا مسائل بین فردی را که به نظر غیر قابل تسلط می رسد بازسازی و اصلاح نماید.
گروه های باز و گروه های بسته: بعضی از گروه ها تعداد و ترکیبات معینی از مراجعین را دارند، اگر عضوی گروه را ترک کند، عضو جدیدی به جای او گرفته نمی شود، چنین گروه هایی اصطلاحاً ” بسته” نامیده می شوند و گروه باز گروهی است که تغییریابی در آن زیاد می باشد و وقتی اعضای قدیمی آن را ترک می کنند اعضای جدید جای آن ها را می گیرند.
نقش درمانگر: هرچند عقاید در مورد فعال یا کنش پذیر بودن درمانگر متفاوت است، توافق کلی وجود دارد که نقش درمانگر تسهیل و کمک است. در شرایط ایده آل اعضای گروه، خودشان منبع عمده بهبود و تغییر هستند. جوی که شخصیت درمانگر به وجود می آورد یکی از عوامل قوی ایجاد تغییر است. درمانگر بیش از یک کارشناس ساده است که با به کاربردن روش های مختلف را می داند. وی از یک نفوذ شخصیتی نیز برخوردار است که بر متغیرهایی مثل همدلی، صمیمیت و احترام تأثیر می گذارد(کاپلان،۱۹۹۵، ترجمه پورافکاری، ۱۳۷۶).
۲-۲-۱-۷ روش مشاوره گروهی:
مشاوره گروهی که مستلزم ایجاد رابطه ای عاطفی است، برای رسیدن به هدف ها و مقاصد گوناگون و متعددی تشکیل می شود. مهم ترین عامل در تشکیل مشاوره گروهی، تعیین هدف ها و مقاصد گروه می باشد. به هنگام تشکیل مشاوره گروهی، ابتدا باید نوع مشکلات هر یک از اعضای شرکت کننده قبلاً مشخص گردد و درباره لزوم و ضرورت تشکیل گروه، بررسی های مقدماتی به عمل آید. برای این کار معمولاً انجام یک مصاحبه تشخیصی کوتاه مدت با هریک از داوطلبان شرکت در مشاوره گروهی لازم به نظر می رسد. در مصاحبه تشخیصی قوانین اولیه و اساسی گروه توصیف می شود و میزان آمادگی و پذیرش داوطلبان برای مشارکت در کارهای گروهی تعیین می گردد(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).
۲-۲-۱-۸ قوانین اساسی گروه در مشاوره گروهی:

 

 

پس از تشکیل یک گروه، تمام اعضا بدان تعلق دارند و قابل احترام هستند. از اعضای گروه باید خواسته شود تا هر زمانی که احساس عدم تعلق به گروه می کنند فوراً آن را مطرح سازند تا در گروه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. هرچه تعلق و وابستگی به گروه بیش تر باشد، اعضا به مقدار فراوان تری در تعامل های گروهی مشارکت خواهند کرد. اعتقاد اعضا به کارآمدی مشاوره گروهی و اثرات درمانی آن، موجب تعلق و وابستگی بیش تر به گروه می گردد(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

هر چیز برای هر فرد تا بدان حد اهمیت دارد که با نحوه تفکر، احساس و شیوه زندگیش که تابع احساسات درونی و تفکراتش است سازگار باشد. هیچکس به اندازه خود فرد، از احساسات درونی اش آگاهی ندارد. از این رو اگر فردی در گروه اظهار می دارد که” بسیار نگران و ناراحت هستم” نباید به او گفته شود که ” تو اشتباه می کنی”. بلکه بهتر است از فرد خواسته شود تا بیش تر درباره احساس ناراحتیش صحبت کند. اعضای گروه باید با کمک یکدیگر احساسات و افکار خود را روشن تر و عمیق تر بررسی کنند. گوش دادن فعال اعضاء به یکدیگر، این عمل را تسریع می کند. اگر فرد آمادگی برای طرح مشکلاتش را در گروه ندارد، اعضای گروه نباید او را برای بازگو کردن مشکلات تحت فشار قرار دهند. بلکه باید با پذیرش و دلداری او را برای طرح مسائلش آماده کنند(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

هدف اولیه فرایند گروه آن است که اعضا با یکدیگر ارتباط و تماس برقرار کنند و هدف های دیگر در درجات بعدی اهمیت قرار می گیرند. به بیانی دیگر، هدف های دیگر پس از ایجاد ارتباط و تماس حاصل می شوند. از طریق ایجاد ارتباط و تماس، هر فردی تشویق به طرح مشکل می شود و به یاری رساندن به سایر اعضای گروه ترغیب می گردد. باید بدانیم کسانی از مشاوره گروهی بیش تر بهره می گیرند که قبل از مشارکت در گروه، به خوبی بتوانند انتظارات و چشم داشت های خود را از شرکت در گروه معین و مشخص کنند. زیرا با آگاهی از هدف ها و انتظارات، فرد سعی دارد برای رسیدن به آن ها فعالیت بیش تری کند و خود را در نتایج گروه مسؤول بداند(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

هر فردی باید حتی الامکان احساسات واقعی خود را در گروه بروز دهد و درباره آن صحبت کند. بروز احساسات واقعی و صداقت در گفتار، ایجاد ارتباط و تماس بین اعضای گروه را تسریع می کند. هر عضوی باید بداند که صحبت درباره هر موضوعی- قوت یا ضعف، خوب یا بد، زشت یا زیبا، دوستانه یا خصمانه- مجاز می باشد و هر فردی باید احساس واقعی خود را مطرح سازد(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

فرد در گروه باید درباره مشکلش به طور صادقانه صحبت کند. زیرا گفتار، منعکس کننده درون است. موضوعی که در گروه به عنوان آغازگر بحث مطرح می شود، باید پی گیری گردد و با فراهم آوردن امکان و فرصت مناسب باید عکس العمل های اعضا در قبال موضوع طرح شده مورد بررسی قرار گیرد. با پیشرفت بحث در صورتی که اعضا، گروه را محیطی امن تشخیص دهند به بازگو کردن احساسات درونی و واقعی خود اقدام خواهند کرد. اگر اعضای گروه احساس امنیت کنند، امکان طرح مشکل، بحث آزاد، قبول مسؤولیت و بروز احساسات واقعی افزایش می یابد(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

گفتار و مباحث جلسه گروهی باید محرمانه تلقی شود. بدین معنی که هیچ عضوی حق بازگو کردن مطالب ارائه شده در گروه را در خارج از جلسه گروهی ندارد مگر آن که بخواهد صرفاً مطالب خودش را بازگو کند. محرمانه بودن گفتار، فقط مطالب خصوصی بین اعضا را شامل نمی شود بلکه کلیه مطالب مورد بحث در گروه را در بر می گیرد(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

تمام اعضای گروه باید در تصمیم گیری ها دخالت مؤثر داشته باشند. اگر فردی در گروه، با تصمیم اتخاذ شده مخالف است باید به صراحت آن را در گروه مطرح سازد و به بحث و استدلال درباره آن بپردازد و سایر اعضای گروه باید به نکات و موارد ارائه شده با دقت گوش فرا دهند. پس از بحث های لازم درباره جوانب مختلف تصمیم اتخاذ شده، تمام اعضا موظف به رعایت و پیروی از آن می باشند. به عبارت دیگر، تمام اعضا در گروه مسؤولیت مشترک دارند و باید در جهت نیل به هدف های تعیین شده و اتخاذ تصمیمات مناسب کوشا باشند(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

هر عضو مشاوره گروهی باید بداند که شرکت منظم و به موقع در جلسه مشاوره گروهی لازم و ضروری است و تا زمانی که گروه به هدف های تعیین شده نایل نیامده، هیچ فردی نباید جلسات مشاوره گروهی را ترک کند. چنان چه عضوی به عللی قادر به مشارکت در گروه نباشد، باید قبلاً مراتب را به اطلاع مشاور برساند(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

چنان چه مشاور در موقعیتی خروج یکی از اعضای گروه را به صلاح گروه و به نفع خود فرد تشخیص دهد، مجاز است از آن فرد بخواهد موقتاً جلسه گروه را ترک کند و عضو مورد نظر باید از جلسه گروه خارج شود. البته مشاور بعداً باید طی جلسه انفرادی، با مراجع گفت و گو کند و او را در جریان رفتارش و نیز فعالیت های گروه قرار دهد(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

هر عضو گروه، موظف است قبل از تشکیل جلسات مشاوره گروهی، مشاور را از عامل و یا عواملی که به نوعی مانع از شرکت فعالانه اش در گروه می گردند مطلع سازد(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).

هر عضو گروه باید بپذیرد، که ممکن است به هنگام ضرورت تحت مشاوره انفرادی نیز قرار گیرد و در این صورت احتمال دارد در موارد لزوم، محتوای مشاوره انفرادی- البته با توافق مشاور و مراجع- با سایر اعضای گروه نیز در میان گذارده شود(شفیع آبادی، ۱۳۸۸).


فرایند مشاوره گروهی:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 335
  • 336
  • 337
  • 338
  • 339
  • 340
  • ...
  • 341
  • ...
  • 342
  • 343
  • 344
  • ...
  • 345
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • پایان نامه : تحلیل فساد در کشورهای جهان سوم
  • بررسی رابطه بین مهارت ارتباطی مدیران و رضایت شغلی کارکنان دانشگاه شاهرود- قسمت ۵
  • خرید اینترنتی فایل پایان نامه مدیریت : مدل بروکینگ
  • آرشیو پایان نامه – پیشینه استراتژی
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – مبحث هفتم: ولایت در نکاح – 1 "
  • دانلود منابع پایان نامه ها | بررسی آثار رویکردهای مربوط به حق هویت خانوادگی کودک – 5
  • پایان نامه مدیریت در مورد پیشینه استراتژی
  • نقش هیجانات در رفتارهای مرتبط با سلامت- قسمت ۳
  • تأثیر مشاوره تحصیلی بر انگیزش تحصیلی ، هویت فردی و بهداشت روان در دانش‌آموزان متوسطه پسر شهرستان باوی۹۴- قسمت ۳
  • اصول و مبانی جنگ نرم در اسلام- قسمت ۷
  • دلالی در نظام حقوقی ایران- قسمت ۳
  • پایان نامه نهایی- قسمت ۷
  • ارائه یک چارچوب سرویس گرا مبتنی بر سیستم پشتیبان تصمیم , در معماری ERP مورد کاوی در شرکتهای خودرو ساز- قسمت ۳
  • مقایسه انگیزه مشارکت مردان و زنان مشهد به ورزش پرورش اندام- قسمت ۳
  • طراحی الگوی راهبردی ارزیابی عملکرد یگان های ناجا- قسمت ۱۷
  • بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی انزوای اجتماعی دختران مجرد- قسمت ۲
  • بررسی علل قاچاق مواد مخدر و روانگردان در شهرستان مسجد سلیمان- قسمت ۶
  • بررسی ظرفیت پژوهشی از دیدگاه معلمان و نیازسنجی آموزش پژوهش معلمان ابتدایی شهر مشهد- قسمت ۶
  • تاثیر بازخورد معلم(نوشتاری و کلامی) در ارزشیابی های تکوینی بر خودکارآمدی و میزان استفاده از راهبردهای یادگیری خودتنظیم۹۱- قسمت ۶
  • بررسی ارتباط عوامل صاحبکار با بودجه زمانی و مقایسه ساعات بودجه شده و گزارش شده و تجزیه و تحلیل انحرافات بودجه زمانی در سازمان حسابرسی- قسمت ۱۲
  • تأثیر مکمل‌سازی کوتاه مدت کراتین بر آمونیاک خون و برخی شاخصهای عملکردی و ساختاری در تکواندوکاران نوجوان- قسمت ۹- قسمت 2
  • عقد احتمالی در حقوق ایران و مصر- قسمت ۴

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان