اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تبیین سیره سیاسی و راهبردهای پیامبر اعظم(ص) در تشکیل حکومت- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

امام صادق علیه السلام در معرفی اهل بیت می‌فرماید: و نحن اخیار الدهر و نوامیس العصر و نحن ساسه العباد و ساسه البلاد.[۱۵]
بنابراین سیاست را با توجه به فرهنگهای گوناگون باید تعریف کرد، در مکتب و فرهنگ اسلامی نیز سیاست دارای معنای خاص است «مفهوم سیاست در فرهنگ اسلامی در گرو فهم وظایف حکومت اسلامی و مقایسه آن با وظایف سایر حکومت‌ها و نیز رسیدن به تمایزات سیاست اسلامی از غیر آن است.
انتظار مسلمانان از حکومت چیست؟ آیا این انتظار را حکومت‌های غیر دینی نمی‌توانند بر آورده کنند؟
به دیگر سخن، حکومت دینی چه اقداماتی انجام می‌دهد که حکومت‌های غیر دینی به آن اهتمام نمی‌ورزند؟
پاسخ به این پرسش در گرو توجه به برداشت‌های مختلف از سیاست است. به طور کلی می‌توان برداشت‌های مختلف از سیاست را در مکتب قدرت و مکتب هدایت، طبقه بندی کرد.
در مکتب قدرت، غایت دولت امور دنیوی است، اما در مکتب هدایت، غایت دولت امور اخروی می‌باشد، در اوّلی دنیا مقصد است و در دوّمی، آخرت مقصد و دنیا منزلگاه.
اساسی‌ترین انتظار متدینان از حکومت، فراهم کردن فضا، امکانات و زمینه‌های عبودیت خداوند متعال است، در حالی که این انتظار، دغدغه‌ حکومت‌های غیر دینی نیست، بر همین اساس اهل دیانت بر استقرار حکومت دینی و اجرای قوانین با صبغه الهی اصرار می‌ورزند.
قانون در حکومت‌های غیر دینی، امری بشری است، اما در حکومت دینی امری فرا بشری و الهی می‌باشد و انسان‌ها در محدوده مباحات می‌توانند قانون گذاری و برنامه ریزی کنند. تمام برنامه‌ریزی‌های حکومت دینی به گونه‌ایی است که به قوانین الهی خدشه‌ایی وارد نشود، در حالی که حکومت غیر دینی چنین دغدغه و تعهدی ندارد… مفهوم سیاست در مکتب هدایت تلاش انسانها برای تحقق قانون الهی در روی زمین به رهبری انبیاء، اوصیا و اولیا جهت رسیدن به سعادت نهایی است.[۱۶]»
۳-۹- سیره سیاسی
بر طبق مفهوم سیره، مفهوم سیره سیاسی را می‌شود چنین معنا کرد که:
سیره سیاسی یعنی نوع رفتار و سبک رفتار در حوزه سیاست می‌باشد. به عبارتی دیگر، اصولی پایدار که تعیین کننده سبک رفتار در حوزه سیاست باشد.
«بنابراین اگر سخن از سیره نبوی در حیطه سیاسی در میان است، شیوه، متدو سبک پیامبر در سیاست که از نوعی استمرار و مداومت برخوردار بوده و قاعده مند و ضابطه‌پذیر بوده و قابلیت تکرار دارد.»[۱۷]
۱۰- سازماندهی تحقیق
مقدمه
فصل اول: کلیات و چارچوب نظری
۱-۱) محیط پیدایش اسلام
۱-۱-۱) وضعیت شبه جزیره عربستان
۱-۱-۱-۱) مفهوم جاهلیت و ویژگیهای آن
۲-۱-۱-۱) اوضاع جغرافیایی عربستان
۳-۱-۱-۱) اوضاع فرهنگی عربستان
۴-۱-۱-۱) اوضاع اقتصادی عربستان
عکس مرتبط با اقتصاد
۵-۱-۱-۱) اوضاع سیاسی و مذهبی عربستان
۲-۱-۱) وضعیت ادیان الهی در شبه جزیره عربستان در آستانه ظهور اسلام
۱-۲-۱-۱) وضعیت دین مسیحیت
۲-۲-۱-۱) وضعیت دین یهود
۳-۱-۱-) وضعیت سیاسی جهان در آستان ظهور اسلام
۱-۳-۱-۱) امپراطوری فارس
۲-۳-۱-۱) امپراطوری روم
۲-۱) چارچوب نظری
فصل دوم: راهبردهای پیامبر اعظم (ص) در تشکیل حکومت
فصل سوّم: ساختار نظام سیاسی در سیره نبوی (ص)
۱-۳) دلایل ضرورت تأسیس دولت اسلامی در سیره نبوی(ص)
۲-۳) مرزهای نظام سیاسی در سیره نبوی(ص)
۳-۳) عناصر نظام سیاسی در سیره نبوی(ص)
۴-۳) شبکه قدرت در سیره نبوی(ص)
فصل چهارم: کار ویژه‌های نظام سیاسی در سیره نبوی(ص)
۱-۴) مرکز تصمیم گیری سیاسی در سیره نبوی (ص)
۲-۴) قلمرو دولت در سیره نبوی(ص)
۳-۴) فرایند قدرت در سیره نبوی(ص)
۴-۴) بازخورد نظام سیاسی در سیره نبوی(ص)
فصل پنجم : نتیجه گیری
چون در این پژوهش از تحلیل سیستمی استفاده شده است، لذا این پژوهش در یک مقدمه و پنج فصل فوق شکل گرفته است در تحلیل سیستمی ابتدا به ساختار حکومت و سپس به کارویژه های آن پرداخته می شود به همین علت قبل از ساختار به راهبردهای پیامبر(ص) پرداخته شده و سپس به ساختار و کارویژه ها پرداخته شده است.
فصل اول:
کلیات و چارچوب نظری
مقدمه فصل اول
پیامبر اکرم (ص)، به عنوان اولین حاکم مسلمین و الگویی کامل برای بشریت، رسالت الهی خویش را از شبه جزیره عربستان، شروع کردند و به سایر نقاط گسترش دادند.
برای اینکه، اهمیت کار پیامبر اکرم (ص)، بیشتر درک شود و همچنین برای فهم سیره سیاسی آن حضرت (ص) لازم است که به مباحثی درباره محیط پیدایش اسلام پرداخته شود.
بنابراین سوال اصلی در این فصل عبارت است از: محیطی که اسلام در آن زاده شد و رشد کرد، دارای چه ویژگی بود؟
در پاسخ این سوال، در فصل حاضر، ابتدا به محیط پیدایش اسلام، و سپس به چارچوب نظری این نوشتار اشاره می‌شود.
در بحث از محیط پیدایش اسلام سعی خواهیم کرد که به مفهوم جاهلیت و اوضاع جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی عربستان در آستانه ظهور اسلام، بپردازیم تا این محیط از زوایای مختلف، برای ما شناخته گردد. سپس، به وضیعت ادیان الهی مسیحیت و یهود در شبه جزیره عربستان به هنگام ظهور اسلام، می‌پردازیم و در ادامه به وضعیت سیاسی جهان، خاصه به وضعیت دو امپراطوری فارس و روم، در آن برهه تاریخی، اشاره‌ایی می‌کنیم.
در پایان نیز به چارچوب نظری این نوشتار می پردازیم و توضیحی راجع به تحلیل نظریه سیستم که مدل بحث این نوشتار است، می‌آوریم.
۱-۱- محیط پیدایش اسلام.
۱-۱-۱- وضعیت شبه جزیره عربستان
برای بررسی سیره سیاسی پیامبر اعظم (ص)و راهبردهای آن حضرت در تشکیل حکومت ابتدا باید به وضعیت شبه جزیره عربستان قبل از بعثت پیامبر اعظم (ص)بپردازیم تا روشن شود که پیامبر (ص)در چه اوضاع و احوالی دعوت خود را شروع کرد و پایه گذار اولین دولت اسلامی شد،‌به همین منظور در این بخش مطالبی را برای روشن شدن موضوع باید عنوان کرد. آن مطالب عبارتند از:
۱- مفهوم جاهلیت و ویژگی‌های آن
۲- اوضاع جغرافیایی عربستان
۳- اوضاع فرهنگی عربستان
۴- اوضاع اقتصادی عربستان
۵- اوضاع سیاسی و مذهبی عربستان
۱-۱-۱-۱- مفهوم جاهلیت و ویژگی‌های آن
«پیش از هر سخنی باید محدوده زمانی و مکانی دوره جاهلیت را تبیین کرده و سپس به بیان ویژگیها و خصوصیات آن بپردازیم: از نظر زمانی، دوران قبل از بعثت رسول خدا(ص) را، تا حدود ۱۵۰ و حداکثر ۲۰۰ سال، دوران جاهلی می‌نامند. اما در نظر دقیق آنچه از حوادث نقل شده این دوره را می‌توان پذیرفت حوادثی است که تا حدود عام الفیل یعنی چهل سال قبل از بعثت رخ داده است. از حوادث پیش از آن تا حدود ۲۰۰ سال، اشعار و اخباری نقل شده ولی درصد صحت آنها اندک است؛ در مورد تاریخ عرب قبل از این دو قرن، شاید تنها در یک مورد قرآن اشاره دارد که همان قضیه آمدن ابراهیم (ع) و اسماعیل و هاجر به وادی غیر مزروعی[۱۸] مکه است. درباره محدوده مکانی منطقه‌ایی که نام جاهلیت بر آن نهاده شده باید گفت که، این اسم برای اولین بار از طرف قرآن نسبت به دوران قبل از بعثت به کار رفته ولیکن محدوده مشخصی را منظور نکرده است؛ قرآن بیشتر مصادیقی را که از نظر معیارهای قرآن غلط باشد کارهای جاهلی محسوب می‌کند.[۱۹]»
«از بعضی آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام چنین استفاده می شود که پس از اسلام نیز جاهلیت واقع شده وعده‌ایی از مردمان با ویژگیها و معیارها جاهلی در جامعه مسلمین ظاهر شده‌اند.[۲۰]»
به عنوان مثال در آیه شریفه چنین آمده است:
«و ما محمدٌ اِلّا رسولٌ قد خَلَت من قَبله الرُّسُلُ اَفأِن ماتَ او قُتِلَ انقَلَبتُم علی اعقابِکُم وَ مَن ینقلِب علی عَقِبَیه فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً و سَیَجزی اللهُ الشاکرین»[۲۱].
ترجمه: و محمد (ص) نیست جز فرستاده‌ایی که پیش از او هم پیامبران گذشتند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود عقبگرد می‌کنید؟ و هر که عقبگرد کند،‌هرگز به خدا زیانی نمی رساند، و خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. »
در حدیثی از امام باقر علیه السلام، در همین مورد آمده است:
«همانا مردم، بعد از ارتحال رسول خدا (ص)به وضع اهل جاهلیت برگشتند.[۲۲]»
همچنین در حدیثی از پیامبر اکرم (ص)نقل شده که فرمود:

 

 

نظر دهید »
چگونه می توان از سلامت جسمانی و روانی کودک در قبال برنامه های تلویزیون حمایت کرد- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در تحقیقی با عنوان «میزان تأثیر تلویزیون بر رفتارهای خشونت آمیز در میان دانش آموزان مقطع دبیرستان مناطق دو و پانزده شهر تهران » انجام شده است، محقق تأثیر خشونت برنامه ­های تلویزیون بر نوجوانان را بررسی کرده است که با توجه به اینکه نتایج حاصله در راستای موضوع تحقیق می­باشد، آن را مورد بررسی قرار می­دهیم.
«خی­دو محاسبه شده از خی­دو جدول بزرگتر است بنابراین فرض صفر رد می­ شود و با %۹۵ اطمینان رابطۀ معناداری توسل به خشونت و تمایل به تماشای صحنه­های خشن وجود دارد. همچنین با توجه به ضریب همبستگی پیرسون مشخص می­ شود که رابطۀ قوی میان توسل به خشونت و تمایل به تماشای صحنه­های خشن وجود دارد. جهت رابطه مثبت است، یعنی هرچه تمایل به تماشای صحنه­های خشن افزایش می­یابد، توسل به خشونت بیشتر می­ شود. همچنین در بین آمادگی­های پیشین، تأیید خشونت، توسل به خشونت و تقلید از هنرپیشه­ها ارتباط معناداری وجود دارد».[۱۳۴]
در بررسی تماشای خشونت تلویزیونی و جنسیت، اختلاف معناداری بین این دو متغیر در می­یابیم که پسرها علاقۀ بیشتری به تماشای خشونت تلویزیونی نشان می­دهند. میان پایگاه اجتماعی-اقتصادی دانش ­آموزان و خشونت تلویزیونی توسط آنها همبستگی معناداری وجود ندارد. این امر نشان می­دهد که نوجوانان متعلق به پایگاه­های اجتماعی- اقتصادی مختلف تقریباً به یک میزان به تماشای خشونت تلویزیونی می­نشینند. اما از طرف دیگر مشاهده می­کنیم که میان پایگاه­های اجتماعی- اقتصادی و تأیید خشونت و توسل به خشونت همبستگی معناداری وجود دارد، اما جهت همبستگی منفی است؛ پس نتیجه می­گیریم هرقدر پایگاه اقتصادی-اجتماعی نوجوانان بالاتر رود، تأیید خشونت و توسل به خشونت در آن­ها کاهش می­یابد.[۱۳۵]
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
همچنین در تحقیق دیگری در این رابطه نتایج مشابه حاصل شده است. بر اساس نتایج بدست­آمده میان میزان تماشای برنامه ­های خشونت­آمیز تلویزیون در نوجوانان دارای پایگاه اقتصادی-اجتماعی پایین و بالا رابطه وجود داشته و شدت این رابطه و شدت این رابطه در نوجوانان پایگاه اقتصادی-اجتماعی پایین بیشتر بوده است. همچنین میان تأیید خشونت تلویزیونی، توسل به خشونت، بروز رفتار انحرافی، بجز مورد اخیر میان پایگاه اقتصادی- اجتماعی پایین و بالا رابطه وجود داشته و شدت این رابطه در نوجوانان دارای پایگاه اقتصادی-اجتماعی پایین بیشتر بوده است.[۱۳۶]
عکس مرتبط با اقتصاد
نوجوانان متعلق به یک پایگاه اجتماعی-اقتصادی خاص ، هنگام تماشای خشونت تلویزیونی و رفتار بازیگران آن، با تکیه بر هنجارها و ارزش­های پایگاه خود، رفتارشان را درقبال آن بازیگران تنظیم می­ کنند؛ بنابراین اگر هنجارها و ارزش­های پایگاه اجتماعی-اقتصادی نوجوان با هنجارها و ارزش­های بازیگران صحنه­های خشونت­آمیز تلویزیونی یکسان باشد، هنجرها و ارزش­های بازیگران، هنجارها و ارزش­های نوجوان را تقویت می­ کند. نوجوان طبقه پایین ناکامی­ها و کمبودهای زندگی خود را از طریق برنامه ­های خشونت­آمیز تلویزیون تأمین میند اما همین برنامه­ها برای نوجوانان متعلق به طبقه بالا بیشتر هیجان­آور است.[۱۳۷]
میان تماشای خشونت تلویزیونی با تأیید خشونت و ضریب همبستگی میان تماشای خشونت با توسل به خشونت ۱۲۸/ است. وجود رابطۀ معنادار به این معنا است که هر اندازه نوجوان به تماشای خشونت تلویزیونی می­نشیند، تأیید خشونت و توسل به خشونت در او افزایش می­یابد. نوجوانان متعلق به پایگاه اجتماعی- اقتصادی مختلف خشونت تلویزیونی را از مجرای ذهن خود عبور داده و اگر صحنه­های خشونت­آمیز تلویزیونی با محیط زندگی، ارزش­ها و هنجارهای آنان مباینت داشته باشد، صحنه­های خشونت­آمیز را به عنوان سرگرمی و وسیله­ای برای گذراندن اوقات فراغت خود تلقی کرده و در مقایسه با نوجوانان متعلق به پایگاه اجتماعی-اقتصادی که جامعه­پذیری آنان در محیط­های خشن­تری صورت می­گیرد، خشونت تلویزیونی را با دنیای خود یکسان می­بینندو به تصور آنان برای رسیدن به هدف باید به خشونت متوسل شد، خشونت را کمتر تأیید می­ کنند.[۱۳۸]
«۹/۸۳ درصد از نمونه­ها از رفتارهای خشن هنرپیشه­های مورد علاقه­شان تقلید کرده ­اند.
۸/۸۱ درصد از نمونه­ها از زدوخورد بازیگران، روش دفاع از خود را یادگرفته­اند.
۹/۸۴ درصد وقتی فیلم­های زدوخوردی می­بینند، دچار هیجان می­شوند.
۹/۴۷ درصد معتقد بودند که حادثه­ها و زدوخوردهایی که در فیلم نمایش می­دهند، همان چیزهایی است که در زندگی اتفاق می­افتد.»[۱۳۹]
کلیۀ این آمار نشان­دهندۀ این واقعیت است رفتار خشونت­آمیز در برنامه ­های تلویزیونی بر رفتار نوجوانان و به طریق اولی بر کودکان(چرا که از سن پاییتری برخوردار بوده و قدرت تمیز در آنها کمتر است) تأثیرگزار است. این در حالی است که مسئولین و والدین بر این باورند که میزان خشونت برنامه ­های تلویزیونی دولتی ایران نسبت به نمونه­های خارجی خود بسیار کمتر است و در نتیجه نسبت به اثار آن بر کودکان و نوجوانان غافل­اند.
در ادامه محقق به این نتایج دست یافته است: «همبستگی میان میزان تماشای تلویزیون در شبانه­روز و تمایل به تماشای صحنه­های خشن ۶۲۱/ و همبستگی میان میزان تماشای تلویزیون در تعطیلات و تمایل به تماشای صحنه­های خشن ۷۹۱/ به دست آمد که انتظارات تحقیق را برآورده می­ کند. همبستگی میان نوع فیلم و تمایل به تماشای صحنه­های خشن ۷۹۲/ بود که رابطۀ قوی میان نوع فیلم و تمایل به تماشای صحنه­های خشن را تأیید می­ کند. همبستگی میان زمان تماشای برنامه ­های تلویزیونی و تمایل به تماشای صحنه­های خشن ۶۰۲/ بود که انتظارات تحقیق را برآورده می­ کند. همبستگی میان نظارت والدین و تمایل به تماشای صحنه­های خشن ۵۳۸/- بود که جهت رابطه منفی است. یعنی هرچه نظارت والدین کمتر باشد، تمایل به تماشای صحنه­های خشن افزایش می­یابد.»[۱۴۰] ممکن است که علت نظارت کم والدین این باشد که تلویزیون ایران یک رسانۀ ملی است. بنابراین والدین به بدآموز بودن برنامه­ها باور داشته و نظارت کمی بر فرزندان خود اعمال می­ کنند.
همبستگی میان تقلید از هنرپیشه­ها و تمایل به تماشای صحنه­های خشن ۵۹۱/ بود. جهت رابطه مثبت است، یعنی هرچه تمایل به تماشای صحنه­های خشن افزایش می­یابد، تقلید از هنرپیشه­ها بیشتر می­ شود. همبستگی میان توسل به خشونت و تمایل به تماشای صحنه­های خشن ۷۳۵/ بود. جهت رابطه مثبت است. یعنی هرچه تمایل به تماشای صحنه­های خشن افزایش یابد، توسل به خشونت بیشتر می­ شود، بنابراین حمایت­کنندۀ تحقیقاتی است که نشان داده­اند که با ورود رسانه ­های تصویری به جامعه، میزان رفتارهای انحرافی نیز افزایش یافته است.[۱۴۱]
یافته های مربوط به « بررسی رابطه بین تماشای فیلم های جنسی و خشونت بار با سازگاری روانی –اجتماعی غربزدگی و پیشرفت تحصیلی در نوجوانان دبیرستان های شهر اهواز »که حاکی از این بود که بین تماشای فیلم های ویدیویی پرخاشگرانه و پیشرفت تحصیلی همبستگی منفی وجود دارد . در حالی که بین تماشای فیلم های پرخاشگرانه و غربگرایی همبستگی مثبت وجود دارد . جامعه آماری این پژوهش تمامی نوجوانان دختر و پسر دبیرستانهای غیر انتفاعی اهواز شامل ۲۲۰ آزمودنی بود که بصورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شده بودند . [۱۴۲]
نتایج « نظرسنجی از والدین دربارۀ تأثیر برنامه ­های تلویزیون بر رفتار کودکان » نشان می­دهد که ۵۸% از والدین پاسخگو معتقد بودند که فرزندشان در رفتارهای خود به تقلید از برنامه های تلویزیونی می پردازند، ۴۱%از پاسخگویان عقیده داشتند که برنامه ­های تلویزیون در تحریک پرخاشگری و خشونت فرزندان آنها تاثیر داشته است .[۱۴۳]
یافته­ های تحقیق « جنبه های خشونت در برنامه های تلویزیونی » حاکی از این بود که ۸۵% از پاسخگویان به اثرات منفی فیلم­های پلیسی و جنایی خشونت­آمیز بر روی کودکان مثل پرخاشگری –الگو برداری بزهکاری و خشونت خیالبافی اشاره کرده بودند . همچنین ۸۰%از پاسخگویان اظهار کرده بودند که کودکان و نوجوانان رفتار خشونت امیزی را که از تلویزیون می بینند تقلید می کنند . ۵۲% از پاسخگویان نیز به اثرات منفی صحنه های خشونت­آمیز کارتون­ها بر رفتار کودکان و نوجوانان تاکید کرده بودند، مانند تقلید حرکات منفی بازیگران – پرخاشگری و گستاخی، خشونت و تند خویی، دعوا و کتک کاری و بوجودآمدن اختلالات روانی مثل ترس و اضطراب .[۱۴۴]
تحقیق «تحلیل محتوای خشونت در برنامه ­های تلویزیونی »از میان تمامی فیلم های سینمایی و سریال­های تلویزیونی که در ۶ ماهه دوم سال ۱۳۷۹ از شبکه های ۱-۳- ۵- پخش شده بود با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده از هر شبکه یک سریال ایرانی –یک سریال خارجی و ۶ فیلم سینمایی انتخاب و بررسی کرد نتایچ عمده بدست امده به شرح زیر است :«۱-اعمال خشونت امیزی چون شلیک کردن با اسلحه –کشتن افراد –مشت زدن –لگد زدن – تخقیر کردن –قلدری کردن –تهدید کردن – دزدی و تخریب اموال بیشترین فراوانی و درصد را داشته است . ۲- در ۷۱% موارد خشونت در فیلم ها و سریال ها از نمای نزدیک نشان داده شده است. ۳- ۶۰% اعمال خشونت­آمیز در فیلم­ها و سریال­ها «اعمال واقعی» بوده اند . ۴- خشونت نشان داده شده در فیلم ها و سریال ها عمدتا عمدی نه سهوی و عملی نه کلامی بود ه است.»[۱۴۵]
تحقیق « بررسی آثار تماشای برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر رفتار پرخاشگرانه کودکان » سعی کرده است که نظریه ها و پژوهش های انجام شده در زمینه تاثیر مشاهده برنامه های خشونت­آمیز تلویزیون بر کودکان را مورد بررسی قرار دهد وی در مطالعات خود به این نتیجه رسیده است که تماشای برنامه های خشونت امیز تلویزیون در کودکی اثار مخربی بر رفتار اینده کودکان به جا می­گذارد .[۱۴۶]
یافته ها ی پژوهش « تحلیل محتوای کارتون دی جی مون از منظر خشونت» عبارتند از : « نزدیک به زمان ۱/۳ مدت زمان نمونه مورد بررسی دارای پلان های خشونت امیز بوده همچنین تقریبا نیمی از سکانس های مورد بررسی دارای خشونت فیریکی بوده است . ۲- ۲۸% از خشونت های فیزیکی را شخصیت های دیجیمون انجام میداده اند ۳- تهدیدهای کلامی “نابودت می کنم –لعنتی – حسابت را می رسم – بیشترین فراوانی را داشته است . ۴- در ۲۴% از سکانس های نمونه مورد بررسی پیامد های خشونت نمایش داده شده است . ۵- در ۷۲% از نمونه تعقیب و گریز شخصیت ها وجود دارد . ۶- در حدود نیمی از نمونه مورد بررسی ترس و وحشت شخصیت ها نمایش داده شده است .»[۱۴۷]
از نتایج این تحقیقات چنین برمی ­آید که تلویزیون در نهایت می ­تواند انگیزه­های پرخاشگرانه را که از قبل در نوجوان وجود داشته است، تغذیه کند. با این حال نباید این واقعیت را نادیده بگیریم که اگر رفتار خشونت­آمیز از لحاظ اجتماعی امری مذموم و نابخردانه است چه ضرورتی دارد که صحنه­های خشونت­آمیز در تلویزیون به نمایش درآید؟ آیا نمی­توان صحنه­های جذاب و دییدنی­تر تهیه کرد و به نمایش گذاشت؟ چرا برنامه ­های خاص کودکان و نوجوانان در تلویزیون محدود است و چرا این همه صحنه­های خشونت­آمیز پخش می­ شود؟چرا تلویزیون به خشونت آن هم از نوع عمدی گرایش دارد؟ مانند استفاده از خشونت برای ابراز قدرت و یا اقتدار نسبت به انسان­های دیگر، معرفی خشونت به عنوان روش مناسب برای حل مشکلات و نیز خشونت برای تفریح، آیا تلویزیون واقعاً خشونتی را که در زندگی انسان وجود دارد منعکس می­ کند یا تماشاگران خود را به افراط در خشونت ترغیب می­ کنند.
به شبکه­ های تلویزیون پیشنهاد می­ شود که برنامه ­های عاری از صحنه­های خشونت­آمیز بسازند. اگر برنامه­ها حاوی خشونت است سعی کنندتعداد وقایع خشونت­آمیز آن به حداقل کاهش یابد. همچنین به جای نمایش صرفاً هیجان­انگیز یا سرگزم­کننده از خشونت، می­توان آن را به گونه­ ای به تصویر کشید که گرایش به خشونت را در جامعۀ مخاطبان کم­رنگ کند. برای مثال نمایش و شرح جایگزین­های خشونت جسمانی، از جمله: نمایش درد و رنج حاصل از خشونت به ویژه در میان خانواده، دوستان و گروه قربانیان در سراسر داستان، ابراز اکراه و ندامت مکرر شخصیت­های اصلی خشن فیلم از ارتکاب اعمال خشونت­آمیز و نمایش خشونتی که بیشتر کیفر در پی دارد و نه پاداش.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

گفتار دوم: تبعیض، فصل مشترک نقض تمامیت جسمانی و روانی کودکان

تبعیض در مقوله های متعددی وجود دارد ،از جمله تبعیض نژادی ،قومیتی،زبانی،جنسیتی و… از میان این موارد آنچه در برنامه های تلویزیونی کشور ما برجسته تر است تبعیض جنسیتی است. این بدان معنا نیست که انواع دیگر تبعیض وجود ندارد ،بلکه این نوع تبعیض نسبت به کودکان اثر بیشتری دارد .لذا در این گفتار به بررسی اثر تبعیض جنسیتی بر کودکان پرداخته،آنگاه وجود این نوع تبعیض را در برنامه های تلویزیون ایران بررسی می کنیم.

 

الف) تبعیض و کودک

دو مفهوم تبعیض نژادی و تبعیض جنسی مشابهت­های بسیار دارند: تبعیض نژادی نشان دهندۀ تصویرها، نگرش­ها، رفتارها و کلیشه­های تبعیض­آمیز نسبت به یک قوم است و تبعیض جنسی، شکل­های متعدد نابرابری بر اساس جنسیت را در برمی­گیرد. اگر شیوه ­های تفکر و رفتار فردی کمابیش آگاهانه به تبعیض جنسی آغشته باشد او را طرفدار تبعیض جنسی می­نامند. به بیان روشن­تر «تبعیض جنسی عبارت است از برخورد یا عملی که بر اساس جنسیت افراد به تحقیر، طرد، خوارشمردن و کلیشه­بندی آنان می ­پردازد.»[۱۴۸] و به عبارتی وسیعتر «تبعیض جنسی گرایشی است که برای تکریم یک جنس به تحقیر جنس دیگر می ­پردازد.»[۱۴۹]
پیش­داوری، یعنی باور و عقیده­ای پیش ساخته که تحمیلی محیط، زمانه و آموزش و پرورش است و به مفهوم کلیشه بسیار نزدیک است: کلیشه چیزی است که بی هیچ تغییری تکرار و بازتولید می­ شود، با الگویی ثابت و عام انطباق دارد و از تشخیص خصوصیات فردی عاجز است: تصویر ذهنی یکنواخت و قالب بندی شده­ای که برای اعضای یک گروه مشترک استو عقیده­ای به غایت ساده شده، رفتاری عاطفی و یادآوری بی­آزمون و بررسی را نشان می­دهد.[۱۵۰] «کلیشه­ها اعم از نژادپرستانه یا جنس پرستانه فطری نیستند، بلکه آفریده­ای اجتماعی­اند.»
۲-محتوای کلیشه­ها
کلیشه­ها در بر گیرندۀ تصاویر، نگرش­ها، احساس­ها یا اعمال هستند که به طور مختصر به آنها اشاره می­کنیم. کلیشه­ها ممکن است به جنبۀ جسمانی یک گروه انسانی(زنان یا مردان) یا به صوصیات فکری، عاطفی و یا به جنبه­ای از موقعیت اجتماعی یک گروه انسانی مربوط شوند.
این نظر که «مردان پرخاشگرند» نیز داوری ناشی از تبعیض جنسی است، زیرا که پرخاشگری را به ویژگی فطری مردان تبدیل می­ کند و نقش تربیت را در زندگی پسرها و دخترها نادیده می­گیرد؛همان ترتیبی که پسرها را به پرخاشگری نسبت به دیگران تشویق می­ کند و دخترها را به خودداری از پرخاشگری یا به هدایت آن بر ضد خودشان می­کشاند.
گفتارها یا تصویرهایی که در آنها زنان چنان نمودار می­شوند که گویی فقط کدبانو و مادرانی هستند که صرفاً با شوهر یا فرزندانشان رابطه دارند نیز گفتارها و تصویرهایی تبعیض­آمیز هستند، زیرا که به واقعیات زیر توجهی ندارند: تمام زنان فقط همسر یا مادر نیستند، بلکه زنان تنهایی نیز هستند(زنان مجرد، بیوه، مطلقه و…) که از انسانیت هیچ کم ندارند. زندگی تمام زنان به رابطۀ متقابل به شوهر و فرزندان خلاصه نمی­ شود. در سرتاسر جهان بسیاری از زنان در کنار این روابط نوعی زندگی اجتماعی نیز دارند.
داوری­هایی که مرد را چنان معرفی می­ کند که گویی در برابر زن و فرزندان همیشه نقش رئیس و برتر را داردکلیشه­ای است مبتنی بر تبعیض جنسی، زیرا که در بسیاری از خانواده­ها زن وشوهر به طور مشترک به تصمیم ­گیری دربارۀ زندگی خانوادگی، فرزندان و زندگی شغلی خود می­پردازند. در واقع ذهن انسان با کلیشه­سازی به عملی دوگانه دست می­زند: از یکسو خصوصیات و توانایی­هایی را به زنان نسبت می­دهد که در مردان نشانی از آنها نیست و از سویی دیگر مردان را از ویژگی­ها و توانایی­هایی بهره­مند می­سازد که زنان از آن محرومند. البته تقسیم کلیشه­های تبعیض­آمیز میان دو جنس، دو کفۀ ترازو یکسان نیست؛ مردان بسیار بیش از زنان از ارزش­های مثبت بهره­مندند و زنان بویژه به صورت افرادی بی­بهره از این صفات به اصطلاح «مردانه» و برخوردار از صفات معروف به «زنانه» ترسیم می­شوند که گویا مردان فاقد آن­ها هستند.[۱۵۱]
«دنیای سیاست و رسانه ­های گروهی نیز حامل نابرابری جنسی هستند. کودکان از رهگذر رسانه ­های گروهی از یکسو مردان را مشاهده می­ کنند که همه جا، در دولت، در مجلس، در گردهمایی­های سیاسی یا صنفی و در سازمان­های بین ­المللی در جلو صحنه قرار دارند و از سوی دیگر می­بینند که زنان از صحنه غایبند و یا اگر هم حضور دارند، منشی­ها، ماشین­نویس­ها و مترجمانی را تشکیل می­ دهند که نقش­های فرعی به عهده دارند یا خاموش باقی می­مانند.»[۱۵۲]
کلیشه­های تبعیض جنسی که دختران را به سبب جنسیتشان از استقلال محروم می­سازد، مانع پیشرفت آنان می­ شود و برابری امکانات و تمام اصول برابری جنسی در منشورهای ملی و بین ­المللی را نیز نفی می­ کند. از سوی دیگر توانایی­های خلاق دختران و زنان که اسیر سرطان اندیشه­ها و عادات کلیشه­ای و فلج کننده شده ­اند، از شکوفایی باز می­مانند و جامعه نیز با محروم شدن از این توانایی­ها در حقیقت سرمایۀ انسانی سرشاری را از دست می­دهد.[۱۵۳]
تصاویر کلیشه­ای پسرها در رسانه ­های گروهی نیز پسران و مردان را از شکوفایی همه جانبه احساسات و انسانیتشان باز می­دارد. دنیای بی­رحمانه­ای که در آن به سر می­بریم چه بسا حاصل همین پرورش و هددایت تک بعدی پسر بچه­ها و مردان به سوی خشونت، رقابت، پرخاشگری و بی­اعتنایی و بی­احساسی باشد.
یونسکو در سال ۱۹۸۰ گزارشی با عموضوع «زنان در رسانه ­ها» منتشر ساخت.گزارش متشکل از دو بخش است که بخش اول مطالعه­ ای است که خانم جرزی توپلیتز مدیر مدرسۀ استرالیایی فیلم و تلویزیون با عنوان« تحقیق در مشارکت زنان در رادیو، تلویزیون و فیلم در چهار کشور(استرالیا، بریتانیا، کانادا و ایالات متحده آمریکا)» انجام داده است. بخش دوم، گزارشی است که در قالب مصاحبه­هایی از شرکت کنندگان در سمپوزیومی است که در مورد زنان در سینما در ایتالیا برگزار شد.
در اینجا به بخش اول گزارش اشاره­ای خواهد شد.«تحقیق در مشارکت زنان در رادیو، تلویزیون و سینما در چهار کشور» در راستای دهۀ زنان بود که سازمان ملل یالهی ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۵ را به این نام، نام­گذاری نموده بود. این تحقیق به دنبال این بود تا نقش­های که زنان در حرف­های دیداری-شنیداری ایفا می­ کنند و اینکه تا چه میزان در فرایند تصمیم ­گیری نقش دارند را دریابد. اینگونه تصور می­ شود که هنگامی که زنان در موقعیت­های تصمیم ­گیری قرار می­گیرند می­توانند به اصلاح تصویر زنان در رسانه ­ها کمک کند.[۱۵۴]
نابرابری و تبعیض جنسیتی زمانی در جامعه باقی خواهد ماند که بازتولید شود. به بیان دیگر، نابرابری و تبعیض جنسیتی چیزی نیست جز بازتولید خودش. معادله ای ساده به نظر می رسد که شاید تصور شود؛ پس به راحتی می توان آن را متوقف کرد اما با همه این سادگی، بسیاری از ما در طول زندگی روزمره خود به نوعی این نابرابری و تبعیض را بازتولید می کنیم. همه ما از روی الگوها و نقشه هایی که در طول زندگی فراگرفته و درونی کرده ایم، عاملان بازتولید وضع موجود هستیم. این الگوها و نقشه ها که در واقع همان «کلیشه های تبعیض جنسیتی» هستند، باورهایی تعمیم یافته اند که دانش، نگرش و رفتار ما را در قالبی جنس گرا، سامان می بخشند، تا آن گونه عمل کنیم که نابرابری و تبعیض موجود بتواند پابرجا باقی بماند.
نهادهای اجتماعی مختلفی که ما در طول زندگی روزمره خود می سازیم، ابزارهای اصلی ترویج کلیشه های جنسیتی هستند. خانواده، آموزش و پرورش، رسانه ها، بنگاه های اقتصادی، نهادهای قانونی – قضایی و تشکل های سیاسی، همگی با سهمی مختلف و در سطوحی متفاوت، مروجان کلیشه های تبعیض جنسیتی هستند. در این میان، پیشتازترین نهادها آنهایی هستند که همگام با فناوری های روز، به ویژه فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی، کلیشه های جنسیتی را در سرتاسر جامعه منتشر می کنند. و تلویزیون یکی از پیشرفته ترین فناوری ترویج کلیشه های تبعیض آمیز جنسیتی است. حالت «ناب» تلویزیون را می توان در «آگهی های بازرگانی» جست وجو کرد؛ حالتی ناب از لحاظ سرعت، قطعیت و قدرت تاثیرگذاری.
در آگهی های تلویزیونی در «کوتاه ترین زمان ممکن» تلاش می شود «کلیدی ترین موضوعات» با تاثیرگذاری بالایی در ذهن مخاطب جای گیرد.اگرچه در ظاهر، آگهی های تلویزیونی عمدتاً پوششی برای تبلیغ کالاهای نظام سرمایه در بازار هستند، اما در پس این ظاهر، آن چیزی که عمدتاً پنهان باقی می ماند، کلیشه های برآمده از نظام مردسالاری است؛ کلیشه هایی که به طور غیرمستقیم – و در عین حال موثر – تبعیض و نابرابری میان زن و مرد را در جامعه ترویج می کنند. در این آگهی ها نشان داده می شود که کالاها، خدمات، نیازها و نقش ها، همگی قابل تقسیم به دوگانه یی «زنانه- مردانه» هستند. مایع ظرفشویی زنانه، تلفن همراه مردانه، آشپزی زنانه، حساب های بانکی مردانه، خانه داری زنانه، مهندسی مردانه و بسیاری زنانه و مردانه دیگر همراه کالاها و خدمات تبلیغاتی از طریق تلویزیون به درون خانه ها راه می یابند.آگهی های تلویزیونی از موارد همسویی نظام سرمایه و نظام مردانه هستند. هر دو مصرفی را تبلیغ می کنند که بازتولیدکننده موجودیت شان است.
مصرف کالاهای جنس گرایی که هم سود سرمایه را بالا می برد، هم نفع مردسالاری را و ما از طریق مصرف تولیدات سرمایه و مردسالاری، مناسبات تبعیض آمیز آنها را بازتولید می کنیم. آگهی های تلویزیونی ما را تشویق می کند نمادهایی زنانه را برای زنان و نمادهایی مردانه را برای مردان مصرف کنیم. برای پی بردن به جدیت و هنگفتی سود سرشار این تبلیغات می توان به تکنولوژی پیشرفته آگهی های بازرگانی توجه کرد؛ انیمیشن هایی با کیفیت بالا که حتی در برنامه های کودک تلویزیون نیز سابقه ندارد و همه را مجذوب خود می کند و از همین رو است که کودکان از مخاطبان اصلی آگهی های جنس گرای تلویزیونی هستند. به طوری که در جریان پخش این آگهی ها، پسربچه ها یاد می گیرند که چگونه نقش های مردانه را بازی کنند و دختربچه ها یاد می گیرند تا مادران و همسران ایده آل آینده باشند. نظام سرمایه و نظام مردانه، چشم اندازی بلندمدت از نابرابری و تبعیض را نشانه رفته اند. آنها کودکان را از امروز آماده پذیرش نقش های نابرابر آینده شان می کنند.
به نظر می رسد نابرابری و تبعیض را پایانی نیست. گویی مدار بازتولید تبعیض جنسیتی تا ابد استوار است اما در این میان سنت و تاریخ مبارزه و تغییر، درسی دیگر دارد؛ درسی درباره چگونگی شکستن چرخه بازتولید تبعیض و نابرابری. مدار بازتولید را نمی توان تنها با سکوت یا خاموش کردن تلویزیون ها متوقف کرد. مدار بازتولید نظم موجود، تنها در برابر «بدیلی مقاوم»، متوقف می شود یعنی مدار نهادین دیگری که بتواند الگوهای نمادین بدیل وضع موجود را ترویج کند؛ رسانه بدیلی که بتواند تبعیض و نابرابری نهفته در کلیشه های موجود را آشکار و واژگون سازد. شاید تکنولوژی های جدیدتری همچون رسانه های اینترنتی بتوانند انحصار تلویزیون را به عنوان رسانه برتر شکسته و مجال مشارکت همگانی را برای تحقق برابری و آزادی مهیا سازند.[۱۵۵]
برای از بین بردن زمینه ­های تحقیر زنان و دختران در عرصه ­های فرهنگی و تبلیغی کشور، روانشناسان و کارشناسان امور تربیتی معتقدند آنچه در پیدایی و تکوین مرام، منش و روش زندگی فرد نقش بسیار مهم و حساسی را به عهده دارد، فرایند چگونگی احساس، ادراک و اندیشیدن فرد است که آن هم انعکاسی از تعاملات اجتماعی، انتظارات و توقعات دیگر است.
«در این میان نوع تلقی و برداشت افراد جامعه از نقش و جایگاه زنان و دختران، از اهمیت بسیار بالایی در تکوین شخصیت بانوان ئر اجتماع برخوردار است. عرصۀ فرهنگ و تبلیغ از عرصه ­های مهم ظهور و انعکاس تلقی و برداشت مذکور است.»[۱۵۶]
آنچه امروز از چهرۀ زن در صفحات روزنامه­ها و صحنه­های سینما و تلویزیون و برنامه ­های رادیو و حتی تصاویر و مطالب کتب درسی ترسیم می­ شود، حاکی از ماهیت رویکرد و باور مردم و مسئولان فرهنگی-تبلیغی کشورمان نسبت به مقام و موقعیت بانوان می­باشد که باید اعتراف کنیم متأسفانه هنوز فرهنگ و باور مردسالار و تبعیض­آمیزعلیه زنان بر اغلب وسایل دیداری، شنیداری و نوشتاری ما حاکم است.[۱۵۷]
یک نمونه از پژوهش­هایی که در مورئ جایگاه زنان در رسانه ­های غربی تهیه شده است به شرح ذیل است:« برنامه ­های تلویزیون بر اساس تحلیل­های سربیم(۱۹۷۴) به سه طریق الگوهای قالبی را به کودکان و نوجوانان آموزش می­دهد: ۱- مردها بیش از زنان در برنامه­ها نشان داده می­شوند؛ این رقم را تحلیل­گران حدود سه مرد در برابر یک زن گزارش داده­اند. ۲- مردان و زنان در فعالیت­های مختلفی اشتغال دارند؛ مردان بیشتر به کارهای علمی و صنعتی و فنی و زنان به مار در خانه(نظافت، آشپزی و لباسشویی). ضمن آنکه کار خانه بسیار با ارزش است، اما نمی ­تواند همۀ توان زنان محدود به آن باشد. ۳- زنان بیش از مردان ناراحتی­ها و احساس­های منفی را بروز می­دهند. مردان مسایل را بهتر حل می­ کنند و زنان در حل مسائل به یاری زنان نیاز دارند.»[۱۵۸]
بعد از پیروزی انقلاب و بازنگری به جایگاه و منزلت زن و آغاز روند رو به تکامل در ساختار فرهنگی کشور و ارائۀ تصویری انسانی از زنان و نیز مشارکت و حضور گسترده و فعال بانوان در ادارل امور کشور، زمینه ­های رفع تفکر و تلقی تبعیض­آمیز علیه زنان فراهم گردید. اما به رغم تمام تلاش­ها و اقداماتی که در این زمینه انجام شد، هنوز بسیاری از آثار و عوارض فرهنگ مردسالار در لایه ­هایی از اجتماع(مردم و مسئولان)به جای مانده است.
بیشترین نمود عوارض مذکوردر رسانه ­های گروهی است. به طوری که همه روزه مشاهده می­کنیم در اغلب فیلم­های سینمایی، سریال­های تلویزیونی از زنان به عنوان عناصری کم­سواد، ضعیف، منفعل، مقلد، فرودست، نق­زن، سطحی­نگر، ساده­لوح، عامل گسست خانواده، مصرف­زده و … یاد شده و به انحای مختلف مورد تحقیر و اهانت مکرر و مداوم قرار می­گیرند. گویی زنان هنری جز خرید، مصرف، غیبت، چشم و هم­چشمی،فخرفروشی، فضولی در امور خصوصی دیگران، خودآرایی، خودنمایی، توطئه علیه همسر و مادر شوهر و … ندارند.
بعضی معتقدند همۀ اینها بدان علت است که اغلب تهیه­کنندگان و کارگردانان فیلم­ها و سریال­ها یا از جایگاه و منزلت زنان در جامعه بی اطلاع­اند و یا نوعی تفکر مردسالار (که تحقیر زن از مؤلفه­ های مهم آن به شمار می­آید)بر ارکان کشور حاکم است.

 

 

 

ب) تبعیض در برنامه های تلویزیون :آسیب شناسی برنامه های تلویزیونی دربردارنده تبعیض

موضوعاتی که در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی طرح و نهادینه می­ شود، محصولات فکری دو گروه عمده از افراد است؛ مدیران رسانه و عوامل برنامه­ساز.مدیران دربارۀ سیاست­های کلی و ارائۀ راهکار و ایجاد هماهنگی­های لازم برای انجام بهتر امور تصمیم ­گیری می­ کنند و عوامل برنامه­ساز با نگاهی به سیاستگذاری­ها و راهکارهای ارائه شده به تولید برنامه در زمینۀ موضوعات گوناگون می­پردازند. بنابراین این دو گروه نقش بسیار مهمی در فرایند اجتماعی شدن اعضای جامعه دارندو حضور آنهایی که فکر و خلاقیت لازم را داشته باشند در چگونگی این فرایند بسیار مؤثر است. وجود طرز فکرهایی که نگرشی مناسب به این موضوع داشته باشند عامل بسیار مهمی در چگونگی طرح مسائل زنان و نهادینه شدن ارزش­ها و هنجارهای متناسب با آن در سطح جامعه است.[۱۵۹]
با توجه به اهمیت نقش رسانه ­ها در تأثیرگذاری بر نگرش­های ما دربارۀ جهان پیرامون، نظریه­پردازان فمینیستی رسانه ­ها بر این باورند که جهانی که بوسیلۀ رسانه ­هابه ویژه رادیو و تلویزیون برای ما ترسیم می­ شود، جهانی مرد محور است که نقش زن در آن عمدتاً به درون خانه و یا مشاغل اندکی که زنانه تلقی می­گردند، محدود می­ شود.
هلن اینگهام که پژوهشی دربارۀ بازنمایی زنان در تلویزیون آمریکا انجام داده، معتفد استتلویزیون عموماً به عنوان رسانه­ای که ایدئولوژی فرهنگ جوامع غربی معاصر، یعنی پدر سالاری را تقویت می­ کندپذیرفته شده است. نمایش زنان در تلویزیون اگرچه افزایش یافته تا نشان دهندۀ افزایش نقش زنان در جامعه واقعی باشد، ولی جای این پرسش باقی است که آیا ایدئولوژی برنامه ­های تلویزیونی هم تغییر کرده است یا خیر.[۱۶۰]
رسانه ­ها ریشه و اساس یک جامعۀ پدرسالار را در جوامع امروز مرتباً بازتولید می­ کنند و با توجه به نظریۀ گیدنز در خصوص نقش تلویزیون در تعیین نگرش­های مخاطبین می­توان ملاحظه کرد که تا چه اندازه زنان در این بازتولید، با توجه به نگاه متفاوت زنانه، می ­تواند در تعدیل نگرش­های مخاطبین متأثر از تولیدات جامعه مردسالار مؤثر باشد. حضور زنان در نقش­های تولیدی در رسانه ­ها البته به شرطی که خودشان تحت نفوذ تفکر مردسالار قرار نگرفته باشند، می ­تواند نقش مهمی در بازتولید آگاهی اجتماعی داشته باشد.
با توجه به مطالب فوق لزوم توجه به ساختار نیروی انسانی شاغل در رسانه ­ها از بعد کمّی، و بررسی نقشی که زنان به لحاظ کیفی در این ساختار ایفا می­ کنند برای بررسی موقعیت زنان در رسانه حائز اهمیت است. در این بخش موقعیت و نقش زنان در رادیو و تلویزیون ایران مورد بررسی قرا می­گیرد. لازم به ذکر است که نقش زنان برنامه­ساز در رادیو و تلویزیون می ­تواند در توسعۀ نگاه مثبت به زنان و نقش­های گوناگون خانوادگی، اجتماعی و شغلی ایشان بسیار مهم باشد و در ایجاد فضایی تفاهم­آمیز و مبتنی بر درک متقابل در جامعه دخیل باشد.
ابتدا به ارائۀ آمار حضور زنان در مشاغل گوناگون رسانه­ای در سازمان صداو سیمای ایران به طور کلی می­پردازیم.
تعداد و درصد شاغلان در صداوسیما به تفکیک جنس[۱۶۱]
در تمامی دوره­ها تنها حدود ۱۴ درصد از کارکنان سازمان صداوسیما را زنان تشکیل می­ دهند و بیش از ۸۵ درصد مردان هستند. در مقایسه سه دوره با هم معلوم می­ شود که اگرچه تعداد زنان شاغل در هر دوره نسبت به دورۀ قبل بیشتر شده است ولی تعداد نسبی زنان شاغل بهصورتی کند رو به افزایش است.
مجموعه عناوین شغلی زنان در صداوسیما در چهاردستۀ اصلی تولیدی، اداری-مالی، خدماتی و فنی-مهندسی طبقه ­بندی شده است.
تعداد و درصد زنان بر حسب عناوین شغلی در صداوسیما[۱۶۲]

باتوجه به اطلاعات کسب شده، نسبت زنان در مشاغل «اداری- مالی» در هر دو دوره بیش از دیگر انواع شغل است. در این دسته بیشتر زنان شاغل به ترتیب ماشین­نویس، منشی و حسابدار بوده ­اند. اما مشاغل تولیدی از نظر فراوانی نسبی در مرتبۀ دوم اهمیت قرار دارند. از آنجا که در این تحقیق این دسته از مشاغل موضوعیت دارد، جزئیات آن در جدول ذیل ارائه می­گردد. تعداد و درصد زنان بر حسب عناوین شغل تولیدی در صداوسیما[۱۶۳]

بر اساس اطلاعات موجود ، تقریباً تمامی مشاغل تولیدی از مشارکت زنان برخوردار هستند. در مورد اینکه چند درصد از زنان در تلویزیون و چند درصد در رادیو مشغول به کار هستند، اطلاعات کاملی به دست نیامد اما در مصاحبه­های گروهی مشخص شد که زنان بیشتر در رادیو شاغل هستند تا در تلویزیون.یکی از متغیرهایی که می ­تواند برای تأیید این مطلب مورد توجه واقع شود، تعداد ساعت برنامه ­هایی است که به وسیلۀ زنان در هر یک از این دو رسانه تهیه شده است.
میزان درصد برنامه ­های تهیه شده به وسیلۀ زنان به تفکیک رادیو و تلویزیون[۱۶۴]

مطابق این جدول بیشترین ساعت برنامۀ تهیه شده به وسیلۀ زنان با ۷/۸۴درصد در رادیو بوده و تنها ۳/۱۵درصد ار برنامه ­هایی را که زنان تهیه کرده ­اند برنامه­ای تلویزیونی است. بنابراین بیشتر زنان شاغل در صدا و سیما در رادیو مشغول هستند و کمتر در تلویزیون به کار تولیدی می­پردازند.
نکتۀ جالب توجه در مورد برنامه ­های تلویزیونی تهیه شده بوسیلۀ زنان این است که نزدیک به نیمی(۴۹درصد)از این برنامه­ها مربوط به شبکۀ جام­جم است و ۵۱ درصد بقیه میان چنج شبکۀ دیگر تقسیم شده است. به عبارت دیگر بیشترین میزان فعالیت تهیه­کنندگی زنان در شبکۀ جام­جم که برای پخش در خارج از کشور ساخته می­ شود ساماندهی شده است که این موضوع حاوی پیام معناداری است.

 

نظر دهید »
مقایسه ی ویژگیهای شخصیتی، سبکهای مقابله ای و میزان استرس والدین نوجوانان دارای اختلال سلوک با والدین نوجوانان عادی- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تظاهرات ذهنی استرس تظاهرات احساسی استرس
عدم تمرکز
فراموشی
ناتوانی در به خاطر آوردن حوادث اخیر
عدم توانائی در یادگیری اطلاعات جدید
از دست دادن حالت تعادل
نداشتن قدرت تصمیم گیری
تصمیم گیری های نامعقول و ناگهانی
اشتباهات مکرر
برداشت نادرست از شرایط و مردم
بی دقتی
مواجه با مشکل در انجام کارهای ساده
توجه غیر عادی به جزئیات اضطراب
ترس مرضی (ترس بیمارگونه)
احساس در خطر بودن
پرخاشگری
بدبینی
احساس گناه
افسردگی
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
نوسانات خلقی
زود رنج شدن و زود گریه کردن
کابوس های شبانه
احساس طرد شدن توسط دیگران
نگرانی بیش از حد – انزوا
۳۱-۲ ظرفیت افراد در برابر استرس
یک حد بالائی در هر یک از ما نسبت به فشار روانی وجود دارد که بدنمان می تواند تحمل کند و هر فردی ظرفیتی خاص برای فشار روانی دارد که ما این ظرفیت را می توانیم به ظرفی تشبیه کنیم،‌ با اظهار این نکته که تجربه هر روزه ما از فشار روانی بیشتر شبیه یک شیر است که بالای ظرف قرار گرفته و قطره های فشار به درون ظرف می چکد. لازم به ذکر است که درست همانطور که ظرفهای فشار هر یک از ما با هم فرق دارد شیرهای فشار هم در هر کس متفاوت است، زیرا ممکن است تجربه ای که در نزد افرادی فشار زاست در افراد دیگر فشار زا تلقی نشود. به تدریج که سطح فشار روانی در بدنمان افزایش یافت در واقع به یک نقطه بحرانی می رسد، یعنی جائیکه ظرفیت فرد از آن بیشتر تحمل ندارد. در این زمان فرد نشانه های جسمی، شناختی و رفتاری از خود نشان می دهد. اگر فرد برای کاهش اضطرابش کاری انجام ندهد، فشار روانی به صورت ناخوشایندی افزایش می یابد. گاهی این فشار ها تدریجی است و بعد از سالیان یا ماه ها خود را بروز می دهد. گاهی هم بحرانی و ناگهانی است مثل طلاق، تصادف شدید. همچنین رویاروئی با موقعیت هائی که از آن می ترسیم در اکثر موارد شیر فشار روانی را به سرعت باز می کند. فشار روانی همانگونه که می تواند درون ظرف بچکد و آنرا پر کند، می تواند تقلیل یابد بطوریکه ظرف از فشار روانی خالی شود. فرایند تسلط بر مشکلات ناشی از فشار روانی همان یادگیری چگونگی بستن شیر فشار روانی و خالی کردن ظرف می باشد (بخشی پور ۱۳۷۷،۱۸۵)
۲-۳۲ ویژگی های فردی در مواجه با استرس
تجربه های بالینی نشان می دهد که سطح پائین ابراز وجود و همچنین سطح بالای کمال گرایی توأماً
می تواند به سطوح بالائی از فشار روانی و ناکامی بیانجامد. (بخشی پور ۱۳۷۷،۱۴۰-۱۳۸). در این میان می توان به عواملی نظیر عزت نفس، ویژگی های هوشی و انگیزشی و شخصیتی هم اشاره کرد. برای مثال کسی که از عزت نفس بالا برخوردار است هنگام رویاروئی با موقعیت تنش زا به جای تهدید برانگیز شمردن این موقعیت آنها را فرصتی برای چالش گری قلمداد می کند. (شفیع آبادی ۱۳۷۷،۱۲۰). آیبورت می گوید: حرارتی که کره را آب می کند تخم مرغ را سفت می کند. در نهایت الیس معتقد است انسان از نظر بیولوژیکی این استعداد را دارد که طرز تفکر غیر منطقی را از والدین و جامعه بیاموزد، اما در عین حال انسان موجود خلاق، آزاد و انتخاب گر است. اگر فرد باور منطقی داشته باشد، دارای عاطفه مطبوع و رفتار سازگار و سلامت روانی خواهد بود و اگر باور غیر منطقی داشته باشد عاطفه نامطبوع، رفتار ناسازگارانه و همچنین از عدم سلامت روانی رنج خواهد برد. (رحیمیان ۱۳۷۷،۹۷-۹۵)
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
۲-۳۴ فشار روانی و رشد و تکامل
فشار روانی دارای دو جنبه است: جنبه های منفی و جنبه های مثبت:
در حالیکه جنبه های منفی فشار روانی می تواند منجر به مرگ و نابودی شود، جنبه های مثبت می تواند سبب تعالی و پیشرفت باشد. اکثر رشد و تکامل ما در سراسر زندگی، ناشی از موقعیت های پرفشاریست که گریبانگیر ما می شود، نه از مجموعه آسایش خاطر یا آرامشی که گاهاً پیدا می کنیم. در طول زندگی هیچ راهی برای فرار از فشار روانی وجود ندارد. پژوهشگران خاطر نشان می سازند که ما تا حدی در زندگی به فشار روانی نیاز داریم. آنچه باید بدانیم تشخیص سطحی از فشار روانی است که برای ما زیان آور نباشد و سپس چگونگی نحوه مواجه شدن به طور موفقیت آمیز با آن است که بر طول زندگی ما بیفزاید، نه آن را کوتاه سازد. (فرجی ۱۳۷۲،۱۲۸)
۲-۳۵ کنار آمدن
هنگامیکه حادثه یا چیزی برای ما اتفاق می افتد ذهن ما به صورت خودکار به بررسی موقعیت
می پردازد و به دنبال مهارت ها و راهکارهائی می گردد تا با آن اتفاق مقابله کند. اگر مهارت ها و راهکارهای ما نتواند از پس دشواری اوضاع برآید آنگاه محیط ما یک محیط استرس زا تلقی می شود و رفتارهای واکنشی ما نسبت به استرس آغاز می شود و اگر مهارت هایمان بتواند از پس اوضاع برآید آنگاه محیط استرس زا تلقی نمی شود، البته هر شخصی شرایط را نسبت به شخص دیگر متفاوت می بیند و مهارتها و راهکارها نیز متفاوت است. علاوه بر آن نمی توان بر همه اتفاقات زندگی برچسب استرس زا بودن (به معنی منفی) زد. مثلاً تولد نوزاد، رفتن به خانه جدید و یا ترفیع گرفتن در کار به عنوان تهدید تلقی نمی شود. در اینجا ما تصور می کنیم که محیط استرس زا است چون از قبل شرایط رویاروئی با آن را پیدا نکرده ایم. اینکه چگونه ما یک محرک استرس زا را درک کنیم و چه عکس العملی در قبال آن داشته باشیم خود مقوله با اهمیتی است. ممکن است ما در اثر یک پدیده خاص برانگیخته شویم و عکس العملی در قبال آن نشان دهیم که تأثیر منفی بر ذهن و بدن ما داشته باشد. اگر عکس العمل های ما همواره منفی باشد مطمئناً از شرایط موجود رنج خواهید برد. به وسیله شناخت خود و شناخت واکنش های خود نسبت به مسائل استرس زا می توان با استرس مقابله کرد. البته باید خاطر نشان کرد که استرس عکس العمل طبیعی ما نسبت به حوادثی است که برای ما اتفاق می افتد. راه هائی که ما بتوانیم با استرس مقابله کنیم زیاد است اما ما باید بتوانیم با قدرت ذهن و قدرت جسمانی و سلامت جسمانی با آن به مقابله بپردازیم.
لازاروس و فولکمن (۱۹۸۴)، سازگاری با استرس را تغییر دائمی در رفتارها و ادراکها به منظور پاسخگویی به خواستهای درونی و بیرونی می دانند،که این خود طاقت فرسا به نظر می رسد و از توانائی شخص بالاتراست. به عبارت ساده تر سازگاری با استرس یعنی پذیرفتن آن و به نحو مؤثر واکنش نشان دادن.
(بخشی پور ۱۳۷۷،۷۵)
۲-۳۶ روش های کنار آمدن
اولین گام در کنار آمدن موفقیت آمیز، ارزیابی دقیق مشکل است. (چرائی استرس) معمولاً این ارزیابی، مستلزم شناسائی منبع استرس و سپس توجه به اثرات خاص آن است. در کنار آمدن مستقیم لازم است فرد بکوشد تا: ۱- منبع استرس را شناسائی کند، ۲- یک راهبرد مبارزه ای برای کاهش دادن استرس زا ابداع کند و به آن تحقق بخشد.
مواجهه ذهنی و بدنی با منبع استرس، مهمترین نکته روش های کنار آمدن مستقیم است. تلاش ذهنی مثل مسئله گشائی، یا تلاش بدنی مثل صحبت کردن، موقعیت را تغییر می دهد. ایجاد برنامه های جدید به هنگام روبرو شدن با شکست یا طرد، تنظیم کردن وقت، کمک گرفتن از یک دوست، تغییر دادن بدن مثل آموزش نظامی یا ورزش موارد دیگری از کنار آمدن مستقیم هستند. (سیدمحمدی ۱۳۸۰،۱۵۹)
۲- ۳۷ مسئله گشائی برنامه ریزی شده
یعنی محاسبه اینکه برای کاستن یا از بین بردن یک استرس زا چه اعمالی را باید دنبال کرد. این روش به دو دلیل کنار آمدن مؤثری است: اول اگر مؤثر واقع شده باشد نتایج آن بهتر شدن رابطه بین شخص و موقعیت است. دوم اینکه باعث می شود که شخص احساس بهتری داشته باشد، هیجان منفی کمتر و هیجان مثبت بیشتری را تولید کند. ظاهراً به این خاطر که توجه فرد را از اثرات و پیامدهای زیان بخش استرس زا دور می سازد و آن را متوجه امکانات امیدوار کننده تر و روشنتر می کند. (سیدمحمدی ۱۳۸۰،۱۸۴)
۲-۳۸ کنار آمدن مواجهه ای
این شکل از کنار آمدن کمتر نتیجه بخش است. کنار آمدن مواجهه ای مستلزم نزدیک شدن به منبع استرس و تلاش برای تغییر فوری آن است. فولکمن و لازاروس (۱۹۸۶)، متوجه شدند که ابراز خشم، خصومت و پرخاشگری که اغلب با کنار آمدن مواجه ای همراه است باعث می شود تا شخص احساس کند که بدتر شده است و نه بهتر. اما این روش می تواند در برخی شرایط مؤثر باشد.
آلدوین و رونسون (۱۹۷۸)، دریافتند که «معامله» (یعنی توافق و یا سازش برای به دست آوردن چیزی مثبت از موقعیت)‌ می تواند کنار آمدن مثبتی باشد. برای اینکه معامله مؤثر واقع شود باید موقعیت دشوار را بدون تحریک آشفتگی هیجانی بهبود بخشد. در مجموع این روش زمانیکه حالت های هیجانی آزارنده را همانند اشکال دیگر کنار آمدن مواجهه ای به حداقل برساند، روش مؤثری است. (سیدمحمدی ۱۳۸۰،۱۷۸)
۲-۳۹ حمایت اجتماعی
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
جستن حمایت اجتماعی دیگران روش کنار آمدن مستقیم است، این اصطلاحی است که بر شبکه دوستان فرد و کمک رسانهای بالقوه دلالت دارد. یعنی گروه محرم رازی که شخص می تواند به هنگام نیاز، بحران و آشفتگی هیجانی به آنها رو آورد. مثل همسر،‌ خویشاوندان، والدین، بهترین دوستان،‌ همسایگان خوب، همکاران شغلی و دوستان گروه مذهبی است. حمایت اجتماعی فرایندی است که دیگران توسط آن امکانات عاطفی و عملی خود را برای بدوش کشیدن نیازهای فرد هنگام رنج بردن از یک بحران، به میان می آورند و او را یاری می دهند. در سطح هیجانی تر حمایت اجتماعی فرصتهائی را برای مهرورزی، پشت گرمی و تشویق،‌ اطمینان آفرینی، دوستی و مجالست و حس هویت و مقام شخصی را فراهم می آورد.(سید محمدی ۱۳۸۰،۱۸۲)
به نظر می رسد مجهز بودن به ابزارهائی مثل «ادراک اجتماعی»، «توجه به رفتارها و احساسهای دیگران و تفسیر درست آنها» و مهارتهای «مسئله گشائی اجتماعی»، «شناسائی یک موقعیت دشوار»، «یافتن پاسخهای جایگزین و پیش بینی پیامدهای احتمالی» می تواند در برخوردار بودن شخص از حمایت اجتماعی بسیار مؤثر باشد. (نیکخو ۱۳۷۹،۱۵۰)
پاور (۱۹۸۸)، معتقد است که حمایت اجتماعی به دو طریق می تواند زیانبار باشد: ۱- حمایت اجتماعی با واکسینه کردن فرد علیه تجربه کردن استرس زاها قبل از اینکه رخ دهند استرس را کاهش می دهد، اگر کسی یک شبکه حمایت اجتماعی غنی از نظر مشاوره، منابع و امکانات مالی کمکی داشته باشد،
استرس زاهای بالقوه علتی برای نگرانی نخواهد بود. ۲- شبکه های حمایت اجتماعی به عنوان سپری در مقابل استرس عمل می کند.
۲-۴۰ روش های کنار آمدن دفاعی
تلاشهای کنار آمدن مستقیم برای تغییر دادن «منبع استرس» احساس شده مبارزه می کنند. از طرفی تلاشهای کنار آمدن دفاعی برای متوقف ساختن «اثرات ناخوشایند» استرس مبارزه می کنند. هنگامیکه مردم به صورت «ذهنی» یا «جسمی» می کوشند تا از موقعیت استرس زا یا نشانه های ناشی از این موقعیت ها بگریزند،‌ روش های کنار آمدن دفاعی را بکار می گیرند.
۲-۴۱ مکانیزمهای دفاعی و استرس
یکی از شیوه های کنار آمدن دفاعی استفاده از مکانیزمهای دفاعی است. با بهره گرفتن از انکار، واپسروی، فرافکنی یا واکنش وارونه مردم می کوشند واقعیت استرس زا را تحریف نموده و آن را به صورت واقعه بی ضرری که تهدید کننده نیست ارزیابی کنند.
مثلاً از طریق انکار، رئیس یک شرکت از اقرار به اینکه شرکت در حال ورشکستگی است خودداری
می کند. مکانیزمهای انکار و واپسروی نسبتاً ناپخته بوده و به ناسازگاری می انجامد. اما برخی از این مکانیزمها معقولند و موجب بهبود سلامت جسمانی و روانی شخص می گردد. یکی از این مکانیزمها «شوخ طبعی» است. این واقعیت که چرا شوخ طبعی فرد را در مقابل اثرات افسرده کننده استرس محافظت می کند، می توان دو دلیل برایش شمرد: از یک طرف ممکن است شوخ طبعی روشی برای تخلیه کردن تنش ناشی از استرس باشد، ممکن است مردم برای پنهان کردن افسردگیشان بخندند. از طرف دیگر، امکان دارد شوخی همان کاری را بکند که مکانیزمهای دفاعی دیگر می کنند، یعنی انکار و تحریف واقعیت،‌ چون شوخی به خاطر رهائی از ناهماهنگی رخ می دهد نه به خاطر تنش ایجاد شده. این عقیده که شوخی، تنش را با خنده می پوشاند پذیرفتنی نیست. برعکس شوخی به این دلیل کارساز است که به شخص این امکان را می دهد تا واقعیت را به گونه ای که از نظر اجتماعی پذیرفتنی و معقول است تحریف کند. (سیدمحمدی، ۱۳۸۰،۱۴۷)
۲-۴۲ شیوه مقابله اجتنابی
در این روش که فرار از مشکل هم گفته می شود، فرد سعی می کند به جای شیوه های منطقی دیگر مثلاً از مشروبات الکلی استفاده کند. با اینکه اجتناب می تواند اضطراب فرد را واقعاً تسکین دهد، همین اجتناب عامل تداوم ترس فرد خواهد شد. این روش فقط استرس را به تعویق می اندازد. رفتارهای ناسازگارانه دیگر اجتنابی عبارتند از: اجتناب از موقعیت هایی که موجب اضطراب می شوند، دوری از دریافت تقویت اجتماعی، پرخاشگری، مصرف زیاد قرص های آرامبخش، افراط در مصرف الکل، مشکلات جسمی و پذیرفتن «نقش مریض»، از دست دادن کلی اعتماد نسبت به قابلیت خود جهت مقابله با مشکلات و رشد مشکلات ثانویه مثل اضطراب ناشی از هراس، وابستگی به آرام بخش ها،‌ الکلیسم، اعتیاد داروئی، بیماری جسمی و افسردگی از اثرات بلند مدت اتخاذ راهبردهای ناسازگارانه می باشد. (بخشی پور، رودسری، ۱۳۸۳،۳۲۱)
۲-۴۳ ادراک کنترل فردی و مقابله با استرس
کسی که ادراک کنترل کمی دارد در مواجهه با موقعیت سازمان یافته تکالیف آسان را انتخاب می کند و هدفهای جزئی و پیش پا افتاده تعیین می کند. چنین فردی از دور اندیشی بی مایه و ضعیفی برخوردار است. اگر اوضاع خوب پیش نرود تمرکز او به هم می خورد،‌ اعتماد به نفس او سریعاً افت می کند. وقتی تلاش کاهش می یابد و درگیری شناختی و هیجانی افت می کند نافعالی حاکم می شود و عملکرد مطابق با آن آسیب می بیند و به مرور زمان اینگونه رویدادها باعث می شوند که افراد بدبین شوند، انتظار کنترل آینده خود را کاهش دهند و برای جلوگیری از این حالت، برنامه ریزی و تدارک راهبردها را کنار بگذارند. (سیدمحمدی، ۱۳۸۱،۱۴۲)
۲-۴۴ کاهش دهندگان شیمیائی استرس
داروهای آرام بخش نظیر الکل، باربیتوراتها ، آرام بخش ها ، بنزودیازپین ها همگی اثر پارا سمپاتیک مانند بر دستگاه عصبی داشته و موجب خواب و آرامش می شوند. از طرف دیگر،‌ این داروها بی نتیجه اند زیرا به تلاش شخص برای کنار آمدن با استرس، از بعد شناختی و هیجانی کمک نمی کنند. یعنی موجب آرامش بدنی می شوند ولی برای تغییر دادن منبع یا علت اختلالهای فیزیولوژیکی کاری انجام نمی دهند. (سیدمحمدی، ۱۳۸۰،۶۵)
۲-۴۵ تندرستی و انرژی
همه استرس زاها، نوعی تغییرات فیزیولوژیک ایجاد می کنند، بنابراین تندرستی فرد به نحو چشمگیری توانائی سازگاری او را تحت تأثیر قرار می دهد. با توجه به نشانگان انطباق عمومی (GAS) مرحله «مقاومت»‌، مرحله سازگاریست، بنابراین هر چه قدر که افراد قوی تر و سالمتر باشند سازگاری بهتری دارند و بدون اینکه وارد «مرحله فرسودگی» شوند مدت طولانی تری در مرحله مقاومت می مانند. (بحیرائی و همکاران، ۱۳۸۱،۹۴)
۲-۴۶ عقاید مثبت
نگرش و تصویر ذهنی مثبت سودمندی خاصی دارد. (گنجی، ۱۳۸۱) امید می تواند سطح تحمل فرد را در مواجهه با رویدادهای استرس زا افزایش دهد (بحیرائی و دیکران ۱۳۸۱،۱۵۶)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
بررسی جامعه شناختی بهره‏وری معلمان تربیت بدنی شهرکرمان- قسمت ۸
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مجموعه کنش‏هایی هستند که اهداف سیستم اجتماعی را تعیین و برای نیل به آنها و گرفتن پاداش‏های مطلوب منابع (انرژی، مواد و اطلاعات) را بسیج می­ کنند (قلی پور،۱۳۸۳).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
یک نظام اجتماعی اگر هدفهایی برای خودش تعیین نکند و برای رسیدن به آنها وسائلی تجهیز نکنددوام نمی‏آورد (روشه،۱۳۹۱).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

یگانگی[۱۴]

مراقبت و جلوگیری از کجروی در سیستم اجتماعی و حفظ هماهنگی میان اجزا و دوری از اختلال‏های عمیق.
وحدت، یگانگی، یکپارچگی و انسجام لازم را برای بقا سیستم اجتماعی فراهم می­ کند (قلی پور،۱۳۸۳).
هماهنگ کردن و یکپارچه کردن اجزا متفاوت نظام برای پایدار کردن نظام (روشه،۱۳۹۱).

 

 

حفظ الگوها[۱۵]

در کنشگران (عاملان) سیستم اجتماعی ایجاد انگیزه می­ کند و کل سیستم اجتماعی را تغذیه می‏نماید (قلی پور،۱۳۸۳)
مجموعه‏ای از ارزش‏های فرهنگی متناظر را به صورت منسجم تولید و باز تولید کرده که انگیزه‏های لازم را برای کنش فردی تامین می‏کند. ( روشه،۱۳۹۱).

 

 

نوآوری[۱۶]:

فرایند اخذ ایده‏های خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش‏های جدید است (قرائی مقدم،۱۳۸۷)
پیاده کردن و اجرای موفقیت آمیز ایده‏های خلاق در سطح سازمان است(سلطانی،۱۳۸۷).
نوآوری نه تنها ابداع خودآگاه ایده‏های جدید است، بلکه معرفی و به کار بردن این ایده‏ها را نیز شامل می‏شود و هدف کلی آن ارتقا عملکرد سازمانی است (جاسن،۲۰۰۴).

 

 

تعهدسازمانی[۱۷]

وابستگی عاطفی به اهداف و ارزش­های یک سازمان،به نقش فرد در رابطه با این ارزش­ها و هدف­ها و به سازمان جدا از ارزش صرفا ابزاری آن است (باچانن،۱۹۸۴).
قدرت نسبی احساس تعیین هویت فرد و درگیر شدن در یک سازمان خاص (مودای،۱۹۸۲).
تعهد سازمانی دارای سه مولفه است: ۱-تعهد عاطفی: زمانی که یک کارمند به سازمانش براساس احساس غرور و از روی میل برای عضویت متعهد باشد. ۲- تعهد هنجاری: زمانی است که فرد احساس خدمت و وظیفه برای رسیدن به اهداف سازمانی داشته باشد. ۳- تعهد مداوم: وابستگی فردبرای کارکردن در یک سازمان بر اساس میزان درجه­ای که به خاطر هزینه­ بالای ترک سازمان احساس مانع پیش­روی خود می­ کند (چلادورای،۱۳۸۷)

 

 

رضایت شغلی[۱۸]
Job Satisfaction - رضایت شغلی

 

احساساتی که یک کارمند نسبت به شغل و یا تجربیات شغلی­اش در رابطه با تجارب قبلی و یا انتظارات فعلی و یا بدلیل‏های دیگر (بالزر،۱۹۹۰).
نوعی واکنش عاطفی است که افرادبه مشاغل و تجربیات مربوط به آن دارند. این موضوعی چند جانبه می باشد و مجموعه‏ای از عوامل نظیر حقوق، امنیت شغلی، موفقیت و چالش انگیزی کار را در برمی‏گیرد.این مشخصه‏ های مختلف ممکن است با نیازها و ارزش‏های فرد متفاوت باشند. (چلادورای،۱۳۸۷).

 

 

سلامت سازمانی[۱۹]

شامل توانایی سازمان برای انجام وظایف خود به طور موثر که خود موجب رشد و بهبود سازمان می‏گردد (شریعتمداری،۱۳۸۸).

 

 

سلامت سازمانی مدرسه[۲۰]

برای فهم ماهیت تعامل‏های میان دانش‏آموز و معلم، معلم و معلم، معلم و مدیران ابداع شده است (هوی،۱۹۸۹).
شامل هفت بعد که روی هم رفته الگوهای رفتار و تعامل­های ویژه درون مدرسه را تشکیل می­ دهند می­باشد که عبارتند از ۱- یگانگی نهادی[۲۱]: توانایی مدرسه برای تطابق با محیط و سازش با روش­هایی است که سلامت برنامه آموزشی را حفظ کند. ۲- نفوذ مدیر[۲۲]: توانایی مدیر در تاثیر روی تصمیمات مافوق خود. ۳- ملاحظه­گری[۲۳]: رفتار مدیری که دوستانه، باز و حمایت­گر می­باشد. ۴- ساخت دهی[۲۴]: رفتاری است که مدیر به طور واضح انتظارات کار، استاندارهای عملکرد و رویه­ ها را صراحتا تعیین می‏کند. ۵- پشتیبانی منابع[۲۵]: تهیه مواد و وسیله­ لازم و مورد درخواست معلمان. ۶- روحیه[۲۶]: اطمینان، همدردی، اعتماد و احساس انجام کار که بین هیئت آموزشی وجود دارد. ۷- تاکید علمی[۲۷]: فشار مدرسه برای موفقیت دانش ­آموزان.
ب) تعاریف عملیاتی
۱- بهره‏وری
در این پژوهش بهره وری به وسیله اندازه‏گیری چهار مولفه سنجیده شد که عبارتند: از نوآوری، تعهدسازمانی، سلامت‏سازمانی و رضایت‏شغلی که هر کدام از این مولفه‏ها به طور جداگانه با پرسشنامه‏هایی سنجیده می شود که به صورت مبسوط توضیح داده خواهد شد. در نهایت بهره‏وری به وسیله یک پرسشنامه ۹۶ سوالی سنجیده می‏شود.
۲- نوآوری (انطباق)
این مولفه با بهره گرفتن از پرسشنامه اتلای و اکیف اندازه‏گیری شد که سوال ۴۵ تا ۶۲ پرسشنامه تحقیق را شامل می‏شود.
۳- تعهد سازمانی (کسب هدف)
این مولفه با بهره گرفتن از پرسشنامه مودای و استیرز اندازه‏گیری شد که سوال ۸۲ تا ۹۸ پرسشنامه تحقیق را شامل می‏شود.
۴- رضایت شغلی (یگانگی)
این مولفه با بهره گرفتن از پرسشنامه برایفیلد و روث اندازه‏گیری شد که سوال ۶۳ تا ۸۱ پرسشنامه تحقیق را شامل می‏شود.
۵- سلامت سازمانی (حفظ الگوها)
این مولفه با بهره گرفتن از پرسشنامه هوی و فیلدمن اندازه‏گیری شد که سوال ۱ تا ۴۴ پرسشنامه تحقیق را شامل می‏شود.
جمع بندی فصل اول
در این فصل به بیان مسئله و ضرورت تحقیق اشاره شد که با نگاهی اجمالی به این دو بخش می‏توان نتیجه گرفت که؛.تاکید بر بهره‏وری یک ضرورت ملی است، چرا که در سایه افزایش بهره‏وری افزایش بازده کار و استفاده مطلوب از امکانات موجود، توسعه، خود اتکایی، استقلال اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فراهم خواهد شد و در چنین جامعه‏ای افراد از تنگناها و مشکلات اقتصادی، سیاسی، رهایی یافته و در بازارهای جهانی حضور چشم‏گیر پیدا خواهند کرد (میلانی فر،۱۳۸۶). و از آنجا که در میان عوامل تولید، عامل نیروی انسانی بر خلاف سایر منابع سازمانی به عنوان ذی‏شعور و هماهنگ کننده سایر عوامل شناخته می‏شود (خلیلیان،۱۳۹۲) و همچنین مهم‏ترین اهرم اصلی در کاهش و افزایش بهره‏وری سازمان می‏باشد لذا از جایگاه ویژه‏ای برخوردار بوده و باید توجه خاصی به آن مبذول داشت (انصاری،۱۳۸۷). توجه به موضوع بهره‏وری در آموزش و پرورش نیز، خود نیازمند اختصاص توجه و وقت لازم به مهم‎‏ترین و موثرترین عوامل انسانی آن یعنی، معلمان و دبیران است. برای بهبود بهره‏وری آموزش و پرورش و بهره‏وری ملی فراهم آوردن زمینه‏های بهبود و توسعه بهره‏وری آنها گامی موثر خواهد بود. در این میان نقش دبیران تربیت‏بدنی در امر تعلیم و تربیت، رشد و شکوفایی تمام ابعاد انسانی و تحقق هدف‏های نظام آموزشی با اهمیت است.تربیت بدنی و ورزش سازوکاری قوی برای تسهیل فعالیت‏ها، روابط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد. همچنین در این فصل به اهداف، فرضیات و محدودیت های تحیحق اشاره شده است.
عکس مرتبط با اقتصاد

فصل دوم
مبانی نظری
و
مروری بر پیشینه تحقیق

 

مقدمه

این فصل شامل سه بخش است، در بخش اول سعی شده است ضمن بیان زمینه‌های نظری موضوع تحقیق، مفاهیمی از قبیل تاریخچه بهره‏وری معنا و مفهوم بهره­وری و بهره­وری منابع انسانی، در بخش دوم نظریه کارکردگرایی پارسونز مطرح می­ شود که این تحقیق از این نظریه وام می­گیرد و در بخش سوم به تحقیقاتی که در داخل و خارج کشور در راستای موضوع تحقیق فوق انجام‌گرفته اشاره گردیده است.

 

 


تاریخچه بهره­وری

آشنایی انسان با مفهوم بهره­وری امری جدید و بدیع نیست و به‌حق باید پیدایش این برداشت ذهنی را، هرچند به‌گونه‌ای مبهم و ناروشن، ازنظر قدمت با عمر انسان بر زمین خاکی متقارن دانست. اما تاریخ آغاز پژوهش­های منظم علمی و آماری بازمان ما فاصله­ای بعید ندارد. تحقیق درباره‌ی چگونگی افزایش بهره­وری به‌طور سیستماتیک و در چارچوب مباحث علمی و تحلیلی از حدود ۲۳۰ سال پیش به‌طورجدی موردتوجه اندیشمندان قرارگرفته است.نخستین تلاش­ های توأم با برداشت علمی نسبت به مفهوم بهره­وری از قرن هجدهم آغاز شد. آدام‏اسمیت در سال ۱۷۷۶ در کتاب خود به نام” پژوهشی در ماهیت و ریشه ­های ثروت ملل”،موضوع تقسیم‌کار را به‌عنوان کلید افزایش کارایی مطرح کرد.واژه بهره­وری برای نخستین بار به‌وسیله‌ی فرانسوا کنه[۲۸] ریاضیدان و اقتصاددان طرفدار مکتب فیزیوکراسی (حکومت طبیعت) به‌کاربرده شد. کنه با طرح جدول اقتصادی[۲۹]، اقتدار هر دولتی را منوط به افزایش بهره­وری در بخش کشاورزی می­دانست.
اولین تحقیق آماری درزمینه بهره­وری منتسب به رایت می­باشد. یافته­ های پژوهشی رایت که اساساً متوجه سنجش بهره­وری مرتبط به کار یدی و کار با ماشین بود، در سال ۱۸۹۸ در گزارش سالانه وزارت کار ایالت متحده آمریکا منتشر شد.
در سال ۱۸۸۳ آن‌طور که فرهنگ لغت‌شناسی لاروس بیان می‌کند فرانسوی دیگری به نام لیتره[۳۰] ، بهره­وری را دانش و فن تولید تعریف کرد. با شروع دوره نهضت مدیریت علمی در اوایل سال­های ۱۹۰۰، فردریک وینسلو تیلور[۳۱]، فرانک و لیلیان گیلبرت[۳۲] به‌منظور افزایش کارایی کارگران، درباره تقسیم‌کار، بهبود روش‌ها و تعیین زمان استاندارد، مطالعاتی را انجام دادند. نویسندگان غالباً کارایی را بیشتر در مورد وسایل مکانیکی، مسائل مهندسی و نیروی کار مورداستفاده قراردادند؛ بعدها کارایی را درباره هریک از عوامل تولید استفاده کردند. اما واژه­ای که به‌تدریج جنبه عمومی­تر و کلی­تر پیدا کرد و در ادبیات مدیریت رایج گردید، “بهره­وری” بود. در سال ۱۹۵۰ سازمان همکاری اقتصادی اروپا به‌طور رسمی بهره­وری را چنین تعریف کرد: “بهره­وری حاصل کسری است که از تقسیم مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید به دست می­آید. بدین لحاظ می­توان از بهره­وری سرمایه، مواد اولیه و نیروی کار صحبت کرد.” طبق تعریف سازمان بین‌المللی کار بهره­وری عبارت است از نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید(زمین، سرمایه،نیروی کار و مدیریت).در این تعریف”مدیریت” به‌طور ویژه یکی از عوامل تولید در نظر گرفته‌شده است. نسبت تولید به هرکدام از این عوامل معیاری برای سنجش بهره­وری محسوب می­ شود.
در سال ۱۹۵۸ آژانس بهره‏وری اروپا[۳۳] بهره­وری را درجه و شدت استفاده مؤثر از هر یک از عوامل تولید تعریف کرد. همچنین این سازمان اعلام داشت که بهره­وری یک نوع طرز تفکر و دیدگاهی است بر این پایه که هر فرد می ­تواند کارها و وظایفش را هرروز بهتر از روز قبل انجام دهد. اعتقاد به بهبود بهره­وری یعنی داشتن ایمان راسخ به پیشرفت انسان‌ها.در اطلاعیه تشکیل مرکز بهره­وری ژاپن[۳۴] در سال ۱۹۵۵ در ارتباط با اهداف ناشی از بهبود بهره‌وری چنین بیان‌شده است:
«حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی و سایر عوامل به روش­های علمی به‌طوری‌که بهبود بهره­وری به کاهش هزینه­ های تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگی همه آحاد ملت، منجر شود»
از دید مرکز بهره­وری ژاپن، بهره­وری یک اولویت و انتخاب ملی است که منجر به کاهش فقر می­گردد. مرکز بهره­وری ژاپن از زمان تأسیسش در سال ۱۹۵۵ نهضت ملی افزایش بهره­وری در این کشور تحت سه اصل رهنمون ساز به جلو هدایت نموده که عبارت‌اند از: افزایش اشتغال، همکاری بین نیروی کار و مدیریت و توزیع عادلانه و برابر ثمره­های بهبود بهره‏وری در میان مدیریت، نیروی کار و مصرف‌کنندگان.افزایش قابل‌توجه بهره‏وری در تعدادی از کشورها در دهه­های اخیر موجب شده است که ارتقا سطح بهره­وری ملی به‌عنوان یک اولویت در سطح کشورها مطرح باشد.از اوایل شروع دهه ۱۹۷۰ بهره­وری یکی از موضوعاتی بوده است که در سطح سازمان‏ها و سطح کشور‏ها توجه ویژه‏ای را به خود جلب کرده است. مقدار و نرخ رشد بهره‏وری در هر کشور تأثیر به سزایی بر روی سطح زندگی، تورم، بیکاری، سلامت اقتصادی جامعه و رقابت‌پذیری در سطح اقتصادی دارد.
دکتر جان کندریک[۳۵] یکی از نویسندگان معاصر و مشهور درزمینه بهره‏وری در بیان اهمیت بهره‏وری چنین بیان داشته است: «شرکت‌ها و سازمان­هایی که بهره­وری آن‌ ها از متوسط بهره­وری در صنعت بالاتر باشد، معمولاً از حاشیه سود بالاتری برخوردارند. همچنین اگر بهره­وری شرکتی سریع­تر از بهره­وری رقبایش افزایش یابد، حاشیه سود آن شرکت نیز افزایش خواهد یافت. برعکس سازمان­هایی که بهره‌وری‌شان پایین­تر از متوسط شاخص بهره­وری در صنعت باشد و نرخ رشد بهره‌وری‌شان کمتر از دیگر شرکت­های رقیب رشد یابد نهایتاً در بلندمدت ورشکست خواهند شد. »

 

 


معنا و مفهوم بهره­وری

نظر دهید »
عوامل موثر بر عدم پذیرش مدیریت تلفیقی مگس زیتون در بین باغداران زیتون شهرستان رودبار- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

زیتون به عنوان یکی از محصولات باغی، به لحاظ نقشی که در راستای تولید روغن خوراکی دارد، از جایگاه ویژه­­ای در جهان برخوردار است. تولید زیتون به دلیل تاثیرپذیری از عوامل جوی و محیطی در کنار مشکل آفات و بیماری­های گیاهی، در امر تولید با خطر مواجه می­باشد. آفت مگس زیتون (Bacterocera oleae) یکی از آفات مهم زیتون­کاری­های کشور بوده که با توجه به جدید بودن آفت مگس زیتون در ایران، و از طرفی بالا بودن میزان خسارت آن خصوصاً در استانهای گیلان، قزوین و زنجان، این آفت یکی از محدودکننده­ترین عوامل توسعه کشت زیتون در کشور و خصوصاً در شهرستان رودبار می­باشد و با بررسی مرور منابع داخلی، هیچگونه تحقیقی در زمینه شناسایی عوامل موثر بر عدم پذیرش مدیریت تلفیقی آفت مگس زیتون در کشور صورت نگرفته است. لذا این تحقیق سعی دارد با شناسایی عوامل موثر بر عدم پذیرش مدیریت تلفیقی آفت مگس زیتون توسط باغداران شهرستان رودبار، گام موثری درجهت افزایش این پذیرش زیتون­کاران شهرستان رودبار بردارد.
۱-۲- بیان­مسأله
آفات و بیماریهای­گیاهی از عوامل مهم تهدید­کننده و محدودکننده توسعه کشت زیتون یا هر نبات دیگری نیز می­باشند. نیاز مبرم کشور به روغن و وابستگی شدید به خارج از کشور جهت تأمین آن باعث شد تا سیاست‌گذاران بخش کشاورزی به منظور کاهش وابستگی اقدام به توسعه سطح زیر کشت گیاهان روغنی برای نیل به این هدف کنند که در این راستا یکی از گیاهانی که مقرر شد سطح زیر کشت آن به شدت افزایش یابد، زیتون بود. با توجه به برنامه وزارت جهادکشاورزی در راستای خودکفایی روغن خوراکی، جایگاه زیتون در تولید روغن مورد نیاز کشور از اهمیت بالایی برخوردار است. شهرستان رودبار دارای۱/۷۸۰۴ هکتار (تا پایان سال ۹۱) سطح زیر کشت زیتون، که از این سطوح ۹/۵۶۲۵ هکتار باغات بارده و ۲/۲۱۷۸ هکتار باغات غیربارده می­بوده (صالحی، سازمان جهاد­کشاورزی استان گیلان) و بدین­جهت یکی از قطب­های تولید زیتون و نیز روغن زیتون در سطح کشور می­باشد. تا چندی پیش به جز شرایط آب و هوایی فاکتور دیگری به طور عمده تهدید کننده این برنامه توسعه نبود ولی از مردادماه سال ۸۳ که برای اولین‌بار آفت مگس زیتون از کشور گزارش شد، زنگ خطر به صدا درآمد و در مدت کمتر از سه ماه دامنه گسترش آفت ۱۳ استان را در بر گرفت. مگس زیتون یکی از مهم‌ترین آفات زیتون است. لارو این آفت با تغذیه از گوشت میوه، باعث ریزش میوه‌ها قبل از برداشت، کاهش کیفیت روغن زیتون و باعث ورود قارچ‌های بیماری­زا از محل سوراخ ورودی لاروها شده و اسیدیته داخل میوه‌ها را به میزان دو تا چهار برابر افزایش می­دهد. اگر میوه‌ها از واریته‌های کنسروی باشد، بازارپسندی محصول به واسطه خسارت مستقیم لاروها از بین می‌رود و هم‌چنین این حشره قادر است باکتری مولد گال زیتون را هم انتقال دهد.
وزارت جهادکشاورزی به جهت جلوگیری از خسارت آفت مگس زیتون، هر ساله هزینه­ های هنگفتی را جهت تهیه و تدارک عوامل و تجهیزات مدیریت تلفیقی آفت متقبل می­ شود و خصوصاً نهاده­های کنترل مگس زیتون از قبیل کارت زرد چسبنده، پروتئین هیدرولیزات و سم مالاتیون را بصورت رایگان در اختیار باغ­داران قرار می­دهد ولی باغ­داران زیتون برای کنترل آفت مگس زیتون با مدیریت جهادکشاورزی شهرستان رودبار به روش مدیریت تلفیقی، همکاری نمی­نمایند (سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان، ۱۳۹۱). از آنجایی­که به­ دلیل وجود عوامل متعدد فردی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی پیرامون کشاورزان، عوامل زیادی در پذیرش و عدم پذیرش و تغییر در سیستم تاثیر­گذار هستند، بنابراین شناسایی این عوامل و جهت دادن سیاستها به سمت آنها، از جمله راهکارهای اصلی برای پذیرش مدیریت تلفیقی آفت مگس زیتون (Bactrocera oleae) برای باغداران زیتون است لذا این تحقیق سعی دارد عوامل دخیل در عدم­ مشارکت باغ­داران زیتون شهرستان رودبار در مدیریت تلفیقی آفت مگس زیتون را شناسایی، تا براساس آن بتوان راهکاری در جهت افزایش پذیرش مدیریت تلفیقی آفت مگس زیتون توسط باغ­داران زیتون شهرستان رودبار ارائه نماید تا راه­گشای کارشناسان مجری طرح باشد.
عکس مرتبط با اقتصاد
۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق
اهمیت موانع پذیرش فن­آوری­ها در توسعه کشاورزی پایدار، شناخت این عوامل کمتر به صورت یک موضوع فرعی و در چارچوب شناخت عوامل موثر بر پذیرش در مطالعات پیشین به آن پرداخته شده است. به همین دلیل، نمی­توان چارچوب مشخصی برای شناخت موانع اصلی یافت. نکته شایان توجه دیگر، وابسته بودن موانع پذیرش به زمینه اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی منطقه­ای است که فن­آوری­ها در آنجا معرفی شده است که به احتمال زیاد علت اصلی آن، خلاء و نبود یک چارچوب مشخص است (ویسی و همکاران، ۱۳۸۸).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
از آنجائی­که کشاورزی به عنوان منبع اصلی در­آمدی ۵۱ درصد جمعیت جهان است، خسارت ناشی از آفات می ­تواند منجر به کاهش معنی­داری در عملکرد و در­آمد شود (FAO, 2009). مگس زیتون به چندین گونه از زیتون­های وحشی نیز حمله می­ کند (Rice, 2000). لارو مگس با تغذیه از میوه­ی زیتون باعث ریزش میوه­ ها قبل از برداشت، کاهش کیفیت روغن زیتون، افزایش اسیدیته میوه و ورود قارچ­های پاتوژن از سوراخ ورودی می­ شود (Whit and Elson-Haris, 1992).
مگس زیتون (Bactrocera oleae) یکی از مهم­ترین آفات زیتون در مناطق زیتون­خیز دنیا محسوب می­ شود(سروش و همکاران، ۱۳۸۹). در باغ­هایی که اقدامات کنترلی در آن­ها اجرا نمی­ شود این آفت تا ۱۰۰ درصد خسارت ایجاد می­ کند (Cristofard et al., 2005). در ایران از گذشته­ی دور مگس زیتون جزء آفات قرنطینه­ای بوده است. برای اولین بار در تاریخ پنجم مردادماه سال ۸۳ در منطقه­ رستم­آباد به وجود این آفت پی بردند. متعاقب مشاهده­ آفت در استان گیلان، آلودگی در زیتون­کاری­های سایر استان­ها، از جمله زنجان و قزوین نیز مشخص شد. با ردیابی­هایی که از این آفت در کل کشور به عمل آمد، مشخص شد که بیشتر نقاط زیتون­کاری شده­ی کشور آلوده هستند (Jafari and Rezaei, 2005).
با توجه به اهمیت ویژه­ای که این آفت از نظر زیان اقتصادی روی میوه­ی زیتون دارد، لازمه تهیه­ برنامه اصولی در مدیریت کنترل آن می­باشد. سازمان حفظ­نباتات کشور برای کنترل آفت مگس زیتون از سال ۸۳ در سطح استان­های گیلان، قزوین و زنجان که بیشترین آلودگی به این آفت را داشتند اقدام به توزیع لوازم و تجهیزات کنترل این آفت نمود. در همین سال مقدار ۱۰۳۵۰۰۰ کیلوگرم میوه آلوده به مگس زیتون، به جهت مبارزه با این آفت در شهرستان رودبار معدوم گردید و در همان سال خسارتی بین۹۰-۱۰ درصد به محصول زیتون باغات شهرستان رودبار وارد آمد (سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان). هم اکنون سازمان حفظ­نباتات با همکاری بخش­های ترویج و حفظ­نباتات مدیریت­ جهاد کشاورزی شهرستان­ رودبار در حال مدیریت تلفیقی این آفت می­باشد و با برگزاری کلاس­های آموزشی، برنامه رادیویی، توزیع لوازم و امکانات مبارزه با آفت مگس زیتون و اطلاعیه­های پیش­آگاهی، کشاورزان را ترغیب به استفاده از این روش نموده است. با این که مدت چند سالی است که از این روش برای کنترل آفت در شهرستان رودبار استفاده می­ شود ولی هنوز عده­ کثیری از باغداران زیتون از پذیرش آن خودداری می­ کنند. از آنجا که تحقیقاتی در زمینه پذیرش و یا عدم پذیرش مدیریت تلفیقی آفت مگس زیتون در کشور، علی­الخصوص در شهرستان رودبار که مهد زیتون کشور است انجام نشده، نتایج حاصل از این تحقیق می ­تواند راهنمایی باشد برای مجریان طرح که به دنبال راه­کارهایی برای افزایش پذیرش مدیریت تلفیقی مگس زیتون توسط باغداران زیتون و در نهایت، باعث افزایش بهره­وری گردد. این موضوع خود می ­تواند برای باغداران زیتون رودبار به جهت علمی و به­روز نمودن سطح آگاهی­های آنان مثمرثمر واقع گردد.
۱-۴- اهداف و سوالات
۱-۴-۱- اهداف
۱-۴-۱-۱- هدف کلی
– بررسی علل عدم مشارکت باغ­داران زیتون در مدیریت تلفیقی مگس میوه زیتون.
۱-۴-۱-۲- اهداف اختصاصی
– بررسی ویژگی­های فردی، زراعی، اقتصادی و اجتماعی پاسخ­گویان.
– تعیین سهم هر یک از عوامل موثر در عدم پذیرش مدیریت تلفیقی مگس زیتون.
– بررسی میزان دانش (آگاهی) باغداران زیتون مورد مطالعه در مورد مدیریت تلفیقی مگس زیتون.
۱-۴-۲- سوالات
– چه تفاوتی بین گروه­های پذیرنده مدیریت تلفیقی مگس زیتون از نظر ویژگی­های فردی، زراعی و اجتماعی وجود دارد؟
– چه عواملی در تبیین رفتار باغداران در پذیرش یا عدم پذیرش فناوری­های مدیریت تلفیقی تاثیر­گذار است؟

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۱-۵- محدوده تحقیق

محدوده تحقیق، شامل باغداران­ زیتون مناطق مختلف شهرستان رودبار در شهرهای رستم­آباد، رحمت­آباد، لوشان، منجیل و حومه مرکزی رودبار که دارای باغات زیتون بارده هستند می­باشد و زمان اجرای طرح از بهمن سال۱۳۹۱ لغایت تیرماه ۱۳۹۲ در نظر گرفته شده است.
۱-۶- محدودیت تحقیق
از مهم­ترین محدودیت­های تحقیق می­توان به عدم وجود آمار دقیق سطح زیر کشت و همچنین تعداد بهره برداران باغات زیتون بارده شهرستان رودبار و نیز سطح سواد پایین اکثر باغداران زیتون شهرستان رودبار و عدم آشنایی آنان به پاسخگویی به پرسشنامه ­ها اشاره نمود.

 

۱-۷- واژه­ های کلیدی

آفت، مدیریت تلفیقی آفات، مگس زیتون ، زیتون، پذیرش.

 

 

آفت[۱]: آفت به کلیه جانورانی گفته می­ شود که به گیاه و اندام­های گیاهی و محصولات کشاورزی خسارت اقتصادی می­زنند، مانند حشرات، کنه­ها، نماتدها، جوندگان، پرندگان، حلزون­ها و . . . (زمردی، ۱۳۷۰).

مدیریت تلفیقی آفات[۲]: مدیریت تلفیقی آفات یک رهیافت موثر و حساس از نظر محیط زیست برای مدیریت آفات است که بر ترکیبی از روش­های معمول تکیه دارد. برنامه ­های مدیریت تلفیقی آفات از اطلاعات جامع و جاری درباره چرخه زندگی آفات و تعاملات آنها با محیط­زیست استفاده می­ کند (Ofuoku at al, 2009). این رهیافت به دنبال بیشینه­سازی عوامل کنترل بیولوژیک و زراعی بوده و از کنترل شیمیایی تنها به هنگام ضرورت و با شرط حداقل خسارت محیطی استفاده می­نماید (رسولی­آذر و همکاران، ۱۳۸۷).
عکس مرتبط با محیط زیست

 

مگس زیتون[۳]: مگس زیتون (Bactrocera oleae) که در سال ۱۷۸۸ توسط گملین[۴]­ نامگذارى شده، مهم­ترین آفت میوه زیتون در اکثر کشورهاى حوضه مدیترانه است. لارو این حشره تنها به یک نوع غذا وابسته است و منحصراً از میوه زیتون تغذیه مى کند. مگس­هاى بالغ از شهد و شیره گیاهان و نیز سایر منابع غذایى مایع یا نیمه مایع استفاده مى کنند. آسیب ناشى از سوراخ شدن و خورده شدن میوه زیتون توسط لارو در حدود ۳۰ درصد از محصول زیتون کشورهاى حوضه مدیترانه به­ویژه یونان و ایتالیا که عمده تولیدکنندگان این محصول­ هستند را از بین مى برد. مگس زیتون آفت جدى درختان زیتون در سرتاسر محدوده کشت آنها است و علاوه بر حوضه مدیترانه، شمال، شرق و جنوب آفریقا، جزایر قنارى، هند، غرب آسیا و ظاهراً هر جایى از نیم­کره­شرقى که در آن زیتون (جنس olea) کاشته مى شود را در برمى گیرد.

زیتون: زیتون یکی از درختان همیشه سبز است که در مناطق اطراف دریای مدیترانه به خوبی رشد می­ کند و در مناطقی که دارای شرایط اقلیمی مناسب باشند سازگاری خوبی نشان می­دهد، محصول اقتصادی زیتون در نقاط گرم و نیمه گرمسیری، جایی که خطر یخبندان­های شدید زمستانه وجود نداشته باشد به­دست می ­آید (مسچی و همکاران، ۱۳۸۱).

پذیرش[۵]: پذیرش عبارت است از، تصمیم ­گیری برای استفاده کامل از ایده جدید به بهترین شیوه ممکن (Rogers, 2000).

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
۲-۱- مقدمه
امروزه بشر با مشکل بزرگی به­نام رشد جمعیت مواجه است که یکی از پیامدهای آن کمبود غذا می­باشد و تأمین غذای این جمعیت رو به رشد به بخش کشاورزی مربوط می­ شود. افزایش جمعیت سبب شده است تا کودهای شیمیایی، سموم دفع آفات نباتی، فراورده­های هورمونی و سایر عوامل خطرزا برای محیط­زیست به صورت کنترل نشده و بی­رویه به بخش کشاورزی وارد شوند تا این بخش بتواند به تقاضای رو به رشد موادغذایی پاسخ دهد. اما این افزایش تولید همواره مشکلات زیست­محیطی و اجتماعی گوناگونی همچون آلودگی منابع آب، تداوم فشارهای اقتصادی بر کشاورزان، نبود اطمینان از وجود بازارهای مناسب، نگرانی مصرف­ کنندگان از سلامت و کیفیت مواد غذایی و به خطر افتادن سلامت و محیط­زیست را به دنبال داشته است. از اینرو در دهه­های اخیر با افزایش نگرانی­های کیفیت غذا و سلامت غذا و سلامت افراد جامعه و همچنین تخریب منابع طبیعی، کشاورزی پایدار مورد توجه واقع شده است. کشاورزی پایدار نوعی کشاورزی است که در جهت منافع انسان بوده، کارایی بیشتری در استفاده از منابع دارد و با محیط در توازن است. در کشاورزی پایدار بر ثبات عملکرد در طولانی مدت با حداقل تاثیر بر محیط تأکید می­ شود. کشاورزی پایدار با حفاظت از خاک، آب و ذخایر ژنتیکی گیاهی و جانوری همراه بوده، تخریب زیست­محیطی به همراه نداشته، از فن­آوری مناسب و سازگار با محیط­زیست استفاده کرده، از نظر اقتصادی سودآور بوده و از نظر اجتماعی مطلوب است. یکی از اهداف مهم نظام­های کشاورزی پایدار، کاهش مصرف نهاده­ها در تولید محصولات و در نهایت، بهبود کیفیت مواد غذایی است. در این راستا یکی از روش­هایی که از طریق آن می­توان به این هدف دست یافت؛ مدیریت تلفیقی آفات می­باشد. از مدیریت تلفیقی آفات، تعاریف متفاوتی ارائه شده است ولی تمامی این تعاریف دو مشخصه اصلی یعنی علاوه بر اقتصادی بودن روش مدیریت تلفیقی آفات، به حداقل رساندن خطرات زیست­محیطی و امنیت غذایی، در آن دیده می­ شود. در این فصل، مفاهیم مرتبط با موضوع تحقیق در چهار بخش مورد بررسی قرار می­گیرد. در بخش اول، تعریف پذیرش، پذیرش فن­­آوری و در بخش دوم، تعاریفی از منشاء آفات، تاریخچه کنترل آفات، مدیریت تلفیقی آفات و مزایای آن و همچنین شیوه­ هایی که در مدیریت تلفیقی آفات از آنها استفاده می­ شود بیان و ضمناً در زمینه مدیریت تلفیقی مگس زیتون در جهان و ایران توضیحاتی داده می­ شود و سپس در بخش سوم تحقیقات و پژوهش­های صورت گرفته در داخل و خارج کشور که بیشترین ارتباط را با موضوع تحقیق دارند تحت عنوان پیش­نگاشته­ها آورده شده است. در بخش چهارم هم بر اساس مرور منابع صورت گرفته، چهارچوب نظری تحقیق در قالب شکل ارائه گردیده است که بیان کننده متغیرها و روابط موجود بین آنها در این پژوهش می­باشد.

 

 

بخش­اول

۲-۲- پذیرش
۲-۲-۱- تعریف پذیرش: پذیرش عبارت است از، تصمیم ­گیری برای استفاده کامل از ایده جدید به بهترین شیوه ممکن (Rogers, 2000).
۲-۲-۲- پذیرش فن­آوری
معرفی و تسهیل فن­آوری­ها یکی از وظایف اصلی بخش ترویج به عنوان مسئول توسعه و رشد کشاورزی است که اخیراً به علت نیاز به دانش و اطلاعات در پذیرش فن­آوری­های کشاورزی پایدار، اهمیت فزاینده­ای یافته و مطالعات زیادی با تأکید بر ابعاد مختلف پذیرش فن­آوری­های کشاورزی پایدار انجام شده است. یکی از این ابعاد مهم، موانع پذیرش می­باشد. احمدوند[۶](۲۰۰۸)، موفقیت در فرایند تشویق کشاورزان را برای پذیرش کشاورزی پایدار تا حد زیادی منوط به حل مشکلات و رفع موانع کشاورزی پایدار می­داند. علت اصلی چنین ادعایی تضاد ذاتی موجود در فرایند توسعه پایدار (Jabareen, 2005) و به تبع آن، کشاورزی پایدار است که با وجود کمک به حفظ محیط­زیست، سبب کاهش تولید و درآمد می­گردد (Ahmadvand and Karami, 2008. Marra et al., 2001) که پرتی[۷] (۱۹۹۵) آن را هزینه دوره گذار می­نامد. یکی از مثال­های این تضاد ذاتی، تعارض اهداف اکولوژیک و اقتصادی است، به نحوی که در مواردی تولید بیشتر محصولات کشاورزی و افزایش درآمد کشاورز به تخلیه منابع پایه و آسیب به محیط­زیست منجر می­ شود و از آن سو، حفظ منابع موجب کاهش تولید و درآمد کشاورز در نظام­های رایج کشاورزی می­گردد.
مطالعات بسیاری در زمینه پذیرش و به­ کارگیری نوآوری­ها و تکنولوژی­های مختلف صورت گرفته که بسیاری از این مطالعات در قالب الگوهای نظام­یافته­ای فرایند پذیرش را توضیح داده­اند. این مطالعات را می­توان به سه­دسته تئوری­های جامعه ­شناسی، تئوری­های اقتصادی و مدل­های تجربی تقسیم کرد. تئوری­های جامعه ­شناسی پذیرش نوآوری از مدل راجرز و شوماخر نشأت گرفته است. این تئوری­ها بر این فرض استوار است که افراد برای پذیرش نوآوری چهار مرحله را طی می­ کنند، آگاهی، ارزشیابی، آزمایش و پذیرش. دسترسی به اطلاعات درون و بیرون مزرعه یکی از مهم­ترین شاخص ­ها در این مدل است. برنامه ­های آموزشی، خدمات ترویج، ارتباطات اجتماعی با همسایگان و دوستان به­عنوان منابع کلیدی اطلاعات شناسایی شده ­اند. ویژگی­های فردی مانند سن، جنسیت و آموزش نیز بر روی زمانی که افراد برای طی دوره پذیرش باید طی کنند موثر است. این دسته تئوری­ها در مورد پذیرش در میان محققان پذیرش نوآوری گسترش فوق­العاده­ای یافته است (قربانی کلاهی و همکاران، ۱۳۸۸).
در زمینه پذیرش و به­ کارگیری نوآوری­ها و فن­آوری­های مختلف، تا پیش از دهه ۱۹۷۰ دیدگاهی که بر پذیرش نوآوری حاکم بود به طور عمده برگرفته از الگوی نشر نوآوری­ها توسط راجرز در دهه ۱۹۶۰ بود. این دیدگاه بیش­تر برنقش ارتباطات میان فرد و دیگر افراد جامعه که به تصمیم­های فردی و جمعی پذیرش نوآوری منجر می­گردد، تأکید دارد و همچنین نشان­دهنده ماهیت پیچیده فرایند تصمیم ­گیری و مفاهیم رفتارهای پذیرش می­باشد ( Semaglaws and Folmer, 2000). در الگوی نشر تمرکز بر روی رابطه بین آگاهی و پذیرش می­باشد. فرض این الگو این است که آگاه نمودن مردم از فن­آوری­ها، منجر به شکل­ گیری نگرش در مورد فن­آوری و در نهایت پذیرش آن می­گردد (توحیدیان­فر، ۱۳۹۱ به نقل از ابراهیمی، ۱۹۹۷).
۲-۲-۳- موانع پذیرش فن­آوری
با وجود اهمیت موانع پذیرش فن­آوری­ها در توسعه کشاورزی پایدار، شناخت این عوامل کمتر به صورت مجزا مورد مطالعه قرار گرفته و بیشتر به صورت یک موضوع فرعی و درچارچوب شناخت عوامل موثر بر پذیرش در مطالعات پیشین به آن پرداخته شده است. به همین دلیل، نمی­توان چارچوب مشخصی برای شناخت موانع اصلی یافت. نکته شایان توجه دیگر، وابسته بودن موانع پذیرش به زمینه اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی منطقه­ای است که فن­آوری­ها در آنجا معرفی شده است که به احتمال زیاد علت اصلی آن، خلاء و نبود یک چارچوب مشخص است.
فن­آوری­های حفاظتی کشاورزی شامل طیف وسیعی از فعالیت­هایی نظیر مدیریت تلفیقی آفات، شخم حفاظتی، مبارزه بیولوژیک، و تغذیه تلفیقی خاک، یکی از ارکان اساسی تحقق کشاورزی پایدار هستند (Pretty, 1997). از میان این فن­آوری­ها، مدیریت تلفیقی آفات به علت تاثیر­گذاری بالا بر سلامت اکوسیستم­های زراعی و تولید محصولات سالم­تر جایگاه خاصی در فعالیت­ها و برنامه ­های کشاورزی پایدار (Zehnder, 1997) و به تبع آن مطالعات صورت گرفته در این زمینه دارد. بخشی از این مطالعات وضعیت پذیرش فعالیت­های IPM را بررسی کرده ­اند (Shennan et al., 2001. MacDonald, 2003) به طوری که چهار سطح پذیرش شامل عدم اجراء، اجرای کم، متوسط و زیاد را برای تبیین وضعیت اجرای IPM در مزارع و اکوسیستم­های مختلف زراعی در نظر گرفته­اند. به­ طوری که در سطح اول فعالیت­های IPM اجرا نمی­ شود. در سطح کم نیز تنها به فعالیت­های به­زراعی پیشگیرانه (مانند شخم صحیح و به­موقع، رعایت تناوب زراعی) پرداخته می­ شود. در حالی که در سطح متوسط فعالیت­های مکانیکی و فیزیکی (مانند از بین بردن محل تکثیر حشرات)، انجام می­ شودو در سطح بالا فعالیت­های کنترل بیولوژیکی (نظیر استفاده از زنبور تریکوگراما، استفاده از گیاهان تله، کشت گیاهانی با خاصیت آللوپاتی­و غیره) در اکوسیستم­های زراعی اجرای می­شوند (Sharifi et al., 2006).
– بخش­دوم
۲-۳- منشاء آفات
به نظر می­رسد تکامل حشرات دارای ارتباط نزدیکی با تکامل گیاهان خشکی­زی بوده است. اولین گیاهان خشکی­زی در دوره دونین ظاهر شدند و مسلماً اولین حشرات گیاه­خوار از دوره کربونیفر می­باشند. اولین فسیل به ثبت رسیده حشرات بالدار با ثبت درختان بلند جنگلی در دوره کربونیفر فوقانی تقریباً مقارن بوده است. بال­پولک­داران آخرین گروه از حشراتی بودند که همزمان با ظهور نهاندانگان در دوره کرتاسه پدیدار شدند. البته چند گروه مهم دیگر بعد از ظهور نهاندانگان پا به عرصه هستی نهادند. و همچنین تعدادی از گروه­های حشرات اولیه منقرض شدند (سرایلو و قلی­پور، ۱۳۸۶).
۲-۳- ۱- تاریخچه کنترل آفات
تاریخچه کنترل آفات کشاورزی دارای سه دوره مشخص می­باشد که عبارتند از: دوره روش­های سنتی، دوره آفت­کش­ها و دوره مدیریت تلفیقی آفات.
۲-۳-۱- ۱- دوره روش­های سنتی (از عهد باستان تا ۱۹۳۸)
در این دوره عملیات زراعی و مکانیکی از قبیل تناوب، بهداشت زراعی، شخم عمیق، جمع­آوری و نابودی حشرات زیان­آور یا اندام­های گیاهی آلوده به آنها و غیره بر اساس تجربیات کشاورزان تکوین یافتند که قدیمی­ترین روش­های کاهش خسارت آفات محسوب می­شدند. به­دنبال آن، برخی از فرآورده ­های گیاهی مانند روغن چریش، پیرترین، نیکوتین و رتنون در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار گرفتند.
۲-۳-۱-۲- دوره آفت­کش­ها (۱۹۳۹-۱۹۷۵)
حشره­کش­های سنتزی معدنی، ترکیبات زنده­کش طیف وسیعی بودند که برای تمام جانداران سمیت زیادی داشتند. به­دنبال آنها حشره­کش­های سنتزی آلی از قبیل آلکیل­تیوسیانات[۸]، لتان[۹] و غیره تولید شدند. به هر حال، دوره آفت­کش­ها با کشف خواص حشره­کشی د. د. ت توسط پاول­مولر[۱۰] در سال ۱۹۳۹ شروع شد. کارایی د. د. ت در کنترل آفات شاید با هیچ ماده سنتزی دیگر قابل مقایسه نبود و مولر در سال ۱۹۴۸ به خاطر این کار جایزه نوبل دریافت نمود.
۲-۳-۱-۳- دوره مدیریت تلفیقی آفات (IPM) (1976 به بعد)
در دهه ۱۹۵۰ با مقاوم شدن گونه ­هایی از آفات مانند شته خالدار یونجه در ایالت کالیفرنیا و شته سبز هلو در بریتانیا، نشانه­ های شکست روش کنترل شیمیایی با آفات پدیدارگردید. متعاقب این وضع، مفهوم مبارزه تلفیقی که تلفیقی از کنترل بیولوژیکی و شیمیایی بود، توسط استرن و همکارانش[۱۱] (۱۹۵۹) به­عنوان شیوه­ای کاربردی مطرح گردید. در این شیوه، کنترل شیمیایی فقط در موارد بسیار ضروری و با وارد شدن کمترین آسیب به عوامل کنترل بیولوژیکی مورد استفاده قرار می­گرفت.
۲ -۴- مدیریت تلفیقی آفات (IPM)
مفهوم مدیریت تلفیقی آفات ابتدا در دهه ۱۹۷۰ در کشورهای در حال توسعه در پاسخ به اثرات منفی زیست­محیطی در ارتباط با استفاده نادرست یا بیش از حد آفت­کش­های شیمیایی و نهاده­های تولیدی و در جستجوی جایگزین­های مبارزه با آفات و در جهت کاهش استفاده از آفتکش­ها مطرح شد و گسترش یافت (Buhler and Morse, 1997).
در مدیریت تلفیقی آفات بر تولید محصول سالم با حداقل آسیب به کشت بوم زراعی و بهره­ گیری از راهکارهای طبیعی مبارزه با آفات تاکید می­ شود». در واقع اهداف مدیریت تلفیقی­آفات کاهش استفاده از آفت­کش­ها و در عین حال امنیت مواد غذایی، حفاظت از محیط زیست و تضمین سلامت کشاورزان، خانواده­هایشان و مصرف­ کنندگان است (Palis, 2006).
در آیین نامه بین ­المللی توزیع و مصرف سموم شیمیایی (۲۰۰۲)، مدیریت تلفیقی آفات چنین تعریف شده است: «مدیریت تلفیقی آفات (IPM) عبارت است از بررسی تمامی فنون موجود برای مهار آفات و تلفیق اقدامات مناسب به منظور جلوگیری از رشد جمعیت آفات و نگه­داشتن میزان مصرف سموم شیمایی در حدی که توجیه اقتصادی داشته باشد و خطرات آن برسلامتی انسان و محیط زیست به کمترین حد برسد و یا کاهش یابد.
۲-۴-۱- مزایای مدیریت تلفیقی آفات
مدیریت تلفیقی آفات یکی از عناصر و اجزای توسعه کشاورزی پایدار می­باشد که از رسالت­های اولیه آن کمک به کشاورزان جهت تولید محصولات مفید و با کیفیت از طریق بکارگیری رویکردهای دقیق اقتصادی و زیست­محیطی است. در حقیقت می­توان گفت مدیریت تلفیقی آفات یکی از فن­آوری­هایی است که برای کاهش استفاده از آفت­کش­هایی که موجب خسارت به محیط­زیست و به خطر انداختن سلامت انسان می­ شود بکار گرفته شده است تا توسط آن بتوان محصولات را به سمت پایداری بیشتر سوق داد (Pingali and Rogers, 1995). به زعم عمادی (۱۳۸۴) مدیریت تلفیقی آفات فراتر از یک بسته فن­آوری همانند رهیافتی برای توسعه پایدار کشاورزی عمل می­ کند و رویکردی چندجانبه است. از لحاظ اقتصادی در پی بهبود عملکرد و سود، کاهش هزینه و بهبود مدیریت واحد بهره ­برداری است. از لحاظ اکولوژیکی در پی کاهش مصرف سموم و آفت­کش­های شیمیایی، بهره­ گیری از دشمنان طبیعی آفات جهت حفظ توازن و تنوع گونه­ های زنده است و از لحاظ اجتماعی نیز در پی سازماندهی کشاورزان در گروه­های همیار، ایجاد شبکه، توسعه مهارت­ های فنی، ارتباطی، ارتقای دانش فن­آوری کشاورزان با کمک آموزش تجربی و تسهیل­گری، حفظ بهداشت و سلامت جامعه، تسهیل امنیت و سلامت غذایی و غیره است.
با توجه به این که کشاورزان علاقمند هستند تا هزینه­ های تولید را کاهش دهند، مدیریت تلفیقی آفات این فرصت را برای کشاورزان فراهم میکند تا بتوانند هرچه بهتر در این راستا تولید محصولات را اقتصادی­تر کنند. مورد دیگری که کشاورزان را به کاهش مصرف سموم شیمیایی وادار می­ کند، محدودیت­های مربوط به باقیمانده سموم شیمیایی آفت­کش در محصولات صادراتی است (حیدری، ۱۳۸۵).
۲-۴-۲- عملیات مدیریت تلفیقی آفات
روش­هایی که در مدیریت تلفیقی آفات مورد استفاده قرار می­گیرد به روش­های زراعی، فیزیکی، مکانیکی، بیولوژیکی، فرمونی، هورمونی، ژنتیکی و روش­های شیمیایی به شرح زیر تقسیم می­ شود.
۲-۴-۲-۱- روش­های کنترل زراعی
شامل مجموعه ­ای از عملیات زراعی و مدیریت مزرعه است که موجب کاهش خسارت عوامل خسارت­زا می­گردد. به عنوان مثال تنظیم تاریخ کاشت با توجه به بیولوژی آفات، کاهش خسارت آنرا امکان­ پذیر می­سازد. مثلاً در شرایط اصفهان، ذرت­های کاشته شده در نیمه دوم خرداد و دیرتر از آن، از خسارت زنجرک­ها و تعدادی از ویروس­ها که توسط این زنجرک­ها منتقل می­شوند، در امان می­مانند (جلالی، ۱۳۸۵).

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 268
  • 269
  • 270
  • ...
  • 271
  • ...
  • 272
  • 273
  • 274
  • ...
  • 275
  • ...
  • 276
  • 277
  • 278
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • اثر قیمتی معاملات بلوک در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۲
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – قائلان به عدم امکان اندراج شرط ضمن ایقاع- قسمت 4 – 1
  • سیاستگذاری و مدیریت پوشش در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۸- قسمت ۴
  • طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – ب: انقضاء مدت شرکت: – 7
  • طنز درآثار ادبی قرن هشتم هجری با محوریت عبید زاکانی و حافظ شیرازی- قسمت ۵
  • عدالت جنسیتی در آموزش و پرورش از دیدگاه فقه و حقوق بشر- قسمت ۵
  • پروژه های پژوهشی در مورد بهینه سازی ظرفیت ترافیک شبکه جاده ای شهری با افراز خطوط جاده ای ...
  • دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع اثر ناهمواری سطح و ضخامت لایه های نازک ZnO جانشانی شده با Mn- ...
  • برنامه زمان¬بندی تولید پیشرفته چند ¬دوره¬ای با تقاضای احتمالی و محدودیت ظرفیت منابع تولیدی- قسمت ۴
  • خرید اینترنتی فایل تحقیق : نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه
  • طرح های پژوهشی دانشگاه ها درباره مفهوم واردات موازی از دیدگاه حقوق مالکیت صنعتی- فایل ۵
  • بررسی آرمان‌شهر مولانا در مثنوی معنوی- قسمت ۱۸
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره :کتاب شناسی دستور زبان فارسی دوره معاصر- فایل ۴۰
  • بررسی موانع حقوقی جهانی شدن حقوق بشر- قسمت ۶
  • اثر بخشی طرحواره درمانی بر راهبردهای مقابله ای و سازگاری اجتماعی افراد وابسته به مواد شهر یاسوج- قسمت ۴- قسمت 2
  • پایان نامه : مدیریت دانش مشتری در راستای حفظ و وفاداری مشتری
  • بررسی کیفی تطبیقی اخبار ۲۰۳۰ سیمای جمهوری اسلامی ایران و برنامه خبری شصت¬دقیقه بی¬بی¬سی فارسی- قسمت ۱۰
  • بررسی جایگاه زن در دوره پیش از اسلام ومقایسه آن با دوره اسلامی- قسمت ۷
  • پایان نامه مدیریت در مورد نظریه گشتالت
  • بررسی تحلیلی رویکرد آموزشی رجیو امیلیا و سنجش میزان آگاهی مدیران و مربیان مراکز پیش از دبستان نسبت به عناصر اساسی برنامه درسی آن- قسمت ۱۹
  • بررسی رابطه ی سرمایه فکری با عملکرد سازمانی بانک قوامین استان تهران- قسمت ۱۴
  • بررسی تطبیقی اخلاق از منظر نسبی یا مطلق‌بودن در مثنوی و نهج‌البلاغه۹۳- قسمت ۱۵- قسمت 2

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان