اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مطالعه تطبیقی مسئولیت مدنی ناشی از تصادفات با عابرین پیاده در کشورهای ایران ، انگلیس و فرانسه- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بعنوان مثال عابری که از محل مجاز عبور می نماید و راننده ای که با سرعت غیر مجاز حرکت نموده و با عابر برخورد می نماید و موجب فوت یا صدمات بدنی نامبرده می گردد در اینجا نیز راننده به عنوان مباشر مقصر، دارای مسئولیت کیفری و مدنی است.

پایان نامه رشته حقوق

ج-هیچ کدام از عابر و وسیله نقلیه مقصر نباشند:
به عنوان مثال عابر در حال عبور از پیاده رو است و وسیله نقلیه به علت عیب ونقصی حادث و یا رها شدن سنگی از زیر لاستیک آن و یا جدا شدن ناگهانی قطعه ای از آن، به عابر برخورد نموده در اینجا با توجه به اینکه راننده هرچند موجب فوت وصدمات بدنی شده ولی چون فاقد تقصیر است مسئولیت کیفری ندارد.اما با توجه به اینکه رانندگی او موجب خسارت و یا فوت وصدمات بدنی گردیده است و رانندگی به عنوان فعل نامبرده محسوب و بنابر قاعده اتلاف ، هر شخص که فعل او موجب خسارتی به دیگران اعم از جانی و مالی شود هرچند بدون تقصیر باشد ولی دارای مسئولیت مدنی است.
د-عابر مقصر ، ولی راننده وسیله نقلیه فاقد تقصیر است
در این صورت عابر به عنوان سبب قوی تر از مباشر تلقی شده و راننده هیچگونه مسئولیتی نخواهد داشت. در این خصوص چهار مبنای قانونی وجود دارد که یکی از آنها با توجه به تصویب قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹ منسوخ گردیده است. در این فصل صرفاً اشاره ای به مبانی مذکور نموده و در فصل سوم به طور مفصّل به تجزیه و تحلیل شرایط مسئولیت و عدم مسئولیت راننده مطابق هریک از مبانی می پردازیم .مبانی مورد بحث به شرح ذیل میباشند:
۲-۷-۲-۱- ماده ۳۳۳ قانون مجازات اسلامی
عدم مسئولیت راننده در مقابل عابر بر اساس ماده ۳۳۳ قانون مجازات اسلامی :
به موجب این ماده ((در مواردی که عبور عابر پیاده ممنوع است ، اگر عبور کند و راننده ای که با سرعت مجاز و مطمئنه در حرکت بوده و وسیله نقلیه نیز نقص فنی نداشته است و در عین حال قادر به کنترل نباشد و با عابر برخورد کرده و منجر به فوت یا مصدوم شدن وی گردد ، راننده ضامن دیه و خسارت وارده نیست .))
۲-۷-۲-۲-ماده ۴ قانون ایمنی راه ها و راه آهن مصوب ۱۳۴۹:
به موجب ماده ۴ قانون ایمنی را هها و راه آهن ((ورود و عبور عابران پیاده و انواع وسایل نقلیه غیر مجاز عبور دادن دام در شاهراه ها و همچنین توقف وسایل نقلیه در خطوط عبور ممنوع است . هرگاه به جهات مذکور حادثه ای واقع شود که منجر به ضرب و جرح یا قتل یا خسارت مالی شود راننده مجاز است که وسیله نقلیه او مجاز به حرکت در شاهراه باشد نسبت به موارد فوق مسئولیتی نخواهد داشت ولی در هر حاب مکلف است در صورت بروز حادثه وسیله نقلیه را در شانه سمت راست متوقف نموده ومصدوم را با وسیله نقلیه خود یا وسیله دیگر بلافاصله به اولین درمانگاه یا بیمارستان برساند ومراتب را به مأمورین انتظامی اطلاع دهد .عدم مسئولیت راننده مذکور مانع استفاده شخص ثالث از مقررات بیمه نخواهد بود .))
تبصره ۱- وزارت راه مکلف است محل های توقف ضروری مجاز وسایط نقلیه در طول شاهراه ها ایجاد نماید.
تبصره ۲- وسایل نقلیه غیر مجازی که بطور موقت و به سبب ضرورت و مأموریت های ضروری می بایست در بزرگراه تردد نمایند ، فقط با اجازه وزیر راه وترابری و یا معاونین راهداری وحمل ونقل وی و یا یالاترین مقام اجرایی ادارات کل راه و ترابری استانها در حوزه استحفاظی خود و با نصب تابلو ((عبور آزاد بزرگراه ))در پشت وسیله نقلیه که به وسیله پلیس راه به راننده تحویل و اخذ خواهد شد ، می توانند وارد بزرگراه شوند تابلو فوق الذکر به تعداد لازم توسط وزارت راه وترابری تهیه وتحویل پلیس راه می گردد. تعیین حداقل وحداکثر سرعت اینگونه وسایل طبق آیین نامه ای خواهد بود که به تصویب وزارت راه و ترابری میرسد.
تبصره ۳- مأمورین سازمان های دولتی وانتظامی و یا افرادی که به سبب ضرورت جهت انجام مأموریت و ارائه خدمات در سطح و یا حاشیه بزرگراه ها به صورت پیاده تردد یا توقف می نمایند با رعایت ضوابط ایمنی در صورت بروز حادثه از شمول حکم ماده ۴ مستثنی می باشد و مسئولیت راننده مقصر وسیله نقلیه مجاز که منجر به تصادف شده است ، به قوت خود باقی است.
تبصره ۴- وسایل نقلیه غیر مجاز به عبور از آزادراه ها که طبق این ماده مجوز عبور میگیرند ، موظف هستند از خطوط مجاز در آزادراه ها عبور نمایند.
۲-۷-۲-۳-ماده ۸ قانون نحوه رسیدگی به تخلفات و اخذ جرایم مصوب ۱۳۵۰ و تبصره ماده مذکور :
این ماده قانونی و تبصره آن با تصویب قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی در سال ۱۳۸۹ (مطابق ماده ۳۵) به صراحت لغو گردید.ماده مذکور اشعار میداشت: ((در صورتی که عابرپیاده از سواره رو و معابر و خیابان ها جز از نقاطی که خط کشی شده و مخصوص عابر پیاده است (محل مجاز ) از محل دیگری (محل های غیر مجاز )عبور کند ، متخلف شناخته می شود و مکلّف به پرداخت جریمه مقرر در آیین نامه می باشد و در صورتی که در این قبیل نقاط غیر مجاز وسیله نقلیه موتوری با عابر پیاده تصادف کند ، راننده وسیله نقلیه در صورتی که کلّیه مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت کرده باشد مسئول شناخته نمی شود . عدم مسئولیت راننده مانع استفاده شخص ثالث از مقررات بیمه نخواهد بود . برای اجرای مقررات این ماده ادارات مسئول امر عبور و مرور بر حسب مورد (شهربانی ، شهرداری و ژاندارمری )مکلفند قبلاً خیابان یا مسیر یا معبر مورد نظر را از حیث پیاده رو و خط کشی و نصب چراغ و کلیه علائم لازم و ایمنی عابر پیاده و رانندگان وسیله نقلیه موتوری کاملاً مهیا و تأمین کرده و مراتب را ۱۵ روز قبل از تاریخ اجرا به وسیله مطبوعات ، رادیو و تلویزیون به اطلاع عموم اهالی برسانند. ))
تبصره – در شهر تهران در خیابان هایی که به وسایل ایمنی مجهز شده باشند و مقررات زیر به وسیله شهرداری برای اطلاع عموم آگهی شود ، عابر پیاده مکلّف است فقط در محل های مخصوص عابر پیاده عبور کند و در غیر این صورت ، اگر تصادفی بین وسیله نقلیه و عابر پیاده در سواره رو واقع شود مشروط بر آنکه راننده مست نبوده و گواهینامه مجاز رانندگی داشته باشد و با سرعت مجاز حرکت کرده و وسیله نقلیه او نقص فنی مؤثر در حادثه نداشته باشد و سه نفر افسر ارشد کارشناس تصادفات راهنمایی و رانندگی از این جهات عدم مسئولیت راننده را گواهی نمایند ، مسئولیت جزایی متوجه راننده نخواهد بود و راننده آزاد خواهد شد و پرونده به مراجع قضایی جهت اقدام مقتضی ارسال می شود . عدم مسئولیت جزایی راننده ، مانع استفاده شخص متضرر از حادثه از مقررات بیمه شخص ثالث نخواهد بود .
هرچند ماده مذکور تا قبل از تصویب قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹ ، در قانونی آمده بود که قانون مذکور مجری بوده است ولی این ماده به علت تعارض با ماده ۳۳۳ قانون مجازات اسلامی به دلیل اینکه دایره شمول هر دو ماده عام بوده ،به عبارت دیگر ،حکم مندرج در این دو ماده مربوط به برخورد وسیله نقلیه در حال حرکت با عابر پیاده در هر مکان و محلی بوده ، و به دلیل حکم عام ماده ۳۳۳ قانون مجازات اسلامی که بعد از ماده ۸ وضع شده و مؤخر برآن است ، ناسخ آن بوده است، اما تبصره این ماده که متضمن حکمی خاص بود ، چون فقط اختصاص به شهر تهران داشت ، با حکم عام لاحق بر آن توسط ماده ۳۳۳ قانون مجازات اسلامی نسخ نگردید، لیکن تبصره ماده مذکور نیز با تصویب قانون اخیر التصویب به صراحت نسخ گردید.
۲-۷-۲-۴- ماده ۲۶ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی مصوب ۱۳۸۹:
مطابق این ماده((در راه هایی که برای عبور عابران پیاده علایم ، تجهیزات و مسیر های ویژه اختصاص داده شده است عابران مکلفند هنگام عبور از عرض یا طول سواره رو با توجه به علایم راهنمایی ورانندگی منصوبه در محل از نقاط خط کشی شده ، گذرگاه های غیر همسطح و مسیر های ویژه استفاده نمایند هر گاه عابران به تکلیف مذکور عمل ننمایند ، در صورت تصادف با وسیله نقلیه ، راننده مشروط به این که کلیه مقررات را رعایت نموده باشد و قادر به کنترل وسیله نقلیه و جلوگیری از تصادف یا ایجاد خسارت مادی وبدنی نباشد مسئولیتی نخواهد داشت . عدم مسئولیت راننده مانع استفاده مصدوم یا وراث متوفی از مزایای بیمه نخواهد شد و شرکت بیمه با ارائه قرار منع تعقیب یا حکم برائت راننده ملزم به اجرا تعهدات موضوع بیمه نامه به مصدوم یا وراث متوفی خواهد بود.چنانچه وسیله نقلیه بیمه نباشد ، دیه عابر از صندوق موضوع قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسیله نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث مصوب ۲۳/۱۰/۱۳۴۷ پرداخت می شود .))
البته بایستی یادآور شد که قانون بیمه مزبور (مصوب ۱۳۴۷ ) به موجب ماده ۳۰ قانون اصلاح قانون بیمه اجباری دارندگان وسیله نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث مصوب ۱۳۸۷ صریحأ نسخ گردیده است.در حال حاضر صندوق مستقل تأمین خسارت های بدنی به موجب مواد ۱۰ به بعد قانون مصوب ۱۳۸۷ عهده دار انجام تعهدات مربوط می باشد.
فصل سوم
شرایط مسئولیت و عدم مسئولیت راننده در تصادفات با عابر درحقوق ایران و انگلیس و فرانسه
۳-۱- طبقه بندی نظام های حقوقی
تنک[۱۰] به هنگام ارائه دور نمایی از قوانین کشور های مختلف جهان در زمینه مسئولیت ناشی از حوادث رانندگی ، این کشور ها را به سه گروه اصلی تقسیم میکند :
الف) بعضی از کشور ها مانند انگلستان ، ایالات متحده آمریکا و اکثر کشور های کامن لا ، مسأله تصادفات و حوادث ناشی از رانندگی و جبران خسارات وارده را با بهره گرفتن از قواعد مسئولیت مدنی بررسی مینمایند.
ب)بعضی از کشورها قوانین خاص در این زمینه اعمال می کنند ، هرچند این قوانین صراحتاً در خصوص تصادفات رانندگی نباشد ، مثل قوانین مربوط به خسارت ناشی از اشیاء و اعمال خطرناک که به طور مسلّم اتومبیل ورانندگی را نیز در بر میگیرد.این مقررات ممکن است از سوی قانونگذار وضع شده باشد (مانند بعضی از کشورهای افریقایی واروپای شرقی)یا ازسوی رویه قضایی اتخاذ شده باشد(مانند فرانسه وبلژیک قبل از تصویب قانون جدید).
ج)سرانجام ، ویژگیهای تصادفات رانندگی ، برخی کشورها را به سوی وضع قوانینی که مشخصاً به این حوادث بپردازند رهنمون ساخته است.مانند آلمان و شمار فزاینده ای از کشورها .
کشورهای طبقه بندی شده در دو گروه اخیر که عمدتاً در خانواده حقوقی رومی ژرمنی جای دارند ، ابتدا از قواعد عمومی مسئولیت مدنی در مورد مسئولیت مبتنی بر تقصیر دور شده وبه سوی ایجاد نوعی مسئولیت مبتنی بر نظریه خطر و به عبارتی ایجاد مسئولیت محض یا نوعی پیش رفتند و سپس با تصویب قوانین خاص مانند قانون ۵ ژوئیه ۱۹۸۵ فرانسه ، نظامی مستقل و خود گردان ایجاد نمودند که برخی آن را گونه ای از مسئولیت بدون رابطه سببیت دانستند وگروهی آن را بیانگر((حق مطالبه خسارت بدون توجه به مسئولیت ))وبه عبارتی بدون ورود به مباحث مرسوم مسئولیت مدنی تلقی نمودند.
در نقطه مقابل ، کشورهای گروه اول ، یعنی نظامهای کامن لا قرار دارند که با اعمال تعدیلها و تلطیف هایی همچنان به قواعد عمومی مسئولیت مدنی در حوزه مسائل حوادث رانندگی وفادار مانده اند . بدین معنی که در این کشورها قواعد شبه جرم تقصیر علی الاصول نسبت به حوادث رانندگی قابل اعمال است و برای جبران خسارت اجمالاً زیاندیده باید ثابت کند که راننده نسبت به وی وظیفه مراقبت داشته و در انجام این وظیفه کوتاهی کرده و از این رهگذر به وی خسارت وارد شده است.(کاتوزیان ، ۱۳۸۱ ، ص ۶۲)
۳-۲- مسئولیت مدنی راننده در تصادفات وسایل نقلیه با عابر پیاده در حقوق فرانسه:
در کشور فرانسه تا سال ۱۹۸۵، خسارات ناشی از وسایل نقلیه با توجه به بند ۱ ماده ۱۳۸۴ قانون مدنی این کشور، جبران می شد که هر چند با فرض مسؤولیت برای محافظ شی ای، از زیاندیده حمایت می کرد اما اختصاص به حوادث رانندگی نداشت، به همین جهت در ۵ ژوییه ۱۹۸۵ مقررات جدیدی در خصوص جبران خسارات ناشی از حوادث رانندگی به تصویب رسید که اختصاص به نحوه جبران همین خسارات دارد.
از سال ۱۹۸۶ قواعد مسئولیت مطلق در خصوص مسئولیت ناشی از تصادفات وسایل نقلیه حاکم شده است به موجب این مقررات ، عابرین پیاده ، دوچرخه سوار و مسافرینی که از حوادث فوق دچار خسارت می شوند حق جبران خسارت دارند . دارنده یا راننده وسیله نقلیه صرفاً وقتی میتواند از مسئولیت رهایی یابد که اثبات نماید فعل عمدی یا تقصیر نابخشودنی خوانده علت انحصاری حادثه بوده است .
طبق مواد ۳ تا ۶ قانون ۵ ژوییه ۱۹۸۵، خوانده می‌تواند برای رد یا کاهش جبران خسارت زیان‌دیده ، به تقصیر او استناد کند. در نظامی که مبتنی بر حق جبران خسارت زیان‌دیدگان است، این معافیت بر اثر تقصیر زیان‌دیده باید استثنا باشد. زیرا باعث می‌شود که حقی که اصولاً بر اساس قانون، شناخته شده است، به‌طور کامل یا جزیی زایل شود. وقتی که این محرومیت از جبران خسارت پیش‌بینی شده باشد، بیشتر به صورت مجازات خصوصی زیان‌دیده جلوه می‌کند. لذا باید شرایط احراز آن را به صورت مضیّق ارزیابی کرد.
قانون در این زمینه رژیم متنوع و پیچیده‌ای را ساماندهی کرده است که این تنوع، گاهی «تبعیض» دانسته شده است.
مبنای این تنوع، خسارات وارده، وضعیت زیان‌دیده‌، درجه تقصیر ارتکاب‌یافته و حتی تأثیر سببی آن در ایراد خسارت است. نخستین تفکیک، میان زیان‌دیدگان مستقیم و زیان‌دیدگان غیرمستقیم صورت می‌گیرد. در مورد زیان‌دیدگان مستقیم، قانون، خسارات را بر حسب ماهیت آن‌ ها تقسیم می‌کند و نخست «جبران خسارات ناشی از آسیب به شخص» و «خسارات وارده به اموال» را از هم تفکیک می‌کند. جا دارد که برای جبران خسارت زیان‌دیدگان غیرمستقیم نیز جایگاه خاصی در نظر گرفته شود. رژیم جبران خسارت دسته اخیر، مستقیماً مبتنی بر ماهیت خسارت وارده نیست و قانون در مورد آن‌ ها به طور کامل تعیین تکلیف نکرده است.
۳-۲-۱- جبران خسارت مستقیم وارده به شخص اعم از رانندگان وغیر رانندگان:
خسارت وارده به شخص، زیان‌های ناشی از آسیب جسمانی است که هم جنبه اقتصادی دارد و هم جنبه‌‌های مختلف معنوی. در مورد خسارات معنوی، تفکیک دیگری بر حسب وضعیت زیان‌د‌یده به هنگام حادثه صورت می‌گیرد. ماده ۳ قانون، مربوط به جبران خسارت زیاندیدگان غیر‌راننده است. این دسته نیز مشمول نظام پیچیده‌تری هستند که برحسب طبقه‌ای که در آن جای می‌گیرند، تفاوت می‌کند. ماده ۴ قانون نیز راجع به جبران خسارت رانندگان است.
عکس مرتبط با اقتصاد
۳-۲-۱-۱- جبران خسارت زیان‌دیدگان غیرراننده
خسارت وارده به جسم زیان‌دیدگان غیر‌راننده در ماده ۳ قانون ذکر شده است. طبق این ماده:
«خسارت زیان‌دیدگان از آسیب‌های شخصی، به استثنای رانندگان وسیله نقلیه موتوری زمینی، بدون آن که تقصیرشان علیه آن‌ ها قابل استناد باشد، جبران خواهد شد، مگر آن که تقصیر آن‌ ها نابخشودنی و سبب منحصر حادثه باشد.
وقتی که زیان‌دیدگان مذکور در بند پیشین، زیر ۱۶ سال یا بالای هفتاد سال داشته باشند و یا هر سنی که دارند، در هنگام حادثه مدرکی داشته باشند که نشان‌دهنده میزان ناتوانی دائم یا نقص عضو ۸۰ درصد به بالا باشد، در هر حال می‌‌توانند به علت خسارات وارده به جسم خود ادعای ضرر و زیان کنند.
با وجود این، در موارد مقرر در بندهای پیشین، اگر زیان‌دیده عمداً خواسته باشد به خود زیان برساند، عامل حادثه موظف نیست که زیان‌های وارده به جسم وی را جبران کند».
نخست ملاحظه می‌شود که قانون برای کاهش یا نفی حق جبران خسارت، فقط به «تقصیر» زیان‌دیده ترتیب اثر می‌دهد و نه به صرف عمل بدون تقصیر. قانون‌گذار خواسته است به طور نهایی به آثار رویه مربوط به «فاعل بدون تقصیر زیان‌دیده» که پیش‌تر رأی دِمار به آن خاتمه داده بود، پایان دهد.(وینه ،۲۰۰۵ ،ص ۳۳۸) بنابراین فقط تقصیر زیان‌دیده در شرایط تعیین‌شده توسط قانون، خوانده را از مسئولیت معاف می‌کند و دیوان کشور نیز خیلی زود این را تأیید کرد.)ادیب ،۱۳۸۴ ، ص۳ ( در نتیجه، حتی فعل غیر‌قابل پیش‌بینی و گریزناپذیر زیان‌دیده‌، اگر تقصیر‌آمیز نباشد، نمی‌تواند موجب معافیت خوانده شود.
سپس قانون‌گذار، غیر‌رانندگان را در دو طبقه جای می‌دهد و برای آن‌ ها شیوه‌های جبران خسارت متفاوتی در نظر می‌گیرد. برخی از زیان‌دیدگان از حمایت بیشتری برخوردارند زیرا حتی تقصیر نابخشودنی آن‌ ها که سبب منحصر حادثه باشد، علیه آن‌ ها قابل استناد نیست، در حالی که چنین تقصیری ممکن است علیه دیگر زیان‌دیدگان غیر راننده قابل‌استناد باشد.
نخست وضعیت زیان‌دیدگانی را که از حمایت قانونی بیشتری برخوردارند، بررسی می‌کنیم.
۳-۲-۱-۱-۱ـ زیان‌دیدگان غیر راننده، برخوردار از حمایت خاص
۱- فقط قابلیت انتساب‌ تقصیر عمدی
این زیان‌دیدگان که گاه به عنوان افراد «بسیار مورد لطف»توصیف شده‌اند در بند ۲ ماده ۳ مطرح شده‌اند و سه دسته‌ هستند: اشخاص زیر ۱۶ سال، بالای ۷۰ سال و کسانی که دارای مدرکی هستند که نشان می‌دهد، دچار ناتوانی دائمی یا نقص‌عضو حداقل ۸۰ درصدی هستند. همه این شرایط باید در هنگام حادثه ارزیابی ‌شوند. قانون در مورد این زیان‌دیدگان که ویژگی مشترکشان، حالتی از ضعف است، چه مربوط به سن باشد یا نقص‌عضو، ترحم قابل ملاحظه‌ای به خرج می‌دهد. زیرا طبق بند ۳ ماده ۳، تنها موردی که علیه آن‌ ها قابل استناد است، ایراد عمدی خسارت است.
این فرض که مربوط به تقصیر عمدی زیان‌دیده است، یک مورد استثنایی است و عملاً موارد خودکشی یا نقص عضو عمدی را در‌بر‌می‌گیرد. بی‌احتیاطی‌ها، به هر اندازه که شدید باشند، مانند ایستادن عمدی در یک تجمع غیرقانونی در خیابان، در جلوی یک خودرو، تقصیر عمدی محسوب نمی‌شوند. هم‌چنین اگر کودک زیر ۲۱ ماه که نمی‌تواند خطر را درک کند، با بی احتیاطی به خیابان برود، مرتکب تقصیر عمدی نشده است. بنابراین، رفتار تقصیرآمیز این زیان‌دیدگان، حتی اگر بسیار شدید هم باشد، بخشودنی است، مگر آن که واقعاً بتوان یک تقصیر را به آن‌ ها نسبت داد.
وقتی که چنین تقصیری احراز می‌شود، طبیعتاً زیان‌دیده از هر‌گونه جبرانی محروم می‌شود.
۳-۲-۱-۱-۲ ـ دیگر زیان‌دیدگان غیر راننده
۱ ـ قابلیت استناد تقصیر عمدی و تقصیر نابخشودنی که سبب منحصر حادثه باشد
زیان‌دیدگان غیر راننده که در طبقات مذکور در بند ۲ ماده ۳ جای نمی‌گیرند، عابران، موتورسوران و اشخاص دیگری را در‌بر‌می‌گیرد که وسایلی را می‌رانند که وسیله نقلیه موتوری زمینی نیستند (مانند وسیله نقلیه‌ای که حیوانی آن را می‌کشد؛ اسب سوار و امثال آن).
این زیان‌دیدگان، دیگر از حمایت خاص قانون برخوردار نیستند. اما برای جبران خسارت جسمانی‌شان، از نظام بسیار مساعدی برخوردار‌ند. به غیر از تقصیر عمدی مذکور در بند ۳ که البته آن نیز مانع جبران خسارت است، تنها «تقصیر نا‌بخشودنی» که «سبب منحصر حادثه» باشد، علیه آن‌ ها قابل استناد است. در این حال زیان‌دیده از هر‌گونه جبران خسارت محروم می‌شود. این سیستم همه یا هیچ است. واضعان قانون، بیم آن را داشتند که اختیار کاهش جبران خسارت، قضات را بر آن دارد که موضع میانه‌ای اتخاذ کنند و به این ترتیب به طور گسترده‌ این امر را به عنوان دفاع بپذیرند و غرامت محدودی به زیان‌دیده اعطا کنند.
* بنابراین برای معافیت کامل خوانده که نمی‌‌تواند تقصیر عمدی زیان‌دیده را ثابت کند دو شرط لازم است:
الف) تقصیر نابخشودنی باشد ب) سبب منحصر حادثه باشد.
الف) تقصیر نابخشودنی:
ـ یک برداشت بسیار کم‌دامنه
اصطلاح تقصیر نابخشودنی که در حقوق اجتماعی و حقوق حمل‌و‌نقل کاربرد دارد، در آغاز در دادگاه‌ها مورد ارزیابی‌های متفاوتی قرار می‌گرفت. برخی از محاکم، مفهوم بسیار موسّعی از تقصیر نابخشودنی را اعمال کرده‌اند. لذا دیوان عالی کشور به زودی با صدور آرایی در ۲۰ ژوییه ۱۹۸۷ صادره از سوی شعبه دوم مدنی، تعریفی از این تقصیر ارائه داد که بر مبنای آن: «فقط تقصیری نابخشودنی است که عمدی باشد و از شدت استثنایی برخوردار باشد و بدون هیچ دلیل قابل قبولی، مرتکب آن را در معرض خطری قرار می‌دهد که او بایستی از آن آگاه بوده باشد». (وینه ، ۲۰۰۵، ص ۳۴۰)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
این تعریف که بعداً دقیقاً به همین صورت توسط شعبه کیفری دیوان عالی کشور بیان شد،شبیه مفاهیمی است که در دیگر زمینه‌ها به‌ویژه در مورد تعریف ارائه‌شده توسط دیوان کشور در زمینه حوادث کار پذیرفته شده است. در تعریف اخیر، عناصر مختلف عینی مانند شدت استثنایی و نبود دلیل قابل قبول و شخصی مانند تقصیر عمدی و آگاهی از خطر که معمولاً نشان‌گر تقصیر نابخشودنی هستند و هم‌چنین اشاره به ارزیابی نوعی آگاهی از خطر وجود دارد، چرا که به خطری که شخص «بایستی از آن آگاه بوده باشد»، اشاره شده است.
این تشابه در تعاریف، با تقصیر نابخشودنی کارفرما و متصدی حمل‌و‌نقل می‌توانست موجب برداشت مشابه شود و ممکن بود باعث برداشت موسّع از تقصیر نابخشودنی زیان‌دیده غیر راننده گردد. زیرا چه در زمینه حوادث کار و چه در زمینه حمل‌و‌نقل، رویه قضایی به‌راحتی چنین تفسیری را می‌پذیرد. خوشبختانه دیوان کشور در مورد اعمال قانون ۵ ژوییه ۱۹۸۵ برداشت بسیار مضیّق‌تری از تقصیر نابخشودنی به عمل آورده است. دیوان کشور، اختیار قضات را برای ارزیابی تقصیر، محدود کرده است چرا که نه تنها کنترل دقیقی بر توصیف «تقصیر نابخشودنی» اعمال کرده است بلکه در موارد اعمال این توصیف نیز معنای بسیار کم‌دامنه‌ای برای آن قایل شده است. در آرای صادره در ۲۰ ژوییه ۱۹۸۷ از میان ۱۱ رأی، ۱۰ رأی، توصیف تقصیر را مردود دانستند در حالی که بی‌احتیاطی‌ها، سهل‌انگاری‌ها، ناشی‌گری‌ یا بی‌توجهی‌هایی ارتکاب یافته بود که برخی از آن‌ ها شدید بودند. اما بعد دیوان کشور موضع تفسیر مضیّق را حفظ کرد. چرا که در قبول توصیف تقصیر نابخشودنی، بسیار سخت‌گیری می‌کند. بر‌این‌اساس، احکام بسیاری نقض شدند که بی‌احتیاطی‌های عابرانی را که در شرایطی خطرناک و به جای‌گذر از قسمت‌‌های امن، از خیابان عبور کرده یا به نقاط ممنوع برای عابران وارد شده یا به چراغ راهنمایی توجه نکرده یا با بی‌احتیاطی در خیابان رفت‌و‌آمد کرده بودند،تقصیر نابخشودنی محسوب کرده بودند. (وینه ، ۲۰۰۵، ص ۳۴۲)
هم‌چنین در آرای دیوان عالی کشور، توصیف تقصیر نابخشودنی برای موارد زیر پذیرفته نشد: برای عمل موتورسوارانی که میان خودروهای متوقف‌شده حرکت می‌کردند تا خود را به جلوی آن‌ ها برسانندیا حق تقدّم و علائم ایست را رعایت نمی‌کردند،گردش ناگهانی به سمت چپ داشتند،سرعت بسیار زیاد داشتند و یا وارد محدوده ویژه خودروهای جهت مقابل می‌شدند.
در مورد سرنشینان نیز در رأی دیوان عالی کشور آمده است که نبستن کمربند ایمنی یا سپردن خودرو به کسی که رانندگی بلد نیست، تقصیر نابخشودنی محسوب نمی‌شود.
رویه قضایی، حالت مستی زیان‌دیده را در مورد تحقق تقصیر نابخشودنی مورد توجه قرار نمی‌دهد. گویا مستی در بیشتر موارد، تأثیری در این زمینه نداشته باشد و مانع از آن نباشد که تقصیر زیان‌دیده نابخشودنی محسوب شود. دست‌کم تا جایی که به حدی نباشد که مانع هر‌گونه هوشیاری زیان‌دیده شود، ممکن است تقصیری که در آن حال ارتکاب یافته، نابخشودنی محسوب شود.
به همین منظور دیوان کشور در رأی بسیار مشهور ۷ ژوئن ۱۹۸۹ که معمولاً مورد انتقاد قرار می‌گیرد، اعلام داشت که برای تحقق تقصیر نابخشودنی ضرورتی ندارد وضعیت روانی زیان‌دیده لحاظ شود. هر چند که این راه حل با ارزیابی نوعی تقصیر نابخشودنی تطابق دارد. اما با لزوم وجود تقصیر «عمدی» که قابلیت انتساب معنوی مستلزم آن است، ناسازگار است. ولی اگر بتوان یک «عقب‌ماندگی ذهنی» را با انتساب تقصیر نابخشودنی قابل جمع دانست، دیگر حتماً باید مواردی مانند مستی را که در آن، ضعف قابلیت‌های ذهنی به حدی است که واقعاً تبدیل به «اختلال روانی» می‌شود و زیان‌دیده را از هرگونه توان تشخیص محروم می‌کند، از این قضیه مستثنا دانست. از آن جا که محرومیت از جبران خسارت، ناشی از ارتکاب تقصیر نابخشودنی زیان‌دیده، نقش تنبیهی دارد، مستلزم وجود قابلیت انتساب روانی است که در مورد اخیر، چنین قابلیتی وجود ندارد.

 

 

نظر دهید »
تعامل أصحاب المذاهب الأربع مع المعصومین ع ۱۲- قسمت ۱۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

قال الزهری: إنه جاری منذ حین وما علمت أن هذا عنده، قال صدق: أما إنی لو کنت غنیا عرفنی، قال فقال له سلیمان: ما المخرج مما نحن فیه؟ قال: تمضی ما فی یدیک بما اُمرت به، وتکفّ عما نُهیت عنه، قال: سبحان الله، ومن یطیق هذا؟ قال: من طلب الجنه وفرّ من النار، وما هذا فیما تطلب وتفر منه بقلیل[۲۸۷].
ظاهر هذا الکلام کونه نابع من مدرسه أهل البیت ^، حتى الزهری قد تعجب من قوه هذا المنطق،لأنه لیس بکلام إنسان عادی، هذا کلامٌ مقتبسٌ عن المعصوم، فالمتتبع لکلمات أبی حازم، یجدها تکاد تکون عین کلام الإمام علی ×.
فقد روی عن ابن عیینه قال: قال أبو حازم: من أعجب برأیه ضلّ ومن استغنى بفعله زلّ. وعن عمرو بن سعید عن أبی حازم قال: وفی حدیث أبی زرعه قال: قال أبو حازم: إذا رأیت الله یتابع نعمه علیک وأنت تعصیه فاحذره[۲۸۸].
وروی عن أبی حازم قال: عند تصحیح الضمائر تغفر الکبائر، وإذا عزم العبد على ترک الآثام أتته الفتوح[۲۸۹].
وروی عن سفیان بن عیینه قال: قال أبو حازم المدنی: لیس لملول صدیق ولا لحسود راحه، والنظر فی العواقب یفتح العقول. قال ابن عیینه: فذاکرت الزهری بهذه الکلمات فقال: کان أبو حازم جاری، وما علمت أنه یحسن مثل هذه الکلمات[۲۹۰]!.
وروی عن أبی حازم أنه قال: إذا رأیت ربک یتابع نعمه علیک وأنت تعصیه فاحذره، وإذا أحببت أخا فی الله فأقلّ مخالطته فی دنیاه[۲۹۱].
وعن محمد بن هانی عن بعض أصحابه قال: قال رجل لأبی حازم: ما شکر العینین یا أبا حازم؟ قال: إن رأیت بهما خیرا أعلنته، وإن رأیت بهما شرا سترته، قال: فما شکر الأذنین؟ قال: إن سمعت بهما خیرا وعیته، وإن سمعت بهما شرا أخفیته، قال: فما شکر الید؟ قال: لا تأخذ بهما ما لیس لهما، ولا تمنع حقا لله هو فیهما، قال: ما شکر البطن؟ قال: أن یکون أسفله طعاما وأعلاه علما، قال: فما شکر الفرج؟ قال: کما قال الله عز وجل: ” إلا على أزواجهم أو ما ملکت أیمانهم فإنهم غیر ملومین ” إلى قوله: ” فأولئک هم العادون “، قال: ما شکر الرجلین؟ قال: إن رأیت خیرا أغبطته استعملت بهما عمله، وإن رأیت شرا مقته کففتهما عن عمله وأنت شاکر لله عز وجل، فأما من شکر بلسانه ولم یشکر بجمیع أعضائه، فمثله کمثل رجل له کساء یأخذ بطرفه ولم یلبسه، فلم ینفعه ذلک من الحر والبرد والثلج والمطر[۲۹۲].

 

من مواعظ أبی حازم فی شأن السلطان والعلماء:

ومن مواعظ أبی حازم للسلطان والعلماء، ما وری عن عبد الله بن یحیى عن أبیه قال: دخل سلیمان بن عبد الملک المدینه حاجا، فسأل: هل رجل أدرک من الصحابه أحدا؟ قالوا: نعم أبو حازم، فأرسل إلیه، فلما أتاه قال: یا أبا حازم ما هذا الجفاء؟ قال: وأی جفاء یعتد منی یا أمیر المؤمنین؟ قال: أتانی وجوه الناس غیر واحد ولم تأتنی، قال: والله ما عرفتنی قبل هذا ولا أنا رأیتک، فأی جفاء تعتد منی؟ فالتفت سلیمان إلى ابن شهاب فقال: أصاب الشیخ وأخطأت أنا، ثم قال: یا أبا حازم ما لنا نکره الموت؟ قال: عمرتم الدنیا وخربتم الآخره، فأنتم تکرهون أن تخرجوا من العمران إلى الخراب، قال: یا أبا حازم لیت شعری ما لنا عند الله؟ قال: اعرض عملک على کتاب الله، قال: فأین أجده من کتاب الله؟ قال: ” إن الأبرار لفی نعیم وإن الفجار لفی جحیم ” قال سلیمان: فأین رحمه الله؟ قال أبو حازم: ” قریب من المحسنین ” قال سلیمان: یا أبا حازم لیت شعری کیف العرض غدا على الله تعالى؟ قال أبو حازم: أما المحسن فکالغائب یقدم على أهله، وأما المسیء فکالآبق یقدم على مولاه، فبکى سلیمان حتى اشتدّ بکاؤه، ثم قال: یا أبا حازم کیف لنا أن نصلح؟ قال: تدعون عنکم الصلف وتمسکون بالمروءه وتقسمون بالسویه، قال: وکیف المأخذ لذلک؟ قال: تأخذ من حقه وتضعه فی أهله، قال: یا أبا حازم من أفضل الخلائق؟ قال: أولو المروءه والنهى، قال: فما أعدل العدل؟ قال: العدل قول الحق عند من ترجوه وتهابه، قال: یا أبا حازم ما أسرع الدعاء؟ قال: دعاء المحسن إلیه للمحسن، قال: فما أفضل الصدقه؟ قال: جهد المقل إلى البائس الفقیر لا یتبعها منّا ولا أذى، قال: یا أبا حازم، من أکیس الناس؟ قال: من ظفر بطاعه الله تعالى فعمل بها، ثم دل الناس علیها فعملوا بها، قال: فمن أحمق الخلق؟ قال: رجل انحط فی هوى أخیه وهو ظالم فباع آخرته بدنیا غیره، قال سلیمان: یا أبا حازم هل لک أن تصحبنا فتصیب منا ونصیب منک؟ قال: کلا، قال: ولم؟ قال: إنی أخاف أن أرکن إلیکم شیئا قلیلا، فیذیقنی الله ضعف الحیاه وضعف الممات، ثم لا یکون لی منه نصیرا، قال: یا أبا حازم ارفع إلی حاجتک، قال: نعم تدخلنی الجنه وتخرجنی من النار؟ قال: لیس ذلک إلی، قال: فما لی حاجه سواها، قال: یا أبا حازم ادع الله لی، قال: نعم، اللهم إن کان سلیمان من أولیائک فیسره لخیر الدنیا والآخره، وإن کان سلیمان من أعدائک فخذ بناصیته إلى ما تحب وترضى، قال سلیمان: قط، قال أبو حازم: قد أکثرت وأطیبت إن کنت أهله، وإن لم تکن أهله فما حاجتک أن ترمی عن قوس لیس لها وتر، قال سلیمان: یا أبا حازم ما تقول فیما نحن فیه؟ قال: أو تعفینی یا أمیر المؤمنین؟ قال: بل نصیحه بلغتها إلی، قال: إن آباءک غصبوا الناس هذا الأمر، وأخذوه عنوه بالسیف عن غیر مشوره ولا اجتماع من الناس، وقد قتلوا فیه مقتله عظیمه، وارتحلوا، فلو شعرت ما قالوا وما قیل لهم، قال رجل من جلساء سلیمان: بئس ما قلت، قال له أبو حازم: کذبت، إن الله أخذ على العلماء المیثاق لیبیننه للناس ولا یکتمونه، قال: یا أبا حازم أوصنی، قال: نعم سوف أوصیک فأوجز، قال: نزه الله أن یراک حیث نهاک أو یفقدک من حیث أمرک، ثم قام، فلما ولى قال: یا أبا حازم هذه مائه دینار أنفقها ولک عندی أمثالها کثیر، فرمى بها وقال: ما أرضاها لک، فکیف أرضاها لنفسی، إنی أعوذ بالله أن یکون سؤالک إیای هزلا وردی علیک بذلا، إن موسى بن عمران لما ورد ماء مدین وجد علیه رعاء یسقون، ووجد من دونهم جاریتین تذودان، ثم قرأ ” رب إنی لما أنزلت إلی من خیر فقیر ” فسأل موسى ربه ولم یسأل الناس، ففطنت الجاریتان ولم یفطن الرعاء، فأتیا أباهما وهو شعیب فأخبرتاه، فقال شعیب: ینبغی أن یکون هذا جائعا، ثم قال لإحداهما: اذهبی ادعیه لی، فلما أتته أعظمته وغطت وجهها وقالت: ” إن أبی یدعوک لیجزیک أجر ما سقیت لنا ” فلما قالت ” أجر ما سقیت لنا ” کره ذلک موسى وأراد أن لا یتبعها، ولم یجد بدا من أن یتبعها، لأنه کان فی أرض مسبعه وخوف، فخرج معها وکانت امرأه ذات عجز، وکانت الریاح تضرب ثوبها فتصف لموسى عجزها، فیغضی مره ویعرض أخرى حتى عیل صبره، فقال: یا أمه الله کونی خلفی، وأرینی السمت، یرید الطریق، فأتیا إلى شعیب والعشاء مهیأ فقال: اجلس یا شاب فکل، فقال موسى: لا، قال شعیب: لم، ألست بجائع؟ قال بلى ولکنی من أهل بیت لا نبیع شیئا من عمل الآخره بملء الأرض ذهبا، وأخشى أن یکون هذا أجرا لما سقیت لهما، قال شعیب: لا یا شاب، ولکنها عادتی وعاده آبائی، إقراء الضیف وإطعام الطعام، قال فجلس موسى بن عمران فأکل، فإن کانت هذه المائه دینار عوضا مما حدثتک، فالمیته والدم ولحم الخنزیر عند الاضطرار أحل منه، وإن کانت من بیت مال المسلمین، فلی فیه شرکاء ونظراء إن واسیتهم بی، وإلا فلا حاجه لی بها، إن بنی إسرائیل لم یزالوا على الهدى والتقى، حیث کان أمراؤهم یأتون إلى علمائهم رغبه فی علمهم، فلما أنکسوا وانتکسوا سقطوا من عین الله تعالى، وآمنوا بالجبت والطاغوت، فکان علماؤهم یأتون إلى أمرائهم فشارکوهم فی دنیاهم، وشرکوا معهم فی فتکهم، فقال ابن شهاب: یا أبا حازم، لعلک إیای تعنی أو بی تعرض؟ فقال: ما إیاک اعتمدت، ولکن هو ما تسمع، قال سلیمان: یا ابن شهاب تعرفه؟ قال: نعم جاری منذ ثلاثین سنه ما کلمته کلمه قط، قال أبو حازم: إنک نسیت الله فنسیتنی، ولو أحببت الله لأحببتنی، قال ابن شهاب: یا أبا حازم شتمتنی، قال سلیمان: ما شتمک، ولکن أنت شتمت نفسک، أما علمت أن للجار على الجار حقا کحق القرابه یجب، فلما ذهب قال رجل من جلساء سلیمان: أتحب أن الناس کلهم مثله؟ قال سلیمان: لا[۲۹۳].

 

ربیعه الرأی من أصحاب الصادق × شیخ مالک:

یعد ربیعه الرأی شیخ مالک بن أنس من أصحاب الإمام الصادق ×، تعلم منه وأخذ عنه.إبراهیم بن عبد الرحمن بن أُمیه بن محمّد بن عبد الله بن ربیعه الخزاعی: أبو محمّد المدنی، أسْنَدَ عنه، من أصحاب الصادق[۲۹۴].
محمّد بن عثمان بن ربیعه: ابن أبی عبد الرّحمن المَدَنِیّ، مولى آل المکندر، واسم أبی عبد الرّحمن: فروخ، وربیعه هو الذی یقال له: ربیعه الرأی، من أصحاب الصادق ×[۲۹۵].
محمّد بن عثمان بن ربیعه بن أبی عبد الرحمن، المدنی، مولى آل المنکدر، واسم أبی عبد الرحمن فرّوخ وربیعه هو الّذی یقال له: ربیعه الرأی قال: عدّه الشیخ فی رجاله فی أصحاب الصادق ×، وظاهره إمامیّته[۲۹۶].
روی عن ابن أبی أویس قال: سمعت خالی مالک بن أنس یقول: کانت أمی تلبسنی الثیاب وتعممنی وأنا صبی، وتوجهنی إلى ربیعه بن أبی عبد الرحمن، وتقول: یا بنی إیت مجلس ربیعه فتعلم من سمته وأدبه قبل أن تتعلم من حدیثه وفقهه[۲۹۷].

 

بکاء ربیعه خشیه تحمل الإفتاء:

وذکر ابن القاسم عن مالک أن أبن هرمز قال فی ربیعه: إنه لفقیه، فی حکایه ذکرها، وقال مالک: وجدت ربیعه یوما یبکی، فقیل له: ما الذی أبکاک، أمصیبه نزلت بک؟ فقال: لا، ولکن أبکانی أنه استفتی من لا علم له، وقال لبعض من یفتی: ها هنا أحق بالسجن من السارق، قال أبو عمر: هذه أخباره الحسان، وقد ذمه جماعه من أهل الحدیث لإغراقه فی الرأی، فرووا فی ذلک أخبارا قد ذکرتها فی غیر هذا الموضع، وکان سفیان بن عیینه والشافعی وأحمد بن حنبل لا یرضون عن رأیه، لأن کثیرا منه یوجد له بخلاف السند الصحیح، لأنه لم یتسع فیه، فضحه فیه ابن شهاب، وکان أبو الزناد معادیا له وکان أعلم منه، وکان ربیعه أورع والله أعلم.
قال أبو عمر: توفی ربیعه بن أبی عبد الرحمن بالمدینه فی سنه ست وثلاثین ومائه فی آخر خلافه أبی العباس السفاح، وکان ثقه فقیها جلیلا، وربیعه بن أبی عبد الرحمن المتوفى سنه سته وثلاثین بعد المائه هجری هو أحد شیوخ مالک، وهو الذی قال فیه مالک: ذهبت حلاوه الفقه منذ مات ربیعه، وقال سوار بن عبد الله: ما رأیت أحدا أعلم من ربیعه[۲۹۸].
وکان مالک یحضر مجلس ربیعه ویحدث عنه، ویقول اللیث بن سعد لمالک: وکان من خلاف ربیعه لبعض ما قد مضى ما قد عرفت وحضرت، وسمعت قولک فیه حتى اضطرک ما کرهت من ذلک إلى فراق مجلسه[۲۹۹].
فخطاب اللیث یدل على أن مالکا لم یکن صغیرا عندما فارق مجلس ربیعه الرأی، إنما کان فی سن یستطیع بها أن ینکر على ربیعه بعض أقواله، وهذا لا یتأتى إلا من رجل بلغ من النضوج الفکری حدا کبیرا، کما أنه یدل على أنه ظل یحضر مجلس ربیعه مده طویله، ومع ذلک فإننا نرى فی الموطأ اثنی عشر حدیثا، منها خمسه مسنده وواحد مرسل وسته من بلاغاته، رواها مالک عن ربیعه[۳۰۰].

 

اشتهار أمر مالک على شیخه ربیعه بفعل السیاسه:

روی عن بکر بن عبد الله بن الشرود الصنعانی أنه یقول: أتینا مالک بن أنس فجعل یحدثنا عن ربیعه الرأی بن أبی عبد الرحمن، فکنا نستزیده حدیث ربیعه، فقال لنا ذات یوم: ما تصنعون بربیعه؟ هو نائم فی ذاک الطاق، فأتینا ربیعه فأنبهناه، فقلنا له: أنت ربیعه بن أبی عبد الرحمن؟ قال: بلى، قلنا: ربیعه بن فروخ؟ قال بلى، قلنا: ربیعه الرأی؟ قال بلى، قلنا: هذا الذی یحدث عنک مالک بن أنس؟ قال بلى، قلنا له: کیف حظی بک مالک ولم تحظ أنت بنفسک؟ قال: أما علمتم أن مثقالا من دوله خیر من حمل علم؟![۳۰۱].
وخلاصه القول فإن الإمام مالک ینتهی علمه بالأخیر إلى أئمه أهل البیت ^، خاصه الإمام الصادق ×، ولا شک فإن ربیعه الرأی شیخ مالک أعلم من مالک، فإن مالک لم یتجرأ على تصدر الإفتاء، إلا عندما أجابه شیخه ربیعه الرأی إلى ذلک.
قال الحطاب الرعینی : وذکر أبو نعیم فی الحلیه عن یحیى بن سعید القطان قال: سمعت مالک بن أنس یقول: ما أجبت فی الفتیا حتى سألت من هو أعلم منی، هل یرانی موضعا لذلک، سألت ربیعه وسألت یحیى بن سعید فأمرانی بذلک، فقلت له: یا أبا عبد الله فلو نهوک؟ قال: کنت انتهی، لا ینبغی لرجل أن یرى نفسه أهلا لشیء، حتى یسأل من هو أعلم منه[۳۰۲].
قال النووی : ثم روى بإسناده عن مالک رحمه الله قال أفتیت حتى شهد لی سبعون أنی أهل لذلک . وفی روایه ما أفتیت حتى سألت من هو أعلم منی هل یرانی موضعا لذلک، قال مالک: ولا ینبغی لرجل أن یرى نفسه أهلا لشیء، حتى یسأل من هو أعلم منه[۳۰۳].
وروى البیهقی بسند طویل ینتهی إلى أبی أویس یقول: سمعت خالی مالک بن أنس یقول: قال لی ربیعه الرأی، وکان أستاذ مالک: یا مالک من السفله؟ قال: قلت: من أکل بدینه، فقال: من سفله السفله؟ قال: من أصلح دنیا غیره بفساد دینه، قال: فصدَّرنی[۳۰۴].

 

اعتراض الصادق × على ربیعه فی الإفتاء:

 

عن عبد الرحمن بن الحجاج قال : کان أبو عبد الله × قاعدا فی حلقه ربیعه الرأی، فجاء أعرابی فسأل ربیعه الرأی عن مسأله، فأجابه، فلما سکت، قال له الأعرابی: أهو فی عنقک؟ فسکت عنه ربیعه ولم یرد علیه شیئاً، فأعاد المسأله علیه، فأجابه بمثل ذلک، فقال له الأعرابی: أهو فی عنقک؟ فسکت ربیعه. فقال الإمام الصادق ×: هو فی عنقه قال أولم یقل، وکل مُفتٍ ضامن. وأما مالک فقرأ على ربیعه الرأی، وهو تلمیذ عکرمه، وهو تلمیذ ابن عباس، وهو تلمیذ علی، وقرأ أیضا على الصادق ×، والکل ینتهی إلى مولانا أمیر المؤمنین ×[۳۰۵].

ورجح البعض أخبار النجاسه، لمخالفتها مع فتوى ربیعه الرأی، الذی کان فی زمان الصادق ×، وذلک لحمل أخبار الطهاره على التقیه، لموافقتها مع فتوى ربیعه الذی کان یؤیده سلطان الوقت، وذلک لأن الفتوى المخالفه لفتوى ربیعه من الإمام الصادق ×، کان بعنوان أنه إمام ومذهب مقابل سائر مذاهب المسلمین. وهذا هو الذی کان یضر بسلاطین الوقت، وکان الإمام الصادق × کثیرا ما یأمر بإخفاء أمرهم، وکان × یخاف من ظهوره، ولذلک ترى الأئمه ^ کانوا یفتون طبق فتوى مفتی عصرهم وزمانهم لأجل هذه الجهه، وإن کان رأی أغلب المخالفین لنا مخالفا للفقیه المعاصر معهم، فحمل أخبار الطهاره على التقیه مع أن أغلب المخالفین یفتون بالنجاسه، لیس بعیدا عن الصواب کثیرا[۳۰۶].

 

حوار بین الصادق × وربیعه فی من شتم النبی ’:

جاء فی الخبر: شتم رجل النبی ’، فسأل الوالی عبد الله بن الحسن والحسن بن زید وغیرهما، فقالوا: یقطع لسانه، وقال ربیعه الرأی وأصحابه: یؤدب، فقال الصادق × : أرأیتم لو ذکر رجلا من أصحاب النبی ’ ما کان الحکم فیه؟ قالوا: مثل هذا، قال: فلیس بین النبی وبین رجل من أصحابه فرق؟ فقال الوالی: کیف الحکم؟ قال: أخبرنی أبی أن رسول الله ’ قال: الناس فی أسوه سواء، من سمع أحدا یذکرنی بسوء، فالواجب علیه أن یقتل من شتمنی ولا یرفع إلى السلطان، والواجب على السلطان إذا رفع إلیه أن یقتل من نال منی؟، فقال الوالی: أخرجوا الرجل فاقتلوه بحکم أبی عبد الله ×[۳۰۷].
وفی الخبر عن عبد الله بن فرقد والمعلى بن خنیس قالا: کنا عند أبی عبد الله × ومعنا ربیعه الرأی، فذکرنا فضل القرآن فقال أبو عبد الله ×: إن کان ابن مسعود لا یقرأ على قراءتنا فهو ضال، فقال ربیعه: ضال؟ فقال: نعم ضال، ثم قال أبو عبد الله ×: أمّا نحن فنقرأ على قراءه أبی[۳۰۸].

 

۳ – تعامل مالک المباشر مع الإمام الصادق ×:

یمکن أن تُقسم سیره مالک بن أنس مع أئمه أهل البیت ^ إلى فترتین؛ الفتره التی سبقت تولیه الإفتاء لخلفاء بنی العباس، فقد کان یُعدّ فی هذه الفتره من المتعاطفین مع العلویین، یظهر ولاءه لهم، ولذلک کان من المغضوب علیهم عند السلاطین، وکان مالک عندما یسکن الإمام الصادق ×، یسکن خوفا من بطش ولاه السلاطین. نقل الذهبی القول: واختفى جعفر الصادق، ثم إن محمدا استعمل عمالا على المدینه، ولزم مالک بیته[۳۰۹].
ثم تغیر حال مالک فی الفتره الثانیه عندما انخراط فی رکب المنصور الخلیفه العباسی، حیث فرضت علیه طبیعه ولاء الخلیفه الابتعاد عن أئمه أهل البیت ^، وقد امتحن بالروایه عن الإمام علی ×، فأعتذر بأنه کان بالعراق. وهناک إمارات فی المصادر الإسلامیه تشیر إلى إخفاء الکثیر من الأخبار المتعلقه بتعامل أئمه المذاهب الأربعه مع أئمه أهل البیت ^، ومع ذلک فقد وصل إلینا الشیء الیسیر.

 

مالک یمدح الإمام الصادق × ویثنی علیه کثیرا:

ففی الخبر عن محمّد بن زیاد الأزدی: سمعت مالک بن أنس یقول: کنت أدخل على الصادق جعفر بن محمّد، فیقدم لی مخدّه ویعرف لی قدراً ویقول: یا مالک إنی أحبک، فکنت أسرّ بذلک وأحمد علیه، وکان لا یخلو من إحدى ثلاث خصال: أما صائماً، وإما قائماً، وأما ذاکراً. وکان من عظماء العباد وأکابر الزهاد الذین یخشون الله عزّ وجل، وکان کثیر الحدیث، طیب المجالسه، کثیر الفوائد، فإذا قال: قال رسول الله، اخضرّ مرّه واصفرّ أخرى، حتى ینکره من لا یعرفه. ولقد حججت معه سنه فلما استوت به راحلته عند الإحرام، کان کلما همّ بالتلبیه انقطع الصوت فی حلقه، وکاد یخرّ من راحلته، فقلت: قل یا ابن رسول الله، فلا بدّ لک من أن تقول، فقال: یا ابن أبی عامر، کیف أجسر أن أقول: لبیک اللهم لبیک، وأخشى أن یقول عزّ وجل: لا لبیک ولا سعدیک[۳۱۰].
وعن عمران النخعی، وعمه الحسین بن یزید النوفلی، قال: سمعت مالک بن أنس الفقیه یقول: والله ما رأت عینی أفضل من جعفر بن محمد × زهدا وفضلا وعباده وورعا، وکنت أقصده فیکرمنی ویقبل علیّ، فقلت له یوما: یا بن رسول الله، ما ثواب من صام یوما من رجب إیمانا واحتسابا؟ فقال: – وکان والله إذا قال صدق – حدثنی أبی، عن أبیه، عن جده، قال: قال رسول الله ’: من صام یوما من رجب إیمانا واحتسابا غفر له[۳۱۱].
وقال العلامه المجلسی: حلیه أبی نعیم: إن جعفر الصادق × حدث عنه من الأئمه والأعلام: مالک بن أنس، وشعبه بن الحجاج، وسفیان الثوری، وابن جریج، وعبد الله بن عمرو وروح بن القاسم، وسفیان بن عیینه، وسلیمان بن بلال، وإسماعیل بن جعفر، وحاتم ابن إسماعیل، وعبد العزیز بن المختار، ووهیب بن خالد، وإبراهیم بن طهمان فی آخرین، وقال: وأخرج عنه مسلم فی صحیحه محتجا بحدیثه.
وقال غیره: روى عنه مالک، والشافعی، والحسن بن صالح، وأبو أیوب السختیانی، وعمر بن دینار، وأحمد بن حنبل، وقال مالک بن أنس: ما رأت عین ولا سمعت أذن ولا خطر على قلب بشر، أفضل من جعفر الصادق فضلا وعلما وعباده وورعا.
وسأل سیف الدوله عبد الحمید المالکی قاضی الکوفه عن مالک، فوصفه وقال: کان جره بنده جعفر الصادق أی الربیب، وکان مالک کثیرا ما یدعی سماعه وربما قال: حدثنی الثقه یعنیه ×[۳۱۲].
وری عن مالک أنه قال: اختلفت إلیه زماناً فما کنت أراه إلاّ على ثلاث خصال، أما مصلّ وإما صائم وإما یقرأ القرآن، وما رأیته یحدث إلاّ على طهاره[۳۱۳].

 

البصری صاحب مالک وقصته مع الصادق ×:

وعن عنوان البصری وکان شیخا کبیرا أتى علیه أربع وتسعون سنه قال: کنت أختلف إلى مالک بن أنس سنین، فلما قدم جعفر الصادق المدینه اختلفت إلیه، وأحببت أن آخذ عنه کما أخذت عن مالک، فقال لی یوما: إنی رجل مطلوب، ومع ذلک لی أوراد فی کل ساعه من آناء اللیل والنهار، فلا تشغلنی عن وردی وخذ عن مالک، واختلف إلیه کما کنت تختلف إلیه، فاغتممت من ذلک، وخرجت من عنده وقلت فی نفسی: لو تفرّس فیّ خیرا لما زجرنی عن الاختلاف إلیه والأخذ عنه، فدخلت مسجد الرسول وسلمت علیه، ثم رجعت من الغد إلى الروضه وصلیت فیها رکعتین، وقلت: أسألک یا ألله یا ألله أن تعطف علیّ قلب جعفر، وترزقنی من علمه ما أهتدی به إلى صراطک المستقیم. ورجعت إلى داری مغتما ولم أختلف إلى مالک بن أنس، لما أشرب قلبی من حب جعفر، فما خرجت من داری إلا إلى الصلاه المکتوبه حتى عیل صبری، فلما ضاق صدری تنعلت وتردیت وقصدت جعفرا، وکان بعدما صلیت العصر، فلما حضرت باب داره استأذنت علیه، فخرج خادم له فقال: ما حاجتک؟ فقلت: السلام على الشریف، فقال: هو قائم فی مصلاه، فجلست بحذاء بابه، فما لبثت إلا یسیرا إذ خرج خادم فقال: ادخل على برکه الله، فدخلت وسلمت علیه، فرد السلام وقال: اجلس غفر الله لک، فجلست فأطرق ملیا، ثم رفع رأسه، وقال: أبو من؟ قلت: أبو عبد الله، قال: ثبت الله کنیتک ووفقک، یا أبا عبد الله ما مسألتک؟ فقلت فی نفسی: لو لم یکن لی من زیارته والتسلیم غیر هذا الدعاء لکان کثیرا، ثم رفع رأسه، ثم قال: ما مسألتک؟ فقلت: سألت الله أن یعطف قلبک علیّ ویرزقنی من علمک، وأرجو أن الله تعالى أجابنی فی الشریف ما سألته. فقال: یا أبا عبد الله، لیس العلم بالتعلم، إنما هو نور یقع فی قلب من یرید الله تبارک وتعالى أن یهدیه، فإن أردت العلم فاطلب أولا فی نفسک حقیقه العبودیه، واطلب العلم باستعماله، واستفهم الله یفهمک. قلت: یا شریف، فقال: قل یا أبا عبد الله، قلت: یا أبا عبد الله ما حقیقه العبودیه؟ قال: ثلاثه أشیاء: أن لا یرى العبد لنفسه فیما خوّله الله ملکا، لأن العبید لا یکون لهم ملک، یرون المال مال الله یضعونه حیث أمرهم الله به، ولا یدبر العبد لنفسه تدبیرا، وجمله اشتغاله فیما أمره تعالى به ونهاه عنه، فإذا لم یرَ العبد لنفسه فیما خوله الله تعالى ملکا، هان علیه الإنفاق فیما أمره الله تعالى أن ینفق فیه، وإذا فوض العبد تدبیر نفسه إلى مدبره، هانت علیه مصائب الدنیا، وإذا اشتغل العبد بما أمره الله تعالى ونهاه، لا یتفرغ منهما إلى المراء والمباهاه مع الناس. فإذا أکرم الله العبد بهذه الثلاث، هانت علیه الدنیا وإبلیس والخلق، ولا یطلب الدنیا تکاثرا وتفاخرا، ولا یطلب ما عند الناس عزا وعلوا، ولا یدع أیامه باطلا، فهذا أول درجه التقى، قال الله تبارک وتعالى: ” تلک الدار الآخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الأرض ولا فسادا والعاقبه للمتقین “. قلت: یا أبا عبد الله أوصنی، قال: أوصیک بتسعه أشیاء، فإنها وصیتی لمریدی الطریق إلى الله تعالى، والله أسأل أن یوفقک لاستعمالها. ثلاثه منها فی ریاضه النفس، وثلاثه منها فی الحلم، وثلاثه منها فی العلم، فأحفظها وإیاک والتهاون بها، قال عنوان: ففرغت قلبی له. فقال: أما اللواتی فی الریاضه: فإیاک أن تأکل ما لا تشتهیه فإنه یورث الحماقه والبله، ولا تأکل إلا عند الجوع، وإذا أکلت فکل حلالا وسمِّ الله، واذکر حدیث الرسول ’: ما ملأ آدمی وعاءً شرا من بطنه، فإن کان ولابد، فثلث لطعامه وثلث لشرابه وثلث لنفسه. وأما اللواتی فی الحلم: فمن قال لک: إن قلت واحده سمعت عشرا، فقل: إن قلت عشرا لم تسمع واحده، ومن شتمک فقل له: إن کنت صادقا فیما تقول فأسأل الله أن یغفر لی، وإن کنت کاذبا فیما تقول فالله أسأل أن یغفر لک، ومن وعدک بالخنا فعده بالنصیحه والدعاء. وأما اللواتی فی العلم: فاسأل العلماء ما جهلت، وإیاک أن تسألهم تعنتا وتجربه، وإیاک أن تعمل برأیک شیئا، وخذ بالاحتیاط فی جمیع ما تجد إلیه سبیلا، واهرب من الفتیا هربک من الأسد، ولا تجعل رقبتک للناس جسرا. قم عنی یا أبا عبد الله فقد نصحتُ لک، ولا تفسد علیّ وردی، فإنی امرؤ ضنین بنفسی، والسلام على من اتبع الهدى[۳۱۴].

 

تعلم مالک أدب روایه الحدیث عن الصادق ×:

 

 

نظر دهید »
بررسی تاثیر مدیریت کیفیت جامع (TQM) بر رضایت مشتریان در شرکت مخابرات استان هرمزگان- قسمت ۱۰
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مدیریت نیروی کار

 

 

تغییر فرهنگ، آموزش، کار گروهی

 

 

آموزش، روابط کارکنان

 

 

مدیریت نیروی کار

 

 

توانمندسازی کارکنان، آموزش کارکنان

 

 

 

نگرش و رفتار کارکنان

 

 

مشارکت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرایند طراحی محصول

 

 

 

 

طراحی محصول و خدمت

 

 

طراحی محصول

 

 

مدیریت کیفی طراحی

 

 

 

مدیریت جریان فرایند

 

 

کاربرد ابزارها و فنون

 

 

مدیریت فرایند/ روش های اجرایی

 

 

مدیریت فرایند

 

 

استفاده از کنترل آماری فرایند

 

 

 

داده های کیفی و گزارش دهی

 

 

سنجش بازخور

 

 

داده های کیفی و گزارش دهی

 

 

بازخور

 

 

استفاده از اطلاعات کیفی در داخل سازمان

 

 

 

نقش واحد کیفیت

 

 

 

 

نقش واحد کیفیت

 

 

 

 

 

 

 

الگو برداری

 

 

 

 

 

 

 

 

الگوبرداری

 

 

مبنای کار این پژوهش، مدل مدیریت کیفیت جامع ارائه شده از سوی خنیفر و حیدرنیا (۱۳۸۵) برای ایران می باشد که از بین ابعاد مطرح شده در این مدل، توانمندسازی کارکنان، اعتماد محوری در ارائه خدمات، پاسخگویی، انعطاف پذیری، زیبایی فضای ارائه خدمات، صحت در ارائه خدمات، سرعت در ارائه خدمات، شفافیت و اطلاع رسانی درست به ارباب رجوع و رعایت ملاحظات ارزشی و اعتقادی در ارائه خدمات انتخاب شده و به بررسی بررسی تاثیر مدیریت کیفیت جامع بر رضایت مشتریان در شرکت مخابرات استان هرمزگان پرداخته است.
۲-۱-۷- ابعاد مدیریت کیفیت جامع
۲-۱-۷-۱- توانمندسازی[۷۷]
بهاعتقاد اغلب صاحبنظران، توانمندسازی کارکنان از زمانی بر سر زبانها افتاد که به عنوان یکی از ارکان مهم در تلاشهای کیفیت جامع مطرح شد. در واقع توانمندسازی لازمه موفقیت برنامههای مدیریت کیفیت جامع میباشد. توانمندسازی به رضایتمندی بیشتر کارکنان منجر خواهد شد که خود برای کسب رضایت مشتریان و بهبود مستمر کیفیت از اهمیت فزایندهای برخوردار است (محمدی، ۱۳۸۰).
توانمندسازی بر طبق تعریف توماس[۷۸] و ولتهوس[۷۹]، عبارت است از انگیزش درونی افزایش یافته شغل که شامل چهار بعد شایستگی[۸۰]، معناداربودن، آزادی عمل و احساس مؤثربودن می باشد. توانمندسازی در محیطهای کاری امروز توجه بسیاری از پژوهشگران و مدیران را به سوی خود جلب کرده و این اعتقاد وجود دارد که از مزیت توانمندسازی، سازمان بیش از کارکنان منتفع خواهد گردید. رشد سریع تکنولوژی، امروزه تمامی جوانب سازمانها را تحت تأثیر خود قرار داده است. تغییر در تکنولوژی باعث شده که ماهیت کار تغییر کند. لذا سازمان نیازمند کارکنان توانمندی است که از مهارتهای لازم برای رویارویی با این تغییرات برخوردارند. از طرفی دیگر، افزایش انتظارات مشتریان باعث شده که سازمانها نسبت به گذشته انتظارات بیشتری از کارکنان خود داشته باشند. کارکنان باید بیاموزند که ابتکار عمل داشته باشند، خلاق و مسئوولیت پذیر باشند و به عبارتی توانمند باشند؛ یعنی در تمام جهات رشد کنند. به اعتقاد اغلب صاحبنظران، توانمندسازی کارکنان از زمانی بر سر زبانها افتاد که به عنوان یکی از ارکان مهم در تلاشهای کیفیت جامع مطرح شد. در واقع توانمندسازی لازمه موفقیت برنامه های مدیریت کیفیت جامع می باشد. توانمندسازی منجر به رضایتمندی بیشتر کارکنان خواهد شد که خود برای کسب رضایت مشتریان و بهبود مستمر کیفیت از اهمیت فزاینده ای برخوردار است (محمدی، ۱۳۸۰، ص ۸).
عنصر اساسی در توانمندسازی، راضی کردن مشتریان است. از آنجایی که فرایند ارائه خدمات جزء تفکیک ناپذیر خدمات است، کارکنان خط مقدم نقش مهمی در تصحیح ادراک مشتریان از کیفیت خدمات سازمان دارند. سازمان باید با توانمندسازی کارکنان، این امکان را به آنها بدهد که در شرایط مشکل و استثنایی، خارج از محدوده اختیارات معمولی خود عمل کنند. (رهنورد، ۱۳۷۹).
۲-۱-۷-۲- پاسخگویی
جنبش پاسخگو کردن سازمان های دولتی از دهه ۱۹۷۰ در جوامع توسعه یافته شروع شده و هر روز بر ابعاد آن افزوده می شود (رحیمی و فقیهی، ۱۳۸۴). پاسخگویی، کیفیت مراوده بین سازمان و مشتری در چارچوب خط مشی، قابل دسترسی بودن سستم پاسخگویی سازمان، فراهم بودن زمینه مشارکت مشتری در تصمیم گیری و امکان جبران نمودن خسارات از سوی سازمان را نام برد. پاسخگویی بیانگر این است که چند وقت یک بار یک انبار بر خط از روی اراده، خدماتی را که برای مشتریان با اهمیت هستند، فراهم می آورد. پاسخگویی نشان دهنده میزان توانایی یک شرکت در فراهم آوردن اطلاعات مناسب برای مشتریان هنگامی که یک مساله روی داده و اطلاعاتی مورد نیاز شده است می باشد. از این رو مشتریان انتظار دارند تا انباره های بر خط به خواسته های آنها بیدرنگ پاسخ گفته و آنها یک پاسخ سریع را بعنوان جزئی از خدمات با کیفیت بالا قلمداد می کنند (یان؛ لیو؛ چانگ فنگ؛ زو؛ انگ وو و چن، ۲۰۰۶).
وجود نظام پاسخگویی سریع، مناسب و مشتری گرا با شناخت مشکلات و علت نارضایتی افراد و پاسخگویی سریع به آنها علاوه بر این موجب رضایت مشتری می شود، باعث صرفه جویی در زمان و هزینه سازمان نیز می گردد.
۲-۱-۷-۳- سرعت
مشتریان بخش دولتی، خواهان تسر یع در کار مورد نظر خود هستند. انتظارهای طولانی بدون حاصل یا اقدامات تکراری در بخشهای مختلف، رنجآور است. بارها اتفاق میافتد که به د لیل نداشتن مدارک مورد نیاز، در یکی از مراحل، مرحله بعدی متوقف میشود. مشتریان بخش دولتی خواهان اطلاعات سریع، دقیق و در دسترس هستند. اگر بتوان تلفنی اطلاعات را از اداره مورد نظر به دست آورد، این بعد از کیفیت برآورده شده است. اگر با تماس تلفنی مقدور نباشد، در مراجعه حضوری از طریق تابلوهای اعلاناتی از طریق رایانه مستقر در محل ورود به اداره میتوان اطلاعات لازم را در اختیار مراجعه کنندگان قرار داد. اگر این دو راه در پیش گرفته نشوند، گماردن راهنما در بخش اطلاعات که در محل ورودی است، کارگشا خواهد بود (رجب بیگی، ۱۳۷۷).
۲-۱-۷-۴- صحت
درستی نتا یج کارهای انجام شده، بعد دیگر کیفیت در بخش دولتی است. مراجعات مکرر برای اصلاح ناشی از اشتباه کاریهای کارکنان، هزینه بر و ملال آور است. از اشتباهاتی که در صدور گواهینامه، صدور شناسنامه، صدور کارت خودرو، قبضهای آب، برق، تلفن و گاز، جابه جایی پروندهها و … اتفاق میافتد؛ آماری در دست نیست؛ ولی هر یک از این اشتباهات، علاوه بر این که وقت مراجعه کنندگان را تلف می کند، هزینه زیادی را نیز به بار میآورد.
۲-۱-۷-۵- زیبایی فضای ارائه خدمات
ظاهر اقدامات، مکاتبات، انتشارات، امکانات و فضای محل مراجعه، باید تمیز و زیبا باشد. اگر مراجعه کننده تصور کند که دوباره با ید بناچار به ادارهای مراجعه کند که نامرتب، نامنظم، کثیف، تاریک و بدون امکانات آسایشی است؛ خود به خود عصبی و پرخاشگر خواهد شد.

 

 

نظر دهید »
تحولات اخیر سیاست جنایی ایران در قبال اعتیاد و قاچاق مواد مخدر (روان ‌گردان‌ صنعتی غیر دارویی)- قسمت 20
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

نجفی ابرند‌آبادی، علی‌حسین، درآمدی بر جنبه‌های مختلف سیاست جنایی در قبال مواد مخدر، ( همایش بین‌المللی علمی‌-‌کاربردی جنبه‌های مختلف سیاست جنایی در قبال مواد مخدر – تهران) مجموعه مقالات ( سخنرانی‌های داخلی )، جلد اول، نشر روزنامه‌ی رسمی کشور، چاپ اول، 1379.
نجفی ابرند‌آبادی، علی‌حسین، سیاست جنایی، علوم جنایی ( گزیده مقالات آموزشی برای ارتقاء دانش دست اندر‌کاران مبارزه با مواد مخدر ایران )، جلد دوم، انتشارات سلسبیل، چاپ اول، 1384.
رساله‌ها و پایان‌نامه‌ها:

باری، مجتبی، سیاست جنایی ایران راجع به مواد مخدر، پایان‌نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه تهران، 1381.
رحمدل، منصور، بررسی تطبیقی سیاست جنایی ایران ، انگلستان و ولز در قبال قاچاق مواد مخدر، رساله‌ی دوره دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه تهران، 1382
پایان نامه

طیاری، آذربانو، سیاست جنایی ایران در زمینه مواد مخدر، پایان‌نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، مجتمع آموزش عالی قم، 1380.
عظیمیان بجستانی، محمد، سیاست جنایی تقنینی ایران در زمینه مواد مخدر، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، 1372.
علیزاده، حمیده، میزان انطباق مقررات ناظر به مواد مخدر ایران، پایان‌نامه حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، 1389.
کامیاب، حسین، جنبه‌های مختلف سیاست جنایی ایران در قبال مواد مخدر، پایان‌نامه کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، دانشگاه امام صادق، 1381.
فرهنگ نامه‌‌ها، لغت نامه‌ها و مجموعه قوانین:

باصری، علی‌اکبر، هندبوک قوانین و مقررات ایران، نشرخرسندی، چاپ سوم، 1386.
جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، جلد دوم، گنج دانش، چاپ دوم، 1389.
دستور العمل تأسیس ، مدیریت و نظارت بر مراکز اقامتی ” درمان اجباری “موضوع ماده 16 اصلاحیه قانون مبارزه با مواد مخدر 1376 مصوب 1389 مجمع تشخیص مصلح نظام، دبیر خانه ستاد مبارزه با مواد مخدر، 1389
دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه، تصحیح دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی، نشر دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1352.
فرهنگ حقوقی BLACK، مترجم: دکتر بهمن آقایی، کتابخانه‌ی گنج دانش،چاپ سوم، 1383.
سایت‌های اینترنتی:

http:// porsojoo.com
htpp:// dchq.ir
www.aftabir.com
www.sid.ir
www.ghavanin.ir
www.tebyan.net
Abstract

The concept of criminal policy, is interpreted as communitys responses to all of criminal phenomenon.This policy respond to crime and addiction to psychotropic drug, by resorting to repressive and protective measures. Although, repressive responses signify to use at same criminal punishments and strategies,but protective responses involve activities like, education, culture, treatment and the reduction of hurts.
Our country has legislated over time in the field of drugs and the crime related to it, which the first law refered to the year at 1289, and the last one, (Drug Law Reform 1376) which is acted in 1389s.The current law is changed rather than the past laws. In this law, only the psychotropic drugs which are campaigned, was allocated in act of 1354, explicitly, special attention was placed on them, as non-drug industrial psychotropics.
Also, for the first time, addiction and particularly addiction to psychotropic drugs, have considered by legislators, with a main evolution over the previous law which was incriminalization and it was obligatory to consider 91 days until 6 months, punishment for drug treatment.
In this case, special attention is placed on protective measures, treatment, rehabilitation and public cooperation with a fight to addiction. Thus, the legislator can make a criminology of addiction both treatment and support.Also, with a legal obligation, they are forced to treatment.
So, using these measures, maybe a start for a long way but full of success to control and reduction of addiction.
But, in the course of psychotropic drugs trafficking, the legislator has forced to use of repressive actions and a severe fight.
The use of severe punishments such as execution. Life imprisonment, and having no right to appeal to you, it illustrates the repressive policies to deal with this crime.Although,the enormus financial and human costs at these measures, have no effective results in the previous years, but the legislator still insists to use of them.

1 Ciriminal Policyحسینی، سید محمد، سیاست جنایی در اسلام و جمهوری اسلامی اسلامی ایران،چاپ اول، 1383، ص 12 ↑
همان، ص 10 ↑
همان ص12 ↑
لازرژ، كریستین، درآمدی بر سیاست جنایی، ترجمه دكتر علی حسین نجفی ابرندآبادی (دیباچه مترجم ؛ درباره اصطلاح سیاست جنایی) ، بهار1382،ص24 ↑
حسینی،محمد، پیشین،ص 12 ↑
نجفی ابرند آبادی،علی حسین،«سیاست جنایی» ، (گزیده مقالات آموزشی برای ارتقاء دانش دست اندركاران مبارزه با مواد مخدر در ایران)، جلد دوم، چاپ اول 1384 ص212 ↑
باصری، علی اكبر، سیاست جنایی داخلی و بین المللی مواد مخدر، چاپ اول،1376،ص 35 ↑
همان، ص 37 ↑
ریموند، گسن، بحران سیاست‌های جنایی کشور‌های غربی، مترجم: علی‌حسین نجفی ابرندآبادی، مجله‌ی تحقیقات حقوقی، تهران، ش 1، 1371. ص
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.
378. ↑

 

باری، مجتبی، سیاست جنایی ایران راجع به مواد مخدر، پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه تهران، 1381، ص 16. ↑
طیاری، آذربانو، سیاست جنایی ایران در زمینه‌ی مواد مخدر، پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی، مجتمع آموزش عالی قم، 1380، ص 19. ↑
لازرژ، کریستین، سیاست جنایی، مترجم: دکتر علی‌حسین ابرندآبادی، تهران، جلد اول‌، چاپ دوم،1375، ص104. ↑
رحمدل، منصور، بررسی تطبیقی سیاست جنایی ایران ، انگلستان و ولز در قبال قاچاق موادمخدر، رساله‌ی دوره‌ی دکترای حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه تهران، 1382.ص 17. ↑
باری، مجتبی، پیشین، ص 14. ↑
لازرژ، کریستین،پیشین، ص 123. ↑
دانش، تاج زمان، حقوق زندانیان و علم زندان‌ها ، چاپ دوم، 1372، صص 9-7 ↑
Addiction1Drug Dependency2
شیخ‌الاسلام، ربابه، تحقیقی درباره‌ی اعتیاد، (موجود در ستاد مبارزه با موادمخدر)، 1381،ص 12. ↑
طیاری، آذربانو، پیشین، ص 21. ↑
، همان، ص 21. ↑
نوحی ـماهیار،سیما ـ آذر، دایرة‌المعارف اعتیاد و موادمخدر، چاپ اول،1387 ص 21. ↑
همان، ص 22. ↑
آبادینسکی، هوارد، جامعه‌شناسی موادمخدر، چاپ دوم، 1383،ص 12. ↑
همان، ص 13. ↑
Smuggling1Traffiking2
Drug Traffiking 3
دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامه، تصحیح دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی، جلد43، 1352. ↑
فرهنگ حقوقی Black، مترجم: دکتر بهمن آقایی، چاپ سوم، 1383، ص 1000. ↑
همان، ص 1049. ↑
رحمدل، منصور، پیشین، ص 19. ↑

نظر دهید »
بهینه سازی پایدار مکان یابی هاب با محدودیت ظرفیت در یک محیط رقابتی- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۳-۳-۲- آغازسازی: ۴۵
۳-۳-۳- ارزیابی: ۴۶
۳-۳-۴- معیار توقف : ۴۷
۳-۳-۵- نخبه گرایی ۴۷
۳-۳-۶- عملگر تقاطع ۴۸
۳-۳-۷- عملگر جهش ۴۸
۳-۳-۸- انتخاب ۴۹
۳-۳-۹- معیار توقف ۵۰
۵۲
۴-۱- معرفی مساله ۵۳
۴-۲- نتایج الگوریتم ژنتیک ۵۶
۶۰
۵-۱- نتیجه گیری ۶۰
۵-۲- پیشنهادات ۶۱
۶۳
۶۷
فهرست جداول
جدول (۴-۱)هزینه ثابت ایجاد هاب ۵۳
جدول (۴-۲)ظرفیت هاب ها ۵۴
جدول(۴-۳) پارامترهای مدل استوار ۵۴
جدول (۴-۴) انواع مختلف تقاضا در سناریو ها ۵۵
جدول (۴-۵) انواع مختلف هزینه در سناریو ها ۵۵
جدول(۴-۶) نحوه تخصیص مراکز تقاضا به هاب ها در سناریو های مختلف ۵۶
جدول (۴-۷)مقادیر پارامترهای الگوریتم ژنتیک ۵۷
جدول(۴-۸) نتایج محاسبات برای اندازه های مختلف گره ها ۵۸
فهرست شکل ها
شکل ۱-۱ . وظایف هاب درشبکه ۳
شکل ۱-۲ ساختار شبکه حمل ونقل با درنظرگرفتن هاب در مقایسه با شبکه های کلاسیک ۴
شکل (۲-۲)طبقه بندی مسایل هاب ۱۴
شکل(۳-۱).نحوه نمایش کروموزوم ۴۵
شکل(۳-۲) روند آغازسازی ۴۶
شکل(۳-۳) روند ارزیابی ۴۷
شکل(۳-۴) عملگر تقاطع ۴۸
شکل(۳-۵) عملگر جهش نوع ۱ ۴۹
شکل(۳-۶)عملگر جهش نوع ۲ ۴۹
شکل(۳-۷) فلوچارت الگوریتم ژنتیک ۵۱

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

فصل اول : مقدمه و کلیات تحقیق

 

 

 

۱-۱-مقدمه

افزایش روز افزون تعداد مبادی و مقاصد از یک سو و افزایش حجم تعاملات میان انها از سوی دیگر لزوم طراحی شبکه های ارتباطی کارا را بیان می کند. عبارت کارا را میتوان از طریق کیفیتی تعبیر نمود که مطابق با ان کالا به میزان لازم در زمان ومکان مورد نیاز وبا حداقل هزینه ممکن تحویل شود. مدلهای مکان یابی[۱] کاربردهای فراوانی در مسایل صنعتی ، شهری، مخابراتی و غیره دارند.
یکی از کاربردهای مهم این مدلها استفاده از انها در طراحی سیستم های توزیع وشبکه های ارتباطی ست.
در میان مسایل موجود در حوزه طراحی شبکه های ارتباطی ، مساله مکان یابی هاب[۲] در طول دو دهه اخیر توجه زیادی را به خود معطوف ساخته است.
این حجم از توجه عمدتا به علت الزام زیرساختهای مدرن در سیستم حمل ونقل و ارتباطات است
واژه مدرن منعکس کننده ی کیفیتی از این پیکربندی ها است که از فرضیات شبکه های سنتی پیروی نمی کند،در شبکه های سنتی نقطه مقصد به دنبال تامین مستقیم تقاضا از مبادی است.
اما در سیستم های مدرن برخی از گره های شبکه به عنوان ساختار میانی و واسطه ای انتخاب می شوند، متعاقب ان تقاضا ی مقصد از طریق این ساختار واسطه ای برآورده می شود. این ساختار اصطلاحا شبکه هاب و اسپوک[۳] خوانده می شود.
در واقع در مطالعات انجام شده می توان به دو عملکرد ویژه هاب اشاره کرد:

 

 

جمع اوری تقاضا و انتقال ان ها به سایر هاب در شبکه

دریافت تقاضا از سایر هاب در شبکه وتوزیع این مقادیر تقاضا به گره های تقاضایی که به آنها خدمت رسانی می کند

شکل (۱-۱). وظایف هاب درشبکه

 

۱-۲- مساله مکان یابی هاب

مساله مکان یابی هاب یکی از حوزه های تحقیقاتی مهم در زیرشاخه های مدلهای مکان یابی می باشد که به همین دلیل توجه زیادی در دهه های اخیر به آن شده است. مساله مکان یابی هاب شامل مکان یابی تسهیلات واسط(هاب ها) و طراحی شبکه هاب(تخصیص نقاط تقاضا به هاب ها) است.
مسایل مکان یابی هاب ، تعداد ارتباط های حمل ونقل را بین مبادی و مقاصد کاهش می دهد وبنابراین با بهره گرفتن از منابع کمتر می توان بصورت کاراتر تقاضای بین نقاط را ارضا کرد.
مساله مکان یابی هاب چند تفاوت عمده با مسایل مکان یابی سنتی دارد.همانطور که در شکل (۱-۲) نشان داداه شده است، در مسایل مکان یابی سنتی ، تقاضا برای خدمت در نقاط گسسته رخ می دهد. همچنین تسهیلات در نقاط گسسته استقرار داده شده اند و تابع هدف عمدتا مربوط به فاصله یا هزینه بین تسهیلات و نقاط تقاضا است.
در صورتی که در مسایل مکان یابی هاب جریان های بین مقاصد ومبادی بیانگر تقاضا هستند و تسهیلات واسطه ای به عنوان نقاط ارتباط یا یکپارچه سازی عمل می کنند. یک هاب به عنوان نقطه ارتباط این امکان را می دهد که جریان تغییر جهت بدهد،بعلاوه ممکن است عمل یکپارچه سازی چندین جریان مجزای با حجم کم را از مبادی مختلف به یک جریان با حجم بیشتر انجام دهد، یا برخلاف حالت قبلی یک جریان با حجم بالا را به چند جریان با حجم های پایین تر برای مقاصد متفاوت تقسیم کند.
در هر مسیر بین مبدا ومقصد، حداقل یه هاب وجود دارد و همانطور که گفته شد به جای ارتباط مستقیم نقاط تقاضا ، همه مسیرها توسط شبکه هاب هدایت می شود.

شکل (۱-۲) ساختار شبکه حمل ونقل با درنظرگرفتن هاب در مقایسه با شبکه های کلاسیک

 

۱-۳- مزایا ،معایب و کاربردهای شبکه هاب

 

۱-۳-۱- مزایای شبکه هاب

 

 

صرفه جویی در مقیاس: در شبکه های هاب به علت ادغام چند جریان تقاضا در یک محموله بزرگتر وبا وسایل حمل و نقل بزرگتر، هزینه هر واحد انتقال جریان کاهش می یابد، که با افزایش شدت جریان ،کاهش بیشتری در هزینه هر واحد ایجاد می شود.

صرفه جویی در قلمرو: تسهیلات موجود در هاب توانایی انجام چندین کار همزمان را دارند. لذا هزینه انجام چندین کار همزمان در این مراکز در مقایسه با هزینه انجام تک به تک فعالیت ها به طور جداگانه،به مراتب صرفه اقتصادی بیشتری دارد.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

۱-۳-۲- معایب شبکه های هاب

 

 

زمان سفر طولانی تر و هزینه بیشتر برای برخی از مسیرها

ریسک بالا در مراکز(به علت ازدحام ویا…) و ایجاد اختلال در کل سیستم

۱-۳-۳- کاربرد های شبکه هاب

کاربرد مهم و رایج مساله مکان یابی هاب در زمینه حمل ونقل و مخابرات است. در چند دهه ی اخیر،مطالعات زیادی در این زمینه ها صورت گرفته است. در زمینه حمل ونقل مانند شبکه حمل ونقل عمومی ،حمل ونقل هوایی، شبکه پست و….، تقاضا به صورت یک جریان فیزیکی از کالا یا انسان است که از مبدا به مقصد منتقل می شود. همچنین، وسایل نقلیه متفاوتی مانند هواپیما،قطار،کامیون،کشتی و…. در سطوح مختلف شبکه هاب در نظر گرفته می شود.
در شبکه های حمل ونقل عمومی ، فردوگاه های منطقه ای ،ایستگاه های راه آهن مرکزی ویا ترمینالهای اتوبوس را به عنوان هاب نام برد. افراد از نواحی مختلف جغرافیایی به هاب منتقل می شوند و جابجایی در شبکه هاب بین مراکز صورت می گیرد. خطوط اتصال هاب شامل هواپیماهای بزرگ که توانایی پروازهایی با مسافت زیاد را دارند،قطارها ویا اتوبوس های خاص با عملکرد ویژه هستند. در شبکه حمل بار، ترمینال های بارگیری به عنوان هاب در نظر گرفته می شوند که در آنها کامیون های کوچک بار خود را به وسایل نقلیه بزرگتر برای جابجایی در خطوط اتصالی هاب تحویل می دهند.

 

۱-۴- تعاریف شبکه هاب

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 280
  • 281
  • 282
  • ...
  • 283
  • ...
  • 284
  • 285
  • 286
  • ...
  • 287
  • ...
  • 288
  • 289
  • 290
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • بررسی رابطه اندازه موسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۵
  • بررسی رابطه بین اعتیاد به کار و فرسودگی شغلی در اداره کل شیلات استان گلستان- قسمت ۳
  • طرح های تحقیقاتی و پایان نامه ها – ب: انقضاء مدت شرکت: – 7
  • بررسی تاثیر اقلام تعهدی و اقلام نقدی در پیش بینی ورشکستگی شرکت ها در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی- قسمت ۲
  • پایان نامه مدیریت در مورد : اجزای بانکداری الکترونیک در ایران:
  • تاثیر دوره های آموزشی بر سطح توانایی کارکنان شرکت آب و خاک سیستان- قسمت ۵
  • تحلیل فقهی ارجاع دعاوی به داوری و قضاوت اشخاص و نهادهای غیر مسلمان- قسمت ۵
  • پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای در دانشجویان دانشگاه آزاد- قسمت ۷
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع نوآوری نظام یافته (TRIZ)
  • " مقاله های علمی- دانشگاهی | ۲-۲- مبانی و مفاهیم و تعاریف کیفیت زندگی کاری – 5 "
  • فروش اینترنتی فایل پایان نامه مدل اینتر برند[۱]
  • مطالعه تطبیقی حقوق مدنی جنین- قسمت ۹
  • پایان نامه مدیریت در مورد : انواع مشتریان
  • راهنمای نگارش مقاله درباره :بررسی رابطه توسعه حرفه ای و مدیریت مدرسه محور از ...
  • اجتماع حق فسخ با جبران خسارت- قسمت ۷
  • مطالعه ی باکتری های بی هوازی هالوفیل احیا کننده نیترات مولد بیوسورفکتانت از نفت خام ایران- قسمت ۳
  • بررسی مقایسه ای عملکرد و سازگاری خانواده های دارای نوجوان کم توان هوشی آموزش پذیرکه از خدمات مراکز توانبخشی روزانه استفاده می کنند و خانواده هایی که از این خدمات استفاده نمی کنند- قسمت ۵
  • پایان نامه در مورد مراحل تدوین مدل اچیو
  • دانلود مقالات و پایان نامه ها درباره بررسی و تحلیل شعر اعتراض در دهه۱۰_ ۴۰ (با تکیه بر ...
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع مدیریت زنجیره تامین و سامانه اطلاعات
  • بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و مشارکت در فعالیتهای فوق برنامه داوطلبانه و پیشرفت تحصیلی دانشجویان دانشگاه آزا داسلامی واحد بندرعباس۹۳- قسمت ۸
  • تاثیر سرمایه اجتماعی در توسعه پایدار شهری

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان