اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
ترجمه بخشی از کتاب۹۲ The Philosophy of the Upanishads- قسمت ۱۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در باطن خود نفس را دید و با او روبه رو شد».[۶۱۹]
«او به خویشتن چشم دوخت» در معنای حقیقی کلمه «گرداندن کامل چشم»[۶۲۰]:
اینجا در باطن ما حقیقت آتمن امری مسلم و بی واسطه می­ شود.
«روح نه با نطق بیان می­ شود و نه با هوش و چشم درک می­گردد،
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
چطور کسی می ­تواند به آن پی ببرد مگر اینکه فقط بگوید او هست»
«واقعا پی بردن به او بواسطه همین فکر است «که او هست»
و بواسطه این است که بدانیم او هم یدرک است و هم لا یدرک.
لذا او هست شخص اگر به هستی او پی ببرد در واقع ذات او ظهور کرده است».[۶۲۱]
بحث و مجادله بر ضد شناخت، در حرارت و شور رشد می­ کند بدین گونه در بندی که بعداً به بریهد ۴٫۴٫۱۰ اضافه شده است آمده: –
«آنانکه بنادانی پرستش می­ کنند
به ظلمت شدید فرو می­روند
وآنانکه راضی به علم خود هستند
در تاریکی بیشتری فرو می­روند».
این بند تکرار شده است و سپس دوباره در ایشه ۱۱-۹ شرح و بسط داده شده است: (با تکیه بر آنچه که در کنه ۳ آمده):–
«و پیش رفتن عالمانه با حرکت به سوی جهل متفاوت است
بدین گونه {این} آموزه را از نیاکانمان دریافت کردیم»
کسی که علم و جهل را توام می­داند متوجهست که شخص با جهل به سوی مرگ می­رود و بواسطه دانش جاودانی کسب می کند. این مطالب به درخواست برای کتمان دریافت مفاهیم که ما را با شناختی غلط به اشتباه می اندازد ربط داده شده است.
برای اولین بار در بریهد ۱٫۵٫۲۳ دستوری داده شده که: — « بنابراین هر کس باید فقط عهدش را حفظ کند؛ جلو فعالیت­های اندام های حسی دیگر را بگیرد، شخص باید دم فرو برد و دم بر آورد». در چاندوگیه ۸٫۱۵ درخواست می­ شود که شخص برای ساکن شدن در آتمن {فعالیت های} اندام هایش را کاهش بدهد. در موندکیه ۳٫۱٫۸ شخص در آرزوی جنانه پرساده[۶۲۲](توقف آگاهی) می­باشد، یعنی توقف شناخت و در بند ۳٫۲٫۷ علاوه بر جنانه پرساده آرامش اعمال را نیز نشان می­دهد که به مثابه یکی شدن با جاودانه متعال است؛ و در میتریه ۶٫۱۹ توصیه می­ کند که آگاهی به همراه جسم حساس[۶۲۳] که آن را نگه داشته باید در عدم شناخت غوطه ور ساخت. آنکه در آگاهی ساکن شود، ناشناخته، فراتر از ادراک، راز پیچیده شده است، چرا که تو بصیرت درونی یافته ای و لینگام (نیروی جنسی مذکر) خالی از این اساس است. همه اینها بخشی از مقتضیات نظام یوگه هستند، که باید بیاموزیم و بعدها آن را به عنوان کاری عملی می­شناسیم؛ که با انجام آن امیدوارند که از طریق مفاهیم قراردادی به اتحاد متافیزیکی با آتمن منجر شود.
۲. جستجوی برهمن
۱٫ آتمن (برهمن) به مثابه اصل یگانه
از همان زمان های آغازین ریگ وده به ادراک و دریافتی از وحدت نائل شده بود، شرح و توصیف این دریافت و ادراک وحدت، در سروده­های ریگ ودا، مانند سرود ۱، بند ۱۶۴ و بند ۱۲۹ آمده است. با این وجود و در پی این دریافت، وظیفه تعریف دقیق­تر وحدت جاودانی که شالوده تمام پدیده­های طبیعی است، باقی بود. اصلی­ترین مثال از این کندوکاوها سرود ۱۲۱ است نه بار این سوال تکرار شده است که: “این خدایی که قربانیمان را به سوی او پیشکش می­کنیم کیست؟” در دهمین بند پاسخ این سوال این گونه داده شده است: پرجاپتی، این تویی و جز تو کسی نیست، که در آغوشش همه موجودات را بپذیرد.
ما پیش از این بررسی کردیم که چطور این کندوکاو درباره برهمن از دوره براهمنه­ها پیگیری شده بود، و اینکه چگونه به تدریج برهمن جایگزین پرجاپتی شد و در نهایت چگونه تبیینی صریح­تر برای موضوع تحقیق انسان در مفهوم آتمن یافت شده بود. «آتمن» تبیینی هندی است برای آنچه که ما خو گرفته ایم آن را «اصل نخستین» بنامیم، و آنچه که از این اصل نخستین متمایز است فقط به شیوه­ای واضح و قابل توجه­تر در همه معادل­های غربی به عنوان یگانه مسئله همیشگی هر تحقیق فلسفی تعریف شده است، برای اینکه اصل نخستین ما را فرا می خواند که به این خود فردی آدمی یعنی خود این جهانی چنگ انداخته و از انسان و طبیعت هرچیزی را که خود او به مثابه این خود، به عنوان مفهومی یگانه، ژرف و ویژه چیزها توافق ندارد، جدا کنیم. در عین­حال برهمن کمترمتعین به قدر کافی برای بیان اصل آغازین به کار برده شده است؛ اصل آغازین نمونه ­ای است که در عباراتی چون بریهد ۲.۱.۱ ، کوشتیکی ۴.۱، بریهد ۲-۷ . ۱ و چاندوگیه .۵.۱۱.۱ مستقیما مطرح شده است. همچنین شوتاشوتره ۱.۱ با این سوال آغاز می­ شود که: «نخستین موجود چیست؟ برهمن چیست؟» و مطابق با پرشنه ۱.۱ و نیز در اوپه نیشد Arsheya ، خردمندان به دور هم جمع می­شوند تا به جستجوی «برهمن» بپردازند.
بنابراین دو اصطلاح برهمن و آتمن هر دو اشاره بر «اصل نخستین» کیهان دارند و معمولاً این مفهوم در اوپه­نیشدها به صورت مترادف به کار برده شده و در متونی یکسان به جای یکدیگر به کار رفته یا کنار هم قرار گرفته اند؛ همان­گونه که در چاندوگیه ۵.۱۱.۱ این سوال پرسیده می­ شود که: «آتمن چیست؟ برهما کیست؟»[۶۲۴] آنجا شنکره یادآور می­ شود که برهمن بر واژه­ای اشاره دارد که به صورت viseshyam و آتمن با visehanam مشخص شده است، (که به طور کلی حقیقت است، اگر اینجا موشکافانه برخورد نکنیم){دقیق نشویم}، که با برهمن این محدودیت نهفته شده در آتمن که جا از میان برداشته شده است و با آتمن مفهوم برهمن به عنوان الوهیت مورد پرستش، مردود شده است.
همانطور که این نکته پیش از این نشان داده شد، با این وجود، آتمن و برهمن از معانی ضمنی و مبهم هستند. مفهوم برهمن بسیار پیچیده است و مفهوم آتمن ایده­ای سلبی و نسبی است. ایده­ای که ترجیح می­دهد سرشت آدمی و کیهان کشف نکنیم و اطلاعات مثبت راجع به ماهیت حقیقی آتمن را در اختیار ما قرار می­دهد. دقیقاً در این ماهیت حقیقی است که معنای ارزش فلسفی آن وجود دارد؛ زیرا جوهره چیزها تا آنجا که به طبیعتشان مربوط می شود و ماهیت آتمن برای همیشه ناشناخته باقی می­ماند. هرگونه تلاش هم به منظور تحت موضوع شناخت در آوردن آن ما را مجبور می­ کند تا تعاریفی وام گرفته از قلمرو شناخت تجربی را که صرفاً در دسترس ذهن ماست را بر آن تحمیل کنیم. از این گذشته نیز این کوشش­ها به واقعیت بنیادین چیزها نفود نمی­ کند. هم­چنین گرایش­های واقع­گرایانه در بسیاری از کوشش­های ناقص و غلط به منظور توضیح برهمن و آتمن پدید آمده که توسط خود معلمان اوپه­نیشدی هم رد شده است؛ هم اینک این کوشش­های را توضیح می­دهیم.
۲. کوشش­های بالاکای در تبیین {موضوع برهمن و آتمن}
مطابق با روایتی که در نسخه دوباره اصلاح شده بریهد ۲.۱ و کوشیتکی ۴ برجا مانده است؛ دانشمند نامی و مغرور گارگیه بالاکای برهمن با این پیشنهاد «به من اجازه می­دهید تا برهمن را برای شما توضیح دهم» نزد پادشاه رفت. گارگیه در طی دوازده مرتبه متوالی(در کوشیتکی شش مرتبه) کوشش کرد تا برهمن را به مثابه روح(پوروشه) درخورشید، ماه، روشنایی، اثیر، باد، آتش، آب و امثال اینها توضیح دهد؛ و در هر مورد پادشاه تعاریف او را با اشاره به موقعیت فرعی پورشه که به طوری مساوی کل طبیعت را پرکرده است، رد می­کرد. برهمن خاموش شد و شاه با بهره گرفتن از مثال شخصی که به خوابی عمیق فرو رفته است اقدام به آموزش او کرد. شخص که به خواب عمیق فرو می­رود نفس­های حیاتی او نیز(پرانه) آرام می­گیرند و با بیداری او، همه کیهان ها، خدایان و موجودات زنده نیز از نفس­های حیاتی صادر می­گردد و این نفس آتمن است.
این برهمنی است که گارگیه سعی بی فایده­ای در شرح آن داشت. در هیچ کدام از متون اصلاح شده انتظار خواننده از توجیه دقیق رابطه برهمن با پوروشه­های گارگیه برآورده نشده است. شاه و گارگیه هر دو نشان می­ دهند که چگونه درحالت بیداری این پرانه­ها (نطق، چشم، گوش، ذهن) از آتمن نشئت گرفته­اند و نیز نشان می­ دهند که همه کیهان­ها، خدایان و موجودات زنده وابسته به آن می­باشند.
۳. کوشش­های شاکلیه در تبیین موضوع برهمن و آتمن
به همین شیوه در بریهد ۲۶ و ۱۷-۱۰٫ ۹٫ ۳ ویدگدهه شاکلیه می­کوشد که برهمن را به مثابه غایت همه آنچه که اصلاح آتمن بر ان اشاره دارد شرح دهد.[۶۲۵] هرچند پس از آن هشت مرتبه متوالی دیدگاهی یک­جانبه را مطرح می­ کند که زمین، عشق، اشکال، اثیر و … را به مثابه اصل و اساس آن نشان می­دهد. نظر او بواسطه یَجنَوَلکهیه تصحیح می­ شود، او به شاکلیه یادآور می­ شود که آنچه او به مثابه غایت همه اصطلاح آتمن بر آن اشاره دارد(که حامی غایی هر روحی است)[۶۲۶] برعکس وابسته به پوروشه است که بر مجموعه اشکال جسمانی، بر عشق و خورشید و صدا و امثال اینها مسلط است. یجنولکهیه در بریهد ۳٫۹٫۲۶ چنین ادامه می­دهد: «او کسی است که فرای همه این پوروشه هاست (مافوق آنهاست) آنها را یکی به یک جدا می سازد و باز می­گرداند (به عبارت دیگر موجب فعالیت آنها شده و آنها را فرا می­خواند) این پوروشه آموزه اوپه­نیشد است که راجع به آن از تو می­پرسم». شاکلیه نتوانست آن را بنامد و به دلیل انجام این خطا که پوروشه را مادون قرار داده بود باید بواسطه مرگش آن را جبران کرد.
۴. شش تعریف نارسا / نامناسب
درست همانگونه که در بریهد. ۲٫۱، از دوازده تعریف ناقص در مورد برهمن انتقاد شده است، در کوشیتکی بند ۴ شانزده تعریف و در بریهد ۱۷-۳٫۹٫۱۰ ، هشت تعریف و هم چنین در بریهد ۴٫۱ [۶۲۷]، شش تعریف در مورد برهمن وجود دارد. در این قسمت از بریهد جناکه همچون مسافری که برای سفرش کشتی یا ارابه­ای فراهم می­ کند پس از تقویت روحش با تعالیم عرفانی، اوپه­نیشد، به گفتگوی با یَجنَوَلکهیه نشست. این اوپه­نیشدها- شامل تعالیم عرفانی مبتنی بر شش تعریف از برهمن می­باشند که معلمان آن را به مثابه سخن، نفس، چشم، گوش، ذهن و قلب بیان کرده ­اند. اگرچه همیشه برهمن با تعابیر بالا معرفی نشده است اما شاید هنوز هم بتوان تمامی این تعاریف را در متون بر جای مانده پیدا کرد. برای مثال برای برهما نطق است[۶۲۸] به Pañćav. Br. 20.14.2 و چاندوگیه ۷٫۲٫۲ [۶۲۹] ؛ برای برهما پرانه است[۶۳۰] به بریهد ۱٫۵٫۲۳، ۲-۳٫۷٫۱ ، چاندوگیه.۴٫۳٫۳ ، ۷٫ ۱۵ ، تیتریه ۳٫۳ ، کوشیتکی ۲٫۱، ۲٫۱۳ ، پرشنه ۲٫۱۳ ؛ برای برهما چشم است[۶۳۱]به چاندوگیه ۱٫۷٫۴ ، ۴٫۱۵٫۱ ، ۸٫۷٫۴ ، کوشیتکی ۱۸، ۴٫۱۷ ، بریهد ۲٫۳٫۵ ، ۵٫۵٫۴ ؛ برای برهما غذاست[۶۳۲] به تیتریه ۳٫۱، کوشیتکی ۴٫۱۴ ؛ برای برهما هوش است[۶۳۳]به چاندوگیه ۳٫۱۸٫۱ ، آیتریه ۳٫۲ ؛ برای برهما قلب است[۶۳۴] به چاندوگیه ۳٫۱۲٫۴ ، ۸٫۳٫۳ ، بریهد ۵٫۳ ، مراجعه نمایید و همچنین در اصل در چاندوگیه ۳٫۱۸ نطق، نفس، چشم و غذا، چهار مرحله از برهما هستند و در چاندوگیه ۴٫۸٫۳ ، نفس چشم، غذا و ذهن نیز از مراحل چهارگانه اویند. این تعاریف و تمامی تعاریف این چنینی که تاریخی هستند یا اینکه فقط سبقه تاریخی به گرایشات داده­اند از کوشش و مجاهدت برای شناخت[برهمن پدید آمده­اند؛ برهمنی که] اساساَ غیرقابل شناخت است، برای شناخت مقصود، منبعی پیش روی ما نیست، اما می­توان آن را با نمادهای آگاهانه یا ناآگاهانه به شکل یکی از نمودهای پدیداری درک کرد. انتقاد یَجنَوَلکهیه، این شش تعریف از برهمن یعنی نطق، نفس، چشم، گوش، ذهن و قلب را که بیان آنها حمایت است ، به این معنا که شش تعریف همانند صفاتی پنداشته شده ­اند، که متعلق به موجودات الوهی هم­چون پرجنا[۶۳۵](قوه شاعره)، پریه[۶۳۶](مهربان، رئوف)، ستیه[۶۳۷](حقیقت)،[۶۳۸] اننت[۶۳۹](لایتناهی)، آننده[۶۴۰](سرور و خوشحالی)، ستهیتی،‌ پابرجایی (ثبات)می­باشند، و تجلیات شان در فضا برای هر شش صفت به مثابه اصل و اساس ثابت و محکم است. با این وجود اگر ما ماهیت این صفات شش­گانه را معلوم سازیم دوباره به تجلیات این صفات شش­گانه در فضا به­عنوان سخن، نفس، چشم، گوش، ذهن و قلب باز می­گردیم و اینگونه، در میان اشکال پدیدارهای تجربه و ویژگی­های تجربی وجود الوهی که نمود آن را در این صفات یافته­ایم، از سویی به سوی دیگر سرگردانیم؛ ما یاد گرفته­ایم که پدیدارها را فقط می­توان از طریق پدیده­های تبیین کرد و نیز اینکه یاد گرفته­ایم که پدیدارها آن چیزی نیستند که در این روش با آنها بتوانیم به شناخت ماهیت الوهیت نایل شویم. از این رو، یَجنَوَلکهیه روشی دیگر برگزید و با این سوال آغاز کرد که بعد از مرگ بر سر روح چه می آید؟ اول از همه، او تصویری از روح فردی ای را که در قلب ساکن است و بواسطه رگها احاطه شده و تغذیه می­ شود، ترسیم کرد و این روح را بعنوان اینکه در هر دو چشم ساکن هستند بسط داد؛ آنگاه ناگهان این روح کاملا فردی را که مانند حجابی آن را پنهان کرده بود کنار زد، بدینسان ما پیش و اطراف و درون مان تنها یک روح برتر فراگیر را می بینیم و اینگونه سوال در مورد آینده وجود فردی پاسخش را دریافت می کند که از تمام توجیهات محروم شده و به عرصه پوچی می­افتد. حتی امروز هم پاسخی بهتر نداریم.
۵. تعریف مفهوم آتمن فراگیر[۶۴۱]
به علت ابهام و پیچیدگی مفهوم آتمن، همچون مفهوم برهمن، برداشت های غلطی پدید می آید. یکی از این برداشت­ها به دلیل این امر بود که ورای مفهوم کیهانی آتمن به مثابه اصل آغازین کیهان، که مفهومی روانی است، در اینجا تجسم این اصل در خود فهمیده شده است. بنابراین پنج براهمن، کسانی که در چاندوگیه۵.۱۱ گرد آمده و این سوال را مطرح کردند: «آتمن ما چیست؟ برهمن چیست؟» با این سوال به نزد اوددالکه ارونی رفتند که می­دانستند مشغول مطالعه آتمن فراگیر یا به عبارت دیگر آتمن به مثابه اولین اصل فراگیر کیهان می­باشد. اوددالکه که اعتماد نداشت بتواند آنها را متقاعد کند (به درستی که ناتوانی­اش با جواب­های او مشخص شد) به همراه آن پنج نفر دیگر برای آموزش در خصوص آتمن کلی به پیش شاه اشوپتی لاکیه رفتند. شاه در ابتدا از هر ۶ نفر یکی پس از دیگری سوال نمود که شما چه چیزی را به مثابه آتمن پرستش می­کنید؟ او بنابر گفته­های انها فهمید که براهمنه­هایی که از او تقاضای آموزش کرده ­اند هنوز درباره آتمن به مثابه موضوع پرستش موجودی خارج از خودشان، شبیه نوعی الوهیت جدید، در اشتباه گرفتار شده اند. این فرض او تأیید شد، چون­که هر شش پرسش­گر یکی پس از دیگری آتمن را همانند آسمان، خورشید، باد، فضا، آب و زمین به عنوان چیزی عینی تعبیر کرده اند. شاه در پاسخ آنها گفت: «با توجه به پاسخ­های شما، نفس کلی را به مثابه چیزی جدای از خودتان پنداشته­اید و بدان گونه غذایتان را می­خورید و کسی که این نفس کلی را [از مدتها قبل] می­پرستیده است غذایش را در تمام کیهان، موجودات و در نفس­ها می­خورد. [هر کس از زاویه دید خودش به آن نگاه می کند] (دستتان را آنقدر باز کنید تا از پیشانی تا چانه را بپوشاند) انگار که همه چیز را شامل شده است. روشنایی آسمان سر همان نفس کلی است، خورشید فراگیر چشم اوست، باد تنها راه تنفس اوست، فضای­های متعدد بالا تنه کالبد اوست، ثروت­ها (آب) مثانه اوست، زمین پای اوست».
از طرف دیگر این عبارت بدون نفس کلی عبارتی نامفهوم است و به یقین این از متن اصلی مان در شته پته برهمنه ۱۰٫۶٫۱ همان جا که آنها در واقع آورده شده ­اند نتیجه گرفته می­ شود. همچنین از دیگر جهات این عبارت اصلی بر چندین مزیت اشاره دارد، به ویژه در این عبارت بحثی از آتمن فراگیر نبوده اما از تفسیر نمادین آن یعنی آتش وایشوانره «آتش فراگیر » به عنوان اصل نخستین کیهان سخن به میان آمده است. در این پرتو پاسخ های ناقص شش طرف گفتگو به مراتب قابل فهم تر می­بود اگر آنها در وهله نخست از اتباط آتمن به مثابه برهمن(نخستین اصل) سوال می کردند همانگونه که در تعریف ثانوی چاندوگیه مصداق پیدا می کند. به عبارت دقیق­تر سوالی به این شکل و جستجوی درباره آتمن فراگیر از همان ابتدا چنین پاسخ­های اشتباهی را که بواسطه هر شش براهمن داده شده بود را ابطال خواهد کرد.
۶. تعالیم تدریجی نارده
همواره حریفان یا شاگردان گمراهیشان را در تصورات غلط و ناقص از برهمن بیان نمی کنند. در اغلب موارد بارها با افرادی مواجه می­شویم که سوالاتی در باب برهمن مطرح می­ کنند؛ برای مثال فردی به نام سنت کوماره در چاندوگیه ۷ یا فرد دیگری به نام بریگو در تیتریه ۳، که توانست از طریق یک سری مفاهیم ناکافی، گام به گام این مفاهیم را کنار زد و به شناخت متعالی و ناب از آتمن و یا برهمن رسید. کاملترین مثالی که می­توان برای این نمونه ذکر کرد، چاندوگیه بند ۷ آمده است، در آنجا سنت کوماره تعلیم نارده را با اعلام این نکته که تمامی شناخت تجربی که او بدست آورده نام محض است، آغاز کرد. نطق بزرگتر از نام است، منس بزرگتر از نطق است، و در این راه فرد سوال کننده در هر مرحله پیشرفت، به مرحله­ ای فراتر از شروطی که تعیین شده راهنمایی می­ شود، از مرحله عالی به عالی­تر،و اینکه برهمن بواسطه نام[۶۴۲]، نطق[۶۴۳]،‌ ذهن[۶۴۴]، سمکالپه(آرزو و هوس)[۶۴۵]،‌ چیته (هدف و مقصود)[۶۴۶]،
دهیانه(توجه و تمرکز)[۶۴۷]، ویجنانه(دانش)[۶۴۸]، بَلَم(نیرو)[۶۴۹]، آنم (خوراک)[۶۵۰]، آپس(آب (مراسم مذهبی)[۶۵۱]، تیجس(جوهره)[۶۵۲]، آکاشه(آسمان، اثیر)[۶۵۳]، سمره(یاد آوری)[۶۵۴]، آشا(آرزو)[۶۵۵]، تا حد پرانه(نفس‌، باد)[۶۵۶](روح فردی) درک می­ شود و از پرانه به بهومن[۶۵۷] «بزرگ مطلق” آن نامتناهی که وجود ندارد، همه را در بر گرفته، همه فضا را اشغال کرده و کاملا شبیه خود آگاهی است و کاملا شبیه روح[۶۵۸] در ماست منتقل می­ شود. اهمیت این اندیشه قطعی زمانی ما را تحت تاثیر قرار می دهد که ما در مقام مقایسه شگرف مجموعه مفاهیم دشوار با آن چیزی برآییم که خود به آن نائل شده­ایم. احتمالا این مسئله نتیجه مطلوبی است که خوانندگان شکیبای اواخر قرن ۱۹، به آن دست­یافتند و آشکارا در پی آن بودند که با گذار از یک شکوه ظاهری به مرحله شکوه بیشتر برسند و بتوانند از این مراحل برای دست یافتن به امید وادی مهیج به درجه بالاتر استفاده نمایند. از سوی دیگر در این گذار از نام به نطق، از نطق به قوای عقلانی (ذهن[۶۵۹]، قوه تمیز[۶۶۰]، اندیشه[۶۶۱]، شهود[۶۶۲]، شناخت[۶۶۳]) و از طریق نیروهای واسطه به چهار عنصر(غذا، آب، گرما و فضا) و از اینها از طریق حافظه و امید به دم حیاتی، ناممکن است، با وجود اینکه این نظریه­ها در غالب اشعار دلنشینی در آمده­اند تا دلیل قانع کننده ­ای برای این پیشرفت تدریجی ارائه دهند، و شاید سوال دیگری که ممکن است مطرح شود این است که آیا خود نویسنده در این مسئله کاملاًصادق بوده یا اینکه این نظریات که از نام شروع می­شوند و به دم حیات در درجه نهایی ختم می­شوند، کم و بیش تنها برای رد گم کردن بوده است چون به وضوح روشن است که ماهیت خالص مطلق و نامحدود آتمن ماورای همه اندیشه هاست. این در زمینه ­های دیگر دلیل قابل توجهی است درخصوص تمامی اعضا مجموعه­هایی که قبل از برهمن قرار گرفته اند، و به کسانی که نام، نطق، ذهن و… را به مثابه برهمن می­پرستیدند این پاداش ارزشمند وعده داده شده است. بنابراین نویسنده تصریح می­ کند که امکان پرستش برهمن و همه ملزومات آن درون پرستش آتمن رخ داده باشد کم و بیش در نتیجه به صورت روش نمادین ظاهر می شود. افراد عادی آگاهی تجربی خود را به مثابه آزادی عمل تلقی می کنند و ترجیح می دهند به جای دانستن پرستش نمایند. اصل مسلم این است که فقط با سختی یا با عدم سازش می توان به چنین پایانی رسید. بنابراین استفاده از نمادها برای بیان آن اجتناب­ناپذیر است و به این ترتیب وقتی در اختیار تعداد کثیری قرار می گیرد به آسانی به بت­هایی تبدیل می­شوند. همچنین این روش در نویسندگانی که از دم حیاتی به روح فردی گذار کرده اند، قابل توجه است برای اینکه تفاوت میان عین و ذهن هنوز وجود دارد. برای بهومن یا روح متعالی این چنین تفاوت هایی معنی ندارد. او می­گوید: ما در جستجوی حقیقتیم. این وابسته به شناخت است و در مقابل اندیشه، ایمان، خودآگاهی، نیروی خلاق، لذت و(به معنای رستگاری آننده و سوکهم[۶۶۴]) است که در نامتناهی بهومن وجود دارند. بنابراین به تدریج از قلمرو عقلانی جایی که تفاوت ها وجود دارند، به ماورای آمیختن عین و ذهن صعود کرده، به سرزمینی می رویم که همه تفاوت ها از بین رفته و یکسان می شوند.
۷. سه آتمن متفاوت
آتمن ایده­ای است که می ­تواند تفاسیر بسیار متعددی داشته باشد، همانگونه که بارها نشان دادیم این واژه بیشتر بر”خود[۶۶۵]“دلالت دارد، در اینجا این سوال پیش می ­آید که آنچه ما به مثابه “خودمان” تلقی می کنیم چیست؟ در اینجا سه جایگاه در مورد آتمنی که فهمیده می­ شود قابل تصور است:
۱٫ خود جسمانی، بدن.
۲٫ روح فردی، رها از بدن که با ذهن مغایر و از عین متمایز است؛
۳٫ روح متعالی که در آن عین و ذهن تفاوت چندانی از یکدیگر ندارند، یا اینکه مطابق با مفاهیم هندی شناخت ذهن بدون عین. داستان چاندوگیه ۱۲-۷ . ۸ نمونه­هایی از این سه جایگاه را فراهم کرده است. “خود (آتمن) پاک بدون گناه، آزاد و رها از سالخوردگی و مرگ و رنج، رها از گرسنگی و تشنگی، کسی که خواستش حق است، کسی که حکمش حق است، آنچه فرمانش بر ما مطاع است، باید تلاش کنیم آن را بفهمیم.
به واسطه این میل شدید خدای ایندره و دیو ویروچنه[۶۶۶] را واداشت تا رهسپار شوند و برای تعلیم به نزد پرجاپتی رفتند. اولین تعلیم پرجاپتی به شرح زیر است: ” خود آن چیزی است که در هنگام نگاه به چشم دیگری در آن می بنیم، یا داخل جوی آب یا آیینه ای، تصویر کامل حتی موها و ناخن ها منعکس می­شد، آنچه که با پوششی زیبا و دلفریب، که زیبایی را آشکار می­ کند، در یک کلام، جسم این خود است، این جاودان است، بدون ترس، این است برهمن”. این پاسخ هر دو شاگرد را متقاعد و راضی کرد و هر دو به سوی خانه روانه شدند؛ اما پرجاپتی همچنان که به رفتن آنها نگاه می کرد گفت: “آنها بدون اینکه خود را درک کنند یا آن را بیابند به سوی خانه بازگشتند”. ویروچنه و دیوان با این پاسخ آرام گرفته و سپس همه دیوان شبیه به آدمی، که “خود” را در بدن می­بینند، بدن­های انسانی را با زیور آلات تزیین می­ کنند؛ چنانکه به زندگی آینده، جهان ماوراء عازم هستند. بر عکس، ایندره پیش خود اندیشید که این خود در معرض همه رنج­ها و عیب­ها بدن قرار دارد و هنگام مرگ از میان می­رود و احساس کرد(آن­چیزی که هرکس ممکن است احساس کند) که تغییری که برای ما اتفاق می افتند نمی ­تواند ما را تحت تاثیر قرار دهد. و به سوی پرجاپتی باز گشت. پرجاپتی اینک پاسخ دوم را به او بیان می­ کند: ” این خود است که راحت و آزاد بدون قید و بند در رویاها به این سو و آن سو می­رود، این خود جاودانه است، بدون ترس است، او برهمن است”. اما حتی ایندره با این پاسخ هم نتوانست قانع شود. این درست است که این خود در رویا بواسطه صدمه­های که این بدن از پدیدارها تجربه می­ کند متأثر نمی­ شود اما با این حال این خود رویائی تقریباً از آنها متاثر است و می­بیند که این خود آغاز به آفرینش یک جهان عینی در برابر خودش می­ کند. سومین پاسخ پرجاپتی به ایندره این است: — ” هنگامی که آدمی به کلی به خواب رود، یعنی در آرامش کامل قرار گیرد و هیچ رویایی را مشاهده نکند، این خود است” بنابراین گفت:”آن جاودانه است، بدون ترس است، او برهمن است” علاوه بر این پرجاپتی ایراد ایندره به آن بخش از [ تعریف برهمن] که [خود] به مرحله نابودی می رسد را از طریق تبیین روشن کردن اینکه توقف کامل تمایز ذهن و عین، که در اینجا به عنوان رسیدن به خواب عمیق بیان شد، به بیان دقیق تر ورود به نور مطلق است، همانند سازی شخصی با روح اعظم. آنچه به عنوان جوهر درون مان شناخته می شود که با هر گونه اغییر اندام یا عیم خارجی تغییر نمی کند. معنای این داستان روشن است.در پاسخ به سوال، خود چیست؟ بر طبق اینکه کدام دیدگاه مادی، رئالیسم، ایده آلیسم را بپذیریم سه جواب ممکن است.
۱٫ جواب ماتریالیست­ها، (دیوان) اینگونه شروع می­ شود، “خود” بدن است، و با آن از بین می­رود. متألهان مکتب ودانته حتی در اینجا روح فردی را دریافته­اند و این متن را بواسطه تبدیل فردی که “دیده شده” در چشم (خود بازتابنده) به کسی که آن را در چشم می­بیند،دست کاری کردند چرا که در غیر اینصورت پرجاپتی یک فریب دهنده می شد، زیرا او در حقیقت حتی درباره این خود نخستین می­گوید آن است جاودانه …. ، اگر چه، پرجاپتی در این جا معرف ذاتی است که هیچگاه ناروا سخن نمی گوید و در عین حال خودش را در یک معنای مشخص به صورت دو چهره نشان می­دهد. چونکه درباره دو سوال بسیار مهمی که می توانیم بیان کنیم یکی در رابطه با رهایی و دیگری جاودانگی او دو جواب مبتنی بر آگاهی تجربه روزمره می­دهد که در تناقض با یکدیگرند. اگر به اعمالمان نگاه کنیم، می بینیم که همگی آنها ناگزیر در هماهنگی با قانون علیت از علت­هایشان نشئت گرفته­اند، (ویژگی و انگیزه) و در عین حال ما درون خودمان این آگاهی استوار،‌ نابود نشدنی، آزادی و مسئولیت و تعهدی برای این اعمال را احساس می­کنیم. به همین ترتیب با سوال از جاودانگی، اگر ما از بیرون به آن نگاه کنیم، می­بینیم که خود کلی ما در قالب بدن به هستی وارد می­ شود و از میان می­رود و با این­حال ما به صورت تغییر ناپذیر، به ازلی بودن هستی مان آگاه هستیم. چنانکه اسپینوزا می گوید : “احساس می کنم و می­دانم که ما ابدی هستیم “. [۶۶۷]
این مسئله قائم بر اگاهی است و نه قائم بر اشتیاق فردی، که همه شواهد جاودانگی روح به آن بستگی دارند. این اگاهی همچون لباسی است که بر ابدان تجربی پوشانده شده است.
۲٫ دیدگاه رئالیسم، خود را به مثابه روح فردی نشان می­دهد، و به دومین پاسخ پرجاپتی اشاره می­ کند. مثال او از آگاهی درباره روح بسیار زیباست، رها از بدن و با این حال واقعی و شخصی، از طریق حالت رویا، به مثابه وجودی که فقط حالتی از آن چیزی است که بدان تجربه داریم، در حالی که روح شاید از طریق محدودیت شرایط جسمانی و نه تحت محدودیت های فردی مشاهده کند،
هر چند تمامیت این روح فردی، مفهومی اشتباه است که از این حقیقت پدید آمده که ما اشکال قوای عقلی مان را منتقل می­کنیم، به ویژه اصلترین آنها را، لزوم وجود عین برای ذهن، در ناحیه ای که آنها اعتباری ندارند. از این نکته آگاهی می­رسیم به ۳٫ دیدگاه ایده آلیسم، که فقط یک روح متعالی را می­شناسد، که در همه جا حضور دارد و به هر آنچه که جاودانه است شکل می­بخشد، در آن ثنویتی نیست، نه ذهن و نه عین، و در نتیجه آگاهی در مفهوم تجربی نیست. تا به اینجا شاید بتوان این خود را با خوابی عمیق و بدون رویا مقایسه کرد. اما بعدها باید بیاموزیم که تشخیص دهیم، علاوه بر این بیداری خواب و خواب و عمیق.
چهارمین مرحله از روح (توریه[۶۶۸])، است که اتحاد حاصل از ناآگاهی خواب عمیق است، که با معرفتی کامل درک خواهد شد که بر تجربه یا برخوردش به عنوان عین خارجی تکیه نداشته باشد.
۸. پنج آتمن متفاوت
همچنانکه در عبارتی از چاندوگیه سه آتمن شناخته شده یعنی آتمن جسمانی، آتمن فردی، آتمن متعالی، را مطرح کردیم، بند دوم از تیتریه اوپه­نیشد، پنج آتمن(پنج پروشه[۶۶۹]) با موقعیتی پیشرفته­تر و توسعه یافته­تر، را با تقسیم ­بندی دیگری از آتمن فردی واسط که در درون شالوده زندگی، اراده و شناخت فرض می­گیرد، بیان می­ کند. آتمن­های آنّه مَیَه[۶۷۰]، پرانه مَیه[۶۷۱]، منو مَیه[۶۷۲]، ویجنانه مَیه[۶۷۳]، آننده مَیه[۶۷۴] که همگی­شان همانند نوع انسانی و طبیعت به مثابه یک کل بروز یافته­اند. چهار آتمن اول همچون پوشش و پوسته­ای که (بعدها kośas نامیده شدند) آتمن پنجم را به مثابه هسته ای مرکزی و اصلی در برگرفته­اند؛ با کندن و در آوردن یک به یک این پوسته ها و نفوذ تدریجی در لایه ­های عمیق­تر آن، در نهایت به ژرف­ترین بخش اساسی وجود انسانی و طبیعت دست می­یابیم.
۱) آتمن آنّه مَیه، ” خودی است که وابسته به غذاست”؛ این آتمن تجسم آتمن در بدن و طبیعت مادی انسانی است، اندام­های جسمانی اجزا تشکیل دهنده آن هستند.
۲) آتمن آنّه مَیه، آتمن پرانه مَیه را درون خود جای داده، “خودی است که وابسته به نفس حیات بخش است”، آتمن پرانه مَیه به مثابه شالوده زندگی طبیعی است؛ نه تنها اجزا تشکیل دهنده آن نفس­های حیاتی در آدمی (دم و بازدم واستنشاق[۶۷۵]) هستند، بلکه در یک معنای کیهانی کل فضا بدن اوست، زمین هم شالوده و بنیان آن است. هم چنین با به­درآوردن این پوشش آتمنی به ۳) آتمن منومَیه می­رسیم، “خودی که وابسته به ذهن (منس) است”، یا(مشیت)[۶۷۶]؛ اجزا تشکیل دهنده آن وده های چهارگانه همراه با براهمنه­های بیان شده ­اند. (آدیشه[۶۷۷]، حکم و فرمان) مطابق این تعریف، در می­یابیم که اصل مشیت اراده(منس) هم شامل انسان و هم خدایان می شود؛ یعنی مقصود معطوف به از بین بردن خودخواهی است به این دلیل این بیان کننده جنبه انسانی آیین های قربانی وده ای است.
۴) کماکان ژرف­ترین لایه یافت شده آتمن ویجنانه مَیه است؛ “خودی که به شناخت وابسته است” همانطور که سرود همراه آن بیان می­ کند، معرفت را به جای قربانی و اعمال دینی پیشنهاد می کند واگر چه این الوهیت را به مثابه موجودی مجزا و مستقل شناخته و نیایش می­ کند. این جایگاه آتمن را نیز باید همانند یک پوسته رها کنیم تا در نهایت به ۵) آتمن آننده مَیه برسیم، “خودی که وابسته به سعادت و سرور است”، ژرف­ترین جوهره وجود آدمی و طبیعت به مثابه یک کل. کلمات و اندیشه­ها در برابر این آتمن وابسته به سعادت به محاق می­روند و خودشان را گم می­ کنند، و دیگر موضوع شناخت واقع نمی­شوند. این آتمن در برابر حقیقت تجربه است که از جنبه ماورای آن وصف ناپذیر[۶۷۸]، غیر قابل فهم[۶۷۹]، بدون آگاهی[۶۸۰] و غیر حقیقی[۶۸۱] قرار دارد، “زیرا او آفریدگار سعادت است”. چون هنگامی که شخص به مقام آسایش[۶۸۲] و آرامش[۶۸۳] در آن نادیدنی[۶۸۴] و فرا واقعی[۶۸۵] ، غیر قابل توصیف و دست نیافتنی نائل می­ شود، آن هنگام است که به آرامش دست می­یابد. با این وصف، هنگامی که شخص فاصله­ای را (میان خودش به مثابه ذهن، و آتمن به مثابه عین) تصور کند، در نتیجه ناآرامیش طولانی می شود.
علاوه بر این شخصی که خود را خردمند می­پندارد به آرامش نمی­رسد (این در حالی است که برهمن را موضع شناخت قرار داده است).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

تصاویر سمبلیک برهمن

۱. مقدمه و طبقه بندی
نویسندگان کهن، از طریق نمادها[۶۸۶]، نشانه­ های قابل رویت یک موضوع یا اتفاق نامشهود را درک می­کرده ­اند. خود این کلمه(سمبول) شاید از کنار هم چیدن حلقه شکسته یا از طریق مسافران یا پیام آوران به مثابه قدرت و تسلطشان و … گرفته شده باشد، یا به راحتی و از توافق مشترک بر این نشانه قابل رویت و وابسته آن را به رسمیت می­شناسد. یک مثال نادرست در دسترس برای مفهوم نماد(سمبل) است که از طریق لغاتی که در زبان استفاده می­ شود فراهم شده است و اینها در مجموع به مثابه نشانه­ های آشکاری از ایده­های نامشهودی که نشان داده می­شوند تلقی می­گردد و بنابراین ارسطو به نحو شایسته­ای آن را بیان کرده است: «و به نام هر نماد او»[۶۸۷] و [۶۸۸]
هم­چنین کلیسا آن را شعایر و نمادهای دستورهای عقیدتی می­خواند. آنها نشانه­ های خارجی پیوند با انجمنشان هستند. کلمه هندی برای نماد پرتیکم[۶۸۹]، مبتنی بر مفهومی مشابه است. این کلمه در اصل از پرتینس[۶۹۰] دلالت می کند این جنبه تبدیل شد به ما و در نتیجه مرئی شدن یکی شی که از جنبه دیگر نامرئی است. به این منظور معلمان ودانته­ ای بارها از نمادهای برهمن (پرتیکانی) سخن می گفتند. خیلی پیشتر بادریانه میان کسانی که برهمن را تحت نمادهایی این چنینی نیایش می­کردند و کسانی که برهمن دارای صفات (سگونه)[۶۹۱] را می پرستیدند تفاوت­هایی قایل شد. کسانی که برهمن دارای صفات را می پرستیدند از شناخت او برخوردارند و از این رو از طریق خدایان[۶۹۲] که موجب دست یابی به برهمن می­ شود عبور می کنند؛ در حالی­که کسانی که نماد را نیایش می کنند توسط آن نماد از درک برهمن بازداشته می­شوند و این افراد فقط پاداش تعیین شده برای هر نماد را دریافت می­ کنند. در نتیجه این تفاوت با اعتقاد داشتن یکی نیست. مطابق با عبارت از پرشنه ۵٫۵ پرستش برهمن با هجای مقدس اوم از طریق روش خدایان به برهمن راهنمایی می­ کند و پرستش برهمن به مثابه دم حیاتی معمولاً فرد را به شناخت بخشی از صفات محدود می­ کند که به تنهایی مربوط به صفات است و با این وجود فقط استثنائاً پرستش نمادین و به عبارت­هایی همچون: بریهد ۴.۱.۳ (دم حیاتی در کنار نطق و اندیشه و …) ۲.۳.۴ ( با آکاشه)؛ و چاندوگیه ۳.۱۸.۴ (وابسته به اندیشه در کنار نطق و …) تعلق دارد. با این وجود مفهوم معینی از نماد[برهمن] در اوپه­نیشدها وجود ندارد؛ درست همان­طور که واژه پرَتیکَم[۶۹۳] را در این مفهوم نمی­یابیم. هرچند هنگامی که در گزیده­های بحث شده در فصل های پیشین تجسم عینی خاص برهمن به دلیل نامناسب بودن آن رد شد، به رغم این، آنان با وعده پاداش به ارزشمند بودن آن اذعان کردند. ما قادریم به عنوان استدلال آموزه های بسیاری از ودانته متأخر را نقل کنیم که از مفهوم نماد پیروی کرده اند. در این مفهوم معلمان مکتب ودانته اغلب از نمادهای برهمن[۶۹۴] سخن می­گویند. آنها از طریق واژه­ های معین؛ تصاویر برهمن را در زمره برخی اشکال محسوس بواسطه حواس پنجگانه همانند نام نطق و … به مثابه منس و آکاشه و آدیتهو آتش درون؛ یا حتی به مثابه اوم که همچون برهمن قلمداد می­شوند؛ ذکر کرده و بعدها به عنوان تصاویر خدایان(تصویر / نماد[۶۹۵]، تصویر یا بت[۶۹۶]) برای خدایانی که نشان داده شده ­اند ربط داده می­شوند. در یک مفهوم گسترده تر ما از طریق نماد(سمبل) تمام مظاهری را که با توجه به نیایش برهمن قابل تصور است درک میکنیم. ولی خود برهمن تحت یکی از صورت های خارق العاده غیر قابل تجسم است. لذا به ویِژه به عنوان پرانه(دم حیاتی) و وایو(هوا، باد) به عنوان آکاشه(اثیر) منس(اندیشه، ذهن) و آدیتیه(خورشید) به عنوان آتش فهم و هجای اوم [نامیده شده است] برای بحث از این نمادها در فصل حاضر باید همچنین تفاسیر نمادین از مفاهیم کلیشه ای و در نهایت جایگزین اعمال عبادی دیگر که به مفهوم آتمن مربوط می شود، اضافه شود.
۲. برهمن به مثابه پرانه و وایو
پدیده­های طبیعی ویژگی­های چندان نا مبهم با خود ندارند و از طریق آنها نمی­توان به طور کامل به ماهیت ژرف چیزها رسید؛ نه تنها هم­چون پدیدار زندگی که در همه فعالیت­های اندام حیاتی (پرانه­ها) مشخص می­ شود، بلکه به ویژه در فرایند نفس کشیدن (پرانه) در خود زندگی آشکار می گردند. از این رو در همان ابتدای دوره براهمنه­ها برتری مفهوم اساسی پرانه(نفس یا زندگی) بر دیگر پرانه­ها(نیروهای زندگی­بخشی چون چشم، گوش، نطق، ذهن) مطرح شده بود. و این پرانه­ها همسان با وایو، خدای باد بعنوان نفس زندگی بخش جهان، بیان شده بودند. همه این مباحث در اوپه­نیشدها به ویژه در متون کهن، برجای مانده و هنوز هم قادر به تعیین نخستین اصل کیهان جز در برخی اشکال پدیداری روشن نیستیم. تا این که با روشی همذات پندارانه آتمن جای پرانه را گرفت و پرانه فقط گاهی اوقات به جای آتمن استفاده شد. این نکته که مادامی که پرانه در بدن موجودات زنده وجود دارد آنها می ­وانند زنده بمانند در عبارتی از چاندوگیه ۱.۱۱.۵ بارها به غلط تعلیم داده شده است: «جواب داد نفس، براستی همه موجودات اینجا با نفس می آیند و با نفس می روند».[۶۹۷]
این به این معنا نیست که، شنکره و بسیاری دیگر همراه با او این[عبارت]، که موجودات بعد از مرگ وارد در نفس حیات بخش می­شوند و بنابراین دوباره زاده می­شوند، اما برعکس: « همه آفریده ها با نفس در بدن داخل می­شوند، و دوباره با نفس از آن خارج می­شوند». بهترین تبیین در استعاره پرشنه ۲.۴ آورده شده است که ممکن است یاد آور عبارت ها باشد، و برهما اوپه نیشد ۱ که بر آن استوار است. این درست است که، در این تبیین نه برای موجودات زنده بلکه از اندام فردی و ارتباطشان با پرانه استفاده شده است. «درست همان­طور که همه زنبورها به دنبال ملکه به سوی جلو پرواز می­ کنند، و پس از مدتی که او بیایستد همه آنها هم می ایستند، نطق، منس، چشم و گوش همان گونه­اند». پرانه شالوده و شانزدهمین جز دایمی است که شخص مبتنی بر آنهاست. در بریهد ۱.۵.۱۴ این مثال پرجاپتی که هر شب با افول ماه شانزدهمین جز خود را از دست می­دهد با زبانی اسطوره­ای بیان شده است: « پس از اینکه ماه جدید در شانزدهمین جز هر چیزی که نفس دارد، وارد شد، پس در پی هر صبح (به مثابه هلال ماه نو) زاده می­ شود». پرجاپتی در این­جا، پس از دست دادن اجزا تغییر پذیر پانزده­گانه­اش دوباره در ماه جدید توسط شانزدهمین جز «غیر قابل تغییرش»[۶۹۸] صرفاً به عنوان پرانه در همه موجودات زنده به هستی باز می گردد. این اندیشه در چاندوگیه ۶.۷ از دید فیزیولوژیکی هم بیان شده است: شخص از شانزده جز تشکیل شده است، که بعد از پانزده روز روزه­داری فقط یکی یعنی همان پرانه باقی می­ماند. این شانزده بخش یک به یک در پرشنه ۳-۴ . ۶ ذکر شده است:‌« پروشه اندیشید، که با ترک آنچه که باید ترک کنم و با برجای گذاشتن آنچه که باید، بر جای می­مانم؟ بنابراین او پرانه را خلق کرد»؛ مطابق آنچه که در این عبارت آمده است اجزا پانزده گانه دیگر از او به وجود آمدند.
در اینجا، و مطابق با متون نوشته­های متاخر، هرچند پرانه بر پوروشه متکی است، یعنی آتمن، اما در عین­حال و کماکان نماینده تجربی آن است. به معنای دقیق کلمه، بعنوان بهومن[۶۹۹]، در قلمرو تجربه( در تفاوت میان عین و ذهن) پدید آمده است. پیش از این نیز پرانه خود را در توصیف زیبایی در چاندوگیه ۷.۱۵ چنین نشان داده است: «همانگونه که پره­های چرخ داخل توپی چرخ فرو رفته اند، به همین ترتیب هم هر چیزی در زندگی در پرانه داخل شده است، این زندگی به وسیله نفس پیش می­رود، نفس موجب زندگی می­ شود، نفس به زندگی بدل می­ شود، زندگی پدر و مادر است، زندگی برادر و خواهر است، زندگی معلم و براهمن است، بنابراین اگر نسبت به پدری یا مادری و یا برادر و خواهری و یا معلم و برهمنی بی­ادبانه و با خشونت رفتار کنی به تو می­گویند: وای بر تو، تو قاتل پدر، مادر، برادر، خواهر، معلم و برهمن هستی، اما اگر بعد از مرگ آنها، با نیزه بر آنها ضربه زنی و یا آنها (طبق مراسم سوزاندن جسد) تا آخرین مو بسوزانی؛ نمی­گویند تو قاتل پدر، مادر، برادر، خواهر، معلم و برهمن هستی، زیرا زندگی فقط همه اینهاست». مقایسه پرانه با توپی چرخی که همه پره­های به آن وصل هستند دوباره در این فقره ها دیده می شود: ۱) پرانه در پرشنه ۲.۶، که سرود پرانه متعلق به دوره پیشین به اینجا اضافه شده است، این سرود نه فقط در واج. سمه ۳۴.۵ بلکه به روش­های گوناگون در اتهروه وده هم یاد آوری شده است. ۲) پرانه که پیش از این در دومین محل در کوشیتکی ۴٫۲۰ با پرجناتمن(خردمند متعال)[۷۰۰] یکی دانسته می­شد(در کوشیتکی ۳.۸ پرجناتمن در مثال رییس قبیله و مردمانش، جانشین پرانه شده است). ۳) آتمن در بریهد ۲.۵.۱۵ و ۱.۵.۱۵ و موندکیه ۲.۲.۶ و پرشنه ۶.۶ ، و تفسیری در شوتاشوتره ۱.۴ در چارچوب اندیشه سانکهیه. برتری پرانه نسبت به دیگر اندام­های حیاتی چون (چشم،گوش، نطق، ذهن و …) بواسطه تمثیل رقابت اندام­هایی­که درون مایه مطلوب اوپه­نیشدها را شکل داده­اند، تبیین شده است. تا اینکه این اندام­ها بیازمایند که کدام یک حیاتی­ترند، پرانه­ها(چشم، گوش، نطق و … ) یکی پس از دیگری بدن را ترک کردند، و با این حال بدن به حیات خود ادامه داد، اما هنگامی که پرانه (نفس) قصد ترک بدن را کرد همگی شان متوجه شدند که بدون نفس نمی­توانند زنده بمانند. این داستان را، که با نام پِْرانْه سَمْوادَ(گفت و گوی دم حیات)[۷۰۱] شناخته می­ شود، در چاندوگیه ۶-۱۲ . ۱. ۵، بریهد ۷-۱۳ . ۱. ۶، کوشتیکی ۲.۱۴، و آیتریه اریانکه ۲.۱.۴، پرشنه ۲-۴ .۲ یافت می­ شود.[۷۰۲] قطعی­ترین و اصلی­ترین شکل این داستان در چاندوگیه ۶-۱۲. ۱. ۵، برجای مانده است. اندام حیاتی(فقط نطق، چشم، گوش و ذهن در کنار پرانه(نفس) نام برده شده ­اند) در حالی­که برای برتری گرفتن از یکدیگر تلاش می­کردند به پرجاپتی می­رسند؛ و او میان آنها اینگونه داوری می­ کند: «هر یک از شما بدن را ترک گوید و با ترکش بدن در بدترین شرایط قرار گیرد او در میان شما برترین است». پس از این سخن نطق، چشم، گوش و ذهن یکی پس از دیگری بدن را ترک کردند اما حیات بدن از میان نرفت. «پس از همه آنها پرانه(نفس) خواست که بدن را ترک کند؛ اما به مثابه توسنی نجیب (اگر او رها می کرد خود را) و طناب­های محکم بسته به پاهایش را پاره می­کرد، از همه اندام­های حیاتی دیگر دست می­کشید. آنگاه اندام­های حیاتی دیگر آمده و به او گفتند: «سرور عالی قدر، تو آن مقام برتری؛ تو بر ما برتری داری، بدن را ترک مکن». در بریهد ۷-۱۳. ۱. ۶، هم داستانی مشابه این داستان نقل می­ شود که در آن به جای پرجاپتی، برهما ذکر شده و از شش اندام نام برده شده و جزییات مفصل­تری از توسن را بیان می­ کند. همه این تفاوت­ها بیانگر اصالت گزارش چاندوگیه هستند. کوشتیکی ۳.۳ فقط گفت و گویی را بیان می­ کند که تصور می­ شود داستان به این شکل آمده باشد. کوشیتکی ۲.۱۴ هم بیان می­ شود که همه اندام­های با یکدیگر از بدن خارج شدند و به طور جداگانه به بدن بازگشتند و با بازگشت پرانه (نفس) به بدن بود که آن دوباره زنده شد. در اینجا انگیزه ای برای اتحاد[اندامهای] جدا شده نیاز است. آیتریه اریانکه ۲.۱.۴، برای نیل به این امر که پرانه همان اوکتْهم(گفتار- سخن)[۷۰۳] است، این موضوع را دو مرتبه یک بار به صورت نابودی بدن هنگام ترک پرانه (نفس) و یک بار هم هنگام بازگشت پرانه (نفس) که بدن دوباره جان می­گیرد، مطرح می­ کند. در این مورد، با مضاعف کردن دلایل برتری و کاربست این داستان به جلال و شکوه اوکتهه برداشتی درجه دو حاصل شده است. در پرشنه ۲-۴ . ۲ بیان می شود که پرانه (نفس) برآشفته از رفتار دیگران و در حالی­که بی­درنگ برای ترک بدن تلاش می­کرد، نطق، منس، چشم و گوش همراه با او از جا کنده شدند و آنگاه بود که آنان خواهش کردند که پرانه بر جای خود باقی بماند. این به طور قطع گزارش شکل خلاصه داستان اصلی است، و در آن مثال ملکه زنبورها به جای توسن جدید جایگزین شده است. البته این مشابهت­ها بسیار با اهمیت هستند چون می­توان توسط آنها مبنایی برای تاریخ­گذاری متون شبیه به هم پیدا کرد.
داستان مجادله اندام­های برای برتری هرکدام از دیگری به داستان منازعات خدایان با یکدیگر نیز ارتباط داده می­ شود یعنی اندام­ها در برابر دیوان. ما در اینجا فقط به مقایسه دو متن اصلی تجدید نظر شده در بریهد ۱٫۳ و چاندوگیه ۱٫۲ بسنده می­کنیم. از این دو مطلب، بریهد ۱٫۳ نسخه اصیل­تری است. برای نابودی دیوان توسط خدایان، یعنی اندام­های نطق، قوه بویایی، چشم، گوش، ذهن و پرانه (نفس) خواندن اودگیته(هجای مقدس اُم)[۷۰۴] به یکی از آنها آموزش داده شد. نطق، شروع به خواندن کرد اما در حال خواندن اودگیته با شرارت دیوان از پای درآمد. مشابه همین اتفاق برای قوه بویایی، چشم، گوش و ذهن هم افتاد. در پایان پرانه (نفس) قبول کرد که آواز اودگیته را بخواند و دیوان مهاجم در آن هنگام همچون کلوخی که در برخورد با سنگ از هم می پاشد متلاشی شدند. سپس پرانه (نفس) اندام­ها را به فراسوی پلیدی و مرگ هدایت کرده و به موجب آن نطق به آگنی، قوه بویایی به وایو، چشم به آدیتیه، گوش به عوالم آسمان ها، و ذهن به ماه تبدیل شدند. سپس همه این خدایان از غذا بهره مند شدند،
و بار دیگر به عنوان نطق، قوه بویایی، چشم، گوش و منس وارد در پرانه شدند. همین اندیشه نیز در آیتریه ۲-۱ نیز دیده شده که با مفهوم پوروشه به مثابه انسان نخستین وفق داده است. اسطوره­های موجود در بریهد ۱٫۳٫۱۹ برای ستایش، پرانه را به عنوان ایاسا انگیرس­ها[۷۰۵]، بریهسپتی[۷۰۶]، برهمنه سپتی[۷۰۷]، سامن[۷۰۸]، و حتی اودگیته[۷۰۹] نامیده است. پیش از این پرانه سرود اودگیتْهه را خوانده بود و حالا خود او اودگیتْهه بود. این کاملاً واضح است که ما در اینجا با ادغام دو متن با دو دیدگاه متفاوت روبه­رو هستیم. حال روایت شگفت داستانمان در را در چاندوگیه ۱٫۲ می فهمیم. آنجایی که خدایان در درگیری­­شان با دیوان به اندام­های فردی دست می­یابند نه چون که اودگیتهه باید بوسیله آنها خواننده شود بلکه به این دلیل که آنها باید به مثابه اودگیتهه پرستش شوند. نویسنده این قسمت دریافته که داستان ستیز و مبارزه با پرستش پرانه به عنوان اودگیتهه پیش از این نیز آورده شده است.(همانگونه که هنوز هم در بریهد وجود دارد). این هر دو داستان با اندیشه­ایی کاملاً متفاوت و به صورت تصادفی در کنار هم قرار گرفته­اند و به صورت یک داستان واحد در هم ادغام شده و با این کار ویژگی اصلی داستان کاملاً از میان رفته است.

 

نظر دهید »
اثربخشی آموزش مدیریت رفتار کودکان به مادران بر سلامت روان مادران و نشانگان اختلال نارسایی توجه – بیش‌فعالی در کودکان- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مفهوم سلامت روان در مکاتب روانشناسی
مکتب انسانگرایی: به عقیده راجرز[۲۳] آفرینندگی مهمترین میل ذاتی انسان سالم است. همچنین شیوه های خاصی که موجب تکامل و سلامت خود میشوند به ارضای توجه مثبت غیر مشروط و دریافت غیر مشروط محبت و تأیید دیگران برای رشد و تکامل سلامت روانی فرد با اهمیت است (نجات، ۱۳۷۸).
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
مکتب رفتارگرایی: انسان سالم به عقیده اسکینر[۲۴] معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی با مشکل مواجه میشود تا هنگامی که از طریق جامعه به هنجار تلقی شود، از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبودی و به هنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده میجوید.
مکتب شناختی: آلبرت آلیس[۲۵] اصول سیزدهگانهای به عنوان معیار برای سلامت روان در نظر گرفته است که عبارتند از نفع شخصی، رغبت اجتماعی، خودفرمانی، تحمل، انعطافپذیری، پذیرش عدم اطمینان، تعهد و تعلق نسبت به چیزی خارج از وجود خود، تفکر علمی، پذیرش خود، خطر نمودن، لذتگرایی بلند پایا (نجات، ۱۳۷۸).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
مکتب زیستگرایی: مکتب زیستگرایی در مطالعه رفتار انسان، بیشترین اهمیت را بر بافتها و اعضای بدن قایل میشود. این مکتب که پایه اصلی روانپزشکی را تشکیل میدهد بیشتر بر بیماری روانی توجه دارد نه بهداشت روانی.
این دیدگاه از علم پزشکی الهام میگیرد، زیرا علم پزشکی معتقد است که بیماری جسمی در اثر بی نظمی در عملکرد یا در خود دستگاه به وجود میآید اگر رفتار شخص از هنجار منحرف شود به این دلیل خواهد بود که دستگاه روانی او اختلال پیدا کرده است. طبق این دید، بهداشت روانی عبارت است از نظام متعادلی که خوب کار میکند اگر تعادل به هم بخورد، بیماری روانی ظاهر خواهد شد (گنجی، ۱۳۸۰).
مفهوم بهداشت روانی در قرآن
با مراجعه به قرآن و تفسیر المیزان چهار مفهوم از میان مفاهیم متعدد انتخاب گردید که با مفهوم بهداشت روانی نزدیکی بیشتری از نظر معنی میتوانند داشته باشند این مفاهیم چهارگانه عبارتنداز: ۱- سکینه ۲- حیات طیبه ۳- قلب سلیم ۴- نفس مطمئنه (حسینی، ۱۳۶۴).
سکینه از ماده سکون است و در اصطلاح قرآن به معنی آرام بودن دل و فقدان هر گونه نگرانی و اضطراب میباشد. حیات طیبه یا زندگی پاکیزه نتیجه عمل صالح است واینکه چنین زندگانی خاص همین دنیا است. حیات طیبه درعمل به معنی تحقق جامعهای است که صفات و ویژگیهایی همچون امنیت، رفاه و آسایش، عشق و ایثار، تعاون و همدلی، متصف و از رذائل و خبائثی همچون ظلم و تجاوز، خیانت و فساد و نگرانی و تشویش به دور باشد. قلب سلیم از دو مفهوم سکینه و حیات طیبه به مفهوم بهداشت روانی نزدیکتر است طبق نظر علامه طباطبایی، قلب سلیم قلبی است که از هر گونه بیماری و انحراف اخلاقی واعتقادی به دور باشد نفس مطمئنه، اطمینان حاصل در نفس مطمئنه هرگز به معنی آرامش ناشی از غفلت نیست بلکه محصول کوشش و حرکت آگاهانهای است که با آگاهی و درک کامل فرد از حضور نقص در خود از یکسو و توجه او به کمال مطلوب و با عروج به بالاترین قلههای کمال انسانی خاتمه مییابد (حسینی، ۱۳۶۴).
دیدگاه های مربوط به سلامت روان
الف) رویکرد انسانگرایی
۱- دیدگاه مازلو :
امروزه گونهای نظریه پردازی مردم پسند وجود دارد که با نامهایی از قبیل نظریه خود شکوفایی ، روانشناسی انسان گرا یا روانشناسی جهان سوم شهرت دارد . این نظریه در میان روانشناسانی که به مسائلی از قبیل رشد شخصی و اجتماعی تحول و توسعه سازمانی و نهادی و زمینه های مشابه علاقه مندند جنبشی مهم است . در واقع محکمترین تایید آن ظاهراً از سوی کسانی است که بر اساس فرض معتبر بودن نظریه های خود شکوفایی مربوط به انگیزه برنامه های توسعه مدیریت و سازمانی پیشنهاد می کنند . نظریه خود شکوفایی ناشی از کار فلاسفه وجودی است که استدلال کرده اند مردم برای یک وجود با معنا ، ماندنی و از قوه به فعل قابلیت دارند ، در نتیجه شرایط و محیطهایی که در آن به سر می برند از عمل به رفتار ، به گونهای با معنا و خود شکوفایانه باز ماندهاند ( ناصری، ۱۳۸۴).
نظریه خود شکوفایی در توجیه استدلال خود مبنی بر این که شخص واجد توانایی بالقوه و آرزو برای خود شکوفایی ، رشد ، و توسعه است ، چه نظریه ای در رابطه با فرایند های انگیزشی به کار می برد ؟ نظریه مازلو که امروزه اشتهار بسیار دارد پیشنهاد می کند که رفتار شخص پیرامون سلسله مراتبی از انگیزه های سازمان می یابد ، به طوری که پایین ترین آنها نیازهای فیزیولوژیکی از قبیل گرسنگی و تشنگی هستند . هنگامی این نیازها کامروا شوند ، نیازهای ایمنی به عنوان موثر در رفتار برجستگی می یابد . به دنبال اینها در سلسه مراتب نیاز های اجتماعی ، عزت نفس و خود شکوفایی به عنوان انگیزه های رفتار ظاهر می شوند . در تمام این نیازها مازلو استدلال می کند که اولویت نیاز بالاتر به عنوان تابعی از کامروایی نیازی که در سلسه مراتب نیازها بلافاصله در زیر آن قرار دارد افزایش پیدا می کند . بسیاری از نویسندگان با پیشنهاد این که امروز اکثر مردم نیازهای پائینتر خود را ارضاء کرده و در محیط کار در پی کامروایی نیازهای بالاتر خود هستند ، مازلو را تایید و حمایت کرده اند . بدین جهت ، اگر می خواهیم رفتار کار بر انگیخته و باورو داشته باشیم باشد محیط های کار را طوری تغییر دهیم که به نیازهای سطح بالا فرصتی برای ارضاء و کامروایی بدهند . بهبود محیط های کاری هم برای سازمان سودمند است و هم برای فرد ، چه کامروایی فرد برای خودشکوفایی ، او را خلاقتر ، بارورتر ، کمتر تدافعی و تواناتر در تعامل با دیگران می سازد.(همان منبع).
۲- دیدگاه آدلر :
زندگی به عقیده آدلر « بودن » نیست بلکه « شدن » است . بنا بر نظر آدلر فرد برخوردار از سلامت روان شناختی توان و شهامت یا جرات عمل کردن را برای نیل به اهدافش دارد . چنین فردی جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد . فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوشبین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آنها می کند . سلامت روان به عقیده آدلر یعنی داشتن اهداف مشخصی در زندگی ، داشتن فلسفه ای استوار و مستحکم برای زیستن ، روانبط خانوادگی و اجتماعی مطلوب و پایدار ، مفید بودن برای همنوعان ، جرات و شهامت و قاطعیت ، کنترل داشتن بر روی عواطف و احساسات ، داشتن هدف نهایی کمال و تحقق نفس ، پذیرفتن اشکالات و کوشیدن در حد توان برای حل اشتباهات .(خدا رحیمی ، ۱۳۷۴ )
۳- دیدگاه اریک اریکسون :
به عقیده اریکسون سلامت روان شناختی اصولاً منیجه عملکرد قوی و قدرتمندی «من» است . سلامت روان شناختی را می توان در قالب این توانائیها و در هر مرحله از رشد روانی – اجتماعی تعریف کرد . توانایی مرتبط با اولین مرحله رشد روانی – اجتماعی در طفولیت «امید» است . مرحله دوم رشد روانی – اجتماعی «اراده» است . سومین مرحله رشد روانی – اجتماعی منجر به بروز توانایی احساس «هدف» می شود . چهارمین توانایی بشر « شایستگی » است که در نهایت مشخص کننده مهارت و خبرگی فرد است . توانایی و قدرتی که در نوجوانی بروز می کند « وفاداری » است . عشق توانایی متمایز کننده ششمین مرحله رشد روانی – اجتماعی است که اریکسون آن را بزرگترین قدرت بشر می داند . توانایی و قدرت مرتبط با مرحله مولد بودن زندگی «مراقبت» است . توانایی متناسب برای اخرین مرحله رشد روانی – اجتماعی «خردمندی» است . به عقیده اریکسون سلامت روان شناختی هر فرد به همان اندازه ای است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کرده باشد . سلامت روان شناختی ارائه کرده است : « فردی که در جامعه زندگی می کند بایستی از تعارض عاری باشد ، بایستی از استعداد و توانایی بارزی استفاده کند ، در کارش ماهر و استاد باشد ، ابتکار نا محدود داشته باشد ، از انجام لحظه به لحظه حرفه اش پسخوراند بگیرد و در نهایت در مورد فرایند زندگی نظریه معنوی روشن و قابل درکی داشته باشد .(همان منبع)
۴- دیدگاه کارن هورنای :
به عقیده وی انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگی هاست :
الف) احساس عدم امنیت نمی کند و لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است .
ب) قدرتمندی نیازهای دهگانه در او خفیف است ، بعلاوه قابلیت تغییر و تحول و جایگزینی این نیازها را دارد.
ج) انسان سالم از هر سه نوع طبقه کلی نیازها با توجه به اوضاع و احوال متناسب استفاده میکند، در حالیکه کودکان فقط به سوی دیگران میروند، نوجوانان در مقابل دیگران میایستند و سالمندان از دیگران دوری می کنند .
د ) انسان سالم به دلیل اگاهی از « خود واقعی اش » و استعدادهای بالقوه خود تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهده دار می شود
هـ ) خود شناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است .
و ) شخیت و دگرگونی انسان سالم به عهده خود او است نه محیط و اجتماع .
ز ) انسان سالم خود آگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگانی اش را حل می کند ، لذا به دیگران وابستگی ندارد .
۵- دیدگاه اریک برن :
نظریه « تحلیل ارتباط محاوره ای » اریک برن در واقع سازشی است بین روانکاوی و ارتباط متقابل. مختصر اینکه اریک برن معتقد است که انسان برخوردار از سلامت روان شناختی دارای این ویزگی ها است :

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

بین حالت های من او ( من والدینی ، من کودکی و من بزرگسالی ) تعادل برقرار است و در صورت به هم خوردن این تعادل ، توانایی سازماندهی مجدد شخصیتش را دارد .

نتیجه گیری بین فرد سالم بر اساس وضعیت چهارم (من خوب هستم ، تو خوب هستی ) است ، زیرا سه حالت قبلی به کودکان اختصاص دارند و الگوی شخصیت کودکی و افراد نابالغ هستند .

انسان سالم در هر لحظه از نوع حالت نفسانی خودش اگاهی دارد. چون رفتار نانسان مبتنی بر مجموعهای از احساسات، اخلاقیات و کنترل اگاهانه است.

شخصیت طبیعی و سالم سازمان یافته است و مرزهای شخصیتی آن مشخص شده و در عین حال نفوذ پذیر است و در هنگام رویارویی با تعارضات شدید درونی ، بصورت اگاهانه به گونه ای از این بخشها استفاده می کند که هر کدام نقش متناسب خودشان را انجام دهند .

شخصیت سالم در ابعادی مختلف شخصیتش «تعصب و تغییر ناپذیری » ندارد و چنین فردی ضمن شناختن الگوهای موفقیت آمیز رفتاری و اگاهی از تصاد ها و تشابهات درونی خودش ، آزادی انتخاب بیشتری دارد .

فرد سالم مسئولیتش رفتار و تفکرش را می پذیرد و رفتار او با دیگران آگاهانه و مبتنی بر صمیمیت و علاقه است .

انسان سالم علاوه بر تصمیم گیری و انتخاب آگاهانه در زمان حال زندگی می کند نه در گذشته یا آینده .

مبنای فعالیت در نظریه برن ، نیاز به تشخیص و منزلت است . یعنی اینکه فرد هم مورد احترام دیگران واقع شود و هم برای دیگران احترام قابل شود و شخصیت سالم نیز بایستی چنین خصوصیتی را در تعامل با مردم و جامعه داشته باشد . ( همان منبع )

۶- دیدگاه هری استاک سالیوان :
نظریه سالیون با عنوان «نظریه روابط بین فردی» شهرزت یافته است . بنابر نظریه سالیوان شخصیت «الگوی نسبتاً پایدار و مکرر موقعیت های بین فردی است که زندگی انسان را مشخص می کند .» به عقیده وی انسان از بدو تولد تا مرگ تحت تاثیر روابط بین فردی است و افکار و احساسات او نیز متاثر از این امر است. گر چه وی اهمیت وراثت و رشد را انکار نمیکند ، اما انسان را محصول تکامل اجتماعی می داند.
ویژگیهای سلامت روان شناختی را از دیدگاه سالیون:

 

 

شخصیت برخوردار از سلامت روان شناختی « انعطاف پذیر » است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین ، در روابطش با دیگران به صورت متناسب تغییر پذیر است.

فرد سالم قادر به تمایزگذاری بین افزایش و کاهش «تنش » است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف می شود.

به گفته سالیوان شخصیت سالم بایستی بنا بر گفته چارلز اسپیرمن همیشه در حال « آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات « باشد .

زندگی شخص برخوردار از سلامت روان ، دارای جهت یافتگی است . بدین معنی که امیالش را به خوبی یکپارچه می سازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد . بنابراین شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر ، واقعی و اعتماد آمیز دارد (خدارحیمی، ۱۳۷۴).

۷- دیدگاه اریک فروم :
اریک فروم معتقد است که شخصیت خواه سالم یا ناسالم ، به فرهنگ بستگی دارد . « جامعه نا سالم در اعضای خود عشق ورزیدن ، باروری و خلاقیت ، تعقل ، عینیت و نیرومندی را می دهد و با این شیوه کارآمدی انسان کامل را تسهیل می کند . رابطه سلامت روان با ماهیت جامعه بدین معنی است که جامعه تعریف در طول زمان و مکان تغییر یابد . شخصیت سالم نیاز هایش را با کمک « شیوه های مولد ، بارور و خلاق » ارضا می کند اما انسان نا سالم از طریق شیوه های نا معقول نیازهایش را برطرف می کند.
عکس در مورد عشق ورزی
بنابر عقیده فروم انسان بین « آزادی و ایمنی » نوعی تعارض و دوگانگی وجود دارد . همین تعارض پنج نیاز روانی را در او بر می انگیزاند که این نیاز ها عبارتند از : وابستگی یا تعالی ، اصالت و ریشه داشتن ، احساس هویت ، چارچوب جهت گیری »
نیاز وابستگی: انسان دلیل اگاهی از گسستگی وابستگی های اولیه اش با طبیعت بدنبال ایجاد وابستگیهای نوین با انسانهای دیگر است . وابستگی و یگانگی با دیگران از لوازم سلامت روان شناختی است .
عشق: راه سالم و سازنده پیوند با جهان است زیرا هم نیاز ایمنی و هم یکپارچگی فرد را تامین می کند . عشق در نظریه فروم معنای وسیعی دارد که عشق جسمانی تا احساس همبستگی و عشق به انسانیت را شامل می ود .
نیاز به تعالی : این نیاز انسان را از حالت منفعل بودن فراتر می برد و موجب خلاقیت او می شود و در نهایت باعث احساس آزادی و هدفمندی در او می گردد .
نیاز به اصالت و ریشه داشتن : به عقیده فروم « تنهایی و ناچیزی » جوهر وضعیت بشر است علت پیدایش تنهایی بشر از هم پاشیدن وابستگیهای اولیه او با طبیعت و فرو ریختن احساس ایمنی او است . مطلوبترین راه احساس اصالت و ریشه داری ، ایجاد حس « برادری » با همنوعان است . برادری به معنای احساس ارتباط ، عشق ، توجه و مشارکت در جامعه است.
نیاز به احساس هویت: انسان سالم بایستی فردیت داشته باشد یعنی به کمک فردیت به معنای بخصوص و مشخص هویت هودش برسد ، میزان خردیت هر انسان تابع میزان از بین بردن علایق زناگونه با خانواده ، طایفه یا ملیت خودش است . همرنگی با ویزگیهای یک ملت ، نژاد ، مذهب ، شغل و حرفه نشان دهنده شیوه ناسالم احساس هویت یافتن است .
نیاز به چارچوب جهتگیری: چارچوب جهت گیری انسان دارای سلامت روان متکی بر عقل و خرد است زیرا فقط با خرد می توان تصویری واقعگر و عینی از جهان بدست اورد . انسان سالم ادراکات جهان را با نیازها و ترسهای ذهنی خودش تحریف نمی کند . فروم معتقد است که انسان دارای سلامت روان کسی است که عمیقاً عشق می ورزد ، آفرینشگر است ، قدرت خرد و تعقل را در خودش کاملاً پرورانیده است ، خودش و جهان را به شکل عمیقی ادراک می کند ، احساس درست پایدار دارد ، جهان در پیوند است و در آن ریشه و اصالت دارد و حاکم سرنوشت خودش است (خدا رحیمی، ۱۳۷۴ ).
۷- دیدگاه کنراد لورنز :
لورنز پایه گذار شاخه گردار شناسی در رشته زیست شناسی است . کردار شناسی از لحاظ لغوی به معنای خلق و منش است ، اما امروز به معنای مطالعه علمی رفتار حیوانات است . انسان دارای سلامت روانشناختی از دیدگاه لورنز کسی است که حداکثر استفاده را از عقل و خرد می نماید ، نسبت به تکانه های پرخاشگرانه اش اگاهی دارد و انها را در جهت مورد قبول انسانی سوق می دهد و به بهترین شکل با بهره گرفتن از مکانیزم والایش خشم خود را از این راه هنر ، علم و … به شیوه ای مفید تبدیل کند .همچنین در مواقع تنش برای کاستن ان از شیوه های بی خطر برای ابراز پرخاشگریش استفاده می کند . سعی در گسترش روابط صمیمانه با افراد و اجتماع دارد . از معرفت و مزاح به عنوان دو مایه امید پیشرفت بهترین استفاده را می جوید . به عقیده لورنز اگر انسان از این شیوه ها بهره بگیرد می تواند سایق پرخاشگری خود را در حد قابل تحملی کنترل کند . ( همان منبع )
۸- دیدگاه مک دوگال :
سلامت روان شناختی از دیدگاه مک دوگال بایستی بر سه نکته تاکید نماییم . نخست اینکه مک دوگال و یونگ از لحاظ اعتقاد به اهمیت یکپارچگی و وحدت برای بلوغ شخصیت هم عقیده هستند. دوم مک دوگال بر خلاف فروید بلوغ روان شناختی را در قالب وحدت و یکپارچگی تعریف می کند نه افزایش آگاهی و هوشیاری . به عقیده وی مجموع کل فعالیت روانی نیمه هشیار یک فرد سالم و روان نژند یکسان است و تفاوت این دو فقط این است که فرد سالم تعداد تعارضات نیمه هشیار کمتری دارد . سوم مک دوگال ضمن عدم توافق شدید با فروید ، سلامت روان شناختی و رشد شخصیت را یکی می داند . مک دوگال مدافع رسمی روان شناسی غایت نگر است . ویژگی های رفتار هدفمند بنظر وی عبارتند از :
۱- نوعی خود انگیختگی فعالیت، یعنی فعالیتی که از درون ارگانیزم آغاز شده باشد و نه ناشی از نیروهای خارجی صرف باشد .
۲- فعالیت هدفمند بطور مستقل استمرار می یابد .
۳- حرکتهای مستمر دارای تغییر مسیر می باشند .
۴- رفتار هدفمند به محض انکه تغییر خاصی را بوجود اورد ، متوقف می گردد .
۵- رفتار هدفمند ارگانیزم را برای وضعیتی اماده می سازد که آن وضعیت به ایجاد عمل مورد نظر کمک نماید .
۶- رفتار هدفمند موجب بهبودی فعالیت ارگانیزم در شرایط مشابه می گردد .
۷- افعالیت و رفتار واکنش کل ارگانیزم است ، یعنی فرایندهای تمام اجزای ارگانیزم به نحوی سازگار می شوند که پیگیری بهتر هدف طبیعی آن را تشویق نماید .بنابراین شخص دارای سلامت روان در نظریه غایت نگر مک دوگال ، کسی است نهایت به نوعی ایده آل اخلاقی صادقانه وفادار بماند (خدا رحیمی ، ۱۳۷۴).
۹- دیدگاه اسکینر :
بی . اف . اسکینر استاد دانشگاه هاروارد از ۱۹۴۸ به بعد یکی از روانشناسان تجربی و صاحب نفوذ در سنت رفتارگرایی بوده است. سلامت روانی و انسان سالم به عقیده اسکینر معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است ، و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو شود از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبودی و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد . بعلاوه انسان بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم بپندارد و بداند که رفتار او تابعی از محیط است و هر رفتار توسط محدودی از عوامل محیطی مشخص می گردد . انسان سالم کسی است که از تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب ، از محیط و اطرافیانش دریافت کند . فرد سالم کسی است که بتواند با هر روشی بیشتر از اصول علمی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال هدفمندی ، غایت نگری و امثالهم را کنار بگذارد .

 

نظر دهید »
مقایسه انگیزه مشارکت مردان و زنان مشهد به ورزش پرورش اندام- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

تعداد پایان‌نامه‌ها و رساله‌های در دست راهنمایی کارشناسی ارشد/دکترا:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام: نام خانوادگی: تخصص اصلی:
رتبه دانشگاهی یا درجه تحصیلی: شغل: محل خدمت:
تعداد پایان‌نامه‌ها و رساله‌های راهنمایی شده کارشناسی ارشد/دکترا:
تعداد پایان‌نامه‌ها و رساله‌های در دست راهنمایی کارشناسی ارشد/دکترا:

۴٫ اطلاعات مربوط به پایان‌نامه:

 

 

 

 

 

۱ – الف: عنوان پایان‌نامه:
فارسی غیر فارسی
ب: نوع کار تحقیقاتی: بنیادی[۱] نظری[۲] کاربردی[۳] عملی[۴]
پ: تعداد واحد پایان‌نامه:
ت: پرسش اصلی تحقیق (مسأله تحقیق):
آیاتفاوتی بین انگیزه مشارکت مردان وزنان به ورزش پرورش اندام درشهرمشهدوجوددارد؟

۵)بیان مسأله: (تشریح ابعاد، حدود مسأله، معرفی دقیق مسأله، بیان جنبه‌های مجهول و مبهم و متغرهای مربوط به پرسش‌های تحقیق، منظور تحقیق):Ω

 

 

 

 

 

کلین[۵] (۲۰۱۰)ازآنجاییکه تغییرات درشکل ظاهری بدن درورزش پرورش اندام معمولا بسیاریارزتر ازسایر رشته های ورزشی است واساسا بهبود وافزایش حجم عضلات وشکل ظاهری بدن هدف اصلسی واولیه این رشته ورزشی است ، برهمین اساس گروه بسیاری ازمشتاقان را به سمت خودکشانده است، اما علت واقعی گرایش آنان به این رشته برمبنای آنچه مشاهده می شود درآینده گرایش افرادبه این رشته ورزشی افزایش می یابد.توسعه کیفی وکمی این رشته هدف والایی است که باید بیش ازپیش مورد توجه قرارگیرد.مسأله اساسی درمورد پرورش اندام به خاطر وجودبعضی عوامل خطرزا چون مصرف موادنیروزا و…سایه برخی نگرش های منفی برپیکر این رشته ورزشی است اما یافته های اخیر روانشناسی اجتماعی مبتنی برپیکر این رشته ورزشی است اما یافته های اخیر روانشناسی اجتماعی مبتنی برتفاوت کنش های رفتاری با نگرش های پذیرفته شده ، روابط جدیدی را میان گرایش ورفتار برقرارکرده که به همین اساس گرایش سنجی به عنوان بخش جداگانه ومستقل ازنگرش سنجی مورد بحث قرارگیرد.ازطرفی وجود تفاوت درعلل گرایش ومتغیرهای دخیل دراین تفاوت به عنوان مثال متغیر جنسیتی ، مسأله ای است که دلیل انجام چنین پژوهشهایی را هرچه بیشتریادآور می شود.فیشبین وآجزین[۶] (۲۰۱۰)معتقدندکه ماهیت گرایش تابعی ازمقررات نیست به گرایش های ارجاعی وارزیابی میزان اهمیت این انتساب است.ازنظرآنان براساس تصورکنش عقلانی ،اکثررفتارهای مهم اجتماعی براساس مقاصدمعین به شکل تعمدی روی می دهند.یعنی با پیش بینی نوع کنش می توان نقش هدف ذهنی راتوضیح داد.برای طرح ریزی استراتژی راهبردی درجهت توسعه رشته پرورش اندام درمیان اقشارمختلف جامعه ،بررسی علل گرایش افرادبه این رشته به عنوان بهترین راهکارممکن دراین برهه زمانی قلمدارمی شود.لذااین پژوهش سعی داردبه این سوال پاسخ دهد که مقایسه انگیزه مشارکت مردان وزنان مشهد به ورزش پرورش اندام به ورزش پرورش اندام درشهرمشهد چه هستندوآبابین علل گرایش زنان ومردان شهرمشهدبه این رشته تفاوتی وجودداردیا خیر؟به نظر می رسدپاسخ به این سوالات بتواندضمن اطلاع رسانی به مسولین ازرشته پرورش اندام ، آنان رادرطراحی استراتژی راهبردی یاری نماید.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ورزش یعنی فعالیتهای بدنی ومهارتی سازمان یافته ، امروزه به عنوان یک نهاداجتماعی دردنیاوازجمله درکشورماپذبرفته شده وبااستقبال خوبی روبروگردیده است .برخی ازجامعه شناسان ورزش را دین مدنی جامعه معاصرواستادیوم وباشگاه های ورزشسی رابه معبد های سبزتشبیه نموده اند.درعصرحاضرحاضرورزش به عنوان یک ابزارچندبعدی باتاثیرات گسترده جایگاه ونقش ارزشمندخودرادراقتصاد، سلامتی افراد، گذراندن اوقات فراغت سالم وبانشاط لذت بخش درآموزش پرورش مردم بویژه نسل نوجوان وجوان ، درایجادروابط اجتماعی بین مردم ، درپیشگیری ازابتلابه بیماریهاوجلوگیری ازبسیاری ازمفاسداجتماعی وانحرافات اخلافی ، حرکات اصلاحی روبه گسترش درجامعه وکاربرداساسی عدیده دیگری متجلی ساخته است .
عکس مرتبط با اقتصاد
اهمیت و ضرورت تحقیق:
ورزش وفعالیتهای منظم بدنی به عنوان یکی ازعوامل بهداشت وسلامت عمومی هرجامعه ای تلقی می شوند.ورزش به عنوان عامل کلیدی جهت پرکردن بهینه اوقات فراغت وجلوگیری ازانحرافات وآسیبهای فرهنگی واجتماعی است .درجامعه ای که اکثریت افرادآن به نوعی درگیرفعالیتهای منظم بدنی هستند.میانگین سطح بهداشت ،سلامت عمومی وسطح اقتصادی بالا خواهد رفت وپویایی وتحرک به نحوموثری همه نهادهای اجتماع رادربرخواهد گرفت .لذاهرقدمی که درراه پیشرفت ،توسعه وگسترش ورزش یرداشته شودفی النفسه درخورتوجه است .افرادمختلف جامعه برحسب ویژگی های شخصی ،شرایط محیطی حاکم برجامعه ،امکانان موجودوعلایق ، ورزش مورد نظرراانتخاب کرده وبه آن می پردازند.افرادمعمولا ازپرداختن به ورزش اهداف خاصی را تعقیب می کنندکه شناسایی ،بررسی وتجزیه وتحلیل این اهداف بسیار مهم بوده وجوابگوی بسیاری ازسوال ها می تواندباشد.دربین رشته های مختلف ورزشی یکی ازورزشهای بسیارپرطرفدار بویژه دربین جوانان ،ورزش پرورش اندام می باشدکه باتوجه به ویژگیهای خاصی که دارد آن راتاحدودی زیادازسایر رشته های وررشی متمایز ساخته است .درجامعه مادراوایل انقلاب اسلامی به دلایلی ازفعالیت باشگاه های پرورش اندام ممانعت به عمل آمد،ولی به تدریج بستررشدوفعالیت این رشته ورزشی درکشورفراهم گردید، خیلی سریع باشگاه های پرورش اندام یکی پس ازدیگری ایجادشدندوعده کثیری ازجوانان وعلاقمندان به عضویت این باشگاه ها درآمدندبه تدریج مسابقات پرورش اندام درسطح باشگاهی ،استانی ، منطقه ای وکشوری برگزارشدوقهرمانان این رشته ورزشی ظهورگردید.البته تبلیغات منفی هم نسبت به این رشته ورزشی درمواقعی صورت پذیرفته که علت آن ممکن است عدم آگاهی مردم ازماهیت اصلی این رشته ورزشی باشد.همچنین عده ای سودجونیز بدون علم وآگاهی کافی ،توصیه هایی می کنندمه اصالت این رشته رازیرسئوال برده واین امر میتواند به خاطرکسب درآمدوسودجویی هایی باشدکه عده ای درپی آن هستند.صاحب نظران براین باورندکه تحقیق مبناواساس کلیه برنامه های اقتصادی ،سیاسی ،تربیتی و…….می باشدوبرنامه ریزی های که به دورازتحقیق وپژوهش وصرفا براساس باورهاوعقایدشخصی انجام گیردبه نتیجه گیری صحیح وواقعی نخواهد شد.
بدون شک صحبت کردن درموردیک مسئله با استنادبه آماروارقام حتی برای عادی ترین افرادجامعه جالب توجه وقابل فبول خواهدبود.براساس این صرورت پژوهشگرگام درراه پژوهش گذاشته وامیدواراست نتایج واطلاعات حاصل ازاین پژوهش دراختبار عموم افرادبوبژه گروه های زیر که به نوعی درارتباط با نظام تربیت بدنی کشورهستندقرارگرفته وآنان راددرتصمیم گیری هایشان یاری می نماید:
۱)ورزشکاران جامعه به طوراعم وورزشکاران پرورش اندام به طوراخص
۲)مربیان پرورش اندام
۳)مسئولان ، برنامه ریران ودست اندرکاران کشور
پژوهشگر انتظارداردپس ازپایان این پژوهش وجمع بندی نتایج ، مقایسه انگیزه مشارکت مردان وزنان مشهد به ورزش پرورش اندام را به روشنی تبیین ومشخص نمایدامید است این پژوهش پابه ومبنایی برای پژوهش های آینده دراین زمینه قرارگیرد.
دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

۶٫ سوابق مربوط: (بیان مختصر سابقه تحقیقات انجام شده درباره موضوع و نتایج به دست آمده در داخل و خارج از کشور نظرهای علمی موجود درباره موضوع تحقیق)

 

 

 

 

 

نظر دهید »
مقایسه مؤلفه های شکل دهنده به راهبردهای سیاست خارجی آمریکا در دوران بوش و اوباما در خاورمیانه- قسمت ۱۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

آمریکا در منطقه خاورمیانه در کشورهای افغانستان، ترکیه، پاکستان، قرقیزستان، آذربایجان، بحرین، امارات، عربستان، عمان، قطر و کویت دارای پایگاه می‌باشد. نیروهای آمریکایی مستقر در این پایگاه‌ها به فراخور نیاز جا به جا شده و یا توسعه می‌یابند از جمله نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاه بحرین از سال ۲۰۰۸ تا کنون به بیش از دو برابر افزایش یافته و از سه هزار نیرو به هفت هزار نیرو رسیده است و حوزه جدید پایگاه آمریکا از سال ۲۰۱۰ تحت توسعه و گسترش بوده است. (۶۱)
علاوه بر این حجم مبادلات و قراردادهای نظامی منعقد شده ما بین امریکا و کشورهای منطقه رشد چشمگیری یافته است. (رک:پیوست شماره ۳) در میان این حجم قرارداد های تسلیحاتی می‌توان به قرارداد ۶۰ میلیارد دلاری آمریکا و عربستان اشاره کرد که شامل فروش هلیکوپتر، جنگنده‌های جت، تجهیزات رادار و موشک‌های مسیریاب ماهواره‌ای می‌باشد. گرچه تصویب این قرارداد با مخالفانی از سوی کنگره مواجه بود اما تا به حال کنگره در زمینه فروش سلاح قادر به لغو کردن و یا بلوکه کردن نبوده بلکه توانسته اصلاحات و تعدیل‌هایی انجام دهد. (۶۲)
انتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا در سال ۲۰۱۴ که در روز سه شنبه ۴ نوامبر ۲۰۱۴ صورت می‌گیرد سرنوشت مجلس نمایندگان و سنا و اینکه به تصرف چه حزبی در آید بر سیاست خارجی اوباما در دو سال آینده تأثیر گذار خواهد بود.
۳-۳-۴-نظام جهانی در دوران اوباما
زمانی که اوباما در سال ۲۰۰۸ وارد کاخ سفید شد نظام جهانی دست خوش تحولاتی گردیده بود که آن را از شرایط و نظام جهانی دوران بوش متمایز می‌ساخت. این تحولات بر راهبرد های اتخاذ شده از سوی اوباما تأثیر گذار بوده است و از میان تحولات مزبور می‌توان موارد زیر را بر شمرد:

 

 

قدرت یابی مجدد روسیه

یکی از خطوط چالش ساز برای آمریکا در سال‌های پیش رو در طول مرز های غربی و جنوب غربی روسیه قرار دارد. کشورهای گرجستان، اکراین، مولداوی، و کشورهای بالتیک، استونی، لیتوانی، لتونی، لهستان، مجارستان، جمهوری چک و در قفقاز و آسیای مرکزی و حتی بالکان در این بستر قرار می‌گیرند؛ و به عنوان منطقه رقابتی بین روسیه و اتحادیه اروپا و آمریکا مطرح می‌باشند.
شرایط کنونی روسیه کاملاً متفاوت از دهه نود میلادی می‌باشد. چرخش روسیه به سمت لیبرالیسم و دموکراسی با تمرکز قدرت در دستان ولادیمیر پوتین[۸۶] به پایان رسید و ملی گرایی قدرت‌های بزرگ و محاسبات و اهداف معطوف به آن بار دیگر به روسیه باز گشته است. رشد اقتصادی روسیه از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ با نرخ ثابت ۷ درصد به واسطه افزایش قیمت‌های جهانی انرژی افزایش یافته است. این کشور دارای بالاترین ذخایر منابع معدنی در میان کشورهای جهان است و از سال ۱۹۹۸ تا سال ۲۰۰۶ حجم کلی اقتصاد این کشور ۵۰ درصد افزایش یافته است و میزان در آمد سرانه این کشور نیز به ازای هر فرد رشدی ۶۵ درصدی را تجربه کرده است. روندی که به لطف افزایش قیمت انرژی در سال های اخیر نیز ادامه داشته است.
عکس مرتبط با اقتصاد
امروزه روسیه بیش از هر کشور دیگری اختلافات موجود در اتحادیه اروپا را روشن می‌کند و اگر چه این کشور توانمندی‌های نظامی محدودی در قیاس با آمریکا داراست. ثروت نفت و گاز در سالیان اخیر به این کشور اجازه داده تا بتواند مخارج دفاعی خویش را بیش از ۲۰ درصد در سال در طول چند سال گذشته افزایش دهد؛ و امروزه پس از آمریکا و چین بیشترین هزینه را در امور نظامی مصروف می‌دارد.
روسیه در سال‌های اخیر در حال گسترش نیروی نظامی خود است. قدرت نظامی روسیه همواره بخش جدایی ناپذیر از سیاست خارجی این کشور بوده است و هنوز در چچن، اوستیای جنوبی و مولداوی حضور نظامی خود را حفظ کرده است. همچنین آن طور که روسیه در حمله خود به گرجستان در سال ۲۰۰۸ نشان داد نسبت به روند های متعارض با منافع خود در کشورهای مستقل شده از شوروی می‌تواند این نیروها را به سرعت به کار گیرد. (۶۳)
روسیه تمام تلاش خود را رد راستای جلوگیری از پیوستان اکراین و گرجستان به ناتو انجام داده است از جمله نقش روسیه در تحولات اخیر اکراین قابل بحث می‌باشد.
در ۲۲ فوریه ۲۰۱۴ در پی اعتراضات خیابانی مردم علیه دولت روس گرای ویکتور یاکویچ منجر به موافقت یانکویچ به برگزاری انتخابات زود هنگام گردید و در پی آن یانکویچ برکنار و آرسنی یاتسنیوک دولت جدید را تشکیل داد. پس از این حوادث که روسیه از آن به عنوان کودتا و غرب به عنوان انقلاب یاد می‌کند. یانکویچ به روسیه گریخت و روسیه شبه جزیره کریمه را تحت عنوان حمایت از روس تبارهای این ایالت به اشغال خود در آورد و با برگزاری یک همه پرسی ۹۶ درصد از واجدین شرایط موافقت خود را در پیوستن شبه جزیره کریمه به روسیه اعلام کردند.
برخی از تحلیلگران بحران شبه جزیره کریمه را بزرگ‌ترین بحران بین روسیه و غرب پس از جنگ سرد می‌دانند. (۶۴)
امروزه روسیه اگر چه دیگر ابر قدرت محسوب نمی‌شود اما همه مؤلفه‌های لازم را برای ایفای نقش قدرت بزرگ داراست. این کشور از توانمندی قابل ملاحظه‌ای در حوزه اقتصادی، سیاسی، نظامی برخوردار بوده و همچون آلمان پس از جنگ جهانی اول درصدد بازیابی قدرت خویش در معاملات جهانی می‌باشد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

اروپا و معیار های آن در حکمرانی جهانی

اروپائیان همواره در نگاه خود به سیاست بین‌الملل بر نظم نوین تأکید دارند که در آن جغرافیای اقتصادی بر جغرافیای سیاسی جهان رجحان دارد و اقتصاد اروپایی مولد در این سازوکار می‌تواند به صورت برابری با آمریکا و چین به رقابت بپردازد.
آن‌ ها همچنین بر قدرت نرم به جای قدرت سخت تأکید دارند و برای مخارج نظامی اشتیاق اندکی دارند و بیشتر دوست دارند تا در بخش‌های آموزشی و رفاهی این قاره سرمایه گذاری کنند. اروپا امروزه با اتکا بر نهاد های پست مدرن خود بر نوعی امپراتوری داوطلبانه[۸۷] تأکید دارد که همه کشورهای عضو شوروی سابق می‌توانند با ملاحظاتی وارد آن شوند.
اروپا در سال‌های اخیر با چالش‌هایی در حوزه اقتصاد و موضوعاتی از جمله اسلامگرایان در خاورمیانه روبه رو بوده است که نیاز به همکاری فرا آتلانتیکی را بیش از پیش طلب می‌کند. (۶۵)

 

 

تحولات خاورمیانه (از سال ۲۰۱۰ به بعد)

تحولات خاورمیانه در سال‌های اخیر به ویژه بهار اسلامی – عربی در این کشورها به گونه‌ای پیش رفته است که امروزه در بسیاری از کشورهای منطقه اسلامگرایان یا مستقیماً به قدرت رسیده‌اند یا اینکه از بزرگ‌ترین نیروهای اثر گذار در حاکمیت کشورهایی چون لیبی، مصر، تونس و سوریه هستند. این روند باعث رخ نمایی تعارضی بنیادین بین اسلامگرایان در داخل و نیروهای پشتیبان آن‌ ها در غرب و آمریکا شده است. از نظر بنیاد گرایان، مدرنیزاسیون، دموکراسی، جهانی شدن، اسلام حقیقی را آلوده کرده است.
آن‌ ها خواهان رجعت به اسلام اصیل هستند که فاقد مؤلفه‌های لیبرالیزم است. از نظر سیاست گذاران آمریکا منطقه خاورمیانه از آنچنان اهمیت استراتژیکی برخوردار است که نبایستی این کشورها در دامن اسلامگرایان گرفتار شوند و بایستی در تحولات اخیر از جریانات میانه رو حمایت نمود. در این راستا دولت‌های اروپایی و آمریکا در مقابله با بنیاد گرایان اسلامی هم نظر هستند و لیکن شیوه برخورد نظامی و حذف فیزیکی که در دوره بوش در دستور کار بود را نمی‌پسندند و بر روش‌های ملایم‌تری تأکید دارند چیزی که اوباما در دولت جدید این کشور آن را مد نظر قرار داده است.
پس از بررسی تحولات نظام جهانی پرسش اینجاست که ساختار نظام جهانی کنونی چگونه است؟ و آمریکا در این نظام از چه نقش و جایگاهی برخوردار است؟
نظر سنجی‌های مختلف نشان داده که مردم کشورهای مختلف امروزه خواهان کاستن از نقش ایالات متحده در مسائل مختلف جهانی هستند و رویکرد های چند جانبه و برابری را در نظام بین‌الملل بیشتر می‌پسندند.
امروزه دولت جدید آمریکا نیز در تلاش است تا در مقابله با چالش‌های نوین متوجه این کشور و غرب رویکرد منعطفانه تری را در برخورد با دوستان در پیش بگیرد و از ظهور چالش‌های نوین جلوگیری کند. (۶۶)
گرچه اتحادیه اروپا روندی غیر قابل اجتناب به سوی روابط استراتژیک با آمریکا دارد اما در مقابله با تروریسم اختلافاتی با یکدیگر دارند چرا که دولت آمریکا هنوز هم از ابزار های نظامی در بر خورد با این مسأله استفاده می‌کند اما اروپا همواره در کارایی ابزار نظامی تردید داشته و تروریسم را معلول علت‌هایی چون فقر و بیکاری و دولت های ورشکسته عنوان می‌کرده و مبارزه حقیقی با تروریسم را در این حوزه‌ها عنوان نموده است. (۶۷)
در خصوص اختلاف فلسطین و اسرائیل آمریکا راهکار دو دولت را پذیرفته و بر لزوم انکار خشونت، پذیرش معاهدات گذشته و شناسایی اسرائیل از سوی حماس تأکید داشته در حالی که اروپا با گذاشتن پیش شرط برای حماس مخالف است. (۶۸)
در خصوص ایران دولت جدید اوباما خواهان مذاکره بدون پیش شرط با ایران است و برای نخستین بار با ایران وارد مکاتبه و تعامل رسانه‌ای شد. رویکرد اوباما در استفاده از تحریم‌های چند جانبه علیه برنامه هسته‌ای ایران و مخالفت با گزینه نظامی و فرصت دادن به دیپلماسی برای عملکرد مناسب به دیدگاه اروپا بسیار نزدیک است.
آمریکا و اروپا با چالش‌های امنیتی مشترکی مواجه هستند که برای مقابله با آن‌ ها همکاری دو طرف گریز نا پذیر است و آمریکا اگر بخواهد از کمک متحدان اروپایی خود منتفع گردد بایستی دغدغه‌های آن‌ ها را نیز مد نظر قرار دهد.
طرف‌های چین و روسیه نیز درصدد تشکیل ائتلاف‌هایی با یکدیگر برای موازنه سازی بر علیه ایالات متحده هستند اما موانعی در شکل گیری اتحادی مستمر بین این دو قدرت وجود دارد. آن‌ ها پیمان همکاری‌های شانگهای را نیز به عنوان یک نهاد سیاسی و نظامی تقویت کرده‌اند اما با این وجود هنوز هم آن‌ ها رقبای سنتی یکدیگر هستند. نقطه مشترک این دو قدرت کاستن از مقیاس تفوق آن‌ ها و توزیع برابرتر قدرت در جهان است.
روسیه همواره مخالف تحریم‌های گسترده و بیشتر علیه ایران بوده است اما با سیاست‌های نوین اوباما همکاری این دو کشور در صدور قطع نامه‌های تحریم شورای امنیت افزایش یافته است.
در خاورمیانه مسائل برای آمریکا و روسیه دو دسته می‌شود از یکسو منازعه اعراب و اسرائیل که روسیه از نفوذ آمریکا در آن ضرری نمی‌بیند و لذا بی طرف است. دسته دوم مسائل مربوط به بهار اسلامی – عربی در خاورمیانه است که روسیه از سقوط کشورهای اقتدارگرای لیبی و سوریه که دارای روابط دیرینه با شوروی بودند و عمده خریدار سلاح روسی هستند متحمل ضرر می‌شود؛ لذا از تمام پتانسیل خود برای جلوگیری از سر نگونی بشار اسد استفاده کرده است.
در نهایت می‌توان گفت که ساختار نظام بین‌الملل کنونی مشابه شرایطی خواهد بود با یک ابر قدرت و چندین قدرت بزرگ.
۴-۴-نتیجه گیری
تأکید بر رویکرد چند جانبه به عنوان جایگزین رویکرد یک‌جانبه، پذیرش نقش برای متحدان، مشارکت دهی دیگران و پذیرش دیگران، راهبرد مستقل دفاعی-امنیتی اروپا با تأکید بر دنباله روی از آمریکا از برنامه‌های دکترین اوباما می‌باشد.
اولویت‌های دولت وی در خاورمیانه عبارتند از: تجدید نیرو علیه تروریسم جهانی، مقابله با افراط گرایی، اشاعه دموکراسی و جلوگیری از تکثیر تسلیحات هسته‌ای و کشتار جمعی
هدف اصلی دکترین اوباما در قالب درگیر سازی استراتژیک حفظ و بسط قدرت هژمونیک آمریکا و تثبیت هرچه بیشتر ساختار تک قطبی با باز سازی چهره مشروعیت آمریکا در کسب اعتماد جهانیان است. مبانی شعار تغییر در سیاست اوباما نیز کسب اعتماد جهانیان بود.
مذاکره با ایران در قالب ۱+۵، حضور فعال و پر رنگ‌تر در سازمان‌های بین‌المللی، تأکید بر دیپلماسی و گفتگو به جای حمله نظامی از دیگر برنامه‌های اوباما در قالب راهبرد چند جانبه گرایی و تأکید بر قدرت نرم به جای قدرت سخت است.
طبق رویکرد پژوهش پیش رو عوامل سه‌گانه شخصیت، کنگره و نظام جهانی در شکل گیری راهبرد فوق مؤثر می‌باشند.
باراک حسین اوباما به عنوان یک امریکایی آفریقایی سیاه پوست در خانواده‌ای بزرگ شد که مردان در زندگی او حضور پر رنگی نداشتند جدایی مادر و پدرش در دو سالگی اوباما باعث شد او پدرش را از طریق گفته‌های دیگران و نوشته‌های پدر بشناسد. حضور کم رنگ نا پدری با ملاحظه‌ی طبیعی از جانب او و سرانجام پدر بزرگ پیرش باعث شد زنان بار اصلی هدایت و تربیت او را به دوش بکشند. مادر اوباما همواره پسرش را به ارزش‌های اخلاقی توصیه می‌نمود گرچه نبود پدر نیز اعتماد به نفس را در وجود او بالا برد نتیجه این وضعیت را می‌توان در روحیه‌ی او در ترجیح دیپلماسی بر جنگ و به عبارتی قدرت نرم به جای قدرت سخت دریافت.
فعالیت‌های اوباما در برهه‌ای از زندگانی به عنوان یک سازمان گر اجتماعی که باید در حومه فقیر نشین و سیاه پوست ساوث ساید کار کند و بتواند در قالب گروه‌های اجتماعی زندگی مردم را تغییر دهد ویژگی فعالیت‌های دسته جمعی و مشارکت در انجام امور را در او به ودیعه گذاشت.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اوباما که پدر و پدر بزرگش هر دو مسلمان بودند اما از آنجا که مادرش مسیحی بود و بار اصلی تربیتی او را به دوش می‌کشید مسیحی بار آمد او در خانه‌ای مذهبی بزرگ نشد گرچه کشیش رایت در دورانی که او سازمان گر اجتماعی بود سؤالات مذهبی او را پاسخ داده بود اما او معتقد به جدایی دین از سیاست بود و اینکه سیاست هر چند وقت یک‌بار متکی به خرد و گاهی متکی به دین و مذهب است. بنابراین در سیاست‌ها و شعار های او رنگ و بوی مذهبی دیده نمی‌شود.
عامل دوم کنگره آمریکاست که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ با کاخ سفید هم حزب بود و در نهایت در شکل گیری سیاست‌های اوباما در قالب تصویب قراردادها و قطع نامه‌ها و موارد دیگر اثر گذار بود. از جمله برنامه خروج آمریکاییان از عراق که مورد تصویب کنگره قرار گرفت. در سال ۲۰۱۰ با تصرف مجلس نمایندگان توسط جمهوری خواهان کار برای اوباما در زمینه سیاست خارجی سخت گردید چرا که جمهوری خواهان جنگ طلب و مخالف خروج نیروها از عراق و افغانستان هستند و از فعالیت در قالب سازمان‌های بین‌المللی استقبال نمی‌کنند و این موجب فشار بر اوباما می‌گردد. همچنین جمهوری خواهان با تل‌آویو نزدیکی بیشتری داشته و اوباما در موضوع اعراب و اسرائیل تحت فشار قرار گرفت.
نمونه‌ی این اختلاف در کنگره و با کاخ سفید و اثر گذاری آن بر سیاست خارجی و در نهایت مشکلات اوباما در این زمینه را می‌توان در صدور تحریم‌های جدید مجلس نمایندگان علیه ایران پس از توافق اولیه ژنو مشاهده کرد که این رویکرد با سیاست اصلی اوباما یعنی مذاکره در تقابل است و اوباما تأکید کرد در صورت تصویب سنا آن را وتو می‌کند اما سنا با عدم تصویب آن پشتیبانی و حمایت خود را از سیاست اوباما در قالب مذاکره اعلام کرد. اما کماکان اوباما فشار جمهوری خواهان کنگره را در مسیر مذاکرات بر دوش خود احساس می‌کند.
سومین مؤلفه نظامی جهانی است. امریکا در این نظام نوین کماکان تنها ابر قدرت جهانی است اما با این تفاوت که قدرت‌های دیگری هم پا به عرصه‌ی جهانی گذاشتند. روسیه مجدداً قدرت خویش را باز یافته و با چین علیه آمریکا وارد همکاری شده‌اند و پیمان‌های سیاسی و نظامی دو جانبه منعقد ساخته‌اند. اتحادیه اروپا کماکان بر سیاست‌های همکاری تأکید داشته و خواهان مشارکت در تصمیم گیری‌های جهانی است؛ و با تک روی‌های آمریکا و رویه نظامی گری مخالف است و تحولات خاورمیانه باعث شده که افکار عمومی کشورهای دیگر نسبت به سرنوشت رژیم‌های منطقه حساسیت بیشتری پیدا کنند و آمریکا نمی‌تواند یک تنه بار مسئولیت این کشورها و تحولات آن را به دوش بکشد.
بنابراین ناچار به همکاری و تصمیم گیری‌های دسته جمعی است تا بتواند ضمن کمک‌های سایر کشورها در راستای مقاصد خود هزینه‌های آمریکا را کاهش داده و چهره مخدوش آمریکا را نیز نزد افکار عمومی ترمیم بخشد.
فهرست منابع فصل چهارم
۱- Barak Obama’ Changing We Can Belive’ Published in the United States by Thre Rivers:61
۲- عادل حمزه عثمان و الاستذه اخر، الاتفاقیه العراقیه-الآمریکیه، مرکز العراق للدراسات (المطبعه:البیه، تاریخ الاصرار،۲۰۰۹ میلادیه،۱۱۵-۱۱۴
۳- اوباما، طرح من برای عراق، نیویورک تایمز، ترجمه سایت دیپلماسی ایرانی، www.irdiplomacy.ir/2008/7/17
۴- حسن احمدیان، فرایند صلح خاورمیانه در دوران اوباما، مرکز تحقیقات استراتژیک، گزارش راهبردی ۳۰۳
۵-بی نام، سخنرانی اوباما هنگام دریافت جایزه صلح نوبل در اسلو:اوباما از جنگ برای صلح دفاع کرد، روزنامه اعتماد www.magiran.com/nptoc.asc88/9/21
۶- Robert Kagan “Foreign Policy Sequels” Washangton Post March.1-2009:3
۷- دیوید میندل، اوباما وعده تغییر، ترجمه: امیر شهریار امینیان، تهران :انتشارات خرسندی، بهمن ۸۷، ص ۵۱
۸- ۲۷/۱۲/۹۲ باراک اوباما fa.wikipedia.org/wiki/
۹- دیوید مندل، پیشین، ص ۲۴
۱۰- باراک اوباما، رویاهای پدرم، ترجمه :ریتو بحری، کرج :نشر در دانش بهمن، ص ۲۳
۱۱- دیوید مندل، پیشین، ص ۲۷
۱۲- باراک اوباما، پیشین، ص ۵۹
۱۳- دیوید میندل، پیشین، ص ۲۸۹
۱۴- باراک اوباما، پیشین، ص ۸۶
۱۵- همان، ص ۸۹
۱۶- باراک اوباما، پیشین، ص ۲۳
۱۷- دیوید مندل، پیشین، ص ۳۴
۱۸- دیوید مندل، پیشین، ص ۴۲
۱۹- همان، ص ۴۴
۲۰- همان، ص ۴۵
۲۱- همان، ص ۵۲
۲۲- دیوید مندل، پیشین، ص ۵۱
۲۳- باراک اوباما، جسارت امید، ترجمه :آرش عزیزی، تهران:نشر چشمه، تابستان ۸۸، ص ۱۸۵
۲۴- همان، ص ۱۸۹

 

 

نظر دهید »
زندگی خوابگاهی و نحوه تکوین هویت فرهنگی دختران- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

سبک زند‌گی، رسانه­‌ها، زبان، مشارکت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

پرسش­نامه و مصاحبه

 

دانشجویان کرد و آذری دانشگاه تهران

 

تقابل بین هویّت ملّی و محلّی، تأکید بر هویّت محلی به مثابه مقاومت

 

 

تارانت
(۲۰۰۲)

 

هویّت اجتماعی

 

نظریه «هویّت اجتماعی» تاجفل و ترنر

 

رفتار افراد در گروه

 

آزمایش

 

نوجوانان ۱۴-۱۵ سال انگلیسی

 

رفتار شرکت­کنندگان در پژوهش در جهت منفعت گروه عضویت خودشان در مقایسه با برون­گروه بود.

 

 

فابلا (۲۰۰۵)

 

از امریکایی آسیایی تبار فراموش شده تا اقلیّت نادیده گرفته شده

 

نظریه «هویّت» تاجفل

 

احساس هویّت قومی

 

پیمایش

 

آمریکایی­های آسیایی تبار

 

هنگامی که احساس مورد توجّه بودن در بین آمریکایی­های فیلیپینی تبار افزایش یابد احساس هویّت قومی و اجتماعی آنان نیز بیشتر می­ شود. شرکت­کنندگان نسل اوّل در پژوهش از هویّت قومی نیرومندی نسبت به نسل دوّم برخوردار بودند، امّا در زمینه هویّت اجتماعی تفاوت معنادار بین دو نسل وجود نداشت.

 

 

کلایر
(۲۰۰۹)

 

شکل­ گیری هوّیت در جامعه معاصر (تأثیر رسانه بر شکل گیری هویّت)

 

نظریه بحران اجتماعی، نظریه­ های رسانه و نظریه­ های هویّت اجتماعی

 

استفاده از رسانه

 

پیمایش

 

مدارس انگلیسی زبان آفریقای جنوبی

 

تأثیرات رسانه در رفتار و ایدئولوژی انعکاس داده می­ شود که این به نوبه خود هویّت اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار می­دهد.

 

 

 

۲-۲- بخش دوم: فرهنگ و فرهنگ­پذیری

 

۲-۲-۱- تعریف فرهنگ

در تازه­ترین تعریف، فرهنگ را «معرفت مشترک بشرى‏» با ویژگى­‏هایى همچون «اکتسابى بودن‏»، «تحوّل‏­پذیرى‏» و «قابلیت‏یادگیرى‏» خوانده­‏اند که با توجّه به حوزه‏­هاى گوناگون آن، داراى مؤلفه­‏ها و عناصر مهمّى همانند «باورها» (جهان‏­بینى)، «ارزش­‏ها»، «ایدئولوژى‏»، «هنجارها»، «نمادها»، «فنّاورى مادّى و اجتماعى‏» مى‏­باشد (ایتزن، ۱۵:۱۳۷۶).
کلمه فرهنگ در زبان انگلیسی و فرانسوی به معنای کشت و کار یا پرورش بوده است و در زبان­های رومانیایی و انگلیسی ازآن معنای پرورش، بهسازی، تذهیب یا پیشرفت اجتماعی را استنباط می­کردند،امّا امروزه فرهنگ از نظر تنوّع و وسعت­های معنایی و سیر تاریخی و برداشت ادبی چنان ابعاد گسترده­ای یافته است که دیگر نمی­توان آن را محدود به مفهوم «دانش و تربیت» دانست (روح­الامینی،۱۳۶۸، به نقل از واعظی و همکاران،۱۳۸۷: ۴۰).
در کتب مختلف علمی، تعاریف متعدّدی از فرهنگ شده است، ولی با توجّه به تغییرات متنوّعی که در عرصه فرهنگ جهانی رخ داده است، شاید لازم باشد که بازتعریفی از فرهنگ انجام شود تا بتوان در شرایط کنونی، تعریفی علمی از فرهنگ ارائه کرد.
فرهنگ عبارت است از: “کلیّه اشکال زندگی یک قوم و همچنین تمام زمینه‌­های فنّی موجود آن قوم و نیز الگوهای صریح و ضمنی برای رفتارهای اکتسابی و قابل انتقال به وسیله نمادها و آراء و اندیشه‌­های سنتی یعنی افکار و عقایدی که به طور تاریخی پدید آمده و گزینش شده‌­اند و به خصوص ارزش­های مرتبط با آنها” (بشیریه، ۱۲:۱۳۸۵).
فرهنگ در معانی وسیع تر شامل همه فرآورده­‌ها و تولیدات انسانی است که در مقابل فرایندها و تولیدات طبیعت قرار می‌­گیرد. برخی دیگر از فرهنگ­شناسان و تمدّن­شناسان، دو واژه فرهنگ و تمدّن را یکی تلقی نموده، در حالی که برخی دیگر، این دو را جدا می­‌کنند (گی­روشه،۱۲۰:۱۳۶۷).
همچنین تعریف ریموند ویلیامز از فرهنگ نیز قابل توجّه است. به نظر وی، فرهنگ را به عنوان “فرایند عمومی تکامل و توسعه فکری، معنوی و زیباشناختی و به عنوان شیوه خاص زندگی مردمی خاص یا دورانی خاص ” تعریف می­‌شود و یا به طور کلی به عنوان فرآورده­‌های فعالیت فکّری و هنری تعریف می‌­گردد که به نظر می‌­رسد این تعریف، شامل کل فلسفه، اندیشه، هنر و خلاقیّت فکّری یک عصر یا کشور و همچنین آداب، عادات و رسوم و مناسک اقوام و ادبیّات و هنرهای مختلف می­‌شود (بشیریه،۹:۱۳۷۹).
برای فرهنگ تعاریف بسیار متعدّد و متنوّعی شده است که در این­جا برای روشن شدن موضوع و قلمرو آن به تعریف جامعی که تایلور در کتاب خود به نام «فرهنگ ابتدایی» ارائه داده است اشاره می­کنیم: «فرهنگ مجموعه پیچیده­ای است شامل: معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق،قوانین، سنن، باور و سرانجام تمام عادات، رفتار و ضوابطی که فرد به عنوان عضو جامعه خود آن را فرا می­گیرد و در برابر آن جامعه، وظایف و تعهداتی بر عهده دارد.» (روح­الامینی، ۱۸:۱۳۷۲) می­توان گفت که فرهنگ، روش زندگی گروهی ازمردم می­باشد که در برگیرنده الگوهای رایج تفکّر و رفتار شامل: ارزش­ها، اعتقادات، قواعد رفتار، نظام سیاسی، فعالیت اقتصادی و مانند آن است، که از نسلی به نسل دیگر از طریق آموختن- و نه از راه توارث زیستی- انتقال می­یابد (کوپر[۶]، ۱:۱۹۵۸) فرهنگ مجموعه افکار و اعمال، بایدها و نبایدها، هنجارها، ارزش‌ها و نظام اعتقادات یک جامعه مشتمل بر سنّت، آداب و رسوم، مذاهب، ایدئولوژی، زبان و کلیه عادات یا دیدگاه­‌های مشترک دیگر است که ممکن است از این نوع مفاهیم مستثنی شده باشد (توحید فام، ۱۹:۱۳۸۱).
عکس مرتبط با اقتصاد
برای فرهنگ سه جزء اساسی می‌­توان در نظر گرفت. جزء اوّل ارزش­‌ها (باورهای اساسی) است که دارای ویژگی پایدار و بادوام می­‌باشند و جزء دوّم نگرش‌­ها (گرایش به عمل) می­‌باشند که اختصاصی و موقعیتی هستند و جزء سوّم رفتارها می‌­باشند (اعمال) که متعدّد و متغیر هستند (جعفری، ۱۳۸۲).
فرهنگ، به عنوان کلیّت تامی از ویژگی‌­های معنوی، مادّی، فکّری و احساسی گروهی اجتماعی، سرچشمه‌­هایی برای هویّت است که با تغییرات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و تکنولوژیکی دچار دگرگونی می­‌شود. همه فرهنگ‌­ها از فرهنگ‌­های دیگر و تحوّلات اجتماعی درونی و بیرونی تأثیر می­‌پذیرند و درواقع هیچفرهنگی ثابت و ایستا نیست.
درون‌­مایه فرهنگ و سنّت با گذر زمان تغییر می­ کند، آنچه ما در هر زمان تصوّر می‌­کنیم فرهنگ ماست نوعی جمع‌­بندی از حافظه فرهنگی تا آن زمان است. فرهنگ ما منحصراً محصولی محلّی نیست، بلکه همواره رگه‌­هایی از وام‌­گیری یا تأثیرات فرهنگی پیشین را در خود دارد که بخشی از این جمع­‌بندی است که به اصطلاح بومی شده‌اند(همان، ۸۴).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

۲-۲-۲- کارکردهای فرهنگ

فرهنگ کارکردهای گوناگونی دارد. یکی از مهمترین کارکردهای فرهنگ تأمین نیازهای درونی و بیرونی انسان است که به وسیله آن زندگی خود تداوم و ایمنی می‌­بخشد. نیازهای درونی و بیرونی خود طیف وسیعی از نیازها را دربرمی­‌گیرد. یکی از مهمترین کارکردهای فرهنگ تأمین نیازهای درونی انسان برای ادامه حیات است، یک گروه از این نیازها، نیازهای فیزیولوژیک است که از طریق بهره­‌برداری از امکانات محیط طبیعی و اجتماعی صورت می‌­گیرد. در حقیقت فرهنگ واسطه تأمین امنیت و بقای انسان با محیط خویش می‌­باشد و سازگاری انسان با محیط و تأمین نیازهای روانی و اجتماعی جز با بهره­‌گیری از دانش و ابزار و مهارت‌­ها که خود یکی از اجزاء فرهنگ می­‌باشند، میسر نیست (پناهی، ۸۷:۱۳۷۵).
کارکرد دیگر فرهنگ ایجاد احساس تعلّق و خودآگاهی جمعی و فردی یا همان هویّت فرهنگی است. به عبارت دیگر فرهنگ به افرادی که در درون آن زندگی می­‌کنند و به طور مشترک از اجزاء فرهنگ استفاده می­‌کنند، نوعی احساس یگانگی و وحدت و وجدان جمعی خاص می‌­بخشد که به کمک آن افراد می‌­توانند مرز بین خودی را از غیرخودی مشخص کنند. اشتراک بین فرهنگ و اجزاء و عناصر فرهنگی عامل اصلی مرزبندی بین گروه­‌ها و مجموعه­‌های انسانی و مشخص کننده روابط درون­گروهی و برون­گروهی و به معنی هویّت و صبغه خاصی است که انسان­‌ها آن را از طریق فرهنگ­پذیری در خود درونی می­ کنند (تنهایی، ۱۳۷۷؛ پناهی، ۱۳۷۵).
به علاوه تضمین بقا و تداوم تاریخی یک جامعه کارکرد دیگر فرهنگ است که از طریق آن هر جامعه‌­ای طی فرایند اجتماعی کردن میراث خود را به افراد نسل بعد انتقال می­‌دهد. به همین دلیل است که حفظ هویّت فرهنگی و دفاعی از فرهنگ کم اهمیت­تر‌ از دفاع از سرزمین نیست (تنهایی، ۱۳۷۷؛ پناهی، ۱۳۷۵).
از دیگر کارکردهای فرهنگ ایجاد هماهنگی و انسجام بین نهادها و اجزای مختلف نظام اجتماعی است به گونه‌­ای که یکپارچگی آن نظام حفظ شود. بدون تحقّق این کارکردها هیچ جامعه­‌ای برپا نمی‌ماند (پناهی،۹۰،۱۳۷۵).
از عمده ترین کارکردهای فرهنگ می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

 

فرهنگ مانند یک علامت و نشان، جوامع را از یکدیگر جدا می­ کند. با شناخت فرهنگ است که می­توانیم مفاهیم و معانی، نوع رفتار، نحوه گویش و … را چه اجتماعی و چه فردی بشناسیم.

فرهنگ از مستحکم­ترین پایه­ های همبستگی اجتماعی به شمار می­آید. فرهنگ نه تنها آینه تمام نمای اجتماع و جامعه است بلکه عناصر لازم را برای شناخت جامعه فراهم می­ کند و در اختیار می­گذارد و انسان با مشارکت در جامعه بدون آن­که مجبور باشد، شیوه ­های فکرکردن را اختراع می­ کند و بالاخره فرهنگ پیوند­دهنده قسمت ­های مختلف رفتار فرد یا افرد است (روح­الامینی،۳۸:۱۳۶۸).

به طور کلی می­توان گفت: اساس فرهنگ بر سه اصل مبتنی است: باورها، ارزش­ها و هنجارها.
با توجّه به محورهای اساسی فرهنگ، ثبات و پویایی آن منوط به پایداری عناصر سه گانه آن می­باشد. رعایت هنجارهای یک فرهنگ آن­گاه ضمانت اجرای کافی خواهند یافت که مبتنی بر ارزش­ها و باورها باشد. بسیاری از مشکلات اجتماعی در ابعاد فرهنگی، ناشی از این است که رفتارها بر پایه مستحکمی استوار نشده ­اند. با این حساب، با اندک تبلیغ و تلقینی چهره عوض می­ کنند که مدگرایی افراطی به ویژه در میان قشر جوان جامعه را می­توان از نمونه­های مشخص این مسأله بر شمرد.
مبلغان بینش و نگرش­های فرهنگی بیگانه، با توجّه به ساختار شخصیّتی و فکّری خود، با بهره گرفتن از امکانات، به ویژه ابزارهای دیداری و شنیداری، در صدد برهم زدن ساختار سه حلقه­ای این زنجیر فرهنگی هستند. آنان بیش از هر چیز، از طریق دگرگون کردن هنجارها وارد خواهند شد چرا که هنجارها نسبت به باورها و ارزش­ها از استحکام درونی کمتری برخوردارند و درنتیجه آسیب به هنجارها آسیب به باورها و ارزش­هاست.
نظام فرهنگی آن­گاه پویا و شکل­دهنده شخصیّت افراد در جامعه خواهد بود که در جامعه طنین­انداز باشد. اگر عموم افراد جامعه اطلاعات لازم فرهنگی (باورها، ارزش­ها، هنجارها)را از مسیر مناسب دریافت کنند این امر، موجب یکپارچگی فرهنگی و شخصیّت همسان افراد جامعه می­ شود.
بنابراین، شاهد هم گامی و یک­سویی و یک دستی در مقام عمل خواهیم بود و تقلیدها و مدگرایی­ها به حداقل خواهد رسید. در مقابل در جهان اطلاع رسانی کنونی افراد با منابع و اهداف مختلفی مواجهند که همگی در ترویج باورهای خود در تلاشند. لذا هر منبع فرهنگی که بتواند اطلاع رسانی موفّقتری داشته باشد، نظام فرهنگی را شکل می­دهد و الگوی خود را حاکم خواهد کرد .

 

۲-۲-۳- جامعه­پذیری:

اجتماعی شدن، فراگردی است که انسان­ها از طریق آن، شیوه ­های زندگی جامعه­شان را یاد می­گیرند، شخصیّتی کسب می­ کنند و آمادگی عملکرد به عنوان عضو یک جامعه را پیدا می­ کنند. از همان سنین کودکی، بچّه از دیگران یاد می­گیرد که چه رفتاری از او انتظار می­رود و او دارای چه شخصیّتی است (کوئن، ۱۳۸۳: ۷۴).

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 335
  • 336
  • 337
  • 338
  • 339
  • 340
  • ...
  • 341
  • ...
  • 342
  • 343
  • 344
  • 345
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | جامعه مدنی و جامعه پذیری سیاسی و مشارکت گرایی – 9
  • بررسی حقوقی شرط تضمین سلامت کالا- قسمت ۳
  • بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش وتصمیمات مالی برسودآوری شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران- قسمت ۲
  • تعیین رابطه بين مهارتهاي سه گانه فني، انساني و ادراكي مديران با میزان اثربخشي آنها در بین دبيرستانهاي پسرانه،دخترانه ناحیه یک شهر شيراز- قسمت 6
  • اثر ۸ هفته تمرین هوازی و مصرف مکمل امگا-۳ بر شاخص های التهابی بیماران دیابتی نوع دو- قسمت ۸
  • پیش فروش ساختمان از دیدگاه فقه وحقوق ایران- قسمت ۲
  • پیش بینی بهزیستی روانشناختی افراد براساس کیفیت زندگی و مهارتهای مقابله ای در دانشجویان دانشگاه آزاد- قسمت ۷
  • بررسی تاثیر دورکاری بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی( مورد مطالعه سازمان‌های دولتی شهرستان یزد)- قسمت ۵- قسمت 2
  • مقاله (پایان نامه) : مهمترین سیستمهای مؤثر بر توسعه منابع انسانی
  • بررسی و گرایش به برقراری ارتباط و دوستی با ۱۱۱جنس مخالف قبل از ازدواج در سطح دانشجویان- قسمت ۷
  • بررسی تطبیقی آزادی عقیده در اسلام و یهود- قسمت ۷
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع نوآوری نظام یافته (TRIZ)
  • بررسی گرایش نسبت به مصرف تنباکو و عوامل موثر برآن- قسمت ۳
  • استفاده از منابع پایان نامه ها درباره تاثیرآموزش مدیریت استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش سلامت روانی دانش آموزان ...
  • تأثیر میکوریزا و اسید هیومیک بر روی برخی خصوصیات گیاه دارویی مرزه در سطوح مختلف کود اوره- قسمت ۳۱
  • پایان نامه مدیریت با موضوع تعاریف رضایت شغلی
  • پایان نامه مدیریت در مورد نسبت سرمایه اجتماعی بادیگرانواع سرمایه
  • فایل پایان نامه : اهمیت سرمایه ­گذاری
  • تضمینات تسهیلات بانکی- قسمت ۷
  • بررسی نقش مربی در تربیت از نظر اسلام- قسمت ۹
  • سیاستگذاری و مدیریت پوشش در جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۸- قسمت ۴
  • خرید پایان نامه : پذیرش تکنولوژی[۱]

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان