اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پایان نامه سیاست جنایی تخلفات پزشکی- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۳-۴-۱۰-دریافت مبلغی مازاد بر وجوه دریافتی توسط مؤسسات درمانی ۹۷
۳-۴-۱۱-عدم همکاری لازم در زمان وقوع بحران و سوانح و یا پیشگیری از بیماری های واگیردار ۹۸
۳-۴-۱۳-جذب بیمار تبلیغ گمراه کننده و نصب اعلانات تبلیغی ۹۹
۳-۴-۱۴-انتشارات مقالات و گزارش های پزشکی غیر علمی و گمراه کننده ۱۰۰
۳-۴-۱۵-استفاده از عناوین علمی و تخصصی تأیید نشده ۱۰۱
۳-۴-۱۶-تجویز داروی خارج از فار ماکوپه ۱۰۱
۳-۴-۱۷-مسئولیت ناشی از عدم ادامه درمان بیمار ۱۰۲
۳-۴-۱۸-انتخاب پزشک مشاور بدون موافقت پزشک معالج ۱۰۳
۳-۴-۱۹-ممنوعیت فروش دارو و لوازم پزشکی در محل طبابت ۱۰۴
۳-۴-۲۰-عدم تحریر صحیح مشخصات و نحوه استفاده داروهای تجویز شده ۱۰۴
۳-۴-۲۱-عدم صدور نسخه براساس شرایط بیمار و اصول بیمار ۱۰۵
۳-۴-۲۲-نظارت مستمر مسئولان فنی بر موسسه پزشکی ۱۰۵
۳-۴-۲۳-عدم رعایت ضوابط مربوط به درج آگهی و رسانه ها و تنظیم سر نسخه ها و تابلوها ۱۰۶
۳-۴-۲۴-استفاده و بکارگیری افراد فاقد صلاحیت در امور پزشکی ۱۰۷
۳-۴-۲۵-عدم اعلام تغییر نشانی مطب و مؤسسه پزشکی ۱۰۷
۳-۴-۲۶-عدم مساعدت و همکاری در فوریتهای پزشکی ۱۰۸
۳-۴-۲۷-عدم رعایت ضوابط علمی و حرفه ای، توسط مسئولان فنی ۱۰۹
۳-۵-مراجع رسیدگی به جرایم وتخلفات پزشکی ۱۱۰
۳-۵-۱-مراجع قضایی ۱۱۰
۳-۵-۲-مراجع انتظامی ۱۱۱
۳-۵-۲-۱-دادسرای انتظامی سازمان نظام پزشکی ۱۱۱
۳-۵-۲-۲-هیأت بدوی انتظامی ۱۱۲
۳-۵-۲-۳-هیأت تجدید نظر انتظامی استان ۱۱۶
۳-۵-۲-۴-هیات عالی انتظامی ۱۱۸
فصل چهارم: نتیجه گیری ۱۲۱
نتیجه گیری: ۱۲۲
منابع و ماخذ ۱۲۵
چکیده
با پیشرفت علوم پزشکی دنیای حقوق نیز ناخودآگاه دچار تحول می­گردد. زیرا بسیاری از تحولات نوین پزشکی هرکدام مسائل حقوقی خاص خود را پدید می­آورد که در این چنین مواردی نیز حقوقدانان باید برای حل مشکلات جدید راه حل­های قانونی به دست آورند. لذا همگام ساختن حقوق با علوم پزشکی امری ضروری است از طرف دیگر تمییز مسئولیت پزشکان در زمان همواره موضوع اختلاف محاکم قضایی بوده است. برخی از یافته­ ها و نتایج حاصله، حاکی از آن است که رویکرد سیاست جنایی تقنینی ایران در مقابله با جرایم پزشکی، یک رویکرد کیفر محور، سزادهنده و فاقد نگرش اصلاحی و پیش‌گیرانه است. سیاست جنایی تقنینی ایران لازمه رفع مسئولیت از پزشکی را اخذ رضایت، برائت، مشروعیت عمل و رعایت موازین علمی و فنی دانسته است. مبنای مسئولیت کیفری پزشک در قوانین ایران شفاف نبوده و ضمن تعارض و تفاوت بین مواد قانونی، نگرش قانون گذار کیفری قائل به توسعه دایره شمول مسئولیت پزشک می­باشد. حاکمیت مسئولیت مبتنی بر تقصیر و تعهد به وسیله در سیاست جنایی قضایی، مشهود و نمایان است. سیاست جنایی قضایی و اجرایی ایران، مبین خصیصه تساهل، تسامح، ملاطفت و خنثی سازی اهداف مستتر در سیاست جنایی تقنینی می باشد. توسعه و غلبه نگرش انعطافی و خنثی کننده در برخورد با جرایم پزشکی از اوصاف مهم سیاست جنایی قضایی تلقی می­ شود.

پایان نامه رشته حقوق

پایان نامه

کلمات کلیدی: تخلف، مسئولیت، مجازات، مسئولیت پزشکی، پیشگیری، سیاست جنایی.
فصل نخست: کلیات پژوهش
۱-۱-مقدمه
امروزه دانـش بشر در زمینه‌ی علوم، به‌ویژه در زمینه‌ی درمان بیماری‌ها و به‌ویژه درجلوگیری از امراض مسری و حتی مهلک، به صورت چشم‌گیری پیشرفت کرده است. از آنجا که مشاغل حرفه­ای با پاره­ای از قوانین و مقررات به هم آمیخته فقدان علم و اطلاعات کافی درباره قوانین مربوطه باعث بروز یکسری موانع و مشکلات اساسی خواهد شد و حتی در مواردی جهل افراد زمینه ساز سودجویی اشخاص مغرض را فراهم می­ کند. در هر شغل و صنفی موفقیت و توفیق از آن کسانی است که آگاهی و احاطه بیشتری نسبت به حرفه خود دارند. لذا پیدایش اشکال مدرن بزهکاری به ویژه در حوزه جرایم پزشکی تنوع و کثرت در اعمال تدابیر واکنش­ها و سیاست­های کلان جنایی را در پی داشته است.
بر همین اساس سیاست جنایی ایران نیز همزمان با وقوع انقلاب اسلامی دستخوش تحولات شگرفی گردید و تحول عمیق در سیاست گذاری جنایی را نیز در ابعاد مختلف باعث شد. این پایان نامه به بررسی ابعاد مختلف سیاست جنایی در یکی از حوزه های مداخله کیفری یعنی جرایم پزشکی بپردازد، کوشش خود را معطوف به تحلیل و ارزیابی مفهوم و مبانی مسئولیت کیفری پزشک در سیاست جنایی ایران نموده است. بررسی­های انجام شده نشان می­دهد که سیاست جنایی ایران نه تنها در برخورد با جرایم پزشکی بلکه در ابعاد گوناگون مقابله با بزهکاری فاقد استراتژی روش مند و هدف گرا با قابلیت پیشگیری از جرم، بازدارندگی عام و خاص و اصلاح و بازپروری مجدد بزهکاران می­باشد و بروز تعارض و مشکلات عدیده در جلوه­های مختلف سیاست جنایی قانونگذارانه، قضایی و اجرایی به نوبه خود سیاست جنایی ایران را با ابهام و ناکارآمدی مواجه ساخته و نه تنها هیچ گزاره اصلاحی یا بازدارنده محسوس و قابل اعتمادی که حکایت از برخورداری از رهیافت­های نوین دانش جرم شناسی داشته باشد دیده نمی­ شود، بلکه ناتوانی و ضعف در کنترل بزهکاری این شائبه منطقی را ایجاد نموده که در ایران نمی­توان از یک مدل سیاست جنایی علمی و مدرن پیرامون برخورد با جرایم پزشکی یا سایر جرایم سخن به میان آورد.
۱-۲-بیان مسئله
در عالم پزشکی میان پزشک و بیمار رابطه ای حقوقی برقرار است که بر این اساس پزشک مکلف است در قبال معالجه بیمار از تمام استعداد و قابلیت های خویش بهره گرفته و با عنایت به نظامات و مقررات دولتی این وظیفه را به انجام رساند. بالطبع در این میان، همواره مقصود مطلوب محقق نمی گردد و مشکلاتی بروز می نماید. گاه پزشک آنگونه که شایسته است در انجام تکلیف خویش، عمل نمی نماید و زمانی به صورت اتفاقی و غیر عادی نتیجه ای متفاوت از نتیجه معمول محقق می گردد و از این رو مسئله خطا یا تخلف، قصور و تقصیر پزشک مطرح می گردد که حسب مورد، پیامد و عواقب حقوقی آن برای پزشک متفاوت می باشد چرا که پزشکان هم به موجب مقررات حقوقی و جزایی و هم به موجب مقررات صنفی، مسئول تخلفات خود هستند.
یکی از موضوعات مهمی که از زوایای مختلف قابل بررسی است مسئولیت صاحبان حرف پزشکی می­باشد. به دلیل اینکه این قشر با سلامت جسم و روح انسان ارتباط مستقیم دارند لذا کوچکترین اشتباهی از ناحیه آنان بعضاً سبب ایجاد خساراتی جبران‌ناپذیر خواهد شد. به عنوان مثال پزشکی که بر اثر تقصیر اقدام به خارج نمودن رحم دختری جوان نماید و او را تا ابد از نعمت داشتن فرزند محروم کند و یا طی انجام جراحی بینایی فردی از دست رود و یا اینکه منتهی به فوت بیمار گردد جبران چنین خسارتی شاید هیچ گاه امکان پذیر نباشد. لذا تکلیف جامعه به تدوین سیاست­های کلان در امور پزشکی و تضمین سلامت مردم و اعضای جامعه که یکی از راه های تدوین و تصویب مقررات کیفری در قلمرو حقوق پزشکی می­باشد. در کشور ما ایران نیز این سخن مصداق داشته و از بدو تأسیس مجالس قانونگذاری تا به اکنون، قوانین و مقررات عدیده ای راجع به این امر تصویب و منتشر شده است. اما چون در امور پزشکی و به تبع آن مقررات مربوط به آن از تنوع و گستردگی خاصی برخوردار می باشد و حتی امکان دارد که در یکی از این موارد قوانین ناهمگون و یا معارضی نیز وضع شده باشد، لذا به دلیل ضرورت استخراج قواعد و احکام معتبر و تشخیص قوانین معتبر از منسوخ با افراد آگاهی بر حقوق حاکم بر مسئولیت جزایی متصدیان امور پزشکی در نظام کیفری ایران و همچنین به علت موضوع و نیز فقدان و یا نقصان منابع و تحقیقات مربوطه، تصمیم گرفته شد تا مسئولیت جزایی این افراد مورد بررسی و دقت نظر قرار گرفته و از لابه لای تمامی قوانین و مصوبات مواردی به عنوان اصول، قواعد و مقررات حاکم بر این موضوع، شناسایی و تعیین گردد. ضمنا انگیزه دستیابی به چنین هدفی با توجه به اینکه اقدامات پزشکی تخصصی بوده و اثبات وقوع جرم و حدوث کیفری در هر مورد منوط به بررسی دقیق و گاها نظر خواهی از کارشناسان امر است، تقویت گردید.
۱-۳-پیشینه تحقیق
در خصوص موضوع پژوهش خود کارهای متفاوتی صورت گرفته است به به دلیل جلوگیری از اطاله کلام به چند مورد از این کارها اشاره خواهیم کرد:
۱-مقاله بررسی مسئولیت کیفری تیم پزشکی توسط مریم شیبانی در مجله مطالعات فقه و حقوق اسلامی به چاپ رسید. وی در این مقاله بیان نمود که، در جایی که بیمار از باب سببیت آن هم از نـوع سـببیت قـریب و عرفی تیم بیهوش کننده در اتاق عمل در اثر تقصیر‌ و یا قصور همه ‌ی اعضا، فوت کند، میزان مسؤولیت‌ هـر یک‌ تـوسط یک تیم کارشناسی به همراه قاضی تحقیق تعیین شود. ممکن است در صورت احراز عنصر عـمد، مسؤولیت کـیفری بـه عنوان جرم و درصورت احراز بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی‌ و عدم رعایت دقیق‌ اصول‌ فنی کار، به عنوان شـبه جـرم تلقی شده و به پرداخت جریمه‌ی نقدی و دیه به عنوان جزای مدنی محکوم شوند. مستند ایـن حکم قـاعده حـقوقی تسبیب و منشأ اعتبار آن آیه‌ی ۱۹۴ سوره بقره «فمن اعتدی علیکم‌ فاعتدوا‌ علیه بمثل مااعتدی علیکم» و نیز به دلیل عـقل و از بـاب حق مقابله به مثل خواهد بود. درمواردی که قاضی از باب ارجاع به کـارشناسی مـتحیر اسـت که موضوع را به‌ پزشکی‌ قانونی یابه‌ سازمان نظام پزشکی ارجاع دهد، پزشکی قانونی رجحان دارد. زیرا ایـن سـازمان تـرکیبی ازخبرگان پزشکی و قضایی است.حال آن‌که‌ در سازمان نظام پزشکی عموما خبرگان پزشکیحضور دارنـد. در مـورد صدمات بدنی‌ غیرآشکار‌ و بدون علامت، در نهایت از اصول عملیه و آنهم اصل برائت(اصل ۳۷ ق.ا)و اعمال رویه‌ی «تفسیر قوانین کـیفری بـه ‌‌نفع‌ متهم» می‌توان استفاده کرد. در خصوص مداخله در امور غیرضروری از جمله تغییر و اصلاح ژن‌ انـسانی، چون‌ مـخالف‌ حقوق طبیعی افراد است اصل بر مـسؤولیت و اشـتغال ذمـه است مگر این‌که خلاف آن ثابت‌ شود و حقوق طـبیعی افـراد است اصل بر مسؤولیت و اشتغال ذمه است‌ مگر این‌ که خلاف آن ثابت‌ شود‌ و حقوق وضـعی نـباید از حقوق طبیعی بشر پیش‌ گیری کـند. نتیجه آن است که أخـذ بـرائت درمان‌گراز بیمار و اولیای او در غیر حالت اضـطرار، طریقیت دارد نـه موضوعیت؛ یعنی اگر برای قاضی‌ پس از شکواییه شاکی و یا دادخواست خواهان علیه پزشک و تیم پزشـکی پس از ارجـاع به کارشناس یا کارشناسان خبره،از طـریق پزشکی قانونی محرز شد کـه پزشـک کوتاهی کرده است،إذن و برائت‌ رافـع‌ مـسؤولیت آنان نخواهد بود و حداقل خطای جزایی تحقق یافته و مسؤولیت مدنی برای جبران خـسارات وارده بـه شرطفقدان عنصر معنوی(سوءنیت عام و خـاص) بار مـی‌شود. پس پزشـک و دست‌یاران و تیم درمان بـاید‌ حـداقل‌ در غیر موارد اورژانسی احـتیاط حـرفه‌ای را کاملا مراعات کنند. شخص بیمار در حال افاقه‌ی کامل و یا منسوبین نزدیک او با شناخت و اراده و اختیار،رضایت‌ نامه رابنویسند و اگـر بـدون‌ اطلاع‌ از مفاد آن و با زیرکی، مخصوصا با اغـراض انـتفاعی به‌ویژه درمـداخلات غـیرضروری و غـیردرمانی هم‌چون زیباسازی اعضا و جـوارح و برای متناسب کردن اندام از آنان رضایت گرفته شده باشد،این‌ نحوه‌ی‌ رضایت‌ گرفتن، محل تأمل بلکه محلاشکال اسـت‌ و بـااطمینان‌ خلاف، ضمانت می‌آورد اما در آن سوی قانون، حتی اگـر تـیم پزشـکی که از دانش فـنی و عـلمی به روز برخوردار‌ بوده‌ و خطای جزایی نیزمرتکب نشده باشد از باب امین‌ عام‌ نیاز به أخذ برائت نـداشته و عـلی القـاعده بدون افراط و تفریط ضامن نخواهد بود و اصل هـم در مـوارد‌ مـشکوک‌ بـر‌ عـدم ضـمانت آنان بوده و مصداق آیه‌ی شریفه‌ی «ما علی المحسنین من‌ سبیل »می‌باشد.در مداخلات اصلاح ژن،زیباسازی،کوتاه و یا بلند کردن قد و رحم‌های جایگزین که در واقع مداخله در روند‌ طبیعی‌ و عموماخارج از مقوله‌ی بیماری است بـاید احتیاط لازم و کافی صورت‌ گیرد‌ وگرنه اصل بر مسؤولیت است. توصیه می‌شود براساس اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها، تعریف جامع و مانعی به عنوان‌ ضابطه‌ در‌ خصوص اعمال طبی مشروع،ارائه و حکم مداخلات درمانی و غیردرمانی به تفکیک و تفصیل‌ مـقرر‌ شـود.اتانازی در مبانی حقوق جزای اسلامی ریشه‌ای موجه نداشته و به هیچ‌وجه موجب رفع و یا‌ تخفیف‌ مسؤولیت کیفری مسببین آن نخواهد شد.
۲-مقاله مبانی مسؤولیت حرفه ای پزشک توسط سید محمد زمان دریاباری در پایگاه تخصصی نور منتشر گردید. وی در این مقاله بعد از بررسی و تحلیل مسئله مسئولیت پزشکان بیان داشت که، مسؤولیت پزشکی، پاسخگو بودن پزشک در قبال خساراتی است که به بیمار وارد می آورد و این خسارات، ناشی از انجام وظایف پزشکی است. اگر مسؤولیت پزشکی مبتنی بر «نظریه قهری» باشد؛ اثبات تقصیر برعهده بیمار یا مدّعی خسارت است و در صورتی که مبتنی بر «نظریه قراردادی» باشد، بسته به اینکه تعهد پزشک، تعهد به «نتیجه» یا به «وسیله» باشد، موضوع متفاوت خواهد بود.
۳-مقاله سقط جنین توسط نادر دیو سالار در مجله پزشکی قانونی به چاپ رسید وی بیان داشت که، حقوق جزای ایران از سقط جنین هم مانند بسیاری از جرایم و موضوعات کیفری تعریفی بدست نداده است شاید جامع ترین تعریف حقوقی آن «…. از بین بردن آگاهانه حیات جنین خارج کردن عمدی از رحم به منظوری غیر از توالد یا درآوردن جنین مرده باشد. یکی از خصایص بزه سقط جنین این است که مجازات آن برحسب اینکه جنین مربوط به کدام یک از دوران تکامل است متفاوت بوده و دارای مراتبی است بطوری که دیه نطفه که در رحم مادر مستقر شده و اولین گام در حصول کمال جنین است ۲۰ دینار (بند یک ماده ۴۸۷) و اسقاط جنینی که روح در آن دمیده شده باشد ممکن است مستلزم قصاص باشد و دیگر اینکه مجازات سقط جنین به اعتبار مرتکب آن تفاوت دارد چنانچه اگر فراهم کننده وسیله سقط جنین یا مباشر آن از صاحبان حرف پزشکی باشد مجازات آن علاوه بر دیه مربوط به همان دوره جنینی دو تا ۵ سال حبس است در صورتی که این مجازات در مورد اشخاص دیگر تا یکسال حبس است.
۴- مقاله حقوق پزشکی‏ جرائم پزشکی و صلاحیت محاکم توسط ابوالقاسم شم آبادی در مجله پزشکی قانونی به چاپ رسید. وی عنوان کرد که منظور از جرم پزشکی،تصدی متقلّبانه‏ مشاغل پزشکی بدون حصول شرایط مقرر قانونی وقصور و سهل‏انگاری و تخلف از قوانین و مقررات پزشکی در انجام وظایف‏ و تکالیف قانونی است. رسیدگی به جرائم پزشکی با توجه به‏ صلاحیت عام محاکم و دادسراهای عمومی‏ همواره در دادسراها و دادگاه‏های‏ دادگستری مورد رسیدگی قرار گرفته است. مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام‏ در زمینه تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی که در ۲۳/۱۲/۱۳۶۷ به تصویب‏ رسید بدوا صلاحیت رسیدگی و اتخاذ تصمیم در زمینه جرائم پزشکی را در اختیار دولت و سپس در صلاحیت دادسراها و دادگاه‏های انقلاب اسلامی قرار داد. این مصوبه گرچه تقریبا قسمت عمده‏ای‏ از جرائم پیش‏ بینی شده در قانون مربوط به‏ مقررات امور پزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی مصوب ۲۹ خرداد ماه۱۳۳۴ و اصلاحیه‏های بعدی آن را در بر می‏گرفت و مصوبه موخر بر قانون‏ مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی‏ خوردنی و آشامیدنی محسوب می‏گردید. لیکن با توجه به اینکه صلاحیت رسیدگی به‏ این جرائم در اختیار دولت قرار داشت و ماده ۴۴ قانون مذکور نیز مقرر می‏داشت:«اعمال تعزیرات حکومتی موضوع این‏ قانون مانع اجرای مجازاتهای قانونی دیگر نخواهد بود».از زمان تصویب این قانون‏ چه در زمانی که اجرای این قانون در صلاحیت قوه مجریه بود و چه زمانی که‏ رسیدگی به جرائم موضوع قانون مذکور به‏ دادسراها و دادگاه های انقلاب اسلامی‏ محول گردید هرگز اعمال و اجرای آن مانع‏ اجرای قوانین و مقررات دیگر پزشکی از جمله قانون مربوط به مقررات امور پزشکی‏ و دارویی….مصوب سال ۱۳۳۴ نگردید ضمن اینکه اساسا پاره‏ای از جرائم پزشکی‏ و دارویی مصرحه در قانون مربوط به‏ مقررات امور پزشکی و دارویی در قانون‏ تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی‏ مصوب سال ۱۳۶۷ مجمع تشخیص‏ مصلحت نظام نیز پیش‏بینی گردیده است. اعمال و اجرای قانون مربوط به مقررات‏ امور پزشکی و دارویی و اصلاحیه‏های‏ بعدی آن و سایر قوانین و مقررات حاکم بر قصور و سهل‏انگاری پزشکان صاحبان‏ حرف وابسته در انجام وظیفه تا قبل از تصویب قانون اصلاح ماده سه قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی…در صلاحیت دادسراها و دادگاه های عمومی و حتی در برخی از شهرستانها شعبه خاصی و در تهران ناحیه ویژه‏ای از دادسرای عمومی‏ تهران و شعبه ویژه‏ای از دادگاه کیفری دوبه‏ آن اختصاص یافته بود. با تصویب قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی مصوب سال ۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام که قسمت‏ عمده‏ای از جرائم پزشکی و دارویی مندرج‏ در قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی را به صورت تکراری و با وضع‏ قواعد مشابه و نتیجتا با لحاظ تعدد مراجع‏ صلاحیت‏دار پیش‏بینی نموده بود و از طرفی‏ قانون موخر بر قانون مذکور محسوب‏ می‏گردید. مشکلات عدیده‏ای را برای‏ دستگاه قضایی اعم از دادسراها و دادگاه های عمومی و انقلاب و سایر مراجع‏ ذیربط از جمله وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی و سازمان های منطقه‏ای‏ بهداشت و درمان استانها یا دانشگاه های‏ علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی‏ ایجاد کرده بود.این مهم زمانی درخور توجه‏ بیشتر قرار گرفت که مجمع تشخیص‏ مصلحت نظام رسیدگی به جرائم پزشکی و دارویی موضوع تعزیرات حکومتی را مجددا در اختیار دولت-سازمان تعزیرات‏ حکومتی قرار داد و پرونده‏های متشکله در دادسراها و دادگاه های انقلاب اسلامی که‏ دوران همزمانی با اجرای قانون تشکیل‏ دادگاه های عمومی و انقلاب و تشکیل‏ سازمان تعزیرات حکومتی را می‏گذرانید با صدور قرار عدم صلاحیت به سازمان‏ تعزیرات حکومتی ارسال شد و قابل توجه‏ است که مجلس شورای اسلامی با وضع‏ قانون اصلاح ماده سه قانون مربوط به‏ مقررات امور پزشکی و دارویی…در ۲۹ فروردین ماه ۱۳۷۴ رسیدگی به برخی از جرائم پزشکی و دارویی را در صلاحیت‏ دادگاه های انقلاب اسلامی قرار داد و بدین‏ ترتیب در حال حاضر برخی از جرائم‏ پزشکی و دارویی به ویژه قصور و سهل‏انگاری پزشکان و تخلف از مقررات‏ صاحبان حرف پزشکی و دارویی در دادگاه های عمومی مورد رسیدگی قرار می‏گیرد و صلاحیت رسیدگی به پاره‏ای از این جرائم با دادگاه های انقلاب اسلامی‏ است و بخش عمده‏ای از آن در صلاحیت‏ سازمان تعزیرات حکومتی است.
۵-مقاله انواع مسئولیت پزشکان، مسئولیت مدنی پزشک، مسئولیت پزشک توسط سید محمد زمان دریاباری در فصلنامه ندای صادق به چاپ رسید وی عنوان کرد که مسؤولیت پزشکی، پاسخگو بودن پزشک در قبال خساراتی است که به بیمار وارد می آورد و این خسارات، ناشی از انجام وظایف پزشکی است. اگر مسؤولیت پزشکی مبتنی بر «نظریه قهری» باشد؛ اثبات تقصیر برعهده بیمار یا مدّعی خسارت است و در صورتی که مبتنی بر «نظریه قراردادی» باشد، بسته به اینکه تعهد پزشک، تعهد به «نتیجه» یا به «وسیله» باشد، موضوع متفاوت خواهد بود.
۱-۴-اهداف تحقیق
در خصوص پژوهش مورد نظر می توان یک هدف کلی را بیان کرد:
بررسی و ارزیابی سیاست جنایی ایران در تخلفات پزشکی منجر به صدمات بدنی.
۱-۵- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
اهمیت انجام این تحقیق، مسئولیت پزشکان به لحاظ ارتباط این دسته از صاحبان مشاغلبا جسم و روح انسان هاست. لذا کوچکترین اشتباهی از ناحیه پزشکان سبب خساراتی گاها غیر قابل جبران خواهد بود. لذا تکلیف جامعه به تدوین سیاست­های کلان در امور پزشکی و تضمین

 

نظر دهید »
پایان نامه کارشناسی ارشد علم اطلاعات و دانش شناسی تأثیر خدمات برون سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

در سال های اخیر بعضی از سازمان ها به منظور بهبود کیفیت خدمات و محصولات، کاهش هزینه ها و زمان تولید و تمرکز بر روی مزیت های اصلی رقابتی و به طور کلی افزایش اثربخشی سازمانی، اقدام به برون سپاری نموده اند. و چنین به نظر می رسد که سازمان ها با برون سپاری فعالیت های خود به سازمان های تخصصی دیگر، بهتر می توانند بر روی فعالیت هایی که ارزش افزوده بیشتری ایجاد می کنند تمرکز کرده و بدین طریق اثربخشی فعالیت های خود را به حداکثر برسانند. افزایش برون سپاری به شرط مدیریت صحیح می تواند منجر به کاهش هزینه ها شود و نقش بسیار مؤثری بر عملکرد سازمان ها و ارائه خدمات با کیفیت بالا داشته باشد و بدین ترتیب سرمایه گذاری در زمینه تسهیلات، تجهیزات و نیروی انسانی را کاهش دهد (سالونه، ۱۳۹۰).
با توجه به حجم روزافزون منابع و افزایش حجم فعالیت های فهرستنویسی، مجموعه سازی، آماده سازی از یک سو و نیز افزایش روزافزون تقاضای خدمات از منابع فراهم آوری شده از سوی کاربران و ثابت ماندن توان کاری کارکنان در تامین این نیازها از سوی دیگر، ناگزیر کتابخانه ها به استفاده از راه های جایگزین برای پاسخ به نیازهای روزافزون هستند و انجام برون سپاری فعالیت ها جهت ارائه این خدمات راهی الزامی، جهت دستیابی به افزایش کارایی، کیفیت خدمات و کاهش هزینه ها به شمار می رود؛ و برای رسیدن به این منظور انجام برنامه ریزی، در اولویت بندی فعالیت ها و مطالعه بر روی ریسک های مسیر اجرا نیز لازم و ضروری است. از سوی دیگر، پیمانکاران و مشاوران نیز به عنوان منابع انجام برنامه برون سپاری بایستی برای رسیدن به ساختار مناسب در جهت ارائه خدمات از کم و کیف کار خود مطلع شده و در صورت نیاز دست به اصلاح ساختار زنند. و از طرفی دیگر چون ابعاد مختلف برون سپاری در متون کتابداری ایران بررسی نشده است و متأسفانه هنوز الگوهای مشخصی در زمینه برون سپاری خدمات کتابداری در دست نیست و با توجه به مطالعات اندکی که در این زمینه انجام شده است. پژوهش حاضر به میزان تأثیر خدمات برون سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی پرداخته است و میزان شاخص های کمیت، کیفیت، اثربخشی و کارایی بر بهبود عملکرد سازمان چقدر مؤثر است؟

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش

پیتر دراکر[۱](۲۰۰۳) در ارتباط با برون سپاری و آثار آن می گوید: چنین امری در واقع در حکم تحولی بنیادین در ساختار سازمان های جهان فردا است. این بدان معناست که دیگر الزامی نیست که شرکت های بزرگ تجاری، ادارات دولتی، بیمارستان ها و دانشگاه های بزرگ به تشکیلاتی بدل شوند که درآمدهای عالی و نتایج قابل اعتنایی را بدست آوردند. زیرا تنها بر فعالیت هایی تمرکز می کنند که به خاطر آنها مأموریت یافته اند، کارهایی را انجام می دهند که دقیقاً به اهداف سازمانی آنها مربوط است. کارهایی را که به خوبی می شناسند و به ریزه کاری های آن آشنا هستند و به نسبت ارزش و اعتباری که دارند به انجام دهندگان آنها دستمزد و کارانه پرداخت می کنند، بقیه کارهای خدماتی اینگونه سازمان ها به منابع بیرونی واگذار می شود. رشد سریع دانش و فناوری، ویژگی بارز دنیای امروز است و اگر سازمان ها نتوانند خود را با سرعت حرکت علم روز به حرکت وادارند ناگزیر از گردونه خارج خواهند شد. انجام برون سپاری فعالیت ها جهت ارائه این خدمات راهی الزامی، جهت دستیابی به افزایش کارایی و اثربخشی، کیفیت خدمات و کاهش هزینه ها به شمار می رود؛ و برای رسیدن به این منظور انجام برنامه ریزی، در اولویت بندی فعالیت ها و مطالعه بر روی ریسک های مسیر اجرا نیز لازم و ضروری است (چشم براه و مرتضوی، ۱۳۸۶).
از آن جایی که عملکرد کتابخانه بستگی به سیستمی با توانایی، استعداد، قدرت بدنی و فکری، امکانات و عوامل از این دست و نیازمند به بکارگیری راهکار های مناسب توسط مدیر و تصمیم گیری صحیح وی و هیئت مدیره است، چرا که اگر راهکارهای مناسب در ساختار سازمان به کار گرفته شود به جهت همسویی ساختار با راهکار های سازمانی می تواند کتابخانه را در دستیابی به اهداف یاری نماید. بنابراین با توجه به راهکار مناسب در واگذاری امور به خارج از سیستم درون سازمان می تواند نقش مؤثری بر نحوه عملکرد کتابخانه داشته باشد. سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی که به عنوان مهم ترین گنجینه های فرهنگ مکتوب در کشور و جهان اسلام و فعال ترین مرکز در صحنه فرهنگی و اجتماعی و علمی کشور فعالیت می کند نیازمند بهره گیری مناسب از این راهکار در راستای تأمین اهداف اصلی خود که ارائه صحیح خدمات است، می باشند. پژوهش حاضر به دلیل پرداختن به تأثیر خدمات برون‌سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی با رویکرد به مؤلفه های عملکردی (کارآیی، اثربخشی، کیفیت و کمیت) حائز اهمیت است.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
برون سپاری، بهبود وضعیت مالی و بهره وری سازمان و کاهش مخاطرات و ریسک های سرمایه گذاری ها و کسب و کار است به نحوی که کتابخانه ها با اتکا به تأمین کنندگان ماهر و مجرب و واگذاری فعالیت های مختلف خود به آنها فرصت بیشتری به تمرکز بر شایستگی های محوری و افزایش مزیت های رقابتی فراهم نمایند. بنابراین پژوهش حاضر برای رسیدن به اهداف مذکور، ضرورت دارد.

 

۱-۴ اهداف پژوهش

 

۱-۴-۱ هدف اصلی

هدف اصلی پژوهش حاضر میزان تأثیر خدمات برون سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی است.

 

۱-۴-۲ اهداف فرعی

 

 

میزان تأثیر خدمات برون سپاری بر کارایی عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی

میزان تأثیر خدمات برون سپاری بر اثربخشی عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی

میزان تأثیر خدمات برون سپاری بر کیفیت عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی

میزان تأثیر خدمات برون سپاری بر کمیت عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی

۱-۵ پرسش های پژوهش

 

 

تا چه میزان خدمات برون سپاری بر کارایی عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی مؤثر بوده است؟

تا چه میزان خدمات برون سپاری بر اثربخشی عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی مؤثر بوده است؟

تا چه میزان خدمات برون سپاری بر کیفیت عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی مؤثر بوده است؟

تا چه میزان خدمات برون سپاری بر کمیت عملکرد سازمان کتابخانه، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی مؤثر بوده است؟

 

 

۱-۶ فرضیه های پژوهش

 

 

خدمات برون سپاری بر کارایی عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی تأثیر مثبت دارد.

خدمات برون سپاری بر اثربخشی عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی تأثیر مثبت دارد.

خدمات برون سپاری بر کیفیت عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی تأثیر مثبت دارد.

خدمات برون سپاری بر کمیت عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی تأثیر مثبت دارد.

۱-۷ تعاریف نظری و عملیاتی مفاهیم پژوهش

برون سپاری: تصمیم تجاری آگاهانه و مبتنی بر تفکر برای واگذاری کار داخل به یک تأمین کننده خارجی(الیوت و تورکو[۲]، ۱۹۹۶ به نقل از شیرانی، ۱۳۸۷).
تعریف عملیاتی: در پژوهش حاضر، منظور از برون سپاری، واگذاری خدمات فهرست نویسی، آماده سازی، فراهم آوری، سفارش، رف خوانی، مرمت و صحافی و خدمات تکثیر در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی است.
عملکرد: فرایندی است که به وسیله آن کار یک سازمان یا کارکنان در فواصلی معین مورد بررسی و سنجش قرار می گیرد(سعادت، ۱۳۸۰).
تعریف عملیاتی: منظور میزان تأثیر خدمات برون سپاری بر کارایی، اثربخشی، کیفیت و کمیت عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی است. که از مدل مفهومی سینگ و تاتل (۲۰۰۴) استفاده کرده‌است.
کمیت عملکرد: تعیین میزان(تعداد) عملکرد سازمان می باشد (عظیم زاد، ۱۳۸۹).
تعریف عملیاتی: منظور میزان تأثیر شاخصه های کمیت بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی است که شامل هزینه، سرعت، آزاد سازی دارایی ها و سرمایه گذاری منابع برون سپاری می باشد.
کیفیت عملکرد: به درجه ای از عملکرد سازمان که به نحو مطلوب و براساس استاندارد های تعریف شده فعالیت مورد نظر صورت پذیرفته باشد (عظیم زاد، ۱۳۸۹).
تعریف عملیاتی: منظور میزان تأثیر شاخصه های کیفیت بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی است که شامل کنترل و نظارت، نوآوری و خلاقیت، امنیت شغلی و ارتقاء کیفیت می باشد.
کارآیی عملکرد: کارایی؛ که عبارت است از «انجام درست کارها» و با نسبت مصرف مورد انتظار منابع بر مصرف واقعی تعریف می شود (سینک تاتل، ۲۰۰۴).
تعریف عملیاتی: منظور میزان تأثیر شاخصه های کارایی بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی است که شامل بهره وری، صرفه جویی در منابع، بازآرایی ساختار سازمانی و مهندسی مجدد فعالیت‌ها می باشد.
اثربخشی عملکرد: اثربخشی عبارت است از «انجام کارهای درست، در زمان مناسب و با کیفیت مناسب» در عمل اثربخشی با نسبت خروجی های واقعی بر خروجی های مورد انتظار معرفی می شود (سینک تاتل، ۲۰۰۴).
تعریف عملیاتی: منظور میزان تأثیر شاخصه های اثربخشی بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی است که شامل استاندارد سازی فعالیت ها، پیشرفت و توسعه فعالیت ها و توانمندی منابع انسانی می‌باشد.

 

۱-۸ متغیر های پژوهش

متغیر مستقل: خدمات برون سپاری (فهرست نویسی، آماده سازی، فرآهم آوری، رف خوانی، مرمت و صحافی، سفارش و تکثیر)
متغیر وابسته: کارآیی، اثربخشی، کمیت و کیفیت

 

۱-۹ محدودیت های پژوهش

کتاب و مقاله و گزارش های بسیار اندک و محدودی در ارتباط با برون سپاری فعالیت های کتابداری وجود داشت.

 

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش

 

۲-۱ مقدمه

پژوهش حاضر به بررسی تأثیر خدمات برون سپاری بر عملکرد سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی پرداخته است. برون سپاری خدمات، شیوه ای است که به مدیران کتابخانه ها و مراکز اطلاع‌رسانی امکان می دهد تا از امکانات و خدمات شرکت ها و سازمان های بیرون از کتابخانه برای دستیابی به اهداف خود بهره برداری کنند. با اینکه بسیاری از کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی در ایران بسیاری از کارها و برنامه های خود را از طریق برون سپاری خدمات انجام می دهند، اما ابعاد مختلف آن هنوز در متون کتابداری بررسی نشده است. بنابراین پرداختن به این موضوع از اهمیت خاصی برخوردار است. در این راستا، در این فصل توضیحاتی در زمینه تعریف برون سپاری، اهمیت برون سپاری، اهداف راهبردی برون سپاری، دلایل برون‌سپاری، انواع برون سپاری، روش های برون سپاری، مزایای برون سپاری، معایب برون سپاری، مراحل برون‌سپاری، عوامل موفقیت برون سپاری، فرایند برون سپاری، برون سپاری با رویکرد بهره وری، نظرات موافق و مخالف برون سپاری، عملکرد و ارزیابی عملکرد، انواع ارزیابی عملکرد، مدل های ارزیابی عملکرد، نظام ارزیابی عملکرد، معرفی سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، وظایف ادارات کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، پیمانکاران تأمین کننده خدمات برون سپاری و پیشینه پژوهش در ایران و خارج از کشور ارائه شده است.

 

۲-۲ تعریف برون سپاری

به عقیده آندریو کاکابادسه[۳](۲۰۰۳)واگذاری جمع آوری مالیات به پیمانکاران(توسط دولت) در زمان رومی ها نخستین شکل برون سپاری بوده است. در قرن هیجدهم و نوزدهم میلادی در انگلستان، عملیات نگهداری چراغ های خیابان ها، مدیریت زندان ها، نگهداری بزرگراه ها، جمع آوری مالیات و… همه به پیمانکاران واگذار می شدند(چشم‌براه و مرتضوی، ۱۳۸۶). به گفته هندری[۴](۱۹۹۵) برون سپاری یکی از قوی ترین و پایدارترین روندها در کسب و کار در ۱۰ سال گذشته است و تخمین زده شده است که تقریباً ۱۳۰ میلیارد پوند در سال به تنهایی صرف برون سپاری در انگلستان شده است(بایلی و دیگرن، ۲۰۰۲). امروزه محیط کسب و کار به دلیل جهانی شدن اقتصاد، بلوغ بازار، تغییرات فناوری، پاسخ گویی به نیاز مشتریان و افزایش رقابت، قابل پیش بینی نیست، و مدیریت کسب و کار را پیچیده می سازد، بنابراین سازمان ها باید روش های جدید مدیریت را مورد توجه قرار دهند. لزوم پاسخگویی به تغییرات بازار به صورت روزانه، و پیش بینی محیط کسب و کار، به معنی آن است که سازمان ها باید بر شایستگی ها و توانایی ها و ظرفیت های اصلی خود تمرکز کنند. که منجر به برون سپاری در آن حوزه ها شده، و می تواند توسط شرکت های متخصص بهبود یابد. (کوئین و هیلمر[۵]، ۱۹۹۴).
عکس مرتبط با اقتصاد
برون سپاری پدیده ای نسبتاً قدیمی است و امروزه به عنوان امری عادی در سراسر جهان رواج دارد. ریشه برون‌سپاری از کلمات بیرون و منبع یابی تشکیل شده است و در معنای عام به واگذاری فعالیت های غیر اصلی سازمان به پیمانکاران بیرونی تعبیر می گردد. برون سپاری از ترکیب دو واژه«Outside» و «Resourcin» تشکیل شده و به طور کلی به کالاها و خدمات ارائه شده توسط سازمان های بیرونی اشاره دارد(کرن[۶]، ۲۰۰۲؛ ساتون[۷]، ۲۰۱۰؛ زیمان و شارما[۸]، ۲۰۱۰). برون سپاری نوعی مقاطعه کاری است که در همه زمینه ها قابل استفاده است و می تواند به صورت ارائه خدمات، ابزار و مانند آنها برای یک سازمان باشد. به بیان دیگر، به تصمیم اتخاذشده توسط یک کتابخانه برای ارائه یا فروش دارایی ها، نیروی انسانی و خدمات به شخص ثالث برون سپاری گفته می شود که طرف قرارداد متعهد می گردد که در قبال درآمد مشخص در یک زمان معین، دارایی ها و خدمات قید شده در قرارداد را ارائه و مدیریت نماید(کرن، ۲۰۰۲). در حقیقت و در عمل، در برون سپاری نه تنها فعالیت ها منتقل می شوند، بلکه عوامل تولید و حق تصمیم گیری نیز در اغلب موارد واگذار می گردد. عوامل تولید عبارتند از: کارکنان – تسهیلات – تجهیزات – فناوری – سایر دارایی ها؛ و حق تصمیم گیری نیز عبارتست از مسئولیت برای تصمیم گیری بر روی اجزاء اصلی فعالیت های منتقل شده(شیرانی، ۱۳۸۷).

 

۲-۳ اهمیت برون سپاری

رشد سریع دانش و فناوری، ویژگی بارز دنیای کسب و کار امروز است. اگر سازمان ها نتوانند خود را با سرعت حرکت علم روز به حرکت وادارند ناگزیر از گردونه خارج خواهند شد. مثال بارز آن حرکت سریع تجهیزات رایانه ای در زمینه سخت افزار و نرم افزار است. استفاده از دانش روز دنیا چه از نظر تجهیزات و چه از نظر علمی هزینه های گزافی را به همراه خواهد داشت که با افزایش رشد، هزینه های سرسام آور آن نیز افزایش خواهد یافت. یکی از راهکارهایی که اقتصاد جهانی برای گریز از هزینه ها به آن دست یافته، «برون سپاری» است. بدین مفهوم که بتوان از دانش و تجربه دیگران و تجهیزاتی که در اختیار آنان است در مواقع مورد نیاز استفاده کرد و فقط پرداخت هزینه جاری مورد نیاز را تحمل نمود و از سرمایه گذاری های علمی و مالی گزاف و زمان برخورداری نمود. سازمان ها در مجموع به این دلایل ناگزیر به انجام برون سپاری خواهند بود: تمرکز به فعالیت های اصلی و ارتقاء آن؛ کاهش هزینه سرمایه گذاری در کسب علم و فناوری های جدید؛ بهره مند شدن از توان مالی، تخصصی و نوآوری و شایستگی تأمین کنندگان بیرونی؛ بدست‌آوردن توانمندی ها، تجربیات و مهارت های دیگران؛ رسیدن به کیفیت بالاتر؛ انعطاف پذیری در قبال خواست مشتریان و استفاده از فرصت های زود گذر؛ کاهش حجم سرمایه گذاری و کاهش هزینه ها ؛ کوچک شدن بدنه فرعی سازمان جهت انعطاف در قبال تغییرات؛ حرکت از سازمان محصول محور به سازمان خدمت محور. که در مجموع سازمان های تحول نیافته گذشته برای بیرون آمدن از پوسته محدود خود باید چهار نکته اساسی را مدنظر قرار دهند: توجه به فرایند سریع اطلاعات و استفاده از آن؛ تغییر در نگرش اقتصادی یعنی حرکت از اقتصاد محلی به اقتصاد فرانگر؛ حرکت از تمرکز گرایی به تمرکز زدایی؛ حرکت از ساختار سلسله مراتبی به ساختار شبکه ای. این سازمان ها برای نیل به موارد فوق ناگزیر به حرکت در سیر صعودی برون سپاری هستند بدین لحاظ می توان گفت که برون سپاری یک انتخاب نیست بلکه یک الزام است(چشم براه، ۱۳۸۶).

 

۲-۴ اهداف راهبردی برون سپاری

کلید توسعه یک استراتژی عملیات کارا، در نحوه درک چگونگی ایجاد یا افزایش ارزش برای مشتریان نهفته است. این ارزش افزوده می تواند با اولویت های رقابتی مختلفی بدست آید. این اولویت های رقابتی، قابلیت ها و توانایی‌هایی هستند که شرکت باید برای بدست آوردن مزیت های رقابتی داشته باشد. این اولویت های رقابتی عبارتند از: کاهش هزینه ها، بهبود کیفیت، انعطاف پذیری، افزایش سرویس دهی و زمان تحویل مزیت رقابتی رهبری هزینه یا تمایز، ممکن است با دستیابی به اهداف کارکردی عملیات بدست آید. تصمیم برون سپاری سنتی، مبتنی بر کاهش هزینه بود. اکنون انگیزه شرکت ها برای برون سپاری تغییر کرده و شامل اهداف عملیاتی دیگری مانند کیفیت، انعطاف پذیری و خدمات است. به این ترتیب شرکت ها مزایای استراتژیکی مختلفی دارند، بنابراین آنها باید اولویت های رقابتی مختلفی را به طور همزمان برای رسیدن به موفقیت دنبال کنند(رودریگویز و روبینا[۹]، ۲۰۰۴).

 

 

کاهش هزینه: به عقیده جنیگز[۱۰](۱۹۹۷) یکی از مزایای برون سپاری این است که می تواند هزینه تولید را فوری با کاهش سرمایه گذاری مورد نیاز برای بهبود فرایندها کاهش دهد. بنابراین هدف از کاهش هزینه ها توسط تأمین‌کننده، رسیدن به مزیت صرفه جویی در مقیاس است. شرکت های پیمانی، با انعطاف پذیری ناشی از هزینه های شرکت مشتری(دریافت کننده برون سپاری) وتبدیل شدن هزینه های ثابت به متغیر، بسته به نیازهای فصلی تأمین کننده خدمت بیشتر تخصصی هستند. سازمان هایی که فعالیت هایشان را برون سپاری می کنند می توانند به آخرین تکنولوژی روز بدون نیاز به سرمایه گذاری دست یابند. بلومبرگ [۱۱](۱۹۹۸) معتقد است که برون سپاری می تواند مزایای اقتصادی ایجاد کند که ممکن است هزینه ها را بین ۴۰-۲۰ درصد کاهش دهد؛ به علاوه برون سپاری ممکن است وسیله انتقال دارایی ها از شرکت مشتری به تأمین کننده باشد. (به عنوان مثال سخت افزار کامپیوتر، وسایل نقلیه، ماشین لباس شویی و…). با توجه به ارزش دارایی ها، فروش آنها ممکن است به طور قابل توجهی جریان پول نقد را به شرکت هایی وارد کند که برون سپاری را به کار گرفته اند (سالونه، ۱۳۹۰).

بهبود کیفیت: کیفیت یک هدف است، که عملیات شرکت را قادر به بهبود می سازد. از نقطه نظر مشتریان از این دیدگاه، کیفیت به معنای بدست آوردن محصول یا خدماتی است که موردنیاز آن هاست. اگر شرکت ها فرایندهایشان را برای برون سپاری انتخاب کنند به معنای آن است که آنها تشخیص می دهند که شرکت هایی هستند که قادرند بخشی از عملیات آنها را بهتر از آنچه خودشان می توانند انجام دهند.بنابراین کاهش هزینه ها نباید تنها مزیت برون‌سپاری باشد بلکه باید بهبود کیفیت هم در نظر گرفت (سالونه، ۱۳۹۰).

انعطاف پذیری: انعطاف پذیری اشاره به توانایی پاسخ به تغییرات و به درجه سازگاری به هنگام مواجه با شرایط در حال تغییر دارد. امروزه تکنولوژی ها ظاهر جدید دارند، فرهنگ مشتری تغییر کرده است و رقابت شدیدتر شده است. این محیط همیشه در حال تغییر، باعث شده است که بسیاری از سازمان ها برای کاهش اندازه آنها و نیز درجه‌ای از ادغام عمودی و تمرکز بر کسب و کار اصلی شان، فعالیت های غیر اصلی یا حاشیه ای خود را برون سپاری کنند. این رویکرد باعث می شود امروزه شرکت ها پویا و انعطاف پذیر شوند و آنها را قادر می سازد با تغییرات و فرصت‌های جدید روبه رو شوند. انعطاف پذیری، بسیار با اهمیت است. زیرا شرکت ها را قادر می سازد تا خطرات را کاهش دهند؛ برای اینکه شرکت ها می توانند فعالیتهایشان را به چندین تأمین کننده واگذار کنند، برای بهبود خدمات و تکنولوژی و کاهش نیاز به سرمایه گذاری در قابلیت های تولید. برون سپاری می تواند انعطاف پذیری بیشتری به عملیات بدهد و سازمان را قادر می سازد تمرکز بیشتری بر وظایفی که به خوبی انجام می دهند، داشته باشند(رودریگویز و روبینا، ۲۰۰۴).

برای نیل به اهداف فوق به برداشتن ۳ گام نیاز خواهد بود. این گام ها عبارتند از:
گام اول – برنامه ریزی: در این مرحله فرایند ها و امور سنجیده و اندازه گیری شده و میزان هزینه ی عملیات و کارهای مورد نیاز مورد بررسی قرار می گیرد. به علاوه انتخاب خدمات دهنده و فهرست کارهایی که باید انجام شوند در طول مذاکرات و قرارداد در این همین مرحله اتفاق می افتند.
گام دوم – اجرا: بازسازی و نظم بخشی دوباره کارهایی که باید انجام شوند، معرفی فرایندهای جدید و روال عادی و توسعه ی سیاست های جدید در این مرحله به وقوع می پیوندد. پس از این مراحل سیستم مورد نیاز برای انجام کارها مورد شناسایی قرار گرفته و سپس کارها با سازمان خدمات دهنده هماهنگ می شود.
گام سوم – مدیریت: این مرحله مشتمل بر مدیریت کیفیت و تفکیک مسائل است. دستگاه های اندازه گیری خاصی برای فعالیت مورد نظر تهیه و در نتیجه کیفیت انجام کار به درستی و صحت مورد بررسی قرار می گیرد. هرگاه بخواهیم این مرحله را به دقت توصیف کنیم، حضور یک مدیر پروژه و متولی کتابخانه در این مرحله ضرورت تام دارد(بری[۱۲]، ۱۹۹۸).

 

۲-۵ دلایل برون سپاری

با وجود فقدان تحقیقات تجربی، مقدار قابل توجهی از مدارک وجود دارد که چرا شرکت ها برون سپاری خدمات را انتخاب می کنند. که دلایل عمده برای برون سپاری عبارتند از: افزایش اثربخشی از طریق؛ به دست آوردن تخصص ها، مهارت ها و تکنولوژی ها؛ به دست آوردن ایده های جدید و نوآور؛ کاهش سرمایه گذاری روی دارایی ها و استفاده بهتر برای سایر اهداف؛ تغییر هزینه های ثابت به هزینه های متغیر؛ توسعه تکنیک های محصول؛ عدم وجود تخصص های مشخص در سازمان؛ کاهش هزینه های درون سازمانی؛ بهبود عملکرد سازمان؛ افزایش انعطاف پذیری سازمان در مقابل تغییرات محیطی؛ تمرکز بر فعالیت های کلیدی؛ افزایش ظرفیت استفاده از منابع داخلی شرکت؛ کاهش هزینه های سربار؛ فرهنگ سازی در امر ایجاد خلاقیت سازمانی (گنجی، ۱۳۹۰).

 

۲-۶ انواع برون سپاری

از نظر پاور[۱۳] و بونیفازی[۱۴] و دسوزا[۱۵] (۲۰۰۴) برون سپاری بر حسب محل اجرای فعالیت به سه دسته کلی و زیر دسته های زیر تقسیم می شود:
الف) بر حسب محل[۱۶]: تلاش های برون سپاری را می توان بر حسب محل (جایی که کار انجام می شود) به دو روش تقسیم کرد: در محل سازمان[۱۷] ؛ خارج از محل سازمان[۱۸]. کار در محل شامل درگیر شدن تیم تأمین کننده خدمات در داخل سازمان مشتری است، در حالی که کار در خارج از محل، به معنی آن است که تأمین کننده خدمات، کار را در سازمان خودش انجام می دهد. این سازمان می تواند فعالیت ها را در درون مرزهای جغرافیایی[۱۹] ؛ کشورهای همسایه[۲۰] ؛ و کشورهای دیگر[۲۱] انجام دهد.
ب) بر حسب ماهیت کار: برون سپاری بر حسب ماهیت کار به دو روش گروه بندی می شود: پروژه محور؛ و فرایند محور
ج) بر حسب ژرفا[۲۲] : پروژه برون سپاری را می توان بر حسب سطح ژرفا به سه روش: سطح فردی (برون سپاری فردی شامل برون سپاری پست های معینی در سازمان مانند کارکنان قراردادی است)؛ وظیفه ای (برون سپاری وظیفه ای شامل برون سپاری وظایف کاری مانند وظایف حسابداری است)؛ شایستگی (برون سپاری شایستگی شامل فعالیت هایی است که به کنترل جریان محصولات یا خدمات در سازمان می پردازد)، گروه بندی کرد.
حسابداری

 

نظر دهید »
تبیین رابطه‌ی جیوه و آتمن مطابق آموزه-های شوتا‌¬شوتره اوپه نیشد۹۳- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

راناده[۴۰۳] می‌گوید: آتمن غیر قابل درک است چرا که او موضوع درونی است که شناخته نمی‌شود.

 

 

آتمن به همه چیز آگاهی دارد. او تمام روابط را درک می‌کند هرگز درگیر هیچ رابطه‌ای نمی‌شود. تمایز موضوعات و اشیا را در بر گرفته و عالم و معلوم است. او نامتناهی است. در انتهای اوپه‌نیشدها آمده است: آتمن‌، مطلق غیر قابل درکی است که به عنوان برهمن آزاد شناخته می‌شود. او نفس پنهان در موجودات است که بوسیله‌ی هوش ناهنجار دریافت نمی‌شود. او توسط بصیران از طریق هوش لطیف و درک مستقیم دریافت می‌شود. [۴۰۴]

او در عالم کبیر به صورت سه مرتبه‌ی هستی و در عالم صغیر (انسان) به شکل پنج قشر تعینات جسمانی تجلی می‌کند که در جای خود به آن پرداخته می‌شود.
از آنجایی که جیوه همان آتمن است البته با تفاوت اندکی که ذکر شد، لذا بند دوم از تیتریه­اوپه‌نیشد‌، پنج آتمن را ذکر می‌کند آتمن‌های آنّه‌‌میه‌، پرانه‌میه‌، منومیه‌، ویجناننه‌میه و آننده‌میه که همگی آنها مانند نوع انسان و طبیعت به صورت یک کل نشان داده شده‌اند.
چهار آتمن اول مانند پوشش و پوسته‌ای هستند که همانطور که قبلاً ذکر شد کشه نامیده می‌شوند. آتمن پنجم مانند هسته‌ی مرکزی و اصل می‌باشد و با درآوردن یک به یک این پوسته‌ها به تدریج در لایه‌های درونی نفوذ کرده و در نهایت به ژرف ترین بخش اساسی وجود انسان و طبیعت دست پیدا می‌کنیم.[۴۰۵] آتمن انه‌میه‌، خودی است که وابسته به غذاست و تجسم آتمن در بدن مادی انسانی است. اندام‌های جسمانی اجزای تشکیل دهنده‌ی آن هستند. آتمن انه‌میه‌، پرانه‌منیه را در درون خود جای داده است. خودی که وابسته به نفس و حیات است‌، این آتمن، شالوده‌ی زندگی است و در یک معنای کیهانی کل فضا‌، بدن اوست‌، زمین هم شالوده‌ی بنیان آن است. با درآوردن این دو لایه به لایه‌ی سوم یعنی منومیه می‌رسیم. خودی که وابسته به ذهن است اجزای تشکیل دهنده‌ی آن وده‌های چهارگانه همراه با براهمنه‌ها [۴۰۶]بیان شده‌اند.[۴۰۷]
ژرف‌ترین لایه‌ی یافت شده آتمن، ویجنانه میه است. خودی که به شناخت وابسته است. این جایگاه آتمن را نیز باید مانند یک پوسته رها کنیم تا در نهایت به آننده‌میه برسیم خودی که وابسته به سعادت و سرور است. ژرف‌ترین جوهره‌ی وجود آدمی و طبیعت می‌باشد. افکار در برابر این آتمن محو می‌شوند و دیگر موضوع شناخت نیست این آتمن در برابر حقیقت تجربه است که از جنبه‌ی ماورایی آن وصف ناپذیر‌، غیر قابل فهم‌، بدون آگاهی و غیر حقیقی قرار گرفته است. چرا که آفریدگار سعادت است.[۴۰۸]
فرد این آتمن قائم به ذات را فراموش می‌کند و اتحاد خود را با توده‌ی پوست‌، گوشت‌، چربی‌، استخوان­ها متحد می‌داند در حالیکه بشر از تفاوت خودش با نفس با خبر است. روح یا آتمن از این جسم انسانی‌، متعالی­تر است‌، آتمن نمی‌خواهد دوباره و دوباره متولد ‌شود و در میان غم وشادی که جز لاینفک زندگی انسان هستند قرارگیرد درک نفس و درک خدا می ­تواند به آسانی بوسیله‌ی کمک یک گوروی حقیقی صورت گیرد.[۴۰۹]
اینکه چطور روح و بدن اسیر می‌شود و توسط نفس مشروط می‌شود اینگونه پاسخ داده شده که این امر، کار اویدیه است. غفلت از خود حقیقی بحث این مسأله می‌شود و محدودیتی است که توسط خود برهمن تحمیل شده و این یک تبعید اختیاری برای تحقق بخشیدن بهتر خوشی (لذت) منزل گزیدن در این بدن است.[۴۱۰]
جسم به علت وجود جیوه جایگاه مناسبی برای تولد مجدد می‌شود‌. همانطور که ذکر شد جسم، بدن علّی نامیده می­ شود زیرا او علّت قرار گرفتن روح است‌. در اوپه­نیشدها پسر جوانی به نام نچیکتس[۴۱۱] از یمه[۴۱۲] خدای مرگ در مورد حوادث بعد از مرگ می‌پرسد. یمه ابتدا از پاسخ طفره می‌‌رود، چرا که خدایان لازم نمی‌دانند هر چیزی را بگویند. بالاخره او جوابی می‌دهد که شکلی از درک هندویی از زندگی و مرگ است. او می‌گوید بدن از دو بخش روح و جسم یعنی آتمن و شریره تشکیل شده که آتمن ابدی است و این شریره است که می‌میرد. روح بوسیله‌ی سه شریره یعنی استوله و سوکشمه و کرنه احاطه شده است و زمانی که پیغام یمه بیاید مرگ اتفاق می‌افتد یعنی او ذهن را از جسم بیرون می‌کشد و در این زمان جسم‌، بی‌حس می‌شود و نسبت به حوادث عکس­العمل نشان نمی دهد. نابودی آغاز شده و جسم باید سوزانده شود‌. کاسه‌ی سر ترک پیدا کرده باز می‌شود روح و بدن علّی می‌توانند از آن خارج شوند و در طول مراسم مرده سوزانی، این روند ادامه پیدا می‌کند.[۴۱۳]
برای روح در این آئین دو راه وجود دارد یا اینکه رهایی یافته و به برهمن برسد که در این صورت از چرخه‌ی باز پیدایی جدا شده و نیازی نیست تا به جسم دیگری وارد شود اما راه دوم اینگونه است که فرد بر اثر اعمال گذشته‌اش دچار کرمه شده و بعد از مرگ روح او وارد جسم دیگری خواهد شد. روح با توجه به صلاحیت و امور انجام شده وارد جسم شده و شریره بوجود می‌آید.
هنگامی که روح درون آگاهی جسمانی نزول پیدا می‌کند تحت نفوذ مایا و اویدیه قرار می‌گیرد و زمانیکه بوسیله‌ی مایا فریب خورده و اغوا می‌شود محدود به نفس شده و با جسم متحد می‌گردد. او مانند نفس به همه‌ی محدودیت‌ها‌ی خود و شرایط جسمانی نسبت داده می شود. او نمی‌تواند علم لایتناهی و حضور خود را مستتر نشان دهد. او خود را محدود دیده و می‌گوید: «من بدن هستم‌، این خانواده‌ی من و نام من است، این دارائی من است».[۴۱۴]
ظرف نزول روح با توجه به کرمه­ی فرد متفاوت و بر اثر هر عملی که او در این دنیا انجام داده شریره‌ی او در دوره‌ی بعد متفاوت است این روح ممکن است در سنگ‌، حیوان‌، انسان‌، درخت و غیره بروز پیدا کند. لذا با توجه به مسائل ذکر شده مشخص می شود که سه بعد وجودی انسان یعنی جیوه‌، آتمن و شریره به طور مستقیم با یکدیگر رابطه داشته و بر همدیگر اثر می‌گذارند.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

فصل پنجم

 

نحوه‌ی ارتباط ابعاد سه‌گانه انسان با برهمن‌،

 

سمساره و تپسه

 

مقدمه

برهمن در آئین هندو حقیقت غایی هر چیز محسوب می­ شود در همه این آئین او را به عنوان حقیقت ازلی معرفی می­ کنند که وجود هر موجودی از اوست. برای او اوصافی می­آورند که در برگیرنده­ی همه چیز است. آنها او را سرچشمه همه چیز می­دانند با توجه به اعتقادات آنها این سوال مطرح می شود که برهمن به عنوان خدای مطلق چه رابطه­ای با آتمن، جیوه و شریره به عنوان عناصر تشکیل دهنده انسان دارند؟ با مطالعه متون هندوئی می­توان به این مسأله پی برد که خود حقیقی یعنی آتمن را با او یکی می دانند.
سرنوشت انسان پس از مرگ، موضوعی است که همه­ی مکاتب به آن پرداخته و آن را مورد بررسی قرار می­دهند. تناسخ در آئین هندو نیز همینگونه است. سمساره، روندی است که توسط آن، ماده­ی اثیری، جسم را ترک کرده و به جسمی دیگر وارد می­ شود و یا به عبارت عام­تر، حالت وجودی دیگری اعم از انسان، حیوان و گیاه به خود می‌‌گیرد. برهمن به عنوان وجودی متعالی در این روند تأثیر می­گذارد. سؤال این است که انسان با توجه به ابعاد وجودی­اش چگونه بر این چرخه تأثیر می­گذارد؟
از دیگر مفاهیم مهم آئین هندو، ریاضت یا تپسه است که خاستگاه آن را می­توان از بدو آفرینش دانست، چنانکه در کتب هندویی آمده است که این عمل توسط خدایان و همچنین انسان برای تغییر و یا از بین بردن کرمه انجام می­‌شده است که برای تبیین بیشتر به این مباحث می­پردازیم.

 

ارتباط ابعاد سه­گانه­ی انسان با برهمن

برهمن تنها حالت وجود است. نه وجود شخصی دارد و نه شیئ است. بلکه مفهومی غیر شخصی است او را می‌توان حالتی دانست که از تمامی موضوعات و اشیاء آزاد و بر همه برتری دارد. او را می­توان نامی برای تجربیات بی ­پایان موجودات کامل دانست. مکتب ادویته‌، برهمن را به نام سچید­آننده[۴۱۵]می­شناسند که به معنای وجود ست[۴۱۶]‌، آگاهی چیت[۴۱۷] و سرور آننده[۴۱۸] است. البته باید این مسئله مورد توجه قرارگیرد که این عناوین جزء ویژگی­ها­ی برهمن محسوب نمی­ شود بلکه این موارد واژگانی هستند که بشر بتواند توسط آن برهمن را درک کند. سچیت­آننده نماد برهمن است که توسط ذهن برای شناخت هر چه بهتر برهمن توضیح داده شده است.[۴۱۹]
فلاسفه­ی اوپه­نیشد­ی‌ برهمن را، حقیقت نهایی معرفی می­ کنند که در پس جهان آفرینش وجود دارد. این حقیقت نهایی با ابعاد انسان ارتباطی تنگاتنگی دارد. آنها برهمن را متحد با آتمن می­دانند و آن را با عبارت تت توام اسی توضیح می­ دهند که تت بر برهمن دلالت می­ کند و از این طریق اوست که جهان بوجود می­آید. توام به معنای تو است که برای آتمن یعنی نفس فردی به کار می­رود. چندوگیه(۸٫ ۷٫ ۶) این مسئله را اینگونه بیان می­ کند: ” آن‌، همان چیزی است که دارای بهترین وجود می­باشد و به عنوان روح همه­ی جهان است آن نفس است‌، آن تو هستی.”[۴۲۰]
او را سچیت­آننده معرفی نموده‌اند اما باید گفت در عین حال سچیت­آننده نیست بلکه اینها صفات نیکی هستند که به برهمن نسبت داده شده است تا درک بهتری از برهمن ارائه شود و او برای افراد قابل شناخت باشد یعنی اینکه این صفات هیچ خللی در ذات برهمن ایجاد نمی­ کنند بلکه به عنوان مشخصه­های نیک او محسوب می­شوند که در تجربه­ی معنوی بدست می­آید. یجنه­ولکیه فرزانه­ی اوپه­نیشد­ی می­گوید: هیچ چیز دیگر یا توضیح بهتری از برهمن وجود ندارد جز اینکه بگوییم آن‌، نه این است نه آن.[۴۲۱]
برهمن، محافظ همه­ی جانداران چه انسان و چه موجودات تک سلولی است. او در همه چیزی نفوذ دارد. این حالت در انسان بیشتر از سایر موجودات است‌. روح همان روح است اما از لحاظ ساختار بدنی و احساسات تغییر نموده است و گرنه ارواح موجودات برابرند این مسئله یک اتحاد فیزیکی در تنوع و گوناگونی­ها­ی تجربی است.[۴۲۲]

 

نحوه‌ی پدید آمدن آتمن

آتمن چیستی انسان یا همان حقیقت متعالی اوست. او در ذات همه­ی موجودات وجود دارد و به هر موجودی یک حقیقت و واقعیت کامل بخشیده است اگر او را همان برهمن بدانیم او روح جهان است.
فصل ششم چندوگیه اوپه­نیشد به این نکته اذعان دارد‌، شوتاکتو اینگونه می­بیند که آن حقیقت الهی‌، اشتیاق به زیاد شدن داشت و درون عناصر آب‌، آتش و زمین متکثر شد. او وارد این عناصر شد و آتمن بوجود آمد‌، سپس آتمن به عنوان زمینه یا اساس همه­ی موجودات آفریده شده‌، قرار گرفت.[۴۲۳]
در فصل دوم تیتریه اوپه­نیشد نیز تجزیه و تحلیلی از ذات انسان را مشاهده می­کنیم که در تفکر هندویی شکل گرفته است. این تفکر‌، نفس یا خود حقیقی و یا همان آتمن را توضیح داده است که درون پنج پوسته یا کشه محصور شده است. غلاف فیزیکی را انه­میه کشه می­نامند‌، غلاف حیاتی را پرنه­میه­ کشه‌، غلاف ذهنی‌، منومیه کشه‌، غلاف عقلی ویجنانه­میه کشه و غلاف سعادت یا سرور‌، آننده­میه کشه نامیده می‌شود و این غلاف­ها یکی پس ازدیگری آتمن یا نفس حقیقی را که در مرکز قرار دارد پوشانده­اند. بیرونی­ترین غلاف‌، جسم غذایی یا خوراکی و یا بدن مادی می­باشد که پی در پی یا غلاف یا بدن یعنی نفس یا نیروی زندگی‌، ذهن‌، آگاهی و سعادت در مرکز، آتمن را پوشانده­اند. سعادت‌، به عنوان نزدیک­ترین چیز به نفس قرار دارد. این پنج غلاف ذات انسانی در اوپه­نیشد­­ها بوسیله­ فلسفه­­ی ودانته و بسیاری از مکاتب یگه توضیح داده شده است.[۴۲۴]­
آتمن‌، جرقه یا شعاعی از ملکوت‌، از واقعیت مطلقی است که درون شخصیت کرمه­ای که حالت فردی می‌باشد قرار گرفته است. آتمن خلق نشده و در حقیقت‌، با واقعیت مطلق‌، یکی است. او فقط در جهان مایا‌، متجلی شده و به همین علت اینگونه به نظر می­رسد که از آتمن­ها­ی دیگر و واقعیت مطلق جداست. ممکن است اینگونه تصور ­شود که تعداد زیادی آتمن وجود دارد اما حقیقت این است که او فقط یکی است که توسط ماده­ی کرمه­ای شکل گرفته و خالص است و با واقعیت مطلق‌، متحد است.[۴۲۵]
همه­ی جهان یعنی جهان کیهانی‌، تجلی برهمن و اتحاد آن با یک نفس فردی می­باشد که همان آتمن است. جهان آتمن و آتمن فردی از هم جدا نیستند. این مسئله در حماسه­ها­ی بزرگ هندو نیز مشهود است. چنانچه در رامایانه و مهابهاراته‌، حقیقت راستین و تقدیر زندگی بشر آشکار شده است. رامه[۴۲۶]‌، نماد یک انسان متعالی است. این حماسه‌، از طریق شخصیت­ها­ی آن‌، پیام­ها­ی بسیار بزرگی به ما منتقل می­ شود. هدف زندگی بشر بر طبق گیتا‌، درک نفس است یعنی اینکه شخص به حقیقت خودش آگاهی داشته باشد. تجربه­ی هندویی‌، حقیقت و واقعیت معنوی را به عنوان یک مسئله­ ملکوتی یا الهی توضیح می­دهد و تأکید می­ کند که همه­ی موجودات از یک نیروی غیر مادی به نام برهمن بوجود آمده­اند.[۴۲۷]
جیوه نیز که یکی از ابعاد انسان است با برهمن ارتباط دارد. جیوه برگرفته از برهمن است که در بدن‌، تجلی یافته است. شوتاشوتره در ۹‌، ۵ می­گوید: ” جیوه به اندازه­ یک تار مو است که به هزاران بخش شکافته شده‌، یکی از آن بخش­ها خود نیز به صد­ها تکه­ی دیگر قسمت شده است. جیوه بسیار ریز است و در قلب جای دارد. او در بدن به صورت آگاهی جریان دارد همانگونه که عصاره­ی چوب در درون اتاق جریان دارد. ” جیوه بیشتر بسط داده شده و درون بدن فردی با پرکریتی ظهور پیدا می­ کند.[۴۲۸]
البته هر کدام از مکاتب‌، دیدگاه متفاوتی در مورد جیوه دارند به عنوان مثال بر طبق دیدگاه وی­شیشته­دویته ودانته[۴۲۹]‌، جیوه‌، انو [۴۳۰] یا ذره می­باشد و علت آن‌، این است که اوپه­نیشد­ها‌، جیوه را به عنوان یک چیزی که بی نهایت کوچک است معرفی کرده ­اند. به عنوان مثال موندکه­اوپه­نیشد می­گوید: این آتمن‌، انو است و بوسیله­ ذهن شناخته می­ شود و شوتاشوتره نیز می­گوید: نفس چیزی است که کوچکتر از هزاران تشعشع نور است که درون هزاران زمان تقسیم شده و هنوز در محدوده­ بسیار ریزی قرار دارد.[۴۳۱]
جیوه می‌تواند با برهمن یکی شود. وحدت جیوه­ها با برهمن به این صورت است که برهمن به صورت نفس یا خود تقسیم نشده است. این مسئله نشان دهنده این است که جیوه­ها همان برهمن هستند و به چیز­ها­ی دیگر تقسیم نشده ­اند. تفاوت اصلی جیوه با برهمن و همینطور جیوه­ها که به عنوان‌، خود­ها­ی بی­شمار جداگانه­ و مستقل شناخته می­شوند در تجربیات مرسوم بشری وجود دارد. این مسئله در فلسفه­ی ودانته‌، به علت وجود مایا و اویدیه، تحت عنوان ” ظهورات دروغین” شناخته می­شوند.[۴۳۲]
شنکره معتقد است برهمن‌، تنها موجودی است که وجود دارد‌، هستی و کیهان‌، بدنش می­باشند و جیوه­ها یا ارواح‌، موجودات زنده­ی بی­شماری هستند که در کیهان‌، اسیرند. آنها اشعه­ها­ی خورشیدند که از آن متشعشع می­شوند. ارواح فردی­ای هستند که از برهمن یا کیهان‌، نمی­توانند جدا باشند. درک این موضوع، بخشی از دانش است که به نجات و رستگاری ختم می­ شود.[۴۳۳]
جیوه در اصل همان برهمن است با یک اختلاف و آن‌، اندازه­ بسیار کوچک جیوه می­باشد. جیوه‌، سعادت و آگاهی برهمن است که به این حالت درآمده و محدود شده است. مانند الماسی که با آلودگی­ پوشیده شده است. او با منیت یعنی اهم کاره[۴۳۴] و پرکریتی پوشیده شده است. این جسمانیت جیوه توسط بدن و چرخه­ی سمساره بوجود آمده است که همگی آنها نتیجه­ منیت یا نفس می­باشند.[۴۳۵]
جیوه‌، خاستگاه و پشتوانه­ی اولیه خود را که از برهمن بدست آورده‌، فراموش نموده و منیت باعث شده تا جیوه­ها در جهان دچار کشمکش شوند و از این امر یعنی رابطه­ جیوه­ها و جهان‌، مایا بوجود آمده است. پس این ارواح کوچک همگی‌، همانطور که گفته شد شبیه تشعشعات خورشید می‌باشند اما در عین حال تشعشعات آن نیستند. هر روحی یک بخش الهی دارد که از خدا نشأت گرفته است. جیوه می تواند از اموری که به خاطر جهل و اثرات مایاست رها شود. نفس به خاطر کرمه دستخوش تغییرات شده و در چرخه­ی سمساره گرفتار می­ شود اما بوسیله­ مکشه می ­تواند این آگاهی را دوباره بدست آورد.[۴۳۶]
مسئله­ مهمی که تمامی مکاتب فلسفی هندوئی به عنوان اصل تفکر خود مطرح می­ کنند و در سوتره­ها نیز آورده شده مسئله­ برهمن و اتحاد او با آتمن و جهان است. در اصل رابطه­ بین خدا‌، جهان و انسان مسئله‌ی متافیزیک است و وجود انسان‌، بخشی از جهان می­باشد و جهان نیز در برگیرنده­ی موجودات مدرک و غیر مدرک می­باشد که به برهمن نسبت داده می­ شود. بنابراین می­توان گفت: برهمن و انسان که به نوعی نماینده­ی همه­ی موجودات زنده است و جهان مادی سه ضلع فلسفی را تشکیل می­دهند.[۴۳۷]
با توجه به تمامی مباحث مطرح شده در این امر‌، مشخص می­ شود که انسان بر اساس نظر اوپه­نیشدها‌، دارای دو بعد اصلی روح و جسم است که بعد روحانی او به دو بخش آتمن و جیوه یعنی روح فردی و نفس تقسیم شده و از این جهت می­توان انسان را متشکل از آتمن‌، جیوه و شریره دانست و آنچه اسیر چرخه­ی زاد و مرگ می­ شود‌، جیوه است که به خاطر پوشیده شدن توسط جرم­ها­ی مختلف محدود شده و به عنوان شریره‌، در چرخه­ی باز پیدایی گرفتار می­گردد اما آتمن به عنوان بخش زنده­ی یک موجود در انسان قرارگرفته و ابدی و جاودان است و هم اوست که با برهمن متحد شده و انسان را از این چرخه نجات می­دهد.
جیوه و آتمن‌، دو بعد برهمن می­باشند که این دو بعد در اصل‌، یکی هستند که بوسیله­ اتحاد با برهمن به مکشه رسیده و رها خواهند شد.

 

ارتباط ابعاد سه­گانه­ی انسان با سمساره و نقش آن در سرنوشت آن

سمساره در سنسکریت به معنای سرگردانی آمده است و در تمام نظام­های فلسفی هند پذیرفته شده است. همانطور که مشخص است هدف آیین هندو، رهایی از سمساره و در نهایت پایان دادن به چرخه­ی تولد و باز تولد می­باشد. این دیدگاه در مورد نفس‌، متفاوت از نفس مورد بحث در روانشناسی است. برطبق این دیدگاه‌، جهل نفس موجب رنج انسان می­ شود. سانکیهه که قدیمی­ترین مکاتب فلسفی هندوئی است تفاوت بزرگی مابین روح و ماده قائل است. آنها روح را دارای آگاهی می­دانند که به خاطر این زندگی‌، گرفتار ماده شده است.[۴۳۸]
در مطالعه­ تفکر هندویی، این مفهوم بارها ذکر شده است البته نه این واژه و عبارت، اما در وده­ها برای نخستین بار مشاهده می­کنیم که نظریه­ی روح بسیار مطرح می­ شود که این روح می ­تواند بدن را ترک کند. در رگ­وده‌، متوفی به جهان نیاکان می­رود و این مسئله برای همه­ی مردگان رخ می دهد و تفاوتی بین ارواح خوب یا گناهکار وجود ندارد اما رگ­وده­ی متاخر تمایزی مطرح شده است. اصل بر این است که ملکوت یا آسمان برای اشخاص درستکار و جهنم برای افراد نابکار می­باشد و در رگ­وده(I,35) سه ملکوت یا سه جایگاه برای متوفی‌، ذکر کرده­ است. در رگ­وده (X,14,8) آمده است: ” تو با پدارنت و با یمه متحد خواهی شد. تو با کار­ها­ی خوب در عالی­ترین ملکوت پاداش می­گیری‌، تو به خانه­ات بر می گردی‌، تو عیوبت را رها خواهی کرد. تو با بدنت یکی می­شو­ی و سرشار از قدرت خواهی شد.” این سروده تنها به یک روح اشاره نمی­ کند بلکه به روح بسیاری اشاره می­ کند که قابلیت رفتن و برگشتن با اعمال خوب را دارد.[۴۳۹]
متون و داستان­های قدیمی[۴۴۰] هند نیز شامل مواردی هستند که به سمساره اشاره می کند. داستان­هایی که در مورد درختان و گیاهان هستند و به واقعیت­ها­ی متافیزیکی مشهوری اشاره می­ کنند و با تغییر یافتن مفاهیم‌، جانداران دچار مرگ شده و یا در چرخه­ی سمساره گرفتار می­شوند. جیوه را زندگی معنا نموده ­اند و مکشه‌، رهایی است. جیون­موکتی نیز فردی است که به حالت آگاهی متعالی رسیده در حالیکه هنوز زنده است و در این حالت است که چرخه­ی تولد و باز پیدایی پایان می­یابد و روح رها شده در آگاهی سرشار از برهمن است و سمساره یعنی گردش مکرر تولد و مرگ‌، فعالیتش پایان می­یابد. در اوپه نیشد­ها­ می­خوانیم‌، با دستیابی به برهمن، آنچه باید اتفاق بیفتد‌، رخ خواهد داد هیچ غم واندوهی وجود نخواهد داشت‌، پرندگان و حیوانات‌، وجود دارند و زندگی می­ کنند و تنها کسی که ذهنش را به حالت تفکر و تعمق نگه داشته است در آنجا زندگی می­ کند. تمامی این مفاهیم در داستان­ها و اسطوره­های هندوئی ذکر شده­است.[۴۴۱]
در براهمنه­ها نیز نظریه­ی باز تولد ذکر شده است. شته­پته­ براهمنه[۴۴۲](I.5.3.14) می‌گوید: مطمئناً پس از پایان زمستان‌، دوباره بهار خواهد آمد. در زندگی برای بیرون راندن یکی دیگری متولد خواهد شد بنابراین اوست که می­داند این دوباره زاییده شدن در جهان ضروری است. بنابراین عنصری که در مورد نظریه سمساره در اینجا مطرح شده این است که روح سیار‌، در این دنیا‌، سیار است یعنی دوباره زاییده شدن مخصوص این جهان است. [۴۴۳]
نظریه­ی بازپیدایی در اوپه­نیشدها نیز مطرح شده است. واژه­ی سمساره اولین بار در کته­اوپه­نیشد (III, 7) آمده است و همچنین در بریهدآرنیکه (IV, 4.4) نیز اینگونه مطرح شده که همانگونه که زرگر‌، تکه­ای طلا را برداشته و شکل جدید و زیباتری به آن می‌دهد. به همان صورت‌، روح این بدن مادی و جهل آن را رها کرده و شکل زیباتر که شبیه هر یک از نیاکان (گندهاروه­ها)[۴۴۴] یا خدایان (پرجاپتی)[۴۴۵] یا موجودات دیگر می­باشد برای خود برمی­گزیند. در کته­اوپه­نیشد مسأله اینگونه مطرح می­ شود که شخصی که درک ندارد و بی­فکر است و ناخالصی دارد به هدف نرسیده و وارد سمساره می­گردد. البته اینجا‌، علت بازپیدایی مطرح نشده است.[۴۴۶]
در بریهدآرنیکه­اوپه­نیشد گفتگویی در مورد بازپیدایی وجود دارد. شبیه همین در چندوگیه (V.3.3) آمده است که در هر دو اوپه­نیشد‌، شاگرد جوانی به نام شوتاکتو به نزد آموگار کشتریه­ای به نام جیبلی[۴۴۷] می­رود و استاد اینگونه از او می­پرسد که آیا می‌دانی انسان بعد از مرگ چگونه است و به کجا می­رود؟
شاگرد پاسخ داد: نه.
او گفت: می­دانی چگونه آنها دوباره به این جهان بازمی­گردد؟
شاگرد گفت: نه.
استاد گفت: می­دانی چرا آن دنیا با افرادی که به آنجا می­روند پر نشده است؟
او گفت: نه‌، چرا آن جهان پر نشده است؟
در پاسخ‌، از سفر ارواح پس از مرگ صحبت به میان آمد و بیان شد ارواحی که عبادت می­ کنند و به جهان برهما اعتقاد دارند هرگز برنمی­گردند اما ارواحی که خیرات می­ کنند‌، ریاضت کشیده و قربانی می­ کنند‌، دوباره در زمین متولد می­شوند و کسانی که این دو راه را نمی­دانند و آن را انجام نمی­ دهند مانند حشرات و حیوانات گزنده دوباره متولد می­شوند. آن جهان به خاطر واقعیت بازپیدایی هرگز پر نمی­ شود.[۴۴۸]
در اوپه­نیشدها برهمن را با یک درخت انجیر قدیمی که ریشه­­هایی در بالا و شاخه­هایی در پایین دارد نشان داده­اند. در آن درخت، همه­ی جهان وجود دارد و فراتر از آن هیچ چیزی نمی ­تواند عبور کند. در گیتا نیز آفرینش را با درختی که ریشه ­های آن در ملکوت و شاخه­های آن در پایین یعنی این جهان می­باشد نشان داده­اند. به این درخت، “اشوتتهه”[۴۴۹] گفته می­ شود که نماد آفرینش است اما همین درخت در کته اوپه­نیشد برای سمساره و چرخه­ی زاد و مرگ به کار رفته است.[۴۵۰]
متون هندو برای این کلمه‌، معانی متعددی ذکر کرده ­اند. اشوه[۴۵۱] به معنای اسب است و اشوتهه یعنی جایگاه اسب‌، چرا که اسب­هایی از خورشید به دنیای یمه (یمه­لوکه)[۴۵۲] فرود می­آیند و از آنجا که آگنی یا یجنه­پرجاپتی[۴۵۳] از آسمان خدایان به زیر افتاد‌، این کلمه استفاده می­ شود. شنکره این واژه را توضیح داده و از آن‌، به درخت سمساره یاد می‌کند. شوتاشوتره در (۳٫۹_ ۳٫۷) و (۶٫۶_ ۴٫۶ ) به این درخت اشاره کرده است.[۴۵۴]
بهگودگیتا (۲٫۲۲) می­گوید: همانند شخصی که لباس کهنه را درآورده و لباس جدید می­پوشد به همان صورت‌، روح‌، یک بدن مادی را رها کرده و وارد بدن مادی دیگری می­ شود. سمساره لذت­های زودگذری را بوجود می­آورد که باعث می­ شود افراد به بازتولد برای لذت بردن از لذات بدن فانی‌، مایل شوند. برخی تفکرات هندویی بر این امر است که آتمن پس از چندین دوره تناسخ‌، در جستجوی اتحاد با روح کیهانی یعنی برهمن برمی­آید.[۴۵۵]
مسئله‌ی اساسی این است که جهان تجربی انسان از ارواح فردی­ تشکیل شده که همه نسبت به هم روابط علّی دارند که این امور واقعی نیستند و واقعیت یکی است‌، غیرقابل تغییر‌، کامل و درونی که همان برهمن است. ذات انسان توسط عناصر سمساره­ای جسم و آگاهی فردی و جیوه از بین نمی­رود. آتمن نیز غیر فانی و بدون شکل و محدودیت است و این امر‌، پایه­ همان نظریه­ی معروف “تت توام اسی” است. در اوپه­نیشدها وجود سمساره را لی‌لا می­دانند. ذات برهمن‌، شادی و سعادت است اما سمساره‌، مایا و غیرواقعی است که انسان می ­تواند این مایا و اویدیا را از بین برده و نفس حقیقی خود را که همان برهمن است آشکار کند و همین مسأله باعث رهایی از چرخه‌ی سمساره خواهد شد. و تمام بحث اوپه­نیشدها‌، حول همین محورهای روابط برهمن و آتمن با سمساره است.[۴۵۶]
بنابراین آتمن بر طبق موارد ذکر شده تغییری نمی­ کند بلکه این جیوه است که بواسطه­ محدودیت به شریره تبدیل شده و اصل تغییر موجود زنده در چرخه­ی سمساره در شریره اتفاق خواهد افتاد‌، چرا که شخص‌، عین اعمالش است و اگر کار خوب انجام دهد به اشکال خوب و اگر کار بد انجام دهد‌، به شکل­های بد تغییر پیدا می­ کند. افکار هندویی‌، اکنون بر متون اوپه­نیشدی بیشتر تأکید دارند چرا که در وده­ها اعتقاد بر این بود که گردونه­ی بازپیدایی وجود ندارد بلکه فرد‌، تنها به جهان نیاکان وارد خواهد شد اما متون اوپه­نیشدی بر این امر تأکید می­ کند که شخص با توجه به اعمالش وارد چرخه می­ شود و تنها در صورتی­ که آتمن با برهمن یکی شود از این گردونه رهایی خواهد یافت.

 

رابطه­ ابعاد سه­گانه­ی انسان با تپسه

تپسه در رگ­وده به عنوان نیروی خالق آمده است. به این معنی که بی­نظمی را تبدیل به کیهان یا جهان می‌کند. در عمل متقابل با دیگر اشکال گرما یا حرارت‌، تپسه موجب می­ شود جهان در اسطوره­های آفرینش وده­ای بوجود آید و این مسأله به عنوان یکی از خصوصیات خدایان وده­ای از قبیل آگنی و سوریا[۴۵۷] آمده است‌، در حالیکه ایندره[۴۵۸] تپسه را در حرارت نبرد بوجود می­آورد. [۴۵۹]
در مراسم قربانی یجنانه[۴۶۰]‌، قربانی کننده باید گوشه­نشینی اختیار کرده و در حالیکه روبروی آتش نشسته از درون با خود خلوت کند همانگونه که راهبان در مراسم تشریفاتی این عمل را انجام می­‌دهند. در آئین هندو اسطوره­ها و مراسمات تشریفاتی زیادی وجود دارد که در همه­ی آنها تپسه انجام می­شده است چرا که تپسه، نیروی خالق یک واقعیت جدید است. پس از مدت زمانی‌، ریاضت ابتدایی که به معنای تپسه بود‌، بوجود آمد و برهمه­چاریه­های مجرد‌، تپسه را بوسیله­ اعمال ریاضتشان انجام می­دادند. این امر در اتهرووده (۱۷٫۱٫۲۴) ذکر شده است. در شته­پته­براهمنه (۱۱٫۵٫۸٫۱ و ۱۰٫۵٫۳٫۱) نیز به این مسأله اشاره شده است.[۴۶۱]
در رگ­وده‌، سرودهای خاصی وجود دارد که تپسه را به عنوان عنصر اساسی نیرو در آفرینش معرفی کرده است. تپسه به عنوان دارایی یا ثروت راهبان شناخته می­ شود. یک راهب‌، قربانی را به عنوان یک نیروی خالق نگهدارنده­ی جهان انجام می­دهد. شخصی که قربانی را انجام می­دهد دانش درستی نسبت به آن دارد و قادر است که با نیروی تپسه متحد شود. مرتاضانی که به جنگل می­رفتند و آرنیکه­ها را سرودند‌، آن عمل را انجام می­دادند.[۴۶۲]
رگ­وده (۱۹۰٫X) این چنین می­گوید: از حرارت (تپسه) نظم کیهانی مشتعل است. از آنجا که شب تیره بوجود آمده بود. از آنجا که اقیانوس با امواجش مواج بود. تپسه دومین بند از آخرین سرود رگ­وده است که از آن به آتش ریاضت‌، تحمل عذاب جسمانی دشوار و مراقبه نیز یاد می­ کنند. در این صورت‌، تپسه‌، انرژی­ای است که به نظم کیهانی و واقعیت‌، حیات می­بخشد. در آئین هندو‌، به مرتاضی که روزهایش را به تفکر می­گذراند شخص مراقبه­گر و در حال انجام تپسه می­گویند. او در حالت استراحت و سکون نیست بلکه یاری­دهنده فعال در برقراری جهان است. حرارت‌، انرژی و قدرت مراقبه قابلیت ساختن و ویرانی جهان را دارد.[۴۶۳]
تپسه توسط خدایان نیز انجام می­شده است چنانچه در اسطوره­های هندوئی موارد بسیاری از تپسه ذکر شده است. پاروتی[۴۶۴] برای پیروز شدن در نبردهایش‌، تپسه انجام می­داده است. شیوه‌، کار اشتباهی را انجام می‌دهد و برای رفع آن متوسل به تپسه می­ شود. ویشوه­میتره[۴۶۵] یکی از ریشی­های مهم هندوئی‌، تجسم تپسه است. زمانیکه رامه تبعید می­ شود بهارات[۴۶۶]‌، تپسه انجام می­دهد و دیگر لباس نمی­پوشد. دانش و مراقبه برای روح ضروری است‌، شخص برای پیشرفت باید به فهم درست برسد. اگر تپسه همراه با عقیده و عشق و انسانیت باشد مفید است.[۴۶۷]

 

نظر دهید »
بررسی لقطه از دیدگاه مذاهب پنج گانه- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

و اگر صاحبش پیدا شد، اگر تلف نشد خود مال را تحویل می­­دهد و در صورتی که تلف شده باشد، آیت الله فاضل می فرمایند: عوض آن را به او بدهد.
آیت الله سبحانی می فرمایند: نباید عوض آن را بدهد، بلکه اگر قصد ملک شدن هم نکرده و بدون تقصیر او تلف شود، دادن عوض بر او واجب نیست. (همان)
آیت الله وحیدی می فرمایند: در صورت تلف، عوض آن را به او بدهد.
و آیت الله بهجت در این مورد می فرمایند: اگر قیمت آن کمتر از یک درهم باشد و صاحب آن معلوم نباشد، می تواند به قصد این که ملک خودش شود، بردارد ولی اگر صاحب آن پیدا شد و آن را مطالبه کرد، در صورتی که برای او مشقت ندارد، بنابر احتیاط واجب باید عین مال او را برگرداند و اگر تلف شده، بنابر اظهر ضامن مثل یا قیمت آن نیست. ( بهجت، ۱۳۷۸ هـ .ق، ص۴۰۸)
۲ – ارزش لقطه بیشتر از یک درهم باشد
اگر قیمت لقطه یک درهم یا بیشتر باشد، کسی که آن را پیدا کرده باید یک سال در محل اجتماع مردم اعلان کند و همین قدر که مردم بگویند: فلانی در طول سال اعلان کرده و می کند، کافی است.
اگر انسان خودش نخواهد اعلان کند می تواند به کسی که اطمینان دارد، بگوید از طرف او اعلان نماید و چنانچه نگهداری یا معرفی آن هزینه داشته باشد، هزینه اش برعهده کسی است که آن را برداشته است. (لنکرانی ، ۱۴۲۶ هـ .ق، ص۴۶۳) ( بهجت، ۱۳۷۸ هـ .ق، ص۴۰۸) ( وحیدی، ۱۴۲۸ هـ .ق، ص۵۳۱) ( سبحانی، ۱۴۳۹ هـ .ق، ص۴۴۲)
اگر پس از گذشت یک سال صاحبش پیدا نشود، در اینجا چند صورت است:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

آن را برای خود بردارد، به قصد اینکه هر وقت صاحبش پیدا شد، عوض آن را به او بدهد.

به صورت امانت برای او نگهداری کند که هر وقت پیدا شد به او بدهد.

از طرف صاحبش صدقه بدهد.

آن را به حاکم شرع بسپارد. ( سبحانی، ۱۴۳۹ هـ .ق، ص۴۴۳ م ۱۹۹۵)

هر گاه کسی مال گمشده ای را که ارزش آن یک درهم یا بیشتر است، پیدا کند، دو احتمال وجود دارد:

 

 

در حرم باشد.

در غیر حرم باشد.

۲-۱-۴-۱-۱- حکم گرفتن لقطه حرم

علامه حلی در کتاب تبصره المتعلمین می فرماید: برداشتن لقطه حرم (مالی که در محدوده مکه پیدا می شود) حرام است. (حلی ج۲ ص۵۲)
شیخ بهاءالدین عاملی قائل است: در لقطه حرم مکه عدالت شرط است. پس اگر فاسق باشد، برداشتن آن حرام است و عادل مخیر است میان نگاه داشتن یا به حاکم سپردن آن. (عاملی، ۱۴۲۹ هـ .ق، ص۲۵۵)
و شیخ صدوق قائل به این است که زمانی که کسی چیزی را یافت به آن دست نزد و آن را بر ندارد و ترک کند تا صاحبش بیاید و آن را بردارد. (المقنع شیخ صدوق، ص۳۷۹)
مرحوم شهید اول و ثانی، قائل به برداشتن لقطه حرم هستند و در جای دیگر شهید ثانی می فرماید: گرفتن لقطه حرم به نسبت تملک حرام است: چه کم باشد و چه زیاد (شهید اول، ج ۲، ص ۱۶۲-۱۶۳)
خداوند متعال می فرماید: « اولم یَروانا اجعَلنَا حَرما اَمنا ویتخطف الناس من حولهم امنا الباطل ویومنون» (قرآن، سوره عنکبوت، آیه۶۷)
بحث در این است که برداشتن مال در حرم، حرام است. چه یک درهم باشد یا بیشتر. شهید اول در موضعی از کتاب دروس، لقطه حرم را مطلقاً حرام دانسته و تعریف آن را یک سال واجب دانسته است.
فضیل بن یسار، در روایتی ضعیف نقل شده است که می گوید: از امام صادق (ع) در مورد مردی که لقطه ای را در حرم می یابد پرسیدم. فرمود: «دست به آن نزند، اما برای تو مانعی ندارد، زیرا تو آن را تعریف می کنی» (حرّعاملی، ۱۴۰۹، ج۹ ، باب ۲۸، ص۳۶۲، ح۵)
طبق این روایت می توان گفت که التقاط لقطه برای کسی که آن را تعریف کند، نه تنها حرام نیست، بلکه مکروه نیز نیست و نهی در روایات، ارشاد به دشواری تکلیف مترتب بر التقاط یا برای ترساندن از وقوع در حرام به سبب انجام ندادن وظیفه در مورد لقطه است.
در مکه گرفتن لقطه جایز است و یک سال تعریف و اعلان کردن واجب است. بعد از یک سال، مخیر است. اگر صاحب آن نیامد یا صدقه بدهد به شرط ضامن بودن، یا اینکه برای صاحب وی نگهداری کند و حق تملک آن را ندارد. (محمدبن مکی، ۱۳۷۸؛ ج۲، ص۱۶۳)
و علی بن بابویه بیان می دارد که لقطه حرم تعریف می شود تا صاحبش بیاید و آن را بگیرد والا صدقه داده می شود. (صدوق اول، بی­تا، ص۱۰۷)
و درحدیث شریف آمده که پیامبر (ص) از لقطه­ی حاجی، یعنی از التقاط آنچه حاجی گم کرده، نهی کرده است. مراد از این لقطه، آن چیزی است که به دلیل حدیث دیگری در مکه­ی مکرمه گم شده است: «لقطه­ی آن – یعنی مکه­ی مکرمه – فقط برای منشد حلال است». قاطبه­ی علما این حدیث را محمول بر این دانسته اند که حضرت از مال گم شده در مکه به منظور تملک، و نه برای تعریف کردن و ردّ آن به صاحبش نهی نموده است، که این جایز است. علت ذکر لقطه­ی مکه به طور ویژه، این است که می توان آن را به صاحبانش رساند. پس چنانچه ملتقط این لقطه، آن را هر سال تعریف کند، به آسانی امکان آگاهی از صاحبش فراهم خواهد شد. برخی از فقها گفته اند که مکه مانند دیگر سرزمینهاست و خصوصیت آن در تعریف لقطه هایی که از آنها برگرفته می شود، این است که مالک آن معمولاً حضور ندارد، چرا که حجاج به سرزمینهای خود بازمی­گردند. پس حدیث به روشنی بیان کرده که این امر تعریف را از دوش ملتقط آن ساقط نمی کند و فقط باید در تعریف مبالغه کند تا صاحبش معلوم شود. (شوکانی، ۱۹۷۳ هـ.ق، ج۵، ص۳۴۲) یا (ابن حجر العسقلانی، ۱۳۷۹ هـ. ۱۹۶۰م ج ۳ – ص ۱۲۷ )
بنابراین اگر کسی مالی را در حرم برداشت باید آن را:

 

 

برای مالکش حفظ کند و در صورتی که کوتاهی کند، ضامن است و در غیر این صورت ضامن نخواهد بود.

حق ندارد آن را به تملک درآورد (پس از آن که یک سال آن را به مردم معرفی و اعلام کند)

صدقه می دهد در این که اگر بعد از دادن صدقه، صاحبش آمد و راضی بود به صدقه یا نه؟ اختلاف است ولی ارجع آن است که ضامن نیست به جهت امانت بودن.

اگر مال را به قصد اعلان کردن بردارد، برداشتن آن حرام نیست و در هر حال باید یک سال معرفی کند. (همان)

 

۲-۱-۴-۱-۲- حکم یافتن مال در غیر حرم

چیزهایی که در غیر حرم یافت می شود، دو حالت دارد:
۱ – چیزهایی که تا یک سال باقی می ماند:
اگر مالی را که یافته است، از چیزهایی باشد که تا یک سال باقی می ماند و فاسد نمی شود، چه یک درهم باشد یا بیشتر از آن، باید آن را بردارد و تا یک سال تعریف نماید. بعد از یک سال مخیر است که آن را مالک شود، یا صدقه دهد از طرف مالکش. اگر مالک آن مال شد، ضامن است ولی هرگاه از طرف مالک صدقه داد و بعد از مدتی مالک اصلی پیدا شد و راضی به صدقه بود، فبها و در صورتی که راضی به صدقه نبود، ملتقط ضامن است به مثل آن مال یا قیمت آن.
اگر ملتقط آن را در نزد خود نگه می داشت، به اجماع عقلا و فقها ضمانی نیست، چون وی به عنوان امانت نگه داشته است و قصد تلف را نداشته است. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ .ق، ج۳، ص۱۴۰۵)
۲ – چیزهایی که فاسد می شوند.
در مورد چیزهایی که فاسد شدنی است، باید از آن استفاده کرد، یا این که آن مال را به حاکم بسپارد و ضمانی بر او نیست. در آن جایی که خود، آن مال را استفاده نموده است، قیمت آن مال در ذمّه­ی خود اوست و ضامن است. ولی در جایی که مال را به حاکم می سپارد، ضامن نیست و چیزی در ذمّه­ی وی نیست. آن جا که مال را قیمت کرده و در دست خودش مخیر است این که خودش بهرمند گردد یا بفروشد و قیمت آن را ضامن باشد. (همان، ص۱۴۰۶)

 

۲-۱-۴-۱-۳- تعریف لقطه(شناساندن)

بعد از شناختن ویژگی های لقطه واجب است که لقطه را برای مردم ذکر کند و آنها را از آن باخبر سازد ولی ویژگی های آن را بیان نکند. بلکه یک وصف کلی از آن بیان نماید. مثلاً کسی که مال او گم شده بیاید و با دادن ویژگی ها و ذکر نشانه های مال گم شده آن را دریافت نماید.
تعریف دارای احکامی می باشد که به شرح زیر است:
۱- واجب بودن تعریف
امام خمینی می فرمایید: اقوی آن است که معرفی مطلقا واجب است اگر چه نیتش تملک یا صدقه دادن یا حفظ آن برای مالکش باشد یا اصلا چیزی را نیت نکند.(امام خمینی،۱۴۲۵ه ق ،ج ۳ ،ص ۴۰۳)
استثنائاتی هست که تعریف در آنها واجب نیست که عبارتند از:
الف – نمی داند که مالک شیء آن را می خواهد. مثل غلاف و انار و همانند اینها. و گفته اند که از این نوع که برای ملتقط می تواند سودی برساند. هنگامی که اراده کند که گمشده را به دیگران معرفی نکند و برای صاحبش هنگامی که آن را در دست ملتقط یافته و از او بگیرد.و دیگر تملک ملتقط برآن فایده ای ندارد زیرا تملک بر چیز ناشناس صحیح نیست و هنگامی که مال را در دست ملتقط یافت، فقط می تواند خود مال را از او بخواهد و حق بر چیز دیگری ندارد. نزد حنابله ملتقط تملک پیدا می کند بر شیء پیدا شده زیرا او صاحب خیالی آن می باشد.
ب – اگر شیء پیدا شده شامل چیزهای خوردنی باشد مانند: خرما و… یا آنچه که شبیه آن باشد. پس در این مورد تعریف واجب نیست. در این مورد سخن نبوی هنگام گذشتن از راه و دیدن خرما در راه است فرمود: همانا من می ترسم که آن را صدقه دهم یا که بخورم آن را. در ظاهر سخن دلالت می کند بر مباح بودن آنچه از خوردنی ها که یافت می شود، ولی معنی آن به این صورت است که اگر مالک آن را در دست ملتقط دید می تواند آن را از ملتقط بگیرد، همان طور که درباره غلاف و انار گفته شد. … و حنابله گفته است یابنده این چیزها بر آنها تملک پیدا می کند زیرا که صاحب آن دیگر از مالکیت آن خارج شده است، پس اینگونه مال ها مباح شده محسوب می شوند، همانطور که قبلاً ذکر کردیم. و حنابله گفته است یابنده این چیز ها بر آنها تملک پیدا نمی کند زیرا که صاحب آن دیگر از مالکیت آن خارج شده است پس این گونه مال ها مباح شده محسوب می شوند همانطور که قبلا ًذکر کردیم .
ج- هنگامی که یابنده ترس از ضایع شدن شی پیدا شده را توسط ظلم از طرف حاکم را داشته باشد جایز است که آن را نشناساند؛ تا جایی که شاخصی گفته اند: اگه یابنده حدس بزند که ظالمی آن را از او بگیرد شناساندن آن حرام است و آن به صورت امانتی در دست او است و این عاقلانه است زیرا هدف از شناساندن رساندن آن به دست صاحبش می باشد پس هنگامی که احتمال ضایع شدن آن برود شناساندن آن فایده ای ندارد و به جای نفع ضرر می رساند که باید از این کار خودداری شود.
۲- مدت زمان تعریف:
مدت زمان تعریف یک سال است. ومتوالی بودن آن شرط نیست پس اگر آن را در سه ماه یک سال طوری معرفی کند که عرفا گفته شود او در این مدت، آن را معرفی کرده است سپس به طورکلی تعریف را ترک کند و پس از آن در سال دیگر، سه ماه معرفی نماید و هکذا… تا آنکه مقدار یک سال درضمن چهار سال مثلا ، کامل شود در تحقق تعریف که شرط جواز تملک و تصدق است کفایت می کند و آنچه که بر او واجب بوده، از او ساقط می شود اگر چه در تاخیر آن تا این مقدار در صورتی که بدون عذر باشد، معصیت کرده است.(امام خمینی ۱۴۲۵ه ق ،ج۳،ص۴۰۳) و( لنکرانی ،۱۴۲۹ه ق،ص۳۱۵) اکثر روایات در مورد مدت تعریف بر واجب السنه کامل دلالت می کنند و از آن روایات می توان به روایت صحیحه الحلبی، از ابی عبدالله(ع) اشاره کرد که در حدیث آمده سوال شد از لقطه ای که پیداشده وآن را برداشته حضرت فرمودن: بشناسان آن راتایک سال، اگر صاحبش آمد آن را به او بده والا آن مثل باقی اموالت می باشد.(همان)
۳- محل و مکان تعریف: تعریف در مکان هایی انجام می گیرد که گمان و حدس می رود که خبر آن به صاحب شیء برسد و اولین مکان و با اولیت ترین مکان برای تعریف، جایی است که آن شیء پیدا شده است. زیرا غالباً صاحب آن در همان مکان از او سؤال می کند. پس در محل تجمع مردم مانند: بازار و درهای مسجدها و جایی که نمازگزاران خارج می شوند، در زمانی که اجازه داده نمی شود در مسجد تعریف انجام گیرد. زیرا مردم برای عبادت آمده اند نه برای تعریف شیء و یا پیدا کردن آن. و تعریف در صحرا و در نزدیکترین سرزمین ها به آن صورت می گیرد ، زیرا گمان می رود که کسی خواستار آن شود. (امام خمینی ،۱۴۲۲ه ق ، ص ۳۵۷)

 

۲-۱-۴-۱-۳-۱ مطالبه کردن لقطه در زمان تعریف وبعد از آن

چیز پیدا شده پس داده نمی شود مگر با دلیل و برهان آشکار و تنها ذکر ویژگی کفایت نمی کند. اگرچه ویژگی های آن باشد و هیچ کس جز صاحب آن از ویژگی ها با خبر نباشد ولی یابنده برای دادن آن به وصف کننده مانعی ندارد و مجبور هم نیست که آن را به او بدهد. پس در این صورت، اگر فرد دیگری آمد و دلیل آشکار به مالک بودن بیاورد، آن را از اولی سلب می کند و به او داده می شود. و اگر به دست آوردن برای او تضمین باشد، یابنده آن را باید برگرداند و برای پس گرفتن آن از وصف کننده اولی، با وجود اینکه نتوانست اعتراف کند که مالک آن بوده، باید تضمین کند که هیچ کس برای پیگیری آن نمی آید. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج۲، ص۲۷۹)
بعد از گذشت زمان تعریف برای یابنده تملک در آن مجاز می باشد، بنابراین اگر صاحب آن آمده بعد از آن مدت برای او حق و نزاعی بر آن نمی باشد و تنها می تواند همانند آن یا پول و ارزش آن را خواستار شود، در صورتی که یابنده تقاضای او را مجاز بداند و بر او باز پس دهد و در لقطه حرم یابنده آن را صدقه می دهد یا به عنوان امانت نزد خود نگهداری می کند و تملکی بر آن ندارد. وقتی آن را صدقه دهد و صاحب آن بیاید، اجازه صدقه دادن آن را ندارد و در این مورد این دو گفته بر آن دو برتری دارد. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج۲، ص۱۷۸-۱۷۷).
بعد از گذشت زمان تعریف برای یابنده تملک در آن مجاز می باشد، بنابراین اگر صاحب آن آمده بعد از آن مدت برای او حق و نزاعی بر آن نمی باشد و تنها می تواند همانند آن یا پول و ارزش آن را خواستار شود، در صورتی که یابنده تقاضای او را مجاز بداند و بر او بازپس دهد و در لقطه حرم یابنده آن را صدقه می دهد یا به عنوان امانت نزد خود نگهداری می کند و تملکی بر آن ندارد. وقتی آن را صدقه دهد و صاحب آن بیاید، اجازه صدقه دادن آن را ندارد و در این مورد این دو گفته بر آن دو برتری دارد. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ.ق، ج۲، ص۱۷۸-۱۷۷)

 

۲-۱-۴-۱-۴حکم یافتن لقطه توسط کودک یا دیوانه بامجنون

هر گاه کودک یا دیوانه ای مالی را پیدا کند، در حکم لقطه است. و بر ولی اوست که وظایف ملتقط را انجام دهد. (سبحانی، ۱۴۳۹ هـ .ق، ص۴۴۳) (مکارم، ۱۴۲۴ هـ .ق، ص۴۲۶) (بهجت، هـ .ق، ص۴۰۹)
وظایف به این ترتیب است که مسئولیت تعریف را در یک سال به عهده بگیرد و حتی آن مال را نگهداری کند، زیرا طفل و دیوانه تملک بر حفظ و نگهداری و تعریف مال پیدا شده را ندارد و ایمان به این موضوع ندارد.
هرگاه یکسال تعریف را ادامه داد ولی صاحب آن پیدا نشد در این صورت می تواند به یکی از سه صورت زیر اقدام کند:

 

 

تملک کند؛

به نیت صاحبش صدقه دهد؛

به نیت امانت برای مالکش حفظ و نگهداری کند. (محقق حلی، ۱۴۰۸ هـ .ق، ج۳، ص۱۴۱۲)

 

نظر دهید »
مفهوم دعا و آثار تربیتی آن در قرآن و روایات- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

جمله‌های مأثور از پیامبران و امام در اوقات معین برای طلب آمرزش و برآورده شدن حاجات، نیایش کردن، درخواست حاجت از خدا و …..
کلماتی است که در مقام استغاثه از خداوند و طلب آمرزش و یا درخواست خیر و برکت و برآورده شدن حاجت بخوانند.جمع آن ادعیه است.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

محدودیت و مشکلات

موانع و سختی‌های زیادی در طی نوشتن این پایان‌نامه بود از جمله: کتابخانه‌های غنّی موجود در سطح شهر در زمینه‌ی مذهبی ما را آن‌چنان کمک نکردند، نبودِ پایان‌نامه و مقالاتی در این رابطه و … که به حمد الهی با همه ی سختی‌ها کنار آمده و توانستیم این مطالب را گردآوری کنیم.
فصل اول:
مفهوم دعا و اهمیت آن از دیدگاه آیات و روایات

 

 

مفهوم دعا

دعا آرامش دل‌ها

انواع دعا

موارد استعمال دعا در قرآن

دعا در قرآن

اهمیت دعا از دیدگاه قرآن

دعا در کلام معصومین علیهم السلام

زمان و اوقات دعا

مکان‌های دعا

مفهوم دعا

دعا از ریشه دعو به معنی خواندن و حاجت خواستن و استمداد است[۱] و تفاوتی ندارد که به صورت مصدر باشد یا ماضی یا مضارع و سایر مشتقات آن.
کلمات دعا و مشتقاتش حدود بیش از ۲۰۰ بار در قرآن بکار رفته است. واژه‌ی دعا در زبان عربی به ضم اول و مدآخر خوانده می‌شود که مصدر است و جمع آن ادعیه می‌باشد. دعا آن است که کسی را با صدا و کلام خود متوجه کنی[۲]، دعا الرجل ناداه[۳] او را صدا زد. دعاء به معنی خواندن و حاجت خواستن و استمداد است و گاهی مطلق خواندن آن منظور است.[۴]
دعا دعاء: خواندن جمله‌های مأثور از پیامبران و امامان در اوقات معین برای طلب آمرزش و برآورده شدن حاجات، نیایش کردن، درخواست حاجت از خدا، نیایش، مدح، ثنا، تحیت، درود، سلام، تضرع، نفرین. [۵]
خواندن، ادعا کردن، صدا کردن، آن را خواند، صدا زد، علاقه‌مند شد، ….[۶].
علامه طباطبایی معتقد است دعا آن است که از قلب برخیزد و زبان فطرت آن را طلب کند نه این که زبان هر طور خواست حرکت کند، بدان معنا که انسان چنین حقیقتی را در باطن جان خود می‌شناسد و به طور روشن آن را می‌فهمد. [۷]
ویژگی مهم این تعریف آن است که شامل هر دعایی می‌شود، از این‌رو علامه در ذیل همان عبارت با کمی فاصله می‌نویسد:
«لذا می‌بینید که خدای متعال حتی آنچه را که زبان در آن حال دخالت ندارد سؤال شمرده و در قرآن کریم فرموده آنچه را سؤال کردید به شما عطا شده،و اجمال مطلب آن که نعم الهی قابل ذکر و سؤال و احصاء نیست و هرگز با زبان آن را نخواسته‌اند.» [۸]
المصباح المنیر در این‌باره می‌نویسد: دَعَوْتُ الله، اَدْعُوهُ: دُعاءً، اَبْتَهَلْتُ الَیْه بالسؤال وَرَغَبْتُ فیماعِنْدَهُ مِنْ الخَیر و دعوتُ: زیداً: نَادَیْتُهُ و طَلَبْتُ اقبالَهُ وَ دَعا الموذِّن الناس اِلی الصَلاه؛ یعنی خدا را خواندم، به درگاه او با سؤال گریه و زاری و تضرع کردم به آنچه پیش خداوند از خیر و نیکی هست رغبت و میل نمودم و (دعوتُ زیداً) یعنی زیدا را ندا کردم و اقبال او را خواستم. [۹]
شاید بتوان از مجموع آنچه گفته شده چنین استفاده کرد بهترین و جامع‌ترین تعریف برای دعا همان (طلب به معنای) عام است که شامل تمامی اقسام دعا می‌شود.
و در اصطلاح دعا یعنی این که بنده زبان مسکنت و استمداد و التماس به درگاه الهی بگشاید و از فضل و رحمت نامتناهی او مراد و مطلوب خویش را درخواست نماید.
دعا کردن یکی از بهترین اعمالی است که هم خداوند در قرآن و هم پیامبرe و امامان (علیهم‌السلام) به آن سفارش بسیار نموده‌اند. [۱۰]
در قرآن کریم آمده است:
«وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعَونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ …[۱۱] و گفت پروردگارتان بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.»
و رسول اکرمe می‌فرماید: «الدُُّعَا مُخُ العِبَادَه[۱۲] دعا مغز عبادت است.»
در اصطلاح فرهنگ و علوم اسلامی دعا، خواندن خدا و خواستن از اوست، امّا نه هرگونه خواندن، بلکه خواندنی که با صدق و اخلاص اصرار و الحاح و عجز و التماس توام باشد. خواندنی که نشانگر نیاز انسان و یا ترس از محیط، ستم‌ستمگران و فشارهای روحی زندگی است. بنابراین بسیاری از اوقات، قطرات اشک دعاکننده، گواه صادقی بر دلدادگی، عشق و پرستش و نیازمندیش به درگاه خداوند است. [۱۳]
واقعیتی که قرآن به آن تصریح کرده:
«یَا اَیُهَا النَّاسُ اَنْتُمُ الفُقَرَاءُ اِلَی اللهِِ و الله ُهُوَ الغَنیُّ الْحَمیدُ[۱۴] ای مردم شما (همگی) نیازمند خدایید، تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایسته هرگونه حمد و ستایش است.»
این احساس فقر در خویشتن و درک غنا و بی‌نیازی خالق جهان، چهره‌ی ناپیدای حقیقت دعاست که از نخستین روز حیات در اعماق وجود آدمی به ودیعه نهاده شده است. دعا همواره دو طرف داشته خدا و بنده. لذا جای شگفتی نیست اگر مشاهده می‌کنیم که همه‌ی انسان‌ها، در هنگام سختی دست نیاز به سوی خالق خویش می‌گشاید[۱۵] و قرآن چه زیبا بیان کرده است:
«وَإِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ[۱۶] و چون به انسان آسیبی رسد، پروردگارش را، در حالی که به سوی او بازگشت‌کننده است، می‌خواند».
وقتی انسان چیزی را از خدا بخواهد و بداند اجابت می‌شود، استعدادهایش شکوفا می‌شود و زمینه برای رشد و ترقی و تکامل انسان فراهم می‌گردد؛ چون دعا خواستن است، طلب کردن است نه خواندن به طور مطلق و وقتی آدمی از قدرتی که علی کل شیء قدیر است چیزی می‌خواهد به دنبال عللی که او در اختیارش قرار داده می‌رود و مطمئن است که خداوند هم کارساز است و مقدمات آن را فراهم می‌سازد.[۱۷]
هر مسلمان و هر انسانی رو به سوی خدا داشته باشد و دل به اجابت دعا بندد و از رحمت الهی دلسرد نگردد. چرا که از روح و رحمت خدا مأیوس نمی‌گردند مگر کافرین که معرفت به مقام الوهیت و فضل و کرم او ندارند.[۱۸]
«وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ[۱۹] و از رحمت الهی مأیوس نشوید، همانا کسی جز اهل کفر از رحمت الهی مأیوس نگردد.»
دعا کردن برای انسان یک نیاز طبیعی است و آن‌چه دارد از خدا دارد و بدون افاضات او لحظه‌ای باقی نمی‌ماند. در ذات و صفات و افعال به خدا وابسته است، چنین موجود ناتوانی، در حل مشکلات و تأمین نیازهای خود چاره‌ای جز این ندارد که دست نیاز به سوی پروردگار بی‌نیاز دراز کند و از او استمداد نماید دعا از بهترین عبادت‌هاست.[۲۰]

 

دعاآرامش دل‌ها

در فرهنگ انسان‌ساز اسلام، مفاهیمی وجود دارد که بی‌نیاز از هرگونه استدلال و پرسش است و تنها با داشتن تصوری از آن‌ ها پذیرفته می‌شوند. دعا یکی از این مجموعه مفاهیم ارزشمند است، بشر آنگاه که از تلاش بی‌حاصل خویش در برهوت دنیای مادی و ناکامی‌های جانکاه و در حسرت خود ساخته و آه و افسوس‌های بی‌پایان، دچار سرشکستگی می‌گردد و همه‌ی روزنه‌های امید را به روی خود بسته می‌بیند. آن گاه که در پی شکست‌ها و نرسیدن به خواسته‌ها، نور ضعیف شعله‌ی حیات در وجودش به تارمویی بند است و… ناگهان دستی قدرتمند از اعماق وجود آدمی سر برآورده، او را متوجه قدرتی می‌سازد که همه‌چیز از آن اوست و توان انجام هرکاری فقط از وی ساخته است آری این دست دعا است که در بحرانی‌ترین لحظه‌ها ،ارتباط انسان را با خدای خویش برقرار ساخته، جریان دوباره‌ی حیات و امید را در رگ‌های وی جاری می‌سازد. دعا ترجمان و زبان گویای این ارتباط است. [۲۱]
دعا بزرگ‌ترین و با فضیلت‌ترین امری است که روح انسان را متعالی کرده و باعث تربیت انسان و حرکت او به سوی حق تعالی می‌گردد. دعا در آدمی امید و تسلیمی به وجود می‌آورد و دل آدمی را برای پذیرفتن آن‌چه که خدا بخواهد آماده می‌کند و به روی ما، درچارچوب زندگی محدود دریچه‌ای به سوی جهان معنوی گشوده می‌شود. [۲۲]
دعا آرامش‌بخش دل‌ها است و همین آرامش است که در روح و مغز آدمی نوعی انبساط ایجاد می‌کند و روح را از حالت خمودگی بیرون می‌آورد و به حرکت وا می‌دارد و گاهی روحیه دلاوری و قهرمانی به دعاکننده می‌بخشد، دعا به انسان متانت در رفتار انبساط و شادی درونی، استعداد پیروزی و استحکام در استقبال از حوادث می‌دهد و بدان وسیله آدمی توجه زیادی به ذات خداوند متعال پیدا می‌کند و مانند سایر عبادات اثر تربیتی دارد. [۲۳]
دعا روح ایمان را در نفوس بر می‌انگیزد، و انسان لذت ارتباط با خداوند را درک می‌کند. انسان را متکی به خدا و مستقل می‌سازد و از اتکای به دیگران بی‌نیاز می‌کند.
دعا حب‌الهی را در دل رسوخ می‌دهد و نفس را از مشغله‌های بیهوده رها می‌کند و چراغ امید را در قلب و دل انسان روشن می‌سازد، دعا کشش بنده ضعیف و نیازمند به سوی خداوند کریم است، دعا کلید و وسیله‌ی قرب الهی، لب عبادت، مغز و اساس طاعات و حیات روح است. [۲۴]
رسول اکرم می فرماید:«الدُّعَامُخُ العِبَادَه وَلایُهلِِکُ مَعَ الدُعاءِاَحَد دعا مغز عبادت است وبا دعا کسی هلاک نمی شود.» [۲۵]
دعا موجب نزول برکات و شرح صدر در انسان می‌شود، دعا چراغ جان است، جان‌ها را بر می‌افروزد و زبان‌ها را معطر می‌سازد دعا اطمینان‌بخش دل‌ها و فضیلت هر انسان خداجوست. دعا سدی در برابر گناه و انحراف است. [۲۶]

 

انواع دعا

۱-دعای رغبت)میل و شوق به چیزی(: که امید بر آدمی مستولی است و در آن کف‌دست‌ها رو به آسمان است.
۲- دعای رهبت)خوف وترس از چیزی(:که ترس بر انسان مستولی است در آن پشت‌دست‌ها به آسمان است (مانند تشهد).
۳- دعای تضرع: که در آن انگشت دوم (سبابه دست راست) به طرف راست و چپ حرکت داده می‌شود.
۴- دعای تقبّل: که خدا می‌فرماید:
«وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا»[۲۷] و در آن انگشت دوم دست چپ به آرامی به سمت بالا و پایین حرکت داده می‌شود.
۵- دعای ابتهال: که در آن دستها و بازو مقابل صورت قرار می‌گیرد و ابتهال وقتی است که حالت گریه به آدمی دست دهد.[۲۸]
هدف این حالات:
این حالات و هیئت‌هایی که در مورد انواع دعا ذکر شد یا تعبد است (برای علتی که نمی‌دانیم)و یا برای بعضی مناسبت‌های عرفی است.
به طور مثال مقصود از گشودن دست‌ها در حال رغبت و شوق به خاطر این است که این حالت شخص را به فضل خدا نزدیک‌تر می‌کند و او مانند کسی است که دست‌های خود را برای ریزش احسان آماده و باز کرده است.
و در رهبت گویا بنده به زبان‌خواری و بی‌مقداری به عالم خفیات و اسرار عرضه می‌دارد: پروردگارا من به باز کردن کف دست به سوی تو اقدام نکردم و روی آن‌ ها را به واسطه شرمندگی و خواری به طرف زمین متوجه کرده‌ام.
و مقصود به جنباندن انگشت به طرف راست و چپ درحال تضرع این است که خود را به آن کس که فرزند مرده و داغ دیده است شبیه سازد زیرا چنین کسی در آن حال دست‌ها را به این سو و آن سو حرکت می‌دهد. [۲۹]
و در حال تبتل که انگشتان را گاهی بالا می‌برد و گاهی پایین، مقصود این است که گویا به زبان حال به پروردگار عالم عرض می‌کند من از همه قطع علاقه کردم و فقط به درگاه تو روی آوردم و با یک انگشت اشاره کند که علامت آن باشد که یگانگی خداوند را درنظر دارد و مقصود از دست‌ها و بازوها را مقابل صورت گذاشتن درحال ابتهال یا کشیدن دو دست و بازو به سوی آسمان آن است که اظهار کوچکی و خواری نموده باشد همچون غریقی که دست‌های عریان خود را از آب بیرون آورده و با تمام وجود استمداد می‌طلبد. [۳۰]

 

موارد استعمال دعا در قرآن

 

۱٫ خواندن و ندا کردن

«هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِن لَّدُنْکَ ذُرِیَّهٌ طَیِبَّه إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاء[۳۱] در آن هنگام که زکریا آن همه لیاقت و شایستگی را در مریم دید) پروردگار خویش را خواند و عرضه کرد: خداوندا، از ناحیه خود فرزند پاکیزه‌ای به من عطا فرما که تو شنونده دعایی.»
زکریا u از دیدن آن معجزات برمریم (سلام‌الله‌علیها) به طمع فرزند افتاد که خداوند از راه خرق عادت به وی فرزد دهد و اگرچه قبل از این هم به قدرت خدا بر این کار ایمان داشت ولی فکر می‌کرد که روی مصالحی چنین نخواهد کرد ولی چون خرق عادت را درباره‌ی مریم سلام‌الله‌علیها مشاهده نمود[۳۲] خدا را خواند و او را صدا کرد و از او طلب فرزند نمود، خدا هم خواسته‌ی او را اجابت کرد.
«فَادعُوُاللهَ مُخلِصِینَ لَهُ الدِّین[۳۳] پس خدا را بخوانید در حالی که دین را برای او خالص کرده‌اید.» در آیات ۶۰ سوره مؤمن، ۱۸۶ سوره بقره، ۵۴ و ۵۵ سوره اعراف «دعا» به معنی خواندن بکار برده شده است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌نویسد: وقتی آیات قبل بر وحدانیت خدای تعالی دلالت کرد، و معلوم شد که تنها رازق او است، لاجرم بر همه مردم البته غیر آن کفاری که آیات را تکذیب کرده و مجادله نمودند ـ لازم است که او را بخوانند، …[۳۴]

 

۲٫ پرسش کردن

«قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّن لّنَا مَا هِیَ[۳۵] بنی اسرائیل به موسی گفتند از پروردگارت سؤال کن که برای ما روشن کند این ماده گاو چگونه ماده گاوی است.»

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 125
  • 126
  • 127
  • ...
  • 128
  • ...
  • 129
  • 130
  • 131
  • ...
  • 132
  • ...
  • 133
  • 134
  • 135
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • تعیین رابطه بین بازاریابی داخلی و رفتار شهروندی سازمانی با توجه به نقش تعدیل گر رهبری توزیعی (مورد مطالعه شعب بانک ملت استان ایلام)- قسمت ۴
  • علت شناسی جرایم خشونت آمیز در جمعیت زندانیان شهرستان‌ آمل- قسمت ۷
  • بررسی دلایل دفاع سهروردی از مُثُل افلاطون و نسبت آن با نظام انوار اشراقی- قسمت ۳
  • شناخت اثربخشی آموزش های ضمن خدمت کارکنان فرماندهی انتظامی استان مازندران- قسمت ۸
  • مواردی که کاش درباره آرایش در نظر می گرفتم
  • بررسی تاثیر هوشمندسازی مدارس در تعامل با نگرش به فناوری اطلاعات و ارتباطات بر ارتقاء فرآیند یاددهی یادگیری و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پایه سوم دخترانه شهر تبریز- قسمت ۲
  • – چه مشکلاتی در نظام حل اختلاف علی الخصوص برای کشورهای در حال توسعه وجود دارد؟ – مهمترین حوزه های مورد اختلاف در عملکرد ۱۰ ساله حل اختلاف کدامند؟ ۲ حل اختلاف در گات ۱۹۴۷ در متن موافقت نامه گات ۱۹۴۷ تنها دو ماده به حل اختلاف تحت گات اختصاص داده شده بود که
  • زندگی خوابگاهی و نحوه تکوین هویت فرهنگی دختران- قسمت ۶
  • تضمینات تسهیلات بانکی- قسمت ۶
  • پایان نامه مدیریت در مورد : اجزای تشکیل دهنده سرمایه فکری
  • شناساندن مبانی نظری و منابع حقوقی تاسیس حقوقی اعاده حیثیت در حقوق جزای عمومی و سابقه تاریخی آن- قسمت ۸
  • پایان نامه مدیریت درباره : روند تجاری‌سازی دانش
  • تاريخ حديث و انديشه‌های حديثی در بحرين- قسمت 33
  • پایان نامه مدیریت در مورد رفتار مدنی سازمانی
  • خرید پایان نامه ارشد مدیریت : تاریخچه پیدایش بورس
  • پایان نامه : بررسی بازارهای خرده فروشی بنزین در کانادا
  • طراحی الگوی راهبردی ارزیابی عملکرد یگان های ناجا- قسمت ۲۸
  • پایان نامه : مدیریت دانش و فناوری
  • ارزیابی رابطه بین هزینه¬های نمایندگی و کارایی سرمایه¬گذاری در شرکت¬های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۵
  • جایگاه تبلیغ دینی در سیاست ها و برنامه ریزی های فرهنگی کشور- قسمت ۶
  • بررسی رابطه بین اعتیاد به کار و فرسودگی شغلی در اداره کل شیلات استان گلستان- قسمت ۹
  • بررسی آثار و احوال ابوسعد خرگوشی 92- قسمت 14

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان