اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی رابطه بین روابط موضوعی با سازگاری عاطفی، اجتماعی و آموزشی- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۴-نوزاد از طریق سرکوب پرخاشگرانه[۱۱۸] ، هر دو این موضوع ها را سرکوب می سازد. ملازم با هریک از این دو موضوع درونی، بخشی منفک وسرکوب شده از ایگو وجود دارد که یکی ایگوی لیبیدویی[۱۱۹] و دیگری ایگوی مهاجم یا خرابکار درونی[۱۲۰] نامیده می شود. ایگوی لیبیدویی، وجه نیازمند ایگو است که به سوی موضوع اغواگر گرایش دارد، و خرابکار درونی بخشی از ایگواست که به همسان سازی و یا برقراری ارتباط با موضوع طرد کننده می پردازد.(فیربرن،۱۹۴۴،۱۹۵۴)
ساختار ایگو به سه جنبه ی مجزا نفکیک می شود که هریک با جنبه ی متفاوتی از موضوع مرتبط می شوند. ایگوی مرکزی یا” من”[۱۲۱] به برقراری ارتباط با محیط می پردازد. و جمعی میان عناصر هشیار و نا هشیار فراهم می آورد. ایگوی مرکزی با قاطعیت ایگو های جانبی را از خودش منقطع می کند و به دلایل دفاعی آن ها را سرکوب می سازد. ایگوی جانبی عبارت اند از ایگوی لیبیدویی وخرابکار درونی .ایگوی لبییدویی بخشی از “خود”است که هم احساس می کند مورد هجوم و آسیب قرار گرفنه است و هم نیاز دارد. کارکرد خرابکار درونی (ایگوی ضد لیبیدویی با مهاجم)[۱۲۲]، به ویژه در برخورد با بخش نیازمند”خود”(یعنی ایگوی لیبیدویی )، مشابه کارکرد سوپرایگو، پرخاشگرانه و مهاجم [۱۲۳] است. هر وجه این ایگو های جانبی، با وجهی درونی شده از موضوع مرتبط است. خرابکار درونی [۱۲۴]به همسان سازی با موضوع طرد کننده، می پردازد و با حالتی تنبیه گر به ایگوی لیبیدویی حمله می کنند.( فیربرن،۱۹۴۴،۱۹۵۴)
فیربرن قصد داشت از طریق این موضوع های درونی فعال به تبیین انگیزش و رفتار بپردازد. کودک بد رفتار احتمالاٌ والدینی “بد”داشته است. البته خودش هیچگاه این امر را نمی پذیزد. به گفته فیربرن در چنین حالتی مواردی، موضوع های بد کودک، درونی و سرکوب شده اند. او ترجیح می دهد خودش بد باشد تا این که محیطی بد باشد یا موضوع های بدی داشته باشد. انگیزه ی احتمالی کودکان برای بد یا بزهکار شدن،”خوب “کردن موضوع‌ها‌‌یشان است کودک با این بد شدن، به واقع بار بدی متجلی در موضوع‌هایش را به دوش خود می‌گیرد. بدین شکل کودک می کوشد آن را از بدی‌شان تطهیر کند. بدین شکل ایگو تحت اسارت آزارگری درونی در می‌آید که برای مقابله با آن به شکلی دفاعی و سرکوب کننده ، موضوع بد درونی را به حیطه‌ی ناهشیار تبعید می‌کند. اما موضوع بد سرکوب شده‌ی درونی پویایی خود را حفظ می‌کند و موحب رفتار یا احساسات بد نسبت به “خود “می‌شود. مصداق شدیدتر این فرایند را می توان در قربانیان آزار های جسمی یا جنسی دید اغلب کودکان پس از قرار گرفتن در معرض بد رفتاری جسمی و جنسی، احساس بدی نسبت به خودشان می‌یابند، در عین آنکه برداشت آرمانی شده ی خود را از والدین عامل بد رفتاری حفظ می کنند در این موارد، کودک خود را شخص بد می‌بیند و فرد آزارگر همان والدی باقی می‌ماند که محال است به کسی آزار برساند. کودک تا آنجا که با موضوع های بد درونی شده همسان سازی کند، احساس می‌کند حودش بد است و حتی کسانی که می‌کوشند به او کمک کنند و او را نسبت به بی گناهی‌اش متقاعد سازند، از مقاومت وی شگفت زده و سردر گم می‌شوند. در روابط دیگر، ممکن است کودک بخشی از موضوع بد را به شخصی دیگر فرافکنی کند و با آن شخص به عنوان یک قربانی ارتباط برقرار کند؛ به عبارتی، در این موارد خرابکار درونی کودک “خود”لیبیدویی او را به جرم نیاز به عشق شخصی دیگر، مورد حمله و آزار قرار می دهد .وقتی ایگو برای حفا ظت از خود، این موضوع ها و پاره ایگو های ملازم یا مرتبط با آن ها را سرکوب می‌کند، آیا خودش را سرکوب کرده است؟ فیربرن در پاسخ می گوید این که ایگو در کلیت خود، خودش را سرکوب کند قابل درک نیست اما ممکن است یک بخش پویا شده‌ی دیگری را سرکوب کند. به این معناست که خرابکار درونی، ایگوی لیبیدویی را، و ایگوی مرکزی هم خرابکار درونی و هم ایگوی لیبیدویی را سرکوب می سازد.(فیربرن،۱۹۴۴،۱۹۵۴)
مراحل رشد و روابط موضوعی
ارتباط با اشخاص (موضوع ها ) مستلزم نوعی وابستگی است و در مدل فیربرنی رشد، کیفیت وابستگی فرد به موضوع های درونی اش، مورد توجه قرار می گیرد. بنابر این رشد از وابستگی نوزادانه به موضوعی جزیی (PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) مادر) تا وابستگی رشد یافته به موضوعی کلی (شخصی کامل با جاذبه های جنسی) پیشرفت می کند. رشد حرکتی است از نگرش نوزاد منشانه ی ستادن ، به نگرش بالغ تر بده بستان متقابل میان دو فرد مستقل.
فیربرن سه مرحله در رشد روابط موضوعی معرفی می کند ؛ مرحله ۱، مرحله وابستگی نوزادانه [۱۲۵]است که اساساٌ به معنای نوعی همسان سازی با موضوع است. مرحله ۲، نوعی مرحله واسطه یا مرحله یا مرحله گذار [۱۲۶] است و مرحله ۳، مرحله ی وابستگی رشد یافته [۱۲۷]است ؛ این مرحله متضمن رابطه ای میان دو شخص مستقل است که کاملاٌ مجزای از یگدیگر ند.
مشخصه ی مرحله ی نخست یعنی مرحله وابستگی نوزادانه همسان سازی با موضوع از طریق رویکرد دهانی جذب [۱۲۸]یا دریافت است. موضوع های جذب شده از موضوع های قابل مشاهده مانند PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) و مادر متمایزند. موضوع های جذب شده ممکن است در نتیجه ی ناکا می، غیبت و……جایگزین موضوع های قابل مشاهده شوند. چنین است که مکیدن شست جای PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) لذت بخش غایب را پر می کند. از آن جا که این مدل، رشد را در قالب جست و جوی موضوع تعبیر می کند، برای این مطلب که نوزاد با دهانش به جست وجوی PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) می پردازد اهمیت چندانی قائل نیست؛ نکته اساسی یافتن موضوعی است که بتوان آن را جذب و به درون برد.(فیربرن،۱۹۴۶ ۱۹۵۴
مرحله ۱ در مدل فیربرن مرحله مقعدی را نیز پوشش می دهد. در این مرحله، مسئله‌ی تفکیک موضوع به مسئله دفع محتویات که به تکنیک مقعدی مربوط است، بدل می‌شود. زمانی فرد را مقعدی می دانیم که مشغولیت خاطری به اداره یا کنترل محتویات داشته باشد. در همین مرحله است که درونی سازی وجذب روان شناختی موضوع‌ها نیز تحقق می‌یابد. این شکل از فرایند درونی سازی، شاخص موقعیت درون ابتدایی است.
طی مرحله ۲ یا مرحله گذار، روابط کودک یا موضوع‌ها گسترش می‌یابد. در عین حال، کودک تعارضی میان میل پیشرو به رها کردن رویکرد نوزاد منشانه ی همسان سازی با موضوع و میل واپسگرا به حفظ این رویکرد تجربه می‌کند. تعارض مورد بحث گاهی در میل همزمان به دفاع و حفظ محتویات (موقعیت وسواسی-بی اختیار ) تجلی می‌یابد. تا زمانی که این تعارض حل نشود، کودک به فنونی دفاعی برای مقابله با آن متوسل می‌شود. فیربرن اشاره می‌کند بیماران اسکیزوئیدش در روابط خود از چنین تعارض حل نشده‌ای رنج می‌برند، آن ها نوعی وابستگی نوزادانه احساس می‌کردند و در همان حال آرزو داشتند از این حس وابستگی رهایی یابد.
در مرحله ۳ یا مرحله‌ی ارتباطی رشد یافته، توانایی دهش[۱۲۹] غلبه می‌یابد. بنابر نظر فیربرن رابطه ی رشد یافته‌ی مستلزم بده بستان میان دو فرد مستقل است که ممکن است رابطه‌ی خود را در قالبی جنسی آشکار سازند. کیفیت رابطه در مرتبه‌ی نخست قرار دارد و نحوه یا ابراز جنسی یا لیبیدویی آن ، صرفاٌ از اهمیتی ثانویه برخوردار است.
نظریه‌ی د.و.وینی کات
(دیدگاهی منحصر به فرد)
دونالد و.وینی کات، در مقام پزشک اطفال در انگلستان بین دهه ی ۱۹۳۰ تا ۱۹۷۱ آثاری در حیطه‌ی روانشناسی تالیف کرد و در عین حال یک روان تحلیلگر بود. وینی کات طی دهه ی۱۹۳۰ تحت روانکاوی قرارگرفت و از ملانی کلاین که مشاور روانکاوش بود تاثیر پذیرفت (کلاین ۱۹۷۱، نقل ازسنت کلر۱۹۴۰، ترجمه طهماسب ، علی آقایی،۱۳۸۶).
وینی کات بر خلاف کلاین و فیربرن علاقه‌ی زیادی به درمان تحلیلی نداشت . با این وجود شهود قابل ملاحظه و مهارت های مشاهده‌ای او را یاری‌اش کردند تا در حیطه ی تحول کودک به ادراک و دستاورد های چشمگیری برسد (حسینی،۱۳۹۰).
مفاهیم اصلی نظریه ی وینی کات
محیط و غریزه
وینی کات بر نقش محیط در شکل گیری “خود”تاکید داشت و معتقد بود محیطی که نسبتاٌخوب باشد، در قالب فرایند های رسشی [۱۳۰]نوزاد را تسهیل می کند. نوزاد بر امکانات محیط تکیه می کند.و محیط(در قالب شخص مادر) خود را با نیاز های دگرگون نوزاد سازگار می کند. در جریان رشد، وابستگی نوزاد به محیط یا مادر تدریجا ٌکاهش می یابد.
وینی کات اگرچه مفاهیم فرویدی غریزه و پویایی ها ی درونی فرد را رد نکرد اما از منظر متفاوتی به آن ها نگریست و بر تعامل کودک یا محیط متمرکز شد. از این منظر، رشد غریزی در بافتی اجتماعی و تعاملی جای می‌گیرد. در نتیجه، وینی کات رشد هیحانی کودک خردسال را تقریبا ٌبه تمامی در قالب روابط کودک با مادر، و نه در قالب غرایز، تعبیرکرد(سنت کلر،۱۱۹۴۰؛ ترجمه طهماسب، علی آقایی۱۳۸۶).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
محیط مساعد
شرایط محیطی، اعم از مطلوب یا نا مطلوب، رشد نوزاد را شکل می دهد. به گفته وینی کات: “در آغاز، محیط مساعد، خود مادر است. در صورت وجود محیطی مساعد[۱۳۱] ،نوزاد نمو می‌یابد و در جریان رسش به پیش می‌رود.” مشخصه‌ی محیط مساعد، سازگاری[۱۳۲] آن است . وینی کات این اصطلاح را توصیف سازگاری محیط با نیازهای نوزاد به کار می برد. نیازهای نوزاد و فرایندهای رسش اهمیتی اساسی دارند و وظیفه، والدین است که خود را با آن ها سازگار کنند. در این معنا، مادر ابتدا خود را کاملاٌ وقف مراقبت از نوزاد می‌کند و سپس به سمت سازگاری زدایی[۱۳۳] حرکت و استفلال[۱۳۴] خود را مجدداٌ تثبیت می‌کند. به بیان دیگر محیط مساعد نوعی احساس مطلق در نوزاد به وجود می‌آورد نوزاد از برقراری ارتباط با موضوع های سویژکتیو-یعنی موضوع های تخیلی یا ذهنی آغاز می‌کند و سپس در تحولی دشوار و از طریق نوعی فرایند تولید و باز تولید ذهنی موضوع، به برقراری ارتباط با “موضوع‌های عینی ادراک شده [۱۳۵]“می‌پردازد.(همان جا)
توهم قدرت مطلق
در نخستین مراحل نمو، کودک با واقعیت هیچ ارتباطی ندارد و گویی باید جهان را با منابع بسیار محدودی خلق کند. یک منبع قابل استفاده برای نوزاد، تخیل یا توهم است به دلیل برخی تنش های غریزی، مانند گرسنگی، نوزاد مستعد است وجود چیزی را باور کند و بدین شکل، ممکن است موضوعاتی را توهم کند و انتظاری غیر واقعی برای وجود موضوع در او به وجود آید. مادر خوب از طریق PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)ش خود را با نیاز کودک سازگار می‌کند و در نتیجه کودک موضوع مورد انتظارش را می‌یابد. در این دوران حساس نخستین و اساسی‌ترین رابطه‌ی نوزاد با جهان خارج، اوضاع چنان است که گویی دو حط (نیازهای کودک و امکانات محیطی) از جهات مقابل پیش می‌آیند و به یکدیگر نزدیک می‌شوند. اگر نوعی همپوشی یا تلاقی میان این دو خط به وجود آید، نوزاد برای لحظه‌ای دچار توهم می‌شود.
وینی کات این پدیده را “لحظه‌ی ایهام”[۱۳۶] نام گذاشته: لحظه‌ی ایهام زمانی است که “توهم نوزاد[۱۳۷]“اموضوعی بیرونی”کاملاٌ همسان به نظر می‌رسند نتیجه بروز مستمر و مکرر لحظه های ایهامی در ذهن “احساس همه توانی[۱۳۸]” در اوست و از نظر وینی کات سر آغاز رشد یک احساس سالم پیرامون سلف است (حسینی ۱۳۹۰).
مادر به نوزاد اجازه فرمانروایی می‌دهد و اگر همه چیز خوب پیش رود، موضوع ذهنی نوزاد بر PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) ادراک شده‌ی عینی تحمیل می‌شود و مادر با تکانه های نوزاد دمساز است و برای او امکان این توهم را فراهم می‌کند که آن چه وجود دارد (مثلاٌ PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) یا دست نوازشگر) مخلوق خودش است (سنت کلر،۱۹۴۰؛ طهماسب ، علی آقایی، ۱۳۸۶)
مادر رضایت بخش
وینی کات اصطلاح جالب مادر رضایت بخش[۱۳۹] را برای توصیف یکی از کارکردهای مادرانه ابداع کرد. مادر رضایت‌بخش آنچه را کودک در روابطش با مادر در یک دوره از رشد خود نیاز دارد، به قدر کافی فراهم می‌آورد. او متناسب با نیازهای متغیر کودکش، خود را دگرگون و سازگار می‌کند. تا آن که به تدریج در میزان وابستگی کودک در حال رشد کاهشی به وجود می‌آید.(وینی کات،۱۹۶۵،۱۹۶۳
وینی کات این از خود گذشتگی مادرانه با ویژگی تمایل مادر جهت وقف کردن دلسوزانه‌ی خویش برای رشد نوزاد را “دلمشغولی مادرانه‌ی اولیه[۱۴۰]“نامیده است. بنابر این “هماهنگی[۱۴۱]“، احساس “همه توانی توهمی[۱۴۲]“را در طفل ایجاد می‌کند و تحت چنین شرایطی، نوزاد نیز هماهنگی با کارکردهای جسمانی و تکانه هایش را یاد می گیرد (حسینی ،۱۳۹۰).
مادر رضایت بخش در سازگاری موفقیت آمیز با نوزاد خود، احساس قدرت مطلق نوزاد را پاسخ می‌دهد و تقویت می‌کند. چنین مادری با موفقیت و مکرراٌ اطوارهای خود انگیخته‌ی او، را پاسخ می‌دهد و توهمات حسی او را به واقعیت بدل می کند. چنین تجربه‌ای را که برای قدرت نارسیستیک نوزاد لازم است، برقرار نگه دارد وانهاندن تدریجی احساس قدرت مطلق و توهم زدایی تدریجی در نتیجه‌ی شناسایی عناصر توهم آمیز و برقرار کردن تماس با واقعیت(سنت کلر،۱۹۴۰).
خود حقیقی و خود کاذب:
وینی کات در بحث از اهمیت سازگاری محیط با نوزاد، از مفاهیم خود حقیقی و خود کاذب سخن می گوید که هر دو در نتیجه‌ی تعامل کودک با محیط شکل می‌گیرند. فرایند دست کشیدن از احساس قدرت مطلق و توهم زدایی باعث می‌شود نوزاد از طریق تکانه‌هایش (که توسط مادر تشخیص داده و تائید می‌شوند) محیط و جهان جز- من[۱۴۳] را کشف و من[۱۴۴] راتثبیت می‌کند. ارتباط با موضوع، زمانی حاصل می شود که مادر به کودک اجازه دهد موضوع (PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)،بطری و……)را بیابد.و با آن خو بگیرد. خود حقیقی، من و جز- منی کاملاٌ تثبیت شده دارد. مادر دلسوز همچنین باید از نوزاد در برابر آشفتگی‌ها و تعدی‌های جهان خارج که نوزاد قادر به درکشان نیست، محافظت کند. اگر محیط امن نباشد واکنش احتمالی نوزاد تسلیم شدن و وادادن خواهد بود. این وادادن ممکن است به دور شدن نوزاد از ذات خود انگیخته و حیات‌بخش‌اش منجر شود. در اولین مرحله‌ی روابط، اگر مادری رضایت بخش وجود نداشته باشد یعنی اگر مادر احساس قدرت مطلق کودک را پاسخ ندهد و جامه‌ی عمل نپوشاند خودی کاذب شکل می گیرد. اگر مادر به کرات متوجه اطوار کودک نشود، اطوار خود را جایگزین آن می‌کند و کودک نیز با تسلیم شدن واکنش نشان می‌دهد. وقتی سازگاری مادر رضایت بخش نباشد، نیروگذاری روانی بر موضوع خارجی به جریان نمی‌افتد و نوزاد منزوی می‌شود و به طورکاذب زندگی می‌کند. خود کاذب، خود حقیقی را مدفون می‌کند. تنها خود حقیقی می‌تواند خودانگیخته باشد واحساس واقعی و اصیل بودن داشته باشد. حضور خود کاذب موجب می‌شود فرد احساس نادرستی و پوچی کند و در روابط خود صادق نباشد.(همان منبع)
مو ضوع
وینی کات اصطلاحات و مفاهیمی مانند موضوع را از ملانی کلاین اقتباس کرد اما مایل بود تعبیر و معنای خود را به آن ها ببخشد .او اصطلاح موضوع ادراک شده به شیوه‌ی ذهنی[۱۴۵] را به کار برد که مشابه مفهوم موضوع درونی کلاین بود. در مقابل این مفهوم، موضوع ادراک شده به شیوه عینی قرار دارد که موضوع بیرونی یا همان شخص واقعی است.
به اعتقاد وینی کات، نوزاد در جریان رشد از رابطه با موضوعی ذهنی تدریجاٌ به توانایی برقراری رابطه با موضوع های ادراک شده به شیوه عینی می‌رسد. مادری رضایت بخش و به ویژه حما یت‌گر اجاره می‌دهد کودک از حالت وحدت و آمیختگی با مادر به سوی نوعی وضعیت مستقل و قادر به برقراری روابط موضوعی، پیش رود. مقصود وینی کات از برقراری روابط موضوعی، ارتباط با موضوع‌های خارجی است که وجودی مستقل-یعنی وجودی بیرون از حیطه‌ی کاملاٌ تحت اختیار ذهنیت و خیال پردازی فرد دارند. در جریان رسش، به تدریج این ظرفیت در فرد به وجود می‌آید که روابطی راستین با موضوع ها برقرار کند، تماسی زنده با واقعیت بیابد، خود را واقعی و زنده حس کند و جهان را حقیقی ببیند.(وینی کات، ۱۹۶۵،۱۹۶۳)
کنترل واقعیت با قدرتی مطلق، حاکی از خیال پردازی در باب واقعیت است و این خود نوعی کوشش برای مواجهه با واقعیت درونی یا فرار از آن به واقعیت بیرونی است. تا از واقعیت درونی اش خلاصی یابد .وینی کات در این مورد مثال هایی چندی ارائه داده است. ممکن است یک کودک خیال پردازی های سادیستیک ناهشیاری نسبت به والدین درونی اش داشته باشد و در همان حال با والدین بیرونی اش رفتاری حمایت گرانه داشته باشد.ماجراجویی برون گرایانه ی یک فرد ممکن است نقابی برای فرار او از افسردگی درونی پنهان و زیرینش، و احترام بیرونی فرامانی که حکمرانان دریافت می کنند، چه بسا بدین سبب باشد که بسیاری از مردم در واقعیت درونی، پدر درونی شده را کشته و مثله کرده اند و همین پدر درونی شده است که در قالب مردی واقعی و شایسته ی احترام خدمتگزاری همگان ، شخصیتی بیرونی یافته است(، سنت کلر، ۱۹۴۰؛ ترجمه طهماسب ، علی آقایی،۱۳۸۶)
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
موضوع گذاری
یکی از قابل توجه ترین خدمات وینی کات به نظریه‌ی روابط موضوعی ، معرفی مفهوم موضوع گذاری [۱۴۶]است. نوعی فضای تجربه که واسطه ای است میان موضوع های ذهنی و روابط موضوعی حقیقی. موضوع گذاری نه موضوع درونی و ذهنی است و نه موضوعی کاملا ٌبیرونی؛ این موضوع نخستین مایملکی است که به منزله ی جز-من تجربه می شود. از موضوع گذاری متعارف می توان به پتوی نرم – فوراٌ پتوی امن یکی از شخصیت های کارتون :بادام زمینی ها[۱۴۷] “به نام لینوس به ذهن می آید. غان و غون وادا و اطوار و یا بخشی از بدن کودک که هنوز از سوی او متعلق به واقعیت بیرونی دانسته نشده نیز تحت مقوله ی پدیده های گذاری جای می گیرند و به عنوان نوعی مایه ی آرامش هنگام خواب رفتن یا سپری در برابر اضطراب و تنهایی، ارزشی حیاتی می یابد(سنت کلر،۱۹۴۰)).
وینی کات تاکید می کند که در طول این دوره ضروری است کودک “توهم زدایی تدریجی[۱۴۸]” شود مادر دوباره بتدریج به زندگی شخصی خود و علاقه های پیشین خود علاقه نشان می دهد ودر این هنگام کودک باید واقعیت محدودیت های خودش برای کنترل مادر را تجربه کند. افزون بر این کودکان گرایش تحولی طبیعی دیگری نیز دارند. این حرکت گرایش به سوی جدایی-تفرد است.مهمترین فرایند جدایی-تفرد،وجود ابژه انتقالی است.ابژه انتقالی چیزی مثل یک پتوی گرم ونرم یا اسباب بازی مورد علاقه و نرم است و می تواند بو یا نشانی از مادر را با خود داشته باشد او نه موضوع است و نه خود، اما نوزاد طوری در نظرش می گیرد و طوری با آن رفتار می کند انگار که هم مادر است و هم خود را در خود دارد مهم اینجاست که والد و کودک هر دو در اینکه روابط موضوعی انتقالی،موجودی تماماٌ تحت کنترل کودک است توافق نظر دارند(حسینی،۱۳۹۰)
فرایند های رشد و مراقبت های مادرانه
در نوشته های وینی کات مضمون غالب، نقش محیط در رشد کودک است و او رشد را بر حسب رابطه ی کودک با محیط- یعنی با والد، که نزد وینی کات همواره به معنای مادر است تعریف می کند .وقتی وینی کات به نحو شگفت انگیزی ادعا می کند« چیزی به عنوان کودک وجود ندارد»، مقصودش آن بود که در کنار هر نوزاد مادری مراقبت گر می توان یافت و بدون مراقبت مادرانه، نوزادی وجود ندارد. رشد کودک خرد سال با مراقبت مادر پیوندی نا گسستنی دارد: “نوزاد و مراقبت مادر با هم یک واحد را تشکیل می دهند”. بدین شکل وینی کات در رشد عاطفی به منزله ی نوعی تکامل بین شخصی از وابستگی به استقلال، و نه پیشرفتی در زندگی غریزی فرد، تاکید داشت. وینی کات در جایی نوشت “توصیف نخستین مراحل زندگی کودکان هیچ ارزشی ندارد مگر در پیوند با عملکرد مادر”. کودکی که در فضای مادری رضایت بخش رشد کند، از یک وضعیت نامنجسم اولیه به سوی وحدتی ساختار یافته توام با ظرفیت ایجاد روابط موضوعی و “همزیستی [۱۴۹]“-یعنی ایجاد رابطه با موضوع های بیرونی و کلی –پیش می رود. نوزاد از وابستگی مطلق به وابستگی نسبی و از آن به استقلال سیر می کند و این سه نوع وابستگی تقریباٌ با سه مرحله ی متداخل مراقبت مادرانه، همبسته اند. سه مرحله ی مراقبت عبارت اند از “نگهداری[۱۵۰]“،”همزیستی مادر و نوزاد”و”همزیستی مادر، نوزاد و پدر”.( وینی کات،۱۹۶۵،۱۹۶۰)
فرایند رسش
فرایند رسش، یا مراحل رشد، با نوع موفقیت مادرانه ساختاری در هم تنیده دارند و عبارت اند از گرایش هایی ارثی در کودک برای رشد مستمر این فرایند ها عبارت اند از انسجام ،تشخص[۱۵۱]،و ارتباط یابی موضوعی.[۱۵۲] ، انسجام [۱۵۳]به سازمان یابی روز افزون فرد و بدل شدن به یک واحد اشاره دارد ،زیرا شخصیت در آغاز فاقد وحدت است. تشخص به شیوه استقرار روان فرد در بدن او ارجاع دارد. ارتباط یابی موضوعی نزد وینی کات، به برخورداری از احساس واقعی بودن و ارتباط داشتن با افراد و موضوع ها ی واقعی در محیط اشاره دارد( سنت کلر ،۱۹۴۰)
انواع مراقبت مادرانه
فرایند های رسش کودک را مراقبت والدین تسهیل می کند. محیط در قالب مراقبت والدین، نگهداری ، نوازش[۱۵۴] ، و ارائه موضوع [۱۵۵] را برای کودک فراهم می آورد. طی دوره نگهداری، نوزاد آمیخته با مادر است و هنوز این توانایی را کسب نکرده است که موضوع ها را به مثابه اموری بیرون از خود ادراک کند. به تدریج ، نوزاد از حالت نا منسجم به نوعی انسجام ساخت یافته تحول می یابد. نوزاد به یک من و یک جز- من می یابد، ظرفیت روابط موضوعی در او بسط بیش‌تری پیدا می کند، ]یعنی[ رابطه با موضوع های ادراک شده، به شیوه ی ذهنی به رابطه با موضوع های ادراک شده به شیوه ی عینی بدل می شود. این تحول با پشت سر گذاشتن آمیختگی با مادر و جدا شدن از افراد، یا ارتباط برقرار کردن با او به مثابه موضوعی مجزا یا جز- من پیوند نزدیکی دارد. تحقق موفقیت آمیز این امر، نوزاد را از وهله ی نگهداری به وهله ی همزیستی می رساند. همزیستی وهله ای از رشد است که در آن کودک در مقام یک فرد به برقراری ارتباط با مادر در مقام یک موضوع بیرونی واقعی و متمایز از خود کودک می پردازد (وینی کات،۱۹۶۵،۱۹۶۰).
پیوند فزایند های رسش با مراقبت مادرانه
فرایند های رسش نوزاد با نوع و کیفیت تسهیلات [۱۵۶]مادرانه ارتباط نزدیکی دارد .بر این اساس، پیوند نزدیکی میان انسجام و نگهداری ، تشخص و نوازش، و برقراری رابطه ی موضوعی و ارائه موضوع وجود دارد.
انسجام و نگهداری
انسجام با کارکرد محیطی نگهداری ارتباط تنگاتنگی دارد. نگهداری تمامی اعمال معمول مراقبت از نوزاد در طول روز، به ویژه نگهداری جسمانی او در آغوش را که نشانه ی عشق اوست، شامل می شود. برخی از بزرگسالان نمی دانند چگونه نوزاد را نگه دارند و نوزاد اغلب در آغوش آن ها احساس نا امنی می کند و به گریه می افتد. نگهداری فرایند انسجام راتسهیل می کند و در نتیجه نوزاد به یک واحد وحدت یافته که در بدنی زندگی می کند-تبدیل می شود. انسجام اجزای روان شناختی نوزاد را گرد هم می آورد، و در مقابل چند پارگی [۱۵۷]وعدم انسجام [۱۵۸]روانشناختی قرار دارد. کارکرد اساسی محیط نگهدارنده این است که ضربه ها و تاثیرات غیر قابل کنترل و احساس پوچی را در نوزاد به حداقل برساند و احساسات مثبت واقعیت و وجود داشتن را در نوزاد شکل دهد. مراقبت خوب مادر، نوزاد را از این حس برخوردار می سازد که یک شخص است. (وینی کات،۱۹۶۰،۱۹۶۵)از دید وینی کات، مادر تا حدی از طریق انعکاس[۱۵۹] است که وجود کودک را متحقق می سازد. کودک زمانی که در چهره ی مادر می نگرد خودش را می بیند زیرا در نگاه مادر به فرزندش، آن چه او در فرزند می بیند در چهره اش تجلی می یابد. (برای مثال، لذتی که مادر از دیدن کودک می برد در چهره اش منعکس می شود و نوزاد با دیدن این لذت؛ احساس می کند که گویی خودش شادمان و خوب است). چیزی که مادر به کودک باز می تاباند، همان خود کودک است. گویی کودک با نگاه به چهره ی مادر، در آینه نگریسته و خود را دیده است.”وقتی می نگرم دیده می شوم پس هستم( وینی کات،۱۹۷۱).)
تشخص ونوازش
در میان امکانات محیط، نوازش شکلی از مراقبت والدین است که وحدت مستحکم ایگوی کودک با بدن اورا موجب می شود. وقتی والد بدن کودک را لمس می کند و با ملایمت بر آن دست می کشد، کودک همچون یک شخص در بدن خود مستقر می شود و ایگویی جسمی می پروراند که مبنای ایگوی اوست. نوازش جسمانی، ایگو و شخصیت کودک را چنان با بدن، کارکرد های بدن و حس های بدنی کودک متصل می سازد که هر نوع حس غریبگی و ناراحتی بر طرف می شود.وینی کات برای توصیف این فرایند پیوند یابی ایگو با بدن و سائق های مختلف اید و ارضا شدن شان ، اصطلاح تشخص را به کار می برد. اگر پیوند استوار میان ایگو و بدن از بین برود ممکن است حس نا معمول غیر واقعی بودن ونیز حس گسستگی از خود و دور بودن از بدن خود به فرد دست دهد.وینی کات برای اشاره به از دست رفتن این وحدت میان ایگو و بدن ،از اصطلاح تشخص زدایی[۱۶۰] بهره می جوید.(همان جا)
ارتباط موضوعی و ارائه ی موضوع
این شکل از مراقبت مادرانه مستلزم این است که مادر موضوع هایی را (PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)، بطری و….) عرضه کند؛ به شکلی که نحوه ی ارتباط کودک با واقعیت بیرونی و موضوع های خارجی در آینده را تعیین کند. کودک توقعی مبهم در خود می پروراند که از نوعی نیاز ریشه می گیرد. مادر رضایت بخش موضوعی ارائه می دهد که نیاز کودک را بر طرف می سازد، و در نتیجه رفته رفته در کودک دقیقاٌ نیاز به آن چه مادر می تواند ارائه دهد شکل می گیرد. وینی کات ارتباط نوزاد با مادر را رابطه مندی ایگو[۱۶۱] نام نهاد، به اعتقاد وینی کات همین رابطه مندی ایگو ماده سازنده ی دوستی و نیز شبکه ی انتقال[۱۶۲] است. حمایت مادر از ایگو، رشد نا یافتگی ایگوی نوزاد را متعادل می سازد. نوزاد تنها زمانی می تواند زندگی شخصی خود (و نه “خود”ی کاذب ) را کشف کند ، از حس واقعی بودن برخوردار شود و ظرفیت تنها بودن را در خود بپروراند، که کسی نزد او مهیا و حاضر باشد بی آنکه توقعی بر او عرضه دارد. همچنان که تجربه ی موضوع های خوب به نحو فزاینده ای در واقعیت درون روانی تثبیت می شود، نوزاد ظرفیت تنها بودن و احساس خرسندی در غیاب موضوع خارجی را به دست می آورد.
دلبستگی
شیوه ی دیگر وینی کات برای تبیین رشد پرداختن به آن از وجه کیفیت وابستگی کودک به مادر است .مراحل رشد کودک خردسال عمیقاٌ با نوع کیفیت مراقبت مادرانه در هم تنیده اند. سه سطح وابستگی عبارت اند از وابستگی مطلق ، وابستگی نسبی و]وابستگی [به سوی استقلال.
وابستگی مطلق
طی این نخستین مرحله از رشد هیجانی نوزاد، مادر محیط مساعدی است که در وضعیت “دلمشغولی مادرانه ی نخستین “به سر می برد. مادر در نخستین هفته های حیات نوزاد، دلمشغولی اوست و نوزاد همچون بخشی از خود او می نماید کودک به مادر کاملاٌ وابسته است، تا حدی که حتی نسبت به مراقبت مادر اصلاٌ اگاه نیست. مادر نیز به دلیل پیوند های نزدیکی که با کودکش دارد، در نوعی حالت وابستگی به سر می برد. او غذا فراهم می کند، دمای آب حمام را می سنجد و محیط مورد نیاز کودک را برای او قراهم می آورد. بدین شکل مادر مانع تعرض وافعیت به کودک می شود. طی این دوره وابستگی مطلق ، مادر (یا جایگزین او ) باید خود را وقف مراقبت از کودک کند. مادر با سازگار کردن خود با نمو نوزاد ، کم کم و همان طور که کودک به سوی استقلال بیش تر حرکت می کند. زندگی و استقلال خود را باز می یابد.
وابستگی نسبی
آگاهی کودک نسبت به وابستگی اش به مادر در وضعیت وابستگی نسبی شکل می گیرد و این آگاهی موجب اضطراب می شود. در این مرحله میزان سازگاری مادر کاسته می شود و او تدریجاٌ به «خود بودگی» پیش از تولد نوزاد باز می گردد. همچنین کودک در این زمان می داند حضور مادر ضروری است؛ اکنون او به مادر نیازی آگاهانه دارد. در این وهله تقریباٌ از ماه ششم تا سال دوم به طول می انجامد. کودک کم کم به انسجام می رسد و بدین شکل به یک واحد یا «خود »ی واحد، شخصی تام؛ با یک درون و یک بیرون تبدیل می شود که در بدنی زندگی می کند واقعیت روانی شخص در درون او جای دارد و بیرون او همان جز- من است . تثبیت (وینی کات ،۱۹۶۵،۱۹۶۳) «من» مستلزم کسب این باور است که «هر چیز دیگری، من نیست» کارکرد محیطی نگهداری، انسجام یافتن فرد راتسهیل می کند و این حس را به وجود می آورد که « وجود داشتن مرا کسی دیده و درک کرده است » و «من شواهد مورد نیاز را برای این که مطمئن شوم همچون یک موجود شناخته شده ام دریافت می کنم(همچون چهره ای که در آینه دیده می شود) ».( وینی کات،۱۹۶۵،۱۹۶۲) نوزاد بهنجار تا زمانی طولانی اهمیت نمی دهد وجودش چند پاره است و یا کلی واحد، و این که در چهره ی مادر زندگی می کند یا در بدن خود، به تدریج و به طور طبیعی نوزاد به یک شخص بدل می شود و تمام تکه های وجودش را از حیث روان شنا ختی، با نوعی یکپارجه سازی خود، در شخص خود وحدت می‌بخشد.(وینی کات،۱۹۵۸،۱۹۴۵). یکپارچگی در برابر چند پارگی و عدم انسجام مطرح می شود .عدم انسجام در مقام نوعی دفاع، فراورده ی فعال تشتتی است که در غیاب حمایت مادرانه از ایگو در برابر اضطراب فراتر از درک کودک پدید می آید. اضطراب مورد بحث از نقصان نگهداری در مرحله‌ی وابستگی مطلق ناشی می شود( وینی کات، ۱۹۶۵،۱۹۶۲).
به سوی استفلال
نوزاد برای آن که بتواند بدون مراقبت واقعی سر کند، ابزارهایی می پروراند. او مکانیزم های ذهنی و درک عقلانی را بسط می دهد و به مشارکت بیش تر در اجتماع می پردازد کودک استقلالی حقیقی و نیز نوعی موجودیت تشخص یافته در حوزه ی رو به گسترش زندگی اجتماعی اش کسب می کند. این وهله بیانگر تلاش های کودک نوپا است و در دوران بلوغ و نوجوانی تداوم می یابد(وینی کات،۱۹۶۵،۱۹۶۳)
رشد ایگو
رویکرد دیگر وینی کات در بررسی رشد، ایگو است. نزد او این رشد تحت تاثیر محیط قرار دارد. او گاهی به رشد کودک و گاهی به رشد ایگو اشاره می کند. اصطلاح ایگو آن گونه که وینی کات به کار می رود، به «بخشی از شخصیت انسان رو به رشد، که تحت شرایط مساعد مایل است در کلی واحد به یکپارچگی برسد» دلالت دارد.(سنت کلر،۱۹۴۰)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظریه روابط موضوعی هری گانتریپ

(ایگوی بازگشتی)
گانتریپ، تحلیلگر کارهای فیربرن و وینی کات،از طریق مرور و یکپارجه سازی مشتاقانه‌ی نظریات این دو درمانگر شهرت یافت.او هرگز تلاش نکرد نظریه‌ی تقسیم ایگو [۱۶۳]فیربرن و رویکرد مادر متعادل وینی کات را با مفهوم «ایگوی بازگشتی »خودش هم راستا جلوه دهد (کرینبرگ و میشل،۱۹۸۳،ترجمه حسینی،۱۳۹۰)

 

ایگوی بازگشتی

معروف ترین نوآوری گانتریپ در نظریه‌ی روابط موضوعی، مفهوم ایگوی بازگشتی یا واپس رونده است. به اعتقاد گانتریپ وقتی سائق اصلی و برانگیزاننده انسان، به سوی عقب نشینی و «بازگشت»[۱۶۴] در حرکت است. او اینگونه بحث می‌کند که وقتی موضوع های حقیقی ، محروم کننده باشند افراد به دنیای موضوع های درونی پناه می‌برند. با این وجود نظر به اینکه موضوع های درونی منعکس کننده‌ی جنبه های هیجانان انگیز و طرد کننده‌ی والدین‌اند. افراد متعاقباٌ از پناه بردن به موضوع های درونی نیز مایوس خواهند شد.
به نظر گانتریپ (۱۹۶۱)، ایگوی لیبیدویی فیربرن که مخزن تمام نیازهای برآورده نشده‌ی موضوعی است یک تقسیم شدن دیگر را پشت سر می‌گذارد: در این تقسیم بندی آخر، یک بخش از ایگو همچنان به موضوع هیجان آور دلبسته می‌ماند ولی بخش دیگر – که همان ایگوی بازگشتی است – از موضوع هیجان انگیز جدا شده و از تمام موضوع جویی[۱۶۵]‌هایی که به منظور کسب حداقل امنیت روانی تمنا می‌کرد، دست بر می‌دارد. از این گذر، بخشی از ایگو به ذهنیتی ایزوله شده و وضعیتی بی‌موضوعی پناه می برد. فضای بی‌موضوعی چیزی همانند تجریه‌ی افتراق (گسستگی)[۱۶۶] است. به اعتقاد گانتریپ اگر امید همچنان زنده باشد. ایگوی بازگشتی پس ازکناره‌گیری و واپس روی به دنیای حمایت انزوا، همچنان منتظر پیدایی یک انسان یا یک محیط پرورش دهنده [۱۶۷]می‌ماند. اما اگر امید کاملاٌ ناتوان شده باشد، ایگوی بازگشتی آرزوی مرگ خواهد کرد. به گفته گانتریپ (۱۹۶۹)پرورش دهنده والدینی مناسب، موجبات شکل‌دهی به شخصیت بالغ و متعالی را فراهم می کند

 

نظر دهید »
تحلیل گفتمان جنگ و رابطه آن با سینما در سه دهه بعد از انقلاب ایران (با تاکید بر آثار حاتمی کیا)- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

مرتضوی(۱۳۸۸) نیز در مقاله­ای با عنوان “بررسی مفاهیم صلح و خشونت در سینمای دفاع مقدس” از منظری روانشناختی به فیلم­ها نگاه می­ کند. وی در تحلیل­های خود دو نوع سینمای جنگ و ضد جنگ را در مقابل هم قرار می­دهد و بر این اساس قصد دارد تا تفاوت آنها را در جهت­گیریشان نسبت به موضوع صلح را با یکدیگر بسنجد. وی در پایان نتیجه ­گیری می­ کند که هر دوگونه از سینمای جنگ، چه آنهایی که موافق با جنگ هستند و چه آنهایی که ضد جنگ هستند، مروج خشونت هستند و فقط دیدگاه آنان نسبت به کلیت جنگ با یکدیگر تفاوت دارد. این مقاله با وجود مشابه بودن با موضوع این پایان نامه اما، چه از جهت روشی و چه رویکردی تفاوت­های عمده­ای با پژوهش حاضر دارد و به نظر می­رسد که نمی ­تواند جنگ را به عنوان یک کلیت مورد بررسی قرار دهد.
آزاد ارمکی و اعتمادی فر(۱۳۸۷) در مقاله ای با عنوان ” بررسی ساختار روایی روابط بین نسلی در سینمای جنگ (با تاکید بر سینمای حاتمی­کیا)” با اتخاذ رویکردی ساختارگرایانه به بررسی بازنمایی دوگانگی­های مربوط به روابط بین نسلی پرداخته­اند. آنها در این راستا دوگانگی­هایی همچون عقیده­گرایی/ عمل گرایی، وظیفه محوری/ نتیجه محوری، عشق مداری/ عقل مداری، درون گرایی/ برون گرایی و گذشته گرایی/ آینده گرایی را تشخیص می­دهند. به نظر آنها در سیر بازنمایی روابط نسلی از مهاجر تا به نام پدر، از سویه­های اولیه، تقابلات مذکور به سمت سویه دوم متمایل شده ­اند.
این مقاله از آن جهت که تغییر و تحول در روایت فیلم­های جنگ را نشان می­دهد و معتقد است که گفتمان جنگ در طول این سه دهه دچار تغییر شده است، با پایان نامه حاضر مشابهت دارد، اما از منظر روش شناختی با آن متفاوت است. به واقع این پایان نامه سینمای جنگ را نه به عنوان تقابلات بین نسلی، بلکه به مثابه تغییر و تحول در خود گفتمان جنگ مورد مطالعه قرار می­دهد.

 

۲-۲- چیستی وتحلیل گفتمان

واژه گفتمان[۱] که گاهی از آن با عناوین گفتار، سخن، کلام، گفته نیز یاد شده است، برای نخستین بار توسط زلیک هریس( ۱۹۵۲ )زبان شناس نامی، در مقاله­ای با عنوان “تحلیل­گفتمان” بکار برده شد. پس از آن کم کم انگاره گفتمان به حوزه هایی از علوم انسانی، نظیر علوم اجتماعی، علوم سیاسی، فلسفه و روانشناسی اجتماعی، زبان­شناسی نوین، ادبیات و… تسری یافت. تعاقب آن تعریف و تبیین نظریه گفتمان با ابهامات و اغتشاشات مفهومی فراوانی روبرو گردید. صرف نظر از ریشه ­های تاریخی این مفهوم که می­توان آن را تا متون کلاسیک یونان دنبال کرد، تعریف جدید از آن، نزد اندیشمندان متعدد به مدلول­های متنوعی رجوع می­دهد؛ به طوری که هر یک از این افراد مفهوم خاص خود را در این واژه برجسته کرده و به آن پرداخته­اند. گفتگو[۲] شرط مقدماتی هر گفتمان به شمار، می­رود :هر نوع گفتار، کلام یا نوشتار، جریانی اجتماعی محسوب می­شوند؛ به عبارت دیگر، دارای سرشت، ماهیت و ساختار اجتماعی هستند. گفتمان­ها حسب مکان و زمان تفاوت می­ کنند. در هر کشور گفتمان­های متفاوت وجود دارد، علاوه بر آن در داخل هر کشور نیز گفتمان­ها با هم تفاوت دارند. گفتمان­ها با توجه به انواع نهادها و زمینه ­های اجتماعی متفاوتی که در آنها شکل می­گیرند و نیز با توجه به موقعیت، جایگاه و شان افراد و کارگزاران سخنگو، مولف و نویسنده و یا مخاطبین آنان فرق می­ کنند. بنابراین، زمینه و بستر گفتمان­، جریانی همگن­، واحد و یک دست نیست. می­توان گفتمان را پدیده، مقوله یا جریانی اجتماعی دانست و به قولی : گفتمان، جریان و بستری است که دارای زمینه­ای اجتماعی است. اظهارات و مطالب بیان شده، گزاره­ها [۳] ­و قضایای[۴] مطرح شده، کلمات و عبارات مورد استفاده و معانی آنها جملگی بستگی به این نکته دارند که احکام و مطالب بیان شده، گزاره­های ایجابی و سلبی، قضایای مفروض و… کی؟ کجا؟ چگونه؟ توسط چه کسی؟ یا علیه چه چیزی یا چه کسی؟ با چه انگیزه و قصدی طرح و صورت­بندی می­گردند. به اختصار می­توان اظهار داشت که گفتمان، ساخت زبان در مراحلی بالاتر و فراتر از جمله و معانی واژه­ های آن را هدف قرار می­دهد. حتی می­توان میان مفهوم لوگوس مورد توجه هراکلیتوس و گفتمان رابطه­ای این همانی برقرار ساخت. پیوند میان زبان و فکر از دیرباز در اصطلاح حیوان ناطق تلخیص شده است. اگرچه تحلیل­گفتمان[۵] ­در آغاز وامدار زبان­شناسی بود با این حال از آن عبور می­ کند و حوزه های متنوعی را در بر می­گیرد. تحلیل­گفتمان لزوما حوزه­ای بینارشته­ای و چندرشته­ای است و کار تفسیر روابط پیچیده بین نوشتار، گفتار، شناخت اجتماعی، قدرت، جامعه و فرهنگ را بر عهده دارد. ون دایک غالبا این تعریف را از گفتمان مفروض داشته است که گفتمان هم ژانر خاصی از کاربرد زبان است و هم اینکه صورتی خاص از تعامل اجتماعی، یا یک رویداد ارتباطی کامل در یک موقعیت اجتماعی است. فوکو در تعریف گفتمان­ها به مثابه اعمال شیوه ­های کنش بشرگفتمان را عرصه ­ای می­داندکه در آن پراکندگی فاعل شناسا و گسست آن از خودش مشخص می­ شود.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در این پژوهش از روش تحلیل­گفتمانی لاکلائو و موفه استفاده خواهد شد. این دو در تحلیل­گفتمان خود یک روش کاربردی تر نسبت به سایر گفتمان­ها ارائه کرده ­اند و توانسته ­اند با ترکیب مفهوم گفتمان فوکو با دیدگاه ­های سوسور، دریدا، لاکان، گرامشی و حتی آلتوسر نظریه گفتمان فوکو را کاربردی سازند. «آنچه تحلیل­گفتمان لاکلائو و موفه را از سایر نظریه­ های گفتمانی متمایز می­ کند، تسری گفتمان از حوزه فرهنگ و فلسفه به جامعه و سیاست است» (حسینی زاده، ۱۹۸۳:۱۹۴). همانطور که گفته شد، از نظر لاکلائو و موفه، بر خلاف سایر روش­های تحلیل­گفتمانی مانند تحلیل­گفتمان انتقادی همه چیز در گفتمان خلاصه می­ شود. همین امر رهیافت­های روش­شناختی و نظری متفاوتی با سایرین ایجاد می­ کند. تحلیل­گفتمان انتقادی که تحلیل­گفتمان را به مثابه نقد ایدئولوژی به کار می­برد (نک: فرکلاف، ۱۳۷۹ و ون دایک ۱۳۸۲) فرکلاف معتقد است هنوز هم واقعیتی عینی در خارج وجود دارد و این ایدئولوژی است که باعث مخدوش شدن این امر عینی شده است. از این رو وظیفه گفتمان کاوی بر ملا ساختن ایدئولوژی و دستیابی به معنای راستین است. رهیافت اسطوره­شناسی بارت را نیز می­توان در همین راستا درک کرد. اما در نظریه گفتمان لاکلائو و موفه اینکه یک صورت­بندی گفتمانی چه معناهایی در خود دارد و اینکه معنای واقعی آن چیست، چندان حائز اهمیت نیست، بلکه رویه­ های شکل­ گیری و صورت­بندی معنا است که اهمیت دارد. از این لحاظ تحلیل­گفتمان را می­توان مشابه با تبارشناسی در نظر گرفت.
به هر حال روش تحلیل­گفتمان لاکلائو و موفه را باید در بستر تفکرات پست مدرنیستی درک کرد. روش­های پست­مدرن همچون خود پست­مدرن دارای صورت­بندی خاصی نیست و تنها شاید بتوان منطق و یا منطقه­های مشترکی میان آنان یافت. تاجیک در ارتباط با این خصیصه پسامدرنیته در مقدمه ترجمه کتاب “پسامدرنیته” می­نویسد:
«پسامدرنیسم، یک “گفتمان” یا بهتر بگوییم، مجمع الجزایری از خرده گفتمان­ها و پادگفتمان­هایی است که جغرافیای مشترک آنان در خصیصه گفتمانی بودن آنان (به معنای اخص کلمه) نهفته است. مراد از خصیصه­های گفتمانی، شناسه­هایی همچون “سیال بودن”، “مخالفت با انسداد و تصلب”، “محلی بودن”، “عارضی بودن”، “تکثر”، “هم­نشینی حاشیه و متن یا خودی و دگر”، “مخالف با تقلیل، تخفیف و جوهرگرایی”، “مخالفت با جزمیت و قدسیت”، “تعیین چند جانبه”، “مخالفت با حقیقت محوری” و … است» (لاین، ۹:۱۳۸۱).
به هر صورت پست مدرنیته روش­شناسی، شناخت­شناسی و روش­شناسی متفاوت و گاه متضادی با مدرنیته ارائه کرد و از دیدگاه ­های عینی به سمت رویکردهایی تفسیری تر پیش رفت. در جدول زیر که از فصل هفتم کتاب کالین­های انتخاب شده است، به خوبی می­توان این تمایز را مشاهده کرد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هستی شناسی شناخت شناسی روش شناسی
در بیرون چه چیزی برای شناختن وجود دارد؟ چه شناختی(امیدوار باشیم) درباره آن بدست آوریم؟ چگونه می­توانیم به آن شناخت دست یابیم؟

هستی شناسی تفاوت:

دنیا به صورت متفاوت تجربه می شود

این تجارب از لحاظ فرهنگی و زمانی خاص هستند.

این تجارب واحد و بی­همتا هستند.

آنها با فرایندهای عام پیوند ندارند و نمودهای آن هم نیستند

تردید گرایی شناخت شناسانه:

مواضع متفاوت فاعل شناسا، ادعاهای شناختی متفاوتی را شکل می دهند.

شناخت دیدگاه مبناست و دیدگاه ­های متفاوت قیاس ناپذیرند.

ادعاهای حقیقت گویی را نمی­توان به صورت تجربی ارزیابی کرد.

پافشاری بر ادعای حقیقت گویی، تعصب­آمیز، ماهیتا تمامیت خواه است.

روش شناسی واسازانه:

تردید گرایی روش شناسانه مانع از ادعاهای حقیقت گویی گزاف می شود.

دیدگاه های مدرنیستی همچنان فرض می­ کنند که در دسترسی به واقعیت جایگاهی ممتاز دارند؛ فرض دفاع ناپذیر و دارای آثار بالقوه دیکتاتوری.

فنون واسازانه می­توانند چنین فرارورایت­های خطرناکی را از طریق جلب کردن توجه به “دیگرهای” به حاشیه رانده شده، دچار اختلال و فروپاشی کنند.

جدول شماره (۱) هستی شناسی، شناخت شناسی و روش شناسی پست مدرنیسم (های، ۱۳۸۵)
نظریه گفتمان ارنستو لاکلائو و شنتال موفه، در کتاب هژمونی و راهبرد سوسیالیستی: به سوی سیاست رادیکال دموکراسی شکل گرفت و در واقع بسط نظریه گفتمان فوکو در حوزه فلسفه سیاسی-اجتماعی است(سلطانی، ۱۳۸۳). از نظر لاکلائو و موفه، هر عمل و پدیده­ای برای معنادار شدن باید گفتمانی باشد. فعالیت­ها و پدیده ­ها وقتی قابل فهم می­شوند که در قالب گفتمانی خاص قرار گیرند. هیچ چیزی به خودی خود دارای هویت نیست، بلکه هویتش را از گفتمانی که در آن قرار گرفته است کسب می­ کند. در ادامه برای روشن شدن بحث، مفاهیم بنیادین نظریات لاکلائو و موفه و از دل آن مفاهیمی که در تحلیل فیلم­های حاتمی­کیا به ما یاری رسانده برشمرده می­شوند.

 

۲-۳- مفاهیم بنیادی نظریه گفتمان لاکلائو و موفه :

۱- گفتمان: صورتبندی مجموعه ­ای از کدها، اشیاء، افراد و… هستند که پیرامون یک دال کلیدی جایابی شده و هویت خویش را دربرابر مجموع­های از غیریت­ها بدست می­آورند.
۲- مفصل بندی[۶] : هر عملی که میان عناصر پراکنده ارتباط برقرار کند، به نحوی که هویت و معنای این عناصر در نتیجه این عمل اصلاح و تعدیل شود.
۳- دال مرکزی[۷] : دال مرکزی نشانه­ای است که سایر نشانه­ها در اطراف آن نظم می­گیرند. هسته مرکزی منظومه گفتمانی را دال مرکزی تشکیل می­دهد و جاذبه این هسته، سایر نشانه­ها را جذب می­ کند. همه نشانه­ های مفصل­بندی شده در یک گفتمان از ارزش برابر برخوردار نیست و به انواع گوناگونی تقسیم می­شوند. مهم ترین این نشانه­ها “دال مرکزی” است. دال مرکزی نشانه ممتازی است که نشانه­ های دیگر حول آن انسجام می­یابد .این دال، دالهای دیگر را حمایت می­ کند و آنها را در قلمرو جاذبه معنایی خود نگه می­دارد. مثلا آزادی در لیبرالیسم یک دال مرکزی محسوب می­ شود و مفاهیمی چون دولت، فرد و برابری در سایه این دال مرکزی و با توجه به آن معنا پیدا می­ کند.
۴- عناصر یا دال­های شناور[۸] :
عناصر[۹] دال­ها و نشانه­ هایی که معنای آنها هنوز تثبیت نشده است و گفتمان­های مختلف سعی در معنادهی به آنها دارند. عناصر، نشانه­ هایی هستند که در حوزه گفتمان گویی قرار دارند و دارای چندگانگی معنایی هستند.گفتمان­های مختلف هر کدام در تلا شند تا این عناصر را در درون نظام معنایی خود تبدیل به وقته نمایند. در این حالت نوعی انسداد در معنای نشانه حاصل می­ شود و مانع از نوسانات معنایی آن می­ شود اما این انسداد و انجماد به هیچ وجه دائمی نبوده و انتقال از حالت عنصر به وقته هیچ­گاه کاملا صورت نمی­پذیرد و بدین ترتیب گفتما­ن­ها هیچ­گاه صددرصد تثبیت نمی­شوند به گونه­ ای که امکان هرگونه تغییر و دگرگونی معنایی تحتِ تاثیر چندگانگی معنایی حوزه گفتمان­گویی از آنها سلب شود. این ویژگی نشانه­ها موجب می­ شود که به آنها دال شناور گفته شود. به صورت خلاصه اینکه گفتمان­ها تلاش می­ کنند تا از طریق تبدیل عناصر به وقته­ها و تقلیل معانی متعدد یک نشانه به یک معنا و ایجاد نوعی انسداد در معنای نشانه، ابهام معنایی را برطرف سازند. اما این عمل به طور کامل امکا نپذیر نیست و معنا به طور صددرصد تثبیت نمی­ شود زیرا احتمالات معنایی که در حوزه گفتمان گویی وجود دارند همواره ثبات معنا در گفتمان مورد نظر را تهدید می­ کنند. از این­رو همه وقته­ها به طور بالقوه، بصورت چند معنا باقی می­مانند و همیشه این احتمال وجود دارد که هر کدام از معانی دیگر، وارد نظم گفتمانی شود. در واقع انسدادو بستگی در معنای یک نشانه عملی موقتی است و زمینه برای برجسته­سازی معانی دیگر یک نشانه به وسیله گفتمان­های دیگر همواره مهیا است. گفتمان­ها همواره در حال رقابت برای تثبیت معنا هستند، گفتمان­ها همواره در تقابل با حوزه خارج از خود قرار دارند همواره این احتمال وجود داردکه شیوه تثبیت معنای نشانه­ها در یک گفتمان به وسیله شیوه ­های دیگر تثبیت معنا در گفتمان­های دیگر به چالش کشیده شود.
۵- حوزه گفتمان گویی[۱۰] :
حوزه گفتما ن­گویی، محفظه­ای از معانی اضافه و بالقوه در بیرون از منظومه گفتمان خاص که توسط آن طرد شده ­اند و مواد خامی برای مفصل­بندی­های جدید محسوب می­شوند. هر دال معانی متعددی می ­تواند داشته باشد و هر گفتمان با تثبیت یک معنا، معناهای بالقوه زیادی را طرد می­ کند. این معانی همچنان موجودند و امکان ظهور در گفتمانی دیگر و شرایطی دیگر را دارند. حوزه گفتمان گویی در واقع معانی است که از یک حوزه گفتمان سر ریز، و وارد آن می­شوند، یعنی معانی­ای که یک نشانه در گفتمان دیگری دارد یا داشته است ولی از گفتمان مورد نظر و غالب حذف می­ شود تا یکدستی معنایی در آن گفتمان حاصل شود. بنابراین هر چیزی که از یک گفتمان حذف می­ شود و یا خارج از آن است، درحوزه گفتمان گویی قرار می­گیرند.
۶- هژمونی[۱۱] :
هژمونی به معنای سلطه و اقتدار است و یک گفتمان زمانی هژمونیک می­ شود که توانسته باشد، تمام دال­های شناور را در اطراف دال مرکزی هماهنگ و منسجم نماید. و نیز نظام معنایی خود را در اذهان سوژه­ها انسانها هرچند به صورت موقت تثبیت کرده باشد.
“هژمونی” یک گفتمان مبتنی بر انسجام معنایی دال­های دیگر حول دال مرکزی است. درصورتی که یک گفتمان موفق شود با اتکا بر دال مرکزی خود، مدلولهای مد نظر خود را به دال­های گفتمانش نزدیک کند، یا به عبارت دیگر، نظام معنایی مطلوب خویش را در ذهنیت جمعی اجتماع هر چند به طور موقت تثبیت نماید و رضایت عمومی را جلب کند، آن گفتمان “هژمونیک” می­ شود. اما در صورتی که گفتمان رقیب بتواند به کمک سازوکارهای مختلف، این نظام معنایی را شالوده­شکنی کند و ساختارهای معنایی شکل گرفته در ذهنیت جمعی مردم را درهم بریزد، آنگاه این گفتمان هژمونی­اش را از دست می­دهد. بنابراین، موفقیت گروه­های سیاسی به توانایی­شان برای تولید معنا بستگی دارد.
۷ – سوژه یا فردیت و عاملیت: این مفهوم از مفاهیم کلیدی نظریه “گفتمان” است.”سوژه” همواره در میان گفتمان­های مختلف در پی یافتن خویش است. سوژه خود را به واسطه یک چیز خارجی می­شناسد و این چیز در نظریه “گفتمان” همان “موقعیت­های سوژه” است که گفتمان­ها آن را فراهم می­آورند. دغدغه اصلی نظریه گفتمانی آن است که چگونه مردم در جوامع، خود را می­فهمند و عمل می­ کنند. به نظر آلتوسر، این امر توسط رفتارهای ایدئولوژیک ساخته می­ شود. اما نظریه “گفتمان” بر آن است که سوژه­ها در شرایطی خاص ) واگرایی گفتمان­ها ( می­توانند از طریق مفصل­بندی و تعیین هویت با گفتمان­های فرعی، هویت­ها و معانی اجتماعی خود را بازسازی نمایند.
۸ _گفتمان عینیت یافته یا گفتمان رسوب کرده[۱۲] :گفتمان رسوب کرده به گفتمان­هایی گفته می­ شود که با برجسته سازی خود و طرد “غیر”، موقعیت خود را در اذهان سوژه­ها تا آنجا تثبیت کرده که صورت طبیعی به خود گرفته و هرگونه انتقاد و یا براندازی آن غیر ممکن تلقی می شود. گفتمان های غالب هرچه در سرکوب و طرد رقیب بیشتر موفق باشد، بیشتر به صورت طبیعی جلوه می­ کند. زیرا ریشه ­های شکل­ گیری گفتمان به فراموشی سپرده می­ شود و وضع موجود به یک وضع کاملا طبیعی نمایانده می­ شود.

 

فصل سوم

 

روش پژوهش

 

۳-۱- روش تحقیق:

 

نظر دهید »
بررسی رابطه توانمندی روان شناختی وکیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی اساتید دانشگاه ازاد اسلامی واحد بندرعباس۹۳- قسمت ۱۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پرداخت منصفانه و کافی، شرایط کاری ایمن و بهداشتی، توسعه قابلیت های انسانی، رشد امنیت مداوم، اهمیت در جامعه،قانومندی کار، تناسب اجتماعی کار، با معنی بودن و چالشی بودن کار(میرسپاسی،۱۳۷۲)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

 

 

کاسیو

 

 

حقوق و مزایا،امکانات رفاهی، بهداشتی و ایمنی، مشارکت در تصمیم گیری، دموکراسی، تنوع و غنی بودن مشاغل، باز خور از نتایج(کاسیو،۱۹۹۲)

 

 

 

انجمن مدیریت آمریکا

 

 

حقوق و دستمزد، مزایا به ویژه مزایایی خدمات درمانی، امنیت شغلی، داشتن شانسی انتخاب شغل دیگر در سازمان ، نداشتن تنش های کاری، شرکت در تصمیماتی که در سرنوشت افراد مهم است، دموکراسی در محل کار، سهیم بودن در سود، وجود نظام بیمه و بازنشستگی، وجود امکانات و خدمات رفاهی، چهار روز کاری در هفته(گریفین،۱۹۹۶).

 

 

 

موتون

 

 

حقوق و مزایا، جدول زمانی کاری، ماهیت شغل ، جنبه های فیزیکی شغل، جنبه های نهادی شده داخل و خارجی شغل، عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی (داوودی،۱۳۷۷)
عکس مرتبط با اقتصاد

 

 

 

تاتل

 

 

امنیت و ایمنی، مساوات ومنصفانه بودن حقوق و مزایا، وجود فرصت پرورش مهارت ها و یادگیری مستمر، دموکراسی یا مشارکت در تصمیم گیری (میرسپاسی،۱۳۷۲).

 

 

 

دسلر

 

 

داشتن یک شغل با ارزش، حقوق و مزایای کافی، شرایط کاری ایمن و مطمئن امنیت شغلی،سرپرستی لایق،وجود بازخورد، شرایط اجتماعی مثبت، دارا بودن فرصت برای آموزش، واگذاری نقش ها و وظایف از روی عدالت(جزئی،۱۳۷۵).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

لوئیس و همکاران

 

 

کاهش فشارکاری، تعهد و تعلق سازمانی، ارتباط مثبت، استقلال عمل، مورد شناسایی قرار گرفتن، قابلیت و پیش بینی فعالیت های کاری، عدالت، مشخص بودن نظام نظارت، حرفه گرایی، فرصت های پیشرفت، پرداخت عادلانه (لوئیس و همکاران، ۲۰۰۱)

 

 

 

محققان اخیر

 

 

حمایت خانوادگی سازمانی، تعهد عاطفی، تعارض خانوادگی کاری، کار هفتگی فشرده، انعطاف پذیری در مکان کار، حمایت های اجتماعی و اطلاعاتی، انعطاف پذیری در زمان کار، حمایت و توجه به مسئولیت ها، مداخله کار در خانواده، مداخله خانواده در کار و … (کاپلمن و همکاران، ۲۰۰۶) منبع (نجمی، ۱۳۸۵)

 

 

۲-۱-۴۹- مولفه های کیفیت زندگی کاری والتون
مولفه های کیفیت زندگی کاری از دیدگاه دانشمندان مختلف ارائه شده است، به دلیل اینکه در این تحقیق برای سنجش کیفیت زندگی کاری از الگوی والتون استفاده می شود، از این جا مولفه هاای الگوی والتون توضیح داده می شود.
۲-۱-۵۰-پرداخت منصفانه و کافی
مبلغی که کارمندان در مقابل کار فکری یا جسمی یا هر دو، متناسب با معیارهای اجتماعی، حجم کار و مشاغل مشابه دریافت می کنند.
در نگرش جدید به مدیریت منابع انسانی، جبران خدمات کارکنان تنها از طریق پرداخت حقوق و دستمزد و مزایای پولی صورت نمی پذیرد، بلکه میزان کیفیت زندگی کاری که شامل مزایای غیرمستقیم و مزایای غیرمالی است مورد توجه قرار می گیرد (عباس پور،۱۳۸۴).
عکس مرتبط با منابع انسانی
مقاصد و اهمیت نظام پرداخت: نظا م پرداخت با اهمیت شمرده می شود زیرا می تواند:
۱٫ کار جمیان باالقوه را جذب کند. نظام پرداخت می تواند این اطمینان را به وجود آورد که حقوق و دستمزد موسسه برای جذب افراد در زمان مناسب و برای مشاغل مناسب کافی است.
۲٫ کارکنان خوب را نگهداری کند . اگر نظام پرداخت نتواند کارکنان خوب را متقاعد سازد که از لحاظ درونی سازمانی بر مبنای مساوات بوده و از لحاظ برون سازمانی قابل رقابت است، آنان موسسه را ترک خواهند کرد.
۳٫ کارکنان را برانگیزد. نظام پرداخت می تواند با در نظر گرفتن عملکرد، یعنی با در نظر گرفتن پاداش هایی برای بهره وری، در کارکنان انگیزه به وجود آورد.
۴٫ پرداخت براساس مقررات قانونی انجام دهد. از آن جا که نظام پرداخت مشمول مقررات قانونی بسیار است، سازمان ها باید هوشیار باشند و در برنامه پرداخت از این مقررات عدول نکنند.
۵٫ هدف های استراتژیکی سازمان را ساده و هزینه های نیروی کار را مهار کند. برای ایجاد جوی مطلوب و حمایتگر و برای جذب بهترین کارجویان، سازمان می تواند نظام پرداخت جذابی طرح ریزی کند. در نتیجه هدف های سازمانی مانند رشد سریع، ادامه خدمات و نوآوری را می تواند در مدت کوتاهی به تحقق در آورد (دولان و شولر، ۱۳۷۶)
۲-۱-۵۱- محیط کار ایمن و بهداشتی
منظور، ایجاد شرایط ایمن از نظر فیزیکی و نیز ساعات کار منطقی است. ایمنی و سلامت کارکنان در سازمان روز به روز اهمیت بیشتری می یابد و پیش بینی می شود و در آینده به گونه افزون تری از لحاظ کیفیت و محتوا و هم از لحاظ کمیت، مورد توجه قرار می گیرد. اکنون کارفرمایان به هزینه های ناشی از عدم بهداشت کار و مزایای برخورداری از نیروی کار سالم و تندرست توجه بیشتری دارند و دولت ها با تدوین قوانین و مقررات گسترده لزوم توجه به ایمنی و سلامت را برای کارفرمایان پیگیری می کنند. نگرانی در درجه نخست ناشی از آن دسته از سوانح و بیماری های شغلی است که از محیط فیزیکی پدید می آید؛ و لی سازمان ها با بهسازی محیط اجتماعی – روانی می توانند کارکنان را محافظت کنند و این چیزی است که امروزه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. سلامت جسمی و روانی کارکنان در نتیجه فعالیت هایی است که برای ارتقاء سطح سلامت صورت پذیرد. ارتقاء سطح سلامت محل کار به مثابه هرگونه تلاشی است که در جهت پیشگیری از بروز خطرها و حوادث در حین یا بروز بیماری یا مرگ زودرس از طریق تغییرات سازمانی یا رفتاری انجام می گیرد و بر این اساس، معیارهای سطح مطلوب در یک سازمان عبارت از مهار عواملی که سلامت کارکنان را تهدید کرده و منشأ بروز اغلب بیماری ها و آسیب های جسمی و روانی می شود (عباس پور، ۱۳۸۴).
محیط کار به شرطی دارای کیفیت است که در آن افراد به عنوان عضو اصلی سازمان به حساب آیند. ذهن انسان درآن محیط با چالش فکری و اندیشه ای مواجه باشد، شرایطی محیطی باعث پرورش و رشد توانایی او شود و در آن محیط کارها به خوبی انجام پذیرد (سیاحی، ۱۳۸۱).
۲-۱-۵۲- تامین فرصت رشد و امنیت مداوم
فراهم نمودن زمینه بهبود توانایی های فردی، فرصتهای پیشرفت و فرصت های به کارگیری مهارت های کسب شده و تامین امنیت ودرآمد شغل رشد فردی برای هر شخص یک پدیده منحصر به فرد می باشد. با گسترش و رشد ظرفیت ها و توانایی ها، کارکنان می توانند حداکثر یا حداقل رضایت درونی را به طور بالقوه تجربه کنند. برخی از افراد هنگامی که می بینند سازمان و محل کارشان هیچ وقت فرصت و تشویقی برای رشد و توسعه مهارت های آنان در اختیارشان نمی دهد، از شغل و سازمان دلسرد و ناراضی می شوند. یکی از راه های رشد مداوم کارکنان آموزش مستمر می باشد (شیرکوند، ۱۳۸۶).
۲-۱-۵۳- و ابستگی اجتماعی زندگی کاری
به نحوه برداشت کارکنان درمورد مسئولیت اجتماعی سازمان اشاره دارد. مسئولیت اجتماعی سازمان عبارت است از تعهد سازمان در خصوص رعایت رفتار اخلاقی به عنوان نهادهای اجتماعی به مبنای وسیع آن.
درسازمان نباید دید تک بعدی حاکم باشد، باید از کارهای گروهی حمایت شود و به روابط غیر رسمی کارکنان اهمیت داده شود. ایجاد تحرک و روابط آزاد شخصی در سازمان از عوامل مهمی محسوب می شوند. وابستگی اجتماعی زندگی کاری به نحوه برداشت کارکنان در مورد مسئولیت اجتماعی سازمان اشاره دارد.
مسئولیت اجتماعی سازمان عبارت است از تعهد سازمان ها در خصوص رعایت رفتار اخلاقی به عنوان نهادهای اجتماعی به معنای وسیع آن است. سازمانها نباید در پی سود آوری و بهره وری خود باشند بلکه آنها در برابر جامعه و تمامی افراد آن و نهادهای دیگر اجتماعی مسئولیت دارند و باید بر قوانین حاکم بر اجتماع، ارزش ها و فرهنگ جامعه احترام گذارند (شیرکوند، ۱۳۸۶).
۲-۱-۵۴- فضای کلی زندگی
منظور، برقراری تعادل و توازن زندگی کاری و دیگر مسئولیت های زندگی کارکنان است. فضای کاری وضعیتی است که افراد در آن کار می کنند، این فضا تجلی برداشت های کارکنان و سبک مدیریت و نظام ارزشی سازمان است . این برداشت، پاداش و رویه هایی را فراهم می آورد که چگونگی انجام کارها را فراهم می کند (شیرکوند ۱۳۸۶).
واگذاری خانه های سازمانی به کارکنان، گردش های دسته جمعی، سرویس ایاب و ذهاب، انجام مراسم سنتی، دادن فرصت ادامه تحصیل به کارکنان و بعضی برنامه ها نظیر برنامه های تفریحی و سرگرم کننده طوری که کارکنان در کنار خانواده شان باشند، انگیزه افراد را در ساز مان بالا بر ده و این عوامل یا وظیفه شناسی اجتماعی و عوامل ارتباطی کارکنان رابطه دارد (سیدجوادین، ۱۳۸۱، به نقل از محمد پور، ۱۳۸۶).
۲-۱-۵۵- یکپارچگی و انسجام اجتماعی در سازمان
یکپارچگی و انسجام اجتماعی به ایجاد فضای کاری به نحوی که کارکنان احساس تعلق به سازمان را داشته باشند، اشاره می کند. وقتی کارکنان وابستگی عاطفی و روانی به سازمان داشته باشند، هویت خود را با سازمان تعیین می کنند، در امورات سازمان شرکت کرده، در تصمیم باشند، هویت خود را با سازمان تعیین می کنند، درامورات سازمان سازمان شرکت کرده، در تصمیم گیری های آن خود را درگیر می سازند و در عضویت در آن لذت می برند. ایجاد این وابستگی از فرایند اجتماعی کردن میسر می شود. فراکرد اجتماعی کردن به کارکنان می آموزد که چگونه در سازمان به منزله یک عضو موثر شرکت کنند، با اعضای دیگر همکاری نمایند، از هنجار عمل سازمانی پیروی و نقش های خود را با توجه به قواعد و مقررات سازمانی به درستی ایفا کنند.
نتایج بررسی های سازمان نشان می دهد که اجتماعی کردن اثربخشی از یک سو شغلی، تعهد سازمانی و اعتماد به نفس بیشتر در کار و از سوی دیگر به کاهش استرس، فشار روانی و اجتماعی ترک خدمت اختیاری منجر می شود (عباس پور، ۱۳۸۴).
۲-۱-۵۶- قانون گرایی در سازمان
منظور، فراهم بودن زمینه آزادی سخن کارکنان بدون ترس از انتقام مقام بالاتر و نافذ بودن سلطه قانون نسبت به سلطه انسانی می باشد. لذا بایستی رویه های خاصی که ناظر بر تضمین حقوق کارکنان می باشد، در محیط کار وجود داشته باشد. اگر در سازمان روابط قانونی حاکم باشد، رفتار افراد بر طبق علایق فردی کاهش می یابد، دیگر کسی نمی تواند بنا به نظر شخص تصمیم گیری نماید و کارها نهادینه می شود و افراد نیز بدون واهمه از انتقام های بعدی حرف های خود را می زنن و سلطه قانونی به جای سلطه انسانی نافذ خواهد بود (محمدپور، ۱۳۸۴).
۲-۱-۵۷-توسعه قابلیت های انسانی
منظور، فراهم بو دن فرصت های چون استفاده از استقلال و خود کنترلی در کار، بهره مند شدن از مهارت های گوناگون و دسترسی به اطلاعات مناسب کاری می باشد (شیرکوند، ۱۳۸۶).
اگر سازمانی قصد دارد در آینده موفق شود، باید کانون توجه خود را بر استعدادهای منحصر به فرد یکایک کارکنان خود و راه درست تبدیل این استعدادها به عملکرد پاینده معطوف سازد. اگر سازمان ها همه تلاش خود را صرف فرایندها و برنامه ها معطوف سازند و به استعداد منحصر به فردی که در نهاد یکایک کارکنان قرار دارد، توجه نکنند، در این صورت از درک مهمترین وجه تمایز میان انسان و همه مخلوقات دیگر چشم پوشی کرده اند که این امر صد مات جبران ناپذیری به سازمان وارد خواهد کرد، پس سازمان ها باید با تمام وجود در جهت توسعه و شکوفایی استعدادهای منابع انسانی خود تلاش کنند.
۲-۱-۵۸- راهبردهای بهبود کیفیت زندگی کاری
یک سازمان نوعاً از یک یا احتمالاً دو استراتژی به عنوان استراتژیهای اصلی خود در بهبود کیفیت زند گی کاری استفاده می نماید که به شرح زیر می باشد:
۲-۱-۵۹- انسانی تر کردن کار
بهبود کیفیت زندگی کاری این هدف را دنبال می کند که محیط کار، محتوای کار و نوع کار مطابق شأن انسانی باشد. هدف اصلی، این است که کارکنان به عنوان سر
مایه انسانی مورد توجه قرار گرفته و بایستی پیشرفت کنند نه اینکه فقط مورد استفاده قرار گیرند و فراموش شوند .
علاوه بر این، کار نباید ماهیت انسانی کارکنان را تغییر دهد، کار نباید تهدید کننده و خطرناک باشد، کار
نباید به نحوی طراحی شود که کارکنان نتوانند به سایر وظایف انسانی و اجتماعی خود در جامعه به عنوان همسر، پدر، مادر یا شهروند، برسند بلکه باید به پیشرفت اجتماعی افراد کمک کند.
۲-۱-۶۰-طراحی شغل
طراحی شغل کارکردی برای تشخیص فعالیت های کاری یک فرد یا گروه در یک محیط سازمانی است. اهداف طراحی شغل عبارت است از بهسازی مشاغلی که با استلزامات سازمانی و فناوری مورد نیاز آن مواجه هستند و باید نیازهای کارکنان و احتیاجات فردی آنان را برآورده سازد (عباس پور، ۱۳۸۴).
راهبردهای دیگری که می تواند موجبات افزایش کیفیت زندگی کاری کارکنان را فراهم آورد به شرح زیر می باشد:
۱- رهبری موثر و رفتار سرپرستی
کارکنان، علاقه مند به کارکردن با سرپرستی هستند که به آنها احترام گذاشته، از آنها حمایت کند و در برخورد با آنان انصاف را رعایت نماید. سرپرست بایستی در رابطه با زیردستان جو رضایت مندی را به وجود آورد.
ادراک کارکنان از کیفیت زندگی کاری خود عمدتاً به رفتاری که از ناحیه ی سرپرست با آن می شود، بستگی دارد.
۲- توسعه مسیر ترقی

 

نظر دهید »
پیش فروش ساختمان از دیدگاه فقه و حقوق ایران- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

همان‌طورکهقبلاًگفتهشددرقراردادپیش‌فروشآپارتمانبهطورمعمولموقعیت،ابعاد،طرحکلی،مساحتودیگرمشخصاتآپارتماندرنقشهساختمانیونیزدرقراردادمعینمی‌شود. یعنیمشخصمی‌گرددکهمتراژآپارتمانازچهقراراست،واحدچندمبودهودرکدامطبقهواقعشدهاست. فروشندهنیزتعهدمی‌کندآپارتمانرابامشخصاتمذکوردرقراردادظرفمهلتمعینشدهبسازدوتحویلخریداردهد. بنابراینآپارتمانیکهبامشخصاتومخصوصاًابعادوموقعیتجغرافیاییودیدمنظرهخاصمذکورساختهمی‌شود،مالقیمیمحسوبمی‌شودکهنظایرواشباهآنرانمی‌تواندرجایدیگریافت،هرچندممکناستساختمانیاواحد‌هایدیگریشبیهاینباشند،اماچونبهلحاظموقعیتهریکقیمتمتفاوتیدارندلذابایدگفتآپارتمانیکمالقیمیاست. همان‌طورکهدرسطورقبلعنوانگردیدمالقیمیراجزبهصورتعینمعیننمیتوانفروختچراکهدرغیراینصورتموردمعاملهمجهولوغیرمعلوممی‌گرددوباعثبطلانبیعخواهدشد. برایناساسمی‌تواننتیجهگرفتکهفروشآپارتمانساختهنشدهبهصورتکلیفی‌الذمهامکاننخواهدداشتزیرادراینصورتبرخیصفاتمجهولیامرددشدهواینخودسبببطلانعقدخواهدشد.
بهعلاوهاین‌کهدربیعکلی،تملیکمبیعباوجودوتملیکآنبه ‌وسیلهفروشنده،انجامنمی‌پذیردوبایدازسویاوبهعنوانمبیعتعیینگردد. امادرپیش‌فروشهمین‌کهآپارتمانیبااوصافقراردادساختهوتکمیلشد،خریدارحقمالکانهنسبتبهآپارتمانپیدامی‌کند.
همان‌طورکهگفتهشد،اموالغیرمنقولوازجملهآپارتمانوواحدهایمسکونیبهدلیلتفاوتدرمشخصاتوابعادوموقعیتمکانیواین‌کهروبهکجاباشدو… ازلحاظقیمتباهممتفاوتمی‌باشند. بهعبارتدیگرهیچکدامشبیهدیگرینیستوبهاینجهتمالیقیمیمحسوبمی‌شودامااینامریکقاعدهکلینیستبلکهدرمواردیدارایاستثنائاتینیزمی‌باشد.
درانبوهسازی‌هایمسکنجاییکهبرج‌هایچندینطبقهدریکمنطقهواحدساختهمی‌شودوهرطبقهدارایواحدهایمتعدداستوچندواحدآپارتمانیدریکضلعساختمانبایکمنظرهقرارمی‌گیردوازلحاظمشخصاتفنیومعماری،نقشهساختمانی،میزانمساحتوزیربنا،ابعادواضلاعدیوارهاوسقف،شمارهطبقه،نوعرنگدیوارهاوکاشی‌هاوجنسمصالحیکهدرآنبهکاررفتهاستکاملاًباهمشباهتدارندمی‌توانتفاوتموجوددراموالغیر‌منقولوتفاوتقیمتبهاینلحاظرادرایندستهازاموالغیرمنقولنادیدهگرفتوبهتشابهوتماثلاینواحدهایآپارتمانیحکمنمود. هرچندصدورچنیننظریبهآسانینیستوعده‌ایازحقوق‌دانانحتیدرشرایطمذکورنیزاینقبیلواحدهایساختمانیرامالمثلیبهحسابنمی‌آورند. ولیبااینوجودمی‌توانگفتایندستهازآپارتمان‌هامالقیمیباقیمت‌هایمتفاوتمحسوبنیست،بلکهدارایقیمتیکسانومالمثلیکهاشباهونظایرآندرعالمخارجوجودداردبهحسابمی‌آیند. ازآن‌جاییکهایننوعواحدهابرخلافآن‌چهقبلاًازمالغیر‌منقولتوصیفگردیدمثلیبهحسابمی‌آیندفروختنآن‌ هابهطریقبیعکلینیزقابلتصوراستودراینحالتفروشندهبیعکلیمنعقدمی کند،تاآپارتمانیبامشخصاتبالابهخریدارظرفمهلتتعیینشدهتحویلدهد. دراینحالتچونمالمثلیاستوامکانفروشآنبهطریقکلیفراهماستنیازیبهوجودآنهنگامانعقادقراردادنیستوتنهاچیزیکهبرعهدهفروشندهقرارمی‌گیردتعهدبهتحویلیکآپارتمانبامشخصاتمذکوردرقرارداداست.
بایدتوجهداشتایننوعقراردادبیعِپیش‌فروشساختمانتنهامنحصربهموردمذکوردرفوقودرطرح‌هایانبوه‌سازیِمتصفبهصفاتمزبورمی‌تواندرایجباشدودرسایرطرح‌هایساختآپارتمانوازجملهساختتکآپارتمان‌هاویاساختآپارتمان‌هاییکهچندواحدمسکونیدریکطبقهوروبهیکمنظرهقرارنمی‌گیردنمی‌تواندقابلتحققباشد. چراکهقواعدبیععینمعیندرموردآن‌ هاجاریبودهووجودآپارتمانموردفروشرادرهنگامانعقادبیعازضروریاتمی‌شمارد.
همینوضعیتدرمورداجارهاموالغیرمنقولنیزجاریاست. چنان‌کهقیمتاجارهاموالغیرمنقولبهعلتموقعیتوابعادومساحتومیزاننویاکهنهوشیکیاغیرشیکبودنواحدمسکونیموردنظرباهمتفاوتدارد. امادرهتل‌هاییکهاتاق‌هایمتعددروبهیکمنظرهبااوصافمشابهمثلاًدوخوابهبودن،روبهحرمبودنو… وجوددارد. اجارهمالمثلیقابلتحققاست،کهمی‌تواندبهصورتاجارهعینکلیتحققیابدوموجرموظفباشدیکاتاقبااوصافمذکوردرقراردادبهمستأجرتحویلدهدودرصورتیکهچنیناتاقیتحویلنگردیدموجرموظفبهتحویلفرددیگرباهمانمشخصاتخواهدبود.
شایدبههمیندلیلاست،کهدربرخیآراءدادگاه‌هاکهدراینزمینهصادرگردیدهمشاهدهمی‌شود،کهآپارتمان‌هایپیش‌فروششدهرابهعنوانمالمثلیتلقیکردهوتسامحعرفیودیدمردمرانسبتبهشباهتآن‌ هاصحیحدانستهوبیعرانسبتبهآنمحرزمی‌دانندودرنتیجهدرمواردیکهفروشندهاقدامبهانتقالآپارتمانبهغیرنمایداوراملزمبهتحویلآپارتمانیازنوعمشابهمی‌کنند.
انواعیازبیعنیزوجودداردکهبهلحاظموضوعوماهیتدرقسمبیعکلیفی‌الذمهجایمی‌گیرد. اماازحیثپاره‌ایشرایطبابیعکلیمتفاوتاستکهبهآنخواهیمپرداخت. ازآنجملهمی‌تواناز «عقدسلف»یا «سلم»نامبرد. درواقعآن‌چهدرفقهماتحتعنوانقراردادپیش‌فروشازآنیادمی‌شود «بیعسلف»یا «سلم»مـی‌باشد. بیعسلفعبـارتاستاز «فروختنمـالیکهتوسـطبایعبهذمهگـرفتهشدهومضبوطمی‌باشد(یعنینوعواوصافآنمعیناست) درمقابلمالمعلومی(ثمن) کهدرمجلسعقدقبضمی‌شودوتحویلمبیعتامدتمعلومیبه‌وسیلهصیغهخاصیمعلومومشخصمی‌گردد».(شهیدثانی، ۱۴۲۶ق.،ص۹۱)
مشتریبیعسلفرا «مُسلِم»وفروشندهرا «مُسلمٌالیه»ومالیکهپیش‌فروشمی‌شودرا «مُسلمفیه»می‌گویند.
فقهاوحقوق‌داناندرباببیعسلفشروطیراذکرنموده‌اندکهبایدرعایتگردد. ازجملهاینشروطمی‌توانابتدابهذکرجنسمبیعاشارهنمود. منظورازمبیعدربیعسلفحقیقتنوعیه‌ایاستکهافرادمتعددذیلآنجایمی‌گیرند،مانندگندموجو.(شهیدثانی، ۱۴۲۶ق.،ص۹۲)
بهعبارتدیگرمبیعدربیعسلفبایدمالمثلیباشدکهبهصورتکلیفی‌الذمهدرتعهدبایعِبیعسلفقرارگیرد. شرطدومبیاناوصافمبیعمی‌باشد. منظورازوصفدراین‌جااوصافیاست،کهموجبرفعجهالتازآننوعمبیعنسبتبهسایرانواعشمی‌باشد. ودرتعیینقیمتنقشاصلیراایفامی‌کند. شرطسومقبضثمندرمجلسبیعسلفمی‌باشد. اینثمنبایدبهطورکاملدرمجلسقبضشودودرصورتیکهدربیعسلفشرطشود،بعضیازثمنبهصورتموجّلباشدبیعنسبتبهثمنحالوهمنسبتبهثمنموجّـلباطـلخواهـدشـد. چـراکهدربعضِموجّـلبـودنثمن،تبدیلبهبیعکالیبهکالیمی‌شودودربعضِحـال،معیننیستچـهمقـدارازمبیعدرمقابـلثمنحـالوچـهمقـداردرمقابـلثمنموجّـلقـراردارد.
(شهیدثانی، ۱۴۲۶ق.،ص۹۸؛الموسوی‌الخمینی،۱۴۱۰ق.،ص۲۲۵؛نجفی، ۱۹۸۱م.،ج۲۴،ص۲۸۹) شرطچهارمایناست،کهمبیعودرصورتنیازثمنبهوسیلهپیمانهیاوزنیاعددمعلومومشخصشود. شرطپنجماین‌کهمدتبرایتحویلکالادقیقاًمعینگردد. نهایتاًشرطششماینخواهدبود،کهمبیعبههنگامفرارسیدنزمانتحویل، «فراوان»یافتشود.(شهیدثانی، ۱۴۲۶،ص۹۷) شروطمذکورراپاره‌ایدیگرازفقهاوحقوق‌داناننیزیادآورشده‌اند.
حالسؤالاینجااست،کهبادرنظرگرفتنایناوصافآیامی‌توانآپارتمانیراکههنوزساختهنشدهاست،قراردادپیش‌فروشآنراتحتعنوانبیعسلفمنعقدنمود؟
برایپاسخبهاینسؤالبررسیچندشرطازشروطگفتهشدهضروریبهنظرمی‌رسد. نخستاین‌کهگفتهشد،مبیعدرقراردادبیعسلفبایدازنوعمثلیبودهوبهصورتکلیفی‌الذمهدرتعهدبایعسلفقرارگیرد. حالآن‌کهمامی‌دانیمآپارتمانِموضوعقراردادپیش‌فروشساختمانیکمالقیمیاست،کهتنهابایدبهصورتعینمعینموردخریدوفروشقرارگیرد. مثلیبودنمبیعقراردادسلفراازشرطنهاییمذکوردراینقراردادنیزمی‌تواناستفادهنمود،چراکهگفتهمی‌شودمبیعهنگامفرارسیدنزمانتحویلباید «فراوان»یافتشود. چنینخصیصه‌ایتنهادرمورداموالمثلیکهدارایاشباهونظایرفراوانهستند. قابلتحققاست،چراکهمالقیمیتنهایکنسخهدارد. ضمناًآن‌چهمی‌توانددرذمهقرارگیرد،کلیاست. دربیعسلفنیزمسلمفیهدرذمهمسلمالیهاست. لذاموردآنبایدکلیباشد. امادرصورتیکهمسألهمثلیبودنواحدهایپیش‌فروششدهمطرحباشدهمانندموردیکهواحدهایآپارتمانیدرحالتانبوه‌سازیشبیههمبهحسابمی‌آیدومی‌توانآنرامالمثلیبهحسابآورداینشرطیعنیمثلیبودنمالپیش‌فروششدهدربیعسلفحلخواهدگشتوازاینجهتوپیرامونایندستهازواحدهایآپارتمانیپیش‌فروشآنبهطریقبیعسلفامکان پذیرخواهدبود.
دیگراین‌کهدرشرایطبیعسلفعنوانگردیدکهثمنمعاملهبایدبهطورکاملدرمجلسعقددریافتگرددودرصورتیکهبعضآنموجلشودباعثبطلانقراردادبیعخواهدشد. اینامردربند «ب»ماده ۷ دستورالعملاجراییمعاملاتسلفمصوب ۱۳۶۳ شورایپولواعتبارنیزتأکیدشدهاست. «ب»پرداختتمامقیمتپیش‌خریدمحصولاتموردمعاملهبهفروشندهدرزمانانجاممعامله».(علیزاده، ۱۳۸۳،ص۵۸) امابراساسآن‌چهدرقراردادپیش‌فروشساختمانقیدمی‌شود،ثمنمعاملهبایدبهصورتاقساطوباتکمیلمراحلساختدراختیارفروشندهقرارگیرد. چنان‌کهماده ۱۵ قانونپیش‌فروشساختماننیزبراینامرتأکیدداشتهونحوهپرداختاقساطثمنرابراساستوافقطرفیندانستهاماحداقل ۱۵ درصدثمنرادرهنگامعقدقابلوصولمی‌داند. لذاملاحظهمی‌شود،درصورتیکهقراردادپیش‌فروشساختمانرادرقالببیعسلفتفسیرکنیمباقسط‌بندیِثمنِساختمان،موجببطلاناینقراردادشده‌ایم. پسقراردادپیش‌فروشساختماندرقالببیعسلفنمی‌گنجد. پسملاحظهمی‌شود،خریدوفروشواحدهایآپارتمانیکهباتوجهبهاوصافمذکورمثلیبهحسابمی‌آید،بااینشرطبیعسلفدرتعارضقرارگرفتهوامکانفروشایندستهازآپارتمان‌هایمثلیبابیعسلفمحدودمی‌گردد.
همان‌طورکهدرسطورقبلملاحظهشد،بیعسلفازحیثموضوعوماهیتهمانندبیعکلیبهحسابمی‌آیدودرحقیقتدرایننوعبیعنیزهمانندبیعکلیمالمثلیبهصورتکلیفروختهمی‌شودتاتعهدبهتحویلکالادرذمهبایعباقیبماندودرآیندهبهمشتریتحویلگردد. اماتفاوتاساسیکهاینبیعبابیععینکلیداردوهمینتفاوتآنراازبیععینکلیمتمایزمی کندایناستدربیعسلفثمنمعاملهبایددرمجلسعقدوبهصورتنقدپرداختگرددوامکانقسطبندیثمننیستودرغیراینصورتاسباببطلانبیعسلفبهدلایلمذکوردرفوقفراهمخواهدآمددرحالیکهامکانقسطبندیثمندربیعکلیفراهماستچراکهدربیععینکلیضرورتاًأجلیدرآنبرایتحویلکالاذکرنمی‌گرددکهبخواهدبیعکالیبهکالینسبتبهثمنقسطبندیشدهبهحسابآیدومعاملهراباطلکند. بااینحسابنمی‌توانبیعکلیوبیعسلفرایکساندانست.
۴-۱-۱-۲- کلیدرمعین
ممکناستموضوعتعهد «مقدارمعینبهطورکلیازشیءمتساوی‌الاجزاء»باشد.(ماده۳۵۰ ق.م) ماننددوخروارگندمازخرمنگندمموجود.
درایـنحـالتمـوضوعتعهـدبایدازمـالمعیندادهشـودوازایـنجـهت «درحکـمعینمعین»است.(ماده ۴۰۲ ق.م) بنابراینهرگاهخرمنگندمازبینبرود،دیگرتعهدقابلاجرابهنظرنمی‌رسدوموضوعآنضمنتلفکلنابودمی‌شود. عکستلفبعضازکلمعین،تاجاییکهبهاندازهمقدارتعهدموجوداست،بهنفوذتعهدونیرویالزامآورآنصدمه‌اینمی‌زندهرچندتلفپیشازعقدیاتسلیمرخدهد.(کاتوزیان، ۱۳۸۳،ص۱۷۳)
بهاینترتیبدرتعهدبهکلیدرمعین،اولاًمبیعدرخارجوجوددارد،ثانیاًمبیعمشخصنیستبلکهمقداریازکلِمالِموجوددرخارجاست.(جعفری‏لنگرودی، ۱۳۵۷،ص۵۴۹)
بهاینترتیبدرتعهدکلیدرمعین،امکاناجرایتعهددروجودعینخارجیمعینبامقدارواوصافویژهآن،نیستودامنهگسترده‌تریازتعهدبهانتقال «عینمعین»دارد. ولیدرعینحالتعهددرقالبکلمعینمحصوراستودرخارجازآننهتحققمی‌پذیردونهقابلاجراست.(کاتوزیان، ۱۳۸۳،ص۱۷۲)
کلیدرمعینمی‌تواندبهصورتمشاعویاغیرمشاعفروختهشود. درحالتمشاعدرصورتتلفشدنمقداریازمال،بهنسبتمیزانتلفشدهازکل،خریدارهمدرضرربهنسبتمقدارخریدششریکخواهدبود. امادرحالتغیرمشاع،تاثیریدرمیزانسهمخریدارازکلمالنداشتهوتازمانیکهبهمیزانخریداریشدهازکلمالباقیباشد،بایدهمانمقداربهخریداردادهشود. اماآپارتمانیکههنوزساختهنشدهاست،رانمی‌تواندرقالبکلیدرمعینفروختبهدودلیل: نخستاین‌کهآن‌چهدرکلیدرمعینموردمعاملهقرارمی‌گیردمالمثلیاست. چنان‌کهدرماده ۳۵۰‌ ق.مدرمقامتعریفکلیدرمعین «برمقدارمعینبهطورکلیازشیءمتساویالاجزاء»تأکیددارد. حالآن‌کهمی‌دانیممنظورازشیءمتساوی‌الاجزاءهمانمالمثلیاست،کهچونمیزانخریداریشدهنیزبهنحویبایدبخشیازهمانمالمثلیباشد،لذابایدگفتموردمعاملهکلیدرمعین،مالمثلیاستحالآن‌کهبراساسآن‌چهقبلاًگفتهشد،ساختمانواملاکبهطورکلیقیمیمحسوبمی‌شوندواشیاءمتساویالاجزاءنیستند. دوماین‌کهدربیعکلیدرمعیننیزوجودمالیدرخارجکهمقداریازآنبهصورتکلیفروختهمی‌شودلازموضروریاست. ایندرحالیاستکهدرقراردادهایپیش‌فـروشساختمانمالـیدرخارجموجودنیستکهبخـواهیمبخشیازآنرامـوردبیعقـراردهیـم.
۴-۱-۱-۳- عینمعین
عینمعینمالیاست،کهدرعالمخارج،جدایازسایراموالمشخصوقابلاشارهباشد. عینمعینکهعینشخصیوخارجینیزنامیدهمی‌شود،ممکناستمفروزیامشاعباشد.(کاتوزیان، ۱۳۸۶،ص۳۵)
عینمعینکهدرفقه «عینشخصی»نیزنامیدهمی‌شود،چیزیاستکهدرعالمخارجوجودداشتهوتعیّنیافتهاست. درعلمفلسفهقاعده‌ایتحتعنوان «الشیءمالمیتشخصلمیوجد»بهچشممی‌خوردکهدراثباتاینگفتهقابلاشارهاست. بهعبارتدیگراینقاعدهاین‌گونهبیانمی‌دارد،کهوقتیشیئیمعینگردیدبهعالموجودنیزراهپیدامی‌کند. درذیلاینقاعدهحکمایمتعددیدادسخنداده‌اندازجملهآن‌ هاصدرالمتالهیناستکهتشخّصراچیزیجزوجودشیءنمی‌داندوبهاینترتیبازنظرویتشخّصمساویباوجوداستوهروجودیبهنفسذاتخویشمتشخّصاستبهطوریکهاگرازنحوهوجودشئکهعبارتاستازتشخّصصرفنظرکنیم،آنشیءازنظرعقلمشترکوقابلصدقبرکثیرینخواهدبود.(ابراهیمیدینانی، ۱۳۵۸،ج۲،ص۱۵) یادرجاییدیگرعلامهحلیمعتقداستمطلقبهقیداطلاقدرخارجموجودنیستپسناچاروجودهموارهبرامریمعیندرخارجعارضمی‌گرددوچونتعیّنجزئیازامرمعیناستپسباموجودبودنمعین،تعیّننیزموجودخواهدبود.(ابراهیمیدینانی، ۱۳۵۸،ج۲،ص۱۳) اینکلامعلامهبهاینمفهوماستکهرابطهوجودومعینبودنیکرابطهمتقابلاستبهطوریکههرگاهچیزیمعینباشددرعالمخارجوجودخواهدداشتوهنگامیکهدرعالمخارجموجودباشدمعینخواهدبود. لذاازآن‌چهتاکنوندربابتشخّصگذشتبهروشنیمعلوممی‌شودکههرچیزیبدوناین‌کهتشخّصیابدهر‌گزموجودنمی‌شودوآن‌چهدرخارجموجوداستمتشخّصاست.
درجاییکهعینمعینتملیکمی‌شود،آن‌چهموردانتقالقرارمی‌گیردحقمالیاستکهشخصانتقالدهندهرابهمالموضوعِمعاملهمربوطمی‌کند. اینرابطهزمانیایجادمی‌شودکهدوپایهآنیعنیشخصومالموجودباشدوگرنهحقیبوجودنمی‌آیدتاموردانتقالقرارگیرد. بههمینجهتدراینگونهموارد،هرگاهعیندرهنگامانتقالمعلومنباشدعقدباطلاست. برایمثالاگرمعلومشوداسبفروختهشدههنگامبیعوجودنداشته،بیعهیچاثریندارد.(کاتوزیان، ۱۳۸۳،ص۱۶۹)
اینقاعدهدرتمامیمواردیکهقصدانشاءبهعینخارجیناظراستاجرامی‌شودهرچندانتقالدرآیندهصورتپذیرد. براساسهمینقاعدهماده ۳۶۱ ق.ماشعارمی‌دارد: «اگردربیععینمعینمعلومشودکهمبیعوجودنداشتهبیعباطلاست».
موجودنبودنموردمعاملهعینمعیندردوصورتقابلتصوراست. یکیاین‌کهپیشازعقدموجودبودهولیدرزمانعقدوجودنداشتهوازبینرفتهباشد. مانندخانه‌ایکهپیشازبیعخرابشدهباشد. دیگراین‌کهدرزمانعقدهنوزبوجودنیامدهباشد. درهردوصورتعقدیکهموجبانتقالعینیامنفعتمالغیرموجودمعینباشد،باطلاست.(شهیدی، ۱۳۸۲،ص۳۰۹)
براساسآن‌چهکهگفتهشددرقراردادپیش‌فروشساختمانموقعیت،ابعاد،نوعمصالح،زیربناو… درنقشهساختمانپیشازساختمعینمی‌شودوفروشندهتعهدمی‌کنددرمقابلآن‌چهازخریدارمی‌گیردساختمانرادرمهلتمعینساختهوتحویلخریداردهد. چنان‌کهملاحظهمی‌شوددرقراردادپیش‌فروشساختمانآنچهموردمعاملهقرارمی‌گیردمالقیمیاستوهمان‌طورکهگفتهشدمالقیمیجزبهطریقعینمعینقابلخریدوفروشنمی‌باشدمگردرمواردیکهواحدهایآپارتمانیبهدلیلشباهتکاملدرطرح‌هایانبوهسازیمثلیمحسوبمی‌گردندوامکانفروشآن‌ هابهصورتکلینیزفراهماست. بنابراینموردمعاملهدرقراردادپیش‌فروشآپارتمانعینمعینمی‌باشدوچونماده۳۶۱ ق.معدموجودمبیعدربیععینمعینراموجببطلانمعاملهمی‌داندلذامی‌تواننتیجهگرفت،درصورتیکهکسیساختمانیراکههنوزساختهنشدهبهصورتبیععینمعینبهدیگریمنتقلکندمعاملهاوباطلخواهدبود.
لذامی‌تواننتیجهگرفتکهقراردادپیش‌فروشساختمانجزدرموارداستثناییدرهیچیکازاقسامبیعجاینگرفتهوبایددرقالبنوعدیگریازقراردادصورتگیردتاصحتیابد.
بحثیکهممکناستاینجامطرحگردددربارهمفهوموجوداست. پیرامونمفهوموجوددودیدگاهمطرحاست. یکدیدگاهجزمیکهمفهوموجودرابهمعنایفلسفیآندرنظرمی‌گیردووجودتکوینیوبالفعلشیءرامدنظرخویشقرارمی‌دهد. ازایندیدگاهتازمانیکهشیئیدرعالموجودقواموموجودیتنیافتهاستامکاناعتباراحکامواجرایآن‌ هاپیراموناینشیءصحیحنخواهدبود. درواقعوقتیمی‌توانیماحکاممربوطبهوضعیتوجودشیءرابرآنجاریسازیمکهآنشیءبهصورتبالفعلدرعالمخارجوجودداشتهباشد.
درمقابلایندیدگاهِجزمیدیدگاهیمتعادلقرارداردکهمفهوموجودرابهمعنایفلسفیآنمدنظرقرارنداردبلکهبرداشتعرفیازمفهوموجودراملاکاعتباراحکاموآثارواجرایآن‌ هاقرارمی‌دهد. بهاینمعنیکهاگردردیدعرفآنامرموجودتلقیگرددوعرفآنامررادارایواقعیتخارجیبداندهمینمیزانازوجودرابرایمترتبساختنآثارواحکامکافیبهحسابمی‌آورد.
ایندودیدگاهبهوضوحپیرامونبحثضمانوبهطورخاصدرموضوع «ضمانمالمیجب»خودنماییمی‌کند.
درخصوصضمانمالمیجبفقهاوحقوق‌داناندودیدگاهراپذیرفته‌اند. برخیطرف‌دار همان دیدگاه جزمی وجود هستند و وجود دین یا تعهد را به صورت قطعی و تام لازم می‌دانند و در صورتی که این دین به صورت تکوینی موجود نباشد ضمان را به دلیل مالمیجب بودن باطل می‌انگارند. بسیاری از فقهای ما طرف‌دار این دیدگاه می‌باشند.(طوسى، ۱۳۸۷ق.،ج۲،ص۳۲۶؛حلّى،ابنادریس، ۱۴۱۰ق.،ج۲،ص۷۶؛نجفى، ۱۹۸۱م.، ج۲۶،ص۱۳۷؛ حلّى، محقق، ۱۴۰۸ق.، ج۲، ص۹۲)
دیدگاهدومطرف‌داردیدگاهغیرجزمیپیرامونمفهوموجوداست. درحقیقتاینگروهدرحولمفهوموجوددینبرایصحتضمانوجودسببدینرانیزبرایصحتعقدضمانکافیارزیابینمودهوبهضمانسببدیننیزمهرصحتزده‌اند.(کاتوزیان، ۱۳۸۵،ص۲۷۸؛شهیدثانى، ۱۳۸۴ش،ج۲،ص۲۱۰)
قانونمدنیدرماده ۶۹۱ نیزدیدگاهغیرجزمیدرخصوصمفهومدینراپذیرفتهاست. ازمفهوممخالفاینمادهکهبیانمی‌دارد «ضماندینیکههنوزسببآنایجادنشدهاستباطلاست». برداشتمی‌شود،کهضمانازدینیکهسببآنایجادشدهاستصحیحخواهدبود.
ازبحثنظریپیرامونمفهوموجوددرقراردادپیش‌فروشآپارتماننیزمی‌توانبهرهبرد. همان‌طورکهگفتهشددرقراردادپیش‌فروشآپارتمانپیش‌فروشندهابعادومساحت،موقعیت،نقشهساختمان،جنسمصالحوسایرمشخصاترادرقراردادذکرمی کندودربرخیمواردحتیزمینموردنظربرایاحدثساختمان،خریداریشدهودرقراردادذکرمی‌گردد. برایناساساگرطرف‌دارنظر جزمی پیرامون مفهوم وجود باشیم به وجود بالفعل و تکوینی ساختمان مورد فروش در خارج حکم خواهیم داد و چون این ساختمان از دید جزمی هنوز در عالم خارج به صورت بالفعل وجود ندارد ناچار برطبقماده ۳۶۱ ق.مکهوجودعینمعینهنگامخریدوفروشراازشرایطاساسیبیعمی‌داند،حکمبهبطلانبیعساختمانساختهنشدهخواهیمداد. امااگرطرف‌دارنظرغیرجزمییاعرفیِمفهوموجودباشیمباذکرشرایطمذکوردرقراردادوارائهنقشهوماکتیازساختمانساختهنشدهبهایننظررهنمونخواهیمگشتکهعرف،ساختمانیباذکرشرایطیچونابعاد،مساحت،جنسابزارومصالح،ابعاداتاق‌هاوساختمان،شمارهطبقهوواحدپیش‌فروششدهوارائهماکتازساختمانمذکورآنراازدیدگاهخودموجودتلقیخواهدنمودوبااینحسابماده ۳۶۱ ق.ممشکلیپیشرویمافراهمنخواهدآوردوبیعساختمانپیش‌فروششدهبهصورتعینمعینامکان پذیرخواهدبود.
امابعیدبهنظرمی‌رسدچنیندیدگاهیقابلپذیرشباشد. مفهومغیرجزمیوجوددرفقهعمدتاًپیرامونوجوددینودرموضوعاتیچونضمانوابراءموردبحثقرارگرفتهاستودرآن‌جاعلاوهبروجودخوددینبهوجودسببدینبرایضمانتیاابراءآندیناکتفاگردیدهاست. حالآن‌کهدرقراردادپیش‌فروشساختمانبحثوجودعینمطرحبودهوازاینجهتمصداقآنبادینکاملاًمتفاوتمی‌باشدواستفادهازوجهاشتراکیچونمفهوموجوددردین،قیاسیبیشنخواهدبودکهازبعدفقهیمردوداست. ضمناین‌کهاینامربعیدبهنظرمی‌رسدکهعرف،ساختمانیکههنوزهیچبناییازآنایجادنگردیدهراموجودفرضنماید. ازطرفدیگراگرگفتهشودکهسببوجودیساختمانکهعبارتاست،ازجمعآوریسرمایهوتهیهنقشهوزمینو… فراهمآمدهاستووجوداینسببمفهوموجوددردینراتداعیمی کندکهامکانضمانتدینرافراهممی‌کنددرپاسخخواهیمگفتسببدینباعینکاملاًمتفاوتاستچراکهدینمفهومیاعتباریوعینمفهومیفلسفیوواقعیاستووجوداینامکاناتواسبابپیراموناحداثساختمانهیچتضمینیمبنیبروجودآننخواهدبود.
سؤالدیگریگهامکانداردپیشآیدایناست،کهآیاامکانانعقادقراردادپیش‌فروشساختمانبهصورتعقدمعلقبهشرطتعلیقبروجودساختمانوجوددارد؟بهعبارتدیگرآیاخریدارمی‌تواندعقدبیعیمنعقدنمایدواثرآنیعنیانتقالمبیعرابروجودساختماندرمهلتزمانیمقررمعلقنماید؟
از مفهوم ماده ۱۸۹ق. م که مقرر می‌دارد: «عقد منجز آن است که تأثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری نباشد و الا معلق خواهد بود». می‌توان اینگونه برداشت کردکه قانون‌گذار عقدمعلق را پذیرفتهوعلاوهبراینمواردبطلانعقدمعلقرابهطورمنصوصبرشمردهودرسایرمـواردسکوتاختیارنمودهاستواینخـوددلیلیبـرصحـتسایرعقودمعلقاست. امانبایدازنظردورداشـتکهتعلیقدرمنشأازسویحقوق‌دانانماپذیرفتـهشدهوتعلیـقدرانشاءرامحـالومـردوددانسته‌اند.(کاتوزیان، ۱۳۸۵،ج۱،ص۵۶)
دراین‌کهاگرقراردادپیش‌فروشساختمانبهصورتعقدبیعیمعلقبروجودساختمانمنعقدگرددآیااینعقدصحیحاستیاخیربایدقائلبهتفکیکبیندوصورتشد:
قسماولچنان‌کهقبلاًنیزگفتهشد،حالتیاستکهواحدهاییکآپارتمانپیش‌فروششدهازهرحیثشبیههمبودهوباذکراوصافبهصورتیککلیفی‌الذمهفروختهمی‌شوند. دراینقسمازعقودپیش‌فروشساختمان،نیازیبهوجودمبیعهنگامانعقادعقدنیست،بنابراینمعلقنمودناینقراردادبروجودمبیعنیزصحیحخواهدبود. چراکهدرعقدبیععینکلیوجودمبیعهنگامانعقادلازمنیستواینمبیعامکاندارددرآیندهحاصلگردد. البتههمان‌طورکهقبلاًنیزازنظرگذشتتعدادکمیازواحدهای آپارتمانی به این صورت قابل انتقال خواهد بود. حتی پاره‌ای از حقوق‌دانان موارد مذکور را نیز جزء اموال قیمی دانسته و انعقادبیعکلیدرخصوصآن‌ هارامردودمی‌شمارند. زیراحتیواحدهاییکطبقهآپارتمانبامنظرهیکسانوشباهتکاملدرساختار،حائزعنوانمبیعکلینخواهندبود.
درقسمدومقراردادهایپیش‌فروشساختمانمبیعتعیینشدهواحدآپارتمانی‌ایباویژگی‌هایمنحصربهفردمی‌باشد،کهدرسایرواحدهایساختهشدهاینویژگی‌هاملاحظهنمی‌گردد. لذانوعمال،قیمیونوععقدبیعیکهرویآنقابلانجاماست،عقدبیععینمعیناست. درخصوصاین‌کهآیاامکانتعلیقبروجوددرقراردادبیععینمعینهستیاخیروآیااینتعلیقباماده ۳۶۱ قانونمدنیدرتعارضاستیاخیر،بهراحتینمی‌توانسخنگفتوبایددرهرصورتبهواکاویماده ۳۶۱ پرداختهوعلتوضعآنراجویاشد.
ماده ۳۶۱ قانونمدنیمقررمی‌دارد: «اگردربیععینمعینمعلومشودکهمبیعوجودنداشتهبیعباطلاست.» درخصوصفلسفهوضعاینمقررهحقوق‌دانانمعتقدندکهقانون‌گذاردرنظرداشتهاستکهچونعقدبیعدربیععینمعینتملیکیبهحسابمی‌آیدواینتملیکبلافاصلهپسازعقدحاصلمی‌آیدبایدمبیعوجودداشتهباشدتاموضوعیبرایتملیکفراهمگردد. ازاینروزمانیکهدربیععینمعینکالایفروختهشدهوجودنداشتهباشدمعلومنیستتملیکبررویچهکالاییصورتگرفتهوموضوعقراردادبهکلیمخدوشمی‌گرددبههمینلحاظانعقادبیععینمعینبدونوجودمبیعبهنوعیباعثجهلوغررمی‌گرددکهازدیدگاهفقهیوقانونیممنوعومردوداست. بههمینخاطراستکهبرخینویسندگانحقوقیدرذیلبحثموجودبودنمبیعاین‌گونهبیانمی‌دارندکه: «درموردیکهمبیععینمعینیادرحکمآناست،مبیعبایدهنگامعقدوجودداشتهباشد. زیرادراینموردعقدتملیکیاستومبیعبایدموجودباشدتابتواندموردانتقالقرارگیرد».(کاتوزیان، ۱۳۶۳،ص۸۵).
اگرعلتوضعماده ۳۶۱ قانونمدنیرادرحکمتتملیکعینمعینهنگامعقدبدانیمتعلیقتملیکبروجودمبیعبامشکلیمواجهنخواهدبود. زیرابهنحویاثرعقدیعنیتملیکمبیع(تعلیقدرمنشاء) موضوعتعلیقبودهومعلّقعلیهیعنی «وجودمبیع»شرطامکانتعلقمالکیتبهخریدارخواهدبود. ازاینروتازمانیکهمبیعبهوجودنیامدهباشدتملیکمحققنخواهدشدوایننکتهخودگویایایناستکهعلتاصلیوضعماده ۳۶۱ قانونمدنی،یعنیتملیکمبیعبعدازبیععینمعینوانتقالآنبهخریدار،درهنگامانعقادعقدبیععینمعینوجودنداردووجودمبیعکهبرایاینهدفضروریشمردهشدهبودضرورتخویشراازدستدادهوبهآیندهموکولمی‌گردد. ناگفتهنماندقبولایناستدلالزمانیقابلپذیرشاستکهتنهاعلتوضعماده ۳۶۱ قانونمدنیرا «ضرورتتملیکمبیع»بدانیم.
بااینحسابآپارتمانیکهتنهابهصورتعینمعینقابلفروشاستقابلتعلیقبروجودنخواهدبودودرصورتیکهبروجودآندرآیندهمعلق گردد و هنگام عقد وجود نداشته باشد با ماده ۳۶۱ قانون مدنی نیز در تعارض آشکار خواهد بود.
۴-۲- تملیک عین به همراه شرط
گـروهیازحقوقدانانمعتقدندباقـراردادپیشفـروشحقعینیخریـداربررویزمینایجادمی­ شودبهاینصـورتپیشفروشکنندگـانابتدازمینیراکهمـیخواهندبـررویآنساختمانبناکنندبهملکیتخریداراندرمـیآورندوآنگاهشرطیدرضمنایـنعقـدبیعمبنیبـرساختساختمانمشخصگنجاندهمـیشودکـهمبیعدراینجازمیناستواحداثساختمانمشخصبهصورتشرطگنجاندهمیشود (علیزاده، ۱۳۷۳ : ص ۱۳۸) . شرطضمنعقددراینجاشرطفعلاستوتعهدپیشفروشندگانتعهدبهنتیجهمیباشدوتنهاقوهقاهرهآنهاراازمسئولیتمبریمیسازد (کاتوزیان، ۱۳۸۱ : ص ۲۲۰) درایننظرعقدبیعرامحدودبهانتقالاعیانخارجیومادیمیکندومحدودکردنعملسازندگانبهیکتعهدصرفحتیاگرمزایایتعهدبهنتیجهراداشتهباشدبهنفعخریداراننمیباشدزیرادرصورتعملنکردنسازندگانبهتعهدخـوددروهلهاولالـزامودروهلـهدومحـقفسخواخذخسارتبـرایخـریدارانمیماند.
گروهی از حقوقدانان قرارداد پیش فروش ساختمان را در چهارچوبعقدمعلقتحلیلمیکنندازنظرآنهامیبایست در مورد ماده ۳۶۱ موردی را که دو طرف میخواهند از هم اکنون مال موجود در آینده را تملیک کنند با فرضی را که قصد دارند سبب تملیک مال آینده را پس از بوجود آمدن آن فراهم آورند جدا کرده زیرا در فرض دوم دوطرفسببرابهگونهایمیسازندکهتملیکپسازوجودانجامپذیردوتملیکدرزمانیصورتمیگیردکهمبیعموجوداست ( کاتوزیان،همان : ص ۲۷۶)
دراینفرضمبیععینمعیننمیباشدزیراهنوزوجودمحسوسنداردوازسویدیگرکلینیزنمیباشدزیرادربیعکلیانتخابمصداقبامدیونمیباشدحالآنکهدرقراردادپیشفروشمدیونآزادیکاملدرانتخابندارد .
درفقهمشهورمخالفنظریهفوقاستوبهنظرآنانتملیکبایدمنجزباشدودرزمانوقوععقدصورتپذیرد.
۴-۳- بیعقطعیمالآینده
بیعقطعیمالآیندهبهطورکلیبدینمعنیاستکهمالآیندهتوسطبیعوایجابوقبولموردمعاملهقرارگیرد. بیعقطعیمالآیندهچنداننمیتواندجاییدرتحلیلماهیتقراردادپیشفروشساختمانداشتهباشدزیرامبیعدرفرضماعینمعیناستوبایددرزمانتراضیموجودباشد (کاتوزیان، ۱۳۷۳ : ص ۲۷۴)
۴-۴- عقدشرکت
قانون‌گذارمادرماده ۵۷۱ ق.مدرتعریفشرکتمی‌گوید: «شرکتعبارتاستازاجتماعحقوقمالکینمتعدددرشیءواحدبهنحواشاعه». امادرحقیقتآن‌چهقانون‌گذاردرتعریفعقدشرکتگفتهاست،تعریفعقدشرکتنیستبلکهتعریفاشاعهاستکهمقدمهوشرطایجادشرکتاست. درحقیقتمی‌توانگفتاشاعهجزئیازعقدشرکتمحسوبمی‌شودکهاگروجودنداشتهباشدسایرارکانعقدشرکتکهبرمبنایآنشکلمی‌گیردبهوقوعنخواهدپیوست. بنابراینمی‌توانگفتکهمالمشاعمالیاستدارایمالکینمتعدد،بدوناین‌کهموردمالکیتآن‌ هامشخصباشدوهرذرهفرضیازاینمالمتعلقبهکلیهمالکیناست.(کاشانی، ۱۳۶۵،ص۱۰) بهتبعازایناشتراکِملکیتدراجزاءیکاثرمهمبهدستمی‌آیدوآن «ممنوعیتتصرفات»است. چراکهاگرحتیدریکذرهازمالمشاعتصرفشوددرقسمتمتعلقبهشریکهمتصرفشدهاستواینتصرفاگربدوناذنباشدممنوعاستوموجبضمانمی‌گردد.(ماده ۵۸۲ ق.م)
لذاگفتهمی‌شوداینتعریفقانونمدنیتعریفعقدشرکتنیست،بلکهتعریفمالمشاعمی‌باشد. چراکهدرشرکتمایکهدفداریموآنکسبسودوزیاناست. درحقیقتشرکتازدونوعمشارکتتشکیلمی‌شود. یکمشارکتدرایجادوحدتدارایییاهماناشاعهودیگرمشارکتدرسودوزیاناست. درعنصروحدتدارایییک «اذن»نهفتهاستکهاثرآنجوازتصرفدرمالمشاعاستوبهتبعِایناذندرتصرف،مشارکتدرسودوزیانحاصلمی‌آید. پسدرواقعشرکتازمجموعدوعنصر «اشاعه»بعلاوه «اذن»حاصلمی‌آید.(پورسید، ۱۳۸۷،ص۵)
برهمیناساساتحادیکهبینمالکان،دربابایجاداشاعهحقوقیبوجودمی‌آید،بی‌هدفنیست. برایایناستکهاموالبهشیوهخاصوبهوسیلهاشخاصمعینادارهشودوسودوزیانناشیازایناقدام،بینشرکاءتقسیمشود. بنابراینهدفعقدشرکتنیزبایددرتعریفآنجایشایسته‌ایداشتهباشدوهمیننکتهاستکهبهعقدمعنیمی‌دهدوآنراازاشاعهسادهجدامی‌سازد.(کاتوزیان، ۱۳۷۳،ص۱۶)
بنابرایندرتعریفعقدشرکتگفتهشدهاست:«عقدیاستکهبهموجبآندویاچندشخصبهمنظورتصرفمشترکوتقسیمسودوزیانوگاهمقصددیگر،حقوقخودرادرمیانمی‌نهندتابهجایآنمالکسهمیمشاعازاینمجموعهشوند».(کاتوزیان، ۱۳۷۳،ص۱۷)
لذاگفتهمی‌شودوحدتدارایی(اشاعه) براساسعنصرتعاونبرایسهیمبودندرسودوزیانمفهومشرکتدرحالحاضراست.(پورسید، ۱۳۸۷،ص۴)
حالتاشاعهشرکتبهدوصورتاختیاری(ماده۵۷۳ ق.م) وقهری(ماده ۵۷۴ ق.م) ممکناستایجادشود. حالتاختیاریدرنتیجهعقدیازعقودمانندبیع،صلحیاحتیخودعقدشرکتیادرنتیجهعملشرکاءمانندمزجاختیاریممکناستصورتگیرد. وصورتقهریاشاعهدرنتیجهارثیامزجقهریکالامی‌تواندتحققیابد.
شرکتیکهبرمبنایمالکیت‌هایمشاعتشکیلمی‌شود،شخصیتحقوقیندارد. زیرافرضبرایناستکهاموالشریکانبهخودآن‌ هاتعلقداردوسودوزیانناشیازادارهمالمشاعبهایشانمی‌رسد. اینقاعدهدرموردشرکت‌هاییکهبهکارتجارتنمی‌پردازندبه‌طورکاملاجرامی‌شودوبرهمینمبناشرکترا «مدنی»گویند.(کاتوزیان، ۱۳۷۳،ص۱۹) درحالیکهدرشرکت‌هایتجاری،شرکتپسازاین‌کهآوردهشریکانتقویموتسلیمگردید،تشکیلمی‌شودوشخصیتحقوقیبهخودمی‌گیرد. درحقیقتاموالشریکانبهآن‌ هاتعلقنداردبلکهدرمالکیتشخصیتحقوقیشرکتاستقرارمی‌یابد.
باتوجه به مقدمات فوقدرقرارداد پیش‌فروش ساختمان گاهی فردی صاحب زمین است و می‌خواهد روی این زمین ساختوسازکنداماسرمایهکافیبرایاینامرندارد. لذاسعیمی‌کندتاازطریقدرجآگهیدرمطبوعاتورسانه‌هابهجلبسرمایهازطریقمشارکتباسایرافرادبپردازد. بهاینمعنیکهسرمایهوپولازجانبآن‌ هاباشدوکارساختوزمین،آوردهاینشخصمحسوبگردد. پولوسرمایهازصاحبانآنبهصورتاقساطوهمزمانباپیشرفتساختماندرمراحلمختلفگرفتهمی‌شودونهایتاًتوافقمی‌شودکههنگامساختهشدنساختمانوپسازاحداثوتکمیلواحدهایآپارتمانیهرکدامازسازندهوصاحبسرمایهمالکتعدادیازواحدهاشوند.
حالباتوجهبهآن‌چهگفتهشد،آیامی‌توانگفتقراردادپیش‌فروشساختمانبهنحویهمانعقدشرکتاستوآنرابراساسشرایطواوصافعقدشرکتتبیینوتوصیفنمودوازگذاشتنعنوانپیش‌فروشبرآناجتنابنمود؟
آن‌چهدرعقدشرکتبهعنوانمبنایشرکتقلمدادمی‌شوداشاعهدراموالطرفینشرکتاستکهبااستفادهازعواملاختیارینظیرعقودیاعملشرکاءیاعواملغیراختیارینظیرارثیامزجقهریایجادمی‌گردد. درحقیقتابتدااشاعهایجادمی‌شودوسپساذندرتصرفدرایناموالمشاعبراساسارادهشرکاءحاصلمی‌گرددوشرکاءهدفخودراازایناشاعه،اذندرتصرفوکسبسودوزیانمی‌دانند.
امادرقراردادپیش‌فروشساختمانیکچنیناشاعه‌ایملاحظهنمی‌گردد. اولاًآن‌چهپیش‌خریدارانبهصورتاقساطدراختیارسازندگانقرارمی‌دهندبهعنوانآوردهنیستبلکهدرحقیقتثمنمعامله و عوض ساختمانی است که در آینده بهآن‌ هاتحویلخواهدشد. درثانیآپارتمانیکهدرانتهاساختهوتکمیلخواهدشدملکمشاعفروشندگانوخریدارانمحسوبنمی‌گردد. ازیکطرفباساختوتکمیلتدریجیبنا،اینبنابهتملیکخریداردرمی‌آید. لذافروشندگاندرملکیتآنحقیندارند. وازطرفدیگرخریدارانهمهریکمالکواحدیمشخصازآپارتمانکهازقبلوهنگامتنظیمقراردادمعینگردیده،می‌باشندوساختمانحالتمشاعبینخریدارانیابینفروشندگانپیدانمی‌کند.
دیگراین‌کههدفپیشخریدارانازبستنقرارداد،سهیمشدندرسودوزیاننیستوپیش‌فروشندهنیزصاحباذندرتصرفبهمنظورکسبسودوزیاننمی‌باشد. بلکههدفوقصداولیهپیش‌خریدارانازتنظیمقراردادپیش‌فروشساختمان،مالکیتواحدساختمانیاستکهدرآیندهساختهخواهدشد.
لذانمی‌توانقراردادپیش‌فروشساختمانراعقدشرکتتلقیکردهواوصافوشرایطوآثاراینعقدرابرآنبارنمود. قراردادیکهدرچندپاراگرافقبلچگونگیآنتوضیحدادهشدشایدبتوانبرمبنایعقدشرکتآنراتفسیرنموداماباتوجهبهدلایلگفتهشدهقراردادپیش‌فروشساختماننخواهدبود.
درحقیقتدرایننوعقراردادهافروشندهمالموجودیرانمی‌فروشد،بلکهمتعهدمی‌شودتادرقبالآن‌چهازمشتریبهصورتاقساطدریافتمی‌دارد،ساختمانیراساختهودرموعدمعینبهاوتحویلدهد.
باتوجهبهاین‌کهقراردادهایپیش‌فروشساختمانبهعلتنیازهایاجتماعیواقتصادیامروزبشرشکلگرفتهوتوسعهچشم‌گیرییافتهاست،می‌توانآنراقراردادجدیدیدانستکهدرفقهبهصورتمستقلوجداگانهبحثنشدهاست،دربرخیکتبفقهیبهعقودمشابهآناشاراتیگردیدهاست. چنان‌کهفقها «بیعمعدوم»راجایزنمی‌دانند،امافرضیرااستثناءمی‌کنندوآن «بیعمعدومبهتبعموجود»است. همانندفروشچایِبررویبوته،بهضمیمهپنجچیندیگرکهدرآیندهایجادخواهدشد.(جعفری‏لنگرودی، ۱۳۵۷،ص۶۱۱)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
موارددیگریهمراجعبهبیعمعدومبحثشدهاست. بهطوریکهفروشمیوهقبلازظهوروپیدایشآن،دریکسالواحدوکمترمنعگردیدهاستواینامراجماعیاست. فقهاعلتاینامرراوجودغرردرمعاملهمی‌دانند. امابهطوراجماععقیدهبرایناست،کهبیعمیوهبعدازبُدُوصلاح،یعنیصلاحیتیافتنبرایمیوهشدن،چهبراییکسالیاکمترجایزاست.(شهیدثانی، ۱۴۲۶ق.،ص۷۳؛نجفی، ۱۹۸۱م.،ج۲۴،صص۵۶-۵۹)
حقوق‌داناننیزباوجوداین‌کهدرموردقراردادپیش‌فروشساختمانبحثنموده‌اند،اماصفحاتکمیازنوشته‌هایحقوق‌دانان،بهآناختصاصدادهشدهاست. لذابررسیماهیتچنینقراردادیباگستردگیاستفادهازآنوتبیینوتوصیفدقیقماهیتحقوقیآن،راه‌گشایبسیاریازمشکلاتیخواهدبود،کهدادگاه‌هاوطرفینقراردادباآندستوپنجهنرممی‌کنندومحلبحثواختلافآن‌ هااست.
بااینوجودتاکنونقانونیازسویمجلسدرجهتتعیینماهیتآنبهتصویبنرسیدهاست. تنهادرسال ۱۳۵۸ لایحه‌ایبهمنظورحمایتازپیش‌خریدارانوانبوه‌سازان مسکن توسط شورای انقلاب به صورت ماده واحده‌ای تصویب شد،که با توجه به کلی‌گویی و مختصر بودن آن کافی نبود. قانون تملک آپارتمان‌ها مصوب ۱۳۴۳ نیز بحثی از پیش‌فروشآپارتمانووضعیتحقوقیآنبهمیاننیاوردهاست. درسال‌هایاخیر،پیش‌نویسقانون «پیش‌فروشساختمان»تهیهودرتاریخ ۹/۹/۱۳۸۵بااعمالپاره‌ایتغییراتبهتصویبهیئتدولترسیدهوبهصورتلایحهتقدیممجلسگردید. اینلایحهسرانجامدرتاریخ ۲۱/۱۰/۱۳۸۹بهتصویبمجلسشورایاسلامیرسیدوشکلیقانونیبهخودگرفت. اینقانونمشتملبر ۲۸ مادهاست،ودرسهفصلنظامیافتهاست.
دراینپایان نامهسعیبرآناست،تاموادیازاینقانونبهعنوانمستندبحث‌هامورداستفادهقرارگیرد. بااینوجودبرایبررسیچنینقراردادهایینیازبهارائهتعریفیدقیقوحقوقیبراساسشرایطمذکوردرقراردادوساختارآنوهم‌چنینتعهداتوحقوقطرفینقراردادلازموضروریبهنظرمی‌رسد. درتعریفاینقراردادگفتهشدهاست:
« قرارداد پیش‌فروش آپارتمان قراردادی است،که به موجب آن پیش‌فروشنده (سازنده) تعهد می کند،آپارتمانیرامطابقنقشهساختمانیواوصافقراردادی،ساختهوپسازتکمیلآندرموعدمقررودرازایمبلغقراردادیبهپیش‌خریدار (متقاضی) تحویلنماید».(علیزاده، ۱۳۸۳،ص۲۹)
درماده اول لایحه پیش‌ فروش ساختمان نیز تعریفی از این قرارداد به عمل آمده است و در آنقراردادپیش‌فروشرامحدودبهعقدمعینینکردهاست.
براساستعریفگفتهشده،ساختاروچگونگیاینقراردادمعینمی‌شود،امااینتعریفبهماهیتاینقرارداداشاره‌اینکردهوآنراجزءهیچیکازعقودمعینویانامعینندانستهاست.

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

نظر دهید »
عقد استصناع در حقوق ایران- قسمت ۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بند پنجم: استصناع به عنوان ترکیبی از چند عقد ۳۲
الف ) استصناع ترکیبی از بیع و اجاره ۳۲
ب) استصناع ترکیبی از وکالت و اجاره ۳۲
ج) استصناع در کنوانسیون‌های بین المللی ۳۳
گفتار دوم: تأویل استصناع به غیر عقد ۳۶
بند اول: نظریه مواعده بودن عقد استصناع ۳۶
بند دوم: نظریه امر به ساخت بودن به نحو تضمینی عقد استصناع ۳۷
مبحث دوم: ماهیت فقهی عقد استصناع ۳۸
گفتار اول: در فقه اهل سنت ۳۸
بند اول: دیدگاه فقهای حنفی ۳۸
بند دوم: دیدگاه فقهای شافعی ۳۹
بند سوم: دیدگاه فقهای مالکی ۳۹
بند چهارم: دیدگاه فقهای حنبلی ۴۰
گفتار دوم: در فقه امامیه ۴۰
بند اول: دیدگاه فقهای متقدم ۴۱
بند دوم: دیدگاه فقهای معاصر ۴۳
فصل سوم: عقد استصناع و قراردادهای مشابه
مبحث اول: پیش فروش ۴۸
گفتار اول: پیش فروش آپارتمان ۴۹
بند اول: قرارداد پیش فروش آپارتمان در قالب عقد بیع ۵۱
الف) کلی فی الذمه ۵۲
ب) کلی درمعین ۵۷
ج) عین معین ۵۸
بند دوم: قرار داد پیش فروش آپارتمان در قالب عقد استصناع ۶۴
گفتار دوم: قرار داد پیش فروش خودرو ۶۶
بند اول: قرارداد پیش فروش خودرو در قالب عقد بیع ۶۸
بند دوم: قرارداد پیش فروش خودرو در قالب عقد استصناع ۶۸
مبحث دوم: قرار داد مقاطه کاری ۶۹
مبحث سوم: عقد امتیاز ۷۱
مبحث چهارم: عقد مقاوله ۷۳
مبحث پنجم: قراردادهای ساخت، بهره برداری و واگذاری (B. O. T) 75
فصل چهارم: شرایط، احکام و آثار عقد استصناع
مبحث اول: شرایط صحت عقد استصناع ۸۱
گفتار اول: قصد و رضای طرفین ۸۱
گفتار دوم: اهلیت طرفین ۸۲
گفتار سوم: مورد معامله ۸۳
گفتار چهارم: جهت معامله ۸۴
محبث دوم: احکام و آثار عقد استصناع ۸۵
گفتار اول: عقد لازم ۸۵
گفتار دوم: عقد عهدی ۸۶
گفتار سوم: مورد معامله ۸۷
گفتار چهارم: تعیین مدت ۸۸
گفتار پنجم: وجود خیارات ۸۹
گفتار ششم: تعهدات طرفین ۹۰
گفتار هفتم: حق حبس ۹۰
نتیجه ۹۲
پیشنهادات ۹۴
فهرست منابع
الف ) منابع فارسی
ب) منابع عربی

 

چکیده

آنچه درباره عقد استصناع می توانیم بگوییم این است که، این عقد که به آن قرارداد سفارش ساخت هم اطلاق می شود از جمله قراردادهای رایج امروزی است که به موجب آن شخصی که نیاز به کالایی خاص با ویژگی های مدنظر خودش داردتقاضای ساخت آن را به صنعتگری میدهد و صنعتگر نیز با مصالحی که در اختیار دارد متعهد می شود آن کالا را بر طبق اوصاف و ویژگی های سفارش دهنده بسازد در این قرار داد ثمن می تواند نقداً در مجلس عقد پرداخت شود یا پس از ساخت و تحویل کالا یا درحین ساخت کالا بصورت اقساط پرداخت گردد.
از این عقد در فقه امامیه زیاد بحث نشده است ولی در فقه عامه بحث های مفصلی پیرامون این عقد بیان شده است حنفی ها از این عقد به عنوان یک عقد مستقل یاد کرده اند اما سایر مذاهب عامه آن را در قالب عقد سلم دانسته و در قالب این عقد به آن پرداخته اند.
آنچه در بادی امر به نظر می رسد این است که میتوانیم این عقد را یک عقد معین بدانیم اما در حقیقت این عقد بر عقود معین نظیر بیع سلف، اجاره اشخاص، جعاله و عقد صلح منطبق نیست و می توان آن را از جمله قراردادهای خصوصی موضوع ماده۱۰قانون مدنی به شمارآورد.
در نگاه اول این عقد شباهت های زیادی به پاره ای از قراردادها مانند قراردادپیش فروش، مقاطعه کاری، عقدامتیاز، عقد مقاوله و قراردادساخت، بهره برداری و واگذاری (B.O.T) دارد ولی با اندکی تأمل در مورد هریک از این عقود میتوان به تفاوت آن ها پی برد.
کلیدواژه: سفارش ساخت، استصناع، بیع سلف، اجاره اشخاص، جعاله خاص

 

مقدمه

۱- معرفی و تبیین موضوع
بشر از آن زمان که پا به عرصه هستی گذاشت و خود را شناخت ناگزیر از ایجاد علاقه و ارتباط با سایرین بود. اجتماعی بودن انسان‌ها وجود نیازهای مشترک آن‌ ها را در کنار یکدیگر قرار می‌داد تا علاوه بر تأمین نیازهای روحی و روانی، نیازهای جسمانی و مادی خود را برطرف نماید یکی از طرق تأمین نیازها انعقاد عقود و قراردادها بود. عقودی از قبیل معاوضه، بیع، اجاره، قرض و ضمان در همین راستا اختراع شدند بر همین اساس انسان‌ها در عرصه زندگی اگر به‌عین یا کالایی نیاز فراوان پیدا می‌کردند به بازار می‌رفتند و به‌واسطه انعقاد عقود بیع یا معاوضه، آن کالا را تحصیل می‌نمودند و اگر هم قدرت خرید آن کالا را نداشتند یا مالی را در اختیار نداشتند تا با دیگری معاوضه کنند آن کالا را از دیگری اجاره می‌کردند اما اگر قدرت پرداخت مال‌الاجاره را هم نداشتند ناچار می‌شدند از دیگران مبلغی را قرض بگیرند یا از دیگران تقاضای ضمانت یا کفالت کنند؛ بنابراین عقودی از قبیل معاوضه، بیع، اجاره، قرض و ضمان نمونه‌هایی از تلاش‌های نخستین انسان‌ها برای برطرف کردن نیازها بودند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اما مشکل هنگامی ایجاد می‌شد که کالای موردنظر در بازار وجود نداشت و یا منطبق با نیازهای جسمی، جنسی، روحی و روانی متقاضی نبود یا شخصی به کالایی با خصایص و اوصاف خاص احتیاج داشت که در بازار یافت نمی‌شد در این حالت اگر راه برطرف کردن نیازها از طریق انعقاد عقدی جدید بسته می‌شد انسان در عصر و حرج قرار می‌گرفت پس به‌ناچار انسان باید بتواند سفارش ساخت کالایی را به سازنده و صنعتگری بدهد تا بتواند به کالا یا عین موردنظر خویش دست یابد. بر همین مبنا قراردادی میان سفارش‌دهنده و سازنده، برای ساخت کالا بر اساس اوصاف مشخص و معین بسته می‌شد که به استصناع یا قرارداد سفارش ساخت معروف شد.
درگذشته عین مورد سفارش در عقداستصناع به موارد کم‌اهمیت و کوچکی از قبیل: چکمه، ظروف مسی، شمشیر، نعل و زین اسب منحصر می‌شد. اما به‌مرورزمان، با رشد صنعت و پیشرفت تکنولوژی، نیازهای اساسی فرد و اجتماعی بشری متحول شد. به‌طوری‌که امروزه قرارداد سفارش ساخت شکل جدیدی به خود گرفته است بر این اساس ساخت هواپیماهای عظیم، کشتی‌های غول‌پیکر، اتومبیل‌های متنوع، ابزار و مصالح جنگی، قطعات رایانه‌ای و … می‌تواند از طریق این قرارداد صورت گیرد. چراکه صنعت گران و سازندگان در پاره‌ای از موارد، به‌جای تولید انبوه کالاها و محصولات خویش بر اساس سفارش ساخت اقدام به تولید و ساخت کالاهای سفارشی می‌نمایند.
قرارداد استصناع در زندگی روزمره بشر از اهمیت زیادی برخوردار است و انتشار و گسترش آن در امور صنعتی و تجاری گواهی بر این مسئله است. در حقیقت این قرارداد از جنبه‌های داخلی و سرزمینی خارج‌شده و جنبه جهانی و بین‌المللی پیداکرده است، امری که از اهمیت بیش‌ازپیش آن حکایت می‌کند.
۲- هدف و ضرورت پژوهش
عقد استصناع از قراردادهای رایج و مبتلابه دنیای کنونی است که در معاملات مالی و فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی نقش بارزی دارد. بی‌گمان انسان‌ها در طول زندگی روزمره خویش بی‌نیاز ازاین‌قرار داد نیستند و بعضاً به‌منظور دستیابی به کالای موردنظرشان، ناگزیر از انعقاد این عقد هستند، بنابراین قرارداد سفارش ساخت یا همان عقد استصناع، جایگاه ویژه در زندگی روزمره انسان دارد.
عکس مرتبط با اقتصاد
این قرارداد – همان‌طور که در سابقه علمی اشاره می نماییم – در فقه شیعه امامیه چندان موردبررسی قرار نگرفته است و فقهای معدودی پیرامون این مطالبی را بیان کرده‌اند.
از حیث حقوق داخلی نیز حقوقدانان وصاحب‌نظران چندان این قرارداد را موردبررسی قرار نداده‌اند، به‌طوری‌که نه‌تنها یک کتاب منسجم حقوقی، بلکه مقالات حقوقی منسجمی هم پیرامون این قرارداد وجود ندارد! این در حالی است که، با توجه به نقش و کاربرد این قرارداد در زندگی روزمره بشری، ضرورت تحلیلی حقوقی پیرامون این قرارداد بیش‌ازپیش احساس می‌شود؛ به عبارت ساده‌تر در حقوق ایران، حقوقدانان تحت عنوان خاصی این قرارداد را موردبررسی قرار نداده‌اند و آنان که به این موضوع مهم پرداخته‌اند به شکل محدود آن را تبیین کرده‌اند. تمام این مسائل ضرورت انجام پژوهشی جامع پیرامون این موضوع را توجیه می کند. ما در این پژوهش قصد داریم قرارداد سفارش ساخت را از جنبه‌های فقهی (اعم از فقه عام و فقه امامیه) و جنبه‌های حقوقی موردبررسی قرار دهیم و به‌نقد و بررسی مشکلات و چالش‌های این قرارداد بپردازیم و راه ‌حل ‌هایی را در این راستا ارائه بدهیم.
۳- پیشینه پژوهش (سابقه علمی)
هر پژوهشی، ممکن است دارای پیشینه‌ای باشد دامنه و وسعت این پیشینه بستگی به موضوع این پژوهش دارد به‌طوری‌که پاره‌ای از پژوهش‌ها صرفاً دارای پیشینه فقهی هستند و پاره‌ای دیگر از پژوهش‌ها علاوه بر پیشینه فقهی دارای پیشینه حقوقی هستند. قرارداد سفارش ساخت از زمره قراردادهایی است که در دو بعد فقهی و حقوقی دارای پیشینه می‌باشد.
گفتاراول: پیشینه فقهی
قرارداد سفارش ساخت در فقه امامیه و در فقه عامه دارای سابقه و پیشینه می‌باشد که به ذکر آن می‌پردازیم:

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 157
  • 158
  • 159
  • ...
  • 160
  • ...
  • 161
  • 162
  • 163
  • ...
  • 164
  • ...
  • 165
  • 166
  • 167
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • حق شرط غیرقانونی و آثار آن در رویه دادگاه اروپایی حقوق بشر- قسمت 12
  • بررسی تاثیر بازارگرایی بر عملکرد شرکت های تولید کننده مبلمان و دکوراسیون منزل در شهرک صنعتی خرمدشت تهران- قسمت ۱۱
  • بررسی رابطه بین تبلیغات تلویزیونی بر رفتار مصرف کنندگان درفرایند تصمیم خرید خودرو- قسمت ۸
  • فروش اینترنتی فایل پایان نامه دستاوردهای اجرای برنامه کیفیت زندگی کاری
  • تبیین سیره سیاسی و راهبردهای پیامبر اعظم(ص) در تشکیل حکومت- قسمت ۱۲
  • مبانی مشروعیت تعدیل قضایی درفقه امامیه- قسمت ۶
  • بررسی صنایع بدیعی از دیدگاه زیبایی شناختی در دیوان فیاض لاهیجی- قسمت ۱۰
  • تاثیر خصوصیات شخصی و سازمانی در بی تفاوتی در دانشگاه ها و موسسه های آموزش عالی (مطالعه موردی دانشگاه کاشان)- قسمت ۵
  • بررسی عوامل موثر بر میزان استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی (مطالعه موردی شعب بانک پاسارگاد استان البرز)- قسمت ۱۳
  • نقش وجایگاه حقوقی رییس قوه مقننه درحقوق عمومی ایران۹۳- قسمت ۸
  • ارائه یک چارچوب سرویس گرا مبتنی بر سیستم پشتیبان تصمیم , در معماری ERP مورد کاوی در شرکتهای خودرو ساز- قسمت ۱۶
  • بررسی و مقایسه اسکندر نامه نظامی گنجوی و آیین اسکندری عبدی ب- قسمت ۱۹
  • بررسی تأثیر آموزش به شیوه نمایش خلاق بر تفکر انتقادی و پیشرفت درسی دانش آموزان در درس علوم اجتماعی سوم ابتدایی- قسمت ۴
  • دانلود فایل ها در رابطه با : تاثیر رهبری همنوا بر مدیریت جانشین پروری در ...
  • عنوان بررسی اثرات آزادسازی مالی و تجاری بر توسعه مالی گروهی از کشورهای عضو اوپک، با تاکید بر ایران۹۲- قسمت ۱۰
  • بررسی تاثیر فعالیت های فوق برنامه بر خودکارامدی تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی- قسمت ۲
  • تاثیر سهولت کسب و کار(EDB) و سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) بر رشد اقتصادی- قسمت ۴
  • پایان نامه در مورد : نقش منابع انرژی در سیاست خارجی قطر- فایل ۱۶
  • ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره :کتاب شناسی دستور زبان فارسی دوره معاصر- فایل ۴۰
  • عوامل شکل گیری گفتمان ناسیونالیسم و بازتاب آن در مطبوعات از دوران مشروطه تا پایان دوره رضا شاه (۱۲۸۵-۱۳۲۰ ه ش) ۹۳- قسمت ۵
  • روش های حقوقی مدیریت ریسک در قرارداد های نفتی- قسمت ۷
  • تحولات قانونگذاری در بخش تعاون و تأثیر آن بر شرکتهای تعاونی- قسمت 13

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان