اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی تطبیقی حقوق پناهندگان در اسلام و حقوق بین الملل- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

پناهندگی یا استیمان در اسلام دارای دو مفهوم عام و خاص است؛ مفهوم عام آن شامل هر نوع قرارداد دولت اسلامی با شخص بیگانه یا دولت متبوع او می شود و حتی گاهی عقد زمه (عقد جزیه) را نیز در برمی گیرد[۶۴]. اما مفهوم خاص آن،تنها یک نوع قرارداد ویژه را حکایت می کند. در متون اسلامی و عبارات فقها و حقوقدانان مسلمان، از این قرارداد ویژه و در خواست انعقاد آن و طرف خارجی درخواست کننده بیشتر تحت عنوان «امان، اسیمان و مستامن[۶۵]» یاد شده است، هرچند برخی از آن به «عهد یا معاهده نیز تعبیر کرده اند[۶۶]، چنان که برخی دیگر، از عقد ذمه یا عقد جزیه با همین عنوان «عهد» یاد کرده اند[۶۷] و بالاخره بسیاری هم با عبارت «ذمه یا ذمام» از آن نام برده اند[۶۸]. به هرحال جدای از اختلاف در تعبیر، توضیح بیشتری نسبت به عقد امام و تبیین مفهوم آن لازم به نظر می رسد.
گفتار اول: تعریف و تبیین
در این گفتار ابتدا به بررسی مفهوم پناهندگی در لغت و اصطلاح می گردازیم و در ادامه این مفهوم را با سایر قراردادهای مرتبط در اسلام مقایسه می کنیم.
الف: پناهندگی در لغت و اصطلاح
«استیمان» در لغت بمعنای «امان طلبیدن، پناه بردن و زنهار خواستن[۶۹]» و امان دادن «کسی را که در کنف حمایت خود گرفتن[۷۰]» معنی می شود.
راجع به معنای اصطلاحی امان و پناهندگی باید گفت که، اکثر فقیهان و حقوقدانان شاید به سبب روشن بودن مفهوم واژه های «استیمان، تامین و امان» خویشتن را از تعریف امان، فارغ دیده و تنها به تعریف «مستامن» اکتفا کرده اند و آورده اند که: «مستامن آن کس یا آن کافر حربی است[۷۱] که با هر دین و تابعیتی با انگیزه ای مشروع برای مدتی موقت[۷۲] و بدون قصد توطن و اقامت دائم بااجازه و تضمین دولت اسلامی با یکی از شهروندان آن وارد دارالاسلام گردد.» در حالیکه برخی عقد امان را نیز مورد توجه قرار داده و در مقام تعریف نفس امان آن را چنین تعریف کرده اند: «امان یا ذمام در حقیقت یک نوع قرارداد و پیمانی است که بین فردی از مسلمانان و حربی منعقد می شود و برطبق آن شخص حربی اجازه رسمی برای ورود به دارالسلام را کسب می نماید، پیمان مزبور را می توان به منزله گذرنامه برای کنترل مرزها تلقی نمود[۷۳]».
برخی دیگر، موضوع امان را به اجازه رسمی ورود منحصر ندانسته و اضافه کرده اند که افزون بر آن «امان، عقد فردی یا معاهده ای جمعی است که مستامن در پرتو آن، وضعیتی همانند ذمی پیدا می کند، جز آن که ملزم به پرداخت مالیات های داخلی نظیر جزیه نمی شود[۷۴]». علامه حلی عقد امان را ترک قتال در پاسخ به مهلت خواستن کفار می دانند[۷۵] و شاید، اطلاق عنوان امان بر این قرارداد به لحاظ همین جایگاه و نیز اولین و مهمترین اثر آن؛ یعنی تامین جانی مستامن و مصونیت او از قتل حتی در میدان نبرد، باشد.
برخی امان را بصورت مطلق و خارج از صحنه قتال، اینگونه تعریف نموده اند: «هریک از کفار به موجب مقررات اسلام می توانند از خاک خود به عنوان تجارت یا سفارت یا سیاحت و حاجت دیگر به اذن یکی از مسلمین وارد قلمرو اسلام شده و به طور مطلق در آن اقامت کنند، این را امان مطلق گویند[۷۶]». در مجموع شاید بتوان عقد امان را به این صورت بیان کرد که: عقد عبارت است از قرارداد ترک مخاصمه و مزاحمت و قتال با کفار، آنگاه که آنان خواستار چنین چیزی از سوی مسلمانان باشند، تا در سایه آن اسلام و کلام خدا را بشنوند و یا ذمه آن را قبول کنند یا در کشور مسلمانان به تجارت و بازرگانی بپردازند[۷۷].
ب: مقایسه پناهندگی با قرارداد هدنه و ذمه
عقد امان و پناهندگی در مقایسه با قرارداد هدنه و ذمه دارای یکسری وجوه تشابه و افتراق می باشد، نقطه مشترک آنها این است که هر سه طایفه در دولت اسلامی قرار می گیرند و مسلمانان حق ندارند دست تطاول و تجاوز به سوی آنان دراز کنند و دولت اسلامی موظف است مسلمانان را از هرگونه تجاوزی به سوی آنها باز دارد[۷۸].
لکن هرکدام از این سه گروه موجود در دارالاسلام با یکدیگر تفاوتهایی دارند.
قرارداد هدنه در مقایسه با قرارداد امان از چند جهت تفاوت دارد:
اولا: قرارداد امان معمولا تعهد یک جانبه است، اما قرارداد هدنه معاهده دو جانبه است.
ثانیا: قرارداد هدنه لزوما بین دولت اسلامی و دولت بیگانه منعقد می شود و انعقاد آن صرفا در صلاحیت رئیس دولت اسلامی یا نماینده او است و آحاد مردم حق انعقاد چنین پیمانی را ندارند[۷۹]. برخلاف قرارداد امان که افزون بر دولت، آحاد مردم مسلمان نیز هرچند به طور محدود و برای جمعیت های اندک، صلاحیت اعطای امان را دارند.
ثالثا: پذیرش خواسته امان خواه و اعطای امان به او از جانب آحاد مسلمین یا دولت اسلامی، بویژه در صورتی که انگیزه امان خواهی شنیدن پیام مسلمین باشد الزامی است[۸۰] و از نظر بسیاری از فقیهان، وجود مصلحت شرط لازم جواز و صحت امان نیست. اما عقد هدنه از صلاحیت های دولت اسلامی است که در صورت مصلحت به انعقاد آن اقدام می کند و به همین علت برای صحت و لزوم وفای به این عقد، افزون بر خالی بودن عقد از شروط فاسد وجود مصلحت هم شرط شده است[۸۱]. از همین رو عقد فاقد مصلحت یا مشتمل بر ضرری برای مسلمین و دولت اسلامی و یا مشتمل بر شرطی فاسد، مشروع و صحیح و نافذ نیست. به هر حال اگر عقد هدنه به گونه ای صحیح منعقد شود، وفای به آن و وفای به همه مواد و شروط مندرج در آن – مادام که طرف مقابل بر پیمان خویش وفادار است، حتی پس از مرگ امام عاقد- واجب است[۸۲] و در فرض عدم صحت عقد یا نقض آن به طور طبیعی وفای به عهد، موضوعا منتفی است، اما قابل توجه است که در همین صورت هم از یک سو، عدم لزوم وفای به عهد، به معنای عدم امنیت و مصونیت بیگانگان مقیم دارالاسلام نیست بلکه باید دولت اسلامی آنان را به مامن و کشورشان هدایت کند و تا آن زمان از امنیت برخوردار می باشند[۸۳]. از سوی دیگر اگر نقض پیمان از جانب بیگانگان، عمومی نباشد، اگرچه پیمان بهص ورت عمومی با دولت بیگانه منعقد شده باشد، تنها نسبت به پیمان شکنان، پیمان نقض می شود و سایر بیگانگان همچنان از مزایای پیمان امان برخوردار می باشند. اهمیت وفای به این پیمان تا آنجا است که حتی اگر وضعیت به نفع مسلمانان نیز تغییر یابد، بازهم همچنان وفای به عهد واجب است[۸۴].
اما وجوه افتراق قرارداد ذمه با امان در موارد ذیل خلاصه می شود:
۱- طرف مقابل در قرارداد ذمه اهل کتاب هستند ولی در عقد امان ممکن است اهل کتاب و یا سایر کفار اعم از مشرکین، ملحدین و مانند آن باشند[۸۵].
۲- در قرارداد ذمه شرط مالی وجود دارد و بر اهل ذمه واجب است به دولت اسلامی جزیه بپردازند ولی طرف مقابل در عقد امان از این شط (جزیه) معاف است.
۳- قرارداد ذمه دائمی است ولی امان از نظر زمانی محدودیت داشته و موقت است.
۴- با انعقاد قرارداد ذمه حالت جنگ بطور کلی از بین می رود و سرزمینی که ذمیان در آن مقیم هستند جزء دارالاسلام می شود و همانند مسلمین احکام اسلام بر آنها جاری می شود و باید به مقررات اسلام احترام بگذارید و به آن ملتزم باشند ولی در امان اگرچه جنگ به صورت موقت متوقف می شود، ولی حالت جنگ همچنان باقی می ماند.
۵- با انعقاد قرارداد ذمه، حکومت اسلامی موظف به دفاع از آنان خواهد شد و فرقی ندارد که مهاجم و متجاوز مسلمان باشد یا غیرمسلمان، اما در عقد امان تنها این تعهد برای دولت اسلامی است که از آنان در برابر تجاوز مسلمین و اهل ذمه حمایت کند.
۶- در صورت پیشنهاد ذمه از جانب اهل کتاب پذیرش آن از جانب حکومت اسلامی واجب است مگر آنکه پذیرش آن خطر قطعی را به همراه داشته باشد، اما الزامی در قبول امان نیست مگر آنکه مصلحتی در قبول آن باشد آنهم با تشخیص امام.
۷- در قرارداد ذمه، اهل ذمه به تابعیت دارالاسلام در می آیند اگرچه ممکن است از برخی حقوق سیاسی محروم بمانند، ولی در عقد امان مساله تابعیت مطرح نیست مگر آنکه به قصد توطن دائمی وارد دارالاسلام گردد.
گفتار دوم: عناصر اساسی پیدایش پناهندگی در اسلام
الف: تعارض منافع
مهمترین عنصر و شاید اولین عامل پیدایش پناهندگی در جامعه بشری، اختلاف منافع افراد و گروه ها بوده که به طور طبیعی از همان آغاز مطرح بوده است. ازدیاد نسل بشرو رشد سلیقه ها و گزینش در مواد تامین کننده نیازها، همراه با محدودیت منافع اولیه تامین کننده این نیازها، زمینه های تعارض منافع را به وجود آورده و قهرا افراد در آغاز درصدد تامین منافع و دفاع از حقوق خود برآمده اند و سرانجام گروهی که در مبارزه برای دفاع از اموال و حقوق خویش ناتوان مانده یا تسلیم شده اند، به خواسته های گروه قدرتمند تن در داده و احیانا برده آنان شده اند و یا اینکه به قدرت های دیگر پناه برده اند و چه بسا از زندگی در وطن مالوف خویش صرف نظر کرده و به سرزمین دیگری پناهنده شده اند[۸۶]. لکن اسلام جنگ به منظور کسب منافع را چه در روابط داخلی مسلمانان با یکدیگر[۸۷] و چه در روابط بین المللی[۸۸]، سخت محکوم نموده و هرگونه استعمار و استثمار را غیرمشروع می داند بنابراین در مکتب اسلام، فراری شدن افراد بدلیل عدم امنیت مالی و جانی و حیثیتی متصور نیست.
ب: اختلافات عقیدتی
تردیدی نیست که عنصر، تعارض منافع مادی تنها عامل پیدایش پناهندگی نبوده است، اختلافات عقیدتی و ارزشی افراد و جوامع نیز در موارد زیادی زمینه ساز تضادها و درگیری ها و قهرا عامل پناهنده شدن افراد بوده است. دسته هایی از پیروان ادیان، در طول تاریخ خود را در برابر گروه های دیگر دیده و آنان را دشمن خود تلقی کرده اند. تا آنجا که حتی در مواردی پیروان دیگر ادیان الهی و غیرالهی را جایزه القتل دانسته اند و همه اموال و حتی وجود آنها را برای خویش مباح تصور کرده اند. تنها آیینی که امکان زندگی مسالمت آمیز پیروان ادیان را رسما در متن تعالیم خود پذیرفت و عملا آن را به اجرا درآورد، مکتب اسلام است که از همان ابتدا ضمن آیات متعددی، بر چنین افکاری خط بطلان کشید و اعلام داشت که پیروان ادیان و عقاید گوناگون می توانند در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند و نه تنها از جنگ با یکدیگر بپرهیزند بلکه در ارزش های مشترک یکدیگر را یاری کنند و ضمن آیات بسیاری، یهود و نصاری را بخاطر اختلافاتشان ملامت نموده است[۸۹].
ج: قدرت طلبی و میل به سیادت
عامل مهم دیگری که در طول تاریخ نقش موثری در گسترش پناهندگی داشته، انگیزه قدرت طلبی و میل به سیادت است. این انگیزه در طول تاریخ، افراد و گروه ها و ملت های بسیاری را جان یکدیگر انداخته و هستی افراد بسیاری را نابود کرده و انسان های بیشماری را بی خانمان ساخته است.
اگر تاریخ زندگی اقوام و ملل، به دقت مورد بررسی قرار گیرد، مشخص خواهد شد که اکثر جنگ ها و درگیری ها و در نهایت، بی خانمانی ها، معلوم حس برتری جویی افراد یا ملت هایی بوده که برای اثبات برتری خیالی خویش، با دیگر افراد یا ملت ها درگیر شده و احیانا هستی خویش را در این راه از دست داده اند بسیاری از جنگ های خانمان سوز، نه تنها به دلیل اهداف مادی و اقتصادی صورت نگرفته، بلکه افراد و ملت هایی، همه ثروت و اندوخته های دراز مدت خویش را تنها برای اثبات برتری سیاسی خود به کار گرفته اند و پس از پیروزی بر دیگران، تنها به اعتراف زبونی و شکست از جانب خصم، قناعت ورزیده و ثروت و دارایی آنان را نیز به خودشان بخشیده اند.
عکس مرتبط با اقتصاد
برخلاف تصور بعضی که می پندارند اسلام نیز داعیه قدرت جهانی داشته و درصدد است همه ملت ها را زیر پرچم واحدی درآورد و هیچ کشور دیگری را جز به صورت موقت به رسمیت نپذیرد، باید گفت که اسلام به همه ملت ها سر سازگاری داشته و همگان را دعوت به زندگی مسالمت آمیز می نماید، اما در چارچوب و شرایط ویژه ای که به زیر پا گذاشتن ارزش های انسانی و اهداف متعالی آفرینش نینجامد.
سیره عملی پیامبر(ص) و مسلمانان نیز به همین صورت بوده و لذا پیامبر(ص) در نامه هایش به روسای دول معاصر خویش، هیچ گاه پیشنهاد ادغام کشور آنها در دولت اسلامی را مطرح ننموده است؛ بلکه تنها دعوت به قبول رسالت آن حضرت و گرویدن به آیین اسلام را ذکر کرده است و در مواردی به بقای ملک و سلطنت آنان تصریح نموده و تداوم حاکمیت آنان بر قلمرو سرزمین خویش را تضمین فرموده است و جالب توجه اینکه نتیجه سرپیچی آنان از این دعوت الهی را مجازات اخروی دانسته است؛ فی المثل آن حضرت در نامه اش به پادشاه ایران و قیصر روم می فرماید: «اگر این دعوت را نپذیری، گناه ملت مجوس و یا مردم مصر و … به عهده تو خواهد بود[۹۰].» چه اینکه با عدم پذیرش سلاطین، مردم این سرزمین ها نیز بالطبع از آزادی عقیده و گرویدن به اسلام محروم می ماندند؛ تا آنجا که مشرکان مکه که بیشترین دشمنی را در دوران رسالت آن حضرت از خود نشان داده بودند و در حساس ترین منطقه جزیره العرب قرار داشتند، پس از اینکه حاضر شدند ازادی عقیدتی را برای مسلمانان بپذیرند و مسلمانان را به دلیل اعتقادشان شکنجه نکنند و دیگران را نیز از گرویدن به اسلام باز ندارند، پیامبر(ص) با آنان صلح نمود و حتی حاضر شد به دلیل پذیرفتن این آزادی عقیدتی، امتیازات نابرابری به آنان بدهد که موجب اعتراض مسلمانان گردید.
مسلمانان پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) نیز همین روش را ادامه دادند و در معاهدات خود با قبایل مختلف، مانند بنی تغلب و … ضمن به رسمیت شناختن آنان، تنها از آنان تعهد گرفتند که فرزندان خود را از گرایش به اسلام باز ندارند.
مبحث دوم: مفهوم پناهندگی در حقوق بین المل
«اصطلاح پناهنده[۹۱]» از قرن ها پیش در مفهوم علوم اجتماعی آن کاربرد داشته است. در این مفهوم «پناهنده» به اشخاصی گفته می شود که در هر زمان و به هر دلیل مجبور به ترک خانه و وطن خود برای یافتن پناهگاهی در جای دیگر می شدند[۹۲].» در معنی عمومی و رایج نیز پناهنده شامل تمام افرادی می شود که به خاطر اوضاع و احوال و شرایط غیرقابل تحمل برای آنها از وطن خود گریخته و در کشور دیگر پناه می جویند. دلایل فرار آنها نیز ممکن است متفاوت باشد؛ مانند ظلم و ستم، تهدید نسبت به حیات و آزادی، فشار و فقر، جنگ ها و نزاع های داخلی و بلایای طبیعی[۹۳].
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
به دنبال تغییرات عمده سیاسی و اجتماعی در قرن بیستم، امواج پناهندگی گسترش بی سابقه ای یافت و این گسترش لزوم رسیگی به وضع پناهندگان در یک ارگان بین المللی را می طلبید. حمایت از پناهندگان و سامان دهی به رژیم حقوقی آنان، پیش از جنگ جهانی دوم و در زمان استقرار جامعه ملل، براساس موافقت نامه های بین المللی صورت می گرفت که از آن جمله می توان به موافقت نامه های ۱۲ می ۱۹۲۶، ۳۰ژوئن ۱۹۲۸، کنوانسیون ۲۸ اکتبر ۱۹۳۳ و ۱۰ فوریه، ۱۹۳۸، پروتکل ۱۴ سپتامبر ۱۹۳۶ و اساسنامه سازمان بین المللی پناهندگان اشاره نمود.
تغییرات ژئوپولتیکی که در نتیجه جنگ جهانی دوم در سراسر جهان و بالاخص اروپا به وجود آمد لزوم وضع کنوانسیونی جدید را برای تعیین وضعیت حقوقی پناهندگان ناشی از آن نمایان ساخت.
علی الاصول تصمیم به وضع کنوانسیون ۱۹۵۱، در درجه اول، نتیجه تلاش اروپاییان برای سامان دادن به وضع پناهندگان اروپایی قلمداد می گردید و به همین دلیل برخی از آن به عنوان کنوانسیون اروپایی پناهندگان یاد می کنند. بهر رو در ۱۴ دسامبر ۱۹۵۰ مجمع عمومی سازمان ملل متحد از طریق صدور یک قطعنامه بر لزوم روشن شدن وضعیت پناهندگان تاکید کرد و از دوم تا بیست و پنجم ژوئیه ۱۹۵۱، کنفرانس ملل متحد در مورد وضعیت پناهندگان و افراد بی تابعیت، در ژنور برگزار گردید. دراین اجلاس کنوانسیون ۱۹۵۱ در مورد وضعیت پناهندگان وضع و از تاریخ ۲۲ آوریل ۱۹۵۴، لازم الاتباع گردید. در مقدمه این کنوانسیون آمده است: «طرف های معظم متعاهد، نظر به اینکه منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر که در۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب مجمع عمومی رسیده است، این اصل را مورد تاکید قرار داده اند که کلیه افراد بشر باید بدون تبعیض از حقوق بشری و آزادی های اساسی برخوردار گردند. نظر به اینکه مطلوب است موافقت نامه های بین المللی قبلی، مربوط به وضع پناهندگان، مورد تجدید نظر اساسی قرارگرفته و تدوین گردد و حدود شمول این اسناد و میزان حمایتی که طبق آنها از پناهندگان به عمل می آید، به وسیله موافقت نامه جدیدی بسط و توسعه یابد.»
در حال حاضر مهمترین تعریفی که از پناهنده ارائه شده، همان است که در ماده یک کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو در مورد وضعیت پناهندگان و پروتکل ۱۹۶۷ الحاقی به آن و اساسنامه کمیسریای عالی ملل متحد برای پناهندگان آمده است. البته در برخی از اسناد منطقه ای نیز تعریف متفاوتی از پناهنده ارائه شده که دراین قسمت ابتدا به تعریف پناهنده طبق کنوانسیون ۱۹۵۱ می پردازیم، سپس تعاریفی را که در دیگر اسناد آمده را به طور خلاصه بررسی و مرور می نماییم.
گفتار اول: مفهوم پناهنده و عناصر اساسی آن در کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو
کنوانسیون ۱۹۵۱ که در حال حاضر مهمترین سند بین المللی در ارتباط با پناهندگان محسوب می گردد و از آن به عنوان منشور حقوق بین الملل پناهندگان یاد می شود تعریف جامعی را از پناهنده ارائه نموده است. پیش از ارائه این تعریف و بررسی عناصر آن لازم به یادآوری است که گرچه دولت های عضو کنوانسیون غالبا در زمینه تفسیر کنوانسیون بر طبق منافع و سیاست ملی خویش عمل می کنند و تفسیرهای متفاوتی از آن ارائه می دهند، اما باید پذیرفت که این تعبیرهای مختلف تنها در کیفیت اعطای پناهندگی توسط دولت ها موثر است نه در اصل تعریف آن.
با توجه به کنوانسیون[۹۴] فوق الذکر، اصطلاح «پناهنده: به صورت خلاصه، اینگونه بیان می شود: «پناهنده به شخصی اطلاق می شود که به علت ترس موجه از این که به علل مربوط به نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در بعضی گروه های اجتماعی یا داشتن عقاید سیاسی تحت تعقیب، شکنجه، اذیت و آزار[۹۵] قرار گیرد، در خارج از کشور محل سکونت عادی خود به سر می برد و نمی تواند و یا به علت ترس مذکور نمی خواهد خود را تحت حمایت آن کشور قرار دهد یا در صورتی که فاقد تابعیت است و پس از چنین حوادثی در خارج از کشور محل سکونت دائمی خود به سر می برده، نمی تواند و یا نمی خواهد به آن کشور بازگردد.
همان طور که ملاحظه می گردد این ماده در حقیقت استخوان بندی اصلی کنوانسیون را تشکیل می دهد و به همین دلیل سعی شده است که کلیه شقوق قابل پیش بینی را دربرگیرد. حال با توجه با مطالب مذکور مروری کوتاه به عناصر اساسی مفهوم پناهندگی می اندازیم:
الف: خارج ازکشور متبوع یا محل سکونت عادی
بنابر مفهوم پناهندگی یکی از شرایط پناهنده این است که در خارج از کشور متبوع یا محل سکونت عادی خود (در صورت فقدان تابعیت) به سر ببرد[۹۶]. بنابراین وفق این قید کسی که در داخل مرزهای کشور متبوع یا محل سکونت عادی خود به سر می برد را نمی توان پناهنده نامید، حتی اگر سایر شرایط پناهندگی راهم داشته باشد.
ذکر این شرط، پناهندگان را از آن دسته از افرادی که اصطلاحا «آوارگان داخلی[۹۷]» می نامند متمایز می کند؛ زیرا افراد اخیر در درون مرزهای وطن خود بوده و هنوز تابع نظام حقوقی همان کشور قرار دارند. لازم به ذکر است که «قانونی یا غیرقانونی بودن ورود فرد به کشور دیگر، نمی تواند درمفهوم «خارج از کشور متبوع بودن» تاثیری داشته باشد؛ زیرا ورود غیرقانونی ممکن است ورود معتبر تلقی نگردد، ولی حتی به چنین ورودی نیز «خارج از کشور متبوع بودن» صدق می کند[۹۸]».
ب: «ترس موجه[۹۹]»
تدوین کنندگان کنوانسیون بدون این که درباره موجه بودن ترس توضیحی بدهند عبارت «ترس موجه» را به جای عبارت «ترس آنها بر مبنای عقلایی باشد» مندرج دراساسنامه سازمان بین المللی پناهندگان، به کار برده اند. این اقدام بدین دلیل صورت گرفت که عبارت مذکور کوتاه تر می شود و قابلیت تفسیر بیشتری نیز پیدا می کند[۱۰۰].
عبارت «ترس» بیانگر حالت روحی خاصی است که نیازمند به توصیف کیفی و کمی می باشد. علی الاصول ترس آن زمانی موجه است که شخص واقعا در معرض تعقیب قرار بگیرد. در حقیقت در تبیین عقلانی مفهوم «ترس موجه» به دو عنصر ذهنی و عینی توجه می شود. اول آن که صف ترس امری ذهنی است و در عیین وضعیت پناهندگی ابتدا باید ارزیابی دقیقی از این عامل صورت بگیرد و بعد درباره شرایط حاکم در کشور متبوع شخص متقاضی پناهندگی قضاوت شود[۱۰۱]. ثانیا، عامل ذهنی مذکور باید توسط یک عامل عینی دیگر حمایت گردد و بدین منظور صفت موجه به واژه ترس اضافه گردیده است. بنابراین یک فرد قربانی، گرسنگی، تنها به دلیل عدم دسترسی به مواد غذایی و امکانات تغذیه، نمی تواند ادعای پناهندگی نماید. مگر آن که به دلایلی چون مصائب سیاسی، شرایط کافی برای پناهندگی را احراز نماید. یکی از راه کارهای سنجش موجه بودن ترس، بررسی شرایط گذرنامه ای فرد پناه جو است. بدان معنا که اگر فرد پناه جو دارای گذرنامه باشد، حمل بر عدم علاقه دولت متبوع در تعقیب و ایذاء است. در صورتی که اگر فرد گذرنامه نداشته باشد و یا به هر دلیلی ممنوع الخروج بوده و بدون گذرنامه خود را به خاک کشور پذیرنده رسانده باشد، حمل بر بیم تعقیب و ترس خواهد شد. با این حال صرف داشتن یا نداشتن گذرنامه دلیل کافی و قابل قبولی برای احراز پناهندگی نخواهد بود.
ج: «آزار و ایذاء[۱۰۲]»
اصطلاح «آزار و ایذاء» نه در کنوانسیون ۱۹۵۱ و نه در هیچ سند بین المللی دیگری تعریف نشده است. تنها مواد ۳۱ و ۳۳ کنوانسیون ۱۹۵۱ در این مورد به کسانی که حیات یا آزادیشان تهدید شده یا خواهد شد اشاره می کنند[۱۰۳]. تا قبل از تدوین اساسنامه سازمان بین المللی پناهندگان در متن اسناد بین المللی که در فاصله بین دو جنگ جهانی در خصوص پناهندگی تنظیم گردیده بود، چنین اصطلاحی دیده نمی شود.
«کنوانسیون ملل متحد برای مقابله با شکنجه» مصوب ۱۹۸۴ در مورد اصطلاح «شکنجه[۱۰۴]» تعریفی ارائه می دهد که می توان آنرا در مورد تعریف «آزار و ایذاء» نیز به کار برد: «شکنجه؛ یعنی هر عملی که از طریق آن درد یا رنج شدیدی، خواه جسمی یا روحی به طور عمدی توسط یا به اشاره مقام رسمی به فردی اعمال می شود، برای مقاصدی از قبیل کسب اطلاعات از او یا از شخص ثالث یا اعتراف یا تنبیه به خاطر عمل ارتکابی یا تهدید و ارعاب او یا سایر افراد. این امر شامل درد و رنج ناشی از مجازات های قانونی نمی شود»، اما با این وجود به علت فقدان تعریف واحد و روشنی از آزار و ایذاء مقامات ملی کشورها براساس نظر خود این اصطلاح را تفسیر می کنند[۱۰۵].
به عنوان مثال یکی از دادگاه های فدرات آلمان در چهارم فوریه سال ۱۹۵۷ نسبت به تقاضای شخصی که مدعی بود به جهت سیاسی در معرض خطر تبعید به خارج از موطن خوده است، تبعید را از موارد آزار و ایذا شناخته و به متقاضی حق دادکه در آن کشور پناهنده شود[۱۰۶].
با توجه به این مطالب می توان گفت که آزار و ایذاء کلیه اقداماتی است که جان، جسم و آزادی شخص را در معرض خطر قرار داده و آسیب های روحی و جسمی شدیدی به وی وارد ساخته و دولت متبوع او نیز نخواهد یا نتواند از این امر جلوگیری کند[۱۰۷].
د: دلایل آزار و ایذاء
براساس تعریف ارائه شده[۱۰۸] از پناهنده ترس موجه از آزار و ایذاء می بایست مبتنی بر یکی از دلایل نژاد، مذهب، ملیت، عضویت در گروه اجتماعی خاص یا داشتن عقیده سیاسی خاص باشد[۱۰۹]. هرچند کنوانسیون هیچ تعریفی از این عبارات ارائه نمی دهد، اما با توجه به قرائن و اوضاع و احوال می توان به بررسی و تجزیه و تحلیل هر یک از این مفاهیم برای درک بهتر مفهوم و دامنه شمول آنها پرداخت.
به هر حال، جهات پنج گانه آزار و ایذاء[۱۱۰]؛ یعنی «نژاد»، «مذهب»، «ملیت»، «عضویت در گروه اجتماعی خاص» و «عقیده سیاسی» همگی باید احراز شوند تا بر مبنای آن به فرد متقاضی حمایت پناهندگی اعطا شود. در این راستا صرف داشتن عقیده مذهبی خاص و یا دارا بودن نظری مخالف با نظر مقامات دولتی، دلایل موجهی در احراز بیم تعقیب و به تبع آن تقاضای پناهندگی نیستند. باید معلوم شود که آیا تعقیب و آزار و ایذاء تنها به خاطر دارا بودن عقیده خاص سیاسی است، یا به دلیل اعمال ارتکابی براساس انگیزه های سیاسی. اگر مربوط به یک عمل قابل مجازات باشند که از انگیزه های سیاسی سرچشمه گرفته است و کیفر نیز برحسب قوانین آن کشور پیش بینی شده باشد ترس از چنین تعقیبی به خودی خود موجد پناهندگی نخواهند بود[۱۱۱].
در میان جهات مذکور، عضویت در گروه اجتماعی خاص مفهوم جدیدتری تلقی می گردد، از مصادیق گروه های خاص به طبقات اشراف، سرمایه داران، مالکین، کارمندان، بازرگانان، پیشه وران، زارعین، کارگران و دسته جات اقلیت ها و عضویت در انجمن های معین، کلوپ ها و سایر اجتماعات خاص می توان اشاره نمود.
کمیساریای عالی ملل متحد به دفعات گوناگون و بالاخص در گزارش ویژه ای که در سال ۲۰۰۰ به مناسبت ۵۰ساله شدن فعالیت های این نهاد و کنوانسیون ۱۹۵۱ ارائه نموده است از «زنان و کودکان» نیز به عنوان گروه های خاص پناهندگان یاد کرده است این دسته از پناه جویان اگرچه شاید به صورت مستقیم در رده بندی گروه های اجتماعی خاص قرار نگیرند اما به دلیل موقعیت ویژه شان مشمول سیستم خاص حمایتی می باشند[۱۱۲]. به عنوان نمونه زنان پناهنده در تحصیل وضعیت پناهندگی با مشکلات زیادی روبرو هستند و عمده مشکل هم در رابطه انطباق شرایط آنها با معیارهای اعطای پناهندگی است. به خصوص که اگر ادعاهایشان براساس«تعرضات جنسی» باشد به دلیل آن که در ماده ۱ کنوانسیون به مساله جنسیت و تعرض جنسی اشاره نشده است، بسیاری از دولت ها ادعای تعرض جنسی را به عنوان عامل توجیه کننده وضعیت پناهندگی رد می کنند[۱۱۳].
گفتار دوم: مفهوم و تعریف پناهنده در سایر اسناد بین المللی
علاوه بر تعریف موجود در کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو، اسناد جهانی یا منطقه ای دیگری نیز وجود دارد که به تعریف و تبیین مفهوم پناهنده می پردازند. در ذیل به برخی از اسنادی که مفهوم و تعریف پناهنده در آنها تا حدی با تعریف کنوانسیون متفاوت است اشاره خواهیم نمود.
الف: اساسنامه کمیسریای عالی ملل متحد برای پناهندگان (UNHCR)
بندهای ۶و۷ فصل دوم اساسنامه فوق به تعریف واژه پناهنده پرداخته است. در این تعریف ضمن تایید تعریف موجود در اسناد پیشین پناهنده به شخصی اطلاق می گردد که در نتیجه حوادث اتفاق افتاده قبل از اول ژانویه ۱۹۵۱ مورد آزار و ایذاء قرار گرفته و «هرشخص دیگری نیز که به دلیل نژاد، مذهب، ملیت یا عقیده سیاسی خود ترس موجهی از آزار و ایذاء داشته و خارج از کشور متبوع خود یا اگر فاقد تابعیت است خارج از محل عادی سکونت خود به سر می برد و به دلیل همین ترس مایل به استفاده از حمایت آن کشور نبوده و اگر فاقد تابعیت است بدین دلایل نمی تواند به محل سکونت عادی خود باز گردد.»
اگر مقایسه ای بین این تعریف و تعریف مندرج در کنوانسیون ۱۹۵۱ داشته باشیم، می بینیم که تعریف پناهنده در هر دو سند تقریبا یکسان است. (البته با لحاظ پروتکل ۱۹۶۷ به همراه کنوانسیون ۱۹۵۱). تفاوتی که بین «پناهنده» طبق اساسنامه UNHCR و کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو وجود دارد این است که برای این که کسی بخواهد از حقوق مندرج در کنوانسیون و حمایت های آن برخوردار شود، می بایست حتما توسط یکی از کشورهای عضو کنوانسیون به عنوان پناهنده شناخته شده باشد. لیکن اگر کسی بخواهد از حمایت های مندرج در اساسنامه برخوردار شود، چنین ضرورتی در کار نبوده و تنها کافی است که طبق نظر دفتر کمیسریا به عنوان پناهنده شناخته شود یا در زمره سایر گروه های تحت حمایت کمیسر عالی قرار گیرد. بنابراین ممکن است افرادی وجود داشته باشند که طبق اساسنامه UNHCR پناهنده محسوب شده لیکن از نظر دولتی که به آن پناه آورده اند از چنین وضعیتی برخوردار نباشند[۱۱۴].
ب: کنوانسیون ۱۹۶۹ سازمان وحدت آفریقا (OAU)
در سال ۱۹۶۹ کنوانسیونی در سطح کشورهای عضو سازمان وحدت آفریقا به تصویب رسید که عنوان آن «کنوانسیون OAU در مورد جنبه های خاص مسایل پناهندگان آفریقا» نام دارد. این کنوانسیون به دنبال جنگ های استقلال طلبانه، انقلاب ها، آشوب ها و درگیری های قومی در آفریقا که منجر به قرار گروه های بسیاری از وطن خود و پناه بردن به کشورهای دیگر گردید، به تصویب رسید. این کنوانسیون تعریف ویژه و کامل تری را از اصطلاح پناهنده ارائه داده است که در دو بخش است و ضمن تایید تعریف موجود در ماده یک کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو، «اشخاصی را که به سبب تجاوز خارجی، اشغال، تسلط خارجی یا رویدادهایی که به طور جدی نظم عمومی را در بخشی از کشور محل تولد یا تابعیتش برهم زده باشد[۱۱۵]»، مجبور به ترک کشورشان می شده اند را به عنوان پناهنده می شناسد بدون اینکه لازم باشد ترس موجه از آزار و ایذاء را به اثبات رسانند. همان طور که ملاحظه می گردد، این تعریف دامنه شمول تعریف مندرج در ماده یک کنوانسیون ۱۹۵۱ را توسعه داده، به نحوی که افراد بیشتری را از حمایت های آن برخوردار می سازد.
ج: «اعلامیه ۱۹۸۴ آمریکایی کارتاژنا[۱۱۶]»
در سال ۱۹۸۴ به ابتکار کمیسر عالی ملل متحد در امور پناهندگان جلسه ای مرکب از نمایندگان دول و قضات برجسته آمریکای لاتین در شهر کارتاژنای کلمبیا برای بررسی مشکلات پناهندگان در این منطقه تشکیل و منجر به تصویب قطعنامه ای با عنوان فوق گردید. این اعلامیه نیز ضمن پذیرش تعریف مندرج در کنوانسیون ۱۹۵۱ افرادی که به واسطه شیوع خشونت عمومی، تجاوز خارجی، کشمکش های داخلی، نقض وسیع حقوق بشر یا دیگر شرایطی که نظم عمومی را به طور جدی برهم می زند، جان، امنیت و آزادیشان مورد تهدید قرار گرفته و از وطن خود گریخته اند را مشمول تعریف پناهنده می داند[۱۱۷]. این تعریف مشابه تعریف «سازمان وحدت آفریقا» است[۱۱۸].
هرچند که این تعریف رسما برای کشورها الزام آور نیست در عمل توسط تعدادی از کشورهای آمریکای لاتین به کار برده می شود و توسط کمیته اجرایی سازمان کشورهای امریکایی، تصویب شده است[۱۱۹].

 

 

نظر دهید »
طراحی مدل تخصیص منابع به منظور کاهش خروجی های نامطلوب بر اساس روش تحلیل پوششی- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عدم به کارگیری رابطه مذکور در عمل موجب می شود که تعداد زیادی از واحدها بر روی مرز کارایی قرار گیرند؛ به عبارت دیگر دارای امتیاز کارایی گردند، در نتیجه قدرت تفکیک الگو به ترتیب کاهش می یابد(سینایی و گشتاسبی مهارلویی، ۱۳۹۱).

 

۲-۲-۱۰-۲-مدل BCC( بنکر، چارنز و کوپر)

در مدل CCR فرض بازده به مقیاس ثابت در نظر گرفته شده بود به این معنی که با قبول این فرض مثلاً اگر ورودی­ ها دوبرابر شوند، خروجی­ها نیز دو برابر می­شوند. درحالیکه خروجی­ها افزایشی بیش از دوبرابر یا کمتر از دو برابر داشته باشند به ترتیب بازده به مقیاس آن­ها افزایشی یا کاهشی است. در بسیاری از سازمان­ها فرض بازده به مقیاس ثابت برقرار نیست.فرض بازدهی ثابت به مقیاس، زمانی مناسب است که همه بنگاه­ها در سطح بهینه عمل نمایند، ولی مسائل متفاوتی نظیر اثرات رقابتی، محدودیت­ها، کارکردهای ضعیف مدیریتی و نظیر این­ها باعث می­ شود که بنگاه­ها در مقیاس بهینه فعالیت نکنند(حمزه پور و محمدی، ۱۳۹۱). از این­رو بنکر، چارنز و کوپر در سال ۱۹۸۴ ، مدل قبلی CCR را به­گونه­ای بسط دادند که بازدهی متغیر به مقیاس (VRS) را نیز در نظر بگیرد که به مدل BCC معروف شد(Banker and et al., 1984).
بنابراین مدلBCC که با افزودن شرط تحدب به مدل CCR حاصل می­ شود­ امکان درنظرگرفتن بازده به مقیاس متغیر را فراهم می­آورد(علیرضایی و همکاران، ۱۳۸۴).
فرمول(۲-۱۲)

نکته قابل توجه اینکه در مدلCCR مقادیر بدست آمده برای کارایی در دو دیدگاه ورودی محور و خروجی محور، مساوی بوده؛ ولی در مدلBBC متفاوت اند (سینایی و گشتاسبی مهارلویی، ۱۳۹۱).
۲-۲-۱۰-۳-روش های ناپارامتری اولیه مدل سازی خروجی های نامطلوب

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

روش هایلو – ویمن

هایلو و ویمن (۲۰۰۱) برای زمانی که تکنولوژی شامل خروجی های نامطلوب باشد، روش زیر را معرفی کردند(Hailu, & Veeman,2001).
فرض کنید در یک فعالیت تولیدی، N ورودی در تولید M خروجی مطلوب و J خروجی نامطلوب به کار برده شود. بردار ورودی مصرف شده و ، به ترتیب نشان دهنده بردارهای خروجی­های مطلوب و خروجی­های نامطلوب باشند، همچنین ، و نیز به ترتیب نشان دهنده قیمت ورودی­ ها، قیمت خروجی­های مطلوب و قیمت خروجی­های نامطلوب باشند و مجموعه مشاهدات با S نشان داده شود.
مجموعه امکان تولید هایلو ویمن، ، با توجه به اصول زیر بنا نهاده می­ شود:
A1- برای هر داریم:
– A2زیرمجموعه­ی مشاهدات E را معنی دار می­ کند هرگاه:
فرمول(۲-۱۳)
A3- شرط امکان پذیری اصلاح شده:
فرمول(۲-۱۴)
A4-بسته و محدب است.
شرط اول همان شرط شمول مشاهدات است. شرط دوم، مفهومی است که بنکر و ماندیرتا از معنی داربودن ضعیف معرفی کردند و این شرط نیازمند آن است که مجموعه­ی امکان تولید، زیر مجموعه­ی e از مشاهدات گذرنده از آزمون WAPM را معنی­دار کند. شرط سه نیز شرط امکان پذیری اصلاح شده هایلو و ویمن است.
در DEA کلاسیک فرض می­ شود که خروجی­های مطلوب و ورودی­ ها امکان­ پذیری آزاد دارند. هایلو ویمن در برخورد با خروجی­های نامطلوب، آن­ها را به عنوان ورودی درنظر گرفته و شرط امکان­ پذیری آزاد را بر آنها تحمیل کردند و این دلیل را مطرح نمودند که خروجی­های نامطلوب و ورودی­ ها هر دو برای یک واحد تولیدی هزینه در بردارند. شرط چهارم نیز از شرایط اساسی است که معمولاً بر مجموعه امکان تولید تحمیل می­ شود.
هایلو و ویمن ادعا کردند که اگر قید خروجی­های نامطلوب با فرم تساوی جایگزین شود مدل DEA حاصل دسترس پذیری ضعیف را نشان می­دهد.

 

 

در روش امکان­ پذیری ضعیف، به کار بردن قید تساوی برای خروجی­های نامطلوب مجموعه­ی امکان تولید را کوچک کرده و تعداد واحدهای مرجع را کاهش می دهد، بنابراین اعداد کارایی را بزرگ تر می کند.

روش امکان­ پذیری ضعیف تأثیر خروجی های نامطلوب را بر کارایی مشخص نمی کند. در حالیکه یک مدل مناسب مدلی است که مشاهده مورد ارزیابی را که خروجی­های نامطلوب بیشتری نسبت به مشاهده­ مرجع داشته باشد، حتی وقتی آن مشاهده بر حسب خروجی­های مطلوب و ورودی ها به خوبی مشاهده شده باشد، ناکارا معرفی کند.

قیمت های سایه، اعم از مثبت و منفی برای مؤلفه­ های نامطلوب در فرمول­بندی امکان­ پذیری ضعیف پذیرفتنی است و این مسأله تأثیر خروجی های نامطلوب بر کارایی را نامشخص می کند. در صورتی که در مدل بندی قبلی برای مؤلفه های تنها مقادیر نامثبت قیمت های سایه معنی دار و قابل قبول اند.

هایلو ویمن برای اندازه گیری کران­های مربوط به کارایی تکنیکی بردار مشاهدات (v0,w0,x0) ، مدل های با ماهیت ورودی زیر را به کار بردند.
فرمول(۲-۱۵)
st.
این روش که توسط هایلو و ویمن (۲۰۰۱) در مقاله ای با نام «تحلیل بهره وری ناپارامتری با خروجی نامطلوب: کاربردی در صنعت کاغذ و خمیر کانادا» ارائه شد، توسط مقاله­ فار و گراسکوف مورد نقد قرار گرفت.

 

روش فار و گراسکوف در مدل سازی فاکتورهای نامطلوب

فارو گراسکوف نشان دادند که شرط یکنواختی اصلاح شده­ی هایلو ویمن، متناقض با قوانین فیزیکی و اصول استاندارد تئوری تولید است و بیشترین ایراد آن­ها از تکنولوژی امکان­ پذیری ضعیف، بر اساس درک نادرست است. این دو نویسنده، مدل­سازی دیگری از امکان ضعیف ارائه داده و این دو روش را مقایسه کردند(Fare, Grosskopf[26], 2003).
برای نشان دادن این تناقض فرض v ، ، ، در این صورت شرط امکان­ پذیری اصلاح شده ی هایلو ویمن نتیجه می دهد : ، یعنی هر با (v, x) مفروض، شدنی است. به عبارت دیگر با به کاربردن مقدار ثابت انرژی، نیروی انسانی، سرمایه و مواد اولیه می­توان مقدار نامحدودی از خروجی­های نامطلوب تولید کرد. شرط امکان پذیری به فرم A3 ، همچنین اصول پایه ای تولید، با این مضمون که «برای هر ، P(x) کراندار است» ار نقض می کند.
فارو گراسکوف در مقابل هایلو ویمن، مجموعه ی امکان تولید را طبق اصول زیر ساختند:
B1 شمول مشاهدات
B2 دسترسی پذیری آزاد برای ورودی ها و خروجی های مطلوب:
فرمول(۲-۱۶)
B3 دسترس پذیری ضعیف برای خروجی های مطلوب و نامطلوب:
فرمول(۲-۱۷)
B4 تحدب.
طبق این اصول، مجموعه خروجی تکنولوژی به صورت زیر بیان گردید:
فرمول(۲-۱۸)
۲-۲-۱۰-۴-مدل های تخصیص منابع با ستاده های نامطلوب
مسئله تخصیص منابع یکی از حوزه های کلاسیک در علوم مدیریتی است. با توسعه روش DEA، این مسئله همچنان به عنوان موضوع تحقیقاتی بررسی شده است(Hong and et al., 2013). کورهنن و سیرجانن برای اولین بار یک روش برای تخصیص منابع بر اساس DEA پیشنهاد نمودند که می تواند برخی اطلاعات مفید برای تخصیص منابع بعد از ارزیابی عملکرد فراهم نماید. نکته اصلی در مدل آنها، نحوه تخصیص منابع دردسترس به هر واحد تصمیم­گیرنده است. با این وجود این مدل، ستاده های نامطلوب را درنظرنمی­گیرد. بعد از مدل مذکور، این محققین چگونگی تخصیص ستاده های نامطلوب به هرDMU را بررسی نمودند(Korhonen & Syrjänen[27], 2004).
فرض کنید یک محیط تصمیم گیرنده وجود دارد که در آن چندین واحد تحت نظر یک واحد مرکزی در حال فعالیت هستند که این واحد مرکزی توانایی کنترل منابع واحدها را داراست(Hong and et al., 2013). هدف اصلی تخصیص منابع این است که منابع طوری تخصیص یابند تا اهداف سراسری سازمان تا آنجا که ممکن است برآورده شود؛ به عنوان مثال مقدار خروجی کل حداکثر باشد. در تخصیص منابع، چندین محدودیت برای مدل های سنتی DEA وجود دارد. به عنوان مثال، مدل های سنتی اطلاعات مربوط به اولویت مدنظر تصمیم گیرنده را لحاظ نمی کنند(Halme and et al., 1999). علاوه بر این، فرایند تولید همواره منجر به تولید خروجی هایی می شود که هم شامل ستاده های مطلوب هستند و هم نامطلوب که مدل های سنتی ستاده های نامطلوب را در نظر نمی­گیرند درحالیکه در بهبود کارایی تخصیص منابع یک فاکتور بسیار مهم می باشد(Hong and et al., 2013). لاورنس و همکاران (۲۰۰۲) در مطالعات خود اشاره نمودند که مدل های استاندارد DEA می توانند برای بهبود عملکرد از طریق افزایش ستاده های مطلوب و کاهش ستاده های نامطلوب مورد استفاده قرار گیرند(Seiford & Zhu[28], 2002).فار و گروسکوپ (۲۰۰۴) نیز در پژوهش خود رویکردی را برای کاهش ستاده های نامطلوب و افزایش ستاده های مطلوب پیشنهاد نمودند(Färe, & Grosskopf, 2004).
۲-۳-بخش دوم: تاریخچه مخابرات
با توجه به اهمیت شرکت مخابرات به عنوان سردمدار حوزه فناوری ارتباطات کشور و لزوم ارزیابی کارایی آن، در این پژوهش عملکرد شرکت­های مخابراتی ارزیابی می شود.
در طول دهه های اخیر، مخابرات به منظور پیشرفت اجتماعی-اقتصادی در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است. در عین حال، تقاضای فزاینده برای خدمات مخابراتی کمک فراوانی به رشد این صنعت کرده است، به طوری که در سراسر جهان، تعداد مشترکین خدمات تلفن بیش از میلیاردها نفر است و در هر دقیقه هزاران مشترک جدید اضافه می شود. در حال حاضر، خدمات تلفن، بخش ضروری از تجارت اقتصاد جهانی و زندگی اجتماعی محسوب می شود. صنعت خدمات تلفن، در طول یک و نیم دهه اخیر، یکتجارت پویا و بزرگ بوده است. تریلیون دلار ثروت در این صنعت، در دهه ۱۹۹۰ جریان داشته است. رشد، هزینه و کارایی فناوری خدمات، معیاری برای این ارزیابی محسوب می شود(میرغفوری و همکاران، ۱۳۹۰).
عکس مرتبط با اقتصاد
از اواسط دهه ۱۹۷۰ به تدریج کارایی فعالیت­های بخش دولتی مورد سوال قرار گرفت. پس از طرح موضوع عدم کارایی فعالیت واحدهای دولتی، سیاست خصوصی سازی به عنوان یکی از راه حل های بهبود عملکرد شرکت های مزبور و کاهش تصدی دولت مورد توجه قرار گرفت. از آنجایی که بحث خصوصی سازی، یکی از موضوعات مهم در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و به ویژه ایران است و اهداف آن، رشد رقابت و کارایی اقتصادی، افزایش بازدهی و سرمایه گذاری­ها، استفاده بهینه از امکانات و غیره است، شرکت مخابرات نیز برای دست­یابی به اهداف خود و افرایش کارایی، آن­را اعمال کرده است(میرغفوری و همکاران، ۱۳۹۰). با اجرای این سیاست، ۲۰ درصد سهام شرکت مخابرات ایران، متعلق به دولت و ۲۰ درصد متعلق به شرکت کارگزاری سهام عدالت، ۵۰ درصد به علاوه یک سهم متعلق به کنسرسیوم اعتماد مبین، ۵ درصد متعلق به کارکنان و ۵ درصد باقیمانده متعلق به سایر سهامداران حقیقی و حقوقی است که از طریق مقررات بورس واگذار گردیده است. به دلیل افزایش جمعیت شهرها و ضرورت ایجاد ارتباط بین نقاط دور و نزدیک، به موجب قانون تأسیس و اساسنامه شرکت مخابرات ایران مصوب خرداد ماه ۱۳۵۰، شرکت سهامی تلفن ایران منحل و تمامی دارایی ها و دیون و مطالبات و تأسیسات و کارکنان آن به شرکت جدیدالتاسیسی به نام مخابرات منتقل شد. از سال ۱۳۵۱ امور تلگراف و تلفن و بی سیم و همه تجهیزات مخابراتی وزارت پست و تلگراف و تلفن، با شرکت سهامی در هم ادغام شدند و سازمان جدیدی به نام شرکت مخابرات ایران پدید آمد که از آن تاریخ تا امروز به همین نام و تحت نظارت وزارت پست و تلگراف و تلفن فعالیت داشته است. به منظور تغییر ساختار و خصوصی سازی در شرکت مخابرات ایران، اساسنامه شرکت مادر تخصصی مخابرات به تصویب رسیده است. بنابراین شرکت های ارتباطات زیرساخت، ارتباطات سیار و ارتباطات دیتا از شرکت مخابرات ایران جدا شده و به غیر از شرکت ارتباطات زیرساخت، باقی شرکت ها به همراه شرکت های مخابرات استانی به ترتیب خصوصی سازی خواهند شد. در نتیجه شرکت مادر تخصصی مخابرات تنها قانون­گذار بوده و شرکت­های دیگر امور اجرایی را برعده خواهند داشت(به نقل از سایت مخابرات ایران).
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
بنابراین شرکت مخابرات ایران ، شرکت های فرعی آن یعنی مخابرات استان ها و شرکت ارتباطات سیار را شامل می شود. این شرکت در اجرای قانون مصوب سال ۱۳۵۰ با سرمایه ای به مبلغ ۵ میلیلارد ریال( شامل ۵۰۰۰۰ سهم یکصد هزار ریالی با نام) تأسیس شده و اساسنامه آن در دوم تیرماه ۱۳۵۰، به تصویب مجلس وقت رسیده است. در اجرای مفاد ماده ۷ قانون تأسیس شرکت مخابرات ایران، مصوب ۶ اردیبهشت ماه ۱۳۷۳، با انتزاع فعالیت های مربوط به امور تلفن ثابت از شرکت مزبور و انتقال آن به استان ها، شرکت های سهامی مخابرات استانی تأسیس گردید و اساسنامه قانونی آن ها، در جلسه مورخ ۱/۱۱/۱۳۷۴ کمیسیون مشترک امور اداری و استخدامی، امور پست و تلگراف و نیروی مجلس شورای اسلامی تصویب شد و در تاریخ ۴/۱۱/۱۳۷۴ به تأیید شورای نگهبان رسید. ۲۵ شرکت سهامی مخابرات استانی در سال مالی ۱۳۷۵، شرکت سهامی مخابرات استانی در سال مالی ۱۳۷۵، شرکت سهامی مخابرات استان قم در سال مالی ۱۳۷۶، شرکت های سهامی مخابرات قزوین و گلستان در سال مالی ۱۳۷۷ و شرکت سهامی مخابرات استان خراسان جنوبی و شمالی در سال مالی ۱۳۸۴ با سرمایه اولیه هر یک به مبلغ یک میلیارد ریال شامل یکصد سهم ده میلیون ریالی با نام، جمعاً به تعداد ۳۰ شرکت تأسیس شده اند(به نقل از سایت مخابرات ایران).
۲-۴-بخش سوم :پیشینه پژوهش
فارل، بنیاد روش­های غیرپارامتری در ارزیابی بهره­وری را در سال ۱۹۵۷ گذاشت. این روش در سال ۱۹۷۸ به وسیله چارنز، کوپر و رودز بر اساس مدل­های برنامه ریزی ریاضی توسعه یافت و عنوان تحلیل پوششی داده ها گرفت و به عنوان روشی کارامد برای ارزیابی عملکرد واحدهای تصمیم­گیرنده مطرح گردید. در ادامه توسعه تحلیل پوششی داده ­ها، مفهوم بسیار مهم بازده به مقیاس (Returns to Scale) در سال ۱۹۸۴ به­وسیله بنکر، چارنز و کوپر در مدل­های DEA درنظر گرفته می­ شود. به دنبال این شروع طی دو دهه گذشته مقالات، گزارشات تخصصی و همچنین کاربردهای موفق متعددی از این روش گزارش شده و در نشریات معتبر جهان به چاپ رسیده است به طوری که اکنون DEA به عنوان ابزاری کارامد برای ارزیابی عملکرد واحدهای تصمیم­گیرنده در خدمت مدیران، است. در رابطه با بهره گرفتن از DEA به منظور ارزیابی کارایی و عملکرد مخابرات، پژوهش های فراوانی انجام نشده و تا زمان انجام پژوهش حاضر، پژوهشگران تعداد کمی پژوهش در این زمینه شناسایی کرده ­اند. به عنوان مثال:

 

 

پژوهشی در ایالات متحده آمریکا در زمینه ارزیابی عملکرد مالی صنعت مخابرات با بهره گرفتن از روش DEA انجام شده است. این پژوهش بر ۴۴ شرکت مخابرات در طی سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۷ پرداخته و نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مرکز تلفن و تلگراف ایالات متحده آمریکا از منظر ارائه خدمات از راه دور و دیگر خدمات فناوری و تکنولوژیکی در وضعیت مطلوب بسر می برد(Goto,2010).

میر غفوری و همکاران(۱۳۹۰) پژوهشی با عنوان ” مقایسه و رتبه بندی عملکرد مالی شرکت های مخابرات استانی با رویکرد مدل جمعی تحلیل پوششی داده ها و روش کارایی متقاطع ” انجام داده، در این پژوهش، کارایی نسبی شرکت های مخابرات استانی ایران، بر اساس روابط بین داده ها و ستاده های شرکت های مخابراتی بررسی و ارزیابی شده است. بدین منظور، در مرحله اول از مدل جمعی تحلیل پوششی داده ها استفاده گردیده و در مرحله بعد با بهره گرفتن از فن کارایی متقاطع، رتبه بندی نهایی شرکت های مخابرات استانی در سراسر ایران در سال مالی منتهی به ۱۳۸۸ به دست آمده و نتایج آن نشان می دهد که شرکت های مخابرات استان های اصفهان، تهران و آذربایجان شرقی بیشترین کارایی را داشتند(میرغفوری و همکاران، ۱۳۹۰).

میر غفوری و همکاران(۱۳۹۰) پژوهشی با عنوان ” ارزیابی کارایی شرکت های مخابرات استانی” انجام داده، که در این پژوهش از دو تکنیک تحلیل پوششی داده ها و خاکستری استفاده شده است و عملکرد مالی شرکت های مخابرات استانی با بهره گرفتن از هر دو تکنیک، و سپس به شکل ترکیبی ارزیابی و شرکت ها از حیث میزان امتیاز اکتسابی رتبه بندی شده و نتایج به دست آمده بیانگر آن است که شرکت های مخابراتی استان های قم، اصفهان و یزد دارای بهترین عملکرد می باشند(میرغفوری،۱۳۹۰).

میرغفوری و همکاران(۱۳۹۰) پژوهشی با عنوان ” ارزیابی عملکرد مالی با رویکرد تحلیل پوششی داده ها ( مورد: شرکت های مخابرات استانی)” انجام داده، که در این پژوهش نخست مجموعه معیارهای موثر در ارزیابی عملکرد مالی مخابرات استخراج و میزان اهمیت(وزن) هر یک با بهره گرفتن از اعداد خاکستری تعیین و سپس با بهره گرفتن از روش تحلیل پوششی داده ها، مدلی برای ارزیابی و رتبه بندی شرکت های مخابرات ارائه شده و نتایج به دست آمده نشان داد که شرکت های مخابراتی استان های مرکزی، تهران و خوزستان به ترتیب بهترین عملکرد مالی را داشتند(میرغفوری،۱۳۹۰).

عیسی زاده روشن و همکاران(۱۳۹۰) پژوهشی با عنوان ” رتبه بندی مخابرات استان های کشور با رویکرد تحلیل پوششی داده ها” انجام داده، که در این پژوهش به کمک روش تحلیل پوششی داده ها قابلیت مخابرات استان ها را در توسعه شاخص هایICT سنجیدهو برای این منظور از اطلاعات صورت های مالی مخابرات ۳۰ استان مربوط به سال ۱۳۸۷ استفاده کرده و به تعیین کارایی پرداخته است. نتایج به دستآمده نشان داد که مخابرات استان های با مقیاس کوچکتر می توانند همانند مخابرات استان های با مقیاس بزرگتر از کارایی برخوردار باشند(عیسی زاده روشن،۱۳۹۰).

اما طی سال­های اخیر با آشکارشدن اهمیت موضوع، در زمینه اندازه ­گیری و رتبه ­بندی،تخصیص منابع، کاهش ستاده های نامطلوب با کمک تکنیک DEA تحقیقاتی در نهادهای مختلف در داخل و خارج کشور انجام شده است که نمونه­هایی از آن عبارتند از:
۲-۴-۱-مطالعات داخلی

 

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق محفو

 

نظر دهید »
بررسی تحلیل محتوای کتب علوم تجربی دوره ابتدایی به روش ویلیام رومی درسال تحصیلی (۸۸-۱۳۸۷)- قسمت ۹
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

الف ) بدن انسان و بهداشت آن ( علوم بهداشت )ب ) محیط زنده ( علوم زیستی )
ج ) محیط غیر زنده علوم زمین د ) موضوعات مربوط به ماده و انرژی ( علوم فیزیکی )
-آموزش علوم دوره ابتدایی می بایستی نگرش هایی که مطلوب نظام آموزش جامعه است از یک سو ، و از سوی دیگر نگرش های علمی را در دانش آموزان ایجاد کند .
از جمله هدفهای نگرشی ، می توان به مواردی چون توجه به عظمت پدیده های خلقت و عظمت خالق ، تمایل به همکاری ، صبر و حوصله ، درستکاری ، اقدام به دیگران ، کنجکاوی ، حفاظت از محیط زیست ، تفکر خلاق و . . . می باشد (طاهری و میرزایی ، ۱۳۷۶، ص ۲۶).
عکس مرتبط با محیط زیست
تکنیک های متداول در تحلیل کتابهای درسی :
در تحلیل کتابهای درسی آموزشی عمومی اغلب دو تکنیک ذیل بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد:
الف ) ابزارهای فهرستی [۳۷]
این روش تحلیل گر را متوجه موارد دیگری که توسط فرمول های خوانایی اندازه گیری نمی شود می کند . بدین ترتیب پرسش های این فهرست نظر خواننده را به مواردی از کتاب درسی مانند به کار بردن وسایل کمک آموزشی دیداری ، جهت گیری های فرهنگی ، کتاب راهنمای معلم ، کیفیت کار ، کیفیت سواد ، هزینه ها و کیفیت نوشتار جلب می کند.(همان منبع،ص۱۴۳ ).
ب ) فرمول های خوانایی [۳۸]از فرمول های ذیل برای تعیین درجه پیچیدگی زبانی متن کتاب یا به عبارت دیگر درجه خوانایی متن استفاده می شود:
۱ ـ روش کلوز [۳۹]( ۱۹۴۳ ) : این روش بر کل نگری تاکید دارد و یک روش گشتالتی محسوب می شود.بااین روش می توان به سطوح متن کتابها از نظرآموزش ومستقل (خودآموزی)سطح فشارروانی وسطح آموزشی پی برد،مراحل این روش عبارتند از: انتخاب چند متن از قسمتهای متفاوت کتاب(قسمتهای که فراگیران هنوزآنها رانخوانده اند.اولین جمله هر متن را به صورت اولیه خودش می نویسیم.پنجمین کلمه هریک ازمتن ها راحذف می کنیم وبه جای آنهانقطه چین می گذاریم.متن های نقطه چین شده رابه دانش آموزان سطح مورد نظر ارائه می دهیم تا مناسب ترین مفهوم را در جای خود بنویسند.جوابها را تصحیح کرده وبه درصد تبدیل می کنیم (همان منبع،ص۱۴۴).
۲ ـ روش فلش [۴۰]( ۱۹۴۸ ) : در این روش دو عامل زبانی معینی طول متوسط جمله و تعداد هجاهای هر نمونه محاسبه می شود.انتخاب نمونه : سه نمونه یکصد کلمه ای از نوشته مورد ارزیابی را مشخص کنید یک نمونه از ابتدا یک نمونه از وسط و یک نمونه از آخر نوشته و انتخاب کنید .تعداد هجاهای هر نمونه را بشمارید تا طول کلمه مشخص شود.(هجاهای ارقام و علائم را به همانگونه که اغلب به تنهایی خوانده می شود بشمارید).با تقسیم تعداد کلمه ها هر نمونه به تعداد جمله ها کامل همان نمونه ، تعداد متوسط کلمه ها در جمله را حساب کنید. اعداد به دست آمده را از دو مورد فوق را در فرمول درجه سطح خوانایی قرار دهید و مشخص شده را انجام دهید.محاسبات را برای دو نمونه دیگر هم انجام دهید و متوسط نتایج حاصل از سه نمونه را محاسبه کنید با مقایسه متوسط به دست آمده از محاسبات زیر و اعداد مشخص شده در جدول درجه خوانایی متن مشخص می شود.(یارمحمدیان،ص۱۶۴).
۳ ـ روش فرای[۴۱] ( ۱۹۵۱ ) : روش تصویری یا نموداری محسوب می شود .دراین روش اعتقاد بر این است که هر قدر طول جمله کوتاه باشد به همان میزان قدرت خوانایی بیشتراست(تاکید برطول جمله ها وکلمه ها)این روش بر اساس دواقدام ساده ریاضی میباشد.انتخاب نمونه : حداقل سه نمونه متفاوت را از بخشهای مختلف متن مورد ارزیابی را انتخاب کنید . هر نمونه باید دقیقا یک صد کلمه داشته باشد. ( اسامی خاص را در شمارش حساب نکنید). شمارش جمله ها: تعداد جمله های موجود در هر یک از نمونه ها را بشمارید اگر یکصدمین کلمه در قسمتی از جمله غیر از انتهای آن قرار داشت ،تعداد کلمه های جمله را بشماریدومخرج کسر قرار دهیدکه صورت آن تعداد کلمه های است که نمونه را به عدد صد رسانده است .شمارش هجاها :تعداد هجاهای موجود در هرنمونه را بشمارید.(هجاهای اسامی خاص را نشمارید )میانگین تعداد هجاهای هر سه نمونۀ یک صد کلمه ایرا محاسبه کنید. تعیین سطح خوانایی:برای تعین سطح خوانایی متن مورد ارزیابی،میانگین جمله ها را روی محور تعداد جمله هاومیانگین هجاها را روی محور هجاها مشخص کنید .محل تلاقی خطوطی که از این نقاط به موازات محور کشیده میشود مشخص می کند که سطح خوانایی متن ازچه درجه سادگی یا دشواری بر خوردار است .(یارمحمدیان ،ص۱۶۱-۱۶۰).
۴ ـ شاخص سطح خوانایی گانینگ [۴۲]( ۱۹۵۱ ) : این روش دو عامل زمانی یعنی طول جمله و طول کلمه را محاسبه می کند دراین شاخص،کلمه ها دشوارآنهایی هستند که از سه یا بیشتر از هجا تشکیل شده باشند این شاخص بر اساس ،انتخاب نمونه ؛تعداد جمله های هر نمونه را بشمارید؛کلمه های سه هجایی یا بیش ازسه هجایی رابشمارید تا تعدادکلمه های دشوار مشخص گردد.میانگین نتایج نمونه ها؛تعداد کلمه های دشوار(بیش ازسه هجا)را با تعداد متوسط کلمه هادر جمله ها جمع کنید وعدد حاصل رادر۴/۰ضرب کنیداین شاخص گانینگ معادل کلاسهای آموزش رسمی است. اعداد,۴,۳,۲٫٫٫معادل کلاسهای دوم ،سوم،چهارم…است(همان منبع،ص۱۶۶).
۵ ـ روش فرمول مک لافلین[۴۳] ( ۱۹۶۸ ) : در این روش طی پنج مرحله میزان خوانایی متون را مورد ارزیابی قرار می دهد .که عبارتند از،انتخاب نمونه ؛ده جمله متوالی در ابتدا،ده جمله متوالی در وسط و ده جمله متوالی در انتهای یک نوشته را انتخاب کنید.جمله از مجموعه کلمه هایی است که با نقطه(.)،علامت سؤال(؟)،علامت تعجب (!)،و یا علامت نقطه بند(؛)پایان میابد.در این نمونه ۳۰جمله ای تمام کلمه هادارای سه هجا یا بیشتررا شمارش کنید.جمع کلمه های چند هجایی رابه دست آورده وسپس جذرآن رابگیرید.اضافه کردن عدد۳رابه جذربدست آمده برای تعیین عددتوانایی خواندن شاگردرا ازنظر کلاسی.اضافه کردن عدد۵ به جذرو عدد بدست آمده عدد سنی شاگرددرمورد فهمیدن متن مورد نظر.(یارمحمدیان،ص۱۶۴).
۶ ـ روش ویلیام رومی[۴۴] ( ۱۹۶۸ ) : در این روش فعال یا غیر فعال بودن محتوا را مورد بررسی قرار می دهد.در این روش فعال بین(۴/۰, ۵/ ۱)برای یادگیرنده مفید بوده وفراگیر را به فعالیت ویادگیری وادار مینماید.(معروفی،یوسف زاده،ص۱۹۴).
۷ ـ مدل طراحی و طبقه بندی هدف های آموزشی مریل(۱۹۹۴) : در این روش سطوح عملکرد مورد انتظار از شاگرد رادر پایان آموزش مورد بررسی قرار می دهد.تئوری توصیفی مریل از دانش ،مبتنی بر دو نوع طبقه بندی شامل نوع محتوا و سطوح عملکرد است .عناصر محتوا در این تئوری شامل حقایق ،مفاهیم،روش کار واصول وقوانین است وسطوح عملکرد ، شامل یادآوری (موردی وکلی) ،کاربرد وکشف وابداع یک موردجدید است. بعلاوه تئوری مریل دو راهبرد اساسی شامل اشکال ارائه اولیه واشکال ارائه ثانویه و روابط بین آنها را ترسیم نموده است.اشکال ارائه اولیه شامل تعمیم بیانی(توضیحی)،بیان مثال(نمونه)،تعمیم سوالی وبیان سوالی است.اشکال ارائه ثانویه شامل شرح وبسط زمینه ای به منظور تسهیل یادگیری وکمکبه تمرکز توجه ،شرح وبسط حافظه ای وشرح بازخورد می باشد .تعامل اشکال ارائه اولیه وثانویه با همدیگر از توالی خاصی شامل مثال،غیر مثال،مثال های همگراو واگرا وطیفی از پیچیدگی مثال پیروی می کند .برای هرطبقه از محتواو عملکرد ،مؤلفه های تئوری ،ترکیبی از اشکال ارائه اولیه وثانویه وتعامل آنهارا ارائه می کند به نحوی که از طریق آن کارآترین واثر بخش ترین راهبردآموزشی شکل می گیرد.(معروفی ،یوسف زاده،ص۱۷۸ ).
بدین ترتیب فرمول های خوانایی به تجزیه و تحلیل محتوای یک نوشته یافتن ، برای اندازه گیری درجه خوانایی آن می پردازد و همچنین درجه تناسب نوشته یا سطح خوانایی متن را مشخص می کند .
این فرمول ها انواع متعددی دارد که در قسمت فوق به طور اختصار هریک از آنها توضیح داده شد ولی در فصل بعدی ، روش ویلیام رومی به طور کامل مورد بررسی قرار خواهد گرفت زیرا ارتباط کار محقق و روش رومی نیز با این پایان نامه روشن است از این رو روش رومی وسیله تحلیل محتوا در این پایان نامه می باشد و هدف اساسی این مجموعه نیز نشان دادن حقانیت روش رومی به عنوان یک تکنیک موثر ارزشیابی ارائه فعال با زیر بنای تئوریک بسیار قوی می باشد .در قسمت بعدی برخی از تحقیقات انجام شده در مورد روش ویلیام رومی و سایر روش ها و نیزتحقیقات انجام شده درباره کتاب های درسی علوم ابتدایی در ایران و برخی از تحقیقات انجام شده درباره موضوعات علوم تجربی در جهان بیان شده است .

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

تعریف و مفهوم محتوا :

ابتدا چند تعریف اساسی از صاحب نظران برنامه ریزی درسی ذکر می شود و سپس با یک جمع بندی از تعاریف ارائه شده یک تعریف جامع و کامل ارائه می شود . سیلور و الکساندر[۴۵] این تعریف را ارائه می دهند:
« حقایق ، مشاهدات ، داده ا ، دریافت ها ،تشخیص ها ، حساسیت ها ، طرح ها و راه حل های برگرفه از آنچه که ذهن انسان ها درک کرده اند و آن بناهای ذهنی که این محصولات تجربه را درون دانش ، ایده ها ، مفاهیم ، تعمیم ها ، اصول ، طرح ها و راه حل ها ، دوباره سازمان و نظم می دهد » ( ملکی ۱۳۸۰ ، ص ۶۳ ) .
این تعریف وسیع است و کلیه ی عوامل شکل دهنده محتوا را در بر می گیرد ولی مهارت ها و عواطف را شامل نمی شود .
اورنستین و هانگنیز [۴۶]( ۱۹۹۳ ) بر این باورند :
محتوا خلاصه ای از « حقایق [۴۷]» ، « مفاهیم و تعمیم ها [۴۸]» اصول و نظریه های مشابه دانش در رشته مورد نظر است ( میرزا بیگی ۱۳۸۰ ص ۱۶۱ ) .
به طور کلی می توان نتیجه گرفت :
محتوا عبارت است از مجموعه مفاهیم ، مهارت ها و گرایش هایی که از سوی برنامه ریزان انتخاب و سازماندهی می شود و در عین حال محتوا آثار حاصل از فعالیت های یاددهی و یادگیری معلم و شاگرد را نیز در بر می گیرد(طالعی فرد۱۳۸۳،ص۶۲).

 

تعریف تحلیل محتوا

تعریف های تحلیل محتوا به مرور زمان و با توسعه فنون و بکارگیری ابزار موجود برای مطالعه مسائل جدید و مطالب گوناگون دچار تغییر شده است .
کارت رایت[۴۹] ( ۱۹۵۳ ) بر این باور است :
« تحلیل محتوا روشی است برای « توصیف عینی [۵۰]» ، « منظم [۵۱]» و کمی رفتارهای نمادی طرح می شود ( هولستی،سالارزاده امیری ۱۳۷۳ ، ص ۱۳ ) .
براکوس[۵۲] ( ۱۹۵۹ ) معتقد است :
« تحلیل محتوا روش کاملا علمی است و با وجود جامع بودن از نظر ماهیت ، نیازمند تحلیل دقیق و منظم است » ( همان منبع ص ۱۳ ) .
برلسون[۵۳] ( ۱۹۷۵ ) اظهار داشت :
« تحلیل محتوا ، تکنیکی پژوهشی برای « توصیف عینی » ، « منظم » و کمی محتوای آشکار به کار می رود » ( باردن،سرخابی ۱۳۷۵ ، ص ۳۵ ) .
از تعاریف چنین برداشت می شود که از نظر سابقه تاریخی در روان شناسی اجتماعی ، اهمیت دادن به جنبه عینی و عملی تحلیل محتوا در درجه اول قرار دارد . البته اهمیت امر عینی بودن تحقیق در علوم انسانی را که پیوسته با ارزش است ، نمی توان انکار کرد ولی در ضمن باید توجه داشت که این امر تنها هدف تحلیل محتوا نیست بلکه علاوه بر توصیف کمی و محتوای آشکار پیام ، توصیف کیفی و همچنین محتوای پنهان پیام نیز مدنظر قرار می گیرد و از سوی دیگر تحلیل محتوا باید پیش بینی کننده چیزی باشد که اساسا قابل مشاهده است یا به تصمیم گیری یا کمک به مفهوم سازی آن بخشی از واقعیت که به نوشتار مورد تحلیل کشیده است کمک کند بدین منظور هر تحلیل محتوایی باید در رابطه با متن داده ها انجام شود و بر حسب آن توجیه گردد(طالعی فرد۱۳۸۳،ص۷۵).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
براساس بحث فوق ، تعریف گسترده روش تحلیل محتوا چنین خواهد بود : روش تحلیل محتوا فنی برای یافتن نتایج از طریق تعیین عینی و منتظم ویژگی های مشخص پیام هاست

 

ویژگی های تحلیل محتوا :

روش تحلیل محتوا دارای ویژگی های ذیل می باشد :
۱ ـ منظم باشند : در تحلیل محتوا همانند سایر روش های پژوهشی دیگر باید از هر گونه انتخاب خودخواهانه که در آن تنها به عناصر قابل انطباق با نظرات تحلیل گر توجه می شود ، اجتناب گردد بنابراین مقوله ها بر طبق قواعد مشخصی انتخاب شوند .
۲ ـ عینی بودن : شرط عینی بودن باعث می شود که هر محقق با بهره گرفتن از همان روش ، بتواند به نتایج مشابهی دست یابد .
۳ ـ متناسب باشد : یعنی منطبق با هدف و محتوا باشد .
۴ ـ عمومیت داشته باشد : یافته های ناشی از تحلیل محتوا می بایست با هم ارتباط نظری داشته باشد .
۵ ـ آشکار بودن : آنچه که واقعا در متن محتوا بیان شده است و از بررسی و تحلیل حدسی خودداری شود ؛ البته باید توجه داشت که در اینجا منظور این نیست که تحلیل گر از هر گونه نتیجه گیری کلی درباره محتوا اجتناب ورزید ( شعبانی ۱۳۷۱ ، ص ۲۰۱ ) .
۶ ـ مقداری بودن : خصلت مقداری بودن ، در واقع بودن در واقع جانشین جنبه های ذهنی و استنباطی بررسی ها و تحلیل های نظری است که با مقیاس دقیق ، قابل ارزیابی نیستند از لحاظ بررسی مقداری هر متن ترکیبی از عناصر قابل تجزیه به شمار می رود که می توان آن واحدها و مقوله های خاص طبقه بندی و با شیوه های خاص ارزیابی کرد . در تحلیل مقداری ، تحلیل گر باید معلوم کند چه کلمات ، مضامین و نمادهایی پیش از همه در متن تکرار شده است(همان منبع،ص۲۰۱).
۷ ـ کمی و کیفی بودن : از این رو ، تحلیل گر محتوا باید از روش های کمی و کیفی ، برای تکمیل یکدیگر توامان استفاده کند و از این ویژگی چنین برداشت می شود که نباید تصور کرد که روش های کیفی دارای بصیرتند و روش های کمی صرفا روش های رسیدگی فرضیه ها هستند بلکه ارتباط بین این دو روش ، ارتباط « دورانی » است که هر یک از آنها بینشی را شکل می دهند تا دیگری از آن تغذیه کند(همان منبع،ص۲۰۱).

 

اهداف تحلیل محتوا

در تجزیه و تحلیل محتوا اهداف ذیل را می توان برشمارد :
۱ ـ توصیف روش های در حال اجرا یا وضعیت های متداول ،
۲ ـ کشف اهمیت نسبی موضوعات با مسائل و میزان علاقمندی نسبی به آنها ،
۳- کشف سطوح دشواری مطالب ارائه شده در کتابهای درسی با دیگر نشریات آموزشی
۴ ـ تحلیل انواع اشتباهات در کارهای دانش آموزان
۵ ـ تجزیه و تحلیل استفاده از علائم و نشانه ها که نماینگر اشخاص ، احزاب سیاسی ، موسسات ، کشورها با نقطه نظرهاست .
۶ ـ شناخت سبک ادبی ، مفاهیم یا عقاید یک نویسنده
۷ ـ بررسی و مشخص کردن ارائه فعال محتوا در کتاب های درسی یا دیگر نشریات
۸ ـ توضیح برخی از عوامل اتفاقی در رابطه با بعضی نتایج ، اعمال یا رویدادها
بدین ترتیب ، تجزیخ و تحلیل محتوا باید هدفهای مفیدی را در ارزشیابی یا توضیح روش های اجتماعی و یا آموزشی دنبال کند چون زمینه های مهم زیادی برای انجام تحقیق وجود دارد ( جان بست،شریفی،طالقانی ۱۳۷۶ ، ص ۱۴۳ ) .

 

نقش و اهمیت تحلیل و محتوا [۵۴]:

« تحلیل محتوا تکنیکی پژوهشی است برای « استنباط[۵۵] » ، « تکرار پذیری[۵۶] » و « اعتبار داده ها[۵۷] » در مورد « متن آنها[۵۸] » ( کریپندوزف،نایبی ۱۳۷۸ ص ۲۶۵ ) .
نوعی از تحلیل ها که برای برنامه ریزان درسی ، مولفین و تصمیم گیرندگان برنامه درسی بسیار مفید و ضروری است ، تحلیل محتوا است . این نوع تحلیل ها کمک می کند تا مفاهیم ، اصول ، نگرشها ، باورها و کلیه ی اجزا مطرح شده در قالب دروس کتاب مورد بررسی عملی قرار گرفته و با اهداف برنامه ی درسی ، مقایسه و ارزشیابی شوند برای مثال ممکن است محتوا و یا کتاب درسی ، نگرش یا حالت هایی را تشویق کند که با اهداف برنامه ، تناسب چندانی نداشته باشد(همان منبع،۲۶۶).
یک تحلیل گر محتوا یا یک برنامه ریز درسی از طریق محتوا می تواند پیام های نهفته در داستان های ساده یا متون کتاب درسی را با اهداف برنامه مورد بررسی قرار دهد و از طرف دیگر می تواند از طریق تحلیل محتوا گرایش ها یا جانداری های پنهان و آشکار را در متون برنامه تعیین کند .عده ای روش تحلیل محتوا را در زمره پژوهش های توصیفی قلمداد کرده و آن را تکنیکی از روش تحقیق توصیفی دانسته اند فعالیت هایی را که در تحقیق توصیفی انجام می شود ممکن است به صورت شناخت مسئله ، تنظیم فرضیه ، نمونه گیری و مشاهده منظم روابط میان متغیرها که ممکن است به تعمیم بینجامد طبقه بندی کرد . از این رو با روابط میان متغیرهای دست کاری نشده در موقعیت های طبیعی و نه موقعیت های ساختگی سروکاردارند . از آنجا که وقایع با شرایطی که قبلا اتفاق افتاده اند یا هم اکنون موجودند ، پژوهشگر متغیرهای مناسب را برای تحلیل روابط آنها انتخاب می کند ( جان بست،شریفی،طالقانی ۱۳۷۶ ، ص ۱۴۲ ) .
به طور کلی تحلیل محتوا به مشابه تکنیکی پژوهشی شامل شیوه های تخصصی در پردازش داده های علمی است . هدف تحلیل مانند همه ی تکنیک های پژوهشی فراهم آوردن شناخت ، نبشی نو ، تصویر واقعیت و راهنمای عمل است.

 

لذا تحلیل محتوا فقط ابزار است و بس ( کریپندوزف،نایبی ۱۳۷۸ ، ص ۲۶ )

 

تحقیقات انجام شده:

ابتدا خلاصه مهم ترین تحقیقات انجام شده در زمینه ارزشیابی و تجزیه و تحلیل کتابهای درسی به روش ویلیام رومی بررسی می شود در ادامه به تحقیقاتی که در زمینه بررسی کتاب های درسی علوم ابتدایی در ایران صورت گرفته اشاره می گردد و در بخش انتهایی این بخش به ذکر پژوهش هایی که در سایر کشورهای جهان در این زمینه انجام شده است پرداخته می شود

 

۱ ـ ارزشیابی شیوه ارائه محتوای کتابهای فرهنگ اسلامی و تعلیمات دینی سال تحصیلی (۶۹ـ ۱۳۶۸ ) به روش ویلیام رومی که توسط موسی پور انجام شده است .

هدف این تحقیق بررسی میزان بکارگیری روش ارائه فعال در ارائه محتوای کتابهای دینی مقطع ابتدایی بوده است و محقق برای رسیدن به این هدف از روش تحلیل محتوا که به وسیله ویلیام رومی پیشنهاد شده است استفاده کرده است در این تحقیق پرسش ها و متن کتابهای درسی مورد بررسی قرار گرفت و ابزار بررسی نیز مقوله های مطرح شده به وسیله ویلیام رومی می باشد که با اندکی تغییر و ادغام بکار گرفته شده است . یافته های بدست آمدهِ، میزان بکارگیری شیوه ارائه فعال در متن کتاب های مورد نظر بسیار کم بوده است و در اکثر موارد ضریب درگیری با متن در حد بسیار پایین می باشد.۸۰ درصد پرسش ها به صورت غیر فعال ارائه شده و بکارگیری روش ارائه غیر فعال در برخی از فصول به طور اتفاقی بوده است . زیرا اگر چنین بود در سایر فصول و بخش ها نیز این امر مشاهده می شد .
۲ ـ تجزیه و تحلیل کمی بخش جغرافیایی کتابهای تعلیمات اجتماعی پایه های چهارم و پنجم دبستان و کتابهای جغرافیای دوره راهنمایی در سال تحصیلی ( ۷۳ ـ ۱۳۷۲ ) با بهره گرفتن از روش ویلیام رومی که توسط نصرالهی انجام شده است.
هدف ازاین پژوهش،بررسی میزان بکارگیری شیوه ارائه فعال در ارائه شکل و نمودار و پرسش های بخش جغرافیایی کتابهای تعلیمات اجتماعی پایه های چهارم و پنجم و کتابهای جغرافیای دوره راهنمایی . بررسی میزان بکارگیری شیوه ارائه فعال در ارائه شکل و نمودار و پرسش های هر یک فصول بخش جغرافیایی کتابهای تعلیمات اجتماعی پایه های چهارم و پنجم و کتابهای جغرافیایی دوره راهنمایی.متن ، شکل و نمودار و پرسش های بخش جغرافیای کتابهای تعلیمات اجتماعی پایه های چهارم و پنجم دبستان و کتابهای جغرافیای دوره راهنمایی کدامیک دارای شیوه ارائه فعال است .آیا از لحاظ تالیف فعال در متن ، شکل و نمودار و پرسش از بخش جغرافیای کتابهای تعلیماتی اجتماعی پایه چهارم و پنجم به کتابهای جغرافیایی دوره راهنمایی تغییر معنی داری محسوس می شود.نتیجه بدست آمده ازپژوهش،میزان درگیری دانش آموزان با متن بخش جغرافیای کتابهای تعلیمات اجتماعی پایه های چهارم و پنجم ابتدایی و کتابهای جغرافیای دوره راهنمایی کمتر از حد مطلوب است ومیزان یادگیری دانش آموزان با شکل و نمودار بخش جغرافیای کتاب های تعلیمات اجتماعی چهارم و پنجم ابتدایی بالاتر از ۵/۱ ، کتاب جغرافیای اول راهنمایی در حد مطلوب ولی کتابهای جغرافیای پایه های دوم و سوم راهنمایی کمتر از ۴/۰ است میزان یادگیری دانش آموزان با متن فصل اول جغرافیای کتابهای تعلیمات اجتماعی چهارم و پنجم بالاتر از ۵/۱ فصل چهارم بین دو حد مطلوب ۴/۰ و ۵/۱ و سایر فصل ها پایین تر از حداقل مطلوب یا صفر است.میزان درگیری دانش آموزان با پرسشهای بخش جغرافیای کتابهای جغرافیای پایه چهارم و پنجم ابتدایی در حد مطلوب و کتابهای جغرافیایی دوره راهنمایی کمتر از حد مطلوب است . از لحاظ تالیف فعال در متن ، شکل و نمودار و پرسش از بخش جغرافیای کتابهای تعلیمات اجتماعی پایه چهارم و پنجم به کتابهای جغرافیایی دوره راهنمایی تغییر معنی داری مشاهده نمی شود .
۳ـ ارزشیابی شیوه ارائه محتوای کتابهای علوم تجربی دوره ابتدایی در سال تحصیلی ( ۷۳ـ ۱۳۷۲ ) با بهره گرفتن از روش ویلیام رومی که توسط فتحی و اجارگاه انجام شده است.هدف تحقیق بررسی میزان بکارگیری شیوه ارائه فعال در ارائه متن کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی.بررسی میزان بکارگیری شیوه ارائه فعال در پرسشها و تکالیف آخر هر فصل کتابهای علوم تجربی دوره ابتدایی .بررسی میزان بکارگیری شیوه ارائه فعال در ارائه تصاویر و اشکال کتابهای علوم تجربی دوره ابتدایی .نتایج تحقیق،نحوه ارائه متن در کتابهای علوم تجربی دوره ابتدایی به صورت غیر فعال می باشدودر مجموع ارائه پرسش ها و تکالیف کتابهای علوم تجربی دوره ابتدایی تقریبا به صورت فعال بوده است ،ارائه تصاویر و نمودارهای کتاب های علوم تجربی دوره ابتدایی دراکثر موارد به صورت غیر فعال می باشد .
۴ ـ ارزشیابی شیوه ارائه محتوای کتاب های علوم تجربی پایه اول ، دوم و سوم ابتدایی با بهره گرفتن از روش ویلیام رومی در سال تحصیلی ( ۷۶ ـ ۱۳۷۵ ) توسط صداقت انجام شده است. هدف این تحقیق،میزان بکارگیری روش فعال در ارائه پرسش های هر فصل و همچنین کل کتابهای علوم تجربی پایه اول ، دوم و سوم ابتدایی تا چه حد می باشد .میزان بکارگیری روش فعال در ارائه تصاویر هر فصل و همچنین کل کتابهای علوم تجربی پایه اول ، دوم و سوم ابتدایی تا چه حد می باشدومیزان بکارگیری روش فعال در ارائه متن هر فصل و همچنین کل کتابهای علوم تجربی پایه اول ، دوم و سوم ابتدایی تا چه حد می باشدودر ارائه کدامیک از اجزای محتوا ، ( پرسش ها ، تصاویر ، متن ) کتابهای علوم تجربی پایه اول دوم و سوم به نحو بهتری از روش فعال استفاده شده است .نتایج بدست آمده،پرسش های کتاب های علوم اول و سوم به طریقه غیر فعال ارائه شده و پرسش های فصل اول و سوم کتاب علوم دوم به شیوه فعال ارائه شده است.تصاویر کتاب علوم پایه اول و تصاویر فصل های دوم و چهارم کتاب دوم و تصاویر فصل های اول ، سوم و چهارم کتاب سوم به طریقه غیر فعال ارائه شده است و تصاویر فصل های اول و سوم کتاب دوم ، تصاویر فصل کتار سوم به شیوه فعال ارائه شده است .

 

نظر دهید »
تغییر جنسیت و آثار فقهی و حقوقی آن- قسمت 12
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بنا بر این زنی که تغییر جنسیت می‌دهد و به مرد تبدیل می‌شود، از حق ارث از شوهر سابق خود محروم می‌شود چون سببیت ارث که همان باقی بودن زوجیت است از بین رفته است.
اگر موجبات ارث نسب و خویشاوندی باشد در اینجا سوالاتی مطرح می‌شود از جمله
الف) اگر فرزندی جنسیت خود را تغییر دهد بر چه اساسی از والدین خود ارث می‌برد؟ آیا جنسیت جدید و فعلی شخص ملاک قرار می‌گیرد یا جنسیت سابق او؟
ب) اگر پدر و مادری تغییر جنسیت بدهند، آیا از فرزند خود ارث می‌برند؟ ملاک محاسبه آن بر چه اساسی است و آیا جنسیت فعلی آنها مد نظر قرار می‌گیرد یا جنسیت سابق؟
در ذیل به توضیح هر کدام می‌پردازیم.

3-3-5-1 ارث بردن فرزند تغییر جنسیت داده از والدینش
در این حالت جنسیت فعلی فرد ملاک در میزان سهم الارث قرار می‌گیرد. بدین صورت که اگر دختری تغییر جنسیت دهد و به پسر تبدیل شود و یکی از پدر یا مادر او بمیرد، جنسیت جدید یا فعلی فرد ملاک قرار می‌گیرد پس پسر فعلی دو برابر دختر فعلی ارث می‌برد و جنسیت سابق فرد منتفی است و همچنین بر عکس آن صادق است اگر پسری به دختر تبدیل شود به سهم دختران ارث می‌برد.
در سایر طبقات ارث نیز به همین صورت می‌باشد. پس اگر به دختر تغییر جنسیت بدهد اگر در طبقه اول است عرفاً دختر میت، اگر در طبقه دوم است، خواهر میت و اگر در طبقه سوم است عمه یا خاله میت محسوب می‌شود و سهم الارث جنسیت مونث به او تعلق می‌گیرد. و یا برعکس آن دلیل آن این است که فرد برابر با عنوانی که اکنون به او صدق می‌کند ارث می‌برد، زیرا دلیلهای ارث مقدار آنرا بر مرد بودن یا زن بودن و یا عناوین وابسته به آن دو مترتب کرده‌اند و ظاهر این دلیلها نشان می‌دهد که مقصود کسانی است که این ویژگیها را داشته باشند و این عنوانها در هنگام مرگ مورث بر آنان صدق کند. (مومن قمی، 1415، ص116)
همچنان که ظاهر آیه شریفه فردی را که در حین فوت مورث، مذکر یا مونث باشد را اراده نموده است
«یُوصِیكُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ» (نساء آیه 11) خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم میراث پسر به اندازه سهم دو دختر باشد.
بنا بر این ادله ارث اطلاق دارند و همانطور که شامل زن و مرد قبلی (قبل از تغییر جنسیت) می‌شوند، شامل زن و مرد جدید هم می‌شوند.
«لِّلرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا» (نساء آیه 7) برای مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان از خود بر جای می‌گذارند، سهمی است و برای زنان نیز از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان می‌گذارند سهمی است، خواه آن مال کم باشد یا زیاد، این سهمی تعیین شده و پرداختنی است.
ممکن است در مورد تغییر جنسیت از مونث به مذکر، سایر ورثه به جنسیت و سهم الارث شخص اعتراض کنند که او باید به اعتبار جنسیت سابق ارث ببرد. در اینجا با استناد به ماده 939 قانون مدنی که غالبیت علائم جنسی یک جنس در شخص خنثی را موجب ارث آن جنسیت تلقی کرده، اگر حداقل دو متخصص قابل اعتماد تایید کنند که جنسیت این شخص مذکر است و او صحیحاً به جنس مذکر ملحق شده است، به طریق اولی از این ماده می‌توان حکم به مذکر بودن شخص کرد چون غالبیت از باب ظهور است و تایید متخصص از باب نص است و همچنین از باب ادله حجیت شاهد می‌توان به جنسیت جدید حکم کرد و سهم الارث شخص در این فرض بر طبق جنسیت زمان موت مورث محاسبه می‌شود. (باریکلو، 1383، ص127)
در مورد ارث بردن فرزند از والدین، بین فقهای اسلام اختلاف وجود ندارد. تقریباً تمام کسانی که مساله تغییر جنسیت را مطرح کرده‌اند، ملاک را جنسیت فعلی در زمان موت مورث مد نظر قرار داده‌اند.
امام خمینی در این زمینه فرموده‌اند:
«فلومات عن ابن جدید و بنت جدیدة للذکر الفعلی ضعف الأنثی الفعلیة و هکذا فی سائر طبقات الارث» اگر از پسر جدید و دختر جدیده، کسی بمیرد، مرد فعلی دو برابر زن ارث می‌برد و همچنین است در سایر طبقات ارث. (همان، ج4، ص480، م7)

3-3-5-2 ارث بردن والدین تغییر جنسیت داده از فرزند خویش
والدین بر اساس موجبات نسبی و خویشاوندی از فرزند خود ارث می‌برند، حال اگر والدین تغییر جنسیت دهند، آیا در صورت فوت فرزندشان باز هم از او ارث می‌برند و رابطه توارث پابرجاست یا نه؟
در این زمینه 2 احتمال وجود دارد:

احتمال اول: والدین تغییر جنسیت داده، اصلاً از فرزند خود ارث نمی‌برند.
هر گاه پدر یا مادر تغییر جنسیت بدهند و بعد از آن فرزند فوت کند آنها از او ارث نمی‌برند و رابطه توارثی که سابقاً میان ایشان بوده بطور کامل قطع می‌گردد.
به این دلیل که سهام مذکور در ارث برای پدر و مادر است و بر افراد فعلی نمی‌توان عنوان پدر یا مادر را اطلاق کرد. زیرا زن فعلی که پدر سابق باشد این فرزند را وضع حمل نکرده و نه عنوان پدر بر او صدق می‌کند و نه عنوان مادر و مرد فعلی نیز که مادر سابق باشد صاحب نطفه نیست و بر او نیز نه عنوان پدر و نه مادر صدق نمی‌کند.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
از اینرو مرد و یا زن جدید نمی‌توانند از فرزندان خود ارث ببرند نه از حصه پدر می‌برند و نه از حصه مادر، هیچ دلیل شرعی نمی‌تواند برای ارث بردن آنها مورد استفاده قرار بگیرد. و همچنین صدق عنوان پدری به باقی ماندن مردانگی و صدق عنوان مادری به باقی ماندن زنانگی بستگی دارد که بعد از تغییر چنین اطلاقی نمی‌توان کر

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.
د.
اما مخالفان این نظریه این احتمال را بعید می‌دانند. چون تغییر جنسیت از موانع ارث محسوب نمی‌شود و در قانون مدنی ایران که متخذ از فقه امامیه است موانع ارث بطور واضح مشخص شده است. از جمله ماده 880 بیان می‌کند (قتل از موانع ارث است…) و ماده 881 نیز بیان می‌کند (کافر از مسلم ارث نمی‌برد…)
همچنین در ماده 882 و 883 به مانع بودن لعان و انکار سببیت اشاره شده است.
بنابراین نه در فقه امامیه و نه در قانون مدنی به مانع بودن تغییر جنسیت اشاره نشده است، پس والدین تغییر جنسیت داده می‌توانند از فرزند خود ارث ببرند.
و همین دلایل می‌تواند بر ارث بردن آنها کفایت کند.

احتمال دوم: این است که والدین تغییر جنسیت داده از فرزند خود ارث می‌برند.
اینکه به این نظریه که پدر و مادر تغییر جنسیت داده، ارث می‌برند قائل شویم شایسته‌تر است. زیرا بر طبق روایات معتبر میراث میت، تنها از آن نزدیکترین خویشاوندان اوست.
در موثقه زراره از امام صادق آمده است که امام فرمودند:
«ولکل جعلنا موالی مماترک الوالدان و الأقربون»
برای هر چیزی از آنچه پدر و مادر و نیز خویشاوندان نزدیک بر جای گذاشته‌اند، اولیایی در تصرف قرار دادیم. زراره می‌گوید: مقصود آن حضرت، خویشاوندان میراث برند، نه اولیای نعمت زیرا سزاوارترین آنان نسبت به میت، نزدیکترین آنان به اوست، از رحمی که میت نیز از همان رحم است. (حر عاملی، ج17، ص414، باب 1 از موجبات ارث، ح1)
ظاهر روایت نشان می‌دهد که میزان اولویتی که موجب می‌شود تا شخص وارث باشد نزدیکتر بودن او از لحاظ خویشاوندی به میت است. و نزدیکتر بودن پدر و مادر از لحاظ خویشاوندی به میت با تغییر جنسیت آنان تغییر نمی‌کند. (خرازی، همان، ص 131)
بنا بر این، در اصل ارث پدر و مادر، حتی پس از تغییر جنسیت، تردیدی نیست و همچنین این دو حاجب کسانی می‌شوند که از لحاظ خویشاوندی با میت در رتبه بعدی قرار دارند. (مومن قمی، 1415، ص117)
در صحیحه ابوایوب خزاز، از امام صادق آمده است:
در کتاب علی u آمده است: هر خویشاوند به منزله رحمی است که میت نیز از همان رحم است مگر وارثی نزدیکتر از او به میت وجود داشته باشد که در این صورت حاجب او می‌شود. (همان، ج17، ص418، باب 2 از موجبات ارث، ح1)
این روایت دلالت بر این دارد که در ارث نزدیکتر بودن به میت معتبر است.
در واقع اخبار و روایات دلالت بر این دارند که وارث فعلی همان کسی است که از همه به میت نزدیکتر باشدو این معیار، بر پدر و مادر صادق است و با تغییر جنسیت آنان تغییر نمی‌یابد.
امام خمینی نیز در تحریر الوسیله با عنایت به روایات وارده و نیز ملاک ارث بردن یعنی‌ نزدیکتر بودن به میت، احتمال و قول دوم را برگزیده‌اند و آن را شایسته‌تر می‌دانند.
اما در مورد مقدار ارث آن دو نفر دو مبنا وجود دارد.
مبنای اول: ارث بردن والدین به لحاظ زمان تولید مثل (انعقاد نطفه) می‌باشد.
مبنای دوم: ارث بردن والدین به لحاظ خویشاوندی و اولویت می‌باشد.
امام در این زمینه فرموده‌اند:
لیکن اشکال در ارث پدر و مادر و جد و جده، باقی می‌ماند. پس اگر جنس پدر به مخالف تغییر یابد فعلاً نه پدر است و نه مادر و همچنین است در تغییر جنس مادر پس مرد فعلی نه مادر است نه پدر. پس آیا به ملاحظه حال انعقاد نطفه ارثمی‌برند یا به لحاظ اقربیت و اولویت یا اینکه ارث نمی‌برند. در آن تردید است و بهتر است بگوییم ارث می‌برند و ظاهر آن است که اختلاف آنها در ارث به لحاظ حال منعقد شدن نطفه است، پس برای پدر در حال انعقاد نطفه دو ثلث و برای مادر یک ثلث است و احتیاط مستحب آن است که با هم مصالحه کنند. (امام خمینی، همان، ج4، ص483، م7)
طبق فرمایش امام (رحمة الله علیه) مقتضای اینکه (پدر) مختص کسی است که نطفه از آن او بوده و (مادر) مختص کسی است که وضع حمل کرده، آن است که ارث آن دو به اندازه یک سوم اختلاف داشته باشد بنا بر این اعتبار مقدار ارث بر حالت بسته شدن نطفه است.
همچنانکه حقوقدانان نیز بر این عقیده‌اند که:
اگر شخصی تغییر جنسیت داده در گروه خویشاوندان طولی صعودی قرار گیرد، تغییر جنسیت اثری بر میزان سهم الارث او از مورثش نخواهد گذاشت، زیرا ملاک تعیین ارث این گروه نسبتی است که در زمان ولادت مورث با او داشته‌اند. بنا بر این اگر کسی در زمان ولادت مورث، عرفاً پدر او محسوب می‌شد، تغییر جنسیت او موجب قطع رابطه پدری او از مورث نمی‌شود و یا اگر مادر مورث محسوب می‌شد تغییر جنسیت او موجب زوال این نسبت نمی‌‌شود. در نتیجه شخص به اعتبار نسبتی که در زمان ولادت مورث با او داشته است، ارث می‌برد و تغییر جنسیت اثری بر این مورد نخواهد داشت. (باریکلو، 1383، ص 126)

3-3-6 تغییر جنسیت و عناوین خانوادگی
منظور از عناوین خانوادگی، رابطه برادری، خواهری، پدری و مادری است. سوالی که در این زمینه مطرح است این است که اگر دختر یا پسری از یک خانواده اقدام به تغییر جنسیت خود کند آیا رابطه خواهری و برادری که قبل از تغییر بین این دو نفر بوده بطور کامل قطع می‌شود یا نه؟
امام خمینی در این باره می‌فرمایند:
اگر هر یک از برادر و خواهر تغییر جنسیت دهد و به جنس مخالف در آید، نسبت آن دو با یکدیگر قطع نمی‌شود، بلکه برادر، خواهر می‌شود و خواهر، براد می‌شود و نیز اگر دو برادر تغییر جنسیت دهند به دو خواهر تبدیل می‌شوند و دو خواهر به دو برادر تبدیل می‌شوند. و اگر عمویی تغییر جنسیت دهد به (عمه) تبدیل می‌شود و اگر عمه‌ای تغییر جنسیت دهد به (عمو) تبدیل می‌شود همچنین با تغییر جنسیت دا
یی به (خاله) و خاله به (دایی) تبدیل می‌شود. (همان،ص483، م7)
بنا بر این با وجود اشتراک آنها در نسبت و تولد آنها از یک پدر یا یک مادر، تبدیل شدن دو عنوان، آنها را از اخوت خارج نمی‌کند.
عناوین بطور کلی بر 2 قسم است:
1) عناوین مختص که خود 2 قسم دارد.
الف) عناوین مختص، از قبیل عنوان پدر و مادر است.
ب) عناوین مختص، از قبیل پسر، دختر، برادر و خواهر است.
2) عناوین مشترک، مانند عمو، دایی، خاله، عمه و عنوان فرزندی
چنانچه عنوان خانوادگی، از عناوین مشترک باشد، تغییر جنسیت فرد، هیچ تغییر در آن عنوان ایجاد نمی‌کند، مانند عنوان فرزندی، دایی، عمو و خاله. به این معنا که اگر کسی تغییر جنسیت دهد، از عنوان فرزندی خارج نمی‌شود، بلکه او همچنان فرزند والدین خود محسوب می‌شود، اگر چه فرزند فعلی پسر است و در حالت قبل از تغییر جنسیت، دختر بوده یا برعکس آن، اما در جنسیت جدید همچنان در عنوان فرزندی باقی است.
همچنین دایی، عمو و خاله این فرد که تغییر جنس داده، همچنان همان نسبت خانوادگی را دارند.

عناوین مختص:
اگر عنوان خانوادگی از عناوین مختص (قسم الف) باشد مثل عنوان پدر بودن یا مادر بودن، سوال این است که اگر پدر یا مادر تغییر جنس دهند، آیا بر پدر، عنوان مادر، صادق است یا نه و نیز چنانچه مادر تغییر جنسیت دهد آیا عنوان پدر بر او صدق می‌کند؟
باید گفت از آنجایی که عنوان پدری و مادری به لحاظ انعقاد نطفه است، پس از تغییر جنسیت، این عنوان همچنان باقی است و عنوان پدر به عنوان مادر تبدیل نمی‌شود. و فرزند می‌تواند بگوید این فرد همان پدر من است که تغییر جنسیت داده.و نیز در مورد جد و جده نیز همینطور می‌باشد یعنی با تغییر جنسیت عنوان پدربزرگ به مادربزرگ تبدیل نمی‌شود و برعکس.
اگر عنوان خانوادگی از عناوین مختص (قسم ب) باشد، مثل عنوان پسر، دختر، برادر، خواهر، عمو، عمه، دایی و خاله در مورد اینها، حالت کنونی ملاک و مبنا می‌باشد.
پس اگر پسر تغییر جنسیت بدهد، عنوان دختر را پیدا می‌کند و نیز اگر برادر، عمو و دایی تغییر جنسیت بدهند به خواهر، عمه و خاله تبدیل می‌شوند. (مطهری، همان، ص203)

3-3-7 تغییر جنسیت و مساله ولایت و سرپرستی
ولایت به معنی عام سلطه‌ای است که شخص بر مال و جان دیگری پیدا می‌کند و شامل ولایت پدر و جد پدری و پیامبر و حاکم نیز می‌شود. (کاتوزیان، 1373، ج2، ص 202)
حال در صورتی که مادر یا پدر تغییر جنسیت بدهند، ولایت و سرپرستی کودکان چگونه خواهد بود این مطلب را در دو حالت بررسی می‌کنیم.
حالت اول- تغییر جنسیت مادر به مرد
حالت دوم- تغییر جنسیت پدر به زن

حالت اول- تغییر جنسیت مادر به مرد:
در صورتی که مادر تغییر جنس دهد و به مرد تبدیل شود برای این مرد جدید در این حالت تردیدی وجود ندارد که ولایت بر فرزندان نا بالغ خود پیدا نمی‌کند و به صرف تغییر جنسیت مادر به مرد این ولایت برای او ثابت نمی‌شود.
زیرا عنوانی که برای ولایت ثابت می‌شود، عبارت است از عنوان اَب (پدری) و مادر به صرف تغییر جنس پدر نمی‌شود. زیرا پدر کسی است که از نطفه او فرزند بوجود آمده باشد و این عنوان بر کسی که فرزند را در شکم خود حمل کرده و سپس به دنیا آورده صدق نمی‌کند. و حتی می‌توان ادعا کرد که پس از تغییر جنسیت مادر باز هم به وی مادر فرزندانش گفته می‌شود و دلیل بر این مدعا علاوه بر عرف این است که او بچه را حامله بوده است و با صدق عنوان مادر بر او عنوان پدر صدق نخواهد کرد زیرا این دو با هم اجتماع نمی‌کنند.
بنا بر این همانطور که قبلاً ذکر شد، عنوان پدر بودن و مادر بودن از عناوین خاص است که با تغییر جنسیت این عناوین از بین نمی‌رود بلکه همچنان باقی است.
امام خمینی در این زمینه می‌فرمایند: (لو تغیر جنس المرأة لا بثت لها الولایة علی الصغار، فولایتهم للجد للأب و مع فقده للحاکم) (همان، ج4، ص480، م6)
اگر جنس مادر (به مرد) تغییر پیدا کند، برای او ولایت بر کودکان ثابت نمی‌شود، بلکه ولایت کودکان برای جد پدری است و اگر جد پدری نداشت به عهده حاکم شرع است.
این مطلب به نوعی در قانون مدنی ایران مورد تایید قرار گرفته است.

 

نظر دهید »
بررسی تطبیقی استخدام در قانون استخدام کشوری با قانون مدیریت خدمات کشوری- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عنوان بخش دوم تاسیسات حقوقی استخدام در دو قانون مدیریت خدمات کشوری و استخدام کشوری می باشد. در این فصل که پیکره اصلی تحقیق در ان ریخته شده چهار فصل اصلی طراحی شده که هر کدام بتوانند بخشی از مباحث استخدام را بیان کنند.
فصل اول به دایره شمول دو قانون و مستثنیات آنها می پردازد. فصل دوم به مسئله ورود به خدمت، شریط آن و بررسی تطبیقی آن در دو قانون اختصاص دارد. فصل سوم، انواع مستخدمان در دو قانون را بررسی می کند و در نهایت فصل چهارم، حقوق مستخدمان که به دو گفتار اصلی مادی و غیر مادی تقسیم می شود مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

بخش اول:
چارچوب مفهومی تحقیق

فصل اول: کلیات
برای درک و تبیین موضوع تحقیق یعنی بررسی تطبیقی استخدام در دو قانون مدیریت خدمات کشوری و استخدام کشوری به نظر می‌رسد بررسی محتوایی موضوعاتی در ابتدا کمک شایانی به پیشبرد بحث نماید. از همین روی در فصل اول این بخش به چهار موضوع مفهوم، زمینه فهم، تاریخچه و اصول استخدام خواهیم پرداخت.
مبحث اول: مفهوم استخدام
اصطلاح استخدام به مفهوم رایج آن، اصطلاح نسبتا تازه‌ای است و معانی مختلفی را در بردارد و این معانی خالی از ابهام نیستند. برای روشن ساختن این مفاهیم می‌توان آنها را به مفاهیم غیرحقوقی و حقوقی تقسیم کرد. بررسی ماهیت حقوقی استخدام نیز در این گفتار ضروری می کند.
گفتار اول: مفهوم‌های غیر حقوقی استخدام
مفاهیم غیر حقوقی استخدام متعددند، چون می‌توان گفت که تقریبا همه افراد جامعه در باره این موضوع، مفهومی دارند. با توجه به گوناگونی این مفاهیم کوشش می‌کنیم تا این مفاهیم طبقه‌بندی شوند.(عبدالحمیدابوالحمد، ۱۳۵۲، ص۴۷)
۱٫ مفهوم سازمانی و تشکیلاتی استخدام
گاهی این مفهوم، حامل مفهوم سازمانی و تشکیلاتی است و مجموع مستخدمان و کارکنان ادارات را در بر می‌گیرد. مثل مستخدمان بخش عمومی ولی این مفهوم کاملا درست نیست، چون مستخدمان وضع یکپارچه‌ای ندارند و مرکب از دسته‌ های گوناگونند. مثلا مستخدمان وزارت‌خانه‌ها و مستخدمان شهرداری‌ها تابع مقررات یکسان نیسند. گاهی این مفهوم فقط قسمتی از ماموران به خدمت عمومی را در بر می‌گیرد، این مفهوم در واقع شکل دیگر مفهوم مفهوم سازمانی و تشکیلاتی استخدام است. در این مفهوم، منظور از ماموران به خدمات عمومی، آن قسمت از مستخدمانی‌اند که تابع قوانین و مقررات حقوق عمومی می‌شوند، حتی گاهی غرض اشاره به دسته‌ای از مستخدمان ادارات و ماموران به خدمات عمومی است. مثل مستخدمان کشوری، لشکری و مستخدمان قضایی.
۲٫ استخدام در مفهوم مقررات
گاهی این مفهوم عبارت از مجموع قوانین و مقرراتی است که ناظر به وضع مستخدمان دولت است. ولی ماموران به خدمات عمومی و مستخدمان دولت، همگی تابع مقرراتی واحد نیستند و کارمندان و مستخدمانی که در خدمت دولت و سایر اشخاص حقوقی حقوق عمومی‌اند، از قوانین و مقررات مختلفی استفاده و پیروی می‌کنند. مثلا مستخدمان موسسات غیر انتفاعی و انتفاعی دولت تابع مقررات یکسانی نیستند. با این وصف اگر این مفهوم را فقط برای مستخدمان دولت در نظر بگیریم، این مفهوم تا حدود زیادی دارای یکپارچگی و وحدت است.
۳٫ استخدام در مفهوم دریافت حقوق از سازمان های عمومی
اغلب به نظر عامه مردم، مستخدم و کارمند، شامل تمام حقوق بگیران دولت و یا یکی از اشخاص حقوقی حقوق عمومی است. این مفهوم از دو جهت اشتباه‌آمیز است، یک اینکه تمام کسانی که عهده‌دار یک خدمت عمومی‌اند، از سازمان‌های عمومی حقوق نمی‌گیرند و گاهی این خدمت را به شکل رایگان و افتخاری انجام می‌دهند. دوم آنکه همه کسانی که از سازمان‌های عمومی حقوق می‌گیرند، مستخدم دولت نیستند، مثل کارگران کارخانه‌های دولتی، که از دولت حقوق می‌گیرند ولی تابع مقررات استخدام کشوری نیستند و قانون کار ناظر به وضع آنان است.
۴٫ مفهوم اقتصادی استخدام
عکس مرتبط با اقتصاد
از نظر اقتصادی، مستخدم و کارمند تمام کسانی‌اند، که حقوق و مزدشان جز مخارج عمومیملت گذاشته شود و پرداخت این حقوق از محل دریافت‌ مالیات‌ها تامین می‌گردد. این مفهوم که از نظر اقتصادی کاملا صحیح است، از منظر حقوقی قابل قبول نیست.
۵٫ مفهوم مادی استخدام
مفهوم مادی این اصطلاح، ناظر به فعالیتی است که مستلزم یک همکاری دایمی و شغلی است برای تحقق کارهایی که اشخاص حقوقی حقوق عمومی و اشخاص حقوقی حقوق خصوصی انجام می‌دهند.
گفتار دوم: مفهوم حقوقی استخدام
عملیات اداری از نظر حقوقی به نام اشخاص حقوقی حقوق عمومی انجام می‌شود، ولیکن در عمل تمامی این عملیات توسط اشخاص حقیقی انجام می‌شود. این اشخاص حقیقی که بر طبق برخی اصول خاص و با احراز شرایط قانونی به خدمت سازمان‌های اداری درمی‌آیند، مستخدم نامیده می‌شوند.در لسان حقوقی منظور از استخدام حالتی است که شخص حقیقی در یکی از وزارتخانه‌ها و یا مؤسسات دولتی به خدمت دولت پذیرفته می‌شود. دلیل تصریح بر قید «پذیرفته شدن» آن است که صرف اشتغال شخص برای تحقق استخدام کافی نبوده و برای اینکه فردی مستخدم شمرده شود لازم است اولاً از طرف دولت و مراجع ذیصلاح پذیرفته شود و ثانیاً باید اشتغال به خدمت دولت داشته باشد. (زلفی‌گل، ۱۳۸۴، ص۴) منظور از اشتغال به خدمت دولت آن است که مستخدم به کاری به موجب حکم رسمی (دستور کتبی مقامات صلاحیت‌دار) مکلف به انجام آن می‌باشد، اشتغال داشته باشد. به نظر می‌رسد نکته اساسی که در بیان مفهوم حقوقی استخدام لازم است به آن پرداخته شود، ماهیت حقوقی استخدام است.
گفتار سوم: ماهیت حقوقی استخدام
در بحث تحلیل ماهیت حقوقی استخدام، سؤال اصلی این است که رابطه مستخدم با سازمان‌های اداری مبتنی بر کدام پدیده حقوقی است؟در پاسخ به این پرسش حقوقدانان نظریات مختلفی ارائه نموده‌اند. اما به طور کلی این نظریات را می‌توان در سه دسته تقسیم‌بندی کرد.
۱) استخدام یک قرارداد (عقد) دوجانبه است: مطابق این دیدگاه رابطه حقوقی بین مستخدم و سازمان اداری بر اساس توافق دوجانبه صورت گرفته و تمامی الزامات آن ناشی از قرارداد استخدامی است. به عبارت دقیق‌تر، مبنای استخدام قرارداد است.
این دیدگاه اگرچه ممکن است در نگاه نخست صحیح به نظر آید، اما نمی‌توان آن را در نظام حقوقی ایران پذیرفت. زیرا از بدو استخدام تا زمان خاتمه آن، کلیه حقوق و تکالیف و الزامات مستخدم به موجب قوانین و مقررات الزام‌آور و به صورت یکجانبه تعیین می‌شود. این الزام به حدی است که مستخدم هیچگونه حقوق مکتسب نسبت به زمان قبول و ورود به خدمت ندارد. ضمن اینکه در صورت تغییر قوانین استخدامی، مقررات جدید نسبت به کسانی که در زمان مقررات قبلی استخدام شده بودند نیز اعمال می‌گردد.
ممکن است ایراد شود، آیا اختیار مستخدم جهت ورود به خدمت و حق استعفای وی به معنای قراردادی بودن رابطه استخدام نیست. در پاسخ به این ایراد باید اذعان داشت، اولاً رضایت مستخدم جهت ورود به استخدام و شناسایی حق استعفا، به این دلیل است که نمی‌توان افراد را مجبور به کار کرد و ثانیاً استعفاء زمانی آثار حقوقی خود را به همراه خواهد داشت که سازمان اداری با استعفای وی موافقت کند.
در مجموع امروز نظریه قراردادی بودن استخدام رد شده است و با کمی بررسی می­توان گفت که مستخدم در وضع کاملاً غیرقراردادی می­باشد. بدین ترتیب که تمامی حقوق و الزامات وی ناشی از مقررات و قوانینی است که به طور یکجانبه از طرف دولت وضع و به او تحمیل شده است و در هیچ مورد نظر و رضایت وی ملحوظ نیست. اگر به واقع رابطه دولت و مستخدم ناشی از قرارداد بود، لازم می­آمد که مستخدم لااقل نسبت به قوانین و مقررات زمان انتصاب خود حقوق مکتسب و ثابتی پیدا می­کرد و دولت مجبور به رعایت آن بود، حال آنکه دولت در قبال مستخدمین خود هیچگونه تعهدی نداشته و ندارد»
همین پاسخ را می­توان در رد قرارداد الحاقی بودن استخدام نیز بیان کرد؛ می­توان گفت که هر چند مفاد و شرایط قرارداد را طرف قوی­تر مشخص می­ کند و طرف دیگر نقشی در تعیین شرایط ندارد، اما این طرف قوی خود نیز تابع این مفاد است و نمی ­تواند آن را به صورت یکجانبه تغییر دهد، در صورتی که در استخدام این­گونه نیست و شرایط استخدام، هر آن ممکن است توسط قانونگذار و یا نهاد صالح تغییر کند. (طباطبائی مؤتمنی. ۱۳۸۷، ص ۱۶۵)
رضایت مستخدم را نیز در بدو ورود و همچنین استعفای وی را در هنگام خروج را نمی­توان دلیلی بر قراردادی بودن دانست، زیر درخواست خدمت و قبول آن ناشی از اجباری نبودن مشاغل عمومی است و همین­طور عدم کافی بودن استعفاء برای خروج از خدمت و لزوم پذیرفتن مقامات اداری نیز دلیلی بر این مدعاست. دیگر اینکه «حقوق و مقرری کارمندان نیز ناشی قرارداد نیست بلکه امتیازیست که به منظور پیشرفت و حسن اداره امور به خدمات عمومی می­گردد و به موجب قانون برقرار می­ شود.» (سنجابی، ۱۳۵۴، ص ۱۲۵،)
پس می­توان گفت که استخدام اداری یک وضعیت خاص قانونی است که شرایط و احکام و آثار آن را قانونگذار مشخص می­ کند و این امر امروزه بدین دلیل مورد قبول واقع شده که با منافع و متقضیات خدمات عمومی بهتر مطابقت داشته و به دولت حق می­دهد که هر زمان که مقتضی بداند قوانین و مقررات استخدامی را به طور یکجانبه تغییر دهد.
به هرحال پذیرش نظریه قراردادی بودن استخدام با اشکالات و انتقادات حقوقی بسیاری مواجه بوده و از این رو حقوقدانان نظریات دیگری ارائه داده‌اند.
۲) استخدام یک عمل حقوقی یکجانبه از سوی سازمان اداری است: منظور این دیدگاه آن است که رابطه استخدامی نوعی ایقاع است و سازمان اداری به طور یکجانبه مستخدم را به خدمت دولتی می‌پذیرد.
این نظریه نیز چندان صحیح نیست. زیرا شرایط استخدام و حقوق و تکالیف مستخدم توسط سازمان اداری استخدام کننده تعیین نمی‌شود، بلکه قوانین و مقررات این شرایط را تعیین می‌کنند. بنابراین نمی‌توان گفت اراده یکجانبه سازمان اداری موجد رابطه استخدامی است.
۳) استخدام رابطه حقوقی ناشی از قانون است: به موجب این نظریه، استخدام نه عقد است و نه ایقاع، بلکه رابطه‌ای است مبتنی بر قانون؛ یعنی این قانون است که رابطه‌ مستخدم را از جهات مختلف با سازمان استخدام‌کننده تنظیم می کند.
این نظریه که می‌توان آن را در حقوق ایران پذیرفت، دارای نتایج ذیل است:
– وضع مستخدم توسط قواعد عمومی تعیین می‌شود.
– وضع استخدامی مستخدمینی که در گروه‌های استخدامی مشابه قرار دارند، یکسان می‌باشد؛ حال آنکه اگر نظریه قراردادی بودن استخدام پذیرفته می‌شد، ممکن بود شرایط و وضع استخدامی متفاوتی ایجاد شود.
– تبانی و توافق طرفین به منظور عدم اجرای قوانین و مقررات استخدامی باطل و بلااثر است.
– وضعیت و شرایط قانونی مستخدم قابل تغییر است؛ یعنی ممکن است پس از استخدام شرایط قانونی حاکم بر رابطه استخدامی به موجب قانون و به سود یا زیان مستخدم تغییر یابد و مستخدم و سازمان نمی‌توانند به قانون حاکم در زمان استخدام استناد کنند.
– مستخدم حق دارد از تصمیمات خلاف قانون که موجب تضییع حقوق استخدامی وی می‌باشد، نزد مراجع صالح شکایت کند.ضمناً باید توجه داشت پذیرش این نظریه نه تنها موجب رعایت اصل عدالت و عدم تبعیض در برخورداری از شرایط استخدامی می‌شود، بلکه موجب تسهیل در انجام امور کارگزینی می‌گردد، زیرا تمامی مستخدمین تابع شرایط قانونی یکسان می‌باشند.
مبحث دوم: زمینه فهم استخدام
پیش ازورود به بحث استخدام، فهم زمینه‌های مفهوم استخدام، ضروری می کند. مهم‌ترین زمینه‌ای که فهم استخدام را در قالب حقوق عمومی آسان می کند، فهمِ دولتِ مدرن است. (امیرارجمند، ۱۳۸۸)«دولت مدرن» در روندی تاریخی و بواسطه تحولِ مفهوم دولت، از امپراتوری، دولت شهر‌ها، دولت فئودالی و دولتِ مطلقه ایجاد شد.(رحمت‌الهی، ۱۳۸۸، ص ۵۹) دولت مدرن، یکی از دستاورد‌های مدرنیته است که بر پایه سه اصل فرد‌گرایی، خرد‌‌باوریو دنیا‌گراییاستوار گردید ایجادِ یک منطقه واحد، تحکیم وحدت و هویت ملی، یکسان‌سازی استاندار‌ها و قوانین از یک سو و حذف تجارت آزاد بین مناطقِ مختلفِ کشور و ایجاد یک بازار ملی فراگیر از سوی دیگر به نحو چشمگیری موجب افزایش قدرتِ نهادِ دولت، تقویت توانایی آن در کنترل زندگی اقتصادی و اجتماعی مردم و تعمیق نفوذِ دولت در جامعه گردید.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
برای دولت مدرن، تعاریف متعددی ارائه شده است که غالب آن‌ ها بر پایه نظریه دولت ماکس وبراست. از دیدگاه وبر نهادِ دولت،(لاگلین، ۱۳۸۸، ص۷۳) بالاترین مرجع قانون و قدرت می‌باشد که در یک منطقه جغرافیاییِ تعیین شده و بر مردمی که در قلمرو آن زندگی می‌کنند، حاکم است. این نهاد، دارای یک مجموعه قوانینِ اداری و حقوقی بوده که بر تمامی اموری که در قلمرو حقوقی آن قرار دارند ناظر است و تمام شهروندان موظف به رعایت آن می‌باشند(قاضی شریعت پناهی، ۱۳۸۷، ص۳۳)
به لحاظ حقوقی، حاکمیت، گوهر دولت مدرن را تشکیل می‌دهد. به گمان هابز، دولت یک شخص بوده که در نتیجه میثاقِ مردم برای اعطای صلاحیت به وجود می‌آید. حاکم، نماینده شخصِ دولت است. در نتیجه حاکمیت عنوانی است که برای بیان کیفیت رابطه سیاسی به کار می‌رود و میان دولت و مردم، یا میان حاکم و اتباع، شکل گرفته است (بُعد ربطی حاکمیت).(لاگلین، ۱۳۸۸،ص۱۹۴)امروزه دولت مدرن با سرعتی حیرت‌آور، فربه‌تر می‌گردد. به عبارت دیگر، طیفِ فعالیت‌های حکومت، افزایش چشمگیری یافته است. حکومت مدرن به منظور افزایش مالیات‌ها، کسب داده‌های آماری درباره جامعه، ایجاد پلیس و نیروی امنیتی، تشکیل نهاد‌های توسعه، بهداشت، آموزش و رفاه، برعهده گرفتنِ مسئولیتِ تنظیم و کسب پول و تجارت و اقتصاد، ناگزیر از بسط دستگاه عریض و طویلِ پیچیده اداری بوده است.بر اساس تعاریف موجود، ده ویژگی برای دولت مدرن شمرده شده که عبارتند از:
۱- جدایی نهاد دولت از دین و جدایی حوزه سیاست از اخلاق، ۲- سرزمین، ۳- حاکمیت، ۴- کنترل انحصاری ابزار خشونت، ۵- دیوان‌سالاری، ۶- مشروطیت، ۷- حاکمیت قانون و غیر شخصی بودن قدرت، ۸- مشروعیت، ۹- ایجاد مفهوم شهروندی و ۱۰- وابستگی متقابل نهادی(رحمت الهی، ۱۳۸۸، ص۶۰)،

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

برای ورود به بحث استخدام، دو مفهوم نقش کلیدی را ایفا می‌نمایند. از سویی مفهوم نظم را می‌توان مبنایی برای فهمِ ضرورتِاستخدام به شمار آورد. از سوی دیگر این نظم، با بهره گرفتن از دیوان‌سالاری حاصل می‌آید. دیوان‌سالاری از مفاهیمی است که با طرح دولت مدرن، معنادار شده است.

گفتار اول: نظم
معنی لغوی نظم، نسبتا صریح و روشن می کند. نظم در لغت به معنی آرایش، ترتیب و توالی است اما معنی مفهومی نظم در حوزه‌های مختلف، متفاوت و نسبتا مبهم می‌باشد. ابهامِ مذکور، دارای ریشه عینی و ذهنی است و باید در دو سطح انتزاعی و انضمامی، ابهام موجود را واشکافی نمود. در سطح انضمامی، ادعای نسبی بودن، ایجاد مشکل می‌کند و در سطح انتزاعی، تحلیلِ نظمِ اجتماعی از منظر ایدئولوژیک سبب می‌شود از منظر معرفت‌شناختی و وجود‌شناختی، دچار ابهام شویم.(چلبی، ۱۳۸۹، ص۳۱)بنابراین در تعریف نظم، نسبیت و سیطره نگاه ایدئولوژیک، دو عامل ایجاد ابهام‌اند. مسائل ماهوی نظم در دو سطحِ خرد و کلان به عنوان موضوعات و مسائل اصلی در جامعه شناسی نظم، مطرح می‌گردد.
رهیافت‌های مختلفی پیرامون نظم ارائه گردیده که در این میان، دو رویکردِ مخالف، سرسختانه در تقابل هم ایستاده‌اند؛ نظریه جامعه‌شناختیِ «وبر» و «دورکیم». از نظر دورکیم نظم جمعی، نوعی تعهدِ درونیِ مشترک است. طبق این دیدگاه نظم اجتماعی، نظمی هنجاری و فوق فردی می‌باشد. در واقع، این هنجار‌ها هستند که افراد را به عنوان مجموعه‌ای مُشبّک و به صورت بین ذهنی به هم مرتبط می‌سازند. به همین دلیل دورکیم در تحلیلِ نهایی خود، پایه هر نظم اجتماعی را عاطفی معرفی می‌کند. اما وبر، به گونه‌ای دیگر، نظم را تحلیل می کند.
از نظر وبر، محتوای انضباط، چیزی نیست جز عقلانی کردنِ مداوم، آموزش روشمند و اجرای دقیق فرمان‌های دریافت‌شده. در این فرایند، همه انتقاد‌های شخصی، یکسره منتفی و بازیگران آن بی‌چون و چرا و بدون تردید، دستور را انجام می‌دهند. مسئله مهم در انضباط این است که اطاعتِ جماعتی چند گانه، دارای وحدتی عُقلایی باشد.(وبر، ۱۳۸۹، ص۲۲۸) به طور کلی انضباط، مثل عقلایی‌ترین پیامد خود -‌دیوان‌سالاری- غیر شخصی است. از نظر وبر، سلطه‌ی هر چه گسترده‌ترِ انضباط، به نحوی اجتناب ناپذیر با عقلانی شدن تامین نیاز‌های اقتصادی و سیاسی همراه است. این پدیده عام، اهمیت فرّه و طرز سلوکِ شخصی را محدود می‌کند.
اهمیت نظم در فهم مناسبات حقوق عمومی راهگشاست. برای مثال می‌توان به تحلیل باری وینگاست – اقتصاددان نهادگرا و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳- اشاره نمود. این اقتصاد‌دانِ نهادگرا، با تقسیم جوامع به دو نوع متفاوتِ «نظمِ دسترسیِ محدود» و «نظمِ دسترسی‌های باز» به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا کشور‌های در حال توسعه، در برابر حاکمیت قانون، مقاومت می‌ورزند. از نظر وینگاست، کشور‌هایی که دارای نظمِ دسترسی محدود‌‌اند، مشکل خشونت را از طریق خلق رانت و اعطای حقوق ارزشمند به افراد و گروه‌‌ها حل می‌کنند، به‌طوری‌که آنها انگیزه‌ برای همکاری کردن دارند تا جنگیدن. رانتِ حاصله، رقابت را محدود کرده و دسترسی محدود به سازمان‌ها سدِ راهِ توسعه اقتصادی بلند‌مدت، در این جوامع می‌شود. برعکس این حالت، در کشور‌هایی است که دارای نظمِ دسترسی‌های باز هستند که با تشویق به رقابتِ بیشتر و دسترسیِ باز به سازمان‌ها و نهاد‌‌ها خشونت را کنترل می‌کنند و مشخصه اصلی آنها، از بین رفتن نظامِ رانت و بهره‌مندی از یک اقتصاد کارآمدِ بلند‌مدت است.(وینگاست، ۱۳۸۸، شماره ۱۸۵۶دنیای اقتصاد)
گفتار دوم: بروکراسی
بروکراسی (حکومت ادارات یا دیوان‌سالاری)، به سلسله مراتبی از اقتدار و مسئولیت اطلاق می‌شود که یک سازمان رسمی، برای هماهنگ ساختن فعالیت‌هایش و رسیدن به اهداف تعیین‌شده‌اش، ازآن استفاده می‌کند.(کوئن،۱۳۷۴ ،ص۳۳)بروکراسی مانند تمام مفاهیم علوم انسانی در روندی تاریخی معنا یافت عناصری از دیوان‌سالاری، درفرهنگ‌های کهن مانند مصر باستان و چین وجودداشته، اما توسعه اصلی، هنگامی رخ داد که در اواخر قرون وسطی، حکومت‌های پادشاهی مطلق مبتنی بر دیوان‌سالاری، در پایان دوره فئودالیسم، پدیدارشدند. درسده‌های ۱۷ و ۱۸، نخستین دیوان‌سالاری بزرگ (بعد از کلیسای کاتولیک قرون وسطی)
درفرانسه، پروس و روسیه بالیده گشتند. توسعه بروکراسی با اقتصادِ مالیِ جدید، گره خورده است؛ بی‌آنکه بتوان یک رابطه عِلّی یک‌جانبه، میان آن‌دو برقرارکرد (صبوری کاشانی، ۱۳۷۴، ص۶۸)درقرن ۱۹ که سازمان‌های صنفی و یا شرکت‌های کوچک خانوادگی دراروپا از بین رفته و سازمان‌های بزرگ پدیدآمدند، دیگرشیوه پدرسالارانه و اقتدارگرایانه سازمان‌های تولیدی خانوادگی، کاربرد مؤثری نداشت وبه شیوه‌های سازمانی رسمی‌تر و کارا‌تری نیاز بود. تنها الگوی موجود سازمان‌های بزرگ، سازمان‌های نظامی بودند.
بروکراسی جدید، حاصل جنبش فلسفی مشهور به ایده‌آلیسم آلمانی است؛ نام‌آور‌ترین نظریه‌پردازآن نیز ماکس وبر (۱۹۲۰-۱۸۶۴) می‌باشد که نظریه خود را درباره بروکراسی در اوایل سده ۲۰ منتشرکرد. نظریه وبر درباره سازمان‌ها، در دوکتاب معروف او “اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری” و “اقتصاد و جامعه”،یافت می‌شود. وبر سازمان بروکراتیک را درجامعه صنعتی امروزی، کارآمدترین نوع سازمان می‌داند(کوئن، ۱۳۷۴، ص۳۵).
وبر ویژگی‌های دیوان‌سالاری را در کتاب «دین، قدرت، جامعه» شرح می‌دهد. در بیانی کلی‌، این ویژگی‌ها عبارتند از: ۱-وجودسلسله مراتب اقتدار، ۲- انتصاب برحسب شایستگی وتخصص، ۳- ضوابط ومقررات مکتوب وازپیش تعیین‌شده؛۴- غیرشخصی‌بودن (بی‌طرفانه،بدون دخالت احساسات شخصی)، ۵-اجرایوظایفبه‌طورمستمر،ثابت ودائمی، ۶- تقسیم کارگسترده، ۷-جدایی اموال سازمان واموال شخصی، ۸-جدایی محل سکونت ومحل کار، ۹-انحصاری نبودن مقامات وپست‌های رسمی، ۱۰- وجودیک نظام بایگانی منظم و ۱۱- وجودیک نظام انضباط ونظارت یکنواخت.
نظریه بروکراسیِ وبر بر پایه ‌اندیشه‌های او درباره قدرت و اقتدار استوار است. وبر انواع اقتدار را بر اساس منابع و انواع مشروعیت، طبقه‌بندی می‌کند وبه سه‌گونه‌ ی اصلیِ اقتدار، معتقد است که عبارتند از:
اقتدارکاریزماتیک؛ افراد دستورهای مافوق رابه علت نفوذ شخصیت او که از قدرت، تهور و تجربیات‌اش مایه می‌گیرد، می‌پذیرند.
اقتدارسنتی؛ که ناشی از احترام به عادات، رسوم و سنت‌هاست.
اقتدارعقلانی قانونی؛ افراداطاعت می‌کنند زیرا معتقدند شخصی که دستور می‌دهد، برطبق قوانین و مقررات وضع شده به شیوه عقلانی عمل می‌کند وچون افراد مشروعیت قوانین را پذیرفته‌اند آن را اطاعت می‌کنند. از نظر وبر، برجسته‌ترین نمونه سلطه قانونی، بروکراسی بوده و مهم‌ترین اصل سازماندهی بروکراسی، عقلانیت درشیوه عمل است. با این حال نظریه بروکراسی یا دیوان‌سالاری وبر، مصون از انتقادها نبود. گروهی معتقدند وبر کارکردهای نامطلوب دیوان‌سالاری را نادیده گرفته بود. تشریفات زایدِ اداری و در نتیجه تأخیر در تصمیم‌گیری و اجرای تصمیمات، شخصیت‌زدایی، انعطاف‌ناپذیری و در نتیجه کاهش کارایی از جمله این مواردند.( گیدنز، ۱۳۷۸،ص۳۲۰)
مبحث سوم: اصول کلی حاکم بر استخدام
از منظر علم حقوق و مدیریت، برای آنکه بتوان به یک سیستم استخدامی سالم و قابل قبول دست یافت، برخی اصول کلی لازم است که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.
گفتار اول: اصل لیاقت و شایستگی
اهمیت اصل لیاقت و شایستگی یا به تعبیری دیگر اصل شایسته‌سالاری تا حدی‌ست که حقوقدانان باقی اصول را به نوعی از تبعات و زیرمجموعه‌های این اصل بر می‌شمرند. تردیدی نیست که نظام اداری مطلوب و شایسته زمانی به واقعیت می‌پیوندد که افراد لایق و شایسته اداره امور را به عهده گیرند و برای تحقق این امر برخی شرایط ضروری است. از جمله اینکه:

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 229
  • 230
  • 231
  • ...
  • 232
  • ...
  • 233
  • 234
  • 235
  • ...
  • 236
  • ...
  • 237
  • 238
  • 239
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • سیمای زن در سروده های زنانه ی معاصر با تکیه بر آثار برگزیده‌ی عالم تاج(ژاله) قائم مقامی فراهانی، پروین دولت‌آبادی، توران شهریاری، پروانه نجاتی و ژاله اصفهانی- قسمت ۱۳
  • ارزیابی نقش پرداخت الکترونیک در ITS با رویکرد بهبود کیفیت شهر الکترونیک- قسمت 11
  • نکاح با اتباع بیگانه در حقوق و رویه قضایی ایران- قسمت ۶
  • بررسی تاثیر بازارگرایی بر عملکرد شرکت های تولید کننده مبلمان و دکوراسیون منزل در شهرک صنعتی خرمدشت تهران- قسمت ۱۳
  • تأثیر فضای روانشناختی حاکم بر سازمان و خود ارزشیابی های محوری بر اشتیاق شغلی کارکنان شرکت گاز میانکوه- قسمت 5
  • تحقيق بررسي رابطه بين کيفيت زندگي کاري و فرسودگي شغلي در کارکنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلامشهر- قسمت 3
  • بررسی سیاست خارجی فرانسه در حوزه خاورمیانه بر اساس استراتژی صادراتی اسلحه از ۱۹۵۰ تا ۲۰۱۰- قسمت ۲
  • تحقیقات انجام شده در رابطه با رشته مهندسی عمران ـ گرایش مهندسی و مدیریت ساخت-تحلیل توزیع ...
  • بسط-تابعان-حقوق-بین-الملل-در-حقوق-بین-الملل-اقتصادی- قسمت ۳
  • ضرورت اصلاح قوانین صادرات و واردات برای الحاق- قسمت ۵- قسمت 2
  • بررسی رابطه گرایشهای معنوی با کیفیت زندگی دانشجویان دانشگاه شاهد- قسمت ۸- قسمت 2
  • بررسی و گرایش به برقراری ارتباط و دوستی با ۱۱۱جنس مخالف قبل از ازدواج در سطح دانشجویان- قسمت ۶
  • پایان نامه در مورد : بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با اندیشه های عرفانی ...
  • بررسی رابطه توانمندی روان شناختی وکیفیت زندگی کاری با رضایت شغلی اساتید دانشگاه ازاد اسلامی واحد بندرعباس۹۳- قسمت ۱۲- قسمت 2
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | بند سوم : انواع جنگ – 9
  • مقایسه مؤلفه های شکل دهنده به راهبردهای سیاست خارجی آمریکا در دوران بوش و اوباما در خاورمیانه- قسمت ۱۱
  • پایان نامه مدیریت : دیدگاه های مربوط به عدالت سازمان
  • بررسی تاثیر دورکاری بر عملکرد سازمانی با توجه به نقش فرسودگی شغلی و کیفیت زندگی( مورد مطالعه سازمان‌های دولتی شهرستان یزد)- قسمت ۱۰
  • " مقالات و پایان نامه ها – ۲-۷-۱ خلاصه ی پیشینه ی خارجی – 1 "
  • بررسی اساطیری ایزدان آتش در دین‌های هندوایرانی۹۳- قسمت ۳
  • منابع پایان نامه ها | ۲-۷-۵ اقدامات دولت ها در راستای تسهیل قراردادهای تجاری بین المللی : – 7
  • سیاست کیفری ایران در قبال جرائم ثبتی- قسمت ۷

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان