اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
تحلیل تطبیقی نمایشنامه فاوست اثر گوته و داستان شیخ صنعان ۹۳- قسمت ۹- قسمت 2
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

عطار در همه دریافت‌های عرفانی خود به مبانی شریعت توجه دارد، دریافت‌های وی بر بنیان‌های دینی استوار است و تلاش کرده تا در آنها از قرآن بهره ببرد و نمادهای خود را از آن بگیرد، عطار شاید گاهی مستقیماً از قرآن برداشت نکرده، اما از تفسیرهای آن بهره برده و به عرفان با تأویلی بازتر توجه دارد.
عطار را باید به نوعی کامل‌کننده راه سنایی دانست. با مروری کوتاه بر ادبیات صوفیانه زبان فارسی روشن می‌شود که متصوفه، قبل از پیدایش طریقت‌ها و هم بعد از آن، شعر را وسیله‌ای برای تعلیم مبادی تصوف و در عین حال تقریر حالت و ادراک خود یافته و از شعر به مثابه وسیله‌ای برای بیان مطالب تصوف و عرفان استفاده کرده است.
صوفیه این هدف را از دو طریق؛ شعر غنایی و شعر تعلیمی، تحقق بخشیده‌اند که کامل‌ترین نمونه‌ها در آثار سه تن از شعرای عارف خراسان؛ سنایی غزنوی، عطار نیشابوری و مولانا جلال‌الدین محمد بلخی به وجود آمده است.
شعر صوفیانه را سنایی آغاز کرد و بعد عطار نمونه‌های کامل و پرشورتر و هیجان‌انگیزتری در این زمینه به وجود آورد.

 

۴-۲-۲- اندیشه و جهان‌بینی عطار

بدون شک جهان‌بینی و اندیشه عطار، بیش از هر چیز و به‌طور مستقیم متأثر از اعتقادات مذهبی، مشرب فکری و دانش و معلومات وی بوده است. بنابراین در این بخش به طور مختصر به شماری از این موضوعات که جهان اندیشه عطار را تحت تأثیر قرار داده است، اشاره می‌شود.
هرچند عطار نیز همچون بسیاری دیگر از عرفا،‌ در مقوله مذهب اهل تسامح و تساهل است، در عین حال اثرپذیری او از اعتقادات دینی و مذهبی را نمی‌توان نادیده گرفت؛ از این رو در تحلیل اندیشه و جهان‌بینی عطار، آگاهی از مذهبی که او بدان پایبند بوده است، امری ضروری است.
برخی تذکره‌ها از جمله مجالس‌المؤمنین عطار را شیعه معرفی کرده و دلیل آن را شعری منسوب به عطار در منقبت علی‌ بن ابی‌طالب دانسته است. غافل از این‌که برخی از آن اشعار از فرید‌الدین عطار نیشابوری نیست، بلکه از عطار دیگری است.
به گفته سعید نفیسی «صوفیه هرگز درباره هیچ‌یک از خلفای چهارگانه غلو نکرده‌اند و یکی را بر دیگری ترجیح نداده‌اند و به همین جهت در آثار عطار مدح هر چهار یار آمده است» (نفیسی، ۱۳۸۴: ۹۰).
بنابراین چنان‌که از ظاهر آثار عطار برمی‌آید، او بر مذهب اهل سنت بوده است. اظهار ارادتی که او نسبت به خلفای سه‌گانه و شافعی و ابوحنیفه در مثنوی خسرونامه و کتاب تذکره‌الاولیاء دارد، به نحوی است که تردید در مذهب او را از بین می‌برد.
در تحلیل اندیشه و جهان‌بینی عطار، موضوع دیگری که بررسی آن حائز اهمیت ویژه‌ای است، تعلق او به طریقت صوفیه است. چنان‌که از مطالعه آثار عطار برمی‌آید، او به تتبع در احوال و جمع اقوال مشایخ صوفیه و گرد آوردن حکایات آنها بسیار علاقه‌مند بوده است.
تذکره‌نویسان بنا به استنباطی که از آثار عطار داشته‌اند، مشایخ متعددی را برای او ذکر کرده‌اند.
آنچه در تذکره‌الشعرا درباره مشایخ عطار آمده است، این است که وی پس از ترک دنیا «به صومعه شیخ ‌الشیوخ‌ العارف، رکن‌الدین اکاف قدس سرّه رفت که در آن روزگار عارف و محقق بوده و به دست شیخ توبه کرد و به مجاهدت و معاملت مشغول شد و چند سال در حلقه درویشان شیخ بوده و بعد از ان به زیارت بیت‌الله الحرم رفته بسی مردان حق را دریافت و خدمت کرد.» (دولتشاه سمرقندی، ۱۳۸۲: ۱۸۸)
حال آن‌که به عقیده مرحوم فروزانفر «این سخن سهو است؛ زیرا رکن‌الدین اکاف مردی فقیه و زاهد و واعظ بود و هیچکس از معاصران او و دیگرانی که شرح حالش را نوشته‌اند، او را به عنوان صوفی یاد نکرده‌اند و خود سمعانی، که هم‌عصر و شاگرد وی بوده، او را فقیه و زاهد خوانده و اگر از مشایخ صوفیه می‌بود، دلیلی نداشت که این نکته را در تاریخ زندگانی او مسکوت بگذارند.» (فراوزانفر، ۱۳۷۴: ۳۰-۳۱).
گروهی هم به استناد این‌که عطار در آغاز تذکره‌الاولیاء به ملاقات خود با مجد‌الدین خوارزمی اشاره کرده و این مجد‌الدین به اعتقاد برخی از مؤلفان قرن نهم، از جمله عبدالرحمن جامی، همان مجدالدین بغدادی است، چنین پنداشته‌اند که عطار مرید او بوده است؛ حال آن‌که صرف چنین ملاقاتی نمی‌تواند دلیلی قاطع بر ارادت عطار به مجد‌الدین باشد. گروهی دیگر از تذکره‌نویسان نیز عطار را مرید نجم‌الدین کبری می‌دانند. (برای آگاهی بیشتر رک. همان، ۱۳۷۴: ۲۸- ۲۹)
اما ارادت ویژه عطار به ابوسعید ابوالخیر سبب شده است که برخی از جمله مؤلف مجمل فصیحی معتقد شوند که عطار مرید ابوسعید بوده است.
به گفته استاد شفیعی کدکنی از نوع افراد این سلسله می‌توان حدس زد که این سلسله دارای اصالت است و نسب عطار از رهگذر سه تنی که نامشان در مجمل فصیحی ذکر شده است؛ یعنی جمال‌الدین محمد بن محمد النغندری ‌الطوسی المعروف بالامام الربانی، شرف‌الدین الرداد و صلاح‌الدین احمد الاستاد به ابوسعید ابوالخیر می‌رسد. با اطلاعاتی که درباره این سه تن وجود دارد، سلسله ارادت عطار در شاخه ابوسعید نه تنها پذیرفتنی بلکه قطعی می‌شود. (برای آگاهی بیشتر رک. شفیعی کدکنی، مقدمه منطق‌الطیر: ۶۴- ۶۶)
دانش عطار و احاطه او به علوم گوناگون، موضوع مهم دیگری است که در شکل‌گیری اندیشه و جهان‌بینی وی نقشی اساسی داشته است.
چنان‌که از مطالعه آثار عطار برمی‌آید، وی مردی بوده است مطلع از علوم و فنون ادبی و حکمت و کلام و نجوم، و بر علوم دینی شامل تفسیر و روایت احادیث و فقه و نیز بر علم طب و گیاه‌شناسی احاطه داشته است.
شهر نیشابور در روزگار عطار یکی از مراکز مهم علمی جهان اسلام به شمار می‌رفته و شافعیه و حنفیه در آن شهر مدارس بسیار داشتند و بساط بحث و تحقیق و ارشاد در آن مدارس گسترده بوده و کتاب‌خانه‌های متعدد و مشحون به کتب گوناگون در آن شهر وجود داشته است. به احتمال بسیار قوی عطار اوایل زندگی و شانزده سال نخستین عمر خود را در شهر نیشابور به سر می‌برده و به اقتضای شغل خود مبادی طب و داروشناسی را فرا گرفته و به کار طبابت مشغول بوده است. اطلاع عطار از علم نجوم هم انکارپذیر نیست و از آثارش برمی‌آید که به حلّ اسرار فلک و آگاهی از سیر چرخ و ستارگان علاقه داشته و در ستاره‌شناسی و نجوم کنجکاو بوده است.
حرکت افلاک و سیر انجم از اموری است که عطار می‌خواسته سِرّ آنها را دریابد و بداند که دستگاه عظیم خلقت برای چه آفریده شده و به سوی چه هدفی در حرکت است و سرانجام کار آن چه خواهد بود.
«عطار به‌رغم بیزاری از فلسفه و نقد فیلسوفان در حکمت طبیعی و الهی نیز قوی‌دست بوده است. نظر او در مسأله خداشناسی، وحدت وجود، معاد جسمانی، حرکت جوهری، ثواب و عقاب اخروی و … به دلایل متین و براهن متقن او درباره این امور متکی است و هیچ شکی باقی نمی‌گذارد که در باب این گونه مسائل تفکر و تأمل داشته است؛ البته نباید از نظر دور داشت که وی با وجود کثرت اطلاع و احاطه بر علوم عقلی و برهانی، همچون اغلب صوفیه صحت مبادی فلسفه و مفید بودن بحث و استدلال را منکر است و فلسفه را نقد می‌کند و آن را علمی ناسودمند می‌انگارد. (فروزانفر، ۱۳۷۴: ۳۹- ۴۴)
به هر حال آنچه مسلم است، عطار میانه خوبی با فلسفه ندارد؛ اما عقل در آثار او بسیار به چشم می‌خورد. او معتقد است که عقل مدار تکلیف است و اگر عقل نبود، انبیاء و حضور آنها ضروری نبود پس مدار تکلیف و مسئولیت را عقل می‌داند و همچنین آزادی و قید را در عقل می‌یابد. به اعتقاد او عقل قید است و رهایی از این قید عقلانی است.
احاطه و وسعت اطلاع عطار از علوم دینی موضوع دیگری است که در بحث از اندیشه و جهان‌بینی عطار جلب نظر می‌کند. تسلط عطار به علوم دینی از جمله تفسیر قرآن و حدیث و قصص و روایات مذهبی و نیز مسائل فقهی و کلامی از مطالعه آثار او کاملاً مشهود است. این مضامین بیشتر در مقدمه و خاتمه مثنویات شاعر به چشم می‌خورد.
عهد عطار، عهد فساد و تباهی است و جهل و ناآگاهی دامنگیر مردم ایران شده است و ایرانیان درگیر جنگ‌های بسیارند. عطار که به سبب حرفه و شغلش با مردم بسیاری سر و کار داشته و گوش شنونده دردهای آنهاست، این ظلم و جور و فساد و تباهی را از نزدیک مشاهده کرده و در جای جای آثارش به انحای مختلف به آن اشاره می‌کند؛ اما برای این‌که فریاد اعتراضش دامان خودش را نگیرد، رندی کرده و سخنان اعتراض‌‌آمیزش را از زبان دیوانگان بیان می‌کند. دیوانگان در آثار عطار زبان خشم جامعه‌اند. او جمعی از دیوانگان را، اعم از نام‌آور و گمنام، به خدمت داستان‌های خود در آورده و دیوانگان دست‌ساز بسیاری را نیز به حسب مورد به این جمع افزوده و جا به جا بی هیچ ملاحظه‌ای سخنان طنزگونه و شطح‌آمیزی را در دهان آنها گذاشته و در جای جای اشعارش متذکر شده است.
همچنین عطار از معدود شاعرانی است که لب به مدح و ثنای کسی نگشوده و به سبب صله‌ای هنرش را به شاهی یا امیری عرضه نکرده است؛ خود شاعر در این باره می‌گوید:

 

 

 

برای

نظر دهید »
بررسی کیفی تطبیقی اخبار ۲۰۳۰ سیمای جمهوری اسلامی ایران و برنامه خبری شصت¬دقیقه بی¬بی¬سی فارسی- قسمت ۱۱
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

«همه واحدهای جانشینی باید وجه اشتراکی داشته باشند؛ باید ویژگی‌هایی داشته باشند که عضویتشان در جانشینی را تعیین کند.

هر واحد باید به روشنی در جانشینی قابل تفکیک باشد. در جانشینی باید بتوانیم اختلاف نشانه‌ها را در چارچوب دال و مدلول‌هایش تعیین کنیم. وسایلی که با آن‌ ها یک دال را از دیگری مشخص می‌کنیم ویژگی‌های تمایز بخش نشانه نامیده می‌شود…» ( فیسک، ۱۳۸۶، ۸۷ )

«… مثال‌های جانشینی عبارت‌اند از: شیوه تغییر صحنه در تلویزیون، برش، محو، ادغام ، پاک کردن و …» (همان، ۸۸)
وقتی واحدی از یک جانشینی برگزیده شد، معمولا با دیگر واحدها ترکیب می­ شود. به این ترکیب همنشینی می­گویند. (همان، ۸۷)
محور همنشینی(محور افقی) به ما می­گوید که از کنار هم نشستن نشانه ها چه معنایی حاصل می­ شود.(کوثری، ۳۹)
محور همنشینی ترتیبی از نشانه های در حال تعامل را نشان می دهد که یک کل معنادار را می سازند. این ترکیبات «در درون یک چارچوب از قواعد و میثاق­ها ساخته می­ شود… .» (همان، ۴۰)
به طور کلی چنین می­توان خلاصه کرد:
جانشینی: تکنیک تقابل معنای تلویحی
همنشینی: سنجش سازگاری نشانه ها با هم
۳-۲-۵ رمز
«رمزها نظام‌هایی هستند که نشانه‌ها در آن سازمان یافته است. قواعدی بر این نظام‌ها حاکم است که همه اعضای جامعه به کار برنده آن رمز بر سرش توافق دارند، این یعنی که مطالعه رمزها مدام بر بعد اجتماعی ارتباطی تأکید می‌ورزد. (فیسک، ۱۳۸۶، ۹۷)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
بنابراین تقربیاً همه جنبه‌های زندگی اجتماعی ما را که قراردادی است، با قواعد مورد توافق اعضای جامعه بر آن حکومت می‌کند، می‌توان «رمزدار» خواند… رمزها از جنبه‌های گوناگون به انواع متعددی تقسیم می‌شوند.
۳-۳ تحلیل ژورنالیستی
برای خبر از منظر روزنامه‌نگاری تعاریف متعددی ارائه شده است. دکتر معتمدنژاد با جمع‌بندی همه تعاریف خبر را «اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید و افکار عمومی» تعریف می‌کند و«تازگی رویداد و جالب بودن آن برای عامه» را به عنوان مهم‌ترین معیار ارزیابی خبر قلمداد می‌کند. (معتمدنژاد، منصفی، ۱۳۸۲، ۱۷)
۳-۳-۱عناصر خبری عبارتند از که، چه، چرا، چگونه، کی، کجا(معتمدنژاد، منصفی، ۱۳۸۲، ۲۳-۲۲)
۳-۳-۲ارزش‌های خبری، معیاری برای مقایسه، ارزش‌گذاری و گزینش رویدادها هستند و خبرنگار را در سوژه‌یابی و تنظیم خبر یاری می‌دهد. ارزش‌های خبری به این شرح هستند: دربرگیری، شهرت، برخورد، اختلاف‌، درگیری‌ (برخورد ممکن است فکری، فیزیکی، ایدئولوژیکی و جسمانی)، استثنا و شگفتی، بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار، مجاورت (به دو صورت جغرافیایی و معنوی می‌تواند برای مخاطب اهمیت داشته باشد) زمان یا تازگی رویداد.
خبر، مجموعه‌ای از تلفیق این ارزش‌هاست و در یک خبر با توجه به شرایط، زمان و اهمیت رویداد، جایگاه هر یک از ارزش‌های خبری میان اخبار مختلف تفاوت می‌کند.
۳-۳-۳ لید «نخستین جملات خبر که حاوی خلاصه اصلی واقعه یا عمل است را اصطلاحاً لید می‌گویند؛ لید باید خلاصه داستان را که از مهم‌ترین بخش‌های خبر تشکیل شده است بیان کند.» در لید معمولاً به تعدادی از عناصر خبر پاسخ داده می‌شود. (همان، ۵۳-۵۲)
انواع لید:
۱- لیدهایی که از عناصر تشکیل دهنده خبر تشکیل شده است.
۲- لید یک موضوعی(لید مستقیم، لید عمقی، لید تشریحی، لید سؤالی، لید نقلی، لید تمثیلی، لید ادبی)
۳- لید چند موضوعی(متراکم، فهرستی، مرتبط یا مقایسه‌ای،چند خبری) (همان، ۶۴-۵۸)
۳-۳-۴ سبک خبری
سبک بیان تاریخی، سبک تاریخی همراه با لید، سبک بازگشت به عقب، سبک تشریحی یا منطقی؛(همان، ۷۲-۸۹)
۳-۳-۵ تیتر
دکتر معتمدنژاد دو نوع کلی تیتر را چنین معرفی می‌کند:
۱- تیتر خبری: در مواردی به کار می‌رود که محتوای خبر بیان رویدادهای زندگی اجتماعی است.
۲- تیتر تفسیری: در مطالب تشریحی و تفسیری به کار می‌رود. (همان، ۱۱۳-۱۰۹)
ضرباهنگ در تیتر: ضرباهنگ به انتخاب واژه‌ها برای ایجاد ضرباهنگی متناسب با رویداد بستگی دارد.
«۱- حرکت موجی: حرکت موزون و آهنگی دارد، آهنگ تیتر دلنشین است که با بهره گرفتن از واژه‌های آهنگین نوشته شده است.
۲- حرکت ضربه‌ای: تیتر در این وضعیت ریتمیک و با ضرباهنگ شکسته یا منقطع به نظر می‌آید..» (همان، ۱۱۸)
انواع تیتر: تیتر استنباطی، تیترهای اقناعی، دو تیتری‌ها، تیتر با فعل منفی، تیتر سؤالی، تیترهای غیرمتعارف خبری (همان، ۱۲۲-۱۲۹)
۳-۳-۵مصاحبه
مصاحبه به ۴ دسته عمده تقسیم می‌شوند:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

مصاحبه خبری – مصاحبه تفسیری

مصاحبه فردی- مصاحبه گروهی

مصاحبه هدایت شده (بسته)- مصاحبه هدایت نشده (آزاد)

مصاحبه عمقی- مصاحبه گسترده (در سطح)

۳-۳-۶ گزارش
گزارش یکی از جذاب‌ترین نوع اخبار است که خواننده را به دل رویداد می برد و حالتی قصه‌گونه دارد.
تعاریف گوناگونی برای گزارش ارائه شده است:

 

 

گزارش یک خبر توصیفی و تصویری است.

گزارش توصیح، تشریح و توصیف خبر است.

گزارش، توضیح و توصیف خبری است که اتفاق افتاده است.(همان،۲۷۳)

انواع گزارش عبارتند از: گزارش خبری، گزارش از مکان، گزارش از شخص، گزارش سفر و گزارش تحقیقی.
گزارش تحقیقی گونه‌ای از گزارش است که مبتنی بر تحقیق پر دامنه در موضوعات مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. لذا باید مستند و واقعی باشد. (همان، ۳۰۰-۲۹۹)
عکس مرتبط با اقتصاد
۳-۳-۷ خبر تلویزیونی
امّا اهمیت و ویژگی ممتاز اخبار تلویزیونی در یک ویژگی فیزیولوژیکی در انسان است: «براساس بررسی‌های انجام گرفته، ۸۰ درصد اطلاعات یک فرد از طریق چشم و بقیه از طریق گوش و سایر حواس دریافت می‌شود.» (همان، ۲۰)
گردآوری و پردازش خبر در تلویزیون یک کار گروهی است. این گروه متشکل از خبرنگار به عنوان مسئول گروه خبری و راوی رویداد، تصویربردار، کارگردان هنری (و تهیه کننده تصویر) و صدا بردار است. (عباسی، ۱۳۸۸، ۱۹)
بولتن خبری انواع مختلفی دارد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق محف

 

نظر دهید »
شئون رسالت حضرت عیسی علیه السلام از نگاه قرآن و عهد جدید- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

«haqqôsēm، הַקֹּוסֵ מ »: برای یک بار نیز در کتاب یوشع از واژه غیب گو و جادوگر، برای نامیدن بلعام استفاده شده است و در ترجمه فارسی به فالگیر و به عربی العرّاف ترجمه شده است «یوشع ۱۳: ۲۲»:
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

וְאֶת־בִּלְעָ֥ם בֶּן־בְּעֹ֖ור הַקֹּוסֵ֑ם הָרְג֧וּ בְנֵֽי־יִשְׂרָאֵ֛ל בַּחֶ֖רֶב אֶל־חַלְלֵיהֶֽם
ترجمه انگلیسی:
Balaam also the son of Beor, the soothsayer, did the children of Israel slay with the sword among them that were slain by them.
ترجمه عربی:
وَبَلْعَامُ بْنُ بَعُورَ الْعَرَّافُ قَتَلَهُ بَنُو إِسْرَائِیلَ بِالسَّیْفِ مَعَ قَتْلاَهُمْ.
ترجمه فارسی:
و بلعام بن‌بعور فالگیر را بنی‌اسرائیل در میان کشتگان به شمشیر کشتند.
در لسان العرب در ذیل واژه عرّاف چنین آمده است:
عراف یعنی کاهن. به معنی منجم و غیبگو نیز آمده است.
ترجمه: عراف: کاهن و در حدیث پیامبر آمده هر کس پیش غیبگو رفته و درباره چیزی از او سوال کند نمازش به مدت چهل روز از او قبول نمی‌شود. عراف به معنی طبیب نیز آمده است.
در مجمع البحرین نیز آمده:
ترجمه: عراف خبر از گذشته می‌دهد و کاهن خبر از گذشته و آینده می‌دهد.
القاموس المحیط آورده است که:
الکاهِنُ، والطَّبیبُ
به هر ترتیب یکی از معانی عراف کاهن است که با معنی نبی که خبر از امورات غیبی می‌دهد می‌تواند معنای مترادفی داشته باشد.

 

 

رسول : در عهد عتیق واژه رسول در این آیات آمده است:

«زیرا که لبهای کاهن می‌باید معرفت را حفظ نماید تا شریعت را از دهانش بطلبند چونکه او رسول یَهُوَه صبایوت می‌باشد».[۸۸]
«اینک من رسول خود را خواهم فرستاد و او طریق را پیش روی من مهیا خواهد ساخت و یَهُوَهی که شما طالب او می‌باشید ناگهان به هیکل خود خواهد آمد یعنی آن رسول عهدی که شما از او مسرور می‌باشید. هان او می‌آید! قول یَهُوَه صبایوت این است».[۸۹]
در متن عبری این واژه «malə’āḵ מַלְאָךְ» آمده است که در انگلیسی به «messenger» ترجمه شده است و در فارسی و عربی به رسول ترجمه شده است مفسرین عهد جدید مثل آلبرت بارنس و یعقوب تادرس معتقدند این رسول همان یحیای معمدان می‌باشد که بشارت به آمدن مسیح می‌داده است.[۹۰]

 

معنای رسول در عهد جدید:

لغت فوق به معنای فرستاده و پیام آور می‌باشد. این واژه کاربردهای مختلفی در عهد جدید دارد که یکی از کاربردهایش به معنی شاگرد و حواری حضرت عیسی علیه السلام و مبلغ انجیل است که معادل واژه یونانی «apostolos» است و در انگلیسی Apostle می‌باشد. برای معنی فرستادگی نیز از لفظ «messenger» در زبان انگلیسی استفاده می‌شود که به معنی پیامبر است. دایره المعارف بریتانیکا Apostle را شخص فرستاده شده معنی می‌کند و ادامه می‌دهد:
هریک از دوازده حواری که توسط عیسی مسیح علیه السلام انتخاب شده‌اند. این اصطلاح گاهی هم برای دیگران استعمال می‌شود مخصوصا پولس که چند سال پس از مرگ عیسی علیه السلام به مسیحیت درآمد.[۹۱]
در کتاب تفسیر کاربردی عهد جدید به معنای پیامبر بودن رسول نیز توجه کرده و درباره رسول چنین آورده است:
برای درک مفهوم و معنی رسول در دوران عهد جدید، ضروری است که به ادبیات باستان و یهود، بطور همزمان نگاه کنیم. در یونان باستان، یک تفاوت اساسی بین پیامبر و رسول وجود داشته است. یک رسول نه تنها پیامبر بوده بلکه نماینده و نشان دهنده شخصی بوده که او را فرستاده است. در دوران اولیه یهودیت، رسول به شخصی گفته می‌شد که از طرف پدر، سالار قوم یا پادشاه برای جمع آوری موقوفات و نذریات، برای یهودیان آواره و نیازمند، فرستاده می‌شده است.برای درک مفهوم کلمه رسول در عهد جدید، احتیاج نیست که بصورتی عمیق، عهد جدید را مورد بررسی قرار دهیم. برای کشف منشاء اینکه چرا مسیحیان از این لغت استفاده می‌کرده‌اند، می‌توانیم بدون درنگ به مفهوم طبیعی آن مراجعه کنیم. رسول اصطلاحی بود که توسط مسیح استفاده می‌شد، باید به یاد داشته باشیم که آن لغتی آرامی بوده که معادل معنی اصلی کلمه یونانی بوده است.
در موسوعه الکتاب المقدس بخش قاموس کتاب مقدس در ذیل واژه رسول چنین آورده است:
رسول یعنی مبعوث و در دو مورد به کار می‌رود:

 

 

هر شخصی که درباره کار مهمی فرستاده می‌شود.

۲- و اسمی است که به خاطر صفت خاصی که در شاگردان عیسی مسیح علیه السلام است به آنها اطلاق می‌شود. آنها دوازده نفر هستند و انتخاب شده‌اند تا حوادث دوران حیات زمینی عیسی علیه السلام را مشاهده کنند و آن حوادث را بعد از قیام عیسی علیه السلام به دیگران روایت کنند و بر عیسی علیه السلام در برابر عالم زمانیکه روح القدس بر آنها حلول کند شهادت دهند.
این منبع مسیحی بعد از اینکه کاربرد رسول را بیان می‌کند به بحث مصداقی برای این کلمه می‌پردازد و در نهایت علاوه بر اینکه بر شاگردان و مبلغان حضرت عیسی علیه السلام رسول اطلاق کرده چنین آورده است:
ترجمه: پنجم: عیسی علیه السلام نیز رسول نامیده می‌شود زیرا او از طرف پدر برای نجات بشر فرستاده شده است و در چهل و دو موضع از انجیل یوحنا مسیح از خودش اینطور خبر می‌دهد که از طرف پدر فرستاده شده است.[۹۲] در متون عربی «ارسلنی به معنی فرستاده است مرا» آمده که همان معنی رسول از فعل عربی آن قابل استفاده است.
با این توصیفی که از الفاظ پنج گانه نبی، رائی، حوزه، غیبگو و رسول شد و کاربرد آنها در عهدین مطرح شد بدون شک عیسی علیه السلام از نگاه عهد جدید به عنوان اینکه مامور خدا است، رسول است و با توجه به چهار لفظ اول به عنوان کسی که از امورات غیبی خبر می‌دهد و کلام خدا را دریافت می‌کند یک نبی است و مصداق کامل برای الفاظ پنج گانه می‌باشد.

 

مصادیقی از شأن نبوتی و رسالتی حضرت عیسی علیه السلام

مقصود ما از شأن نبوتی و رسالتی تمام کارهای آن حضرت است که مربوط به پیامبری ایشان است و آن کارها لازمه پیامبری هستند. نظیر اخبار غیبی و پیشگویانه، ارائه دین درست و راه درست به مردم و معجزه و هر جنبه که در این راستا بگنجد. در همین راستا نمونه‌هایی از آن افعال و گفتار را می‌آوریم.

 

شفاها و معجزات

یکی از شئون پیامبران جاری شدن معجزه بدست آنهاست معجزه یا برای نمایاندن قدرت خدا برای قانع کردن خصم است و یا برای اثبات حقانیت پیام خود و یا برای مشکل گشائی از بندگان، که مورد اول و دوم را می‌توان به معجزه اژدهای حضرت موسی اشاره کرد و برای مورد سوم، شکافته شدن دریا برای نجات بنی اسرائیل از چنگال فرعون. حضرت عیسی علیه السلام نیز به عنوان یک پیامبر دارای معجزات زیادی است که مواردی از آنها در عهد جدید و مواردی نیز در قرآن بیان شده است هر چند درباره اصل معجزات حضرت عیسی علیه السلام بین قرآن و عهد جدید اختلافی نیست اما مصادیق معجزات در مواردی متفاوتند معجزات آن حضرت در قرآن در فصل بعد تحت شأن نبوتی و رسالتی خواهد آمد و در اینجا فقط به معجزات آن حضرت در عهد جدید خواهیم پرداخت.
حضرت از اولین روزهای تبلیغش در کنار مردم دردمند و نیازمند بود و با قدرت الهی به آنها کمک می‌کرد. ایشان که بیشتر معجزاتشان از طریق شفا دادن به مریضان روحی و جسمی و زنده کردن مردگان بود شفا و زنده کردن را از کسی دریغ نمی‌کرد.
«و عیسی در تمام جلیل می‌گشت و در کنایس ایشان تعلیم داده به بشارت ملکوت موعظه همی‌نمود و هر مرض و هر درد قوم را شفا می‌داد. و اسم او در تمام سوریه شهرت یافت و جمیع مریضانی که به انواع امراض و دردها مبتلا بودند و دیوانگان و مصروعان و مفلوجان را نزد او آوردند و ایشانرا شفا بخشید. و گروهی بسیار از جلیل و دیکاپولِس و اورشلیم و یهودیه و آنطرف ا‌ُرد‌ُن در عقب او روانه شدند».[۹۳]

 

اتمام تورات

قوانین و دستورات الهی دو ویژگی مهم دارند یکی تدریجی بودن آن قوانین است که بشر به حسب ظرفیت و استعداد خود در طول تاریخ از قوانین و دستورات الهی برخوردار می‌شده است این مطلب را می‌توان در شریعتی که خداوند به حضرت نوح و ابراهیم و موسی علیهم السلام داده دریافت زیرا احکام و دستورات الهی به تدریج از زمان حضرت نوح و به مرور زمان توسعه یافته تا اینکه در زمان حضرت موسی قوانین و فرامین الهی بسیار پیچیده و متنوع شده بود این ویژگی نشان دهنده نوعی تکامل در قوانین و فرامین الهی به حسب رشد و ظرفیت و استعداد بشر بوده است. ویژگی دوم این است که قوانین و فرامین الهی نبایستی توسط هیچ کسی تغییر یابند مگر از طرف خدا و به واسطه پیامبران. این پیامبران هستند که این وجاهت و حجیت را دارند که بر حسب دستور خدا می‌توانند فرامین جدید را به مردم ابلاغ نمایند و به غیر از ایشان هیچ کسی هرچند که از فقها باشند حق ندارند قوانین را تغییر داده و حدود دین را توسعه یا تضییق نمایند. با این توضیح مشخص می‌شود که پیامبر می‌تواند با اجازه و دستور خدا دین قبلی را طبق مصلحت الهی اتمام، تکمیل و یا در مواردی که از اصول ثابته نباشد نسخ نماید. حضرت عیسی علیه السلام نیز حائز این حجیت است که بتواند دین و کتاب قبلی را توسعه یا تضییق یا اتمام یا تکمیل نماید و این می‌تواند از شأن پیامبری حضرت عیسی علیه السلام نشأت بگیرد.
یکی از شئون مهم پیامبری حضرت اتمام تورات و صحف انبیاء است که خود درباره آن چنین می‌گوید:
«گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا صُحف انبیا را باطل سازم. نیامده‌ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم. زیرا هرآینه به شما می‌گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود».[۹۴]

 

معنای اتمام

اتمام در اینجا می‌تواند معانی متعدد را داشته باشد اما تنها قرائتی که می‌تواند در نظر مسیحیت درست باشد این است که اتمام در اینجا اتمام معنوی است.
تفسیر کاربردی عهد جدید در ذیل این آیه چنین بیان می‌کند:
«عیسی نیامد تا تورات و انبیاء، یعنی تعالیم عهد عتیق را بی اعتبار سازد. وی آمد تا آنها را تمام کند یا جامه عمل بپوشاند. وی آمد تا هم تورات و هم نوشته‌های انبیاء را متحقق سازد».
در ادامه این سوال را مطرح می‌کند که عیسی علیه السلام تورات را چگونه تمام کرد؟
جواب می‌دهد:
«یهودیان عیسی علیه السلام را نپذیرفتند و او را متهم کردند که شریعت موسی را نقض کرده‌است. اما اتهام آنها دروغ بود. خود ایشان بودند که شریعت را نقض می‌کردند. آنان ظاهراٌ از آن پیروی می‌کردند، نه باطناً. عیسی علیه السلام نشان داد که تورات نه تنها در اعمال ظاهری، بلکه باطنا نیز باید به‌جا آورده شود ».
این تفسیر تمام کردن تورات را عمل به باطن شریعت می‌داند و در ادامه این سوال را مطرح می‌کند که او چگونه کلمات عهد عتیق را جامه‌ی عمل پوشاند؟
جواب می‌دهد:
«بدین طریق که تمامی پیشگوییهایی را که در آن در مورد عیسای موعود یعنی نجات دهنده آمده بود، در زندگی شخصی‌اش متحقق شدند. انبیاء نبوت کرده بودند که مسیح در راه گناهان انسانها خواهد مرد و مجازات گناهان آنان را بر دوش خواهد گرفت «اشعیا۵۳: ۵-۶، مرقس۱۰: ۴۵». مسیح زندگی خود را قربانی ساخت «لاویان۵: ۱۴-۱۶، اشعیا۵۳: ۱۰»؛ یعنی زندگی خود را در راه ما فدا کرد تا گناه ما را بردارد. همه اینها هنگامی که عیسی علیه السلام بر روی صلیب جان سپرد، جامه عمل پوشید.[۹۵]
در آیه دیگری حضرت از به کمال رساندن کاری سخن می‌گوید که خودش هیچ اشاره‌ای به ماهیت آن کار نمی‌کند و این خود می‌تواند جنبه دیگری از پیامبری ایشان را بیان کند.
«من بر روی زمین تو را جلال دادم و کاری را که به من سپردی تا بکنم به کمال رسانیدم». [۹۶]
بی شک معنی کمال نیز در اینجا می‌تواند معانی متعدد داشته باشد اما قرائت درست در نظر مسیحیت این است که کمال در اینجا به معنی فدا شدن مسیح بر روی صلیب است.
تفسیر کاربردی عهد جدید در تفسیر این آیه می‌گوید: «عیسی علیه السلام هر کاری را که خدا به او محول کرده بودتا بر روی زمین انجام دهد، بطور کامل به انجام رساند. لیکن کار عمده‌ای که خدا بر روی دوش مسیح گذاشته بود، مردن بر روی صلیب بود تا بشر نجات یابد».[۹۷]
در آیه دیگری حضرت خود را مالک سبت می‌داند و نه تنها با این جمله می‌خواهد بیان کند که تنها اوست که مرجع اعمال حرام و غیر حرام روز سبت است. وقتی فریسیان دیدند که شاگردان او در روز سبت با دست خوشه می‌چینند و می‌خورند به او اعتراض کرده و حرمت این روز را برای او متذکر می‌شوند اما حضرت علاوه بر اینکه به عمل حضرت داود و اعمال کاهنان در روز سبت اشاره کرد، خود را مالک سبت نیز معرفی می‌کند و اتفاقا این مورد نشان می‌دهد که حق قانون گذاری و تفسیر قوانین مربوط به روز سبت از آن ایشان است.
«در آن زمان عیسی در روز سبت از میان کشتزارها می‌گذشت و شاگردانش چون گرسنه بودند به چیدن و خوردن خوشه‌ها آغاز کردند. اما فریسیان چون اینرا دیدند بدو گفتند: اینک شاگردان تو عملی می‌کنند که کردن آن در سبت جایز نیست. ایشانرا گفت: مگر نخوانده‌اید آنچه داود و رفیقانش کردند وقتی که گرسنه بودند؟ چطور به خانه خدا در آمده نانهای تَقدِمه را خورد که خوردن آن بر او و رفیقانش حلال نبود بلکه بر کاهنان فقط. یا در تورات نخوانده‌اید که در روزهای سبت کَهنَه در هیکل سبت را حرمت نمی‌دارند و بی‌گناه هستند؟ لیکن به شما می‌گویم که در اینجا شخصی بزرگتر از هیکل است‌! و اگر این معنی را درک می‌کردید که رحمت می‌خواهم نه قربانی بی‌گناهان را مذمت نمی‌نمودید. زیرا که پسر انسان مالک روز سبت نیز است».[۹۸]

 

اخبار غیبی و پیشگویی

خبر از غیب یکی از ملاکهای نبی در نگاه قرآن و عهدین است در این قسمت مواردی از عهد جدید را می‌آوریم که در آنها حضرت عیسی علیه السلام از غیب خبر داده و پیشگویی کرده‌اند.

 

خبر از ظهور انبیاء دروغین

حضرت عیسی علیه السلام از ظهور انبیاء دروغین و مدعیان نام مسیح غافل نشده و در جمع مردم خطر این افراد را به آنها متذکر شده و راه نفوذ آنان، که با اقامه کارهایی شبیه معجزه و آیات الهی، به دلهای مردم است را نشان می‌دهد و شدت این خطر را بحدی اعلام می‌کند که حتی ممکن است بزرگان قوم هم فریب این افراد را بخورند:
«پس هرگاه کسی به شما گوید اینک مسیح در اینجاست یا اینک در آنجا‌ باور مکنید. زانرو که مسیحان دروغ و انبیاء کَذَبه ظاهر شده آیات و معجزات از ایشان صادر خواهد شد بقسمی که اگر ممکن بودی برگزیدگان را هم گمراه نمودندی. لیکن شما برحذر باشید! اینک از همه امور شما را پیش خبر دادم»[۹۹]

 

اخباری از آینده خویش

حضرت عیسی علیه السلام در فاصله بین تعمید یافتن از حضرت یحیی تا عروجش اخباری از آینده داده است که قسمتهایی از این اخبار در همین فاصله بر طبق ادعای مسیحیت به وقوع پیوسته و قسمتهای دیگر در آینده رخ خواهد داد. ایشان با عبارتهایی اخباری مربوط به خود از جمله غیبت چند روزه که بر اثر تصلیب روی خواهد داد و بازگشت به پیش شاگردان بعد از مرگ بر روی صلیب، زنده شدن و عروج و همچنین آزار دیدن در زمان دستگیری، از جمله اخباری هستند که تا زمان عروجش اتفاق افتاد. نمونه‌هایی از این اخبار را ذکر می‌کنیم:

 

نظر دهید »
تاثیر قرآن و حدیث در دیوان جمال¬الدین محمد¬بن عبدالرزاق اصفهانی ۹۲- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

(۲۴۲/۱۳-۱۵)
از دیدگاه جمال، شاعری ونویسندگی به تعطیل افتاده است. ارتزاق از طریق شاعری ممکن نیست وعمری را که در ستایش ممدوح سپری ساخته، آب در غربال پیموده است:
نه زممدوح هیچ بهروزی نه ز مخدوم هیچ پا داشتَن
نعمتِ این،گرسنگیِ شکم خلعتِ آن،برهنگی بدن
( ۷۸-۷۹)
هر قدر که فهم ودرک انسان بیشتر،و همت و اراده ای عالی داشته باشد،کمتر قانع می شود و از زندگی رضایت ندارد. بخصوص اینکه دارای طبع و قریحه شاعری باشد.
۲-۳-۲- نکوهش از مردم اصفهان
از مقوله سخنانی که در عُرف و اصطلاح ارباب ادب «شهر آشوب» و«شهرانگیز» و«عالم آشوب»نامیده می شود وشاعران ضمنِ آن به نکوهش شهر وسرزنش مردم آن پرداخته اند.در دیوان اشعار جمال، در مورد اصفهان فراوان می یابیم و می خوانیم. این قبیل اشعار، علاوه بر جنبه تفنّن و طبع آزمایی و صفایِ قریحه شاعرانه جمال الدین محمدبن عبدالرزاق، از نظر اجتماعی ومطالعه اوضاع واحوال وشناخت مردم اصفهان که او در میان آنها زندگانی کرده است، نیز کمال اهمیت را دارد وبه عبارت دیگر این اشعار، جام تجلّی صفات مردم عصر او ونمودار روحیات عمومی واجتماعی مردمی است که شاعر در میان آنها به سر برده است.او از مردم زمانه با تعبیر«سگ صفتانِ آدمی صورت» یاد می کند وسخنان مردم عصر خود را عاری از حقیقت و یکسره مجاز می داند و احتراز از آنها را اَولا می شناسد(همان : ۸۰)
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
زین سگ صفتان آدمی صورت اَولی تر احتراز می بینم
هم وعده شان خلاف می یابم هم گفته شان مَجاز می بینم
(۲۵۱/۶-۷)
از مطالعه سرگذشت مردم اصفهان در طی تاریخ نیز، چنین بر می آید که یکی از خاصیّت های این محدوده جغرافیایی این است که هم مؤمنان دیندار حقیقی که سرمشق و اسوه اهل ایمان واخلاص واقع شده اند وهم ملحدان سرسخت که پیشوای ارباب الحاد و انکار بوده اند، هردو را درخود به حدّ کمال پرورش داده است… واصفهان در تمام طول تاریخ پر فراز ونشیب خود، میدان جنگِ عقاید و افکار متضاد ومهدپرورش دو فرقه متباین ومتناقض بوده است. جمال از اصفهان و اصفهانیان شکایت های بلیغ دارد و جای به جای در دیوان اوبه اشعاری برمی خوریم که از این نکته پرده برمی دارد. او خود را در زادگاهش ضایع وتباه حس می کند و در مقام تشبیه احوال خویشتن، چنین شِکوه بر می دارد:
چو دُر در قعر دریا،گشته مُهْمَل چو زر در خاک معدن، مانده ضایع
ضایع اندر وطن خویش چنانک مشک در نافه ودر درّ، صدفم
(همان :۸۱-۸۲)
جمال، در بدگویی از اصفهان، شعرهای زیادی دارد که در جاهای مختلف دیوان وی پراکنده شده اند. او با توجه به شعرهایی که در سرزنش مردم شهر خود سروده است، در یکی از اشعار خود، اصفهان را «خیرالبقاع»نامیده است:
همچنان کز یُمنِ کعبه، مکه شد خیر البلاد شد ز فرّمَسندِ تو، اصفهان «خیرالبقاع»
(۲۰۸/۱۳)
جمال در جایی دیگر،نسبت به اصفهان،اظهار دلتنگی می کند :
گرچه شرر زاید از آتش همی نیست بر آتش که شرر پَروَرَد
(۳۹۸/۴)
جمال الدین، علاقه خاصی به شهر و زاد وبوم خود، اصفهان دارد و در بعضی اشعار خود این علاقه قلبی خود را نشان داده است.
۲-۳-۳- نکوهشِ فضل و ستایش زر
دست اندر عنانِ فضل،مزن که کَرَم،پای در رکاب شده است
فضل بگذار کانکه زر اندوخت در جهان مالک الرّقاب شده است
حدیثِ فضل،رهاکن،که خاک بر سرِ فضل من این طریق سپرده،نِیَم قلیل وکثیر
راه وفا سپردم ودشمن گواه بس فضل وهنر گزیدم و اینم گناه بس
(دامادی، ۱۳۷۷ :۷۶-۷۸)
جمال الدین، با توجه به بی اعتبار بودن فضل وکرامت در روزگار وی، پول وثروت را دارای ارزش می داند.
فصل سوم :
پیشینه و شیوه ­های تأثیر پذیری از قرآن و حدیث
۳-۱- پیشینۀ تأثیر پذیری از قرآن و حدیث در ادب فارسی
در تاریخ ادب پارسی، سرودن شعر از ابتدای قرن سوم هجری آغاز شده است. دراین روزگاران شاعرانی همچون حنظلۀ بادغیسی، محمد بن وصیف، ابوحفص سغدی و… پا به عرصۀ شعر وشاعری گذاشتند. کم کم وبا گذشت زمان کودک نوپای شعر وادب پارسی، بعد از رشد نمو، جوانی بالغ وتنومند می شود. درآغاز قرن چهارم هجری شعر وادب پارسی به مرحلۀ رشد وبالندگی می رسد. تقریباً در سراسرکشور ایران آن روز، فرهنگ اسلام که خود برخاسته از قرآن وحدیث بود، به ژرفی وشگرفی ریشه دوانده بود وبا روح وخوی ایرانی هم سمت وسو و هم رنگ وبو شده بود. از سوی دیگر، همراه گسترش ریشه دار و ژرف فرهنگ اسلام، زبان عربی بیشترکه زبان قرآن واسلام بود، به قداست وافتخاری بزرگ دست یافت. درآن دوران، زبان عربی در ایران چنان گسترش یافت که زبان بومی ایرانیان را زبون خویش ساخت ودر مکتب، مسجد، مدرسه، دیوان، دربا، ودر میان اهل کتاب وقلم، زبان رسمی همگانی شد.کتابها به زبان عربی عربی نوشته می شدند ودرسها به این زبان گفته وآموخته می شد. وعظ وموعظه وراز نیاز ونیایش ونماز وقرائت قرآن به این زبان انجام می شد. عوامل ََذکر شده باعث شد تا زبان عربی نه تنها در مسجد ومدرسه که حتی در کوچه وبازار نفوذ یابد و لغات وواژگان عربی، برزبان پارسی گویان جاری شود وبا واژگانی زبان فارسی را گسترش وتوانایی بخشد وزمینۀ اثر پذیری های گوناگون فرهنگ فارسی از فرهنگ اسلامی ـ عربی را فراهم سازد. از همین روزگاران بود که کم کم بازار دانش اندوزی وعلم آموزی که بر محور قرآن وحدیث می چرخید، سخت رونق گرفت. دیری نپایید که از مدرسه ها، عالمان بزرگ برخاستند، کتابها نوشتند وعلم ودانش را به اوج رساندند. بسیاری از شاعران پارسی گوی درهمین مدرسه ها درس ها خوانده ودانش ها اندوخته بودند.آنها با لغت، صرف، نحو، بلاغت، بیان و معارف قرآنی وحدیثی آشنا شده بودند واز دوچشمۀ جوشان قرآن وحدیث، جامهه گرفته وجرعه ها نوشیده بودند. رواج گستردۀ زبان عربی درهمۀجهان اسلام به ویژه ایران، به این علت بود که کتاب خدا به این زبان نازل شده بود. قرآن از نظر بلاغت وهنر آن چنان گسترده بود که دسترس ناپذیر بود ودل از همگان به ویژه سخن شناسان وادب ورزان وذوق مندان می ربود وآنها را شیفتۀ این کتاب آسمانی می کرد. دانش پژوهان مسلمان، برای بازگشایی لایه های تودر توی قرآن، کوشش ها کردند وکتابها نوشتند. دومین چشمۀ جوشان معرف اسلام، حدیث، یعنی سخنان پیامبر اسلام (ص) ودیگر معصومین بود. حدیث از نظر مسلمانان، هرچند فروتر از کلام خدا اما فراتر از سخن بشر شمرده می شد. سخنان معصومین علاوه برظرافت بلاغی وزیبایی هنری، پر از حکمت ومعرفت بود. احکام ومعارفی که در قرآن به ایجاز واشاره از آنها یاد شده بود، در حدیث معصومین، به طور مفصل ومشروح توضیح داده شده بود. به همین خاطر، در کنار قرآن پ‍ژوهی، از همان آغاز، حدیث پژوهی نیز زونقی به سزا گرفت. افراد زیادی به حفظ حدیث کوشیدند وده ها وصدها حدیث را به حافظه سپردند. در کنار علوم قرآنی وقرآن پژوهی ،دانش رجال، فقه الحدیث، درایه الحدیث و….نیز در زمینه حدیث پژوهی قوّت گرفت. « بهره گیری از قرآن وحدیث در شعر وسروده، افزون براینکه نشانۀ دانشمندی وعلم اندوزی وروشنفکری بودواین خود گونه ای افتخار برای گوینده شمرده می شد، به دلیل قداست وحرمت مذهبی ومعنوی قرآن وو حدیث، به سرودۀ شاعر نیز گونه ای قداست وحرمت می بخشید وسخن آنها را برای مردمی که به قرآن وحدیث به دیدۀ حرمت مینگریستند، ارجمند تر وپذیرفتنی تر می ساخت. این نیز زمینۀ دیگری بود تا شاعران پارسی گوی به قصد تبرک وحرمت یا استناد واستشهاد، وگاه نیز به قصد نشان دادن علم وفضل خویش، سروده های خود را با قرآن وحدیث آذین بندند» (راستگو ، ۱۳۸۰ : ۵- ۶). «پیشینۀ بهره گیری واثر پذیری سخنوران پارسی از قرآن وحدیث، به آغاز پیدایی و پاگیری شعر فارسی یعنی نیمه های سدۀ سوم می رسد. این اندک سروده های بازمانده نیز چنان پراکنده وگسسته اند که نمی توان برپایۀ آنها در بارۀ چندی وچونی اثر پذیری شان داوری کرد. با این همه، نشانه هایی از اثر پذیری قرآنی ـ حدیثی را در کهن ترین سروده های فارسی می توان یافت. اگر گزارش تاریخ سیستان را در بارۀ نخستین شاعر پارسی گوی، محمد بن وصیف … بپذیریم که اول شعر پارسی اندر عجم او گفت وپیش از او کسی نگفته بود، پیشینۀ اثر پذیری از قرآن وحدیث به نخستین سرودۀ پارسی باز خواهد گشت؛ به همان قصیده که تاریخ سیستان آن را نخستین شعر فارسی دانسته واز آن شعر دراز که در سال ۲۵۱ یا کمی پس از آن سروده شد، تنها شش بیت را یاد کرده» (همان: ۶ ). «تجلی قرآن وحدیث در سروده های پارسی گویان سده های سوم وچهارم چندان گسترده تر وپر وپیمان نیست، از این روی که شعر فارسی هم دوران کودکی ونوجوانی خود را می گذراند وهم مایه ومضمون آن بیشتر برمحور مدح وستایش ویا عشق و غزل می چرخد واین مایه ها با قرآن و حدیث کمتر زمینۀ پیوند دارد؛ اما با گذشت زمان وگسترش شعر فارسی، به ویژه پیوند آن با ژاره ای از پدیده های فرهنگی که پیوند استوار ونزدیکی با قرآن و حدیث داشتند، و نیز پدیدآمدن پاره ای از سخنوران که افزون بر طبع توانای شاعری، در قرآن وحدیث ومعارف اسلامی نیز دستی پر توان وتوانی پر وپیمان داشتند، زمینه شد تا تجلی قرآن وحدیث در شعر فارسی گسترشی روز افزون یابد و سرانجام در سده های هفتم وهشتم به ویژه در مثنوی مولانا به اوج خود برسد» (همان:۶-۷) می توان گفت که تأثیر قرآن وحدیث در ادبیات فارسی، از نیمۀ قرن سوم هجری شروع شد ودر قرن های هفتم وهشتم به کمال رسید. «ادب فارسی از جهت گستردگی موضوعها وتنّوع آثار، در دنیا کم نظیر است زیرا از طرفی وارث فرهنگ وتمدّنی کهن است که نشانه هایش از قدیم ترین زمان برسینۀ کوهها نقش بسته ودر اوراق دفترها وکتابها باز مانده است و از سوی دیگر، زبان فارسی از زبان های عمدۀ اسلامی وبهره برنده از معارف انسان ساز قرآنی است که ظرفیت های مختلف خود را در انتقال معانی والای دینی وخلق تعبیرها وترکیب های مناسب نشان داده است. از این رو،دانستن قرآن وحدیث ودرک معنی ها ومضمون های والای آن لازم می نموده وپیوسته مورد نظر مردم به ویژه ادب دوستان ومنتقدان بوده است. متون عمدۀ ادب فارسی هم، مجموعه ای ازاشاره ها ونکته های دقیقی است که بدون داشتن آگاهی های خاص، دریافت معانی آنها امکان ندارد و بهره بردن از آموزش ها ـ حتی درک زیبایی ولذّت بردن از آنها بی وجود این آگاهی ها ممکن نمی شود؛ به این سبب آن که ادبیّات را برگزیده است ناگزیر باید مقدّماتی از دانش های مختلف را فرا گیرد، اصطلاحات عمدۀ هر فن را بداند، به جاذبه های مختلف و گونه های متفاوت بیانی توجه کند ونحوۀ کاربرد آنها را در نظر داشته باشد تا بتواند این معانی کلّی را دریابد ودر انتقال آنها به دیگران موفّق باشد» (راشد محصل،۱۳۸۹ :۱۷) نظامی عروضی در مورد علوم قرآنی می گوید: «غایت فصاحت قرآن، ایجاز لفظ واعجاز معنی است. هرچه فصحا وبلغا را امثال این تضمین افتاده است به درجه ای است که دهشت همی آرَد وعاقل وبالغ ازحال خویش همی بگردد» ( نظامی عروضی، ۱۳۶۳: ۲۳). « پاره ای از پدیده های فرهنگی که پیوند آنها با شعر فارسی، اثر پذیری ازقرآن وحدیث را گسترش وفزونی بخشیده، اینهاست :
الف ) شعررادر خدمت تبلیغ دینی نهادن وازآن چونان ابزاری برای ترویج مکتب یاری گرفتن؛ کاری که ناصر خسرو در سدۀ پنجم به گستردگی واستواری به سامان رساند.
ب ) شعر را قاب وقالب وعظ وپند واخلاق ساختن واز آن برای گرایش مردم به پاکی وپیراستگی وپرهیز آنان از پلیدی وپلشتی بهره گرفتن؛کاری که ناصرخسرو، جمال الدین عبدالرزاق، سنایی، خاقانی،عطار، مولوی، سعدی و… به گستردگی واستواری کرده اند.
ج ) شعر را جلوه گاه عرفان وتصوف ساختن وراه و رسم سلوک و مقامات تبتّل تافنا را بدان بیان کردن و مریدان راهرو را بدان پروردن و یافته­ های غیبی و جلوه های شهودی را بدان سرودن؛ کاری که سنایی،عطار،مولوی وحافظ به زیبایی وظرافت کرده اند .پیداست که هر سه مورد یاد شده با قرآن وحدیث پیوندی بسیار نزدیک واستوار دارند وسخنوری که بدین مقولات بپردازد،به ویژه اگر با قرآن وحدیث آشنایی بایسته داشته باشد، بی گمان بیشترین بهره ها از این دو سرچشمۀ معرفت ومذهب می گیرد» (راستگو، ۱۳۸۰: ۷).
۳-۲- شیوه های تأثیر پذیری ادبیات فارسی از قرآن و حدیث
۳-۲-۱- اقتباس:
«اقتباس در عصر لغت به معنی پرتو نور وفروغ گرفتن است، چنانکه پاره ای از آتش را بگیرند وبا آتش دیگر برافروزند، یا از شعلۀ چراغی، چراغ دیگر را روشن کنند وبه این مناسبت، فراگرفتن علم وهنر، وادب آموختن یکی را از دیگری اقتباس می گویند. ودر اصطلاح اهل ادب،آن است که حدیثی یا آیتی از کلام الله یا بیت معروفی را بگیرند وچنان در نظم ونثر بیاورند که معلوم باشد قصد اقتباس است نه سرقت وانتحال» (همایی، ۱۳۷۴: ۳۸۳- ۳۸۴ ). جمالدین اصفهانی گوید :
باد جاوید طوعاً اوکرهاً آسمان بندۀ مسخر تو (۳۱۳ / ۲۱)
۳-۲-۲- تلمیح:
«یعنی به گوشۀچشم نگریستن ودر اصطلاح بدیع آن است که گویند در ضمن کلام به داستانی یا مَثَلی یا ایه وحدیثی معروف اشاره کند» ولی عین آن را نیاورده باشد (همان: ۳۸۶).
این ابیات ازجمالدین اصفهانی:
بیاض روزی اگر فی المثل شود کاغذ دگرمداد شود جمله آبهای بحار
شوند موی براندمهای من همه دست قلم شود به جهان در هر آنچه اشجار
(۱۸۷ / ۱۲ – ۱۳)
تلمیح است به ترتیب به آیۀ ۲۷ سورۀ لقمان وآیۀ ۱۰۹ سورۀ کهف :
« وَ لَوْ اِنَّما فیِ اْلاْرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أقْلامٌ وَ الْبَحْرُ یَمُدُّ هُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللهِ اِنَّ اللهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ» (و اگر همه درختان روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد وهفت دریاچه به آن افزوده شود (اینها همه تمتم می شود ولی) کلمات خدا پایان نمی گیرد. خداوند عزیز وحکیم است).
۳-۲-۳- تضمین:
«در علم بدیع عبارت این است که سخنور آیه و یا حدیث ویا مصراع وبیتی ویا عبارتی از شعر یانوشته دیگری در بین نوشته خود بیاورد ودر صورتی که مشهور نباشد،نام گوینده آنها را نیز ذکر کند (مؤذنی، ۱۳۷۵: ۳۲ ). سید محمد راستگو در کتاب تجلی قرآن وحدیث، اقتباس وتضمین را هردو، یکی دانسته و می گوید: «در این شیوه،گوینده گزاره ای یعنی عبارتی قرآنی یا روایی را با همان ساختار عربی بی هیچ گونه تغییر ودگرگونی یا با اندک تغییری که درتنگنای وزن وقافیه از آن گریز وگزیری نیست در سخن خود جای می دهد. .
۳-۲-۴- ارسال المثل:
«ارسال المثل آوردن عبارتی مشهور یا پند آمیز وحکمت آموز است که تمثّل بدان درست باشد وباعث استواری بنیه سخن وآرایش کلام گردد» (راشد محصل، ۱۳۸۹: ۲۷).
این بیت از مخزن الاسرار نظامی ص ۳۴ :
کیست در این دایره دیر پای کولِمَن الملک زند جز خدای
مَثَل برگرفته از آیه ۱۶ سوره مومن است که می فرماید: ِمَنِ الْملکُ الْیومَ لِلّه الواحِدُ القَهَّار(آن روز پادشاهی از آن کیست؟ از آن خداوند قاهر یکتا).
۳-۲-۵- اشاره:
«اگر بتوانیم یا الفاظی اندک، شنونده را بر معانی بسیار آگاه کنیم چنین صنعتی را اشاره می گویند. اشاره ممکن است به آیه، حدیث، داستان یا غیر آن باشد» (همان: ۲۸).
ای مذهب ها زبعثت تو چون مکتب ها به عید نوروز ( ۹ / ۵ )
۳-۲-۶- درج:
« درج از گونه های اقتباس است که گوینده در مقام تبلیغ ووعظ از آیات واحادیث بهره می برد وآن را به صورت نقل یا غیر آن روایت می کند» (راشد محصل، ۱۳۸۹: ۳۰)
مولانا در دفتر پنجم بیت ۷۶۹ گفته است :
گفت اَنْظِرنی اِلی یَومِ الجَزا کاشکی گفتی که تُبْنا ربَّنا ( ۵/ ۷۶۹ )
که ناظر بر آیۀ ۱۴ سورۀ اعراف آیۀ ۳۶ سورۀ حجر وآیۀ ۷۹ سورۀ ص است: (شیطان گفت: مرا تا روز قیامت مهلت بده).
۳-۲-۷- عقد:
«عقد ازجملۀ درج واقتباس است زیر در این صنعت هم، آیه یا حدیث یا حکمت ومَثَل را با تمام الفاظ یا بخشی ازآن در نظم ونثر می اورند» (همان: ۳۱).
مانند این بیت از هفت اورنگ :

 

 

نظر دهید »
تأثیر مکمل‌سازی کوتاه مدت کراتین بر آمونیاک خون و برخی شاخصهای عملکردی و ساختاری در تکواندوکاران نوجوان- قسمت ۱۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

رشته ورزشی

 

 

زیر ۱۱ سال

 

 

۱۵-۱۱

 

 

۱۵ سال به بالا

 

 

زیر ۱۱ سال

 

 

۱۵-۱۱

 

 

۱۵ سال به بالا

 

 

 

انرژی زیاد – وزن کم
(تکواندو، کشتی، دوی استقامت، ژیمناستیک )

 

 

۹-۷
درصد

 

 

۸-۶
درصد

 

 

۷-۵
درصد

 

 

۱۵-۱۳ درصد

 

 

۱۴-۱۲ درصد

 

 

۱۳-۱۱ درصد

 

 

 

انرژی متوسط – وزن متوسط
(ورزشهای تیمی، تنیس)

 

 

۱۱-۹
درصد

 

 

۱۰-۸
درصد

 

 

۹-۷ درصد

 

 

۱۷-۱۵ درصد

 

 

۱۶-۱۴ درصد

 

 

۱۵-۱۳ درصد

 

 

 

انرژی کم – وزن زیاد
(فوتبال آمریکایی، وزنه برداری، پرتاب دیسک)

 

 

۱۳-۱۱ درصد

 

 

۱۲-۱۰ درصد

 

 

۱۱-۹
درصد

 

 

۱۹-۱۷ درصد

 

 

۱۸-۱۶ درصد

 

 

۱۷-۱۵ درصد

 

 

 

 

 

مردان

 

 

زنان

 

 

۲-۲-۷- سرعت
سرعت از قابلیت­هایی است که تأثیر عمده­ای بر عملکرد ورزشی دارد. شخصی که می ­تواند سریع­تر بدود، با قدرت­تر و سریع­تر پرتاب کند، سریع­تر تغییر جهت دهد، به طور ناگهانی­تر متوقف شود و از حریف خود زودتر شتاب گیرد، احتمالاً ورزشکار موفق­تری است. به مدت زمانی که یک دونده با حداکثر سرعت مسافت معینی را طی می­ کند یا یکی از اعضاء بدن خود را به حرکت در می­آورد، سرعت عمومی و سرعت عضوی گفته می­ شود. سرعت قابلیتی است که ورزشکار را قادر می­سازد تا بدن خود را با سرعت و هماهنگی هر چه تمام تر به حرکت درآورد و با توجه به این که سرعت محصول شتاب و حداکثر سرعت است، معمولاً حداکثر سرعت در بین فواصل ۳۰ یارد (۵/۳۳ متر) تا ۵۰ یارد (۵/۵۵ متر) نمودار می­ شود. از طرف دیگر، افزایش سرعت کار ساده­ای نیست، حتی افزایش سرعت بیش از ۱۰ درصد، پس از سالها تمرین اختصاصی کار خارق­العاده و شگفت­انگیزی است. بنابراین چون عوامل به وجود آورنده سرعت دقیقاً مشخص نبوده، چگونگی افزایش آن را دقیقاً نمی­توان تعیین کرد. به احتمال زیاد سرعت بسته به تغییراتی است که در دستگاه عصبی مرکزی پدیدار می­ شود و در این رابطه به کارگیری واحدهای حرکتی را آسان می­ کند و این خود موجب پاسخ سریع به تحریکات خارجی و هماهنگی بهتر و همه جانبه در الگوی حرکتی می­ شود.
دوریس[۳۸](۱۹۷۴) می­گوید: سرعت نتیجه دو نیروی مثبت (انقباض عضلات) و نیروی منفی (مقاومت آب و هوا، جاذبه زمین، اصطکاک و….) می­باشد، کاهش تاثیر نیروهای منفی یا افزایش نیروی مثبت و یا مجموعه این دو عامل موجب افزایش سرعت می­ شود. به طور کلی کلید بهبود سرعت، در اجرای سریع­تر حرکات نسبت به سرعت طبیعی آنهاست. این عمل به دستگاه اعصاب کمک می­ کند تا بر عوامل بازدارنده غلبه نماید و نتیجه آن، اجرای حرکت با سرعت بیشتر است (فاکس، ۱۳۷۸).
۲-۲-۷-۱- انواع سرعت و آزمونهای آن
توجه اکثر مربیان و ورزشکاران معمولاً بر سرعت اجرا متمرکز می­باشد. با وجود این باید توجه داشت که سرعت اجرا خود از دو بخش اصلی، سرعت عکس العمل[۳۹] و سرعت عمل[۴۰] (سرعت حرکت) تشکیل شده است. سرعت عکس­العمل عبارت است از فاصله زمانی بین ارائه محرک و شروع حرکت، در حالی که سرعت عمل به فاصله زمانی بین شروع حرکت و کامل کردن حرکت توجه دارد. به عبارت دیگر سرعت عمل عبارت است از کوتاهترین فاصله زمانی که شخص بتواند بدن یا قسمتی از بدن را یک یا چند مرتبه در فضا به حرکت در آورد. به مجموع این دو ” سرعت اجرا یا سرعت پاسخ “[۴۱] می­گویند و آن عبارت است از زمان بین ارائه محرک و انجام کامل حرکت. در حالی که در یافته­ های محققین، تناقص و عدم توافق به چشم می­خورد، ولی روشن شده است که غالب ورزشکارانی که از سرعت عکس العمل خوبی برخوردارند، دارای سرعت عمل عادی می­باشند. بالعکس ورزشکارانی که دارای سرعت عکس العمل کندی می­باشند از سرعت عمل بالایی برخوردارند. بنابراین سرعت عمل و عکس­العمل الزاماً در یک فرد جمع نمی­شوند. همچنین عده­ای نیز وجود دارند که هم دارای سرعت عکس العمل بسیار سریع و هم دارای سرعت عمل زیادی هستند.
واحد اندازه ­گیری سرعت، در هر حال، واحد زمان است ولی نحوه اندازه ­گیری آن متفاوت است. برای اندازه ­گیری سرعت عمل، سرعت عکس­العمل یا هر دو از آزمونهای مختلف و وسایل مختلف از قبیل: کرونومتر، تجزیه و تحلیل حرکات با فیلم[۴۲]، چشم الکترونیکی و ابزارها دیگر استفاده می­ شود. دوهای سریع و کوتاه مانند: دوی ۳۰ متر، دوی ۴۵ متر، دوی ۳۰ یارد و آزمون ۴۰ یارد سرعت، بهترین آزمونها برای اندازه ­گیری سرعت حرکت می­باشد در حالی که برای اندازه ­گیری سرعت عکس­العمل از وسایل آزمایشگاهی استفاده می­ شود(مجبی و همکاران، ۱۳۹۱).
۲-۲-۷-۲- عوامل موثر بر سرعت
الف. سن: تحقیقات مختلف نشان می­دهد که با افزایش سن، زمان عکس­العمل کندتر خواهد شد و سریع­ترین زمان عکس­العمل در سنین ۲۰ تا ۲۵ سالگی حاصل می­ شود.
ب. جنس: تحقیقات نشان می­دهد که سرعت عکس­العمل و سرعت عمل مردها در تمام سطوح سنی سریع­تر از زنان است و به نظر می­رسد که این ویژگی با تمرین تغییر نمی­ کند. در یک آزمایش سرعت حرکت دست زنان ۱۷ درصد کمتر از مردان تخمین زده شده است و چنانچه طول عضو دخالت داده شود، این مقدار به ۵ درصد تنزل می­یابد.
پ. حرارت: به طور کلی ثابت شده است که با افزایش درجه حرارت بدن، سرعت انقباض به خاطر کاهش چسبندگی تارهای عضلانی تا حدی بالا می­رود. به طوری که هیل[۴۳] مدعی است با افزایش دو درجه سانتیگراد به حرارت بدن، سرعت انقباض به میزان ۲۰ درصد بالا خواهد رفت.
ج. جهت حرکت: جهت حرکت نیز در سرعت انقباض تاثیر دارد. سرعت دویدن به جلو بیشتر از دویدن به عقب است ولی تنها بین سرعت حرکت بازو به جلو وعقب ارتباط نزدیکی وجود دارد.
چ. توان: اگر اهرمهای حرکتی به یک اندازه باشند، سرعت حرکت به سرعت انقباض عضلات بستگی مستقیم خواهد داشت و این نیز با توجه به رابطه سرعت× نیرو = توان به همان مقدار به افزایش توان کمک می­ کند.
ح. قدرت: هر چه قدرت بیشتر باشد، تاثیر آن بر سرعت بیشتر خواهد بود و هر چه جسم سبکتر باشد قدرت تاثیر کمتری بر سرعت انقباض خواهد داشت.
خ. وراثت: سرعت عاملی است که شدیداً تحت تاثیر وراثت قرار دارد. به عبارت دیگر دوندگان خوب از مادر زاده می­شوند نه این که بر اثر تمرین به دوندگان خوب تبدیل می­شوند.
د. تمرین: سرعت عمل تا حد زیادی توسط تار عضلانی و مهارت عصبی عضلانی تعیین می­ شود. تحقیقات نشان می­دهد که تارهای تند انقباض یک عامل ژنتیکی است و نمی­توان با تمرین تغییری در آنها ایجاد کرد، اما سرعت عمل را می­توان از طریق افزایش مهارت عصبی عضلانی، تمرینات اختصاصی سرعتی (با توجه به اصل ویژگی تمرین) و نیروی مقاومتی کم و تمرینات مربوط به توان افزایش داد. با وجود این، افزایش سرعت بیش از ده درصد، پس از سالها تمرین کار خارق­العاده و شگفت­انگیزی است.
ذ. محرک: هر قدر محرک قوی­تر باشد، عکس­العمل سریع­تر خواهد بود. اگر همه عوامل دیگر یکسان باشند، نور شدیدتر، صداهای بلندتر، ضربه­های دردناکتر، شوکهای الکتریکی قویتر (تا یک حد معین)، دستور العمل­های واضح­تر باعث ایجاد عکس­العمل­های سریعتر از سوی ارگانیزم پاسخ­دهنده انسان خواهند شد.
ر. سایر عوامل: از عوامل دیگر موثر بر سرعت می­توان به میزان پیچیدگی حرکت، میزان آمادگی ارگانیزم برای پاسخ، عوامل بیومکانیکی (طول گام و تواترگام)، افزایش هماهنگی عصبی عضلانی و نوع بدن اشاره کرد (مجبی و همکاران، ۱۳۹۱).
۲-۲-۸- چابکی

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 248
  • 249
  • 250
  • ...
  • 251
  • ...
  • 252
  • 253
  • 254
  • ...
  • 255
  • ...
  • 256
  • 257
  • 258
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • آراء و نوآوری‌ های فلسفی- منطقی ویلفرد سلرز- قسمت ۱۰- قسمت 2
  • بررسی-مسائل-استراتژیک-و-ترسیم-نقشه-استراتژی-برای-دفاتر-پیشخوان-دولت-با-استفاده-از-مدل-های-SWOT-و-BSC- قسمت ۷- قسمت 2
  • شناخت اثربخشی آموزش های ضمن خدمت کارکنان فرماندهی انتظامی استان مازندران- قسمت ۲۵
  • تاثیر ۶ هفته تمرینات دایره ای پلایومتریک بر برخی از فاکتورهای آمادی جسمانی دانش آموزان کشتی گیر منطقه ۱۱ شهر تهران- قسمت ۳
  • معامله اعضاء بدن انسان در حقوق ایران و فقه امامیه با مطالعه تطبیقی در حقوق انگلستان- قسمت ۸
  • نحوه نظام حل و فصل اختلافات در سازمان تجارت جهانی- قسمت ۷
  • تحلیل فرهنگ سازمانی ورابطه آن با اخلاق حرفه ای معلمان- قسمت ۵
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت
  • فایل ها درباره مدلسازی حل مناقشات در بهره برداری تلفیقی آب-های سطحی و ...
  • بررسی تطبیقی شیوه داستان پردازی در مثنوی مولانا، مصیبت نامه عطار و حدیقه سنایی (با رویکرد داستانهای هم مضمون)- قسمت ۷
  • پایان نامه مدیریت درباره : دولت الکترونیک
  • پایان نامه نهایی- قسمت ۱۹
  • تاثیر ابعاد سرمایه اجتماعی بر تعهد سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کاشان- قسمت ۳
  • پایان نامه مدیریت در مورد حقوق شهروندی در اسلام
  • ریخت شناسی شخصیت در بهمن نامه۹۲- قسمت ۶
  • بررسی رابطه اندازه موسسات حسابرسی و مدیریت سود مبتنی برجریان نقدی- قسمت ۱۱
  • تاثیر استفاده از نانو کود آهن و تنظیم کنندههای رشد گیاهی در محیط کشت MS بر روی گیاه ارکید رقم Orchids catasetum- قسمت ۵
  • خرید اینترنتی فایل تحقیق : ارتباط داده‌، اطلاعات و دانش
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | بند سوم : انواع جنگ – 9
  • نقش مؤلفه‌های جغرافیای سیاسی در شبکه‌ی ارتباطی راه‌های استان گیلان- قسمت ۹- قسمت 2
  • ضمانت اجراهای کیفری نقض حقوق مالکیت فکری در ایران- قسمت ۸
  • مقاله (پایان نامه) : تعریف مدیریت ارتباط با مشتری

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان