اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
معناشناسی واژهنوردرتفاسیرکهن فارسی( تاپایان سده هشتم هجری ونیزدوقرن بعد)- قسمت ۷
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

درآیه۳۵سوره نورهم کاربردهای متعددی ازواژه« نور»دیده می شود:این آیه ازانعطاف پذیری « نور» استفاده می کندتاصحنه ای خاص راتوصیف کند.نوردرچهارفرازازآیه آمده است.۱ خدانورآسمان هاوزمین است:الله نورالسموات والارض درالمیزان به دومعنای نوراشاره شده است:یکی معنای عام نورودیگر،معنای خاص آن.المیزان دربیان معنای عام نوربه تفسیری هستی شناختی ازآن می پردازد.خداوندنوری است که آسمان هاوزمین بانوراوروشن می شوند؛پس باآن نوردروجود،پس ازآن که ظاهرنبودند،ظاهرمی شوند….پس خداوندبااشراق نورش،آسمان وزمین راظاهرمی سازد،همان طوری که بانورحسی اجسام مادی ظاهرمی شوند،بااین تفاوت که ظهوراشیاءبانورالهی عین وجودشان است وظهوراجسام بانورحسی غیرازاصل وجودشان است.نوربه معنای خاص همان است که مؤمنان باآن هدایت می شوندوبااعمال صالح خودبه سوی آن راه می یابند.این نورهمان معرفتی است دل های آنان راروشن می سازدتابه سعادت ابدی شان راه پیداکنند.«السید،محمدحسین الطباطبایی؛المیزان فی تفسیرالقرآن؛ج۱۵؛۴۲۲
۲٫درفرازدوم،نوربه خدااضافه شده است «مثل نوره »؛بنابراین ،خداعلاوه براینکه نوراست،خودش هم نوردارد.دراین تعبیرخدامنبع نورمی شودکه نورافشانی می کندهمان طوری که خورشیدمنبع نوراست وبه پیرامونش نورافشانی می کند،خداهم منبع نورمی شود.این تعبیرباتعبیرقبلی فرق دارد.درتعبیرقبلی،خداخودنوربودودراین تعبیربه منبعی تبدیل می شودکه نوردارد.
۳٫مفهوم سازی نوربرروی نور(نورعلی نور)دراین فرازنوربه سطحی برروی سطحی دیگرتبدیل می شود.مرادآیه نشان دادن تضاعف وچندبرابربودن نوراست.
۴٫درفرازی دیگراین نکته بیان شده است که خداهرکس رابخواهدبه نورش هدایت می کند:(یهدی الله لنوره من یشاء)دراین مفهوم سازی«نور»به عنوان هدف تعبیرشده است.درابتداچنین به نظرمی آیدکه نوربرای پیمودن مسیرلازم است،ولی دراین فراز،نوربه عنوان هدف مسیرتعبیرشده؛نه چیزی که برای پیمودن مسیرلازم است.دراین مفهوم سازی همه چیزوهمه جاغیرنورخداظلمت می شودکه آدمیانی که درآن به سرمی برند،به دنبال نورخدا هستند.اگرخداکسانی راکه درظلمت به سرمی برندبه نورخودش هدایت نکندازآن خارج نخواهندشد.
به نظرابن عاشورنوردرقرآن به معنایی اعم ازهدایت هم به کاررفته است به عنوان مثال درآیه های ؛آیه ۴۴ سوره مائده و۹۱سوره انعام دراین دوآیه نوروهدایت برهم عطف شده اندوبه همین دلیل معنای آن هامتفاوت است.هیچ یک ازالفاظ نوردراین آیات صلاحیت ندارندکه به طورحقیقی یامجازی وصف خداشوند؛بنابراین« نور»در«مثل نوره کمشکاه»غیرازنوردر«الله نورالسموات والارض »است.نورلفظی مشترک میان معانی مختلف است.
درآیه دیگری،نوربه عنوان شیءای همراه بامومنان است که تلاش می کندتاآنان رابه بهشت برساند:سوره حدیدآیه ۱۲:نورامری جدانشدنی ازمؤمنان است ودرقیامت پیشاپیش آنان حرکت می کند.این نوردرتلاش است تافردی راکه بااوست به بهشت برساند.ازاین روبه محض اینکه اورابه بهشت رساند،بابشارت ملائکه مواجه می شود.فعل یسعی وبعدازآن تعبیر«بشرئکم الیوم…»دوچیزبه هم پیوسته رانشان می دهد؛این نوردرتکاپووتلاش است که صاحب خودرابه بهشت برساندوتلاشش همواره قرین توفیق است.اوبی درنگ صاحب خودرابه مقصدمی رساند.این نورمانندموتوری درحال شتاب عمل می کندوهمراه خودرابه طرف بهشت می کشد.خودشخص نمی تواندبه بهشت راه بیابدوحتمابایدنیرویی اورابه طرف آن بکشد.این نیرونوری است که همراه اوست.نوری که همراه مؤمنان است،ممکن است ناتمام باشد.به عبارت دیگر،ممکن است نورآنان دردنیابه کمال لازم نرسیده باشد.ازاین روآنان ازخدامی خواهندکه نورشان راکامل سازد:آیه ۸سوره تحریم بعدازاتمام نورنوبت به غفران الهی می رسد؛پس ازآن که نورمؤمنان کامل شد،ازخدامی خواهندکه آن هاراببخشد.درمجموع ازاین دوآیه نتایج زیربه دست می آید:
۱٫مؤمنان نوری دارندکه فقط درروزمعینی دیده می شود(یوم تری المومنین یسعی…)
۲٫این نورحرکت وسعی دارد.سعی باحرکت تفاوت دار.انسان تلاش می کند،ونورحرکت حسی دارد؛امااین نورهم تلاش می کندتاصاحبش رابه بهشت برساند؛
۳٫این نوراگربه حالت تمامیت وکمالیت برسد،صاحب آن باغفران الهی همراه است.
درآیات دیگر،مفهوم سازی های گوناگونی از«نور»به چشم می خوردوهمین امرراه رابرای رسیدن به نتایج جدیدی بازمی کند:
ودراین آیه ۴۳سوره احزاب به صورت سه بعدی تعبیرشده است که خدواندمؤمنان راپس ازبیرون آوردن ازظلمات به آن داخل می سازد.درمقابل،ظلمات هم مانندنور،ظرفی سه بعدی تعبیرشده است.
آیه ۲۲سوره زمر:تقابل نوروضلال(گمراهی)دراین آیه تأمل برانگیزاست.کسی که خداوندبه اوشرح صدرداده باشد،برروی نوری ازپروردگارش است.دراین موردبه عنوان مرزنمایی است که شخص دارای شرح صدر(مسیرپیما)برروی آن قراردارد؛اماکسانی که دل های آن هادربرابرذکرخداسخت است،درگمراهی آشکارقراردارند.
من شرح الله صدره للاسلام ـــــــــــــــــــــــــــــــ نور من ربه
القاسیه قلوبهم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ضلال مبین
بررسی آیات فوق نشان می دهدکه درموردواژه «نور»باشبکه شعاعی گسترده ای روبروهستیم.به عنوان نمونه،درآیه نور،نورسه معناداردکه عبارتنداز:
.مبدأومصدرآیات بینات ومبینات؛
.آیات بینات
.آیات مبینات
این سه معناکاملامجردوغیرمادی اند؛البته،معنای سوم باتوجه به سیاق ومعنای دوم به دست می آیدوازآن مستقل نیست،نورحسی معنای مرکزی ومادی واژه است.واژه «نور»درسوره یونس «والقمرنورا»نزدیک ترین معنارابه این معنا دارد؛چراکه «نور»دراین آیه به معنای نورحسی مستفادازچیزدیگر(خورشید)است.»۱معناشناسی شناختی قرآن،علیرضاقائمی نیا۱۳۹۰،۳۴۵-۳۴۶-۳۴۹-۳۵۳-۳۵۴-۳۵۵-۳۵۶-۳۵۷-
«واژه های ایمان وتقابل های ضدآن به صورت نموداری:
أمن صدق تصدیق طمأن سکن وثق خوف کذب تکذیب انزعاج قلق ریبه
اسلام شکر هدایت اخلاص عدالت شریعت توحید جامعیت کفر ضلالت شرک ظلم دراین نمودارهریک ازواژه های مختلف جایگاهی درمعنای ایمان داردوهریک می تواندبه مرکزدایره بیایدوباواژه های دیگرارتباط داشته باشد.درحقیقت هریک ازآن هامیدان معناشناسی مخصوص به خودداردکه مجموعه ی این میدان های معناشناسی دستگاه واژگان قرآنی راتشکیل می دهد.
امروزه بحثی که درمعنی شناسی قرآن اهمیت دارد،این است که مانبایدفقط به واژه های غریب وجوه ونظایرویاسیرالفبایی واژه هابپردازیم،بلکه بایدبه تمام نظام هماهنگ قرآنی روی آوریم، یعنی جهان بینی قرآنی ازارتباط درونی وانسجام کلمات کلیدی قرآنی وارتباط میدان های معنی شناسی کلمات استخراج می شود.محوری ترین وکانونی ترین واژه هاالله است که برتمام واژهاسیطره وچیرگی داردواین مبین دیدگاه الله مرکزی وخدامحوری جهان بینی قرآنی است یعنی حضورالله درقلمروفردی واجتماعی درروابط میان اعضای جامعه وازآنجاکه خداونددارای صفات اخلاقی است،روابط اجتماعی انسان نیزبازتاب صفات الهی است ودرجامعه کنونی که موضوع جهانی شدن درحوزه فرهنگ واقتصادوسیاست مطرح است،قرآن درروابط اجتماعی مردم وملل جهانی،همین اندیشه راارئه می دهدکه الله ناظربرروابط مختلف انسان باخداوخلق است؛چراکه ازنظرمعنی شناسی قرآن هیچ مفهوم مهمی جداازمفهوم خداوجودندارد ؛ودرقلمرو اخلاقیات انسانی،هریک ازصفات پسندیده بشری بازتابی ضعیف ورنگ باخته ویاتقلیدی ناقص ازصفات باری تعالی است،یابه دانش خاصی که ازاعمال الهی سرچشمه می گیرد،اشاره دارد.
عکس مرتبط با اقتصاد
دردیدگاه معناشناسی،زبان تنهاابزاری برای سخن گفتن یااندیشیدن نیست بلکه وسیله ای است برای تصورکردن وتفسیرکردن جهانی که آن قوم رااحاطه کرده است ازاین رودرمعناشناسی قرآن بایدتحقیق ومطالعه ای تحلیلی درباره زبان آن،یعنی واژگان عربی داشت،تابتوان به بطون آیات وکلمات راه پیداکردوبسته به وسع وطاقت بشری بتوان اززلال معارف آن نوشید.» ۱درآمدی برساختارمعنی شناسی قرآن ،اعظم پرچم
درابتدابه بیان چندشاهدمی پردازیم که درآن هادیدن درمعنای بصیرت،دانستن،فهمیدن،آگاه بودن وآگاه شدن به کاررفته است………
تصویرزیرنمایش دهنده الگوبرداری اساسی ازحوزه مبدأ«دیدن»به حوزه مقصد«فهمیدن وبصیرت»است:
دیدن:اشیاءقابل رؤیت نشان دادن منبع نور توانایی دیدن نگاه کردن بینا نابینا ندیدن
دانستن:نشانه های خدا هدایت وسیله هدایت توانایی دانستن توجه کردن دانا جاهل غفلت
(الگوبرداری بین حوزه دیدن ودانستن) الگوبرداری استعاری،زیرساخت بسیاری ازعبارات قرآنی است ازجمله:
«آیه ۲۵۷ سوره بقره:الله ولی الذین الذین آمنوایخرجهم منالظلمات الی النوروالذین کفرواأولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من الی النورالی الظلمت اولئک أصحاب النارهم فیهاخالدون.»براساس مثال (۶)خداآنان رابه سوی نورکه همان منبع یاوسیله دیدن است هدایت می کندوشیطان وطاغوت انسان رابه سوی ظلمت که درآن انسان قادربه دیدن نیست می برد.این کارخداوندباآیات واحکام وی درکتب آسمانی وتوسط پیامبران صورت می گیرد:
«آیه ۱سوره ابراهیم:الرکتب أنزلناه إلیک لتخرج الناس من الظلمات الی النوربإذن ربهم الی صراط العزیزالحمید»باتوجه به این آیه،منابع نورعبارتندازخدا،قرآن،نشان های خداومعجزات وی وآیه های خداوند درقرآن .این منابع نورروشن کننده راه خدایندوبه مردم کمک می کنندتابه معرفت وشناخت حق دست یابند.شاهدذیل همین الگوبرداری رانشان می دهدکه درآن خداوندراه هدایت راروشن می کندطوری که انسان می تواندراهش رابه سوی حق پیداکندوبه وی ایمان آورد:آیه۸سوره صف «یریدون أن یطفئوانورالله بأفواههم ویأبی الله إلاأن یتم نوره ولوکره الکافرون»کلمه بصیره به معنای بینه ودلالتی است که به وسیله آن هرچیزآن طورکه هست دیده شودوکلمه بصائرجمع آن است.بعضی ازمفسرین دیگرگفته اند:که کلمه بصیره نسبت به قلب به منزله بینایی نسبت به چشم سراست وبه هرمعنایی که باشددراین باب به معنای ادراک حاسه بینایی است که برای رسیدن به خارج وظاهرهرچیزی ازقوی ترین ادراک شمرده می شود.واین دیدن وندیدن که درآیه شریفه است مجازا به معنای علم وجهل ویاایمان وکفراست(طباطبایی، ۱۳۹۷ق:۴۱۷-۴۱۶)درشواهدذیل،برخی الگوبرداری ها ازحوزه مبدأ«کوری»است نسخه منفی استعاره «دانستن»به مثابه «دیدن»است می باشدیعنی «ندانستن»به مثابه «ندیدن».دراین استعاره ویژگی های فردکوربه افرادغافل ازخداوندداده می شود.سوره بقره آیه ۱۷ «مثلهم کمثل الذی إستوقدنارافلماأضاءت ماحوله ذهب الله بنورهم وترکهم فی ظلمات لایبصرون »درقرآن هم نوروهم ظلمت به مثابه فضاهای ظرفی-مکانی مفهوم سازی شده اند.مؤمنان (یاکسانی که حقیقت خداوندرامی بینند)درظرف نورقراردارندوکافران وملحدان درظرف ظلمت یاظلمات.این درفضای مکانی که ازطریق حرف اضافه مکانی «فی»به معنای درون دربیشترعبارات مشخص می شوند،کاملاازهم فاصله دارندوهیچ هم پوشانی میان آن هامشاهده نمی شود.درتصویر ذیل،دو مستطیل نمایانگراین دوفضای نورانی وظلمانی هستند.فضای نوردربالاوظلمت درپایین قراردارد .طرحواره حرکتی یامسیر،به انتقال ازفضای نوربه تاریکی وبالعکس اشاره می کند که باجهت نمای صعودی ونزولی نشان داده می شودومبین خروج ازظلمت به سوی نوروخروج ازنوربه سوی ظلمت است.آن گونه که درمثال های۷و۶ دیدیم،آن که ازظلمت به نورحرکت می کند بینااست وآن که ازنوربه ظلمت حرکت می کندیادرظرف ظلمت است کوراست.این طرحواره معرف دومسیرمتضاداست که برگرفته ازدوشقی بودن اعمال انسان ازنظرقرآن است .براین اساس، دونوع حرکت دراستعاره های قرانی وجودداردوانسان هابراساس انتخاب هرحرکت،به دودسته تقسیم می شوند.سومین نوع طرحواره،صرحواره قدرتی است.به زبان بسیارساده،عوامل خدایی (خداوند،آیاتش ،پیامبران، معجزات و….)آن گونه که درکمثال های (۶)(۷)(۸)و(۱۰) بیان شده است،عوامل قدرتی هستندکه انسان راازظلمت ندانستن ومعرفت حق هدایت می کنند.ازسوی دیگر،عوامل شیطانی سعی درراندن انسان به سوی ظرف ظلمت وغفلت ازحق دارند.»مفهوم سازی« بصیرت» ازطریق حوزه «دیدن»
جدول ذیل خلاصه ای ازطرحواره مفهومی است:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ظرف
تاریکی ظرف مکانی کافران است نورظرف مکانی مؤمنان است
قدرت
شیطان کافران رابه سوی ظلمت می برد خدامؤمنان رابه سوی نورمی برد
حرکتی
کفرحرکت ازنوربه تاریکی است ایمان حرکت ازظلمت به نوراست

»۱ اعظم پرچم
«نمونه ای ازبلاغت قرآن مجیددرتفسیرطبری مربوط به آیه ۱۷ سوره بقره: دربحث ازآیه« مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِى اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فىِ ظُلُمَاتٍ لَّا یُبْصِرُونَ(۱۷)طبری نوشته است :اگرکسی بگویدکه چگونه می توان حالت گروهی«مثلهم»رابه حالت یک فرد«مثل الذین استوقدنار »همانندکرد،به عبارت ساده ترچراگروه وجماعت رابه مفرد،مثل زده،یعنی چراگفته نشده«مثلهم کمثل الذین استوقدنارا»درجواب می گوییم:دراین آیه حالت به حالت ،تشبیه شده ودرقرآن مجیدنظیرهم دارد،همچون آیه،تذروأعینهم کالذی یغشی علیه من الموت که حالت به حالت تشبیه شده ودرواقع گفته شده است :«کدوران عین الذی یغشی علیه من الموت »بنابراین درآیه ۱۷سوره بقره هم می گوییم:درحالت آنان همانندحالت کسی است که آتشی برافروخته باشد…»«فلماأضلءت ماحوله ذهب الله بنورهم وترکهم فی ظلمات لایبصرون »طبری به ایجازبه خلاف اشاره کرده است وازاختصار،سخن رانده وافزوده است که جمله دراصل …«فلماأضاءت ماحوله،خمدت وأنطفأت….»بوده ودوفعل «خمدت وانطفأت»حذف شده است.» ۱نورمگز،مقاله ای ازدکترمحمدعلوی مقدم، ازدانشگاه ادبیات وعلوم انسانی علی شریعتی،۳-۴
-۳-۱-۳-بسامد واژه نور درقرآن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق مح

 

نظر دهید »
تبیین تأثیر اجرای طرح مبارزه با اراذل و اوباش در ارتقاء احساس امنیت شهروندان کرمانشاه- قسمت ۴
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

* محیط اجتماعی و محیط جرم
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در یک تقسیم محیط به شخصی و نوعی و در تقسیم دیگر به محیط ذهنی و عینی تقسیم می گردد در اینجا هر چهار نوع مورد نظر می باشد:
محیط نوعی واقعیتی است که اختصاص به فرد خاص یا صنف خاص از مردم ندارد مثل محیط اجتماعی، محیط مکانی، محیط سیاسی….
محیط شخصی واقعیتی است که اختصاص به نوع مردم نداشته بلکه به گروه یا افراد محدود و مشخص اختصـاص دارد و فقط این افـراد هستند که بر حسب اتفـاق یا اجبار یا اراده در آن زیست کرده و میتوانند وارد ان شوند مثلا محیط خانوادگی، محیط مدرسه، محیط زندان، محیط باند و….. اما در تقسیم دیگر گروه محیط به عینی و ذهنی تقسیم میگردد. محیط عینی، همان واقعیت محیط شخصی یا نوعی است که در واقع با افراد و گروه ها یا باندها در تعامل و تأثیر دو سویه و متقابل در حال گفتگو با افراد خود می باشد. در ساختن آن به هیچ وجه ذهن و تخیل و عناصر روانی نقش ندارد بلکه در یک فرایند طولانی و تحت تأثیر عوامل فرهنگی، مادی، اجتماعی و…..ساخته شده است و البته قابل تغییر و دگرگونی و کنترل می باشد.
محیط ذهنی محیط درونی تصویری است که فرد از محیط عینی شخصی یا نوعی در ذهن خود دارد این محیط ممکن است با محیط عینی کاملا منطبق باشد و یا ممکن است هیچ نوع تطابقی نداشته باشد و یا درصدی قابل انطباق باشد. محیط ذهنی در واقع حاصل قوه ادراکی یا تخیلی اشخاص از محیط عینی می باشد. عوامل متعددی در شکل دهی محیط ذهنی نقش ایفا می کنند. سینماها، مطبوعات، شایعات، سایت های اینترنت، رادیو، تلویزیون، بحران های اخلاقی از عوامل شکل دهی محیط ذهنی افراد می باشند. البته تیپ شخصیتی و روانی افراد و واقع گرا یا ایده گرا بودن یا درون گرا و برون گرا بودن آنها در پدید آمدن محیط ذهنی بی تأثیر نمی باشد.
* نقش بیشتر ناامنی ذهنی
همان گونه که امنیت اجتماعی ذهنی در پیشرفت و فعالیت سالم و راحت مردم نقش بیشتری دارد، امنیت محیط ذهنی مجرم در وقوع بزه نقش مهمتر بلکه نقش اصلی دارد. از همین رو امنیت یا ناامنی محیط ذهنی جرم عامل اساسی وقوع یا پیشگیری از جرم باید تلقی نمود. چه بسا محیط عینی برای وقوع جرم امن نباشد اما آنچه در ذهن مجرم از محیط نقش بسته است محیط امن باشد، لذا شرط یا عامل وقوع جرم کاملا امن باشد اما تصویری که مجرم از محیط واقعی دارد مطابق با واقعیت نیست و در ذهن او محیط فاقد امنیت برای انجام بزه باشد لذا این نوع محیط ذهنی عامل بازدارنده مجرم از ارتکاب جنایت می باشد.
بنابراین یکی از گام های اساسی در پیشگیری از وقوع جرم، ناامن سازی محیط ذهنی جرم است. چنانکه اشاره شد، نقطه مقابل امنیت یا ناامنی محیط جرم یعنی امنیت یا ناامنیت محیط رشد و توسعه نیز از همین قاعده برخوردار است. احساس امنیت یا عدم امنیت در جامعه گاهی مواقع با واقعیت امنیت یا عدم امنیت مطابقت ندارد. بیش از آنچه که در جامعه ناامنی یا امنیت وجود داشته باشد در اذهان و احساس افراد جامعه ناامنی یا امنیت موجود است (سلیمان پور،۱۳۸۲: ص۲۵).
۱۰: سطوح تحلیل مفهوم امنیت
منظور از سطح تحلیل در اینجا آن است که مشخص شود امنیت دارای چه سطوحی است و هر بعد یا موضوع خاص آن برای چه کسانی قابل بررسی خواهد بود؟ از این منظر می توان مانند هر مفهوم دیگر آن را به سطوح خرد و کلان تقسیم کرد:
الف: سطح کلان
در اینجـا از امنیت سیستم، نظام یا اجتماع خاص است که معمولا مفهـوم امنیت ملی به کار گرفته می شود. امنیت سیستم به معنای آن است که شرایط، رخدادها و حوادث ضد امنیت (بی ثبات کننده) در یک دوره زمانی به حداقل برسد و نسبت به زمان یا مقطع تاریخی (سال پایه) کاهش یافته است.
ب: در سطح خرد
امنیت در سطح کلان نمی تواند گویای واقعیت استقرار امنیت باشد، زیرا چه بسا امنیت در سطح کلان روبه فزونی (مثبت) یا کاستی (منفی) باشد اما شهروندان چنین برداشتی نداشته باشند. به عبارت دیگر از نظر آماری الزاما همبستگی در سطح بالا بین امنیت در سطح کلان و امنیت خرد وجود ندارد. ضمن پرهیز از هرگونه افراط و در غلتیدن در حوزه فرد گرایی روش شناختی، باید گفت امنیت در سطح خرد را باید در ذهن تک تک شهروندان و آحاد مردم جستجو نمود. در سطح خرد امنیت مؤلفه ی ذهنی بودن و نسبی بودن امنیت بیشتر ملموس و محسوس می شود، به این معنی که امنیت و میزان استقرار و حاکمیت آن را بایستی از دریچه و زاویه ی دید و رویکرد عموم مردم دید در اینجا احساس، برداشت، ذهنیت، و تحلیل هر فرد در سیستم حائز اهمیت شمرده می شود و مبنای سنجش قرار می گیرد در حقیقت در این رویکرد مفهوم امنیت به عنوان یک واقعیت خارجی بیشتر مورد توجه قرار می گیرد چرا که در نهایت گروه مرجع و قاضی نهایی برای میزان تحقق امنیت انسان ها هستند و تمامی تلاش هـای در سطح کلان به منظور ارضـای یا ایجاد حس مثبت در میان شهروندان محقق می شود. به سخن دیگر دولت و یا سایر نهادهای تأمین کننده امنیت در تلاش اند تا انسان ها به حس مثبت و خوش بینانه ای نائل آمده و “احساس امنیت” بیشتری کنند در اینجاست که مفهوم احساس امنیت معنی می یابد. بنابراین احساس امنیت در سطح فردی و خرد بیشتر معنی دارد و اهمیت بیشتری در تبیین اوضاع امنیتی دارد حال باید گفت که با توجه به این سطوح دوگانه می توان ماهیت و واقعیت امنیت را به اجزاء تشکیل دهنده آن تجزیه کرد.
لذا به شرح زیر به بررسی دقیق تر سطوح مفهوم امنیت می پردازیم:
اول: امنیت فردی (روانی)
گروه مرجع در این سطح “خرد” و دنیای ذهنی و درونی فرد است. در این سطح فرد و ارزیابی ذهنی وی که منشاء روان شناختی دارد حائز اهمیت است و البته برای اینکه گفته شود دامنه آن در سطح محدودی مثلا خانه و نیز خانواده قابل گسترش است. نبود استرس ها و منابع فشار روانی، تنش، اضطراب، و دغدغه ی خاطر روحی برای فرد نشان از وجود احساس امنیت در این سطح دارد.
دوم: امنیت اجتماعی (رفاه و بهزیستی)
گروه مرجع در این سطح نیز فرد است و مؤلفه یا شاخص اصلی آن وجود رفاه و تأمین اجتماعی است برای بسیاری از افراد احساس امنیت هنگامی محقق می شود که فرد احساس کند از لحاظ منابع از غذا و مسکن گرفته تا شغل و رفاه تأمین است. امکان مسافرت، مراودات به راحتی فراهم باشد، زمینه ازدواج فرزندان فراهم و امید به اشتغال آنها نیز وجود داشته باشد. عمده مردم به عنوان شهروند انتظار دارند که مسکن، شغل، درامد، گذراندن اوقات فراغت و… در وضعیت مناسبی باشند و این را به معنای امنیت می دانند و البته این رویکرد و ذهنیت بی اساس نیست، زیرا به عنوان یک انسان باید از زمینه و امکان رفع نیازهای اساسی خود مطمئن باشد این مفهـوم از امنیت به معنای بهزیستی[۲] نیز معنی می شود که در نتیجه ی آن نوعی ذهنیت و احساس خوشایندی تولید می شود.
سوم: امنیت اجتماعی (فقدان جرم و جنایت)
در این بعد امنیت به معنی فقدان جرم و جنایت است. فقدان و کاهش بزهکاری یکی از مهمترین مؤلفه های امنیت اجتماعی تلقی می شود. برآورد و قضاوت فرد در خصوص میزان وقوع جرائم و کجروی های اجتماعی[۳] در جامعه و به ویژه محیط پیرامون وی که در آن زیست می کند حائز اهمیت فراوان است. این بعد از امنیت را می توان امنیت انتظامی یا پلیسی نام نهاد، زیرا مهمترین رسالت پلیس پیشگیری و مقابله با تخلفات، بزهکاری و جرائم است. به هر حال برای هر شهروندی این نوع امنیت اولویت دارد. به عنوان مثال چون ۹۰٪ مردم ایران از مسئله شیوع و مصرف مواد مخدر دل نگران هستند بنابراین احساس ناخوشایندی در این مورد خاص وجود دارد و نتیجه آن تولید احساس ناامنی است.
چهارم: امنیت اجتماعی (اعتماد و سرمایه اجتماعی)
بنابر ماهیت زندگی جمعی، آدمی و تمایل ذاتی وی برای برقراری ارتباط و تعامل با دیگران، یکی از دل مشغولی های همیشگی وی “میزان و امکان اعتماد به دیگران است” این مسئله به ویژه از آن حیث مهم است که بدون ارتباط با دیگران امکان حیات اجتماعی وجود ندارد. برای بعضی از افراد موضوع اعتماد به دیگران یک الزام و رکن رکین هرگونه کنشی در بازار محسوب می شود و بنابراین کاهش حس اعتماد در بین کنش گران از میزان احساس امنیت آنها به شدت می کاهد.
پنجم: امنیت اجتماعی (حفظ هویت)
شاخص مهم دیگر برای تک تک افراد جامعه، امکان حفظ و تداوم آن دسته از ارزش ها و وجوهی است که آنها را از دیگران متمایز می سازد. این احساس متمایز بودن هم در سطح (شخصی) و هم در سطح اجتماعی قابل شناسایی است. به این معنا “تصور مثبت یا منفی فرد در خصوص امکان حفظ عناصر ذاتی (شخصیت فردی و اجتماعی) در اینجا نشان از وجود یا عدم امنیت تلقی میشود”
اهمیت این مؤلفه از این جهت است که هر شخص علاقمند است عناصر ذاتی (شخصیتی) خود را تداوم بخشد و ثبات، هماهنگی و یکپارچگی آن را حفظ کند.
به طور خلاصه می توان از مطالب عنوان شده برداشت نمود که مؤلفه های امنیت اجتماعی (رفاه، جرائم، اعتماد، و هویت) را بیشتر بایستی در سطح فرد و با رجوع به ذهنیت، نظر و رای او اندازه گیری کرد.
ششم: بهداشت روانی و امنیت اجتماعی
امنیت اجتماعی با بهداشت روانی ارتباط مستقیم دارد. همه افراد در زندگی به دنبال آرامش میگردند و این آرامش را در سایه امنیت اجتماعی کسب می کنند. این آرامش را خود انسان ها به خود و دیگران می توانند ارائه دهند، اگر هر یک از افراد جامعه اصول و قواعد بهداشت روانی را رعایت کنند و این اصول در خانواده و روابط اجتماعی افراد نیز حاکم باشد می توانیم جامعه اسلامی داشته باشیم. بهداشت روانی نیز به کلیه تدابیری که به پیشگیری از وقوع بیماری های روانی، و اثرات مخرب آن در فرد و جامعه است گفته می شود و در نهایت این پیشگیری به “آرامش” منجر می شود.
بهداشت روانی در پنج حوزه معنا و مفهوم پیدا می کنند:
۱: ارتباط با دیگران
۲: قوانین رفتار
۳: رضایت از زندگی
۴: امنیت اجتماعی
۵: هدفمندی در زندگی (منافی،۱۳۸۲: ص۲۹).
عوامل مؤثر در بهداشت روانی که در نهایت منجر به امنیت و رفاه و آسایش فردی و اجتماعی می شود عبارتند:
۱: داشتن تصور مثبت از خود
۲: روابط اجتماعی سالم
۳: ارضای نیازهای روحانی احساسات مذهبی نیروی آدمی را دو چندان میکند.
۴: وجود نشاط و شادمانی
۵: کسب موفقیت در زندگی انسان های موفق هم “احساس امنیت” میکنند و هم احساس خوشبختی در زندگی دارند.
۶: رعایت نظم در زندگی به آرامش و امنیت بهداشتی کمک می کند.
۷: ابراز علاقه و محبت به همدیگر نیز محیط امن عاطفی و اجتماعی را سبب می گردد (منافی،۱۳۸۲ : ص۲۳).
۲-۳-۲ امنیت در اسلام
۲-۳-۲-۱ جایگاه امنیت از منظر قرآن کریم
قرآن یکی از اهداف استقرار حاکمیت خدا و استخلاف صالحان و طرح کلی امامت را تحقق امنیت معرفی کرده است (نور/۵۵) و نیز به توطئه گران و قانون شکنان هشدار می دهد که با این روش زندگی از موهبت امنیت محروم می شوید (نحل/۴).
حال که موهبت امنیت از فاسقان، قانون شکنان و توطئه گران سلب شد، بنابراین باید احساس امنیت، نصیب صالحان و مومنان گردد. قرآن درآیه دیگری به این حقیقت تصریح می کند و آن را یکی از برکات نازله خداوندی بر مومنان می شمارد (فتح/۴).
به جهت جایگاه والای امنیت اجتماعی در جامعه بشری، قرآن دستور می دهد که در راه خدا و رهایی مستضعفان قیام نمایند و یکی از اهداف و پیامدهای این حرکت بزرگ را تأمین امنیت به شمار آوردند. (بقره/۱۹۹).
۲-۳-۲-۲ جایگاه امنیت در روایات
پیشوایان معزز اسلام در خصوص امنیت بسیار سخن گفته اند.
رسول گرامی اسلام (ص) فرمود: «نعمتان مکفورتاالامن و الافیه» (مجلسی جلد،۷۸،۱۷۰) {دو نعمت است که ارزش آن بر مردم پوشیده است، یکی نعمت امنیت و دومی نعمت سلامتی}
امام علی (ع) فرمود:
«کسی را که آگاه شوم بر یکی از صفات خوب و استوار است، می پذیرم و از نداشتن صفات دیگرش در میگذرم و صرف نظر می کنم، ولی از نداشتن عقل و دین چشم نمی پوشم، چون که جدایی از دین، دایی از امنیت اجتماعی است و زندگی با هراس گوارا نیست و فقدان عقل فقدان زندگی است زیرا بی خردان فقط با بردگان مقایسه میشوند و بس.»
* موانع تحقق امنیت اجتماعی از منظر امام علی (ع):
۱: سستی و تنبلی در دفاع ملی (نامه۵۳)
۲: روحیه مقدم بر امام داشتن (خطبه۲۵)
۳: بی ایمانی و یا کم رنگ شدن ایمان و تعهد دینی مسلمانان (خطبه۲۷)
۴: جنگ افروزی (غررالحکم ج ۵،ص۴۲۱)
۵: بی توجهی و غفلت از وجود دشمن (غررالحکم ج ۵: ص۴۲۱)
۶: اختلاف داخلی (غررالحکم ج ۵: ص۴۲۱)
۷: فساد کارگزاران (غررالحکم ج ۵: ص۴۲۱)
۸: قانون شکنی (غررالحکم ج ۵: ص۱۸۵)
امام صادق (ع) فرمود: پنج چیز است که اگر یکی از این پنج چیز برقرار نباشد، زندگی ناقص و ناگوار است عقل نابود میشود و مایهءدل مشغولی می گردد: اولین پنج چیز، سلامتی و دومین آن امنیت است. (مجلسی جلد،۷۸: ص۱۷۰)
حضرت امام خمینی (قدس سره):
«تأمین امنیت کشور از بزرگترین کارهای ارزشمندی است که همه ما و همه کشور به آن مکلف هستیم»
مقام معظم رهبری در خصوص امنیت بیان می دارند:
«در همه شئون زندگی امنیت یک ضرورت برای انسان است. در دوران عبادت، در دوران سازندگی، در دوران تجارت، هر فعالیتی که انسان بخواهد بکند، محتاج امنیت است.»
۲-۳-۳ نشانه های تقابلی احساس امنیت
احساس ناامنی در تقابل با احساس امنیت است و همان گونه که احساس امنیت با نشانه های تحرک انگیز، پویای، هم گرایی، خوش بینی، امید به آینده، محبت، اعتماد و اطمینان و کوشش… شناخته شده و در فرد تبلور می یابد و جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد نشانه های احساس ناامنی نیز همان گونه فرد و متقابلا جامعه را از کژتابی های فرد متأثر میسازد، در همین ارتباط بعضی از روان شناسان معتقدند که احساس ناامنی یک احساس مجرد و محدود نیست بلکه احساس پیچیده و مرکبی است که باید به عنوان یکی از صفات اصلی شخصیت انسان محسوب گردد. در این میان ابراهام مزلو از اولین کسانی بود که در این زمینه نظارات اساسی ارائه و چهارده نشانه برای ناامنی بر شمرده است (مهدی زاده،۱۳۸۲: ص۲۶).
● ۱: احساس طرد شدن، مورد عشق و علاقه دیگران نبودن
● ۲: احساس تنهایی
● ۳: احساس اینکه دائما در معرض خطر است
● ۴: ادراک دنیا به عنوان مکانی تاریک، خصمانه و خطرناک
● ۵: دیدن دیگران به عنوان افراد بد، شیطان و خودخواه
● ۶: احساس عدم اعتماد و حسادت و بخل
● ۷: بدبینی

 

 

نظر دهید »
بررسی تاثیر بازارگرایی بر عملکرد شرکت های تولید کننده مبلمان و دکوراسیون منزل در شهرک صنعتی خرمدشت تهران- قسمت ۱۲
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

رضایتمندی به سرعت به عامل کلیدی برتری در عرصه رقابت درون اصناف و صنایع مختلف تبدیل می شود. محصولات و خدمات عرضه شده ، ابتدا با هدف تحقق نیازهای اولیه مشتریان ، پای در بازار رقابت می گذارند. محصولاتی که با تکیه بر ارائه حداقل نیازمندی های کارکردی به بازار عرضه می شوند، چیزی بیشتر از یک کالای مصرفی ساده با طول عمر بسیار کم محسوب نمی شوند. سازمان ها و بنگاه های تجاری ، برای تضمین موفقیت دراز مدت در عرصه رقابت آرم و مارک های تجاری را ایجاد نمودند. بدین ترتیب مؤسسات تجاری با عرضه انواع مختلف محصولات ، تصویری واحد از سازمان ، ایجاد نموده و از این طریق بر سابقه طولانی مدت حضور خویش در عرصه رقابت تأکید می ورزند. به عنوان نمونه ، فرانک پردو (مؤسس پردوچکین ، توزیع کننده مرغ در شمال شرق آمریکا) با توجه به شهرتی که سازمانش در مقابل رقبا بدست آورد توانست با تأکید بر کیفیت بالای محصولاتش دستور دهد تا کالای او با قیمتی بالاتر نسبت به محصولات مشابه عرضه شود. امروزه اغلب شرکتها از شهرت و آرم تجاری خویش بیشترین بهره را می برند. در بازار با انبوه محصولات و خدمات یکسان و مشابه مواجه می شویم که سازمانها با تکیه بر اعتبار تجاری خویش به مشتریان عرضه می کنند.( سیمون ،۲۰۰۵ ،۴۵۳ )
رضایت مشتری ، عامل دیگری در عرصه رقابت می باشد. اغلب شرکت ها و مؤسسات بر این باور هستند که کسب شهرت و اعتبار تجاری از طریق جلب رضایت مشتریان ، نه تنها حضور موفقیت آمیز سازمان را برای مدت زمان طولانی تضمین خواهد نمود، بلکه از طریق انتشار پیام کلامی مثبت ، مزایای فراوانی عاید سازمان می سازد. شرکت موتورولا و شرکت فدرال اکسپرس دو نمونه بارز از سازمان هایی هستند که تمرکز بر رضایت مشتری را به عنوان یک استراتژی رقابتی برگزیده اند. تعهد شرکت موتورولا به کیفیت و پایبندی به تأمین رضایت مشتری ، علاوه بر اینکه جایزه بالدریج را نصیب این شرکت ساخت ، سبب شد تا این سازمان در شرایط سخت رقابت محصولات مرغوب خویش را براحتی با قیمتی بالاتر نسبت به سایر رقبا به فروش برساند. شرکت فدرال اکسپرس نیز که موفق به دریافت جایزه بالدریج شده است . با اتخاذ سیاست تمرکز بر رضایت مشتری بعنوان یک ابزار رقابتی ، موقعیتی ممتاز در عرصه صنعت ارسال محموله های پستی نصیب خویش نمود.( ماتزلر ، ۲۰۰۴ ،۱۴۹)
افزایش سودآوری و رضایت مشترِیان
ارتقای سطح رضایت مشتریان ، موجب افزایش قابلیت سودآوری سازمان می گردد، اگرچه نسبت به صحت این مطلب بطور شهودی اعتقاد داریم ، با این وجود، شواهد تجربی زیادی نیز در این زمینه بدست آمده است .( پیترز ،۲۰۰۴ ،۹۰).
بنتایج حاصل از بررسی های پروفسور دیوید لارکر از مؤسسه آموزشی تجارتی ورتون نشان داده است که : شرکت هایی که مطابق مدل ACSI ، امتیاز بالای ۷۵ کسب کرده اند، از افزایش قابل توجهی در ارزش سهام شرکت برخوردار بوده اند (۳/۵ درصد افزایش ارزش سهام در مقابل ۷/۲ درصد.) جالب تر آنکه ، ۱۰ شرکت برتر در زمینه صنایع غذایی، خدمات مراقبت های پزشکی و صنایع دخانیات در مدل ACSI در همان دوره زمانی ، با ۱۵% افزایش در ارزش سهام مواجه شده اند (از اگوست ۱۹۹۴ تا فوریه ۱۹۹۵).
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
بفورنل و ورنر فلت (۱۹۸۷)، در زمینه ارتباط مابین سهم بازار، هزینه های خدمات و رضایت مشتری ، تحقیقاتی انجام دادند. آنها دریافتند که رسیدگی به انتقادات مشتریان و مدیریت اثر بخش شکایات آنان ، تأثیری شگرف بر بهبود رضایت مشتریان دارد. بررسی های و مطالعات گسترده بازل و گیل (۱۹۸۴) در زمینه تأثیر استراتژی های بازاریابی بر سود شواهدی انکارناپذیر در مورد رابطه متقابل بین کیفیت خدمات عرضه شده و قابلیت سودآوری سازمان فراهم آمده است . در نتیجه این تحقیقات مشخص شد؛ مؤسساتی که از بیشترین بازگشت سرمایه برخوردار هستند، همان شرکت هایی بودند که خدماتی با کیفیت بالاتر عرضه داشته اند.
بریچهلد و سَسِر (۱۹۹۰) تأثیر مقابله با از دست دادن مشتریان را بر سود مورد بررسی و مطالعه قرار دادند و ارزش حفظ مشتریان بیشتر را برای صنایع مختلف مشخص نمودند. این محققین نشان دادند که مقابله با از دست دادن تنها ۵% از مشتریان بین ۲۵% تا ۸۵% (بسته به نوع صنایع مختلف ) افزایش درآمد سالیانه برای سازمان عرضه کننده بهمراه خواهد داشت . تأمین رضایت مشتریان شرط اصلی حفظ مشتریان است ، اگرچه می توان با بذل توجه بیشتر در زمینه رضایت مشتری ، حتی قدرت حفظ مشتریان را نیز بهبود بخشید.
تداوم حفظ مشتریان
رضایت مشتری موجب افزایش طول دوره بقای مشتریان می شود. علاوه بر آن ، تمرکز بر اصل رضایت مشتری ، گسترش پیام منفی توسط مشتریان ناراضی سازمان را به کمترین حد خود خواهد رساند.(پالمر؛۲۰۰۰ )
یافته ها نشان می دهند که ، بیش از ۹۰% از مشتریان ناراضی یک شرکت ، کوشش نمی کنند تا به منظور ارائه شکایت و یا انتقاد با سازمان مورد نظر ارتباط برقرار کنند. این مشتریان برای تأمین نیازهای خویش به رقبا مراجعه می کنند و عدم رضایت خویش را با علاقمندی تمام برای سایر مشتریان بالقوه بازگو می کنند (وبستر ۲۰۰۰ ).
ضرر و زیان ناشی از ترک یک مشتری یا از دست دادن یک مشتری ناراضی ، بسیار جدی تر از آن است که به نظر می رسد؛ چرا که یک مشتری ناراضی می تواند با تعداد بسیار زیادی از مردم صحبت کند و نارضایتی خویش را به مراتب بدتر جلوه دهد. بعلاوه امروزه با گسترش ابزار ارتباط جمعی و به ویژه توسعه شبکه جهانی اینترنت ، بر اساس بررسی های ملیندا گُدارد پیام کلامی منفی مشتریان ناراضی ، با سرعتی بسیار بیشتر از قبل و اغراق بسیار زیاد، به اطلاع همگان می رسد. مشتریان غالباً چه به صورت خودآگاه و چه به صورت ناخودآگاه ، جهت تأمین نیازمندی های خویش ، عرضه کنندگانی را بر می گزینند که در برابر بهای پرداختی برای محصول ، بیشترین احساس رضایت را در مشتری ایجاد می کنند. با صرف زمان و وقت برای ارزیابی رضایتمندی مشتریان فعلی ، سازمان ها گام بزرگی به سوی برقراری کسب و کاری مشتری گرا، برخواهند داشت .
افزایش سهم بازار و رضایت مشتریان
مطابق مرسوم ، سهم بازار در نتیجه بکارگیری استراتژی ها و اقدامات توسعه طلبانه بازاریابی (استراتژی بازاریابی تهاجمی ) حاصل گردد. بر اساس این رویکرد، سهم بازار به طور مستقیم از سطح تبلیغات ، میزان آگهی های تبلیغاتی و سایر اقدامات مشابهی که برای توسعه و تسخیر بازار بکار برده می شوند، تأثیر می پذیرند. از سوی دیگر اقداماتی که از سوی سازمان ها با هدف حفظ سهم کنونی بازار صورت می گیرد (استراتژی های تدافعی )، بر این اصل استواراند که سرمایه گذاری در امر بازاریابی را می توان به جای تلاش جهت جلب مشتریان جدید، به شکلی مؤثرتر به منظور نگهداری مشتریان فعلی سازمان بکار گرفت (هالوول ۱۹۹۹ ).
نتایج حاصل از بررسی ها و تحقیقات چند سازمان مطالعاتی ، نشان می دهد که هزینه مورد نیاز جهت بدست آوردن یک مشتری جدید، حداقل ۵ برابر میزان هزینه لازم برای حفظ و نگهداری یکی از مشتریان فعلی سازمان می باشد.
تحقیقاتی که در سال ۱۹۹۹، در مورد فروشگاه زنجیره ای سیرز انجام شد، نشان می دهد که جلب یک مشتری جدید برای این سازمان ، نیازمند صرف هزینه ای است که ۱۲ برابر بیشتر از هزینه لازم جهت نگهداری یک مشتری فعلی می باشد. واقعیت آن است که هر سازمان باید این معیارهای اقتصادی را برای خویش مشخص کند. هر مؤسسه و شرکت تجاری باید سرمایه لازم جهت جلب یک مشتری جدید (که شامل هزینه تبلیغات ، هزینه ارسال کاتالوگ و تهیه بروشور تبلیغاتی ، هزینه اجرای برنامه های جدید تجاری ، هزینه شرکت در کنفرانس های تبلیغاتی و غیره می شود) را محاسبه کند و آن را با هزینه مورد نیاز به منظور بهبود رضایت یک مشتری کنونی (که هزینه لازم جهت راه اندازی سیستم تحقیقات و اندازه گیری رضایت مشتری را نیز در بر می گیرد) مقایسه کند. البته ، سرمایه گذاری برای حفظ یک مشتری راضی در قیاس با سرمایه گذاری جهت جلب یک مشتری جدید، ثمر بخش تر می باشد. (اوسایاویچ ؛۲۰۰۶)
عکس مرتبط با اقتصاد

شکل۲- ۳ مدل عمومی رضایت ـ عدم رضایت

۲-۹-۲ وفاداری مشتری
تعاریف متعددی از وفاداری مشتری ارائه شده است. کلا وفاداری مشتری عبارت است از واکنشی که مشتری ممکن است در مقابل برند، خدمات ، فروشگاه ها و طبقه محصول و یا فعالیتها نشان بدهد اما ژاکوبی( ۲۰۰۴) و کاینر (۲۰۰۲) وفاداری را پاسخ رفتاری( خرید) تعریف می کند که در هر زمانی بوسیله واحد تصمیم گیری و با در نظر گرفتن مجموعه ای از برند های متفاوت انجام می شود که یک فرایند روانشناسانه (تصمیم گیری و ارزیابی) است اما شاید بتوان گفت که مشهورترین و کاملترین تعریف برای وفاداری، توسط الیور ارائه شده است که وی وفاداری را داشتن یک تعهد عمیق برای خرید مجدد یک محصول و یا خدمت ترجیح داده شده تعریف میکند
البته یک مجموعه با ارزش از داده ها بیان می کند که بیشتر مصرف کنندگان به چند برند وفادار بوده و یک پرتفولیویی از برند ها از درون یک طبقه ای از محصول خریداری می کنند (رابرت گی ،۲۰۰۸ ، ۳۴۵) .
عدم وجود یک تعریف مشخص و معین از وفاداری باعث شده که به جای آن سه مفهوم مشهور به وجود آید :
وفاداری به عنوان یک نگرش مقدماتی است که بعضی وقتها منجر به ارتباط با برند یا نام و نشان تجاری میشود.
وفاداری عمدتا براساس رفتار آشکار، بیان شده یا بروز می یابد مانند الگوی خریدهای گذشته خرید تعدیل شده بوسیله ویژگیها یا نگرشهای افراد، شرایط یا موقعیت خرید( بولدینگ و همکاران ۱۹۹۳ ) به عبارت دیگر می توان نشان داد که وفاداری از دو بعد نگرشی و رفتاری تشکیل شده است.
توسعه وفاداری مشتریان
توسعه وفاداری مشتریان یک هدف استراتژیک برای بیشتر شرکتها و سازمانها است و امروزه تلاش اصلی بسیاری از شرکتها برای نگه داشتن مشتریان و به دست آوردن سهم هرچه بیشتر از هر مشتری است. زیرا شرکتها به درستی دریافته اند که هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید بسیار بیشتر از هزینه به دست آوردن یک مشتری بسیار بیشتر از هزینه حفظ مشتری کنونی است
( کلوتی ۲۰۰۸ ) . شرکتها برای حفظ مشتریان خود از روش های مختلفی استفاده می کنند که عبارتند از
۱٫ طراحی ارتباط با مشتری
۲٫ مدیریت ارتباط با مشتری
۳٫ بهینه سازی ارتباط با مشتری
۴٫ بازاریابی نفر به نفر
۵٫ بازاریابی نگهداری
در همه اینها هدف اصلی ساختن وفاداری مشتری است. در واقع این بوجود آوردن احساس یک مشتری درباره برند خاص یا یک محصول است که موجب نتایج مثبتی برای شرکت و سازمان شده و موجب افزایش سهم از هر مشتری و افزایش حفظ مشتری می شود (هسین چنچ ۲۰۰۹ ).
مزایای حاصل از وفاداری مشتریان ( کاروانا, ۲۰۰۹ )
صرفه جویی در هزینه ها: مشتریانی که با برند شما آشنا هستند معمولا میدانند که چگونه با شما معامله کنند و یاری کردن آنها به موارد خاصی مورد نیاز است و در استفاده کردن از منابع شما به صورت کار عمل میکنند.
توصیه به دیگران: مشتریانی که با برند آشنا هستند آن را به دوستان و آشنایان خود سفارش می کنند.
شکایت به جای ترک کردن: مشتریان وفادار به جای اینکه به هنگام نارضایتی شرکت را ترک کنند و دیگر از محصولات آن مصرف نکنند برند را متعلق به خود میدانند و از مدیران می خواهند نقایص آنرا جبران خواهند کرد.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

تغییر کانال: مشتریان وفادار به احتمال زیاد از طریق کانال های جایگزین خریدهای خود را تکرار خواهند کرد.

آگاهی خود به خود از تغییرات: مشتریان وفادار از برند شما طبقه بندی بالایی در ذهن خود دارند.

آگاهی بیشتر از دارایی ها برند: مشتریان وفادار گرایش به آگاهی بیشتر از مزایای کمکی برند شما دارند. (دنیس ،۲۰۰۵، ۳۴۵)
البته مشتریان وفادار ممکن است وفاداری هایشان را به روش های دیگری نیز نشان دهند آنها ممکن است که ماندن با یک تولید کننده را انتخاب کنند اعم از اینکه استمرار به عنوان یک رابطه تعریف شده باشد و یا اینکه آنها ممکن است تعداد و یا میزان خریدهای خود را افزایش دهند (رابرت گی،۲۰۰۸ ،۳۵۶ ).
وفاداری به برند
وفاداری به برند به طور گسترده هم در حوزه رفتاری و هم نگرشی تعریف شده است. این در حالی است که محققان توافق دارند که وفاداری ساختار بسیار پیچیده است و با وجود تعریف ترکیبی پر کاربرد از وفاداری به برند که در اصل توسط ژاکوبی ارائه شده، هنوز توافق اندکی در رویکرد اتخاذ شده هنگام محک زنی ساختار وجود دارد. تعریف ترکیبی وفاداری برند که تعریف مفهومی و بسیار پر کاربرد می باشد توسط ژاکوبی ارائه شده پاسخ رفتاری تعصبی غیر تصادفی انجام گرفته در طول زمان توسط واحد تصمیم گیرنده با درنظر گرفتن یک یا چند برند متفاوت جدا از دسته برندهای نظیر دیگر که تابعی از فرایندهای روانشناسی می باشد. (تیل ،۲۰۰۱ ،۹۰).
برنامه های وفاداری
برنامه های وفاداری اخیرا توجهات زیادی را به خود جلب کرده است و بیشتر تحقیقات به سمت بررسی اینکه چگونه این برنامه ها در عملکرد مالی و بازار شرکت تاثیر می گذارند، هدایت شده است و به دنبال این هستند که مشخص کنند این برنامه ها چه مقدار بر تحریک مشتریان تاثیر می گذارند.(سن جیز ،۲۰۰۲)
برنامه های وفاداری، برنامه هایی هستند که شامل یک استراتژی بازاریابی و بر مبنای پیشنهاد یک محرک با هدف حفظ مشتریان برای شرکت می باشند که موجب افزایش سود دهی شرکت می شوند.(بورت ؛ ۱۹۹۸ )
مهمترین نتایج به دست آمده از برنامه ی وفاداری عبارتند از:
حفظ سطح فروش، سود و حاشیه فروش(بورت ؛۱۹۹۸ )
افزایش وفاداری و ارزش با لقوه مشتریان
تحریک شدن برای خرید محصول دیگر از شرکت (لارس ، ۲۰۰۶ ، ۶۷ )
تحریک شدن برای خرید محصول دیگر از شرکت
البته باید توجه داشت که این نتایج بدست آمده به بازار هدف خاصی اشاره میکند. ( گیبل ،۲۰۰۶ ،۳۲۹).
هدف اصلی از برنامه های وفاداری مشتری خلق یک موقعیت برد – برد برای مشتریان شرکت میشوند. در برنامه های وفاداری، مشتری مزایای پولی و غیر پولی دریافت می کند که این به علت وفادار بودنشان می باشد. ( آرتور آلاوی، ۲۰۰۵ ، ۲۵۶ ).
برخی موارد برای وفاداری مشتریان در آینده
مشتریان، صداقت و درستی را جستجو می کنند. آنها نیاز به احساس راحتی و دلگرمی با شرکت هایی که با آنها رابطه تجاری دارند. مشتریان به طور فرایندی اطلاعات خود را به صورت محرمانه نگه میدارند مگردر مقابل شرکت هایی که با آنها اطمینان کامل داشته و با آنها تجارت می کنند. (مورگان ؛ ۱۹۹۴) .همه تلاشهای بازاریابی و به خصوص کلیه تلاشهای آنان برای ایجاد وفاداری باید واقعی و قابل ملموس باشد. آنها بایستی یک حسی درمشتری نسبت به وفاداری ایجاد کنند. شرکت هایی که به دنبال خشنود ساختن مشتریان خود هستند احتمال بسیارزیادی دارد که مشتریان وفادار تر شوند
با وجود همه اینها بسیاری از شرکت هایی که در حال حاضر ارتباطات بسیار خوبی با مشتریان خود دارند بوسیله فراهم آوردن محصولات و خدمات خوب، در واقع جلوی از دست دادن مشتریان خود یا نارضایتی را بوسیله ایجاد برنامه های وفاداری می گیرند تغییرات در اساس شرکت و افق بازاریابی شرکت باعث به چالش کشیده شدن بازاریابان به خاطر از دست دادن وفاداری مشتریان می شود. تلاشهای سطحی برای ایجاد وفاداری در مشتریان کارساز نیست و این تلاشها برای مشتریان بسیار آشکار هستند و به علت اینکه باعث حس عدم اعتماد و شک گرایی در مشتریان می شود؛ شرکت های بزرگ برند هایی می سازند که باعث وفاداری می شود اما این وفاداری به صورت طبیعی و به مرور زمان بوجود آمده و بوسیله برنامه های بازاریابی که هر روز تغییر میکنند و یکی بعد از دیگری ساخته میشود نمی تواند بوجود آید(لنکا ؛۲۰۰۹ ) .
رابطه بین وفاداری مشتریان و سودآوری
مطالعات، ارتباط مثبت بین وفاداری مشتری و سودآوری را نشان میدهد البته همه مشتریان وفادار سود ده نیستند. سودآوری مشتریانی که خریدهای خود را تکرار می کنند( مشتریان وفادار) بسیار بالاتر از مشتریان دیگر است. از آنجائیکه ماندگاری و تکرار خرید مشتریان بسیار با اهمیت وسودمند است، شرکت آنها را به روش های گوناگون از جمله ارسال کارت تبریک، هدیه تولد، هدیه به مناسبتهای دیگر و عوامل دیگر به خود وابسته کرده و علاقمند می نمایند( تیلور؛۱۹۹۲ ).
همانطور که گفته شد وفاداری واکنشی است که مشتری ممکن است در مقابل برند، خدمات یا فروشگاه ها و طبقه بندی محصول و یا فعالیتها نشان بدهد. در بسیاری از مطالعات وفاداری را در دو بعد نگرشی و رفتاری درنظر می گیرند. امروزه با پیچیده تر شدن هر چه بیشتر بازارها بسیاری از شرکتها به اهمیت وفاداری مشتریان میپردازند و فعالیتهای بسیاری را برای بهبود این امر شروع کرده اند. یکی از این فعالیتها، برنامه های وفاداری مشتریان است که شرکت برای وفادار ساختن هر چه بیشتر مشتریان انجام میدهد و به نوعی مشتریان را تحریک برای وفاداری می کند. (تیلور ؛ ۱۹۹۲)همانطور که بحث شد نتیجه تحقیقات یک رابطه مثبتی را میان وفاداری و رضایت
مشتریان اثبات کرده اند یعنی هر چه رضایت مشتریان از محصول یا برند یک سازمان بیشتر باشد وفاداری آنها به آن برند یا محصول بیشتر خواهد شد. امروزه شرکتها تلاش می کنند تا مشتریان فعلی خود را حفظ کنند و سهم خود را از آنها افزایش دهند زیرا به این حقیقت پی برده اند که هزینه جذب یک مشتری جدید بسیار بیشتر ازهزینه حفظ و نگهداری مشتری فعلی است( بولدینگ ؛ ۱۹۹۳ ،۳۴)
به طور کلی سازمانها بایستی به یک سری از عوامل در مورد مشتریان توجه کنند.سازمانها بایستی آنچه را که باعث به وجود آوردن ارزش و خشنودی برای مشتریان می شود درک کنند زیرا مشتریان خوشنود وفادار تر می شوند.(دنج ؛ ۲۰۰۹ ، ۵۳۲).
عواملی را که باعث می شود تا مشتریان از ما روی بگردانند بایستی شناسایی شوند.باید برای مشتریان متفاوت پیشنهادهای متفاوتی ارائه دهیم.
۲-۹-۳ ارتباط رضایت مشتری و وفاداری مشتری
بررسی ادبیات بازارگرایی نشان می دهد که تلاش کمی برای بررسی رابطه بین بازارگرایی و شاخص عملکرد غیر مالی نظیر رضایت مشتری و حفظ مشتری صورت گرفته است.بیشتر بررسی ها در زمینه تاثیر بازارگرایی بر عملکرد تجاری بوده است (گرین لی ، ۱۹۹۵ ،۳۴۷ ) یک دید گسترده از عملکرد تجاری شامل عملکرد غیر مالی هم می شود. هدف ارائه مدل وفاداری مشتری بر پایه ارزش عملکرد کارکنان بازارگرا می باشد که نتیجه نشان داد تاثیر درک ارزش مشتری در بازارگرایی می تواند باعث تاثیر بر نگهداری مشتری بوسیله رضایتمند کردن مشتری گردد. علی رغم اهمیت ارزش مشتری برای بازارگرا شدن سازمان مقیاس ارزش مشتری در مقیاس بازارگرایی می تواند در بالا بردن عملکرد سازمان بوسیله نگهداری مشتری کمک کند. مشتریان وفادار مانند خون حیات یک سازمان هستند.صرف نظر از اندازه و محدوده سازمان و به منظور حداکثر کردن سود تجاری نگهداری مشتریان وفادار تا زمانی که امکان دارد باید تلاش کند. با وجود تلاش هایی که برای جلب و حفظ مشتریان صورت می گیرد از دست دادن مشتریان هنوز برای سازمانها وجود دارد.بر اساس تحقیق لویت چنین تغییراتی به خاطر وجود داشتن یا وجود نداشتن بازارگرایی است.
مروری بر ادبیات بازارگرایی بیان می کند که در نظر گرفتن اعمال پرسنل امری ضروری است.زیرا سهم کارکنان در شناساندن موسسه به مشتریان بسیار مهم است. (رینولدز،۱۹۹۹ ،۲۳ ). تعامل کارکنان با مشتریان تاثیر مهمی بر رضایت کلی مشتریان و تمایل آنها به ماندن با سازمان می گذارد. همچنین یک سازمان می باید بطور همیشگی ارزش برتر برای مشتریان ایجاد کند. (نارور و اسلاتر ،۱۹۹۰ ،۳۰۹ ).
سازمان می تواند به یک عملکرد تجاری و پایدار بوسیله ارزش برتر مشتری برسد که ان راه بدست آوردن مزیت رقابتی پایدار است. اصطلاح ارزش به قضاوت برتری و رجحان توسط مشتری دلالت دارد. یک بررسی بر روی ارزش مشتری پیشنهاد می کند که آن می تواند شامل ابعاد گوناگون شامل عوامل درونی و بیرونی و درک عقلانی و تجربی ارزش گردد. از آنجاییکه درک ارزش و ترجیح دادن آن توسط مشتری می تواند بصورت های گوناگون باشد ؛ بازارگرایی باید تمام ابعاد آنرا در نظر بگیرد. همینطور به منظور درگیر کردن مشتری در فرایند مبادله و نگه داشتن آنها برای مدت طولانی رضایت مشتری مهم است. رضایت مشتری عامل مهمی در وفاداری مشتری است و مشتریان با رضایت بالا تمایل به ماندن با سازمان دارند. مشتریان می توانند عملکرد خدمات کارکنان را متوجه شوند. بنابراین تلاش کارمندان در اجرای بازارگرایی تاثیر بر رضایتمندی مشتری دارد. علاوه بر این یک سرویس دارای ارزش افزوده یک وسیله مناسب برای رضایتمندی مشتری را فراهم می کند. وقتی ارزش با انتظارات مشتریان سازگار است بر رضایتمندی مشتریان موثر است.بنابراین اجرای خدمات کارکنان در بازارگرایی و در نتیجه ایجاد ارزش توسط انها برای مشتری تاثیر مثبت بر رضایتمندی مشتری دارد. یک مشتری رضایتمند تمایل به نمایش وفاداری دارد. از اینرو رضایت مشتری نتیجه اش در حفظ مشتری جلوه می کند. البته طبق نظر اولیور در رابطه با رضایت مشتری و نگهداری مشتری مکانیزم خاصی وجود دارد. به این معنا که می باید عوامل اجتماعی و روانی مشتری نیز در نظر گرفته شود. بطور خلاصه نتایج این مطالعه یک دید با ارزش از تاثیر ادراک ارزش در بازارگرایی را بر عملکرد تجاری بنگاه نشان می دهد مشخص شد اجرای خدمات کارکنان بازارگرا و ابعاد ارزش برای مشتری بوسیله آنها تاثیر مهم و مثبت بر رضایتمندی مشتری دارد. در این مطالعه راه های رسیدن به وفاداری مشتری نیز مشخص گردید. تحقبق نشان داد که رضایت مشتری پیش نیاز وفاداری مشتری است یعنی رضایتمندی مشتری بوسیله عملکرد سرویس دهندگان بازارگرایی در ارتباط با ارزش مشتری تاثیر مثبت و مهم در نگهداری مشتری دارد که نگهداری مشتری بعد رفتاری وفاداری مشتری است.(لیم ؛ ۱۹۹۷، ۱۲ )
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
همچنین تحقیق راهنمای مناسبی برای بازارگرایی ارزش گرا از نقطه نظر کارمندان و مشتریان فراهم می کند. از منظر کارمندان اجرای بازارگرایی می تواند نتیجه اش وفاداری مشتریان با بهره گرفتن از رضایتمندی مشتری باشد و از منظر مشتریان رضایت مشتری منجر به وفاداری مشتری می شود. علاوه بر این بر پایه عملکرد کارکنان و رضایت مشتری ، شاخص غیر مالی وفاداری مشتری برای درک تاثیر بازارگرایی بر عملکرد سازمان قابل بیان است. بنابر این عملکرد تجاری یک سازمان می تواند بهتر پیش بینی شود و در نتیجه زمان کمتری برای تشخیص موثر تاثیر بازارگرایی لازم است. این تحقیق باعث بهبود عملکرد تجاری بوسیله وفاداری مشتری می شود.( اندرسون ؛ ۱۹۹۳)

 

نظر دهید »
بررسی فقهی و حقوقی تکالیف اقلیتهای دینی۹۳- قسمت ۵
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

۲-۲٫ عنوان اقلیت ها در فقه اسلامی

موضوع اقلیت ها در فقه اسلامی به هیچ وجه به عنوان بیگانه و یا اقلیتی که در مقابل اراده و مصالح اکثریت اختیاری در تعیین حقوق و سرنوشت خود ندارد مطرح نیست و همچنین هیچگونه زمینه ای برای مشکل اختلاف نژادی و اقلیتی که از نظر نژاد و زبان و یا عناصر دیگری (که تابعیت در حقوق معاصر بر اساس آن تعیین می گردد) با اکثریت اختلاف داشته باشد ، وجود ندارد.
برای توضیح این مطلب باید به مبنای حقوقی و نظریه خاص ایدئولوژی اسلامی در مفهوم تابعیت توجه داشت. در قانون و ایدئولوژی جهانی اسلام مسئله تابعیت و ملیت بر اساس خون و یا زبان و یا خاک و سایر عناصر مادی دیگر استوار نیست. بلکه موضوع تابعیت یک امر اختیاری و مربوط به عقیده و طرز فکر افراد تشکیل دهنده جامعه اسلامی می باشد.
هر فردی که به عقیده اسلامی معتقد باشد جزئی از جامعه اسلامی محسوب شده و نژاد ، زبان و سابقه تاریخی وی به هیچ وجه در این زمینه مؤثر نیست.
پیامبر گرامی اسلام این حقیقت را با تأکید فراوان در پیام تاریخی حجه الوداع چنین تصریح فرمود:
«یا ایها الناس ان ربکم واحد و ان اباکم واحد کلکم لآدم و آدم من تراب ان اکرمکم عندالله اتقاکم لیس لعربی علی عجمی و لا لعجمی علی عربی و لا لاحمر علی ابیض و لا لأبیض علی احمر فضل الا بالتقوی الا بلغت المم فاشهد الا فلیبلغ الشاهد منکم الغائب» ؛ ترجمه : « ای مردم بدانید و آگاه باشید پروردگار همه شما یکی است و همگان از یک پدر و مادر به دنیا آمده اید و آدم نیز از خاک آفریده شده است. یعنی پدر ، مادر ، اصل ، نسب ، ریشه ، ماده و آفریدگار همه شما یکی است و همه شما از یک اصل و ریشه هستید و با هم برادر و برابرید و … »
امیرالمؤمنین علی (ع) در برابر عربی که از تقسیم مساوی غنائم و از اینکه وی با مرد عجمی یکسان بهره برده ابراز ناراحتی می نمود ، فرمود: «انی لا أری فی هذا الغیء فضیله لبنی اسماعیل علی غیرهم».
شاید همین نکته اساسی موجب شده که قرآن بجای ملت کلمه «امت» را بکار برده و جامعه متشکل و در عین حال مختلف از نظر نژادی را امت واحد خوانده است (ان هذه امتکم واحده و انا ربکم فاعبدون) ؛ ترجمه : « این است امت شما که امتی یگانه است ، و منم پروردگار شما ، پس مرا بپرستید.»[۳۱]
ان هذه امتکم واحد و انا ربکم فاتقون ؛ ترجمه : « این امت شما امت واحدی است و من پروردگار شما هستم، پس تنها از من بترسید.»[۳۲]
از اینرو در جامعه اسلامی که وحدت فکر و عقیده و اراده ضامن وحدت آن می باشد مشکلی بعنوان اقلیت و یا تبعیضی و یا مشکل نژادی مطرح نمی شود و هرگونه امتیاز لغو می گردد.[۳۳]

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۳٫ اقلیت

اقلیت (مصدر جعلی)]عربی[ در لغت به معنای کم بودن

 

۲-۴٫ اقلیت در اصطلاح

جمعیت یا گروهی را می گویند که دارای نژاد یا مذهب یا آداب و رسوم خاصی باشند و در مملکتی زندگی کنند که اکثر مردم آن مملکت دارای آن مذهب یا آن آداب و رسوم نباشند ، مقابل اکثریت.[۳۴]

 

۲-۵٫ حقوق

حقوق دارای دو معنی است:
۱- حقوق جمع حق است و آن اختیاری است که قانون برای فرد شناخته که بتواند عملی را انجام و یا آنرا ترک نماید ، چنانکه گفته می شود ؛ حق نشستن ، حق مالکیت ، استعمال حق در این معنی در حقوق اسلامی سابقه دارد حقوق مزبور را حقوق فردی نیز می نامند.
۲- هقوق قواعدی گفته می شود که در روابط اجتماعی بین افراد حکومت می نماید که به آنها قوانین (بمعنی وسیع کلمه) نیز می گویند. استعمال حقوق در این معنی مجازی است و به اعتبار آنکه قواعد مزبور حکایت از حقوق فردی می نماید به آنها حقوق گویند. چنانچه که گفته می شود. حقوق ملل قدیمه ، حقوق اسلام و امثال آن. حقوق در این معنی همیشه به صیغه جمع استعمال می شود. بحقوق بمعنی بالا حقوق ذاتی نیز می گویند.[۳۵]
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۲-۶٫ واژه حق

تعریف لغوی حق براساس فرهنگ لغت عربی ، از نام های خدای تعالی ، ثابت و استواری که انکار آن روا نباشد ، ضد باطل است.[۳۶] و یاحق ( حَ – ق – ق) در قاموس لغت به معنای ثبوت ، ضد باطل و موجود ثابت[۳۷] ، وجود ثابتی حق . وجود مطلق و غیر مقیدی که به هیچ قیدی تقیید نشده باشد ، یعنی ذات اقدس باری تعالی آمده است[۳۸].

۲-۷٫ مفهوم اصطلاحی حق

در اصطلاح عام ، حکم مطابق با واقع را گویند که بر اقوال و عقاید و مذاهب و ادیان اطلاق می شود[۳۹].

 

۲-۸٫ مفهوم حق در فقه

در متون فقهی برای واژه ی حق ، معانی مختلفی ارائه شده ؛ اما جامع تر از همه آنها این است که «حق» از سنخ سلطنت است ، نه ملکیت ، در فقه وقتی از حق سخن گفته می شود ، نوعی از سلطنت و سلطنت در آن نهفته است: «الحق سلطنهً فعلیهً لایُعقل طِرِفیها بشخصٍ واحدٍ» ؛ حق سلطنت فعلیه ای است که با فرض یک طرف قابل تصور نیست ، بلکه باید قائم به دو طرف باشد یک طرف صاحب حق که از آن منتفع می شود و دیگر آنکه حق بر ذمه اوست و ادای آن را عهده دار است.[۴۰]

 

۲-۹٫ تعریف کفر و کافر

تعریف کفر براساس فرهنگ لغت عربی عبارت است بی ایمانی ، و کافر عبارت است از آنکه نعمت خدا را انکار کند ، ناسپاس.[۴۱]
از نظر اسلام به فردی که دین اسلام را نپذیرفته کافر گفته می شود ، چه پیرو دین توحیدی باشد و چه نباشد.[۴۲] زیرا کفر به معنی انکار کردن و پوشاندن و پنهان کردن است.[۴۳]
بنابراین به کسی که به حقیقت وجود خداوند یا برخی از صفات جلال و جمال او ویا حقیقت اسلام را انکار می کند و آن را پنهان می دارد ، کافر گفته اند.[۴۴]

 

۲-۱۰٫ تقسیم کفار از دیدگاه اسلام

در یک تقسیم بندی کفار به کفار کتابی و غیرکتابی تقسیم می شوند.

 

۲-۱۰-۱٫ کفار کتابی

کفار کتابی یا اهل کتاب یا همان اقلیت های دینی معتبر از نظر اسلام ، پیروان ادیان توحیدی بجز اسلام را گویند و امروز فقط سه گروه آنها ، از نظر دین مبین اسلام اعتبار دارد که عبارتند از: یهودیان ، مسیحیان ، زردتشتیان (حلی، قواعد الاحکام)

 

۲-۱۰-۲٫ کفار غیرکتابی

سایر کفار به جز سه گروه ذکر شده ، کفار غیرکتابی خواهند بود.
تقسیم کفار با توجه به نوع رابطه آنها با حکومت اسلامی:

 

۲-۱۰-۳٫ کفار ذمی

کفاری که با حکومت اسلامی قرارداد ذمه امضا کرده اند.

 

۲-۱۰-۴٫ کفار مستأمن

کفار مستأمن یا معاهد کفاری هستند که از طرف حکومت اسلامی به آنها امان داده شده و یا قراردادی غیر از قرارداد ذمه با آنها بسته شده باشد. [۴۵]

 

۲-۱۱٫ تکالیف اقلیتها در عرصه اقتصاد به لحاظ فقهی
عکس مرتبط با اقتصاد

(فعالیت های اقتصادی و تجاری اقلیت های دینی)
اسلام به فعالیت های اقتصادی و امور بازرگانی به صورت یک ضرورت حیاتی که مصالح فرد و اجتماع از آن ناگزیر می باشد ارزش و اهمیت فراوان قائل شده و در موارد زیاد به توسعه فعالیت های مشروع اقتصادی توجه و تأکید نموده است[۴۶].
پیامبر اکرم هرگاه با جوانی روبه رو می شد ابتدا از کار و حرفه وی می پرسید و هرگاه فرد بیکاری بود روی از او بر می گرداند و در صورتیکه مرد هنرمند و فعالی بود وی را مورد تشویق قرار می داد و می فرمود ارزش انسان بکار و حرفه او است.
کسانیکه بخاطر اشتغال به امور معنوی و عبادت دست از کار و کوشش برای تأمین نیازمندیهای زندگی کشیده اند هرگز رفتارشان با روش میانه روی اسلام وفق نمی دهد تا آنجا که پیشوایان دین فرموده اند :
«از پیروان ما نیستند کسانیکه دنیای خود را بخاطر آخرت خویش از دست بدهند[۴۷].»
«ثروت چه نیکو یاوری برای پرهیزکاری است[۴۸].»
اسلام با واقع بینی خاص نه تنها فعالیت های اقتصادی را یک حق طبیعی و مشروع برای افراد و انسانهائی که از حق حیات بهره مند می باشند تلقی نموده اصولا آنرا بصورت وظیفه و امر ضروری در بقاء زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی بشمار آورده است.
و این حقیقت را اختصاص به مسلمین و جامعه اسلامی نداده و در مورد متحدین و گروه های غیر مسلمانی که به عضویت جامعه اسلامی در می آیند نیز کاملا تأکید نموده است زیرا طبق قانون قرارداد ذمه به اقلیت‌های متعهد اجازه داده شده است که در سرزمینهای اسلامی به فعالیت اقتصادی و تجارت و بازرگانی اشتغال ورزند و به مسلمانان نیز اجازه داده شده به آنان روابط اقتصادی و بازرگانی داشته باشند و در توسعه اقتصاد جامعه اسلامی با یکدیگر تشریک مساعی نمایند و در تمام این فعالیت ها و روابط اقلیت های غیر مسلمان از آزادی و امنیت بهره مند می باشند.
از حقوق به رسمیت شناخته شده اقلیت های دینی ساکن در ایران اسلامی ، حقوق آنان در عرصه اقتصاد ، مانند حق مالکیت ، ارتباطات اقتصادی ، حق کسب و پیشه و حق رفاه نسبی . بدیهی است که بدون وجود برخی از این حقوق امکان زندگی و آسایش افراد فراهم نمی شود و به همین دلیل اقلیت های دینی غیرمسلمان که ساکن کشور اسلامی هستند نیز از این حقوق برخوردارند برخی از آنها عبارت است از:

 

۲-۱۲٫ مالکیت از منظر فقه اسلامی

نظام کلی اقتصاد اسلامی براساس اصل مالکیت و احترام بمالکیت فردی استوار گردیده و انواع فعالیت های اقتصادی و تجارت و معاملات براین اساس تنظیم شده است.
این نظام بدون هیچ گونه تغییر اساسی در مورد متحدین غیر مسلمان جامعه اسلامی اقلیت های مذهبی متعهد نیز برسمیت شناخته شده و بدین ترتیب اصل مالکیت آنان مانند مالکیت افراد مسلمان بطور قانونی مورد احترام قرار گرفته است و چنانکه در نخستین مسئولیت های جامعه اسلامی در برابر تعهدات قرارداد ذمه بیان نمودیم ذمیان اموالشان مانند جان و عرضشان از مصونیت کامل برخوردار بوده و تحت حمایت جامعه اسلامی محفوظ می باشد.
حق مالکیت حتی در مورد اراضی نیز برای اقلیت ها محفوظ است و آنها می تواند از طریق معاملات مشروع زمین یا ساختمان و نظائر آنرا به مالکیت خویش در آورند. اسلام براساس اصل احترام بمالکیت فردی در مورد گروه های متعهد اجازه نمی دهد در ملک افراد کوچکترین تصرف بعمل آید. و هرگونه تصرف در اموال ذمیان بسته برضایت و توافق قبلی می باشد و در این باره اموال منقول و غیر منقول حکم یکسان دارند[۴۹].
هر کس مالک احوال و اشیایی است که به طور مشروع به ملکیّت او درآمده است و در صورت عدم حجر حق هرگونه تصرّفی را در آنها دارد و دیگران از تصرّف در احوال وی منع شده‏اند. این حقوق هیچ ارتباطی با دین و کیش فرد ندارد، بلکه هر کس که حقّ سکونت در کشور اسلامی را دارد از حقّ مالکیت برخوردار است. البته کفّار و افرادی که در جنگ با کشور اسلامی به سر می‏برند احوالشان حکم غنیمت را دارد. به هر حال افراد ساکن کشور اسلامی که با دولت اسلامی پیمانی بسته‏اند احوالشان در پناه حاکمیت بوده و از امنیت کامل برخوردارند. چنانچه حضرت امیرعلیه السلام فرموده‏اند: «لا تَمَسّنَّ مالَ اَحَدٍ مِنَ النَّاسِ مُصَلٍّ ولا مُعاهِدٍ[۵۰]؛ هر گز به مال فردی از مردم نمازخوان یا معاهد (غیرمسلمانی که در پناه حکومت اسلامی زندگی می‏کند) دست نزنید». این نهی امام علی‏علیه السلام عام است و هرگونه تصرّفی را شامل می‏شود.
ملاک مشروعیت تملّک بعضی از احوال برای اقلیت‏ها دستورهای دین خودشان است و بنابراین ممکن است چیزی در دین اسلام به ملکیت مسلمانی در نیاید چون مال محسوب نمی‏شود، مانند شراب و خوک، در حالی که همان چیز به ملکیت فردی از اهل کتاب درآید. البته چنانچه در کشور اسلامی زندگی می‏کنند لازم است از خرید و فروش این اشیا در بازار مسلمانان و به طور علنی خودداری کنند. برای این‏گونه موارد در فقه اسلامی قواعدی ویژه پیش بینی شده است که برخی از آن قواعد حکم دینی آنان را برای خودشان لازم الاتباع می‏گرداند پس ملکیّت و خرید و فروش اشیای فوق از اقلیت‏ها به شرط عدم اظهار در بین مسلمانان بلااشکال است و مالکیت آنان نیز در این موارد با همان شرط به رسیمت شناخته می‏شود. بنابراین اگر یکی از مسلمانان ظرف شرابی از آنان را بریزد در حالی که او آن را مخفی می‏داشته، دادگاه، مسلمان را به پرداخت خسارت وارده وادار می‏کند؛ همچنین است غصب یا اتلاف و ایراد خسارت به این اشیا. این در حالی است که همین اشیا اگر در اختیار مسلمانی باشد چون ملکیّت مسلمان بر آنها پذیرفته نیست ، اتلاف یا ایراد خسارت به آنها هیچ ضمانتی را در پی نخواهد داشت.[۵۱] پیامبر اکرم نیز در معاهده مدینه تعرض به احوال معاهدان را ممنوع کردند و این حکم شامل همه اشیایی است که نزد آنان مال محسوب می‏شود و در همین راستا همه را امّت واحده‏ای خوانده‏اند.
نکته دیگر این‏که به چنگ آوردن احوال افرادی که با کشور اسلامی در جنگند از طریق حیله، نیرنگ یا دزدی مشروع نیست، چنانچه فقها دزدی از کافر را مشروع نمی‏دانند. در تاریخ نیز آمده است که در جریان جنگ خیبر قبل از فتح قلعه، چوپان یهودیان خیبر اسلام آورد و گله گوسفندان را نزد پیامبر آورد تا به ایشان تسلیم کند. پیامبر در حالی که همه سربازان گرسنه بودند قبول نکرده و به وی سفارش کردند که این گله در دست تو امانت است و باید به صاحبانش برگردانی؛[۵۲] در حالی که احوال دشمنان پیامبر که با ایشان در جنگ بودند به شمار می‏رفت.

 

۲-۱۳٫ ارتباطات اقتصادی با مسلمانان

با به رسمیت شناختن مالکیت و احوال اقلیت‏ها روابط اقتصادی با آنان نیز چنانچه با اصول و قواعد اسلام تعارضی نداشته باشد مجاز است. در تاریخ اسلام چنین ارتباطاتی بین آنان و مسلمانان و حتی رهبران اسلام به چشم می‏خورد.
و روایت شده است که فردی از امام صادق ‏علیه السلام پرسید: من از فردی یهودی یا مسیحی طلب داشتم، در حضور من شراب فروخت و پولش را خواست عوض بدهی به من دهد، آیا می‏توانم بگیرم؟ امام فرمودند: آری.[۵۳]
مسأله: مسلمان می تواند از نصرانی مالی را به عنوان مضاربه بگیرد. اکراهی در آن نیست؛ چرا که فرد مسلمان جز در آنچه شرع به او اجازه داده تصرف نمی کند. (خلاف شرع انجام نمی دهد).
و شایسته است شخص مسلمان به هنگام قرض شرط کند که آن شخص جز در مواردی که شرع اجازه داده، خرید و فروش نکند. و اگر چنین (شرط) کرد ولی شخص مقابل شراب یا خوک خرید و فروش کرد در هر صورت معامله باطل است؛ چرا که مخالف شرط عمل نموده است. و گرفتن ثمن معامله جایز نیست و اگر بپذیرد ضامن است.
حال اگر شرطی نکرده باشند و شخص قرض گیرنده چیزی بخرد که در شرع جایز نیست، معامله باطل است. و اگربهای ان را پرداخته باشد، ضامن است. چرا که وی چیزی را خریده که در شرع ما مباح نیست.
و اطلاق عقد (قید و شرط قرار ندادن در معامله) مقتضی آن است که برای صاحب مال آنچه را که وی مالک است خریده شود. در غیر این صورت ضامن است.
در صورت اثبات چنین چیزی، اگر مال نقد شد، صاحب مال باید بنگرد اگر دانست قرض گیرنده در امری که از لحاظ شرع ایراد دارد به خرید و فروش پرداخته، نباید سود را بپذیرد. و اگر به مباح بودن سود معامله یقین داشت می تواند آن را بگیرد. و اگر شک داشت مکروه است، هر چند جایز است.
مسأله:اگر شخص مسلمان خود را اجیر کافر ذمی نمود، اگر اجاره در عقد ذمه کافر باشد صحیح است. چرا که حق او در ذمه اش ثبت شده است. و همچنین اگر به صورت مدت دار باشد مثلا شخص مسلمان را برای یک ماه اجیر کرده باشد که به او خدمت کند، صحیح است. و اوقات عبادت شخص مسلمان از اجاره مستثنی می باشد. ( شخص می تواند در اوقات عبادت، به عبادت بپردازد.)[۵۴]
مسأله: هر گاه اهل ذمه کاری را انجام دهد که در شرع اسلام جایز نیست، اگر آن عمل نیز چون زنا و لواط و دزدی و قتل و قطع در شرع آن ها نیز جایز نباشد، حکم این گونه اعمال همانند حکمی است که در بین مسلمانان در بحث اقامه حدود جاری است. چرا که ایشان عقد ذمه را به شرط اجرای احکام مسلمین بسته اند.

 

نظر دهید »
نکاح با اتباع بیگانه در حقوق و رویه قضایی ایران- قسمت ۱۱
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

– اعطای تابعیت به فرزندان در قانون مدنی ایران منوط به نسب پدری است و از طریق نسب مادری ممکن نمی باشد ( بند ۵-۴ از ماده ۹۷۶ قانون مدنی).
علاوه بر این مفاد کنوانسیون با موادی از قانون مدنی در این موضوع مغایرت دارد؛ این موارد از قانون مدنی در این مبحث با حقوق اسلام و منطق نیز منطبق نیست.[۱۳۹] به دلیل اینکه اول : مفهوم زوجیت با مفهوم تابعیت متفاوت می باشد زوجیت امری خصوصی است که به «حقوق اشخاص» مربوط می شود، اما تابعیت مربوط به « روابط اشخاص با دولت» می باشد؛ لذا آثار زوجیت نباید به حقوق ملت در برابر دولت تسری داده شود. در قانون مدنی ایران حقوق زنان در برابر دولت (تابعیت) با حقوق و تکالیف خانوادگی شان مخلوط شده و حقوق خانوادگی به حقوق انسانی اشخاص در برابر حکومت ترجیح داده شده است که این امر ترجیح بلا مرجع می باشد.
دوم : از نظر منطقی نیز اقامتگاه و تابعیت دو مفهوم بسیار نزدیک هستند و تحصیل تابعیت افراد به نفع امنیت کشور نخواهد بود.
سوم اینکه: در سیستم خون فرقی بین مادر و پدر نیست، همانطور که نسب پدری می تواند موجب تابعیت شود، نسب مادری نیز می تواند چنین نقشی داشته باشد. در حالیکه ایران تابعیت فقط به موجب نسب پدری منتقل می شود.
چهارم اینکه: وضعیت اطفال متولد از زنان ایرانی که شوهر خارجی دارند و در ایران هستند چه بسا موجب بی تابعیت شدن اطفال ایشان می گردد؛ زیرا ممکن است، تابعیت کشور متبوع شوهر تابع سیستم «خاک» باشد و چون شوهر بیگانه با همسرش در ایران است، فرزندان وی تبعه آن کشور محسوب نمی شوند، در حالیکه ایران نیز به این اطفال تابعیت مادر (تابعیت ایرانی) اعطا نمی کند.
پنجم اینکه : اختلاف و ترجیح و اثر بار کردن بر تولد از مادر خارجی و عدم ترتب آثار بر تولد از مادر ایرانی، از تناقض های آشکار بین بندهای پنچ گانه ماده ۹۷۶ قانون مدنی است که اصلاح مواردی از قانون مدنی ضرورت دارد.
گفتار چهارم : اقامتگاه زن و ارتباط آن با تابعیت
روابط میان زن و شوهر حکم می کند که دارای محل سکونت مشترک و محل اقامت مشترک باشند. در کشورهایی که معتقد به حفظ وحدت تابعیت زن و شوهر می باشند وحدت اقامتگاه آنان در خانواده پذیرفته شده است مثل ایران، زن در مورد اقامتگاه نیز همانند تابعیت از شوهر تبعیت می کند. به همین مناسبت ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی ایرانی مقرر داشته است. « اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است، مگر اینکه زنی که شوهر او اقامتگاه معلومی ندارد و هم چنین زنی که با رضایت شوهر خود یا اجازه محکمه، مسکن جداگانه اختیار کرده می تواند اقامتگاه مشخص جداگانه داشته باشد»[۱۴۰]
بنابراین کلیه دعاوی خانوادگی راجع به اختلافات ناشی از ازدواج در دادگاه محل اقامت شوهر مطرح
می گردد هم چنین در صورت فوت یا حجر یا غایب، مفقود الاثر شدن زن شوهردار، امور مربوط به او با دادگاه اقامتگاه شوهر می باشد. هرگاه در مدت برقراری رابطۀ زوجیت تغییری در اقامتگاه شوهر پدید آید، مؤثر در اقامتگاه زن خواهد بود. این حکم که قانونگذار اجازه داده است که اگر زنی با اجازه دادگاه مسکنی جدا از مسکن شوهر برای خود برگزیده بتواند اقامتگاه شخصی جدا داشته باشد، نشان دهنده این ضرورت است که در موارد ناگزیر باید پذیرفت اقامتگاه زن از اقامتگاه شوهر جدا باشد. تبعیت زن از اقامتگاه شوهر در قانون ایران از جمله قواعد مربوط به نظم عمومی است و اگر قانون خارجی و فعلی مغایر با آن
پیش بینی کرده باشد اجرای آن با نظم عمومی داخلی برخورد می کند و در نتیجه، اجرای قانون خارجی متوقف می شود. هرگاه شوهر ایرانی باشد و زن تبعه خارجه، چنانچه در ایران اختلافی داشته باشد و زن به مناسبت اختلاف، منزل شوهر را ترک و جدا سکونت کرده باشد، به نظر می رسد در حال حاضر که زن می تواند بسیاری از مشاغل را داشته باشد می تواند وضع مالی مستقلی تنظیم کند بهتر این بود که امکان اقامتگاه جدا و مستقل غیر از چند موردی که اکنون وجود دارد به او داده می شد[۱۴۱]. در این حالت باید دادگاه ها بتوانند با ایجاد رویه قضایی برای او (زن) حق داشتن اقامتگاه مستقل را بشناسند[۱۴۲] در هر حال به نظر می رسد دادگاه می تواند استقلال اقامتگاه زن را بر حسب دلائل بپذیرد. در حقوق ایران در این چند زمینه یاد شده (ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی) رویه ای دیده نمی شود. با این حال درباره مرجع صالح برای رسیدگی به اختلاف میان زن و شوهر در ماده ۷ قانون حمایت خانواده چنین مقرر شده: اگر زن و شوهر در یک روز علیه یکدیگر به طرح دادخواست مبادرت کنند دادگاه محل اقامت زن و اگر یکی از آن دو در خارج از کشور مقیم باشد دادگاه محل اقامت آن طرف که در ایران مقیم است و اگر هر دو خارج از کشور باشند دادگاه شهرستان تهران (حال حاضر دادگاه مدنی خاص) دارای صلاحیت است. حکم این ماده با حکم
پیش بینی شده در ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی از این حیث قابل جمع است که در اینجا قانونگذار به اقامتگاه زن تنها از حیث تعیین دادگاه صالح نظر داشته است.
بنابراین با توجه به ارتباط تابعیت و اقامتگاه، اقامتگاه زن ایرانی که در اثر ازدواج تابعیت شوهر تحمیل
می شود همان اقامتگاه شوهر و تابع قانون دولت متبوع شوهر است.
گفتار پنجم : روابط مالی زن و مرد دارای تابعیت متفاوت
زندگی مشترک زن و مردی که با یکدیگر ازدواج می نمایند دو گونه رابطه، یعنی رابطه شخصی و رابطه مالی، میان آنان پدید می آورد. این دو گونه رابطه با وجود تأثیر مشترک آنها در استحکام خانواده و تأثیر متقابل آنها در یکدیگر از همدیگر متفاوتند؛ به این معنی که رابطه های شخصی بیشتر دارای جنبه ی اخلاقی بوده به چگونگی همزیستی دو انسان، هر یک دارای ویژگیهای خود، در زیر یک سقف با یکدیگر دارد و قانونگذار کمتر می تواند به دقایق آنها وارد شود و با وضع قاعده های الزام آور، با ضمانت اجرای کافی که زیانبخش برای دوام خانواده نباشد به تنظیم آنها بپردازد. و حال آنکه رابطه های مالی قابل پیش بینی و تنظیم چه از سوی خود آنان و یا از سوی قانونگذار هستند. حل و فصل مسایل ناشی از این دو گونه رابطه در حقوق داخلی به اندازه کافی دشوار است چه رسد به آنکه قضیه تابع حقوق بین الملل خصوصی باشد به این معنی که در آن عنصری بیگانه یافت گردد مانند آنکه طرفین رابطه یا یکی از آن دو اتباع بیگانه باشد. در اینجا لازم است با توجه به تفاوت های میان این دو نوع رابطه، هر یک از این دو به طور جداگانه مورد مطالعه واقع شود.
رابطه های شخصی میان زوجین: قانونگذار ایران ذیل عنوان «حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر علاوه بر تاکید بر تکلیف زن و شوهر به حسن معاشرت با یکدیگر (ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی) و معاضدت آنان با یکدیگر در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد (ماده ۱۱۰۴ قانون مدنی) به چند موضوع معین مانند ریاست مرد در خانواده، اختیار او در تعیین مسکن مشترک، مشروط بودن حق زن نسبت به نفقه به تمکین وی از شوهر و … پرداخته آنها را مورد حکم قرار داده چون همه ی این رابطه ها دارای جنبه ی شخصی هستند قاعده ی تعارض راجع به آنها همان قاعده ای است که تعیین کننده ی قانون صالح درباره ی احوال شخصی است. چنانکه در ماده ۹۶۳ قانون مدنی هم قاعده بر همین منوال است.
رابطه های مالی زوجین : منظور از رابطه مالی میان همسران، همان گونه که از نام آن پیداست، آن دسته از رابطه ها است که موضوع آنها را مال تشکیل می دهد؛ خواه متعلق به زن باشد، مانند جهیزیه یا متعلق به مرد، مانند اثاث البیت مندرج در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی . یا اموالی که بر اثر سعی و کوشش هر دو طرف حاصل شده و هر دو در آنها بطور مشاع سهیم اند، مانند خانه یا برخی از اثاث خانه که پرداخت بهای آنها از سوی هر دو صورت گرفته باشد. در حقوق ایران از سه نوع مال که موضوع رابطه ی مال زوجین را تشکیل می دهد نام برده شده است. این سه نوع عبارتند از مهر، نفقه، جهیزیه به این عناوین اموال مشترک زوجین نیز باید افزوده شود. رابطه های مالی میان همسران در مواردی که قضیه تابع حقوق بین الملل خصوصی است تابع همان قاعده ای است که در مورد رابطه های شخصی به آن اشاره گردید. در خصوص قانون صالح درباره روابط شخصی و مالی همسران دارای تابعیت متفاوت در ماده ۹۶۳ قانون مدنی تعیین تکلیف گردیده است این ماده مقرر می دارد: « اگر زوجین تبعه ی یک کشور نباشند روابط شخصی و مالی آنها تابع قوانین دولت متبوع شوهر خواهد بود»
قاعده ای که به این ترتیب در این ماده انعکاس یافته با دیگر قاعده های منعکس در قانون مدنی در مورد روابط زن و شوهر در خانواده های ایرانی و تحمیل تابعیت و اقامتگاه شوهر به زن هم سو و هماهنگ است؛ به این ترتیب می توان گفت قانونگذار ایران در تنظیم روابط زن و مرد در خانواده به اصول مقتبس از فقه همواره وفادار مانده است.[۱۴۳]
از نتایج قاعده ای که به ترتیب یاد شده در این باره منعکس گردیده است آن است که اگر زن دارای تابعیت ایران و شوهر دارای تابعیت بیگانه باشد براساس همین قاعده قاضی ایران ناگزیر است قانون کشور متبوع شوهر را در مورد روابط شخصی و مالی آنان به قانون ایران ترجیح دهد و همان قانون را درباره چنین
رابطه هایی حاکم بداند، مگر آنکه مقررات کشور متبوع شوهر در این باره به گونه ای ناهنجار باشد که با نظم عمومی ایران برخورد داشته باشد که در این صورت دادگاه با توسل به استثناء نظم عمومی می تواند به جای اجرای قانون کشور متبوع شوهر، درباره قضیه به اجرای قانون ایران مبادرت جوید.
گفتار ششم : طلاق بین زن و مرد دارای تابعیت متفاوت
برای بررسی (تعارض قوانین) در مورد طلاق لازم است دو مورد را جداگانه در نظر گرفته و احکام آنها را بیان نمایم:
الف- طلاق بین زن و شوهری که تبعه یک دولت هستند.
ب- طلاق بین زن و شوهری که تابعیت آنها متفاوت است.
طلاق بین زن و شوهری که تبعۀ یک دولت هستند: در مورد طلاق حقوق بین الملل خصوصی ایران صلاحیت قانون دولت متبوع هر کس را دربارۀ او اعلام نموده و مواد ۶و۷ قانون مدنی ایرانیان مقیم خارجه را از حیث طلاق مطیع قانون ایران و بیگانگان مقیم ایران را مطیع قانون دولت متبوع خود شناخته است. بنابراین برای آنکه تبعه بیگانه بتواند در ایران زن خود را طلاق دهد و حق طلاق در قانون دولت متبوع او پیش بینی نشده باشد در این صورت به درخواست طلاق او ترتیب اثر قانونی داده نخواهد شد.
نکته ای که باید در نظر داشت این است که هر کس باید مطیع قانون دولت متبوع خود باشد فقط در قسمتی که قانون مزبور راجع به ماهیت طلاق است[۱۴۴] و نه در قسمتی از قوانین مربوطه به طلاق که راجع به ماهیت نمی باشد مثل آیین دادرسی که باید برای گرفتن طلاق رعایت گردد. بنابراین زن فرانسوی در محکمه ایران علیه شوهر خود که تبعه فرانسه است اقامه دعوی طلاق نماید محکمه باید از حیث اینکه آیا مورد از موارد امکان طلاق است یا نه به قانون فرانسه مراجعه کند ولی اصول و ترتیب رسیدگی به دعوا تابع قانون فرانسه نخواهد بود.[۱۴۵]
دادگاه موافق آیین دادرسی ایران به دعوی رسیدگی می کند و حکم صادر می نماید و لو آنکه آیین دادرسی دولت متبوع بیگانگان تشریفات خاصی را در مورد رسیدگی به تقاضای طلاق مقرر کرده باشد؛ زیرا در یک کشور دو قسم آیین دادرسی (یکی برای اتباع داخله و دیگری برای اتباع خارجه) نمی تواند وجود داشته باشد.[۱۴۶] اما تشخیص اینکه قضیه مربوط به آیین دادرسی است یا شرایط ماهوی طلاق بر عهدۀ دادگاهی است که رسیدگی به دعوی می کند چه توصیف مسایل شکلی و ماهوی یک توصیف اصلی است که در تعیین قانون صلاحیتدار مؤثر می باشد و باید مطابق قانون مقر دادگاه به عمل آید. مثلاً در قوانین بعضی از کشورهای اروپایی پیش بینی شده است که در موقع دعوی طلاق زوجین برای اصلاح باید در دادگاه حاضر شوند و مدتی هم برای اصلاح معین شده است حال اگر دعوی طلاق بین زن و شوهر خارجی در چنین کشورهایی مطرح باشد مسلماً زوجین را برای صلح دعوت می کنند، رعایت این امر مربوط به شرایط ماهوی طلاق نیست بلکه جز و اصول رسیدگی است که دادگاه های هر کشوری آن را صرفنظر از تابعیت طرفین دعوی رعایت می کند.
اما در قسمتی که مربوط به ماهیت طلاق است دادگاه باید به قانون خارجی مراجعه کند. مثلاً هرگاه مسئله استحقاق یک طرف برای تقاضای طلاق به واسطه تخلف طرف یگر از تکالیف قانونی مطرح باشد، دادگاه باید ببیند تقاضای طلاق طبق قانون ملی زوجین امکان پذیر است یا نه و آیا مورد استناد از مواردی است که در قانون خارجی ذکر شده است یا نه. به طور کلی علل و موجبات طلاق از قبیل ترک انفاق، سوء رفتار، جنون و غیره در قوانین اکثر کشورها پیش بینی شده است و چون اتباع هر کشور از حیث طلاق تابع قانون کشور متبوع خود هستند از این رو اگر یک نفر بیگانه در ایران تقاضای طلاق نماید تقاضای او در صورتی پذیرفته خواهد شد که علت طلاق از عللی باشد که در قانون دولت متبوع بیگانه پیش بینی شده باشد. مثلاً اگر زن فرانسوی در دادگاه ایران به واسطۀ جنون شوهر خود که تبعه فرانسه است علیه او اقامۀ دعوی طلاق نماید دادگاه باید ببیند آیا جنون مطابق قانون فرانسه از موجبات طلاق است یا نه و در صورت منفی بودن باید تقاضای طلاق را رد کند.
ب) طلاق بین زن و شوهری که تابعیت آنان متفاوت است
اگر بین زن و شوهر دارای تابعیت متفاوت اختلافی وجود داشته باشد، تعیین قانون حاکم مواجه با مشکل می گردد زیرا در این مورد معلوم نیست آیا قانون دولت متبوع شوهر را باید رعایت نمود یا قانون دولت متبوع زن و یا قانون محل وقوع طلاق؟ اختلاف تابعیت بین زوجین در دو مورد ممکن است مصداق پیدا کند مورد اول در صورتی که هر یک از زن و مرد در زمان ازدواج تبعۀ دولت مخصوصی بوده و ازدواج هم تابعیت دولت متبوع شوهر را به زن تحمیل نکرده (ماده ۹۸۷ قانون مدنی) و مورد دوم در صورتی است که زوجین تبعۀ یک دولت بوده و بعد از وقوع نکاح یکی از آنان تبدیل تابعیت کرده باشد (ماده ۹۸۸ قانون مدنی).
در خصوص چنین مواردی کدام قانون به طلاق حکومت می کند از آنجا که در اکثر مسایل مربوط به احوال شخصیه قانون متبوع شوهر مرجع به قانون متبوع زن شناخته شده و در اکثر قوانین تابعیت نیز تابعیت شوهر به زن تحمیل می گردد از این رو موضوع طلاق را نیز نمی توان مشمول قانون دولت متبوع زن دانست پس موضوع دایر است بین اجرای قانون دولت متبوع شوهر یا قانون محل وقوع طلاق به عنوان قانون اقامتگاه زوجین یا قانون متبوع قاضی در صورتی که یکی از طرفین تبعه دولت متبوع محکمه باشد.
برخی از نویسندگان معتقدند[۱۴۷] بین این دو قانون باید قانون دولت متبوع شوهر را ترجیح داد، چرا که قوانین راجع به احوال شخصیه برای تثبیت وضعیت افراد و تشخیص اهلیت آنان وضع شده و باید نسبت به اتباع یک کشور و لو آنکه در خارجه باشند اجرا گردد و اجرای قانون محل توقف یا اقامت افراد جز ایجاد تزلزل و عدم ثبات در احوال شخصیه آنان نتیجه دیگری نخواهد داشت. بنابراین قانونی که در صورت اختلاف تابعیت زوجین باید به طلاق بین آنان حکومت کند، قانون دولت متبوع شوهر است.
قانون مدنی ایران در ماده ۹۶۳ قانون مدنی همین راه حل پذیرفته است، به موجب این ماده «اگر زوجین تبعه یک دولت نباشد روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قانون دولت متبوع شوهر خواهد بود» ولی در استدلال فوق در صورتیکه یکی از زوجین بعد از وقوع ازدواج تبدیل تابعیت کرده باشد مخالف قواعد حقوق بین الملل خصوصی است از این رو نمی توان آنرا قبول کرد.[۱۴۸] قاعده مزبور عبارت است از احترام حقوق تحصیل شده، بدین معنی که زن و مردی که در حین ازدواج دارای تابعیت واحد بوده و یا در اثر ازدواج دارای تابعیت واحد شده اند حق ثابت پیدا کرده اند که طلاق بین آنها مطیع قانون دولت متبوع آنها باشد. بنابراین اگر قانون دولت مزبور به زن حق داده باشد که بر علیه شوهر خود اقامه دعوی طلاق کرده موفق باخذ طلاق شود، دیگر تبدیل تابعیت شوهر و ورود او به تابعیت دولتی که قانون آن به زن حق مطالبه طلاق نمیدهد، نمی تواند حق ثابتی را که زن برای طلاق تحصیل کرده از او سلب کرد و یا برعکس اگر زوجین در حین ازدواج تبعه دولتی بوده و یا اثر ازدواج تبعه دولتی شده اند که طلاق را منع مینماید دیگر تبدیل تابعیت یکی از آنها و ورود در تحت تابعیت دولتی که قانون آنرا تجویز میکند حق ثابتی که طرف دیگر از غیرقابل انحلال بودن عقد ازدواج تحصیل کرده است، از او سلب کند.
در موضوع اخیر نیز محاکم فرانسه حس تعمیم موارد اجرای قانون متبوع خود را دخالت داده و رویه قضایی اتخاذ کرده اند که اگر یک زن فرانسوی در اثر ازدواج تابع دولتی گردد که قانون آن دولت طلاق را منع کرده است و بعد آن زن مجدداً به تابعیت فرانسه برگردد می تواند بر علیه شوهر خود اقامه دعوی طلاق کرده و حکم طلاق صادر نماید. از نظر برخی نویسندگان این رویه هم خالی از اشکال نیست[۱۴۹] زیرا در چنین ازدواج زوجین حق ثابتی برای غیر قابل انحلال بودن عقد ازدواج تحصیل کرده اند و حق دیگری که زن با ترک تابعیت تحصیل مینماید نمی تواند حق تحصیل شده قبلی شوهر را پایمال کند اگر چه حقی را که اخیراً تحصیل نموده است مخالف با حق تحصیل شده سابق باشد.
ولی به نظر نگارنده، زنی که قانون متبوع او این حق را شناخته و با وقوع ازدواج و تحمیل تابعیت شوهر که به طور ناخواسته است تابعیت شوهر را کسب می کند با بازگشت زن به تابعیت اصلی حق مکتسبی که از تابعیت اصلی خویش (حق طلاق) بدست آورده بود از بین نمی رود؛ چرا که بازگشت به تابعیت اصلی پس از جدایی به قصد تقلب نبوده، حق بازگشت به تابعیت اصلی پس از جدایی از شوهر در همۀ قوانین
پیش بینی شده از این رو باید بین بازگشت زن به تابعیت اصلی با موردی که تغییر تابعیت به صورت ارادی بوده تفاوت گذاشت. رویه قضایی فرانسه در جهت رعایت مصلحت و حمایت از اتباع توسط دولت متبوع قابل قبول و منطقی به نظر می رسد.
مبحث دوم : آثار ازدواج مرد ایرانی با زن تبعه بیگانه
آنچه در ازدواج با بیگانگان می تواند برای دولت مشکل آفرین باشد، ازدواج زن ایرانی با مرد غیر ایرانی و ازدواج کارمندان و وابستگان به دولت با زنان خارجی است. ولی ازدواج مردان ایرانی که مسؤولیت دولتی و به خصوص سیاسی به عهده ندارند، معمولاً مشکلی برای دولت ایجاد نمی کند، جز این که با این ازدواج، فردی به مجموع اتباع کشور افزوده می شود؛ بنابراین عدم منع دولت از چنین ازدواجی را می توان نوعی تساهل در پذیرش اتباع از جانب دولت به شمار آورد.
گفتار اول : تحصیل تابعیت ایرانی بر اثر ازدواج
مطابق بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدنی هر تبعه خارجه که شوهر ایرانی اختیار کند ایرانی محسوب می شود. بر اساس این بند زن بیگانه به محض وقوع عقد ازدواج با مرد ایرانی به صورت خودکار به تابعیت ایران در خواهد آمد. در اینجا قانونگذار به دلیل اینکه در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر دانسته (ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی) ضمن تأکید بر اصل وحدت خانواده، برای حل بسیاری از مشکلات احتمالی ریاست شوهر را در خانواده مورد پذیرش قرار داده است و با توجه به اینکه مردان ایرانی در داخل و خارج از کشور در صورت ازدواج با اتباع بیگانه با مشکلات کمتری نسبت به زنان ایرانی که در وضعیت مشابه قرار دارند، سیستم وحدت تابعیت زوجین را پذیرفته است. در اینجا بر خلاف ازدواج زنان ایرانی با مردان بیگانه در تمامی موارد اصل وحدت تابعیت زوجین اجرا خواهد شد. بنابراین اگر مردان ایرانی چه در ایران و چه در خارج از کشور با زنان بیگانه ازدواج کنند، در صورت ثبت ازدواج، همسران آنها ایرانی محسوب شده و مکلفند برای آنان شناسنامه و گذرنامه ایرانی اخذ نمایند. چنین تابعیتی قطعی و خدشه ناپذیر است. چرا که اگر مرد ایرانی بعداً ترک تابعیت ایران را نمود، و تابعیت کشور دیگری را اخذ نماید همسر وی ایرانی باقی خواهد ماند. (ماده ۹۸۶ قانون مدنی) مگر آنکه اجازه ترک تابعیت شامل زن نیز شود. در رابطه با ازدواج مردان ایرانی با زنان بیگانه ظاهراً اجازه مخصوص دولت ایران لازم نیست اما در ماده ۱۰۶۱ قانون مدنی پیش بینی شده که دولت می تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعۀ خارجه باشد موکول به اجازه مخصوص نماید در توجیه این عدم نیاز به اجازه مخصوص برای «همۀ» مردان ایرانی مزدوج با اتباع بیگانه می توان گفت زنان بیگانه با ازدواج خود با مردان ایرانی به تابعیت ایران درآمده زوجین نهایتاً مشمول و تابع مقررات ایران خواهند بود لذا ضرورتی برای اجازه مخصوص وجود ندارد.
بعضی مواقع ممکن است کشور متبوع زن، تحمیل تابعیت به زن بر اثر ازدواج را نپذیرد مانند فرانسه، در این حالت زن تبعه بیگانه پس از ازدواج با مرد ایرانی در صورتی که تابعیت اولیه خود را ترک ننماید دارای تابعیت مضاعف خواهد شد. وجود چنین تابعیت دوگانه ای ممکن است اصل وحدت تابعیت در خانواده را با مشکلاتی روبرو سازد. در مجموع به نظر می رسد که اصل وحدت تابعیت زوجین در رابطه با مردان ایرانی که با زنان بیگانه ازدواج می کنند به صراحت در قانون مدنی ایران مورد قبول قرار گرفته است. لیکن در وضعیت فعلی با افزایش ناخواسته تعداد اتباع ایران به دلیل ازدواج مردان ایرانی با زنان بیگانه، دولت ایران وظیفه حمایت سیاسی آنان را به عهده دارد در حالیکه علاقمندی چنین افرادی به ایران و شرط لیاقت آنان محرز نیست. لذا تحصیل تابعیت بدون رعایت شرایط لازم برای پذیرش به تابعیت ایران بعضی مواقع آثار منفی انکارناپذیر را بدنبال دارد. [۱۵۰]
گفتار دوم : تابعیت فرزندان متولد از ازدواج مرد ایرانی با زن بیگانه
براساس بند ۲ ماده ۹۷۶ قانون مدنی «کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از این که در ایران یا در خارج متولد شده باشند تبعه ایران محسوب می شوند» این تابعیت در بدو تولد طفلی که پدر او ایرانی است به وی داده می شود این نوع تابعیت را تحصیل تابعیت با اعمال سیستم خون می نامند. بنابراین چنانچه طفلی از یک پدر ایرانی با مادر تبعه بیگانه که ساکن در خارج از کشور باشند و یا داخل کشور، ایرانی شناخته
می شود و بالعکس چنانچه فرزندی از مادری ایرانی و پدر تبعه بیگانه در خارج از کشور بدنیا آمده باشد جزء تبعه ایران محسوب نمی شود هر چند مقامات رسمی کشور برای فرزندان متولد از زن ایرانی و تبعه بیگانه در داخل کشور را نیز ایرانی نمی شناسند. کما اینکه با دلائل ذکر شده در مبحث های قبلی تردیدی در ایرانی بودن این قبیل فرزندان نمی باشد. بند دوم ماده مزبور اصل خون را فقط نسبت به پدر پذیرفته است و حال آنکه بطرز تفکر جدید حقوقی در ممالک مترقی که اصل خون را پذیرفته اند، سیستم خون را بطور تساوی نسبت به پدر و مادر مرعی می دارند.[۱۵۱]
گفتار سوم : عدم تأثیر تغییرات بعدی تابعیت شوهر ایرانی در تابعیت زن ایرانی و فرزندان
در کشورهایی که اصل وحدت تابعیت را در مورد افراد خانواده پذیرفته اند، به همان صورت که در هنگام تحصیل تابعیت پدر، اطفال صغیر وی را، دارای تابعیت جدید می دانند، در مورد ترک تابعیت پدر نیز، این امر شامل حال اطفال صغیر می گردد. اما در ایران، قانون مدنی از یک طرف در هنگام تحصیل تابعیت ایران، اصل وحدت تابعیت را مورد قبول قرار داده، و از طرف دیگر هنگام ترک تابعیت ایران، اصل استقلال تابعیت را پذیرفته است. به این معنی که طفل صغیر، خود به خود و به تبع ترک تابعیت پدر، تابعیت ایرانی را از دست نمی دهد، بلکه فقط در صورتی که تقاضای پدر، ترک تابعیت اطفال را نیز در بر بگیرد. اجازه ترک تابعیت می تواند شامل حال اطفال اعم از صغیر و کبیر بشود.
قسمت اخیر بند ۳۲ ماده ۹۸۸ قانون مدنی می گوید « زوجه و اطفال کسی که بر طبق این ماده ترک تابعیت می نمایند، اعم از این که طفل مزبور صغیر و کبیر باشند، از تبعیت ایرانی خارج نمی گردند مگر این که اجازه هیئت وزرا شامل آنها هم باشد» بنابراین در مورد زوجه شخص متقاضی ترک تابعیت، لازم است درخواست ترک تابعیت وی در تقاضانامه تصریح شود و هیئت وزیران نیز این اجازه را صادر کرده باشد.
قبول دو اصل استقلال و وحدت تابعیت در یک ماده به نحوی که ذکر شد صحیح نبوده و مانند موارد بسیار دیگر قابل انتقاد است. اما می توان گفت منظور قانونگذار از پیش بینی چنین وضعی در مورد ترک تابعیت، فقط مشکل کردن شرایط ترک تابعیت بوده است؛[۱۵۲] زیرا در صورتی که تقاضای ترک تابعیت شامل کلیه افراد خانواده نباشد و یا هیئت دولت با تقاضای همگی موافقت ننماید، امکان تفرقه خانواده قابل فرض خواهد بود، در نتیجه ممکن است همین امر به عنوان عامل ایجاد تشتت در خانواده، تا حدودی در جلوگیری از اخذ تصمیم نسبت به تقاضای ترک تابعیت، موثر باشد. نکته ای که لازم به ذکر است، در مورد اطفال صغیر زن ایرانی بدون شوهر که تقاضای ترک تابعیت ایران را می نماید این است که قانونگذار در تبصره ب ماده ۹۸۸[۱۵۳] حکم خاصی را بیان داشته و می گوید: « هیئت وزیران می تواند ضمن تصویب ترک تابعیت زن ایرانی بی شوهر، ترک تابعیت فرزندان او را نیز که فاقد پدر و جد پدری هستند و کمتر از ۱۸ سال تمام دارند و یا به جهات دیگری مجبورند اجازه بدهد».
بنابراین در صورتی که هیئت وزیران تشخیص دهد که فرزندان صغیر چنین زنی که به علت فقدان پدر و جد پدری، تحت سرپرستی مادر می باشند، نفعی ندارند در این که به تابعیت ایرانی باقی بمانند و دولت ایران هم به علت این که با تغییر تابعیت مادر، کودکان بی سرپرست می مانند، نفعی در باقی نگه داشتن آنها به تابعیت خود ندارد، در این صورت اجازه می دهد که این فرزندان نیز ترک تابعیت نمایند، زیرا صلاح دولت ایران در چنین موردی این گونه اقتضا می کند.[۱۵۴]
تبصره ب ماده ۹۸۸ قدم فراتر نهاده و حتی در مورد فرزندان کبیر زن مذکور که به سن ۲۵ سال نرسیده اند تا خود بتوانند جداگانه تقاضای ترک تابعیت طبق ماده۹۸۸ قانون مدنی بنمایند اعلام می دارد: « فرزندان زن مذکور نیز که به سن ۲۵ سال تمام نرسیده باشند می توانند به تبعیت از درخواست مادر تقاضای ترک تابعیت نمایند، بنابراین در مورد این فرزندان، با توجه به این که به سن کبر رسیده اند، تقاضا باید از طرف خودشان انجام گیرد، اما اجازه ترک تابعیت آنها را هیئت دولت به تبعیت مادر صادر خواهد نمود»
گفتار چهارم : بازگشت زن بیگانه به تابعیت قبلی خود و خروج از تابعیت ایرانی

دانلود

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 335
  • 336
  • 337
  • 338
  • 339
  • ...
  • 340
  • ...
  • 341
  • 342
  • 343
  • ...
  • 344
  • ...
  • 345
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • پژوهش های انجام شده در رابطه با آسیب شناسی عوامل مؤثر بر ترک خدمت نخبگان از دیدگاه ...
  • دانلود پایان نامه مدیریت با موضوع عوامل موثر بر رفتار سکوت کارکنان
  • " فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | مبانی نظری و پیشینه تحقیق – 5 "
  • مصرف خمس و مدیریت آن از دیدگاه فریقین- قسمت ۴
  • بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی انزوای اجتماعی دختران مجرد- قسمت ۲
  • بررسی عوامل موثر بر میزان استفاده مشتریان از خدمات بانکداری اینترنتی (مطالعه موردی شعب بانک پاسارگاد استان البرز)- قسمت ۱۰
  • فروش پایان نامه : وفاداری به برند (Brand Loyalty)
  • پیش‌بینی رفتارهای ضدتولید بر اساس پنج عامل بزرگ شخصیت و رفتارهای شهروندی سازمانی در کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد خمینی‌شهر- قسمت ۱۴
  • بررسی تطبیقی تناسخ از دیدگاه شیخ اشراق و صدرا و آئین های ودائی و بودائی- قسمت ۳
  • ارزیابی تجربه آموزش رشته برنامه¬ریزی رفاه اجتماعی در مقطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه¬های ایران- قسمت ۲
  • پایان نامه مدیریت در مورد ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮ ﭘﺬﯾﺮ از ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ
  • امکان سنجی بکارگیری مربی گری (Coaching) در فعالیت های آموزش و بهسازی منابع انسانی مدیران مدارس آموزش و پرورش شهرستان رباط کریم- قسمت ۳
  • مدل مسئولیت اجتماعی لانتوس
  • راهنمای نگارش مقاله درباره الگوی تجدید حیات بافت- فایل ۲
  • بررسی رابطه انواع دینداری و نگرش به جامعه مدنی ( در میان دانشجویان دانشگاه تهران و شاهد )- قسمت ۱۷
  • تعیین رابطه بین بازاریابی داخلی و رفتار شهروندی سازمانی با توجه به نقش تعدیل گر رهبری توزیعی (مورد مطالعه شعب بانک ملت استان ایلام)- قسمت ۴
  • مطالعه تطبیقی حقوق مدنی جنین- قسمت ۱۴
  • تحلیل جامعه شناختی تاثیرسایت ها ی اینترنتی بر اجتماعی شدن کودکان 11-2ساله (در فضای مجازی ایران)- قسمت 8
  • ظرفیت سنجی بانک ملت برای ارائه خدمات (ضمانتنامه، LC ،…)با تاکید بر سود اوری و ارائه الگوی مناسب مدیریت ظرفیت در استان سمنان- قسمت ۹
  • تأثیر ابعاد فناوری خویش خدمت بر تداوم استفاده از فناوری با توجه به ...
  • اثر تمرینات یوگا و ثبات مرکزی بر تعادل و ناهنجاری ...
  • بررسی ظرفیت پژوهشی از دیدگاه معلمان و نیازسنجی آموزش پژوهش معلمان ابتدایی شهر مشهد- قسمت ۶

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان