اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی حقوق کودک در مخاصمات مسلحانه در حقوق اسلام- قسمت ۳
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

وـ ساختارتحقیق
ازآنجاکهبحثکودکان وحقوقآنانیکیازمباحثمهم وکلیدیبهشمارمیرود ووجودجنگها وسوءاستفادهاز کودکاندرجوامعبسیارمتداولاست ودرنقاطمختلفجهان شاهدتضییعحقوقآنها میباشیم، لذانیازاستدرسطح بین المللیبهحقوقاینقشراحترامقائلشده وبرایاحقاقحقوقآنانچارهاندیشیشود واینجامهعملنخواهدپوشید مگردراثرحمایت همهیکشورهایجهان، بایدتدابیری اتخاذشود تاکودکاندرجنگها شرکت دادهنشوند وایندر گروی وضع مقررات وقوانینبین المللی وتضمینرعایتآن ازطرفدولتهاست. برایآشناییبیشتر بامقررات وضعشده درجوامع بین المللیدرخصوصحقوقکودکان، دراینتحقیقوپژوهشمسائلمبتلابه اینگروه ازافرادرا درسهفصلجداگانهکهفصلاولتعاریف ومفاهیمکلی(جنگوکودک)، فصلدوم حمایتاز کودکاندراسناد و حقوقاسلاموفصلسوم مخاصماتمسلحانه وحقوقکودکانراشاملمیشود، موردبررسیوپژوهش قرارمیگیرد.
فصل اول:
تعاریف ومفاهیم کلی
گفتاراول:
مفهوم جنگ
بنداول: جنگ ازدیدگاه قرآن واسلام
قبلازاینکه وارد مبحث بررسی حقوق کودک درمخاصماتمسلحانه ازنظراسلام شویم به دیدگاه قرآن در موردجنگ میپردازیم. جنگ یکیاز پدیده هاییاست که جامعهشناسان ومتفکران اجتماعی پیرامون آن به ارائه نظراتپرداخته وجنبههای گوناگون آنرا ازدیدگاه های مختلف موردمطالعه قراردادهاند گرچه این عطفتوجه بهمانندسایر پدیده ها ومسائل اجتماعی نبوده وجامعهشناسان به این ایده نسبت به سایرجوانب زندگیکمتر توجه کردهاند. باهمه اینها مطالعاتیکه درباره جنگ انجام پذیرفته و نظریاتی که دراینخصوص ارائه گردیده شامل جوانبگوناگون اینپدیده ازجمله عامل ایجاد جنگ، اثرات اجتماعی، اقتصادیآن، عواملیکه منجر به پیروزی یا شکست درجنگ میشود ومانند اینها میباشد.
عکس مرتبط با اقتصاد
اسلام درمورد جنگ دیدگاه خاصخود را دارد، در بیان دیدگاه کلی اسلام نسبت به جنگ، مرحوم علامه طباطبایی درتفسیرگرانقدر«المیزان» میفرمایند: مسئله جنگ وجدال واختلافاتی کهمنجر بهجنگهای خسارتزا میشود امری است که در مجتمعات بشریگریزی ازآن نیست وخواه ناخواه پیش میآید و اگراین امرقهری نبود، انساندرخلقتش به قواییکه جزدرمواقع دفاع بکارنمیرود از قبیلغضب و شدت ونیروی فکری مجهز نمیشد پس اینکه می بینیم انسان به چنین قوایی دربدن و درفکرش مجهز است خود دلیل بر ایناست که وقوع جنگ اجتنابناپذیر نیست و چون چنیناست به حکم فطرت، برجامعهاسلامی واجب استکه همیشه ودر هرحال تا آنجا که میتواند و به همان اندازهای که احتمال میدهد دشمن مجتمعصالحش مجهز باشد خود را مجهز کند.۱
درمتوناسلامی نسبت بهامرپیکار ومبارزه که با تعابیری همچون «جهاد» و« قتال» مشخصشده، توجه فراوانیمبذولگردیده وازآنجا که این مهم بهعنوان یکی از واجبات دینی به شمار میرود ودراسلام دارای جایگاه ویژه واهمیت قابل توجهی است، مباحث بسیاری درباره آن از دیدگاه های مختلف بهعملآمده است. قرآن وکتب حدیث اعم ازعامه وخاصه مکرراًٌ درمناسبات مختلف به بیان جنبههای گوناگون جهاد از قبیل: اهمیت، شرایط جنگ و صلح و مسائلی از این قبیل پرداختهاند.
قرآن دربرخی ازآیات مسلمانان را امر به جنگ و جهاد کرده وآن را یکی از وظائف آنان برشمرده و حتی گروه هایی را که مسلمین با آنها مبارزه میکنند مشخص مینماید. خداوند درسوره بقره آیه ۲۱۶ میفرماید: «حکم جهاد برای شما مقررگردید وحال آنکه برشما ناگوار و مکروه است ولیکن چه بسیار شود که چیزی را شما ناگوار شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح در آن بوده و چه بسیار شود که چیزی را دوست دارید و درواقع شر وفساد شما درآن است و خداوند برمصالح امور داناست و شما نادانید.»۱ونیز خداوند میفرماید:« یا ایهاالنبیحرضالمؤمنینعلیالقتال»۲ ای پیامبر مؤمنان را به جنگ وکارزار تشویق کن. «وقاتلو حتیالاتکون فتنه ویکون الدین الله»۳ و با کافران جهاد کنید تافتنه و فساد از روی زمین بر طرف شود و همه را آئین، دین خدا باشد.
دستهای ازآیات هستند که هدفکلی مبارزه و جهاداسلامی را مشخصمینمایند یعنی«سبیل الله »، بنابر اینآیات مسلمانان بایدبرای رسیدن به این هدف و به منظور جلوگیری از ایجاد موانعی که دراین راه وجود دارد به مبارزه برخیزند. «وقاتلو هم فی سبیل الله و اعلموا انالله سمیع علیم»۴ وجهاد کنید در راه خدا و بدانید که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست. همچنین درسوره نساء آیه ۷۶ میفرمایند: «الذینامنوایقاتلون فیسبیلالله والذین کفروا یقاتلون فیسبیلالطاغوت.» اهل ایمان در راه خدا و کافران در راه شیطان جهاد می کنند.
قرآن درحالیکه مسلمانان را امر وتشویق به جنگ و کارزار در راه خدا مینماید درپارهای از آیات به بیان خصائص و ویژگیهای دشمنان اسلام و کسانی که باید با آنها به مبارزه نموده میپردازد برخی از این گروه ها که در قرآن ازآنها یاد شده عبارتند از: گروه های محارب و مفسد که خداوند درمورد این گروه درآیه ۳۳ از سوره مائده میفرماید:«همانا کیفرآنان که با خدا و رسولش به جنگ برخیزند و در زمین به فساد بکوشند جز این نباشد که آنها را به قتل رسانیده یا به دارکشند و یا دست و پایشان به خلاف ببرند یا به نفی بلد وتبعید از سرزمین صالحان دور کنند، این ذلت و خواری عذاب دنیوی آنها است اما درآخرت به عذابی بزرگ معذب خواهند بود.» گروه دیگر گروه های بیایمان که به محرمات اسلام وقعی نمینهند. دراینخصوص در قرآن آمده است: «قاتلواالذین لایؤمنون باللهولابالیوم الاخر ولایحرمون ما حرم الله و رسوله و لایدینون دینالحق من الذیناوتوالکتاب حتی بعطول الجزیه عن ید و هم صاغرون»۱ ای اهل ایمان به هرکسکه بهخدا وروز قیامت ایمان نیاورده وآنچه خدا ورسولشحرام کرده حرام نمیدانند و به دین وآئیناسلام نمیگروند، قتال و کارزار نمائید تا آن گاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند.
علاوه برموارد فوق بامطالعهدرآیات قرآن ویژگیهای گروه های دیگریرا مییابیم که خداونددستورجنگ باآنها راجایزدانستهاست ازجمله اینگروه ها میتوان به گروه دوستان وهواداران شیطان، گروه مادیگرایان، گروهکافران، مشرکین ومنافقین، گروه ظالمین وستمگران و … اشاره نمود.
بدیهیاستاسلام دینی نیست که بر پایه و اساسجنگ و خونریزی پایهگذاری شده باشد، بلکه درحقیقت باید گفتکه پایه و اساس دیناسلام برصلح و دوستی استوار است. طبق نصصریح قرآن، دراسلام صلح و دوستی بهتر ازجنگ و خونریزی میباشد.۲ اما با توجه به رفتاری که افراد و گروه های مختلف غیرمسلمان با مسلمین درمقابله بااسلام اتخاذ میکنند مسلمین نیز ناچار باید با اینگونه رفتارها مقابله نموده و به جهاد برخیزند، همچنیندراسلام و قرآن جنگ و کارزار با برخی از افراد منع شده است ازجمله کسانی که در حنگ شرکت ندارند، زنان، کودکان، پیران وسالخوردگان و….
بنددوم: جنگ از دیدگاه حقوق بینالملل
جنگ اعمال قدرت مسلحانه کشورها علیه یکدیگر میباشد که مشروط به اعلام صریح قبلی آنان است و هدف ازآن معمولاً تحمیل اراده مهاجم درجهت منافع و مصالح ملی است. در مقابل صلح که یک وضعیت عادی میباشد، جنگ یک حالت استثناییاست، درنتیجه حقوق جنگ نیز در برابر حقوق پیشگیریکننده جنگ، یک حقوق استثناییاست. حقوق جنگ شامل قواعدی است که حاکم بردوران جنگ میباشد و کشورهای متخاصم ودرگیری در روابط خصمانه خود با یکدیگر و باکشورهای بیطرف، بایستیآن قواعدرا مدنظر قرار دهند وآنرا رعایت نمایند.۱
در حقوق بینالملل، جنگ شیوه اجبار همراه با اعمال قدرت و زوراست که میتوان آن را از نظرحقوقی چنینتعریف نمود: جنگ به عنوان «ابزار سیاست ملی » مجموعه عملیات و اقدامات قهرآمیزمسلحانهای است که درچارچوب مناسبات کشورها (دو یا چندکشور) روی میدهد و موجب اجرای قواعدخاصیدرکل مناسبات آنها با یکدیگر وهمچنین با کشورهای ثالث میشود. در این جهت حداقل یکی از طرفین مخاصمه درصدد تحمیل نقطه نظرات سیاسی خود بر دیگری است. به این ترتیب عملیات قهر آمیز مسلحانه وسیله و هدف تحمیل اراده مهاجم میباشد. درمجموع مفهوم حقوقیجنگ شامل چهار رکناساسی است: الف )عنصر تشکیلاتیوسازمانی کشورها: یکی ازعناصر اساسی سازنده مفهوم جنگ عنصرتشکیلاتی وسازمانیکشورها میباشد. لازمه جنگ نبرد نیروهای مسلح دو کشور با یکدیگر است از اینرو جنگ را میتوان گاهینوعی رابطها ارتباط بیندوکشور یاکشورهای دیگر تلقی نمود. به عقیده”ژان ژاک روسو”که درکتاب قرارداد اجتماعی آمدهاست، جنگ بههیچ وجه رابطه انسان با انسان نیست، بلکه رابطه کشور با کشوراست که در آن افراد نه بهعنوان انسان بلکه به مثابه شهروندان و مدا فعان وتنها بر حسب تصادف و اتفاق با یکدیگر دشمن میشوند.
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
ب) عناصرمادی(اعمال قدرت مسلحانه): عنصر دیگرجنگ، عنصرمادی است وآن اعمال قدرتیا خشونت مسلحانهواقعی وعملی میباشد به تعبیر دیگر جنگ همیشه با عملیات و اقدامات قهرآمیز مسلحانهای همراه است که توسط نیروهای مسلح کشورهایمتخاصم وتحتفرماندهی، اقتدار ومسئولیت آنها صورت میگیرد. بدون استفاده از نیروی اسلحه جنگ معنی ومفهوم حقوقیندارد. حقوق بینالملل مشخصنمیکندکه عملیات قهرآمیزمسلحانه باید درچه سطحیباشد تا جنگ تلقی شود ولی به طور کلی و از حیث حقوقی، جنگ زمانی آغاز میشود که توسل موثر و واقعی به اسلحه صورت گرفته باشد. جنگ با آتشبس خاتمه پیدا نمیکند. آتشبس پایان عملیات جنگی استنه پایان خود جنگ. پایان قطعی جنگ زمانیاست که با انعقاد معاهدهای صلح میان متهاجمان برقرار باشد .
ج)عنصرمعنوی یاروانشناختی(قصدونیتجنگ): جنگ بدون قصدونیت معنیومفهومیندارد. درکنفرانسهای لاهه(۱۹۷۰)کشورهایامضاءکنندهمعاهدات با اعلام صریح، اراده را جهت مبادرت بهجنگ ضروری دانستند. طبق عهدنامهسوم مربوط به شروع مخاصمات مورخ۱۸ اکتبر۱۹۰۷جنگ قانوناً هنگامیآغاز میشود که اخطار صریح قبلی به صورت اعلامیه جنگ بدون قید و شرط تلقی میشود، صورتگرفته باشد. هرگاه یکیاز کشورهای متعاهد عهدنامهی سوم، مخاصماترا بدوناعلام قبلیآغاز کنداز تعهدات خودعدولکرده ومرتکب جرم بین المللی شده است. الزام به اعلام قبلی جنگ یک قاعدهی قراردادی نیست بلکه یک قاعده شناخته شده شرطی است که عمومیت جهانی دارد.
د) هدف دار بودن جنگ(منافع و مصالح ملی): عنصرچهارم جنگ، مشخص بودن و غایت جنگ است یعنی کشورآغازگر جنگ هدف معین و نهایی دارد که همواره در صددپیگیری و نیل به آن است. این هدف معمولاً تحمیل یا قبولاندن یک نقطه نظرسیاسیو یا بهعبارت دیگر یک منظور و هدف ملی میباشد. در واقع کشور مهاجم مدعیاست ‌جنگی که آغاز نموده براساس«منافع ومصالح ملی» بودهاست. به هرحال هنگامیکه جنگ فاقد خصیصه ملی باشد و بهعنوان ابزار سیاستملی تلقینگردد، دیگر واجد مفهوم خاص خود نیست. فرضاً عملیات نظامی معروف به عملیات پلیسی را که در اساسنامهی برخی سازمان های بین المللی از جمله سازمان مللمتحد پیشبینی شده است را نمیتوان جنگ نامید.۱
بند سوم : آثار جنگ
بهمحض شروع مخاصمه حالت جنگ برقرار میشود و کلیه مناسبات و رفتارهای عادی میان متخاصمان قطع میگردد و جایخود را به رفتارها و مناسبات خصمانه میدهد. درنتیجه جنگ آثار حقوقی معینی را، چه نسبت به کشورها و چه نسبت به افراد به دنبال دارد. شروعحالت یا وضعیت جنگ تأثیری درقانونی بودن یا نبودن اصلجنگ ندارد. قطع روابط دیپلماتیک وکنسولی، ضبط اموال دولتی دشمن، اخراج اتباع کشوردشمن ازسوی طرف دیگرمخاصمه ونیز تعلیق قراردادهای بین المللی زمان صلح ازجانب کشورهایمتخاصم ازجمله آثار جنگ بر کشورها میباشد.
الف : آثار جنگ نسبت به کشورهای ثالث
وقوع جنگ نه تنها آثار مهم و اساسی بر روابط کشورهای متخاصم ودرگیر با یکدیگر میگذارد بلکه بر کشورهای ثالث نیز تأثیرگذار است. به این معنی که بلافاصله پس از بروز جنگ حقوق بی طرفی بر وضعیت کشورهای ثالث حاکم میگردد و این کشورها با اعلام بیطرفی وضعیت خودشان را مشخص میکنند. قطع نظراز اینکه کشورهای ثالث بیطرف درجنگ هستند میتوانند وظایفی را درقبال کشورهای درگیر جنگ که آن را بهعنوان حافظ منافع خود انتخاب نموده است برعهده بگیرند که وظائفزیرنمونهای ازآن میباشد:
ادارهوهدایتمذاکرات مربوط بهمبادله کادر دیپلماتیک و کنسولی کشور مورد حمایت، حمایت و برگرداندن غیرنظامیانیکه زندانیشدهاند بهکشورخود، حفظ وحراست از اموالدولتیکشورهایمتخاصم، حفظ وحراست از اموال خصوصی اتباع کشورهای متخاصم، حمایت از زندانیانجنگی بهکمک کمیته بین المللی صلیبسرخ و ….
ب : آثار جنگ نسبت به کشورهای متخاصم
یکیازآثارجنگ که بیشترازسایرآثارنسبت بهکشورهایمتخاصمجلوهگرمینمایدایناست که روابط دوستانه ومسالمتآمیزمیانکشورهاکه همانروابطدیپلماتیک وکنسولیاسترا دست خوش تحول قرار میدهد وروابط خصمانه وغیرمسالمتآمیزبرروابطحسنه ودیپلماتیکحاکممیشود. جنگنمیتواندباروابطدیپلماتیک وکنسولی همسوییداشتهباشد. اموالعمومی یادولتیدشمنکهدرقلمروکشورمتخاصمقرارگرفتهباشد مشمولحکممصادره خواهد بود به استثنای ساختمانهای ملکی محل مأموریت کادر دیپلماتیک و کنسولی دشمن و اموال موجود در آنها که بلافاصله پس از خاتمه مأموریت مهرو موم میشوند.
اخراج اتباع کشوردشمن یکی دیگر ازآثار جنگ است که کشورهای متهاجم با بروز جنگ نسبت به اتباع دشمن اجرا میکنند وآنها را به میهنشان باز میگردانند. وضعیت قراردادهای بین المللی براثر وقوع جنگ بین کشورهایمتخاصم دچارتنش واختلالمیگردد ودربیشتر موارد خاتمه پیدا میکند. بخصوص قراردادهای دو جانبهکه میانکشورهای متخاصممنعقد شدهاست. هرچندکه در حال حاضر فقط قراردادهایی قابل فسخ است که صرفا ًبرای زمان صلح منعقد شده باشند اما برخی دیگر از قراردادها مانند قراردادهایی که خط مرزی را معینمیکندارزشبین المللیخودراحفظکرده وعمل جنگ آثار این تعیینحدود را از بیننمیبرد. درخصوص وضعیتقراردادهای چندجانبه این نوع قراردادها کما فیسابق بین کشورهای درحال جنگ و سایرکشورهای بیطرف پا برجا بوده و اجرا میشود. بخصوص قراردادهایی که به موجب آن سازمان های بین المللی تأسیس میگردند،‌ حتی بینکشورهای درحال جنگ کهعضویت چنین سازمان هایی راداشته باشند به حیات خود ادامه میدهند. چنانچه قراردادها به هرنحویدرزمان جنگ به حالت تعلیق دربیایند درپایان جنگ وپساز برقراری صلح، ایندسته ازقراردادها دوباره برای کشورهایمتخاصمسابق بهاجرادرمیآید، بدون اینکه نیازی به قرارداد و وضع مقررات جدید داشته باشد.
ج : آثارجنگ نسبت به افراد عادی(غیرنظامی) دشمن
بروزجنگ خواستهیا ناخواسته بهافراد عادی کشورهای متخاصم از جهات گوناگون لطمه وارد می کند. این لطماتیا متوجه شخصآنان استویا فعالیتهایاقتصادی ایشان راتحتالشعاع خود قرارمیدهد یا اینکه اموال آنان را تحت تأثیر قرار داده و اموالشان در این میان از بین رفته و خسارت متوجه آنها میشود.
تاقبل از سال ۱۹۴۹ درحالی که نظامیان تحت پوشش عهد نامه های ژنو قرارداشتند غیرنظامیان از هرگونه حمایت حقوقی محروم بودند، بطوری که مخصوصاً دریدو جنگ جهانی درعمل ملاحظه شد که اتباع غیر نظامی دشمن آماج هر نوع تجاوز وتعدی قرار می گرفتند. درآن دوران برخلاف برداشت سنتی که از سوی دانشمندان کلاسیک ابراز شده بود، جنگ هرگز یک اقدام وعملی که انحصاراً مربوط به حکومتها باشدنبود، بلکه مستقیماً ملتها را نیز دربرمیگرفت که از آن جمله میتوان توقیف و بازداشت آنان را دراردوگاه های کار اجباری نام برد.
باانعقاد قرارداد ژنو مورخ ۱۳ اوت ۱۹۴۹ مربوط به حمایت از افراد وغیرنظامیدرزمان جنگ، اتباع دشمن ازحیث فردی تحتحمایت شدیدحقوقیقرارگرفته وعنوان «شخصحمایت شده» را بهخود اختصاص دادند. محافظت از صلح جهانی وامنیت بین المللی وظیفه مهمی بود که دراولین منشورجامعه بینالملل ۱۹۴۵ قیدگردیدهاست. اماجامعه بینالملل نتوانستهاست چهجوامع کنونی وچهجوامعآیندگان رادرمقابلآتش جنگها محافظت وپاسداریکند. با وجود تعدادکثیرکنوانسیون وپروتکل وخود منشورسازمانملل، وحشت ونگرانی روزافزونزنان وکودکاندراثروقوع وبروز جنگها روبهافزایشاست وزنان وکودکان بیشتری بهطرقمختلف جان، زندگی وموجودیت خویشرا ازدست داده ومیدهند.
جنگها بهعنوان عاملاصلی، توسعه جوامعرا که برای تساوی حقوقی واجتماعی زنان وکودکانامری مهم تلقیمیشود، تحتتأثیر خود قرارداده وزنان وکودکان را بهعنوان قربانیان اصلی و بیدفاع جوامع به سوی نابودی، انزوا و تبعیض رهنمون مینماید. تحتتأثیر مستقیم یا غیرمستقیم جنگها، روزانههزارانزن و کودک درسطحجهان دراثرگرسنگی، کمبودآب، غذا و بیماریهای رایج ناشیاز مخاصماتمسلحانه قربانی میشوند.
گفتار دوم :
مفهوم کودک
بند اول : کودک از نظراسلام
کودک یا طفل درفقه به فردی اطلاق میشود که به بلوغ شرعی نرسیده است. قرآن کریم دربرخی از آیات۱به موضوع معیاردوره کودکی و پایان این دوره پرداخته ومعیارهایی سهگانه را برای پایان دوره طفولیت ذکرکرده که عبارتند از: بلوغ الحلم ، بلوغ النکاح،بلوغ رشد. با توجه به این معیارها میتوان گفت که موضوع بلوغ درقرآنکریم با تعببرات مختلفی آمده وسن مشخصی را بهعنوان سن بلوغ ذکر ننموده است ودرامر بلوغ هم به رشد جسمی و هم به رشد روحی و عقلانی توجه کرده است.
درمیان فرق اسلامی، شافعیان وحنابله سن بلوغ رادر دختران وپسران۱۵سالگی ومالکیان۱۷سال میدانند. حنفیان نیزسن بلوغ را برای پسر۱۸سال و برای دختر۱۷سال ذکرنموده اند.۲ فقه امامیه اکثراً سن بلوغ را برای پسر۱۵سال وبرای دختر۹سال تمام قمری میدانند گرچه برخی متأخرین شیعه بلوغ دختران را در۱۳ سالگی محقق دانستهاند. با این همه سن بلوغ شرعی براساسنظر بیشتر فقها۹ سال برای دختران و۱۵سال برای پسران میباشد. البته فقها علاوه بر این نشانه های دیگری همچون روئیدن موی خشن زیر بغل وعانه فرد و احتلام را نیز شرط بلوغ دانستهاند ودر دختران عادت ماهانه وحمل اماره بلوغ محسوب میشود.
بند دوم : کودک از دیدگاه قوانین داخلی ایران
کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی اطلاع میشود که از نظر سن به رشد جسمی وروحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد .
مطابق ماده۹۵۸ قانون مدنی: «هر انسان، متمتع از حقوق مدنی خواهد بود ولیکن هیچ کس نمیتواند حقوق خودرا اجرا کند مگر آنکه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.» پس کسی برای اجرای حقوق مدنی اهلیت قانونی دارد که ممنوع ومحجور از تصرف در اموال وحقوق مالی خود نباشد.
براساس ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی: «اشخاص ذیل محجور واز تصرف دراموال وحقوق مالیخود ممنوع هستند: ۱- صغار ۲- اشخاص غیر رشید ۳- مجانین .»
بنابراین ملاحظه میگردد که از نظرحقوقی کودک از تمامی حقوق مدنی برخوردار است واز این جهت فرقی با بزرگسال ندارد اما قانوناً نمیتواند حق خود را اعمال و یا اجرا کند آنچه مهم است اینکه بدانیم ازنظر حقوقی کودکی از چه سنی شروع وبه چه سنی ختم میشود.
اصولاً وجود شخص طبیعیاز لحاظ حقوقی با تولد او آغازمیشود واز این تاریخ است که انسان ، طرف حق قرار میگیرد واز حقوق مدنی وسایر حقوق برخوردار میشود. در ماده ی ۹۵۶ قانون مدنی آمده است: «اهلیت برای دارا بودن حقوق، بازنده متولد شدن انسان شروع میشود و با مرگ او تمام میشود.» اما نباید فراموش کرد که کودک قبل از آنکه متولد شود، یعنی در حالیکه جنین است هم دارای حیات است و بدین جهت شایسته است که مورد حمایت مقنن قرارگیرد تاحقی از کودک که درآینده متولد خواهد شد تضییع نشود وبدین اعتبار شاید بتوان ادعا کرد که شروع کودکی در واقع از تاریخ انعقاد نطفه است. زیرا ازاین زمان است که کودک بهعنوان موجودی زنده ومستقل از پدر ومادر مورد توجه مقنن قرارگرفته و برای اوحقوق و تکالیفی مقرر می شود.۱
ممکن است جنین از لحاظ زیستشناسی موجود مستقلی بشمار آید وشخص محسوب گردد. اما از نظر حقوقی، هنگامیکه زنده به دنیا نیامده است شخصمستقلی بشمار نمیآید ونمی تواند دارندهی حق وتکلیف باشد؛ با وجود این درصورتی که مصلحت اقتضا کند، ممکن است جنین حتی قبل از تولد دارای حق گردد، مشروط بر اینکه زنده به دنیا آید.۲
مادهی ۹۵۷ قانون مدنیدراین سوره صریحاً مقرر میدارد که: «حمل از حقوق مدنی متمتع میگردد، مشروط براینکه زنده متولد شود.» بنابراین طبق مقررات قانون مدنی، حمل یعنی کودک که هنوز متولد نشده از تاریخ انعقاد نطفه عیناً مانند کودکی که به دنیا آمده است از کلیه حقوق مدنی برخوردار است مشروط بر آنکه زنده متولد شود اگرچه پس ازتولد هم فوراً فوت نماید. پس جنین دارای نوعی شخصیت است ومیتواند صاحب حق باشد. مثلاً ممکن است که به نفع او وصیت شود وحقی بدین ترتیب برای او ایجاد شود. همچنین جنین طبق قانون، ارث میبرد همانطور که مقنن درماده ۸۷۵ قانون مدنی این نکته را تصریح نموده است، این ماده در مورد حملی که مورث او فوت کرده چنین مقرر میدارد: «شرط وراثت، زنده بودن در حین فوت مورث است واگر حملی باشد درصورتی ارث میبرد که نطفه اوحینالموت منعقد بوده وزنده هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.» وممکن است برای حفظ وادارهی سهمالارث جنین، کسی از طرف دادگاه معین شود که اصطلاحاً امین نامیده میشود. اما شخصیت جنین وحقی که برای او ایجاد میشود متزلزل است و هنگامی مستقر وپایدار میشود که زنده بدنیا آید اگر چه فوراً بعد از تولد بمیرد.
آنچه در بالا آمد نشان دهنده زمان شروع کودکی یا طفولیت را در قوانین ایران بیان میکند اما این کودکی پایانی نیزدارد که قانون مدنی در تبصرهی ۱ ماده ی۱۲۱۰ مصوب ۱۳۶۰ مجلس شورای اسلامی آن را چنین اعلام میدارد: سن بلوغ در پسر پانزده سال است. تشخیص این سن در ایران براساس تاریخ تولدی است که روی شناسنامه افراد درجگردیده ومعتبر میباشد. طبق مادهی ۱۲۱۰قانون مدنی: «هیچ یک را نمیتوان بعداز رسیدن به سن بلوغ بهعنوان جنون یا عدم رشد مجبور نمودمگر اینکه عدمرشد یاجنون او ثابت شده باشد.» پس براساس قانون مدنی دختری که نه سال تمام قمری وپسری که ۱۵ سال تمام قمری داشته باشد میتواند هرگونه دخل وتصرف در اموال وحقوق مالی خود بنماید ومحتاج کسب اجازه از هیچ مقام ومرجعی ندارد.
بین تبصره های ومواد قانون مدنی درخصوص تملک اموال توسط صغیر بعد از رسیدن به سن بلوغ تعارض وجود دارد ولی این تعارض را هیئت عمومی دیوان عالی کشوربا صدور رأی وحدت رویه رفع نموده است.
همانطور که میدانیم چون قوانین ایرانمتأثر والهام گرفته ازمقررات وقواعد فقه اسلام است لذا طبق مقررات اسلام صغیرکسی است که بالغ ورشید نشده است وهریک از ایندو خصیصه برای خروج صغیر ازحجر لازم است وهمچنین فقها برای بلوغ ورشد خصوصیات وشرایطی را ذکر نمودهاند که قبلاًدر مبحث کودک در اسلام در آن مورد توضیح داده شد.
آنچه مسلم است اینکه متأسفانه سن بلوغ مذکور درتبصره ۱ماده ۱۲۱۰ در مسائل حقوقی وسیاسی یکسان نیست وبه عبارت دیگر دوران کودکی برای هر امری در زمانی خاص پایان میآید:
الف) در مورد ازدواج پایان کودکی در مورد دختر سیزده سالگی ودر مورد پسر پانزده سالگی است مادهی ۱۰۴۱قانون مدنی که در سال۱۳۷۹ اصلاح شده چنین مقرر میدارد عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن۱۳ سال تمام شمسی وپسربعد ازرسیدن به۱۵سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح، پس میتوان از مفهوم مخالف مادهی فوق چنین استنباط نمود که اگر دختری به سن ۱۳ سال تمام وپسری به سن ۱۵ سال تمام برسد برای عقد ازدواج نیاز به موافقت ولی با صدور حکم از دادگاه نیست.
ب) در خصوص مسئولیت کیفری وحقوقی پایان سن کودک مقارن سن بلوغ است که در دختر ۹ سال تمام قمری وبرای پسر ۱۵ سال تمام قمری است.

پایان نامه

ج) درمسائلمربوط به کار وکارگری پایان سنکودکی بطور یکسانبرای پسر ودختر۱۵سالگی قید شده است. براساس ماده ۷۹ قانون کار به کارگماردن افرادکمتر از ۱۵ سال تمام ممنوع است.
پس همان طور که ملاحظه میشود دختر چهارده سالهای که میتواند ازدواج نماید وحق دخالت درامورمالی خویش را دارد نمیتواند به عنوان کارگر استخدام شود.
د) در مورد برخورداری از حقوق سیاسی وشرکت در انتخابات دوران کودکی پسر ودختر ۱۸ سال میباشد مادهی ۳۶ قانون انتخابات ریاست جمهوری یکی از شرایط انتخاب کنندگان را داشتن۱۸سال برای انتخاب کنندگان بیان میکند. هم چنین کسی که ۱۸ سال تمام نداشته باشد حق شرکت در انتخابات مجلس و نیز حق شرکت درانتخابات مجلس شورای اسلامی را نخواهد داشت.۱
هـ ) سن استخدام دولتی، پایان ۱۸سالگی میباشد واگر کسی به این سن نرسیده باشدنمیتوان وی را به عنوان کارمند به استخدام دولت درآورد. قانون استخدام کشوری یکی از شروط برای ورود به خدمت رسمی را داشتن حداقل ۱۸سال تمام قید کرده است.۲ هم چنین به موجب مادهی ۵ آئین نامه ی استخدامی کارکنان مجلس شورای اسلامی مصوب ۱۳۶۲ برای ورود به خدمات مجلس شورای اسلامی داشتن حداقل ۱۸ سال سن ضروری است.
و) برای صدورگذرنامه ونیز اخذگواهینامه برای وسایل نقلیه موتوری پایان کودکی را ۱۸سال در نظرگرفتهاند ودربرخی موارد بطور مثل برای استفاده ازحقوق وظیفه مستمری، دوران کودکی میتواند تا سن۲۰سالگی هم افزایش یابد وحتی اینسن اگر دریکی ازمؤسسات آموزشی، آموزشگاه های رسمی وعالی مشغول تحصیل باشند تا ۲۵سالگی هم افزایش مییابد. با توجه به مطالب فوق الذکر میتوان گفت یکی از مهمترین حقوق کودک که در قوانین ایران به آن پرداخته شده حق حیات است. حق حیات از دوران جنینی شروع شده وتا پایان دورهکودکی ادامه دارد، این ازحقوق مسلم کودک میباشد که ابتداً برعهده والدین وپساز آن از وظایف حکومت ودولت می باشد.
نگهداری وتربیت کودک (حضانت ) یکی دیگرازحقوق کودکان است که در قانونمدنی به آن اشاره شده است. قانون مدنی ایران درباب دوم از کتاب هشتم، مقررات مربوطه به این موضوع را بیان مینماید. طبق مادهی۱۱۶۸قانون مدنی: « نگاهداری اطفال هم حق وهم تکلیف ابوین است.» بنابراین والدین برای حضانت ونگهداری از کودک باید از تمام ابزار ووسایل که لازمه بقاء، نمو وبهداشت جسمی وروحی کودک میباشد استفاده نمایند. سرپرستی از کودک که در قوانین ایران بطور جد به آن اشاراتی شده یکی از حقوق کودکان بر والدین است. درحقوق ایران صریحاً به موضوع حمایت از کودکان بیسرپرست پرداخته شده بطوریکه برای این مهم در سال۱۳۵۳ قانون حمایت ازکودکان بدون سرپرست به تصویب رسیده است. بهموجب این قانون خانواده های فاقد فرزند میتوانند تحت شرایط وضوابطی کودکانیرا که سرپرست ندارند سرپرستی نمایند، بدون آنکه آثار ناشی از قرابت نسبی از قبیل ارث وحرمت نکاح ایجاد شود.
یکیدیگر از حقوق کودکان داشتن مکان وجا ومتعلق بودن به یک سرزمین مشخص است. لزوم داشتن تابعیت یک اصل حقوقی مسلم وقابل قبول در تمام سیستمهای حقوقی دنیاست که کشور ایران از این امر استثنا نیست. بنابراین به محض تولد کودک، تابعیت کشور معینی به او تحمیل میشود. درکشور ایران کودک از تلفیق دو روش سیستم خون وخاک برای کودک تعیین سرزمین (تابعیت ) میشود وکودک نمیتواند تا رسیدن به سن ۱۸سالگی تابعیت خویش را تغییر دهد.۱هم چنین اقامتگاه کودک همان اقامتگاه ولی یا قیم است.۲
مسئله تحصیل وآموزش یکیدیگر از حقوق کودکان است که درقوانین ایران به آن پرداخته شده است. اصل سیام قانون اساسی جمهوریاسلامی ایران مصوب ۱۳۵۸ دراین خصوص بیان میدارد: «دولت موظف استوسایل آموزش وپرورش رایگان رابرای همهی ملت تاپایاندورهی متوسطهفراهم کند، وسایل تحصیلات عالی را تا سرحدخودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.» آنچه مسلم است این که نه تنها دولت بلکه خود اولیای اطفال هم میبایستی با بهره گرفتن از امکانات، کودکان خودرا به تحصیل علم ودانش ویا فرا گرفتن حرفه تشویق نمایند.
ممنوعیت کار وفعالیت کودکان درکارگاه ها بهعلل مختلف از سوی قانونگذار برای کودکان درنظرگرفته شده است، بطوریکه درقانون کار وسایر قوانین، مقرراتی درخصوص شرایط کار نوجوانان وجود دارد. بطور مثال آوردن حداقل سن برای کارکردن؛ همانطوری که قبلاً به آن اشاره شد حداقل سن برای کاردر ایران۱۵ سال تمام قید شده است.۱ ساعات کارکمتر، ممنوعیت به کارگیری درکارهای سخت وزیان آور . . . از جمله مقرراتی است که در قوانین ایران برای کودکان ونوجوانان پیشبینی گردیده است واین اهمیتحقوق کودکان رانشان میدهد.
عدم محاکمه واعدام کودک وحتی تقلیل مجازات مادران باردار یا مادرانی که کودک دارند یکی دیگر از حقوق کودکان است که در قوانین ایران به آن اهمیت داده شده است. نگهداری کودک درکانونهای اصلاح وتربیت یکیاز تدابیری است که برای کودکان مرتکب به جرائم درنظر گرفته شده است. همچنین حمایت از کودکان در برابر آزار واذیت دیگر افراد جامعه یکی دیگر از مواردی است که در قوانین داخلی ایران به آن توجه شده است. علاوه بر حقوق فوق درایران حمایتهای قانونی دیگری ازکودکان به عمل آمده واز جمله میتوان به قانون حمایت از کودکان ونوجوانان مصوب۱۳۸۰، جرم بودن ربودن ومخفی کردن کودک که موادی از قانون مجازات اسلامی (تعزیرات ومجازات های بازدارنده ) به آن پرداخته است، رها کردن کودک وسقط جنین اگر کسی عامداً وعالماً موجب سقط جنین شود علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص به حبس نیز محکوم خواهد شد، استفاده از اطفال برای تکدی وتأثیر وجود کودک در مجازات مادر اشاره نمود.
بندسوم: کودک از دیدگاه کنوانسیون حقوق کودک
طرح کنوانسیون حقوق کودک که به ابتکارکشور لهستان وتلاش پروفسور«آدام لوباتکا»۱لهستانی در سال ۱۹۸۹به اتفاق آرا تصویب شد از یک مقدمه و۵۴ ماده تشکیل یافته است.۴۱ ماده این کنوانسیون اختصاص به حقوق داشته و۱۳ماده به نحوه اجرای آن در هر کشور مربوط میشود واکثر کشورهای جهان بجز آمریکا و سومالی به این کنوانسیون ملحق شدهاند.
ازنظر کنوانسیون همانگونه که ماده یک کنوانسیون بیان میکند: «ازنظرکنوانسیون منظور از کودک، افراد زیر۱۸سال است مگر اینکه طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود.» با توجه به ماده فوقالذکر اولاً تنها کسانی مشمول مقررات کنوانسیون می شوند که به ۱۸ سالگی نرسیده باشند و ثانیاً سن بلوغ ارائه شده دراین ماده یک سن مطلق نیست بلکه برحسب قانون ملی کودک متغیر است. زیرا سن بلوغ ومدت آن درجوامع وکشورهای مختلف یکسان نمی باشد. این سن ۱۸سالگی، هم سن بلوغ است وهم سن رشد. پس براساس نظروضعکنندگان این قانون کودک با رسیدن به ۱۸سالگی اهلیت اجرای مستقیم تمام حقوق خودرا دارا شده وبهطورکلی از تحت ولایت خارج میشود زیرا اگر غیرازاین بود با توجه به اختلاف قوانین کشورها دراین خصوصباید به تفاوت سن بلوغ ورشد اشاره میکردند.
آنچه مشخص است اینکه دراین کنوانسیون فقط به پایان دوره کودکی اشاره شده وپایان آن مشخص شده اما نسبت به زمان شروع کودکی سن خاصی در نظر گرفته نشده است و در مورد شروع کودکی کاملاً کنوانسیون ساکت میباشد. شاید دلیل آن اختلاف قوانین کشورها در شروع کودکی است. همان طور که گفتیم درخصوص شروع کودکی بین کشورها اختلافنظر است، بطوری که در کشورهای اسلامی وبالاخص از نظر فقه شیعه ابتدای کودکیاز لحظه انعقاد نطفه است. هرچند بهمرحله انعقاد نطفه تاتولد بهعنوان مرحله کودکیدراسلام یادنشده است. اما حمایتهای ویژهای دراینمرحله ازاین دوران شده است لذا نه تحتعنوان کودک بلکه به عنوان(جنین) وآیات متعدد قرآن وکتب فقهینیز مؤید این مطلب است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

نظر دهید »
بررسی نقش آموزش های فنی و حرفه ای وکشاورزی در توسعه خود اشتغالی از دیدگاه هنرجویان و هنرآموزان استان سمنان- قسمت ۱۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

یکی از عوامل زمینه ساز خوداشتغالی محیط تصمیم گیری است ،در واقع تصمیم گیری درمورد تغییرشیوه زندگی یا شغل اصولا دشوار است برای این منظور صرف انرژی زیاد وداشتن جسارت تغییر و انجام کاری متفاوت از گذشته ،ضروری است . برای موفقیت افرادی که تصمیم به تغییر می گیرند وجود دو محیط کاری بسیار حیاتی است :
(۱-۲۴-۲)محیط کاری تحقیق وتوسعه : اگردرمحیط کاری تحقیق و توسعه ایده های درباره تولید کالاها یاخدمات جدید ارائه ولی موردتوجه سازمان قرارنگیرد، فرد مطرح کننده ایده تلاش میکند درخارج ازسازمان،شرکتی را تاسیس وایده خود را محقق سازد.
(۲-۲۴-۲) بازاریابی:گاهی شناخت دقیق ازشرایط ونیازهای بازار،فرد را به راه اندازی کسب وکار جدید تشویق می کند(محمودی نژاد وهمکاران،۱۳۸۳).
زمینه های روان شناختی نیز نقش مهمی در توسعه خوداشتغالی ایفا می کنند.دراواسط قرن بیستم روان شناسان نگاه خودرا معطوف به فعالیت های اقتصادی کردند.دراین دوران برخی از روان شناسان ازجمله مک کلند[۷۴]،استادروانشناسی هاروارد امریکا نظریه روان شناسی توسعه اقتصادی رامطرح نمود.براساس این نظریه،عقب ماندگی اقتصادی درکشورهای درحال توسعه به دلیل عدم درک خلاقیت فردی است وی معتقد است درانسان سه نیاز اساسی وجود دارد:
عکس مرتبط با اقتصاد
۱٫ نیاز به توفیق یاتوفیق طلبی[۷۵]
۲٫نیاز به قدرت یا قدرت طلبی[۷۶]
۳٫ نیازعاطفی یا احساس تعلق[۷۷]
براساس این دیدگاه، نیازهای فوق فرد را به تحرک وا می دارد تا از طریق راه اندازی کسب وکار، آن نیازها را تامین نماید. کالینز‏[۷۸]وهمکاران(۱۹۶۴)نیزدر مطالعه خود دریافتند که خویش فرمایان دارای یک تمایل ناخودآگاه برای رویارویی با مشکلات هستند(به نقل از شعبانعلی فمی،۱۳۸۶).
دراین رابطه باید توجه داشت که عدم رضایت ازکارهای گذشته یکی ازعوامل مهمی است که برتصمیمات خوداشتغالی تاثیر می گذارد وبراین اساس،فرد تمایل کمتری به ایجاد کسب وکار جدید درآن زمینه نشان می دهد(شاپرو سوکول‏[۷۹]،۱۹۸۲).
اگرعدم رضایت ازیک کسب وکار استمرارپیدا کند،ممکن است منجربه تحرک وجابجایی شغل شود ( دیلی و کی رک[۸۰]، ۱۹۹۲). ازسوی دیگرفقدان رضایت از سایر انواع مشاغل گذشته مانند شغل های دستمزد ساز انگیزه فرد برای کارآفرینی وخوداشتغالی را افزایش می دهد(هویس من ودریدر[۸۱]، ۱۹۸۴).
بطورکلی هرچه رضایت فرد از شرایط موجود زندگی خانوادگی و وضعیت اجتماعی افزایش می یابد، احتمال تمایل او به خوداشتغالی افزایش می یابد. البته این فقط به عنوان عامل ورود به حوزه خوداشتغالی عمل می کند. درحالی که مطالعات، حاکی از آن است که افراد خوداشتغال رضایت بیشتری ازشاغلان معمولی دارند(نوردرهاون[۸۲] وهمکاران، ۲۰۰۰).
تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
براساس یک مطالعه دیگر، افراد خوداشتغال بیش ازشاغلان معمولی از کار خود راضی بودند. آنها ابراز داشته اند که رضایت شغلی شان به خاطر درآمد بالاتریاساعت کارکمترنیست، بلکه ناشی ازاستقلال وآزادی عمل درشغل وحرفه است(اوهلسون[۸۳]، ۲۰۰۴).

پیش بینی رضایت شغلی زنان شاغل در مشاغل خدماتی غیر دولتی مشهد

(۲۵-۲)عوامل موثر بررشد خوداشتغالی
در بررسی عوامل موثربر رشد خوداشتغالی در کشورهای گوناگون تجارب متفاوتی را می توان یافت که الگوهای مناسبی برای سایرکشورها هستند.برای مثال در کانادا خوداشتغالی بمیزان ۴۰درصد در دهه ۱۹۹۰میلادی رشد داشته است،بطوریکه بین سالهای ۹۹-۱۹۹۰ تعداد افرا د خوداشتغال دراین کشور از۸/۱ به۵/۲ میلیون نفر افزایش یافته است.عوامل عمده موثربررشد خوداشتغالی درکانادا عبارتنداز:
۱٫روی آوردن شرکت ها به منبع یابی بیرونی
۲٫کاهش رشد اقتصادی بین سالهای( ۹۵-۱۹۹۳)
۳٫تمایل افراد ماهروتحصیل کرده به استقلال بیشتر شغلی
۴٫رشد فناوری دربرخی زمینه هامانند اینترنت وتجارت الکترونیکی(محمودی نژاد وهمکاران،۱۳۸۳).
دلایل رشد خوداشتغالی راباید درطبقات مختلف بطور جداگانه بررسی کرد.دلایل رشد خوداشتغالی دربین افراد تحصیل کرده متفاوت از دلایل این امر در بین افراد کم سواد است .اگررشدوفعالیت های اقتصادی کشور بسوی هدایت شود که تقاضا برای مشاغل ساده که نیازمند مهارت بالا نیستند،افزایش یابد،احتمالا خواشتغالی در بین افراد کم سواد وبا مهارت پائین کاهش یافته واین گرو مایل هستند که در خدمت مشاغل تعریف شده جدید قرار گیرند.این درحالی است که توسعه صادرات وارتباط اقتصادی بین المللی موجب رشد خوداشتغالی دربین افراد تحصیل کرده وآشنا با مهارت های فناوری ها پیشرفته می شود. بنابراین در مطالعه خوداشتغالی باید به عوامل مهمی نظیر سن ،جنس وبخشی که فرد در آن فعالیت می کند توجه شود.
ازدیدگاه دیگری عوامل موثر،بر خوداشتغالی دودسته اند:
۱٫عوامل جذب کننده که بر جذابیت فعالیت های خوداشتغالی می افزایند.برای مثال کسب درآمد بالاتر یک عامل جذب کننده است.
۲٫عوامل دفع کننده که ازجذابیت فعالیت های خوداشتغالی می کاهند ،مانند پائین بودن درآمد یا بیکاری پنهان.
(۲۶-۲)علل گرایش به خوداشتغالی
گرایش به خود اشتغالی در بسیاری ازجوانان وجود دارد که دلایل عمده این گرایش عبارتنداز:
۱٫بسیاری از افراد ترجیح می دهند تا بجای دیگران برای خود کار کنند ورفاه بیشتری کسب کنند .
۲٫کار کردن در محیط اداری یا شرکت های دیگران برای فرد کار افرین سخت ودشوار است.
۳٫افرادی که خود کسب وکاری را راه اندازی می کنند از رضایت درونی بیشتری برخوردارند وقادرند در کار خود تنوع،خلاقیت و نوع آوری بیشتری داشته باشند.
۴٫راه اندازی کسب کار به فرد این امکان را می دهد که از همه دانش ، مهارت ها و ایده های خود استفاده نمایند.
۵٫ افراد کارآفرین ترجیح می دهند تا بجای کار فرما هایشان، خود ازنتیجه کارشان سود ببرند .(احمدپورداریانی وعزیزی،۱۳۸۳).
گرایش به خوداشتغالی در گروه های مختلف جوانان یکسان نیست از عوامل گوناگونی تا ثیر می پذیرد.از سوی دیگر خوداشتغالی فردی وگروهی شرایط متفاوتی را برای جوانان ایجاد می کند. برای مثال در یک بررسی مشخص شد که دانش آموختگان کشاورزی دختر بدلایل زیر تمایل به خوداشتغالی گروهی دارند:امکان پیشرفت وموفقیت بیشتر کارهای مشارکتی وگروهی، امکان دستیابی به استقلال مالی وخوداتکایی، اطمینان خاطر بالا از پیشرفت وحصول به نتیجه به دلیل تقسیم وظایف و واگذاری مسئولیت ها به سایر اعضای گروه، علاقه مندی به فعالیت های گروهی وتعاونی ومیسر بودن امکان یادگیری وکسب تجربه ازسایرین. آنها همچنین دلایل زیرا برای تمایل به خوداشتغالی فردی ذکر کردن. امکان فعالیت در رشته تحصیلی، عدم تمایل به اجرای تصمیمات دیگران، ترجیح دادن تصمیم گیری شخصی در امور وعلاقه به تولید محصولات کشاورزی واتکا به خود( زمانی، ۱۳۸۴).
(۲۷-۲) نقش فناوری اطلاعات وارتباطات(ICT)[84] دراشتغال و خوداشتغالی
نتیجه تصویری درباره فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات وارتباطات تشکیل شده است از علوم رایانه ،ارتباطات وشبکه سازی.
امروزه کاربردهای متنوع وگستردهای از این علم درمحیط کارمطرح شده است ازجمله سیستم های خبری حرفه ای پردازش تصویر(مانند GpG)اتوماسیون،علم روبات ها وفناوری سنسورها یاحس گرها باکاربردهای متنوع طی دهه های گذشته اثرات تحول زایی بر روش زندگی وامرار معاش انسان ها داشته اند.تحول در فناوری های نامبرده هم چنین موجب ظهور صنایع و مشاغل جدیدی شده است این پدیده های جدید مانند رشد اقتصادی، تغیرات جمعیتی،جهانی شدن و تحولات عظیم فناوری اطلاعات و ارتباطات ازعوامل جمله اثر گذار بر وضعیت مشاغل بوده اند ( احمدپورداریانی، ۱۳۸۴).
خیلی ها تصورمی کنند که مقوله و مفهوم کار از راه دور موضوعی نسبتاً جدید بوده و محصول رشد برق آسای رایانه و به طور کلی ICT از دهه ۹۰ میلادی به بعد می باشد. اما باید گفت که تنها رشد فناوری های اطلاعات و ارتباطات باعث به وجود آمدن این شیوه کاری نشده است بلکه با اطمینان می توان گفت که مقوله فوق به عنوان ابزاری در جهت تسهیل و گسترش کار از راه دور مطرح بوده است. از لحاظ ساختاری لغوی این اصطلاح از پیشوند Tele به معنای دور، و یا از فاصله دور و لغت work به معنای کار تشکیل شده است. پس ترجمه اصطلاحی آن عبارت ازکار از راه دور یا دور کاری است اما ادراکات متفاوتی که از این مفهوم وجود دارد عبارت است از: یک فرایند الکترونیکی کار که بر اساس آن فرد می تواند وظایف محوله را بدون حضور فیزیکی در محل اصلی کار خود در منزل یا در مکان های مختلف انجام دهد.
کار از راه دور زمانی اتفاق می افتد که فناوری های اطلاعات این امکان را فراهم می سازد که کاری از فاصله دور و در جایی که نتایج کاری موردنظر است (یا طبق قرارداد باید کاری در آنجا انجام گیرد) انجام شود. (جهانگیری، ۱۳۸۸).
اما واژه دیگری که بعضی اوقات برای کار به شیوه از راه دور استفاده می شود لغت کار از راه دور سازمانی[۸۵] می باشد.
دور کاران سازمانی معمولاً کارمندانی سازمانی به شمار می روند یعنی دارای قرارداد کاری با سازمان یا موسسه ای می باشند که بر اساس وظایف تعیین شده به صورت اینترنتی کارها را انجام می دهند و در صورتی که امکان کار به این شیوه برای آنها وجود نداشته باشد مجبورند که در محل کار خود حاضر شوند.این روش انجام کار از راه دور، در میان کشورهای اروپایی حال آنکه عبارت کار از راه دور سازمانی بیشتر مورد استفاده آمریکایی ها قرار می گیرد مشاغلی مانند برنامه نویس، طراح سایت اینترنتی، طراح صنعتی و … نام برد.
با قرار گرفتن جوامع در عصر اطلاعات و ارتباطات، مشاغلی متناسب با این تحول به وجود آمده اند. اگر در آخرین دهه قرن بیستم،استفاده کنندگان از اینترنت ۱۵۰ میلیون نفر بودند این تعداد در سال ۲۰۰۴ به ۹۰۰ میلیون نفر رسیده است در کشور ما نیز استفاده کنندگان از اینترنت از سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۴ نزدیک به ۶۰۰ درصد افزایش یافته است ( جهانگیری، ۱۳۸۸).
دهه ۱۹۹۰ با دو پدیده جهانی شدن و انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات[۸۶] مواجه بوده است. مهم ترین شاخص صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات، کاهش قیمت ها هم زمان با بهبود سریع کیفیت است با توجه به مزایای فناوری در کشورهای پیشرفته دنیا نقش فناوری در تولید ناخالص ملی، حجم سرمایه، حجم تجارت، صادرات، اشتغال، تحقیق و توسعه بیشتر می شود و اثرات فناوری اطلاعات و ارتباطات در فعالیت های اقتصادی در کاهش هزینه تولید و افزایش سود بنگاه های اقتصادی نمایان می شود.
در ده سال گذشته، فناوری های اطلاعات و ارتباطات تاثیر عمده ای بر همه جنبه های زندگی و کار انسان گذشته است. این فناوری های توانمندساز زیربنای عملکرد رقابتی همه بخش های اقتصادی محسوب می شوند. بنابراین همه کشورها تلاش می کنند تا از ظرفیت این فناوری های در راستای خوداشتغال و حل مشکلات اقتصادی بهره جویند ( احمد پور داریانی و عزیزی، ۱۳۸۳).
برای مثال اتحادیه اروپا در برنامه ای موسوم به «طرح اقدام اروپای الکترونیکی ۲۰۰۵» تلاش می کند تا محیطی مطلوب برای سرمایه گذاری بخش خصوصی و فرصت های شغلی جدید فراهم کند. این طرح شامل اقداماتی در زمینه دولت الکترونیکی و اقتصاد الکترونیکی است. امروزه فناوری های اطلاعات و ارتباطات بخش مهمی از اقتصاد اروپا را تشکیل می دهند در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی بازار این بخش در اروپا سالانه ۱۰ درصد رشد داشته است در واقع بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات یکی از زمینه های عمده اشتغال زایی در اقتصاد اروپا است بیش از نیمی از کارگران اروپایی در محل کار خود از رایانه استفاده کرده و سه چهارم آن ها نیز در محل کار خود از اینترنت استفاده می کنند. با ایجاد فرصت های شغلی جدید با مهارت بالا به رشد اقتصادی این کشورها کمک می کنند (مرکز کارآفرینی دانشگاه امیرکبیر ، ۱۳۸۴) یکی از ممالک منطقه که از رهگذر فناوری اطلاعات و ارتباطات به موفقیت های جهانی در اشتغالزایی دست یافته کشور هندوستان است این کشور صدور محصولات نرم افزاری خود را ابتدا از ایلات متحده، اروپا و ژاپن آغاز کرد. در سال ۱۹۸۴ درآمد هند تنها از این صنعت ۱۰ میلیون دلار و در سال ۱۹۸۹ یعنی ۵ سال بعد به ۸ میلیارد دلار رسید. در پژوهشی که یکی از شهرک های بزرگ مشاوره مدیریت به نام مک کتری[۸۷] انجام داده پیش بینی شده است که اگر صنعت نرم افزار هند روند کنونی را ادامه دهد تا پایان سال ۲۰۱۰ درآمدی بالغ بر ۸۷ میلیارد دلار نصیب این کشور گشته و همچنین ۲/۲ میلیون شغل تازه در هند ایجاد خواهد شد ( وفایی، ۱۳۸۲).
درکشور ما این صنعت هنوز از تفاوت زیادی در مقایسه با کشورهای پیشرو برخوردار است. حمایت از واحدهای تحقیق و توسعه، انطباق عرضه و تقاضای نیروی متخصص، بالا بردن کیفیت آموزش، انتخاب فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان راهبرد ملی، حمایت از سرمایه گذاری خارجی، الحاق به سازمان تجارت جهانی و توسعه چارچوب نهادی، فنی و حقوقی در برنامه های توسعه ملی می تواند برخی مشکلات اقتصاد و اشتغال را رفع و مزیت های جدید را ایجاد نماید.
درایران بهترین زمینه گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در بخش نرم افزار است. تولید و صادرات نرم افزار و خدمات در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات می تواند بهترین راهبرد برای ایران باشد گسترش فرهنگ فناوری اطلاعات و ارتباطات در بین مدیران، کارشناسان، کارکنان و خانواده ها باعث شده است تا این ابزار در بخش نرم افزار به شدت گسترش یابد. پیش بینی می شود ایران امکان جذب حداقل هفتصدهزار رایانه را در سال داشته باشد (ماهنامه تدبیر، ۱۳۸۳).
کسب و کار اینترنتی به فروش محصولات یا خدمات در اینترنت گفته می شود در سال ۲۰۰۴ میلادی درآمد جهانی کسب و کار اینترنتی به سقف ۷/۲ تریلیون دلار رسید. امروزه بیش از ۹۰۰ میلیون نفر در سطح دنیا از اینترنت استفاده می کنند که ۶۹ درصد آنان حداقل در طول ۹۰ روز یک خرید اینترنتی دارند. البته در اکثر زمینه ها سایت های معروف و بزرگی وجود دارند که رقابت با آنها غیرممکن است به عنوان مثال سایت آمازون[۸۸] بیش از سه میلیون عنوان کتاب را از طریق اینترنت به فروش می رساند(احمد پور داریانی و عزیزی، ۱۳۸۳ به نقل از شعبانعلی فمی و همکاران، ۸۶).
نتیجه پژوهشی که مرکز کارآفرینی دانشگاه امیرکبیربدست آورده کسب و کار اینترنتی بر خط[۸۹] یکی از زمینه های توسعه کارآفرینی و خوداشتغال است.
اما تفکر مبتنی بر دیدگاهی که می پنداشت باید تمام کارگران را در یک محل گردآورد تا با هم و در یک زمان مشخص کار کنند به زمانی برمی گردد که بشر با یک اقتصاد کشاورزی یا صنعت مواجه بود اما هرچه به سمت اقتصادی اطلاعات محور حرکت شود دیگر احتیاجی نیست که به تمرکز در محل کار تاکید با تکیه شود(حیدری ، ۱۳۸۳).
(۲۷-۲)زنان درخوداشتغالی
زنان حدود نیمی از جمعیت کشور، حدود ۴۰ درصد از نیروی کار روستاها و ۱۳ درصد از نیروی کار فعال شهرها را تشکیل می دهند. این ارقام غیر از آمار زنانی است که در خانه با خوداشتغالی بخشی از هزینه های زندگی را تامین و یا به فعالیت های مربوط به خانه داری که جنبه تولیدی داشته و درآمدی را نصیب خانواده می کند مشغول هستند.سومین رکن نظام اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران بخش خصوصی است به این بخش نیز در برنامه ریزی های توسعه کشور توجه ویژه ای شده است هر کشوری جهت افزایش فرصت های شغلی نیاز به تشویق و افزایش سرمایه گذاری دارد. به این ترتیب با افزایش رشد اقتصادی و تولید، زمینه های ایجاد فرصت های شغلی پایدار فراهم می شود.زنان هم دراین بخش دارای سرمایه بوده، و نسبت به سرمایه گذاری دریک واحد اقتصادی اقدام می نمایند و زمینه ایجاد چند فرصت شغلی را فراهم می آورند(عالی پور،۱۳۸۰).
بی توجهی به زنان از دیدگاه نیروی انسانی، موجب هدر دادن و یا ضایع کردن امکانات بالقوه رشد و بالندگی جامعه می شود به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، بهبود الگوی معیشتی خانواده، تنظیم روابط درون خانوار و تربیت فرزندان از جمله مواردی است که ارتباط نزدیک با میزان سواد، تحصیلات و مشارکت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی زنان در بیرون از خانه دارد (حسینی، ۱۳۸۱).
(۱-۲۷-۲)توانمند کردن زنان در زمینه های تولیدی
کسب توانایی لازم نه تنها در موفقیت فعالیت های اقتصادی – تجاری زنان موثر است بلکه سبب بهبود همه جانبه وضعیت زندگی آنان در کلیه زمینه ها می شود توانمندی در بهبود روابط با اطرافیان نزدیک و محیط پیرامون نیز اثرگذار است و به تدریج و طی مراحل تکاملی کسب می گردد. در مرحله اول شخص به استعدادهای درونی خود پی برده به اتکاء آن توانایی لازم برای گذر از موانع را کسب می کند تشخیص می دهد که قدرت بهره برداری از ظرفیت های بالقوه خود را دارد. به این ترتیب فرد تمایل به استقلال عمل، قدرت حرکت در مسیر زندگی و شجاعت لازم و حس تشخیص و قضاوت صحیح را در خود تقویت می کند.
(۲-۲۷-۲)تواناسازی زنان روستایی برای خوداشتغالی
ضرورت ایجاب می کند که کارشناسان و برنامه ریزان زنان روستایی توجه ویژه ای به موضوع آموزش زنان و دختران روستایی و عشایری به عنوان شرکای مردان در فرایند توسعه پایدار داشته باشند. چرا که امروزه حضور زنان دراجتماع،به دیده کفه دیگرموازنه اقتصادی نگریسته می شود به اعتقاد محققان، نادیده گرفتن تاثیر وجودی زنان در عرصه اقتصادی و اجتماعی مساوی با ناممکن شدن توسعه ارزیابی می شود. نیروی انسانی متشکل از زن و مرد، اولین اهرم به حرکت درآوردن موتور توسعه است.
اگر کارآفرینی و خوداشتغالی را یک ضرورت حیاتی زمان بدانیم، به مهم ترین عامل یعنی تواناسازی نیز باید اعتقاد داشته باشیم. در برنامه های توسعه انسانی کشورهای در حال توسعه، همواره شاهد بوده ایم که شهرها نسبت به روستاها و ثروتمندان نسبت به فقرا و مردان نسبت به زنان سهم بیشتری از رشد شاخص توسعه انسانی و بهره گیری از آن را داشته اند. بنا برتحقیقات سازمان خواربارجهانی(فائو[۹۰]) بیش از۷۵ درصد از جمعیت فقیرترین کشورهای جهان که قریب یک میلیارد نفرند، در مناطق روستایی زندگی می کنند و این در حالی است که ۷۰ درصد از جمعیت فقیر جهان را زنان تشکیل می دهند بر اساس این تحقیقات در مجموع سه چهارم مرگ و میرهای ناشی از فقر مالی و غذایی متوجه زنان و دختران است و چهره فقر بیش از آن که روستایی باشد زنانه است. زیرا زنان فقیر شهرنشین نیز همان مهاجران دیروز روستاها هستند (نشریه کار وکارگر، ۱۳۷۸ به نقل از حسینی ۱۳۸۶).
(۳-۲۷-۲)سازمان جهانی کار و اشتغال زنان
برنامه بین المللی دو کار بیشتر و بهتر برای زنان به شکل بخشی از راهکارهای سازمان جهانی کار (I LO[91]) به سمت کسب موفقیت در تساوی حقوق زن و مرد، بدون تبعیض جنسیتی، ریشه کنی فقر و توسعه پایدار شکل گرفته است. هدف از این برنامه ضمن بهبود شرایط استخدام و رفع تبعیض ها به دلیل تفاوت جنیسیتی در کار، گسترش فرصت های شغلی برای زنان می باشد. این برنامه با متمرکز شدن محض بر نیازهای فقرا و زنان آسیب پذیر با هدف در معرض دید گذاردن توانمندی های اقتصادی زنان که به نفع خانواده، جامعه و اجتماع است طرح ریزی شده است.
سازمان جهانی کار با فعال نمودن این برنامه در دوسطح ملی و بین المللی سعی در ترویج رویکردی منسجم بر مبنای توان سازندگی، تحلیل سیاسی، افزایش آگاهی تاثیر بسزایی در مشارکت زنان برای تصمیم گیری و مدیریت نموده است. چرا که با بررسی که انجام شده معمولاً زنان به پست های بالا کمتر دسترسی پیدا می کنند بر اساس پژوهشی که در سال ۱۹۹۰ در امریکا در مورد هزار شرکت بزرگ انجام شد، مشخص گردید که کمتر از نیم درصد مدیران و کارکنان عالی رتبه را زنان تشکیل دهند. در ژاپن نیز از هفت هزار مدیر شرکت بزرگ توشیبا فقط ۱۰ نفر زن هستند (شعبانعلی قمی و همکاران، ۱۳۸۶).
به طور کلی بازار خوداشتغالی در مقایسه با بازار کار مشاغل وابسته، از متغیر جنسیت بیشتر تاثیر می پذیرد. یعنی در حالی که شرایط زنان و مردان در مشاغل معمولی خیلی به لحاظ جنسیت از یکدیگر متمایز نمی شود ولی در بازار خوداشتغالی به زنان شرایط نامناسب در مقایسه با مردان دارند و تفاوت جنسیتی بالاتر بیشتر است (حویج گن[۹۲]، ۲۰۰۰).
(۲۸-۲)اهمیت خدمات :
زنان بخش عمده ای از افراد خود اشتغال راتشکیل می دهند.برا ی مثال در کانادا ۳۴درصد افراد خوداشتغال،زن هستند.کسب وکار های زنان خوداشتغال درآمدکمتری نسبت به کسب وکار های مردان خوداشتغال داشته اند.در دهه۱۹۹۰ میلادی،حدود چهارپنجم این کسب وکاردربخش خدمات راه اندازی شده بوده اند و۸۵درصد آنها کمتر از ۵ نفر کارگر یا کارمند داشتند(ویلسون و بیگلر[۹۳]،۲۰۰۴).
رابیسون وجان اوسکی[۹۴](۲۰۰۵)درپژوهشی بیان داشتندمشاغلی مانند حسابداری،بانکداری،تبلیغات وبازاریابی وخدمات مشاوره ای را پیش نیاز اساسی توسعه خوداشتغالی درهر منطقه ای است برای مثال تامین سرمایه واعتبارات لازم برای خوداشتغالی مستلزم فعال بودن نهادهای خدمات رسانی درعرصه های ذکر شده است. در کنار خدمات پیش نیاز خود اشتغالی ،سایر خدمات رفاهی نیز نقش مهمی ایفا می کنند. برخی مطالعات نشان داده است که در مناطق نا برخوردار ازنظر اقتصادی و بنیان های خود اشتغالی اگر خدمات رفاهی مناسبی وجود داشته باشدافراد خوداشتغال به درآمد کمتر قانع وکسب وکار خودچنین شرایطی راضی هستند.آنها ابراز داشته اند وجود خدمات رفاهی درآن ها انگیزه ای ایجاد می کند که خوداشتغالی رابه عنوان یگ گزینه شغلی پذیرفته وادامه دهند.
(۲۹-۲)دسته بندی افراد خوداشتغال
افراد خوداشتغال از یک دیدگاه به دو دسته تقسیم می شوند:
مالکان کسب وکارهایی که واحدهای خودرابه صورت قانونی به شکل شرکت در نیاورده اند
مالکان و مدیران کسب و کارهای شرکتی
و از دیدگاهی دیگر خوداشتغالان دو دسته اند: بدون کارمند و با کارمند. برخی معتقدند که زنان که در آمار ملی، کارگران خانوادگی بدون دستمزد در نظر گرفته می شوند باید به عنوان همتایان مردان خوداشتغال شناخه شوند (مارشال، ۱۹۹۹ به نقل از شعبانعلی فمی و همکاران).
در پژوهش دیگری که با نام نقش زنان در توسعه کسب و کار این نوید را می دهد که سهم زنان در کسب و کارهای خصوصی به سرعت در حال افزایش است. برای مثال در امریکا از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ حدود ۱/۹ میلیون کار توسط زنان اداره شده که ۵/۲۷ میلیون نفر را به کار گرفته و ۶/۳ تریلیون دلار در اقتصاد امریکا سهم داشته است. طبق آمار سال ۱۳۷۵ در کشور ما ۱/۱۲ درصد زنان ده ساله و بالاتر کشور از نظر اقتصادی فعال بوده اند که بیشترین فعالیت آنان در بخش خدمات معادل ۸/۵۴ درصد و حدود ۷/۱۶ درصد در بخش صنعت ساخت ثبت شده است اکثر شاغلان زن، حقوق بگیر بوده و ۹/۰ درصد آنان کارفرما می باشد. خوداشتغالی و کارآفرینی زنان از ابعاد زیر نتایج قابل توجهی دارد.
الف- بعد فردی: بررسی ها نشان می دهد که بین توانایی های شخصیتی از قبیل اعتماد به نفس و پنداشت از خود با اشتغال زنان رابطه وجود دارد. بنابراطلاعات جمعیت شناختی میان تعداد فرزند و اشتغال زنان رابطه معکوس وجود دارد. هم چنین زنان مجرد از آزادی عمل بیشتری برای اشتغال برخوردارند و زنان تحصیل کرده به شاغل بیشتر و بالاتری دست می یابند.
ب- بعد اجتماعی : هنجارهای رایج در زمینه تقسیم کار بر اشتغال زنان تاثیر می گذارد و همچنین شرایط و محیط اجتماعی مانند امنیت، تاثیر ژرفی بر حضور فعال زنان در عرصه های اقتصادی دارد.
ج- بعد فرهنگی: در این بعد، کمبود آگاهی زنان نسبت به حقوق فردی، خانوادگی، اجتماعی و حرفه ای خود، نگرش جنسیتی جامعه نسبت به زنان و فرهنگ اقتدارگرا و مردسالار بر اشتغال زنان تاثیر معنی دار دارد.
د- بعد اقتصادی: شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه، قوانین کار و مقررات و قوانین دستیابی به منابع اقتصادی نیز بر اشتغال زنان تاثیر می گذارد (مرکز کارآفرینی دانشگاه امیرکبیر، ۱۳۸۴).
(۳۰-۲)بنگاه ،کارآفرینی و کسب و کار کوچک
واژه های بنگاه[۹۵]، کارآفرینی[۹۶] و کسب و کار کوچک[۹۷] اغلب در زمینه آموزشی و شکل گیری کسب و کارهای کوچک استفاده می شوند. برخی کشورهای خاص، برای استفاده از واژه ها در موقعیت های خاص ترجیحاتی دارند. مثلاً کارآفرینی بیشتر در ایالات متحده آمریکا و کانادا رایج است، در حالی که بنگاه اغلب در انگلستان و استرالیا استفاده می شود.
از آن جایی که این واژه ها اغلب به جای یکدیگر به کار می روند، درباره معنی دقیق آن ها ابهاماتی وجود دارد.هنگامی که واژه کسب و کار کوچک هم وارد بحث شود این عناوین بیشتر گیج کننده می شوند. گیب[۹۸](۱۹۸۷) ویژگی های خاص بنگاه را با مهارت های نشان داده شده توسط عاملان موفق مرتبط می داند. کاتز[۹۹] (۲۰۰۸) معتقد است که کسب و کار کوچک یک زیربخش۶ کارآفرینی است، در حالی که برخی دیگر معتقدند که کسب و کار کوچک بخشی جدایی ناپذیر از کارآفرینی است.
(۳۱-۲)آموزش کارآفرینی
آموزش از دیدگاه های مختلف تقسیم بندی می شود که در ذیل رابطه آموزش و تشکیل سرمایه انسانی بیان می شود.

 

 

نظر دهید »
تحلیل و تعیین نوع ارتباط میان روش‌های مختلف تامین مالی با ریسک سیستماتیک و غیر سیستماتیک- قسمت 3
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

2-1-4- روش‌های تأمین مالی
هدف اصلی انتخاب ترکیبی از منابع مالی این است که هزینه سرمایه را حداقل و ارزش شرکت را برای سرمایه گذاران حداکثرنماید. شرکت راه های مختلفی را برای تأمین مالی در اختیار دارد که از نظر زمان سررسید به تأمین مالی کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم می‌گردند.
2-1-4-1- تأمین مالی کوتاه مدت[26]
تأمین مالی از منابعی است که حداکثر ظرف یکسال یا کمتر بازپرداخت گردد. منابع تأمین مالی کوتاه مدت به دو دسته تقسیم می‌شوند که شامل منابع تضمین شده و تضمین نشده می‌باشند. منابع مالی کوتاه مدت تضمین نشده عمدتاً شامل اعتبارات تجاری (خرید نسیه کالا، پیش دریافت از مشتریان، هزینه‌های پرداختی، وام‌های بانکی و اسناد تجاری می‌گردند. منابع مالی تضمین نشده عمدتاً توسط بانک‌ها و موسسات مالی و خریداران حسابهای دریافتنی تأمین مالی می‌گردند (ون هورن، 1989، ص 445).
2-1-4-2- تأمین مالی میان مدت[27]
تأمین مالی از منابعی است که سررسید آنها بیش از یکسال و کمتر از هفت سال است. بدهی‌های با کمتر از سررسید 5 یا 10 سال را جزء بدهی‌های میان مدت تلقی نموده اند. بدهی میان مدت شامل مواردی مانند اعتبار در گرفتن وام‌های مدت دار و قرارداد‌های اجاره می‌گردند ( شباهنگ، 1375,ص 239).
2-1-4-3- تأمین مالی بلند مدت[28]
تامین مالی بلند مدت عمدتا به منظور سرمایه گذاری‌های بلند مد، مانند خرید دارایی‌های جدید، احداث کارخانه‌ها و یا مدرنیزه کردن امکانات موجود مورد استفاده قرار می‌گیرند. منابع تأمین مالی بلند مدت شامل استقراض(بدهی) بلند مدت، سهام عادی و سهام ممتاز می‌گردد (شباهنگ، 1375، ص 216).
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
2-1-4-4- تأمین مالی از طریق سرمایه استقراضی[29]
سرمایه استقراضی عمدتا شامل وام‌های رهنی، تسهیلات بانکی، اوراق قرضه و سایر بدهی‌های بلند مدت می‌باشد که توسط بانک‌ها و موسسات تامین مالی و سایر اشخاص حقیقی تأمین و اعطا می‌شوند. در مجموع تأمین مالی بواسطه استقراض، مزایایی را برای شرکت به دنبال دارد. از جمله اینکه بهره بدهی‌ها جزء هزینه‌های قابل قبول مالیاتی بوده و در نتیجه صرفه جویی‌های مالیاتی به همراه خواهد داشت. از طرف دیگر تامین مالی بدین طریق سهم سهامداران در کنترل شرکت راکاهش نداده و در دوره تورمی بازپرداخت آن ارزان تر تمام خواهد شد. تأمین مالی از طریق بدهی صرفه نظر از مزایای ذکر شده در فوق، معایبی هم دارد. تضمین پرداخت بدهی و لزوم بازپرداخت اصل آن در سررسید و محدودیت هالی مالی که شرایط وام‌های اخذ شده بر شرکت را تحمیل می کند، از جمله این موارد می‌باشد. همچنین استفاده بیش از حد بدهی، ریسک ساختار سرمایه و در نتیجه هزینه سرمایه شرکت را افزایش می‌دهد (عبدالله زاده و مدرس، 1373، ص 196).
2-1-4-5- تأمین مالی از طریق سهام عادی[30]
شرکتها می‌توانند از طریق صدور و فروش سهام عادی به سرمایه گذارانی که قبلا سهامدار بوده اند و یا با خرید سهام جدید سهامدار شده اند، وجوه مورد نیاز خود را تامین نمایند. اگر شرکتی قصد افزایش سرمایه را داشته باشد سهام جدید را باید نخست به سهامداران فعلی خود عرضه نماید و بدین ترتیب هر سهامدار به نسبت سهام خود در پذیره نویسی سهام عادی جدید مشارکت نموده و از این طریق سهم مالکانه خود را در شرکت حفظ می کند (جهانخانی و پارساییان، 1374).
با توجه به اینکه میزان ریسک و هزینه سهام عادی در مقایسه با سایر راه‌های تأمین مالی بیشتر است، لذا بدیهی است که نرخ بازده مورد انتظار سهامداران عادی بیش از نرخ بازده مورد انتظار توقع در بدهی‌ها می‌باشد و در نتیجه تأمین مالی از طریق سهام عادی یکی از گران ترین راه‌های تأمین مالی برای شرکت به شمار می‌آید (الن شاپیرو، 1993، ص 10).
2-1-4-6- تأمین مالی از طریق سهام ممتاز[31]
سهام ممتاز، سهامی عادی است که دارای سود ثابت، معین و از پیش تعیین شده است و از این نظر شبیه اوراق قرضه می‌باشد با این تفاوت که پرداخت سود به سهامداران ممتاز الزام آور نمی باشد و چنانچه شرکت سود نداشته باشد، می‌تواند سودی به سهامداران پرداخت ننماید .تأمین مالی از طریق سهام ممتاز بدلیل عدم الزام شرکت در پرداخت سود به سهامداران ممتاز دارای ریسک کمتری در مقایسه با بدهی است و در مقایسه با سهام عادی بدلیل برخورداری از نرخ ثابت، شرکت ریسک بیشتری را تحمل می‌کند. همچنین مانند سهام عادی و برخلاف بدهی فاقد صرفه جویی مالیاتی می‌باشد، بنابراین از نظر هزینه سرمایه بعد از بدهی و قبل از سهام عادی طبقه بندی می‌گردد(الن شاپیرو، 1993، ص 26).
2-1-4-7- تأمین مالی از طریق سود انباشته دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

ew.php#footnote-32″>[32]
سود انباشته از طریق سود‌های باقیمانده در واحد تجاری پس از پرداخت سود سهام تشکیل می‌شود. تأمین مالی از طریق سود انباشته موجب وجوه قابل پرداخت به شکل سود سهام می‌شود. اما در مقابل توان سود دهی شرکت به سهامداران فعلی را درآینده افزایش می‌دهد، دلیل این افزایش آن است که چنانچه واحد تجاری به جای سود انباشته از منابع تأمین مالی خارج از واحد تجاری استفاده نماید، لازم است نوعی بازده برای این منابع فراهم آورد که پرداخت چنین بازدهی در قالب بهره بدهی ها، سود سهام ممتاز و عادی، وجوه در دسترس جهت پرداخت سود سهام در آینده را کاهش خواهد داد. تحقیقات در کشورهای مختلف نشان داده است که منابع مالی داخلی یکی از عمده ترین منابع مالی شرکت‌ها است که نزدیک به 60 تا 70 درصد نیاز‌های مالی آنها را مرتفع می کند (الن شاپیرو، 1993، ص 23).
2-1-4-8- جریانهای نقد عملیاتی
جریانهای نقدی عملیاتی عبارت است از جریان نقد ورودی و خروجی ناشی از فعالیتهای اصلی و مستمر مولد درآمد عملیاتی واحد تجاری و نیز آن دسته از جریان‌های نقدی که ماهیتاً به طور مستقیم قابل ارتباط با سایر طبقه‌های جریان‌های نقدی صورت جریان وجوه نقد نمی باشند. جریانهای نقدی عملیاتی در بسیاری از تصمیمات مالی، مدل‌های ارزیابی اوراق بهادار، روش‌های ارزیابی طرح‌های سرمایه ای و برخی تجزیه و تحلیل‌های سنتی و جدید مدیریت مالی نقش محوری دارد (مدرس، 1380).
جریانهای نقدی عملیاتی منبع اصلی تامین مالی داخلی شرکتهاست. تغییرات پیش بینی نشده در جریانهای نقدی عملیاتی بطور بالقوه منجر به این می‌شود که سرمایه گذاران ارزیابی خود از مقدار منابع مالی داخلی در دسترس برای تحقق فرصتهای سرمایه گذاری نهایی را مورد بازنگری قرار داده و در صورت کاهش پیش بینی نشده در جریانهای نقدی عملیاتی، تامین مالی خارجی دارای هزینه بالاتر را جایگزین منابع داخلی نمایند (باباجانی، بولو، عالی زاده، 1390).
2-2- ریسک
زیان بالقوه قابل اندازه‌گیری یک سرمایه‌گذاری را ریسك می‌نامند. در فرهنگ مدیریت رهنما، در تعریف ریسك آمده است: «ریسك عبارت است از هر چیزی كه حال یا آینده دارایی یا توان كسب درآمد شركت، موسسه یا سازمانی را تهدید می‌كند.» وستون و بریگام در تعریف ریسك یک دارایی می‌نویسند: ریسك یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی. «نیكلز» مفهوم ریسك را از ابعاد مختلف مدنظر قرار داده و آن را از نظر مفهومی به دو دسته تقسیم می‌كند. وی معتقد است واژه ریسك به احتمال ضرر، درجه احتمال ضرر و میزان احتمال ضرر اشاره دارد. در این راستا ریسك احتمال خطر هم احتمال سود و هم احتمال زیان را دربر می‌گیرد. در حالی كه ریسك خالص صرفاً احتمال زیان را در بر می‌گیرد و شامل احتمال سود نمی‌شود، مانند احتمال وقوع سیل.
هر نوع سرمایه گذاری با عدم اطمینان‌هایی مواجه می‌گردد كه بازده سرمایه‌گذاری را در آینده مخاطره آمیز می‌سازد. ریسك یک دارایی سرمایه‌ای بدین خاطر است كه این احتمال وجود دارد كه بازده حاصل از دارایی كمتر از بازده مورد انتظار است. بنابراین ریسك عبارت است از احتمال تفاوت بین بازده واقعی و بازده پیش بینی شده و یا می‌توان گفت ریسك یک دارایی عبارت است از تغییر احتمالی بازده آتی ناشی از آن دارایی.
وستون بریگام، ریسك یک دارائی نظیر اوراق بهادار را تغییر احتمال بازده آتی ناشی از دارائی می‌داند. بنابراین با معیار پراكندگی بازده دارایی، ریسك را می‌توان انحراف معیار نرخ بازده تعریف نمود. پس می‌توان پراكندگی بازده‌های ممكنه از بازده‌ مورد انتظار را با واریانس محاسبه و بعنوان یک معیار از ریسك تلقی نمود.
بطور كلی با اندازه‌گیری بین بازده واقعی و بازده مورد انتظار می‌توان ریسك را به وسیله روش‌های آماری نظیر واریانس، نیمه واریانس شیب خط رگرسیون و واریانس مقادیر باقیمانده رگرسیون بدست آورد. ریسک عدم اطمینان و آگاهی در مورد نتیجه یک عمل است.
2-2-1- ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک
کل ریسک بازار را می‌توان به دو دسته کلی ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک تقسیم نمود. ریسک غیر سیستماتیک ریسکی است که ناشی از خصوصیات خاص شرکت از جمله نوع محصول ساختار سرمایه سهامداران عمده و غیره می‌باشد. ریسک سیستماتیک ناشی از تحولات کلی بازار و اقتصاد بوده و تنها مختص به شرکت خاصی نمی‌باشد به دیگر بیان ریسک سیستماتیک در اثر حرکتهای کلی بازار به وجود می‌آید. طبق نظریه‌های پرتفوی با تنوع در می‌توان ریسک غیر سیستماتیک را از میان برد ولیکن ریسک سیستماتیک همچنان باقی می‌ماند. شاخص بتا شاخصی برای همنوایی حرکت یک شرکت با حرکت و یا شاخصی برای اندازه گیری ریسک سیستماتیک است.
عکس مرتبط با اقتصاد
2-2-1-1- روش‌های اندازه‌گیری ریسک
شاخص‌های مختلفی برای تبیین نوسانات مورد استفاده قرار می‌گیرد که بعضی از مهم‌ترین آنها بدین صورت هستند :

دامنه تغییراتi>
متوسط انحراف خطی (متوسط قدر مطلق انحرافات)
واریانس (متوسط مجذور انحرافات)
انحراف معیار
نیم‌واریانس
نیم انحراف معیار
از یک منظر ریسک را می‌توان به دو گروه ریسک‌های مالی و ریسک‌های غیر مالی تقسیم نمود. ریسک‌های مالی به طور مستقیم بر سودآوری شرکت‌ها اثر می‌گذارند و می‌توانند حتی شرکتی را از پای درآورند، تغییرات قیمت مالی باعث بروز ریسک مالی می‌گردد. ریسک‌های غیر مالی هرچند به صورت مستقیم بر بخش مالی شرکت موثر نیستند اما بر ریسک‌های مالی تاثیر زیادی دارند، بدین معنی که یک ریسک غیر مالی در نهایت باعث تغییرات در متغیرهای مالی می‌گردد و به یک ریسک مالی مبدل می‌شود.
ریسک‌های مالی شامل:
· ریسک نرخ ارز
· ریسک نرخ سود
· ریسک نکول
· ریسک نقدینگی
· ریسک تغییرات سطح عمومی قیمت ها
· ریسک بازار
· ریسک سرمایه گذاری مجدد
ریسک‌های غیر مالی شامل:
· ریسک مدیریت
· ریسک سیاسی
· ریسک صنعت
· ریسک عملیاتی
· ریسک قوانین و مقررات
· ریسک نیروی انسانی
2-2-1-2- کاهش ریسک
نكته قابل ذكر اینست كه چگونه ریسك را كم كنیم و آیا ریسك قابل كاهش هست یا خیر؟ طبق تئوری پورتفولیو بخشی از ریسك را می‌توان از طریق تنوع‌گرایی حذف نمود و مزیت پورتفولیو نیز در كاهش ریسك سرمایه‌گذاری می‌باشد. با در نظر گرفتن مزایای ناشی از تنوع‌گرایی، متاسفانه نمی‌توان كل ریسك سرمایه‌گذاری را از بین برد، به این دلیل كه اوراق بهادار دارای ریسك سیستماتیک می‌باشند، (ریسكی كه نمی‌توان از طریق تنوع‌گرایی حذف نمود). در حالت كلی دو نوع ریسك وجود دارد:

ریسك سیستماتیك
ریسك غیر سیستماتیك
بنابراین :
ریسك غیر سیستماتیک + ریسك سیستماتیک = ریسك كل
2-1-2- عوامل درونی
عوامل درونی، فاکتورهایی هستند که از عملیات شرکت و از درون شرکت ناشی می‌شوند و در واقع ناشی از فعالیت خود شرکت می‌باشند که بر ساختار سرمایه شرکت تأثیر می‌گذارند که عبارتنداز:
2-2-2-1- اندازه شرکت[33]
تعدادی از محققان بر این باورند که نسبت‌های اهرمی ممکن است به اندازه شرکت وابسته باشد و تحقیقات وشواهدی ارائه کرده اند مبنی بر اینکه هزینه‌های مستقیم ورشکستگی با اندازه شرکت ارتباط دارند. همچنین باید توجه کرد که شرکت‌های بزرگ که دارای تنوع فعالیت بیشتر هستند کمتر مستعد ورشکستگی می‌باشند و در نتیجه شرکت‌های بزرگتر باید دارای اهرم بزرگتری نیز برای انتشار سهام جدید و بدهی‌های بلندمدت باشند (نمازی، 1377).
دلیل اینکه اعتباردهندگان تمایل بیشتری برای پرداخت وام و اعتبار به شرکت‌های بزرگ دارند آن است که اعتباردهندگان عقیده دارند که شرکت‌های بزرگ توانایی بیشتری در پرداخت دیون خود نسبت به شرکت‌های کوچک دارند (نمازی، 1377).
2-2-2-2- فرصت‌های رشد[34]
با توجه به نظریه توازن پایدار شرکت‌های در حال رشد در زمان ورشکستگی به نسبت بیشتری ارزش خود را از دست می‌دهند. از دیدگاه نظریه نمایندگی می‌تواند یک رابطه مثبت یا منفی بین فرصت‌های رشد و بدهی وجود داشته باشد، در مقابل نظریه سلسله مراتب گزینه‌های مالی، بیان می‌کند که انتظار می‌رود شرکت‌هایی که دارای فرصت‌های رشد بالایی هستند از حجم بدهی زیادی استفاده می‌کنند (گرین و همکاران 2006).

 

نظر دهید »
تأمین ‌های پشتیبان دعوا و دفاع در حقوق ایران و فرانسه- قسمت 16
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

بند اول: تعیین میزان تأمین
با احراز فوریت موضوع از سوی دادگاه و قبول درخواست متقاضی جهت صدور قرار دستور موقت، چنانچه دادگاه ورود خسارت ناشی از اجرای دستور موقت را ممكن بداند، تصمیم دادگاه اخذ تأمین از خواهان بوده ولی قبل از آن باید میزان تأمین را تعیین و به خواهان ابلاغ كرد. بطور كلی، در تعیین خسارت احتمالی و اخذ تأمین دو هدف دنبال خواهد شد، اوّلین هدف، جبران خسارت طرف دعوی خواهد بود و نحوه اثبات آن نیز بدین‌گونه می‌باشد، كه، خواهان در اصل دعوی، محكومیت قطعی یافته و یا اصل دعوی وی، بنا به دلایلی، رد شده باشد. بنابراین، می‌توان از وجوه مأخوذه خسارت ناشی از اجرای دستور موقت را جبران نمود و هدف دیگر، اخذ تأمین در جهت جلوگیری از سوء استفاده خواهان در اجرای دستور موقت خواهد بود.
بنابراین، اگر دادگاه دلایل خواهان را مقرون به واقع و اقدامات خوانده را در جهت عكس آن مدنظر قرار داده باشد، به طور حتم، خسارت احتمالی كمتری در جهت صدور دستور موقت اخذ خواهد شد و اگر بر عكس، دادگاه دلایل خواهان را ضعیف و احتمال پیروزی او را در دعوی كمرنگ احساس كند میزان خسارت احتمالی بیشتری را اخذ خواهد نمود. در خصوص تعیین میزان خسارت احتمالی در باب صدور دستور موقت، هیچ گونه ملاك و ضابطه ای از سوی قانونگذار ارائه نشده و تنها مطابق ماده 319 ق.آ.د.م مصوب سال 1379 تعیین میزان آن، به نظر و اختیار دادگاه محول شده است. امّا دادگاه باید چه ملاك و معیاری را در جهت تعیین و تخمین میزان تأمین بكار ببندد؟ همان‌طور كه در مبحث تأمین خواسته، ملاحظه گردید به موجب بند دال ماده 108 ق.آ.د.م، صرفنظر از بندهای سه گانه (الف، ب و ج ماده مذکور) خواهان برای صدور قرار تأمین خواسته باید خساراتی را که به طرف مقابل وارد می‌آید، به صورت نقدی به حساب سپرده صندوق دادگستری بپردازد، تبصره ماده 108 نیز تعیین میزان خسارت احتمالی را با توجه به نوع خواسته به نظر دادگاهی واگذار کرده که درخواست تأمین را پذیرفته، که معمولاً دادگاه‌ها در این گونه موارد ده تا بیست درصد از ارزش خواسته را برای تودیع خسارت احتمالی در نظر می‌گیرند. در ماده 319 ق.آ.د.م (صدور دستور موقت) نیز به همین منوال عمل می‌شود و تنها باید قید کرد که تأمین برای جبران خسارت احتمالی در دستور موقت، اخذ می‌گردد و دادگاه مکلف به اخذ تأمین مناسبی از خواهان است در نتیجه اینکه، میزان خسارت احتمالی مزبور با نظر دادگاه و با توجه به موضوع خواسته و دعوی اصلی، تعیین می‌شود.
با این حال، در تعیین میزان خسارت احتمالی، عواملی مانند موضوع دعوی اصلی، نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند همانطوری که برخی از اساتید آیین دادرسی مدنی، عوامل دیگری را نیز مانند، پیروزی ذینفع در اصل دعوی، پیچیدگی پرونده، زمان دادرسی، فوریت پرونده و درجه فوریت در پذیرش دستور موقت یا رد آن در خصوص تعیین میزان خسارت احتمالی مؤثر می‌داند.[187]
بند دوم: تعیین نوع تأمین
پس از تعیین میزان خسارت احتمالی، نوبت به مشخص نمودن نوع تأمین می‌رسد و دادگاه باید تصمیم بگیرد که خواهان چه نوع تأمینی را در جهت صدور دستور موقت باید تودیع نماید، در دستور موقت بر خلاف تأمین در «تأمین خواسته» که باید وجه نقد باشد، نوع خاصی از تأمین تعیین نشده و مقنّن تنها به این نکته اکتفا کرده که، تأمین مناسب از خواهان اخذ گردد. در این خصوص ماده 319 ق.آ.د.م بیان می‌دارد: «دادگاه مکلف است برای جبران خسارت احتمالی که از دستور موقت حاصل می‌شود از خواهان تأمین مناسبی اخذ نماید…» مطابق این ماده، دادگاه وظیفه دارد ضمن رعایت تعیین میزان خسارت احتمالی نوع تأمین را با توجه به مدارک موجود، درست انتخاب نماید. در حال حاضر، رویه معمول و رایج محاکم حاکی از آن می‌باشد که وجه نقد اساس نوع تأمین می‌باشد که پس از تعیین میزان و مبلغ آن از سوی دادگاه، توسط خواهان به صندوق سپرده دادگستری واریز و فیش آن را تقدیم دادگاه و سپس پیوست پرونده می‌گردد. بهر حال، وجه نقد مبنای کار محاکم در تعیین نوع تأمین می‌باشد. حال، اگر خواهان از تودیع وجه نقد اعلام ناتوانی نماید آیا دادگاه می‌تواند مال دیگری را به غیر از وجه نقد قبول نماید؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت، دادگاه می‌تواند با توجه به توان خواهان در حد امکان، مال دیگری را به عنوان تأمین انتخاب و دستور توقیف آن را به نحو شایسته به جهت نوع و ماهیت آن (تأمین) صادر نماید برای مثال، ذینفع می‌تواند مال غیرمنقول ثبت شده را معرفی نماید که: «پس از احراز کافی بودن ارزش تأمین معرفی شده که می‌تواند با رجوع به کارشناس انجام شود دستور بازداشت مال را در ازای میزان تأمین صادر نماید».[188] در این خصوص برخی از حقوقدانان معتقدند که، دادگاه می‌تواند از خواهان علاوه بر وجه نقد، وثیقه ملکی، ضامن معتبر، اوراق بهادار یا ضمانت‌نامه بانکی اخذ نماید.[189] بهر حال، با توجه به موارد ذکر شده، نوع تأمین مأخوذه منحصر به تودیع وجه نقد نخواهد بود و دادگاه می‌تواند عنداللزوم هر نوع مال دیگری را اعم از منقول و غیرمنقول به عنوان تأمین موضوع ماده 319 ق.آ.د.م قبول نماید.
بند سوم: مهلت تودیع تأمین
ماده 319 ق.آ.د.م با وجود تجویز اخذ تأمین مناسب از خواهان، مدت یا مهلتی را که خواهان باید در طی این مدت، تأمین مورد نظر دادگاه را تودیع کند، پیش بینی نکرده و همین سکوت موجب ابهاماتی برای دادگاه ایجاد نموده چه از ظاهر این مستند قانونی بر می‌آید که خواهان در جهت تودیع تأمین مقید به رعایت مهلت و انجام دستور دادگاه در مدت خاصی نبوده و در هر زمانی که اراده نمود می‌تواند تأمین مورد نظر را تودیع و دستور دادگاه را اجرا نماید. در این خصوص برخی از صاحبنظران مطرح حقوق، با این استدلال مخالفت نموده و آن را مغایر با طبع و ماهیت دادرسی فوری دانسته‌اند و از سوی دیگر، چنانچه تقاضای دستور موقت قبل از طرح دعوی اصلی تقدیم شده باشد قبول چنین درخواستی موجب بلاتکلیفی و سرگردانی پرونده در مدت نامعلومی می‌گردد.[190]
البته برخی از حقوقدانان به جهت عدم تعیین مهلت قانونی از سوی قانونگذار از جهت تودیع تأمین موضوع را مشمول ماده 442 ق.آ.د.م تلقی و تعیین مدت تودیع را به عهده دادگاه قرار داده‌اند.[191]
گفتار چهارم: ویژگیهای اساسی دستور موقت با سایرنهادهای مشابه
در گفتار حاضر به بررسی ویژگیهای اساسی دستور موقت که در سه بند خلاصه می‌شود می‌پردازیم بند اول را به تبعی و موقتی بودن دستور موقت، بند دوم را به لزوم فوریت و اخذ تأمین در صدور دستور موقت، در بند سوم به عدم رفع دستور موقت با صدور رأی مرحله نخستین و در بند چهارم (بند آخر) به لزوم تأیید رئیس حوزه قضایی در اجرای دستور موقت اختصاص خواهیم داد.
بند اول: تبعی و موقتی بودن دستور موقت
اولین ویژگی اساسی دستور موقت با سایر نهادهای مشابه تبعی و موقتی بودن دستور موقت است که در دو قسمت جداگانه به آن خواهیم پرداخت.
1- تبعی بودن دستور موقت
دستور موقت بنابر مواد 311 و 318 ق.ج.آ.د.م اقدامی است که به تبع اصل دعوا یا پیش از اقامه دعوا یا در ضمن اقامه دعوا یا پس از آن درخواست میشود. بنابراین دادرسی فوری و دستور موقت برای رسیدگی فوری به اصل دعوا و صدور حکم فوری تاسیس نشده بلکه اقدامی است که در حاشیهی اصل دعوا انجام میشود. تبعی بودن دستور موقت دارای آثار زیر میباشد:
الف) اصل دعوا باید مطرح شده یا قابل طرح باشد: یعنی دستور موقت در صورتی میتواند درخواست و صادر شود که اصل دعوا مطرح شده و یا قابل طرح باشد.
ب) خواسته دستور موقت باید متناوب از خواستهی دعوا باشد.
2- موقتی بودن دستور موقت
در قانون آیین دادرسی مدنی ایران دستور موقت نباید اقدامی را به گونهی همیشگی، مقرر دارد یا اقدامی را مقرر نمود که ماهیتاً همیشگی است. و نیز مطابق ماده 489 قانون قانون آیین دادرسی فرانسه[192] این قرار به صورت موقتی قابل اجرا است ولی قاضی می‌تواند اجرای موقتی آن را موکول به ایداع تأمین مقتضی (به کیفیت مواد 517 الی 522)، کند.
بند دوم: لزوم فوریت و اخذ تأمین در صدور دستور موقت
به موجب ماده 310 ق.ج.آ.د.م در اموری که تعیین تکلیف آن فوریت داشته باشد دادگاه دستور موقت را صادر میکند. بنابراین درخواست دستور موقت در صورتی میتواند به نتیجه مطلوب برسد که دادگاه فوریت را احراز نماید.
مطابق ماده 319 ق.آ.د.م دادگاه مکلف است برای جبران خسارت احتمالی که از دستور موقت حاصل میشود از خواهان تأمین مناسبی بگیرد.
بند سوم: عدم رفع دستور موقت با صدور رأی مرحله نخستین
به موجب ماده 324 و 325 ق.آ.د.م دستور موقت با صدور رأی نخستین حتی اگر علیه خواهان باشد منتفی نمیشود بلکه تا صدور رأی نهائی علیالقاعده پابرجا میماند و بنابر ماده 319 ق.آ.د.م دادگاه مکلف است برای جبران خسارت احتمالی که از دستور موقت حاصل میشود از خواهان تأمین مناسبی بگیرد. مگر این که در دادگاه تجدید نظر با اعتراض طرف فسخ شود. برای مثال دستوری که دادگاه در دعاوی تصرف بر جلوگیری از ایجاد آثار تصرف و یا… صادر مینماید با صدور رای به رد دعوا مرتفع میشود مگر این که مرجع تجدید نظر دستور مجددی در این خصوص صادر نماید.
بند چهارم: لزوم تأیید رئیس حوزه قضایی در اجرای دستور موقت
بنابر ماده 325 ق.آ.د.م اجرای دستور موقت مستلزم تأیید رئیس حوزهی قضایی است در حالی که نهادهای مشابه این ویژگی را ندارند.[193]
گفتار پنجم: آثار دستور موقت
بنا به تصریح ماده 310 ق.آ.د.م که مقرّر می‌دارد: «در اموری که تعیین تکلیف آن فوریت دارد، دادگاه به درخواست ذینفع برابر مواد زیر دستور موقت صادر نماید». آثار دستور موقت بسته به اینکه خواهان پس از صدور قرار، دادخواست ماهیّتی (اصلی) را تقدیم مرجع صالح بنماید یا ننماید و یا بسته به اینکه در دعوی مطروحه محکوم ‌له واقع شده یا محکوم‌ علیه، متفاوت است. لذا، این موارد را در بندهای مختلف مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد.
بند اول: صدور دستور موقت در حین دادرسی
مطابق مواد 318 و 319 ق.آ.د.م خواهان می‌تواند پس از اقامه دعوی اصلی تقاضای صدور دستور موقت را نماید. حال، فرض نمایید که خواهان تأمین مناسب را تودیع و گواهی تقدیم دادخواست را به دادگاه صادر کننده دستور موقت تسلیم نموده، امّا از آنجا که صرف صدور دستور موقت تأثیری در اصل دعوی ندارد و همیشه احتمال شکست یا پیروزی خواهان قابل تصور است و این موارد فروضی را به دنبال خواهند داشت. در موارد ذیل به تحلیل هر یک از فروض فوق خواهیم پرداخت.
1- محکوم له واقع شدن خواهان
هرگاه حکم نهائی مبنی بر حاکمیت خواهان در دعوی باشد و خوانده محکوم‌ به بی‌حقی گردد تأمین خواهان باید آزاد گردد و بنابراین موجبی برای توقیف آن تأمین نمی‌باشد در واقع می‌توان گفت تکلیف مشخص می‌باشد.
2- محکومیت خواهان و مطالبه خسارت
اگر متقاضی دستور موقت در دعوی شکست خورده باشد قانون در صورتی او را مکلف به جبران خسارت می‌داند که ادعای او به موجب رأی نهائی رد شده باشد.[194] در این صورت جبران خسارت از محل تأمین مأخوذه به خوانده پرداخت می‌شود. امّا این جبران خسارت به خودی ‌خود صورت نمی‌گیرد بلکه طبق ماده 324 ق.آ.د.م متضرّر باید ظرف مدت یک ماه از تاریخ ابلاغ رأی نهائی برای مطالبه خسارت اقدام نماید، در غیر این صورت از مال مورد تأمین رفع توقیف به عمل می‌آید.
دکتر علی مهاجری در خصوص رأی قطعی و رأی نهایی تمایز قائل شده و اذعان می‌دارد: «هر رأی نهایی رأی قطعی است ولی هر رأی قطعی رأی نهایی نیست، رأی نهایی رأیی است که تمام مراحل تجدیدنظر و فرجام و اعاده دادرسی را طی کرده یا مواعد مربوط به آن سپری شده باشد ولی رأی قطعی رأی است که یا از ابتدا غیرقابل تجدیدنظر صادر شده و یا دارای قابلیت تجدیدنظر بوده ولی با انقضای موعد تجدیدنظر خواهی و عدم اعتراض، یا تأیید در دادگاه تجدیدنظر قطعیت یافته است».[195]
بند دوم: رفع اثر و الغای دستور موقت
دستور موقت مانند دیگر قرارهای دادگاه تا وقتی که به حکم قانون از آن رفع اثر و یا الغاء نشود به قوت خود باقی خواهد ماند بنابراین، در موارد ذیل از دستور موقت رفع اثر و یا دستور موقت الغاء می‌شود:
1- سپردن تأمین توسط خوانده
در صورتی که شخص خوانده تأمینی بدهد که متناسب با موضوع دستور موقت باشد دادگاه در صورت صلاحدید، از دستور موقت رفع اثر خواهد نمود، گاهی تأمین مأخوذه با موضوع دستور موقت تناسب دارد امّا به نظر و صلاحدید دادگاه رفع اثر را درست نمی‌داند. (رک ماده 321 ق.آ.د.م)
مثلاً: «هرگاه دستور موقت بر منع زن از ازدواج، در دعوی بطلان طلاق صادر شده باشد زیرا در این مورد نه امکان اخذ تأمین متناسب با موضوع دستور موقت وجود دارد و نه مصلحت ایجاب می‌کند که تا تعیین تکلیف نبست به دعوی طلاق از ازدواج زن، ممانعت شود».[196]
2- استرداد دادخواست
استرداد دادخواست نیز یکی از مواردی است که باعث رفع اثر یا لغو می‌گردد به این صورت که پس از صدور قرار دستور موقت، خواهان طی لایحه‌ای درخواست استرداد دادخواست خویش را از دادگاه صادر کننده قرار خواستار می‌شود و دادگاه نیز قرار ابطال دادخواست را به استناد (بند الف ماده 107 ق.آ.د.م) و قرار رد دعوی را با توجه به (بند ب ماده 107 ق.آ.د.م) و قرار سقوط دعوی را به موجب (بند ج ماده 107 ق.آ.د.م) صادر و بنابراین، این موارد موجب لغو دستور موقت خواهند شد.
3- قرار رد دفتر
در این حالت، فرض آن می‌باشد که خواهان در مهلت مقرّر (بیست روز) دادخواست اصلی را (با داشتن نقص) به مدیر دفتر دادگاه تقدیم نماید و اگر خواهان ظرف مدت معینه (ده روز) مبادرت به رفع نقص ننماید، مدیر دفتر دادگاه طی قراری مبادرت به قرار رد دادخواست وی می‌‎نماید و در صورت قطعیت قرار و عدم تقاضای خوانده در جهت مطالبه تأمین در ظرف مدت یک ماه تأمین مأخوذه به خواهان مسترد می‌شود.
فصل سوم: تأمین‌های پشتیبان دفاع
(تأمین دعوای واهی و اتباع بیگانه)
مبحث اول: تأمین دعوای واهی (بی اساس)
یکی دیگر از مباحثی را که در آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 مطرح گردیده، موضوع اخذ تأمین در دعوی واهی یا دعوی بی‌اساس می‌باشد که یکی از موارد تأمین‌های پشتیبان دفاع محسوب می‌شود و منظور از آن جلوگیری و از بین بردن یکسری دعاوی که اقامه آن با نظر سوء از جانب خواهان بوده و قانونگذار در ماده 109 ق.آ.د.م به این موضوع پرداخته و در این خصوص خوانده می‌تواند در جهت جلوگیری از اقامه این قبیل دعاوی با ارائه دلایل و مدارک محکمه ‌پسند به دادگاه از وی تقاضای تأمین مناسب نماید. صرفنظر از سکوت مقنّن، در نوع و مدت تأمین تنها در خصوص تأدیه خسارت، اظهارنظر نمود. بر این اساس، این مبحث شامل چهار گفتار خواهد بود که در گفتار اول، تعریف و تاریخچه دعوی واهی و در گفتار دوم، فلسفه و موارد آیین سپردن تأمین و در گفتار سوم نوع، میزان و مهلت پرداخت تأمین و در گفتار پایانی، آثار و ضمانت اجرای صدور قرار تأمین مورد بررسی و مطالعه قرار خواهد گرفت.
گفتار اول: تعریف و تاریخچه دعوی واهی
در گفتار مزبور به دو بند تقسیم، بند اول به تعریف لغوی و بند دوم به تاریخچه دعوی واهی می‌پردازیم.
بند اول: تعریف لغوی
کلمه واهی در لغت به معنای «سست، ضعیف، بی‌بنیان» آمده است.[197] در خصوص، معنای اصطلاحی نویسندگان آیین دادرسی مدنی تعریف خاصی از آن ارائه ننموده اند.
بند دوم: تاریخچه دعوی واهی
«تأمین دعوی واهی در قانون آیین دادرسی مدنی 1318 پیش بینی نشده بود و در سال 1339 بر اثر کثرت دعاوی بی‌اساس که عموماً از روی سوء نیت و سوء استفاده از دستگاه قضایی اقامه می‌شد و وقت دادرسان را تلف می‌کرد، پیش‌بینی شد».[198] در این حالت در مواردی خوانده حق داشت، از دادگاه صالح به رسیدگی، درخواست نماید قبل از اینکه دعوای اصلی را رسیدگی نماید، خواهان را به تودیع تأمین بابت خسارت هزینه دادرسی و حق الوکاله‌ای که احتمال محکوم شدن وی در آینده می‌رود، ملزم نماید. این تأمین در عمل «تأمین دعوای واهی» خوانده شد.
گفتار دوم: فلسفه، موارد و آیین دریافت تأمین
گفتار حاضر به سه بند تقسیم شده است بند اول به فلسفه تأمین، بند دوم به موارد دریافت تأمین و در بند سوم به آیین سپردن تأمین بصورت تفصیلی خواهیم پرداخت.
بند اول: فلسفه تأمین
مقنّن در ماده 109 ق.آ.د.م مقرر می‌دارد: «در کلیه دعاوی مدنی… خوانده می‌تواند برای تأدیه خسارات ناشی از هزینه دادرسی و حق الوکاله که ممکن است خواهان محکوم شود از دادگاه تقاضای تأمین نماید و دادگاه در صورتی که تقاضای مزبور را با توجه به نوع و وضع دعوا و سایر جهات موجه بداند، قرار تأمین صادر می کند و تا وقتی که خواهان تأمین ندهد، دادرسی متوقف خواهد ماند و در صورتی که مدت مقرر در قرار دادگاه برای دادن تأمین منقضی شود و خواهان تأمین ندهد به درخواست خوانده قرار رد دادخواست خواهان صادر می‌شود». مطابق این ماده خوانده می‌تواند برای جلوگیری از خسارت دعوای واهی از خواهان تأمین مناسب اخذ نماید و دادگاه در صورت موجه بودن دلایل خوانده، قرار تأمین را صادر خواهد نمود. شاید برخی اوقات، هدف خواهان از طرح دادخواست احقاق حق و یا اثبات آن نباشد، بلکه شاید قصد اذیّت و آزار خوانده و غرض ورزی و مختل کردن روند دادرسی دادگاه داشته باشد. بنابراین، در تبصره ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی در جهت جلوگیری از دعاوی بیهوده و بی‌اساس که منجر به افزایش مراجعات مردم به محاکم گردید، این راه حل را اندیشیده است که در صورتی که خواهان برای فرار از انجام تعهد خود و یا تأخیر در انجام آن و اذیّت خوانده بوده باشد، در صورتی که این موارد برای دادگاه محرز گردد خواهان را به سه برابر هزینه دادرسی به نفع دولت محکوم کند. بنابراین می‌توان گفت فلسفه اخذ تأمین در دعاوی واهی جلوگیری از طرح دعاوی بیهوده و تضمینی برای جبران خسارت وارده به شخص خوانده می‌باشد.[199]
بند دوم: موارد دریافت تأمین
ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می‌دارد: «در کلیه دعاوی مدنی اعم از دعاوی اصلی یا طاری و درخواست مربوط به امور حسبی … خوانده می‌تواند…»
1- تقاضای خوانده (خوانده باید درخواست تأمین دعوی واهی کند): دادگاه رأساً تکلیفی در این مورد ندارد تا زمانی که تقاضای خوانده برای تأمین در دادرسی عادی با اولین لایحه و در دادرسی اختصاری در اولین جلسه مطرح گردد. زیرا این تأمین از اتباع بیگانه و از ایرادات محسوب است چنان که ماده 225 مکرر قانون آیین دادرسی مدنی می‌گوید: «در کلیه دعاوی مدنی اعم از دعاوی اصلی یا طاری و درخواستهای مربوط به امور حسبی … مدعی علیه می‌تواند برای تأدیه خساراتی که از بابت هزینه دادرسی و حق الوکاله ممکن است مدعی محکوم شود از دادگاه تقاضای تأمین نماید…»
2- واهی بودن دعوی خواهان: وقتی تقاضای تأمین مؤثر می‌باشد که دعوی مطروحه بی‌اساس باشد تشخیص واهی بودن با دادگاه مرجع رسیدگی است که باید جهات بسیاری را در نظر بگیرد و قبل از تصمیم در اساس دعوی نسبت به آن توجه کند. که از روی اوضاع و احوال دعاوی یا اشخاصی که با طرح دعاوی بی‌اساس می‌خواهند مقاصد نامشروع خود را اعمال کنند، آن را احراز کرده تأمین و میزان آن را معین می کند چنان که ماده 225 مکرر می‌گوید: «… دادگاه در صورتی که تقاضای مزبور را با توجه به نوع و وضع دعوی و سایر جهات موجه بداند قرار تأمین صادر می کند…»
3- از مواردی که قانون امور حسبی مراجعه به دادگاه را لازم دانسته، نباشد: منظور این است که اقامه دعوی اصولاً از سوی خواهان صورت می‌گیرد اما قانون در مواردی به طور استثنائی به خوانده اجازه داده است که خواهان یا خواهانهای فرضی و احتمالی خود را در مهلت معینی از دادگاه به اقامه دعوی دعوت کند چنانچه خواهان در مهلت مذکور در دادگاه حاضر نشود و دفاعی نکند، حقوق او ساقط خواهد شد. این موارد را موارد تحریک نیز می‌گویند.[200] مواردی که تکلیف قانونی برای دادخواهی بجای اختیار وجود دارد دیگر گرفتن تأمین بی‌معنی است.[201]
بند سوم: آیین سپردن تأمین
در این نوع تأمین نیز مانند موارد قبل گرفتن تأمین از خواهان مستلزم درخواست خوانده است، بنابراین دادگاه نمی‌تواند رأساً عمل کند. اگر چه زمان درخواست تأمین در قانون پیش‌بینی نشده، اما نمی‌توان درخواست تأمینی که در اثنای دادرسی، پس از دفاع‌های دیگر خوانده، مطرح شده را پذیرفت قرار رد دادخواست، که در ماده قانون آیین دادرسی مدنی آمده، این امر را تأیید می کند.[202] در این نوع تأمین باید گفت لزومی به تودیع هزینه دادرسی از سوی وی نمی‌باشد و هیچ مبلغی بابت خسارت احتمال از خوانده دریافت نمی‌شود. بنابراین دادگاه با بررسی چنانچه تقاضای خوانده را بپذیرد، قرار تأمین را صادر می کند.
گفتار سوم: نوع، میزان و مهلت پرداخت تأمین

برای

نظر دهید »
بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با اندیشه¬های عرفانی مولانا- قسمت ۶
ارسال شده در 25 فروردین 1400 توسط نجفی زهرا در بدون موضوع

فصل چهارم:

 

تجزیه و تحلیل ابیات ملاپریشان

 

۴-۱- خداشناسی از دیدگاه ملاپریشان

 

۴-۱-۱- بِسْمِ الله

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مِن ژَ بِسْمِ الله، مِن ژَ بِسْمِ الله ابتدا مَکَم، مِن ژَ بِسْمِ الله

۱) ترجمه بیت: من با (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ) من با (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ) شروع میکنم من با بسم الله الرحمن الرحیم (به نام خداوندبخشنده‌ی مهربان کارخودراشروع می‌کنم).
۲) نکات بلاغی: مِنْ ژَ بِسْمِ الله‌: ردیف‌، صنعت تکراروتلمیح دارد، لفظ مبارک‌(اللّه) به عقیده گروهی ازمفسّران ومتکلّمان واهل لغت{اِلاه}بوده است: {ال+الاه= اللّه}. «اشاره به حدیث معروف پیامبراکرم (ص): «کُلُّ امرٍذی بالٍ لَمْ یُبْدأُ بِبسمِ اللِه فَهُوَابتر». هرکار مهمی که بی ذکرنام خداوند آغازشود ناقص می‌ماند». (ثروتیان، ۱۳۷۹: ۴۵)
۳) شرح مفاهیم عرفانی: «کار خود را با «بِسْمِ اللَّهِ»آغازمی‌کنم به نام خدایی که سبب واجب الوجود بودن وداشتن جمیع صفات کمال است وسزاوارپرستش وعبودیّت است. «الرَّحْمَنِ»: برجمیع مردم ازجهت افاضه‌ی وجود وحیات است و «الرَّحِیمِ»: رحمت دائمی خداوندازجهت کمال معنوی و روحی است».(معینیان، ۱۳۸۷: ۲۴)، «{ با } دراوّل «بِسْمِ الله» باسم بوده است والف می‌افتد و بسم می‌شود و برای آن دو معنا گفته‌اند: یکی {ابتدا} یعنی آغاز کردن و دیگری {استعانت} یعنی یاری جستن. اسم: کلمه‌ای که برای نامیدن هر چیزی به کار میرود تمام حقایقی که ازدسترس حواس انسان بیرون باشد. و الله: اصل آن{اَلْا لِه} بوده که به خاطراستعمال زیاد (الله) شده است؛ یعنی ذاتی که کمال مطلق است و شایسته پرستش وجامع ترین اسم خداونداست.» (همان: ۲۶)، انسان در ابتدای هرکاری که می‌خواهد انجام دهد، با کلماتی زیبا وآرامش دهنده شروع می‌کند، تا روحش لطافت یابد وآن کاربه ضَمَش زیبا جلوه کند. «مردم عملی راکه می‌خواهندآغازکنند، عمل خودرا با نام عزیزی ویابزرگی آغازمی‌کنند، تابه این وسیله مبارک وپراثر شود و آبرویی و احترامی بخود بگیرد». (طباطبایی،۱۳۷۰: ۲۶)، «می‌توانیم بگوییم حرف (باء)که در اوّل «بِسْمِ الله» است، ازمیانه معناهایی که برای آن آمده است، معنای ابتداءِ با این معنایی که ما ذکرکردیم مناسب‌تر است. درنتیجه معنای جمله این می‌شود: که(به نام خدا آغازمی‌کنم».(همان، ۱۳۷۰: ۲۷)،«امام رضا(ع) درمعنای «‌بسم الله »می‌فرماید: معنایش این است که من خود را به داغ وعلامتی ازعلامت‌های خدا داغ می‌زنم، وآن داغ عبادت است تا همه بدانندمن بنده چه کسی هستم». (طباطبایی،۱۳۷۰:۴۰)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

گفت بسم الله بیا تا اوکجاست پیش درشوگرهمی گویی توراست

(مثنوی۱/۱۲۰۷)
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ) یک آیه‌ی کامل قرآن است غیرازسوره‌ی توبه تمام سوره‌های قرآن با این آیه مبارک زینت یافته است، هیچ کلامی بدون آن زینت نخواهدداشت؛ زیرا نویسنده وگوینده آن را مایه‌ی برکت ورحمت حق می‌داند. زیرا سخن ونوشته بدون نام خداوند و بدون این آیه زیبا ناقص وبی‌سرانجام خواهدبود، درکلام وحی به شروع زندگی به نام خداوند سفارش فراونی شده است. من جمله آیات(۸) سوره المزمل: (وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا﴾ و آیه(۲۵) سوره الانسان: (وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَهً وَأَصِیلًا﴾ والاحزاب آیه(۴۲)(وَسَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَأَصِیلًا﴾ وحضرت امام رضا می‌فرمایند: هربنده‌ای بسم الله گوید: داغ بندگی خداوندبرچهره دارد وکسی که داغ عبودیت حق برچهره دارد ازکسان وعزیران وی خواهدبود. (ر.ک، فتح الهی وسپه وندی، ۱۳۸۹: ۸۳ و۸۴)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پَـریِشَـان نَـامـَه ذِکـْرَمَـکمَ لِلّه نَه اَرایْ هَرکَس، پِی فَنَایِ فِی اللّه

۱) ترجمه بیت: پریشان نامه را برای ذکرخداوند شروع میکنم نه برای هرشخصی، بلکه برای اشخاصی که در راه خدا فنا شده اند.
۲) نکات بلاغی و دستوری: الله با الله: ردیف‌، واج آرایی الف، مَکَم: می‌کنم فعل مضارع اخباری است، اَرایْ: برای، «فنافی الله: [فناء]۱- مص ل. سپری شدن، نیست گردیدن. ۲- اِمص نیستی، زوال، نابودی. فنا: به فتح اول، درلغت به معنی نیستی ونابودی است.» (معین، ۱۳۸۳)
۳) شرح مفاهیم عرفانی: فنا:«فنا در اصطلاح عاشقان راه عشق راگویند وذاکران راه ذکرگویند. دراصطلاح صوفیان فناء: سقوط اوصاف مذمومه است، فناء دیدن بنده است خدای را درهمه چیز». (گوهرین، ۱۳۸۲: ۳۵۰)، درمثنوی، فناء: آخرین مرحله است که سالک درطی طریقت به آن می‌رسد وغرض وهدف ازسلوک هم رسیدن به این مرتبه است، که با سیرالی الله خاتمه می پذیرد، وسیرفی الله با رسیدن به مقام بقا واتصال به حق شروع می‌شود. یعنی طریقت را تمام می‌کند و به حقیقت می پیوندد، ودراین مرحله است که به عین‌الیقین درمی‌یابدکه هرچه هست فانی است ودرواقع وحقیقت جزوجودحق درهستی وجود دیگری نیست. دراینجاست که به توحید وجودی که هدف اساسی سلوک است می‌رسد. (ر.ک، همان، ۱۳۸۲: ۳۵۹-۳۶۰)، al-fana)): «‌الفناء، استهلاک، محو، درتصوف به فنای غایت فردی درحالت وحدت الهی اطلاق می‌شود. ضدالبقاء قرآن درسوره الرحمن آیات(۲۶و۲۷)می‌فرماید: (کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ،وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ﴾». (بورکهارت تیتوس، ۱۳۸۹: ۱۳۸)، سلوک: یک لغت عربی است درمعنی پیروی کردن ازراه ورسم عادت کسی، درمعنی عرفانی طی مدارج خاص ازطرف سالک برای رسیدن به مقام وصل وفناء است. آن شامل: توبه، مجاهده، خلوت، عزلت، ورع، زهد، صمت، خوف، رجاء، حزن، جوع، ترک شهوت، خشوع وتواضع است. سلوک: یعنی طی مراحل ظاهرویا باطن سلوک وهمان رفتنی خاص است که ازسیر الی‌الله شروع می‌گرددو به سیرفی الله می‌رسد، امّا سیرالی الله نهایت دارد وسیرفی الله نهایت ندارد. همچنین رفتن ازحالت‌های بد به حالت‌های خوب، ترک افعال بد ورسیدن به افعال خوب یعنی؛ عارف بایدچنان دیدی داشته باشدکه ازهستی خود بمیرد وفناگردد، ودرهستی خداوندرا بیابد وبه کمال برسد. سالک نباید نیت او درریاضت ومجاهدت طلب خداوندباشد: زیرا می‌داندکه تمام هستی به سوی او برمی‌گردد، بنابرسوره‌ی بقره آیه‌ی (۱۵۶) می‌فرماید: (إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ﴾ وسالک نبایدطلب طهارت و اخلاق نیکوکند بلکه باید طلب کشف و ظهورنماید، کاریک سالک ریاضت ومجاهدت است تا آدم شود و مراتب انسانی را دریابد و مراتب انسانی دروی ظاهرگردد. (ر.ک، سجادی، ۱۳۸۹: ۴۷۵)،ازاین بیت ملاپریشان این نتیجه گرفته می‌شود: که ایشان هدف خود را از سرودن این منظومه بیان مراحل سیروسلوک عرفانی برای اهل معنی درزمان خودش می‌باشد.
مولوی نیز در ابتدای دفتر دوّم مثنوی شریف روح را صیقل ارواح خوانده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مثنوی که صیقل ارواح بود بـازگـشتش روز اِستفتـاح بـد

(مثنوی۲/۶)
مولوی در دفترسوم کتاب شریف مثنوی را محسود حاسدان خوانده است و طاعنان به مثنوی را مورد ملامت قرارمی دهد ودفتر ششم مثنوی را دکان فقر خوانده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیش ازآن که کین قصّه تا مخلص رسد دود و گنـدی آمـداز اهـل حـسد

(مثنوی۳/۴۲۳۰)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حق انحصاری © 2021 مطالب علمی گلچین شده. کلیه حقوق محفو

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 189
  • 190
  • 191
  • ...
  • 192
  • ...
  • 193
  • 194
  • 195
  • ...
  • 196
  • ...
  • 197
  • 198
  • 199
  • ...
  • 346
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اخبار اقتصادی و علمی، آموزش های کاربردی

 بهبود سئو تکنیکال
 درآمد فریلنسری طراحی
 گروه شکاری Hound
 لوازم عروس هلندی
 رازهای سئو فنی
 کرم قلب سگ
 سگ پاکوتاه آپارتمانی
 بی حالی گربه
 غذای خانگی سگ پامرانین
 افزایش فروش گیفت کارت
 آموزش چت جی پی تی
 بیان احساسات در رابطه
 ویژگی های زن مناسب
 درآمد از محصولات فیزیکی
 ویژگی های دختر خوب
 تغذیه بچه خرگوش
 کمپین های تخفیف موفق
 افزایش فروش اشتراک
 گربه ببری و مراقبت
 فروش تم گرافیکی
 درآمد نویسندگی
 برنج مناسب سگ
 تولید محتوای اسپین
 فروش محصولات دست ساز
 درآمد از اپلیکیشن ها
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

  • پایان نامه مدیریت درباره خصوصیات شغلی و تعهد سازمانی
  • تاثیر سیستمهای حسابداری مدیریت بر سرمایه های فکری در سازمان تامین اجتماعی 93- قسمت 21
  • دانلود پایان نامه و مقاله – بند اول: استثنای مشروعیت کاربرد‌ سلاحهای هسته‌ای در حقوق بشردوستانه – 5
  • بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و تأمین مالی و سرمایه¬گذاری در شرکت¬های پذیرفته شده در بورس ارواق بهادار تهران- قسمت ۵
  • مطالب پایان نامه ها درباره بررسی جرم بغی از دیدگاه مذاهب خمسه و تطبیق آن با حقوق موضوعه- ...
  • مداخلات اجتماعی دراحیاء بافت فرسوده شهری- قسمت ۵
  • بررسی رابطه نگرش مذهبی با کاهش تعارضات زناشویی در زنان- قسمت ۲
  • بررسی تاثیر شیوه های مالی بر میزان سودآوری شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۱۲
  • تحلیل فقهی و حقوقی امر به معروف و نهی از منکر در سیاست کیفری اسلام- قسمت ۱۰
  • آثار ناشی از فسخ قرارداد پیمانکاری- قسمت ۴
  • بررسی لقطه از دیدگاه مذاهب پنج گانه- قسمت ۵
  • بررسی گسیختگی پیش‌رونده ناشی از خرابی مهاربند در قاب‌های فولادی مهاربندی شده EBF- قسمت ۲
  • بررسی میزان بروز خشونت نسبت به پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر رشت و عوامل مرتبط از دیدگاه آنان سال ۱۳۹۱- قسمت ۴
  • " دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | گفتار دوم: توصیه به عفت – 10 "
  • راهنمای نگارش پایان نامه و مقاله درباره جایابی بهینه خازن و مولد تولید پراکنده برای کاهش نرخ ...
  • مطالعه تطبیقی اضطرار در حقوق کیفری ایران و فرانسه- قسمت ۷
  • تحلیل گفتمان جنگ و رابطه آن با سینما در سه دهه بعد از انقلاب ایران (با تاکید بر آثار حاتمی کیا)- قسمت ۳
  • تحقیقات انجام شده درباره مقایسه عملکرد عصب روانشناختی قطعه پیشانی در بیماران اسکیزوافکتیو با مبتلایان ...
  • بررسی تحلیل محتوای کتب علوم تجربی دوره ابتدایی به روش ویلیام رومی درسال تحصیلی (۸۸-۱۳۸۷)- قسمت ۹
  • نگارش پایان نامه درباره گرایش به دموکراسی و عوامل اجتماعی آن- فایل ۱۲۳
  • بررسی روش‌های اقتباس از داستان‌ دینی برای تبدیل به فیلمنامه؛ با تکیه بر فیلمنامه چهل‌سالگی(نوشته مصطفی رستگاری) و داستان پادشاه و کنیزک (مثنوی معنوی)۹۴- قسمت ۱۱
  • شناسایی میزان نشاط اجتماعی در بین شهروندان شهر بوشهر- قسمت ۵

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان